اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی- قسمت 2

می¬آید در مرحله¬ای از تعارض قراردارد . آنها ممکن است موضوعات مختلفی مثل انتظارات، نیازها، خواسته¬ها، پول، ارتباط جنسی، بچه¬ها و خویشاوندان را برای تعارض¬شان عنوان کنند(افخمی . همکاران، 1386).

2-2-2- زمینه های تعارض
تعارض، نوعی کشمکش و درگیری است. وقتی برای یکی از همسران، انجام کار، گفتن حرف و یا داشتن فکر و احساس در زمینه‌ مسأله‌ای خاص، مهم و ارزش‌مند باشد و برای دیگری چنین نباشد، همسران دچار اختلاف سلیقه یا اختلاف نظر می‌شوند و این، «تعارض» در ارتباط و فرآیند تفاهم را نشان می‌دهد. ناتوانی در تحمل نظر یا سلیقه‌ی مخالف، می‌تواند پیامدی فراتر از مشاجره‌ ساده و گذرا داشته باشد و مجموعه‌ای از الگوهای رفتاری بین زن و شوهر ایجاد کند که نتیجه‌ی آن خصومت و روابط آشفته باشد. تعارض همسران ممکن است زمینه‌های آشکار یا پنهان داشته باشد؛ که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:
الف. زمینه‌های آشکار تعارض همسران
زمینه‌های آشکار تعارض، در جر و بحث‌های همسران به زبان می‌آید و شناسایی آن به‌دلیل عینی بودن، چندان دشوار نیست؛ که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
– تغییر شخصیتی: ممکن است یکی از زوجین پایداری شخصیت خود را از دست داده و نسبت به سال‌های اول زندگی، واکنش‌های بسیار متفاوت و دور از انتظار بروز دهد.
– پیش‌آمد رویدادهای ناخوشایند: پیش‌آمدهایی نظیر بیماری، سانحه، بیکاری، ورشکستگی و… ممکن است هر دو زوج را بلاتکلیف و سرگردان کرده و روابط را دچار تنش کند.
– کاهش جاذبه‌های ظاهری: با افزایش سن، اضافه وزن، بیماری و… ممکن است از جذابیت‌های زوجین کاسته شود. در ازدواجی که کشش و جاذبه‌ی بدنی هدف بوده است، با گذشت زمان میل زوجین به یکدیگر کاهش می‌یابد.
– مثلث‌سازی با فرزندان: وابستگی و محبت افراطی یکی از زوجین به فرزند ممکن است آن‌ها را از توجه به طرف مقابل غافل کند و موجب اعتراض طرف مقابل شود. والدینی که در مورد تربیت فرزند، رویکرد دوگانه‌ای دارند نیز تعارضات زیادی را تجربه می‌کنند.
– تفاوت‌های اعتقادی- مذهبی: زوج‌هایی که تربیت مذهبی متفاوتی دارند و در خانواده‌هایی با سطح اعتقادی متفاوت رشد یافته‌اند، تعارضاتی در زمینه‌های شرکت در مراسم مذهبی، انجام امور خیریه، انجام وظایف مذهبی و … را تجربه می‌کنند.
– تفاوت آداب و رسوم: رسوم و سنت‌ها در خانواده‌ها و اقوام مختلف متفاوت است. دوران عقد و سال‌های اول زندگی زوجین، اوج تجربه‌ی تعارض به‌دلیل تفاوت‌های فرهنگی است.
– اختلاف نظر در مسایل اقتصادی: مسایل اقتصادی و معیشتی عامل بسیار مهم تعارضات زناشویی است. عواملی نظیر: چگونگی صرف درآمد، چگونگی سرمایه‌گذاری، انتظاراتی که با صرف پول برآورده می‌شود و … از موارد اختلاف برانگیز در روابط همسران است.
– چگونگی تفریح و مسافرت: محل تفریح، زمان سفر، همراهان سفر و تعریف متفاوت زوجین از تفریح و سرگرمی می‌تواند موضوع تعارض همسران باشد (محدپور و همکاران، 1389).
ب. زمینه‌های پنهان تعارض همسران
زمینه‌های تعارض همسران به مسایل مالی، فرهنگی، اعتقادی و امثال آن خلاصه نمی‌شود، بلکه برخی از آن‌ها پنهان است و برای یافتن آن‌ها باید تلاش بیش‌تری کرد. مهم‌ترین زمینه‌های تعارض که بار انتزاعی بیش‌تری دارند، عبارت است از:
– بی‌علاقگی به همسر: بعضی از همسران بدون دل‌بستگی‌های عاطفی به همسر، به‌دلایل شخصی یا اخلاقی، ماندن در زندگی زناشویی را به جدایی ترجیح می‌دهند. گاهی زندگی با فردی که علاقه‌ای نسبت به وی وجود ندارد، آستانه‌ تحمل فرد را کاهش و زمینه‌ی تعارض‌های پی¬درپی را فراهم می‌کند.
– تقسیم نامتوازن قدرت: تقسیم عادلانه‌ی قدرت و اختیار در زندگی زناشویی به توافق می‌انجامد؛ اما تلاش در اعمال قدرت و کنترل وسواس‌گونه‌ همسران، منجر به اختلاف آن‌ها می‌شود.
– بی‌توجهی به نیازهای اساسی: عدم توجه به نیازهای اساسی همسر به‌ویژه نیاز به عشق، نیاز به مهم بودن، آزادی، تفریح و کسب آرامش در محضر خدا، موجب رنجش و ایجاد زمینه‌ی تعارض می‌شود (محمدپور و همکاران، 1389).

2-2-3- الگوهای تعامل زوجین متعارض
1- الگوی سازندهی متقابل : مهمترین ویژگی¬اش این است که الگوی ارتباطی زوجین از نوع برنده – برنده می¬باشد. در این الگو زوجین به راحتی در مورد مسایل و تعارضات خود گفتگو می-کنند و به دنبال راه حل آن بر می¬آیند و از واکنش¬های غیر منطقی، پرخاشگری و … خودداری می-کنند .
2- الگوی توقع / کناره گیری: این الگو شامل دو قسمت می¬باشد :
الف) توقع مرد / کناره گیری زن،
ب ) توقع زن / کناره گیری مرد
در این الگو یکی از زوجین سعی می¬کند در ارتباط درگیر شود در صورتیکه دیگری کناره می¬گیرد. این الگو به شکل یک چرخه بوده که با افزایش یکی، دیگری افزایش یافته و تشدید این الگو منجر به مشکلات دایم زناشویی می¬شود. در این الگو، زوج متوقع فردی وابسته و زوج کناره¬گیر، ترس از وابسته شدن دارد.
3- الگوی اجتناب متقابل: دراین الگو تعارض بین زوجین شدید بوده به گونه¬ای که بحث و جدل به یک الگوی دایمی و مخرب تبدیل شده است و زوجین از برقراری ارتباط با یکدیگر خودداری می-کنند؛ زندگی آنها به شکل موازی با یکدیگر بوده و ارتباطشان در کمترین حد ممکن است یا اصلا وجود ندارد. این الگو از راه رفتارهایی مانند: تغییر موضوع، شوخی کردن، سعی در آرامش بخشیدن، اختلاف ایجاد نکردن، نشان¬دادن عدم تمایل در درگیرشدن در بحث مورد اختلاف و سکوت کردن در مقابل همسر نمایان می¬شود. اختلافات و عدم تفاهم در خانواده امری شایع است و هیچ خانواده¬ای از این امر مستثنی نیست، اما گاهی این اتفاقات به تعارض¬های شدید منجر می¬شود. امروزه خانواده¬ها درگیر انواع گوناگونی از تعارضات و اختلافات شدید هستند که این اختلافات باعث عدم کارکرد خوب و سالم خانواده به عنوان نخستین و قدیمی¬ترین نهاد اجتماعی میشود. نهادی که وظیفه ی اصلی آن ایجاد روحیه و شخصیت سالم است خود به عاملی برای اختلافات عاطفی، رفتاری و شخصیتی تبدیل می¬شود (عبداللهی ، 2005، به نقل از هنر پروران و همکاران، 1390).

2-2-4- دیدگاه¬های تعارض
آنچه که تعارض را ایجاد می¬کند ، وجود نظرات مختلف و بدنبال آن سازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است .درک نظریات مختلف کمک می¬کند تا شیوه های مناسبی را برای حل تعارض انتخاب کنیم. در طول سال¬های اخیر ، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض مطرح شده است:
1- دیدگاه سنتی
از تعارض باید گریخت چراکه کارکردهای زیان¬باری در درون سازمان بجای خواهدگذاشت . دراین دیدگاه تعارض با واژه¬هایی چون ویران¬سازی، تعدی، تخریب و بی¬نظمی مترادف است لذا باید از آنها دوری¬جست.
دیدگاه روابط انسانی: تعارض پدیده¬ای غیرقابل اجتناب و طبیعی است و نمی¬توان آنرا حذف کرد. باید تعارض را فراگرفت ودرصورت امکان آنراحل وفصل کرد .
2- دیدگاه تعاملی
تعارض نه تنها می¬تواند نیروی مثبتی درسازمان ایجاد کند بلکه یک ضرورت بدیهی برای فعالیت¬های سازمانی بشمار می¬رود. ابتدا باید ریشه تعارض که بنیادی است شناخت، سپس درجهت نظم دادن به آن کوشید (رزقی رستمی و آقایار، 1389).
3- تعارض زناشویی از دیدگاه تحولی
از دید تحولی، تعارض زناشویی اساسا، از یک زوج به زوج دیگر نه فقط با توجه به مسایل خاصی که حول آنها تعارض شکل گرفته است بلکه به گو نه¬ای مهمتر با توجه به طول عمر و شدت تعارض متفاوت است . در رویکرد تحولی آنها به تعارض زناشویی، زوج¬ها چهار مرحله را طی می¬کنند که در مرحله اول که موسوم به مخالفت اولیه است هر دو زوج از خانواده خوش کارکردی می¬آیند که فقط استرس اندکی داشته¬اند. در این دوره برنامه¬های آموزشی و پیشگیرانه موسوم به آموزش سیستم¬های خانواده توصیه می¬شود. در مرحله دوم یا تعارض تکرار شونده، درمانگر با حرکت کردن مستقیم به سمت تعارض زناشویی روی راه¬های حفظ رابطه یا آمیزش عاطفی یا هردو کار می¬کند. این ساختار موجب کاهش برانگیختگی هیجانی و اضطراب زوج¬ها می¬شود تا دوباره توجه¬شان را روی خود متمرکز کنند. مرحله سوم یا تعارض شدید ویژه زوج¬هایی است که ادامه ازدواج را بازی مرگ و زندگی می¬دانند، مداخلات سیستمی در این مرحله می¬توانند مفید باشند، و سرانجام، در مرحله چهارم یا رابطه تشدید یافته زوج ها که مشخصه بارز آن “گرفتن وکیل” توسط یکی یا هر دو زوج است، درمان رابطه کارساز نیست و درمان فردی هر یک از زوج¬ها و کمک به اطرافیان آنها مانند والدین و فرزندان، درمان ارجح است (بهاری و همکاران ، 1390).

2-2-5- سبک¬ها واستراتژی¬های مدیریت تعارض
به عقیده گلدفرید (1998) بود یا نبود تعارض نیست که کیفیت ازدواج را تعیین می¬کند بلکه روش اداره موقعیت¬های تعارض آمیز است که کیفیت رابطه زناشویی را تعیین می¬کند. بنابراین، مهارت کلیدی در روابط متعهدانه دراز مدت، مدیریت تعارض است . وقتی تعارض در رابطه زناشویی بروز می¬کند معمولاً طرفین رابطه سعی می¬کنند رفتارها و اقداماتی انجام دهند تا این تعارض از بین برود (رسولی و فلاحت، 1392) .
تجارب، دانش، باورها و ارزش¬های افراد، شیوه¬های مختلفی را برای حل تعارضات پیش روی آنها می¬گذارد . این شیوه ها به سبک ها و تاکتیک های حل تعارض موسومند . سبک های حل تعارض در واقع پاسخ¬های الگوبردار شده هستند که افراد در هنگام تعارض به کار می¬برند و تاکتیک ها در واقع حرکات فردی هستند که افراد انجام می¬دهند تا نظرکلی خود را پیش ببرند. وقتی این تاکتیک ها به دفعات بسیار زیادی به کار می¬روند، تبدیل به سبک یا پاسخ الگوبرداری شده می¬شوند (براکویس، ویل، کالوم ، 2004).
پنج سبک اصلی برای مدیریت تعارض بکار می¬رود . ارائه تمثیل از حیوانات کمک می کند تا تفاوت سبک¬ها را بهتر به یاد داشته باشید:
– مشارکتی یا تشریک مساعی( سبک جغد): انتخاب این سبک به افراد کمک می¬کند تا به گونه¬ای کنار هم کار کنند که همه برنده باشند . یعنی هم روابط با دیگران هم منافع خود مهم می¬باشد و حل تعارض به سود طرفین است، علی¬رغم مزایای این روش، تلف شدن زمان و تضعیف توان و انرژی افراد از معایب آن است. جغد بخاطر دانایی و هوشیاری که دارند این روش را انتخاب می-کنند .
– رقابت¬جویی و زور (سبک کوسه): انتخاب این سبک بدین معناست که فرد به طور یکطرفه علایق و خواسته¬های خود مقدم بر خواسته¬های دیگران می¬داند . این روش ممکن است تعارض را به طور موقت حل کند اما در استفاده از آن باید محتاط بود چرا که ممکن است تعارض را افزایش دهد و بازنده را به اقدامات تلافی جویانه وادار سازد.
– اجتناب یا بی¬تفاوتی (سبک لاک پشت): وقتی افراد احساس می¬کنند هم هدف¬های خودشان هم ارتباط با دیگران برای آنها اهمیتی ندارد ممکن است به راحتی از تعارض کنار بکشند . از این شیوه معمولا زمانی استفاده می¬شود که موضوع پیش پا افتاده و جزئی باشد و درگیر شدن در تعارض به صدمات زیادی منجر شود. البته همانطور که لاک پشت تا ابد نمی¬تواند در لاک خود پنهان بشود اجتناب در تعارض نیز همیشگی باشد.
– گذشت یا تطبیق (سبک خرس کوچولو): افرادی که این سبک را انتخاب می¬کنند از علایق و خواسته های خود می¬گذرند و به دیگران اجازه می¬دهند به خواسته¬هایشان دست یابند . در واقع تمرکز این سبک بر حفظ روابط شخصی با دیگران است. البته ممکن است با این روش ما اعتبار و نفوذ آنی خود را از دست بدهد.
– مصالحه یا توافق (سبک روباه): زمانی از این روش استفاده می¬شود که بدنبال بدست آوردن تمام خواسته¬ها و علایق خود نیستند، یعنی ارضای برخی نیازها برایشان کافی است . در این روش، انعطاف¬پذیری، مبادله و مذاکره جایگاه ویژه¬ای دارند.
انتخاب استراتژی و سبک مدیریت تعارض، بستگی به اعتماد به نفس فرد، میزان شناخت او از خواسته¬ها و اهداف طرف مقابل، میزان اطلاعات موجود و قابل افشاء درباره طرفین و حس همکاری و مشارکت آنها دارد ( رزقی رستمی و آقایار، 1389).
در دسته بندی دیگری برای سبک‌های مدیریت تعارض آنها را به دو دسته : الف: سبکهای مدیریت تعارض غیر موثر و مشکل ساز. ب: سبک مؤثر مدیریت تعارض.
الف- سبک‌های غیرمؤثر و مشکل‌ساز
سبک‌های غیرمؤثر مدیریت تعارض، که موجب بروز مشکلاتی در روابط همسران می‌شود، اَشکال متعددی دارد که شایع‌ترین آن سبک‌های «رقابتی»، «اطاعت و تسلیم» و «اجتنابی» است.
– سبک‌ رقابتی: برای همسرانی که در برخورد با تعارض‌ها از سبک رقابتی استفاده می‌کنند، زندگی زناشویی به مثابه میدان جنگ است. «هدف آن‌ها «کسب قدرت» و «برنده شدن» حتی به قیمت زیر پا گذاشتن حقوق و احترام دیگری است. آن‌ها بدون توجه به نظر همسرشان، به خواسته‌ی‌ خود اصرار می‌ورزند و معمولاً از روش‌های پرخاشگرانه مثل فریاد یا اعمال زور استفاده می‌کنند. پیامد چنین سبکی ایجاد خشم در رابطه است.
– سبک اطاعت و تسلیم: «سلطه‌پذیری» ویژگی همسرانی است که این سبک را در حل تعارض به کار می‌گیرند. آن‌ها هنگام بروز تعارض، از خواسته‌های خود به نفع علایق و نیازهای همسرشان می‌گذرند، به امید آن‌که تعارض خاتمه یابد و آرامش برقرار شود. هدف آن‌ها حفظ رابطه به هر قیمتی است. چنین سبکی ممکن است در کوتاه‌مدت مزایایی داشته باشد، اما پیامد آن احساس ناکامی، سرخوردگی و افسردگی است که در نهایت به ارتباط صدمه می‌زند.
– سبک اجتنابی: «در این سبک، هنگام تعارض، همسران یا موضوع را تغییر می‌دهند و یا به‌طور ساده از آن کناره می‌گیرند و صحنه‌ی تعارض را ترک می‌کنند. حال آن‌که برخورد منفعلانه با تعارض‌ها، نتیجه‌ عکس می‌دهد و موجب بروز تعارض‌های مکرر می‌شود» (محمدپور و همکاران، 1389).
اجتناب همسران از گفت‌وگو در مورد تعارض‌ها، ممکن است به بی‌احساسی آن‌ها نسبت به هم -‌ نه احساس تنفر و نه عشق- منجر شود. بر اساس نتایج یک تحقیق در کشور، وجود تعارض‌های حل نشده موجب افزایش تبادلات رفتاری منفی و کاهش صمیمیت همسران نسبت به هم می‌شود. هم‌چنین اکثر تعارض‌ها در روابط همسران، مربوط به روابط با خانواده‌ی همسر و فرزندان است تا خود زوجین. در مواجهه با تعارض، بیش‌تر همسران، به‌ویژه زنان از روش انفعالی و اجتنابی برای حل تعارض استفاده می‌کنند و روش‌هایی مثل سکوت، فرار، انکار و تحریف، به‌ویژه برای زنان، روش مناسب تلقی شده و اطرافیان نیز به آن توصیه و تشویق می‌کنند (شفیعی‌نیا، 1381).
به باور دیوید اچ اولسون، تعارض انسان‌ها در بسیاری جهات شبیه به عملکرد اتومبیل است. او می‌گوید: «وقتی موتور ماشین در بزرگراه ایراد پیدا می‌کند، نمی‌توانیم به‌راحتی ماشین را رها کنیم و سه روز بعد به آن‌جا برگردیم و انتظار داشته باشیم که ماشین حرکت کند. هم‌چنان ‌که، نمی‌توانیم یک رابطه را به حال خود رها کنیم و موقع برخورد مجدد با آن، انتظار داشته باشیم که مسئله خودبه‌خود حل شده باشد. مسایل به مرور زمان ناپدید نمی‌شوند و بنابراین اگر به مسایل ارتباطی توجه نشود، آن‌ها به‌تدریج بزرگ می‌شوند» (اولسون و همکاران، ترجمه بحیرانی و فتحی، 1388).
ب- سبک مؤثر مدیریت تعارض
سبک تفاهم و تعامل: به باور همسرانی که این سبک را در زندگی مشترک خود به کار می‌برند، اختلاف و تعارض در زندگی زناشویی امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است که باید با همکاری یکدیگر آن را حل کنند. «آن‌ها در کنار توجه به اهداف و علایق خود، به اهداف و خواسته‌های همسرشان نیز اهمیت می‌دهند و به‌هنگام تعارض، به راه حل‌هایی توجه می‌کنند که نیازهای طرفین را بر آورده سازد» (محمدپور و همکاران، 1389 ). روشن است که پیامد چنین سبک سازنده‌ای، رابطه‌ای موفق است.
چنان‌که نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد، «زوجینی که هنگام تعارض و ناسازگاری راه همدلی و محبت را پیش می‌گیرند و مشکل را مشکل هر دو می‌دانند، 34% مخالفت کم‌تری با هم دارند و 58% از ناسازگاری آن‌ها کاسته می‌شود» ( به نقل از دیویس، ترجمه بهاری، 1388).

2-2-6- رویکردهای درمانی به حل تعارض
بمنظور برخورد با تعارضات زناشویی و حل آن ها، رویکردهای درمانی گوناگونی وجود دارد :
1- مدل¬های روایتی و راه حل مدار : در این روش بر روی نقاط مثبت، تشخیص و تعیین راه حل به جای مشکلات، یافتن استثنا در رخدادهای ناگوار و جستجوی دیدگاه ترجیحی افراد، تأکید می¬کند (دوناوان، 2003 ترجمه تبریزی، 1392 ).
2- مدل¬های سیستمی: این مدل تعارض را حاصل تعاملات ناکارساز و ساخت خانوادگی بهم تنیده یا شدیداً گسسته می¬داند و سعی در تغییر جایگاه مرزهای میان افراد در درمان دارد.
3- درمان¬های شناختی- رفتاری: در این مدل علت تعارضات را افکار خودآیند، تحریف¬های شناختی و باورهای غیرمنطقی دانسته و راه درمان را کارکردن بر روی این باورها و افکار بیان می¬کند (بهاری، 1388).
این رویکردها بر حل محتوایی تعارض تأکید بیشتری می¬ورزند، اما به عواطف توجه چندانی ندارند و همین عامل باعث می¬شود تا مشکلات زوجین به صورت موقتی حل شود، اما ماهیت تکرار گونه تعارضات آنها همچنان باقی بماند.
4- امنیت هیجانی: یکی از رویکردهای درمانی برای حل تعارضات زناشویی که از منظر عاطفه به زوجین می¬نگرد، مدل امنیت هیجانی است که برخاسته از نظریه عواطف تامکینز (1962) و نظریه دلبستگی بالبی (1969) است و بر دو حوزه عزّت نفس و دلبستگی تأکید دارد (حکیمی تهرانی، فاتحی زاده، باغبان، احمدی، 1391).
کترال (2007) ارائه دهنده مدل امنیت هیجانی بر این باور است، زیربنای بیشتر تعارضات در روابط صمیمانه احساس رنجش یکی از زوجین است .آنچه در ارتباطات جریحه¬دار می¬شود، احساس مثبت فرد درباره خودش یا دیگری است. زمانی که احساسات مربوط ب

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *