user875

دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی
پایاننامه کارشناسی ارشد در رشته جمعیتشناسی
بررسی ایدهآلهای باروری در بین زنان 49-15 ساله (مطالعه موردی: شهرستان مهر، استان فارس)
به کوشش
رضوان عباسی
استاد راهنما
دکتر علی یار احمدی
153098544767500آذرماه 1393
168338581089500

177863583693000
به نام خدا
اظهارنامه
اينجانب رضوان عباسی (9133346) دانشجوي كارشناسي ارشد رشتهي جمعیتشناسی دانشکده مدیریت، اقتصاد و علوم اجتماعی اظهار ميكنم كه اين پاياننامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهايي كه از منابع ديگران استفاده كردهام، نشاني دقيق و مشخصات كامل آن را نوشتهام. همچنين اظهار ميكنم كه تحقيق و موضوع پاياننامهام تكراري نيست و تعهد مينمايم كه بدون مجوز دانشگاه دستاوردهاي آن را منتشر ننموده و يا در اختيار غير قرار ندهم. كليه حقوق اين اثر مطابق با آيين نامه مالكيت فكري و معنوي متعلق به دانشگاه شيراز است.
نام و نام خانوادگي: رضوان عباسی
تاريخ و امضاء

193103553975000

208343533655000
خداوندا:
به ما توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند، را عنایت فرما.
 
 
 
.
 
1950085508000
تقدیم به
مقدسترین واژهها در لغتنامهی دلم، مادر مهربانم که زندگیم را مدیون مهر و عطوفت آن میدانم؛ پدر، مهربانی مشفق، بردبار و حامی؛ برادران و خواهرانم همراهان همیشگی و پشتوانههای زندگیم.
210248585280500
سپاسگزاری
سپاس خدای را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمتهای او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. سلام و درود بر محمّد و خاندان پاک او.
بدون شک جایگاه و منزلت معلّم، اجّل از آن است که در مقام قدردانی از زحمات بیشائبهی او با زبان قاصر و دست ناتوان چیزی بنگاریم.
اما از آنجایی که تجلیل از معلّم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تأمین میکند و سلامت امانتهایی را که به دستش سپردهاند، تضمین؛ برحسب وظیفه و از باب “من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الّله عزّ و جلّ”: از پدر و مادر عزیزم این دو معلّم بزرگوارم که همواره بر کوتاهی و درشتی من قلم عفو کشیده و کریمانه از کنار غفلتهایم گذشتهاند و در تمام عرصههای زندگی یار و یاوری بیچشمداشت برای من بودهاند؛ از استاد با کمالات و شایسته؛ جناب آقای دکتر علییار احمدی که در کمال سعهی صدر با حسن خلق و فروتنی از هیچ کمکی در این عرصه بر من دریغ ننمودند و زحمت راهنمایی این رساله را بر عهده گرفتند؛ از استاد صبور و باتقوا، سرکار خانم دکتر حلیمه عنایت که زحمت مشاورهی این رساله را متقبل شدند و از استاد فرزانه و دلسوز؛ جناب آقای دکتر جهانگیر جهانگیری که زحمت داوری این رساله را متقبل شدند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
و با تشکر خالصانه خدمت همه کسانی که به نوعی مرا در به انجام رساندن این مهم یاری نمودهاند.
1607185358648000باشد که این خردترین، بخشی از زحمات آنان را سپاس گوید.
 
چکیده
بررسی ایدهآلهای باروری در بین زنان 49-15 ساله
(مطالعه موردی: شهرستان مهر، استان فارس)
به وسیلهی:
رضوان عباسی
هر زوجی دارای باورها و ایدهآلهایی دربارهی بعد خانواده و حتی شمار فرزندان دختر یا پسری است که میخواهند داشته باشند. اندازهی ایدهآل و مورد دلخواه خانواده نزد زوجین تأثیری تعیینکننده بر باروری خواهد داشت. با توجه به اینکه روند کاهش باروری در ایران در طول دو دههی اخیر با تغییراتی در ایدهآلهای باروری همزمان شده است، بنابراین بررسی ایدهآلهای باروری یکی از موضوعاتی است که برای شناخت عوامل مؤثر بر کاهش مستمر باروری در ایران اهمیت دارد؛ از این رو مطالعهی حاضر ایدهآلهای باروری و عوامل مؤثر بر آن را در شهرستان مهر مورد توجه قرار قرار میدهد. هدف اصلی این مطالعه تعیین رابطهی بین سازههای نظریهی رفتار برنامهریزی شده با ایدهآلهای باروری میباشد. با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامهی محقق ساخته، این موضوع در بین 376 نفر از زنان 49-15 ساله با روش نمونهگیری سیستماتیک بررسی شد. یافتهها از عمومیت ایدهآل 2 تا 4 فرزند برای هر زن حکایت دارد که بیانگر بالا بودن ایدهآل باروری در بین زنان شهرستان مهر میباشد. براساس این مطالعه رابطهی ایدهآل باروری با سازههای هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند (P< 0.01) و کنترل اقتصادی درک شده بر روی داشتن فرزند (P< 0.01) معنادار بود اما با سازهی نگرش نسبت به فرزند (P> 0.05) معنادار نبود. نتایج تحلیلهای چندمتغیره نشان داد که هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند، مهمترین متغیر تأثیرگذار بر تعداد ایدهآل فرزند است؛ به طوری که به تنهایی تعیینکنندهی 23 درصد از واریانس تعداد ایدهآل فرزند است. به طور کلی، با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان اظهار کرد که موضوع ایدهآل باروری تا حدود زیادی در قالب نظریهی رفتار برنامهریزی شده قابل تبیین است.
واژههای کلیدی: باروری، ایدهآلهای باروری، زنان، نظریهی رفتار برنامهریزی شده، شهرستان مهر
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u
فصل اول: کلیات 1-1- مقدمه PAGEREF _Toc403933687 h 11-2- بیان مسأله PAGEREF _Toc403933688 h 51-3- اهمیت و ضرورت PAGEREF _Toc403933689 h 61-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc403933690 h 81-4-1- هدف کلی PAGEREF _Toc403933691 h 81-4-2- اهداف جزئی PAGEREF _Toc403933692 h 8فصل دوم: پیشینه تحقیق2- 1- تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc403933695 h 102-2- تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc403933696 h 19فصل سوم: مبانی نظری3-1- نظریهها و مدلهای باروری PAGEREF _Toc403933699 h 303-1-1- تئوری انتقال جمعیتی PAGEREF _Toc403933700 h 303-1-2- تئوری زیستی باروری PAGEREF _Toc403933701 h 313-1-3- تئوریهای اقتصادی باروری PAGEREF _Toc403933702 h 313-1-3-1- نظریه لیبنشتاین PAGEREF _Toc403933703 h 323-1- 3-2- نظریه بکر PAGEREF _Toc403933704 h 33عنوان صفحه
3-1-3-3- نظریه جریان ثروت بین نسلی PAGEREF _Toc403933705 h 333-1-4- تئوریهای اقتصادی- اجتماعی باروری PAGEREF _Toc403933706 h 343-1-5- تئوریهای اجتماعی- فرهنگی باروری35
3-1-6- مدل متغیرهای بینابین PAGEREF _Toc403933708 h 353-1-7- مدل جامعهشناختی باروری PAGEREF _Toc403933709 h 363-1- 8- تئوری رفتار برنامهریزی شده PAGEREF _Toc403933710 h 363-2- چارچوب نظری PAGEREF _Toc403933711 h 413-3- اجزای تئوری رفتار برنامهریزی شده PAGEREF _Toc403933712 h 383-3-1- گرایش و نگرش نسبت به رفتار PAGEREF _Toc403933713 h 383-3-2- هنجارهای ذهنی یا فشارهای اجتماعی PAGEREF _Toc403933714 h 383-3-3- کنترل رفتاری درک شده PAGEREF _Toc403933715 h 393-3-4- قصد رفتاری PAGEREF _Toc403933716 h 393-3-5- رفتار PAGEREF _Toc403933717 h 403-4- مدل مفهومی و تجربی تحقیق PAGEREF _Toc403933718 h 423-5- فرضیههای تحقیق PAGEREF _Toc403933719 h 44فصل چهارم: روش شناسی4-1- روش و تکنیک تحقیق PAGEREF _Toc403933722 h 464-2- ابزار جمعآوری اطلاعات PAGEREF _Toc403933723 h 464-3- جامعه آماری و واحد تحلیل PAGEREF _Toc403933724 h 474-4- حجم نمونه و شیوه نمونهگیری PAGEREF _Toc403933725 h 474-5- پایایی ابزار سنجش PAGEREF _Toc403933726 h 484-6- تکنیکهای آماری تحلیل دادهها PAGEREF _Toc403933727 h 484-7- تعاریف متغیرها PAGEREF _Toc403933728 h 494-7-1- متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc403933729 h 49عنوان صفحه
4-7-2- متغیرهای بینابین PAGEREF _Toc403933730 h 524-7-3- متغیر وابسته PAGEREF _Toc403933731 h 53فصل پنجم: تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc403933733 h 555-1- آمار توصیفی PAGEREF _Toc403933734 h 55HYPERLINK l “_Toc403933735”
5 -2- آمار استنباطی PAGEREF _Toc403933735 h 71
5-2-1- بررسی فرضیهها PAGEREF _Toc403933736 h 715-2-2- تحلیلهای چند متغیره PAGEREF _Toc403933737 h 805-2-2-1- نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره PAGEREF _Toc403933738 h 805-2-2-2- مدل تحلیل مسیر PAGEREF _Toc403933739 h 82فصل ششم: بحث و نتیجهگیری6-1- پیشنهادات PAGEREF _Toc403933742 h Error! Bookmark not defined.6-2- محدودیتها95 PAGEREF _Toc403933743 h Error! Bookmark not defined.فهرست منابعمنابع فارسی PAGEREF _Toc403933745 h 96منابع انگلیسی PAGEREF _Toc403933746 h 100
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1 تحولات شاخصهای باروری و خانوار در ایران (1390- 1355) ………………………………………………………… 4
جدول 4-1 ضریب آلفای کرونباخ مقیاسهای پرسشنامه ……………………………………………………………………………………… 47
جدول 5-1-1 توزیع فراوانی و درصدی سن پاسخگویان ……………………………………………………………………………………….. 55
جدول 5-1-2 توزیع فراوانی و درصدی سن پاسخگویان در اولین ازدواج …………………………………………………………….. 55
جدول 5-1-3 توزیع فراوانی و درصدی مدت زمان ازدواج پاسخگویان …………………………………………………………………. 56
جدول 5-1-4 توزیع فراوانی و درصدی بعد خانوار پاسخگویان …………………………………………………………………………….. 57
جدول 5-1-5 توزیع فراوانی و درصدی تعداد خواهر و برادر پاسخگویان ……………………………………………………………… 57
جدول 5-1-6 توزیع فراوانی و درصدی وضعیت اشتغال پاسخگویان …………………………………………………………………….. 58
جدول 5-1-7 توزیع فراوانی و درصدی درآمد ماهیانه خانواده پاسخگویان ………………………………………………………….. 59
جدول 5-1-8 توزیع فراوانی و درصدی میزان بهرهمندی پاسخگویان از تسهیلات ……………………………………………… 60
جدول 5-1-9 توزیع فراوانی و درصدی تحصیلات پاسخگویان ……………………………………………………………………………… 61
جدول 5-1-10 توزیع فراوانی و درصدی میزان مطالعه پاسخگویان ……………………………………………………………………… 62
جدول 5-1-11 توزیع فراوانی و درصدی طبقه اجتماعی پاسخگویان …………………………………………………………………… 62
جدول 5-1-12 توزیع فراوانی و درصدی میزان استفاده پاسخگویان از وسایل ارتباط جمعی ……………………………… 63
جدول 5-1-13 توزیع فراوانی و درصدی میزان آگاهی پاسخگویان از روشهای جلوگیری از حاملگی ……………….. 64
جدول 5-1-14 توزیع فراوانی و درصدی ترجیح جنسی از بین 3 فرزند در بین پاسخگویان ………………………………. 65
جدول 5-1-15 توزیع فراوانی و درصدی ترجیح جنسی فرزند در بین پاسخگویان ……………………………………………… 65
جدول 5-1-16 آمارههای توصیفی نمره مقیاس میزان گرایش مذهبی ……………………………………………………………….. 65
جدول 5-1-17 سطوح میزان گرایش مذهبی زنان مورد مطالعه ………………………………………………………………………….. 66
جدول 5-1-18 آمارههای توصیفی نمره مقیاس نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی ………………………………………….. 66
عنوان صفحه
جدول 5-1-19 سطوح نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی …………………………………………………………………………………. 67
جدول 5-1-20 آمارههای توصیفی نمره مقیاس نگرش نسبت به فرزند ……………………………………………………………….. 68
جدول 5-1-21 سطوح نگرش نسبت به فرزند در بین زنان مورد مطالعه ……………………………………………………………… 69
جدول 5-1-22 آمارههای توصیفی نمره مقیاس هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند ……………………………………………… 69
جدول 5-1-23 توزیع فراوانی و درصدی طبقههای مختلف هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند …………………………… 70
جدول 5-1-24 آمارههای توصیفی نمره مقیاس کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند ……………………………………. 71
جدول 5-1-25 سطوح کنترل درک شده زنان مورد مطالعه بر روی داشتن فرزند ……………………………………………… 71
جدول 5-1-26 توزیع فراوانی و درصدی تعداد ایدهآل فرزند از نظر پاسخگویان …………………………………………………. 71
جدول 5-2-1 نتایج ضریب همبستگی سن پاسخگو و تعداد ایدهآل فرزند ………………………………………………………….. 72
جدول 5-2-2 نتایج ضریب همبستگی سن ازدواج پاسخگو و تعداد ایدهآل فرزند ……………………………………………….. 73
جدول 5-2-3 نتایج ضریب همبستگی مدت زمان ازدواج پاسخگو و تعداد ایدهآل فرزند …………………………………….. 73
جدول 5-2-4 نتایج ضریب همبستگی بعد خانوار و تعداد ایدهآل فرزند ………………………………………………………………. 73
جدول 5-2-5 نتایج ضریب همبستگی تعداد خواهر و برادر پاسخگو و تعداد ایدهآل فرزند …………………………………. 74
جدول 5-2-6 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب وضعیت اشتغال ………………………………………………. 74
جدول 5-2-7 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب میزان درآمد ……………………………………………………. 75
جدول 5-2-8 نتایج ضریب میزان بهرهمندی از تسهیلات و تعداد ایدهآل فرزند ………………………………………………….. 75
جدول 5-2-9 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب میزان تحصیلات ……………………………………………… 76
جدول 5-2-10 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب میزان مطالعه ……………………………………………….. 76
جدول 5-2-11 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب طبقه اجتماعی …………………………………………….. 77
جدول 5-2-12 نتایج ضریب همبستگی میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی و تعداد ایدهآل فرزند ………………. 77
جدول 5-2-13 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب میزان آگاهی از روشهای جلوگیری از حاملگی …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 78
جدول 5-2-14 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب ترجیح جنسی فرزند ……………………………………. 78
جدول 5-2-15 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب میزان گرایش مذهبی ………………………………….. 78
جدول 5-2-16 نتایج تحلیل واریانس تعداد ایدهآل فرزند برحسب نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی ……………. 79
جدول 5-2-17 نتایج ضریب همبستگی نگرش نسبت به فرزند و تعداد ایدهآل فرزند ………………………………………… 80
عنوان صفحه
جدول 5-2-18 نتایج ضریب همبستگی هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند و تعداد ایدهآل فرزند ……………………….. 80
جدول 5-2-19 نتایج ضریب همبستگی میزان کنترل اقتصادی درک شده و تعداد ایدهآل فرزند ……………………… 81
جدول 5-2-20 نتایج رگرسیون گام به گام تعداد ایدهآل فرزند …………………………………………………………………………… 82
جدول 5-2-21 ضرایب رگرسیونی متغیرهای تأثیرگذار بر شاخص هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند ……………….. 84
جدول 5-2-22 ضرایب رگرسیونی متغیرهای تأثیرگذار بر شاخص میزان کنترل درک شده برای داشتن فرزند …85
جدول 5-2-23 میزان تأثیر مستقیم، غیر مستقیم و کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته تعداد ایدهآل فرزند…87
جدول 6-1 نتایج آزمون فرضیههای تحقیق …………………………………………………………………………………………………………… 95
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1: مدل کلی تئوری رفتار برنامهریزی شده ……………………………………………………………………………………………. 40
نمودار 3-2: مدل مفهومی تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………….. 41
نمودار 3-3 مدل تجربی تحقیق ……………………………………………………………………………………………………………………………… 42
نمودار 5-1 تحلیل مسیر …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 86
2209800604266000فصل اوّلکلیات1-1- مقدمهامروزه جغرافیای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی جهان تحولات شگرفی را تجربه میکند. در این میان، تحولات جمعیتی در بین موضوعات انسانی، فنی و علمی به عنوان یک عامل مشترک اهمیت بسزایی دارد. بسیاری از متخصصان معتقدند که جمعیت و تحولات آن در طراحی برنامههای توسعه، متغیری کلیدی و مهم است. اثرات متغیرهای جمعیتی بر سایر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی از جمله رشد اقتصادی، امنیت، محیط زیست و … اهمیت توجه به این گونه متغیرها را دو چندان میکند. در بسیاری از سیاستگذاریها و برنامهریزیهای توسعه، مهمترین متغیری که به عنوان مبنای محاسبات در نظر گرفته میشود، جمعیت و دگرگونیهای آن در گذشته، حال و آینده است (مشفق و همکاران، 1391).
جمعیت و ابعاد آن، نقطهی مرکزی هر نظام اجتماعی محسوب میشود. تحولات جمعیتی، تقریباً تمام جنبههای زندگی انسان و جهان پیرامون وی را تحت تأثیر قرار میدهد و اثرات متعددی بر خردهنظامهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و محیطی وارد میکند و منشأ تحولات چشمگیری در این حوزهها میشود. در مقابل، جمعیت نیز متأثر از تحولات نظام اجتماعی، سیاستها و برنامههای توسعه است. این ارتباط تعاملی جمعیت و جامعه، در چارچوبی مفهومی- تحلیلی تحت عنوان «جمعیت، توسعه و برنامهریزی» مطرح شده و گسترش یافته است (صادقی، 1388). این چارچوب هر چند از موضوعات قدیمی اندیشه و دانش جمعیتشناسی محسوب میشود، اما در دوران معاصر از پویایی خاصی برخوردار بوده و همواره بر اهمیت علمی و کاربردی آن افزوده شده است (عباسی شوازی و حسینی چاوشی، 1390).
ایران همانند بسیاری از کشورهای دنیا بعد از جنگ جهانی دوم، مراحل انتقال جمعیتی را با کاهش اساسی و مستمر مرگ و میر آغاز کرد. در فاصلهی سالهای 1330 تا 1360، ایران با رشد جمعیت بیسابقه و شتابان مواجه بود. به طوری که میانگین رشد سالانهی جمعیت در این چهار دهه، به رقمی حدود 3 درصد رسید. رشد سالانهی 3 درصد سبب شد جمعیت ایران از رقمی کمتر از 19 میلیون نفر در سال 1335 به رقمی نزدیک به 50 میلیون نفر در سال 1365 برسد و در سال 1390 به حدود 75 میلیون نفر افزایش یابد. پیشرفت بهداشت و گسترش آن و به تبع آن کاهش میزانهای مرگ و میر، به ویژه مرگ و میر نوزادان و اطفال، نقشی اساسی و تعیین کننده در شتاب رشد جمعیت ایران داشته است (مشفق و همکاران، 1391).
روند رشد جمعیت ایران از گذشته تا به حال نشان میدهد که متوسط میزان رشد سالانهی جمعیت در دههی 1345- 1335 برابر با 1/3 درصد در سال بوده است، لیکن در دههی پس از آن یعنی در فاصلهی سالهای 1355-1345 با کاهش روبرو شد و به میزان رشد جمعیت 71/2 درصد در سال رسید. در دههی 1365- 1355 به سبب تحولات سیاسی- اجتماعی این دهه، میزان رشد جمعیت کشور به 9/3 درصد در سال افزایش یافت (مشفق و حسینی، 1391).
بدون شک، باروری یکی از مهمترین مؤلفههای تحولات جمعیتی در هر کشور است و از اینرو، سیاستهای جمعیتی در دنیا به طور عمده حول محور کاهش یا افزایش باروری اعمال میشود (عباسی شوازی و حسینی چاوشی، 1390).
پس از انجام سرشماری 1365 و وقوف به جمعیت 50 میلیونی کشور و از آن مهمتر وقوف به روند بیسابقهی رشد شتابان جمعیت، دولت و دستگاههای برنامهریزی، لزوم اتخاذ سیاستهایی در جهت تعدیل میزان رشد جمعیت از طریق تشویق و ترغیب برنامههای تنظیم خانواده و کاهش سطح زاد و ولد را اجتنابناپذیر دانستند؛ به طوری که از سال 1367، این سیاستها در متن اولین برنامهی توسعهی اقتصادی و اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی قرار گرفت (امانی، 1380). خانواده‌ها و زوجين نیز به دلیل آشنايي قبلي با برنامه‌هاي تنظيم خانواده، توجه به بهداشت و آموزش فرزندان و به طور كلي توسعهخواهي و توجه به كيفيت زندگي، از برنامه‌هاي تنظيم خانواده و تحديد مواليد استقبال كردند.
بدین ترتیب، برنامهریزی، مساعدت دولت، آمادگی و استقبال خانوادهها و زوجین در دههی 1370، سطح باروری را در ایران با سرعتی استثنایی که در سطح بینالمللی کمسابقه و شاید هم بیسابقه بود، کاهش داد (کلانتری و همکاران، 1385).
در دههی دوم انقلاب، موفقیتهای چشمگیر برنامهی تنظیم خانواده در کشور باعث کاهش نرخ موالید و کنترل جمعیت شد. در این دهه، نرخ رشد جمعیت از 9/3 درصد در دههی 1365- 1355 به 96/1 درصد در دههی 1375- 1365 کاهش یافت و در دههی 1385- 1375 به نرخ رشد 61/1 درصد رسید (مشفق و حسینی، 1391).
کاهش باروری در همهی استانهای کشور صورت گرفته و با وجود زمینههای متفاوت اقتصادی- اجتماعی، شباهتهای زیادی از نظر جمعیتشناختی در بین آنها مشاهده میشود. هر چند هنوز سطح و الگوهای متفاوتی از باروری در نقاط مختلف کشور وجود دارد، ولی روند مشابه کاهش باروری در شهر و روستا و در همهی استانها، بیانگر نوعی «همگرایی رفتارهای باروری» در کشور است (عباسی شوازی، 1380).
به طور کلی، تغییرات و تحولات جمعیتی در ایران طی دهههای گذشته بسیار چشمگیر و قابل ملاحظه میباشد. در مقیاس بینالمللی نیز تحولات جمعیتی ایران از برجستگی زیادی برخوردار است و به عنوان یک نمونهی مثال زدنی، مورد توجه جمعیتشناسان میباشد. در واقع، تحولات سطح موالید در ایران طی دهههای اخیر از جمله کمسابقهترین تجربههای مربوط به انتقال سطح باروری در تاریخ جوامع بشری معرفی شده است (مک دونالد، 2005). به طوری که میزان باروری کل از حدود 7 فرزند برای هر زن در سال 1359 به 2/6 فرزند برای هر زن در سال 1364 و 38/4 فرزند در سال 1370 کاهش مییابد؛ این میزان باز هم در سال 1375 به 72/2 تنزل مییابد. بر مبنای دادههای «بررسی ویژگیهای بهداشتی- جمعیتی ایران» میزان باروری کل در سال 1379 به حدود 1/2 کاهش یافته و بسیاری از نقاط شهری نیز باروری پایینتر از حد جانشینی را تجربه نمودهاند (عباسی شوازی و همکاران، 2004).
نکتهی جالب توجه در انتقال سطح باروری ایران این است که روند نسبتاً تدریجی کاهش میزانهای باروری طی سالهای 1335 تا 1365 بسیار بطئی و کند است. به عبارت دیگر، کاهش اساسی نرخ زاد و ولد در ایران عمدتاً مربوط به دو دههی اخیر میباشد، به طوری که سطح باروری از حدود شش فرزند برای هر زن در سال 1365 به طور شگفتانگیزی به تقریباً دو فرزند برای هر زن در سال 1380 تنزل یافته است. این بدان معناست که چنین تحول چشمگیری در انتقال باروری ایران در یک دورهی زمانی نسبتاً کوتاه به وقوع پیوسته است (فروتن، 1388). چنین تحول جمعیتی عمیق و شتابانی میتواند به عنوان یک نمونهی تجربی برای این ایده باشد که اگر چه تغییر در جوامع سنتی معمولاً به کندی صورت میپذیرد ولیکن وقتی چنین تغییری شروع شد به صورت یک حرکت طوفانآسا و نیروی قدرتمند غیر قابل کنترل عمل خواهد کرد (ویکس، 1994).
سطح باروری در بسیاری از کشورهای صنعتی و پیشرفتهی غربی و آسیایی در چند دههی اخیر، در سطح پایین (زیر سطح جایگزین) باقی مانده است و ساختار جمعیت آنها بهطور فزاینده در حال سالخورده شدن میباشد (سازمان ملل، 2011). جمعیت ایران نیز، اگرچه تاکنون مانند کشورهای صنعتی بهطور جدی درگیر پدیدهی سالخوردگی جمعیت نشده است، اما کمابیش مانند کشورهای پیشرفته در حال تجربهی باروری سطح پایین است (عرفانی، 1392).
تجزیه و تحلیلهای جمعیتشناختی نشان میدهد که کشور ایران پس از تجربهی کاهش باروری، وارد مرحلهی جدیدی از تغییرات جمعیتی شده است. مشخصهی اصلی این دورهی جدید تحولات جمعیتی نه تنها افزایش جمعیت نیست، بلکه کاهش مداوم و مستمر باروری کمتر از حد جانشینی در درجهی اول و سپس منفی شدن رشد سالانهی جمعیت است که به مسائل مهم جمعیتی تبدیل خواهند شد. این باروری زیر سطح جانشینی اگر در طول زمان مداوم و پایدار باشد موجب بروز برخی چالشهای عمده برای کشور خواهد شد (مشفق و حسینی، 1391).
جدول 1-1 تحولات شاخص‌هاي باروري و خانوار در ايران را بين سال‌هاي 1390- 1355 نشان مي‌دهد. براساس يافته‌هاي جدول، ميزان خام مواليد از 8/41 در سال 1355 به 4/18 در سال 1390 كاهش يافته است. ميزان باروري كل از 08/6 در سال 1355 به 7/1 در سال 1390 رسيده است. اندازهی خانوارها از پنج در سال 1355 به 5/3 در سال 1390 كاهش يافته است. همچنان‌كه يافته‌ها نشان مي‌دهد، طي 35 سال گذشته شاهد كاهش ميزان باروري و كوچك شدن اندازهی خانواده‌ها هستيم.
جدول 1-1 تحولات شاخصهای باروری و خانوار در ایران (1390-1355)
سال میزان خام موالید میزان باروری کل بعد خانوار
1355 8/41 08/6 0/5
1365 3/43 23/6 1/5
1375 6/22 52/2 8/4
1385 8/17 8/1 0/4
1390 4/18 7/1 5/3
منبع: (حسینی، 1381؛ عباسی شوازی، 1379؛ مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390-1335)
استمرار باروری پایین برای هیچ جمعیتی مطلوب نیست. با توجه به پیامدهای استمرار باروری زیر سطح جایگزینی، اتخاذ برنامههایی برای جلوگیری از استمرار کاهش باروری و افزایش آن، دستکم تا سطح جایگزینی، ضروری مینماید. هرگونه سیاستگذاری در راستای افزایش و یا جلوگیری از کاهش بیشتر باروری، مستلزم آگاهی و شناخت عوامل، شرایط و زمینههای باروری پایین است. شواهد نشان میدهد که در بستر تحولات بسیاری که جامعهی ایران طی دهههای گذشته به ویژه بعد از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی تجربه کرده است، برخی از الگوهای تاریخی حاکم بر خانواده و به تبع آن نگرشها، رفتار و ایدهآلهای باروری دستخوش تغییر شده است.
براساس مطالعههای صورتگرفته، تغییر در ایستارهای مربوط به زندگی خانوادگی نقش تعیینکننده در روندهای جمعیتشناختی داشته است (عباسی شوازی و عسکری ندوشن، 1384). بنابراین بررسی ایدهآلهای باروری یکی از موضوعاتی است که برای شناخت عوامل مؤثر بر کاهش مستمر باروری در ایران اهمیت دارد.
1-2- بیان مسألهانتشار نتایج اولیهی سرشماری 1390 کل کشور، که نرخ رشد جمعیت ایران را 3/1 محاسبه کرده است، موجب اظهارنظرها و ابراز نگرانیهایی دربارهی آیندهی جمعیت کشور شد (سروش و بحرانی، 1392). رشد جمعیت، حاصل سه عامل مهم جمعیت‌شناختی است که تحت عنوان حرکات جمعیتی بررسی میشوند: باروری، مرگ و میر و مهاجرت (شهبازی، 1377). امروزه با توجه به موفقیتهای جامعهی بشری در زمینهی کنترل قابل ملاحظهی عوامل مرگ و میر و هم چنین سیاستهای جمعیتی در خصوص کنترل و نظارت بر فرآیند مهاجرت، تغییرات جمعیتی بیشتر تحت تأثیر سطح باروری است (فروتن، 1388). طی سه دهه‌ی گذشته، باروری در ایران به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرد. این وضعیت سبب شد تا ایران طی سالهای 2006-2003 به جرگه‌ی کشورهایی بپیوندد که دارای باروری در سطح یا زیر سطح جایگزینی بودند ‌(اداره‌ی مدارک جمعیت، 2006). میزان باروری در ایران از 7 فرزند برای هر زن در سال 1357 به 85/1 فرزند برای هر زن در سال 1385 کاهش یافت. این بزرگ‌ترین و سریع‌ترین کاهش میزان باروری است که تا به حال در جهان به ثبت رسیده است ‌‌(عباسی شوازی و همکاران، 2009).
هر چند تحولات باروری تا اندازهای تحت تأثیر شرایط سیاسی- اجتماعی قبل و بعد از انقلاب بوده است، اما شواهد نشان میدهد که تحولات باروری از تغییر سیاستهای جمعیتی مستقل بوده است (عباسی شوازی و علیمندگاری، 1389). دلایل متعددی برای تبیین انتقال باروری ایران بیان شده است: کاهش مرگ و میر کودکان، افزایش شهرنشینی، توسعه و بهبود نظام شبکهی بهداشتی- درمانی، توسعهی روستاها، استقرار مجدد برنامههای تنظیم خانواده در سال 1369، افزایش سواد و تحصیلات به ویژه سواد دختران، کاهش تعداد فرزندان دلخواه و در نهایت بهبود موقعیت و پایگاه نسبی زنان از این موارد هستند (عباسی شوازی، 2000؛ عباسی شوازی، 2002؛ آقاجانیان، 1992؛ میرزایی، 2005؛ آقاجانیان و مهریار، 1999).
فرایند گذار باروری در ایران، متناسب با تحولاتی بوده است که در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی و نیز برخی از ابعاد سنتی خانواده به وقوع پیوسته و به تغییراتی در ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری و در نهایت رفتار و ایده‌آل‌های باروری منجر شده است ‌(حسینی و عباسی شوازی، 1388). کاهش تمایلات باروری و تغییر در رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان، علاوه بر تأثیر قاطعی که بر میزان رشد جمعیت دارد بر ترکیب و ساختار جمعیت نیز تأثیر خواهد داشت. کاهش مستمر زاد و ولد و انتقال از باروری طبیعی به باروری کنترل شده، به تدریج ساختار سنی جمعیت را از وضعیت جوانی، خارج و به طرف سالخوردگی سوق می‌دهد ‌(زنجانی، 1383). با این وصف به نظر می‌رسد مشکل کنونی کشور، نه کاهش رشد جمعیت، بلکه دغدغه‌ی مهم، تغییر در ایده‌آل‌ها، تمایلات و رفتار باروری زنان است. با توجه به تغییرات باروری در طول سه دهه‌ی گذشته در ایران، لازم است عواملی که رفتار، ایده‌آل‌ها و تمایلات زنان را برای داشتن فرزند تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی و آنها را مبنای سیاستگذاری جمعیتی قرار داد (حسینی و بگی، 1391). هر پدر و مادری دارای باورها و ایده‌آل‌هایی درباره‌ی بعد خانواده و حتی شمار فرزندان دختر یا پسری است که می‌خواهند داشته باشند. با توجه به اینکه اندازه‌ی ایده‌آل و مورد دلخواه خانواده نزد زوجین تأثیری تعیین کننده بر باروری خواهد داشت، در مطالعه‌ی حاضر در پی آن هستیم تا ایده‌آل‌های باروری و عوامل مؤثر بر آن را در بین زنان 49-15 ساله‌ی شهرستان مهر مورد بررسی قرار دهیم.
1-3- اهمیت و ضرورتجمعیت یکی از ارکان مهم قدرت کشورها به حساب می‌آید که در صورت به فعلیت درآمدن و همراه شدن با شاخص‌های مطلوب اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و …می‌تواند منجر به رشد و شکوفایی هر جامعه‌ای شود. در طول چند دههی گذشته بسیاری از کشورها با ازدیاد جمعیت و برخی با کاهش جمعیت روبرو بوده‌اند که در هر دو حالت چالش‌هایی گریبانگیر آنها شده است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نبوده و درحالی‌ که در سال‌های نه‌چندان دور خانواده‌های 6 نفره و بالاتر، بیشترین جامعهی آماری را تشکیل می‌دادند، هم‌اکنون این وضعیت در آخرین سرشماری به خانواده‌های 3 نفره تبدیل شده است.
نرخ جایگزینی جمعیت 1/2 تعیین شده است؛ یعنی اگر به ازای هر زن در یک کشور 1/2 فرزندآوری اتفاق بیفتد، ‌جمعیت افزایش پیدا نمی‌کند و کاهش نیز نخواهد داشت. به این ترتیب کل جمعیت توان ترمیم و بازتولید خود را پیدا می‌کند که از نظر جمعیت‌شناسان وضعیت ایده‌آل باروری در هر جامعه است.
سطح باروری در ایران طی یک دههی گذشته زیر سطح جایگزین باقی مانده است. بهطوری که در حال حاضر میزان باروری کل در 22 استان از 30 استان ایران، کمتر از دو فرزند است و این میزان در دو استان مازندران و گیلان به کمتر از 5/1 فرزند رسیده است (مرکز آمار ایران، 1387؛ عرفانی و مک کویلان، 2008 a). نتایج آخرین سرشماری جمعیت کشور نیز حاکی از این است که میانگین تعداد فرزندان کنونی خانوارها در نه استان از سی و یک استان کشور، کمتر از 5/1 فرزند، در شانزده استان بین 5/1 تا 9/1 فرزند و تنها در شش استان، میانگین تعداد فرزندان کنونی خانوارها دو و یا بیشتر از دو فرزند است (مرکز آمار ایران، 1391). به موازات این روند کاهندهی باروری، نسبت خانواده‌های تک ‌فرزند و بدون فرزند افزایش یافته، سن ازدواج بالا رفته و جمعیت رفته رفته رو به سالخورده شدن است. به منظور بررسی روندهای آینده‌ی باروری و کسب بینش بیشتر درمورد تعیینکننده‌های رفتار باروری، ارزیابی توانایی افراد برای واقعیت بخشیدن به نیات باروری و آزمون عوامل مؤثر بر توانایی افراد برای برآورده کردن نیات آن‌ها، هم چنین بازنگری، تدوین و اجرای موفق یک سیاست جمعیتی برای افزایش سطح باروری در کشورهایی که باروری پایینی دارند مانند ایران، توجه محققان و سیاستگذاران به سمت شناخت نیات و ترجیحات باروری و تعداد مطلوب فرزندان و شکاف میان تعداد ایده‌آل و تعداد واقعی فرزندان جلب شده است (عرفانی، 1392؛ رازقی نصرآباد، 1392).
برآورده نشدن ایده‌آل‌های باروری اساساً نقش مهمی در باروری ایفا می‌کند. مطالعات پیشین نشان داده که زمانی که باروری بالا است، تعداد فرزندان مطلوب کمتر از تعداد واقعی است و برعکس زمانی که باروری به زیر سطح جایگزینی می‌رسد، تعداد واقعی کمتر از تعداد ایده‌آل است (رازقی نصرآباد، 1392). با توجه به اینکه روند کاهش باروری در ایران در طول دو دههی اخیر با تغییراتی در ایدهآلهای باروری همزمان شده است، بنابراین بررسی ایدهآلهای باروری یکی از موضوعاتی است که برای شناخت عوامل مؤثر بر کاهش مستمر باروری در ایران اهمیت دارد. از اینرو مطالعهی حاضر ایدهآلهای باروری و عوامل مؤثر بر آن را در شهرستان مهر مورد توجه قرار میدهد.
1-4- اهداف تحقیقاهداف این تحقیق به شرح زیر میباشد:
1-4-1- هدف کلی
بررسی ایده‌آل‌های باروری در بین زنان 49-15 ساله‌ی شهرستان مهر براساس مدل نظری رفتار برنامهریزی شده.
1-4-2- اهداف جزئی شناسایی رابطهی بین ویژگیهای جمعیتشناختی (سن، سن ازدواج، مدت زمان ازدواج و …) و ایدهآلهای باروری؛
شناسایی رابطهی بین ویژگیهای اقتصادی (وضعیت اشتغال، درآمد و …) و ایدهآلهای باروری؛
تبیین رابطهی عوامل اجتماعی- فرهنگی مانند باورها، هنجارها، میزان گرایش مذهبی، ترجیح جنسی فرزند و … بر ایدهآل‌های باروری.
فصل دوّم-49847515176500
پیشینه تحقیقهیچ تحقیقی در خلأ صورت نمیگیرد. هر پژوهش در تداوم پژوهشهای پیشین به انجام میرسد؛ هم از دوبارهکاریها در آن اجتناب میشود و هم از دادههای پیشین برخوردار میگردد. ارتقای دانش نیز به همین تداوم وابسته است. هر پژوهش باید متکی به دستاوردهای پیشین باشد. در حالی که خود هم سخنی تازه دارد و هم روشهای دقیقتر در شناخت پدیده به کار میگیرد (ساروخانی، 1385).
2- 1- تحقیقات داخلیمباشری و همکاران (1392) در مطالعهی خود که با هدف تعیین عوامل تأثیرگذار متعدد بر الگوی باروری در خانوادههای تک فرزند و بدون فرزند در شهرستان شهرکرد انجام دادهاند، به این نتیجه رسیدند که سه عامل افزایش هزینهها و فشار اقتصادی، عدم وجود حمایتها و تسهیلات رفاهی از جانب دولت برای فرزندآوری و نگرش غلطی که «داشتن فرزند بیشتر نشانهی فرهنگ اجتماعی ضعیفتر است»، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرزندآوری میباشند که توصیه میشود در سیاستگذاریهای جمعیتی لحاظ گردند. در این پژوهش توصیفی- مقطعی 180 خانم متأهل به صورت تصادفی ساده از مراکز بهداشتی درمانی وارد مطالعه شدهاند. معیار ورود، خانمهای متأهلی بودهاند که حداقل 2 سال از ازدواجشان گذشته، فاقد فرزند بوده و همچنین زوجهایی که فقط یک فرزند بالای 4 سال داشتهاند.
سروش و بحرانی (1392) در تحقیقی تحت عنوان «رابطهی دینداری، نگرش به نقشهای جنسیتی و نگرش به فرزند، با تعداد واقعی و ایدهآل فرزند» به بررسی این سؤال پرداخته‌اند که عوامل فرهنگی از جمله سطح دینداری در کاهش نرخ باروری تا چه حد مؤثر است و تعداد ایده‌آل فرزند از نظر زنان متأهل چقدر است و دینداری چه ارتباطی با نگرش به فرزند و نگرشهای جنسیتی زنان متأهل دارد. در این مطالعه 377 زن متأهل ساکن شهر شیراز مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که گرچه دینداری رابطه‌ی معناداری با تعداد واقعی فرزندان دارد، درباره‌ی تعداد ایده‌آل فرزند توافق چشمگیری بین زنان متأهل وجود دارد و این امر ارتباطی با میزان دینداری آن‌ها نداشته است. نگرش به نقش‌های جنسیتی رابطه‌ی معناداری با تعداد ایده‌آل فرزند داشته است که این رابطه با کنترل متغیرهای زمینه‌ای هم، معنادار باقی می‌ماند. نتایج تحلیل‌های چند متغیره نشان می‌دهد دینداری سهم ناچیزی در تعیین تعداد فرزند داشته و فقط 4/1 درصد از واریانس را تبیین می‌کند و نکته‌ی درخور توجه آن که تحصیلات به تنهایی تعیینکننده‌ی 40 درصد از واریانس تعداد فرزندان است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که کاهش نرخ رشد جمعیت از عوامل فرهنگی نظیر فرایند جهانی شدن و چرخش ارزشهای جمعگرایانه به فردگرایانه تأثیر پذیرفته است.
رازقی نصرآباد (1392) مطالعه‌ای تحت عنوان «شمار فرزندان ايده‌آل و واقعي و شكاف ميان آن‌ها در سه استان منتخب سمنان، كهگيلويه و بوير احمد و هرمزگان» انجام داده است. در این تحقیق شكاف ميان تعداد فرزندان زنده به دنيا آمده، تعداد فرزندان ايده‌آل و شناخت عوامل مؤثر بر آن بررسی شده است. نمونه‌ی مورد مطالعه در این پژوهش شامل 1149 زن 44-35 سالهی ازدواج کرده‌ی ساکن در سه استان سمنان، کهگیلویه و بویر احمد و هرمزگان میباشد. متغير شكاف با سه مقولهی كم برآورده، بيش برآورده و برآورده شده، تعريف شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در حال حاضر در اين سه استان مورد بررسي، بين باروري ايده‌آل و باروري واقعي فاصله وجود دارد. دلایل اصلی این شکاف، تغییر اولویت‌های زندگی، استفاده از سایر فرصت‌ها، بالا بودن هزینه‌ی زندگی، نداشتن وقت کافی و باروری ناخواسته می‌باشد.
در پژوهش مشفق و حسینی (1391) با موضوع آیندهشناسی جمعیت ایران، به بررسی تغییرات آیندهی تعداد و رشد سالانهی جمعیت، ترکیب سنی و جنسی، شمار و درصد جمعیت در سن کار، تعداد و درصد جمعیت سالمند ایران پرداخته شده است. برای بررسی الگوهای تغییرات احتمالی کشور از پیشبینیهای سازمان ملل در سناریوهای مختلف و نیز سناریوی تعدیلشدهی نویسندگان مقاله در دورهی (1420-1390) استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد باروری زیر سطح جانشینی (کمتر از 1/2 فرزند زنده برای هر مادر) در ایران تداوم خواهد داشت که این خود لزوم برنامهریزی آیندهنگرانه را برای مدیریت سالمندی در کشور روشن میسازد. بهبود و استحکام بنیان خانواده و ترویج ارزشهای دینی و اسلامی که بیشتر خانواده محور هستند، به ارتقای سطح باروری و ترمیم هرم سنی جمعیت کمک خواهد کرد.
محمودیان و رضایی (1391) در تحقیقی با عنوان «زنان و کنش کمفرزندآوری، مطالعه‌ی موردی زنان کرد» کم‌فرزندآوری را در میان زنان کرد شهر سقز بررسی کرده‌اند. مطالعهی حاضر با رویکردی کیفی و به وسیلهی مصاحبههای عمیق با 35 زن کرد این شهر انجام گرفته است. نتایج نشان میدهد که مدیریت بدن، حفاظت عاطفی و روانی از خود، توانمندی اجتماعی و تولیدمثل بازاندیشانه، درنهایت به مقوله‌ی «حمایت از خود» تبدیل شده که تم بنیادین جاری در درون یافته‌های پژوهش است. زنان به دلیل حمایت از خودشان به عنوان یک زن، سعی دارند تعداد فرزندانشان را کاهش دهند، زیرا تولید مثل تنها عرصه‌ای است که زنان می‌توانند با اقتدار در آن تصمیم‌گیری کنند، بنابراین از توانمندی خود در این زمینه استفاده می‌کنند.
حسینی و بگی (1391) پژوهشی تحت عنوان «استقلال زنان و کنشهای باروری در میان زنان کرد شهر مهاباد» انجام دادهاند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر شاخص‌های مختلف استقلال زنان بر تمایلات، رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد شهر مهاباد است. آن‌ها در این بررسی با استفاده از پیمایشی بر روی 700 خانوار، داده های خود را جمع‌آوری کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که زنان مورد بررسی از استقلال نسبی در همه‌ی شاخصهای مرتبط با استقلال زنان برخوردارند. براساس این بررسی، کمی بیش از 61 درصد زنان اظهار داشتهاند که تمایل ندارند فرزند دیگری داشته باشند. در میان آن‌هایی که تمایل به ادامه‌ی فرزندآوری دارند، نزدیک به 70 درصد شمار فرزندان ایده‌آل برای یک خانواده را دو فرزند می دانند. نتایج تحلیل طبقهبندی چندگانه نشان داد که ایده‌آل‌ها و تمایلات فرزندآوری زنان به ترتیب از شاخص‌های مستقیم و غیرمستقیم استقلال زنان تأثیر میپذیرند. علاوه بر این، اگر چه رفتار باروری زنان از شاخص‌های سهگانه‌ی استقلال تأثیر می‌پذیرد، ولی استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری در کنار سایر متغیرها، نقش تعیین کننده‌ای در تبیین رفتار باروری زنان دارد. با توجه به نتایج این تحقیق، انتظار نمیرود سیاست‌های جمعیتی در راستای تشویق موالید منجر به افزایش باروری در همه‌ی لایه‌های اجتماعی شود.
حسینی و بگی (1391) مطالعهای تحت عنوان « فرهنگ و فرزندآوری: بررسی تمایلات باروری زنان کرد شهر مهاباد»، با هدف بررسی تمایلات فرزندآوری زنان کرد دارای همسر ساکن در شهر مهاباد انجام دادهاند. دادهها با استفاده از پیمایش صورت گرفته در میان 700 خانوار نمونهی شهر مهاباد در فروردینماه 1391 گردآوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که 61/4 درصد زنان قصد بر توقف فرزندآوری دارند. بررسی تمایلات فرزندآوری زنان بر حسب شمار فرزندان در حال حاضر زنده‌ی آن‌ها گویای آن است که 39/3 درصد زنان بدون فرزند یا دارای یک فرزند، 77/7 درصد زنان دارای دو تا سه فرزند و 86 درصد زنان دارای بیش از سه فرزند، تمایل ندارند که فرزند دیگری داشته باشند. تحلیل‌های دو متغیره نشان داد که تفاوت معنی‌داری بر حسب تمایلات فرزندآوری در میان زنان با ویژگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی متفاوت وجود دارد. نتایج تحلیل چند متغیره حاکی از این واقعیت است که مشخصه‌های فرهنگی به تنهایی نمی‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیش‌بینی احتمال عدم تمایل به فرزندآوری داشته باشند. در واقع، ‌ترکیبی از مشخصه‌های فرهنگی، اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیتی تبیین بهتری از تمایلات فرزندآوری زنان بدست می‌دهد. بر اساس این یافته‌ها باید گفت که در سیاست‌گذاری‌های جمعیتی جدید، سیاست‌های تشویقی برای افزایش موالید عمدتاً بایستی معطوف و متمرکز بر زنان ازدواج‌کرده‌ی بی‌فرزند یا دارای یک فرزند باشد.
عباسی شوازی و همکاران (1389) در مقالهای با عنوان «برنامهی تنظیم خانواده و کاهش باروری در مناطق روستایی ایران: تأثیر خانههای بهداشت روستایی» با استفاده از دادههای باروری خانههای بهداشت روستایی در ایران از سال 1989 که برنامهی تنظیم خانواده اجرا شد، تا سال 2005، به بررسی عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان روستایی و هم چنین موفقیت برنامهی تنظیم خانواده در روستاها پرداختند. آنها در این پژوهش متوجه شدند که برنامهی تنظیم خانواده تأثیر چندانی بر کاهش باروری زنان روستایی در ایران نداشته است اما فرستادن دختران به مدرسه و اهمیت دادن به تحصیلات آنها توسط والدین، تأثیر چشمگیری در کاهش موالید و افزایش میانگین سن ازدواج دختران در روستاهای ایران داشته است.
در بررسی موسایی و همکاران (1389) در خصوص نرخ باروری و میزان مشارکت زنان در نیروی کار در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، نتایج نشان میدهد که افزایش در نرخهای باروری میتواند موجب کم شدن نیروی کار زنان و در نتیجه کاهش مشارکت آنها در نیروی کار شود. از سوی دیگر، با افزایش اشتغال زنان و حضور بیشتر آنان در عرصههای اقتصادی، نرخهای باروری نیز کاهش خواهد یافت.
شیخ عطار (1388) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر رفتار باروری: مطالعهی موردی زنان متأهل شاغل در دانشگاه شیراز» به تبیین تأثیر عوامل فرهنگی مانند قومیت، سطح تحصیلات و باورهای مذهبی، بر رفتار باروری و شناخت و بررسی عوامل اقتصادی مانند نوع منزل شخصی، درآمد و … بر رفتار باروری پرداخته است. در این پژوهش مشخص شده که متغیرهای محل تولد، فعالیتهای ورزشی، قومیت و اعتقادات مذهبی، تأثیر معناداری بر باروری ایدهآل نمونهی آماری ندارند. از دیگر مسائلی که در این تحقیق به طور ضمنی بررسی گردیده است، تأثیر سقط جنین یا فرزند مرده به دنیا آمده، بر رفتار باروری است و مشخص گردید که تعداد فرزند دختر مرده یا سقط شده بر رفتار باروری ایدهآل نمونهی آماری، تأثیرگذار میباشد و بدین معناست که کسانی که سابقهی سقط جنین یا فرزند دختر مرده به دنیا آمده داشتند، خواهان فرزند دختر نبودهاند.
حسینی و عباسی شوازی ( 1388) تحقیقی با عنوان «تغییرات اندیشهای و تأثیر آن بر رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد و ترک» انجام داده‌اند. در این تحقیق تلاش شده تا ضمن تحلیل همگروه تغییرات اجتماعی و اندیشه‌ای، تأثیر تعاملی این متغیرها بر رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد و ترک سنجیده شود. نمونهی مورد مطالعه در این پژوهش شامل 739 زن 49-15 سالهی متعلق به یکی از خانوارهای معمولی ساکن در شهرستان ارومیه است که حداقل یکبار ازدواج کردهاند. یافته‌ها از عمومیت تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده در میان گروه‌های قومی مورد مطالعه به ویژه در گروه‌های هم دوره‌ی اخیرتر ازدواج حکایت دارد. بر اساس این مطالعه، تغییرات اندیشه‌ای محسوس در زمینه‌ی ازدواج و فرزندآوری و نیز رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان گروه‌های قومی به وجود آمده است. نتایج گویای آن است که تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده ملازم با تغییر در نگرش‌ها و ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری و در نهایت رفتار و ایده‌آل‌های باروری است. یافته‌ها از نتایج تحقیقات پیشین مبنی بر اشاعه‌ی ارزش‌ها و هنجارهای پایین و همگرایی رفتار و ایده‌آل‌های باروری گروه‌های قومی حمایت می‌کند.
فروتن (1388) در پژوهشی تحت عنوان «زمینههای فرهنگی تحولات جمعیتشناختی با اشاراتی به انتقال باروری در ایران» با بررسی مبانی تئوریک و شواهد تجربی، نقش تعیینکنندهی زمینهها و محیط فرهنگی در تبیین رفتارهای جمعیتی و انتقال باروری را مورد توجه و تأکید قرار داده است. مباحث این پژوهش نشان میدهد که همچنانکه نادیده گرفتن محیط فرهنگی و شرایط اجتماعی باعث شکست یا موفقیت ناچیز و ناپایدار اقدامات حکومتی در زمینهی تعدیل رشد جمعیت میگردد، تبیین علمی جامع و واقعبینانهی تحولات جمعیتی و تقلیل باروری در ایران نیز مستلزم توجه جدی به نقش زمینهها و عناصر فرهنگی در چنین تحولاتی میباشد. فروتن اظهار میکند که اعتقادات سنتی و باورهای عامهپسند ایرانی که اساساً مشوق بعد گستردهی خانواده میباشد، نقش تعیینکنندهای را در میزان بالای باروری موالید در دهههای گذشته ایفا کرده است. امروزه، سطح باروری کشور بهطور معناداری تقلیل یافته است که تا حدود زیادی ریشه در متزلزل شدن باورهای سنتی پیشین و تکوین شکلهای جدید اعتقادات عمومی موافق با بعد کوچک خانواده دارد.
محمودیان و همکاران (1388) مطالعهای تحت عنوان «زمینههای کمفرزندآوری در استان کردستان: مطالعهی موردی شهر سقز» انجام دادهاند. بنیان این پژوهش نتایج مطالعاتی است که درمورد انتقال باروری در ایران انجام شده، مبنی بر اینکه انتقال باروری در ایران اتفاق افتاده و این جامعه در حال حاضر در مرحلهی پایانی آن قرار دارد و در حال تجربهی باروری در سطح جایگزین و زیر آن است. این پژوهش پدیدهی کمفرزندآوری را در یکی از مناطقی که بیش از یک دهه است آن را تجربه میکند، مطالعه میکند و با رویکردی کیفی درصدد فهم نظام معنایی موجود در شهر سقز در استان کردستان پیرامون پدیدهی کمفرزندآوری است. در این پژوهش با تعداد 27 زن و 26 مرد متأهل و مجرد 20 ساله و بالاتر مصاحبه شده است. یافتههای این پژوهش نشان داده است که کمفرزندآوری در این جامعه به عنوان یک کنش اجتماعی معنادار از رواج و شیوع گستردهای برخوردار است و در قالب نوعی گفتمان بر نظام معنایی و کنشی افراد و خانوادهها حاکم است. برآیند کلیهی مفاهیم و مقولات به دست آمده از این مطالعه، یک مقولهی دو وجهی به نام کمفرزندآوری به مثابهی قاعدهمندسازی/ ارتقاء سوژه است که بازنمای وضعیت حاکم بر این جامعه در حیطهی فرزندآوری است.
حسینی و مهریار (1385) تحقیقی تحت عنوان «قومیت، نابرابری آموزشی و باروری» انجام دادهاند. هدف اصلی، بررسی تأثیر جایگاه متفاوت زنان گروههای قومی در نظام آموزشی، بر نگرشها و رفتار باروری آنهاست. دادههای مربوط به 582 زن کرد و ترک 15 تا 49 سالهی ازدواج کردهی ساکن در مناطق روستایی شهرستان ارومیه جمعآوری و تجزیه و تحلیل شد. یافتههای این بررسی حاکی از نابرابری شدید آموزشی در گروههای قومی مورد بررسی است. تحلیلهای درونگروهی نیز نشاندهندهی نوعی عدم تعادل جنسیتی در وضعیت آموزشی گروههای قومی است، اما در مقایسه، شدت نابرابری در میان کردها به مراتب بیشتر از ترکهاست. نتایج این بررسی نشان میدهد که تفاوتهای معنیداری در سطح باروری و هم چنین نگرشها و ایدهآلهای باروری زنان کرد و ترک وجود دارد. در بین کردها، با سطوح تحصیلی پایینتر، نگرشها و ایدهآلهای باروری در حمایت از باروری بالا و در بین ترکها، با سطوح تحصیلی بالاتر، البته در مقایسه با کردها، در جهت باروری پایین و داشتن خانوادههای کوچک و کم حجم است. این دو شیوهی نگرش، عملکردهای جمعیتی متفاوتی را موجب میشوند. بنابراین، انتظار این است که در آینده کردها و ترکها روندهای جمعیتی متفاوتی را تجربه کنند.
در مطالعهای که تحت عنوان «کاهش باروری در ایران و عوامل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر آن با تأکید بر نقش تنظیم خانواده بین سالهای 1375-1365 (مطالعهی موردی شهر اصفهان)» توسط اکتایی (1384) انجام گردید، عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر کاهش باروری در این شهر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین میزان تحصیلات زنان، اشتغال زنان در خارج از منزل، پایبندی به فرهنگ سنتی، بالا رفتن سن ازدواج، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانهها، استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، نوع شغل همسران و سطح درآمد خانواده با میزان باروری رابطهی معنیداری وجود دارد.
کلانتری و همکاران (1384) در پژوهشی تحت عنوان «عوامل جمعیتی مؤثر بر باروری زنان یزد در سال 1383» مشخص کردند که شباهتهای زیادی بین عوامل مؤثر بر باروری در سراسر جهان و به خصوص کشورهای در حال توسعه وجود دارد و به نظر میرسد که شاخصهای مزبور شمول جهانی دارند. جامعهی آماری مورد بررسی زنان 49-15 سالهی شهر یزد میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 383 نفر از آنها به عنوان نمونه برگزیده شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. براساس نتایج این تحقیق: افزایش تحصیلات و سن ازدواج زنان، توافق زوجین در تنظیم خانواده، افزایش مشارکت مردان در تنظیم خانواده و کاهش مرگ و میر کودکان از عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان بوده است. سطح تحصیلات و سن ازدواج زنان با باروری رابطهای منفی دارد. در صورتی که مرگ و میر با میزان باروری رابطهای مثبت دارد. هم چنین نتایج نشان میدهد که کاهش باروری، علاوه بر آن که ساختار جمعیتی هر کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، پیامدها و عوارض جانبی دیگری را نیز به دنبال دارد. در ایران از نیمهی دوم دههی1360، باروری سطح پایین و در حد جانشینی را دارا است.
عباسی شوازی و عسکری ندوشن (1384) تحقیقی تحت عنوان «تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران: مطالعهی موردی استان یزد» انجام دادهاند. این مطالعه با استفاده از مجموعه دادههای نمونهی 1249 نفری زنان 49-15 سالهی استان یزد که در قالب طرح بررسی تحولات باروری در ایران جمعآوری شده، به بررسی تأثیر برخی از ابعاد تحول خانواده بر رفتارها و نگرشهای باروری در ایران پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیل چند متغیرهی مطالعهی حاضر، با این انتظار تئوریک مطابقت داشته که زوجهایی که در محیط شهر پرورش یافتهاند، زنانی که از سطوح بالاتر تحصیلی برخوردارند و زنانی که در سنین بالاتر ازدواج میکنند، در مقایسه با سایرین، احتمالاً انطباق بیشتری با الگوهای مدرن باروری از خود نشان خواهند داد. دارندگان چنین ویژگیهایی، تعداد فرزندان کمتری دارند، به هنگام ازدواج، باروری ایدهآل پایینتری داشتهاند، با احتمال بیشتری قبل از اولین حاملگی خود از روشهای پیشگیری استفاده کردهاند و امروزه نیز فرزندان کمتری را برای هر زوج کافی میدانند. نتایج مطالعه نشان میدهد که طی چند دههی اخیر تغییرات سریعی در رفتارها و نگرشهای باروری رخ داده است. بافت سنتی خانواده نیز آمیزهای از تداوم و تغییر را تجربه کرده است. سرعت شدید کاهش باروری را نمیتوان به تغییر اشکال سنتی خانواده ارتباط داد؛ زیرا کاهش سریع باروری ملازم با تحولات سریع در عناصر سنتی حیات خانواده نبوده و بر خلاف پیشبینیهای قبلی برخی از صاحبنظران، نوعی همگرایی خطی به سمت مدل خانوادهی هستهای غربی صورت نگرفته است.
عباسی شوازی و همکاران (1383) در پژوهشی تحت عنوان «همگرایی ایدهآلهای باروری در ایران: بررسی تطبیقی نسل جوان و نسل قدیمیتر» اهداف زیر را دنبال کردهاند:
بررسی نگرش و رفتار زنان جوان متأهل در رابطه با مسائل باروری از قبیل ازدواج، باروری و برنامهی تنظیم خانواده و تجزیه و تحلیل تفاوتها بین رفتارهای باروری دو نسل: زنان متأهل 29-20 ساله و زنان متأهل نسل قبلی (زنان متأهل 49-40 ساله). دادههای مورد استفاده در این مطالعه از پیمایش جمعیتشناختی و سلامت و پیمایش گذار باروری ایران 2000 انجام شده در 4 استان سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، یزد و گیلان گرفته شده است. نتایج نشان میدهد که این دو نسل، نگرشهای مشابه نسبت به سن در زمان ازدواج و سن در زمان باروری دارند. با این حال، تفاوت معنیداری بین نگرشهای آنها دربارهی باروری ایدهآل در زمان ازدواجشان وجود دارد. پژوهشگران این مقاله اظهار میکنند که این تفاوت میتواند به دو علت باشد: یا شیوع بالای بارداری ناخواسته در میان نسل قدیمیتر؛ یا پذیرش دیرتر ایدهآلهای باروری پایین توسط همین نسل. این دو نسل همچنین از نظر استفاده از برنامههای تنظیم خانواده قبل از اولین بارداری با هم تفاوت دارند. با توجه به اهمیت ساختار سنی جوان جمعیت در ایران، این مقاله نتیجه میگیرد که برنامهی تنظیم خانوادهی ایران باید برنامههای جوانپسندانهتر را دارا باشد. با توجه به ایدهآلهای باروری پایین در بین دو نسل، عباسی شوازی و همکارانش استدلال میکنند که ایران ممکن است کاهش باروری بیشتری را تجربه کند و احتمال دارد به کشورهای با باروری پایین بپیوندد. آنها بیان میکنند که این کاهش باروری در ایران، پیامدهای سیاسی قابل توجهی دارد.
مطیع حق شناس (1382) در مطالعهای تحت عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بر رفتار باروری در ارومیه» تأثیرات این عوامل را بر روی رفتار باروری با اطلاعات به دست آمده از 500 نمونهی شهری از زنان واقع در سنین باروری 49-15 سالهی شهر ارومیه مورد واکاوی قرار داده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که سطح تحصیلات زنان از جمله مهمترین عوامل و سرعتدهندهی اصلی در کاهش باروری است. سن در اولین ازدواج با باروری رابطهی معکوس دارد. در حالی که سن زنان در زمان مطالعه، از رابطهی مستقیم با باروری پیروی میکند، اما بین اشتغال و باروری رابطهی معنادار از نظر آماری مشاهده نمیشود.
در مطالعهی طالب و گودرزی (1382) با عنوان «قومیت، نابرابری آموزشی و تحولات جمعیتی» با استفاده از دادههای گردآوری شده در چهار شهر استان سیستان و بلوچستان، تحولات جمعیتی استان در پرتو نگرشهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. دادههای مورد استفاده از نمونهای به حجم 3913 نفر از ساکنان چهار شهر زاهدان، خاش، چابهار و زابل گردآوری شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود تفاوت نگرش گروههای قومی- مذهبی درمورد هنجارهای خانواده و رفتار باروری میباشد. به طوری که نگرش شیعیان (غیر بلوچها) به خانواده، حول محور ارزشهای فردگرایانه و استقلال خانواده با عملکرد جمعیتی پایین میباشد، در حالی که اهل سنت (بلوچها) بیشتر به الگوهای سنتی ارزش خانوادگی گرایش دارند.
عباسی شوازی و همکاران (1382) در تحقیقی تحت عنوان «تغییرات در خانواده، نگرشها و رفتار باروری در ایران» به بررسی تغییر خانواده و اثرات آن بر کاهش باروری در ایران پرداختهاند. نتایج نشان داده است که کشور ایران یک کاهش باروری چشمگیری را در سالهای اخیر تجربه کرده است. نرخ باروری کل از حدود 7 تولد به ازای هر زن در سال 1358 به حدود 1/2 در سال 1379 کاهش یافته است. این کاهش باروری در تمام استانها و مناطق شهری و روستایی ایران، مشاهده شده است. در سالهای اخیر، سن در زمان ازدواج، افزایش یافته است و بر میزان باروری اثر گذاشته است. با این حال، تنها 15 درصد از تغییرات باروری از سال 1364 تا 1375 به علت نسبت ازدواج بوده است. بنابراین این سؤال مطرح میشود که چرا باروری در بین متأهلین در ایران و در این چهار استان، کاهش یافته است. دورههای مختلف تغییر اجتماعی ارائه شده توسط سه دورهی زمانی ازدواج، برای مطالعهی این تغییرات در ایران، مورد استفاده قرار گرفته است. به طور خلاصه، کاهش باروری در ایران به نظر میرسد که هدایت شده باشد با افزایش آرمانهای اقتصادی که به پذیرش هنجار اندازهی کوچک خانواده در سراسر ایران منجر شده است. کاهش سریع باروری با سطوح تحصیلات افزایش یافته، عدالت جنسیتی بیشتر در رابطهی زن و شوهر و دسترسی قابل اطمینان و مقرون به صرفه به برنامهی تنظیم خانواده ارائه شده توسط سیستم بهداشت عمومی گسترده در ایران تسهیل شد.
در تحقیق فروتن (1379) تحت عنوان «ملاحظات جمعیتی در فرهنگ عامهی ایران»، سعی شده است تا با بررسی ضربالمثلهای ایرانی که به مباحث جمعیتی پرداختهاند، نحوهی نگرش و رویکرد عامهی مردم نسبت به آنها مورد مطالعه قرار گیرد. بر پایهی نتایج به دست آمده این نکته به روشنی نشان داده شده که همسویی معناداری بین تحولات جمعیتی و انتقال سطح باروری در ایران، از یک طرف، و اعتقادات سنتی و باورهای عامه پسند از طرف دیگر، وجود دارد. به طور کلی، حد بسیار بالای باروری ایران در سالهای گذشته، منطبق با محیط و شرایط فرهنگی همان مقاطع زمانی است که در آن باورهای عمومی اساساً جهتگیری مثبتی در خصوص موضوعات مرتبط با افزایش بعد خانواده داشتند. برعکس، همزمان با تزلزل نسبی اینگونه اعتقادات سنتی و باورهای عامه پسند، شاهد کاهش قابل ملاحظهی سطح موالید در سالهای اخیر میباشیم.
میر محمد صادقی (1379) در مطالعهی خود تحت عنوان «عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر کاهش اخیر باروری در ایران و مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا» ایران را با چند کشور خاورمیانه و شمال آفریقا مقایسه کرده است تا عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر کاهش باروری را مطالعه کند. او در این تحقیق از اطلاعات مربوط به 1501 خانوار در شهر اصفهان استفاده کرده که از طریق مصاحبه و پرسشنامه جمعآوری و از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. عوامل تأثیرگذار به سن مادر، سطح تحصیلات مادر و پدر، درآمد خانواده، نوع حرفهی پدر، فاصلهی سنی زوجها و موقعیت خانه تقسیمبندی شده است. از جمله نتایج این تحقیق این است که در مقایسه با بیسوادان، سطوح مختلف تحصیلات بالاتر مادر و پدر با باروری رابطهی معکوس دارند. علاوه بر آن، سن مادر در اولین ازدواج و نیز تفاوت سنی زوجها با تعداد بچه رابطهی معکوس نشان میدهد.
شهبازی (1377) تحقیقی تحت عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر باروری در فرهنگیان شهرستان نهاوند» با هدف شناسایی متغیرهایی که بر کاهش یا افزایش زاد و ولد در بین این قشر اجتماعی مؤثرند، انجام داده است. در این پژوهش 120 زن فرهنگی و نیز 120 مرد فرهنگی- که همسرشان شاغل نباشند- به شیوهی نمونهگیری تصادفی ساده با جایگزینی انتخاب شده و با همسرانشان مصاحبه به عمل آمده است. نتیجهی تحقیق نشان داد میانگین فاصلهی موالید برای کل جامعهی مورد بررسی 1/14 سال میباشد و بیشتر پاسخگویان (1/57 درصد) خواهان دو فرزند بودهاند. همچنین با افزایش تحصیلات زوجین میزان باروری کاهش مییابد. بین تحصیلات زن و تعداد فرزندان ایدهآل، همبستگی قوی در سطح 99 درصد وجود دارد و باروری در شهرها بیش از روستاهاست. از نظر تعداد فرزندان ایدهآل نیز بین شهر و روستا تفاوت وجود دارد. بین تعداد فرزندان موجود و اشتغال زنان همبستگی وجود ندارد. بین اشتغال و نگرش در جهت ارجحیت جنس پسر بر دختر همبستگی وجود ندارد.
حاجیوندی (1368) مطالعهای تحت عنوان «بررسی عوامل مختلف در رابطه با تمایل مادران به ادامهی باروری و تعداد فرزندان دلخواه به وسیلهی آنالیز مسیر در شهر تهران» انجام داده است. هدف کلی، بررسی و شناخت عوامل مؤثر بر تعداد فرزندان دلخواه اضافی مادران است که به منظور استفاده در برنامهریزیهای مربوط به کنترل جمعیت و تنظیم خانواده میباشد. دادهها، حاصل طرح جمعآوری اطلاعات طرح بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد زنان همسردار 15 تا 49 ساله نسبت به برنامهی فاصلهگذاری موالید است. در این پژوهش 1294 زن واجد شرایط در تهران، کرج و ورامین مورد پرسش قرار گرفتهاند. نتیجهی تحقیق گویای پایین بودن نسبی تعداد فرزندان دلخواه مادران است. سطح تحصیلات و ترکیب جنسی فرزندان از عوامل مؤثر بر تصمیم مادر به ادامه یا توقف فرزندآوری است.
مطالعات نمونهای دیگر در سطوح ملی و منطقهای، عواملی چون بالا رفتن سن ازدواج زنان، اشتغال زنان در خارج از منزل، شهرنشینی، میزان استفاده از وسایل پیشگیری از حاملگی، نوگرایی و بهبود وضعیت زندگی را بر کاهش باروری اثبات کردهاند (نوروزی، 1377؛ رشیدی، 1379؛ قدرتی، 1384)
2-2- تحقیقات خارجیدر چند دههی اخیر، ترجیحات باروری به عنوان بخشی از نظرسنجیها (پیمایشها) جمعآوری شده است. با این حال، اوایل امید میرفت که ایدهآلها و نیات اندازهی خانوادهی گزارش شده، به بهبود دقت پیشبینیهای باروری منجر خواهد شد، اما به زودی محققین از رسیدن به این هدف ناامید شدند. گزارشات اخیر، نشان داده است که ایدهآلهای اندازهی خانواده در برابر کاهشهای قابل توجه باروری، کم یا به آرامی کاهش یافته است. در کشورهای با باروری بالا، ترجیحات باروری اظهار شده، تمایل به کمتر بودن از آمار و ارقام واقعی دارند، که نشان دهندهی برخی از نیازهای برآورد نشدهی جلوگیری از بارداری است. در کشورهای با باروری پایین، الگوی مخالفی غالب است. سطوح باروری در چند دههی اخیر، بسیار کمتر از ایدهآلهای اعلام شده کاهش یافتهاند (گلدشتاین و همکاران، 2003). توضیحات برای این اختلاف نگرشها و رفتار به اشکال مختلفی شکل گرفته است. وستوف و ریدر (1977) اظهار داشتهاند که پاسخگویان به سادگی در موقعیتی برای پیشبینی مسیر آیندهی زندگی خود و به ویژه شرایط دورهای که باروری را کم و بیش مناسب یا نامناسب میسازد، نیستند. حتی زمانی که باروری کل به خوبی با انتظارات کل منطبق است، افراد قادر به پیش بینی خیلی خوب باروری خود نیستند (وستوف 1981).
نامبودیری (1983) تأکید میکند که ترجیحات زنان در طی چرخهی زندگی تغییر میکند و تصمیمگیری برای داشتن فرزند، باید در یک فرایند پی در پی و مشروط در نظر گرفته شود.
مونیر (1987) با دنبال کردن رویکرد نظریهی انتخاب عقلانی (یاماگوچی و فرگوسن، 1995) استدلال میکند که نیات باروری باید در همهی دفعات بارداری مورد بررسی قرار گیرد، چرا که شرایط و برنامههای فرد ممکن است بعد از هر تولد جدیدی تغییر کند.
بسیاری اظهار کردهاند که ایدهآلهای باروری گزارش شده در نظرسنجیها، هنجارهای اجتماعی و انتظار پاسخگو را از آنچه که محققان میخواهند بشنوند را منعکس میکند (لیوی باسی، 2001). در واقع، خانوادهی دو فرزند- یک پسر و یک دختر- مدت طولانی است که ساختار ایدهآل خانواده در کشورهای اروپای غربی، در نظر گرفته شده است. با وجود مشکلات اندازهگیری، تغییرات در ترجیحات باروری، هنوز یک نقش علی در بسیاری از تئوریهای کاهش باروری، بازی میکند (لستاقه و سورکین، 1988). تحقیقات اخیر در پویاییهای اشاعهی رفتار، رابطهای قوی بین باروری مطلوب و واقعی ایجاد میکند (شورای ملی تحقیقات، 2001). مدلهای نظری مانند آنچه توسط کوهلر (2001) ساخته شده است، ارتباطی قوی بین باروری واقعی دیگران و باروری مطلوب خود شخص، فرض میکند.
نظریههای جامعهشناسی، ایدهآلهای در حال تغییر را به عنوان مقدمهای برای تغییر رفتار میدانند (آیزن و فیشباین، 1980؛ راندفوس و همکاران، 1988؛ شون و همکاران، 1977). در مقابل، لی (1980) در مدلسازی پویاییهای ترجیحات درحال تغییر، نشان داده است که تحت بسیاری از شرایط، تغییر نیات مقدم بر باروری دورهای، در نتیجهی اثرات ترکیبی درون جمعیت رخ خواهد داد.
چگونه ایدهآلها، تمایلات و نیات باروری معاصر با باروری پایین این دوران، در ارتباط است؟ در سطح تجربی، پاسخ ساده است: باروری واقعی (محقق شده) پایینتر از سطح اندازهی ایدهآل خانواده، تمایلات و نیات پاسخگویان است. در واقع، در بسیاری از کشورها اگر نیات باروری پاسخگویان محقق شود، باروری زیر سطح جانشینی از بین میرود (بونگارت، 2002؛ گلدشتاین و همکاران، 2003).
موهوزا و همکاران (2014) در تحقیقی تحت عنوان «تغییرات در اندازهی مطلوب خانواده و باروری اضافی در شرق آفریقا» با تجزیه و تحلیل اثرات ترکیب شدهی ثروت، تحصیلات، وابستگی مذهبی و محل سکونت، به مطالعهی تغییرات در اندازهی مطلوب خانواده و باروری اضافی در 4 کشور شرق آفریقا پرداختهاند. در این پژوهش اطلاعات مربوط به 4356 زن متأهل از کنیا، 6022 زن از تانزانیا، 6337 زن از رواندا و 4868 زن از اوگاندا که در پیمایش جمعیتشناختی و سلامت کشورهای مورد بررسی وجود داشته، تجزیه و تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که عدم تجانس زیادی در کنیا وجود دارد. افراد ثروتمندتر و با تحصیلات بالاتر، صرفنظر از مذهب، باروری خواستهی نزدیک به سطح جایگزینی دارند، در حالی که افراد فقیر و بیسواد، به خصوص در جوامع مسلمان، عملاً دارای باروری غیر قابل کنترل هستند، اما در مقابل در کشور رواندا صرفنظر از مذهب، افراد فقیر بیسواد، باروری مطلوب یکسانی با هموطنان ثروتمند و تحصیلکردهی خود دارند. پتانسیل برای برنامهی تنظیم خانواده در هر دو کشور که بیش از 50 درصد زنان با داشتن 5 فرزند یا بیشتر، ترجیح دادهاند باروری را در 4 فرزند یا کمتر متوقف کنند، وجود دارد. تانزانیا و اوگاندا در اندازهی مطلوب خانواده، وضعیت متوسطی دارند و پتانسیل کمتری برای برنامهی تنظیم خانواده دارند. به طور کلی، عامل اصلی که باروری بالاتر را حفظ میکند، فقر تشدید شده توسط هنجارهای مذهبی، فقط در میان افراد فقیر است.
نتایج تحقیق خونجی (2013) تحت عنوان «تعیینکنندهها و روندهای اندازهی ایدهآل خانواده در یک ایالت مادرتباری» در ایالات مگالایا در شمال شرق هند، نشان میدهد که ارتباط مهمی بین تعداد ایدهآل فرزندان با محل سکونت، مذهب، بالاترین سطح تحصیلات، وضعیت کار، شاخص استاندارد زندگی و مهمتر از همه سن پاسخگویان وجود دارد.
رزنیزا آزنیه و همکاران (2013) در تحقیقی تحت عنوان «شناسایی عوامل بالقوهی فرزندآوری ایدهآل در بین زنان مالایی در ترنگانو» به بررسی عوامل مختلفی که منجر به داشتن تعداد ایدهآل فرزند در بین 348 زن متأهل در ایالت ترنگانو میشود، پرداختهاند. مالکیت مستقیم فرزندان با سطح باروری زنان و الگوی رشد جمعیت در یک منطقهی نمونه، در ارتباط است. نتایج نشان میدهد که سطح تحصیلات، مهمترین عامل مؤثر بر مالکیت فرزندان نیست، به طوری که زنان مالایی تحصیلکرده، هنوز فرزندان بیشتری در این منطقه مورد مطالعه دارند. در عوض، عامل اصلی، تأخیر سن در اولین ازدواج است و به دنبال آن عوامل بهداشتی و نوع کار، مهمترین عوامل مؤثر بر داشتن تعداد ایدهآل فرزند است.
برونر اوتو (2013) در مطالعه‌ای تحت عنوان «نگرش نسبت به فرزند و محدود کردن رفتار باروری» با استفاده از دادههای روستایی نپال به بررسی ارتباط بین نگرش نسبت به فرزند، پیشگیری از بارداری و خطرات استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری با محدود کردن بارداری پرداخته است. در این مطالعه دادههای مربوط به 943 زن که در سال 1996 بین 15 تا 44 ساله بودهاند، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف اصلی وی در این تحقیق، گسترش درک رفتار باروری است؛ با بررسی این مسأله که چگونه نگرش نسبت به فرزند و وسایل پیشگیری از بارداری به گذار از باروری بالا و استفاده‌ی کم از وسایل پیشگیری از بارداری به بارداری پایین و افزایش استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری مرتبط میشود. یافتهها نشان میدهد که سنجههای متعدد نگرش زنان نسبت به فرزند و پیشگیری از بارداری، همه به طور مستقل بر محدود کردن رفتار باروریشان تأثیر می‌گذارد.

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *