say70

6953251911258

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران جنوب
دانشکده مدیریت و حسابداری
پایاننامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد “M.A.”
(مدیریت صنعتی – مالی)
عنوان:
مطالعه تاثیر سرمایه فکری به عنوان ابزار مدیریت دانش برعملکرد مالی صنعت بانکداری
(مطالعه موردی بانک پارسیان)
استاد راهنما:
سرکار خانم دکتر پروانه گلرد
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر ابوتراب علیرضایی
نام و نام خانوادگی دانشجو:
زهرا الهیارزاده
شماره دانشجویی:
9153140610
اسفند1393

تعهدنامه اصالت رساله یا پایاننامه
اینجانب زهرا الهیارزاده دانشآموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/ دکتری حرفهای/ دکتری تخصصی در رشته مدیریت صنعتی – مالی که در تاریخ 07/12/93 از پایاننامه/ رساله خود تحت عنوان مطالعه تاثیر سرمایه فکری به عنوان ابزار مدیریت دانش برعملکرد مالی صنعت بانکداری (مطالعه موردی بانک پارسیان)
با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نمودهام، بدینوسیله متعهد میشوم:
1-این پایاننامه/ رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایاننامه، کتاب، مقاله و…..) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
2-این پایاننامه/ رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایینتر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3-چنانچه بعد از فراغت از تحصیل قصد استفاده و هرگونه بهرهبرداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایاننامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4-چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضاء:

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران جنوب
دانشکده مدیریت و حسابداری
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد “M.A.”
(مدیریت صنعتی – مالی)
عنوان :
مطالعه تاثیر سرمایه فکری به عنوان ابزار مدیریت دانش برعملکرد مالی صنعت بانکداری
(مطالعه موردی بانک پارسیان)
نگارش:
زهرا الهیارزاده
امضاء هیأت داوران پروژه: امضاء هیأت داوران سمینار:
استاد راهنما: سرکار خانم دکتر پروانه گلرد 1-استاد راهنما: سرکار خانم دکتر پروانه گلرد
استاد مشاور: جناب آقای دکتر ابوتراب علیرضایی 2- مدیر گروه: جناب آقای دکتر علیرضایی
هیأت ژوری: جناب آقای دکتر محمود مدیری تاریخ دفاعیه: 07/ 12/ 1393
مدیر گروه: جناب آقای دکتر علیرضایی تاریخ دفاعیه: 07/ 12/ 1393 سپاسگزاری:
ازدست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به در آید
سپاس ایزد منان را که توفیق فراگیری علم را برمن عطا فرمود و مرا در کوران مشکلات و سختی‌ها یاری نمود، تا این رساله را با موفقیت به پایان برسانم.
در طول دوران تحصیلی و تهیه این پایان نامه از راهنمایی ها و مساعدت‌‌های اساتید و سروران عزیزی بهره ‌برده‌ام که در اینجا لازم است از همه ایشان مراتب سپاس قلبی و تشکر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استاد فرهیخته سرکار خانم دکتر گلرد و سایر اساتیدی که این حقیر را با لطف بی شائبه خویش در تدوین این رساله یاری نموده اند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
تقدیم به :
526288045720001460543815000
« پدر و مادر عزیزم که توفیق خود را نتیجه راهنمایی‌ها ، زحمات، فداکاریها و دعای خیر یشان می‌دانم و همچنین خواهرو برادرعزیزم که با صبر و حوصله مرا در تهیه و تنظیم این رساله یاری دادند. باشد که قطره‌ای از دریای بی‌کران محبت‌ هایشان را سپاس گفته ‌باشم. »
88900508000087757041084500
فهرست مطالب
TOC o “1-3” h z u چکیده : PAGEREF _Toc417085920 h 1فصل اول کلیات تحقیق PAGEREF _Toc417085921 h 21-1)مقدمه: PAGEREF _Toc417085922 h 32-1)بیان مسأله پژوهش PAGEREF _Toc417085923 h 33-1) اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش PAGEREF _Toc417085924 h 54-1) چارچوب نظری تحقیق: PAGEREF _Toc417085925 h 65-1) اهداف پژوهش PAGEREF _Toc417085926 h 76-1) مدل مفهومی تحقیق: PAGEREF _Toc417085927 h 87-1) متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc417085928 h 88-1) سوالات پژوهش PAGEREF _Toc417085929 h 81-8-1) سوال PAGEREF _Toc417085930 h 89-1) فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc417085931 h 91-9-1) فرضیه اصلی : PAGEREF _Toc417085932 h 91-9-1) فرضیه های فرعی : PAGEREF _Toc417085933 h 910-1) قلمرو پژوهش PAGEREF _Toc417085934 h 911-1) روش پژوهش PAGEREF _Toc417085935 h 912-1) گردآوری اطلاعات پژوهش PAGEREF _Toc417085936 h 913-1) جامعه آماری و حجم نمونه PAGEREF _Toc417085937 h 1014-1) کاربران پژوهش PAGEREF _Toc417085938 h 1015-1) واژگان و اصطلاحات کلیدی PAGEREF _Toc417085939 h 10فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc417085940 h 13بخش اول مدیریت دانش PAGEREF _Toc417085940 h 131-1-2)تعاریف مدیریت دانش PAGEREF _Toc417085941 h 142-1-2) روند مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085942 h 143-1-2) ویژگی های مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085943 h 154-1-2) اصول مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085944 h 155-1-2) نظریه های مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085945 h 166-1-2) دلایل اهمیت به کارگیری مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085946 h 167-1-2) اهداف مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085947 h 178-1-2) گامهای مدیریت دانش: PAGEREF _Toc417085948 h 179-1-2) عوامل کلیدی موفقیت دانش: PAGEREF _Toc417085949 h 1810-1-2) مدل های پیاده سازی مدیریت دانش PAGEREF _Toc417085950 h 201-10-1-2) مدل هیکس PAGEREF _Toc417085951 h 202-10-1-2) مدل مک الروی PAGEREF _Toc417085952 h 213-10-1-2) مدل بک من PAGEREF _Toc417085953 h 214-10-1-2) مدل 7C PAGEREF _Toc417085954 h 225-10-1-2) مدل نوناکا و تاکوچی PAGEREF _Toc417085955 h 232-1-10-6) مدل پایه های ساختمان دانش PAGEREF _Toc417085956 h 26بخش دوم سرمایه فکری PAGEREF _Toc417085957 h 292-2) سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085958 h 301-2-2) اجزای سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085959 h 301-1-2-2) سرمایه انسانی: PAGEREF _Toc417085960 h 302-1-2-2) سرمایه ساختاری: PAGEREF _Toc417085961 h 313-1-2-2) سرمایه رابطه ای: PAGEREF _Toc417085962 h 312-2-2) فرایند مدیریت سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085963 h 323-2-2) تاریخچه سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085964 h 334-2-2) مدیریت دانش و سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085965 h 355-2-2) نظریه های مربوط به سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085966 h 356-2-2) مدل ها والگوهای سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085967 h 361-6-2-2) ادوینسون و مالونه ( 1997) PAGEREF _Toc417085968 h 372-6-2-2) سویبی (1997) PAGEREF _Toc417085969 h 373-6-2-2) استوارت (1997) PAGEREF _Toc417085970 h 384-6-2-2) پتی ( 2000) PAGEREF _Toc417085971 h 385-6-2-2) چن و همکارانش (2004) PAGEREF _Toc417085972 h 387-2-2) اندازه گیری سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085973 h 398-2-2) اهداف اندازه گیری سرمایه فکری : PAGEREF _Toc417085974 h 409-2-2) منافع و مزایای اندازه گیری سرمایه فکری : PAGEREF _Toc417085975 h 4010-2-2) پیچیدگی اندازه گیری سرمایه فکری از نظر روس( 1997): PAGEREF _Toc417085976 h 4111-2-2) طبقه بندی روشهای اندازه گیری سرمایه فکری: PAGEREF _Toc417085977 h 411-11-2-2) طبقه اول: روش های سرمایه فکری مستقیم PAGEREF _Toc417085978 h 411-1-11-2-2) مزایای روش های سرمایه فکری مستقیم: PAGEREF _Toc417085979 h 412-1-11-2-2) معایب روش های سرمایه فکری مستقیم: PAGEREF _Toc417085980 h 422-11-2-2) طبقه دوم: روش های سرمایه گذاری بازار PAGEREF _Toc417085981 h 433-11-2-2) طبقه سوم: روش های بازگشت روی دارایی ها PAGEREF _Toc417085982 h 434-11-2-2) طبقه چهارم: روش های کارت امتیازی PAGEREF _Toc417085983 h 4412-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری : PAGEREF _Toc417085984 h 441-12-2-2) ارزش افزوده اقتصادی: PAGEREF _Toc417085985 h 442-12-2-2) ارزش نامشهود محاسبه شده : PAGEREF _Toc417085986 h 453-12-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری روش کارت امتیازی متوازن : PAGEREF _Toc417085987 h 454-12-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری هدایت کننده اسکاندیا: PAGEREF _Toc417085988 h 465-12-2-2) کیوی توبین: PAGEREF _Toc417085989 h 466-12-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری ارزش بازار به دفتر : PAGEREF _Toc417085990 h 467-12-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری برگه متوازن نامحسوس : PAGEREF _Toc417085991 h 478-12-2-2) روش های اندازه گیری سرمایه فکری امتیازات ثبت شده تقدیر موزون : PAGEREF _Toc417085992 h 479-12-2-2) حسابداری منابع انسانی PAGEREF _Toc417085993 h 4810-12-2-2) ترازنامه نامرئی : PAGEREF _Toc417085994 h 4811-12-2-2) جستجوگر ارزش: PAGEREF _Toc417085995 h 4812-12-2-2) نتایج امتیازی زنجیره ارزش : PAGEREF _Toc417085996 h 4913-2-2) شاخصهای عملکرد مالی: PAGEREF _Toc417085997 h 5214-2-2)فرمولهای محاسباتی و روشهای کمی جهت محاسبه ارزش سرمایه های فکری: PAGEREF _Toc417085998 h 53بخش سوم پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc417085999 h 553-2) پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc417086000 h 561-3-2) تحقیقات مشابه داخلی PAGEREF _Toc417086001 h 56(2-3-2تحقیقات مشابه خارجی PAGEREF _Toc417086002 h 60فصل سوم روش‌ اجرای پژوهش PAGEREF _Toc417086003 h 621-3) مقدمه: PAGEREF _Toc417086004 h 632-3) روش تحقیق PAGEREF _Toc417086005 h 633-3) جامعه آماری PAGEREF _Toc417086006 h 641-3-3)روش نمونه گیری پژوهش PAGEREF _Toc417086007 h 644-3) مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc417086008 h 655-3) سوالات پژوهش: PAGEREF _Toc417086009 h 663-6)فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc417086010 h 663-5) روش و ابزار گرد آوری اطلاعات : PAGEREF _Toc417086011 h 673-5-1)ساختار پرسشنامه مدیریت سرمایه فکری PAGEREF _Toc417086012 h 673-5-2)ساختار پرسشنامه عملکرد مالی PAGEREF _Toc417086013 h 673-6)روایی و پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc417086014 h 681-6-3) روایی تحقیق: PAGEREF _Toc417086015 h 683-6-2)پایایی تحقیق: PAGEREF _Toc417086016 h 687-3) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات : PAGEREF _Toc417086018 h 708-3)آزمون فرضیه: PAGEREF _Toc417086019 h 71فصل چهارم یافته های پژوهش PAGEREF _Toc417086020 h 721-4)مقدمه: PAGEREF _Toc417086021 h 732-4)توصیف ویژگی های جمعیت شناختی جامعه آماری پژوهش PAGEREF _Toc417086022 h 731-2-4) جنسیت جامعه آماری PAGEREF _Toc417086023 h 732-2-4)وضعیت تاهل PAGEREF _Toc417086024 h 743-2-4)سن جامعه آماری PAGEREF _Toc417086025 h 754-2-4) تحصیلات جامعه آماری PAGEREF _Toc417086026 h 755-2-4)رشته تحصیلی جامعه آماری PAGEREF _Toc417086027 h 766-2-4)عنوان شغلی جامعه آماری PAGEREF _Toc417086028 h 777-2-4)سابقه خدمت جامعه آماری در سازمان PAGEREF _Toc417086029 h 793-4)تحلیل داده های تحقیق : PAGEREF _Toc417086030 h 804-4)آزمون فرضیه ها توسط ضریب همبستگی اسپیرمن:. PAGEREF _Toc417086031 h 835-4) تجزیه وتحلیل ها رگرسیون متغیرها به تفکیک هرفرضیه PAGEREF _Toc417086032 h 83(1-5-4آزمون فرضیه اصلی PAGEREF _Toc417086033 h 83(2-5-4آزمون فرضیه های فرعی : PAGEREF _Toc417086034 h 85(1-2-5-4آزمون فرضیه فرعی اول PAGEREF _Toc417086035 h 85(2-2-5-4آزمون فرضیه فرعی دوم PAGEREF _Toc417086036 h 87(3-2-5-4:آزمون فرضیه فرعی سوم PAGEREF _Toc417086037 h 88(6-4:پاسخ به سوالات پژوهش: PAGEREF _Toc417086038 h 89فصل پنجم نتیجه گیری و پیشنهاد ها PAGEREF _Toc417086039 h 921-5)مقدمه: PAGEREF _Toc417086040 h 93(2-5ارزیابی و تشریح فرضیه های آزمون PAGEREF _Toc417086041 h 93(1-2-5فرضیه اصلی PAGEREF _Toc417086042 h 93(2-2-5فرضیه فرعی شماره 1 PAGEREF _Toc417086043 h 94(3-2-5 فرضیه فرعی شماره 2 PAGEREF _Toc417086044 h 94(4-2-5فرضیه فرعی شماره 3 PAGEREF _Toc417086045 h 94(3-5 پیشنهادات پژوهش PAGEREF _Toc417086046 h 95(1-3-5 پیشنهاداتی در راستای فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc417086047 h 95(2-3-5 پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی PAGEREF _Toc417086048 h 95(4-5محدودیتهای پژوهش PAGEREF _Toc417086049 h 96( منابع و پیوست ها) PAGEREF _Toc417086050 h 97منابع فارسی: PAGEREF _Toc417086051 h 98منابع لاتین: PAGEREF _Toc417086052 h 100پیوست ها PAGEREF _Toc417086053 h 102پرسشنامه: PAGEREF _Toc417086054 h 111Abstract PAGEREF _Toc417086055 h 113
فهرست نمودارها
TOC h z a “رسم توضیحی” نمودار1-1(مدل مفهومی تحقیق منبع فرضیات پژوهش) PAGEREF _Toc417043229 h 8نمودار 1-2(اجزای سرمایه فکری) PAGEREF _Toc417043230 h 11نمودار 4-1 جنسیت(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043231 h 74نمودار 4-2 وضیعت تاهل (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043232 h 74نمودار 4-3 جنسیت(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043233 h 75نمودار 4-4 تحصیلات افراد(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043234 h 76نمودار 4-5 رشته تحصیلی (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043235 h 77نمودار 4-6 عنوان شغلی (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043236 h 78نمودار 4-7 سابقه کار (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417043237 h 79
فهرست جدول ها
TOC h z a “جدول” جدول (2-1)عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش(زمردیان و رستمی،1389،50) PAGEREF _Toc417083431 h 20جدول (2-2) تبدل دانش بین شکل های نهان و آشکار آن PAGEREF _Toc417083432 h 26جدول(2-3)تلاش های تاثیر گذار بر سیر تاریخی سرمایه فکری( خاوندکار و متقی،1388، 47-48) PAGEREF _Toc417083433 h 34جدول (2-4)طبقه بندی سرمایه های فکری از دیدگاه پتی و گوتری PAGEREF _Toc417083434 h 38جدول(2-5)شمای کلی روش های اندازه گیری سرمایه فکری PAGEREF _Toc417083435 h 52جدول2-6) : راهنمای فرمولهای سرمایه فکری ( انواری رستمی و همکاران ، 1384) PAGEREF _Toc417083436 h 54جدول 4-1 جنسیت(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083437 h 73جدول 4-2 وضیعت تاهل(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083438 h 74جدول 4-3 سن افراد(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083439 h 75جدول 4-4 تحصیلات افراد(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083440 h 76جدول 4-5 رشته تحصیلی(منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083441 h 77جدول 4-6 عنوان شغلی (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083442 h 78جدول 4-7 سابقه کار (منبع:دادهای پژوهش) PAGEREF _Toc417083443 h 79جدول 4-8 نرمال بودن متغیرها PAGEREF _Toc417083444 h 80جدول 4-9(تاثیر حذف سوالات بر میانگین و واریانس و آلفای کرونباخ پژوهش) PAGEREF _Toc417083445 h 82جدول 4-10 مقدار ضریب همبستگی PAGEREF _Toc417083446 h 83جدول 4-11(ضریب همبستگی اسپیرمن برای فرضیه اصلی) PAGEREF _Toc417083447 h 84جدول 4-12 بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی بر اساس آزمون رگرسیون PAGEREF _Toc417083448 h 84جدول 4-13(ضریب همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی اول) PAGEREF _Toc417083449 h 86جدول 4-14بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی بر اساس آزمون رگرسیون PAGEREF _Toc417083450 h 86جدول 4-15(ضریب همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی دوم) PAGEREF _Toc417083451 h 87جدول 4-16بررسی تاثیر سرمایه ساختاری بر عملکرد مالی بر اساس آزمون رگرسیون PAGEREF _Toc417083452 h 87جدول 4-17(ضریب همبستگی اسپیرمن برای فرضیه فرعی سوم) PAGEREF _Toc417083453 h 88جدول 4-18 بررسی تاثیر سرمایه مشتری بر عملکرد مالی بر اساس آزمون رگرسیون PAGEREF _Toc417083454 h 89جدول 4-19 الگوی تفسیر ضریب هم بستگی پیرسون(بامنی مقدم،1390) PAGEREF _Toc417083455 h 90جدول 4-20جدول شدت متغیرهای معنا دار PAGEREF _Toc417083456 h 90جدول 5-1 وضیعت فرضیه ها PAGEREF _Toc417083457 h 94فهرست شکل ها
TOC h z a “معادله” شکل 2-1- مدل 7C PAGEREF _Toc417080573 h 23شکل 2-2 مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی PAGEREF _Toc417080574 h 24شکل2-3 – نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه مدل نوناکا و تاکوچی PAGEREF _Toc417080575 h 25شکل2-4 مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش PAGEREF _Toc417080576 h 27شکل(2-5) فرآیند مدیریت دانش(دستگیر و محمدی، 88) PAGEREF _Toc417080577 h 32شکل(2-6)طرح ارزش اسکاندیا PAGEREF _Toc417080578 h 37شکل(2-7)مدل چن و همکارانش از سرمایه فکری و روابط بین آنها PAGEREF _Toc417080579 h 39
چکیده :هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مدیریت سرمایه فکری با عملکرد مالی در بانک پارسیان می باشد. برای این منظور بعد از مرور ادبیات تحقیق، 4 فرضیه شامل یک فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی تدوین گردید.برای آزمون فرضیه های پژوهش از پرسشنامه ای که میان جامعه آماری توزیع شده، استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را تمام کارکنان و مدیران بانک پارسیان شعبه غرب تهران که تعداد آن 472نفر تشکیل می دهند که از این تعداد به عنوان نمونه 450 نفر انتخاب شده اند. در این پژوهش از روش تصادفی خوشه ای استفاده شده است. در این پژوهش از تکنیک های آمار توصیفی برای بررسی و تجزیه و تحلیل متغییرهای جمعیت شناختی و ازآزمون کلموگروف-اسمیرنف نرمال و غیر نرمال بودن متغیرها استفاده شده است هم چنین از آزمون همبستگی اسپیرمن و نیز تحلیل رگرسیون چندگانه برای تجزیه و تحلیل فرضیه ها استفاده گردید نتایج نشان می دهد که میزان همبستگی بین سرمایه فکری و عملکرد مالی با مدیریت دانش 0.557 و این میزان هم بستگی در سطح بالایی است. هم چنین ضریب میزان تغییرات بیانگر این است که 31 درصد از تغییرات متغییر وابسته عملکرد مالی توسط متغیر مستقل سرمایه فکری پوشش داده میشود و میزان بتای به دست آمده در رگرسیون برای متغییر سرمایه انسانی 0.448و برای سرمایه ساختاری 0.227- و برای سرمایه مشتری 0.556 است و بجز سرمایه ساختاری بقیه فرضیه ها از آنجاییکه سطح معنا داری آنها کمتر از 0.05 معنی داری می باشد.با توجه به آزمون F فیشر به جز سرمایه ساختاری نسبت بقیه متغیر ها با عملکرد مالی رابطه خطی وجود دارد زیرا سطح معنا داری آنها کمتر از 5 درصد می باشد.
کلید واژه:سرمایه فکری،عملکرد مالی،سرمایه انسانی،سرمایه ساختاری،سرمایه مشتری،مدیریت دانش
فصل اول(کلیات پژوهش)

1-1)مقدمه:سازمان ها در حال وارد شدن به اقتصاد مبتنی بر دانش هستند ، اقتصادی که در آن دانش و دارایی های نامشهود به عنوان مهمترین مزیت رقابتی سازمانها شناخته شده است . یکی از اجزای دارایی نامشهود سرمایه فکری می باشد که تاثیر مهمی بر عملکرد و پیاده سازی استراتزیک سازمان دارد از این رو شناسایی ، اندازه گیری و مدیریت سرمایه فکری دارای اهمیت خاصی است و منجر به مشاهده ارزش واقعی سازمان ها می شود.( وطنی،1389). دراکر (1993) اندیشمند معروف مدیریت می گوید:« ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منافع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر و … نیست. قرن 21، قرن اقتصادی دانشی است.در اقتصاد دانشی، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود فیزیکی ارجحیت بیشتری پیدا می کند. در این اقتصاد، داراییهای فکری بخصوص سرمایه انسانی جزو مهمترین دارایی های سازمان محسوب می شود و موفقیت بالقوه سازمانها ریشه در فعالیت های فکری آنها دارد تا دارایی های مشهود(صدقی گلدی، 1386). امروزه نحوه ی استفاده از دارایی های نامشهود تأثیر بسیار مهمی در موقعیت و بقای سازمان ها دارد. به طوری که این موضوع باعث بوجود آمدن حوزه مطالعاتی و تحقیقاتی جدیدی در مدیریت شده است. در یک طبقه بندی ساده دارایی های نامشهود به دو دسته تقسیم می شود که یکی از مهمترین اجزاء آن سرمایه فکری است که تأثیر مهمی بر روی عملکرد و پیاده سازی استراتژی های سازمانی دارد از این رو، شناسایی، اندازه گیری و مدیریت سرمایه فکری دارای اهمیت خاصی است( گلدی صدقی، 1386).این پژوهش کوششی است از سوی محقق تا تاثیر سرمایه فکری و اجزای سه گانه آن را بر عملکرد مالی بانکها(به طور خاض بانک پارسیان )بسنجد.در این فصل کلیات تحقیق نظیر بیان مساله و اهمیت آن و اهداف پژوهش که مد نظر محقق است ارائه می شود تا ذهن خواننده در مورد تحقیق در مسیر روشنی قرار بگیرد و چارچوب اصلی در ذهن خواننده ایحاد شود.
2-1)بیان مسأله پژوهشدر قرن بیستم اقتصاد مبتنی بر صنعت بود . در این قرن هر شرکتی و هر کشوری که دارایی های فیزیکی و سرمایه های مادی و مشهود بیشتری داشت ثروت بیشتری تولید می کرد. اما قرن 21 اقتصاد مبتنی بر دانش است. به عنوان مثال ستارامن و همکارانش به نقل از کندریک یکی از اقتصاد دانان آمریکا بیان می کنند که در سال 1925 نسبت دارایی های نامشهود به دارایی های مشهود 30 به 70 بود. اما در دهه 1990 به نسبت 63 به 37افزایش یافت. استوارت سرمایه انسانی را مهمترین دارایی سازمان تلقی می کند . بنابراین انتظار می رود شرکت هایی که از سرمایه فکری و انسانی بالاتری برخوردارند عملکرد مالی آنها نیز بالاتر باشد.
سرمایه فکری سرمایه ای فراتر از دارایی های فیزیکی و دارایی های مشهود است . امروزه سهم سرمایه فکری به دلیل تولید دانش و اطلاعات و درنتیجه تولید ثروت در اقتصاد مبتنی بر دانش می تواند نقش مهمی در خلق ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی داشته باشد . به همین دلیل در سطح بنگاههای اقتصادی نیز عملکرد مالی شرکت ها می تواند تحت تأثیر دارایی های فکری و سرمایه انسانی قرارگیرد.( عباسی،1389)
در اقتصاد امروز ، دانش به عنوان مهمترین سرمایه ، جایگزین سرمایه مالی و فیزیکی شده است . در طول عصر صنعت بهای تمام شده دارایی ها ، کارخانجات ، تجهیزات و مواد خام بود که برای موفقیت یک تجارت لازم بود اما در عصر اطلاعات این استفاده موثر از سرمایه های فکری است که معمولاً در موفقیت یا شکست یک مجموعه مؤثر است . بنابراین مدیران نیاز دارند که بتواند اثر تلاش های مدیریت را بر عملکرد سازمان خود اندازه گیری کند . اغلب شاخص های عملی مدیریت دانش برای اندازه گیری دارایی های دانش یا سرمایه فکری متمرکز هستند و فرض می کند که خروجی مدیریت دانش بر میزان سرمایه گذاری سازمان مؤثر است .(همتی،1389) نکته ی قابل بررسی آن است که سرمایه فکری در واقع مدیریت سرمایه گذاری سازمان را بر عهده دارد که بنا بر نظر صاحبنظران در مقابل سرمایه فیزیکی قرار گرفته یا به نوعی مکمل آن است . سرمایه فکری ،دانشی است که می تواند به سود تبدیل شود و به عنوان دارایی پنهان شناخته می شود. بنابراین به کارگیری آن موجب افزایش توان رقابتی شرکت و سودآوری آتی آن می شود سرمایه فکری ، سرمایه ای است که ناملموس و نامشهود بوده و از لحاظ کمی اندازه گیری آن سخت و دشوار است . ولی از سویی باید به این نکته توجه داشت که ارائه شاخص های مدون و حتی الامکان کمی است که می تواند بکارگیری سرمایه فکری در سازمان را برای مدیران توجیه کند . این گفته لرد کلوین در اینجا می تواند صادق باشد و اهمیت تدوین شاخص ها و سنجش های اندازه گیری مدیریت دانش و سرمایه فکری را نشان دهد : “وقتی از آنچه صحبت می کنید ، بتوانید آن را به صورت کمی و عددی بیان نموده و اندازه گیری کنید ، می توانید درک مناسبی از آن بدست آورید . اما در مقابل ، وقتی نتوانید منظور خود را به صورت کمی و عددی بیان کنید در واقع نمی توانید درک و شناخت مناسبی از آن حاصل نمایید ” لذا تاثیری که سرمایه فکری می توانند در ابعاد مختلف مالی و غیر مالی شرکت ایفا کند امری انکار ناپذیر است بنابراین شناسایی سهم آن درصورتهای مالی میتواند ضروری باشد (مادیشن 2011).
به بیان دیگر اقتصاد صنعتی جای خود را به اقتصاد دانش محور داد. در اقتصاد صنعتی عوامل اصلی تولید ثروت اقتصادی، داراییهای فیزیکی و مشهود مانند زمین، نیروی کار، پول و ماشین آلات و … میباشند و ترکیب این عوامل است که در نهایت موجب تولید ثروت می شود. در این نوع اقتصاد، دانش به عنوان کلیدی ترین عامل ایجاد ارزش و ثروت، نقش ناچیزی ایفا میکند. در اقتصاد دانش محور به دانش و سرمایه فکریبه عنوان عامل اصلی تولید ثروت در مقایسه با سایر داراییهای مشهود و فیزیکی جایگاه مهمتری اختصاص مییابد. در بازارهای رقابتی فعلی که هدف سازمانها کسب سهم بیشتر بازار از طریق ایجاد مزیتهای رقابتی است، موفقیت یک سازمان در گروی بکارگیری و مدیریت عنصر دانش و سرمایه فکری در تمامی ابعاد سازمانی است.( زمانیان،1389)
هدف اساسی این پژوهش مطالعه تاثیر سرمایه فکری به عنوان ابزار مدیریت دانش بر عملکرد مالی صنعت بانکداری است.
3-1) اهمیت و ضرورت موضوع پژوهشپیتر دراکر در جامعه سرمایه دار می گوید که دانش جانشین ابزار، سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار جسمانی در فعالیت های تجاری خواهد شد . به عبارت دیگر، مزیت نسبی یک سازمان اقتصادی دیگر وابسته به حجم سرمایه های فیزیکی مانند زمین، تجهیزات یا امکانات تولیدی نخواهد بود و خلق ارزش در سازمان ها از طریق دارایی ها ی ناملموس که به آن سرمایه فکری می گوییم حاصل می شود. کشف و مدیریت سرمایه فکری یک کشور یا یک سازمان اقتصادی مستلزم ایجاد نظامی مبتنی بر عوامل متغیر است که به آشکارسازی وشناسایی سرمایه های ناملموس کمک کند . فلسفه موجودی سازمان ها و نهادهای اجتماعی به ویژه سازمان های رسمی دستیابی به اهدافی است که به این منظور تأسیس یافته اند. سازمان ها ابزاری برای پاسخگویی به نیازهای جامعه هستند، از این رو با توجه به انتظاراتی که از آنها متصور است در موقیعتی حساس قرار دارند. باید توجه داشت که تأکید بر سرمایه انسانی منجر به درک بهتر ارزش های نهفته افراد، بنگاهها، نهادها و جوامع در حال حاضر و حتی در آینده برای بهره گیری بهتر از سرمایه فکری می شود. آنچه در جهان آینده خالق ارزش اقتصادی است نه نفت و گاز و مواردی مانند آنها بلکه فرزندان عاقل دانشمند و دانش دوست هر ملت هستند. یکی از شاخص های کشورهای توسعه یافته توجه به نقش نیروی انسانی می باشد.امروزه هیچ سازمانی بدون توجه به نیروی انسانی و نقش سازنده آن در ارائه خدمات قادر به ادامه حیات نیست. توجه به بهره وری نیروی انسانی زمینه هماهنگی بین سازمان و منابع انسانی جهت پذیرش اهداف مشترک و تضمین نیل به اهداف سازمان و منابع انسانی را به وجود می آورد. سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط رقابتی و متغیر امروزی قادر به عمل بوده و اثربخش باشند لازم است سطح سرمایه فکری خود را شناسایی، سنجش و ارزش گذاری نمایند . در محیط دانش محور کنونی سرمایه فکری نه تنها مهم ترین بخش سرمایه سازمان محسوب می گردد، بلکه فراهم کننده مزیت رقابتی پایدار برای سازمان است، بنابراین مدیران نه تنها می بایست دانش خود را در حوزه سرمایه فکری افزایش دهند، بلکه می بایست از طریق تقویت مؤلفه های آن (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه ای) به توسعه و گسترش این حوزه در سازمان بپردازند. اثربخشی و بهره وری بیش از پیش سازمان مرهون توجه به دانش و سرمایه فکری بوده و با شناخت ماهیت و این مهم می توان امکان طرح ریزی، بهینه سازی، کنترل و نظارت مستمر بر آن را در سازمان فراهم نمود.(جلایری،1391)با توجه به اهمیت پژوهش که در بالا اشاره شده محقق در پی شناخت سرمایه فکری و اجزای آن و تاثیر عوامل سرمایه فکری بر عملکرد مالی بانک است.
4-1) چارچوب نظری تحقیق:در طی دهه گذشته کسب و کارها ، اهمیت مدیریت دارایی های نامشهود خود را درک کرده اند و توسعه مارک ها، شهرت و فرهنگ سازمان ها را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته اند. در این اقتصاد توانایی خلق و استفاده از ارزش این دارایی های نامشهود ، یک شایستگی اصلی را برای سازمان ها بوجود می آورد .کندریک یکی از مشهورترین اقتصاددانان مطرح آمریکاست، می گوید که در سال 1925، نسبت سرمایه های تجاری نامشهود به سرمایه های تجاری مشهود 30 به 70 بوده است ولی این نسبت در سال 1990 به میزان 63 به 37 رسیده است؛ همچنین “لئو” مطرح می سازد که فقط در حدود 10 تا 15 درصد کل ارزش بازاری شرکت ها را تشکیل می دهند که هنوز هیچ کاری در مورد اندازه گیری انها صورت نگرفته است.همچنین یکسری مطالعات انجام شده در سال 1999 در زمینه ترکیب دارایی های هزاران شرکت غیرمالی در طی سال های 1978 تا 1998 نشان داد که رابطه بین دارایی ها نامشهود و مشهود 20 به 80 بوده و در سال 1998 ، این نسبت تقریبا به 80 به 20 رسیده است. این تغییرات قابل ملاحظه باعث ایجاد یکسری روش ها برای محاسبه ثروت شرکت هایی شده است که مهمترین دارایی های آنها ، دارایی های نامشهود بویژه فکری و دانش بوده است .
سرمایه فکری ، مجموع داراییهای ناملموس سازمان اعم از دانش(بخشی از سرمایه انسانی) ، سرمایه ساختاری ، سرمایه ارتباطی ، سرمایه سازمانی ، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی است “بونتیس” ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی ، ساختاری ، مشتری اشاره کرد و در سال 2000 طبقه بندی خود را به صورت سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری ، سرمایه ارتباطی و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد.یک تفاوت کلیدی مابین تعاریف ومدلهای مختلف اندازه گیری سرمایه فکری برمی گردد به اولویتی که هر یک از آنها به اندازه گیری سرمایه انسانی و اجتماعی داخلی و خارجی میدهند. برخی از این مدلها تمایل دارند که بر سرمایه مشتری تاکید کنند در حالیکه برخی دیگر بر سرمایه انسانی درون سازمانی توجه می نمایند و برخی دیگر یک نگرش کل نگر در خصوص مدلهای موجود اندازه گیری دارائیهای دانش به همراه مقایسه تطبیقی آنها فراهم میکند .(سعید وطنی،1389)با توجه به این چارچوب محقق با ارایه تعاریف مختلف سرمایه فکری و اجزای آن در پی یافتن رابطه عوامل فوق با عملکرد مالی بانک هاست که نقش مهمی در اقتصاد کشور دارد
5-1) اهداف پژوهش1-5-1)هدف اصلی
بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد مالی بانک پارسیان
2-5-1) اهداف فرعی
بررسی تاثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی بانک پارسیان
بررسی تاثیر سرمایه ساختاری بر عملکرد مالی بانک پارسیان.
بررسی تاثیر سرمایه مشتری بر عملکرد مالی بانک پارسیان
6-1) مدل مفهومی تحقیق:

نمودار1-1(مدل مفهومی تحقیق منبع فرضیات پژوهش)
(قربانی و احمدیان،1392)
7-1) متغیرهای پژوهشمتغیر مستقل این پژوهش سرمایه فکری می باشد که شامل ابعاد سرمایه انسانی ،سرمایه ساختاری وسرمایه مشتری است. عملکرد مالی متغییر وابسته است برای اندازه گیری آن از ROA (بازگشت دارایی ها که برابر است با سود(زیان) خالص تقسیم بر جمع کل دارایی ها)استفاده می شود..
8-1) سوالات پژوهش1-8-1) سوالبین سرمایه فکری و عملکرد مالی بانک پارسیان رابطه معنا داری وجود دارد؟
9-1) فرضیه های پژوهشفرضیه های پژوهش به طور کلی بدین شرح می باشد :
1-9-1) فرضیه اصلی :سرمایه فکری بر عملکرد مالی بانک پارسیان تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
1-9-1) فرضیه های فرعی :1: سرمایه انسانی بر عملکرد مالی بانک پارسیان تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
2: سرمایه ساختاری بر عملکرد مالی بانک پارسیان تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
3: سرمایه مشتری بر عملکرد مالی بانک پارسیان تاثیر مثبت و معنا داری دارد.
10-1) قلمرو پژوهشقلمرو زمانی: این تحقیق در بازدهی زمانی 6 ماهه با توجه به تاریخ تصویب موضوع اجرا شده است.
قلمرو مکانی:این تحقیق شعبه های غرب بانک پارسیان در تهران انجام شده است
قلمرو موضوعی:مربوط به تجزیه و تحلیل رابطه سرمایه فکری به عنوان ابزار مدیریت دانش بر عملکرد مالی صنعت بانکداری می پردازد
11-1) روش پژوهشبرای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده می گردد. با روش توصیفی شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی و فراوانی و درصد فراوانی معرفی می گردد . با روش استنباطی فرضیه های تحقیق مورد ازمون قرار می گیرد . با توجه به اینکه هدف تحقیق مطالعه و بررسی رابطه بین متغیرهای تحقیق است، بنابراین روش تجزیه و تحلیل داده ها ، روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون است . ازآنجا که هرکدام از متغیرهای مستقل و وابسته اصلی تحقیق دارای متغیرهای تاثیر گذار. و هم چنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار (SPSS) استفاده می شود.
12-1) گردآوری اطلاعات پژوهشتدوین مبانی نظری و ادبیات پژوهش، از اطلاعات و مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. و گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه انجام می گیرد.
13-1) جامعه آماری و حجم نمونهجامعه آماری این پژوهش کارمندان و مدیران بانک پارسیان شعبه غرب تهران می باشد که تعداد آنها در مجموع 472 نفر است. در این پژوهش به دلیل وسیع بودن جامعه آماری از نمونه گیری استفاده شده است که با استفاده از جدول مورگان تعدادنمونه 450 و ازروش تصادفی خوشه ای استفاده شده است
14-1) کاربران پژوهشاشخاص حقیقی و حقوقی که می توانند از نتایج بدست آمده استفاده کنند، عبارتند از:
بانکها: به منظور شفاف سازی تاثیر سرمایه فکری به عنوان یکی از ارکان نوپا ولی مهم بر عملکرد مالی؛
علاقه مندان برای سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه ای؛
شرکت های در ارتباط با بانکها در راستای شفاف شدن امور مالی شرکت؛
سایرعلاقه مندان به امور اقتصادی ,مالی و مدیریتی؛
15-1) واژگان و اصطلاحات کلیدیمدیریت دانش(KM)
مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندهای حاکم بر ایجاد، انتشار و استفاده از دانش است پیتر دراکر در مقاله خود ، مدیریت دانش را به عنوان هماهنگی و بهره برداری از منابع دانش سازمانی، به منظور ایجاد سود و مزیت رقابتی تعریف کرده است. مدیریت دانش فرایند تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است که با استفاده از ذخیره سازی، فیلتر بازیابی و اشاعه دانش به شکل صریح انجام می گیرد.( ابراهیم،2014)
سرمایه فکری:(IC)
سرمایه های فکری متشکل از تمام دارایی ها است که در ترازنامه شرکت ها نشان داده نمیشود که شامل دارایی های نامشهود مانند مزایای انسانی، علائم تجاری، ثبت اختراعات ، ساختار و محیط است ( جعفری،2013)
نمودار 1-2(اجزای سرمایه فکری)
سرمایه انسانی:
سرمایه انسانی ، به قابلیت ها و مهارت ها و تخصص نیروی انسانی سازمان اطلاق می شود . سرمایه انسانی برخوردار از تفکر است. هدف اولیه از سرمایه انسانی ، نوآوری در کالا و خدمات و نیز بهبود فرایندهای تجاری است. در این تعریف سرمایه انسانی بعنوان کل هزینه های حقوق ودستمزد شرکت در نظر گرفته شده است .( وطنی،1389)
سرمایه ساختاری(سازمانی)
سرمایه ساختاری شامل ظرفیت ها جهت درک نیازهای بازار می باشد و مواردی نظیر حقوق اختراعات و دانش نهادینه شده در ساختار ها، فرایندها و فرهنگ سازمانی را در بر می گیرد. سرمایه ساختاری دانشی است که در پایان هر روز کاری در سازمان باقی می ماند، وبه کل سازمان تعلق دارد و هم چنین قابل تولید شدن مجدد و به اشتراک گذاشتن با دیگران می باشد.(همان منبع)
سرمایه مشتری (ارتباطی)
عبارت است از روابط با افرادی که بنگاه اقتصادی با آن ها به کار تجاری می پردازد. این افراد معمولاً شامل مشتریان می باشند، اما می توانند عرضه کنندگان را نیز در برگیرند. سرمایه مشتری، سرمایه رابطه ای نیز نامیده می شود(همان منبع)
عملکردمالی:
عملکرد مالی شرکت را میتوان توسط عواملی مانند سود، رشد سود،بازده فروش،سود تقسیمی، جریانهای نقدی ، سود هر سهم ، نسبتهای مالی(شامل ROA) و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری تعریف نمود(سینایی و همکاران 1390)
.

فصل دوم
(مبانی نظری و پیشینه تحقیق)
بخش اول مدیریت دانش1-1-2)تعاریف مدیریت دانشپرز( 1999 ) مدیریت دانش عبارت است از گردآوری دانش،قابلیت های عقلانی وتجربیات افراد یک سازمان وایجاد قابلیت بازیابی برای آن ها به عنوان یک سرمایه سازمانی. (دهقان،1388،48)
نیکل کینگ(1999):مدیریت دانش عبارت است از فرآیند ایجاد، سازماندهی، اشاعه وحصول اطمینان از درک اطلاعات مورد نیاز برای انجام یک کار.(همان منبع)
نیومن : (1991) براین باور بود که مدیریت دانش مجموعه ای از فرآیندهایی است که پدید آوری، اشاعه و به کارگیری دانش ذهنی و عینی در یک سازمان را در بر می گیرد. .(همان منبع)
بارکلی و موری: مدیریت دانش شامل شناسایی و تعیین سرمایه های فکری موجود در یک سازمان، تولید دانش جدید برای تداوم برتری رقابتی آن سازمان، فراهم ساختن امکان دسترسی به حجم وسیعی از اطلاعات، اشتراک بهترین عملکرد با به کارگیری فناوری است که حصول همه موارد مذکور را میسر سازد.
در یک نگاه کلی می توان گفت مدیریت دانش می تواند همان سازماندهی دانسته ها باشد، یعنی تلاش برای به دست آوردن دانش ضروری، اشتراک اطلاعات در داخل یک سازمان و تأکید بر تقویت حافظه سازمانی به منظور بهبود روند تصمیم گیری، افزایش تولید و حمایت از نوآوری در سازمان.(همان منبع)
2-1-2) روند مدیریت دانش:مدیریت دانش امر جدیدی نیست، تمدن های بشری از نسلی به نسل دیگر اقدام به نگهداری و انتقال دانش، برای درک گذشته و پیش بینی آینده، می نمودند.در محیط های تجاری پیچیده و پویای امروزی تشنگی برای دانش، روز به روز دامنه و عمق گسترده تری می یابد. دانشی که به شدت در حال تغییر و در بیرون از سازمان ها در حال انتشار است. فناوری اطلاعات و اینترنت نیز چالش های جدیدی را در خلق، نگهداری و مدیریت دانش به وجود آورده است.
در دهه های 80 و 90 فلسفه ها، رویکردها و روش شناسیهای بهبود تجارت به طور مداوم توسعه یافت. این توسعه و پیشرفت ناشی از ترکیب فعالیت های تجاری و نظریه های علمی در دهه های اخیر است. مباحثی از قبیل یادگیری سازمانی، سازمان های یاد گیرنده، مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد، فرآیند تجارت و … مثالهایی از این رویکردهای جدید می باشد. بررسی نوشته ها نشان می دهد که مباحث مربوط به اقتصاد، سرمایه فکری، رویکردهای مهندسی ( نظامهای تولید صنعتی انعطاف پذیر)، رسانه های دانش، رایانه، مطالعات سازمانی (مردم شناسی و جامعه شناسی) معرفت شناسی ( شامل یادگیری، شناخت موقعیتی و روانشناسی شناختی)، جنبه های مربوط به هوش مصنوعی، مباحث مربوط به منابع انسانی و….در این حوزه مطرح شده است.( عباسی،1386)
3-1-2) ویژگی های مدیریت دانش:مدیریت دانش با بکارگیری دانش روز به دانش و اطلاعات بشر اعتبار می بخشد.هوش سازماندهی را تقویت میکند.
سازمان را در جهت انطباق با محیط و شرایط موجود توانمند میسازد.
زمینه نوآوری پایدار و خلاّقیت بخشی به سازمان را فراهم می نماید.
سازمان را به شناخت مسائل روز و پاسخگوئی آن ها با راه حل های جدید قادرمی سازد.
با استفاده از روش های سیستمی به رفع اشتباهات و اصلاح انحرافات می پردازد.
جوآزاداندیشی متناسب با سازماندهی و هدایت دانش جدید را خلق می نماید.
جنبش نرم افزاری جهانی را گسترش می دهد.
درک هدف های آرمانی و بلندمدت را در محیط آزادی افکار تسهیل می نماید.
با ایجاد جوآزاداندیشی و شکل گیری مدیریت دانش از فساد و تباهی جلوگیری می کند.
محیط رشد پردازش اطلاعات و دانش را سرعت می بخشد.
مدیریت تغییرات علمی و اجتماعی را میسر می سازد.
سازمان های دولتی، تعاونی و خصوصی را با دانش جدید سازگارتر، پویاتر و متعامل تر بار می آورد.(احمدی و صالحی،1391،62،63)
4-1-2) اصول مدیریت دانش:اصول مدیریت دانش از دیدگاه داونپورت و پروساک(1998 ) عبارتند از:
دانش، نشأت گرفته از افراد است و در افکار افراد جای دارد
تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.
فناوری، رفتارهای دانشی جدید را امکان پذیر می سازد(منظور از رفتارهای دانشی،رفتارهایی است به منظور خلق، توسعه، توزیع و غنی سازی دانش)
تسهیم دانش باید تشویق و پاداش داده شود.
حمایت مدیریت و تخصیص منابع (برای مدیریت دانش) ضروری است.
دانش، ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود که دا نش به شیوه ای غیر منتظره گسترش یابد.
برنامه های مدیریت دانش باید با برنا مه ای آزمایشی آغاز شود.(همان منبع،ص64)
5-1-2) نظریه های مدیریت دانش:در ادبیات مدیریت دانش، دو دیدگاه وجود دارد که هر یک به نوعی خاص جایگاه مدیریت دانش را در عرصه مدیریت تعریف میکنند. هدف مدیریت دانش با توجه به این دیدگاه ها متفاوت خواهد بود که در زیر به بررسی آنها پرداخته میشود.
دیدگاه اول: دانش به عنوان یک سرمایه. هدف از مدیریت دانش در این رویکرد رساندن اطلاعات درست به افراد لازم، در زمان مناسب و با کمترین هزینه است.
دیدگاه دوم: دانش به عنوان یک ابزار. هدف از مدیریت دانش در این رویکرد کمک به افراد در ایجاد و به اشتراک گذاشتن دانش، کمک به افراد در عمل کردن بر اساس دانش است به طریقی که کارآیی سازمان و همکارانش، به طور قابل سنجشی بهبود یابد. (همان منبع،74)
6-1-2) دلایل اهمیت به کارگیری مدیریت دانش:از مهمترین عللی که موجب شده تا سازمان ها به موضوع مدیریت دانش تمایل نشان دهند آن است که مدیریت دانش:
موجب افزایش بهره وری وسوددهی می شود.
همکاری را تقویت می نماید.
موجب بروز و رشد خلاقیت می شود.
موجب تشویق و نوآوری می شود.
به برقراری و تسریع جریان انتقال دانش از تولید کننده به دریافت کننده کمک می کند.
موجب تسهیل اشتراک اطلاعات بین کارکنان می شود.
از دوباره کاری می کاهد.
توان سازمان را برای مقابله با پدیده تورم اطلاعات افزایش می دهد.
دانش کارکنان را پیش از ترک احتمالی سازمان گردآوری و ذخیره می نماید.کیفیت ارائه خدمات به مشتری را بهبود می بخشد.
از طریق افزایش سطح آگاهی سازمان نسبت به راهکارها، محصولات و عملکرد سازمان های رقیب به سازمان کمک می کند تا از گردونه رقابت خارج نشود.( دهقان نجم، 48 )
7-1-2) اهداف مدیریت دانش:مدیریت دانش شامل فرآیند ترکیب بهینه دانش و اطلاعات در سازمان و ایجاد محیطی مناسب به منظور تولید، اشتراک و به کارگیری دانش و تربیت نیروهای انسانی خلاق و نوآور است. هدف مدیریت دانش ایجاد یک سازمان یادگیرنده و شراکت با ایجاد جریانی بین مخازن اطلاعات ایجاد شده توسط افراد قسمت های مختلف شرکت )مالی، عملکرد، هوش رقابتی، وغیره( و مرتبط کردن آن ها با یکدیگر است. به عبارت دیگر هدف نهایی مدیریت دانش ارتقای ارزش افزوده دانش موجود در سازمان به منظور توسعه و بهبود خلاقیت، بهره وری و ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان است.(همان منبع)
8-1-2) گامهای مدیریت دانش:اهدافی که استراتژی سازمانی از رهگذر مدیریت دانش دنبال می کند با اجرای چهار گام اساسی به‌دست می آید که در حقیقت گامهای فرایند مدیریت دانش را تشکیل می‌دهند:
1ـ ایجاد و یا گرد آوری دانش
2ـ ساختار دهی و ارزش بخشی به دانش جمع آوری شده
3ـ انتقال و تبادل دانش
4ـ ایجاد ساز و کارهای مناسب جهت بهره‌گیری و استفاده مجدد از این دانش چه در بعد فرد و چه در قالب گروههای درون سازمانی.
دستیابی به چنین اهدافی تنها از طریق بهره گیری از ابزارهای مدیریت دانش امکان پذیر است. فناوری که دانش را گسترش می‌دهد و امکان زایش و رشد دانش را فراهم می‌کند و کد گذاری و انتقال این داراییها را امکانپذیر می‌کند، از جمله ابزارهای مدیریت دانش است. این امر باعث ارتقای فراگردهای مرتبط با دانش در سازمان می شود. البته در این راه شایسته است به نظر راگلس (1997) که اعتقاد دارد تمامی ابزارهای مدیریت دانش کامپیوتری شده نیستند، توجه کرد. وی ابزارهای مدیریت دانش را به سه دسته تقسیم کرده است و میان آنها تمایز قائل می‏شود:
1ـ برخی ابزارها مخصوص تولید و تنظیم دانش است. این ابزارها یکی از عوامل کلیدی کارایی و خودکفایی بلند مدت سازمان بوده و باعث رقابت پذیری آن می شوند. این دسته شامل خلق یک ایده جدید، طراحی مدلهایی نو، ترکیب و تلفیق رشته های علمی گوناگون و در نهایت توسعه فراگردهای جدید در سازمان است.
2ـ کاربرد این دسته از ابزارها در نظام بخشی و کدگذاری دانش است. در واقع چون داراییهای غیر ملموس (مانند دانش، اطلاعات و …) برخلاف داراییهای ملموس ـ در صورت عدم استفاده هیچ ارزش ذاتی ندارند، بایستی قابل دسترس برای افراد درون و بیرون سازمان باشد. این دسته از ابزارها اجازه می دهد تا دانش به قابلیت دسترسی همگانی و انتقال میان افراد و سازمانها دست یابد.
3ـ دسته سوم ابزارهایی هستند که جهت تسهیم دانش هستند. این ابزارها با سه مانع مهم روبرهستند که عبارتند از:
الف) ‌اختلاف و فاصله زمانی، چه از بعد تاریخی (که بر می گردد به حافظه سازمانی) و چه در زمان حال (چون در زمان حال نیز مشکلاتی در هماهنگی بین برنامه های زمانی افراد جهت یافتن زمانی مشترک مناسب میان آنها برای مبادله مطلوب دانش وجود دارد).( چیت سازیان،1385)
9-1-2) عوامل کلیدی موفقیت دانش:
در ادبیات مربوط به عوامل کلیدی موفقیت، تعاریف زیادی از آن ارائه شده است. یکی از مهمترین تعاریف مربوط به روکارتاست . به زعم وی عوامل کلیدی موفقیت عبارتنداز: تعداد محدودی از حوزه های فعالیت که عملکرد رقابتی موفقیت آمیزی در پی خواهند داشت. در تعریف دیگری برونو و لیدکر اظهار میدارند که عوامل کلیدی موفقیت عبارتند از : مشخصه ها، شرایط یا متغیرهایی که اگر درست مدیریت شوند می توانند اثر قابل ملاحظه ای بر موفقیت موضع رقابتی سازمان داشته باشند. در عوض، پینتو و اسلوینعوامل کلیدی موفقیت را عواملی می دانند که به طور قابل ملاحظه ای شانس اجرای پروژه ها را بهبود می بخشند. در حوزه مدیریت است راتژیک، تعریف عوامل کلیدی موفقیت از جامعیت بیشتری برخوردار بوده و نشان دهنده یک پیوند ایده آل بین
شرایط محیطی و مشخصه های کسب و کار است. اسکیرم و آمیدندر خصوص پیاده سازی مدیریت دانش هفت عامل کلیدی را شناسایی کردند . این عوامل عبارتند از :
الزام مستحکم به کسب و کار، معماری وچشم اندار، رهبری دانش، فرهنگ تسهیم و خلق دانش، یادگیری مستمر، زیرساخت فن آوری توسعه یافته، و فرآیندهای دانش سازمانی .مطالعه دیگری برای شناسایی عوامل کلیدی موفقیت توسط هلسپل و جوشی انجام شده است. در ابتدا، آنها با مطالعه ادبیات مدیریت دانش، دسته ای از عوامل را استخراج کرده و در نهایت با تکنیک دلفی در جامعه خبرگانی متشکل از هیات بین المللی از متخصصان و دست اندرکاران مدیریت دانش بود، عوامل شناسایی شده را مورد ارزیابی قرار دادند . آنها سه طبقه اصلی از اثرگذارها(مدیریتی ، منابع، و محیطی ) را که عوامل کلیدی در درون هر یک از این اثرگذارها قرار دارد، معرفی کردند . اثرگذارهای مدیریتی دارای چهار عامل کلیدی اصلی است که عبارتند ا ز: هماهنگی، کنترل، رهبری و سنجه ها؛ اثرگذارهای منابع متشکل ازدانش، افراد، منابع مالی وغیرمالی است؛ در حالی که اثرگذارهای محیطی مشتمل بر رقابت، بازارها، اضطرار زمانی، جو اقتصادی و دولتی است. داونپورت و همکاران، یک مطالعه اکتشافی در سی و یک پروژه مدیریت دانش در بیست و چهار شرکت انجام دادند. هدف این مطالعه گسترده تعیین عوامل کلیدی مرتبط با پیاده سازی مدیریت دانش بود . آنها از میان 18 پروژه موفق، هفت عامل کلیدی موفقیت را شناسایی کردند که عبارت بودند از : ارزش صنعت، زبان و هدف مشترک، ساختار دانش انعطاف پذیر و استاندارد، کانال های چندگانه برای انتقال دانش، فرهنگ دانش پسند، زیرساخت سازمانی و فنی، اقدامات انگیزشی، و حمایت مدیریت ارشد. چریدس و همکاران عوامل کلیدی گوناگونی را برای پیاده سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در حوزه های وظیفه ای سازمان شناسایی کردند که استراتژی، مدیریت منابع انسانی، فن آوری اطلاعات، بازاریابی، و کیفیت از عوامل کلیدی آنها بود . در تحقیقی که توسط هونگ و همکاران در خصوص عوامل کلیدی موفقیت در بکارگیری سیستم مدیریت دانش برای صنعت داروسازی انجام شده است، هفت عامل درموفقیت سیستم مدیریت دانش مورد شناسایی قرار گرفته است که عبارتند از :
1)استراتژی الگوگیری وساختار دانشی اثربخش؛ 2) فرهنگ سازمانی؛ 3)زیرساخت سیستم اطلاعاتی؛ 4) درگیری و آموزش افراد؛ 5 )رهبری و تعهد قوی مدیریت ارشد؛ 6)محیط یادگیری وکنترل منابع؛ 7) ارزیابی از آموزش حرفه ای و کار تیمی .( محمدی،1388،4849)
در جدول زیر به طور خلاصه عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش از دیدگاه دانشمندان مورد بررسی قرار می دهد.
ردیف صاحبنظران عوامل کلیدی موفقیت
1 ویگ ( 1996 ) فرایندهای مدیریت دانش ، ایجاد، سازماندهی ، انتقال، تبدیل ، نگهداری و بکارگیری دانش
2 داونپورت ( 1998) زیرساختهای سازمانی و فنی ، ساختار دانش ، حاکمیت فرهنگ و جو دوستانه در سازمان ، اهداف
روشن و زبان مشترک وجود مسیرهای چندگانه برای انتقال دانش ، حمایت مدیریت عالی ، رفع موانع انگیزشی
3 داونپورت،پروساک ( 1998 ) فناوری ، ایجاد دانش ، انتقال دانش ، مخازن الکترونیکی دانش ، آموزش، فرهنگ و رهبری، اعتماد
4 مری ( 1998 ) در دسترس بودن دانش، درست بودن و بهنگام بودن دانش
5 ترسلر ( 1998 ) تعهد مدیریت ، ایجاد انگیزه برای توزیع دانش ، فرهنگ ، فناوری ، آموزش و یادگیری
6 فینران ( 1999 ) فرهنگ مناسب، توزیع اطلاعات و دانش، ایجاد دانش
7 لیبویتز ( 1999) راهبرد مدیریت دانش، حمایت مدیریت عالی، فرهنگ حمایت از مدیریت دانش ، تشویق کارکنان به توزیع دانش، مخازن دانش، فناوری
8 ماناسکو ( 1999) گروههای دانش، نظارت بر محتوای دانش، حمایتهای ساختاری وفناوری، بهسازی فرآیندهای ایجاد و توزیع دانش
9 باسی ( 2000 ) یادگیری، توزیع، اجرا و بکارگیری دانش
10 چوی ( 2000) آموزش، مشارکت کارکنان در فرآیندهای مدیریت دانش ، تیم سازی توانمندسازی کارکنان ، حمایت مدیریت عالی ، اجبار سازمانی ، ساختار دانش
11 اسکیرم ،امیدن (2000) داشتن یک چشم انداز الزام آور ، رهبری دانش ، فرهنگ توزیع دانش ، یادگیری هوشمندانه و زیر
ساختهای فنی
SEQ جدول * ARABIC 1جدول (2-1)عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش(زمردیان و رستمی،1389،50)10-1-2) مدل های پیاده سازی مدیریت دانش1-10-1-2) مدل هیکسمدل هیسیگ (2000)از چهار فرآیند زیر تشکیل شده است:
ایجاد دانش: این امر به توانایی یادگیری و ایجاد ارتباط بر‏می‏گردد. در این قابلیت، ایجاد ارتباط بین ایده‏ها و ساختن ارتباط های متقاطع با دیگر موضوعات، از اهمیت کلیدی برخوردار است.
ذخیره دانش: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش است که از طریق آن، قابلیت ذخیره سازمان یافته‏ای که امکان جستجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای دیگر کارکنان و تسهیم موثر دانش فراهم می شود، به وجود می آید. در این سیستم باید، دانش های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.
نشر دانش: این فرآیند به توسعه یک همکاری جمعی که در آن افراد به عنوان همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته و در فعالیت هایشان به یکدیگر وابسته‏اند، کمک می کند.
بکار بردن دانش: چهارمین فرآیند، از این ایده آغاز می شود که ایجاد دانش، بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است، این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش را تکمیل می کند.(جهانگیر،1390)
2-10-1-2) مدل مک الرویوی با همکاری دیگر اعضای کنسرسیوم بین المللی مدیریت دانش (2002)برای مدیریت دانش، چهار چوب فکری با نام دوره عمر دانش تعریف کرده که در آن، علاوه بر نظریه نوناکا و تاکوچی (1995) بر نکته مهم دیگری نیز تاکید شده است: «دانش تنها پس از اینکه تولید شد، وجود دارد و بعد از آن می توان آن را مهار، کدگذاری یا تسهیم نمود».
بنابراین «مک الروی» فرایند ایجاد دانش را به دو فرایند یعنی تولید دانش و پیوسته کردن دانش تقسیم می کند:
تولید دانش: فرایند خلق دانش سازمانی جدید است که به وسیله یادگیری گروهی، کسب دانش و اطلاعات و ارزیابی دانش انجام می‏گیرد. این فرایند مترادف یادگیری سازمانی است.
پیوسته کردن دانش: از طریق برخی فعالیت ها که اشاعه و تسهیم دانش را تجویز می کنند، انجام می‏گیرد. این عمل فعالیت هایی از قبیل اشاعه دانش از طریق برنامه وغیره، جستجو، تدریس، تسهیم و دیگر فعالیت های اجتماعی که موجب برقراری ارتباط می گردد را شامل می شود.(همان منبع)
3-10-1-2) مدل بک منبک من (1999)هشت مرحله زیر را برای فرآیند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:
شناسایی: تعیین صلاحیت های درونی، منبع استراتژیک، قلمرو دانش.
تسخیر: رسمی کردن دانش موجود.
انتخاب: تعیین ارتباط دانش، ارزش و دقت دانش، رفع دانش‏های ناسازگار.
ذخیره: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای دانش.
پخش: توزیع دانش برای استفاده کنندگان به طور خودکار بر پایه علاقه و کار و تشریک مساعی دانش در میان گروه ها.
بکار بردن: بازیافتن و استفاده از دانش در تصمیم گیری ها، حل مسائل، خودکار کردن و پشتیبانی کار و مددکاری شغل و آموزش.
ایجاد: تولید دانش جدید در حین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق.
تجارت: فروش و معامله، توسعه و عرضه کردن دانش جدید به بازار در قالب محصولات و خدمات. .(همان منبع)
4-10-1-2) مدل 7Cاین مدل بر مبنای هفت واژه که حرف اول آن ها C است بنا شده است و از این رو، مدل 7C لقب گرفته است. اجزای این مدل به همراه شرح هر یک در شکل 1-2 نشان داده شده است
7721606985.772160551180ایجاد
Create
ایجاد و تفاهم جدید با کار با همکاران،
مشتریان و موسسات بیرونی
تسخیر
Capture
تعیین ایده های بهتر و مستند نمودن آنان
بسط
Contribute
تسهیم ایده های خود برای کمک به دیگران
همکاری
Collaborate
تبادل دانش در سطح عمومی
مصرف کردن
Consume
استفاده از دانش جمعی برای آنچه که باید انجام دهیم
مبادله، ارتباط
Communicate
کمک به دیگران برای توجه به دانش و فایده دانش خارجی و بیرونی که ارزش فراگیری دارد
فرهنگ
Culture
بسط فرهنگ تسهیم دانش در تمامی سازمان
00ایجاد
Create
ایجاد و تفاهم جدید با کار با همکاران،
مشتریان و موسسات بیرونی
تسخیر
Capture
تعیین ایده های بهتر و مستند نمودن آنان
بسط
Contribute
تسهیم ایده های خود برای کمک به دیگران
همکاری
Collaborate
تبادل دانش در سطح عمومی
مصرف کردن
Consume
استفاده از دانش جمعی برای آنچه که باید انجام دهیم
مبادله، ارتباط
Communicate
کمک به دیگران برای توجه به دانش و فایده دانش خارجی و بیرونی که ارزش فراگیری دارد
فرهنگ
Culture
بسط فرهنگ تسهیم دانش در تمامی سازمان

11334752813685 SEQ معادله * ARABIC 1شکل 2-1- مدل 7C0 SEQ معادله * ARABIC 1شکل 2-1- مدل 7C569531274272766548027482805-10-1-2) مدل نوناکا و تاکوچیمحققان ژاپنی مدیریت، نوناکا و تاکوچی تاثیر بسیاری بر مبانی مدیریت دانش داشته اند. مفهوم دانش پنهان و دانش آشکار توسط نوناکا برای طرح ریزی نظریه یادگیری سازمانی معرفی شده است. در این تقسیم بندی، با توجه به همگرایی بین شکل های پنهان و آشکار دانش، آنان مدلی را پایه‏گذاری کرده‏اند که به نام خودشان معروف شده است.
این مدل بر خلاف مدل های پیشین، تمرکز خود را بر دو نوع دانش آشکار و نهان مبذول داشته، به نحوه تبدیل آنها به یکدیگر و نیز چگونگی ایجاد آن در تمامی سطوح فردی، گروهی و سازمانی توجه دارد. در این مدل پویا، نحوه استفاده و تبدیل این دو دانش و چگونگی مدیریت دانش در این زمینه، به صورت حرکت مارپیچی(حلزونی) مطابق شکل شماره2-2 فرآیندی مستمر فرض شده است.
349250-164465اجتماعی کردن
آشکارسازی
درونی کردن
دانش آشکار فرد دانش پنهان فرد
دانش آشکار جمعی دانش پنهان جمعی
پیوند برقرار کردن
00اجتماعی کردن
آشکارسازی
درونی کردن
دانش آشکار فرد دانش پنهان فرد
دانش آشکار جمعی دانش پنهان جمعی
پیوند برقرار کردن

254000219710 SEQ معادله * ARABIC 2شکل 2-2 مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی SEQ معادله * ARABIC 2شکل 2-2 مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی1905001968500
همچنین در تفکر مذکور، فرض بر این است که تنها افراد، به وجود آورنده دانش هستند. بنابراین، فرآیند تولید دانش سازمانی، می بایست به عنوان فرآیندی مستمر باشد که در آن، دانش ایجاد شده توسط افراد، به طور سازماندهی شده‏ای، تقویت و هدایت شود.
بر پایه مدل مدل نوناکا و تاکوچی مراحل زیر برای انتقال (تبدیل) این دو نوع دانش، در سطوح گوناگون سازمان انجام می‏شود:
اجتماعی نمودن)پنهان به پنهان): انتقال دانش نامشهود یک فرد به فرد دیگر، برای انجام موثر این فرآیند باید میان افراد، فرهنگ مشترک و توانایی کار گروهی ایجاد شود. که با استفاده از نظریه های اجتماعی و همکاری میسر می شود. نشست گروهی که تجربیات را توضیح داده، درباره آن بحث می‏کند، فعالیتی است، که در آن اشتراک دانش پنهان می تواند رخ دهد.
بیرونی سازی (نهان به آشکار): تبدیل دانش نامشهود به دانش مشهود. در این حالت فرد می تواند دانش خود را در قالب مطالب منظم، سمینار،کارگاه آموزشی به دیگران ارایه دهد گفتگوهای میان یک گروه، در پاسخ به پرسش ها یا برداشت از رخدادها، از جمله فعالیت های معمولی هستند که این نوع از تبدیل در آنها رخ می‏دهد.
پیوند برقرار کردن)آشکار به آشکار): در این مرحله، حرکت از دانش آشکار فردی، به سمت دانش آشکار گروهی و ذخیره سازی آن صورت می پذیرد و با توجه به استفاده از دانش موجود، امکان حل مسائل از طریق گروه فراهم شده، به دنبال آن دانش، توسعه می یابد.
درونی سازی(آشکار به نهان): در این مرحله، دانش آشکار به دست آمده در سازمان، نهادینه می شود. همچنین گذراندن این مرحله برای افراد، آفرینش دانش ضمنی جدید شخصی را نیز در پی دارد (کسب دانش پنهان جدید از دانش آشکار موجود(
گذراندن مراحل چهارگانه بالا، باید به صورت پیاپی و حرکت حلزونی شکل، ادامه یابد، تا به این وسیله، هر مرحله‏ای، کامل کننده مرحله پیش از خود باشد و ضمن نهادینه شدن دانش در سازمان، باعث تولید و خلق دانش های جدید نیز شود.
لازم به یادآوری است که باید هر یک از دو نوع دانش یاد شده در سازمان، مدیریت شود و نیز نحوه تعامل، استفاده و تبدیل هر یک به دیگری، مورد شناسایی و استفاده قرار گیرد. این دو نوع دانش، هر کدام می تواند، منشاء ایجاد دیگری باشد و در سطوح فردی، گروهی و سازمانی گسترش یابد. در شکل شماره -23، نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه فوق نمایش داده شده است.
93535599060 بیرونی گفتماناجتماعی

اتصال یادگیری در عمل درونی
آموزش -تعامل
ارتباط
00 بیرونی گفتماناجتماعی

اتصال یادگیری در عمل درونی
آموزش -تعامل
ارتباط

شکل 2-4- نمایی از فرآیند تبدیل دانش
1125855309245 SEQ معادله * ARABIC 3شکل3-2 – نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه مدل نوناکا و تاکوچی SEQ معادله * ARABIC 3شکل3-2 – نحوه و اجزای شکل گیری مراحل چهارگانه مدل نوناکا و تاکوچی10763252578100
نکته مهم دیگر آن است،که هنگامی که افراد در این فرآیندها شرکت می کنند، آموزش سازمانی نیز رخ می دهد، زیرا در این مشارکت، دانش افراد با دیگران، به اشتراک گذارده می شود، توضیح داده می شود، برای دیگران قابل دسترسی می شود و همچنین خلق و تولید دانش جدید از طریق این فرآیندها رخ می دهد.
در جدول شماره 2-2 مثال هایی در رابطه با فرآیندهای تبدیل شکل های گوناگون دانش به یکدیگر آورده شده است.
نهان به نهان (جتماعی کردن)
مانند نسبت ها و مباحثات یک گروه نهان به آشکار (بیرونی سازی)
مانند گفتگوی درون گروه ها، پاسخ به پرسش ها
آشکار به نهان (درونی سازی)
مانند آموختن از طریق خواندن و شنیدن گزارش آشکار به آشکار (پیوند برقرار کردن)
مانند ارسال از طریق پست الکترونیکی
SEQ جدول * ARABIC 22جدول2-2 تبدل دانش بین شکل های نهان و آشکار آنالبته باید توجه داشت که این فرآیندها در انزوا رخ نمی‏دهند، بلکه در ترکیبات مختلف و در موقعیت های کاری ما بین افرادی که با یکدیگر مشغول به کارند، به وقوع می‏پیوندد. خلق دانش، نتیجه تاثیر متقابل افراد و دانش آشکار و پنهان است. به واسطه تعامل فرد با دیگران، دانش نهان، برون سازی شده و به اشتراک گذارده می شود، همچنین افراد در این فرآیندها از راه مدیریت دانش با به دست آوردن بینش و تجربه سازمانی خود یا توسط کارکنان دیگر دانش را خلق، منتشر و درونی می کنند.
از آن جا که همه فرآیندهای این مدل مهم اند، بنابراین لازم است آنها را در مدیریت دانش به صورت یکپارچه مورد توجه قرار داده با اندیشیدن تدابیر و برنامه ریزی های لازم و نیز با عنایت به موقعیت سازمان مورد نظر، توازن بین این فرایندها را برقرار کرد. .(همان منبع)
2-1-10-6) مدل پایه های ساختمان دانشاین مدل توسط «پروبست، روب و رمهاردت» (2002) به نام «مدل پایه های سنگ بنای ساختمان مدیریت دانش» نام‏گذاری شده است. همان گونه که پیشتر گفته شد، با توجه به جنبه کاربردی‏تر این مدل، آن را به عنوان مدل نسبتا کاملی که نکات مثبت همه مدل ها را تقریبا در بر می‏گیرد مورد توجه بیشتر قرار خواهیم داد. .(همان منبع)
5746753276491 SEQ معادله * ARABIC 4شکل2-4 مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش SEQ معادله * ARABIC 4شکل2-4 مدل پایه های ساختمان مدیریت دانشcenter250825شناسایی
استفاده
کسب
توسعه
تسهیم
نگهداری
هدف های دانشی
ارزیابی
00شناسایی
استفاده
کسب
توسعه
تسهیم
نگهداری
هدف های دانشی
ارزیابی

طراحان مدل یاد شده، مدیریت دانش را به صورت سیکل پویایی می بینند که در چرخش دایم است. مراحل این مدل، شامل هشت جزء، متشکل از دو سیکل؛ درونی و بیرونی است.
سیکل درونی: به وسیله بلوک‏های: کشف شناسایی، کسب، توسعه، تسهیم، کاربرد بهره برداری و نگهداری از دانش ساخته می شود.
سیکل بیرونی: شامل بلوک‏های اهداف دانش و ارزیابی آن است که سیکل مدیریت دانش را مشخص می نماید.
کامل کننده این دو سیکل بازخور است.
شکل شماره4-2 ، اجزای مدل مذکور را نمایش می دهد.
نحوه عملکرد پایه های این مدل به شرح زیر است:
تعیین هدف های دانش: هدف های مدیریت دانش، باید از هدف های اصلی سازمان نشات گرفته و در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مشخص شوند.
سطح استراتژیک: تبدیل و نگهداری سازمان بر مبنای مدیریت دانش و همچنین ایجاد فرهنگ و سیاست های لازم در این زمینه انجام می شود.
سطح عملیاتی؛ که در این سطح، با توجه به هدف ها باید نحوه شناسایی، استفاده، توزیع، کاربرد و نگهداری دانش، مشخص و برنامه های لازم برای دستیابی به آن‏ها درزمان معین، طراحی شود و به مرحله اجرا درآید.
شناسایی دانش: با طرح این پرسش که «آیا می دانیم که چه می دانیم؟» باید انجام این وظیفه مدیریت دانش؛ یعنی مرحله کشف دانش را آغاز کرد.
بسیاری از سازمان ها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصمیم گیری ها و هدف گذاری هایشان دچار مشکل می شوند، البته ناگفته نماند که شناسایی منابع دانش درون و بیرون سازمان، به همراه هم انجام می شود.
کسب دانش: در این مرحله، دانش ها باید از بازار داخلی و خارجی نظیر دانش های مربوط به مشتریان، تولید، همکاران، رقبا و… از منابع شناسایی شده در مرحله کشف، کسب گردد و نیز مشخص نمودن آن که چه قابلیت هایی را می توان از خارج خریداری یا تهیه کرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار می‏گیرد.
توسعه دانش: با توجه به پایه های موجود، باید دانش سازمان را گسترش داد، البته این امر، شامل توسعه قابلیت، محصول، ایده های جدید، فرآیندها و… مسائلی از این دست می شود.
تسهیم دانش: مسائلی همچون چگونگی به اشتراک گذاری دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز و چگونگی انتقال دانش، به گونه ای که در سازمان قابل دسترسی و استفاده باشد و نیز چگونگی انتقال دانش از سطح فردی به سطح دانش گروهی و سرانجام سطح دانش سازمانی، از جمله مواردی است که در دستور کار این بخش از مدیریت دانش قرار می گیرد.
استفاده از دانش: اطمینان به استفاده مفید از دانش در سازمان، مربوط به این قسمت است. در این بخش، موانعی بر سر راه استفاده مفید از دانش جدید است که باید شناسایی و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملی در ارایه خدمات و محصولات دانش استفاده کرد.
نگهداری دانش: ذخیره، نگهداری و روزآمد کردن دانش به این بخش مربوط می شود. این روش، از نابودی دانش جلوگیری کرده به آن اجازه این که مورد استفاده قرار گیرد را می دهد که البته در این راستا باید ساز و کارهای مناسبی برای به روز کردن سیستم ایجاد شود.
ارزیابی دانش: نحوه رسیدن به هدف های معین و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخور، برای تعیین یا اصلاح هدف، به این بخش مربوط است. با نگاه به نتایج بعضا کیفی این فرآیند، ضروری است، آن‏ها را با توجه به نتایج کمی و هزینه های انجام شده در این زمینه، مورد ارزیابی قرار داد. .(همان منبع)
بخش دوم سرمایه فکری2-2) سرمایه فکری:سرمایه فکری از جمله مسائلی در علم مدیریت است که تعاریف مختلف دارد و همین تعاریف و برداشت های مختلف موجب شده است که در رسیدن به یک تعریف جامع دچار مشکل شویم تنها نکته ای که در اکثر این تعاریف مشترک است این مطلب می باشد که سرمایه فکری جزئی از دارایی های نامشهود است که در هر شرکتی که دارای سرمایه فکری قوی تری باشد نسبت به سایر رقبا موفق تر خواهد بود.جعفری(2013) در تعریف خود از سرمایه فکری اشاره می کند که: تمام دارایی ها که ترازنامه شرکت نشان داده نشده است و آن شامل کسانی که دارایی های نامشهود مانند علائم تجاری، ثبت اختراعات و مزایای انسانی، ساختار و محیط ارتباط است و به عقیده ادوینسون و سولیوان(1996) تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری می باشد.
.پابلوس( 2004 ) سرمایه فکری را شامل تمام منابع دانش محوری می داند که برای سازمان ارزش تولید می کنند ولی در صورتهای مالی وارد نمی شوند.
ماوریدس ( 2005 ) سرمایه فکری را یک دارائی ناملموس با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می داند. .
مارتینز( 2005 ) سرمایه فکری را دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه ای که می تواند در خلق ثروت مورد استفاده قرار گیرد، تعریف می کند. .( همتی و همکاران،2013،6)

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *