say51

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رشت
دانشکده مدیریت و حسابداری
گروه آموزشی مدیریت
پایاننامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی بین الملل
عنوان:
شناسایی و رتبه بندی موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط (SMEs) شهرستان رشت
استاد راهنما:
دکتر شهرام گیلانی نیا
استاد مشاور:
دکتر محمد طالقانی
نگارش:
بهزاد تکتاز
1392
تقدیر و تشکر
با تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر شهرام گیلانی نیا که در تدوین این پایان نامه به عنوان استاد راهنما قبول زحمت فرموده و من از راهنمائیهای ایشان بسیار بهره برده ام،
از جناب آقای دکتر محمد طالقانی در مقام استاد مشاور، از مدیر محترم گروه جناب آقای دکتر چیرانی کمال سپاسگزاری و تشکر را دارم.

تقدیم به:
تمامی کسانی که در دوران تحصیل مشوق من بودند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1. مقدمه2
1-2. بیان مسئله4
1-3. اهمیت موضوع 6
1-4. هدف تحقیق8
1-5. فرضیه‌ها8
1-6. شرح واژه ها و اصطلاعات تحقیق9
1-7. قلمرو تحقیق10
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1. مقدمه12
2-2. مفاهیم مربوط به SMEs13
2-2-1. تعریف بنگاه های کوچک و متوسط13
2-2-2. ویژگی های بنگاه های کوچک و متوسط15
2-2-3. اهمیت و جایگاه بنگاه های کوچک و متوسط17
2-3. متغیرهای موثر در عملکرد صادراتی SMEs20
2-4. وضعیت بنگاه های کوچک و متوسط در ایران26
2-5. وضعیت بنگاه های کوچک و متوسط در استان گیلان28
2-6. وضعیت SMEs در سایر کشورها و راهبردهای حمایتی دولت ها31
2-6-1. تجربه ایتالیا32
2-6-2. تجربه کره جنوبی34
2-6-3. تجربه مالزی38
2-7. راهبردهای مناسب دولت ها از SMEs بمنظور توسعه صادرات45
2-8. راهبردهای درون بنگاهی مناسب برای توسعه صادرات SMEs 46
2-9. موانع صادراتی SMEs 47
2-9-1. موانع داخلی47
2-9-1-1. موانع اطلاعاتی47
2-9-1-2. موانع کارکردی49
2-9-1-3. موانع بازاریابی50
2-9-2. موانع خارجی56
2-9-2-1. موانع رویه ای56
2-9-2-2. موانع دولتی58
2-9-2-3. موانع کار59
2-9-2-4. موانع محیطی59
2-10. تکنیک های تصمیم گیری اوزان شاخص ها 62
2-10-1.روش AHP 63
2-10-2. الگوریتم AHP 65
2-11. پیشینه تحقیق 67
فصل سوم: روش تحقیق
3-1. مقدمه 71
3-2. روش تحقیق 71
3-3. روش گردآوری اطلاعات72
3-4. گام های تحقیق 73
3-5. پایایی پرسشنامه 73
3-6روایی پرسشنامه 74
3-7. جامعه و نمونه تحقیق 75
3-8. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات76
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات
4-1. مقدمه79
4-2. آمار توصیفی79
4-2-1. آمار توصیفی جمعیت شناختی79
4-2-2. آمار توصیفی متغیرهای تحقیق84
4-3. آمار استنباطی85
4-3-1. ررسی فرضیه های تحقیق86
4-3-2. رتبه بندی موانع شناسایی شده88
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1. مقدمه95
5-2. نتایج آمار توصیفی955-3. نتایج آمار استنباطی96
5-4. بحث و پیشنهادات97
5-5. پیشنهادات برای تحقیقات آینده101
5-6. محدودیت های تحقیق101
منابع و مأخذ103
ضمائم 106

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1) تعریف شرکت های کوچک و متوسط در اتحادیه اروپا14
جدول 2-2) تعریف بنگاه های کوچک و متوسط و معیارهای آن در کشورهای مختلف14
جدول 2-3) ویژگی های صنایع کوچک و متوسط16
جدول 2-4) مقایسه بنگاه های کوچک و متوسط با بنگاه های بزرگ17
جدول 2-5) شاخص های بنگاه های کوچک و متوسط در ایران27
جدول 2-6) تعداد شاغلان بنگاه های 10-49 نفر کارکن در استان گیلان28
جدول 7-2) تعداد کارگاه صنعتی دارای 10 نفرکارکن و بیشتر در استان گیلان29
جدول 2-8) ارزش افزوده بنگاه های صنعتی 10 نفر کارکن و بیشتر در استان گیلان30
جدول 2-9) شاخص های بنگاه های کوچک و متوسط در سایر کشورها31
جدول 2-10) شاخص ناسازگاری تصادفی66
جدول 2-11) مقیاس AHP67
جدول 3-1) درصد آلفای کرونباخ74
جدول 3-2) موانع صادراتی SMEs76
جدول 4-1) نتایج مربوط به جنسیت پاسخگویان79
جدول 4-2) نتایج مربوط به سن پاسخگویان80
جدول 4-3) نتایج مربوط به تحصیلات پاسخگویان81
جدول 4-4) نتایج مربوط به سابقه کار پاسخگویان82
جدول 4-5) نتایج مربوط به سمت شغلی پاسخگویان83
جدول 4-6) نتایج توصیفی پاسخ به سوالات85
جدول 4-7) نتایج آزمون تی 86
جدول 4-8) اولویت بندی موانع اصلی88
جدول 4-9) اولویت بندی موانع داخلی89
جدول 4-10) اولویت بندی موانع بازاریابی90
جدول 4-11) اولویت بندی موانع خارجی91
جدول 4-12) اولویت بندی موانع محیطی92
جدول 4-13) وزن نهایی موانع93
جدول 5-1) نتایج آمار توصیفی شرکت کنندگان95
جدول 5-2) نتایج فرضیه های تحقیق96
جدول 5-3) نتایج اولویت بندی موانع96

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 2-1) میزان اشتغال در SMEs در برخی کشورها20
نمودار 2-2) درصد تعداد کارگاه های صنعتی 10-49 نفر کارکن بیشتر بر حسب استان ها28
نمودار 2-3) نمونه ای از یک درخت سلسله مراتبی64
نمودار 3-1) گام های تحقیق73
نمودار 4-1) نمودار دایره ای مربوط به جنسیت پاسخگویان80
نمودار 4-2) نمودار دایره ای مربوط به سن پاسخگویان81
نمودار 4-3) نمودار دایره ای مربوط به تحصیلات پاسخگویان82
نمودار 4-4) نمودار دایره ای مربوط به سابقه کار پاسخگویان83
نمودار 4-5) نمودار دایره ای مربوط به سمت شغلی پاسخگویان84
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 4-1) خروجی نرم افزار اولویت بندی موانع اصلی88
شکل 4-2) خروجی نرم افزار اولویت بندی موانع داخلی89
شکل 4-3) خروجی نرم افزار اولویت بندی موانع بازاریابی90
شکل 4-4) خروجی نرم افزار اولویت بندی موانع خارجی91
شکل 4-5) خروجی نرم افزار اولویت بندی موانع محیطی92
چکیده
اساس کسب و کار در هر کشوری بر پایه فعالیت های بنگاه های کوچک و متوسط بنا شده است. در کشور ما با وجود اینکه بیش از 95% کل واحدهای تولیدی در گروه صنایع کوچک و متوسط قرار می گیرند، این بنگاه ها سهم قابل توجهی در تولید ناخالص ملی و ایجاد ارزش افزوده کسب ننموده و از موانع متعددی در توسعه صادرات بویژه به کشورهای خارج رنج می برند. هدف اصلی تحقیق فوق رتبه بندی موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط شهرستان رشت است. برای این منظور، پس از بررسی پیشینه موضوع، تعدادی از موانع بر اساس مطالعات لوندیو (2004) شناسایی و بمنظور رتبه بندی هر یک از آنها، پس از طراحی پرسشنامه مقایسات زوجی و توزیع آنها در میان 140 نفر از مدیران و خبرگان بنگاه های کوچک و متوسط در شهر رشت که در این زمینه به عنوان صاحب نظر شناخته می شوند، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از منظر پاسخگویان، موانع بازاریابی با وزن 0.231، محیطی با وزن 0.225، و موانع دولتی با وزن 0.162 به ترتیب دارای بیشترین اهمیت هستند. در انتها نیز پیشنهاداتی به منظور مقابله با موانع فوق ارائه شد.
کلمات کلیدی: بنگاه های کوچک و متوسط، ، توسعه صادرات، موانع صادراتی، روش AHP

52768528194000
فصل اول
کلیات تحقیق
26708102750820
1-1. مقدمه
استراتژی کوچک زیباست، توسط شوماخر اقتصاددان آلمانی در ادبیات اقتصادی مطرح گردید، براساس این استراتژی، بیکاری بعنوان مهمترین مسئله کشورهای جهان سوم و معضل سیل مها جرت از روستاها به شهرها، لزوم توجه به برنامه ها و سیاستهای صنعتی در جهت کاهش بیکاری؛ مهمترین سیاست ها در جهت رشد و توسعه اقتصادی عنوان شده است. مزایای برشمرده شده برای این استراتژی عبارتند از:
فرصتهای اشتغال می بایست در مناطق روستایی و شهرهای کوچک بوجود آید،
این فرصتها باید به اندازه کافی ارزان باشد،
نظر به اینکه جمعیت کشورهای جهان سوم از آموزش های کافی برخوردار نیستند و نرخ بی سوادی
در این مناطق در مقایسه با نقاط توسعه یافته بالاتر است، روشهای تولید برگزیده شده بایستی بالنسبه
ساده انتخاب شوند،
روشهای تولید باید بصورتی باشند که از منابع محلی استفاده نموده و محصولات آن عموما˝ برای استفاده محلی و بومی باشد.
در نهایت به موجب این استراتژی، یگانه راه حصول به اهداف فوق از رهگذر ایجاد صنایع کوچک میسر است . این در حالیست که هیچگونه استنادی دال بر وجود ضعف های جدی در صنایع کوچک در خصوص کارایی در مقایسه با صنایع بزرگ وجود ندارد، برعکس در بسیاری از کشورهای دنیا اثبات شده است که صنایع کوچک بسیار کارآمدتر و حتی باقدرت رقابت با صنایع بزرگ در حال فعالیتند.
بنابر این، کسب و کارهای کوچک و متوسط به عنوان محور توسعه بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در یکی دو دهه گذشته بوده است. به طوری که بخش اعظم اشتغال و تولید این کشورها را به خود اختصاص داده است. از این رو بسیاری از سیاست های توسعه صنعتی در کشورهای نوظهور به سمت توسعه بنگاههای کوچک و متوسط حرکت کرده است.
بنگاه های کوچک و متوسط به عنوان یکی از منابع کلیدی پویایی، نوآوری و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و همچنین در کشورهای در حال توسعه محسوب می گردند. آنها مسئول ایجاد اشتغال و از آن مهم‎تر مسؤول نوآوری، بهره وری و رشد اقتصادی هستند. اگر بخش بنگاه های کوچک و متوسط منابع مالی خارج از خود بنگاه را برای سرمایه گذاری دریافت ننماید، ظرفیت کسب سرمایه به ازای هر کارمند یا کارگر و از این رو بهره وری و دستمزد ماهانه، به طور جدی متأثر می شود و اخلال در این موارد ایجاد می‎شود (شهبازی، 1391).
اما با توجه به مزایای فوق، اکثر بنگاه های کوچک و متوسط در ایران و بویژه در استان گیلان چه از نظر شکل گیری و چه از نظر توسعه صادرات دارای محدودیت ها و موانع گسترده ای هستند که ادامه حیات آنها را تحت شعاع قرار می دهد. در ادامه این فصل به ذکر کلیاتی از تحقیق اشاره خواهیم نمود و در ادامه فصول موانع فوق بصورت روشن تری تبیین خواهند گشت.
1-2. بیان مسئله
کسب و کارهای کوچک و متوسط به عنوان محور توسعه بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در یکی دو دهه گذشته بوده به طوری که بخش اعظم اشتغال و تولید این کشورها را به خود اختصاص داده اند. از این رو بسیاری از سیاستهای توسعه صنعتی در کشورهای نوظهور به سمت توسعه بنگاههای کوچک و متوسط حرکت کرده است. SMEs به عنوان یکی از منابع کلیدی پویایی، نوآوری و انعطاف پذیری در کشورهای صنعتی و همچنین در کشورهای در حال توسعه محسوب می گردند. آنها مسؤول ایجاد اشتغال و از آن مهم‎تر مسؤول نوآوری، بهره وری و رشد اقتصادی هستند. اگر بخش بنگاه های کوچک و متوسط منابع مالی خارج از خود بنگاه را برای سرمایه گذاری دریافت ننماید، ظرفیت کسب سرمایه به ازای هر کارمند یا کارگر و از این رو بهره وری و دستمزد ماهانه، به طور جدی متأثر می شود و اخلال در این موارد ایجاد می‎شود (شهبازی، 1390).
همچنین مطالعات کاربردی اخیر نشان می دهد در کشورهای پردرآمد، سهم SMEs در تولید ناخالص داخلی 55 درصد و سهم آن ها در اشتغال، بیش از 65 درصد می باشد. در کشورهای کم درآمد، سهم مربوط به GDP بیش از 60 درصد و سهم اشتغال بیش از 70 درصد میباشد. این سهم در کشورهای با درآمد متوسط به ترتیب 95 و 70 درصد می باشد. به عنوان مثال د ر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، نزدیک 25 میلیون بنگاه کوچک که 99 درصد کل بنگاهها را تشکیل می دهد، وجود دارد؛ این بنگاه ها غالب بر 95 میلیون نیروی کار را که تأمین کننده 55 درصد کل مشاغل در بخش خصوصی می باشد، به خود اختصاص داده اند. اهمیت این بنگاهها در صادرات و رشد بهره وری نیز قابل توجه است (کسکین و سنتورک، 2010).
بنابراین، برای سرعت بخشیدن به روند صنعتی شدن، اولویت باید به رشد صنایع کوچک و متوسط داده شود نه صنایع بزرگ. به همین دلیل در حال حاضر اشتیاق و تمایل بی سابقه نسبت به صنایع کوچک در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد. بسیاری از کشورهای جهان حمایت قابل توجهی از صنایع کوچک خود به عمل اورده اند و در جهت گسترش و تقویت آنها سیاست های اقتصادی متعددی را تدوین کرده‎اند. این مسئله آن قدر اهمیت یافته که کمتر کشوری را می توان یافت که در آن قانون یا قوانینی در جهت حمایت از صنایع کوچک وجود نداشته باشد (عسگری، 1387).
در ایران نیز که بر اساس تعریف بانک مرکزی بنگاه های دارای 50 کارکن و کمتر جزء بنگاه های کوچک و متوسط شناخته می شوند، 98 درصد از کل بنگاه ها را تشکیل می دهند. این مقدار برابر با 44 درصد از کل اشتغال است و ارزش افزوده حاصل از این بنگاه ها 34 درصد در کل است (شهبازی، 1391). این آمار نشان دهنده سهم بسزای اینگونه بنگاه ها در فعالیت های اقتصادی کشورمان است. اما متاسفانه در کشور ما بنگاه‎های کوچک و متوسط با مشکلات درونی و بیرونی نظیر: کمبود امکانات، محدودیت منابع، ضعف مدیریت، عدم وجود بانک های تخصصی جهت پرداخت تسهیلات، پایین بودن ضریب اعتماد عمومی نسبت به فعالیت این موسسات، پایین بودن استاندارد کالاهای تولیدی و فقدان شبکه های ارتباطی مواجه هستند (نظری نژاد و همکاران، 1387). همچنین مظفری (1386) بیان می دارد که در کشور ما بنگاه های کوچک و متوسط با معضلات و عقب ماندگی های مانند: فقدان مقیاس های لازم از جنبه های مختلف سرمایه، تولید و بازار؛ فقدان محیط های مناسب رشد کسب و کار از جنبه های مختلف حقوقی، قانونی و…؛ فقدان زیرساخت های نرم افزاری و تشکیلاتی؛ تولید با فناوری های کهنه و عدم دسترسی به تکنولوژی‎های نوین؛ فقدان ارتباط منسجم با شبکه های بانکی و مالی کشور؛ عدم وجود شبکه های همکاری میان بنگاهی مواجه اند. بنابراین به منظور تقویت و توسعه هرچه بیشتر بنگاه های کوچک و متوسط راهکارهای اجرایی نظیر؛ تعدیل سیاستها برای افزایش سهم بنگاه های کوچک و متوسط در تولید ناخص داخلی، افزایش تلاش‎ها برای ایجاد اشتغال از طریق توسعه خود اشتغالی، افزایش وام ها و سایر تسهیلات مالی به وسیله ساده سازی نظام بانکی، بالا بردن سطح مهارتی کارگران، کارشناسان و مدیران شاغل در بنگاه ها، تقویت خوشه های صنعتی در اصناف مختلف و … باید مورد توجه قرار گیرند (نظری نژاد و همکاران، 1387).
در مجموع در کشور ما علیرغم حضور کمی قابل توجه صنایع کوچک و متوسط در ساختار صنعتی، این واحدها با مشکلاتی رو به رو هستند و این بنگاه ها قادر به ایجاد مزیت نسبی نسبت به بنگاه های بزرگ در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور نیستند. همچنین قدرت بازاریابی این بنگاه ها برای فروش محصولات خود به علت عدم اطلاع کافی از نیازهای بازار در اقصی نقاط کشور و بازارهای خارج از کشور به نسبت ضعیف بوده، و لذا با مشکل کمبود تقاضا برای محصولات خود مواجه اند و این امر در کاهش فروش و سود آنها موثر می باشند (امین بیدختی و زرگر، 1390). از این رو در تحقیق فوق بر آن شدیم تا به شناسایی موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط در شهرستان رشت بپردازیم که خود نیز درگیر در بسیاری از مشکلات ذکر شده در بالایند. بر این اساس سوال اصلی تحقیق بصورت زیر تدوین شد: موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط در شهرستان رشت کدامند؟ همچنین پس از شناسایی این موانع سعی خواهد شد که در انتها راه کارهایی را جهت برون رفت از وضعیت فعلی ارائه نمایئم.
1-3. اهمیت موضوع
بمنظور پی بردن به اهمیت تحقیق فوق که به شناسایی موانع صادراتی SMEs می پردازد، بهتر است نگاهی به فعالیت این بنگاه ها در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه بیندازیم. در این کشورها نوعی ارتباط تنگاتنگ و موثر میان پیشرفت اقتصادی- اجتماعی و SMEs دیده می شود. رشد روزافزون این بنگاه ها در آن کشورها و اتخاذ سیاست های حمایتی از سوی دولت ها به همراه تدارک سازمان های بین المللی فعال در امور توسعه، جملگی بیانگر این مهم است که بنگاه های کوچک و متوسط فرصتی است کم نظیر برای جامعه جامعه جهانی که با اتکا به آن، فرآیند تولید ثروت ملی را ارتقا بخشند.
اصولا˝ در بیشتر کشورهای توسعه یافته جهان، اتخاذ سیاست های مربوط به حمایت از بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط به منظور افزایش رشد، ایجاد درآمد و اشتغال و حتی کاهش فقر از مهمترین اولویت های اقتصادی- اجتماعی دولت ها محسوب می شود. قابلیت های چشمگیر SMEs در تولید ثروت، اشتغال زایی، کاهش هزینه و رفع فقر، جایگاه ویژه ای را برای آنان در رفع مشکلات اقتصادی کشورها ایجاد کرده است. یادآوری این نکته ضروری است که نظریه های نوین اقتصادی توسعه، به جای تمرکز بر مسائل کلان از جمله سیاست های دولت، توسعه اقتصادی را معلول تکامل و تعامل نیروهای جامعه در جهت ایجاد فضای مناسب کسب و کار برای فعالیت بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط دانسته اند، بطوری که در دهه اخیر تئوری های اقتصادی تمرکز زیادی بر این بنگاه ها داشته و جهت گیری توسعه را از سطح کلان به سطح خرد انتقال داده اند. بطور کلی بنگاه های کوچک و متوسط یکی از اجزای حیاتی رشد در اقتصاد جهانی بوده و اهمیت آنها در رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بخوبی شناخته شده است. اینگونه بنگاه ها بطور میانگین بیش از نیمی از نیروی انسانی شاغل در اقتصاد را بکار گمارده اند و از ویژگی های خاصی برخوردارند که اهم این ویژگی ها عبارت اند از:
تاسیس و توسعه بنگاه های کوچک و متوسط به منابع اندکی نیاز دارد؛
بنگاه های کوچک و متوسط از درجه اشتغال زایی بالایی برخوردارند؛
بنگاه های کوچک و متوسط اغلب متکی بر منابع داخلی اند؛
بنگاه های کوچک و متوسط از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند؛
بنگاه های کوچک و متوسط دارای قدرت سازگاری با شرایط متغیر محیطی هستند،
بنگاه های کوچک و متوسط رقابت پذیر و نوآورند؛
بنگاه های کوچک و متوسط نیروی متخصص بنگاه های بزرگ را پرورش می دهند؛
مدیریت و کنترل اینگونه بنگاه ها هزینه کمتری در بر دارد؛
در ایران اهمیت واحدهای کوچک و متوسط صنعتی را می توان از دو بعد کمی و کیفی بررسی کرد. از بعد کمی، درصد بالایی از شرکت های موجود در کشور ما همچون بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل می دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل توجه است. همچنین ارزش افزوده ای که این واحدها تولید می کنند چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش افزوده کشور را تشکل می دهد. از بعد کیفی این واحدها می توانند بخش خصوصی را در سرمایه گذاری ها تشویق کنند، زیرا بخش خصوصی معمولا˝ برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارد. این واحدها همچنین می‌توانند به عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی سازی در نظر گرفته شوند. این واحدها امکان شناخت بازار را دارند و می توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرایند تصمیم گیری در آنها بسیار سریع است و می توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند (نظری نژاد و همکاران، 1387).
از این رو، حمایت برای ایجاد، رشد و گسترش SMEs یکی از اولویت های اساسی برای توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و رشد صادرات در بسیاری از کشورها از جمله ایران است. با توجه به نقش مهم بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط است که دولت، یکی از مهم ترین برنامه های توسعه ای خود را گسترش این بنگاه ها با هدف دستیابی به توزیع عادلانه منابع ویژه در مناطق محروم، افزایش تولید تولید و صادرات غیرنفتی، تقویت تحرک اقتصادی، افزایش کارایی تسهیلات بانکی، تقویت کارآفرینی، اشتغال زایی و افزایش فرصت های شغلی جدید قرار داده است. با توجه به مشکلاتی که این بنگاه ها با آن روبرو هستند، باید قوانین و تسهیلات گوناگون و متنوعی برای حمایت از آنها بوجود آید. ایجاد فضای مناسب برای کمک به رشد آنها و تعیین زیرساخت های قوی و ایجاد بستری برای کارآفرینی و نوآوری و جذب و هدایت منابع و سرمایه ها در مسیر اجرای برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط دولت و کلیه دستگاه های مرتبط ضروری است (ادراکی، 1386).
1-4. اهداف تحقیق
هدف اصلی: شناسایی موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط (SMEs) شهرستان رشت.
اهداف عملیاتی پروژه فوق را می توان بصورت زیر خلاصه نمود:
شناسایی زیر فاکتورهای اثر گذار بر عدم موفقیت SMEs ها؛
رتبه بندی موانع شناسایی شده از دیدگاه خبرگان؛
ارائه راهکارهای مناسب در جهت توانمندسازی بنگاه های فوق در عرصه صادراتی.
1-5. فرضیه های تحقیق
پس از شناسایی موانع صادراتی SMEs در شهر رشت فرضیه ها تکمیل شدند.این فرضیه ها بصورت زیرند:
– موانع اطلاعاتی SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع کارکردی (عملیاتی) SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع بازاریابی SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع رویه ای SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع دولتی SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع کار (وظیفه ای) SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
– موانع محیطی SMEs بر صادرات آنها تاثیر دارد.
1-6. شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق
بنگاه کوچک و متوسط: بر اساس معیارهای اتحادیه اروپا، کسب و کارهای کوچک و متوسط بر حسب تعداد کارکنان و مبلغ گردش سرمایه سالانه تعریف می شوند. بر این اساس، بنگاهی کوچک یا متوسط نامیده می‎شود که تعداد کارکنان آن کمتر از 250 نفر باشد و مبلغ گردش مالی سالانه آن هم از 50 میلیون یورو تجاوز نکند (صلواتی سرچشمه و همکاران، 1386).
موانع صادراتی: موانع صادراتی به تمام محدودیت هایی که مانع توانایی شرکت ها برای شروع به کار، توسعه، یا حفظ فعالیت های کسب و کار در بازارهای داخلی و خارجی می شود اشاره دارد (Leonidou,2004).
تصمیم گیری چند شاخصه : در این مسائل، تعدادی گزینه، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد و در مورد آنها، یک نوع اولویت بندی انجام می شود.گاهی به جای گزینه، از مترادف های آن مانند استراتژی، راهکار، و … استفاده می شود علاوه بر گزینه ها، همانطور که از نام آن پیداست، چندین شاخص وجود دارد که تصمیم گیرنده، باید آن ها را به دقت، در مسائل خود مشخص کند. این شاخص ها در ارتباط با هر یک از گزینه‎ها، مورد بررسی قرار می گیرند (مومنی، 1387).
روش تحلیل سلسله مراتبی :روش تحلیل سلسله مراتبی مانند آنچه در مغز انسان انجام می شود، به تجزیه و تحلیل مسائل می پردازد. این روش تصمیم گیرندگان را قادر می سازد اثرات متقابل و همزمان بسیاری از وضعیت های پیچیده و نامعین را تعیین کنند. این فرآیند، تصمیم گیرندگان را یاری می کند تا الویت را بر اساس اهداف، دانش و تجربه خود تنظیم نمایند؛ به نحوی که احساسات و قضاوت های خود را بطور کامل در نظر گیرند (مومنی، 1387).

1-7. قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق: قلمرو موضوعی تحقیق فوق مرتبط با حوزه های علوم انسانی و بازاریابی است که در اینجا به شناسایی و رتبه بندی موانع صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط پرداخته شد.
قلمرو زمانی تحقیق: داده های تحقیق فوق از موسسات کوچک و متوسط و با توجه به شرایط موجودشان (سال 92) جمع آوری شدند.
قلمرو مکانی تحقیق: داده های تحقیق از صاحب نظران و مدیران بنگاه های کوچک و متوسطی که محل فعالیتشان در شهرستان رشت است جمع آوری شده اند.
60388570104000
فصل دوم
ادبیات نظری تحقیق
25099982165960
2-1. مقدمه
«استراتژی کوچک زیباست»، توسط شوماخر اقتصاددان آلمانی در ادبیات اقتصادی مطرح گردید، براساس این استراتژی، بیکاری بعنوان مهمترین مسئله کشورهای جهان سوم و معضل سیل مهاجرت از روستاها به شهرها، لزوم توجه به برنامه ها و سیاستهای صنعتی در جهت کاهش بیکاری؛ مهمترین سیاست ها در جهت رشد و توسعه اقتصادی عنوان شده است. مزایای برشمرده شده برای این استراتژی عبارتند از:
فرصت‌های اشتغال می‌بایست در مناطق روستایی و شهرهای کوچک بوجود آید؛
این فرصتها باید به اندازه کافی ارزان باشد؛
نظر به اینکه جمعیت کشورهای جهان سوم از آموزش های کافی برخوردار نیستند و نرخ بی سوادی در این مناطق در مقایسه با نقاط توسعه یافته بالاتر است، روشهای تولید برگزیده شده بایستی بالنسبه ساده انتخاب شوند؛
روشهای تولید باید بصورتی باشند که از منابع محلی استفاده نموده و محصولات آن عموما˝ برای استفاده محلی و بومی باشد؛
در نهایت به موجب این استراتژی، یگانه راه حصول به اهداف فوق از رهگذر ایجاد صنایع کوچک میسر است. این در حالیست که هیچگونه استنادی دال بر وجود ضعف های جدی در صنایع کوچک در خصوص کارایی در مقایسه با صنایع بزرگ وجود ندارد، برعکس در بسیاری از کشورهای دنیا اثبات شده است که صنایع کوچک بسیار کارآمدتر و حتی باقدرت رقابت با صنایع بزرگ در حال فعالیت اند.
امروزه در اکثر کشورها، اعم از توسعه یافته و در حال توسعه، جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار گرفته و تلاش می شود تا از پتانسیل های این گروه از بنگاه ها برای تحقق اهداف کلان اقتصادی استفاده گرد. تقویت روحیه رقابت و کارآفرینی در اقتصاد، افزایش بهره وری و ایجاد اشتغال سه ویژگی عمده بنگاه های کوچک و متوسط است که چنین جایگاهی به آنها بخشیده است. در ایران نیز دولت نهم توجه ویژه ای به بنگاههای مذکور نموده و بخش قابل توجهی از تسهیلات بانکها را به حمایت از طرحهای کوچک و زود بازده اقتصادی اختصاص داده است. بررسی سیاستهای اتخاذ شده در کشورهای مختلف نیز نشان می دهد بحث تامین مالی SEM بخش اصلی برنامه های حمایت در این کشورها را تشکیل می دهد. لیکن باید توجه داشت که علاوه بر بحث تامین مالی، سایر حوزه های سیاستگذاری از قبیل تسهیل قوانین و مقررات اجرایی، پرورش و تقویت فرهنگ کارآفرینی، تقویت نوآوری و افز ایش سطح فناوری، توسعه مشارکت در قالب خوشه ها و شبکه های صنعتی، امکان دسترسی به بازارهای جهانی و ترویج تجارت الکترونیکی نیز نه تنها نباید مورد غفلت واقع شوند؛ بلکه در خیلی از موارد می توانند از روشهای معمول وام دهی، موثرتر باشند (وزارت بازرگانی، 1388).
در این فصل بطور مفصل به تشریح سیاست های حمایتی دولت و راهبردهای درون بنگاهی مناسب بمنظور بهبود صادرات بنگاه های کوچک و متوسط خواهیم پرداخت. برای این منظور پس از بیان مفاهیم در خصوص اینگونه بنگاه ها به بررسی ادبیات موضوع خواهیم پرداخت.
2-2. مفاهیم مربوط به SEMs
2-2-1. تعریف بنگاه های کوچک و متوسط
تعاریف مختلفی در مورد معیار اندازه بنگاه به عنوان ملاکی برای تقسیم بندی شرکتها به گروه های خرد، کوچک و متوسط ارایه شده است. تعریفی که بانک سرمایه گذاری و صندوق سرمایه گذاری اروپا در مورد شرکتهای کوچک و متوسط ارایه داده اند، در ادبیات اقتصادی جهان مورد پذیرش قرار گرفته و به عنوان یک تعریف استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد. در این تعریف که آخرین بار در سال 2003 مورد بازنگری و تعدیل قرار گرفته است، شرکتها براساس سه خصوصیت تعداد کارمندان، حجم معاملات و ارزش کل داراییها تقسیم بندی شده اند.
طبق این تعریف شرکتهای با کمتر از 10 نفر شاغل به عنوان شرکتهای خرد تعریف گردیده اند . شرکتهای دارای 10 تا 50 نفر شاغل در گروه شرکتهای کوچک قرار می گیرند و شرکتهایی که که کارکنان آنها بین 50 تا 250 نفر می باشد گروه شرکتهای متوسط را تشکیل می دهند. حجم معاملات و ارزش کل داراییها دو معیار مالی هستند که برای طبقه بندی شرکتهای کوچک و متوسط مورد استفاده قرار گرفته اند. براساس معیار حجم معاملات، شرکتهایی که حجم معاملات آنها کمتر از دو میلیون یورو باشد در گروه شرکتهای خرد قرار می گیرند، شرکتهای با حجم معاملات بین 2 تا 10 میلیون یورو به عنوان شرکتهای کوچک تلقی گردیده و شرکتهای دارای حجم معاملات بین 10 تا 50 میلیون یورو در گروه شرکتهای متوسط قرار می‎گیرند. معیار ارزش کل داراییها نیز برای سه گروه خرد، کوچک و متوسط به ترتیب 2 میلیون، 2 تا 10 میلیون و 10 تا 43 میلیون یورو می باشد. تقسیم بندی های مذکور به صورت خلاصه در جدول 1-2 نشان داده شده است (وزارت بازرگانی، 1388) .
جدول 2-1: تعریف شرکتهای کوچک و متوسط در اتحادیه اروپا
تعریف تعداد کارکنان (نفر) حجم معاملات (میلیون یورو) ارزش کل دارایی ها (میلیون یورو)
شرکت خرد کمتر از 10 کمتر از 2 کمتر از 2
شرکت کوچک 10 تا 50 2 تا 10 2 تا 10
شرکت متوسط 50 تا 250 10 تا 50 10 تا 43
در ایران دو نوع دیدگاه وجود دارد که دیدگاه اول مربوط به مرکز آمار ایران است که واحدهایی با پرسنل زیر 10 نفر را صنایع کوچک و واحدها یی با پرسنل زیر 50 نفر را صنایع متوسط می داند. دیدگاه دوم مربوط به بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است که کلا˝ واحدهایی با پرسنل زیر 50 نفر را به عنوان صنایع کوچک و متوسط مطرح می کند (شهبازی، 1391). چنانچه در جدول 2-2 نشان داده می شود، معیار تعریف همه جانبه SEM ها در کشورهای مختلف متفاوت است.
جدول 2-2: تعریف بنگاه های کوچک و متوسط و معیارهای آن در کشورهای مختلف (منبع: بیدختی، 1388)
کشور تعریف معیار تعریف
چین تعداد کارکنان کمتر از 100 نفر تعداد کارکنان
اندونزی تعداد کارکنان کمتر از 100 نفر تعداد کارکنان
ژاپن تعداد کارکنان کمتر از 200 نفر یا سرمایه کمتر از 10 میلیون ین تعداد کارکنان و ارزش دارایی ها
کره تعداد کارکنان کمتر از 200 نفر در بنگاه های تولیدی و تعداد کارکنان کمتر از 40 مفر در بنگاه های خدماتی تعداد کارکنان
مالزی میزان گردش مالی سالانه کمتر از 150 میلیون واحد مالی مالزی و تعداد کارکنان کمتر از 100 نفر تعداد کارکنان و گردش مالی
سنگاپور در بنگاه های تولیدی ارزش دارایی های ثابت کمتر از 14 میلیون دلار سنگاپور و در بنگاه های خدماتی تعداد کارکنان تعداد کارکنان و میزان دارایی
چین تایپه در بنگاه های تولیدی سرمایه پرداخت شده کمتر از 20 میلیون و مجموع دارایی ها کمتر از 120 میلیون و در موسسات تجاری و خدماتی فروش کمتر از 20 میلیون سرمایه پرداخت شده، دارایی ها و فروش
تایلند تعداد کارکنان کمتر از 100 نفر در صنایع کاربر و صنایع سرمایه بر، سرمایه کمتر از 100 میلیون تعداد کارکنان و سرمایه
آلمان تعدا کمتر از 500 نفر باشد. آن دسته از بنگاه ها که تعداد کارکنان آنها حداکثر 10 نفر باشد، بنگاه کوچک و از 10 نفر تا 50 نفر بنگاه متوسط به حساب می آیند. بنگاه هایی که گردش مالی آنها کمتر از 50 میلیون مارک در سال باشد بنگاه متوسط و بنگاه هایی که گردش مالی آنها کمتر از 500 هزار مارک باشد، بنگاه کوچک بحساب می آیند. تعداد کارکنان و گردش مالی
اتریش بنگاههایی که تعداد کارکنان آن کمتر از 50 نفر باشد، بنگاه کوچک و بنگاههایی با کارکنان بین 50 تا 250 نفر بنگاه متوسط محسوب می گردند. بنگاههایی که گردش مالی سالیانه آنها کمتر از 20 میلیون یورو و یا جمع ترازنامه آنها کمتر از 10 میلیون یورو باشد بنگاه کوچک و متوسط شناخته می شود تعداد کارکنان و گردش مالی
کانادا یک بنگاه تولید کالا یا کمتر از یکصد نفر کوچک تلقی می شود، حال آنکه برای بنگاه های خدماتی نقطه تمایز کمتر از 50 نفر است. بیشتر از معیار فوق تا مرز 500 نفر بنگاه متوسط تلقی می شود تعداد کارکنان
2-2-2. ویژگی ها بنگاه های کوچک و متوسط
فعالیت بنگاه های کوچک و متوسط در چند بعد مطرح است. در بعد اجتماعی، بنگاه های کوچک و متوسط راه پیشرفت افراد جامعه را باز می گذارند. در بعد سیاسی، این بنگاه ها ساختار سیاسی را اصلاح می کنند و از تمرکز قدرت در شهرهای بزرگ جلوگیری به عمل می آورند. از لحاظ اقتصادی، بنگاه های کوچک و متوسط از عمده عوامل ایجاد شغل محسوب می شوند. از نظر فردی نیز بنگاه های کوچک و متوسط زمینه را برای توسعه فردی و تخصصی و ایجاد افق های روشن حرفه ای فراهم می آورند. بدین ترتیب این گروه از بنگاه ها علاوه برآنکه بر ابعاد سیاسی و فرهنگی اجتماع تاثیر می گذارند، سهم بسزایی نیز در تبدیل اقتصادی رقابتی، پویا، مبتنی بر دانش و نیز توانایی رشد مداوم، ایجاد شغل و تحکیم انسجام دارند. کسب و کارهای کوچک و متوسط به دلیل ویژگی های خاصی که دارند، از کارکردهای بی بدیلی برخوردارند و نقش بسزایی در اقتصاد و تجارت جهانی ایفا می نمایند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:
در مقابل تغییرات بازار و محیط انعطاف پذیرند؛
سرمایه اولیه مورد نیاز این بنگاه ها محدود است؛
فعالیت ها و ابتکار عمل افراد در این بنگاه ها سریعا به نتیجه می رسد.
کارایی سرمایه در این بنگاه ها بالاست؛
کارکنان این شرکت ها از انگیزه بالایی برخوردارند؛
این شرکت ها محرک اصلی تحقق کارآفرینی هستند (ابراهیمی، 1382).
در مجموع می توان ویژگی SEM ها را در جدول 3-2 نشان داد (پیشرو، 1385).
جدول 2-3: ویژگی های صنایع کوچک و متوسط
شرح ویژگی ها توضیحات
نوع مالکیت و مدیریت مالک شرکت، مسئولیت مدیریت را بر عهده دارد
اشتغال زائی معمولا اشتغال زایی این صنایع با توجه به سرمایه آنها در حد قابل قبولی است
ارزش افزوده بررسی تجارت کشورهای مختلف نشان می دهد که بیش از نیمی از ارزش افزوده تولید توسط این صنایع ایجاد می شود
بهره وری چون از سرمایه گسترده ای استفاده نمی کنند لذا بهره وری آنها نیز از صنایع بزرگ بیشتر است هر چند با قاطعیت نمی توان در این خصوص اظهار نظر نمود
صادرات صادرات بستگی به عوامل زیادی دارد. ارتباط بین کوچکی صنعت و توسعه صادرات بدرستی اثبات نشده است، لیکن تجارب کشورهای مختلف نشان داده که قیمت این صنایع در توسعه صادرات قابل رقابتی بوده است.
همچنین در جدول 4-2 می توان تفاوت های بنگاه های کوچک و متوسط را با بنگاه های بزرگ ملاحظه نمود (شهبازی، 1391).

جدول 2-4: مقایسه بنگاه های کوچک و متوسط با بنگاه های بزرگ
بنگاه های کوچک و متوسط بنگاه های بزرگ
بازار توانایی واکنش سریع برای حرکت گام به گام با نیازهای بازار توزیع فراگیر و تسهیلات خدماتی، دارای قدرت بازاری برای حفظ تولیدات
مدیریت بدون بروکراسی، مدیریت پویا و کارآفرینانه در جهت بهرمندی از فرصت- های جدید با خطرپذیری بالا مدیران متخصص با توانایی کنترل سازمان- ها و اتخاذ راهبردهای مشارکتی
ارتباطات درونی شبکه های درونی کارا و غالباً غیررسمی، بهره مندی از سرعت بالای حل مشکلات درونی: توانایی تطبیق و اعمال تغییرات حسب شرایط بیرونی ارتباطات درونی غالبا بطئی و کند که منجر به واکنش کند به تهدیدات و فرصتهای بیرونی میشود

ارتباطات بیرونی خلأ زمانی یا منابع برای تشخیص و به کارگیری فرصتها و تخصصهای علمی و تکنولوژیکی توانایی اتصال به منابع علمی و تکنولوژیکی بیرونی، توانایی خرید اطلاعات اساسی در حوزه های تکنولوژیکی
تامین مالی مشکلات زیاد در جذب سرمایه، به ویژه سرمایه ریسکی توانایی جذب سرمایه بازار، امکان ایجاد تنوع سبد سرمایه گذاری در بازارهای فن- آوری و جدید
صرفه های مقیاس و رویکردهای نظام مند در برخی حوزه ها صرفه های مقیاس موانع ورود به بازار را برای بنگاههای کوچک به وجود می آورد. عدم توانایی تشکیل
خطوط تولید و ساختار تولیدی یکپارچه توانایی منتفع شدن از صرفه های مقیاس تحقیق و توسعه، تولید و بازاریابی. توانایی تشکیل و ارائه پیشنهاد در محصولات مکمل.
رشد به سختی میتوانند سرمایه های ضروری را ازمنابع بیرونی برای رشد سریع به دست بیاورند. توانایی توسعه مالی تولید بنیان، توانایی تأمین وجوه برای رشد تولید.
2-2-3. اهمیت و جایگاه بنگاه های کوچک و متوسط
SEMs از طریق کارآفرینی و ایجاد فرصت های شغلی و افزایش درآمد بر اقتصاد جهانی تاثیرگذارهستند (هیل، 2006). و همچنین راحت تر می توانند خود را با تغییرات پرشتاب محیطی منطبق کرده و نسبت به عوامل اقتصادی و سیاسی سریعتر واکنش نشان دهند (بیدختی، 1388). بنابراین، تحولات اخیر و بویژه فشارهای جمعیتی، نوآوری های لحظه به لحظه، پیچیده تر شدن فرایندهای مدیریتی و تصمیم گیری، نیاز به تصمیم گیریهای آنی و ضروری و تجارب حاصل از فعالیتهای بنگاههای کوچک و متوسط اهمیت این بنگاهها را نمایان ساخته است و در این شرایط، ایجاد فرصت های رشد برای صنایع کوچک و متوسط، ممکن الحصول تر و راحت تر از توسعه صنایع بزرگ است (بیدختی، 1388).
فولی (2005) ماندگاری و رونق کسب و کار را در کارآفرینی می داند، از این رو در دستیابی به اهداف آرمانی سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران و نیز تحقق کامل اهداف برنامه های توسعه، توسعه کارآفرینی به عنوان عامل و محرک اصلی محسوب می شود.
هندرسن (2002) بیان می کند کارآفرینان به طور قابل ملاحظه ای، روی سطح فعالیت های اقتصادی از طریق ایجاد مشاغل جدید اثر دارند (به نقل از کلمن، 2007). به طوری که بسیاری از کارآفرینان، کار خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط شروع کنند. این شرکت ها سهم به سزا یی در توسعه صنایع پیشرفته و ایجاد اشتغال دارند و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردار بوده و در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان مهم ترین برنامه اجرایی برای دستیابی به توزیع عادلانه درآمد و ثروت، ایجاد اشتغال، افزایش بهره وری و رشد اقتصادی محسوب می شوند و با فراهم کردن بستر مناسب برای کارآفرینی و نوآوری علل جذب و هدایت سرمایه ها در مسیر توسعه اقتصادی کشور به حساب می‎آیند (توریک، 1383). بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها ( مراکز رشد فناوری)، پارک های صنعتی و فناوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند (شایقی، 1386).
در کشورهای جنوب شرقی آسیا 95% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را SMEها تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیر گذارهستند (موسوی، 1387). به طوری که کسب و کارهای کوچکی که به اجرا درآمده نقش مهمی در رشد و توسعه صنعتی و اقتصادی آنان دارد. این امر منجر به افزایش ثروت در جامعه، کاهش فقر و ایجاد فرصت های شغلی بیشتر شده و تعداد بیشتری از جوانان به سمت خوداشتغالی و تقویت روحیه خوداتکایی روی آورده اند. در کشور ما، یکی از راهبردهای موثر در مواجهه با چالشهای کسب و کار استفاده از سرمایه های انسانی، ارتقای بهره وری و توانمند سازی بنگاههای کسب و کار در کشور است (مظفری، 1386). از این رو، توجه و روی آوردن به رشد و گسترش صنایع کوچک، زودبازده و کارآفرین به عنوان یکی از راههای توسعه اقتصادی همواره مورد توجه بوده است. نیاز به سرمایه اندک، بازده بالا وانعطاف پذیری توجیه اقتصادی صنایع کوچک را بیش از پیش نمایان می کند. از این رو و در حالی که دولت نهم بر لزوم کارآفرینی و توسعه صنایع پایین دستی به عنوان تنها راه استراتژیک کارآفرینی در کنار ایجاد ارزش افزوده تأکید دارد، می توان اهمیت نقش و گسترش بنگاه های اقتصادی کوچک و متوسط را در صنایع به روشنی دریافت. در حال حاضر، سرمایه گذاری در بیشتر استانهای کشور به سمت بنگاههای کوچک و متوسط سوق داده شده است، به طوری که کشور ما دارای قریب به 5.1 میلیون کارگاه کوچک و متوسط و 365 هزارکارگاه زیر 6 نفر است. این گونه شرکت ها حدود 30 درصد از ارزش تولیدات صنعتی را ایجاد می کنند. 63 درصد اشتغال کشور از طریق این بنگاه ها ایجاد می شود و آنها 51 تا 52 درصد در اقتصاد کشور سهم دارند (بیدختی، 1388).
در ایران اهمیت واحدهای کوچک و متوسط صنعتی را از دو بعد کمی و کیفی می توان بررسی کرد. از بعد کمی، درصد بسیار بالایی از شرکت های موجود در کشور ما همچون بسیاری از کشورهای جهان را واحدهای کوچک و متوسط صنعتی تشکیل می دهند و تعداد شاغلان این واحدها قابل توجه است. همچنین ارزش افزوده ای که این واحدها تولید می کنند، چیزی بین یک سوم تا نیمی از ارزش افزوده کل کشور را تشکیل می دهد. از بعد کیفی، این واحدها می توانند بخش خصوصی را در سرمایه گذاری ها تشویق کنند، زیرا بخش خصوصی معمولا برای ایجاد واحدهای بزرگ امکانات کافی ندارد .این واحد ها همچنین می‎توانند به عنوان ابزار مناسبی برای خصوصی سازی درنظر گرفته شوند.این واحد ها امکان شناخت بازار را دارند و می توانند خود را با نیازهای بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرایند تصمیم گیری در آنها بسیار سریع است و می توانند قدرت ابتکار و خلاقیت بیشتری داشته باشند و در توزیع فناوری در سطح کشور می توانند موفق تر بوده و سریعاً خود را با فناوری های لازم تطبیق دهند که این امر، در واحدهای بزرگ کمتر اتفاق می افتد.با توجه به آزادسازی و انعطاف پذیری آنها در زمینه های محصول، بازار، فناوری، مدیریت و سازمان امری مهم و حیاتی است که باید بدان توجه شود. در شکل 1-2 می توان میزان اشتغال در SME ها در تعدادی از کشورها نشان داده شده است (نظری نژاد و همکاران، 1387).

نمودار 2-1) میزان اشتغال در SME ها در تعدادی از کشورها
2-3. متغیرهای موثر در عملکرد صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط
می توان گفت که مجموعه گسترده ای از عوامل بر صادرات تأثیرگذار هستند. عواملی چون انگیزش، تجربه، رشد، نوع شرکت و رفتارهای صادراتی بر عملکرد صادراتی تأثیر دارند علاوه بر آن پدیده های خارجی از قبیل تغییرات محیطی نیز می توانند به صورت غیرمستقیم بر صادرات اثرگذار باشند. بسیاری از عوامل ساختاری، رویه ای، عملیاتی، رفتاری و … هستند که باعث می گردد تولید کننده ها در اقدام به امر صادرات، توسعه آن و نیز حفظ توان صادراتی خود ناتوان بمانند. از سوی دیگر با توجه به تحقیقات بی‎شماری که در زمینه صادرات انجام شده محدودیت اطلاعات در مورد بازارهای خارجی را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در عدم اطمینان نسبت به انجام فعالیت های صادراتی داشت. پس برای بهبود عملکرد صادراتی باید این متغیرها را شناخت و در نظر گرفت (ناطق و نیاکان، 1388). در این قسمت به برخی مطالعات صورت گرفته در این زمینه که به بررسی عوامل اثرگذار بر عملکرد صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط پرداخته اند اشاره می شود.
بخش مطالعات اطلاعاتی دانشگاه شیفیلد به تعیین نیازهای اطلاعاتی شرکت های با اندازه کوچک و متوسط پرداخته است. روش عوامل موفقیت کلیدی می تواند دارای کاربردهای مفیدی در شرکت های تجاری با اندازه کوچک یا متوسط برای تضمین و حفظ مزیت رقابتی باشد و می تواند برای تصمیم گیری، توسعه سیستم های اطلاعات مدیریتی، طراحی استراتژیک و تمرکز بر رشد و توسعه سازمانی، مفید و کمک کننده باشد. فاکتورهای کلیدی که از این مطالعه موردی به دست آمده است، عبارتند از:
1) عرضه محصول، 2) موفقیت بازار، 3) ارتباطات شرکتی موثر، 4) روابط مشتری، 5) اخلاقیات شرکت، 6) بازدهی و کارایی عملیاتی، 7) ثبات مالی، 8) مدیریت استراتژیک، 9) شایستگی اطلاعات شرکت. در این مطالعه، اطلاعات به عنوان یک موضوع مهم و مؤثر شناخته شد؛ بطوریکه شایستگی اطلاعات شرکت به عنوان عامل کلیدی موفقیت و اطلاعات به عنوان عامل کلیدی حمایت کننده مطرح شدند. همچنین، بر همه فاکتورهای دیگر یا بطور صریح و یا به صورت ضمنی اثرگذار بودند (تیلور و سن، 2002).
در مطالعه دیگری در دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه مالایا در کوالالامپور، به بررسی عوامل موفقیت برای کارآفرینان کوچک روستایی براساس برنامه یک منطقه و یک صنعت در مالزی پرداختند. این مطالعه به این دلیل انجام شد که با وجود رشد اقتصادی قابل توجه مالزی، نابرابری اقتصادی میان مناطق روستایی و شهری به عنوان یک بحث سازنده بحساب می آمد. ابزار تحقیق یک پرسشنامه شامل چهار بخش: مشخصات مالک کسب و کار، زمینه کسب و کار، عوامل موفقیت داخلی و عوامل موفقیت خارجی بوده و مقیاس پنج مرحله ای لیکرت برای اندازه گیری به کار رفته است.
عوامل داخلی که به ویژگی های ذاتی کسب و کار یا کارآفرین اشاره دارد با استفاده از متغیرهایی مانند سطح نوآوری، دانش کسب و کار، کار سخت، منابع مالی قوی، رقابتی بودن محصول و شبکه های کسب و کار ارزیابی شده است.
کمک های دولت به عنوان عامل خارجی مؤثر برای موفقیت کارآفرینان روستایی توسط شاخص هایی مانند کمک های مالی، آموزش و خدمات توسعه، بازاریابی، پشتیبانی اخلاقی، کمک های فنی، زیرساخت، و خط مشی های مربوط به کسب و کار مورد بررسی قرار گرفت.
عامل اول موفقیت خارجی، کمک های دولت در آموزش و خدمات توسعه می باشد. نوع آموزش مورد نیاز کارآفرینان به منظور موفقیت عبارتند از آموزش در کارآفرینی، بازاریابی، مدیریت کیفیت، حسابداری پایه و مهار تهای فنی، خدمات مشاوره، اطلاعات کسب و کار و دانش فنی. عامل دوم موفقیت توسط کارآفرینان کیفیت کارآفرینی تجسم شده است. این عامل موفقیت داخلی است که رفتار کارآفرینی خوب و ویژگی های شخصی یعنی سطح نوآوری، سخت کوشی و اعتماد به نفس را شامل می شود. ویژگی های ذاتی فوق است که یک کارآفرین را از کارگر یا مدیر متمایز می سازد. کارآفرین کسی است که از اعتماد به نفس برای انجام ریسک برخوردار بوده و مایل است تا فرصت های بازار و کشف و نوآوری های جدید را در ازای منافع بالقوه و سود به انجام رساند. عامل سوم، محیط خارجی را نشان می دهد. علاوه بر طرح های فردی کارآفرینی، محیط امکان حمایت از این تلاش ها را در اولویت قرار می دهد. زیرساخت ها و تأسیسات (زیرساخت های حمل و نقل، ارتباطات، ساختمان، آب و برق، دسترسی به سرمایه) مدخل های لازم برای توسعه مناطق روستایی محسوب می شوند که زمینه های مساعد را برای موفقیت کسب و کار روستایی کوچک ایجاد می کند. عامل چهارم با بازاریابی ارتباط دارد. بازاریابی ضعیف همواره به عنوان مشکل عمده کسب و کارهای کوچک تلقی شده است. دسترسی به بازار فاکتور پنجم است که توسط شبکه های مطلوب در سوپر مارکت، در دسترس بودن محصولات در سوپر مارکت ها و مراکز توریستی، ایجاد ارتباطات خوب با عمده فروشان و خرده فروشان، ارائه کیفیت قابل مقایسه با محصولات، توانایی نفوذ به اصل بازار، و دستیابی به فرصت بازار می باشد. ارتباط قوی با شبکه کسب و کار به عنوان فاکتور ششم علاوه بر ایجاد شبکه ها یا نهادهای مالی و انجمن های تجاری دیگر می باشد.
این مطالعه به شکل تجربی نشان داد که عوامل داخلی و خارجی برای موفقیت کسب و کار کوچک که توسط کارآفرینان روستایی تجسم شده است، مهم می باشد. بنابراین بر اساس این پژوهش، استدلال سایر محققان به اثبات می رسد که عوامل داخلی و خارجی به نوبه خود تعیین کننده موفقیت کسب و کار کوچک محسوب می شوند و برای کسب و کار روستایی کوچک نیز صدق می کند. با این حال، نتایج مطالعه نشان داده است که عوامل خارجی از عوامل داخلی در کمک به موفقیت در کسب و کار کوچک در مناطق روستایی، مهمتر است.
این مطلب به این معنی است که عوامل داخلی ضروری هستند، اما آن ها برای موفقیت کسب و کار کافی نمی باشد.
اگر چه کارآفرینان تجربه قابل توجه در انجام کسب و کار داشتند، اما از تحصیلات بالایی برخوردار نبودند. نظام آموزشی مالزی تا سطح متوسطه اجباری است تا اینکه امتحا ن محور باشد و توجه جدی به توسعه صلاحیت های عمومی کارآفرینی و کسب و کار در مدرسه نمی شود. در نتیجه، ترک کنندگان مدرسه با مهارت های کسب و کار اساسی که به آن ها در فعالیت های تجاری یاری می رساند، مجهز نمی شوند. بنابراین تعجب آور نیست که کارآفرینان در این مطالعه کمک های دولت را در آموزش و برای موفقیت کسب و کار خود مدنظر قرار می دهند.
به طور کلی، دیگر عوامل خارجی (محیط خارجی، حمایت از بازار، دسترسی به بازار و شبکه) حاکی از اهمیت نقش دولت در ارتقاء موفقیت کسب و کار کوچک روستایی می باشد. یافته های این مطالعه نشان می دهد که دولت باید به طور فعال نقش محوری خود را در زمینه های آموزش مهارت به عنوان کسب و کار روستایی کار ایفا کند که شامل اول مهار ت و خلاقیت، دوم تقویت شایستگی کسب و کار از طریق آموزش جدی تر، سوم سرمایه گذاری در زیرساخت ها و امکانات یک محیط مساعد کسب و کار محلی و چهارم خدمات مؤثر در بازار، پشتیبانی از لحاظ ارتقاء محصول، دسترسی به بازار و شبکه می باشد (عرفانی و اسدی، 1391).
ساردر و همکاران ( 1997) مطالعاتی را در 161 شرکت کوچک در بنگلادش به انجام رساندند و دریافتند که شرکت ها از خدمات پشتیبانی مانند بازاریابی، آموزش مدیریت و پرورش و آموزش، فنی، توسعه و مشاوره، اطلاعات، و امکانات عمومی از طریق سازمان های عمومی یا خصوصی با تجربه افزایش قابل توجه در خرید و فروش، اشتغال و بهره وری برخوردارند.
بررسی گسترده توسط راگ آف و همکاران( 2004) نشان داد که عوامل داخلی و خارجی از عوامل تعیین کننده موفقیت کسب و کار محسوب می شوند. عوامل نخستین به خصوصیات صاحب و یا کارآفرین و کسب و کار اشاره دارد، در حالی که عوامل بعدی به فاکتورهای خارج از کنترل مالک بستگی دارد. در میان سایر عوامل داخلی می توان اندازه و کسب و کار در سال، توانایی جذب سرمای هگذاری خارجی، مدیریت، تأمین مالی، برنامه ریزی، تجربه، مهارت و پیاده سازی هر پروژه شناسایی شده را ذکر نمود. عوامل بیرونی و یا محیط زیست نرخ مالیات فروش، هزینه های زیرساخت، پژوهش دانشگاهی، بدهی شرکت ها، وضعیت بازار اعتبارات، فرصت کسب و کار، در دسترس بودن منابع، شرایط اقتصادی، رقابت، و قوانین دولت می باشد.
مان و همکاران وی (2002) نیز پس از مرور تاریخچه موفقیت های SME، سه جنبه کلیدی و محوری مؤثر بر موفقیت یک SME را مشخص نمودند که عبارتند از: عوامل داخلی، محیط خارجی و تأثیر ناشی از مدیر شرکت. ویژگی های خانوادگی، روا نشناختی و رفتاری مدیر و گرداننده شرکت، همچنین مهارتهای مدیریتی و دانش فنی وی، در اغلب موارد از مؤثّرترین عوامل مرتبط با عملکرد یک SME م یباشد. بعلاوه، روابط موجود تحت تأثیر بسیاری از خصوصیات صنعتی، محیطی و وابسته به شرکت و نیز خط مشی های آن قرار دارند.
پنج منبع اصلی فاکتورهای موفقیت کلیدی توسط بولن و روکارت (1981) پیشنهاد شده اند: صنعت، استراتژی رقابتی و تعیین موقیعت، محیط، فاکتورهای زمانی و موقعیت مدیریتی.
مدیریت اطلاعات به عنوان یک فاکتور کاملاً کلیدی در مطالعه تی بار (2002) روی صنعت استونی تعیین شد که برای جمع آوری اطلاعات داخلی و خارجی و برای انتشار و مدیریت اطلاعات در شرکت و انتشار و پخش آن اطلاعات به سهامداران مهم و کلیدی بود.
در ایران نیز تحقیقاتی در زمینه بررسی عوامل اثرگذار بر عملکرد صادراتی بنگاه های کوچک و متوسط صورت گرفته که در زیر به بخشی از نتایج آنها اشاره می شود:
مجید قدیمی در پژوهش خود به بررسی برخی عوامل مؤثّر بر موفقیت بنگاه های کوچک پرداخته است، البته عواملی که جزء وظایف و حمایت های دولت به حساب بررسی سیاست های کشورهای مختلف نیاید. در این پژوهش آورده شده است که « بررسی سیاست های کشورهای مختلف نشان می دهد که این کشورها سیاست های متفاوتی برای بنگاه های کوچک و متوسط خود انتخاب کرده اند. یکی از دلائل تفاوت بین سیاست های اعمال شده برای این بنگاه های در مقایسه با بنگاه های بزرگ، ویژگی هایی است که آنها دارند. این ویژگی ها عبارتند از: نوع مالکیت و مدیریت، اشتغالزائی، نوآوری بنگاه های کوچک و متوسط، ارزش افزوده، بهره وری، صادرات و کیفیت». در این تحقیق نتیجه گرفته شده است که عوامل زیر که جزء عوامل درون سازمانی هستند، می توانند در موفقیت اینگونه بنگاه های مؤثر باشند. این عوامل عبارتند از:
1. آموزش و خدمات مشاوره ای به مالک شرکت در زمینه مدیریت امور اداری، مالی و بازاریابی؛
2. ایجاد سیستمی توسط مدیران در جهت بهبود مداوم کیفیت محصولات؛
3. نوآوری و اعمال روش های جدید در فرآیند تولید؛
4. تنوع و تولید محصولات جدید.
محمد مولائی (1384) در مقاله ای با عنوان « بررسی عوامل مؤثر بر سود بنگاه های کوچک در ایران»، بیان می دارد که بنگاه های کوچک در سالهای اخیر نقش مؤثری در توسعه صنعتی و اقتصادی بیشتر کشورهای جهان ایفا نموده است. اما این بنگاه ها در ایران نه تنها دارای جایگاه ویژه ای در توسعه صنعتی و اقتصادی نمی باشند، بلکه با مشکل ورشکستگی و تعطیلی زیاد مواجه بوده اند. به نظر می رسد که مهمترین عامل ورشکستگی و تعطیلی بنگاه های کوچک، عدم سودآوری آنها بوده که ناشی از عوامل مختلفی است که عده‎ای از آنها درو نزا و متأثّر از محیط داخلی کارگاه های صنعتی بوده و عده ای دیگر برو نزا و در نتیجه سیاستگذاری های نه چندان مناسب مسئولین امر می باشد. بر اساس اطلاعات بدست آمده از مطالعات میدانی، اقدام به برآورد تأثیر عوامل مؤثر بر سود بنگاه های کوچک در ایران شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که در بین متغیرهای مورد مطالعه، مکان استقرار واحد تولیدی و برخورداری از حمایت‎های دولت، بیشتر از سایر متغیرها در سود بنگاه های کوچک در ایران مؤثر می باشد و لذا این امر باید در سیاستگذاری های صنعتی به منظور رشد و گسترش واحدهای تولیدی کوچک صنعتی مدنظر مسئولین امر قرار گیرد.
شرفی نژاد ( 1386) در پژوهش خود، اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه صادرات بنگاه های کوچک و متوسط را به صورت ذیل می داند: کیفیت محصولات، نگرش راهبردی مدیریت، شدت رقابت داخلی، توانایی دانش مدیریت، مواد اولیه، بهره مندی از تکنولوژی، پیشبرد فروش، تحقیقات بازاریابی، عدم نوسانات غیر منتظره، تبلیغات، برخورداری از زیرساخت ها، بنگاه های مرتبط و پشتیبان، منابع مالی، نقش دولت و امکانات علمی و تحقیقاتی.
عرفانی و اسدی (1391) نیز در مطالعه خود به شناسایی عوامل موثر بر موفقیت بنگاه های کوچک و متوسط در ایران پرداختند. آنها پنج عامل را پس از بررسی ادبیات پیشین انتخاب کردند که شامل موارد: «کشور و فضای اشتغال»، «محیط داخلی شرکت»، «تخصص و مهارت شرکت»، «عوامل مرتبط با مالک» و «پشتیبانی موسساتی» و پنج معیار موفقیت شامل: «فروش (میزان سود)»، «قیمت محصول»، «کیفیت محصول»، «جریان نقدی»، و «امکان بقا و پایداری (اعتبار طولانی مدت)» شناسایی و استخراج کردند.

2-4. وضعیت بنگاه های کوچک و متوسط در ایران
خوشبختانه موضوع بنگاه های کوچک و متوسط از جمله برنامه هایی است که در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تجربه شده است و با اجرای صحیح آن، افرادی که دارای قدرت خلاقیت، درجه مخاطره پذیری بالا و شم نوآوری هستند با تکیه بر توانمندی های شخصی و دریافت منابع اندک می توانند علاوه بر ایجاد کسب و کار جدید، برای دیگران نیز شغل ایجاد کنند. فارغ التحصیلان و جوانان جویای کار می توانند از طریق آموزش های مناسب، ایده های جدید خود را به بنگاه های اقتصادی تبدیل کنند. نگاهی کوتاه و مختصر به ساختار نظام اقتصادی کشور ما را به اهمیت و جایگاه شرکت ها و بنگاه های کوچک و متوسط بیشتر متوجه می کند. در زیر خلاصه یافته های مرکز آمار ایران از کارگاه های صنعتی 10 تا 49 نفر کارکن در سال 1388 آورده شده است.
نتایج طرح آمارگیری از کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن سال 1389 نشان می دهد که در سال 1388 تعداد 11440 کارگاه صنعتی 49-10 نفر کارکن در کشور به فعالیت صنعتی اشتغال داشته اند که نسبت به سال قبل 7 درصد کاهش نشان می دهد. توزیع این کارگاه ها در فعالیت های عمده نشان می دهد که 24.77 درصد در «صنایع تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی»، 17.84 درصد در «صنایع مواد غذایی و آشامیدنی»، 7.33 درصد در «صنایع تولید منسوجات» و بقیه کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن در سایر فعالیت های صنعتی اشتغال داشته اند.
بررسی تعداد کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن در استان های مختلف کشور مبین این مطلب است که در سال 1388 از کل این کارگاه ها 28.88 درصد در استان تهران، 11.91 درصد در استان اصفهان، 6.75 درصد در استان سمنان و بقیه کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن در سایر استان های کشور به فعالیت صنعتی اشتغال داشته اند.
همچنین براساس نتایج، در سال 1388 تعداد شاغلان کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن کشور 256203 نفر بوده است که نسبت به سال قبل 6.2 درصد کاهش نشان می دهد. از این تعداد 24.04 درصد در «صنایع تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی»، 18.74 درصد در «صنایع مواد غذایی و آشامیدنی» 7.79 درصد در «صنایع تولید محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات و تجهیزات» و بقیه در سایر فعالیت‎های صنعتی اشتغال داشته اند.
این بررسی در استان های مختلف گویای این واقعیت است که از کل تعداد شاغلان کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن کشور 22.47 درصد در استان تهران، 11.98 درصد در استان اصفهان، 6.91 درصد در استان خراسان رضوی و بقیه تعداد شاغلان کارگاه های صنعتی 49-10 نفرکارکن کشور در سایر استان ها اشتغال داشته اند.
از طرفی، کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن کشور در سال 1388 ارزش افزوده ای برابر با 35093.8 میلیارد ریال ایجاد کرده اند که نسبت به سال قبل 0.6 درصد افزایش نشان می دهد. بیش ترین ارزش افزوده ایجاد شده با رقم 9473.2 میلیارد ریال (26.99 درصد) را «صنایع تولید سایر محصولات کانی غیر فلزی» به خود اختصاص داده است. ضمن اینکه «صنایع مواد غذایی و آشامیدنی» با 5955 میلیارد ریال (16.97 درصد) و «صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی» با 2410.3 میلیارد ریال (6.87 درصد) از نظر ارزش افزوده ایجاد شده در بین صنایع مختلف در مراتب بعدی قرار گرفته اند.
در سال مورد بررسی(1388) کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن استان تهران با 6261.9 میلیارد ریال (17.84 درصد) بیش ترین ارزش افزوده را نسبت به سایر استان ها ایجاد کرده اند. کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن استان اصفهان با 4229.8 میلیارد ریال (12.05 درصد) و استان سمنان با 2406.8 میلیارد ریال (6.86) در مراتب دوم و سوم قرار داشته اند (مرکز آمار ایران، 1391).
در مجموع بر طبق جدول 5-2، بنگاه های کوچک و متوسط در ایران 98.4 درصد از کل بنگاه ها را تشکیل می دهند. این مقدار برابر با 44 درصد از کل اشتغال است و ارزش افزوده حاصل از این بنگاه ها 34 درصد در کل است.
جدول 2-5: شاخص های بنگاه های کوچک و متوسط در ایران (شهبازی، 1391)
توضیح درصد
SMEs از کل بنگاه ها 98.4
SMEs از کل اشتغال 44
SMEs از کل سرمایه گذاری 22
SMEs از ارزش افزوده کل 34
SMEs از کل صادرات –
SMEs از کل اعتبارات 90
2-5. وضعیت بنگاه های کوچک و متوسط در استان گیلان
بر اساس آمار های ارائه شده در مرکز آمار ایران، همان گونه که در نمودار 2-2 مشاهده می شود سهم استان گیلان از نظر تعداد بنگاه های کوچک و متوسط 49-10 نفر کارکن در کل کشور چیزی حدود 4% در سال 1388 است. همچنین آمارها در مورد سایر شاخص ها همچون درصد تعداد شاغلان، درصد ارزش افزوده، درصد سرمایه گذاری نسبت به کل کشور چیزی حدود 4% را در سال 1388 نشان می دهد.

نمودار 2-2: درصد تعداد کارگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن بیشتر بر حسب استان ها (مرکز آمار، 1388)
همچنین بر اساس جدول 6-2 تعداد شاغلان بنگاه های صنعتی دارای 49-10 نفر کارکن در استان گیلان برابر با 8380 نفر در سال 1388 است.
جدول 2-6: تعداد شاغلان بنگاه های 49-10 نفر کارکن در استان گیلان

از طرفی بر اساس آمار ارائه شده از مرکز آمار، و جدول 7-2 در سال 1388، مجموعا˝ 355 بنگاه دارای 49-10 نفر کارکن در استان گیلان وجود دارد که 175 مورد از آنها مربوط به صنایع مواد غذایی و آشامیدنی است.
جدول 2-7: تعداد کارگاه صنعتی دارای 10 نفر کارکن و بیشتر در استان گیلان، 1388

همچنین بر اساس این آمارها سرمایه گذاری بر روی بنگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن در استان گیلان برابر با 91454 میلیون ریال بوده است.
مقدار ارزش افزوده بنگاه های صنعتی 49-10 نفر کارکن در استان گیلان بر طبق جدول 8-2 برابر با ٨٨٢٨٨٣ میلیون ریال در سال 1388 بوده.
جدول 2-8: ارزش افزوده بنگاه های صنعتی 10 نفر کارکن و بیشتر در استان گیلان

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *