say04

2565400-319405
1216660-219710دانشگاه ﺁزاد اسلامی
سازمان مرکزی
00دانشگاه ﺁزاد اسلامی
سازمان مرکزی
-3684270-408940تاریخ: 31/6/1391 شماره: پیوست:
00تاریخ: 31/6/1391 شماره: پیوست:

بسمه تعالی
تعهد نامه اصالت رساله یا ﭘایان نامه
اینجانب ,وحید خالصی دانش ﺁموخته مقطع کارشناسی ارشد ناﭘیوسته در رشته مدیریت بازرگانی که در تاریخ 25/6/1391 از ﭘایان نامه خود تحت عنوان:
” تحلیل ارتباط میان فرآیند چرخه دانش و مسیر شغلی (مطالعه موردی: سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان)” با کسب نمره هفده و بیست و پنج صدم و درجه خیلی خوب دفاع نموده ام. بدینوسیله متعهد می شوم:
۱) این ﭘایان نامه حاصل تحقیق و ﭘﮋوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاورد های علمی و ﭘﮋوهشی دیگران ( اعم از ﭘایان نامه ، کتاب ، مقاله و…. ) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوط ذکر و درج کرده ام.
٢) این ﭘایان نامه قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطح ، ﭘایین تر یا بالا تر) در سایر دانشگاه ها و موسسات ﺁموزش عالی ارائه نشده است.
۳) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این ﭘایان نامه داشته باشیم، از حوزه معاونت ﭘﮊوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
۴) چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازﺁن را می ﭘذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
وحید خالصی
تاریخ و امضا:
31/6/1391
2506980-109855
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد زنجان
دانشکده علوم انسانی، گروه مدیریت
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
گرایش بازرگانی
عنوان
تحلیل ارتباط میان فرآیند چرخه دانش و مسیر شغلی
(مطالعه موردی: سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان)
استاد راهنما :
دکتر مصطفی جعفری
استاد مشاور:
دکتر هما درودی
نگارش:
وحید خالصی
تابستان 91
2508885-275590
ISLAMIC AZAD UNIVERSITY
Zanjan Branch
Faculty of Humanities-Department of Management
‹‹M.A.›› Thesis On Business Management
Subject:
The analysis communication between knowledge cycle process and career
(case study:T–ing & mineral & industrial organization of Zanjaan)
Thesis Advisor:
Mos– Jafari Ph.D.
Consulting Advisor:
Homa Doroodi Ph.D.
By:
Vahid Khalessi
Summer 2012
به مصداق «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق » بسی شایسته است از استادان فرهیخته و فرزانه جناب آقای دکتر جعفری و سرکار خانم دکتر درودی که با کرامتی چون خورشید، سرزمین دل را روشنی بخشیدند و گلشن سرای علم ودانش را با راهنمایی‌های کارساز و سازنده بارور ساختند، تقدیر و تشکر نمایم.

تقدیم به :
خدایی که آفرید
جهان را، انسان را، عقل را، علم را، معرفت را، عشق را
و به کسانی که عشقشان را در وجودم دمیدند
 
چیدم گلی ز باغ ادب تا بروز عید
در بارگاه میر ادب پرور آورم
حیف است با خسان گل دانش کنی نثار
من گل نثار مردم دانشور آورم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده1مقدمه PAGEREF _Toc337281380 h 31-1- بیان مسئله PAGEREF _Toc337281381 h 41-2- اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc337281382 h 51-3- فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc337281383 h 61-4- سوالات تحقیق PAGEREF _Toc337281384 h 71-5- متغیرهای موجود در تحقیق PAGEREF _Toc337281385 h 71-6- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc337281386 h 71-7- کاربردهای تحقیق PAGEREF _Toc337281387 h 81-8- روش تحقیق PAGEREF _Toc337281388 h 81-9- روش و ابزار گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc337281389 h 81-10- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات91-11- قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc337281390 h 91-12- تعریف اصطلاحات و مفاهیم کلیدی PAGEREF _Toc337281391 h 91-13- مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc337281392 h 11خلاصه فصل PAGEREF _Toc337281394 h 12فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه PAGEREF _Toc337281395 h 142-1- سیر تحول و تاریخچه مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281396 h 162-2- سه فاز مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281399 h 182-3- روند تاریخی حرکت سازمانها به سوی سازمانهای دانش مدار PAGEREF _Toc337281400 h 192-4- دانش چیست؟ PAGEREF _Toc337281401 h 212-4-1- حوزه های تعریف دانش PAGEREF _Toc337281402 h 212-4-2- تعریف دانش در سیر زمان PAGEREF _Toc337281404 h 222-5- سلسله مراتب دانش PAGEREF _Toc337281405 h 242-5-1- هرم دانش PAGEREF _Toc337281406 h 252-5-2- تفاوت دانش و اطلاعات PAGEREF _Toc337281408 h 252-6- انواع دانش PAGEREF _Toc337281410 h 262-7- عناصر دانش PAGEREF _Toc337281411 h 282-8- کارکردهای دانش PAGEREF _Toc337281412 h 292-9- مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281414 h 302-9-1- اهمیت و ضرورت مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281415 h 302-9-2- طیف تعاریف مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281416 h 312-9-3- مفهوم مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281417 h 322-9-4- تفاوت مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281419 h 352-9-5- مبانی نظری مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281421 h 352-9-6- اصول مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281422 h 362-9-7- مراحل مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281423 h 372-9-8- گام‌های اصلی پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان‌ها PAGEREF _Toc337281424 h 372-10- نقش ها و مهارت‌های مورد نیاز در پیاده سازی مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281425 h 392-11- مزایای مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281426 h 402-12- انتقادات وارده بر مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281427 h 422-13- عوامل شکست و موفقیت مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281428 h 432-14- مفاهیم مرتبط با مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281429 h 442-15- چرخه دانش (فرآیند مدیریت دانش) PAGEREF _Toc337281430 h 452-16- مدیریت دانش در حوزه دولتی PAGEREF _Toc337281433 h 462-16-1- اهمیت نیاز به مدیریت دانش در سازمانهای دولتی PAGEREF _Toc337281434 h 462-16-2- عناصر و ابعاد مدیریت دانش در سازمانهای دولتی PAGEREF _Toc337281435 h 482-16-3- موانع استقرار مدیریت دانش در سازمان‌های دولتی PAGEREF _Toc337281437 h 502-17- مدل های مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281438 h 502-18- مبانی نظری تحلیل مفهوم مسیر شغلی (کارراهه) PAGEREF _Toc337281440 h 572-18-1- تعریف مسیر شغلی PAGEREF _Toc337281441 h 572-18-2- توسعه مسیر شغلی PAGEREF _Toc337281442 h 582-18-3- توسعه مسیر شغلی در مقایسه با توسعه کارکنان PAGEREF _Toc337281444 h 602-18-4- انواع مسیرهای شغلی PAGEREF _Toc337281445 h 602-18-5- مراحل سنتی مسیر شغلی PAGEREF _Toc337281446 h 612-18-6- مراحل برنامه ریزی مسیر شغلی PAGEREF _Toc337281447 h 632-19- سوابق تحقیق PAGEREF _Toc337281448 h 652-20- نگاهی مختصر به سازمان صنعت، معدن و تجارت استان زنجان PAGEREF _Toc337281449 h 70خلاصه فصل PAGEREF _Toc337281450 h 72فصل سوم: روش (متدولوژی) تحقیق
مقدمه PAGEREF _Toc337281451 h 743-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc337281452 h 743-2- متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc337281453 h 763-3- جامعه و نمونه آماری PAGEREF _Toc337281454 h 783-4- ابزار جمع آوری داده ها PAGEREF _Toc337281455 h 783-5- اعتبار (روایی) و اعتماد (پایایی) ابزار اندازه گیری PAGEREF _Toc337281457 h 803-6- روش تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc337281460 h 82خلاصه فصل PAGEREF _Toc337281461 h 84فصل چهارم: تجزیه تحلیل داده ها
مقدمه PAGEREF _Toc337281462 h 864-1- تحلیل توصیفی PAGEREF _Toc337281463 h 864-1-1- توصیف مشخصات عمومی نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc337281464 h 864-1-2- توصیف عوامل پنج گانه PAGEREF _Toc337281472 h 894-2- تحلیل استنباطی PAGEREF _Toc337281478 h 924-2-1- بررسی روابط بین ابعاد مفاهیم PAGEREF _Toc337281479 h 924-2-3- آزمون فرضیات مدل PAGEREF _Toc337281516 h 1164-2-3-1- ارتباط میان عناصر چرخه دانش و مسیرهای شغلی PAGEREF _Toc337281521 h 1194-2-4- مدل اندازه گیری متغیرهای برونزا(Y-MODEL) PAGEREF _Toc337281527 h 123فصل پنجم: نتایج و پیشنهادها
مقدمه PAGEREF _Toc337281530 h 1265-1- نتایج توصیفی PAGEREF _Toc337281531 h 1265-2- نتایج تحلیل استنباطی PAGEREF _Toc337281532 h 1275-3- پیشنهادها PAGEREF _Toc337281533 h 1315-4- محدودیت‌های تحقیق PAGEREF _Toc337281534 h 1325-5- پیشنهاد به محققین آینده PAGEREF _Toc337281535 h 133پیوست ها134منابع و مأخذ PAGEREF _Toc337281536 h 138منابع فارسی139منابع غیر فارسی PAGEREF _Toc337281538 h 144چکیده انگلیسی147فهرست جداول
TOC o “1-3” h z u
جدول2-1 : گاهشمار مدیریت دانش16جدول2-2 : تاریخچه تکوین مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281561 h 18جدول 2-3 : تفاوت اطلاعات و دانش PAGEREF _Toc337281572 h 26جدول2-4 : مفهوم مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281581 h 34جدول 2-5 : تفاوت مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش PAGEREF _Toc337281583 h 35جدول 3-1: مقیاس لیکرت پرسشنامه PAGEREF _Toc337281619 h 80جدول 3-2 : پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc337281621 h 81جدول 3-3 : آزمون KMO PAGEREF _Toc337281622 h 82جدول 4-1: توزیع فراوانی نمونه به تفکیک جنسیت PAGEREF _Toc337281628 h 86جدول 4-2: توزیع فراوانی نمونه به تفکیک سنی PAGEREF _Toc337281629 h 87جدول 4-3: میزان تحصیلات پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc337281630 h 87جدول 4-4: سمت سازمانی پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc337281632 h 88جدول 4-5: سابقه خدمت پاسخگویان PAGEREF _Toc337281633 h 89جدول 4-6: آمار توصیفی مؤلفه های جذب دانش PAGEREF _Toc337281636 h 90جدول 4-7: آمار توصیفی مؤلفه های ذخیره دانش PAGEREF _Toc337281637 h 90جدول 4-8: آمار توصیفی مؤلفه های اشتراک دانش PAGEREF _Toc337281638 h 91جدول 4-9: آمار توصیفی مؤلفه های بکارگیری دانش PAGEREF _Toc337281639 h 91جدول 4-10: آمار توصیفی مؤلفه های مسیر شغلی PAGEREF _Toc337281640 h 92جدول 4-11: آزمون همبستگی پیرسون بین منبع انسانی و غیرانسانی دریافت دانش PAGEREF _Toc337281643 h 93جدول 4-12: آزمون همبستگی پیرسون بین منبع انسانی دریافت دانش و امکانا‌ت‌ جذب ‌دانش PAGEREF _Toc337281644 h 94جدول 4-13: آزمون همبستگی پیرسون بین منبع غیرانسانی دریافت دانش و امکانات جذب دانش PAGEREF _Toc337281645 h 94جدول 4-14: آزمون همبستگی پیرسون بین پایگاه داده و دسترسی به پایگاه داده PAGEREF _Toc337281646 h 95جدول 4-15: آزمون همبستگی پیرسون بین پایگاه داده و سامانه ذخیره دانش PAGEREF _Toc337281647 h 96جدول 4-16: آزمون همبستگی پیرسون بین دسترسی به پایگاه داده و سامانه ذخیره دانش PAGEREF _Toc337281648 h 96جدول 4-17: آزمون همبستگی پیرسون بین آموخته‌های کارکنان و مشوق‌های سازمانی PAGEREF _Toc337281649 h 97جدول 4-18: آزمون همبستگی پیرسون بین بکارگیری مهارت و وظیفه سازمانی PAGEREF _Toc337281650 h 98جدول 4-19: آزمون همبستگی پیرسون بین بکارگیری مهارت و توانایی کسب شده PAGEREF _Toc337281651 h 98جدول 4-20: آزمون همبستگی پیرسون بین توانایی کسب شده و وظیفه سازمانی PAGEREF _Toc337281652 h 99جدول 4-21: آزمون همبستگی پیرسون بین ارتقایی (عمودی) و چرخشی PAGEREF _Toc337281653 h 99جدول 4-22: آزمون همبستگی پیرسون بین ارتقایی (عمودی) و انتقالی PAGEREF _Toc337281654 h 100جدول 4-23: آزمون همبستگی پیرسون بین ارتقایی (عمودی) و افقی PAGEREF _Toc337281655 h 100جدول 4-24: آزمون همبستگی پیرسون بین چرخشی و انتقالی PAGEREF _Toc337281656 h 101جدول 4-25: آزمون همبستگی پیرسون بین چرخشی وثابت (افقی) PAGEREF _Toc337281657 h 101جدول 4-26: آزمون همبستگی پیرسون بین انتقالی و ثابت (افقی) PAGEREF _Toc337281658 h 102
فهرست نموداها
TOC o “1-3” h z u
نمودار 4-1: نمودار دایره‌ای تحصیلات پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc337281794 h 87نمودار 4-2: سمت سازمانی پاسخ دهندگان PAGEREF _Toc337281795 h 88نمودار 4-3: سابقه خدمت پاسخگویان PAGEREF _Toc337281797 h 89
فهرست اشکال
TOC o “1-3” h z u شکل 1-1: مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc336933985 h 11شکل2-1: دو بخش متفاوت دانش PAGEREF _Toc336933995 h 22شکل2-2 : هرم دانش PAGEREF _Toc336933999 h 25شکل 2-3: چهار کارکرد اساسی دانش30شکل2-4 : عناصر تشکیل دهنده فرآیند دانش PAGEREF _Toc336934021 h 46شکل 2-5: مدل مفهومی مدیریت دانش در سازمانهای دولتی PAGEREF _Toc336934025 h 49شکل2-6 : مدل نوناکا و تاکیوچی PAGEREF _Toc336934028 h 51شکل 2-7: فرآیند چرخه دانش (متغیرهای مستقل تحقیق)56شکل 2-8 : مدل توسعه مسیر شغلی PAGEREF _Toc336934032 h 59شکل 4-1: مدل مفهومی مسیر شغلی PAGEREF _Toc336934086 h 103شکل 4-2: مدل تخمین غیر استاندارد مسیر شغلی PAGEREF _Toc336934087 h 104شکل 4-3: مدل تخمین استاندارد مسیر شغلی PAGEREF _Toc336934088 h 105شکل 4-4: مدل اعداد معنی داری مسیر شغلی PAGEREF _Toc336934089 h 105شکل 4-5: مدل مفهومی جذب دانش PAGEREF _Toc336934090 h 106شکل 4-6: مدل تخمین غیر استاندارد جذب دانش PAGEREF _Toc336934091 h 107شکل 4-7: مدل تخمین استاندارد جذب دانش PAGEREF _Toc336934092 h 107شکل 4-8: مدل اعداد معنی‌داری جذب دانش PAGEREF _Toc336934093 h 108شکل 4-9: مدل مفهومی ذخیره دانش PAGEREF _Toc336934094 h 109شکل 4-10: مدل تخمین غیراستاندارد ذخیره دانش PAGEREF _Toc336934095 h 109شکل 4-11: مدل تخمین استاندارد ذخیره دانش PAGEREF _Toc336934096 h 110شکل 4-12: مدل اعداد معنی داری ذخیره دانش PAGEREF _Toc336934097 h 110شکل 4-13: مدل مفهومی اشتراک دانش PAGEREF _Toc336934098 h 111شکل 4-14: مدل تخمین غیراستاندارد اشتراک دانش PAGEREF _Toc336934099 h 111شکل 4-15: مدل تخمین استاندارد اشتراک دانش PAGEREF _Toc336934100 h 112شکل 4-16: مدل اعداد معنی‌داری اشتراک دانش PAGEREF _Toc336934101 h 112شکل 4-17: مدل مفهومی بکارگیری دانش PAGEREF _Toc336934102 h 113شکل 4-18: مدل تخمین غیراستاندارد بکارگیری دانش PAGEREF _Toc336934103 h 113شکل 4-19: مدل تخمین استاندارد بکارگیری دانش PAGEREF _Toc336934104 h 114شکل 4- 20: مدل اعداد معنی‌داری بکارگیری دانش PAGEREF _Toc336934105 h 116شکل 4-21: مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc336934106 h 116شکل 4-22: مدل تخمین غیراستاندارد تحقیق PAGEREF _Toc336934107 h 117شکل 4-23: مدل تخمین استاندارد تحقیق PAGEREF _Toc336934108 h 117شکل 4-24: مدل اعداد معنی‌داری تحقیق PAGEREF _Toc336934109 h 118شکل 4-25: مدل تخمین استاندارد مسیرشغلی عمودی (ارتقایی) PAGEREF _Toc336934111 h 119شکل 4-26: مدل تخمین استاندارد مسیرشغلی چرخشی PAGEREF _Toc336934112 h 120شکل 4-27: مدل تخمین استاندارد مسیرشغلی انتقالی PAGEREF _Toc336934113 h 121شکل 4-28: مدل تخمین استاندارد مسیرشغلی ثابت (افقی) PAGEREF _Toc336934114 h 122شکل 4-29: مدل تخمین استاندارد متغیرهای برونزا PAGEREF _Toc336934116 h 123شکل 4-30: مدل اعداد معنی داری متغیرهای برونزا PAGEREF _Toc336934117 h 124

چکیدهسازمان‌ها برای مقابله با تهدیدات محیطی و استفاده فرصت‌های احتمالی، ناچارند ظرفیت‌ها و توانمندی درونی خود را بشناسند، نقاط ضعف را بیابند و به تقویت نقاط قوت بپردازند. در چنین شرایطی سازمان‌هایی موفق و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی برای حفظ حیات خود، بتوانند زمینه رشد و پویایی و افزایش عملکرد سازمان را بهبود بخشند. یکی از راههای تحقق این امر مقوله مدیریت دانش است و امروزه مدیریت دانش به عنوان منبعی مهم درجهت مزیت رقابتی و ارزش آفرینی شناخته شده است. تغییرات سریع و رشد روزافزون دانش و اطلاعات، هر سازمانی را بر آن می دارد تا برای بقاء، تمام تلاش خود را در مدیریت دانش به کار گیرد.
حوزه مدیریت دانش هر روز گسترده تر می شود و سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان درصدد آشنا کردن کارکنان خود با دانش روز است. در این میان فرآیند چرخه دانش در سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان امری ضروری برای افزایش علم و دانش کارکنان و انجام صحیح وظایف می باشد.
در این پژوهش به بررسی ارتباط میان چرخه دانش از حوزه مدیریت دانش و مسیر شغلی از حوزه مدیریت سرمایه انسانی پرداخته ایم. جامعه آماری این تحقیق شامل کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت استان زنجان می‌باشد. در ضمن داده‌های جمع‌آوری شده از طریق پرسشنامه با روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌اند.
نتایج حاصل از فرضیه‌ها بیانگر این مطلب می‌باشد که بین جذب، ذخیره، اشتراک و بکارگیری دانش با مسیر شغلی ارتباطی معنی‌دار و مثبت وجود دارد.
فصل اول
-14160516510000
کلیات تحقیق

مقدمهعصر کنونی، عصر تحولات شتابنده و غیرقابل پیش‌بینی است. وضعیت مدیریت در جامعه ما بیانگر عدم توازن میان پیچیدگی‌های روزافزون سازمان‌ها و عدم توانایی‌های این سازمان‌ها در پیش‌بینی و مقابله با این تحولات می‌باشند. سازمان‌ها برای مقابله با تهدیدات محیطی و استفاده فرصتهای احتمالی، ناچارند ظرفیت‌ها و توانمندی درونی خود را بشناسند، نقاط ضعف را بیابند و به تقویت نقاط قوت بپردازند. مسائل و مشکلات مدیریت آن چنان پیچیده و گسترده شده‌اند که تشخیص آنها به آسانی میسر نیست و ماهمیت انسانی سازما‌ن‌ها و پیچیده بودن رفتارهای کارکنان، این پیچیدگی را مضاعف کرده است.
در چنین شرایطی سازمان‌هایی موفق و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی برای حفظ حیات خود، بتوانند زمینه رشد و پویایی و افزایش عملکرد سازمان را بهبود بخشند (رحیمی و نجفی، 1386 : 11).
یکی از راه‌های تحقق این امر مقوله مدیریت دانش است. مدیریت دانش از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. در گذشته‌ای نه چندان دور، قدرت و مزیت رقابتی یک سازمان یا یک جامعه، دسترسی بیشتر به منابع مادی محسوب می‌شد. اما اکنون شرایط جامعه متحول شده و اصلی‌ترین مزیت رقابتی برای سازمان‌ها، توان آنها در مدیریت دانش محسوب می‌شود (خوانساری، 1384: 3).
اگر از دیدگاه سیستمی به سازمان‌ها بنگریم و سازمان را مجموعه‌ای از سیستمها بدانیم که به شکلی هماهنگ و متعامل به فعالیت مشغولند، در آن صورت مدیریت دانش هم یکی از سیستمهای وظیفه‌ای شمرده می‌شود که نقش و عملکردی همچون سایر سیستمهای وظیفه‌ای نظیر سیستم مدیریت منابع انسانی و مسیر شغلی و غیره بر عهده دارد (اعرابی وموسوی، 1389: 9).
به گفته پیتر دراکر راز موفقیت سازمانها در قرن 21 همانا مدیریت دانش است (اورمزدی، 1386). بنابراین مدیریت سازمان‌ها باید با تکیه بر دانایی، امکان اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کنند. از اینرو مدیریت دانایی موضوعی مهمتر از خود دانایی محسوب می‌شود که در سازمانها به دنبال آن است که نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته های فردی و سازمانی را به دانش و مهارتهای فردی و گروهی تبیین و روشن نماید. امروزه مدیریت دانش به عنوان منبعی مهم درجهت مزیت رقابتی و ارزش آفرینی شناخته شده است (ابراهیم سبا و جنیفر راولی، 2010).
فقدان سازوکارهای صحیح ارزیابی و پیاده‌سازی مدیریت دانش، این سرمایه‌گذاری را در ذهن مدیران تنها به یک هزینه اضافی تبدیل کرده است. از اینرو سازمان‌ها باید محیطی را برای اشتراک و انتقال و تقابل دانش در میان اعضای خود بوجود آورند و سعی در ایجاد بسترسازی و شناسایی عوامل زمینه‌ای جهت استقرار مدیریت دانش در سازمان نمایند (فایرستون و مک ال روی ، 1387: 127).
مدیریت دانش در عصر جدید، تحولات شگرفی را در مباحث مدیریتی ایجاد کرده است. با توجه به اینکه مدیریت ، تنها به دانش کد شده و مستند شده اکتفا نمی‌کند، بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌های جهان با تکیه بر دانش ضمنی و آشکار خود، درصدد ارتقای جایگاه رقابتی و افزایش اثربخشی و بهره‌وری خود هستند. در راستای رسیدن به این اهداف، مدیریت دانش به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده‌سازی، بازیابی و نگهداری دانش به عنوان دارایی‌های سازمان است (اورمزدی ، 1386).
1-1- بیان مسئلهدر جهان امروزی، دانش به عنوان یک منبع کلیدی تبدیل شده است و برای بقای سازمانها بسیار حیاتی می باشد. سازمان‌ها در مواجهه با محیط‌های پویا، در حال پی بردن به یک دارایی وسیع و پراکنده در سازمان هستند. این دارایی ارزشمند، دانش سازمانی است که نه تنها در سازمان‌های تجاری، بلکه در سازمان‌های دولتی و غیرانتفاعی ارزش آنها آشکار شده است (عطاپور ، 1388).
تغییرات سریع و رشد روزافزون دانش و اطلاعات، هر سازمانی را بر آن می‌دارد تا برای بقاء تمام تلاش خود را در مدیریت دانش به کار گیرد. لذا سازمانها در پی شناسایی عوامل زمینه ساز و نیز بسترسازی به منظور ایجاد مدیریت دانش برآمده‌اند تا به موقع از منابع دانشی خود و محیط پیرامون بهره برداری کنند. امروزه سازمانهای بسیاری در زمینه توسعه دانش در سطوح مختلف سرمایه‌گذاری کرده و موفق بوده‌اند، اما سازمان‌های بسیاری نیز با شکست مواجه شده‌اند.
حوزه مدیریت دانش هر روز گسترده‌تر می‌شود و سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان درصدد آشنا کردن کارکنان خود با دانش روز است. در این میان فرآیند چرخه دانش در سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان امری ضروری برای افزایش علم و دانش کارکنان و انجام صحیح وظایف می‌باشد. معلوم نیست که فرآیند چرخه دانش در سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان به طور کامل جریان می‌یابد و کارکنان تمامی سظوح در این فرآیند قرار می گیرند و از دانش بهره می‌برند و این امر موجبات توسعه مسیر شغلی کارکنان و رضایت آنها را فراهم می‌آورد.
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیقبا گذر از انقلاب صنعتی و ورود به هزاره جدید، دیگر موتور رشد سازمان‌ها به سرمایه و نیروی انسانی محدود نمی‌گردد. مهمترین متغیر رشد همه جانبه سازمان‌ها در عصر حاضر، دانش است. دانش به معنای واقعی خود مجموعه‌ای است از مهارت ها و توانمندی‌های انسانی، که با آگاهی و اطلاعات از روش‌های تولید بهتر همراه است . دانش، زیربنای مهارت، تجربه و تخصص هر فرد است. امروزه سرمایه‌های یک سازمان تنها سرمایه مالی و فیزیکی نیستند بلکه سرمایه دانشی مهمتر از این دو سرمایه مورد توجه است. دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری است و شرط موفقیت سازمان‌ها دستیابی به دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح می‌باشد (اورمزدی، 1386).
در دهه‌های اخیر، انواع موسسات شاهد تغییرات اساسی در زمینه های ساختار، کارکرد و سبک‌های مدیریتی خویش بوده‌اند. موسسات کنونی اهمیت بیشتری جهت درک و انطباق‌پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده‌اند و در کسب و بکارگیری دانش و اطلاعات روز به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پیشی گرفته‌اند. چنین سازمان‌هایی نیازمند بکارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام مدیریت دانش می‌باشند (اورمزدی، 1386).
نانوکا و تاکوچی (1995) ادعا کرده‌اند که برندگان بازارهای فردا پیشتازان مدیریت دانش خواهند بود (حسومیان،1385) و با توجه به اینکه در سازمان‌های خصوصی رقابت حرف اول را می‌زند، مبحث مدیریت دانش به عنوان اصلی‌ترین فاکتور کسب مزیت رقابتی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است ولی در موسسات دولتی با توجه به بی‌معنا بودن رقابت چندان به موضوع مدیریت دانش توجه نشده است، ولی با توجه به پیشرفت سازمان‌های دولتی در سایر کشورها و ارتباطات بین‌المللی در بین سازمان‌های جهان که به نوعی جهانی سازی تجارت و ارتباطات هم به آن گفته می‌شود باعث می‌شود تا ناخواسته سازمان‌های دولتی در کشور بسوی ایجاد سازمان‌های دانش محور روی آورند. تحقیقات دانشگاهی و علمی صورت گرفته بر سازمان‌های دولتی که در آنها مدیریت دانش نهادینه شده است، نشان دهنده عملکرد موفق و بازدهی بالای آن سازمان‌ها می‌باشد.
سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی بر اقتصاد دانش محور و نقش دانش در پیشرفت‌های اقتصادی در هزاره سوم تأکید کرده است. پیتر دراکر در مقاله‌ای تحت عنوان آینده‌ای که قبلاً رخ داده است بیان می‌دارد که دانش سریعاً به جهان درحال توسعه انتقال می‌یابد اما در عمل به آن همچنان شکاف زیادی بین جهان توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه می‌باشد.
تجربه چندین دهه سازمان‌ها گواه بر این است که مدیریت دانش در کشورهای پیشرفته در بخش خصوصی بیشتر از بخش دولتی مورد توجه قرار گرفته است، اما در ایران هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی از آن غفلت شده است. نتایج تحقیقات انجام شده سالهای گذشته در این حوزه نشان می‌دهد که بطور کلی وضعیت عوامل زیرساختی مدیریت دانش در کشور مناسب نیست. به همین دلیل دولت جمهوری اسلامی ایران، توسعه مبتنی بر دانایی و دانش محوری را یکی از محورهای اساسی برنامه پنجم توسعه کشور قرار داده است. اکنون مناسب‌ترین فرصت برای توجه به مدیریت دانش و استقرار آن در بخش دولتی می‌باشد.
در این پژوهش به بررسی ارتباط میان چرخ دانش از حوزه مدیریت دانش و مسیر شغلی از حوزه مدیریت سرمایه انسانی می‌پردازیم که رابطه میان این دو متغیر در این پژوهش برای بار نخست انجام می‌شود.
1-3- فرضیه‌های تحقیقاین تحقیق شامل یک فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی که در ذیل اشاره می‌شود، می‌باشد.
1-3-1- فرضیه اصلی
میان فرآیند چرخه دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان ارتباط معناداری وجود دارد.
1-3-2- فرضیه‌های فرعی
ارتباط معناداری میان جذب دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد.
ارتباط معناداری میان ذخیره دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد.
ارتباط معناداری میان اشتراک دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد.
ارتباط معناداری میان بکارگیری دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد.
1-4- سوالات تحقیق1-4-1- سوال اصلی
چه ارتباطی میان عناصر فرآیند چرخه دانش (جذب، ذخیره،اشتراک و بکارگیری) و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد؟
1-4-2- سوالات فرعی
چه ارتباطی میان جذب دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد؟
چه ارتباطی میان ذخیره دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد؟
چه ارتباطی میان اشتراک دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد؟
چه ارتباطی میان بکارگیری دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان وجود دارد؟
آیا فرآیند چرخه دانش در سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان به طور کامل جریان می‌یابد؟
آیا کارکنان تمامی سطوح در فرآیند چرخه دانش سازمان قرار می‌گیرند و از دانش بهره می‌برند؟
1-5- متغیرهای موجود در تحقیقمتغیرهای موجود در این تحقیق شامل دو دسته متغیرهای مستقل و وابسته می‌باشند. چهار متغیر مستقل در این تحقیق جذب، ذخیره، اشتراک و بکارگیری دانش می‌باشند. همچنین متغیر وابسته این تحقیق مسیر شغلی است.
1-6- اهداف تحقیق1-6-1- هدف اصلی
تبیین وجوه کمیت و کیفیت ارتباط میان مراحل چهارگانه چرخه دانش و مسیر شغلی درسازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان
1-6-2- اهداف فرعی
تبیین کمیت و کیفیت ارتباط میان جذب دانش و مسیر شغلی در سازمان صنعت، معدن و تجارت
تبیین کمیت و کیفیت ارتباط میان ذخیره دانش و مسیر شغلی در سازمان صنعت، معدن و تجارت
تبیین کمیت و کیفیت ارتباط میان اشتراک دانش و مسیر شغلی در سازمان صنعت، معدن و تجارت
تبیین کمیت و کیفیت ارتباط میان بکارگیری دانش و مسیر شغلی در سازمان صنعت، معدن و تجارت
ارائه مدلی به منظور بهبود کیفیت مسیر شغلی از طریق بکارگیری چرخه دانش
هدف نهایی این پژوهش، کمک به پیاده شدن مدیریت دانش (چرخه دانش) در سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان و دانش محور شدن این نهاد می‌باشد.
1-7- کاربردهای تحقیقتحقیق حاضر با ارائه راهکارهای عملی به منظور بهبود الگوی مسیر شغلی پرسنل سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان از طریق جذب کارای دانش (جذب سریع و کم هزینه دانش)، ذخیره کارای دانش (ذخیره سریع و کم هزینه دانش)، اشتراک کارای دانش (اشتراک سریع و کم هزینه دانش) و بکارگیری کارای دانش (بکارگیری سریع و کم هزینه دانش) می‌باشد.
1-8- روش تحقیق
تحقیق حاضر بر حسب نوع هدف، کاربردی می‌باشد چون به یک معضل و یک مشکل در دنیای واقعی پاسخ می‌دهد و نیازی مشخص را بر طرف می‌گرداند.همچنین این تحقیق بر اساس میزان کنترل شرایط تحقیق (میزان دخالت متغیرها) توصیفی می‌باشد.
روش انجام این تحقیق پیمایشی می‌باشد به این دلیل که فرضیه‌های محقق از طریق توزیع پرسشنامه مورد آزمون قرار می گیرد.
1-9- روش و ابزار گردآوری اطلاعاتیکی از گامهای اساسی در هر پژوهشی گردآوری اطلاعات می‌باشد. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز این تحقیق سعی شده است تا در تهیه و تدوین پیشینه تحقیق از طریق مراجعه به کتابخانه و بررسی اسناد و مدارک استفاده شود. همچنین برای جمع آوری داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از پرسشنامه استفاده گردیده است.
1-10- روش تجزیه و تحلیل اطلاعاتبرای تجزیه تحلیل داده‌ها در این پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل (Lisrel) استفاده می‌شود که البته روش و نرم‌افزار مذکور به تفضیل در فصل سوم توضیح داده خواهند شد.
1-11- قلمرو تحقیق (زمانی ، مکانی و موضوعی)مدت زمان تخمینی برای اجرای این تحقیق از اسفند 1390 لغایت تابستان 1391می‌باشد. قلمرو مکانی تحقیق سازمان صنعت، معدن و تجارت استان زنجان می‌باشد. همچنین موضوع پژوهش در حوزه مدیریت دانش می باشد.
1-12- تعریف اصطلاحات و مفاهیم کلیدیمدیریت دانش: تعاریف و دیدگاه‌های متفاوتی در خصوص مدیریت دانش وجود دارد و هر یک از نظریه پردازان بر اساس کارکردهایی که برای دانش و مدیریت دانش در سازمان‌ها قائلند، تعریفی خاص از آن ارائه کرده‌اند.
دل و گریسون مدیریت دانش را به عنوان یک راهبرد تعریف می‌کنند که باید در یک شرکت توسعه داده شود. برای اینکه مطمئن باشیم دانش به افراد درست در زمان مورد نیاز می‌رسد، به طوری که آنها دانش را به اشتراک گذارند واز اطلاعات برای بهبود وظایف سازمان استفاده می‌کنند. کارل اسیوبی مدیریت دانش را به عنوان فرآیند خلق ارزش از دارایی‌های نامحسوس سازمان تعریف می‌کند. مالهوترا یکی از پرکارترین افراد در این زمینه بیان می‌کند که مدیریت دانش دربرگیرنده فرآیندهای سازمانی است که به دنبال ترکیب هم افزای ظرفیت پردازش داده و اطلاعات توسط فناوری اطلاعات با ظرفیت نوآوری و خلاقیت منابع انسانی می‌باشد . تاونلی مدیریت دانش را به عنوان مجموعه‌ای از فرآیندها تعریف می‌کند که دانش موجود در سازمان را در جهت دستیابی به اهداف و ماموریت‌های سازمان، ایجاد و به اشتراک می‌گذارد.
چرخه دانش : دانش، دانش می‌آفریند. همان فرآیندهایی که به کار گرفته می‌شوند تا دانش ایجاد، منتقل و به کار گرفته شود خود منتج به دانش جدید می‌شود. کارمند دانش را از پایگاه‌های اطلاعاتی به کار می‌گیرد تا مشکل مشابهی را که کمی با آن تفاوت دارد حل کند. این راه حل موفق اکنون پایه دانش سازمانی را تشکیل می‌دهد. به همین ترتیب، ایده‌هایی را می‌توان در جلسات بحث و تبادل نظر مطرح کرد تا ایده‌هایی جدید منتشر شود، ایده‌هایی که برخی از آنها بینش‌های جدید باارزشی ارائه می‌دهد که به دانش سازمان می‌افزاید. نتیجه، چرخه دانشی است که در آن داده‌ها به اطلاعات تبدیل می‌شوند. اطلاعات، دستچین و تقویت گردیده و تبدیل به دانش می‌شود (آلن رادینگ،1386: 52).
جذب دانش : جذب دانش اشاره به کلیه فعالیت‌هایی دارد که طی آن دانش مورد نظر در اختیار سازمان قرار می‌گیرد.
ذخیره دانش : ذخیره کردن،سازماندهی و بازیابی دانش سازمانی، که از آن به حافظه سازمانی نیز یاد می‌کنند‌، بخش مهمی از مدیریت دانش کارامد را تشکیل می‌دهد . در این مرحله، دانش ذخیره و ثبت می‌شود تا قابلیت بازیابی و استفاده توسط کارکنان سازمان وجود داشته باشد (عطاپور به نقل از نوناکا،1388).
اشتراک دانش : اشتراک دانش عبارت است از حرکت، توزیع و پخش دانش بین افراد و پایگاه‌های اطلاعاتی به طور مکانیزه و غیرمکانیزه و به صورت دوسویه. درحقیقت درصد بالایی از موفقیت مدیریت و چرخه دانش، به تبادل و اشتراک صحیح دانش بستگی دارد و تبادل و اشتراک دانش از فردی به فردی دیگر، از لوازم اساسی چرخه مدیریت دانش است (رادینگ،1386: 63).
بکارگیری دانش : اشاره به این مطلب دارد که ایده‌ها و دانش بدست آمده، بدون جهت‌گیری در مورد اینکه چه کسی آنها را مطرح کرده است، در صورت مفید و مناسب بودن، مورد استفاده قرار گیرد. این حلقه به آمیختن دانش با عمل توجه دارد (عطاپور، 1388).
مسیر شغلی : مسیر شغلی به عنوان “الگوی تجربیات مربوط به کار که مراحل زندگی شخص را در بر می‌گیرد” تعریف می‌شود. توسعه مسیر شغلی به اثربخشی شغل در بلند مدت و موفقیت سازمانی‌ کارکنان نگاه می‌کند (دیوید ا دیسنزو،استیفن پ.رابینز، 1388: 341).
1-13- مدل مفهومی تحقیق3871595201930جذب دانش
00جذب دانش

-5670553016250025146008890000309245860425003804920749300ذخیره دانش
00ذخیره دانش
309245128270000251460010922000011188701025525مسیر شغلی
00مسیر شغلی
252857017303750038049201730375اشتراک دانش
00اشتراک دانش
3759201949450002514600186055000
-443230172720انتقالی
00انتقالی

-443230262890چرخشی
00چرخشی

-443230343535ارتقایی (عمودی)
00ارتقایی (عمودی)

37592034798000
-44323095250ثابت (افقی)
00ثابت (افقی)

381698542545بکارگیری‌دانش
00بکارگیری‌دانش

شکل 1-1: مدل مفهومی تحقیق
خلاصه فصلدر این فصل ابتدا ادبیات تحقیق مرور شد، سپس بیان مساله طرح و آنگاه به ضرورت و دلایل تحقیق و اهمیت موضوع تحقیق اشاره شد. بعد از آن فرضیه‌های تحقیق ارائه گردید که فرضیه اصلی عبارت است از: میان فرآیند چرخه دانش و مسیر شغلی کارکنان سازمان صنعت، معدن و تجارت زنجان ارتباط معناداری وجود دارد. بعد از فرضیه‌ها، متغیرهای موجود در تحقیق شامل جذب، ذخیره، اشتراک و بکارگیری دانش و مسیر شغلی مشخص شدند و سپس به بررسی اهداف تحقیق پرداختیم. در مرحله بعد روش شناسی تحقیق همراه با روش گردآوری اطلاعات و جامعه آماری و روش تجزیه وتحلیل اطلاعات را به طور خلاصه مورد بررسی قرار دادیم و در آخر به تعریف اصطلاحات و مفاهیم کلیدی پرداختیم.
فصل دوم
-5588018097500
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

مقدمهعصر کنونی، عصر تحولات شتابنده و غیرقابل پیش‌بینی است. وضعیت مدیریت در جامعه ما بیانگر عدم توازن میان پیچیدگی‌های روزافزون سازمان‌ها و عدم توانایی‌های این سازمان‌ها در پیش‌بینی و مقابله با این تحولات می‌باشند. سازمان‌ها برای مقابله با تهدیدات محیطی و استفاده فرصتهای احتمالی، ناچارند ظرفیت‌ها و توانمندی درونی خود را بشناسند، نقاط ضعف را بیابند و به تقویت نقاط قوت بپردازند. مسائل و مشکلات مدیریت آن چنان پیچیده و گسترده شده‌اند که تشخیص آنها به آسانی میسر نیست و ماهمیت انسانی سازمان‌ها و پیچیده بودن رفتارهای کارکنان، این پیچیدگی را مضاعف کرده است.
در چنین شرایطی سازمان‌هایی موفق و کامیاب هستند که ضمن کسب دانش و آگاهی وسیع از عوامل محیطی برای حفظ حیات خود، بتوانند زمینه رشد و پویایی و افزایش عملکرد سازمان را بهبود بخشند (رحیمی و نجفی ، 1386: 11).
یکی از راههای تحقق این امر مقوله مدیریت دانش است. در گذشته‌ای نه چندان دور، قدرت و مزیت رقابتی یک سازمان یا یک جامعه، دسترسی بیشتر به منابع مادی محسوب می‌شد. اما اکنون شرایط جامعه متحول شده و اصلی‌ترین مزیت رقابتی برای سازمان‌ها، توان آنها در مدیریت دانش محسوب می‌شود (خوانساری، 1384).
در دنیای امروز که تغییرات سریع و دانش از جایگاه خاصی برخوردار است، مدیریت دانش اهمیت ویژه‌ای یافته است و باعث شده سازمان‌ها به اهمیت مدیریت دانش در سیاست‌گذاری و خدمات‌رسانی به مردم واقف شوند.
به گفته پیتر دراکر راز موفقیت سازمانها در قرن 21 همانا مدیریت دانش است (اورمزدی، 1386). بنابراین مدیریت سازمان‌ها باید با تکیه بر دانایی، امکان اتخاذ تصمیمات معقول‌تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کنند. از اینرو مدیریت دانایی موضوعی مهمتر از خود دانایی محسوب می‌شود که در سازمان‌ها به دنبال آن است که نحوه چگونگی تبدیل اطلاعات و دانسته‌های فردی و سازمانی را به دانش و مهارت‌های فردی و گروهی تبیین و روشن نماید. امروزه مدیریت دانش به عنوان منبعی مهم درجهت مزیت رقابتی و ارزش آفرینی شناخته شده است (ابراهیم سبا و جنیفر راولی، 2010).
فقدان ساز و کارهای صحیح ارزیابی و پیاده‌سازی مدیریت دانش، این سرمایه‌گذاری را در ذهن مدیران تنها به یک هزینه اضافی تبدیل کرده است. از اینرو سازمان‌ها باید محیطی را برای اشتراک و انتقال و تقابل دانش در میان اعضای خود بوجود آورند و سعی در ایجاد بسترسازی و شناسایی عوامل زمینه‌ای جهت استقرار مدیریت دانش در سازمان نمایند (فایرسون و مک ال روی ، 1387: 127).
مدیریت دانش در عصر جدید، تحولات شگرفی را در مباحث مدیریتی ایجاد کرده است. با توجه به اینکه مدیریت، تنها به دانش کد شده و مستند شده اکتفا نمی‌کند، بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌های جهان با تکیه بر دانش ضمنی و آشکار خود، درصدد ارتقای جایگاه رقابتی و افزایش اثربخشی و بهره‌وری خود هستند. در راستای رسیدن به این اهداف، مدیریت دانش به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده‌سازی، بازیابی و نگهداری دانش به عنوان دارایی‌های سازمان است (اورمزدی ، 1386).
در دهه‌های اخیر، انواع موسسات شاهد تغییرات اساسی در زمینه‌های ساختار، کارکرد و سبک‌های مدیریتی خویش بوده‌اند. موسسات کنونی اهمیت بیشتری جهت درک و انطباق‌پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده‌اند و در کسب و بکارگیری دانش و اطلاعات روز به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوبتر به ارباب رجوعان پیشی گرفته‌اند. چنین سازمان‌هایی نیازمند بکارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام مدیریت دانش می‌باشند (اورمزدی ، 1386).
امروزه در اوضاع رقابتی پیچیده و مبهم، سازمان‌ها در حال تغییر و تحول مستمرند. موجودیت مادی که زمانی شرط اصلی موفقیت به شمار می‌رفت، به سر آمده به طوری که دارایی فیزیکی نسبت به دارایی فکری در کسب برتری از اهمیت کمتری برخوردار است. به عبارت دیگر امروزه هدف تغییر به صورت عمده به شکل نرم افزاری حادث می شود نه سخت افزاری که می‌توان به صورت عینی یکی از این تحولات نرم افزاری را در بکارگیری فرآیند مدیریت دانش در سازمان‌ها مشاهده کرد (آراسته و رزقی شیرسوار،1389: 72).
در این فصل ابتدا مبانی نظری تحقیق را تشریح و تببین می‌کنیم و سپس به پیشینه پژوهش حاضر می‌پردازیم.
2-1- سیر تحول و تاریخچه مدیریت دانشمدیریت دانش از اواخر دهه 1970 مطرح گردید. با نزدیک شدن به اوسط دهه 1980و آشکارشدن اهمیت دانش و تاثیر آن بر حفظ قدرت رقابتی در بازارهای اقتصادی اهمیت ویژه‌ای یافت. در این دهه بود که نظام‌های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظام‌های هوشمند برای مدیریت دانش بکار گرفته شد و مفاهیمی چون فراهم‌آوری دانش، مهندسی دانش، نظام‌های دانش محور و مانند آن رواج پیدا کرد (دراکر به نقل از حسن زاده، 1388).با نزدیک شدن به اوخر دهه 80 میلادی می‌توان سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش در مجلات حوزه مدیریت، تجارت و علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی را مشاهده کرد. در همین دوران بود که اولین کتابهای مربوط به این حوزه منتشر شدند. با ورود به دهه 1990 فعالیت گسترده شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت به نحو چشمگیری افزایش می‌یابد. در اواسط دهه 1990 ظهور وب جهانی، تحرک تازه‌ای به حوزه مدیریت دانش می‌بخشد. در سال 1995، اتحادیه اروپا طی برنامه‌ای به نام اسپیریت بودجه قابل ملاحظه‌ای را برای اجرای طرح‌های مدیریت دانش اختصاص می‌دهد. اکنون در اوایل قرن 21 مدیرت دانش برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه درآمده است (آزاد شهرکی، 1388: 12). از سال 2000 به بعد، شرکت‌های بزرگ اروپایی حدود 55% درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده‌اند (داوری، 1380). جدول2-1 گاهشمار مدیریت دانش را به طور خلاصه نشان می‌دهد.
روند زمانی روند پیشرفت مفهوم مدیریت دانش
دهه 1970 مدیریت دانش مطرح می‌شود
دهه 1980 بر اهمیت مدیریت دانش افزوده و انتشارات مربوط به آن سیر صعودی می‌گیرد.
اوایل دهه 1990 فعالیت گسترده شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش
اوسط دهه 1990 شبکه‌های بین‌المللی مدیریت دانش پدید می‌آید.
اواخر دهه 1990 مدیریت دانش در زمره فعالیتهای تجاری شرکت‌های بزرگ درمی‌آید.
هزاره سوم اختصاص حدود 55 درصد درآمد شرکتهای بزرگ اروپایی به مدیریت دانش
جدول2-1: گاهشمار مدیریت دانش (حسن زاده، 1388: 16)مدیریت دانش، تلاش نوین قرن موسوم به عصر دانایی، برای حفظ، هدایت و افزایش هدفمند سرمایه‌های دانشی سازمانهاست و به این اشاره دارد که سرمایه‌گذاری در علم، بهترین و بیشترین سود را به بار می‌آورد (آراسته و رزقی شیرسوار، 1389: 71).
گفتنی است دانشمندان بسیاری بحث مدیریت دانش را در ادوار گوناگون مطرح یا بسط داده‌اند لیکن اجماع یکپارچه‌ای در مورد تاریخ شروع پیدایش آن وجود ندارد. اما اخیراً پایگاه اینترنتی اسکاجیت، منبع شروع و نقطه آغاز مفهوم مدیریت دانش را از سال 1440 میلادی با پیدایش صنعت چاپ و نشر مصادف می‌داند. در این سایت آمده است که در سال 1689 جان لاک اولین شخصی بود که دانش را تعریف کرد و سپس مک لاپ در سال 1962 تلفیق واژه مدیریت و دانش را با عنوان دانش صنعتی بیان کرده است (آراسته و رزقی شیرسوار، 1389: 72).
کارل اریک سویبی، حسابدار سوئدی، در دهه 90 میلادی زمانی که مشغول ارزیابی ‌ترازنامه مالی چند شرکت بزرگ سوئدی بود، متوجه نکته جالبی شد. بسیاری ازاین شرکت‌ها پس از انجام عملیات طولانی حسابداری، ارزشی در حدود چند کرون سوئد و حتی یک کرون نشان می‌دادند .حال آن که قیمت واقعی این شرکت‌ها که سهامداران حاضر به فروش آن بودند، بسیار بیشتر از قیمت هایی بود که سرمایه حسابداری نشان می‌داد. سویبی پس از بررسی‌های مختلف متوجه گردید که بخش اعظم از این اختلاف (اختلاف بین ارزش شرکت ها دربازار سهام و قیمت دارایی‌های مشهود این سازمانها) به سرمایه‌های دانشی درون ‌سازمان برمی‌گردد و برخاسته از توان دانشی این‌ سازمان در حل مسائل تخصصی است. اما نکته جالب وارد نشدن این دارایی ها در ترازنامه‌های حسابداری بود، چرا که اساساً چیزی تحت عنوان مفهوم سرمایه‌های ناملموسوجود نداشت (آتشک و ماه زاده، 1388).
از سالهای پیش (تقریباً ازجنگ جهانی دوم) محدود بودن سرمایه‌های ملموس و فیزیکی و نیازبه افزایش برنامه ‌ریزی شده آنها، منجربه خلق شاخه‌های علمی مختلف شده بود.
به عنوان مثال، برنامه ‌ریزی خطی پژوهش عملیاتی، مکان یابی و تخصیص، طراحی کارخانه، تعمیرات و نگهداری، بهره‌وری ماشین‌آلات، برنامه‌ریزی تولید و … همگی در جهت مدیریت سرمایه‌های ملموس ایجاد شده بود، اما سرمایه‌های ناملموس تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود.
فعالیت سیوبی و پس از آن بکمن، نوناکا، ویگ و … باعث گردید، توجه صنعتگران و عالمان علوم صنعتی به سرمایه‌ ای بس عظیم، یعنی سرمایه‌ای‌ که با وجود تولید اکثریت ارزش افزوده کالا، کمتر تحت مدیریت و سازمان ‌دهی و برنامه‌ ریزی افزایش قرارمی‌گرفت، جلب شود. در جدول 2-2 تاریخچه تکوین مدیریت دانش ارائه شده است.
رویداد طرح کننده سال
ترازنامه نامشهود سیوبی / کونراد 1986
ابداع مفهوم مدیریت دانش کارل ویگ 1986
یکی از نخستین‌ها برای تکمیل مدیریت دانش در استراتژی تجاری‌‌اش واتر هاوس 1989
یکی از نخستین مقالات منتشرشده در مورد مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی 1991
اهمیت به سرمایه فکری تام استوارت 1991
یکی از نخستین کتاب‌های منتشرشده درمورد مدیریت دانش کارل ویگ 1993
منبع دانش پیتر دراکر 1994
نخستین کنفرانس مدیریت دانش شبکه ارتباطی دانش مدیریت 1994
دانش به عنوان منبع بی پایان استنفورد پال رومر 1995
کتاب شرکت دانش آفرین نوناکا و تاکوچی 1995
کتاب سرچشمه‌های دانش دروتی لئونارد بارتون 1995
جدول2-2 : تاریخچه تکوین مدیریت دانش (آتشک و ماه زاده، 1388)بررسی موضوعی تحت عنوان مدیریت دانش برای اولین‌بار با گزارش سالیانه 1994 شرکت سوئدی پیشرو در خدمات مالی به نام اسکاندیا شروع شد.این گزارش دربرگیرنده یک سلسله تحلیل‌های مالی بود که تلاش می‌کرد ارزش سرمایه فکری شرکت را کمی کند. تلاش عمده در این خصوص در حقیقت در سال1991 آغاز شد و شامل تلاش‌های اولیه در جهت فراهم آوردن یک روش شناسی بود تا بتواند ارزش دانش در این شرکت را به گونه‌ای کمی محاسبه کند (آلن رادینگ، 1386: 1).
2-2- سه فاز مدیریت دانشتا به امروز مدیریت دانش حداقل سه فاز اصلی را پشت سر گذاشته است. اولین فاز در محدوده سالهای 1985 تا 1990 حادث شده است. در این دوره محققان الهامات خود را در زمینه مدیریت دانش از محققانی مانند پولاینی و ویتگنستن دریافت و در آن به دنبال ارزشی بودند که از طریق شیوه کاربرد مناسب شایستگی‌ها و مهارت‌های کارکنان حاصل شود (عالم تبریز و دیگران، 1388: 156).
دومین فاز در محدوده سالهای 1991 تا 1997 اتفاق افتاد. انقلاب تکنولوژی اطلاعات و اینترنت منجر به ایجاد تغییرات زیادی در سازمان‌ها گردید. در این دوره از مدیریت دانش در استفاده مجدد از دانش‌های موجود و چگونگی خلق دانش‌های جدیدتر استفاده گردید و برای اولین بار اصطلاحات مربوط به مدیریت دانش و سرمایه‌های فکری در کنفرانس‌ها و انتشارات اروپایی و آمریکایی دیده شدند (عالم تبریز و دیگران، 1388: 156).
از سال 1998 تا به امروز سومین فاز مدیریت دانش و سرمایه‌های فکری آغاز گردیده است. امروزه مهمترین عناوینی که در این زمینه دیده می‌شوند، عناوین مرتبط با خلق دانش و چرخه دانش است (همان منبع).
2-3- روند تاریخی حرکت سازمانها به سوی سازمانهای دانش مداردر بررسی روند تاریخی حرکت سازمان‌ها به سوی سازمان‌های دانش مدار، پیتر دراکر نحوه تغییر سازمان‌ها را به شرح زیر مطرح می‌کند:
پیش از آغاز جنگ جهانی، کشاورزان بزرگترین گروه کارگران هر کشور بودند، ولی حتی پیش از آن نیز، لزوم اداره کارخانه‌ها با استفاده از کارگران «یقه آبی» احساس می‌شد. بنابراین، مزرعه‌داران شروع به ترک مزرعه به سمت کارخانه‌ها کردند. آنان در سال 1900، جزء نیروی عمده اجتماعی و سازمانی شدند و به سرعت بر تعدادشان افزوده شد، به گونه‌ای که تا اواخر دهه 1950، یقه آبی‌ها، بزرگترین جوامع و سازمان‌های صنعتی را تشکیل می‌دادند. در دهه‌های آخر قرن 20، نیروی کار صنعتی افول کرد و این بار، کار بر پایه دانش و دانشگران اهمیت ویژه‌ای یافت (شیخلوی،1390: 19). براساس تقسیم‌بندی دراکر، پروفسور ویگ(1999) جایگاه دانش در این چرخش عظیم را، حول محورهای گوناگون به ترتیب زیر مطرح کرده است (احمدی و صالحی، 1389: 5).
اقتصاد کشاورزی: بشر اولیه که در ابتدا با شکار ارتزاق می‌کرد، کشاورزی را کشف کرد و به این ترتیب، نخستین مرحله اقتصادی جوامع آن زمان شکل گرفت و پس از آن بود که تولید منابع با کاشت و برداشت دانه و نیز پرورش دام و طیور آغاز شد. در این مرحله، هنوز بشر به دانش چندانی دست نیافته و مزیت رقابتی در آن، گسترش مزرعه‌ها و تعداد بیشتر دام و طیور و نیز مهارت‌هایی در کشاورزی بود.
اقتصاد منابع طبیعی: در این دوره بشر منابع طبیعی را کشف و استخراج کرد. در این میان، نقش مردم، تلاش برای تسهیل تبدیل منابع به کالاهای قابل فروش و آوردن آنها به بازار بود. علاوه بر آن، گروه‌های کوچکی از صنعتگران همچون بناها، آهنگران، خیاطان، و نظایر آن ارائه خدمات به مشتریان را آغاز کردند. بنابراین کم کم بشر نیاز به دانش را تشخیص داد و اتحادیه‌ها و تجمعات کوچکی از متخصصان شکل گرفت.
انقلاب صنعتی: در خلال قرن 18و19، تبدیل منابع طبیعی به محصولات قابل فروش و تولید محصولات در حجم زیاد به شکل فزاینده‌ای، سازماندهی و مکانیزه و مزیت بازار سرمایه‌گذاری و بکارگیری افراد بیشتر شد. بنابراین برای ارائه محصولات با کیفیت و قیمت مناسب، تکنولوژی بالاتری نیاز بود. در این دوره، دانش قابل دسترسی و اهمیت آن روشن شده بود، و لیکن این امر تنها در میان برخی از صاحب نظران مطرح بود.
انقلاب محصول: در نیمه اول قرن 20، توجه تولید کنندگان به موضوع دیگری جلب شد. پس از تولید محصولات با تنوع بیشتر و قیمت کمتر، ضرورت ارایه خدمات بهتر برای تولید کنندگان به شکل فزاینده‌ای مطرح شد. در این زمان، مزیت رقابتی، ارایه محصولاتی بود که به لحاظ کاربرد و قیمت با بازار تطابق بیشتری داشته باشد. بنابراین نسبت به عصر صنعت، دانش فردی گسترش یافت و توجه به محصول و خدمات در سازمان‌ها بیشتر شد.
انقلاب اطلاعات: در نیمه دوم قرن 20، موضوعاتی چون بهینه‌سازی، توجه به محصول به همراه مزیت بازار و ارایه محصولات کاربردی‌تر با خدمات بهتر مطرح بود. با پدید آمدن فناوری اطلاعات، جمع آوری گسترده‌تر اطلاعات و تبادل آن بین شرکت‌ها و تأمین کنندگان و مشتریان، بیش از پیش امکان‌پذیر شد به گونه‌ای که نظام‌های مدیریت کیفیت جامع و تولید بهنگام، کنترل‌های خودکار و غیره، عملاً مشاهده می‌شد. به این ترتیب، با پدیدآمدن کارت‌های اعتباری، شکل معاملات تجاری و تبادلات مالی و نقش مردم از کارهای یدی به کارهای پشت میزی تغییر یافت، اما با وجود این، هنوز کارهای کاملاً فکری و دانشی، جایگاه خود را نیافته بودند.
انقلاب دانش: در یکی دو دهه اخیر دانشمندان اذعان داشتند که اساس رقابت در حال تغییر بوده و موفقیت سازمان‌ها به سمت میزان تأکید و توجه آنان بر دانش مرتبط است. این مساله بسیاری از سازمان‌های پیشرفته را بر آن داشت تا دانش را در سازمان خود مدیریت کرده و آن را به بهترین شکل ممکن، مورد استفاده قرار دهند. همچنین تأکید و توجه بیشتر بر منابع انسانی، که تولید کنندگان و حاملان اصلی دانش در سازمان هستند، به ویژه در زمینه تسهیم دانش و فرهنگ سازمانی، که جریان دانش در داخل سازمان را شکل می‌داد، مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفت.
2-4- دانش چیست؟
با گذر از انقلاب صنعتی و ورود به هزاره جدید، دیگر موتور رشد سازمان‌ها به سرمایه و نیروی انسانی محدود نمی‌گردد. مهمترین متغیر رشد همه جانبه سازمان‌ها در عصر حاضر، دانش است. دانش به معنای واقعی خود مجموعه‌ای است از مهارت‌ها و توانمندی‌های انسانی، که با آگاهی و اطلاعات از روش‌های تولید بهتر همراه است. دانش زیربنای مهارت، تجربه و تخصص هر فرد است.
امروزه سرمایه‌های یک سازمان تنها سرمایه مالی و فیزیکی نیستند بلکه سرمایه دانشی مهمتر از این دو سرمایه مورد توجه است. دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمان‌ها ضروری است و شرط موفقیت سازمانها دستیابی به دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح می‌باشد (اورمزدی ، 1386).
در جهان امروزی، دانش به عنوان یک منبع کلیدی تبدیل شده است و برای بقای سازمانها بسیار حیاتی می باشد. سازمان‌ها در مواجهه با محیط‌های پویا، در حال پی‌بردن به یک دارایی وسیع و پراکنده در سازمان هستند. این دارایی ارزشمند، دانش سازمانی است که نه تنها در سازمان‌های تجاری، بلکه در سازمان‌های دولتی و غیرانتفاعی ارزش آنها آشکار شده است (عطاپور، 1388).
دانش مخلوط سیالی از تجربیات، ارزشها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی نظام یافته است که بعنوان چارچوبی برای ارزشیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید بدست می‌آید. دانش در ذهن دانشور به وجود می‌آید و بکار می‌رود. دانش در سازمان‌ها نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه‌های کاری، فرآیندهای سازمانی، اعمال و هنجارها نیز مجسم می‌شود. دانش در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته‌های انسانی است، تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش است (داونپورت و پروساک، 1379: 29).
2-4-1- حوزه های تعریف دانشبر حسب آنچه کارل سیوبی، یکی از مشاوران عمده مدیریت مطرح کرده است، دانش پژوهانی که تلاش می‌کنند دانش را تعریف کنند به دو دسته تقسیم می‌شوند (رادینگ، 1386: 16):
1. یک دسته دانش پژوهانی هستند که وی آنها را با جمعیت دانش- شی می‌نامد؛ اینها دانش را بر حسب نظریه اطلاعات تعریف می کنند. این گروه بر این باورند که دانش اطلاعات مدار است و از طریق مدیریت اطلاعات تولید می‌شود.
2. گروه دوم که سیوبی آنها را گروه دانش- فرایند می‌نامد، دانش را برحسب فلسفه، روانشناسی و جامعه‌شناسی تعریف می‌کنند. این دو گروه با هم هم‌پوشی ندارند. آنها به مفهوم دانش از نقاط شروع متفاوت به نزدیک می‌شوند و اصطلاحات متفاوتی را در تعریف و بحث درخصوص دانش به کار می‌برند. شکل 2-1 این تفاوتها را نشان می‌دهد.
دانش به عنوان اطلاعات دانش به عنوان فرایند
داده‌ها و اطلاعات ساختار یافته و غیرساختاریافته دانش ضمنی، تجربه، دانش چگونگی و رویه‌ها
نظریه اطلاعات فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی
مدیریت اطلاعات کارآموزی، آموزش و یادگیری
شکل2-1: دو بخش متفاوت دانش2-4-2- تعریف دانش در سیر زماندانش چیست؟ این سوالی است که پیش از آنکه به بحث مدیریت دانش بپردازیم، باید به وضوح پاسخ داده شود. در این بخش مروری بر تعاریف دانش از دیدگاه دانشمندان و فلاسفه از گذشته تاکنون می‌پردازیم. مطالعه دانش و مفهوم آن از دیرباز مورد توجه دانشمندان و فلاسفه غرب و شرق قرار گرفته است. ده هزار سال است که انسان با آهنگی تصاعدی به انباشتن اطلاعات مفید از خودش و جهان مشغول است. این آهنگ با اختراع خط جهش سریعی یافت ولی با وجود خط هم این آهنگ در طول قرون بطور دردناکی کند بود. دومین جهش بزرگ در کسب دانش همزمان می‌شود با اختراع چاپ توسط گوتنبرگ و دیگران در قرن پانزدهم (تافلر، 1386).
افلاطون ( 427-347 قبل از میلاد) دانش را باورهای حقیقی تصدیق شده تعریف می‌کند. او عقیده داشت که انسانها دانش کاملی از همه اندیشه‌هایی که جهان را می‌سازند، در اختیار دارند. این دانش در بشر قرار داده شده ولی به دلیل آلودگی با حواس آشکار نمی‌شود. بنابراین دانش واقعی از طریق درون‌نگری یا خودکاوی کسب می‌شود. به پیروی از افلاطون فلاسفه‌ای چون دکارت (1596-1650) و کانت (1724-1806) منشا خلق دانش و ایده‌های جدید را در ذهن انسان می‌دانستند (صدر، 1365).
ارسطو (384-322) شاگرد افلاطون بود. او ابتدا نظریات افلاطون را پذیرفت ولی بعداً به مخالفت با او پرداخت. تفاوت آنها در منبع و ماهیت دانش خلق شده است. او ذهن و محتوای آن را نادیده نگرفت ولی اطلاعات حسی را آغازگر دانش معرفی کرد. بنابر نظر او قوانین حاکم بر دنیای تجربه بایستی با فعالیت‌های ذهنی کشف شود (هاشمیان بجنورد و منهاج به نقل از رابرت سولسو، 1386). به پیروی از او فیلسوفانی چون هابز (1588-1679)، لاک (1632-1704) و برکلی (1685-1753) معتقدند که منشأ دانش خلق شده، اطلاعات حسی و تجربه می‌باشد (صدر، 1365).
آلوین تافلر در سال 1970 با انتشار کتاب شوک آینده بیان داشت که اگر تکنولوژی را چون موتور عظیم و یا یک شتابگر نیرومند در نظر بگیریم، دانش را باید به منزله سوخت آن بدانیم و این چنین به هسته فرآیند پرشتاب جامعه می‌رسیم زیرا هرروز سوخت بهتری و غنی‌تری به موتور آن می‌رسد.
ولف (1990) دانش را اطلاعات سازماندهی شده کاربردی برای حل مسائل می‌داند. توربن(1992) بیان می‌دارد که دانش، اطلاعات سازماندهی شده و آنالیزشده است که به شکل کاربردی و قابل درک، به منظور حل مسائل و یا تصمیم‌گیری درآمده است. ویگ (1997) می‌گوید دانش شامل حقایق، باورها، دیدگاهها و مفاهیم، قضاوت‌ها و انتظارات، روش‌ها و دانستن چگونه‌ها می‌باشد. بوکلی و کارتر (2000) بیان می‌دارند که دانش کاتالیزوری برای اقدامات است که مردم را از احتمالات و چگونگی دسترسی به آنها آگاه می‌کند و دانش کیفیتی است که به افراد تعلق دارد و در ذهن آنها وجود دارد و از طریق فرآیند یادگیری کسب می‌شود. بولسانی و اسکارسو (1999) دانش را ظرفیتی می‌دانند که در افراد وجود دارد و در تفسیر اطلاعات بکار گرفته می‌شود. نوناکا (1999) اعتقاد دارد که دانش، باوری پالایش شده است که ظرفیتی را برای اقدامی موثر افزایش می‌دهد . کامارا (2002) دانش را محصول فرآیند یادگیری می داند (هاشمیان بجنورد و منهاج، 1386).
دانش، مجموعه‌ای از شناخت ها و مهارت‌های لازم برای حل یک مساله است لذا اگر اطلاعاتی که در دست است بتواند مشکلی را حل کند، می‌توان گفت دانش وجود دارد. ضمن آنکه دانش باید امکان تبدیل به دستورالعمل اجرایی و عملی شدن را داشته باشد (داونپورت و پروساک، 1379 : 28).
2-5- سلسله مراتب دانشفلمینگ داشته‌های ذهنی بشر را با توجه به میزان درک وارتباط زمینه‌ای به سطوح مختلف تقسیم می‌کند: داده، اطلاعات، دانش، خرد، حقیقت (حسن زاده، 1386).
1. داده: درپایین‌ترین سطح قرار دارد وعبارت است از یک نقطه فاقد معنا در بعد زمان ومکان که هیچ اشاره‌ای به زمان یامکان و بلازمینه است به همین خاطر فاقد رابطه معنادار با چیزهای دیگر می‌باشد. داده یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. در حقیقت، داده‌ها حقایق و واقعیت‌های خام هستند. داده‌ها منعکس کننده تعاملات و مبادلات کامل و واحد و منسجمی هستند که تحت عنــوان جزء ناچیز از آنها یاد می‌شود.
2. اطلاعات: زمانی حاصل می‌شود که بین داده‌ها در بعد زمانی ومکانی ارتباط ایجاد شود. این ارتباط می‌تواند بین داده ها یا داده‌ها و اطلاعات برقرار شود بنابراین اطلاعات تا حدودی دارای زمینه است و اشخاص می‌توانند بر اساس تطابق داشته‌های قبلی خود ان را درک و تعبیر کنند. اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده‌ها و ارتباط آنها به یکدیگر، موجب شکل‌گیری اطلاعات می شود. اطلاعات داده‌های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است.
3. دانش: اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعــــــات می‌گردد. همان گونه که درتعریف داونپورت وپروساک نیز آورده شده ترکیبی از اطلاعات، تجارب، ارزشها وپیش زمینه‌های ذهنی ومحیطی شخص است مطلب مهم این است که در مفهوم دانش یک چهار چوب و الگویی نهفته است که چرایی وعلت پدیده‌ها را مورد نظر قرار می‌دهد دائما در حال تغییر است واز ترکیب اطلاعات مختلف، اطلاعات جدیدی رابه وجود می‌آورد وبه شخص دانشمند قدرت تحلیل، ارزیابی وپیش‌بینی می‌دهد. شبکه ارتباطات بین اجزای دانش (داده، اطلاعات، زمینه‌ها، داشته‌ها، تجارب وایده‌ها) از اهمیت بالایی برخوردار است و مادام که این ارتباط برقرار نشود، نمی‌توان داشته‌های ذهنی را دانش نامید.
4. خرد: عبارت است از درک ماهیت اصول حاکم بر الگوهای دانش. افرادی که دارای حکمت باشند با ایجاد تغییر در ساختار موجود، می‌توانند تجربه، زمینه و دانش جدیدی را ایجاد کنند. این افراد تفکر انتقادی دارند وخلاقیت ونبوغ در این قشر درسطح بالایی قرار دارد. شخص اگر در صورتی که به خرد دست یافته باشد می‌تواند با ایجاد رابطه بین تجربیات مختلف، چشم انداز جامع‌تری پیدا کند وعلاوه بر اقدامات عملی که در راستای دانش خود انجام می‌دهد، در سایه تفکر خلاقانه راه‌های مختلفی را به همراه مزایا و معایب آنها برای خود ترسیم می‌کند. تفاوت بین قضاوت فرد دانشمند و خردمند دراین است که شخص دانشمند ممکن است براساس تجربیات محدودتری قضاوت کند ولی خردمند با ایجاد رابطه بین تجربیات مختلف واستفاده از چاشنی خلاقیت در مورد پدیده‌ها قضاوت می‌کند. براین اساس خرد ازمقبولیت جهانی برخوردار است و به حقیقت بسیار نزدیک است وتغییر خرد نسبت به تغییر دانش، اطلاعات ودانش نیاز به مدت زمان زیادی دارد. به تعبیر دیگر محدودیت زمان ومکان در مورد خرد چندان مصداق ندارد واین تنها وجه مشترک خرد و داده است. آخرین مرحله، حرکت از دانش به خرد و کمال است. خرد همان کاربرد دانش است.
2-5-1- هرم دانشدانش اساساً به وسیله انسانها خلق می‌شود و در واقع تلفیقی از درک و تفکر با اطلاعات است در حالی که اطلاعات، داده‌های پردازش شده است و مجموعه‌ای است از داده‌ها در زمینه‌ای خاص. بــا توجه به تعاریف و مفاهیم فوق می‌توان هرم دانش را ترسیم کرد. داده‌ها در پایین‌ترین سطح و خرد در راس هرم قرار دارند. برخی اختلاف نظرها درباره جزئیات وجود دارد ولی در کل، وفاق عمومی درباره حرکت و ترکیب کلی هرم دانش وجود دارد.

شکل2-2 : هرم دانش (فایرسون و مک الروی، 1387: 35)2-5-2- تفاوت دانش و اطلاعات
اگرچه خط دقیق بین دانش و اطلاعات روشن نیست، لیکن چندین ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می‌کند (رادینگ، 1386: 39):
1. سطح ظرافت: اطلاعات نوعاً به موقعیتها، شرایط، فرآیندها و یا هدف‌های خاص اشاره دارد. در این صورت دربرگیرنده سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می‌کند. ورای موقعیت یا کار خاص، اطلاعات تا زمانی که به دانش تبدیل نشود، کم ارزش خواهد بود. ولی دانش کاملاً انتزاعی است و به گونه‌ای طراحی شده که بتواند ظرافت خاص را از بین ببرد.
2. زمینه: اطلاعات دربرگیرنده داده‌ها در زمینه است. زمینه ممکن است محصول، مشتری، یا فرایند کسب و کار باشد و شکل اولیه داده‌ها را تا سطح اطلاعات ارتقا می‌دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیران جهت تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی مفید می‌کند. برای اینکه داده مفید واقع شود باید در درجه اول در زمینه قرار گیرد و گروه‌بندی آن مثلاً به صورت فروش یا مشتری یا مکان جغرافیایی صورت پذیرد. در این مقطع است که داده به اطلاعات تبدیل می‌شود.
3. دامنه: اطلاعات کلاً محدود به زمینه‌ای است که در آن ایجاد می‌شود. دانش فراتر از زمینه اطلاعات رفته و آن را قادر می‌سازد تا در موقعیتهای گوناگون کاربرد داشته باشد. مدیران در عین حال، دانش را در سطح و طیف وسیعتری از موقعیتها به کار می‌گیرند.
4. بهنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است و بنابراین به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید اخذ شود، اطلاعات جدید می‌تواند تولید شود. دانش در عوض حساسیت کمتری دارد. دانشی که از اطلاعات دیروز و امروز به دست آمده، می‌تواند برای درک اطلاعات فردا به کار رود.
در جدول زیر برخی از تفاوتهای اطلاعات و دانش آمده است

جدول 2-3 : تفاوت اطلاعات و دانش(آزاد شهرکی به نقل از روسلی، 2005: 19)2-6- انواع دانشدانش پدیده‌ای پیچیده، بی‌ثبات و چند بعدی است و برای مدیریت مطلوبتر، نیازمند درک ویژگی‌های پیرامون آن می‌باشد. مجزا ساختن انواع متفاوت دانش در مدیریت و کاربرد آن به طور اثربخش در چارچوب سازمانی، ضروری و مهم به نظر می رسد.
دانش از نظر ماهوی بردو نوع است: الف) دانش نهان و ب) دانش عیان

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *