متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

نام ونام خانوادگی : الهام محرر پناه
تاریخ وامضاء :
محمود محررپناه و فاطمه سنائی

-165735000
سپاسگزاری :
 استادان گرامی آقایان نعمت اصفهانی عمران ، محمّد رضا براتی ، هوشمند اسفندیار پور ، رحیم نژاد سلیم ، احمد رستمی

متن کامل در سایت امید فایل 

 و سرکار خانم واله جلالی
با ســــــــــــــلام ،
           دلسوزی ، تلاش و کوشش شما در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه با دانشجویان و ایجاد فضائی دلنشین برای کسب علم و  دانش و درک شرایط دانشجویان حقیقتاً قابل ستایش است .اینجانب بر خود وظیفه می دانم در کسوت شاگردی از زحمات و خدمات ارزشمند شما استادان گرانقدر تقدیر و تشکر نمایم.
از خداوند متعال برایتان سلامتی ، موفقیّت و همواره یاد دادن را مسئلت دارم.
دانش آموز دیروز ،
امروز و فردا
ارادتمند شما الهام محرر پناه
فهرست TOC o "1-3" h z u
چکیده :14
مقدمه :15
فصل اوّل : کلیات تحقیق PAGEREF _Toc405824721 h 181-1بیان مسئله: PAGEREF _Toc405824722 h 182-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc405824723 h 193-1 روش کار: PAGEREF _Toc405824724 h 194-1 اهداف تحقیق: PAGEREF _Toc405824725 h 205-1جنبه نوآوری کار: PAGEREF _Toc405824726 h 20فصل دوم PAGEREF _Toc405824727 h 212- فصل دوم : PAGEREF _Toc405824728 h 221-2 نگاه به زندگی ، آثار ، اندیشه و سبک شعر سنائی PAGEREF _Toc405824729 h 222-2 سفرهای سنائی PAGEREF _Toc405824730 h 223-2 سرآغاز شعر عرفانی PAGEREF _Toc405824731 h 254-2 همّت گماردن بر نظم فخری نامه یا الهی نامه یا حدیقه الحقیقه: PAGEREF _Toc405824732 h 265-2 مذهب سنائی: PAGEREF _Toc405824733 h 266-2 آثار سنائی: PAGEREF _Toc405824734 h 271-6-2 سیر العباد الی المعاد: PAGEREF _Toc405824735 h 292-6-2 کارنامه بلخ: PAGEREF _Toc405824736 h 303-6-2 تحریمه القلم: PAGEREF _Toc405824737 h 304-6-2 مکاتیب سنائی: PAGEREF _Toc405824738 h 307-2 چند اثر منسوب به سنائی PAGEREF _Toc405824739 h 308-2 دیگر آثار منسوب به سنائی PAGEREF _Toc405824740 h 31غریب نامه، زاد السالکین، بهرام و بهروز. PAGEREF _Toc405824741 h 319-2 جایگاه سنائی در تاریخ شعر فارسی PAGEREF _Toc405824742 h 3110-2 اوضاع روزگار آن زمان PAGEREF _Toc405824743 h 3111-2 ویژگی ها سخنوری سنائی PAGEREF _Toc405824744 h 3512-2 نمونه ی لغات و ترکیبات شعر او: PAGEREF _Toc405824745 h 4613-2 تشابه سنائی با شاعران معاصر: PAGEREF _Toc405824746 h 4914-2 سبک آثار سنائی PAGEREF _Toc405824747 h 4915-2 سه حالت وجودی سنائی: PAGEREF _Toc405824748 h 50سنائی سه شخصیت متفاوت دارد که عبارتند از: PAGEREF _Toc405824749 h 501-15-2 قطب تاریک وجود او: PAGEREF _Toc405824750 h 502-15-2 سنائی واعظ و ناقد اجتماعی (مدار خاکستری وجود او) PAGEREF _Toc405824751 h 513-15-2 سنائی قلندر و عاشق (قطب روشن وجود او) PAGEREF _Toc405824752 h 52نمونه اشعار او : PAGEREF _Toc405824753 h 5316-2 فکر و اندیشه سنائی PAGEREF _Toc405824754 h 5317-2 سنائی و تحولاتی که در ادب فارسی ایجاد کرده است: PAGEREF _Toc405824755 h 5418-2 زبان سنائی در حدیقه: PAGEREF _Toc405824756 h 55معنی و مفهوم در شعر سنائی: PAGEREF _Toc405824757 h 551-18-2 مقایسه حدیقه با آثار عطار و مولانا PAGEREF _Toc405824758 h 562-18-2 سنائی در تغییر ساختار معنایی و محتوا PAGEREF _Toc405824759 h 5719-2 چند سوال راجع به سنائی PAGEREF _Toc405824760 h 58فصل سوم PAGEREF _Toc405824761 h 593- فصل سوم : PAGEREF _Toc405824762 h 601-3 در ماهیت ادبیات تعلیمی: PAGEREF _Toc405824763 h 602-3 شعر تعلیمی PAGEREF _Toc405824764 h 613-3 شاخه های ادبیات تعلیمی PAGEREF _Toc405824765 h 641-3-3 اندرزهای (اخلاقیّات) ایران باستان: PAGEREF _Toc405824766 h 642-3-3 اخلاقیّات فلسفی: PAGEREF _Toc405824767 h 664-3 اخلاقیّات اسلامی PAGEREF _Toc405824768 h 695-3 ساختار منظومه PAGEREF _Toc405824769 h 706-3 بازتاب تعلیمات اخلاقی صوفیانه در حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824770 h 727-3 اندرزنامه های سیاسی سنائی در مثنوی حدیقه الحقیقه و PAGEREF _Toc405824771 h 73سرچشمه های آن: PAGEREF _Toc405824772 h 738-3 اندرزهای سیاسی در حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824773 h 759-3 سیرالعباد سنائی غزنوی و کمدی الهی دانته PAGEREF _Toc405824774 h 8110-3 چکیده ی سیر العباد PAGEREF _Toc405824775 h 8311-3 چکیده ی کمدی الهی PAGEREF _Toc405824776 h 8612-3 مقایسه ی دور نمایه ی دو اثر PAGEREF _Toc405824777 h 8813-3 ساختار PAGEREF _Toc405824778 h 891-13-3 مرحله ی اوّل: PAGEREF _Toc405824779 h 892-13-3 مرحله ی دوم : PAGEREF _Toc405824780 h 903-13-3مرحله ی سوم : PAGEREF _Toc405824781 h 90فصل چهارم PAGEREF _Toc405824782 h 92فصل چهارم : اشعار تعلیمی سنائی PAGEREF _Toc405824783 h 934- موضوع پایان نامه ما PAGEREF _Toc405824784 h 931-4 اشعار تازیانه های سلوک : PAGEREF _Toc405824785 h 941-1-4 مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا PAGEREF _Toc405824786 h 941-1-1-4 تا کی ز هرکسی ز پی سیم بیم ما PAGEREF _Toc405824787 h 992-1-4 آراست، دگر باره، جهاندار جهان را PAGEREF _Toc405824788 h 1013-1-4 ای مسلمان ! خلایق حال دیگر کرده اند PAGEREF _Toc405824789 h 1044-1-4 مسلمانان ! سرای عمر ، درگیتی دو دَر دارد PAGEREF _Toc405824790 h 1095-1-4 سوز و شوق مَلَکی بردلت آسان نشود PAGEREF _Toc405824791 h 1116-1-4 ای خداوندان مال ! الاعتبار الاعتبار! PAGEREF _Toc405824792 h 1137-1-4 طلب! ای عاشقان خوش رفتار PAGEREF _Toc405824793 h 1299-1-4 ای سنائی جهد کن تا بهر سطان ضمیر PAGEREF _Toc405824794 h 14010-1-4 درگَهِ خلق ، همه زَرق و فریب است و هَوَس PAGEREF _Toc405824795 h 14511-1-4 بس کنید آخر حمال ، ای جملگی اصحاب قال PAGEREF _Toc405824796 h 14712-1-4 کی باشد کین قفس بپردازم PAGEREF _Toc405824797 h 15013-1-4 برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزن PAGEREF _Toc405824798 h 15214-1-4 ای سنائی ! بی کُله شو PAGEREF _Toc405824799 h 15715-1-4 بمیر ای حکیم ! PAGEREF _Toc405824800 h 16316-1-4 مسلمانان مسلمانان PAGEREF _Toc405824801 h 16617-1-4 دلا ! تا کی PAGEREF _Toc405824802 h 1732-4 اشعار کتاب حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824803 h 1781-2-4فصل اندر درجات PAGEREF _Toc405824804 h 1782-2-4 فی الحفظ و المراقبه PAGEREF _Toc405824805 h 1793-2-4 فی الحکمه و سبب رزق الرزاق PAGEREF _Toc405824806 h 1804-2-4 فی المجاهده : PAGEREF _Toc405824807 h 1815-2-4 فصل اندر تقدّس PAGEREF _Toc405824808 h 1836-2-4 فی ذکر دارالبقا : PAGEREF _Toc405824809 h 1847-2-4 اندر تجرد گوید PAGEREF _Toc405824810 h 1858-2-4 فی سلوک طریق الاخره PAGEREF _Toc405824811 h 1869-2-4 ذکر هدایت قرآن: PAGEREF _Toc405824812 h 18910-2-4 فصل فی الزهد و الحکمه و الموعظه و النصیحه PAGEREF _Toc405824813 h 19011-2-4 اندر مذّمت علما: PAGEREF _Toc405824814 h 19212-2-4 ستایش علم و عالم و طلب علم PAGEREF _Toc405824815 h 19313-2-4 اندر ستایش عقل و عاقل و معقول PAGEREF _Toc405824816 h 19414-2-4 در چشم نگاه داشتن گوید: PAGEREF _Toc405824817 h 197قالَ النّبی علی السّلام: PAGEREF _Toc405824818 h 19715-2-4 در مذّمت شهوت راندن : PAGEREF _Toc405824819 h 19816-2-4 اندر مذّمت دنیا و وصف ترک او PAGEREF _Toc405824820 h 19917-2-4 اندر مذّمت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشند . PAGEREF _Toc405824821 h 20018-2-4 اندر مذّمت مال دوست PAGEREF _Toc405824822 h 20119-2-4 اندر مذّمت شراب گوید . PAGEREF _Toc405824823 h 20120-2-4 اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید: PAGEREF _Toc405824824 h 20221-2-4 فی مذّمه الدنیا و اهانته و ترکه PAGEREF _Toc405824825 h 20322-2-4 اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن PAGEREF _Toc405824826 h 20423-2-4 فی ذّم حبّ الدنیا و منع شراب الخمر PAGEREF _Toc405824827 h 20624-2-4 اندر مذّمت افعال زشت که از خوی های بهیمی است PAGEREF _Toc405824828 h 20725-2-4 اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن : PAGEREF _Toc405824829 h 20726-2-4 اندر موعظت و نصیحت گوید: PAGEREF _Toc405824830 h 20827-2-4 اندر تصوّف و زٌهد : PAGEREF _Toc405824831 h 20928-2-4 در عدل پادشاهان وصف آن PAGEREF _Toc405824832 h 21029-2-4 در عدالت و ستم نا کردن : PAGEREF _Toc405824833 h 21030-2-4 در تعهّد علمای دیندار : PAGEREF _Toc405824834 h 21231-2-4 در سیاست پادشاه PAGEREF _Toc405824835 h 21232-2-4 در ذم عوّام و بازاریان و جهال گوید PAGEREF _Toc405824836 h 2133-4 اشعار تعلیمی طریق التحقیق: PAGEREF _Toc405824837 h 2131-3-4 کلید درهای اسرار و چراغ ارواح ابرار PAGEREF _Toc405824838 h 213((آیا پنداشتید که ما شما را به عبث خلق کردیم؟)) PAGEREF _Toc405824839 h 2142-3-4 ره بر جان های سالکین و شادی دل های محققین PAGEREF _Toc405824840 h 2173-3-4 بستان ارواح و باغ اشباح PAGEREF _Toc405824841 h 2194-3-4 منهاج العارفین و معراج العاشقین PAGEREF _Toc405824842 h 2205-3-4 درباره عشق PAGEREF _Toc405824843 h 2216-3-4 در نکوهش ریا و ریاورز PAGEREF _Toc405824844 h 2237-3-4 درباره ی ترک دنیا و دوری از آن PAGEREF _Toc405824845 h 2258-3-4 درباره ی تسلیم . PAGEREF _Toc405824846 h 2269-3-4 درباره ی بلا . PAGEREF _Toc405824847 h 22610-3-4 درباره ی شکیبایی و سپاسگزاری . PAGEREF _Toc405824848 h 22711-3-4 پیدا کردن غافلان و نکوهش جاهلان. PAGEREF _Toc405824849 h 22712-3-4 درباره ی خوردن. PAGEREF _Toc405824850 h 23013-3-4 درباره ی روزی. PAGEREF _Toc405824851 h 2315- فصل پنجم : PAGEREF _Toc405824852 h 2351-5 نتیجه گیری : PAGEREF _Toc405824853 h 2352-5 طرح چند سؤال : PAGEREF _Toc405824854 h 238کتابنامه PAGEREF _Toc405824855 h 239الف : منابع و مآخذ PAGEREF _Toc405824856 h 240ب) فهرست مجله PAGEREF _Toc405824857 h 242Abstract PAGEREF _Toc405824858 h 243
چکیده :
در این پایان نامه به تشخیص قصیده های تعلیمی سنائی پرداخته شده است و خطّ سیر فکری و اندیشه حکیم سنائی مشخص شده است و می دانیم که حجم عظیمی از دیوان قصاید او را مدایح تشکیل داده اند.که امروز جز بلحاظِ مباحثِ تاریخ زبان و مواد استشهادی برای نگارش فرهنگ های وسیع زبان فارسی ، کمتر می تواند ارزش داشته باشد.و از این قصاید (مدحی) مشخص می شود که او قبل از رسیدن به حال و هوای روحی خویش ، تفاوتی با دیگر شاعران درباری عصر نداشته است. و آنچه مسلّم است این است که سنائی دارای دو نیم کره متفاوت تاریک و روشن است. آیا این دو نیم کره را تا آخر عمر حفظ کرده است. یا با ظهور آن نیمکره روشن آن نیمکره تاریک را رها کرده است. و می دانیم سنائی نماینده برجسته نوعی از قصیده در زبان فارسی است.که آن را باید قصیده نقد جامعه و زٌهد و عرفان و اخلاق خواند. و در این میدان هیچ یک از استادان بزرگ قصیده به پای او نمی رسند، ضمن اینکه ممکن است هر کدام از آنان یک یا دو قصیده در این عوالم داشته باشند که تا حدودی به پای قصاید او نزدیک باشد.امّا هیچ کس در این میدان ، بهتر از او و استوارتر از او نسروده است. چنان که می بینیم قصاید سنائی از تکرار مضمون خالی نمانده است. و عذر او را وقتی بهتر می توانیم بپذیریم که بدانیم وی در جهانی بسته و غیر متحوّل زیسته و تمام روزهای عمرش ، بیش و کم ، یک رنگ داشته است. با این همه از رهگذر ساخت و صورت قصاید و شیوه بیان و اسلوب سخن ، کوشیده است که تکراری بودن بعضی اندیشه ها را پنهان نگاه دارد و این خود توفیقی بزرگ است. و در این پایان نامه هدف از آوردن اشعار تعلیمی دیوان قصاید سنائی آن بوده است که جوانان دوستدار ادب فارسی مخاطب قرار گیرند . و این اشعار تعلیمی را که درس زندگی و اخلاق هستند سر لوحه کار خود قرار دهند. و تا حدّی بتوانیم اطلاعاتی که در فهم شعر سنائی به آن نیاز دارند در اختیارشان قرار دهیم.
واژگان کلیدی:
سنائی غزنوی ، شعر قرن ششم ، ادب تعلیمی ، اخلاق ، زٌهد ، پند و اندرز
مقدمه :در تاریخ ادبیات فارسی ، وقتی می گوییم : (( شعر قبل از سنائی و شعر بعد از سنائی )) خواننده اهل و آشنا ، تمایزی شگرف میان این دو مرحله ، احساس می کند. هیچ کدام از قلّه های شعر فارسی ، حتّی سعدی و حافظ و مولوی ، چنین مقطعی را در تاریخ شعر فارسی ایجاد نکرده اند؛ با این که سرایندگانِ برجسته ترین آثارِ ادبِ فارسی بوده اند. این ویژگیِ دوران ساز ، درکارِ حکیم سنائی ، برای مورّخان عرفان و شعر ، از اهمیتی ویژه برخوردار است. حدیقه سنائی سرآغاز نوعی از شعر است و قصاید او نیز سرآغاز نوعی دیگر و غزل هایش نیز حال و هوایی متمایز از غزل های قبل از وی دارد.
کمتر شاعری را می توان سراغ گرفت که در چندین زمینه شعری ، ((سرآغاز)) و (( دوران ساز)) بشمار آید. اگر می بینیم که جلال الدین مولوی با چنان شیفتگی و حرمتی از حکیم غزنوی یاد می کند ، ادای حق واجبی است در مورد او و به هیچ روی از نوع تعارفهای مرسوم در میان قدما نیست. بویژه که آشنایی با او دریچه آشنایی با مولوی و عطار و حافظ و بسیاری دیگر از بزرگان ادب فارسی است و تأمل در شعر او ما را با شکل گیری در تکامل چندین نوع از انواع شعر فارسی آشنا می کند.
سنائی در قصاید خویش ، نماینده برجسته شعر اجتماعی و نیز شعر اخلاقی و عرفانی است. و تقریباً تمام شاهکارهای سنائی در قصاید ش است و همه نوع معنی و مضمون را می توان یافت از نقد کار علمای دین و زاهدان ریائی تا نقد صوفیان دکّان دار تا بازاریان و ترازو داران دزد تا پادشاهان و وزیران و سپاهیان و همه و همه عناصر جامعه.
در این گونه شعرها سنائی بی پروا ترین نمونه نقد اجتماعی را عرضه می کند و شجاعتِ او در این راه تقریباً بی نظیر است. حتّی در دوره های گسستگی و عدم تمرکز حاکمیت ها ، کم اند شاعرانی که دلیرانه تر از او به نقدِ این مسائل پرداخته باشند ، بویژه که او با زبانی سخته و استوار و ساخت و صورتی متین و جذاب – که نمونه عالی شعر و نوعِ قصیده در تاریخ ادب ماست – این انتقادهای اجتماعی و سیاسی را عرضه کرده است و آینه ای ساخته است که نه تنها جامعه عصرِ او را در آن می توان دید بلکه تمام ادوارِ تاریخ اِجتماعی ما را در آن می توان مشاهده کرد و شعر، شعر حقیقی، چیزی جز این نمی تواند باشد.
و بویژه انتشار و نفوذ شعر سنائی از روزگار حیات او تا هم امروز ، انتشاری شگفت آور بوده است وقتی سنائی در آخرین سالهای عمر خود بود ، شعرش در تمام قلمرو زبان فارسی ، از حلب تا کاشغر ، در مسجد و خانقاه و میخانه ، گسترش داشت و هر جا که می رفت می دید شعرش قبل از وی بدان جا رفته است و این توفیق در میان قدما شاید فقط نصیب سعدی شده باشد ، آن هم یک قرن و نیم بعد از سنائی.
فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اوّل : کلیات تحقیق1-1بیان مسئله:درمیان انواع چهارگانه ادبیات، ادب تعلیمی درکنار ادب غنایی بیش از انواع دیگر قدمت دارد. درحقیقت می توان گفت پیدایش این دونوع ادبی به ویژه ادب تعلیمی به پیدایش شعر و ادب رسمی فارسی بر می گردد.
شعرتعلیمی، شعری است که هدف آن تعلیم و علم و اخلاق و هنر است. یعنی حقیقت نیکی و زیبایی است. در آثار گذشته ما برای ادبیات تعلیمی نام های مختلفی چون زٌهد و تحقیق وپند و حکمت و وعظ وتعلیم.... به کار رفته است. برخی نیز شعر تعلیمی را به شعر اخلاقی، مذهبی، سیاسی، فلسفی، سیاسی و علمی تقسیم کرده اند. شعر تعلیمی در قدیم بیشتر شامل سروده های اخلاقی، مذهبی و عرفانی بوده است. ولی پس از انقلاب مشروطه شامل مسائل سیاسی، اجتماعی و حتّی روانشناسی نیز شده است.
سنائی غزنوی، که از او به عنوان یکی ازشاعران جریان ساز و صاحبّ سبک در تاریخ ادب فارسی یاد می کنند، ازآن گروه شاعرانی است که شعر و اندیشه خودرادرخدمت مباحث مذکور به کار گرفته است. یعنی هم بیانگر مسائل اخلاقی، مذهبی و عرفانی است و هم شدیداً درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی.
ضمن آنکه موضوعاتی همچون زٌهد وتحقیق و حکمت وپند و اندرز و وعظ در سطحی گسترده در سروده هایش به چشم می خورد. ناگفته نماند که موضع سنائی در بیان چنین محورهایی، بیشتر اوقات، موضعی انتقادی است.
او بدون هیچ بیم و ترسی بسیاری از گروه های جامعه ایرانی آن عصراز بالاترین طبقات اجتماعی و دینی گرفته تا پایین ترین طبقات را از دم تیغ انتقاد می گذارند.
2-1 پیشینه تحقیق:در مورد سنائی کتاب های بسیاری نگاشته شده است از جمله تازیانه های سلوک محمد شفیعی کدکنی، حدیقه الحقیقه و الطریق التحقیق محمد روشن-سید محمد تقی مدرس رضوی-شوریده ای درغزنه دکتر محمود فتوحی و مقالات و آثار فراوان دیگری که پیرامون زندگانی حکیم سنائی نگاشته شده است امّا دراثر ارزشمند حدیقه الحقیقه حکیم سنائی غزنوی پیرامون مسئله ادبیات تعلیمی آن چنان که باید و شاید تحقیق و تفحصی به عمل نیامده است.
3-1 روش کار:الف) نوع روش تحقیق:
در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.
ب) روش گردآوری اطلاعات: (میدانی،کتابخانه ای وغیره)
در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات، ازروش کتابخانه ای استفاده خواهد شد و در مواردی اگر ضرورت ایجاب کند از روش میدانی آن هم در قالب نظرخواهی از استادان اهل فن بهره خواهیم برد.
ج) ابزار گردآوری اطلاعات، (پرسشنامه، مصاحبّه، مشاهده، آزمون فیش، جدول، نمونه برداری، تجهیزات آزمایشگاهی، بانک های اطلاعاتی، شبکه های کامپیوتری و ماهواره ای )
د) روش تجزیه وتحلیل اطلاعات:
در تجزیه وتحلیل اطلاعات، بیشتر از روش استقرایی یعنی نتیجه گیری از جز به کل استفاده خواهیم کرد.
4-1 اهداف تحقیق:1-معرفی اجمالی شعر قرن ششم و ویژگی های کلّی آن.
2-ارائه تصویری روشن از جایگاه ادبی سنائی در شعر فارسی.
3-بیان دلایل اهمیّت سنائی در شعر فارسی.
4-تبیّین جلوه های گوناگون ادب تعلیمی درشعر سنائی.
5-1جنبه نوآوری کار:با مراجعه به منابع تحقیقاتی در کتابخانه ها و کتابنامه های پایان آثار انتشار یافته، همچنین با رجوع به سایت های معتبر، تاکنون تحقیقی با این عنوان انجام نشده است. اگرچه بطور پراکنده کتاب ها و مقاله هایی در ارتباط با عرفان سنائی منتشر شده است.
فصل دومنگاه به زندگی ، آثار ،اندیشه و سبک شعر سنائی
2- فصل دوم :1-2 نگاه به زندگی ، آثار ، اندیشه و سبک شعر سنائیابومجد مجدود بن آدم سنائی از شاعران و فرهیختگان بزرگ قرن پنجم و اوایل قرن ششم (467-529ق) است. که در شهر غزنه که از شهرهای پر آوازه و با شکوه قدیم شرق افغانستان بود زاده شد (کشور افغانستان که بخشی است از سرزمین بزرگ خراسان و تمدن کهن ایرانی، از دیرباز مهد زبان و ادبیات فارسی (دری) بوده است. و نخستین سخن سرایان پارسی گوی که آثار آنان بر جای مانده، در گوشه و کنار این سرزمین ظهور یافته اند. بزرگانی چون حنظله بادغیسی، بهاء ولد، مولوی، خواجه عبدالله انصاری، ناصر خسرو، و ... در این سرزمین به دنیا آمده و رشد کرده اند. افغانان سنائی را از خود می دانند و حق هم دارند، برای آنکه مولدو مدفن او غزنه است. و بیشترین ایام حیاتش نیز در این شهر گذشته است. که اکنون جر قریه ی کوچک و ویران نمانده است) زاده شد و پدرش به تصریح کارنامه بلخ – در سخنانی که در حق پدرش خطاب به ثقه الملک طاهربن علی وزیر سلطان مسعود بن ابراهیم بیان شده است – از وابستگان دولتمردان روزگار بوده و از خاندان اصیل غزنه.
دوران کودکی و نوجوانی او در غزنین گذشت و در همین شهر به تحصیل علوم و معارف زمانه پرداخت و در تمامی میدان های معرفت عصر، از ادبیات عرب گرفته تا فقه و حدیث و تفسیر و طب و نجوم و حکمت و کلام به درجه ی والایی رسید. و این مقام علمی او را، از یک یک آثار او، می توان به روشنی دریافت. البته پدرش آدم، مردی با بهره از معرفت و علم و در تعلیم و تربیت فرزند خود، و فرزندان رجال عصر صاحبّ مقام و اعتبار بود.
و سنائی در اوایل عمر شاعری مدیحه سرا بود و چندی از عمر خود را در این راه سپری کرد تا اینکه بر اثر حرکتی دچار تحوّلی روحی شد.
2-2 سفرهای سنائیسنائی در جوانی، هنگامی که هنوز پدرش زنده بود، یک چند به بلخ رفت و این مسافرت گویا برای پیدا کردن شغلی و ممّر معیشتی بود و تا حدی امید احسان و انعام خواجه اصیل الملک حسن هروی بود. که در آن شهر دستگاه حشمت تمام داشت. این، خواجه در حق پدر وی، آدم نیز نیکی ها کرده بود. در بلخ سنائی از یاری و نواخت او بی بهره نماند و از او چنان که چشم می داشت نیکی ها دید. با این همه عاقبت بین آن ها به هم خورد و شاعر که جوانی آتشین خوی و بد زبان بود. ممدوح خود را با آن همه نیکی که در حق او و پدرش کرده بود رها کرد، به دشمنان پیوست و وی را نکوهش کرد.
سرانجام با آن که در این شهر دوستانی نیز یافت. امّا از جور دشمنان و مخصوصاً از تحریک و تحقیر خواجه اصیل الملک در آن جا بیش جای درنگ ندید. بار سفر بست و به جانب سرخس رفت و در این شهر با محمد بن منصور سرخسی از صوفیان و علمای عصر که خانقاه مشهوری در سرخس داشت آشنا شد و یک چند مقیم آن خانقاه بود. معلوم نیست که توّجه سنائی به مشرب عرفان و صبغه عرفانی گرفتن شعر وی تا چه حدّ متأثر از محیط سرخس و اقامت در این خانقاه بوده است. و در سرخس نیز کژ خویی و بد زبانی و از همه مهمتر بینوایی خویش را همراه برد. این بینوایی، مثل یک درد بی درمان، به زندگی او چسبیده بود، او را حساس و زودرنج کرده بود. طرفه آنکه شاعر به رغم التزام گدایی و در یوزگی شاعرانه به مشقّت بلند همتی نیز گرفتار بود. همین بلندهمتی بود که او را با وجود بینوایی گاه به عزلت و بی نیازی می کشاند و روح شاعر در کشاکش امواج این گرایش ها دایم زیر و زبر می شد در هر حال سنائی در این شهرهای خراسان، غریب، نا آشنا، مجرد و فقیر بود و این همه، جوانی اورنگی از بدبختی و نارضایتی می داد. شکایت از فقر در اشعار این دوره از عمر او انعکاس دارد و در بعضی از قصاید او به خوبی می توان ناله ی یک فقیر بینوا را شنید. گاه اتفّاق می افتاد که شلوار درستی نداشت. و گاه ناچار می شد عمامه و آزاری از دیگران به عاریه بستاند و از خانه بیرون رود. داستان پا برهنه راه رفتن او، و هم حکایت کفش فرسوده پینه دوخته پنج منی او، ظاهراً انعکاس صدای همین فقر و بینوایی عهد جوانی اوست. این فقر و بینوایی خاصه در شهرهای غریب او را می آزرد. و طبع ناخرسند او را به بد زبانی و هجو و هزل می انگیخت، مسخرگی و مطایبه نقابی بود که او نارضایتی و بینوایی خویش را در پس آن می نهفت.
حتّی گاه به کمک این مسخرگی و هجاگویی می توانست فقر خود را، مثل یک جور و تعدّی ناروایی که در جامعه در حق او کرده باشد، بی شرم و بی واهمه به رخ توانگران بکشد وصله ی خود را مثل یک طلب از آن ها بخواهد. و بعد چندی به هرات رفت و چندی به نیشابور رفت و آنگاه از بلخ به آهنگ حج بیرون آمد. زیارت مکه ظاهراً اندیشه دیگر در دل وی پدید آورد.در بازگشت به بلخ آثار تحوّل و انقلاب فکری دروی ظاهر گشت. دلش از ستایشگری واز زندگی بی بندوبار گذشته گرفت.وبه پرهیزگاری وپارسایی گرائید و اندیشه زٌهد دست دردامن جانش زد وآن شاعری که انقلاب درونی که نیم راه زندگی اورا روشن و شیوه زندگی او رادگرگون نمود و هم کسب سخن اورا تغییر داد.درجوانی شیوه شاعران گذشته را تقلید می کرد نشانه ی تتّبع اسلوب فرخی و عنصری و منوچهری در جای جای قصاید او به چشم می خورد و دوره جوانی اوهمه در هرزه گویی عشرت جویی ستایش گری گذشت نه فقط بهرام شاه و سنجر و وزیران آن ها را مورد ستایش بودند بلکه از بزرگان خراسان هر دستی از قضات ائمه سرهنگان ومهتران شاعر را دستگیری می کردند تنها این ستایش گری ها و دریوزگی ها نبود که یک نیمه از عمر شاعر را تلف کرده بود ،خرابات گردی ها ،باده نوشی ها،و شاهد بازی ها بسز روح او را آلوده کرده بود. و این احوال در مطالعه شعر او به خوبی پیداست حتّی به شیوه ی مسعود سعد چندان علاقه می ورزید که به جمع و تدوین او پرداخت. در حقیقت شاعر،که اکنون در قصاید خویش مثل یک حکیم سخن می گفت و حکیم شناخته می شد،این بار دور از دلقکی ها وستایش گری ها قدیم ،در سرخس حرمت و آسایش بسیار داشت و اگر بزرگان شهر نام می برد ظاهراًبرای اجتناب از آزار و گزند بود و به عزلت و انزوا گراییده بود. تا جایی که قوام الدین در گزینی وزیر معروف عراق که در آن زمان در دستگاه سلاجقه اهمیّت و نفوذ بسیار داشت خواستار دیدار سنائی برآمد امّا حکیم غزنه که دیگر چندان سر صحبّت اهل دنیا فرود نمی آورد نپذیرفت و با دونامه و یک شعر مؤدبانه این درخواست را رد کرد و از آشنایی این وزیر عذر خواست و درسرخس نماند و به غزنه بازگشت و سال های پایان عمر رادر زادگاه خود که درآن جا سلطان بهرام شاه هنوز بیش و کم با جلال و شکوه دیرینه ی پدران خویش فرمان می راند امّا حکیم با آن که نزد پادشاهان و درباریان وی حرمت تمام داشت دیگر ستایشگری را آن چنان که رسم شاعران درباری است پیشه نکرد و با آن که خشم وناخرسندی زیادی نیز جز در شعر ظالمان نشان نمی داد گاه نیز ناروایی ها و بیدادی های و کژروی ها آن ها را برمی شمرد و وقتی اعتراض می کند با لحنی درشت و ستیهنده دارد و وقتی تا زیانه ی اعتراض و انتقاد را برمی دارد از خویشتن خویش آغاز می کند:
ای سنائی! خواجه ی جانی غلام تن مباش
خاک را گر دوست بودی پاک را دشمن مباش
نخستین ضربه ها را بر خویش می نوازد و آن گاه بر یک یک عناصر جامعه ای که در آن زندگی می کند از کسبه و ترازو داران دزد تا صوفیان و علمای دین،تا قضات و دولتمردان، تا سلاطین و حکام و دراین هجوم از هیچ چیز باک ندارد: وپس از گردش در هرات و نیشابور در سال های پایانی عمر،دوباره در حدود سال 518 شاعر به غزنین باز می گردد و دوست مخلصی به نام احمدبن مسعود تیشه برای شاعر چهار دیواری وتعهد تکفل او می کند و به درخواست او به جمع و تدوین اشعار و آثار خود می پردازد و به جمع آوری آن دسته از شعرهای عرفانی و اخلاقی خویش که در قالب مثنوی و بحر خفیف سروده شده بود، پرداخت و قصد داشت که منظومه ای مرکب از فصول متنوع درباب، اخلاق و عرفان به نام «فخری نامه» یا «الاهی نامه» یا «حدیقه الحقیقه» فراهم سازد و آن را تقدیم محضر بهرام شاه غزنوی پادشاه عصر خویش کند که این پادشاه سلطانی فرهنگ دوست و ادب شناس بود و در حق سنائی عقیدتی تمام داشت و بارها کوشیده بود که او را به دربار خویش بکشاند و سنائی در بازگشت از سفرهای خویش، ظاهراً، از پذیرفتن دعوت های پادشاه دوستانه سرباز زده بود. هنوز کار جمع آوری و تنظیم ابواب و فصولِ حدیقه به پایان نرسیده بود و وی تا یک روز قبل از فوت خویش سرگرم تهیه مقدمات برای تنظیم کتاب و تقدیم آن به بهرام شاه بود و یک روز قبل از فوتش تبی او را گرفت و روز بعد در گذشت حتّی خودش هم به ماندن امیدوار نبوده و در مقدمه حدیقه به این نکته اشارت کرده است وی بنا به روایتی در مقدمه ی دیوانش، در شب یازدهم شعبان سال 529 در خانه عایشه نیکو، در محله ی نوآباد غزنین زندگی را بدرود گفت. و خاکجای سنائی در غزنه هنوز زیارتگاه اهل ذوق و عرفان است و همواره مورد توّجه بوده است.
آخرین سخنش این شعر که در آخرین روزهای زندگی توبه ی او و توبه شکنی او را از آنچه یک عمر بدان مشغول بوده است. و آخرین سخن او نیز به شمار می آمد چنین بود:
بازگشتم از سخن زیرا که نیست در سخن معنی و در معنی سخن
و به هر صورت سنائی بعد از سفرهایی که به نیشابور، هرات، سرخس و بلخ داشته است، لابد در طلب نام و نان عزم سفر قبله می کند و شاید همین سفر باعث دگرگونی او می شود. در این سفر با مردان مرد و دلاوران عرضه زٌهد و عرفان برخورد داشته و از هر گوشه، توشه ای و از هر خرمن خوشه ای به دست آورده و خرمن معرفتی فراهم کرده است و بالاخره دگرگونی های درونی باعث شده است که ما امروز او را مردی صاحبّ کمال و در پهنه ی ادبیات شاعری صاحبّ سبک بدانیم.
3-2 سرآغاز شعر عرفانیحدیقه سنائی آغاز نوعی شعر تعلیمی است و قصاید او نوعی دیگر و غزل هایش نیز حال و هوایی متمایز از غزل های قبل از وی دارد. کمتر شاعری را می توان سراغ داشت که در چندین زمینه ی شعری سرآغاز و دوران ساز به شمار آید آشنایی با سنائی، آشنایی با مولوی و عطار و حافظ و بسیاری از بزرگان ادب فارسی است و تأمل در شعر او ما را به شکل گیری و تکامل چندین نوع از انواع شعر فارسی آشنا می کند. سنائی در قصاید خویش نماینده ی برجسته شعر اجتماعی و نیز شعر اخلاقی و عرفانی است. وقتی سنائی در آخرین سال های حیات خود بود، شعرش در تمام قلمرو زبان فارسی از حلب تا کاشغر در مسجد و خانقاه و میخانه گسترش داشت و هر کجا که می رفت، می دید شعرش قبل از وی بدان جا رفته است و این توفیق در میان قدما شاید فقط نصیب سعدی شده باشد، آن هم یک قرن و نیم بعد از سنائی.
4-2 همّت گماردن بر نظم فخری نامه یا الهی نامه یا حدیقه الحقیقه:سنائی پس از مدتی اقامت در سرخس و پس از گردش در هرات و نیشابور در سال های پایانی عمر دوباره به غزنین بازگردید و به جمع آوری آن دسته از شعرهای عرفانی و اخلاقی خویش که در قالب مثنوی و در بحر خفیف سروده بود، پرداخت و قصد داشت که منظومه ای مرکب از فصول متنوع در باب اخلاق و عرفان فراهم سازد و آن را به پادشاه عصر خویش بهرام شاه عرضه کند.
5-2 مذهب سنائی:درباره مذهب سنائی از همان زمان حیات او گفتگوهایی بوده است و خاندان او مثل بیشتر خراسانیان آن روزگار مذهب بوحنیفه می ورزیدند. با این همه مثل بیشتر سنیان پاک مسلم است. اعتقاد، علاقه به خاندان پیامبر در آن ها راسخ بود و شاید همین نکته است که سخن سنائی گاه رنگ تشیّع می دهد. و سنائی غزنوی، دوستدار اهل بیت (ع) بوده و حتّی بسیاری از روایات شیعه را در شعرش آورده است. او بعد از مدح عثمان خلیفه سوم به مدح علی (ع) پرداخته و فرموده است:
ای سنائی به قوّت ایمان مدح حیدر بگو پس از عثمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 23333 fuka.irمی توانید ببینید