–94

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینیدچکیده :14
مقدمه :15
فصل اوّل : کلیات تحقیق PAGEREF _Toc405824721 h 181-1بیان مسئله: PAGEREF _Toc405824722 h 182-1 پیشینه تحقیق: PAGEREF _Toc405824723 h 193-1 روش کار: PAGEREF _Toc405824724 h 194-1 اهداف تحقیق: PAGEREF _Toc405824725 h 205-1جنبه نوآوری کار: PAGEREF _Toc405824726 h 20فصل دوم PAGEREF _Toc405824727 h 212- فصل دوم : PAGEREF _Toc405824728 h 221-2 نگاه به زندگی ، آثار ، اندیشه و سبک شعر سنائی PAGEREF _Toc405824729 h 222-2 سفرهای سنائی PAGEREF _Toc405824730 h 223-2 سرآغاز شعر عرفانی PAGEREF _Toc405824731 h 254-2 همّت گماردن بر نظم فخری نامه یا الهی نامه یا حدیقه الحقیقه: PAGEREF _Toc405824732 h 265-2 مذهب سنائی: PAGEREF _Toc405824733 h 266-2 آثار سنائی: PAGEREF _Toc405824734 h 271-6-2 سیر العباد الی المعاد: PAGEREF _Toc405824735 h 292-6-2 کارنامه بلخ: PAGEREF _Toc405824736 h 303-6-2 تحریمه القلم: PAGEREF _Toc405824737 h 304-6-2 مکاتیب سنائی: PAGEREF _Toc405824738 h 307-2 چند اثر منسوب به سنائی PAGEREF _Toc405824739 h 308-2 دیگر آثار منسوب به سنائی PAGEREF _Toc405824740 h 31غریب نامه، زاد السالکین، بهرام و بهروز. PAGEREF _Toc405824741 h 319-2 جایگاه سنائی در تاریخ شعر فارسی PAGEREF _Toc405824742 h 3110-2 اوضاع روزگار آن زمان PAGEREF _Toc405824743 h 3111-2 ویژگی ها سخنوری سنائی PAGEREF _Toc405824744 h 3512-2 نمونه ی لغات و ترکیبات شعر او: PAGEREF _Toc405824745 h 4613-2 تشابه سنائی با شاعران معاصر: PAGEREF _Toc405824746 h 4914-2 سبک آثار سنائی PAGEREF _Toc405824747 h 4915-2 سه حالت وجودی سنائی: PAGEREF _Toc405824748 h 50سنائی سه شخصیت متفاوت دارد که عبارتند از: PAGEREF _Toc405824749 h 501-15-2 قطب تاریک وجود او: PAGEREF _Toc405824750 h 502-15-2 سنائی واعظ و ناقد اجتماعی (مدار خاکستری وجود او) PAGEREF _Toc405824751 h 513-15-2 سنائی قلندر و عاشق (قطب روشن وجود او) PAGEREF _Toc405824752 h 52نمونه اشعار او : PAGEREF _Toc405824753 h 5316-2 فکر و اندیشه سنائی PAGEREF _Toc405824754 h 5317-2 سنائی و تحولاتی که در ادب فارسی ایجاد کرده است: PAGEREF _Toc405824755 h 5418-2 زبان سنائی در حدیقه: PAGEREF _Toc405824756 h 55معنی و مفهوم در شعر سنائی: PAGEREF _Toc405824757 h 551-18-2 مقایسه حدیقه با آثار عطار و مولانا PAGEREF _Toc405824758 h 562-18-2 سنائی در تغییر ساختار معنایی و محتوا PAGEREF _Toc405824759 h 5719-2 چند سوال راجع به سنائی PAGEREF _Toc405824760 h 58فصل سوم PAGEREF _Toc405824761 h 593- فصل سوم : PAGEREF _Toc405824762 h 601-3 در ماهیت ادبیات تعلیمی: PAGEREF _Toc405824763 h 602-3 شعر تعلیمی PAGEREF _Toc405824764 h 613-3 شاخه های ادبیات تعلیمی PAGEREF _Toc405824765 h 641-3-3 اندرزهای (اخلاقیّات) ایران باستان: PAGEREF _Toc405824766 h 642-3-3 اخلاقیّات فلسفی: PAGEREF _Toc405824767 h 664-3 اخلاقیّات اسلامی PAGEREF _Toc405824768 h 695-3 ساختار منظومه PAGEREF _Toc405824769 h 706-3 بازتاب تعلیمات اخلاقی صوفیانه در حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824770 h 727-3 اندرزنامه های سیاسی سنائی در مثنوی حدیقه الحقیقه و PAGEREF _Toc405824771 h 73سرچشمه های آن: PAGEREF _Toc405824772 h 738-3 اندرزهای سیاسی در حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824773 h 759-3 سیرالعباد سنائی غزنوی و کمدی الهی دانته PAGEREF _Toc405824774 h 8110-3 چکیده ی سیر العباد PAGEREF _Toc405824775 h 8311-3 چکیده ی کمدی الهی PAGEREF _Toc405824776 h 8612-3 مقایسه ی دور نمایه ی دو اثر PAGEREF _Toc405824777 h 8813-3 ساختار PAGEREF _Toc405824778 h 891-13-3 مرحله ی اوّل: PAGEREF _Toc405824779 h 892-13-3 مرحله ی دوم : PAGEREF _Toc405824780 h 903-13-3مرحله ی سوم : PAGEREF _Toc405824781 h 90فصل چهارم PAGEREF _Toc405824782 h 92فصل چهارم : اشعار تعلیمی سنائی PAGEREF _Toc405824783 h 934- موضوع پایان نامه ما PAGEREF _Toc405824784 h 931-4 اشعار تازیانه های سلوک : PAGEREF _Toc405824785 h 941-1-4 مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا PAGEREF _Toc405824786 h 941-1-1-4 تا کی ز هرکسی ز پی سیم بیم ما PAGEREF _Toc405824787 h 992-1-4 آراست، دگر باره، جهاندار جهان را PAGEREF _Toc405824788 h 1013-1-4 ای مسلمان ! خلایق حال دیگر کرده اند PAGEREF _Toc405824789 h 1044-1-4 مسلمانان ! سرای عمر ، درگیتی دو دَر دارد PAGEREF _Toc405824790 h 1095-1-4 سوز و شوق مَلَکی بردلت آسان نشود PAGEREF _Toc405824791 h 1116-1-4 ای خداوندان مال ! الاعتبار الاعتبار! PAGEREF _Toc405824792 h 1137-1-4 طلب! ای عاشقان خوش رفتار PAGEREF _Toc405824793 h 1299-1-4 ای سنائی جهد کن تا بهر سطان ضمیر PAGEREF _Toc405824794 h 14010-1-4 درگَهِ خلق ، همه زَرق و فریب است و هَوَس PAGEREF _Toc405824795 h 14511-1-4 بس کنید آخر حمال ، ای جملگی اصحاب قال PAGEREF _Toc405824796 h 14712-1-4 کی باشد کین قفس بپردازم PAGEREF _Toc405824797 h 15013-1-4 برگ بی برگی نداری، لاف درویشی مزن PAGEREF _Toc405824798 h 15214-1-4 ای سنائی ! بی کُله شو PAGEREF _Toc405824799 h 15715-1-4 بمیر ای حکیم ! PAGEREF _Toc405824800 h 16316-1-4 مسلمانان مسلمانان PAGEREF _Toc405824801 h 16617-1-4 دلا ! تا کی PAGEREF _Toc405824802 h 1732-4 اشعار کتاب حدیقه الحقیقه PAGEREF _Toc405824803 h 1781-2-4فصل اندر درجات PAGEREF _Toc405824804 h 1782-2-4 فی الحفظ و المراقبه PAGEREF _Toc405824805 h 1793-2-4 فی الحکمه و سبب رزق الرزاق PAGEREF _Toc405824806 h 1804-2-4 فی المجاهده : PAGEREF _Toc405824807 h 1815-2-4 فصل اندر تقدّس PAGEREF _Toc405824808 h 1836-2-4 فی ذکر دارالبقا : PAGEREF _Toc405824809 h 1847-2-4 اندر تجرد گوید PAGEREF _Toc405824810 h 1858-2-4 فی سلوک طریق الاخره PAGEREF _Toc405824811 h 1869-2-4 ذکر هدایت قرآن: PAGEREF _Toc405824812 h 18910-2-4 فصل فی الزهد و الحکمه و الموعظه و النصیحه PAGEREF _Toc405824813 h 19011-2-4 اندر مذّمت علما: PAGEREF _Toc405824814 h 19212-2-4 ستایش علم و عالم و طلب علم PAGEREF _Toc405824815 h 19313-2-4 اندر ستایش عقل و عاقل و معقول PAGEREF _Toc405824816 h 19414-2-4 در چشم نگاه داشتن گوید: PAGEREF _Toc405824817 h 197قالَ النّبی علی السّلام: PAGEREF _Toc405824818 h 19715-2-4 در مذّمت شهوت راندن : PAGEREF _Toc405824819 h 19816-2-4 اندر مذّمت دنیا و وصف ترک او PAGEREF _Toc405824820 h 19917-2-4 اندر مذّمت کسانی که به جامه و لقمه مغرور باشند . PAGEREF _Toc405824821 h 20018-2-4 اندر مذّمت مال دوست PAGEREF _Toc405824822 h 20119-2-4 اندر مذّمت شراب گوید . PAGEREF _Toc405824823 h 20120-2-4 اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید: PAGEREF _Toc405824824 h 20221-2-4 فی مذّمه الدنیا و اهانته و ترکه PAGEREF _Toc405824825 h 20322-2-4 اندر نکوهش شکم خواری و بسیار خوردن PAGEREF _Toc405824826 h 20423-2-4 فی ذّم حبّ الدنیا و منع شراب الخمر PAGEREF _Toc405824827 h 20624-2-4 اندر مذّمت افعال زشت که از خوی های بهیمی است PAGEREF _Toc405824828 h 20725-2-4 اندر نگاه داشتن راز و مشورت کردن : PAGEREF _Toc405824829 h 20726-2-4 اندر موعظت و نصیحت گوید: PAGEREF _Toc405824830 h 20827-2-4 اندر تصوّف و زٌهد : PAGEREF _Toc405824831 h 20928-2-4 در عدل پادشاهان وصف آن PAGEREF _Toc405824832 h 21029-2-4 در عدالت و ستم نا کردن : PAGEREF _Toc405824833 h 21030-2-4 در تعهّد علمای دیندار : PAGEREF _Toc405824834 h 21231-2-4 در سیاست پادشاه PAGEREF _Toc405824835 h 21232-2-4 در ذم عوّام و بازاریان و جهال گوید PAGEREF _Toc405824836 h 2133-4 اشعار تعلیمی طریق التحقیق: PAGEREF _Toc405824837 h 2131-3-4 کلید درهای اسرار و چراغ ارواح ابرار PAGEREF _Toc405824838 h 213((آیا پنداشتید که ما شما را به عبث خلق کردیم؟)) PAGEREF _Toc405824839 h 2142-3-4 ره بر جان های سالکین و شادی دل های محققین PAGEREF _Toc405824840 h 2173-3-4 بستان ارواح و باغ اشباح PAGEREF _Toc405824841 h 2194-3-4 منهاج العارفین و معراج العاشقین PAGEREF _Toc405824842 h 2205-3-4 درباره عشق PAGEREF _Toc405824843 h 2216-3-4 در نکوهش ریا و ریاورز PAGEREF _Toc405824844 h 2237-3-4 درباره ی ترک دنیا و دوری از آن PAGEREF _Toc405824845 h 2258-3-4 درباره ی تسلیم . PAGEREF _Toc405824846 h 2269-3-4 درباره ی بلا . PAGEREF _Toc405824847 h 22610-3-4 درباره ی شکیبایی و سپاسگزاری . PAGEREF _Toc405824848 h 22711-3-4 پیدا کردن غافلان و نکوهش جاهلان. PAGEREF _Toc405824849 h 22712-3-4 درباره ی خوردن. PAGEREF _Toc405824850 h 23013-3-4 درباره ی روزی. PAGEREF _Toc405824851 h 2315- فصل پنجم : PAGEREF _Toc405824852 h 2351-5 نتیجه گیری : PAGEREF _Toc405824853 h 2352-5 طرح چند سؤال : PAGEREF _Toc405824854 h 238کتابنامه PAGEREF _Toc405824855 h 239الف : منابع و مآخذ PAGEREF _Toc405824856 h 240ب) فهرست مجله PAGEREF _Toc405824857 h 242Abstract PAGEREF _Toc405824858 h 243
چکیده :
در این پایان نامه به تشخیص قصیده های تعلیمی سنائی پرداخته شده است و خطّ سیر فکری و اندیشه حکیم سنائی مشخص شده است و می دانیم که حجم عظیمی از دیوان قصاید او را مدایح تشکیل داده اند.که امروز جز بلحاظِ مباحثِ تاریخ زبان و مواد استشهادی برای نگارش فرهنگ های وسیع زبان فارسی ، کمتر می تواند ارزش داشته باشد.و از این قصاید (مدحی) مشخص می شود که او قبل از رسیدن به حال و هوای روحی خویش ، تفاوتی با دیگر شاعران درباری عصر نداشته است. و آنچه مسلّم است این است که سنائی دارای دو نیم کره متفاوت تاریک و روشن است. آیا این دو نیم کره را تا آخر عمر حفظ کرده است. یا با ظهور آن نیمکره روشن آن نیمکره تاریک را رها کرده است. و می دانیم سنائی نماینده برجسته نوعی از قصیده در زبان فارسی است.که آن را باید قصیده نقد جامعه و زٌهد و عرفان و اخلاق خواند. و در این میدان هیچ یک از استادان بزرگ قصیده به پای او نمی رسند، ضمن اینکه ممکن است هر کدام از آنان یک یا دو قصیده در این عوالم داشته باشند که تا حدودی به پای قصاید او نزدیک باشد.امّا هیچ کس در این میدان ، بهتر از او و استوارتر از او نسروده است. چنان که می بینیم قصاید سنائی از تکرار مضمون خالی نمانده است. و عذر او را وقتی بهتر می توانیم بپذیریم که بدانیم وی در جهانی بسته و غیر متحوّل زیسته و تمام روزهای عمرش ، بیش و کم ، یک رنگ داشته است. با این همه از رهگذر ساخت و صورت قصاید و شیوه بیان و اسلوب سخن ، کوشیده است که تکراری بودن بعضی اندیشه ها را پنهان نگاه دارد و این خود توفیقی بزرگ است. و در این پایان نامه هدف از آوردن اشعار تعلیمی دیوان قصاید سنائی آن بوده است که جوانان دوستدار ادب فارسی مخاطب قرار گیرند . و این اشعار تعلیمی را که درس زندگی و اخلاق هستند سر لوحه کار خود قرار دهند. و تا حدّی بتوانیم اطلاعاتی که در فهم شعر سنائی به آن نیاز دارند در اختیارشان قرار دهیم.
واژگان کلیدی:
سنائی غزنوی ، شعر قرن ششم ، ادب تعلیمی ، اخلاق ، زٌهد ، پند و اندرز
مقدمه :در تاریخ ادبیات فارسی ، وقتی می گوییم : (( شعر قبل از سنائی و شعر بعد از سنائی )) خواننده اهل و آشنا ، تمایزی شگرف میان این دو مرحله ، احساس می کند. هیچ کدام از قلّه های شعر فارسی ، حتّی سعدی و حافظ و مولوی ، چنین مقطعی را در تاریخ شعر فارسی ایجاد نکرده اند؛ با این که سرایندگانِ برجسته ترین آثارِ ادبِ فارسی بوده اند. این ویژگیِ دوران ساز ، درکارِ حکیم سنائی ، برای مورّخان عرفان و شعر ، از اهمیتی ویژه برخوردار است. حدیقه سنائی سرآغاز نوعی از شعر است و قصاید او نیز سرآغاز نوعی دیگر و غزل هایش نیز حال و هوایی متمایز از غزل های قبل از وی دارد.
کمتر شاعری را می توان سراغ گرفت که در چندین زمینه شعری ، ((سرآغاز)) و (( دوران ساز)) بشمار آید. اگر می بینیم که جلال الدین مولوی با چنان شیفتگی و حرمتی از حکیم غزنوی یاد می کند ، ادای حق واجبی است در مورد او و به هیچ روی از نوع تعارفهای مرسوم در میان قدما نیست. بویژه که آشنایی با او دریچه آشنایی با مولوی و عطار و حافظ و بسیاری دیگر از بزرگان ادب فارسی است و تأمل در شعر او ما را با شکل گیری در تکامل چندین نوع از انواع شعر فارسی آشنا می کند.
سنائی در قصاید خویش ، نماینده برجسته شعر اجتماعی و نیز شعر اخلاقی و عرفانی است. و تقریباً تمام شاهکارهای سنائی در قصاید ش است و همه نوع معنی و مضمون را می توان یافت از نقد کار علمای دین و زاهدان ریائی تا نقد صوفیان دکّان دار تا بازاریان و ترازو داران دزد تا پادشاهان و وزیران و سپاهیان و همه و همه عناصر جامعه.
در این گونه شعرها سنائی بی پروا ترین نمونه نقد اجتماعی را عرضه می کند و شجاعتِ او در این راه تقریباً بی نظیر است. حتّی در دوره های گسستگی و عدم تمرکز حاکمیت ها ، کم اند شاعرانی که دلیرانه تر از او به نقدِ این مسائل پرداخته باشند ، بویژه که او با زبانی سخته و استوار و ساخت و صورتی متین و جذاب – که نمونه عالی شعر و نوعِ قصیده در تاریخ ادب ماست – این انتقادهای اجتماعی و سیاسی را عرضه کرده است و آینه ای ساخته است که نه تنها جامعه عصرِ او را در آن می توان دید بلکه تمام ادوارِ تاریخ اِجتماعی ما را در آن می توان مشاهده کرد و شعر، شعر حقیقی، چیزی جز این نمی تواند باشد.
و بویژه انتشار و نفوذ شعر سنائی از روزگار حیات او تا هم امروز ، انتشاری شگفت آور بوده است وقتی سنائی در آخرین سالهای عمر خود بود ، شعرش در تمام قلمرو زبان فارسی ، از حلب تا کاشغر ، در مسجد و خانقاه و میخانه ، گسترش داشت و هر جا که می رفت می دید شعرش قبل از وی بدان جا رفته است و این توفیق در میان قدما شاید فقط نصیب سعدی شده باشد ، آن هم یک قرن و نیم بعد از سنائی.
فصل اول
کلیات تحقیق
فصل اوّل : کلیات تحقیق1-1بیان مسئله:درمیان انواع چهارگانه ادبیات، ادب تعلیمی درکنار ادب غنایی بیش از انواع دیگر قدمت دارد. درحقیقت می توان گفت پیدایش این دونوع ادبی به ویژه ادب تعلیمی به پیدایش شعر و ادب رسمی فارسی بر می گردد.
شعرتعلیمی، شعری است که هدف آن تعلیم و علم و اخلاق و هنر است. یعنی حقیقت نیکی و زیبایی است. در آثار گذشته ما برای ادبیات تعلیمی نام های مختلفی چون زٌهد و تحقیق وپند و حکمت و وعظ وتعلیم…. به کار رفته است. برخی نیز شعر تعلیمی را به شعر اخلاقی، مذهبی، سیاسی، فلسفی، سیاسی و علمی تقسیم کرده اند. شعر تعلیمی در قدیم بیشتر شامل سروده های اخلاقی، مذهبی و عرفانی بوده است. ولی پس از انقلاب مشروطه شامل مسائل سیاسی، اجتماعی و حتّی روانشناسی نیز شده است.
سنائی غزنوی، که از او به عنوان یکی ازشاعران جریان ساز و صاحبّ سبک در تاریخ ادب فارسی یاد می کنند، ازآن گروه شاعرانی است که شعر و اندیشه خودرادرخدمت مباحث مذکور به کار گرفته است. یعنی هم بیانگر مسائل اخلاقی، مذهبی و عرفانی است و هم شدیداً درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی.
ضمن آنکه موضوعاتی همچون زٌهد وتحقیق و حکمت وپند و اندرز و وعظ در سطحی گسترده در سروده هایش به چشم می خورد. ناگفته نماند که موضع سنائی در بیان چنین محورهایی، بیشتر اوقات، موضعی انتقادی است.
او بدون هیچ بیم و ترسی بسیاری از گروه های جامعه ایرانی آن عصراز بالاترین طبقات اجتماعی و دینی گرفته تا پایین ترین طبقات را از دم تیغ انتقاد می گذارند.
2-1 پیشینه تحقیق:در مورد سنائی کتاب های بسیاری نگاشته شده است از جمله تازیانه های سلوک محمد شفیعی کدکنی، حدیقه الحقیقه و الطریق التحقیق محمد روشن-سید محمد تقی مدرس رضوی-شوریده ای درغزنه دکتر محمود فتوحی و مقالات و آثار فراوان دیگری که پیرامون زندگانی حکیم سنائی نگاشته شده است امّا دراثر ارزشمند حدیقه الحقیقه حکیم سنائی غزنوی پیرامون مسئله ادبیات تعلیمی آن چنان که باید و شاید تحقیق و تفحصی به عمل نیامده است.
3-1 روش کار:الف) نوع روش تحقیق:
در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.
ب) روش گردآوری اطلاعات: (میدانی،کتابخانه ای وغیره)
در این تحقیق جهت گردآوری اطلاعات، ازروش کتابخانه ای استفاده خواهد شد و در مواردی اگر ضرورت ایجاب کند از روش میدانی آن هم در قالب نظرخواهی از استادان اهل فن بهره خواهیم برد.
ج) ابزار گردآوری اطلاعات، (پرسشنامه، مصاحبّه، مشاهده، آزمون فیش، جدول، نمونه برداری، تجهیزات آزمایشگاهی، بانک های اطلاعاتی، شبکه های کامپیوتری و ماهواره ای )
د) روش تجزیه وتحلیل اطلاعات:
در تجزیه وتحلیل اطلاعات، بیشتر از روش استقرایی یعنی نتیجه گیری از جز به کل استفاده خواهیم کرد.
4-1 اهداف تحقیق:1-معرفی اجمالی شعر قرن ششم و ویژگی های کلّی آن.
2-ارائه تصویری روشن از جایگاه ادبی سنائی در شعر فارسی.
3-بیان دلایل اهمیّت سنائی در شعر فارسی.
4-تبیّین جلوه های گوناگون ادب تعلیمی درشعر سنائی.
5-1جنبه نوآوری کار:با مراجعه به منابع تحقیقاتی در کتابخانه ها و کتابنامه های پایان آثار انتشار یافته، همچنین با رجوع به سایت های معتبر، تاکنون تحقیقی با این عنوان انجام نشده است. اگرچه بطور پراکنده کتاب ها و مقاله هایی در ارتباط با عرفان سنائی منتشر شده است.
فصل دومنگاه به زندگی ، آثار ،اندیشه و سبک شعر سنائی
2- فصل دوم :1-2 نگاه به زندگی ، آثار ، اندیشه و سبک شعر سنائیابومجد مجدود بن آدم سنائی از شاعران و فرهیختگان بزرگ قرن پنجم و اوایل قرن ششم (467-529ق) است. که در شهر غزنه که از شهرهای پر آوازه و با شکوه قدیم شرق افغانستان بود زاده شد (کشور افغانستان که بخشی است از سرزمین بزرگ خراسان و تمدن کهن ایرانی، از دیرباز مهد زبان و ادبیات فارسی (دری) بوده است. و نخستین سخن سرایان پارسی گوی که آثار آنان بر جای مانده، در گوشه و کنار این سرزمین ظهور یافته اند. بزرگانی چون حنظله بادغیسی، بهاء ولد، مولوی، خواجه عبدالله انصاری، ناصر خسرو، و … در این سرزمین به دنیا آمده و رشد کرده اند. افغانان سنائی را از خود می دانند و حق هم دارند، برای آنکه مولدو مدفن او غزنه است. و بیشترین ایام حیاتش نیز در این شهر گذشته است. که اکنون جر قریه ی کوچک و ویران نمانده است) زاده شد و پدرش به تصریح کارنامه بلخ – در سخنانی که در حق پدرش خطاب به ثقه الملک طاهربن علی وزیر سلطان مسعود بن ابراهیم بیان شده است – از وابستگان دولتمردان روزگار بوده و از خاندان اصیل غزنه.
دوران کودکی و نوجوانی او در غزنین گذشت و در همین شهر به تحصیل علوم و معارف زمانه پرداخت و در تمامی میدان های معرفت عصر، از ادبیات عرب گرفته تا فقه و حدیث و تفسیر و طب و نجوم و حکمت و کلام به درجه ی والایی رسید. و این مقام علمی او را، از یک یک آثار او، می توان به روشنی دریافت. البته پدرش آدم، مردی با بهره از معرفت و علم و در تعلیم و تربیت فرزند خود، و فرزندان رجال عصر صاحبّ مقام و اعتبار بود.
و سنائی در اوایل عمر شاعری مدیحه سرا بود و چندی از عمر خود را در این راه سپری کرد تا اینکه بر اثر حرکتی دچار تحوّلی روحی شد.
2-2 سفرهای سنائیسنائی در جوانی، هنگامی که هنوز پدرش زنده بود، یک چند به بلخ رفت و این مسافرت گویا برای پیدا کردن شغلی و ممّر معیشتی بود و تا حدی امید احسان و انعام خواجه اصیل الملک حسن هروی بود. که در آن شهر دستگاه حشمت تمام داشت. این، خواجه در حق پدر وی، آدم نیز نیکی ها کرده بود. در بلخ سنائی از یاری و نواخت او بی بهره نماند و از او چنان که چشم می داشت نیکی ها دید. با این همه عاقبت بین آن ها به هم خورد و شاعر که جوانی آتشین خوی و بد زبان بود. ممدوح خود را با آن همه نیکی که در حق او و پدرش کرده بود رها کرد، به دشمنان پیوست و وی را نکوهش کرد.
سرانجام با آن که در این شهر دوستانی نیز یافت. امّا از جور دشمنان و مخصوصاً از تحریک و تحقیر خواجه اصیل الملک در آن جا بیش جای درنگ ندید. بار سفر بست و به جانب سرخس رفت و در این شهر با محمد بن منصور سرخسی از صوفیان و علمای عصر که خانقاه مشهوری در سرخس داشت آشنا شد و یک چند مقیم آن خانقاه بود. معلوم نیست که توّجه سنائی به مشرب عرفان و صبغه عرفانی گرفتن شعر وی تا چه حدّ متأثر از محیط سرخس و اقامت در این خانقاه بوده است. و در سرخس نیز کژ خویی و بد زبانی و از همه مهمتر بینوایی خویش را همراه برد. این بینوایی، مثل یک درد بی درمان، به زندگی او چسبیده بود، او را حساس و زودرنج کرده بود. طرفه آنکه شاعر به رغم التزام گدایی و در یوزگی شاعرانه به مشقّت بلند همتی نیز گرفتار بود. همین بلندهمتی بود که او را با وجود بینوایی گاه به عزلت و بی نیازی می کشاند و روح شاعر در کشاکش امواج این گرایش ها دایم زیر و زبر می شد در هر حال سنائی در این شهرهای خراسان، غریب، نا آشنا، مجرد و فقیر بود و این همه، جوانی اورنگی از بدبختی و نارضایتی می داد. شکایت از فقر در اشعار این دوره از عمر او انعکاس دارد و در بعضی از قصاید او به خوبی می توان ناله ی یک فقیر بینوا را شنید. گاه اتفّاق می افتاد که شلوار درستی نداشت. و گاه ناچار می شد عمامه و آزاری از دیگران به عاریه بستاند و از خانه بیرون رود. داستان پا برهنه راه رفتن او، و هم حکایت کفش فرسوده پینه دوخته پنج منی او، ظاهراً انعکاس صدای همین فقر و بینوایی عهد جوانی اوست. این فقر و بینوایی خاصه در شهرهای غریب او را می آزرد. و طبع ناخرسند او را به بد زبانی و هجو و هزل می انگیخت، مسخرگی و مطایبه نقابی بود که او نارضایتی و بینوایی خویش را در پس آن می نهفت.
حتّی گاه به کمک این مسخرگی و هجاگویی می توانست فقر خود را، مثل یک جور و تعدّی ناروایی که در جامعه در حق او کرده باشد، بی شرم و بی واهمه به رخ توانگران بکشد وصله ی خود را مثل یک طلب از آن ها بخواهد. و بعد چندی به هرات رفت و چندی به نیشابور رفت و آنگاه از بلخ به آهنگ حج بیرون آمد. زیارت مکه ظاهراً اندیشه دیگر در دل وی پدید آورد.در بازگشت به بلخ آثار تحوّل و انقلاب فکری دروی ظاهر گشت. دلش از ستایشگری واز زندگی بی بندوبار گذشته گرفت.وبه پرهیزگاری وپارسایی گرائید و اندیشه زٌهد دست دردامن جانش زد وآن شاعری که انقلاب درونی که نیم راه زندگی اورا روشن و شیوه زندگی او رادگرگون نمود و هم کسب سخن اورا تغییر داد.درجوانی شیوه شاعران گذشته را تقلید می کرد نشانه ی تتّبع اسلوب فرخی و عنصری و منوچهری در جای جای قصاید او به چشم می خورد و دوره جوانی اوهمه در هرزه گویی عشرت جویی ستایش گری گذشت نه فقط بهرام شاه و سنجر و وزیران آن ها را مورد ستایش بودند بلکه از بزرگان خراسان هر دستی از قضات ائمه سرهنگان ومهتران شاعر را دستگیری می کردند تنها این ستایش گری ها و دریوزگی ها نبود که یک نیمه از عمر شاعر را تلف کرده بود ،خرابات گردی ها ،باده نوشی ها،و شاهد بازی ها بسز روح او را آلوده کرده بود. و این احوال در مطالعه شعر او به خوبی پیداست حتّی به شیوه ی مسعود سعد چندان علاقه می ورزید که به جمع و تدوین او پرداخت. در حقیقت شاعر،که اکنون در قصاید خویش مثل یک حکیم سخن می گفت و حکیم شناخته می شد،این بار دور از دلقکی ها وستایش گری ها قدیم ،در سرخس حرمت و آسایش بسیار داشت و اگر بزرگان شهر نام می برد ظاهراًبرای اجتناب از آزار و گزند بود و به عزلت و انزوا گراییده بود. تا جایی که قوام الدین در گزینی وزیر معروف عراق که در آن زمان در دستگاه سلاجقه اهمیّت و نفوذ بسیار داشت خواستار دیدار سنائی برآمد امّا حکیم غزنه که دیگر چندان سر صحبّت اهل دنیا فرود نمی آورد نپذیرفت و با دونامه و یک شعر مؤدبانه این درخواست را رد کرد و از آشنایی این وزیر عذر خواست و درسرخس نماند و به غزنه بازگشت و سال های پایان عمر رادر زادگاه خود که درآن جا سلطان بهرام شاه هنوز بیش و کم با جلال و شکوه دیرینه ی پدران خویش فرمان می راند امّا حکیم با آن که نزد پادشاهان و درباریان وی حرمت تمام داشت دیگر ستایشگری را آن چنان که رسم شاعران درباری است پیشه نکرد و با آن که خشم وناخرسندی زیادی نیز جز در شعر ظالمان نشان نمی داد گاه نیز ناروایی ها و بیدادی های و کژروی ها آن ها را برمی شمرد و وقتی اعتراض می کند با لحنی درشت و ستیهنده دارد و وقتی تا زیانه ی اعتراض و انتقاد را برمی دارد از خویشتن خویش آغاز می کند:
ای سنائی! خواجه ی جانی غلام تن مباش
خاک را گر دوست بودی پاک را دشمن مباش
نخستین ضربه ها را بر خویش می نوازد و آن گاه بر یک یک عناصر جامعه ای که در آن زندگی می کند از کسبه و ترازو داران دزد تا صوفیان و علمای دین،تا قضات و دولتمردان، تا سلاطین و حکام و دراین هجوم از هیچ چیز باک ندارد: وپس از گردش در هرات و نیشابور در سال های پایانی عمر،دوباره در حدود سال 518 شاعر به غزنین باز می گردد و دوست مخلصی به نام احمدبن مسعود تیشه برای شاعر چهار دیواری وتعهد تکفل او می کند و به درخواست او به جمع و تدوین اشعار و آثار خود می پردازد و به جمع آوری آن دسته از شعرهای عرفانی و اخلاقی خویش که در قالب مثنوی و بحر خفیف سروده شده بود، پرداخت و قصد داشت که منظومه ای مرکب از فصول متنوع درباب، اخلاق و عرفان به نام «فخری نامه» یا «الاهی نامه» یا «حدیقه الحقیقه» فراهم سازد و آن را تقدیم محضر بهرام شاه غزنوی پادشاه عصر خویش کند که این پادشاه سلطانی فرهنگ دوست و ادب شناس بود و در حق سنائی عقیدتی تمام داشت و بارها کوشیده بود که او را به دربار خویش بکشاند و سنائی در بازگشت از سفرهای خویش، ظاهراً، از پذیرفتن دعوت های پادشاه دوستانه سرباز زده بود. هنوز کار جمع آوری و تنظیم ابواب و فصولِ حدیقه به پایان نرسیده بود و وی تا یک روز قبل از فوت خویش سرگرم تهیه مقدمات برای تنظیم کتاب و تقدیم آن به بهرام شاه بود و یک روز قبل از فوتش تبی او را گرفت و روز بعد در گذشت حتّی خودش هم به ماندن امیدوار نبوده و در مقدمه حدیقه به این نکته اشارت کرده است وی بنا به روایتی در مقدمه ی دیوانش، در شب یازدهم شعبان سال 529 در خانه عایشه نیکو، در محله ی نوآباد غزنین زندگی را بدرود گفت. و خاکجای سنائی در غزنه هنوز زیارتگاه اهل ذوق و عرفان است و همواره مورد توّجه بوده است.
آخرین سخنش این شعر که در آخرین روزهای زندگی توبه ی او و توبه شکنی او را از آنچه یک عمر بدان مشغول بوده است. و آخرین سخن او نیز به شمار می آمد چنین بود:
بازگشتم از سخن زیرا که نیست در سخن معنی و در معنی سخن
و به هر صورت سنائی بعد از سفرهایی که به نیشابور، هرات، سرخس و بلخ داشته است، لابد در طلب نام و نان عزم سفر قبله می کند و شاید همین سفر باعث دگرگونی او می شود. در این سفر با مردان مرد و دلاوران عرضه زٌهد و عرفان برخورد داشته و از هر گوشه، توشه ای و از هر خرمن خوشه ای به دست آورده و خرمن معرفتی فراهم کرده است و بالاخره دگرگونی های درونی باعث شده است که ما امروز او را مردی صاحبّ کمال و در پهنه ی ادبیات شاعری صاحبّ سبک بدانیم.
3-2 سرآغاز شعر عرفانیحدیقه سنائی آغاز نوعی شعر تعلیمی است و قصاید او نوعی دیگر و غزل هایش نیز حال و هوایی متمایز از غزل های قبل از وی دارد. کمتر شاعری را می توان سراغ داشت که در چندین زمینه ی شعری سرآغاز و دوران ساز به شمار آید آشنایی با سنائی، آشنایی با مولوی و عطار و حافظ و بسیاری از بزرگان ادب فارسی است و تأمل در شعر او ما را به شکل گیری و تکامل چندین نوع از انواع شعر فارسی آشنا می کند. سنائی در قصاید خویش نماینده ی برجسته شعر اجتماعی و نیز شعر اخلاقی و عرفانی است. وقتی سنائی در آخرین سال های حیات خود بود، شعرش در تمام قلمرو زبان فارسی از حلب تا کاشغر در مسجد و خانقاه و میخانه گسترش داشت و هر کجا که می رفت، می دید شعرش قبل از وی بدان جا رفته است و این توفیق در میان قدما شاید فقط نصیب سعدی شده باشد، آن هم یک قرن و نیم بعد از سنائی.
4-2 همّت گماردن بر نظم فخری نامه یا الهی نامه یا حدیقه الحقیقه:سنائی پس از مدتی اقامت در سرخس و پس از گردش در هرات و نیشابور در سال های پایانی عمر دوباره به غزنین بازگردید و به جمع آوری آن دسته از شعرهای عرفانی و اخلاقی خویش که در قالب مثنوی و در بحر خفیف سروده بود، پرداخت و قصد داشت که منظومه ای مرکب از فصول متنوع در باب اخلاق و عرفان فراهم سازد و آن را به پادشاه عصر خویش بهرام شاه عرضه کند.
5-2 مذهب سنائی:درباره مذهب سنائی از همان زمان حیات او گفتگوهایی بوده است و خاندان او مثل بیشتر خراسانیان آن روزگار مذهب بوحنیفه می ورزیدند. با این همه مثل بیشتر سنیان پاک مسلم است. اعتقاد، علاقه به خاندان پیامبر در آن ها راسخ بود و شاید همین نکته است که سخن سنائی گاه رنگ تشیّع می دهد. و سنائی غزنوی، دوستدار اهل بیت (ع) بوده و حتّی بسیاری از روایات شیعه را در شعرش آورده است. او بعد از مدح عثمان خلیفه سوم به مدح علی (ع) پرداخته و فرموده است:
ای سنائی به قوّت ایمان مدح حیدر بگو پس از عثمان
با مدیحش مدایح مطلق زهق الباطل است و جاء الحق (2-3/244)
آل یاسین شرف بدو دیده ایزد او را به علم بگزیده
نایب مصطفی به روز غدیر کرده در شرع مرو را به امیر
و سرانجام می گوید:
جانب هر که با علی نه نکوست هر که گو باش من ندارم دوست
در مدح و فضیلت امیرالمومنین حسن ابن علی (ع) نیز فصولی مشبّع پرداخته است، به طوری که مدح این خاندان بزگوار از صفحه 244 تا صفحه 274 حدیقه را به خود اختصاص داده است. و در پایان کتاب نیز به صراحت ابراز می کند:
مر مرا مدح مصطفی است غذی جان من باد جانش را به فدی
آل او را به جان خریدارم وز بدی خواه آل بی زارم
دوست دار رسول و آل امریم ز آنکه پیوسته در نوال اویم
گر بداست این عقیده و مذهب هم بر این بد بداریم یا رب
و به همین شیوه از معاویه و یزید و خاندان او بد می گوید و از آنها پروا نمی کند.
نخورم غم گر آل بوسفیان نشوند از حدیث من شادان
و البته این شیوه گفتار برای او دردسرهایی نیز به همراه داشته است که مجبور شده در نامه ای به بهرام شاه غزنوی توضیح دهد و کتاب حدیقه را نزد امام الاجل الاوحد برهان الدین ابن ا لحسن علی ابن ناصر غزنوی بفرستد و عهدهای قدیم را به او یاد آور شود و از او فتوایی دوستانه بخواهد که جلو طعنه ی نادانان را بگیرد و او را از دست جاهلان «محبّس» غزنین برهاند.
ای تو بر دین مصطفی سالار بر طریق برادری کن کار
عهد دیرینه را به یاد آور وز طریق برادری مگذر
دین حق را به حق تویی برهان هر مر ازین عقیله ها برهان
سال و مه ترسناک و اندوهگین مانده محبّوس تربت غزنین
مکن آخر برادری پیش آر وزمیان این حجاب ها بردار
6-2 آثار سنائی:سنائی، علاوه بر دیوان قصاید و غزلیات و رباعیات و مقطعات، که شامل حدود چهارده هزار بیت است. چند مثنوی نیز همه در بحر خفیف از وی باقی مانده است که مهمّترین آن «حدیقه الحقیقه» که به آن «الهی نامه و فخری نامه» نیز گویند. تعداد ادبیات این منظومه و نظم فصول و ابواب آن، در نسخه های مختلف بسیار متفاوت است. از حدود پنج هزار بیت تا حدود دوازده هزار بیت در توحید و عرفان و اخلاق و البته آن را اگر همه جا بتوان شعر خواند از آن نوع شعر باید خواند که شعر تعلیمی نام نهاده اند و مثل هر شعر تعلیمی هدف معین دارد. که در این جا تعلیم مقاصد صوفیه است. از راه خیال انگیزی و شاعری. جاهایی در آن است. که از بس تعلیم غلبه دارد در آن از ذوق و خیال اثری نیست، جاهایی نیز هست که نظم امثال و قصه ها یا آوردن تشبیهات خیال انگیز رنگی از شعر راستین بدان بخشیده است. به یک تعبیر حدیقه چیزی از نوع دایره المعارف عرفانی است، آن هم به شعر و منظوم.
در طی آن شاعر از همه چیز سخن می گوید: از خدا و رسول، از عقل و عشق، از علم و غفلت، از دوست و دشمن، از زمین و آسمان، از شاه و وزیر، حتّی از خود کتاب. لحن او نیز مثل نوای یک معلّم است. حالت کسی را دارد که شنونده را شاگرد خویش می داند. با او گفت و شنید نمی کند، او را راهنمایی می کند، در نظم حدیقه آیات و اخبار با حکمت و عرفان به هم در آمیخته است و کثرت امثال و حکایات که بعضی از آن ها لطف و زیبایی عمیق دارد نیز آن همه را چاشنی خاصی بخشیده است و کتابی که الهام بخش خداوندگار عرفان مولانا جلال الدین بلخی در سرودن مثنوی است.
که خود شاعر این گونه او را معرفی می کند:
گرچه بسیار دیده ای تألیف هیچ دیده ای بدین صفت تصنیف
هر چه دانسته ام زنوع علوم کرده ام مجله خلق را معلوم
آنچه نص است و آنچه اخبار است وز مشایخ هر آنچه آثار است
اندرین نامه جملگی جمع است مجلس روح را یکی شمع است
از مهمّترین مسائل رویایی با حدیقه وجود نسخه های مختلف و ناهماهنگی بسیار نسخ با یکدیگر است که سرآغازش به حیات شاعر برمی گردد. آن گونه که از مقدمه رفّا بر می آید. حدیقه در زمان حیات خود شاعر مورد توّجه قرار می گیرد. و در عین حال نا اهلان روزگار دست تعدّی بدان دراز می کنند و بر آن اعتراض می کنند و او نسخه ای از آن را که «قرب ده هزار بیت بود فراهم آورده و جهت استفتا نزد برهان الدین ابوالحسن علی بن ناصر الغزنوی معروف به «بریانگر» به بغداد فرستاد تا آن را بر علما عرضه بدارد و وی را از اعتراض متعصبان برهاند. بعد از ارسال نسخه ده هزار بیتی و مرگ حکیم و فرمان پادشاه، نسخه پنج هزار بیتی ای برای دربار بهرام شاه فراهم می آورد (حکیم خود در زمان حیاتش پیش نویس آن را به دربار داده بود) که مورد عنایت قرار می گیرد؛ بدین ترتیب بدیهی است که تفاوت های بسیار در نسخه های خطّی باقی مانده از آثار سنائی را نمی توان معلول حوادث معمولی که در گذر زمان برای نسخه ها اتفّاق می افتد دانست. بلکه این تفاوت ها اغلب نشان دهنده ی دست کاری های آگاهانه ای است که شامل تغییر در واژگان، تبویب های مجدد، افزودن ها و کاستن های بسیار و … می شود.
حدیقه نخستین بار در هندوستان چاپ شد. که در میان چاپ ها از ارزش والایی برخوردار است. و در تصحیح متن تصحیح شده استاد مدرس رضوی که در ده باب تنظیم شده است:
– باب اوّل، در توحید باری تعالی که شامل معرفت، وحدت، تنزیه و تقدس، توکل، زٌهد و شوق و رضا و تسلیم است.
– باب دوم، در توصیف قرآن و جلالت آن.
– باب سوم، در نعت پیامبر و آل و اصحاب اوست که در این باب ضمن ستایش خلفای راشدین، با صمیمیت بسیار علی (ع) و فرزندان او، امام حسن و امام حسین علیها السلام را، نیز امام ابوحنیفه و شافعی را ستوده و آل ابوسفیان را نکوهش کرده است.
– باب چهارم، در توصیف عقل و احوال و افعال اوست.
– باب پنجم، در فضیلت علم.
– باب ششم، در ذکر نفس کلّی و مذّمت دنیا و دنیا پرستان است.
– باب هفتم، در غرور و غفلت و نسیان و توصیف مرگ است.
– باب هشتم، در مدح بهرام شاه و بزرگان دربار اوست.
– باب نهم، در نکوهش مدعیان و مخالفان و از طبقات مختلف مردم سخن می گوید.
– باب دهم، در بیان حال شاعر و سبب تصنیف کتاب و ضعف و پیری.
1-6-2 سیر العباد الی المعاد:در هنگام اقامت شاعر در سرخس و به نام سیف الحق محمد بن منصور سرخسی سروده شده است. این مثنوی در بیان سیر و سلوک روح در مراتب ناسوت و عروج به ملکوت است. که با خطاب به باد آغاز و انجام می یابد. منظومه ای که پاسخ گوی روح پرسش گری است که درباره وجود می اندیشد و آرزوی رهیدن از خاک و رسیدن به افلاک را دارد. منظومه ای رمزی و عرفانی است که به نظمی سخته و استوار، بیان شده است و یکی از مشهورترین منظومه های عرفانی زبان فارسی است. بارها چاپ شده و از جمله چاپ های مدرس رضوی و شروحی بر آن نوشته اند.
2-6-2 کارنامه بلخ:
یا مطایبه نامه ظاهراً اولین مثنوی حکیم است که منظومه ی کوتاهی است در حدود پانصد بیت که نسایی به هنگام اقامت در بلخ آن را سروده و به غزنه فرستاده است و در آن به گوشه هایی از زندگی شخصی خودش و پدرش و بعضی از معاصرانش اشاره کرده است. که یادآور منظومه ای از مسعود سعد در همین ابواب است.
3-6-2 تحریمه القلم:
مثنوی بسیار کوتاهی است در حدود صد بیت که خطاب به قلم سروده است و به مخاطب اندرز می دهد. که از زٌهد ریایی بپرهیزید. این مثنوی با سوگند به پیامبر (ص)، امام علی (ع) و دو فرزند فاطمه (س) پایان می یابد تحریمه القلم نخستین بار به وسیله استاد مینوی در مجله فرهنگ ایران زمین 1335 هـ.ش منتشر شد.
4-6-2 مکاتیب سنائی:
استاد نذیر احمد از محققان برجسته ی هند، مجموعه ی آثار مثنوی سنائی را که محدود به چند نامه است در یک کتاب گردآوری و نقد و بررسی کرده است و آن را مکاتیب سنائی خوانده است.
7-2 چند اثر منسوب به سنائی1. طریق التحقیق: که تا همین چند سال قبل در انتسابش به سنائی کوچکترین تردیدی وجود نداشت امروز، بر اثر مطالعات دقیق و عالمانه ی آقای بواوتاس استاد دانشگاه اوسبالا، در سوئد، روشن شده است که نمی تواند از آثار سنائی باشد.
2. عقلنامه: به قراین سبک شناسی و به دلایل نسخه شناسی نمی تواند از آن سنائی باشد. موضوع این مثنوی مراقب انسان است او باید از یکی از شعرای قرن هشتم یا نهم باشد.
3. عشق نامه: سبک سخن و اسلوبِ شعرها، از عوالم سخن سنائی به دور است.
4. سنائی آباد: منظومه کوچکی است. احتمالاً از یکی از شعرای قرن دهم که در آن آداب مرادو مرید را از روی کیمیای سعادت و احیاء علوم الدین غزالی به نظم در آورده است و سبک آن به سخن سنائی ارتباطی ندارد.
8-2 دیگر آثار منسوب به سنائیغریب نامه، زاد السالکین، بهرام و بهروز.9-2 جایگاه سنائی در تاریخ شعر فارسیهمیشه توفیق از آن شاعرانی است که حال و هوای تازه ای را وارد یکی از ساخت و صورت های شعری می کنند. یا خود به ایجاد ساخت و صورتی نو می پردازند. ایجاد قاب و قالب جدید در شعر یک ملت در همه ادوار تاریخی امکان پذیر نیست. اگر معنی درست و معقولی از ساخت و صورت در ذهن داشته باشیم می دانیم که این کار جز به ندرت آن هم در بزنگاه های خاصی از تاریخ ظهورش امکان پذیر نیست.
10-2 اوضاع روزگار آن زمانقرن ششم یکی از دوران های پرتلاطم تاریخ ایران است. حدود نیمی از این قرن، مقارن است با اقتدار سلجوقیان، که دوره ای است نسبتاً امن، امّا در این دوران نیز فدائیان اسماعیلیه وحشت در دلها انداخته بودند و بخصوص بزرگانی را که با باطنیان عناد می ورزیدند از پای درمی آوردند. سنجر خود، با امیران خوارزمشاهی در جنگ بود و در سالیان پایانی سلطنتش ترکان غز – که خود از خویشاوندان ترکمانان سلجوقی بودند – به خراسان حمله آوردند و آن ناحیت را بکندند و بسوختند و سنجر مالک الرقاب را به اسارت بردند. پس از سنجر، حکومت مرکزی و مقتدر سلجوقی به حکومت های ایالتی تبدیل گشت. آنان معمولاً با یکدیگر در ستیز بودند.
خوارزمشاهیان نیز – که از زمان سنجر قدرت گرفته بودند، به تدریج بر خراسان و سایر نواحی تسلّط می یافتند. این ترکان با ترکان قنقلی پیوند یافته بودند و قنقلیانکه به ترکان اعجمی معروف بودند در لشکر خوارزمشاهیان حضور داشتند و هر دو گروه همانند سایر ترک غولان نو برده در غارتگری و آدم کشی، بیداد می کردند آنچنان که – به قول صاحبّ مرصادالعباد – گویی فتنه در عراق و خراسان وطن داشت. تاخت و تاز فراوان ترکان در این دوران سبب آمده که واژه هایی چون ترکی کردن و ترکتازی و … در زبان فارسی پیدا شود.
علاوه بر این، قرن ششم، دوران رواج تعصّب های فرقه ای و عمومی شدن تصوّف و برکنده شدن عقل و برهان و استدلال بود. زیرا امام محمد غزالی در نیمه ی دوم قرن پنجم، کاری ترین ضربه را بر پیکر فلسفه و استدلال فرود آورده بود و عقاید کلامی اشاعره به ذهن مردم غالب شده بود.
فرقه های گوناگون نیز با یکدیگر در نزاع بودند. صوفیان با فلاسفه و اهل استدلال در مناظره بودند و سنیان و شیعیان و فرقه های اهل تسنن با یکدیگر در ستیز. مناقبیان و فضائلیان در کوچه ها به دست عوام دو فرقه به قتل می رسیدند. جامعه ی قرن ششم، روی در انحطاط های اجتماعی و اخلاقی داشت و از تعادل موجد در جامعه ای سالم، به دور افتاده بود. مجموعه ی این احوال از لحاظ فکری بر موضوع و سبک شاعران این دوره تأثیر گذاشته است. تصویر انسان و جامعه ی آرمانی که در شعر بعضی از شاعران این دوره – چون نظامی – دیده می شود از همین جاست.
در قرن پنجم، خواجه نظام الملک طوسی مدارس نظامیه را در چند شهر بزرگ عالم اسلام مانند بغداد و نیشابور و بلخ و هرات و اصفهان و بصره و مرو و آمل و طبرستان و موصلبنیان نهاده بود. پس از وی نیز مدارسی دیگر به وجود آمده بود. در قرن ششم توسعه ی مراکز تعلیم شگفت آور بود و کتابخانه های بزرگ و متعدّد ساخته شد. بسیاری از این مراکز از آن فرقه ای خاص بود. زبان تدریس در گروهی از این مدارس عربی بود و بیشتر علوم شرعی و وابسته های آنها تدریس می شد. بسیاری از این تحصیل کردگان به شعر و شاعری نیز می پرداختند. به سبب آشنایی این شاعران به علوم و اصطلاحات علمی، همین مسئله است.
از آغاز پیدایش علوم بلاغی در ادب عربی و فارسی تا قرن ششم، زمان قابل ملاحظه ای فاصله افتاده بود و در این مدت علمای بزرگ در علوم بلاغت ظهور کرده بودند و کتاب های مهم در این زمینه تألیف شده بود. شاعران قرن ششم با مباحث گوناگون بلاغت و بدیع آشنایی کامل داشتند و بعضی از آنان خود صاحبّ تألیف در این زمینه بودند مانند رشید و طواط مؤلف حدایق السحر، این امر سبب آمد که شعر قرن ششم از نظر رعایت معیارهای بلاغت و استعمال صنایع بدیعی، از دوران های غنی شعر فارسی باشد. در این عصر شاعرانی ظهور کرده اند که در کاربرد صنایع بدیعی افراط کرده اند یا قصاید بدیعیِ سروده اند و این خود بیانگر آن است که ذهن اکثر آنان متوجه این موضوع بوده است.
زبان فارسی از دوران صفاریان و سامانیان تا قرن ششم نیز تکامل فراوان یافته بود و برای بیان مفاهیم و اغراض گوناگون اقتداری خاص داشت. علاوه بر واژه های فراوان که از عربی به وام گرفته بود، بسیاری از گویندگان نیز با قدرت و مهارتی که در زبان فارسی داشتند، لغات و ترکیبات فراوان می ساختند و به کار می بردند آنچنان که شاعران بزرگ این قرن از نظر واژه سازی و استعمال ترکیب ها و تعبیرهای جدید در زبان فارسی ممتازند و واژه سازی های آنان در ادوار بعد نیز مورد توجه شاعران بزرگ بوده است. از نظر قالب ها و مفاهیم نیز شعر فارسی در این دوره توسعه ای خاص یافته بود.
از قرن پنجم، به تدریج زمینه هایی فراهم آمده بود برای رواج فارسی دری در مناطق غربی و مرکزی ایران. گشوده شدن بخش هایی از مناطق مرکزی از سوی سپاهیان غزنوی و آمیزش خراسانیان با ادیبان و شاعران منطقه ی عراق عجم و مهاجرت بعضی از اهل شعر و ادب به دیگر مناطق مانند مهاجرت اسدی طوسی از خراسان به آذربایجان و ظهور قطران تبریزی در آن ایالت و گسترش قلمرو سلجوقیان و خوارزمشاهیان سبب آمده بود که در نواحی مرکزی و غربی ایران چون اصفهان و آذربایجان نیز حوزه های ادبی به وجود آید و شاعران بزرگ در این حوزه ها پرورده شوند و چون سلیقه ی ادبی اینان با شاعران خراسانی تفاوت داشت، طبیعتاً شعر در این نواحی نسبت به سبک قرن پنجم و دوران سامانی دستخوش تحوّل فراوان شده بود.
اگرچه در قرن ششم هنوز خاندان ها و امیران ادب پرور و شعر دوست وجود داشته اند امّا عوامل بی اعتنایی پادشاهان به شعر هم از قرن پنجم – به تدریج – در جامعه ی ایرانی پدید آمده بود. این بی اعتنایی در قرن ششم بیشتر است، آنچنان که شاعران مدیحه سرا در ازای ثناگستری خویش صله ای درخور نمی یابند و کار آنان به ستایش دوباره و تقاضاهای مکرّر و تهدید به هجو ممدوح می کشد و بدین سبب اینگونه شاعران برآنند که شاعری به گدایی افتاده است. این گونه بازتاب ها را در شعر انوری و جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی و فرزند او کمال الدین اسماعیل می توان دید. امّا در مقابل اینان شاعران زهدپیشه و عارف مسلک هم در این قرن هستند که شعر را به خدمت زٌهد و عرفان و اخلاق گرفته اند. روشی که سنائی در شعر پارسی بنیان نهاد جریان ادبی و سبکی تازه ای به وجود آورد که نه تنها در قرن ششم بلکه در ادب عرفانی فارسی پیروان فراوان یافت و بخشی مهم از شعر فارسی قرن ششم و هفتم تا قرن نهم را تحت تأثیر قرار دارد.
اگرچه بعضی از شاعران قرن ششم، تربیت یافتگان نیمه ی دوم قرن پنجم هستند و طبیعتاً زبان شعری آنان به زبان شاعران قرن پنجم نزدیک تر است امّا خود ا ز پیشروان تغییر سبک در این دوران هم هستند مانند سنائی؛ و بعضی از شاعران نیز تقریباً همان روش شاعران قرن پنجم را دنبال می کنند و ویژگی های غالب سبک قرن ششم در شعر آنان کمتر است مانند ادیب صابر و عمعق بخارایی.
آنچنان که از دیوان ها و منظومه های این دوره برمی آید، گروهی از شاعران قرن ششم با یکدیگر ارتباط و مکاتبه داشته اند و گاهی یکدیگر را ستوده اند و گاهی کارشان به مهاجرت کشیده است. ارتباط خاقانی با استادش ابوالعلاء گنجوی و مهاجات آن دو در دیوان آنان منعکس است. قصیده ی جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی درباره ی خاقانی – که هم رنگ ستایش دارد و هم صبغه ی هجو – نزد ادبا معروف است. خاقانی پس از این قصیده، قصیده ای در ستایش اصفهان سرود با این مطلع:
نکهت حوراست یا هوای صفاهان جبهت جوزاست یا لقای صفاهان
دیوان، ص 353
ارتباط خاقانی با رشید و طواط و هجایی که خاقانی در حق او سروده از این نمونه هاست. نمونه هایی از اظهارنظر شاعران را درباره ی یکدیگر در آثار سنائی و انوری و دیگران می توان دید. این مطلب بیانگر آن است که با وجود فاصله های طولانی، شاعران این عصر با یکدیگر ارتباط داشته اند و از شعر و سخن یکدیگر مطلع بوده اند و زمینه ی تأثیر و تأثر و رقابت در میان آنان فراهم بوده است. به همین سبب گسترش سبک سنائی و تأثیرپذیری گروهی از شاعران قرن ششم از شیوه ی کلام وی، امری طبیعی است.
از دیدگاه شاعران عراقی و آذربایجانی، خراسان مهد شعر و شاعری و آمال آنان بوده است. در قرن پنجم، قطران تبریزی، شعر خوب را از خراسانیان دانسته و گفته است:
شعر او طبی است و آن او همه طمعی بود شعر او نامی است و آنِ او همه نانی بود
تا نگوید کس مرا کـان نیکتــر بـاشد از این کو خراسان دیده باشد یـا خراسانی بود
دیوان قطران، ص 102
و خاقانی شوق خویش را – در چند قصیده – برای رفتن به خراسان بیان کرده است از جمله در این قصیده:
به خراسان شوم انشاالله آن ره آسان شوم انشاالله
دیوان، ص 405
و جمال الدین عبدالرزاق گفته است:
عیب خود بیش از این نمی دانم کــز عراقـــم نـــه از خراســانم
دیوان، ص 257
این نکته خود بیانگر آن است که شاعران این مناطق به شعر و سبک شاعران خراسانی نظر داشته اند و شاعران صاحبّ سبک خراسانی مطمح نظر شاعران عراقی و آذربایجانی بوده اند، چنان که رقابت خاقانی را با عنصری و تأثیر سنائی را در خاقانی و نظامی و جمال الدین اصفهانی نمی توان نادیده انگاشت.
شعر قرن ششم از نظر تنوع مضامین نیز ممتاز است. عرفان، مدیحه، وعظ، زٌهد، تحقیق، عشق و بزم، هجو، رثاء، حبّسیه، شکوی، مفاخره از موضوعات شعری این قرن است.
11-2 ویژگی ها سخنوری سنائی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *