–85

center218440

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایرگروه حسابداری
عنوان
بررسی رابطه بین پیش بینی سود مدیریت ،عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
پایان نامه ارائه شده به مدیریت تحصیلات تکمیلی به عنوان بخشی از فعالیت های تحصیلی لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
در رشته حسابداری
استاد راهنما
دکتر محمد عظیم خدایاری
استاد مشاور
دکتر داریوش جاوید
نگارش
عباس زمانی
بهمن ماه 1394

-89535320675

تعهد نامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب عباس زمانی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته حسابداری که در تاریخ 28/11/1394 از پایان نامه/رساله خود تحت عنوان ” بررسی رابطه بین پیش بینی سود مدیریت ،عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران ”
با کسب نمره18 و درجه بسیار خوب دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم :
1 ) این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که ازدستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه ، کتاب ، مقاله و ….) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود ،نام منبع مورد استفاده و سایرمشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2 )این پایان نامه / رساله قبلاَ برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح ،پایین تر یا بالا تر ) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3 ) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل ،قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب ،ثبت اختراع و…….از این پایان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4 ) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی: عباس زمانی
تاریخ و امضا: 28/11/1394
تقدیم به :
همسرم به پاس قدر دانی از قلبی آکنده از عشق و معرفت که محیطی سرشار از سلامت و امنیت و آرامش و آسایش برای من فراهم آورده است
تقدیم به:
پدر بزرگوارم وبه محضر ارزشمند مادر عزیزمبه خاطر همه ی تلاشهای محبت آمیزی که در دوران مختلف زندگیم انجام داده اند و با مهربانی چگونه زیستن را به من آموخته
تقدیم به :
به اساتید فرزانه و فرهیخته ای که در راه کسب علم ومعرفت مرا یاری نمودند.
سپاسگزاری:
سپاس ایزد منان را که توفیق فراگیری علم را بر من عطا فرمود و مرا در کوران مشکلات و سختی ها یاری نمود،تا این رساله را با موفقیت به پایان برسانم.
به مصداق آیه شریفه((من لم یشکرالمخلوق لم یشکرالخالق)) بر خود واجب می دانم تا از زحمات استاد فرزانه جناب آقای دکتر محمد عظیم خدایاری و دکتر داریوش جاویدسپاسگذاری نمایم.
عباس زمانی
بهمن ماه 94
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش TOC o “1-3″ h z u
چکیده PAGEREF _Toc455848543 h س‌مقدمه PAGEREF _Toc455848544 h 21-1-بیان مسئله PAGEREF _Toc455848545 h 21-2-اهداف پژوهش PAGEREF _Toc455848546 h 41-3-اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc455848547 h 41-4- سؤالات پژوهش PAGEREF _Toc455848548 h 41-5- فرضیه‌ها PAGEREF _Toc455848549 h 51-6-روش‌شناسی پژوهش PAGEREF _Toc455848550 h 51-7-مدل پژوهش PAGEREF _Toc455848551 h 51-8- جامعه آماری، دوره زمانی و حجم نمونه پژوهش PAGEREF _Toc455848552 h 71-9-روش‌های گردآوری داده‌ها PAGEREF _Toc455848553 h 81-10-روش‌ تحلیل داده‌ها PAGEREF _Toc455848554 h 81-11-تعریف مفاهیم و واژگان ویژه پژوهش PAGEREF _Toc455848555 h 81-12-ساختار کلی تحقیق PAGEREF _Toc455848559 h 10فصل دوم: مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه PAGEREF _Toc455848560 h 14بخش اول: مبانی نظری PAGEREF _Toc455848561 h 142-1- سود PAGEREF _Toc455848562 h 142-2- سود اقتصادی و حسابداری PAGEREF _Toc455848563 h 152-3- پیش‏بینی سود حسابداری PAGEREF _Toc455848564 h 172-4- پیش‏بینی سود PAGEREF _Toc455848565 h 172-5- سودمندی در پیش‌بینی PAGEREF _Toc455848566 h 182-6- تعداد دفعات پیش‏بینی سود توسط مدیران PAGEREF _Toc455848567 h 192-7-عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc455848568 h 222-7-1- گزینش نادرست PAGEREF _Toc455848569 h 252-7-1-1- غربال کردن PAGEREF _Toc455848570 h 272-7-1-2- علامت دادن PAGEREF _Toc455848571 h 272-7-2- خطر اخلاقی PAGEREF _Toc455848572 h 272-8- شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc455848573 h 292-9-علل وقوع پدیده عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc455848574 h 302-10- اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام PAGEREF _Toc455848575 h 332-11-مبانی نظری تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش PAGEREF _Toc455848576 h 352-12-هزینه سرمایه PAGEREF _Toc455848577 h 381-12-1- مفهوم هزینه سرمایه PAGEREF _Toc455848578 h 382-12-2 عوامل مؤثر بر هزینه سرمایه PAGEREF _Toc455848579 h 382-12-2-1- کیفیت اطلاعات PAGEREF _Toc455848580 h 392-12-2-2- سطح افشا PAGEREF _Toc455848581 h 392-12-2-3- اندازه شرکت PAGEREF _Toc455848582 h 392-12-2-4- نوع صنعت PAGEREF _Toc455848583 h 402-12-2-5-نسبت بدهی PAGEREF _Toc455848584 h 402-12-3- اجزای هزینه سرمایه PAGEREF _Toc455848585 h 402-12-3-1- هزینه تأمین مالی از طریق بدهی PAGEREF _Toc455848586 h 422-12-3-2- هزینه سرمایه سهام ممتاز PAGEREF _Toc455848587 h 422-12-3-3- هزینه سرمایه سهام عادی PAGEREF _Toc455848588 h 432-12-4- مدلهای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام عادی PAGEREF _Toc455848589 h 442-12-4-1- مدل رشد سود های تقسیمی (گوردون) PAGEREF _Toc455848590 h 442-12-4-2- قیمت گذاری دارایی سرمایهای PAGEREF _Toc455848591 h 45فصل سوم: روش اجرای پژوهش
مقدمه PAGEREF _Toc455848595 h 583-1- نوع پژوهش PAGEREF _Toc455848596 h 583-2- فرضیه‌های پژوهش PAGEREF _Toc455848597 h 603-3- مدل تحلیلی پژوهش PAGEREF _Toc455848598 h 603-4-1- متغیر وابسته PAGEREF _Toc455848599 h 623-4-2- متغیر مستقل PAGEREF _Toc455848600 h 643-4-3- متغیر های کنترل: PAGEREF _Toc455848601 h 643-5- قلمرو پژوهش PAGEREF _Toc455848602 h 643-5-2- قلمرو زمانی PAGEREF _Toc455848603 h 653-6- جامعه آماری PAGEREF _Toc455848604 h 653-7- نمونه آماری و روش نمونهگیری PAGEREF _Toc455848605 h 653-8- نحوه جمعآوری دادهها PAGEREF _Toc455848606 h 663-9- روش‌شناسی پژوهش PAGEREF _Toc455848607 h 663-9-1- داده‌های ترکیبی PAGEREF _Toc455848608 h 683-9-2- آزمون معنیدار بودن اثرات فردی لیمر PAGEREF _Toc455848609 h 693-9-3- مدلهای تابلویی ( پانلی) PAGEREF _Toc455848610 h 713-9-3-2- روش اثرات تصادفی PAGEREF _Toc455848611 h 713-9-4- آزمون هاسمن PAGEREF _Toc455848612 h 723-9-5- آزمون‌های ناهمسانی واریانس،خود همبستگی و آزمون هم خطی PAGEREF _Toc455848613 h 733-10- مزیت استفاده از داده‌های ترکیبی نسبت به سری زمانی و مقطعی PAGEREF _Toc455848614 h 74خلاصه‌ی فصل PAGEREF _Toc455848615 h 75فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها
4-1مقدمه PAGEREF _Toc455848616 h 774-2-آمار توصیفی PAGEREF _Toc455848617 h 774-3 آزمون ریشه واحد دادههای پانل PAGEREF _Toc455848618 h 784-3 آزمون جارکو برا ( نرمال بودن داده ها) PAGEREF _Toc455848619 h 794-4- تجزیه و تحلیل فرضیه ها PAGEREF _Toc455848620 h 814-4-1- فرضیه اول PAGEREF _Toc455848621 h 814-4-2- فرضیه دوم PAGEREF _Toc455848622 h 83فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1 مقدمه PAGEREF _Toc455848623 h 875-2خلاصه پژوهش PAGEREF _Toc455848624 h 875-3 نتایج پژوهش PAGEREF _Toc455848625 h 895-3-1 نتیجه فرضیه اول PAGEREF _Toc455848626 h 895-3-2 نتایج فرضیه دوم PAGEREF _Toc455848627 h 895-4 پیشنهادات پژوهش PAGEREF _Toc455848628 h 905-4-1 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc455848629 h 905-4-2 پیشنهادهایی برای پژوهش‏های آتی PAGEREF _Toc455848630 h 915-5 محدودیتهای پژوهش PAGEREF _Toc455848631 h 91خلاصه فصل PAGEREF _Toc455848632 h 92منابع و مآخذ PAGEREF _Toc455848633 h 93

فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول آزمون لیمر فرضیه اول99جدول آزمون هاسمن فرضیه اول91جدول آزمون اثرات ثابت فرضیه اول 101جدول آزمون لیمر فرضیه دوم102جدول آزمون هاسمن فرضیه دوم103جدول آزمون اثرات ثابت فرضیه دوم104جداول اهرم مالی105جداول مربوط به حجم معاملات120چکیدهدر این پژوهش به مطالعه رابطه بین پیش بینی سود توسط مدیریت شرکت و عدم تقارن اطلاعاتی و همچنین رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی با هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. شاخص‌ شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام معیاری برای عدم تقارن اطلاعاتی و مدل گوردن و مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه ای به عنوان معیارهای هزینه حقوق صاحبان سهام استفاده شده‌اند. برای آزمون فرضیه‌های تحقیق، از داده‌های 110 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال‌های 1389 تا 1393 و مدل‌های رگرسیونی چند متغیره مبتنی بر داده‌های ترکیبی استفاده شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است بین تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود دارد. به گونه ای که افزایش تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود. یافته های تحقیق همچنین نشان می‌دهد که بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام نیز رابطه معنادار ومثبت وجود دارد.
کلید واژه: پیش بینی سود توسط مدیریت، مدل گوردون، عدم تقارن اطلاعاتی، شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام،هزینه حقوق صاحبان سهام.مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمههدف از افشای اطلاعات، کاهش توزیع نادرست اطلاعات موثر در تصمیم گیری استفاده کنندگان، در بازار سرمایه است. در صورتی که اطلاعات، نادرست توزیع شود، گروهی دارای اطلاعات بیش‌تری خواهند بود و این امر باعث به وجود آمدن شرایطی خواهد شد که به تصمیم گیری نادرست گروه دارای اطلاعات کمتر، می‌انجامد و به عبارت دیگر، منجر به انتخاب نادرست آن‌ها خواهد شد. یکی از کاربردهای بالقوه اطلاعات منتشر شده از شرکت‌ها، کاهش شکاف انتظارات سرمایه گذاران، کاهش مزیت اطلاعاتی برخی از سرمایه گذاران و در نتیجه، کاهش اثر عدم تقارن اطلاعاتی، بر هزینه سرمایه است (قائمی و رحیم پور، 1389).
در این فصل از پژوهش، ابتدا مسئله‌ی اصلی پژوهش، اهمیت و ضرورت آن مورد بحث قرار می‏گیرد. سپس توضیحاتی راجع به اهداف و فرضیات پژوهش، کاربرد نتایج آن ارائه شده و در نهایت، این فصل با تعریف واژگان کلیدی به پایان خواهد رسید. در این فصل چارچوبی کلی از مسئله‌ی پژوهش ارائه شده و در فصول بعدی چگونگی پاسخ دادن به این مسئله ارائه خواهد گردید.
1-1-بیان مسئلهادبیات بیان‌گر این است که اطلاعات یک نقش مهمی را در تعیین هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت‌ها بازی می‌کند (بوتوسان، 1997؛ بوتوسان و پلاملی، 2002؛ فرنکیس و همکاران، 2005؛ هیل، 2002؛ لیزو و ورچیا، 2000). علاوه بر این، شرکت‌ها با رویه‌های افشای اطلاعاتی بیشتر که مبتنی بر آینده است، با هزینه حقوق صاحبان سهام پایین‌تری مرتبط هستند. برای مثال، بوتوسان (1997) در رابطه با شرکت‌های تولیدی اظهار نمود که آن‌هایی که افشای اطلاعاتی بیشتری دارند در مقایسه با شرکت‌هایی که اطلاعات مبتنی بر آینده ارائه می‌کنند، هزینه حقوق صاحبان سهام کمتری را تجربه می‌کنند (پنگ هی و همکاران، 2013). سرمایه‌گذاران و مشارکت کنندگان در پی شناسایی گزینه‌ها و شرکت‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری به منظور کسب بازدهی مناسب با توجه به افق سرمایه‌گذاری و ریسک‌پذیریشان هستند. نگرانی همیشگی گردانندگان بازارهای سرمایه رسیدن اطلاعات کافی و به موقع به این بازارها جهت یاری رساندن به سرمایه‌گذاران به منظور تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و سهام موجود در این بازارها حین اخذ تصمیمات اقتصادی و با اهمیت است. فقدان اطلاعات کافی و معتبر و توزیع نابرابر آن‌ها در این بازارها منجر به اخذ تصمیمات ضعیف توسط مشارکت کنندگان در این بازارها و تخصیص غیر بهینه منابع مالی آن‌ها خواهـد شد که در ادبیات حسـابداری پدیده مـذکور تحت عنوان عدم تقارن اطلاعاتی شناخته می‌شود (کرمیر،2009).این نابرابری اطلاعاتی میان دو گروه از بازیگران این بازارها بروز می‌کند. یک قسم این نوع عدم تقارن اطلاعاتی مابین مدیریت به عنوان دارندگان اطلاعات نهانی شرکت از یک سو و افراد برون سازمانی به عنوان افراد نیازمند اطلاعات جهت ارزیابی توانایی سـودآوری شرکت و نحوه ایفای وظیفه مباشـرتی مدیریت و ارزیابی عملـکرد وی از طرف دیگر روی می‌دهد که از نبود اطلاعات کافی در باب شیوه عملکرد مدیریت برای سرمایه گذاران پیش می‌آید و از عدم توانایی سرمایه گذاران برای مشاهده نتایج عملکرد مدیریت عارض می‌شود. عدم تقارن اطلاعاتی موضوعی مهم و پرطرفدار در میان دانشگاهیان بوده و تحقیقات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است. عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند بر میزان معاملات سهام یک شرکت موثر باشد.
از سوی دیگر، بازارها از گزارشگری مالی به عنوان جانشینی برای کیفیت مدیریت استفاده می‌کنند. همچنین، بازارها اقدام به پاداش دادن به افشای داوطلبانه و شفاف سازی که بیشتر از حد گزارشگری مالی است کرده‌اند. افشای اطلاعات ناقص توسط شرکت‌ها، نبود قطعیت در میان ذینفعان را ایجاد می‌کند. این طور به نظر می‌رسد که این نبود قطعیت، برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان ریسک اطلاعاتی دارد و در این شرایط آن‌ها نرخ بازده بالاتری برای سرمایه به کار گرفته شد طلب می‌کنند. نرخ بازده بالاتر منجر به هزینه سرمایه بالاتری برای شرکت خواهد شد و در نهایت سبب می‌شود که قیمت سهام در بازار کاهش یابد. بنابراین، تحقیق جاری در پی حصول به این نکته است که آیا با افزایش تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یافته و اطمینان سرمایهگذاران به عملکرد آتی شرکت افزایش و هزینه حقوق صاحبان سهام کاهش خواهد یافت یا خیر؟ بنابراین می‌توان گفت مسئله اصلی در این پژوهش این است که آیا رابطه و همبستگی بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام وجود دارد یا خیر؟
1-2-اهداف پژوهشاهداف این تحقیق به شرح زیر است:
هدف کلی:بررسی رابطه بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در بورس اوراق بهادار تهران.
هدف آرمانی: بسترسازی جهت ارتقای کیفیت گزارشگری مالی وحصول به اهداف جامعیت گزارشگری مالی.
هدف کاربردی: فعالان بازار سرمایه و تحلیلگران مالی می‌توانند از نتایج این تحقیق در راستای تعیین میزان تأثیر تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت بر عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام بهره برداری نمایند. امید است این بهره برداری به اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بهتر و نیز تحلیل‌های جامع‌تر و کامل‌تر بیانجامد. علاوه بر این، تحقیق جاری می‌تواند بستری را جهت تحقیقات دانشگاهی در خصوص عدم تقارن اطلاعاتی، با در نظر گرفتن هزینه حقوق صاحبان سهام و تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، ارائه نماید. همچنین شواهدی را در خصوص ارتباط بین تعداد دفعات پیش بینی سود، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام ارائه می‌نماید که منجر به گسترش ادبیات هزینه حقوق صاحبان سهام و نیز ادبیات عدم تقارن اطلاعاتی کشور خواهد گردید.
1-3-اهمیت و ضرورت پژوهشاین پژوهش از دو منظر حائز اهمیت است. نخست اینکه با توجه به جستجوها و بررسی‌های صورت گرفته، ارتباط میان تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام تا کنون، در خصوص شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، مورد بررسی قرار نگرفته است. از این رو این پژوهش در نوع خود در کشور بدیع بوده و می‌تواند بستری را جهت تحقیقات آینده در این زمینه فراهم سازد. دوم، کمک به سرمایه‌گذاری، تحلیل گران و سازمان بورس اوراق بهادار و اقتصاد کشور در زمینه درک بهتر روابط بین عوامل موجود در بازار می‌باشد.
1-4- سؤالات پژوهشبا توجه به مسئله پژوهش، پژوهش حاضر مشتمل دو پرسشبه شرح زیر است:
آیا تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد.
آیا عدم تقارن اطلاعاتی بر هزینه حقوق صاحبان سهام تأثیر معنادار دارد یا خیر؟ در صورت داشتن تأثیر معنادار، جهت تأثیر چگونه می‌باشد.
1-5- فرضیه‌هافرضیه اول: بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنادار وجود دارد.
فرضیه دوم: بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه معنادار وجود دارد.
1-6-روش‌شناسی پژوهشروش‌های مختلفی برای پژوهشوجود دارد که هر یک متناسب با موضوع مورد بررسی و ماهیت زمینه تحقیق در پژوهش‌های علوم انسانی ارزشمند است. استفاده از هر یک از روش‌های تحقیق به ماهیت و زمینه تحقیق،فعالیت‌های لازم برای نتیجه‌گیری و میزان احساس مسئولیت محقق در مقابل نتایج و اهداف تحقیق بستگی دارد. این پژوهش به دنبال بررسی میزان همبستگی بین متغیر های عملیاتی در یک دسته شرکت‌های نمونه است که نوع داده های آن‌ها تاریخی (پس رویدادی) می‌باشد و با توجه به اینکه محققین قصد دست‌کاری در متغیرها به جهت سنجش آثار آن روی متغیر دیگر ندارند (تحقیقات آزمایش و شبه آزمایش)، در نتیجه نوع روش تحقیق توصیفی- همبستگی می‌باشد. به عبارت دیگر، در این تحقیق به بررسی وجود رابطه و همبستگی بین متغیرها از طریق رگرسیون می‌پردازیم. بنابراین، تحقیق حاضر از جمله تحقیقات علی نیز تلقی میشود. به دلیل مشاهده و تعمیم نتایج آن‌ها، از نظر استدلال این تحقیق استقرایی است.
1-7-مدل پژوهشچارچوب نظری، الگویی مفهومی و بنیادین است که تمام پژوهش بر روی آن بنا می‌شودو از طریق آن پژوهشگر بین عواملی که در ایجاد مسئله پژوهش اهمیت دارند، ارتباط برقرار می‌کند و فرضیه‌های قابل آزمون خود را ایجاد می‌کند. مدل تحلیلی نوعی نمودار سازی برای متغیرهای استخراج‌شده از چارچوب نظری پژوهش است (خاکی، 1382).
تعداد دفعات معاملات
حجم معاملات سهام
عدم تقارن اطلاعاتی
تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت
هزینه حقوق صاحبان سهام
کل دارایی ها
اهرم مالی
ارزش دفتری به ارزش بازار
اندازه
قیمت سهام

برای بررسی فرضیه اول پژوهش بر مبنای پژوهش‌های فا و همکاران ( 2012) و لین و همکاران (2012) مدل زیر ارایه گردیده است:

عبارت است از عدم تقارن اطلاعاتی شرکت در سال .
عبارت است از تعداد پیش بینی سود توسط مدیریت شرکت در سال .
عبارت است از حجم معاملات سهام (تعداد سهام معامله ‌شده) سهام شرکت در طول سال مالی تقسیم بر تعداد سهام شرکت مورد نظر در پایان سال مالی.
عبارت است از ریشه دوم تعداد دفعات معاملات سهام شرکت در سال ؛
عبارت است از اندازه (لگاریتم طبیعی ارزش بازار) شرکت در سال .
عبارت است از لگاریتم طبیعی قیمت سهام شرکت در سال .
برای آزمون فرضیه دوم پژوهش، بر مبانی پژوهش‌های فا و همکاران ( 2012)، های و همکاران ( 2009) و زیائو فنگ، 2006 مدل تحلیل زیر ارایه گردیده است:

که در آن:
عبارت است از هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت در سال .
عبارت است از ارزش دفتری سهام شرکت در سال به ارزش بازار آن.
عبارت است از لگاریتم طبیعی کل دارایی‌های شرکت در سال .
عبارت است از اهرم مالی (نسبت کل بدهی‌ها به کل دارایی‌ها) شرکت در سال .
عبارت است از خطای باقی مانده شرکت در سال .
1-8- جامعه آماری، دوره زمانی و حجم نمونه پژوهشجامعه آماری (): جامعه آماری پژوهش جاری کلیه شرکت‌های تولیدی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
قلمرو مکانی: مکان انجام این پژوهش بورس و اوراق بهادار تهران است.
قلمرو زمانی: قلمرو زمانی تحقیق سال‌های بین 1389 تا 1393 را در بر می‌گیرد.
نمونه آماری (): نمونه آماری این پژوهش برای آزمون فرضیه تحقیق، مشتمل بر شرکت‌هایی است که از ویژگی‌های زیر همزمان برخوردار بوده‌اند:
شرکت‌های مورد نظر جزو بانک‌ها، واسطه‌گری مالی، لیزینگ و شرکت‌های بیمه نباشند.
پایان سال مالی شرکت، منطبق بر پایان اسفند ماه باشد.
شرکت تغییر سال مالی و تغییر فعالیت نداشته باشد.
سهام شرکت حداقل هر سه ماه یک بار معامله شده باشد.
شرکت‌های مورد نظر از ابتدا تا انتهای تحقیق در عضویت بورس اوراق بهادار باشند.
تمامی داده‌های مورد نیاز آن‌ها در طی ساله‌ای 1389 الی 1393 در دسترس باشد.
1-9-روش‌های گردآوری داده‌هابرای جمع‌آوری اطلاعات مربوط به پژوهش به محل نگهداری صورت‌های مالی در بورس اوراق بهادار مراجعه شده و اطلاعات مورد نیاز با بررسی صورت‌های مالی ارائه شده و در برخی موارد با استفاده از لوح فشرده (که شامل اطلاعات صورت‌های مالی و اطلاعات مربوط به روند معاملات سهام شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس می‌باشد) یا سایت کودال گردآوری خواهد شد.
1-10-روش‌ تحلیل داده‌هاابتدا داده‌های جمع‌آوری شده را در قالب بانک اطلاعاتی ذخیره کرده و سپس با انتقال این داده‌ها به نرم افزارهای EXCELو eviews زمینه تجزیه و تحلیل این داده‌ها از طریق رگرسیون و نتایج حاصل از آن‌ها فراهم می‌شود.
1-11-تعریف مفاهیم و واژگان ویژه پژوهشالف- متغیر وابسته:عدم تقارن اطلاعاتی: در تصمیم گیری بابت انجام معاملات، عدم تقارن اطلاعاتی هنگامی بروز می‌کند که یکی از طرفین معامله اطلاعات بیشتر یا بهتری نسبت به طرف دیگر معامله داشته باشد. عدم تقارن اطلاعاتی عدم توازن قدرت در مبادلات را سبب خواهد شد که گاهی ممکن است سبب مبادلات اشتباه گردد (ویلسون، 2008). در این پژوهش برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیار شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به شرح زیر استفاده خواهد شد (کرمیر و همکاران،2013):

که در آن:
: عبارت است از اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام شرکت در سال ؛
: عبارت است از قیمت پیشنهادی فروش سهام؛
: عبارت است از قیمت پیشنهادی خرید سهام.
شایان ذکر است که متغیر عدم تقارن اطلاعاتی در مدل اول پژوهش در نقش متغیر وابسته و در مدل دوم پژوهش در نقش متغیر مستقل می‌باشد.
هزینه حقوق صاحبان سهام: برای کسب نتایج متقن و قابل اتکا تر بر اساس تحقیق انجام شده توسط ثقفی و دیگران (1389) از دو مدل زیر برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام استفاده خواهد شد:
الگوی گوردن: در این الگو نرخ بازده مورد انتظار سهامداران (هزینه حقوق صاحبان سهام) به شرح زیر محاسبه می‌شود (ثقفی و بولو، 1388):

که در آن Ke، نرخ بازده مورد انتظار سهامداران؛ D1، سود سهام مورد انتظار سال آینده (که از حاصل ضرب سود سهام سال جاری در نرخ رشد g محاسبه می‌شود)؛ P0، قیمت سهام در ابتدای سال (اولین روز معاملاتی) و g، نرخ رشد مورد انتظار است (که بر اساس میانگین هندسی نرخ رشد فروش طی دوره مورد بررسی محاسبه می‌شود).
الگوی قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM):
این الگو، بازده سهام را تابعی از ریسک بازار تلقی می‌کند و بر رابطه زیر مبتنی است:

به گونه ای که، E(ri)، بازده مورد انتظار سهام i؛ rf، نرخ بازده بدون ریسک (نرخ اوراق مشارکت)؛ E(rm)، بازده مورد انتظار بازار و βi، حساسیت تغییرات بازده سهم به تغییرات بازده بازار که برای محاسبه آن از رابطه زیر استفاده خواهد شد:

: عبارت است از کوواریانس با بازده سهام شرکت و بازده بازار،: عبارت است از واریانس بازده بازار.
ب- متغیر های مستقل:ج- متغیر های کنترل: عبارت است از ارزش دفتری سهام شرکت در سال به ارزش بازار آن.
عبارت است از لگاریتم طبیعی کل دارایی‌های شرکت در سال .
عبارت است از اهرم مالی (نسبت کل بدهی‌ها به کل دارایی‌ها) شرکت در سال .
عبارت است از حجم معاملات سهام (تعداد سهام معامله ‌شده) سهام شرکت در طول سال مالی تقسیم بر تعداد سهام شرکت مورد نظر در پایان سال مالی.
عبارت است از ریشه دوم تعداد دفعات معاملات سهام شرکت در سال ؛
عبارت است از اندازه (لگاریتم طبیعی ارزش بازار) شرکت در سال .
عبارت است از لگاریتم طبیعی قیمت سهام شرکت در سال .
1-12-ساختار کلی تحقیقفصل اول :از نظر گذشت، در سایر فصل‌ها مطالبی به شرح و ترتیب زیر ارائه می‌شود:
فصل دوم: در این فصل، ادبیات موجود در زمینه بررسی رابطه بین تعداد دفعات پیش بینی سود مدیریت، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می‌گیرد. در پایان، پیشینه تحقیق‌های انجام‌شده در ایران و سایر کشورها بیان می‌شود.
فصل سوم: طی فصل سوم روش اجرای تحقیق ارائه می‌شود. روش‌های گردآوری اطلاعات، روش‌های تجزیه و تحلیل اطلاعات، جامعه آماری و نمونه انتخاب‌شده و روش‌های آماری مورد استفاده در تحقیق نیز در این فصل ارائه می‌شود.
فصل چهارم: در فصل چهارم اطلاعات گردآوری‌شده مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. نتایج به دست آمده از آزمون فرضیه‌ها و آمار توصیفی در این فصل تشریح می‌شود.
فصل پنجم :در آخرین فصل، خلاصه‌ای از نتایج به دست آمده و نتیجه‌گیری کلی ارائه می‌شود. با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهادهای لازم ارائه می‌گردد.
خلاصه فصلاین فصل پس از ارایه مقدمه، با شرح و بیان مسئله پژوهش آغاز شده است و سپس اهمیت و ارزش پژوهش بیان گردید. در ادامه هدف از انجام این پژوهش و فرضیه‌های متناسب با اهداف این پژوهش ارائه شده است که شامل دو فرضیهاست. همچنین روش انجام پژوهش، ابزار جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، جامعه‌ی آماری و روش‌های آماری مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات به طور مختصر ذکر شد. در پایان این فصل واژههای عملیاتی مورد استفاده در متن پژوهش، تعریف شده است.
فصل دوممروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمهدر فصل اول به تبیین ابعاد کلی پژوهش پرداخته شد. موارد کلی مطرح شده در فصل قبل با بیان مسئله و اهمیت موضوع تحقیق آغاز و با ارائه فرضیه های کلی تحقیق و اهداف انجام تحقیق ادامه پیدا کرد. همچنین در پایان متغیرها، محدودیت‌ها و تعریف واژه‌ها و اصطلاحات تحقیق به صورت مختصر ارائه شد. در ایـن فصل به بررسی مبانـی نظـری تحقیق که شامل موارد مربوط به مدیریت سود، عدم تقارن اطلاعاتی و عدم اطمینان‌های محیطی است، پرداخته می‌شود. در قسمت پایانی فصل نیز به پیشینه برخی از پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده پیرامون بررسی ارتباط بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی در شرایط عدم اطمینان‌های محیطی در داخل و خارج از کشور پرداخته می‌شود.
بخش اول: مبانی نظری2-1- سودهدف از ارائه صورت‌های‌ مالی، ارائه‌ اطلاعاتی‌ تلخیص‌ و طبقه‌بندی‌ شده‌ درباره‌ وضعیت‌ مالی، عملکرد مالی‌ و انعطاف‌پذیری‌ مالی‌ واحد تجاری‌ است‌ که‌ برای‌ طیفی‌ گسترده‌ از استفاده‌کنندگان‌ صورت‌های‌ مالی‌ در اتخاذ تصمیم‌های‌ اقتصادی‌ مفید واقع‌ گردد)هیئت تدوین استانداردهای حسابداری 1381). سود گزارش شده در صورت سود و زیان یکی از عناصر کلیدی صورت‌های مالی است. این رقم کمیتی است که قاعدتاًٌ باید نتیجه عملکرد یک واحد تجاری را در طی یک دوره‌ی مالی معین نشان دهد. به دیگر سخن، استفاده از عنصر سود در مدل‌های ارزش‌گذاری قیمت سهام و ارزیابی عملکرد بنگاه‌های اقتصادی، در عین این که بر مبنای منطق قیاسی توجیه پذیر است، با نتایج تحقیقات علمی نیز منطبق است و نتایج بسیاری از آن‌ها موید این است که سود گزارش شده حاوی اطلاعاتی است که با ارزش‌گذاری قیمت سهام شرکت‌ها مربوط است (ظریف فرد، 1378) .
یکی از اقلام با اهمیت صورت‌های مالی سود می‌باشد که از آن تعاریف متعددی ارائه شده است، از جمله این تعاریف به شرح زیر:
سود یا زیان خالص عبارت ‌است از تغییر در حقوق صاحبان سرمایه یعنی در خالص دارایی‌های یک واحد تجاری طی یک دوره مالی که از فعالیت‌های انتفاعی و مستمر واحد تجاری و عملیات فرعی، رویدادهای تصادفی و سایر عملیات، رویدادها و شرایط موثر بر واحد تجاری غیر از منبع صاحبان سرمایه ناشی شده، به دیگر سخن، سود یا زیان خالص فرایند کلیه تغییرات در حقوق صاحبان سرمایه طی یک دوره با استثنای تغییرات ناشی از سرمایه‌گذاری توسط صاحبان سرمایه و توزیع منابع بین آنان است (عالی‌ور، 1370).
هدف اولیه از گزارش سود، تأمین و ارائه اطلاعات مفید برای افرادی است که بیشترین علاقه را به گزارش‏های مالی دارند. اما تبیین هدف‏های مشخص‏تر نیز، برای درک بهتر گزارشگری سود ضرورت دارد. یکی از هدف‏های اساسی که با اهمیت‏ترین هدف از دیدگاه تمامی استفاده‏کنندگان گزارش‏های مالی محسوب می‏شود، ایجاد تمایز بین سرمایه‏گذاری و سود (منابع و جریان‏ها)، به عنوان بخشی از فرایند توصیفی حسابداری است. هدف‏های مشخص گزارش سود شامل موارد زیر است:
الف- استفاده از سود به عنوان معیاری برای اندازه‏گیری کارایی مدیریت.
ب- استفاده از مبالغ تاریخی سود برای پیش بینی آینده واحد انتفاعی و توزیع آتی سود سهام.
ج- استفاده از سود به عنوان معیاری برای اندازه‏گیری دستاوردها و همچنین نشانه‏ای از تصمیمات آتی مدیریت (هندریکسون و بردا، 1994). تئوری، شیوه محاسبه و کاربرد سود همواره کانون توجه ادبیات اقتصاد، حسابداری و مالی قرار داشته است. در ادامه، مفهوم سود از هر دو دیدگاه اقتصادی و حسابداری مورد بحث واقع می‌شود.
2-2- سود اقتصادی و حسابداریتعریف مفهوم اقتصادی سود عموماً به اقتصاددانی همچون هیکس (1939) نسبت داده می‌شود: هدف محاسبه سود در امور خاص این است که به مردم نشان دهیم چه مقدار آن‌ها می‌توانند مصرف کنند بدون آن که نیازمند شوند. به نظر می‌رسد سود یک فرد به عنوان حداکثر مقداری است که فرد می‌تواند در طول هفته مصرف کند و همچنان در پایان هفته به خوبی اول هفته که شروع کرده باشد. اگر چه تعریف هیکس بر سود فردی تاکید دارد، اما این مفهم می‌تواند به عنوان مبنایی برای تعیین سود تجاری با عوض کردن واژه‌ی مصرف کردن با توزیع کردن قرار گیرد. بنابراین، سود تجاری تغییر خالص دارایی‌ها در نتیجه فعالیت تجاری در طول دوره‌ی حسابداری خواهد بود. به عبارت دیگر، سود تجاری تغییر خالص دارایی‌ها به استثنای سرمایه‌گذاری‌های مالکان و توزیع سود بین آن‌ها است. لازم به ذکر است که این مفهوم تعیین سود از سود حسابداران با عنوان حفظ سرمایه نام گرفته است (کردستانی 1381). به طور کلی، از منظر اقتصادی سود به عنوان افزایش در رفاه تعبیر می‌شود. این تعریف از دیدگاه معنایی دارای تفسیر پذیری بالایی بوده و به دیگر سخن از قابلیت فهم زیادی برخوردار است.
سود حسابداری به بیان ساده بدین گونه تعریف می‌شود: تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معاملات دوره و بهای تاریخی منقضی شده مربوطه. این تعریف بیانگر این است که سود حسابداری دارای پنج ویژگی می‏باشد:
1- سود حسابداری مبتنی بر معاملات واقعی است که شرکت آن‌ها را انجام داده است (سود حسابداری اصولاً از تفاوت درآمد فروش کالاها یا خدمات با هزینه‏های لازم برای انجام دادن این فروش بدست می‏آید). بر حسب سنت، حرفه حسابداری برای محاسبه سود از روش معاملاتی استفاده کرده است. این معامله یا داد و ستد می‏تواند درون سازمان یا برون سازمان باشد. معاملات آشکار یا برون سازمانی، در نتیجه کالاها یا خدماتی که شرکت از سایر واحدها می‏خرد یا به آن‌هامی‌فروشد انجام می‌شود و معاملات پنهان (درون سازمانی) به سبب استفاده یا تخصیص دارایی‏ها در درون شرکت انجام می‌شوند. معاملات برون سازمانی از آن جهت آشکار هستند که بر یک سری مدارک عینی استوار هستند. معاملات درون سازمانی بدان سبب پنهان هستند که بر مبنای مدارکی قرار دارند که چندان عینی نمی‏باشند.
2- سود حسابداری بر مبنای فرض دوره زمانی، به عنوان یک امر بدیهی قرار دارد و به عملکرد مالی شرکت در طی یک دوره زمانی مفروض یا مشخص اشاره دارد.
3- سود حسابداری که بر مبنای اصل تحقق درآمد قرار دارد، ایجاب می‏کند که درآمد تعریف شود، آن‌را اندازه‏گیری و شناسایی (ثبت) نمود. به طور کلی، اصل تحقق درآمد معیار یا آزمونی است برای شناسایی (ثبت) درآمد و در نتیجه شناسایی (ثبت) سود.
4- سود حسابداری ایجاب می‏کند که اصل بهای تاریخی به صورت دقیق رعایت شود. یک دارایی تا زمانی که فروش تحقق می‏یابد بر مبنای بهای تمام شده ثبت می‏شود و در آن زمان هر نوع تغییری در ارزش شناسایی می‏شود.
5- سود حسابداری ایجاب می‏کند که درآمدهای تحقق یافته دوره، در رابطه با هزینه‏های مربوط، متناسب یا ذی‏ربط مورد توجه قرار گیرند. از این رو سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارد (ریاحی بلکویی، 1381).
2-3- پیش‏بینی سود حسابداریبسیاری از سرمایه‌گذاران، پیش‌بینی سود آتی را به عنوان عامل تعیین‌کننده در پیش‌بینی توزیع سود سهام آینده به کار می‌برند. بدیهی است که سود سهام مورد انتظار به نوبه خود نقش تعیین‌کننده‌ای در قیمت‌گذاری ارزش جاری سهام یا کل واحد تجاری دارد، از آنجا که پیش‌بینی سود برای سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران از اهمیت والایی برخوردار است.
2-4- پیش‏بینی سودیکی از هدف‏های حسابداری و تهیه صورت‌های مالی، فراهم کردن اطلاعات سودمند به منظور تسهیل تصمیم‌گیری است. یکی از ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری، نیز سودمندی در پیش‌بینی است. معیار ارزش پیش‌بینی، احتمال وجود ارتباط بین رویدادهای اقتصادی مورد علاقه تصمیم‌گیرنده و متغیرهای پیش‌بینی کننده است. این مفهوم از مدل‌های ارزشیابی سرمایه‌گذاری استخراج شده است. اگر اطلاعات حسابداری برای تصمیم‌گیری سودمند باشد، باید امکان پیش‌بینی بعضی از رویدادهایی را فراهم کند که به عنوان داده‌های ورودی مدل‌های تصمیم‌گیری استفاده می‌شود. مدل‌های تصمیم‌گیری را می‌توان از طریق تئوری‌های توصیفی، واکنش سرمایه‌گذاران و بازار به اطلاعات حسابداری شناسایی کرد. حسابداری یکی از اطلاعات اصلی مورد استفاده در این مدل‌ها است (خالقی مقدم و رحمانی، 1382).
پیش‌بینی سود حسابداری و تغییرات آن به عنوان یک رویداد اقتصادی از دیرباز مورد علاقه سرمایه‌گذاران، مدیران، تحلیل‌گران مالی، پژوهشگران و اعتباردهندگان بوده است. این توجه ناشی از استفاده از سود در مدل‌های ارزیابی سهام، کمک به کارکرد کارایی بازار سرمایه، ارزیابی توان پرداخت، ارزیابی ریسک، ارزیابی عملکرد واحد اقتصادی و مباشرت مدیریت، ارزیابی نحوه انتخاب روش‌های حسابداری توسط مدیریت و استفاده از پیش‌بینی‌های سود در پژوهش‌های اقتصادی، مالی و حسابداری است (شریعت پناهی و قاسمی، 1384).
پیش‌بینی سود حسابداری، میزان رشد و تغییرهای آن مورد علاقه سرمایه‌گذاران، مدیران، تحلیل‌گران مالی، پژوهشگران و اعتباردهندگان است. این توجه به دلیل استفاده از سود در مدل ارزیابی سهام (ارتباط مفروض بین سود و جریان‌های نقدی)، کمک به کارکرد کارایی بازار سهام (ارتباط بین تغییرات سود و تغییرات قیمت سهام)، ارزیابی توان پرداخت (سود سهام، بهره و تعهدات)، ارزیابی عملکرد واحد اقتصادی و مباشرت مدیریت، ارزیابی نحوه انتخاب روش‌های حسابداری توسط مدیریت و استفاده از پیش‌بینی‌های سود در پژوهش‌های اقتصادی، مالی و حسابداری است (خالقی مقدم و رحمانی، 1382).
پیش‌بینی،عاملی کلیدی درتصمیم‌گیری‌ها‌ی اقتصادی است. سرمایه‌گذار‌ان،اعتباردهندگان،مدیریت ودیگراشخاص درتصمیم‌گیری‌های اقتصادی متکی به پیش‌بینی و انتظارات هستند. ازآنجایی که سرمایه‌گذاران وتحلیل‌گران مالی ازسودبه عنوان یکی از معیارهای اصلی برای ارزیابی شرکت‌هااستفاده می‌کنند،آنان تمایل به اندازه‌گیری میزان سودآوری آتی دارندتانسبت به نگهداری یافروش سهام خودتصمیم‌گیری کنند. آنان با پیش‌بینی سود،نسبت به وضعیتی که شرکت قضاوت می‌کنند. زیرادراصل تفاوت در این پیش‌بینی‌ها است که تخصیص منابع سرمایه به بخش‌هاوواحدهای مختلف تجاری را تعیین می‌کند. این موضوع برای سرمایه‌گذاران بالقوه نیزاهمیت دارد. آن‌ها باپیش‌بینی جریان‌های نقدی وسودهای آتی،نسبت به سرمایه‌گذاری وتخصیص منابع سرمایه خود اقدام می‌کنند. به طور کلی ارزش اطلاعات حسابداری با ارزش ومحتوای پیش‌بینی آن سنجیده می‌شود‌. ازاین‌روهرگونه پژوهش که توان حسابداری رابرای شناخت محتوای اطلاعات حسابداری،به ویژه ازنظرتوان پیش‌بینی افزایش دهد،به همان نسبت برای حسابداری مهم است وبه همین ترتیب برای زمینه‌های مربوط به حسابداری نظیرمدیریت امورمالی اهمیت دارد (علوی طبری و جلیلی، 1385).
2-5- سودمندی در پیش‌بینیمفهوم سودمندی در پیش‌بینی، از مدل‌های ارزشیابی سرمایه‌گذاری نتیجه می‌شود که هیئت استانداردهای حسابداری مالی در بیانیه شماره یک مفاهیم حسابداری مالی آن را این‌چنین تعریف می‌کند: کیفیت اطلاعات که به استفاده‌کنندگان کمک می‌کند. به صورت فزاینده، احتمال وقوع نتایج گذشته یا حال را برای پیش‌بینی به کار گیرند. هندریکسون وبردا (1994)، بر این باورند که اگر اطلاعات حسابداری برای تصمیم‌های سرمایه‌گذاری مربوط و مهم است، این اطلاعات باید در مدل‌های تصمیم‌گیری توسط سرمایه‌گذاران به‌کاربرده شود. بنابراین، این پرسش مطرح می‌شود که مدل‌های تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران کدام‌اند؟ برای پاسخ به این پرسش باید پژوهش‌های انجام می‌شد تا رفتار سرمایه‌گذاران نسبت به داده‌های حسابداری و همچنین مدل‌های تصمیم‌گیری مطالعه شود. این مطالعات در دو دسته پژوهش‌های حسابداری و همچنین نظریه‌های توصیفی رفتار سرمایه‌گذاران و عکس‌العمل بازار دنبال شد. اما مهم‌ترین مشکل این است که دانسته‌های سرمایه‌گذاران به اطلاعاتی محدود می‌شود که در اختیار آنان قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد تو نایی پیش‌بینی اطلاعات حسابداری، موضوع بسیاری از تصمیم‌های آتی و تدوین استانداردها باشد.
2-6- تعداد دفعات پیش‏بینی سود توسط مدیرانسودیکی ازاقلام مهم واصلی صورت‌های مالی است که توجه استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی رابه خودجلب می‏کند. سرمایه‏گذاران، اعتباردهندگان، مدیران، کارکنان، تحلیلگران، دولت و دیگر استفاده‏کنندگان صورت‏های مالی از سود به عنوان مبنایی جهت اتخاذ تصمیمات سرمایه‏گذاری، اعطای وام، سیاست پرداخت سود، ارزیابی شرکت‏ها، محاسبه مالیات و سایر تصمیمات مربوط به شرکت استفاده می‏کنند (مشایخ و شاهرخی، 1386).
اطلاعات ارائه‌شده توسط شرکت و در نتیجه سود، مبتنی بر رویدادهای گذشته شرکت است اما سرمایه‏گذاران، نیازمند اطلاعاتی راجع به آینده شرکت می‏باشند. یکی از دیدگاه‏های موجود در این زمینه، ارائه صرفاً تاریخی و جاری توسط واحد تجاری است البته به نحوی که سرمایه‏گذاران بتوانند خود پیش‏بینی‏های مربوط به آینده را انجام دهند. دیدگاه دیگر این است که مدیریت با در دست داشتن منابع و امکانات به انجام پیش‏بینی‏های قابل‌اعتماد بپردازد و با انتشار عمومی این پیش‏بینی‏ها، کارایی بازارهای مالی را افزایش دهد (مشایخ و شاهرخی، 1386).
تصمیم‌گیری درباره انتخاب بین دودیدگاه بالامشکل به نظرمی‌رسدزیرادرک قابل‏قبول یا ازنحوه پردازش اطلاعات توسط سرمایه‌گذاران موجودنیست وتئوری بازارکارابر میزان و سرعت تأثیر اطلاعات مالی بر قیمت سهام تاکید دارد. به طور کلی، نظر اغلب دست‏اندرکاران مالی بر این است که انتشار پیش‏بینی‏های مالی به اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری کمک می‏کند (مشایخ و شاهرخی، 1386).
پیش‏بینی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کندتافرایندتصمیم‌گیری خودرابهبودبخشندو خطر تصمیم‏های خود را کاهش دهند. آن‌ها علاقه دارند، منافع آینده سرمایه‌گذاری خود رابرآوردنمایندتابتواننددرباره دریافت سودنقدی آینده ونیزارزش سهام خودداوری کنند.
بیوردراین‌باره می‏گوید: پیش‏بینی‏هارامی‏توان بدون اخذتصمیم انجام دادولی کوچک‌ترین تصمیم‌گیری را نمی‏توان بدون پیش‏بینی انجام داد.
پیش‏بینی،عاملی کلیدی درتصمیم‏گیری‏ها‏ی اقتصادی است. سرمایه‏گذاران،اعتباردهندگان،مدیران ودیگراشخاص درتصمیم‏گیری‏های اقتصادی متکی به پیش‏بینی و انتظارات هستند. ازآنجاییکه سرمایه‏گذاران وتحلیلگران مالی ازسودبه عنوان یکی از معیارهای اصلی برای ارزیابی شرکت‏هااستفاده می‏کنند،از آن جهت مدیران تمایل دارند که سودهای آتی را پیش‌بینی کنند و وضعیت واحد تجاری برای آن‌ها مطلوب جلوه دهند (آقایی، 1373).
تنوع منابع پیش‏بینی سود سبب توجه به دقت درپیش‌بینی می‏شود. منبعی که به درصد اشتباه کمتری بینجامدیعنی پیش‏بینی به واقعیت نزدیک باشد،مطمئن‌ترخواهدبود. دردنیا پژوهش‏های زیادی به مقایسه دقت پیش‏بینی سودتوسط مدیران بامدل‏های سری زمانی یا پیش‏بینی سودتوسط تحلیلگران بامدل‏های سری زمانی یامقایسه هرسهم مدل باهم پرداختهاست. نتایج اکثرپژوهش‏هانشان می‏دهد؛پیش‏بینی مدیران یاتحلیلگران نسبت به پیش‏بینی براساس مدل‏های سری زمانی دقیق‏تراست. درکشورمابه طوررسمی تحلیلگرانی وجودنداردکه به پیش‏بینی سودبپردازند،یا پیش‏بینی‏های آن‌ها به صورت مدون وجودندارد،سرمایه‏گذاران یاازپیش‏بینی مدیران استفاده می‏کنندیااینکه خود رأساًاقدام به پیش‏بینی سودمی‏نمایند. یافته‏های کرک و مالک یل (1968)، نشان می‏دهد که دقت پیش‏بینی تحلیلگران از دقت پیش‏بینی‏های حاصله از مدل‏های سری زمانی بیشتر است. رول‌اند(۱۹۷۸)، پیش‏بینی مدیران راباپیش‏بینی تحلیلگران وهمچنین هریک رابا پیش‏بینی مدل‏های سری زمانی مقایسه نمود. شواهدحاصله ازپیش‏بینی‏های سال۱۹۶۹تا ۱۹۷۳نشان داد؛پیش‏بینی مدیران نسبت به تحلیلگران ازدقت بیشتری برخورداراست اما تفاوت آن‌ها بااهمیت نیست. علاوه براین،پیش‏بینی تحلیلگران درصورتی که قبل از پیش‏بینی مدیران اعلام شودنسبت به زمانی که این پیش‏بینی بعدازپیش‏بینی مدیران اعلام شود،ازدقت کمتری برخورداراست. مقایسه این دوپیش‏بینی بامدل‏های سری زمانی حاکی ازآن بودکه پیش‏بینی تحلیلگران هنگامیکه قبل ازپیش‏بینی مدیران اعلام شود، برمدل‌های سری زمانی برتری ندارد (مشایخ و شاهرخی، 1386).
بیکی (۱۹۸۰)، دقت پیش‏بینی‏های سودمدیریت راباپیش‏بینی‏های سودتحلیلگران موردمقایسه قرارداد. نتایج بررسی۱۵۶پیش‏بینی از۱۲۱شرکت برای دوره۱۹۷۱تا۱۹۷۴نشان داد؛ پیش‏بینی‌های مدیریت نسبت به پیش‏بینی‏های تحلیلگران ازدقت بالاتری برخورداراست. این نتیجه زمانی که پیش‏بینی‏های مدیریت قبلازتحلیلگران منتشرمی‏شود،بارزتراست.
پیش‏بینی‎ مدیران رابطه مستقیمی با وضعیت شرکت دارد، به طوری که اگر وضعیت بالفعل و بالقوه شرکت خوب باشد مدیران تمایل بیشتری دارند تا سودهای آتی را پیش‏بینی کنند با این کار مدیران، سرمایه‌گذاران را بیشتر ترغیب می‏کنند تا در شرکت سرمایه‏گذاری کنند. یافته‏های میلر (2002) نشان می‏دهد، شرکت‏هایی که رشد سود بالایی دارند تمایل بیشتری دارند که سودهای خود را پیش‌بینی کنند و در این شرکت‏ها تعداد دفعات پیش‏بینی سود بیشتر از دیگر شرکت‏ها است. با افزایش در تعداد دفعات پیش‏بینی سود اطلاعات افشاشده افزایش می‏یابد و عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و ذی‏نفعان کاهش می‏یابد، بدین ترتیب اعتماد سرمایه‏گذاران به شرکت بیشتر می‏شود. زمانی که اطلاعات برای سرمایه‏گذاران کمتر افشا شود عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می‌یابد، این امر باعث کاهش اعتماد سرمایه‏گذاران به شرکت می‏شود. تعداد دفعات پیش‏بینی مدیران به میزان ریسک گریزی آن‌ها بستگی دارد به عبارت دیگر هرچه ریسک گریزی مدیران بیشتر باشد تمایل کمتری دارند تا پیش‏بینی‏هایی در خصوص سود انجام دهند.
روش‏های مختلفی برای پیش‌بینی سودهرسهم ازجمله پیش‌بینی توسط مدیران و تحلیلگران بااستفاده ازسری‌های زمانی وجوددارد. در سال 1381 بورس اوراق بهادار تهران، طبق بند چ ماده 5 آیین‏نامه افشای اطلاعات، شرکت‏ها را مکلف به ارائه پیش‏بینی سود هر سهم در پایان هر سه ماه کرد. (مشایخ و شاهرخی، 1386).
2-7-عدم تقارن اطلاعاتیاطلاعات مایه حیات بازارهای سرمایه و هسته مرکزی فرضیه بازار کارا است. سرمایه گذاران در تصمیمات سرمایه گذاری خود به اطلاعات منتشره شرکت‌ها تکیه کرده و میزان کمی و کیفی و زمان ارائه این اطلاعات نشان دهنده قوت و ضعف بازار است. چون در یک بازار کارا قیمت‌های سهام بر پایه تمامی اطلاعات در دسترس بدست می‌آیند، ناکافی بودن اطلاعات به خودی خود در شکل گیری نادرست قیمت‌ها نمود یافته و این حالت به گونه ای در قیمت گذاری اریب یا غیر واقعی در بازار می‌انجامد (جونز،2000). وجود اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع آن‌ها در قیمت اوراق بهادار ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. بورس اوراق بهادار موظف به ایجاد یک بازار کارا است به گونه ای که هر لحظه بتوان اوراق بهادار را به قیمت عادلانه مورد معامله قرار داد. افزایش سطح کارایی بازار موجب بهبود ساز و کار کشف قیمت و در نتیجه قیمت گذاری بهینه و افزایش امکان پیش بینی منطقی روند قیمت‌هامی‌شود. هرگاه قیمت‌های تعیین شده در یک بازار اوراق بهادار بازتاب دهنده تمامی اطلاعات مربوط در دسترس باشد قیمت‌های مزبور را می‌توان معیار های مناسب برای تخصیص بهینه سرمایه های کمیاب به شمار آورد و در واقع قیمت‌ها بازتاب دهنده‌ی درستی از واقعیت‌های اقتصادی حکم فرما بر ساز و کار عرضه و تقاضای بازار می‌باشد. به علاوه انتشار صحیح و به موقع اطلاعات بازار موجب ایجاد ذهنیت مثبت نسبت به برقراری عدالت در بازار و انسجام بیشتر آن می‌شود، همچنین بهبود شفافیت به نوبه خود موجب افزایش رقابت بین فعالان بازار می‌شودو مناسبات موجود میان اعضای بازار و سرمایه گذاران را تقویت و امر نظارت و اجرای قوانین را آسان می‌کند (صفاریان،1381).
زمانی که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر، دارای مزیت اطلاعاتی باشد می‌گویند سیستم اقتصادی از دیدگاه اطلاعات، نامتقارن است. در تئوری حسابداری، مسئله نامتقارن بودن اطلاعات دارای اهمیت زیادی است زیرا بازارهای اوراق بهادار دست‌خوش تهدیدهای ناشی از مسئله عدم تقارن اطلاعاتی قرار می‌گیرند و این به دلیل وجود اطلاعات درون سازمانی است. حتی اگر قیمت به طور کامل تمام اطلاعات موجود در بازار و دسترس همگان را منعکس کند، باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمان، نسبت به افراد خارج از سازمان، دارای اطلاعات بیشتری باشند. در این زمان، این افراد از مزیت داشتن اطلاعات استفاده می‌کنند و به منافع بیشتری دست می‌یابند. زمانی که سرمایه گذاران خارجی از این موضوع آگاه شوند، بدیهی است مبالغی را که آماده بودند (در صورت وجود اطلاعات کامل) برای اوراق بهادار پرداخت کنند، نمی‌پردازند و بدین گونه در برابر زیان‌های احتمالی ناشی از وجود اطلاعات محرمانه، واکنش نشان می‌دهند (اسکات، 2003).
در دنیایی با عدم تقارن اطلاعاتی مدیران درباره شرکت، اطلاعات بیشتر و بهتری نسبت به بازار، به دلیل دارا بودن اطلاعات خصوصی و محرمانه، در اختیار دارند. یعنی به اطلاعات خاصی از شرکت قبل از اطلاع بازار دسترسی دارند. اطلاعات خاص شرکت، در طول زمان از طریق رویدادهای افشا کننده اطلاعات به بازار انتقال می‌یابد، بازار تا قبل از افشا مقداری عدم اطمینان درباره شرکت دارد. عدم تقارن اطلاعاتی شرکت برابر است با کل عدم اطمینان درباره شرکت، زیرا احتمال می‌رود مدیران و بازار به یک اندازه از تأثیرمتغیر های بازار بر ارزش شرکت آگاهی داشته باشند. واکنش بازار به اعلان سود می‌تواند اولین معیار عدم تقارن اطلاعاتی شرکت از طریق افشای اطلاعات باشد. حجم معاملات سهام شرکت، معیار دیگری برای عدم تقارن اطلاعاتی است که اغلب در ادبیات مالی به آن اشاره می‌شود. زمانی که حجم و تعداد معاملات سهام شرکت بالا می‌رود با فرض ثابت بودن سایر عوامل، ارزش بازار شرکت حاوی اطلاعات بیشتری خواهد بود، بنابراین احتمال کاهش عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. عدم تقارن اطلاعاتی در همه بازارهای سرمایه صرف نظر از دامنه کارآمدی آن‌ها وجود دارد. با این حال دامنه آن بستگی مستقیمی به کفایت افشای اطلاعات حسابداری دارد. عدم تقارن اطلاعاتی با توجه به شیوه اثر گذاری روی افراد مختلف و پیامدهای آن به دو نوع گزینش نادرست و خطر اخلاقیتقسیم می‌شود. نمودار زیر حوزه تأثیر گذاری هر یک از این اقسام عدم تقارن اطلاعاتی را تشریح می‌کند:
یکی از اهداف اولیه ارائه اطلاعات حسابداری طبق چارچوب‌های نظری ایران و ایالات متحده و بین المللی، ارائه اطلاعات مناسب جهت قادر ساختن استفاده کنندگان برای ارزیابی نحوه ایفای وظیفه مباشرت مدیریت می‌باشد.
نقش حسابداری جهت تقلیل پیامدهای منفی این نوع نابرابری اطلاعاتی، تدوین و تجویز رویه‌ها و استانداردهای مناسب برای اطمینان از ارائه منصفانه و برابر اطلاعات برای همه مشارکت کنندگان در بازار برای یاری رساندن به ایشان حین تصمیم گیری که یکی از اهداف اساسی تدوین و ارائه چارچوب نظری مبتنی بر مدل سودمندی اطلاعات برای تصمیم گیری است.
خطر اخلاقی در مباحث حسابداری در نتیجه واگذاری اداره امور واحد تجاری توسط مالک به مدیر رخ می‌دهد. در این واگذاری مدیری از جانب سهامداران وکالت دارد تا منابع واحد تجاری را در راستای حداکثر نمودن ثروت آن‌ها بکار گیرد. در این میان به دلیل نبود اطلاعات کافی و عدم امکان مشاهده فعالیت‌های مدیر توسط سهامداران، مدیر ممکن است به دلیل وجود تضاد منافع به جای آنکه در راستای منافع سهامداران فعالیت نماید، با انجام رفتارهای فرصت‌طلبانه سعی در تأمین منافع شخصی خود باشد. مثلاً برای ایجاد انگیزه لازم در مدیریت جهت فعالیت مسئولانه تر در شرکت، بخشی از حقوق و مزایای وی را به صورت پاداش بر اساس درصدی از سود شرکت قرار دادهمی‌شود ولی مدیر ممکن است برای تأمین منافع شغلی خود از رویه‌هایی در گزارشگری مالی استفاده کند که اثر افزایشی بر سود دارند. از آنجایی که تشخیص و مشاهده رفتارهای فرصت‌طلبانه مدیر، از جمله رفتارهای مذکور برای سهام داران مشکل است لذا یک نوع نابرابری اطلاعاتی میان مدیران و سهامداران و دیگر مشارکت کنندگان در بازار به وجود می‌آید.
گزینش نادرست حالتی از نابرابری اطلاعات است که به موجب آن یک گروه یا بیش از یک گروه مزیت اطلاعاتی بیشتری نسبت به سایر گروه‌ها در یک معامله دارند. گزینش نادرست معمولاً میان فروشنده و خریدار در یک معامله رخ می‌دهد و نتیجه معامله به ضرر یکی از طرفین معامله می‌شود. مثلاً فروشنده سهام شرکتی اطلاعاتی از آینده شرکت و یا صنعتی که شرکت در آن فعالیت می‌کند در اختیار دارد که به موجب آن اطلاعات، سهام شرکت در آینده سقوط خواهد کرد، اما خریدار سهام از این موضوع اطلاعاتی ندارد. در صورت انجام معامله سهام میان فروشنده و خریدار، ممکن است خریدار در آینده زیان کند، به عبارت دیگر انتخاب خریدار در خرید سهام آن شرکت، انتخاب منفی و نادرستی بوده است.
گزینش نادرست
عدم تقارن اطلاعاتی
خطر اخلاقی

شکل (2-2) اقسام و پیامدهای وقوع عدم تقارن اطلاعاتی و نقش و مسئولیت حسابداری جهت مدیریت آن‌ها (وکیلی فرد و بنی مهد، 1388)2-7-1- گزینش نادرستگزینش نادرست بدان سبب به وجود می‌آید که برخی اشخاص (مدیران شرکت، نیروهای درون سازمانی و…) در مورد شرایط کنونی و چشم انداز آینده شرکت، در مقایسه با افراد برون سازمانی، اطلاعات بیشتری دارند. مدیران و سایر نیروهای درون سازمانی می‌توانند از راه های گوناگون از این مزیت اطلاعاتی بهره‌مند شوند که این مسئله می‌تواند منجر به هزینه یا زیان افراد برون سازمانی تمام شود. برای مثال، آن‌هامی‌توانند با نوعی تعصب و یکسونگری بر فرآیند افشای اطلاعات (و رساندن آن‌ها به سرمایه گذاران) اعمال نفوذ نمایند. وجود چنین وضعی بر توان سرمایه گذارانی که می‌خواهند برای سرمایه گذاری تصمیماتی معقول اتخاذ کنند اثر خواهد گذاشت. از این گذشته، اگر سرمایه گذاران نگران احتمال وجود تعصب یا یکسونگری در افشای اطلاعات باشند،ممکن نسبت به خرید اوراق بهادر شرکت‌ها تمایل نشان دهند، و در نتیجه بازار سرمایه و بازار نیروی کار مدیریت، نمی‌توانند بدان گونه که باید و شاید عمل نمایند. از این دیدگاه می‌توانیم حسابداری مالی و گزارشگری (صورت‌های مالی، اعلان سود فصلی و…) را به عنوان سازوکاری بدانیم که می‌توان بدان وسیله مسئله های مربوط به گزینش نادرست را حل کرد و از این طریق اطلاعات درون سازمانی (محرمانه) را به اطلاعات برون سازمانی تبدیل نمود.
«گزینش نادرست، وضعیتی است که در سیستم اقتصادی، یک یا چند نفر از طرف‌های قرارداد یا یک معامله بالقوه نسبت به طرف دیگر، دارای مزیت اطلاعاتی است.»
تیمور کوران(2004) شکل خاصی از گزینش نادرست را در کشورهایی که هر دو دسته بانک‌های اسلامی (تأمین مالی مشارکتی) و غیر اسلامی (ربوی) در آن‌ها فعال هستند، شناسایی کرد. در صنعت بانکداری افراد متقاضی اخذ تسهیلات با توجه به سودآوری آتی موضوع اخذ تسهیلات به دو شیوه تأمین مالی مشارکتی و سهیم کردن بانک در سود احتمالی پروژه و یا دریافت وام و پرداخت بهره ثابت و از پیش تعیین شده بدون توجه به سودآوری پروژه، اقدام به اخذ وام می‌نمایند. در این حوزه، این موضوع این گونه نمود پیدا می‌کند که کارآفرینانی که پروژه مورد نظرشان از ضریب ریسک بالاتری برخوردار است و احتمال عدم موفقیت آن‌ها جدی است، خواهان جلب مشارکت بانک هستند؛ برعکس، کارآفرینانی که پروژه های مورد نظرشان نسبتاً مطمئن و دارای چشم انداز سود بالاست، تمایلی به شیوه تأمین مالی مشارکتی و سهیم کردن بانک در سود احتمالی پروژه نشان نمی‌دهند و بیشتر خواهان دریافت وام و پرداخت بهره ثابت و از پیش تعیین شده هستند. در واقع، این مشکلی است که بانک‌ها قبل از عقد قرارداد و در مرحله انتخاب پروژه با آن مواجه هستند. بانک‌های انگلوساکسون در مقایسه با بانک‌های اسلامی بسیار کمتر با این پدیده درگیر می شوند؛ زیرا ماهیت پروژه‌ها برای این دسته از بانک‌ها مهم نیست و آن‌ها بیشتر به «معتبر» بودن وام گیرنده و توانایی وی به بازپرداخت اصل و فرع وام دریافتی می‌اندیشند تا «صداقت وی در تعریف درست و صادقانه پروژه مورد نظر» (عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از مشخص نبودن کیفیت پروژه وام گیرنده). به دیگر سخن، با توجه به این که دغدغه نخست بانک‌های انگلوساکسون، برخلاف بانک‌های اسلامی، اعتبار وام گیرنده است نه سودآوری پروژه، نگرانی آن‌ها از مواجهه با پدیده گزینش نادرست، جدی نیست. دقیقاً با بیانی مشابه اما معکوس می‌توان نشان داد که چرا بانک‌های اسلامی همواره نگران پدیده گزینش نادرست هستند. به اعتقاد کوران در کشورهایی اسلامی بنگاه‌ها مجاز به انتخاب بین بهره و شراکت در سود و زیان هستند و برای بانکهای این کشورها، مشکل «گزینش نادرست» را موجود میآید.بنگاه‌هایی که انتظار کسب سود زیر متوسط دارند، اشتراک در سود و زیان را ترجیح میدهند تا در صورت ورشکستگی زیانهای خود را به حداقل برسانند. در حالی که بنگاه های با انتظار سود بالای متوسط، وام با بهره را ترجیح میدهند تا منافع خود را در صورت موفقیت حداکثر سازند.
برای حل مشکل گزینش نادرست معمولاً از طریق برابر سازی اطلاعات بین اشخاص اقدام می‌شود. در مورد اقدام برابر سازی اطلاعات به عنوان یکی از روش‌های محدود کردن مشکل انتخاب نادرست باید گفت که هر دو طرف مطلع و غیر مطلع می‌توانند عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش داده یا از بین ببرند. غربال کردن و علامت دادن دو روش برابر سازی اطلاعات است.
2-7-1-1- غربال کردنغربال کردن اقدامی است که توسط فرد غیر مطلع انجام می‌شود تا وی به تمام یا بخشی از اطلاعات که فرد مطلع دارد دست یابد. مثلاً: خریدار یک ماشین دست دوم که از فروشنده‌ی آن اطلاعات کمتری دارد، با چند بار سوار شدن ماشین می‌توانند از کیفیت و کارکرد موتور و اجزای آن اطلاعات بدست آورد. در بازار سرمایه، سرمایه گذاران می‌توانند با بررسی شاخصه های عملکرد شرکت‌های مختلف و مقایسه با رقبا و… به غربال کردن شرکت‌ها بپردازند و نهایتاً سهام شرکت را به قیمت مناسب خریداری کرده و از بازده مناسبی بهره‌مند شوند.
2-7-1-2- علامت دادنعلامت دادن اقدامی است که توسط فرد مطلع انجام می‌شود تا برای فرد کمتر مطلع در مبادله اطلاعات بفرستد تا از بروز انتخاب نادرست جلوگیری شود. به عنوان مثال در شرکت‌های سهامی بیمه افراد هنگام بیمه شدن با ارایه آزمایش پزشکی و تایید از سوی پزشک معتمد شرکت بیمه به شرکت از سلامت خود علامت دهی می‌کنند. در بازار سرمایه، مدیران شرکت‌ها با ارایه شاخصه های اصلی عملکرد، مقایسه اطلاعات مالی پیش بینی شده، بودجه‌ها و تجزیه و تحلیل انحرافات، عملکرد مالی ادواری (رشد درآمد، سودآوری و…)، گزارش‌های مقایسه ای با رقبا و… می‌توانند به سهامداران در خرید سهام به قیمت مناسب علامت دهند. البته علامت دهی وقتی کارآمد است که دقیق و معتبر باشد چون در غیر این صورت طرف مقابل (شخص کمتر مطلع) آن را نمی‌پذیرد.
2-7-2- خطر اخلاقیبر اساس تحقیقات دمبو بودن(1997) استفاده از واژه خطر اخلاقی به قرن 17 بر می گردد و در اواخر قرن 19 به طور گسترده در مؤسسات بیمه انگلستان استفاده می‌شد.
در ابتدا استفاده از این واژه به طور ضمنی بر کلاه برداری و رفتارهای غیراخلاقی فرد بیمه شده دلالت داشته است. بر این اساس، اگر خانه‌هاکاملاً تحت پوشش بیمه باشد صاحب خانه‌ها ممکن است به اندازه کافی در مراقبت و محافظت خانه های خود کوشش نکنند.
پلتزمن(1975) وهولمشتروم(1979) وپاولی(1968) نخستین کسانی بودند که این مسئله را تحت مطالعات تجربی و در مورد صنعت بیمه مورد بررسی قرار دادند. خطر اخلاقی به این دلیل به وجود می‌آید که مالکیت بیشتر واحدهای تجاری بزرگ از سیستم اعمال کنترل (مدیریت بر این شرکت‌ها) متمایز است (نظریه نمایندگی). در واقع برای سهامداران و بستانکاران غیر ممکن است که بر همه کارهای مدیریت ارشد و کیفیت کار او (که از جانب آن‌ها انجام می‌دهد) نظارت مستقیم داشته باشند. از این رو امکان دارد مدیر وسوسه شود، کم کاری کند و گناه کاهش عملکرد خود را به عواملی نسبت دهد که ورای کنترل وی می‌باشند. بدیهی است هنگامی که چنین وضعی رخ دهد، برای سرمایه گذاران و عملیات کارای سیستم اقتصادی، نتیجه های وخیمی به همراه خواهد داشت. از این دیدگاه، می‌توان سود خالص را شاخص یا معیاری از سنجش عملکرد در شرکت دانست. این دیدگاه به ما کمک می‌کند که با دو روش مکمل بتوانیم مسئله خطر اخلاقی را حل کنیم. نخست می‌توان در قراردادهای مربوط به حقوق، پاداش و مزایای مدیریت اجرایی، سود خالص را منظور کرد و بدین گونه برای بهبود عملکرد مدیر، در وی ایجاد انگیزه کرد. دوم، از مجرای سود خالص می‌توان بازار نیروی کار مدیریت و بازار بورس اوراق بهادر را آگاه ساخت، به گونه ای که اگر مدیر کم کاری کند با گذشت زمان، شاهد کاهش سود، از دست رفتن شهرت و کاهش یافتن ارزش خواهد بود (اسکات،2003).
خطر اخلاقیهم در زمان بستن قرارداد و هم پس از بستن قرارداد وجود دارد. حتی در مواردی که عدم تقارن اطلاعات در زمان بسـتن قرارداد وجود ندارد، طـرفین قرارداد اغلب انتظار دارند که عدم تقارن اطلاعات در زمانی پس از بستن قرارداد به وجود آید (سلانی، 1997).
” از دیدگاه خطر اخلاقی، یک یا چند نفر از طرف‌های قرارداد و معامله بالقوهمی‌تواند شاهد انجام شدن خواسته‌های خود در معامله باشد، ولی طرف دیگر نمی‌تواند شاهد چنین رخدادی باشد. ”
2-8- شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی عدم تقارن اطلاعاتی، از موضوعات مهم و اساسی در ادبیات مالی است که در دهه 1970 توسط سه محقق بزرگ اقتصادی، جورج اکرلرف، مایکل اسپنسو جوزوف استیلیتز(برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001) مطرح شد. در آن زمان، میان محافل مالی و اقتصادی دنیا همواره سؤال‌هایی به این شرح مطرح بود:
چرا کسانی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارند، ترجیح می‌دهند به واسطه مراجعه کنند نه فروشنده؟
چرا موسسه‌ها با وجود اطلاع از وضع مالیات بر سود سهام، بین سهامداران خود سود تقسیم می‌کنند؟
چرا نرخ بهره در کشورهای جهان سوم، اغلب بیش از حد بالاست؟
برندگان جایزه نوبل، پاسخ مشترکی برای سؤالات مطرح شده ارایه کردند و با استفاده از فرضیه واقع‌بینانه عدم تقارن اطلاعاتی به بسط نظریه خود پرداختند و برای سؤالات فوق، پاسخ‌هایی به شرح زیر ارایه نمودند:
فروشندگان اطلاعات بیشتری، نسبت به خریداران،درباره‌ی کیفیت اتومبیل دارند.
مدیران شرکت، بیش از سهامداران از وضعیت سود آوری موسسه مطلع می‌باشند.
وام گیرندگان بهتر از وام دهندگان درباره‌ی توانایی خود برای باز پرداخت اقساط در آینده اطلاع دارند.
اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند موجب افزایش گزینش نادرست در بازارها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می‌آید. اسپنس نشان داد که تحت شرایط خاصی واسطه های مطلع با انتقال اطلاعات محرمانه به افراد غیر مطلع، مشکلات ناشی از گزینش نادرست را برطرف می‌نمایند. همچنین استیلیتز بیان کرد، گاهی اوقات کار گزار غیر مطلع از طریق گزینش اطلاعات اثر گذار بر تصمیم گیری از میان اطلاعات، بهتر از کارگزار مطلع، به جمع آوری اطلاعات می‌پردازد (وطن پرست، 1384،رسائیان، 1385).
شرکت‌هایی که بر اساس اطلاعات نهانی از سود آوری بالای خود مطلع می‌باشد، سود سهام پرداخت می‌کند و بازار آن را علامتی برای خبر خوب تلقی می‌کند و قیمت بالاتری برای سهام آن قابلمی‌شود و از این طریق با بالا رفتن قیمت سهام، مالیات پرداختی بر روی سود سهام را جبران می‌کنند (وطن پرست، 1384).
2-9-علل وقوع پدیده عدم تقارن اطلاعاتیدر بازارهای سرمایه،زمانی می‌توان قیمت سهام را به عنوان معیاری مناسب جهت تخصیص بهینه سرمایه‌ها تلقی نمود که قیمت‌های مزبور بازتاب دهنده کلیه اطلاعات مربوط و در دسترس باشند. از آنجا که در بازارهای کارا قیمت سهام بر اساس اطلاعات در دسترس تعیین می‌شود،عدم کفایت اطلاعات نیز در شکل گیری قیمت‌ها جلوه نموده و موجب قیمت گذاری غیر واقعی در بازارمی شود. به طور کلی کارایی بازار در سه حالت کارایی ضعیف، کارایی نیمه قویو کارایی قویقابل مشاهده است. بازارهایی که در حالت کارایی ضعیف قرار دارند که در آن‌هاقیمت‌های جارییک سهم، نشان دهنده روند گذشته آن نبوده و لذا با تجزیه و تحلیل حرکات گذشته قیمت،امکان پیش بینی مطلوبی از روند آتی آن وجود ندارد و الگوی رفتاری گذشته قیمت قابل تعمیم به زمان حال و آینده نیست. در چنین حالتی،قیمت سهام فاقد حافظه تاریخی بوده و تحلیل تکنیکال تقریباً کاربردی ندارد.
بازارهایی که در آن قیمت‌های جاری بازتاب دهنده کاملی از اطلاعات منتشر شده هر یک از سهام است و تلاش برای بدست آوردن و تحلیل اطلاعات موجب ایجاد مزیت نسبی سرمایه گذاری نمی‌شود،حالت کارایی نیمه قوی برقرار است. در بازار با کارایی نیمه قوی، استفاده از تحلیل‌های بنیادینیز نمی‌تواند منجر بهافزایش بازدهی سرمایه گذاری،صورت‌های مالی و گزارش‌های حسابرسی،اعلان سود هر سهم شود، علاوه بر آن منجر به کمبود نرخ‌های بازدهی بالاتر سرمایه گذاری نخواهد شد.
وضعیت کارایی قوی زمانی وجود خواهد داشت که تمامی اطلاعات اعم از منتشر شده یا منتشر نشده (اطلاعات محرمانه) در قیمت‌های بازار منعکس شده باشند. در این وضعیت، با استفاده از اطلاعات نهایینمی‌توان نرخ بازدهی بالاتری بدست آورد و بازار بر حسب کیفیت اطلاعات بازدهی دارد. تحقیقات متعدد، اشکال ضعیف و نیمه قوی فرضیه کارایی بازار را تایید می‌کنند. بر اساس این دو حالت از فرضیه، برای انتخاب اوراق بهاداری که طی چند دوره دارای میانگین بازده غیر متعارف باشند، صرفاً نمی‌توان به اطلاعات عام منتشر شده تکیه کرد. این بدان معنا نیست که سرمایه گذاران نمی‌توانند به بازده غیر متعارف دست یابند، بلکه این احتمال وجود دارد که در پی دوره‌هایی خاص، عده ای سرمایه گذار از طریق شانس به چنین بازده‌هایی برسند و عده ای نیز با شناسایی اوراق بهاداری منتفع گردند که اشتباه قیمت گذاری شده‌اند. در بازار کارا، اوراق بهادار در صورتی به طور صحیح قیمت گذاری می شوند که بلافاصله، بدون جهت گیری و به طور کامل همه اطلاعات موجود را منعکس کنند. در واقع منعکس کننده چکیده ای از تجزیه و تحلیل سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی از اطلاعات گذشته و حال، در قیمت‌های اوراق بهادار باشند. در بازار کارا ممکن است اوراق بهادار اشتباه قیمت گذاری شده باشند. به عنوان مثال، قیمت سهامی به دلایل مختلف (انتشار شایعات یا اطلاعات نادرست) ممکن است منعکس کننده‌ی ارزش ذاتی سهام مذکور نباشد. این اطلاعات نادرست ممکن است منجر به هزینه های انتخاب نادرست گردد، زیرا اگر یکی از طرفین انجام معامله دارای اطلاعات نهانی (منتشر نشده) یا محرمانه در مورد ارزش ذاتی سهام شرکت باشد، می‌تواند از این اطلاعات برای منافع خویش بهره برداری کند (رساییان، 1385). اگر قرار باشد قیمت بتواند همه اطلاعات موجود و در دسترس را به طور کامل منعکس نماید (بازار کارای قوی)، در آن صورت برای سرمایه گذاران هیچ انگیزه ای برای کسب اطلاعات وجود نخواهد داشت و این که آن‌ها به دنبال کسب اطلاعات هستند شاید بدین معنی باشد که قیمت‌هانمی‌توانند همه اطلاعات موجود و در دسترس را منعکس کنند. می‌توان دو عامل را معـرفی کرد که از چنین رویدادی جلوگـیری خواهـند نمود (نوبهار، 1388):

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *