–843

1457325290195000
286385-28638500

دانشگاه آزاد اسلامی دامغان
دانشکده حقوق
پایان نامه
برای دریافت درجه ی کارشناسی ارشد
رشته ی حقوق جزا و جرم شناسی
موضوع:
نقش توبه در سقوط مجازات
استاد راهنما:
دکتر مهدی ذوالفقاری
نگارش:
ملیحه بابائی
شهریورماه1393
3413125-11239500
معاونت پژوهش و فناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظربر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری ، ما دانشجویان و اعضاء هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد میگردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1-اصل برائت : التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیر حرفهای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبههای غیر علمی میآلایند.
2- اصل رعایت انصاف و امانت : تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال ، تجهیزات و منابع در اختیار.
3- اصل ترویج : تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد .
4- اصل احترام : تعهد به رعایت حریمها و حرمتها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
5-اصل رعایت حقوق : التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان ( انسان ، حیوان و نبات ) و سایر صاحبان حق .
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد ، سازمانها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل حقیقت جویی : تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8-اصل مالکیت مادی و معنوی : تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
9- اصل منافع ملی : تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش .
تقدیروتشکر
تقدیم به خدای مهربانم که هر آنچه که هست و نیست از اوست.
با نام او آغاز می کنم و به نام او و برای او که همراه همیشه ی لحظه های من است .
به نام “پدر” پشتوانه لحظه لحظه های هستی ام،
به نام” مادر” خورشید فروزان زندگی ام .
و دو عنصر حیات من، تکیه گاهی که می ستایمش تا در جوار خورشید زندگی پا بگیرم ،ریشه دوانم و سر از خاک بیرون آورم .
به نام “برادر ” مکمل وجود پدر
به نام” نازنینی” که طعم شیرین خواهر را با وجود نازنینش در این سالها به من چشاند.
و چه سخت است در واژگانی کوتاه بخواهی بستایی همه هستی ات ،بعد از خدای همیشه در قلبت.
قدر دانی می کنم از زحمات تمامی مهربان یارانی که در این راه تنهایم نگذاشتند.
فهرست مطالب
مقدمه 1
الف) بیان موضوع 1
ب) سابقه تحقیق 1
پ) اهداف و کاربردهای تحقیق 2
ت) سوالات تحقیق 2
ث) فرضیه های تحقیق 3
ج) روش تحقیق 3
ح) معرفی پلان و ساختار تحقیق 4
فهرست اختصارات ………………………………………………………………………………………………… 5
فصل اول: توبه و شرایط آن6
1ـ1ـ تبیین کلی توبه 7
1ـ1ـ1ـ ماهیت و مفهوم توبه 7
1ـ1ـ1ـ1ـ معنای لغوی توبه 7
1ـ1ـ1ـ2ـ معنای اصطلاحی توبه 9
1ـ1ـ1ـ3ـ جایگاه توبه در حقوق جزای اسلام 12
1ـ1ـ1ـ4ـ جایگاه توبه در فقه پویای اسلام ……………………………………………………………… 14
1ـ1ـ1ـ5ـ جایگاه توبه در قانون مجازات اسلامی 15
1ـ1ـ2ـ توبه در ادیان 18
1ـ1ـ2ـ1ـ توبه در دین اسلام 18
1ـ1ـ2ـ2ـ توبه در دین یهود 19
1ـ1ـ2ـ3ـ توبه در آیین مسیحیت 20
1ـ1ـ3ـ حقیقت، اهمیت و اقسام توبه.22
1ـ1ـ3ـ1ـ حقیقت توبه 22
1ـ1ـ3ـ2ـ توبه نصوح 24
1ـ1ـ3ـ3ـ فضیلت و اهمیت توبه 27
1ـ1ـ3ـ4ـ اقسام توبه ………………………………………………………………………………………….. 29
1ـ1ـ3ـ5ـ جایگاه توبه در قرآن. 30
1ـ2ـ مستندات، شرایط توبه و مباحث پیرامون آن 32
1ـ2ـ1ـ احکام و مستندات توبه 32
1ـ2ـ1ـ1ـ قرآن 32
1ـ2ـ1ـ2ـ روایات 34
1ـ2ـ1ـ3ـ اِجماع 34
1ـ2ـ1ـ4ـ عقل 35
1ـ2ـ2ـ ارکان و شرایط توبه 36
1-2-3- زمان انجام توبه 39
1ـ2ـ4ـ پذیرش توبه 42
1ـ2ـ5ـ زمان پذیرش توبه……………………………………………………………………………………… 43
1ـ2ـ5ـ1ـ زمان پذیرش توبه در قانون مجازات اسلامی 43
1ـ2ـ5ـ1ـ1ـ زمان پذیرش توبه در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370 43
1ـ2ـ5ـ1ـ2ـ زمان پذیرش توبه در قانون مجازات اسلامی مصوب سال1392 45
1ـ2ـ5ـ2ـ زمان قبول توبه از دیدگاه فقهای اسلام 46
1ـ2ـ5ـ2ـ1ـ دیدگاه فقهای امامیه 47
1ـ2ـ5ـ2ـ2ـ دیدگاه فقهای اهل سنت 52
1ـ2ـ6ـ احراز توبه 54
1ـ2ـ7ـ مرور زمان و توبه 54
فصل دوم: آثار فقهی و حقوقی توبه56
2ـ1ـ آثار اثباتی توبه 57
2ـ1ـ1ـ تبدیل سیئات به حسنات 57
2ـ1ـ2ـ سعادت و آرامش 58
2ـ2ـ آثار ثبوتی توبه 59
2ـ2ـ1ـ سقوط مجازات 60
2ـ2ـ2ـ قابلیت عفو توسط امام 62
2ـ2ـ3ـ قبول شهادت (گواهی) 64
فصل سوم: نقش توبه در سقوط مجازات65
3ـ1ـ حدود تاثیرگذاری توبه 66
3ـ1ـ1ـ توبه قبل از اثبات جرم 66
3ـ1ـ2ـ توبه بعد از اثبات جرم 67
3ـ1ـ3ـ توبه و علم قاضی 68
3ـ1ـ4ـ احراز توبه و ارتباط آن با قاعده اصاله الصحه 71
3ـ1ـ5ـ احراز توبه و ارتباط آن با قاعده درأ 72
3ـ2ـ بررسی توبه در حدود 73
3ـ2ـ1ـ توبه در حق الله محض 73
3ـ2ـ1ـ1ـ تاثیر توبه در سقوط جرایم منافی عفت(زنا، لواط، مساحقه و تفخیذ) 73
3ـ2ـ1ـ1ـ1ـ توبه قبل از قیام بیّنه 73
3ـ2ـ1ـ1ـ2ـ توبه بعد از قیام بیّنه 74
3ـ2ـ1ـ1ـ3ـ توبه بعد از اقرار نزد امام و حاکم 75
3ـ2ـ1ـ2ـ شرب خمر 75
3ـ2ـ1ـ3ـ ارتداد 77
3ـ2ـ1ـ4ـ سبّ النبی 80
3ـ2ـ1ـ4ـ1ـ تعریف سبّ النبی و مصادیق آن 80
3ـ2ـ1ـ4ـ2ـ کیفر ساب النبی و تاثیر توبه بر آن 82
3ـ2ـ2ـ توبه در حق الله توام با حق الناس 83
3ـ2ـ2ـ1ـ سرقت 83
3ـ2ـ2ـ1ـ1ـ تعریف سرقت حدّی و مجازات آن 83
3ـ2ـ2ـ1ـ2ـ تاثیر توبه بر مجازات سارق 84
3ـ2ـ2ـ2ـ قذف 86
3ـ2ـ2ـ3ـ محاربه 89
3ـ2ـ2ـ3ـ1ـ تعریف محاربه 89
3ـ2ـ2ـ3ـ2ـ کیفر محاربه 91
3ـ2ـ2ـ3ـ3ـ تاثیر توبه در سقوط مجازات محارب 92
3ـ2ـ2ـ4ـ بغی 94
3ـ2ـ2ـ4ـ1ـ تعریف بغی و مختصات آن 94
3ـ2ـ2ـ4ـ2ـ وجوه افتراق بغی و محاربه 96
3ـ2ـ2ـ4ـ3ـ کیفر بغی و تاثیر توبه بر آن 98
3ـ2ـ2ـ5ـ افساد فی الارض 99
3ـ2ـ2ـ5ـ1ـ تعریف افساد فی الارض 99
3ـ2ـ2ـ5ـ2ـ مجازات افساد فی الارض و تاثیر توبه در سقوط مجازات آن 100
3ـ2ـ2ـ6ـ بررسی توبه در قصاص و دیات 101
3ـ2ـ2ـ7ـ بررسی توبه در تعزیرات و مجازات های بازدارنده.. 103
نتیجه ها ………………………………………………………………………………………………. 105
پیشنهاد ها. 107
فهرست منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………. 109
چکیده انگلیسی … 119
صفحه پشت به انگلیسی ……………………………………………………………………………. 120

چکیده
توبه در حقوق جزای اسلام به عنوان یکی از موارد سقوط مجازات شمرده شده است و به عنوان یک تاسیس حقوقی محسوب می شود. به گونه ای که در سایر مکاتب امروزی نمونه آن به چشم نمی خورد. دراهمیت آن همین بس که یکی از بهترین شیوه های جلوگیری از تکرار جرم واصلاح مجرمین است. با تأمل در آیات وروایات وسخنان فقهای اسلام استنباط می شود که برای توبه، ندامت حقیقی و عزم بر ترک گناه برای همیشه کافی است و انجام آن نیاز به لفظ و اعمال خاصی ندارد. در قانون مجازات اسلامی، توبه از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اگر با شرایط کامل انجام شود، یکی از معاذیر قانونی معافیت از مجازات شناخته شده است. توبه در جرایم حق الله، قبل از ثبوت جرم به وسیله اقرار یا شهادت شهود، مسقط مجازات بوده ولی در جرایمی که جنبه حق الناس دارند، موجب سقوط مجازات نیست، چون مرتکب علاوه بر اینکه اوامر و نواهی الهی را نادیده گرفته، موجب ضرر و زیان مالی، جسمی یا آبرویی برای دیگران شده و باید جبران کند. البته توبه مجازات اخروی را ساقط می نماید، ولی باید دانست که وضع مجازات دنیوی تابع خاصه مجازات اخروی نیست. از جمله نکات قابل توجه در باب توبه به عنوان یکی از معاذیر قانونی معافیت از مجازات این است که اگر بزهکار بعد از اقرار توبه کند، قاضی می تواند (مخیراست) که از ولی امر برای او تقاضای عفو نماید یا مجازات را در حق او اِعمال کند. اما توبه بعد از اقامه بیّنه هیچ اثر حقوقی ندارد.
حال با توجه به نکات ذکر شده این نتیجه به دست می آید که توبه همواره یکی از مهم ترین ابزارهای سقوط یا تخفیف مجازات است که می بایست مورد توجه هر چه بیشتر دستگاه های قضایی قرار گیرد. زیرا با اِعمال مقررات مربوط به توبه ضمن آنکه از حجم پرونده های مطروحه در دادگستری کاسته می شود، برای خود فرد تائب و به تبع آن برای جامعه بسیار مفید و مؤثر خواهد بود و موجب اعتماد و اطمینان نسبت به شخص تائب می شود و او را برای بازگشت به اجتماع و زندگی خانوادگی آماده می گرداند.
با توجه به مطالب ذکر شده، اهدافی را نیز می توان ترسیم نمود:
هدف از طرح موضوعی با عنوان توبه، شناساندن و آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان، اساتید و هم کارکنان و افراد دستگاه های قضایی با مفهوم توبه و تأثیرات آن در روند پرونده های قضایی است.
شناخت دقیق توبه و آثار آن موجب می گردد که افراد گناه کار بعد از آگاهی و شناخت مفهوم توبه و نحوه ی انجام آن، با توبه از
کرده ی خویش بتوانند راهی برای بازگشت به اجتماع داشته باشند.
هدف دیگری که می توان برشمرد این است که باید توبه و آثار آن دقیق و بسیار شفاف مطابق آنچه که در قرآن و روایات ائمه معصومین وکلام فقهای اسلامی است بیان شود تا گناه کاران و مجرمان بر این باور نباشند که می توانند هر گناهی را هر زمانی مرتکب شوند و سپس با توبه از بند مجازات رها گردند که این هدف با به تحریر درآوردن کتاب ها و مقالات و برگزاری کلاس هایی پیرامون توبه و برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با اهل فن و علم به دست خواهد آمد.
کلید واژه ها: توبه، جرم، اقرار، بینه، سقوط مجازات

مقدمه:
الف) بیان موضوع
پدید آمدن روحیه ندامت وپشیمانی در مجرم یکی از اهداف بنیادین دادرسی کیفری است. به عبارت دیگر هدف غایی دادرسی کیفری این است که مجرم در مواجهه با دادرسی وآشنا شدن با دستگاه قضایی به چنان انقلاب درونی مبتلا گردد که به دنبال آن از تکرار جرم فاصله بگیرد. به نظر می رسد این هدف غایی دادرسی به زیباترین شکل در عنوان توبه قابل مشاهده است. از این رو تأمل درعنوان توبه، تعیین تعریف مشخصی از آن، مشخص نمودن شرایط آن از یک سو و آثار آن از سوی دیگر و پی بردن به نقش توبه در احکام فقهی و جزایی ضروری است. اثبات اینکه توبه میتواند راهکاری باشد برای پیشگیری از تکرار جرم، چرا که تحقق توبه با آن شرایط خاص خودش که در بیانات ائمه و هادیان دین اشاره شده است، یقیناً از تکرار جرم توسط تائب مانع خواهد شد. چون در توبه واقعی شرط اصلاح نهفته شده، که اصلاح موقت مراد نیست بلکه استمرار آن منظور است و حرکت در مسیر اصلاح یعنی خط بطلان کشیدن بر مسیر انحراف، گناه و جرم.
ب) سابقه تحقیق
در بررسی به عمل آمده مشخص گردید نویسندگانی همچون آقایان رضا ولی زاده (توبه نامه به انضمام مناجات خواجه عبدالله انصاری)، علیرضا حسنی (توبه در قرآن وسنت)، محمد ضیاء آبادی (تفسیر سوره توبه)، محمد رضا حق پناه (کتاب توبه)، جواد محدثی (توبه بازگشت به فطرت)،محمد رضا مقدسی(حقیقت توبه) و غیره اقدام به نوشتن کتاب در زمینه توبه نموده اند و لیکن آنچه به نظر می آید در اکثریت آنها به توبه به عنوان موضوعی اخلاقی پرداخته شده است.لازم به توضیح است که افرادی چون آقایان داوود اسدی، محمد کاظم بیات، محمد ولی علمشاهی و خانمها فاطمه باوند، مریم سلطانیان و معصومه هندوانی بر آن شده اند تا با تقریراتی از جمله کتاب، پایان نامه یا مقاله به موضوع توبه وآثار آن در فقه و حقوق بپردازند. اینجانب نیز به دنبال این بوده تا به موضوع توبه و آثار آن با توجه به فقه و قانون در سقوط برخی جرایم پرداخته تا مبانی آن به درستی شناخته شده و در امر پیشگیری از جرم مؤثر واقع شود تا اِن شاءالله به کاربرد مناسب تر آن در اجتماع و مراجع قضایی کمک گردد.
پ) اهداف و کاربرد های تحقیق
در راستای جمع آوری مطالب متناسب با موضوع تحقیق، اهداف نگارنده را میتوان در قالب موارد ذیل گنجاند:
آشنایی اجمالی با مفهوم توبه و مباحث پیرامون آن ازقبیل مستندات، شرایط و آثار توبه.
با شناخت مفهوم، شرایط وآثار توبه عناصر متشکله آن را نیز شناخته و سپس به بررسی نقش توبه در سقوط مجازات انواع جرایم خواهیم پرداخت.
با توجه به وسعت دامنه مباحث مربوط به سقوط مجازات، قصد بررسی توبه از دیدگاه فقه و قانون مجازات اسلامی، مدّ نظر است.
شناسایی توبه و آثار آن، به قضات ومجریان امر کمک خواهد کرد دربررسی پرونده های قضایی هم توبه مجرم و تأثیر آن را در تخفیف یا سقوط مجازات در نظر بگیرند.
ت) سؤالات تحقیق
سؤالاتی که در این تحقیق مطرح می شود به این شرح است:
آیا توبه پذیرفته می شود یا خیر؟
احراز توبه چگونه است ؟
کدام مقام قضایی صلاحیت احراز توبه را دارد؟
آیا مرور زمان در حدود میتواند از علل سقوط مجازاتها محسوب شود؟
ث) فرضیه های تحقیق
در مقابل سوالات مطرح شده، فرضیاتی به شرح زیر می توان مطرح نمود:
چنانچه توبه با شرایط صحیحی که گفته می شود، صورت گیرد پذیرفته می شود. زیرا قرآن در آیات متعددی خداوند را توبه پذیر معرفی می نماید. از جمله این آیات، آیه 45سوره شوری می باشد که میفرماید: «اوست خدایی که توبه بندگان را می پذیرد و گناهان را می بخشد.»
از آنجا که توبه یک مسئله درونی و باطنی است و تنها از طرف فرد تائب معلوم می شود، لذا صرف ادعای شخص مبنی بر توبه برای احراز آن کفایت می کند. مگر آنکه دلیلی بر خلاف آن یافت شود و یا یقین به کذب اظهار وی باشد.
صرفاً قاضی دادگاه رسیدگی کننده به پرونده، صلاحیت احراز توبه و ترتیب اثر دادن به آن را داشته و مقامات دادسرا فاقد چنین صلاحیتی هستند.
در حدود، مرور زمان می تواند از علل سقوط مجازاتها محسوب شود و مرور زمان از این جهت که کاشف از توبه است، مسقط مجازات است.
ج) روش تحقیق
با توجه به اینکه تحقیق پیش رو از نوع تحقیق بنیادی ـ نظری است، مطالب با استفاده از کتب معتبر موجود در کتابخانه ها، پایان نامه ها و مقالات موجود و سایتهای معتبر جمع آوری گردیده است. روش تحقیق، روش توصیفی و تحلیلی می باشد.
ح) معرفی پلان و ساختار تحقیق
این تحقیق در سه فصل تنظیم گردیده است. فصل اول با عنوان توبه وشرایط آن شامل مباحثی می باشد. در این فصل راجع به تبیین توبه، مفهوم، حقیقت توبه و جایگاه واقسام توبه و مستندات و شرایط توبه و نیز مواردی مانند زمان انجام توبه، احراز توبه و زمان پذیرش آن مباحثی بیان می گردد. فصل دوم نیز با عنوان آثار فقهی و حقوقی توبه، آثار اثباتی توبه و آثار ثبوتی توبه را بیان می دارد. فصل سوم نیز با عنوان تأثیر توبه در سقوط مجازات است. در این فصل حدود تأثیرگذاری توبه ، تأثیر توبه در مجازاتهای حدی و در ادامه مباحث نیز به بررسی توبه در قصاص، دیات و مجازاتهای تعزیری و بازدارنده خواهیم پرداخت. در پایان هم به بیان نتیجه ها و ارائه پیشنهادها اقدام گردیده است.
فهرست اختصارات
ص ………………………………………………………………………………. صفحه
ج ………………………………………………………………………………… جلد
م …………………………………………………………………………………. میلادی
ه.ق ………………………………………………………………………………. هجری قمری
ه.ش …………………………………………………………………………….. هجری شمسی
ر.ک …………………………………………………………………………….. رجوع کنید
بی نا ……………………………………………………………………………. بدون نام ناشر
بی تا …………………………………………………………………………… بدون تاریخ نشر
بی جا …………………………………………………………………………. بدون محل نشر
فصل اول:

توبه و شرایط آن
1ـ1ـ تبیین کلی توبه
در این مبحث راجع به ماهیت و مفهوم توبه، پیرامون توبه در ادیان مختلف اعم از اسلام، مسیحیت و یهودیت، و مطالبی راجع به حقیقت و اهمیت توبه بیان می شود.
1ـ1ـ1ـ ماهیت و مفهوم توبه
در این گفتار معنای لغوی توبه، معنای اصطلاحی توبه، توبه در حقوق جزای اسلام، توبه در فقه پویای اسلام و جایگاه توبه در قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.
1ـ1ـ1ـ1ـ معنای لغوی توبه
توبه در لغت به معنی بازگشت، هر نوع بازگشتی و بازگشت از گناه و ندامت وپشیمانی می باشد.
توبه از ماده «توب» به معنای «رجع» بازگشت است. صاحب مقاییس اللغه می نویسد: « توب، التاء و الواو و الباء کلمه واحده تدلٌ الی رُجُوع؛ تَوَب با تاء، واو و باء،کلمه واحدی می باشد که به معنای رجوع و بازگشت است.»
در لسان العرب نیز آمده است: « التوبه: الرجوع من الذنب وتاب الی اللهیتوب توباً متابا، اناب و رجع من المعصیه الی الطاعه؛ توبه به معنای بازگشت از گناه است.»
خواجه نصیر الدین طوسی(رحمه الله) در اوصاف الاشراف می نویسد: « توبه به معنای بازگشت از معصیت است و نخست باید دانست که گناه چه باشد.»
مرحوم محقق اردبیلی در کتاب مجمع الفائده و البرهان فی شرح الارشاد الاذهان می فرماید:«التوبه هی الندامه والعزم علی عدم الفعل لکون الذنب قبیحاً ممنوعا و امتثالاً لامرالله و لم یکن غیر ذالک مقصوداً.»
ازاین تعریف دو نکته استفاده می شود:
1ـ پشیمانی و ندامت، توبه است. 2ـ عدم الفعل (ترک گناه) به خاطر قبح شرعی آن باشد.
در توضیح این نکته باید گفت که «عدم الفعل» گاهی به خاطر عدم توانایی بر انجام آن است و زمانی خاطر ممنوع و قبیح بودن آن است.از این رو مجرد «عدم الفعل» توبه نیست؛ مثلاً کسی دراثر ارتکاب زنا مبتلا به بیماری هایی شود که مانع تولید مثل و فرزند دار شدن او می شود،حال اگر وی به خاطر فرزند دار نشدن، از عمل ارتکابی خود پشیمان شود این پشیمانی توبه نیست؛ زیرا پشیمانی او به خاطر قبح شرعی عمل نمی باشد. اکنون سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر امکان ارتکاب گناه برای شخص نباشد و او در این حال توبه نماید، آیا توبه وی محقق و پذیرفته می شود؟ در پاسخ باید گفت: اگر شخص مرتکب بپذیرد که معصیت الهی را کرده است، به طوری که اگر قادر به انجام آن نیز بود، دیگر مرتکب آن نمی گردید، در این صورت توبه اش پذیرفته خواهد شد. شیخ بهایی (رحمه الله) در تعریف توبه می نویسد: «التوبه:الرجوع و تنسب الی العبد و الی الله سبحانه….و معناها علی الاول:الرجوع عن المعصیه الی الطاعه و علی الثانی: الرجوع عن العقوبه الی الطف و التفضیل.»
توبه در لغت به معنای رجوع و بازگشت از گناه است و در اصطلاح عبارت است از« رجوع از طبیعت (حیوانی) به سوی روحانیت نفس بعد از آنکه به واسطه معاصی و کدورت نافرمانی، نور فطرت و روحانیت محبوب به ظلمت و طبیعت تبدیل شده است.»
در قرآن هم توبه به معنای «رجوع انسان گناهکار» آمده و هم به معنای « توفیق توبه دادن از طرف خداوند به بنده معصیت کار» و هم به معنای « قبول وپذیرش توبه از جانب خداوند متعال » آمده است. در نتیجه می توان گفت، هر توبه انسان پیچیده شده در دو توبه الهی است: یکی توفیق دادن به بنده برای توبه ودیگری پذیرفتن توبه بندگان است و ممکن است هر سه توبه را به معنای لغوی برگشت داد؛ به این معنی که توبه از انسان، رجوع از گناه بازگشت از معاصی است و توبه اول از خداوند، رجوع فضل و رحمتش سوی بنده است و توبه دوم،رجوع به قبول آن از بنده است. بنابراین لغت شناسان توبه را به معنای رجوع دانسته اند.اما برخی از آنان،آن را به معنای مطلق رجوع گرفته اند، و بعضی دیگربه معنای رجوع مقید یعنی بازگشت از گناه تعبیر کرده اند. بنابراین توبه، به معنای بازگشت و پشیمانی از گناه و تصمیم بر ترک آن است.
1ـ1ـ1ـ2ـ معنای اصطلاحی توبه
توبه در اصطلاح عبارت است از« الندم علی الذنب لکونه ذنباً، فخرج الندم علی شرب الخمر مثلاً لاضراره بالجسم و قد یزاد مع العزم علی ترک معاوده ابداً و الظاهر ان هذا الاعزام لذالک الندم غیر منفک عنه.» کلام شیخ بهایی (رحمه الله) در تعریف اصطلاحی توبه مؤید کلام محقق اردبیلی است. آنجا که می فرماید: « عدم فعل و پشیمانی از گناه باید به خاطرمعصیت و قبیح بودن گناه باشد و در عدم فعل و پشیمانی، عنصر و قصد دیگری دخیل نباشد.» نکته ای که مرحوم شیخ بهایی علاوه بر ندامت و پشیمانی در توبه لازم میداند، عزم همیشگی بر ترک بازگشت به گناه و معصیت است که این عزم، لازمه آن ندم بوده و از آن جدایی ناپذیر است.
علامه طباطبایی (رحمه الله) در تعریف توبه می فرماید: « توبه در لغت به معنای برگشت است توبه از بنده، برگشت اوست به سوی پروردگارش با پشیمانی و بازگشت از سرپیچی و از جانب خداوند نیز به معنای توفیق وی به توبه یا آمرزش گناه او.»
با تأمل در آیات و روایاتی که در باب توبه وارد شده است و کلام برخی فقها که ذکر شد، استنباط می شود که توبه، عبارت از یک ندامت و پشیمانی است که اعتراف و اعتذار را در پی دارد و مانع بازگشت اعمال مجرمانه و گناه می شود و توبه را در حقوق کیفری اسلام می توان اینگونه تعریف کرد: توبه، به معنای بازگشت از گناه و اعمال مجرمانه و پشیمانی از اعمال گذشته وسعی در انجام اعمال صحیح و پسندیده و عدم تکرار جرایم گذشته است.
بنابراین تعریف، سه عنصر ندامت وپشیمانی و اعتذارو عدم برگشت بر گناهان گذشته در مفهوم توبه نهفته است.
توبه در اصطلاح عبارت است از ترک گناهان کنونی وعزم بر ترکشان در آینده وتدارک تقصیر گذشته و به عبارت دیگر به معنی بازگشت از گناه قولی، فعلی و فکری است. توبه در لغت به معنای بازگشت است ودر قرآن کریم هم به خداوند نسبت داده شده است و هم به انسان. توبه خدا به معنای برگرداندن لطف و رحمت خود به سوی بندگان، و توبه انسان به معنای برگشت او از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است، لذا هر توبه انسان محفوف به دو توبه از خداست به این بیان که: اول خدا توبه می کند؛ یعنی خداوند لطف خود را به بندگان گنهکار بر میگرداند و با این لطف انسان متوجه بدی های خود می شود. او پس از این، توبه کرده و از اعمال و افعال گذشته خود پشیمان می شود و برمی گردد. پس از این حالت، بار دیگر خدا لطف کرده و توبه او را می پذیرد. آری، یک توبه انسان میان دو توبه لطف خدا قرار می گیرد. به این ترتیب خدا توفیق توبه از عیب ها را به انسان عطا می کند، دوم انسان پشیمان شده و از آن عیب ها و فسادها توبه می کند. سوم خداوند کریم و رحیم این توبه را می پذیرد. خداوند در قرآن کریم این حقیقت را چنین بازگو می کند: « خداوند لطف خود را بر آنان شامل میکند و می فهمند که بد کرده اند. سپس آن افراد متوجه توبه می شوند. بار دیگر خداوند رحیم توبه آنان را پذیرفته وآنان را می بخشد.»
امام علی(علیه السلام) توبه را چنین معنا می کند: « التوبه نَدَمٌ بالقلب و استغفار باللّسان و ترکٌ بالجوارح و اضمارٌان لا یعود؛ توبه از چهار چیز تشکیل می شود: اول پشیمان شدن قلبی، دوم آن پشیمانی در قالب استغفار به زبان جاری گردد، سوم در کنار آن دو ترک معاصی و رها کردن فسادهای گذشته تحقق یابد، چهارم تصمیم بر اینکه در آینده نیز آن گناهان و فسادها تکرار نگردد.»
به هر حال پشیمانی از گذشته و تصمیم بر ترک کردار زشت درآینده و ابراز این حالت با ذکر استغفار بدنه اصلی توبه را تشکیل می دهند. البته برای کمال توبه شرایط دیگری نیز وجود دارد.
سید مجاهد (رحمه الله) می فرماید: « توبه با سه امر محقق می شود:
الف) معرف به ضرر گناه؛ یعنی گناهکار متوجه گردد که گناه بین عبد و وخداوند تبارک و تعالی حجابی می افکند که مانع تقرب او به خداوند سبحان می گردد و به عبارت دیگر به این شناخت و احساس برسد که گناه همانند سمی است که خوردن آن موجب هلاکت و نابودی می گردد.
ب) پشیمانی؛ حالت پشیمانی پس از مرحله شناخت حاصل می گردد و در اثر پشیمانی شخص دچار تألم وتأثر می شود.
ج) ترک گناه؛ ترک گناه باید در زمان حال و عدم بازگشت به آن در زمان های آینده و همچنین جبران گناهان گذشته باشد. مرحوم سید مجاهد در حقیقت جوانب امر در باب توبه را متذکر شده است و کیفیت تحقق توبه را بیان می کند.»
در اینجا ذکر بعضی از تعاریف که در کتب عرفانی آمده است، خالی از لطف و فایده نیست.
غزالی توبه را اینگونه تعریف می کند: « توبه عبارت است از سه امری که مترتب بر یکدیگرند و هر کدام علت دیگری است و آن سه عبارتند از:1 ـ علم به مضرات گناه و اینکه سبب دوری از حق تعالی می گردد،2ـ ندم وپشیمانی،3 ـ تصمیم و اراده به عمل.»
در تعریف دیگری از جنید بغدادی هم آمده است: « توبه را سه معنی است؛اول ندامت،دوم عزم بر ترک معاودت و سوم خود را پاک کردن از مظالم و خصومت.»
با تأمل درآیات و روایات که در باب توبه وارد شده است، استنباط می شود که توبه عبارت از یک ندامت و پشیمانی است که اعتراف و اعتذار را در پی دارد و مانع بازگشت به اعمال مجرمانه و گناه می شود؛ لذا سه عنصر ندامت و پشیمانی، اعتراف و اعتذار وعدم بازگشت به گناهان گذشته در مفهوم توبه نهفته است.
1ـ1ـ1ـ3ـ جایگاه توبه در حقوق جزای اسلام
توبه از بنیادهای حقوق جزای اسلامی است و در سایر مکاتب امروزی نمونه آن به چشم نمی خورد. در حقوق کیفری اسلام، توبه یکی از معاذیر قانونی معافیت از مجازات محسوب می شود. این مطلب به این معناست که جرم واقع شده و مجرم نیز دارای مسئولیت کیفری است؛ اما رعایت پاره ای از مصالح و اِعمال سیاست جنایی مناسب ایجاب می کند که از وی رفع مجازات شود. به عنوان نمونه کسی که عضو گروههای غیر قانونی بوده است و پیش از کشف باندش خود را تسلیم مراجع ذیصلاح قانونی می کند، یا مأموری که در راستای اطاعت از امر مافوق به اشتباه، امر او را قانونی تلقی کرده و در اجرای آن مرتکب جرم شده است، در اینصورت جامعه به دلایل مختلف از جمله تشویق افراد عضو گروههای غیر قانونی و برانداز به تسلیم، یا به خاطر عدم تقصیر مأمور مرتکب جرم، از اِعمال مجازات صرف نظر می کند. در مورد شخص تائب نیز وضع همین گونه است؛ یعنی با وجود اینکه عمل ارتکابی جرم بوده و مرتکب جرم نیز دارای شرایط مسئولیت کیفری است، اما قانونگذار به علت ندامت و پشیمانی حقیقی مجرم، از مجازات او صرف نظر می کند. امروزه جرم شناسان معتقدند که مجازات و سزادهی مجرم،هدف مطلق نیست؛ بلکه وسیله ای برای اصلاح و بازپروری و یا ارعاب اوست و مجازاتها را باید طوری مقرر نمود که بتواند مجرم را که هراز چند گاهی از ضوابط اجتماعی تخلف می کند و در واقع از جامعه می گریزد، با ضوابط اجتماعی آشنا سازد و به او تعلیم دهد که لازمه زندگی جمعی، سر نهادن به پاره ای ازمقررات است و او ناگزیر به پیروی از اوامر و نواهی جامعه خود می باشد و اگر در این کار موفقیت حاصل شود آن وقت است که این فرد رمیده از اجتماع، به آغوش جامعه باز خواهد گشت و زندگی مسالمت آمیز خود را با سایر افراد جامعه شروع خواهد کرد.
حال اگر مجرمی را مجازات نماییم که از ارتکاب عمل و از کرده ی خود به شدت پشیمان گشته است، به طوری که دچار عذاب وجدان شده و مصمم است که دگر بار مرتکب چنین عملی نشود و اشتباه خود را جبران نماید و هرگز از قواعد اجتماعی تخلف نکند، دست به کار بیهوده ای زده ایم. زیرا موضوع اِعمال مجازات، سالبه به انتفاع موضوع شده است و ما بدون اِعمال مجازات به هدف خود رسیده ایم. اسلام چنین تأسیسی را در حقوق کیفری پیش بینی نموده است و اِعمال کیفر را در صورت توبه مجرم، تحت شرایطی منتفی میداند و این یکی از امتیازات بارز و منحصر به فرد حقوق جزای اسلامی است. در نتیجه، توبه از دیدگاه حقوق جزای اسلام یکی از موارد سقوط مجازات شمرده شده است.
1ـ1ـ1ـ4ـ جایگاه توبه در فقه پویای اسلام
قرآن کریم در آیات متعدد، انسانها را به توبه تشویق می کند. خداوند توابین را مساوی با متطهرین قرار داده و می فرماید: « اِنّ اللهَ یُحبُ التوّابین و یحبُ المتَطّهرین »یکی از سوره های قرآن کریم به نام « توبه » نامگذاری شده است. واژه « توبه » و مشتقات آن نود و دو بار و کلمه « استغفار » و مشتقات آن چهل و پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است. همچنین در روایات صادره از طرف معصومین (علیهم السلام ) نیز به توبه و اثرات آن بسیار سفارش شده است. از دیدگاه قرآن و روایات، توبه چهره عمل را تغییر داده و گناهان را تبدیل به نیکی ها و حسنات می کند. آثار توبه نه تنها در بُعد فردی، بلکه در بُعد اجتماعی هم قابل توجه است. توبه نه تنها شخص را اصلاح می کند، بلکه جامعه را در برابر تکرار جرم و گناه از سوی توبه کار ایمن می کند.
توبه را می توان از دیدگاه فقهی، با توجه به آثار آن بر دو قسم تقسیم نمود:
1ـ توبه باطنی،2ـ توبه حکمی
توبه باطنی، عبارت از توبه بین انسان و خداوند می باشد که با توجه به نوع گناه، دارای انواعی است. به طور کلی گناهان اقسام گوناگونی دارند که کیفیت توبه نسبت به هر یک نیز مختلف است. این گناهان را می توان به سه قسم تقسیم کرد:
الف) موجب زائل شدن حقی از دیگران یا ثبوت حدی از حدود الله نمی شود، بلکه گناه به خود گناهکار مربوط میشود وبه بیرون سرایت نمی کند؛ مانند حسادت و دروغگویی. در اینصورت اگر گناهکار از کرده خویش نادم و پشیمان شده و تصمیم بگیرد که برای همیشه به آن گناه عود نکند، توبه محقق شده واثرات توبه نیز بر آن بار می شود.
ب) موجب ثبوت مالی از حقوق الناس یا حقوق الله می گردد، مانند ترک زکات و خمس.
در این مورد، توبه زمانی قابل تحقق است که علاوه بر پشیمانی و ندامت از گذشته، حقوقی را که بر ذمّه او قرار گرفته، بپردازد.
ج) گناه موجب حدّ شرعی باشد که این خود از نظر کیفیت ثبوت حد، از جنبه حق به سه دسته تقسیم می شود:
1ـ از جنبه حق الله موجب حق شرعی می شود؛ مانند زنا.
2ـ از جنبه حقوق الناس موجب حق شرعی می شود؛ مانند قتل.
3ـ هم از جنبه حق الله و هم از جنبه حق الناس موجب ثبوت حق می شود؛ مانند سرقت.
در کتب فقهی راجع به توبه حکمی، تعریفی را نیافتم.
1ـ1ـ1ـ5ـ جایگاه توبه در قانون مجازات اسلامی
یکی از اهداف مجازات در نظام های کیفری، اصلاح مجرم است. برای همین در میزان، نوع و کیفیت مجازات باید به این موضوع توجه کرد که مجرم باید بار دیگر اصلاح و جامعه پذیر شود. با در نظر گرفتن این هدف باید پذیرفت که منصفانه نیست، مجرمی که پیش از اِعمال مجازات و بعد از ارتکاب جرم، از ارتکاب عمل خود پشیمان شده و برای جبران آن پیش قدم می شود، با دیگر مجرمان به یک اندازه مجازات شود. امری که در منابع معتبر اسلامی از جمله قرآن کریم که روشنگر و هدایت کننده مسلمانان است، نیز به آن اشاره شده است. از طرف دیگر در منابع معتبر فقهی نیز این موضوع مورد تأکید قرار گرفته است. در قانون مجازات اسلامی برای چنین مجرمان پشیمانی که آثار ندامت و اصلاح را در خود نشان داده اند، تخفیف هایی در نظر گرفته شده است و حتی با حصول شرایط قانونی، موجبات برائت فرد مرتکب جرم را فراهم می آورد. توبه یکی از مفاهیم دینی ما است که در تعریف آن گفته شده: « توبه عبارت است از بازگشت از دوری به حق تعالی و نزدیک شدن به خداوند متعال یا ترک گناهان در زمان حال و عزم قطعی بر ترک آن در آینده و تلافی کردن تقصیرهای گذشته یا بازگشت از مخالفت حق به سوی موافقت او.» در ادامه به بررسی این نهاد فقهی در قانون مجازات اسلامی می پردازیم.
اگر هدف از مجازات، پشیمانی مجرم از کار خویش و عزم جدّی بر تکرار نکردن عمل مرتکب باشد، در این صورت مجازات کاری نامعقول به نظر می رسد. دین اسلام چنین تأسیسی را در حقوق کیفری پیش بینی کرده است و اِعمال کیفر را در صورت توبه مجرم، تحت شرایطی منتفی می داند و این یکی از امتیازات بارز و منحصر به فرد حقوق جزای اسلام است. در قانون مجازات اسلامی، توبه یکی از اسباب شرعی سقوط مجازات است که به عنوان یک مبحث از فصل یازدهم با عنوان سقوط مجازاتها از مواد 114 تا 119 به آن پرداخته است، که این امر بیانگر میزان اهمیت نهاد فقهی توبه، نزد تدوین کنندگان این قانون است. توبه در جرایم مستوجب حد، چنانچه قبل از اثبات جرم باشد، موجب اسقاط مجازات خواهد شد. البته مطابق شرع وقانون، توبه در مواردی مجازات حدی را به مجازات تعزیری تبدیل خواهد کرد.
از جمله تبصره 2 ماده 114 قانون مجازات اسلامی، توبه شخص زانی و لائط را که به عنف مرتکب جرم زنا یا لواط شده باشدف به مجازات حبس یا شلاق تعزیری تبدیل می کند.
مقررات مربوط به توبه در قانون مجازات اسلامی در یک مبحث گنجانده شده است که این روش بهتر از مقررات پراکنده در جرایم مختلف در قانون مصوب 1370 است. ضمن اینکه در قانون مجازات به طور کلی به نقش توبه در جرایم مستوجب تعزیر هم اشاره شده است که در مواردی توبه مجرم موجب اسقاط و در مواردی دیگر موجب اختیار دادگاه در تخفیف مجازات مرتکب جرم تعزیری خواهد شد که این موضوع یعنی تعمیم تأثیر توبه به جرایم تعزیری از نوآوردهای قانون مجازات به شمار می آید. نکته قابل توجه دیگر در قانون این است که در صورت تکرار جرم، توبه تأثیری در سقوط مجازات نخواهد داشت. زیرا تکرار جرم، با دلیل وجودی توبه که ندامت از ارتکاب عمل مجرمانه و تلاش برای جبران آن است، مغایرت دارد. در واقع کسی که قبل از دستگیری، خود را معرفی و به جرم خود اعتراف کند، توبه او پذیرفته می شود و در واقع اَمان نامه ای می گیرد که طبق آن از تعرض مصون است. توبه در جرایم سنگین و سبک می تواند مؤثر باشد. اما تشخیص اینکه در مورد کدام مجرم و کدام جرم ارتکاب یافته، می توان از توبه استفاده کرد، از اختیارات قاضی است؛ یعنی اینکه وقتی مجرمی برای معرفی خود به عنوان شخصی که توبه کرده، مراجعه می کند تشخیص پذیرش توبه و اِعمال تخفیف در مجازات مجرمان تفاوت هایی دارد. از جمله اینکه کسی که توبه کرده و برای برطرف شدن آثار جرم همکاری می کند، می تواند از تخفیف های قانونی و قضایی که در قانون پیش بینی شده است، برخوردار شود. فرد توبه کننده از ارتکاب عمل مجرمانه، در برخی موارد می تواند از مزیت تعلیق مجازات استفاده کند، در بعضی مواد در قانون مجازات، توبه مجرم این امکان را برای او فراهم می آورد که به تقاضای قاضی، وی مشمول عفو رهبری شود.
توبه مجرم بعد از ارتکاب جرم می تواند برای او مزایای متعددی داشته باشد؛ برای مثال هرگاه کسی به زنایی که موجب حد است،اقرار و بعد توبه کند، قاضی می تواند تقاضای عفو او را از ولی امر درخواست کند یا مجازات حد را بر او جاری سازد. در جرایم دیگری چون شرب خمر و لواط نیز توبه پیش بینی شده است. بنابراین متوجه می شویم که قانونگذار در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 نگاهی متعالی به این نهاد فقهی داشته و به نحو اَحسن به این امر اشاره کرده است.

1ـ1ـ2ـ توبه در ادیان
در این مبحث توبه در دین اسلام، توبه در دین یهود و توبه در آیین مسیحیت مورد بررسی قرار می گیرد.
1ـ1ـ2ـ1ـ توبه در دین اسلام
از منظر اسلام کسانی که دچار لغزش و گناه می شوند، می توانند از دریای بی انتهای رحمت الهی به واسطه توبه وندامت قلبی برخوردار شوند و از هلاکت ابدی نجات یابند. حتی فقها و متکلمان اسلامی بر وجوب توبه اجماع دارند. توبه یک وظیفه واجب است و قرآن کریم هفت مرتبه با عبارت «توبوا» همه مردم را به آن فرمان داده است، از جمله:«و توبوا اِلی الله جَمیعاً اَیها المُؤمنونَ لعلَکم تفلِحون؛ ای مؤمنان همگی به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.»
امیر مؤمنان(علیه السلام) توبه را چنین معنا می کند:«التوبه نَدم بالقَلب و اِستغفارٌباللِسان وَ ترکٌ بالجَوارِح و اِضمارٌ اَن لا یَعود؛ توبه عبارت از پشیمانی قلبی، آمرزش خواهی زبانی، ترک عملی گناه با اندام و تصمیم بر عدم بازگشت به گناه است.» توبه گناهان را می شوید ودل ها را از زنگار پاک می کند و زمینه عبودیت و بندگی انسانها را فراهم می آورد.«التوبه تُطَهِرٌالقلوب و تَغَسِلٌ الذنوب؛توبه،دلها را پاک می کند و گناهان را می شوید.»
شهید مطهری در این باره می فرمایند: « توبه عبارت است از یک نوع انقلاب درونی، نوعی قیام، نوعی انقلاب از ناحیه خود انسان علیه خود انسان. این جهت از مختصات انسان است. گیاه تغییر مسیر می دهد، ولی علیه خودش قیام نمی کند، این استعداد را ندارد.»
اما در مورد توبه در عصر ظهور حضرت دو دسته حدیث به ظاهر متفاوت وجود دارد. پاره ای از احادیث، دوران غیبت را عصر فرصت ها و ظهور را زمان پایان یافتن فرصت ها معرفی کرده اند که با آمدنش مجال توبه و بازگشت از گمراهان ستانده می شود.
تعدادی دیگری از احادیث،عصر ظهور را دوران رشد و تربیت و زمان جبران ضعف های بشر می دانند. از این رو در این زمان باب توبه همچنان باز و زمینه جبران کاستی ها فراهم است. در جمع میان این دو دسته روایات، میتوان دسته دوم را به زمان آغازین ظهور ناظر دانست که امام مهدی(عج) به هدایت و روشنگری خواهند پرداخت، دسته اول به زمانی اشاره دارد که آن حضرت پس از روشنگری برای تصفیه جامعه ی بشری دست به شمشیر می برند و قیام مسلحانه خود را آغاز می کنند. همچنان که می توان موضوع دسته نخست را کسانی دانست که عالمانه و عامدانه حقایق را انکار می کنند و موضوع دسته دوم را کسانی که از سر جهل در ورطه ی گمراهی می افتند. اگر جمع یاد شده پذیرفته نشود، ترجیح با دسته دوم در روایات است، زیرا این دسته افزون بر اینکه با ضابطه کلی توبه پذیری در قرآن، هماهنگی دارد از نظر کمیت و اعتبار بسیار بیشتر از دسته نخست است.
1ـ1ـ2ـ2ـ توبه در دین یهود
در دین یهود رهایی بسته به توبه و حسنات قوم است که طبق گفته برخی این امر به رهایی کل جهانیان راه می برد. یکی از ارکان مهم توبه شناخت خدای (یهوه) مهربان است و اینکه او چنین لطفی به بندگانش دارد و دستور توبه داده است. « من، خداوند متعال میگویم : بنابراین ای قوم اسراییل مطابق کردارتان داوری خواهم کرد. توبه کنید و از گناهان خود بازگردید، درغیراینصورت گناه، شما را هلاک خواهد کرد. برای توبه، اول باید به گناه خود معترف شد.»
ای خداوند، خدای اسراییل، تو عادلی، اما باز هم اجازه داده ای عده ای از ما زنده بمانیم. ما به گناهان خود در حضور تو اعتراف می کنیم، ما هیچ شایستگی برای آمدن به حضور تو نداریم.
به لطف کرم او امید داشت چون تو دعاهای ما را مستجاب می فرمایی. همه مردم به خاطر گناهانشان نزد تو خواهند آمد. گناهان ما بر ما چیره گشته است اما تو ما را می بخشی. خداوندا هیچ خدایی مانند تو نیست. تو گناه بندگانت را می آمرزی و تقصیرات بازماندگان قومت را می بخشی و چون بر بندگانت رحمت و شفقت داری برای همیشه خشمگین نمی مانی. در یهودیت توبه ارتباط با آمدن موعود دارد چون اعتقاد مسلم بر ربانیون بود که اگر بنی اسراییل حتی برای یک روز از گناهان خود توبه کنند، آمدن او جلو خواهد افتاد.امروزه معتقدند که نجات و آزادی [ صهیون ] فقط با عدالت و آنهایی که گناه خود توبه می کنند امکان پذیر است و راه دیگری وجود ندارد.
1ـ1ـ2ـ3ـ توبه در آیین مسیحیت
تعلیم اساسی حضرت عیسی (علیه السلام ) در دو بخش خلاصه می شود:
1ـ توبه کنید؛ یعنی دست از گناه بردارید و به سوی خدا برگردید.
2ـ ولایت و سرپرستی خدا ( ملکوت آسمان ) را بر زندگی خود پذیرا شوید.
مراد از توبه در مسیحیت این است که: توبه تغییری می باشد که در فکر شخص حادث شده و پس از آن مُولّد ندامت و پشیمانی برعملی می گردد که برای زندگی جاودانی می باشد آنست که قلبی گناه را بغض نماید و از ارتکاب آن کاملاً محزون و پشیمان باشد و کوشش نماید که بر خداوند متوکل شود و از روح القدس کمک یافته، از گناه دوری جوید و مطیع اراده و اوامر مقدس حضرت احدیت گردد.
سابقه توبه در مسیحیت به حضرت یحیی بر می گردد. چون او به مردم می گفت: « توبه کنید، زیرا ملکوت آسمان نزدیک است.» از دیدگاه بنی اسراییل، ملکوت آسمان گونه ای حکومت الهی بود که آرمان مقدس آنان به شمار می رفت. به همین دلیل ( به گفته اناجیل در موارد مختلف ) یحیای تعمید دهنده در دعوت خود موفقیت چشمگیری به دست آورد و تأثیر عمیقی بر مردم گذاشت، به طوری که همه طبقات اجتماعی گروه گروه، نزد او می آمدند و توبه می کردند و وی آنان را غسل تعمید می داد.
کتاب مقدس مسیحیان تأخیر در توبه را موجب نابودی می داند. « مطمئن باشید اگر توبه نکنید، همه شما مانند آنان نابود خواهید شد.»
در مسیحیت دستور توبه ازجانب پطرس صادر شده، پطرس به ایشان گفت: « توبه کنید و همه شما فردا برای آمرزش گناهانتان به نام عیسی مسیح غسل تعمید بگیرید که روح القدس یعنی عطیه خدا را خواهید یافت.»
پس توبه کنید و به سوی خدا بازگشت نمایید تا گناهان شما آمرزیده شود. در مسیحیت برای توبه کننده ارزش والایی قائل می شوند.«بدانید که به همان طریق برای یک گناهکار که توبه می کند، در آسمان بیشتر سرور و شادی خواهد بود تا برای نود و نه شخص پرهیزکاری که نیاز به توبه ندارند، و به همان طریق بدانید که برای یک گناهکار که توبه می کند، در میان فرشتگان خدا شادی و سرور خواهد بود.»
1ـ1ـ3ـ حقیقت، اهمیت و اقسام توبه
در این مبحث مطالبی راجع به حقیقت توبه، توبه نصوح، اهمیت و فضیلت توبه، اقسام توبه و جایگاه توبه در قرآن بیان می شود.
1ـ1ـ3ـ1ـ حقیقت توبه
حقیقت توبه، بازگشت گناهکار به سوی خداوند کریم و غفور است که با ندامت از گناه و تصمیم بر عدم ارتکاب مجدد آن تحقق می یابد. برخی، عزم بر ترک را در تحقق توبه معتبر ندانسته اند.
توبه، امر قلبی و درونی است از این رو لازم نیست به زبان آورده شود.
انسان گناهکار وقتی از قبح گناه و معاصی آگاه می گردد و متوجه می شود که چه فاصله ای بین او محبوب و خالقش افتاده است، پشیمان و متألم می شود و این آتش پشیمانی و تألم سراسر وجود و روح و جانش را فرا می گیرد و یک انقلاب و دگرگونی درون او رخ می دهد و تمامی آثار شوم ریشه های گناه و سیئات توسط این آتش سوزانده شده وضمیری پاک و نهادی آرام و قلبی مملؤ از عشق مخلوق به محبوب باقی می ماند.در بسیاری از روایات ندامت و پشیمانی از ارتکاب گناه و جرم را توبه دانسته و آمده است که پشیمانی و ندامت واقعی مانع از بازگشت شخص تائب به سوی اعمال مجرمانه و گناه می شود. در حقیقت، توبه حقیقی ندامت و پشیمانی خاصی را در پی دارد که مانع از تکرار اعمال سابق می شود.
رسول خدا (صلی الله علیه) می فرماید: « الندم التوبه؛ یعنی پشیمانی و ندامت توبه است.»
امیر المؤمنین (علیه السلام) در جایی می فرماید: «الندم احد التوبتین» و امام باقر(علیه السلام) می فرماید:
« کفی باالندامه توبه » و قریب به این مضامین در روایات دیگری نیز به چشم می خورد.
در مورد عدم بازگشت به گناه و جرم که ثمره ندامت و پشیمانی حقیقی است، امیر المؤمنین اینگونه می فرمایند: «الندم علی الذنب یمنع عن معاودته؛ یعنی پشیمانی بر گناه مانع بازگشت به گناه می شود.»
همچنین اقرار حُسن اعتراف را نیز توبه و اقرار به گناه را موجب غفران و بخشش دانسته اند. خداوند تبارک و تعالی در آیه 102 سوره توبه می فرماید: « و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئاً عسی الله ان یتوب علیهم.» امیر المؤمنین (علیه السلام ) می فرمایند: « المقر بالذنب، تائب؛ یعنی توبه کننده کسی است که اعتراف و اقرار به گناه می کند.» امام باقر (علیه السلام ) اثر توبه را که دفع عقاب و رهایی از آثار سوء آن می باشد مشروط به اقرار به آن کرده و می فرماید: « و الله ما ینجوا من الذنب الّامن اقتربه.»
ممکن است این سؤال مطرح شود که مراد از اقرار آیا اقرار نزد امام و حاکم و قاضی است یا خیر؟
در جواب باید گفت: خیر؛ مراد اقرار و اعتراف نزد خداوند تبارک و تعالی وعذر خواهی و اعتذار از خداوند است؛ چه اینکه امیر المؤمنین می فرماید: « الاقرار الاعتذار.» بیان خواجه عبدالله انصاری در کشف الاسرار در این باب شنید نی است:«حقیقت توبه، پشیمانی است که در دل پدید آید، دردی که از درون سینه سر بزند،آتش خجل در دل وی افتد، آب حسرت از دیده فرو ریزد، ندیدی که شاخی از یک سر آن آتش زنی و از دیگر سو آب قطره قطره می چکد.» بنابراین: جان و روح توبه، همان سوز درد انقلاب درونی و آتش ندامت است.
1ـ1ـ3ـ2ـ توبه نصوح
در زمان قدیم در یکی از ولایات مردی بود به نام «نصوح» که بر خلاف مردهای دیگر صاحب ریش و سبیل نبود و به همین جهت هم از نداشتن ریش و سبیل استفاده می کند و به ولایت دیگری می رود و در یکی از حمام های زنانه به عنوان کارگر شروع به کار می کند و هیچکس از این جریان باخبر نمی شود. تا اینکه یک روز دختر حاکم شهر به حمام می آید. در حین استحمام انگشتر گرانقیمت او گم می شود، هر چند برای انگشتر خود جستجو میکند، آنرا نمی یابد. تا اینکه دستور می دهد همه زنان را بازرسی کنند. در این موقع «نصوح» با خودش فکر میکند که اگر زن ها و مخصوصاً دختر حاکم بفهمند که او زن نیست، چه بلایی بر سرش خواهد آمد.در این گیر و دار «نصوح » به خدا متوسل می شود و توبه می کند، که اگر امروز از این ماجرا نجات پیدا کرد، دیگر از این کار دست برمیدارد و باقی عمر را به عبادت بگذراند.
ناگهان سر و صدایی بلند شد که انگشتر پیدا شد. بنابراین دختر حاکم از بقیه زن ها دست برمی دارد و « نصوح » نجات پیدا می کند و از حمام بیرون می رود و به کوه پناه می برد. با مقداری سنگ آنقدر از این کوه به آن کوه بالا میرود تا تمام گوشتهای بدنش آب می شود و از بین می رود. تا آنجا که به او ندا می رسد:
« ای نصوح توبه تو قبول شد.» از آن پس «نصوح» تا آخر عمر را به عبادت می گذراند و توبه او به نام « توبه نصوح » معروف می شود.
نصوح از ماده « نصح» است. نصح یعنی خیرخواهی خالصانه، ناصح را که ناصح گویند به اعتبار این است که خیرخواه خالصانه ومخلصانه است. توبه نصوح یعنی توبه خالصانه ومخلصانه، توبه ای که تا آن عمق روح انسان توبه کند. پیغمبر فرمود:« مقصود از توبه نصوح، توبه غیر قابل بازگشت است.توبه ای که انسان را دوباره به گناه برنگرداند، تشبیه خوبی فرمود: توبه غیر قابل بازگشت؛ مثل شیری که از پستان یک حیوان بیرون می آید. آیا شیری که از پستان حیوان در آمد، دوباره بازگشت به پستان می کند؟ آنچنان از گناه بیرون آید که شیر از پستان بیرون می آید، یعنی دیگر برگشتن نباشد، این را می گویند توبه نصوح.»
امیر المؤمنین(علیه السلام) توبه نصوح را در نهج البلاغه به این صورت بیان کرده و فرموده است این توبه شش پایه دارد: پشیمانی شدید از گذشته، تصمیم اکید نسبت به آینده، حقوق خدا و حقوق مردم را در گذشته ادا کردن، هر چه حقی از خدا فوت شد؛ نمازی، روزه ای، حجی فوت شده، حقوق الهی را انجام دادن، حقوق مردم را ادا کردن، اگر دیونی از مردم هست، هر نوع دینی. غیبتی از کسی کرده ای، اینها را به هر شکلی که ممکن است صاف بکنی، دینی را که باید بدهی، بدهی. اگر نمی توانی بدهی، لااقل رضایت مردم را به دست بیاوری. غیبتشان را کرده ای ، رضایتشان را به دست بیاوری. اگر مرده اند و رفته اند، به جای آن برای آنها طلب مغفرت کنی.
از امام صادق(علیه السلام) در مورد آیه شریفه« یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحاً» سؤال شد، حضرت فرمودند: به اینکه بنده ی خدا از گناهی که مرتکب شده، توبه کند و دیگر آن گناه را مرتکب نشود. بیهقی در کتاب شعب الایمان از نعمان بن بشیر روایت کرده است که عمر بن خطاب درباره توبه نصوح سؤال کرد و پیامبر(صلی الله علیه) فرمود: « مردی از عمل زشتی توبه می کند و سپس هرگز به آن برنمی گردد.»
« نصوح » در لغت از ماده « نصح» بر وزن «صلح» در اصل به معنی نصیحت کردن و خیرخواهی خالصانه است. برای نصوح معنای دیگری هم ذکر کرده اند و آن عبارت است از سازگاری بین دو شی و اصلاح کردن و محکم کردن آن و از آنجا که باید خیرخواهی واقعی باید تؤام با محکم کاری باشد، واژه « نصح » گاه به این معنی آمده است، به همین جهت به نمای محکم « نصاح » نیز گفته می شود. با توجه به این معنای لغوی، توبه نصوح توبه ای است که شخص به آنچه انجام داده است و از آن توبه کرده، مجدداً برنگردد.
بر این اساس هر دو معنای لغوی نصح یعنی« خالص بودن و محکم بودن » در توبه نصوح به کار رفته است. لذا، توبه نصوح می تواند عبارت باشد از توبه ای که صاحبش را از برگشتن به طرف گناه باز می دارد، یا توبه ای که بنده را برای رجوع از گناه خالص سازد و در نتیجه دیگر به آن عملی که از آن توبه کرده، برنگردد.در روایت دیگری احمد بن مردویه و بیهقی از ابن مسعود از رسول خدا نقل می کنند که حضرت فرمودند:« التوبه من الذنب ان لا یعود الیه ابداً.»
مفسرین تفسیرهای زیادی را برای توبه نصوح ذکر کرده اند که در تفسیر نمونه به برخی از آنها اشاره شده است، از جمله:
الف) توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، ترک گناه و تصمیم بر ترک آن در آینده.
ب) توبه نصوح آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود، امید به اینکه پذیرفته شود و ادامه اطاعت خدا.
ج) توبه نصوح آن است که گناهکار همواره گناه خود را در مقابل چشم خود ببیند و از آن شرمنده باشد.
ه) توبه نصوح آن است که در آن سه شرط باشد: کم سخن گفتن، کم خوردن و کم خوابیدن.
و) توبه نصوح آن است که تؤام با چشمی گریان و قلبی بیزار از گناه باشد.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *