–839

centercenter

-626993-427383
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد دامغان
(دانشکده حقوق)

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در
رشته حقوق گرایش بین الملل
عنوان :
زن در حقوق بین الملل با تأکید بر اسناد سازمان بین الملل کار
استاد راهنما :
دکتر فخر الدین ابوییه
نگارنده :
زهرا جامی
زمستان 93
باسپاس از
کسانی که صبروتحمل نمودند تا من باآرامش وآسایش لازم به جمع
آوری این مجموعه بپردازم شاید با تقدیم این مجموعه به
پدر و مادر و همسرم
گوشه ای از محبت آنان جبران شود . و با سپاس از محبت خدای منان که مرا را
یاری کرده تا بتوانم با استفاده از زحمات استاد بزرگ
جناب آقای فخر الدین ابوییه
اطلاعات خودرا روی ورق بیاورم.
-256540-393700
نمونه فرم تصویب نامه
یرفع الله الذی آمنو و الذین اوتو العلم درجات
قرآن کریم
کارشناسی ارشد خانمزهرا جامی
با عنوانزن در حقوق بین الملل با تأکید بر اسناد سازمان بین المللی کار
در جلسه مورخ / / تحت نظارت شورای پایان نامه متشکل از استادان زیربا درجه
و نمرهمورد تأیید قرار گرفت .
1- استاد ( استادان ) راهنما : نام و نام خانوادگیامضاء
2-استاد ( استادان ) مشاور : نام و نام خانوادگیامضاء
3-داور داخل گروه : نام و نام خانوادگی امضاء
4-داور خارج گروه : نام و نام خانوادگیامضاء

دکتر
معاون پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی
واحد دامغان
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
بیان مسئله2
اهمیت موضوع3
پیشینه تحقیق4
فرضیه5
سوال تحقیق5
فصل اول : کلیات
مروری بر ادبیات تحقیق 6
1- 1-گفتار اول : جایگاه زن در اسلام و در جوامع مختلف 6
1-1-1- زن6
1-1-2- زن در اسلام7
1-1-3- زن در جامعه8
1-1-4- زن در زندگی مشترک11
1-1-5- زن در حقوق بشر11
1-1-6- زنان در جوامع در حال توسعه 14
1- 1-7- نقش پررنگ زنان در توسعه کشورهای‌صنعتی15
1-2-گفتار دوم : اشتغال زنان در اسلام و جوامع مختلف 18
1-2-1- دیدگاه اسلام در خصوص اشتغال زنان18
1-2-2-اهمیت توجه به ابعاد حقوقی اجتماعی اشتغال زنان19
1-2-3- اشتغال زنان در جوامع20
1-2-4- اشتغال زنان در کشورهای در حال توسعه 23
1-2-5- الگوی نولیبرالی اشتغال زنان27
1-2-6- وضعیت اشتغال زنان در سال 201134
فصل دوم : زن در حقوق بین الملل
2- 1- گفتار اول : حقوق زنان دراسناد بین المللی 39
2-1-1-حقوق زنان،اسناد بین المللی،موضع ایران 40
2-1-2- تطبیق وتحلیل حقوقی موادکنوانسیون51
2-1-3-حق اشتغال وتحصیل رایگان 52
2-1-4- اشتغال زنان در اسناد بین المللى حقوق بشر و جمهورى اسلامى 53
2-1-5-حقوق بشر زنان53
2-1-6-حقوق زن و سازمان ملل متحد56
2-1-7-گستره‌ی مفاهیم: حقوق زن یعنی حقوق بشر56
2-1-8-گستره‌ی اجرائی : نگهداشت حقوق بین‌المللی بشر، کمیسیون حقوق بشر60
2-1-9-واحد‌های میثاق های حقوق بشر64
2-2-گفتار دوم : زن در اسناد بین المللی 66
2-2-1-کنوانسیون “رفع کلیه ی اشکال تبعیض علیه زنان66
2-2-2-جایگاه کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان در حقوق بین الملل67
2-2-2-1-الف : زمینه های پیدایش69
2-2-2-2-ب:مروری برتاریخچه و متن و محتوای کنوانسیون ونحوه الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون رفع تبعیض.69
2-3-گفتار سوم : خشونت نسبت‏ به زنان در اسناد بین المللی73
2-3-1-تعریف خشونت نسبت به زنان73
2-3-2-اقدامات سازمان ملل متحد74
2-4-گفتار چهارم : سازمان بین المللی کار 76
2-4-1تاریخچه سازمان بین المللی کار 76
2-4-2-سازمان بین المللی کار( International Labor Organization )77
2-4-3-منشور سازمان بین المللی کار78
2-4-4-وظایف کلی سازمان بین المللی کار79
2-4-5-اهمیت سازمان بین المللی کار79
2-4-6-استراتژی های اساسی سازمان بین المللی کار81
2-4-7-ایران وسازمان بین‌المللی کار81
2-5-گفتار پنجم : اشتغال زنان در سطح بین المللی83
2-5-1-تاریخچه اشتغال زنان در سطح بین المللی 83
2-5-2-تاریخچه قانونگذاری درباره کارگران زن در سطح بین المللی 83
2-5-3-اهمیت حقوق بشر و حمایت از اشتغال زنان در چارچوب سازمان ملل 85
2-5-4 – نتیجه‌گیری87
فصل سوم : زن در اسناد حقوق بین المللی کار
3-1- گفتار اول :اصل عدم تبعیض شغلی در حقوق بین المللی کار91
3-1-1-اصل عدم تبعیض شغلی در ایران 94
3-1-2–تعریف تبعیض شغلی علیه زنان 95
3-1-3-روشهای رفع تبعیض شغلی زنان 99
3-1-3-1-معیارهای بین المللی کار 99
3-1-3-2–قوانین داخلی کشورها 101
3-2-گفتار دوم : اصل تساوی مزد در حقوق بین المللی کار 104
3-2-1-اصل تساوی مزد 104
3-2-2-اصل تساوی مزد در حقوق بین المللی کار 104
3-2-3-تعریف و محاسبه مزد 105
3-2-4-پذیرش اصل تساوی مزد در حقوق بین المللی کار108
3-2-5-اصل تساوی مزد در حقوق ایران111
3-2-5-1-تعریف و محاسبه مزد 111
3-3-گفتار سوم: اصل فرصتهای مساوی و رفتار برابر در نظامهای حقوقی 114
3-3-1-حقوق بین المللی کار 114
3-3-2-حقوق ایران 117
3-3-3-تفکیک و تقسیم مشاغل زنان و مردان 119
3-4- گفتار چهارم : معیارهای بین المللی کار درباره منع کار شبانه زنان 121
3-4-1-تحول و دگرگونی در پذیرش معیارهای بین المللی کار 124
3-4-2-کار شبانه زنان در حقوق ایران 127
3-4-3-ممنوعیت کارهای سخت ، خطرناک و زیان آور 128
3-4-4-حقوق بین المللی کار 129
3-4-5-حقوق ایران 131
3-4-6-حمایتهای مربوط به جنبه مادری زنان شاغل134
3-4-6-1-حمایت از جنبه مادری در حقوق بین المللی کار 134
3-4-7-روند کلی در اسناد بین المللی کار 135
3-4-8-حمایتهای مندرج در اسناد بین المللی کار 139
3-5- گفتار پنجم : اصل تساوی در انجام مسئولیتهای خانوادگی 142
3-5-1-شناسایی اصل تساوی در انجام مسئولیتهای خانوادگی 144
3-5-1-1-اولین معیارهای بین المللی درباره مسئولیتهای خانوادگی کارگران 144
3-5-2-معیارهای کنونی درباره مسئولیتهای خانوادگی 146
3-5-3-وظایف دولتها در رابطه با کارگران دارای مسئولیت خانوادگی148
3-5-4-خدمات و تسهیلات مراقبت از کودکان151
3-5-5-ارائه خدمات خانوادگی و تسهیلات مراقبتی از کودکان در سطح بین المللی153
3-5-6-مرخصی خانوادگی برای کارگران دارای مسئولیت خانوادگی154
3-5-7-مرخصی ویژه والدین155
نتیجه گیری پایانی157
ضمائم 165
فهرست منابع و مأخذ183
چکیده
امروزه اشتغال زنان از جمله مباحثی است که مورد توجه متخصصان امر قرار گرفته است زیرا در دستیابی به یک جامعه به اهداف توسعه، استفاده از نیروی کار نیمی از افراد جمعیت آن حائز اهمیت فراوان است. حقوق شغلی مندرج در اسناد بین المللی ازجمله حقوقی است که زنان در بیشتر جوامع در مضیقه آن به سر می‌برند، با این وجود می‌توان آنان را بهترین و بالاترین معیار به منظور نقد و بررسی وضعیت حقوقی اشتغال زنان محسوب کرد. کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان از مهم ترین اسنادی است که به طور مفصل به زوایای مختلف اشتغال زنان پرداخته و خواستار رفع نابرابری ها و محدودیت های موجود در این زمینه شده است. بنابراین در جهت شناخت موانع و تنگناهای موجود  در قوانین ایران در خصوص احقاق وضعیت شغلی زنان در زمینه شغلی در مقایسه با کنوانسیون مذکور، ابتدا وضعیت کلی اشتغال زنان به وسیله آمار نشان داده شده است ضمن آنکه مباحثی پیرامون موانع اشتغال زنان نیز مطرح می‌گردد. همچنین دیدگاه اسلام و سایر اسناد بین المللی نیز در این خصوص، مورد بحث قرار گرفته است، سپس اصول حاکم بر اشتغال زنان که به اصول عمومی و اصول اختصاصی تقسیم می‌شوند در کنوانسیون و قوانین موضوعه ایران مورد بررسی قرار گرفته و بعد از آن به بررسی اشتغال زنان در مناصب مهم دولتی و سیاسی در کنوانسیون و قوانین موضوعه ایران پرداخته شده و در پایان ضمن نتیجه گیری، پیشنهاداتی در جهت رفع محدودیت‌های حقوقی وغیرحقوقی اشتغال زنان ایرانی ارائه شده است.
مقدمه
یکی از موضوعاتی که در حوزه حقوق زنان مطرح است، اشتغال زنان است.اشتغال زنان از دیرباز مورد توجه جوامع بشری بوده است.اشتغال زنان از منظر اسناد حقوق بشر و اسناد حقوق بین الملل بویژه اسناد بین الملل حقوق کار قابل بررسی است. واقعیت این است که زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند. نظام حقوق بشر، حمایت از زنان را به عنوان یکی از اهداف خود، مدّ نظر قرار داده و سازمان ملل متحد، از طرق مختلف، از اشتغال زنان حمایت کرده است.
اشتغال زنان از جمله مباحثی است که مورد توجه متخصصان امر قرار گرفته است زیرا در دستیابی به یک جامعه به اهداف توسعه، استفاده از نیروی کار نیمی از افراد جمعیت آن حائز اهمیت فراوان است. حقوق شغلی مندرج در اسناد بین المللی ازجمله حقوقی است که زنان در بیشتر جوامع در مضیقه آن به سر می‌برند، با این وجود می‌توان آنان را بهترین و بالاترین معیار به منظور نقد و بررسی وضعیت حقوقی اشتغال زنان محسوب کرد.
بیان مسأله :
امروزه حمایت از اشتغال زنان، به طور عمده، توسط «سازمان بین المللی کار» صورت می گیرد؛ چون پس از انقلاب صنعتی و کشانده شدن زنان به کار در صنایع، ضرورت حمایت از ایشان در برابر برخی خطرها و تنظیم مقررات ویژه در مورد شرایط کار آنان حس می شود. با توجه به اینکه محقق فعال اجتماعی در حوزه کارگری و زنان می باشد با وجود مشکلات فراوان در حیطه آموزش کارگران بیمه تامین اجتماعی و خلأ حضور زنان در مباحث اجتماعی انتخاباتی (سیاسی)و اشتغال در حوزه استانی علی الخصوص شهرستان ساری ، نیاز به بررسی و پژوهش در حوزه کارگری و زنان جهت مرتفع نمودن مشکلات این عزیزان در حیطه این پایان نامه مورد رسیدگی قرار گرفت . همچنین اسناد بین‏المللی به شکل‏های گوناگون، به مسئله «اشتغال زنان» پرداخته‏اند. ممانعت از اشتغال زنان در بعضی از مشاغل ،امتیاز دادن به مردان در زمینه ارتقای شغلی ، عدم پرداخت مزد مساوی برای کار با ارزش مساوی و مزاحمتهای جنسی ، همه انواعی از تبعیض شغلی است که در بیشتر کشورها به شدت ریشه دوانیده و از بین بردن آنها کار دشوار و سختی است .
این تحقیق به بررسی اشتغال زنان از دیدگاه حقوق بین الملل با تاکید بر اسناد بین الملل حقوق کار می پردازد و برخی موانع در اجرا شدن این اسناد را بررسی و در پایان راهکارهایی را ارائه می دهد.
اهمیت موضوع:
اشتغال از ابتدای زندگی بشر مورد توجه بوده است و یکی از مهمترین معیارهایی که جهان غرب برای تعیین جایگاه زن در اجتماع پذیرفته، میزان مشارکت زنان در زندگی اقتصادی و اشتغال آنان است. به طور معمول، فعالیت های اقتصادی زنان در بخش های رسمی، اشتغال نامیده می شود. در این بخش، زنان از حمایت قانونی بیشتری برخوردارند.
توجه به حقوق زنان در بررسی مسائل و مشکلات آنان از موضوعات مهم جهان امروز است. زنان به عنوان نیمی از جامعه، یکی از نیروهای مهم اجتماعی هستند که تعریف صحیح از مسائل و تصویر دقیق از نقش آنان در مراحل مختلف خانواده، جامعه و تاریخ، کمک بزرگی به حل معضلات جهان می‏کند.
اشتغال زنان در خارج از خانه همانند سایر پدیده های اجتماعی در طی دوره های مختلف حیات بشر متحول گردیده است . زن از زمان های قدیم تا به امروز غیر از خانه داری ،در امور مختلف کشاورزی ، دامپروری ،صنایع دستی و حتی امور نظامی دوش به دوش مردان مشغول فعالیت بوده است ولی در دوره هایی که خانواده یک واحد اقتصادی نیز به حساب می آمده است ، فعالیت های تولیدی زن که در خانه و یا نزدیکی آن انجام می گرفته است ، جزء امور خانگی محسوب شده و از زن در ازای آن کار مزدی دریافت نمی کرده است .
زندگی ماشینی و تحول صنعتی زنان را به وضع اسف باری دچار استعمار کارفرمایان کرد. بدین ترتیب در کشورهای تازه صنعتی شده اروپا قانونگذاران به ضرورت حمایت از زنان در برابر خطرات شغلی پی بردند و مقرراتی ویژه در مورد شرایط کار زنان وضع گردید.
همانظور که بیان شد تحول صنعتی برای زنان این پیامد را داشت که از طرفی آنها را با کارهای سنگین و طاقت فرسا دچار ناراحتی جسمی نمود و از طرف دیگر با کشیدن آنان به محیط کار ، که همواره دارای شرایط مناسب نبود ، از نظر اخلاقی به ورطه های خطرناکی کشانید . با پیشرفت بیشتر زندگی ماشینی این مخاطرات افزایش می یافت و استثمار زنان شدیدیتر می شد ف البته شکل آن بر حسب زمان تغییراتی پیدا کرده است .
استفاده از نیروی کار زنان که به طور خاص بعد از انقلاب صنعتی رواج گرفت موجب مظالم بی شماری در حق آنان گردید زیرا این کارگران که به اقتضای جنس یا سن از قدرت جسمانی کمتری برخوردار بودند همانند مردان بالغ کار می کردند و نه تنها مقررات خاصی برای کار آنان به منظور رعایت وضع جسمانیشان وجود نداشت بلکه در برابر کار طاقت فرسا مزد کمی هم دریافت می داشتند . برای مبارزه با این وضع قانونگذاران کشورها اولین اقدامات خود را معطوف به تنظیم شرایط کار این کراگران کردند .
بدین ترتیب در کشورهای تازه صنعتی شده اروپا قانونگذاران به ضرورت حمایت از زنان در برابر خطرات شغلی پی بردند و مقرراتی ویژه در مورد شرایط کار زنان وضع گردید . سپس ایجاد مقررات بین المللی در این زمینه مورد توجه قرار گرفت .
پیشینه تحقیق :
راجع به موضوع مورد تحقیق زن در حقوق بین الملل با تاکید بر استاد سازمان بین المللی کار در متون حقوقی فارسی برخی کتابهای تا حدودی مرتبط وجود دارد که به موارد زیر می توان اشاره کرد:
کار زنان در حقوق ایران و حقوق بین المللی کار، تالیف: سید محمدرضا علویون، ناشر:انتشارات روشنگران و مطالعات زنان – 1381
حقوق زن در ایران و اسناد بین المللی، تالیف:عباس حسینی ، ناشر: گنج دانش 1385
ابواحمد ، دکتر عبدالحمید ؛ حقوق اداری یک ، ( تهران ، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران 78-1377)
ابواحمد ، دکتر عبدالحمید ؛ حقوق اداری ایران (تهران ، انتشارات توس ، 1370 ) ، چاپ دوم ؛
افشاری ، زهرا ، اشتغال زنان و نقش آن در بازسازی اقتصاد کشور ( تهران ، دانشگاه الزهرا ، 1369 )؛
امامی ، دکتر سید حسن ، حقوق مدنی ، ( تهران ، انتشارات کتابفروشی اسلامیه ، 1370 ) ، جلد دوم ، چاپ ششم .
امیدی پور ، باسمه ؛ (( تقویت مشارکت کارکنان زن در مدیریت )) ، مجله پیام زن ، سال هشتم ، شماره 2 ، اردیبهشت 1378 ؛
باقریان ، میترا ، بررسی ویژگیهای اشتغال زنان در ایران ( تهران ، سازمان برنامه و بودجه ، 1365 )
تکمیل همایون ، ناصر ؛ بررسی موقع و منزلت زن در تاریخ ایران ، فرهنگ و زندگی ، سال 1354 ، شمراه 19 ، 20 ؛
جاراللهی ، دکتر عذرا ؛ (( تاریخچه اشتغال زن در ایران )) ، فرهنگ وزندگی ، سال 1354 ، شماره 19 ،20؛
خوانساری ،؛دکتر محمد ،دوره مختصر منطق صوری ، ( تهران ، دانشگاه تهران ، 1368 ) ؛
دفتر پژوهشهای فرهنگی وابسته به مراکز فرهنگی – سینمایی ؛ حیات اجتماعی زن در تاریخ ایران ، (تهران ، امیر کبیر ، 1369).
سارو خانی ، دکتر باقر ؛ مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده ، ( تهران ، انتشارات سروش ، 1370 ) ؛
شادی طلب، ژاله ، ((اشتغال زنان در فرایند توسعه )) ، مجموعه مقالات تعاون ، زن ، اشتغال (تهران ، وزارت تعاون ، 1375 ) ، چاپ اول ؛
شهری ، غلامرضا / حسین آبادی ، امیر ؛ مجموعه نظرهای مشاورتی اداره حقوق دادگستری جمهوری اسلامی ایران ، ( تهران ، روزنامه رسمی کشور) ؛
صفایی ، دکتر سید حسن / امامی ، دکتر اسدالله ؛ حقوق خانواده ، ( تهران ، دانشگاه تهران ، 1369 ) ، جلد اول .
عراقی ، دکتر سید عزت الله ؛ حقوق بین الملل کار ، ( تهران ، دانشگاه تهران ، 1367 ) ؛
عراقی ، دکتر سید عزت الله ؛ دوره حقوق کار ، ( تهران ، انتشارات دانشگاه ملی ایران ، 1356 ) ، جلد اول ؛
کار ، مهرانگیز ، رفع تبعیض از زنان ، ( تهران ، انتشارات پروین ، 1378 ) ، چاپ اول ؛
فرضیه:
به نظر می رسد با توسعه حقوق بشر و حقوق کار در سازمان بین المللی کار حقوق زنان تضمین می گردد .
سوال تحقیق:
چگونه اسناد بین المللی کار حقوق زن را تضمین می نماید ؟ در اساسنامه سازمان بین المللی کار موارد مربوط به حقوق زنان را شناسایی کنید .
فصل اول
کلیات
مروری بر ادبیات تحقیق :
1-1-گفتار اول : جایگاه زن در اسلام و در جوامع مختلف
1-1-1-زن
واژه ی زن در زبان پهلویژن، در اوستا و هندی باستان جنی و در انگلیسی باستانwifman به معنی «انسان مونث» بوده‌است (در برابر werman به معنی انسان مذکر) در آن دوران Man و mann معنی خنثی داشت و فقط نوع انسان را خطاب قرار می‌داد.
نمادی که برای سیاره ناهید (ونوس در نام غربی) در نظر گرفته شده همان نماد جنسیت زن است و آن نیز شکلی نمادین از آینه در دست ونوس خدای روم باستان است. این نماد از یک دایره و یک بعلاوه (صلیب) کوچک در زیر آن ساخته شده‌است. در یونی‌کد هم این نماد پذیرفته شده‌است. همچنین نماد ونوس نماد زنانگی و رفتار زنانه نیز است. در شیمی دوران باستان عنصر مس نیز همین نماد را داشت. در آن زمان دایره بالای نماد نماد روح و بعلاوه زیر آن نماد ماده در فیزیک بود.
واژه «بانو»، در کتیبه‌های ساسانی و ادبیات زردشتی فارسی میانه، در لقب بعضی از ایزد زنان هند و ایرانی و همراه نام همسران شاهان، امیران و بزرگان دربار دیده می‌شود. در ادبیات فارسی، بویژه در منظومه‌هایی مانند شاهنامه، ویس و رامین و خسرو و شیرین، به معنی زن بزرگ و ملکه کاربرد فراوان دارد. قدیمی ترین کاربرد این عنوان در یکی از الواح تخت جمشید به خط عیلامی بصورت ba-nu-ka (احتمالاً با تلفظ بانوکا در لوحه شماره ۱۷۰۸) است که ظاهراً عنوان ملکه آتوسا دختر کورش، همسر داریوش و مادر خشایارشا بوده است. در فارسی میانه و پارتی بصورت «بانوگ» دیده می‌شود. چندین بار در “کتیبه شاپور اول در کعبه زردشت”، در عنوان زنان دربار و به عنوان لقب ناهید، ایزدبانوی نگهبان آب، آمده است.
1-1-2-زن در اسلام
زن یکى از زیباترین مظاهر لطف و رحمت الهى است که با خلقتش آسایش ‍ و آرامش به عالم هستى اهداء گشته است .و در پى این آرامش و سکونت ، مبنا و راهکار راهوار کمال در صحنه وجود نقش بسته است .زن با بهترین نقش و اساسى ترین جایگاه پا در عرصه گیتى نهاد تا متانت و طماءنینه که سرمایه و هستى مردان است را مفهوم بخشیده و مرد را ناخودآگاه تا بسوى بالاترین ارزشها و کمالات همراهى نماید و با این افتخار بهشت را به بهترین بودن خویش زینت داده و افتخار آنرا داشته باشد که به کلمات مباهات آمیز نبى الله الاعظم و ائمه معصومین (علیهم السلام ) آمده تا بفرمایند: بهشت زیر پاى مادران است و قدر و منزلت زن و مادر را از بهشت هم بالاتر ببرند.
چه فخر و افتخارى بالاتر از اینکه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هم یک زن بوده و حضرت نبى اکرم (صلى الله علیه وآله ) اشرف خلایق و بالاترین و ارزشمندترین موجود و خلق بارها و بارها خود را فدائى حضرت فاطمه سلام الله علیها بخواند و مگر نه اینست که کلام پیامبر (صلى الله علیه وآله ) کلام خداست .
و مگر نه اینست که در آن خطاب الهى علت خلقت را به او برمى گرداند و مى فرماید: لو لا فاطمه لما خلقتکمایعنى اگر نبود فاطمه نه تو اى پیغمبر و نه على امیرمومنین (علیه السلام ) را خلق نمى کردم .آنقدر در فزونى مقام و جایگاه او بخاطر وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام ) گفته هاى قدسى موجود است که مردان را مبتلا به یک رشک و غبطه مى کند که خوشا به حال زنان با آن مقام رفیع .

1-1-3-زن در جامعه
جایگاه و موقعیت زن در جامعه بشری، ارج نهادن به او به عنوان رکن مهم پیکره انسانی و فرصت دادن به او برای اعمال اراده و نظر خود در مسایل شخصی و اجتماعی و مبارزه با تبعیض های گوناگون در حقوق و تکالیف او مساله ای است که در طول تاریخ بشری همواره مطرح بوده است.
تاریخ ورود زنان به فعالیت های اقتصادی و کار قدمتی به اندازه زندگی بشر بر روی کره زمین دارد که از همان آغاز زن و مرد هر دو برای ادامه بقا  و حیات به کار مشغول شدند.
از دورترین دوره های تاریخ تا عمر حاضر، هر گاه زنان فرصتی به دست آورده اند نسبت به وضع موجود و سنت های جاری حاکم بر جامعه خود اعتراض کرده و خواستار رفع تبعیض موجود بین خود و مردان شده اند. تفاوتها و تبعیض های ناروا بین زن و مرد در همه دورانها و نزد همه ملل و اقوام، کم و بیش وجود داشته و همواره نیز از سوی زنان و یا گروههایی از مردان مدافع حقوق آنها اعتراضات و اقداماتی برای الغای تبعیض ها و احجافها به عمل آمده و به نتایجی هم منجر شده است. در حال حاضر نیز با وجود اقدامات فراوانی که در این زمینه صورت گرفته است و قوانین بسیاری از کشورها مخصوصاً کشورهای غربی به تساوی حقوق زن و مرد در همه زمینه ها تصریح دارند، باز هم اعتراض زنان در خصوص وجود و تبعیض و عدم احقاق حقوق آنان شنیده می شود.
از زمانیکه بشر پا به عرصه وجود گذاشت و برای ادامه زندگانی خود، به حکم ضرورت به مبارزه با طبیعت برخاست، زن و مرد در کنار یکدیگر گام برداشته اند. با این حال با تشکیل اجتماعات انسانی، تقسیم عادلانه بین نقش ها و در اداره جامعه ازمیان رفت و در نتیجه قدرت نابرابر شکل گرفت . اگر قدرت با هریک از جنسها همراه باشد میتواند در شکل دهی به ساختارهای متفاوت جامعه بسیار مهم باشد. فی المثل ساخت یک جامعه زن سالار متفاوت از ساخت جامعه پدرسالار است . در دوره اول زن و مرد وظایف و مشاغل مختلف داشته اند با این حال همکار و مکمل هم بوده اند و هیچ چیز از پیش، مبین برتری یکی بر دیگری نبوده است و بر اثر تعاون ، مناسبات متعادل و متوازنی که بین آنها پدید آمده ، استحکام یافته بود.
در این اجتماعات ، شیوه زندگی بر پایه شکار و گردآوری خوراک قرار گرفته است. مرد به شکار می رفت، زن به جمع آوری خوراک مشغول بوده است و گاهی نیز به شکار میرفت. هر یک از این دو، توانایی خاصی داشت که برای انجام  دادن کاری ، ضروری بوده . ارزش هردو برابر هم می بود. محل اقامت در این مرحله ، دو مکانی است و فرزندان همواره دوتباری اند.
در دوره زن سالاری، زن قدرت بسیار می یابد ، چرا که کار زن، کشاورزی است و مشغله مرد دامداری است. اساساً اساس برتری زن بر مرد و یا بالعکس را همین عامل مهم ، تعیین می کند. اگر عامل اقتصادی و تکنیکی در دست هر یک از جنس ها باشد، آن یک قدرت را به یدک می کشد و سپس ارزش ها و هنجارها نیز به سراغ قبول ذهنیتها از این برتری خواهد آمد. همانطوری که در دوره زن سالاری زن به اقتضای کار و فعالیتش ، یعنی کشاورزی ، مادر و سرور طبیعت دانسته می شود، در دوره پدرسالاری با در اختیار گرفتن فعالیتهای اقتصادی توسط مردان ، اهمیت یافتن نرینگی رشد پیدا کرد و در پی آن عقاید و فرهنگها نیز در پی توجیه مردسالاری برآمده اند.
دختران و زنان با برعهده داشتن مسوولیت خطیر پرورش نسل آینده در نظام طبیعی و تداوم بخشیدن به این نقش در خانواده و جامعه به گونه ای موثر در روند توسعه اجتماعی نقش داشته اند. جایگاه زنان و دختران در جوامع به عنوان قشر فرهنگ ساز، از جمله موضوعات در خور اعتنایی است که می توان از منظر انسانی به آن توجه کرد و ابعاد آن را با بهره گیری از تلا ش های علمی و پژوهشی مورد کاوش قرار داد. هر نهادی در جامعه که پاسخگوی برخی از نیازها است، ترکیبی از زنان و مردانی است که در آن سهم مشترک دارند. اما نقش زنان به دلیل نزدیکی به فرزندان، در ایجاد و حفظ باورهای روزمره بسیار بیشتر از مردان است. باورهای روزمره در صورت تداوم تبدیل به باورهای اساسی می شوند. باورهای اساسی از آن جهت که به حرکت ها و جهت گیری های جوامع در مواقع حساس می انجامند، بسیار مهم و قابل توجه اند. در عصر کنونی که همه چیز با شدت تمام در حال دگرگون شدن است، تغییر و تحول سریع جامعه همه چیز را به سرعت تغییر می دهد و اطلا عات مدام تازه می شوند. بایگانی ادراکی افراد نیز باید با سرعت بیشتری اصلا ح گردد. لذا زنان و دختران نیز برای ایفای بهینه وظایفشان باید با پرورش استعدادهای خود به تمامی عرصه ها و سطوح مسوولیت هایی که تاکنون در انحصار مردان بوده است گام بگذارند و برای این کار، برخورداری آنان از حقوق و به ویژه امکانات برابر با مردان ضروری است. در عصر کنونی، توانمندسازی زنان، توانمندسازی کل عالم بشری است. اما این که چه عوامل و موانع موجب شده از این نیروی بالقوه عظیم در جهت حل مسائل و رشد جامعه کمتر استفاده شود آنهم در شرایطی که کشور ما نیاز دارد هرچه پرشتاب تر با اتکا به نیروی انسانی متخصص و کاردان به سوی توسعه حرکت کند نیازمند بررسی ومطالعه وضعیت زنان در قرون و اعصار گذشته است.
زنان در سراسر جهان نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در اداره امور خانواده و جامعه دارند . آنان برای تسریع روند تغییر و تحقق هدف های توسعه پایدار ، می توانند مسؤولیت بسیارجدی و مهمی را برعهده گیرند .
آموزش زنان و مشارکت آنان در بازارکار نقش به سزایی در توسعه کشور داشته به گونه ای که حدود نیمی از جمعیت شاغلین درکشور را زنان تشکیل می دهند . از سوی دیگر ، در هرجامعه ای پرورش نسل آینده به دست زنان است و حتی اگر آنها جذب بازار کار شوند ، آموزش می تواند آنها را در پرورش بهتر فرزندان یاریگر باشد. در کشور ما طی سال های اخیر زنان هم در بحث اشتغال فعالیت عمده ای داشته اند و در این زمینه باید فعالیت های فرهنگی را در جهت بهبود نقش سنتی مادران انجام دهیم تا موقعیت زنان در جامعه بهبود یابد و زنان با تزریق فکر و ایده به کالبد اقتصادی جامعه ، مسیر رشد و توسعه را هموارتر سازند .
آنهامی توانند در تمام قسمت های اقتصادی بازوی اصلی و قدرتمندی برای پیشبرد اهداف باشند . به عنوان مثال در بسیاری از نواحی کشورهای در حال توسعه ، رشد زنان در اداره امور کشاورزی ، آب ، جنگل داری و منابع انرژی افزایش یافته است . زن به عنوان یک مادر و یا به عنوان شخصی که در زندگی اجتماعی و شغلی با افراد مختلف در ارتباط است و به خاطر ویژگی های روحی و عاطفی به خصوص خود می تواند یک حامی و نگهبان در جامعه و در نتیجه حافظ توسعه پایدار باشد .
زنان باید به خود اهمیت و ارزش خاصی دهند تا بتوانند در تمام زمینه ها مدیران خوبی باشند . در دنیا زنانی وجود دارند که با همت و سعی خود توانسته اند مدیران موفقی شوند . از جمله مسؤول برنامه ریزی اقتصادی شرکت نوکیا که با سیاست های خاص خود شرکت را در سطح جهانی مطرح کرده است و البته از اینگونه افراد در جامعه زیاد داریم و در واقع اعتماد به نفس در هر شخصی رمز موفقیت است. زنان بایستی هنجارهای رفتاری مشخص و تعیین کننده ای را در زمینه های مختلف بپذیرند و آنها را ترویج دهند ولی اجرای این برنامه ها احتیاج به یک محیط سالم در جامعه دارد ولی با این وجود هنوز در جامعه ایرانی نرخ مشارکت زنان کم است .
براساس آمار به دست آمده در سال ۱۳۸۰ نرخ مشارکت زنان بین ۲۴۱۵فقط ۱۳ درصد بوده است و براساس سرشماری سال ۱۳۷۵ در ایران بیش از ۱۳ میلیون زن ایرانی شغل خود را خانه داری توصیف کرده اند البته این تعداد به منزله پایین بودن چشمگیر نرخ مشارکت زنان در بازار کار است و علت این امر هم نقش دوگانه زن در خانواده و اجتماع است . زن با بهره مندی از خصایل ، استعدادها و روح لطیف انسان گرایی در پی ایجاد آرامش برای هردو محیط است.
پس توسعه کشورهای درحال رشد برای زنان نقشی دوسویه به همراه دارد و بی گمان نقش زنان در مشارکت مفهومی فراتر از حضور آنان دارد . براساس پیش بینی های انجام شده تا سال ۱۳۸۸ یک سوم نیروی کار زنان بین سنین ۲۰ تا ۲۴ ساله است و عرضه نیروی کار زنان در گروه سنی ۲۴۲۰ساله از ۲/۱۷ درصد در سال ۱۳۷۵ به ۳۲ درصد در سال ۱۳۸۸ افزایش خواهد یافت و به عکس سهم آنان در گروه سنی ۲۵ ساله و بیشتر از ۳/۶۱ درصد به ۵۶ درصد کاهش خواهد یافت .در واقع نرخ مشارکت زنان روندی فزاینده داشته است و از مهم ترین دلایل این افزایش را می توان در افزایش سطح تحصیلات زنان عنوان کرد .
علاوه بر این عامل ، افزایش سطح تحصیلات موجب بالارفتن سن ازدواج و کاهش نرخ زادو ولد گردیده که موارد فوق مشارکت در فعالیت های اقتصادی را تشدید نموده است و با توجه به این موارد پیش بینی می شود که در سالهای آینده نرخ مشارکت زنان و عرضه کار آنان همچنان از روندی فزاینده برخوردار شود که این امر باعث رشد توسعه اقتصادی کشور می گردد .
1-1-4-زن در زندگی مشترک
خانواده یک سازمان کوچک و بسیار دقیق و حساس است که به حضور کامل زن و مرد به عنوان دو فرد کامل که دارای رشد فکری و شخصیتی باشند نیازمند است. هرگز مفهوم ازدواج و زندگی مشترک ، پنهان شدن یکی در ذیل عنوان و مشخصات و اهداف دیگری نیست. آنچه که لازمه یک زندگی زناشویی موفق است احترام متقابل و تساوی حقوق زندگی بین زن و مرد است. حال اگر زنی بخواهد در هر مورد شانه از زیر بار مسئولیت ها خالی کند هر گونه امکان رشد و پرورش فکری را از خود سلب کرده است. گروهی دیگر از زنان هم همواره مردان را مورد ستایش قرار می دهند. آنچه که لازم است در اینجا یادآور شویم این است که ستایش کردن مردی برای محاسن اخلاقی وی ، هم منطقی است و هم زیبا. اما اگر بخواهیم مردان را مورد ستایش قرار دهیم فقط به این دلیل که آنها موجوداتی از نوع مخالف ما هستند نه تنها منطقی و پسندیده نیست بلکه کاری بس احمقانه می باشد. اینگونه رفتارها یک وابستگی مداوم و سلطه کامل را برای ما می آفریند و سبب می شود همانند یک کودک در انتظار شنیدن یک کلمه ستایش آمیز او بمانیم که شاید او هرگز به زبان هم نیاورد. اگر زنی بدون علت و بی هیچ شناخت شخصیتی زبان به ستایش یک مرد گشود دیگر نمی تواند از حقوق مساوی و آزادی و سازندگی شخصیتی برای خودش دم بزند.
مردان هم موجوداتی معادل زنان هستند، با کمی اختلافات جسمی که لازمه تکامل زندگی بشر است. همانطور که برای مردان لازم است قبل ازدواج کاملاً رشد فکری و شخصیتی پیدا کنند و تخصصی را کاملاً  بیاموزند ، برای زنان هم لازم است قبل از ازدواج کاملاً رشد فکری و شخصیتی پیدا کنند و یک تخصص را بیاموزند. ازدواج ، بنا نهادن یک خانواده است و خانواده یک سازمان بسیار دقیق و حساس است و به افراد بالیاقتی احتیاج دارد تا اموراتش را سازمان دهند.
1-1-5-زن در حقوق بشر
ازآن جا که همواره توجه به موضوعات و پژوهش‌های علمی همراه با پدیده‌ها و نیازهای هر عصر بوده است، امروزه نیز توجه به مسایل زنان و مطالعات پیرامون آنها ونیاز به پژوهش علمی دررابطه با آن به صورت یک امر ضروری ظاهر شده است. موضوعی که تقریباً تا مدتی پیش به دلایل خاص فرهنگی، تاریخی وشاید به خاطر عدم شناخت و اهمیت آن نقش چندانی در مطالعات علوم انسانی نداشته است، اکنون بخشی از کل رشته‌های علوم انسانی را به خود اختصاص داده است و از مباحث پر رونق در محافل علمی و اجرایی در سطح ملی و بین‌المللی گردیده است.
در این راستا توجه به حقوق زن، به عنوان بخشی از مطالعات زنان به دلیل اهمیت بنیادی که در وضعیت زنان در عرصه‌های گوناگون دارد قابل تتبع بیشتری می‌باشد.از طرفی حقوق زن در مقایسه با سایر نظام‌های حقوقی مربوط به افراد شکل خاص خود را نیز دارد و آن به دلیل تنوع جنبه‌های حقوقی مربوط به آن است به طوری که درمیان کلیه شاخه‌های علم حقوق برای خود جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا زنان علاوه بر این که نیمی از جمعیت هر جامعه را تشکیل می‌دهند، طیف وسیعی از اقشار گوناگون جامعه را نیز در بر می‌گیرند.بدین ترتیب حقوق زن ضمن این که از جنبه حقوق بین‌المللی و حقوق داخلی قابل بررسی است، به طور مستقیم و غیرمستقیم با تمام زمینه‌های حقوقی و به عبارتی با کل علم حقوق در ارتباط است.
در تعریف حقوق زن می‌توان گفت در سطح کلی، جزیی از حقوق بشر است که به عنوان حقوق اساسی و غیرقابل انتقالی تلقی شده که برای زندگی زن به عنوان یک انسان ضروری است و به صورت جزیی تر، حقوق زن عبارت است از آن حقوقی  که برای زندگی انسانی زن به واسطه زن بودن، یعنی جنسیت اوضرورت دارد.بنابراین ضمن این که عنصر اساسی مفهوم حقوق زن، تساوی با مردان و رفع تبعیض نسبت به زنان به سبب جنسیت آنها است،از طرف دیگر عنصری وجود دارد که بدون آن با اجرای عنصر اول به مقصود اصلی نخواهیم رسید وآن تدابیر حمایتی است که باعث ایجاد شرایط لازم و تساوی و فرصت‌های برابر زن و مرد می‌گردد.
مبنای اصلی برابری زن و مرد به عنوان یکی از مصادیق حقوق بشر به حقوق طبیعی بر می‌گردد، حقوقی که به صرف انسان‌بودن برای انسان حاصل می‌شود و اراده انسانی در ایجاد آن دخالتی ندارد و قواعد آن ثابت و غیرقابل تغییر می‌باشد؛ بدین معنا که اگر صاحب حق بودن برخاسته از ذات انسان ولازم و ملزوم انسانیت اوست، پس نابرابری‌های فیزیکی واختلافات مبتنی بر نژاد و زبان وجنس و سنن وآداب و محیط زندگی و غیره نمی‌توانند درحقوق انسانی وی موثر افتد.
در سال‌های اخیر، طرفداران حقوق زن در جهت برابری و رفع تبعیض نسبت به زنان تلاش‌های بسیاری نموده‌اند لکن علی رغم موفقیت‌های نسبی، زنان در جهت رسیدن به برابری حقوق انسانی با مردان راه طولانی در پیش دارند زیرا هنوز تبعیضات زیادی بین زنان ومردان به چشم می‌خورد که یکی ازآنها تبعیض در زمینه حق اشتغال وداشتن کار می‌باشد.
حق اشتغال یکی از حقوق بنیادین انسان‌ها می‌باشد که جزو حقوق فطری محسوب می‌گردد. این حق مقوله‌ای با اهمیت بسیار است که در به ثمر نشستن نیازهای مادی و غیرمادی نقش اساسی دارد، زیرا کار علاوه بر این‌که یک نیاز معنوی می‌باشد راهی برای وصول به نیازهای ضروری است. نیازهای هر انسانی از خواسته‌های جسمانی، روانی واجتماعی وی سرچشمه می‌گیرند و بسیاری از آنها ‌باید از طریق کار واشتغال برطرف شوند. این حق اگر چه حقی متعلق به همه افراد بشر می‌باشد لکن برای بهره‌گیری ازآن زنان نسبت به مردان با مشکلات و معضلات بسیاری مواجه هستند.
اسناد بین‌المللی حقوق بشر اعم از اسناد عام و اسناد ویژه طرفدار حقوق زنان،سعی در رفع نابرابری‌ها و تبعیضات شغلی زنان داشته و در تغییر بنیان‌های اجتماعی و قانونی تلاش نموده‌اند. کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان(مصوب ۱۹۷۹م.) مجموعه منسجمی است از همه استانداردهای حقوق زنان و یکی ازدستاوردهای مهم جامعه بین المللی که به بررسی ابعاد مختلف حقوق شغلی زنان پرداخته است.
این کنوانسیون نظری بر ایده‌های فمینیستی نداشته و درواقع به موقعیت واقعی زنان در جوامع می‌پردازد و سعی در جهت رفع قوانین غیرمساعد به حال زنان وتبعیض‌آمیز ازطریق تشویق کشورها به همراهی و الحاق به این کنوانسیون نموده است. آنچه در نهایت به ذهن خطور می‌کند، این است که تلاش‌های رفع تبعیض از زنان از جنبشهای طرفدار زن گرفته تا اسناد حقوقی و اعلامیه‌های جهانی حامی حقوق بشر همه در پی یافتن راهی برای غلبه بر نابرابری‌ها بوده و هستند، اما چرا با وجود همه این حمایت‌های جهانی باز هم زنان قادر به رهایی از قفس آهنین چنین وضعیتی برای نیل به حقوق حقه خود نیستند؟
اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل که به سال ۱۹۴۸ به تصویب رسید، حقوق بشر را مشمول تعریف مبسوطی قرار داده و جان کلام را معطوف به این کرده است که نگهداشتن حرمت حقوق مردم در سراسر جهان تضمین شود. ماده‌ی ۲ این اعلامیه، بی‌آنکه از حقوق زنان سخن چندانی در پیش کشد، تأکید اصلی را بر حقوق و آزادی‌های مصرح در اعلامیه متمرکز کرده و از طرح هرگونه تمایز، منجمله تمایزهای جنسی، اجتناب ورزیده است. به علاوه، اگر از روزنه‌ی زندگی زن به این اعلامیه نگریسته شود، نقض بسیاری از حقوق زنان منجمله تجاوز به عنف و ضرب و شتم را می‌توان به سهولت از خلال مواد جاری دریافت. چنین است فی المثل که «هیچکس را نمی‌توان در معرض شکنجه یا رفتار و مجازات بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار داد». مسأله این است که در امور مربوط به زنان، توضیح و تبیین چندانی در باب این حقوق صورت نگرفته است و به همین خاطر هیچ نهاد سرشناس بین‌المللی حقوق بشری، که به قوانین و طرز اجرای آن‌ها در این زمینه بپردازد، در دسترس نیست. در این صورت مفاهیم و تعاریف مسلط جاری از حقوق بشر و ساز و کارهای اجرای آن در جهان امروز، نهایتاً با آنگونه از نقض‌ها ملازمه دارد که تدوین‌کنندگان اعلامیه را بیش از هر چیز نگران خود کرده بوده است. از آنجا که زنان در بحث و فحص‌های مربوط به حقوق بشر نمایندگی جامع نداشتند، تعاریف مطرح شده، گرایش به غفلت از تجربه‌ی زنان (و ایضاً بسیاری از مردان رنگین‌پوست) داشته است.
معذالک باید در نظر داشت که حقوق بشر نیز مثل دموکراسی و سایر ایده‌آل‌های تحرک‌آفرین، نه ایستاست و نه در انحصار گروهی خاص. درست است که این گونه مفاهیم در لحظه‌ی تاریخی خاصّی سر برکشیده و در محدوده‌ی نیازهای بخش معدودی از آدمیان تعریف شده‌اند، ولی تحرک درونی و تناسب بی‌وقفه‌ی آن‌ها از این حقیقت نشأت می‌گیرد که شمار روزافزونی از مردم به آن‌ها تعلق خاطر می‌یابند و با گذشت زمان به بسط معنای«حق» می‌پردازند تا بتوانند آرزوها و مطالبات خود را مشمول آن سازند. در خلال چهل سال گذشته بسیاری از خلاقیت‌های جنبش دفاع از حقوق بشر از معبر بسط مفاهیمی صورت گرفته که بتواند در اموری از قبیل تبعیض‌های نژادی، سر به نیست شدن افراد، حقوق اجتماعی و اقتصادی، و حق همگان در برخورداری از دوام محیط زیست به طرح مسأله بپردازد. به همین روال، زنان نیز مفهوم حقوق بشر را آن‌سان دگرگون می‌سازند که بتوانند در برابر تحقیر و خشونتی که مخل حرمت انسانی و حق حیات و آزادی و امنیت آنان است، قد علم کنند.
1-1-6-زنان در جوامع در حال توسعه
توسعه پایدار به عنوان یکی از بسترهای تعالی و رشد انسان، آنگاه می‌تواند موثر باشد که با یاری و مشارکت همه گروه‌های اجتماعی و برای همه آنان صورت پذیرد. در میان گروه‌های اجتماعی زنان نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و به دلیل ارتباط مستقیم آنان با گروه‌های سنی جوانان، نوجوانان، کودکان و نیز تأثیر نیم دیگر جمعیت، یعنی مردان از مهمترین و مؤثرترین گروه‌های اجتماعی به شمار می‌آیند، و این واقعیتی است که در جوامع در حال توسعه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. توانمندی زنان، استقلال زنان و بهبود شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، جمعیتی و بهداشتی آنان از اهداف بسیار مهمی است که برای دستیابی به توسعه پایدار امری ضروری تلقی می‌شود. توجه به نقش زنان در فرآیند توسعه از اوایل دهه هفتاد میلادی ناشی از دو واقعیت مهم عدم تحقق کلی نظریات توسعه در بهبود کشورهای جهان سوم و موقعیت نامطلوب اجتماعی، اقتصادی زنان در این کشورها بود. نتیجه آن‌که با وجود طرح رهیافت‌های مختلف برابری زنان و مردان به نظریه رفاهی مساوات و فقرزدایی، نظریه کارایی و نظریه توانمندی زنان توجه جدی شد. به همین جهت امروزه دنیا با این واقعیت مواجه شده که زنان دیگر نمی‌توانند به عنوان عوامل نامرئی در فرآیند توسعه به حساب آیند نقش‌آفرینی و توانمندی‌های زنان در میزان موفقیت‌ دولت‌های در حال توسعه در زمینه کنترل رشد جمعیت، بیکاری و پراکندگی درآمد فردی و حفظ محیط‌زیست سیاستگذاران کلان دولتی را وامی‌دارد تا زنان را از حصار نامرئی بودن درآورد. با توجه به تعاریف و نظریه‌های توانمندی پنج نوع مفهوم توانمندی مورد توجه قرار گرفته است که؛ شامل آگاهی، مشارکت، دسترسی به منابع، رفاه و کنترل یا قدرت تصمیم‌گیری می‌شود
1-1-7-نقش پررنگ زنان در توسعه کشورهای‌صنعتی
در مباحث مربوط به «توسعه»، اقتصادانان و جامعه شناسان، جملگی این واقعیت را پذیرفته‌اند که تنها عاملی که سرانجام جهت سرعت وآهنگ رشد و توسعه اقتصادی – اجتماعی هر کشوری را تعیین می‌‌کند نیروی انسانی آن جامعه است نه سرمایه فیزیکی و یا منابع طبیعی و مادی آن; بنابراین شرایط اساسی شکوفایی و بالندگی هر جامعه در توسعه سرمایه‌های انسانی و تربیت نیروی کار نهفته است.
توسعه سرمایه انسانی که از راه آموزش فراهم می‌‌شود، موجب خواهد شد انتقال تکنولوژی و پیشرفت‌های صنعتی به آسانی صورت پذیرد. در این راستا زنان که نیمی از جمعیت و نیروی انسانی را تشکیل می‌‌دهند در دهه‌های اخیر نقش به سزایی را در رشد و توسعه جوامع غرب بازی کرده‌اند; در توضیح باید گفت که انقلاب صنعتی در غرب که موجب ایجاد اصلاحاتی در زمینه اشتغال و قوانین مربوط به آن شد به ظهور فرایند توسعه در غرب کمک کرد.
انقلاب صنعتی باعث شد که مردان و سیاستگذاران به این مساله پی ببرند که نیمی از جمعیت جهان را زنان تشکیل داده‌اند و بدون استفاده از این نیروی کار عظیم ره به جایی نمی برند; در نتیجه برای استفاده ازاین نیرو اصلاحاتی را انجام داده‌اند و در پی آن با شروع جنگ جهانی و حضور بیشتر مردان در صحنه جنگ فعالیت‌های زنان در مراکز صنعتی بیشتر شده و در طی زمان با نیاز پیدا کردن به تحصیلات ویژه، زنان نیز بیشتر تحت آموزش قرار گرفتند و این رابطه موجب بالا رفتن سطح تحصیلات و فعالیتهای بیشتر زنان در سطح جامعه شده است. می‌‌توان این فرایند را قبل از شکل گیری اینگونه توضیح داد که: تا قبل از آنکه در طی تحولاتی از جمله رنسانس، انقلاب صنعتی و جنگهای جهانی اول و دوم نگرش جوامع غرب نسبت به جایگاه زنان تغییر کند. زن به سبب آنکه بخش فعال و مهم عمر خود را صرف خانواده با اهداف رسیدگی به امور فرزندان، کارها و وظایف سنتی و… سپری می‌‌کرد مطرود شناخته شده و محکوم به ضعف عقلانی گردیده بود.
فشار صنعت ورشد فرهنگ علمی زن را واداشت تا برای اثبات توانایی فکری خود به میدان تفکر عقلانی و علمی روی آورد و زن خود را با نیازهای علمی جدید تطبیق دهد. رشد نمودار آموزشی زنان، آنان را به عنوان قویترین نیروی تعلیم پذیر مطرح نموده; به گونه ای که که پژوهشگران به پیشرفت درسی آنان از سطوح اولیه تا پیشرفته اعتراف کرده‌اند.
سطوح تخصصی با رفع اتهام تاریخی زن، توان و استعداد او را پذیرفت و با حضور بیشتر زنان در فعالیتهای اقتصادی غرب موجب بالا رفتن سطح تولید و در نتیجه ایجاد روابط بازرگانی با دنیای خارج، کسب ثروت و بالاخره توسعه یافتگی در غرب شد و به دنبال اتمام دهه ۸۵-۱۹۷۵که تحت عنوان دهه بین المللی زن نام گرفته بود، بخشی تحت عنوان «زنان در توسعه» در برنامه عمران سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۷ تاسیس شد.مطالبات متعددی از سوی نهادهای بین المللی زنان در مورد تجزیه و تحلیل موقعیت زنان در سطوح منطقه‌ای و ملی و میزان اشتغال آنان و عوامل بازدارنده فعالیت زنان و نقش زنان در توسعه انجام شد که سعی در آماده سازی افکار عمومی ملت‌ها و سیاست گذاران و برنامه ریزان جهت حل مشکلات مربوط به دستیابی زنان به اشتغال بیشتر را داشته است. همانطور که گفتیم از آنجایی که در بررسی عوامل موثر بر توسعه اقتصادی، اجتماعی توجه به نیروی انسانی وتخصصی مطرح است، لذا سخن از اشتغال زن و رابطه با توسعه نیز ضروری می‌‌نماید.چنانچه در گزارش از شاخص‌های توسعه انسانی سازمان ملل میزان مشارکت زنان در بخش‌های مختلف از جمله شاخص‌های توسعه مورد نظر واقع شده است. در ایران یک سوم شاغلین زن هستند که از این تعداد 80 درصد آنها در سه وزارتخانه آموزش و پرورش، علوم و بهداشت و درمان وآموزش پزشکی مشغول به کارند. از این آمار معلوم می‌‌شود که تمرکز فعالیت بانوان در ابعاد تخصصی بیش از کارهای دیگر است.
افزایش فعالیتهای تخصصی بعد از انقلاب اسلامی ۴۰درصد می‌‌باشد. اما یک زن شاغل در جامعه ایران که روابط و مناسبت‌های آن سنتی است ولی فضای آن یک فضای مدرن می‌‌باشد با بحرانهایی روبرو است. در چنین جامعه ای، عوارضی از مواجهه سنت ومدرنیسم ناشی می‌‌شود و موجب پیامدهای بحران زایی می‌‌گردد. مثلا وقتی صحبت از مشارکت در اجتماع می‌‌شود، از یکسو فشار مدرنیزم برای مشارکت زن و منزلت اجتماعی اش دچار افراط می‌‌شویم واز سوی دیگر تحت تاثیر سنتهای مرد سالارانه دچار تفریط.
عوارض ناشی از این منازعه بین سنت و مدرنیسم بیش از پیش به زن لطمه می‌‌زند وتحت فشار فزاینده ای قرار می‌‌دهد. به عبارت دیگر می‌‌خواهیم بیش از گذشته بارهای جدید اقتصادی و اجتماعی را به دوش زنان بگذاریم در حالی که هنوز ملزومات و امکانات و زمینه‌های خانوادگی و اجتماعی و فرهنگی تسهیل کننده این مشارکت در جامعه وجود ندارد. براساس آمار موجود، در جوامع پیشرفته بیش از ۵۰درصد زنان در فعالیت‌های اقتصادی سهم دارند در ایران این رقم ۱۲درصد آمارگیری شده است. البته نقش پنهان زنان در اشتغالات غیررسمی بدون مزد در این آمارگیری مورد توجه قرار نگرفته است.
می‌‌توان گفت یکی از معیارهای توسعه یافتگی که از همان میزان اشتغال زنان در جامعه می‌‌باشد در ایران بسیار ناچیز است و همچنان نیز رو به کاهش می‌‌باشد چرا که بسیاری از مراکز دولتی و اداری از استخدام زنان با وجود تحصیلات بالای آنان سر باز می‌‌زنند که شاید یکی از اصلی ترین دلایل این مساله آن باشد که بینش سنتی جامعه ما مرد را نان‌آور خانه می‌‌داند که نداشتن شغل برای آنان نسبت به زنان مهمتر است.
در این میان زنان که در پی کسب استقلال و مشارکت بیشتر در امر امرار معاش و همراهی مرد خانواده هستند. جذب مراکز خصوصی و با حداقل درآمد و ساعات کار بالا البته بدون دارا بودن حداقل تسهیلات اجتماعی شده‌اند. این درحالی است که جوامع غربی سعی در دخیل کردن هرچه بیشتر زنان در محیط خارج از خانه دارند. مثلا دولت فرانسه مهلت دو ساله‌ای در اختیار کارخانجات و شرکت‌هایی که در زمینه صادرات و واردات فعالیت دارند قرارداده است تا زنان را به استخدام درآورند  در غیر این صورت به دلیل اجرا نکردن قوانین جدید با پلمپ شدن درهایشان مواجه خواهند شد.
نتیجه کلی آنکه: با وجودی که نیروی انسانی اصلی مهم برای رسیدن به توسعه می‌‌باشد در کشور ما و به طور کلی در کشورهای جهان سوم همچنان به دلیل وجود بعضی نگرش‌های سنتی سعی در محدود کردن آنها برای اشتغال در خارج از خانه می‌‌شود در صورتی که می‌‌توان گفت وجود همین زنان به عنوان نیمی از نیروی انسانی و حتی در دوران جنگ‌های اول و دوم شمار بالایی از نیروی کار را تشکیل می‌‌دادند که موجب توسعه یافتگی ملل غرب گردیده است. در این صورت برای توسعه یافتگی کشورهای در حال توسعه یکی از مهمترین اصول، تغییر نگرش جامعه و همین طور دولتمردان آن برای ایجاد شرایطی می‌‌باشد که مشارکت فعال بانوان را در جامعه تسهیل نماید.
1-2-گفتار دوم : اشتغال زنان در اسلام و جوامع مختلف
1-2-1-دیدگاه اسلام در خصوص اشتغال زنان
در شاکله حقوق انسان در اسلام، مسأله ای تحت عنوان «حقوق جنسیّتی زن» مطرح شده است، که در تمامی قوانین اقتصادی، جزایی، عبادی، سیاسی و اجتماعی، به منظور حفظ توازن اجتماعی و اجرای عدالت، ساری و جاری است و امتیازات و تسهیلات اشتغال زنان، الهام گرفته از قانون الهی است. در برنامه ریزی عدالت اجتماعی، به هیچ صنفی ـ اعم از زن و مرد ـ نباید ظلم و تبعیض وارد شود. اگر نگرش به زن، نگرشی خاص باشد و باعث شود که زن از جایگاه اصلی انسانی خود خارج شود، به تبع آن، مرد هم نمی تواند در جایگاه انسانی خود قرار گیرد.
یکی از نقش های مهم زن، نقش همسری و دیگری نقش مادری است. در نگرش اسلام، همیشه «انسان» و هدایت او مدنظر بوده، بدون این که زن یا مرد به تنهایی لحاظ شده باشد. از این رو، در طرح مباحث جدید مربوط به زنان، نباید منفعلانه برخورد کرد، بلکه باید با استفاده از مبانی متقن اسلامی، سعی کنیم به حل معضلات و مشکلات بپردازیم.
از دیدگاه اسلام، تفاوت های زن و مرد «تناسب» است، نه نقص و کمال. قانون خلقت خواسته است با این تفاوت ها تناسب بیشتری میان زن و مرد که قطعاً برای زندگی مشترک ساخته شده اند (و مجرد زیستن، انحراف از قانون خلقت است)، به وجود آورد.
بررسی اشتغال زنان از دیدگاه اسلام، با ذکر مطالب طرح شده، آسان تر و جامع تر خواهد بود. زن در اسلام مجبور نیست برای خود یا خانواده اش کار کند و نفقه دادن از ناحیه مرد به زن واجب شرعی است. زن مکلّف به اشتغال نیست، مگر این که احتیاج به شغل داشته یا اشتغال برای او ضرورت یافته باشد و یا به سبب اَمری که وجوب کفایی اشتغال را برای زنان در بردارد و باید نیازهای جامعه با اشتغال برطرف شود.
قرآن کریم، برای زنان همانند مردان، حق کسب و فعالیت اقتصادی قائل است: «برای مردان از آن چه کسب کرده اند، بهره ای است و برای زنان (نیز) از آن چه کسب کرده اند، بهره ای است.»
در عصری که جوامع بشری برای زن هیچ گونه حقوق اقتصادی و اشتغال قائل نبودند و حتی زن از حقوق اولیه انسانی محروم بود، اسلام برای زن، حقوق مالی و اقتصادی قائل بود. یکی از حقوق دانان در این خصوص می نویسد: استقلالی که زن در اموال خود دارد و فقه شیعه از ابتدا آن را شناخته است، در یونان، روم و ژرمن و تا چندی پیش هم در حقوق غالب کشورها، وجود نداشته است.
اشتغال زنان در عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله) به شکلی گسترده به چشم می خورد و در تمامی شغل های رایج آن زمان، زنان حضور داشتند. زنان در این دوره به مشاغلی از قبیل پزشکی، تجارت و صنایع دستی اشتغال داشتند.
مطلب عمده در فرهنگ اشتغال زنان، از منظر اسلام، حفظ جایگاه و منزلت زن است و این امر باید در اشتغال زنان لحاظ گردد. در تفکر اسلامی، حفظ و گسترش نهاد خانواده بر پایه ویژگی های فطری و طبیعی زن و مرد، اولویت و اهمیت خاصی دارد و در کنار آن، بر امکان اشتغال و استقلال مالی زنان تأکید شده است. اسلام اشتغال را برای زن هدف نمی داند، بلکه آن را در خدمت خانواده و رفاه و آسایش آن می پذیرد و اشتغال را به عنوان یکی از راه های افزایش قابلیت و شکوفایی استعداد زنان و در جهت تعالی و کمال آنان می پذیرد.
1-2-2-اهمیت توجه به ابعاد حقوقی اجتماعی اشتغال زنان
توجه به حقوق زنان در بررسی مسائل و مشکلات آنان از موضوعات مهم جهان امروز است. زنان به عنوان نیمی از جامعه، یکی از نیروهای مهم اجتماعی هستند که تعریف صحیح از مسائل و تصویر دقیق از نقش آنان در مراحل مختلف خانواده، جامعه و تاریخ، کمک بزرگی به حل معضلات جهان می‏کند.
اشتغال زنان در خارج از خانه همانند سایر پدیده های اجتماعی در طی دوره های مختلف حیات بشر متحول گردیده است . زن از زمان های قدیم تا به امروز غیر از خانه داری ،در امور مختلف کشاورزی ، دامپروری ،صنایع دستی و حتی امور نظامی دوش به دوش مردان مشغول فعالیت بوده است ولی در دوره هایی که خانواده یک واحد اقتصادی نیز به حساب می آمده است ، فعالیت های تولیدی زن که در خانه و یا نزدیکی آن انجام می گرفته است ، جزء امور خانگی محسوب شده و زن در ازای آن کار مزدی دریافت نمی کرده است .
زندگی ماشینی و تحول صنعتی زنان را به وضع اسف باری دچار استعمار کارفرمایان کرد. بدین ترتیب در کشورهای تازه صنعتی شده اروپا قانونگذاران به ضرورت حمایت از زنان در برابر خطرات شغلی پی بردند و مقرراتی ویژه در مورد شرایط کار زنان وضع گردید.
هر چند در سالهای اخیر پیشرفتهایی در جهت احقاق حقوق زنان شاغل حاصل شده است اما هنوز راهی طولانی در پیش است . عوامل زیادی موجب تبعیض شغلی علیه زنان می شوند . جای تردید نیست که وظایف مادری زن یعنی وظایف بارداری و زایمان و تربیت فرزندان او را از مرد متمایز ساخته و بر فعالیتهای اقتصادی او اثر می گذارد اما این دلیل به تنهایی کافی نیست . موانع قانونی نیز به نوبه خود همین اثر را دارند و سایر عوامل تبعیض را تقویت و تشدید می کنند. در جوامعی که زنان دارای حقوق مساوی با مردان نباشند طبعاً این امر به نحوه اشتغال و کار زنان اثر می گذارد . با ان وصف ، اعلام برابری زن و مرد از لحاظ حقوقی به خودی خود برای ایجاد برابری واقعی کافی نیست . در بسیاری از کشورها با وجود به رسمیت شناختن تساوی زن و مرد از لحاظ قانونی ، به سبب عوامل اجتماعی ف اقتصادی و فرهنگی شرایط اشتغال زن و مرد برابر نبوده و تفاوتهای بارزی در مشاغل مردان و زنان دیده می شود . لذا به منظور رفع تبعیض شغلی علیه آنان کوشش و تلاش همه جانبه ای لازم است .
1-2-3-اشتغال زنان در جوامع
اشتغال هرچه بیشتر زنان نه تنها باعث افزایش بیشتر و سریع تر تولید ناخالص داخلی شده، بلکه افزایش بهره وری نیروی کار و سرمایه را نیز به دنبال داشته است .در بسیاری از کشورهای توسعه یافته نزدیک به نیمی از فارغ التحصیلان دانشگاه ها و دانشجویان شاغل به تحصیل را دختران تشکیل می دهند و اکنون پژوهشگران به این نتیجه رسیده اند که زنان هم سرمایه گذاران خوبی هستند و هم به خوبی از سرمایه خود استفاده می کنند طبق گزارش های منتشر شده، در سال 1950میلادی تنها یک سوم زنان و دخترانی که در سن اشتغال قرار داشتند، به طور رسمی دارای شغلی خاص بودند و حقوق دریافت می کردند حال آنکه امروزه دوسوم زنان د چنین موقعیتی قرار دارند .
از سال 1950 به بعد، سهم مردان از اشتغال با 12 درصد کاهش به 77 درصد رسید در نتیجه، فضا برای نقش آفرینی بیشتر و پررنگ تر زنان در عرصه کسب و کار و اقتصاد فراهم شد و پس از سال 1950 بود که میزان اشتغال مردان در کشورهای توسعه یافته رو به کاهش نهاد هر چند در کشورهایی مانند جاپان و ایتالیا، سهم زنان از مشاغل هنوز هم در سطح 40 درصد یا کمتر باقی مانده است. در این دوران افزایش اشتغال زنان در کشورهای توسعه یافته با تحولی عظیم در نوع مشاغلی که غالباً به زنان پیشنهاد می شود، همراه شد .
در چند دهه اخیر کارهای تولیدی که به طور سنتی کارهای مردانه قلمداد می شود، کاهش یافت و شرایط برابری برای کار زنان فراهم شد . امروزه در کشورهای در حال توسعه نیز وضعیت در حال دگرگونی است .در این کشورها نیز زنان، حضور پررنگ تری در مجامع کاری و خدماتی را تجربه می کنند .
هم اکنون در کشورهای پیشرفته جنوب شرق آسیا، در ازای هر 100 نفر نیروی کار مرد، 83 زن شاغل وجود دارد که این نرخ حتی از میانگین اشتغال زنان در کشورهای عضو سازمان توسعه همکاری های اقتصادی نیز بیشتر است.
در سال های اخیر زنان کشورهای آسیایی سهم بسزایی در موفقیت صنایع صادراتی داشته اند به طوری که بین 60 تا 80 درصد مشاغل بخش های صادراتی این کشورها به ویژه بخش نساجی و پوشاک با دستان زنان اداره می شود البته باید دانست که نقش آفرینی زنان در اقتصاد جهانی، صرفاً به حضور آنها در محیط کار و سهم آنها از کل نیروی کار کشورها محدود نمی شود .
زنان علاوه بر اشتغال رسمی، در خانه نیز مشغول به کار هستند و به اصطلاح «خانه داری» می کنند، از کودکان خود نگهداری و مراقبت می کنند، خانه را تمییز می کنند، آشپزی می کنند و هزاران کار دیگر انجام می دهند که در ازای آنها هیچ مزدی نمی گیرند؛ کارهایی که با وجود پیامدهای مثبت بسیار در آمار و ارقام رسمی وارد نمی شوند .
با این وجود به همان اندازه که بر اشتغال رسمی زنان افزوده می شود، از میزان ساعات کار غیررسمی و بدون مزد آنها در خانه کاسته می شود البته این کاهش ساعات کار در خانه می تواند به افزایش بهره وری کلیت اقتصاد جامعه کمک کند .
برای اثبات این ادعا کافی است به نرخ عظیم تولید ماشین های ظرفشویی و ماشین لباسشویی یا تعداد قابل توجه پرستار بچه، مهد کودک و خدمتکاران پاره وقت در جوامع امروزی نگاهی کرد تا دریافت اشتغال زنان در بیرون از خانه، تا چه حد می تواند به اشتغال آفرینی و رونق اقتصادی کمک کند .
با این همه در اقتصادهای توسعه یافته هنوز هم سهم زنان از تولید ناخالص داخلی در سطحی کمتر از 40 درصد قرار دارد اما اگر ارزش واقعی کار زنان در خانه (به جای پرستار بچه یا خدمتکار) را محاسبه کنیم، درمی یابیم که زنان بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته را در دست دارند .
به گفته کارشناسان، افزایش اشتغال زنان یکی از عوامل اصلی رشد جهانی طی دهه های اخیر بوده است. هم چنین طی 15 سال اخیر، تاثیر اشتغال روزافزون زنان در اقتصادهای توسعه یافته بر رشد اقتصاد جهانی بیش از تاثیر رشد اقتصادی چین بر اقتصاد جهانی طی همین دوره بوده است .
با وجود همه این پیشرفت ها، سهم زنان از کل نیروی کار دارای حد و مرزی است در نتیجه زنان در بسیاری از کشورهای جهان ترجیح می دهند به جای کشمکش و رقابت با مردان بر سر تصاحب مناصب عالی بر کیفیت و بهره وری کار خود بیفزایند .

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *