–78

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید5ـ2ـ2ـ9ـ سوال نهم تحقیق91
5ـ2ـ2ـ10ـ سوال دهم تحقیق92
5ـ2ـ2ـ11ـ سوال یازدهم تحقیق92
5ـ2ـ2ـ12ـ سوال دوازدهم تحقیق92
5ـ2ـ2ـ13ـ سوال سیزدهم تحقیق93
5ـ3ـ بررسی شدت نظر شهریار نسبت به مقوله‌ها و کدهای تحلیلی93
5ـ4ـ نتیجه‌گیری کلی94
5ـ5ـ پیشنهادهای پژوهشی95
5ـ6ـ محدودیت‌ها و مشکلات تحقیق95
منابع و مآخذ96
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3ـ1): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ1 (مذمت تفرقه)34
جدول (3ـ2): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ2 (نوع‌دوستی)34
جدول (3ـ3): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ3 (اتحاد)35
جدول (3ـ4): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ4 (انفاق)36
جدول (3ـ5): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ5 (محبت)36
جدول (3ـ6): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ1 (عفو و بخشش)37
جدول (3ـ7): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ2 (وفای به عهد و وفاداری)37
جدول (3ـ8): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ3 (اخلاق مداری)38
جدول (3ـ9): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ4 (عدل و عدالت)38
جدول (3ـ10): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ1 (مبارزه با ظلم)39
جدول (3ـ11): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ2 (جهاد)39
جدول (3ـ12): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ3 (ایثار و شهادت)40
جدول (3ـ13): داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ4 (آزادی)41
جدول (3ـ14): داده‌های نامشخص مربوط به مقوله اول (انسجام و همبستگی)42
جدول (3ـ15): داده‌های نامشخص مربوط به مقوله دوم (فضائل و ارزش‌های اخلاقی)44
جدول (3ـ16): داده‌های نامشخص مربوط به مقوله سوم (ظلم‌ستیزی)45
جدول (4ـ1): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 1ـ148
جدول (4ـ2): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 1ـ248
جدول (4ـ3): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 1ـ348
جدول (4ـ4 ): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 1ـ449
جدول (4ـ5): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 1ـ549
جدول (4ـ6): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 2ـ149
جدول (4ـ7): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 2ـ249
جدول (4ـ8): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 2ـ350
جدول (4ـ9): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 2ـ450
جدول (4ـ10): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 3ـ150
جدول (4ـ11): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 3ـ251
جدول (4ـ12): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 3ـ351
جدول (4ـ13): کلمات و مضامین تکرار شده در دیوان استاد شهریار برای کد تحلیلی 3ـ451
جدول (4ـ14): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ154
جدول (4ـ15): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ255
جدول (4ـ16): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ357
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (4ـ17): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ4 ( انفاق)58
جدول (4ـ18): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 1ـ5 (محبت)59
جدول (4ـ19): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ1 (عفو و بخشش)60
جدول (4ـ20): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ2 (وفای به عهد و وفاداری)60
جدول (4ـ21): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ3 (اخلاق‌مداری)62
جدول (4ـ22): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 2ـ4 (عدل و عدالت)63
جدول (4ـ23): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ1 (مبارزه با ظلم)63
جدول (4ـ24): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ2 (جهاد)65
جدول (4ـ25): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ3 (ایثار و شهادت)66
جدول (4ـ26): تحلیل ارزشیابی داده‌های مربوط به کد تحلیلی 3ـ4 (آزادی)68
جدول (4ـ27): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 1ـ1 (مذمت تفرقه)69
جدول (4ـ28): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 1ـ2 (نوع‌دوستی)70
جدول (4ـ29): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 1ـ3 ( اتحاد)71
جدول (4ـ30): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 1ـ4 (انفاق)72
جدول (4ـ31): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 1ـ5 (محبت)73
جدول (4ـ32): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 2ـ1 (عفو و بخشش)74
جدول (4ـ33): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 2ـ2 (وفای به عهد و وفاداری)75
جدول (4ـ34): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 2ـ3 (اخلاق‌مداری)76
جدول (4ـ35): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 2ـ4 (عدل و عدالت)77
جدول (4ـ36): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 3ـ1 (مبارزه با ظلم)78
جدول (4ـ37): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 3ـ2 (جهاد)79
جدول (4ـ38): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 3ـ3 (ایثار و شهادت)80
جدول (4ـ39): توزیع فراوانی کلمات و مضامین کد تحلیلی 3ـ4 (آزادی)81
جدول (4ـ40): توزیع فراوانی نسبی مقوله‌های سه‌گانه83
جدول (4ـ41): توزیع فراوانی داده‌های مقوله‌ی اول تحقیق (انسجام و همبستگی)84
جدول (4ـ42): توزیع فراوانی داده‌های مقوله‌ی دوم تحقیق (فضائل و ارزش‌های اخلاقی)85
جدول (4ـ43): توزیع فراوانی داده‌های مقوله‌ی سوم تحقیق (ظلم‌ستیزی)86
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4ـ1): نمودار کد تحلیلی مذمت تفرقه70
نمودار (4ـ2): نمودار کد تحلیلی نوع‌دوستی71
نمودار (4ـ3): نمودار کد تحلیلی اتحاد72
نمودار (4ـ4): نمودار کد تحلیلی انفاق73
نمودار (4ـ5): نمودار کد تحلیلی محبت74
نمودار (4ـ6): نمودار کد تحلیلی عفو و بخشش75
نمودار (4ـ7): نمودار کد تحلیلی وفای به عهد و وفاداری76
نمودار (4ـ8): نمودار کد تحلیلی اخلاق‌مداری77
نمودار (4ـ9): نمودار کد تحلیلی عدل و عدالت78
نمودار (4ـ10): نمودار کد تحلیلی مبارزه با ظلم79
نمودار (4ـ11): نمودار کد تحلیلی جهاد80
نمودار (4ـ12): نمودار کد تحلیلی ایثار و شهادت81
نمودار (4ـ13): نمودار کد تحلیلی آزادی82
نمودار (4ـ14): نمودار فراوانی نسبی ابیات به تفکیک مقوله‌های سه‌گانه83
نمودار (4ـ15): نمودار ستونی مقوله اول84
نمودار (4ـ 16): نمودار ستونی مقوله دوم85
نمودار (4ـ17): نمودار ستونی مقوله سوم86
چکیده
موضوع پژوهش حاضر «تحلیل محتوای دیوان اشعار فارسی استاد شهریار از حیث توجه به ابعاد اجتماعی دین» می‌باشد. چهارچوب نظری تحقیق را نظریه‌های دورکیم، کارل مارکس، ماکس وبر، اسپنسر و یینگر درمورد دین تشکیل می‌دهند. به عقیده دورکیم دین عامل همبستگی و ثبات اجتماعی و پایداری جامعه و مظهر قدرت جامعه است و نقش مثبت دین در حل و فصل مشکلات اجتماعی، در ایجاد یگانگی و در معنویتی که در جامعه به‌وجود می‌آید نیز سخت اهمیّت دارد. کارل مارکس معتقد است که، انسان دین را می‌آفریند و دین، هم ابزار ستمگری به طبقه زیردست جامعه و هم بیانگر اعتراض علیه ستمگری می‌باشد. طبق نظر یینگر، دین از طریق تأکید بر ارزش‌های کلی و دسترسی‌پذیر یعنی ارزش‌هایی چون رستگاری و یا توجیه رنج، ناکامی و محرومیت و نظایر آن، موجب حفظ سازمان اخلاقی جامعه می‌شود. با توجه به این‌که ادیان الهى و آسمانى در ترویج فضایل، آرمان‌ها، آداب مثبت و خصلت‌هاى نیکو، نقش مؤثرى داشته‌اند، اسپنسر در این باره معتقد است: «بیان آداب و فضایل جوامع که پایه‌ى تمدن آن‌هاست، ناشى از دین است». بر این اساس سه مقوله‌ی انسجام و همبستگی اجتماعی، فضائل و ارزش‌های اخلاقی و ظلم‌ستیزی تعیین شد و کدهای تحلیل تحقیق در هریک از این سه مقوله جای گرفتند. با توجه به اهداف تحقیق، برای هریک از مقوله‌ها و کدهای تحلیلی، سوالاتی طراحی کردیم. از تکنیک تحلیل محتوا که در تحقیقات بنیادی، تاریخی، اسنادی و کیفی به‌کار گرفته می‌شود، در این تحقیق استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از دیوان سه جلدی اشعار فارسی استاد شهریار که نمونه‌گیری هم نداشتیم. با استفاده از اعتبار صوری و به‌کارگیری روش بررسی کتابخانه‌ای و نیز استفاده از روش تحلیل کمی و کیفی، داده‌ها جمع‌آوری شد و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از دو روش «تحلیل ارزشیابی» و «آزمون خی‌دو» بهره گرفتیم. برای ارائه نتایج، از روش توصیفی و نیز تحلیل محتوای ارزشیابی در یافتن پاسخ سوالات مطرح شده استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استاد شهریار به‌ترتیب به مباحث ایثار و شهادت، جهاد، عدل و عدالت و وحدت و نوع‌دوستی اهمیت به‌سزایی قائل بوده و همگان را به این مفاهیم دینی که حیات‌بخش برای جوامع انسانی و اسلامی هستند دعوت می‌نماید.
واژگان کلیدی: دین، همبستگی اجتماعی، ارزش‌های اخلاقی، ظلم‌ستیزی، ایثار و شهادت، عدالت
فصل اول:
کلیات تحقیق
1ـ1ـ مقدمه
طی سال‌های متمادی که از عمر بشر و جامعه انسانی می‌گذرد دین تنها گزینه‌ای است که تقریباً تمام انسان‌ها را در اختیار خود داشته است. جدا از ماهیتهای متنوع و مختلفی که دین در جهان داشته، تمامی مردم در ارتباط خود با جهان طبیعت و نیروهای موجود در آن، اندیشه‌ای را برگزیده‌اند. دین در عرصهی اجتماع، سال‌های متمادی حضوری چشم‌گیر داشته است و آموزش و پرورش، اقتصاد، سیاست، تولید علم و اخلاق، همگی در اختیار دین و شارعان آن بوده است.
در جوامع اسلامی، دین معمولاً نقش اساسی در زندگی اجتماعی مسلمانان دارد و نمادها و شعائر دینی غالباً با فرهنگ مادی و هنری جامعه از جمله ادبیات درآمیخته است. با نگاهی گذرا به آثار بزرگان ادبیات و شعر جوامع اسلامی، درمییابیم که بسیاری از اشارهها، عبارتها، تعبیرها و استدلالهای آنان، با اقتباس و الهام از آموزههای دینی می‌باشد، به‌طوری‌که از مقوله‌های فردی مانند پرستش، عبادت و خداباوری گرفته تا مؤلفه‌هایی اجتماعی همچون عدالت‌محوری، ظلم‌ستیزی، برابری، وحدت، احسان و نیکوکاری و. . . همواره موردنظر این ادیبان بوده است.
دین و ادبیات بی‌شک کهنترین انگاره‌های فرهنگی یک ملت به‌شمار میآیند. دین، راه و روش و آیین زندگی کردن در راه حق را نشان می‌دهد، راهی که سعادت را تضمین می‌کند. در این میان هنر و ادبیات به‌ویژه شعر، مهمترین ابزاری است که دینداران و عرفا با آن به ترویج اندیشههای دینی پرداختهاند. آن‌گونه که دکتر علی شریعتی، هنر را جزئی از دین می‌داند و می‌گوید‌: «هنر یک مقوله‌ی دینی و یک حقیقت متعالی و مقدس است که نجات‌بخش بشریت است و یک رسالت مافوق مادی و متعالی و صد در صد انسانی دارد» (شریعتی، 1362: 8).
دین در شعر فارسی و در قرون متمادی، از سیطره‌ی محکم و آشکاری برخوردار بوده است، تا آنجا که بیشتر سرودههای پیش از اسلام، متضمن تعالیم اخلاقی و مضامین دینی بوده است. ادبیات فارسی از همان آغاز پیدایش و توسعهی خود (نیمه قرن سوم هجری) برخلاف ادبیات عربی که یک دوره‌ی جاهلی را پشت سر گذرانده، صبغهی فرهنگی داشته است، لذا تأثیر تعالیم اسلام در آن، نه بر اثر برخوردهای تنش‌آمیز و فیزیکی بلکه برخواسته از تعامل فرهنگی و ادبی بوده است (صادقی، 1376: 157).
از همان قرون نخستین ورود اسلام به ایران، واژههایی از قبیل آیت، اذان، ایمان، ثواب، جهاد، حلال، حرام، صوم، عقاب، غیبت، قضا و قدر، کافر، مسجد، مسلم، حاکم، بیت‌المال، جزیه، محتسب، والی و. . . به‌جای واژگان فارسی یا همراه با آن در زبان و ادبیات فارسی رواج یافته و با تداوم این داد و ستد ادبی و فرهنگی، جایگاهی محکم برای خود پیدا کرده است.
شاعران پارسی‌گویِ دین‌باور، با این اعتقاد که شعرشان با بهره گرفتن از مضامین دینی و قرآنی از ژرفا و عمق بیشتر و اصالتی والا برخوردار خواهد شد، به دین توجه و گرایش نشان داده‌اند. هیچ دیوان شعر پارسی را نمیتوان یافت که با توحید و ستایش ذات باری‌تعالی و نعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و نیایش و سوز و گدازهای عارفانه شروع نشده باشد و به این ترتیب است که اشعار توحیدی، نیایشی، عرفانی، حکمی و اخلاقی، همه تحت تأثیر دین و آموزه‌های اعتقادی سروده شده‌اند (ممتحن و محمدی، 1392).
استاد شهریار نیر که یکی از شاعران پارس‌گوی معاصر می‌باشد با استفاده ماهرانه شهریار از جلوههای متعدد و متنوع فرهنگ عامه، گنجینه‌ای ارزشمند از لغات، اصطلاحات و باورهای عامیانه، کنایه‌ها و. . . فراهم آورده است که بررسی آن‌ها نتایج مهم اجتماعی، فرهنگی، دینی و ادبی درپی دارد. قصیده‌ها و مثنوی‌های استاد منعکس کنندهی دیدگاه دینی، اجتماعی، فرهنگی و گاه سیاسی او می‌باشد (چلبیانی، 1386).
شهریار در ارائه اندیشه‌ها و عواطف خود، با روحیه‌ها و ذوق و سلیقه‌های مختلف چنان سازگارانه روبه‌رو شده و تا آنجا همزیستی مسالمت‌آمیز با موافق و مخالف را مهم شمرده است که رفتار اجتماعی و سوگیری‌اش در مجموع، مفهوم شعر زیر را در ذهن‌ها تداعی می‌کند (علیزاده، 1374: 325).
چنان با نیک و بد سر کن که بعد از مردنت مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسسوزاند
پژوهش حاضر به‌منظور بررسی و تحلیل دیوان اشعار فارسی استاد شهریار از حیث توجه به ابعاد اجتماعی دین و با هدف روشن شدن هرچه بیشتر دیدگاه‌های دینی ـ اجتماعی ایشان تحریر شده و اشعار فارسی استاد در بابهای انسجام و همبستگی، ظلم‌ستیزی و توجه به فضائل و ارزش‌های اخلاقی که منعکس کننده‌ی اندیشه‌های دینی و اجتماعی این شاعر متعهد می‌باشد مورد مطالعه قرار گرفته و تبیین شده است تا محققان آثار ایشان را اندک فایده آید.
1ـ2ـ طرح مسأله
دین یکی از قدیمی‌ترین و در عین حال پویاترین نهادهای جامعه است. از نقطه‌نظر جامعه‌شناسی، دین یک واقعیت تاریخی ـ اجتماعی و نهادی اولیه است (نویدنیا و عابدینی، 1390).
در سرتاسر تاریخ و در کهنترین فرهنگهای بشری، دین به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین و فراگیرترین ویژگی زندگی انسانی، همواره به اشکال گوناگون وجود داشته و مورد توجه قرار گرفته است.
دین اصل وحدت‌بخش بوده و به انسان اجازه میدهد تا بر تمایلات خودخواهانه‌ی خود فائق آمده و به هم‌نوعان خود عشق ورزد. دین سنگ بنای سامان اجتماعی و منبعی برای ارزش‌های اجتماعی است و بر گزینش‌های فردی و بسیاری از زمینه‌های زندگی روزمره تأثیر می‌گذارد و به‌عنوان تجلّی روح جمعی و عامل همبستگی و یکپارچگی جامعه محسوب میشود (حیدری و همکاران، 1390).
«جامعه‌شناسی دین از جهت روش‌شناختی، شاخه‌ای از جامعه‌شناسی است و از جهت موضوع، شاخه‌ای از دین‌شناسی به‌شمار می‌رود» (عباسی، 1381: 22).
در جامعه‌شناسی دین، با رویکردی جامعه‌شناسانه به تحلیل دین پرداخته می‌شود. به واقع جامعه‌شناسی دین علمی است که درخصوص نقش دین در اجتماع و همچنین تأثیر آن بر حالت شخص با ایمان تمرکز می‌کند (اسکات و هال، 1382: 14).
البته باید توجه داشت که جامعه‌شناسی دین نگاهش صرفاً معطوف به تأثیر دین در اجتماع نیست، بلکه تأثیر متقابل اجتماع در دین را نیز بررسی می‌نماید (حیدری و همکاران، 1390).
آثار ادبی نیز تحت تأثیر شرایط اجتماعی موجود خلق می‌شود و رابطهی تنگاتنگی بین ادبیات و جامعه وجود دارد، و به‌همین علت است که، گاه شعر دینی بر مردم و رفتار اجتماعیشان اثر گذاشته، و گاه مردم بر شعر دینی، که حاصل آن پدید آمدن انواع شعر با سبک‌های گوناگون است.
شعر از نظر معنی و محتوا به چهار دسته‌ی حماسی، غنایی، تعلیمی و وصفی تقسیم می‌شود. در طول تاریخ، در هریک از این شکل‌ها و قالب‌ها و محتواها، شعرهایی با مضامین دینی سروده شده است؛ مثل شعر مذهبی، مرثیه، مدیحه، شعر پایداری، شعر اخلاقی.
شعر و شاعر با رویدادهای اجتماعی بیگانه نیستند و همراه با هر تغییر در جامعه، تغییری محسوس، ماندگار و تأثیرگذار در آن‌ها دیده می‌شود. از این‌رو است که دکتر پرویز ناتل خانلری در مورد ارتباط هنرمند و اجتماع می‌نویسد:
هنرمند، پیش از آنکه هنری بنماید، عضو اجتماع است و ناچار از سود و زیان جامعه سهمی می‌برد، پس نمی‌تواند ادعا کند که با امور و حوادث اجتماعی ارتباط ندارد و این ارتباط، خواه ناخواه در آثار او به وجهی ظاهر می‌شود (سوری، 1388).
حال باید دید شعر دینی چگونه شعری است. به‌نظر می‌رسد در تصور عامه مردم و حتی برخی خواص، شعری دینی خوانده می‌شود که موضوعی دینی داشته باشد، یعنی درباره‌ی انسان، مکان، زمان یا عملی مقدس و دینی سروده شود. شاهد این مطلب تعریف دکتر حسین رزمجو از شعر دینی است:
اشعار دینی شامل سروده‌هایی است که محتوای آن‌ها را موضوعات دینی نظیر توحید باری‌تعالی یا سرگذشت پیشوایان دینی و مناقب و مصائب آن‌ها که به‌صورت مدایح یا مراثی به رشته نظم کشیده شده است، تشکیل می‌دهد.
شاعر شعر دینی باید با توجه به آموزه‌های والای اسلام شعر بسراید و شاهکار بیافریند؛ مثل آنچه در شعر سعدی، حافظ، سنایی، عطار، مولوی و دیگر شاعران موفق می‌بینیم. بنابراین، شعر شاعرانی که با پشتوانه اسلام شعر میسرایند سرشار از حکمت و دانش است.
به‌قول شاعر معاصر محمد کاظم کاظمی، در شعر با موضوع دین، شرط اصلی این نیست که یک اثر ادبی درباره یکی از فرایض یا مراسم یا شخصیت‌های دینی ایجاد شده و احیاناً مملو از اصطلاحات و نمادهای دینی باشد، بلکه مهم این است که آن اثر، از روح و جوهر دینی برخوردار بوده و منتقل کننده این مفاهیم باشد. با این تعبیر، مثنوی معنوی تقریباً در همه شش دفتر خویش، اثری دینی است. همچنین بسیاری از قصاید سنایی و بسیاری از غزلیات حافظ و بوستان سعدی و حتی بخش‌های بسیاری از شاهنامه فردوسی، درونمایه دینی قوی دارند.
با این تفاصیل شعر دینی را می‌توان به سه شکل تعریف کرد:
ـ شعری که درباره دین یا با پشتوانه دینی سروده می‌شود.
ـ شعری که به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم به دین می‌پردازد.
ـ شعری که موضوع یا موضعی دینی دارد.
این نوع تعاریف شعر دینی، تمامی انواع گوناگون شعری را که به‌گونه‌ای با دین سروکار دارد و امروزه نام‌های مختلفی به آن می‌دهند، دربر می‌گیرد (سوری، 1388).
شعر دینی، شعری ناسازگار با ستم و ستمگری و فعال است، نه منفعل. دکتر شریعتی در این مورد می‌گوید: «تشیع که هزار سال یک نهضت انقلابی بود، در پیرامون خویش، فرهنگ و شعر و ادب انقلابی نیز داشت. دعبل‌ها و. . . شاعرانی بودند که در خدمت انقلاب بودند در مبارزه با ستم زمان، به تعبیر خودشان، تمام عمر، دارِ خویش را بر پشت خود حمل می‌کردند و این‌چنین می‌زیستند» (شریعتی، 1377: 182).
شعر دینی افزون بر تعهد، هدفمندی و جنبش‌آفرینی که پایه‌های اصلی‌اش به‌شمار می‌آید، با ویژگیهایی شناخته می‌شود که این ویژگیها به‌شرح ذیل هستند:
الف) پیوند با قرآن و حدیث
ب) مبارزه با تفرقه
ج) مبارزه با ظلم و ستم
د) توصیه به همبستگی و اتحاد
ه) حماسه و شهادت‌طلبی
و) کمال‌گرایی و آرمانخواهی
ز) مبارزه با رفاه‌طلبی و نمایندگی طبقه محروم (سوری، 1388).
با توجه به این تفاسیر، این تحقیق درپی آن است تا روشن نماید که استاد شهریار در اشعار خود تا چه حد به ابعاد اجتماعی دین توجه داشته است؟
1ـ3ـ اهمیت و ضرورت تحقیق
بیش از یکصد سال از تولد و بیست و شش سال از رحلت استاد شهریار این شاعر گرانمایه و پرآوازه ایران می‌گذرد اما در تمام طول این مدت جز پارهای استثناها یک تحقیق جامع در باب جایگاه ادبی شهریار که درخور اثر او باشد صورت نپذیرفته است. شهریار تفکر دینی داشته و مطمئناً آرا و اندیشه‌های دینی او همانند دیگر شاعران دینگرا شایسته نقد و تحلیل است و بی‌گمان می‌توان گفت مواضع و دیدگاه‌های دینی او بیش از جنبه‌های دیگر به فراموشی سپرده شده و یا به آن بیتوجهی شده است.
اگر عنصر دین را یکی از عناصر تأثیرگذار بر تحولات اجتماعی درنظر بگیریم و دامنه‌ی آن را گسترش دهیم، می‌توان گفت: این اهمال یعنی نادیده گرفتن بعد دینی در آثار ادبی و منظوم، لطمه‌ی شدیدی به درک معانی پنهان واقع در لابهلای کلمات مندرج در شعر شاعران وارد خواهد ساخت. بسیاری از شاعران زندگی منزوی نداشته و در متن اجتماع و فراز و نشیب‌های آن می‌زیسته‌اند و بدون شک اشعار آن‌ها، بازتاب رویدادها و تحولات اجتماعی بوده است. از همین‌رو است که در علوم اجتماعی به‌ویژه در عرصه‌ی اندیشه، پژوهشگران بر اهمیت درک بستر اجتماعی برای فهم بهتر اندیشه تأکید کرده‌اند.
با توجه به این‌که استاد شهریار به‌عنوان یک شاعر مسلمان، در اشعار خود به مباحث دینی و به‌خصوص مباحثی که جنبه‌ی اجتماعی دارند پرداخته است، ولی تاکنون از سوی محققین به این موضوع به‌صورت منسجم پرداخته نشده است؛ لذا این مسأله نگارنده را بر آن داشت تا به پژوهش در این زمینه بپردازد.
1ـ4ـ اهداف تحقیق
هدف‌های این تحقیق به‌طورکلی به دو بخش کلی و اختصاصی تقسیم می‌شود:
1ـ4ـ1ـ هدف کلی
تحلیل دیوان اشعار فارسی استاد شهریار از حیث توجه به ابعاد اجتماعی دین.
1ـ4ـ2ـ اهداف اختصاصی
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «مذمت تفرقه» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «نوع‌دوستی» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «اتحاد» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «انفاق» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «محبت» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «عفو و بخشش» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «وفای به عهد و وفاداری» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «اخلاق‌مداری» در دیوان شهریار
تعیین و شناسایی کد تحلیلی «عدل و عدالت» در دیوان شهریار
10ـ تعیین و شناسایی کد تحلیلی «مبارزه با ظلم» در دیوان شهریار
11ـ تعیین و شناسایی کد تحلیلی «جهاد» در دیوان شهریار
12ـ تعیین و شناسایی کد تحلیلی «ایثار و شهادت» در دیوان شهریار
13ـ تعیین و شناسایی کد تحلیلی «آزادی» در دیوان شهریار
1ـ5ـ زندگی‌نامه استاد شهریار
سیدمحمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای خشکناب از توابع شهر قره‌چمن استان آذربایجان شرقی متولد شد. پدرش حاج میرزا آقا خشکنابی نام داشت که در شهر تبریز وکیل بود. شهریار درباره تولدش می‌گوید: «تاریخ تولد من پشت یک قرآن نوشته شده بود، ولی دو دفعه خانه‌ی ما را ویران کردند؛ یک دفعه مشروطه‌طلبان و یک دفعه مستبدین. در سال 1302 هجری شمسی در تهران اداره آمار تشکیل شده بود که ما رفتیم شناسنامه گرفتیم». شهریار پس از پایان دوره اول متوسطه در تبریز، در سال 1300 برای ادامه‌ی تحصیل از تبریز به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون (تا سال 1303) و پس از آن در رشته‌ی پزشکی ادامه‌ی تحصیل داد.
حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و ناراحتی خیال و پیش‌آمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد. وی پس از سفر اجباری به خراسان برای کار در اداره‌ی ثبت اسناد مشهد و نیشابور، به تهران بازگشت. در سال 1313 و زمانی که شهریار در خراسان بود، پدرش فوت کرد. او به سال 1315 در بانک کشاورزی استخدام و پس از مدتی به تبریز منتقل شد. دانشگاه تبریز شهریار را یکی از پاسداران شعر و ادب میهن خواند و عنوان دکترای افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را به وی اعطا نمود. در سال‌های 1329 تا 1330 اثر مشهور خود حیدر بابایه سلام را سرود. گفته می‌شود که منظومه‌ی حیدربابا به 90 درصد از زبان‌های جمهوری‌های پیشین شوروی سابق ترجمه و منتشر شده است. در تیر 1331 مادرش درگذشت، در مرداد 1332 به تبریز آمد و با یکی از بستگان خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند، دو دختر به نامهای شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی هستند.
شهریار پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین آن، از جمله امام خمینی رحمه‌الله تعالی علیه و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مدظله‌العالی و نیز آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی سروده که پس از مرگ ایشان منتشر شده است.
شهریار در روزهای آخر عمر به‌دلیل بیماری در بیمارستان مهر تهران بستری و پس از مرگ در 27 شهریور سال 1367 درگذشت و بنا به وصیت خود، در مقبره‌الشعرای تبریز دفن شد (نیک‌اندیش، 1373: 26ـ24).
1ـ6ـ ویژگی‌های شعر شهریار
شهریار شاعری است که شعرهایش آینه تمام‌نمای خاطراتش از زندگی روزمره است. وی در اشعارش ادوار مختلفی از حیاتش را تجربه کرده است که در این میان چهار دوره از حیات شعری وی از باقی ادوار مشخص‌تر و ملموس‌تر است:
دوره کودکی که بیشتر در اشعار ترکی «حیدر بابایه سلام» به‌چشم می‌خورد و در آن بیشتر از بازی‌های دوران کودکی، آداب و رسوم و فرهنگ روستایی تک‌تک کسانی که در روستای آن‌ها زندگی می‌کردند و شهریار خاطره‌ای از هر کدام داشت و. . . یاد می‌کند.
دورهی جوانی که با رفتن به تهران و درگیری با عشقی مجازی و انسانی شروع می‌شود. وی در این دوره در شاعری به اوج خود می‌رسد و «حافظ زمان» لقب می‌گیرد، چراکه غزل‌های عاشقانه‌ی فراوانی یا در رثای یار، یا در جفا و نامهربانی یار سروده است.
دورهی میانسالی که با نیما و شعرش «افسانه» آشنا می‌شود و تحت تأثیر آن، اشعار نو زیبایی می‌سراید که در این‌گونه اشعار نیز بیشتر بر روی خاطرات گذشته تکیه دارد.
دورهی پیری و پختگی، که به عرفان و عشق حقیقی روی می‌آورد. ولی با این حال از یاد معشوق غافل نیست و خاطرات آن زمان را در ذهن یادآوری می‌کند.
شهریار از معدود شاعرانی است که قلمش مرزها را شکسته و اندیشه‌های تابناکش از قله متواضع حیدربابا به پهن دشت جهان پرکشیده است. استاد شهریار همانند یک مسلمان واقعی، اسلام را نه‌تنها دین اخلاق، وجدان و سیاست می‌دانست و منتظر بود اسلام حاکمیت را به‌دست بیاورد، بلکه نخستین الفبایی که شهریار یاد گرفت، الفبایی اسلامی و نخستین کتابی که خواند قرآن بود. وی همه ویژگیهای یک مسلمان را داشت.
وی در هیچ دوره از زندگی پرفراز و نشیب خود از حافظ و روحانیت وی جدا نشد. تعلق خاطر شهریار نسبت به حافظ نه‌تنها در اشعارش بلکه در شخصیت، جهان‌بینی، طرز زندگی، علم و عرفانش قابل مشاهده است. او خود را به‌صورت شاگرد «مکتب عشق» استاد خود (حافظ شیرازی) می‌دید و همواره در راه عرفان وی قدم برمیداشت (یاراحمد نسب، 1390).
شهریار با گنجینه پایان‌ناپذیری که از لغات و مصطلحات و امثله‌ها داشت، کلام خود را به نهایت تأثیر و نفوذ می‌رساند. در بیان این عواطف شاعر درد خویش را بهانه می‌جوید و تلخی پند را به شیرینی کلمات و شور بیان می‌زداید. کمتر شاعری است که اصطلاحات رایج را به‌کار گیرد و ایهامی بدیع بیفزاید. دلیری طبع و غنای اندیشه و دستیابی شهریار به خزائن مصطلحات روزمره برای بیان حال و هوایی که در آن است، وی را قادر ساخته تا فراتر از تمناهای مادی، به‌سوی ملکوت، عالم عرفان و الهیات پرواز کند. تمایل روحی شاعر به عشقی آسمانی و الهام گرفته از آیات قرآنی، احادیث و روایات، وی را به‌سوی محبتی آسمانی عروج می‌دهد که برازنده طبع باشکوه و هنر مجلل اوست. در خیل مشتاقان شعر، نام استاد شهریار که کلام ذوق آفرینش ترجمان عالی‌ترین مضامین ناب بشری است، جلایی خاص دارد. کلام او که از نخستین دوره‌های شاعری و بروز طبع خداداد شعریاش مقبولیت عام یافت و در هر کوی و برزن شهرت شیدایی و قول غزلش ورد زبان صاحبدلان شد، بی‌گمان قدر و معرفتش بر اهل کمال مؤید است. از دیدگاه او شعر مساوی با حیات انسانی است و بی‌آن زندگی مساوی است با مرگ و عدم، و باز بر این باور است که «. . . هنر تشعشعی از ذات پاک الهی در نفوس بشر است که کامل‌تر از همه اسمش وحی است و مخصوص انبیاست، یک کلاس پائین‌تر از آن اسمش الهام است که مخصوص عرفاست، عارف ممکن است سخنش به نظم باشد که به او شاعر می‌گویند. . . ».
پیام شهریار پیام عشق و محبت است؛ عشق همگانی که دعوت به مهربانی و یکدلی می‌کند و سرآمد همه امور است. شهریار در زمینه‌های گوناگون به شیوه‌های متنوع شعر گفته است، شعرهایی که در موضوعات وطنی، اجتماعی، تاریخی، دینی و وقایع عصر سروده، کم نیست. تازگی مضمون، خیال و تعبیر، حتی در قالب شعر، دیوان او را از بسیاری شاعران عصر متمایز کرده است. اغلب اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این‌روست که شاعر همه‌جا در درآوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی‌کند و تنها وصف زمان حال است که شعر او را از اشعار گویندگان قدیم مجزا می‌کند.
1ـ7ـ شهریار در دیدگاه صاحب‌نظران و دوستان
1ـ7ـ1ـ ملک‌الشعرای بهار
بهار با عنایت به اشعار شهریار، درباره شخصیت او می‌گوید: «شهریار نه تنها افتخار ایران است بلکه افتخار مشرق زمین به‌شمار می‌رود».
1ـ7ـ2ـ سید محمدعلی جمالزاده
سیدمحمد علی جمالزاده وقتی با آثار دوران اولیه آفرینش‌های استاد شهریار روبه‌رو می‌شود درباره آن می‌نویسد: «از 117 بیت (قطعه) سرتا پا لطف و ذوق و وجد شهریار، هیچ‌یک را سست و ضعیف نیافتم، بلکه هریک را از دیگری بهتر، شیواتر، وزین‌تر و پرمعنی‌تر دیدم و بر طبع این شاعر تبریزی که مایه افتخار زبان فارسی شده است از جان و دل، آفرین خواندم و وجود چنین شاعر و شاعرهایی را بهترین وسیله ترویج زبان فارسی و روح ایرانی در داخل و خارج تشخیص دادم».
1ـ7ـ3ـ لطف‌اله زاهدی
«شهریار یک عشق اولی آتشین دارد که خود آن را عشق مجاز می‌خواند. در این کوره است که شهریار گداخته و تصویه می‌شود. غالب غزل‌های سوزناک او، که به ذائقه عموم خوش‌آیند است، یادگار این دوره است. این عشق مجاز است که در قصیده (زفاف شاعر) که شب عروسی معشوقه هم هست، با یک قوس صعودی اوج گرفته، به عشق عرفانی و الهی تبدیل می‌شود. ولی به‌قول خودش؛ مدتی از این عشق مجاز به حال سکرات بوده و حسن طبیعت هم مدت‌ها به‌همان صورت اولی برای او تجلی کرده و شهریار هم با زبان اولی با او صحبت کرده است. بعد از عشق اولی، شهریار با همان دل‌سوخته و دم آتشین به تمام مظاهر طبیعت عشق می‌ورزیده و می‌توان گفت که در این مراحل مثل مولانا، که شمس تبریزی و صلاح‌الدین و حسام‌الدین را مظهر حسن ازل قرار داده، با دوستان با ذوق و هنرمند خود نرد عشق می‌بازد و بیشتر همین دوستان هستند که مخاطب شعر و انگیزه و احساسات او واقع می‌شوند.
1ـ7ـ4ـ علی اصغر شعر دوست
در مورد غزلیات شهریار می‌گوید: «شهریار علیرغم اسلاف خود، در غزلیات خویش، تنها به وصف عشق مادی یا محبت الهی نپرداخته، بلکه بسیاری از صحنه‌های رنگارنگ زندگی اجتماعی، خاطرات و ملاحظات شخصی، روابط خانوادگی و دوستی، حس وطن‌پرستی و نوع‌دوستی و صلح‌پروری را با مهارت و استادی تمام در غزل‌های خود منعکس نموده است. به یقین می‌توان ادعا نمود که شهریار جزء معدود شاعرانی است که توانسته با بینش و آگاهی ژرف خود، بیشتر مسائل اجتماعی را در شعر خود منعکس سازد».
1ـ7ـ5ـ مقام معظم رهبری
مقام معظم رهبری تعهد هنری «شهریار» را با دیدی گوهرشناسانه این‌گونه زیبا و موجز بیان فرموده‌اند: «درخشانترین هنر شهریار آن است که وظیفه تاریخی خود را شناخت و با همه وجود و به کمال خلوص به آن عمل کرد» (حبیبی، 1393).
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2ـ1ـ مقدمه
در این بخش، ابتدا اشاره‌ای کوتاه به پیشینهی تحقیقات انجام شده در حوزه جامعه‌شناسی ادبیات و آثار استاد شهریار خواهیم داشت، سپس نگاهی کوتاه به نقش دین در اجتماع از دیدگاه اسلام خواهیم نمود و پس از آن دیدگاه برخی از جامعه‌شناسان از جمله کارل مارکس، امیل دورکیم، ماکس وبر، یینگر و. . . که در حوزه‌ی دین نیز نظریه‌پردازی نموده‌اند، را بررسی نموده، و چارچوب نظری تحقیق را از نظر خواهیم گذراند.
2ـ2ـ پیشینه تجربی تحقیق در زمینه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات
2ـ2ـ1ـ در خارج
کوشش‌های انجام گرفته در زمینه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات تا قرن بیستم بسیار کم است و شاید تنها بتوان به مواردی چون آثار مارکس و انگلس در ادبیات اشاره کرد. اما نخستین کسی که به نوشتن آثاری در زمینه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات پرداخت، جورج لوکاچ بود. او انقلابی راستین در این حوزه انجام داد. اولین اثر انتقادی لوکاچ، نظریه‌ی رمان نام دارد که در سال‌های 1915ـ1914 نوشته شده است. این کتاب پیش از دوران مارکسیستی وی نوشته شده و نظراتش به هگل، دیلتای و ماکس وبر نزدیک‌تر است. لوکاچ از هگل مفهوم «تاریخی‌سازی مقوله‌های زیبایی‌شناختی» را به وام می‌گیرد و بر پایه‌ی آن، دیالکتیکی از انواع ادبی را تدوین می‌کند.
لوسین گلدمن، شاگرد لوکاچ، یکی از صاحب‌نظران بسیار مهم جامعه‌شناسی ادبیات است که دستاوردهای عمدهی لوکاچ را در جامعه‌شناسی ادبیات توسعه داد. او بانی مکتب ساختارگرایی تکوینی است و کتاب‌هایی همچون خدای پنهان، دفاع از جامعه‌شناسی رمان و پژوهش‌های دیالکتیکی از آثار معروف وی هستند. در کتاب دفاع از جامعه‌شناسی رمان، تأکید می‌کند که آفرینندگان راستین آثار فرهنگی، گروه‌های اجتماعی هستند و نه اشخاص منفرد. در عین حال، فردِ خالق اثر را، به گروه اجتماعی متعلق می‌داند.
علاوه بر لوکاچ و گلدمن، از صاحب‌نظران دیگری که در زمینه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات کار کرده‌اند می‌توان به اویرباخ، باختین، میشل کروزه و آلوستر اشاره کرد.
گلدمن (1955) در کتاب خود به نام «خدای پنهان»، آثار پاسکال و راسین را مورد بررسی قرار می‌دهد و مشخص می‌کند اوضاع اجتماعی، سیاسی و فکری پیش از پیدایش این آثار، در خلق آن‌ها مؤثر بوده‌اند و لذا خلق آثار ادبی و فلسفی را با منابع جمعی مرتبط می‌داند. او این فکر را مبنا قرار می‌دهد که مفهوم آگاهی جمعی باید نقش مهمی در جامعه‌شناسی ادبیات ایفا کند و نظریه‌ای که به فرد توجه داشته و بی‌اعتنا به پدیده‌های جمعی باشد، نمی‌تواند اثر ادبی را تبیین کند (حبیبی، 1393).
2ـ2ـ2ـ در ایران
اولین اقدامات در جهت شکل‌گیری جامعه‌شناسی ادبیات در ایران، از سال 1341 با سخنرانی‌های آریانپور درباره جامعه‌شناسی هنر و ادبیات آغاز شد که بعدها به‌صورت کتابی به نام جامعه‌شناسی هنر و ادبیات انتشار یافت (آریانپور، 1380، به نقل از حبیبی، 1393).
اولین اثر جدی در این زمینه با عنوان واقعیت‌های اجتماعی و جهان داستان که برگرفته از رساله دکترای مصیحای ایرانیان بود، منتشر شد. وی در این اثر به بحث درباره‌ی چهارچوب‌های نظری جامعه‌شناسی ادبیات پرداخته و نظریه‌ی ساختارگرایی تکوینی گلدمن را مبنای کار خود قرار داده است. او در این اثر، انعکاس تکوین ساختار اجتماعی در داستان‌های فارسی را به‌خوبی نشان داده است. این اثر نقطه عطفی در جامعه‌شناسی ادبیات ایران به‌شمار می‌رود.
از سال 58 تا 66 به غیر از کتاب تألیفی شفیعی کدکنی و یکی دو تا ترجمه، وقفه‌ای در جامعه‌شناسی ادبیات ایجاد شد ولی از این تاریخ به بعد، کمابیش آثاری تألیف و ترجمه می‌شود که آثار پوینده، بهترین آن‌ها است (مصباحی، 1385، به نقل حبیبی، 1393).
شادرو در رساله‌ی دکترای خود تحت عنوان «بحثی در جامعه‌شناسی ادبیات داستانی نوین ایران» تفاوت‌ها و اشتراکات جامه‌شناسی ادبیات با نقد ادبی را بررسی کرده است. شاید بتوان گفت که جامعه‌شناسی ادبیات از دل نقد ادبی زاده شده است و در واقع جامعه‌شناسی ادبیات رویکردی علمی از دیدگاه جامعه‌شناسی به پدیده‌ی ادبی است. شادرو در این رساله دیدگاههای نظریه‌پردازان حوزه جامعه‌شناسی ادبیات مانند وبر، لوکاچ، گلدمن، مکتب انتقادی فرانکفورت و بنیامین را مورد بحث قرار داده و سپس ساختار اجتماعی ایران را از منظر دیدگاه‌های مطرح بررسی کرده است (حبیبی، 1393).
محققی به نام اسدی در پایان‌نامه خود با عنوان «بررسی جامعه‌شناختی آثار داستانی غلامحسین ساعدی» که در حوزه‌ی جامعه‌شناسی دیالکتیک ادبیات و بر پایه‌ی روش ساختارگرایی گلدمن انجام داده است، پژوهشی را در سه مرحله انجام داده است:
دریافت: در این مرحله، داستان‌ها مورد بررسی عمیق و ساختاری قرار گرفته و عناصر حاشیه‌ای در داستان‌ها ثبت و درج شده‌اند. از جمله: بی‌پناهی، درماندگی، بیهودگی، مرگ، تباهی، استبداد زدگی و. . .
تشریح: در این مرحله، ابتدا نگاهی گذرا به ساختارهای عام اجتماعی ایران داشته و طی آن ساخت اجتماعی و اقتصادی مورد تحلیل قرار گرفته و ضمن آن، علل بنیادین پیدایش روحیه‌ی تسلیم‌طلبی و فرمانبرداری ایرانیان با استناد به ساختارهای عام اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.
مرحله مطابقت با ساختارها: در این مرحله، همخوانی میان ساختارهای مورد بحث مورد بررسی قرار گرفته است. اسدی می‌گوید: «می‌توان ادعا کرد که هم‌پوشانی غیرقابل تردیدی بین ساختارهای ذکر شده در مرحلهی دریافت و تشریح، مشاهده می‌شود و از این حیث، نظریه‌ی گلدمن بار دیگر در ارزیابی صورت گرفته با موفقت روبرو، و صحت محتوای تئوریکی و روش‌شناختی تکوینی وی در حوزه‌ی جامعه‌شناسی ادبیات ایران، در مورد آثار داستانی ساعدی اثبات می‌شود» (حبیبی، 1393).
2ـ3ـ پیشینه تجربی تحقیق درباره استاد شهریار
هادی جوادی (1389) دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، در پایان‌نامه خود با عنوان بررسی ابعاد تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر اشعار شهریار، به ظهور انقلاب اسلامی و تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه ایران و تأثیر این تغییرات بر بخشی از اندیشه‌ها و افکار شهریار پرداخته و نتیجه گرفته که استاد شهریار از تأثیرات انقلاب بی‌نصیب نبوده و اشعار فراوانی در مدح انقلاب و اهداف آن سروده است.
کافی (1393) در مقاله‌ای با عنوان «بازتاب رخدادهای زمینه‌ساز انقلاب اسلامی در شعر شهریار» چنین نتیجه‌گیری کرده است که؛ حضور مؤلفه‌های سیاسی و اجتماعی در ادبیات آن‌قدر فراوانی دارد که حتی شاعرانی کاملاً عاشقانه سرا را نیز تحت تأثیر خود قرار داده است. وی در این مقاله اشاره نموده است که شهریار به‌دلیل آگاه بودن به زمان و حساس بودن نسبت به جامعهی خویش، مؤلفه‌های سیاسی قابل توجهی که زمینه‌ساز انقلاب اسلامی بوده‌اند را در اشعار خود به‌کار برده است و حوادثی نظیر نهضت مشروطه، جنگ‌های جهانی، واقعه شهریور بیست، نهضت ملی شدن نفت در اشعار این استاد نمود یافته است.
جمال زارع (1392) در مقاله‌ای با عنوان بررسی مضامین اجتماعی در اشعار شهریار‌، با هدف روشنگری هرچه بیشتر درخصوص دیدگاه‌های اجتماعی و فرهنگی استاد شهریار، اشعار فارسی و ترکی وی را در باب‌هایی چون اوضاع رمزآلود اجتماعی، زندگی، فقر، محرومیت، تبعیض، انسان‌دوستی، بی‌اعتباری دنیا، حیات بشری، عشق و انقلاب و دیگر دیدگاه‌هایی از این دست که منعکس‌کننده اندیشه‌های اجتماعی و فرهنگی ایشان می‌باشد مورد مطالعه قرار داده است.
حسینی و سلیمی‌نژاد (1390) در مقاله‌ای تحت عنوان «جلوه‌های انقلاب اسلامی ایران در شعر شهریار» به بررسی جلوه‌های انقلاب در اشعار استاد شهریار پرداخته و با بررسی مضامین انقلابی منعکس شده در اشعار استاد به این نتیجه رسیده‌اند که ایشان به انقلاب، وطن و آرمان‌های انقلاب تعهد و علاقه داشته است.
دکتر سید حسن امین (1389)، سرپرست علمی دایره‌المعارف ایران‌شناسی و حافظ‌شناس، در پژوهشی تحت عنوان نگاهی به اشعار میهنی استاد شهریار، به جایگاه ویژه شهریار نزد ملت ایران، اهمیت شعر میهنی و سابقه‌ی آن در ادبیات فارسی اشاره داشته است.
عیسی داراب‌پور (1389) عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوسنگرد، در تحقیقی با عنوان کاوشی در عرفان و بینش‌های عارفانه‌ی استاد شهریار، به چگونگی سیر تمایلات عرفانی و بینش‌ها و نگرش‌های عارفانه‌ی استاد شهریار پرداخته و آن را مورد بررسی قرار داده است.
مختار حبیبی (1393) دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، در پایان‌نامهی خود با موضوع «تحلیل محتوای نابرابری اجتماعی در دیوان اشعار فارسی استاد شهریار»، به این نتیجه رسیده که استاد شهریار به نابرابری‌های اجتماعی دوران زندگی‌اش پرداخته و از توجه به آن غافل نبوده است.
2ـ4ـ نقش دین در اجتماع از دیدگاه اسلام
ملاک در ارزش‌های فردی آن دسته از ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی است که قوام آن‌ها و عرصه‌ی تحقق و وجود خارجی آن‌ها وابسته به خود فرد باشد، یعنی اگر فرد در محیطی تنها زندگی کند نیز قادر به تحقق و انجام آن باشد، مانند توکل، تقوا، ذکر و یاد خداوند و. . . امّا ارزش‌های غیر فردی یا به‌عبارت دیگر ارزش‌های اجتماعی به آن دسته از ارزشها اطلاق می‌شود که قوام آن‌ها و زمینه‌ی تحقق آن‌ها در ارتباط با دیگران است. مانند امانتداری، عدالت، رعایت حقوق دیگران، احترام و ادب نسبت به دیگران و. . . هر چند قوام ارزش‌های غیر فردی به تعامل و داد و ستد با دیگر افراد است، امّا پیامد و نتیجه‌ی آن به خود فرد نیز برمی‌گردد و به‌عنوان یک صفت ارزشمند از آن یاد می‌شود. مثلاً امانتداری گرچه تحققاش بستگی به دیگر افراد دارد امّا به شخصی که امانت را رعایت نموده است، صفت «امین» اطلاق می‌شود. از نقطه‌نظر دین، ارزش‌ها در ارزش‌های فردی خلاصه نمی‌شود بلکه همان‌گونه که در بُعد فردیِ انسان، بایسته‌هایی از سوی دین معرفی شده است و عمل به آن‌ها ارزشمند محسوب شده و زمینه‌ی سعادت و کمال و تقرب انسان به خداوند را فراهم می‌سازد، در بُعد اجتماعی و ارتباط انسان با دیگران نیز ارزشهایی وجود دارد که پایبندی بر آن ضامن سلامت اجتماعی خواهد بود. از جمله ارزش‌هایی که در ارتباط با دیگران تحقق می‌یابد و تنها جنبه‌ی فردی ندارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
خدمت به دیگران: از مجموعه‌ی تعالیم اسلامی و روایات چنین استفاده می‌شود که پس از ادای فرایض، بالاترین وسیله برای تقرب به خداوند، یاری و خدمت به دیگران به‌خصوص خدمت به مؤمنان و صالحان است. به‌خاطر اهمیّت و ارزش خدمت به دیگران بود که امام راحل قدس سره می‌فرمود: «اگر به من خدمت‌گذار بگویید بهتر از آن است که رهبر بگویید». به‌طورکلّی همه‌ی آن‌هایی که به نحوی در جامعه خدمت می‌کنند و زمینه‌ی رفاه و آسایش دیگران را در ابعاد مختلف زندگی فراهم می‌سازند، یکی از مصادیق بارز عمل به ارزش‌های اجتماعی است.
امانتداری: قرآن مجید به مردم دستور می‌دهد که به پیروی از انبیاء علیهم‌السلام، امین باشند و درصورتی‌که امانتی به ‌آن‌ها داده شد در حفظ آن بکوشند و امانت را به صاحبانش باز گردانند «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» (سوره نساء‌، آیه 58). در روایات نیز به‌طور چشمگیری در این‌باره سفارش شده است تا آنجا که رسول خدا فرمود: «لَیسَ مِنَّا مَنخانَ بالأمانَهِ» از ما نیست کسی که امانت را خیانت کند (شکوه‌الانوار: 52). نکته‌ی قابل ذکر این‌که آنچه به امانت سپرده می‌شود گاه شیء و مال است و گاه مقام و مسؤلیتی که ازسوی خداوند و یا افراد جامعه با ملاک‌هایی که از سوی دین معرفی شده است، به فردی واگذار می‌شود. همان‌گونه که خیانت به مال دیگران روا نیست، خیانت به حقوق و ارزش‌های اجتماعی نیز نامطلوب است.
حسن معاشرت و خوش رفتاری با مردم: یکی دیگر از ارزش‌هایی است که جنبه‌ی بین فردی دارد و میدان عمل آن، صحنه‌های اجتماعی است. پیامبر اسلام فرمود: «افاضلکم احسنکم اخلاقاً» بهترین شما افرادی است که دارای اخلاق شایسته باشند (اصول کافی، جلد 2: 102).
احترام به شئون مردم و حفظ حریم و شخصیت دیگران: در فرهنگ اسلام همه‌ی انسان‌ها از احترام خاصی برخوردارند بخصوص در جامعه اسلامی که همه با هم برادر و اعضاء یک جامعه محسوب می‌شوند، بر همگان لازم است شخصیت حقیقی و حقوقی دیگران را نگه داشته از هرگونه توهین، تحقیر و. . . بپرهیزند.
تواضع، عفو و اغماض، وفای به عهد و. . . از دیگر ارزش‌هایی است که جنبه‌ی غیر فردی داشته و تحقق آن در زندگی اجتماعی و ارتباط با دیگران اعم از اعضای خانواده، زیردستان و دیگر افراد جامعه است.
6 ـ تلاش برای برپایی عدالت اجتماعی در میان اقشار جامعه: از دیگر نمونه‌های ارزش‌های غیر فردی است که یکی از اهداف دین و رسالت پیامبران الهی نیز می‌باشد.
دین با توجه به دستورات و توصیه‌هایى که در زمینه‌هاى مختلف دارد، از قبیل خوش‌رفتارى، صله رحم، یتیم‌نوازى، رعایت حقوق همسایه، بخشش و احسان، امر به معروف، نهى از منکر، دورى از غیبت، تهمت، دزدى و. . . می‌تواند نقش بسیار مثبتى در بهبود روابط اجتماعى ایفا کند.
ایجاد همبستگى بین افراد جامعه: همبستگى و وفاق‌، اساس یک زندگى اجتماعى است و زوال آن موجب فروریزى ساخت جامعه و از‌هم پاشیدگى حیات اجتماعى است. دین با تبیین حیات دنیوى و مقدمه خواندن آن براى زندگى اخروى و نیز دعوت به گرایش‌هاى معنوى و تربیت ویژه‌ى اخلاقى، این وحدت و انسجام و همبستگى را فراهم مى‌آورد. برخى جامعه‌شناسان مى‌گویند دین پیوستگى‌هاى اعضاى جوامع و الزامات اجتماعى را که به وحدت آنان کمک مى‌کند ازدیاد مى‌بخشد. از جمله این جامعه‌شناسان اگوست کنت است. وى جامعه را نیازمند انسجام مى‌داند و دین را نیز مهمترین عامل این انسجام معرفى مى‌کند، بنابراین به نظر او هیچگاه نمى‌توان جامعه را بدون انسجام و از این‌رو بدون دین تصور نمود و مادامى که جامعه وجود دارد دین نیز وجود دارد. وی دین را مهمترین عامل نظم‌بخشى و انسجام جامعه مى‌داند.
سالم‌سازى روابط اجتماعى: دین با توجه به احکام و توصیه‌هایى که دارد از قبیل صله‌رحم، تعاون و همکارى، جود و احسان، یتیم‌نوازى، غیبت نکردن و. . . مى‌تواند بذر صلح، صفا، محبت و علاقه نسبت به همنوعان را در دل افراد جامعه بپاشد و موجب شود تا زندگى فردى و روابط اجتماعى سالم گردیده و درنتیجه محیط اجتماع، بهشت برین و سرشار از نشاط، اعتماد و انس و علاقه گردد.
کنترل هنجارها و رفتارهاى افراد جامعه:
باورهاى دینى، به‌ویژه اعتقاد به خدا و معاد، ضامن اجراى ارزش‌ها و هنجارهاى دینى‌اند و این ضمانت اجرایى، در کنترل جامعه و سلامت آن نقش به‌سزایى دارد. دین، با احیاء و زنده کردن جنبه روحانى انسان‌ها در روابط اجتماعى، افراد را از خیانت، ظلم و ستم، غیبت، دروغ و. . . باز مى‌دارد.
در همین راستا آیت‌الله جوادى آملى مى‌فرمایند: «اصولاً دین آمده است تا انسان را بالنده کند و او را از تبهکارى و تیرگى و جهل علمى و عملى برهاند».
10ـ اعتراض به وضع موجود (درصورت نامطلوب بودن) و دعوت به وضع مطلوب
دین، همواره جامعه انسانى را به مسیر تعالى و رشد و توسعه فرا مى‌خواند و کژى‌هاى وسیع و خطرناک را هشدار مى‌دهد و آن‌گاه که مؤمنان بین معرفت علمى و باور ایمانى خود و وضعیت اجتماعى جامعه، تعارض و ناسازگارى مشاهده کنند و خواسته‌هاى حقیقى و اوضاع و احوال جامعه را ناسازگار ببینند‌، هیچگاه به تغییر ایمان دینى رضایت نمى‌دهند بلکه تلاش مى‌کنند تا جامعه را به وضع مطلوب نزدیک سازند و راه اصلاحات را دنبال نمایند و اگر جامعه پذیراى تغییر وضع نامطلوب نباشد، مؤمنان از ایمان و معرفت حقیقى خود، اعراض نمى‌کنند و دین در ایجاد این تحولات، نقش مهمى دارد. برخى از نویسندگان غربى در این‌باره مى‌نویسند‌: «دین مى‌تواند به‌عنوان یک نیروى کارساز، مردم را براى جست‌و‌جوى تغییر یا اعتراض علیه نظم موجود، بسیج کند. وقتى سخن از اعتراض به وضع موجود به‌میان مىآید، منظور این نیست که ادیان به جامعه اهمیت نمى‌دهند زیرا جنبه‌هاى اجتماعى احکام عبادى و معاملاتى اسلام و تقدم حق جامعه بر فرد و مصلحت عمومى بر مصلحت فردى، تشویق به ایثار، تعاون و همکارى و. . . نشانگر توجه دین اسلام به جامعه است که جامعه مطلوب، خواهان اوست (بختیارى و محسنى، 1382).
2ـ5ـ نظریه‌های جامعه‌شناسان در حوزه دین
2ـ5ـ1ـ نظریه امیل دورکیم
امیل دورکیم جامعه‌شناس فرانسوی (1917ـ 1858 م)، در اثرش به نام اشکال ابتدایی حیات دینی، تعریفی اجتماعی از دین به‌دست می‌دهد. به‌زعم وی، دین نظامی همبسته، متشکل از اعتقادات و اعمالی در برابر موجوداتی مقدس؛ یعنی مجزا و ممنوع التماس است. این اعتقادات تمام کسانی را که بدان می‌پیوندند متحد می‌کند و پایه‌گذار اجتماع است. وی می‌گوید: دین یک معنویت والاست و ما به هیچ وجه نمی‌توانیم آن را از زندگی فردی و اجتماعی خود جدا کنیم. استدلالات مختلف دورکیم در زمینه دین او را به یک تعریف کلی می‌رساند: «دین به‌صورت اعتقاد به یک دنیای مقدس در برابر یک دنیای غیرمقدس (پلید) تعریف می‌شود» (رحیمی، 1391).
تأکید دورکیم در همبستگی مکانیکی و ارگانیکی، وجدان جمعی و نظام هنجاری حائز اهمیت است. وی در همبستگی مکانیکی معتقد است که افراد مثل هم فکر می‌کنند و به‌لحاظ رفتاری تفاوت‌های اندکی با یکدیگر دارند. افراد در ارزشها، مقدسات و. . . با یکدیگر مشترک‌اند و وظایف و کار ویژه‌های اقتصادی یکسانی را انجام می‌دهند، اما در اثر تعاملات اجتماعی، تقسیم کار و تخصصی و پیچیده شدن کارها، دیگر همبستگی مکانیکی جواب‌گو نخواهد بود. بنابه تعبیر دورکیم «در جریان گذار از همبستگی سنتی به همبستگی جدید، نوعی گسیختگی (آنومیک) در زمینه ارزش‌های افراد پدید می‌آید. به‌عبارت دیگر در این شرایط آدمی از سنّت‌های خود بریده اما به همبستگی جدید نپیوسته است» (پویان، 1383: 27).
به‌عقیده دورکیم دین عامل همبستگی و ثبات اجتماعی و پایداری جامعه و مظهر قدرت جامعه است و نقش مثبت دین در حل و فصل مشکلات اجتماعی، در ایجاد یگانگی و در معنویتی که در جامعه به‌وجود می‌آورد نیز سخت اهمیّت دارد. به‌علاوه دین موجب ثبات، استمرار و پایداری جامعه می‌شود. وی برای دین چند عملکرد قائل است:
وحدت بخشیدن: دین اجزای جامعه را به یکدیگر متصل می‌کند و آن را به عنصری واحد بدل و سمبل‌های اساسی وحدت را فراهم می‌کند. به نظر وی، ریشه‌های تفکر و فرهنگ و حتی سازمان یافتن ذهن انسان، مستقیماً وابسته به اعمال دینی اوست. از گفته‌های او چنین برمی‌آید که مفاهیم زمان، مکان، عدد، ملیت و قدرت، همگی دارای طبقه‌بندی دینی هستند و در جوامع غیردینی اصلاً به‌وجود نمی‌آیند.
احیا و تقویت قوا: مؤمنی که با خدا راز و نیاز می‌کند، نه تنها انسانی است که به حقایق جدیدی دست می‌یابد، بلکه انسانی است که خود را قدرتمند احساس می‌کند. او در درون خود نیروی بیشتری احساس می‌کند و توانایی بیشتری در غلبه بر سختیها و مشکلات دارد.
عملکرد تسکینی دین: منظور همان آرامشی است که انسان‌ها با توسل به دین در رابطه با اجتماع خود کسب می‌کنند. به‌نظر دورکیم، عملکرد تسکینی، به‌ویژه در ایام ناامیدی و اغتشاش اجتماعی، دارای اهمیت بسیار زیادی است و به‌همین خاطر، ما در بین افراد دیندار، کمتر جرم و جنایت، خودکشی، بزهکاری و. . . را می‌بینیم؛ چراکه هرچه انسان متدین‌تر باشد، پرهیزکارتر می‌شود (رحیمی، 1391).
هاری آلپرت پژوهشگر دورکیمی، چهار کارکرد عمده دین را از نظر دورکیم این‌گونه بیان می‌کند:
1) انضباط بخش بودن (ایجاد تقوا)
2) انسجام بخش بود (توسط مراسمات دینی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *