مقالات

–7

center1769745
-79375-424815
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پايان نامه جهت دریافت کارشناسي ارشد رشته ی روانشناسی بالینی(MA)
عنوان
مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی
استاد راهنما
جناب دکتر علی اکبر ارجمندنیا
استاد مشاور
جناب دکتر کیوان کاکابرائی
نگارنده
یاسمن رحیمی
2684145669290001392- 1391
سپاس بی کران پروردگار یکتا را که هستی مان بخشید و به طریق علم و دانش رهنمونمان شد و به همنشینی رهروان علم و دانش مفتخرمان نمود و خوشه چینی از علم و معرفت را روزیمان ساخت.
از اساتید راهنما و مشاور بزرگوارم، جناب آقای دکتر علی اکبر ارجمندنیا و آقای دکتر کیوان کاکابرائی به خاطر تمام راهنمایی ها و مساعدت های بی دریغ شان کمال تشکر را دارم. همچنین از تمامی دوستانی که در انجام این تحقیق بنده را یاری نمودند تقدیر و تشکر می کنم.
لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربه های یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور پر رنگ آنهاست.
تقدیم به
پناه خستگی هایم ، مادرم
کوه استوارم، پدرم
دوست و یار و همراهم، برادرم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “2-3” h z t “Heading 1,1” چکیده PAGEREF _Toc365108985 h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- مقدمه PAGEREF _Toc365108988 h 31-2- موضوع پژوهش PAGEREF _Toc365108989 h 51-3 – بيان مسئله PAGEREF _Toc365108990 h 51-4 – ضرورت و اهميت پژوهش PAGEREF _Toc365108991 h 71-5- اهداف پژوهش PAGEREF _Toc365108992 h 81-6- سئوال‌هاي پژوهش PAGEREF _Toc365108993 h 81-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی): PAGEREF _Toc365108994 h 91-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان PAGEREF _Toc365108995 h 91-8-2 استعداد اعتیاد PAGEREF _Toc365108996 h 91-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان: PAGEREF _Toc365108997 h 9فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق2-1 – مفهوم تنظیم هیجان PAGEREF _Toc365108999 h 112-1-1 تعریف هیجانات PAGEREF _Toc365109000 h 112- 1-2 تنظيم هيجان شناختي PAGEREF _Toc365109001 h 142- 1-3 نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان PAGEREF _Toc365109002 h 152-2- گرایش به اعتیاد PAGEREF _Toc365109003 h 172-2-1 مفاهيم تاريخي سوء مصرف مواد و گرایش به اعتیاد PAGEREF _Toc365109004 h 172- 2-2 سوء مصرف و علا ئم تشخیصی PAGEREF _Toc365109005 h 252-2-3 نظريه هاي سبب شناسی PAGEREF _Toc365109006 h 28نظريه ژنتيكي PAGEREF _Toc365109007 h 28نظريه روان پويشي PAGEREF _Toc365109008 h 28نظريه هاي رفتاري و شناختي رفتاري PAGEREF _Toc365109009 h 302-2-4 همه گير شناسي سوء مصرف مواد PAGEREF _Toc365109010 h 312-2-5 نشانه هاي سوء مصرف مواد PAGEREF _Toc365109011 h 332-2-6 انواع مواد اعتيادآور PAGEREF _Toc365109012 h 33-كُند كننده ها PAGEREF _Toc365109013 h 34- محرك ها PAGEREF _Toc365109014 h 37- توهم زاها PAGEREF _Toc365109015 h 382- 2-7 نظریه استعداد اعتیاد PAGEREF _Toc365109016 h 402- 2-8 عوامل خطرساز اعتياد PAGEREF _Toc365109017 h 43- عوامل خطرساز از نظر روانپزشکی PAGEREF _Toc365109018 h 43- عوامل خطرساز از نظر رفتاري PAGEREF _Toc365109019 h 43- عوامل خطرساز جمعیت شناختی PAGEREF _Toc365109020 h 43- عوامل خطرساز اجتماعی PAGEREF _Toc365109021 h 442-3- اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) PAGEREF _Toc365109022 h 462-3-1 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) و علایم تشخیصی PAGEREF _Toc365109023 h 462-3-2 ویژگی های تشخیصی PAGEREF _Toc365109024 h 502-3-3 سبب شناسي اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی PAGEREF _Toc365109025 h 52عوامل ژنتیک PAGEREF _Toc365109026 h 52عوامل مربوط به رشد PAGEREF _Toc365109027 h 52آسیب مغزی PAGEREF _Toc365109028 h 52عوامل روانی / اجتماعی PAGEREF _Toc365109029 h 532- 3-4 همه گیر شناسی اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) PAGEREF _Toc365109030 h 532-4- رابطه بین متغیر ها PAGEREF _Toc365109031 h 552-4-1 استعداد به اعتیاد و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD ) PAGEREF _Toc365109032 h 552-4-2 تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد PAGEREF _Toc365109033 h 552-4-3 راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی ( ADHD ) PAGEREF _Toc365109034 h 562-5- مروري بر تحقيقات انجام شده PAGEREF _Toc365109035 h 56فصل سوم :روش تحقیق3-1 – روش پژوهش PAGEREF _Toc365109038 h 773-2- جامعه آماري و روش نمونه گيري PAGEREF _Toc365109039 h 773-3- ابزار پژوهش PAGEREF _Toc365109040 h 773-3-1 پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز (CAARS-S:S): PAGEREF _Toc365109041 h 773-3-2 پایایی پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز PAGEREF _Toc365109042 h 783-3-3 پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ): PAGEREF _Toc365109043 h 803-3-4 بررسی پایایی پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان PAGEREF _Toc365109044 h 863-3-5 پرسشنامه پذیرش اعتیاد(=) و مقیاس استعدادالکل یا می بارگی مک اندرو MAC-R : PAGEREF _Toc365109045 h 883-4- شیوه اجرا PAGEREF _Toc365109046 h 923-5- تجزيه و تحليل آماري PAGEREF _Toc365109047 h 923-6- ملاحظات اخلاقي PAGEREF _Toc365109048 h 92فصل چهارم: یافته ها4-1- توصیف داده ها PAGEREF _Toc365109051 h 944-1-1 نمودار ها جهت نشان دادن نمرات دو گروه PAGEREF _Toc365109052 h 954-2- تحلیل داده ها PAGEREF _Toc365109053 h 99فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری5-3- محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc365109056 h 1075-4- پیشنهادات PAGEREF _Toc365109057 h 108منابع و مآخذ PAGEREF _Toc365109058 h 110منابع فارسی PAGEREF _Toc365109059 h 110منابع غیر فارسی PAGEREF _Toc365109060 h 112چکیده انگلیسی PAGEREF _Toc365109061 h 115پیوست ها PAGEREF _Toc365109062 h 116پیوست «الف » PAGEREF _Toc365109063 h 116پیوست «ب » PAGEREF _Toc365109064 h 118پیوست «ج» PAGEREF _Toc365109065 h 119
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
TOC h z t “فهرست جداول,1” جدول 2-1 عوامل مخاطره آفرین در گرایش به سوء مصرف مواد PAGEREF _Toc364761102 h 45جدول 3-1 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده PAGEREF _Toc364761103 h 78جدول 3-2 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات PAGEREF _Toc364761104 h 79جدول 3-3 شاخص هاي معناداري داده ها در اجراي اول PAGEREF _Toc364761105 h 83جدول 3- 4 ماتريس چرخشي براي 4 عامل تنظيم هيجان PAGEREF _Toc364761106 h 84جدول 3- 5 ضريب اعتبار و سوال هاي هر خرده مقياس PAGEREF _Toc364761107 h 85جدول 3- 5 همبستگي خرده مؤلفه ها با نمره كل پرسشنامه PAGEREF _Toc364761108 h 85جدول 3-6 آزمون t براي مقايسه 4 مؤلفه و نمره كل تنظيم هيجان شناختي در دختران و پسران PAGEREF _Toc364761109 h 86جدول 3-7 مقدار ضریب آلفای محاسبه شده PAGEREF _Toc364761110 h 86جدول 3-8 محاسبه ضریب آلفا با توجه به تک تک سوالات PAGEREF _Toc364761111 h 87جدول 3-9 نتايج آزمون تي (t) گروه هاي مستقل PAGEREF _Toc364761112 h 90جدول 3-10 نتايج آماره هاي توصيفي براي سه مقياس = ، APS ، MAC-R به تفكيك گروه PAGEREF _Toc364761113 h 91جدول 3-11 نتايج همساني دروني (آلفا) و همبستگي بين سه مقياس =، MAC-R، APS،221N- PAGEREF _Toc364761114 h 92جدول 4-1 آماره های توصیفی داده های گروه عادی PAGEREF _Toc364761115 h 94جدول 4-2 آماره های توصیفی داده های گروه مبتلایان به کمبود توجه/بیش فعالی PAGEREF _Toc364761116 h 95جدول 4-3 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر تنظیم شناختی هیجان PAGEREF _Toc364761117 h 99جدول 4-4 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر سرزنش خود و فاجعه سازی PAGEREF _Toc364761118 h 99جدول 4-5 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر کنارآمدن و پذیرش PAGEREF _Toc364761119 h 100جدول 4-6 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر مثبت اندیشی PAGEREF _Toc364761120 h 100جدول 4-7 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر سرزنش دیگران PAGEREF _Toc364761121 h 101جدول 4-8 نتایج آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه در متغیر گرایش به اعتیاد PAGEREF _Toc364761122 h 101جدول 4-9 بررسی رابطه مولفه های تنظیم شناختی هیجان و استعداد به اعتیاد در مبتلایان به بیش فعالی PAGEREF _Toc364761123 h 102
فهرست نمودار ها
عنوان صفحه
TOC h z t “فهرست نمودار ها,1” نمودار 2-1 الگوي کلی شروع مصرف PAGEREF _Toc364784514 h 46نمودار 4-1 مربوط به فراوانی نمرات گرایش به اعتیاد در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784515 h 96نمودار 4-2 مربوط به فراوانی تنظیم هیجان شناختی در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784516 h 96نمودار 4-3 مربوط به فراوانی نمرات سرزنش خود و فاجعه آمیزی در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784517 h 97نمودار 4-4 مربوط به فراوانی نمرات کنار آمدن و پذیرش در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784518 h 97نمودار 4-5 مربوط به فراوانی نمرات مثبت اندیشی در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784519 h 98نمودار 4-6 مربوط به فراوانی نمرات سرزنش دیگران در نمونه مورد مطالعه PAGEREF _Toc364784520 h 98
چکیده
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) در بزرگسالان به عنوان یک اختلال مهم، روز به روز بیشتر شناخته می شود، با این حال بررسی و عوارض ناشی از این اختلال در دانشجویان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه علی – مقایسه ا ی ، مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های سطح شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 5 دانشگاه به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در مرحله بعد از این دانشگاه ها نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. حجم نمونه 106 نفر بود که،21 نفر در گروه با نشانه های ADHD و 85 نفر در گروه بدون نشانه های ADHD قرار گرفتند. ابزار پژوهش در اين تحقيق شامل پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی /کم توجهی بزرگسالان کانرز( (CAARS-S:S، پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ)، پرسشنامه پذیرش اعتیاد(=) و مقیاس استعداد الکل یا می بارگی مک اندرو MAC-R . از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه برای آزمون سئوال ها و جهت بررسی رابطه بین متغییر ها از ضریب همبستگی استفاده شد، و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتايج نشان داد، میان دانشجویان با نشانه های ADHD و بدون این نشانه ها در نمره کلی تنظیم شناختی هیجان تفاوت معناداری وجود ندارد ( 05/0 P>). در متغیر استعداد اعتیاد و راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 P<). همچنین بین استعداد به اعتیاد و راهبردهای سرزنش خود و سرزنش دیگران رابطه معنادار وجود دارد .
كليد واژه ها: اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی، تنظیم شناختی هیجان، استعداد اعتیاد.فصل اولکلیات تحقیق1-1- مقدمه
تنظیم هیجان فرایندي است که از طریق آن افراد، هیجانهاي خود را به صورت هشیار یا ناهشیار تعدیل می کنند تا به طور مناسب به تقاضاهاي محیطی متنوع پاسخ دهند (تامپسون،1994 ؛ بارلو،2007 ؛ مارتین و دنیس،2004؛گروس، 1998). در زندگی روزمره، افراد همواره راهبردهاي منظمی را براي تعدیل شدت و یا نوع تجارب هیجانی خود یا واقعه فراخواننده هیجان به کار می گیرند (دیاموند ،آسپینوال، 2003؛گروس ،1998). تنظیم شناختی هیجان به شیوه شناختی مدیریت و دستکاري ورود اطلاعات فراخواننده هیجان اشاره دارد (اوکسنر ، گروس،2004 ) . به عبارت دیگر، راهبردهاي تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب زا براي آنها اطلاق می شود (حسنی و همکاران ،1387). در سالهاي اخیر، گارنفسکی و همکاران (2002) ، نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی هیجان را به صورت مفهومی شناسایی کرده اند.
مصرف مواد مخدر در كشور ما سابقه اي ديرينه دارد. از اولين احكام ممنوعيت مصرف ترياك كه به 400 سال پيش باز مي گردد، روشن مي شود كه عوارض آن صدها سال است كه توجه سياستمدارن را به خود جلب كرده است(رحیمی موقر ،1384). خوردن ترياك در ايران از دوره صفويه و كشيدن ترياك از زمان قاجاريه معمول گرديده است(تقوی،1363). مصرف هروئين نيز از زمان پهلوي آغاز شده است (همان منبع). وابستگي به ترياك در اواسط سده 19 ميلادي شيوع بيشتري داشته ، اما تا اواخر همان سده به عنوان يك مشكل عمده پزشكي مطرح نبوده است (سادوك و سادوك، 2000 ). آمار مواد مخدر كشف شده درسالهاي اخير نشان دهنده روند رو به رشد آن است (احسان منش و همکاران ،1378) و همچنان مشکل اعتیاد در ایران ادامه دارد . از سوی ديگر ميزان مرگ و مير در ميان معتادان به مواد اوپيوئيدي 20 برابر بيشتر از افراد غير معتاد است. مرگ و مير معمولا به علت مسموميت، عفونت، ايدز، خودكشي و ديگركشي رخ مي دهد (تئودور، استرن ، 2000). چون پديده اعتياد، ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ،اعتقادات مذهبي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و پيشينه تاريخي هر كشوري دارد، از اين رو تكيه به پژوهش هاي خارجي چندان مفيد نخواهد بود بلكه به بررسيهاي منطقه اي و كشوري نياز اساسي وجود دارد.
بر اساس چهارمین نسخه تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماري اختلالات روانی(DSM-IV-TR)، اختلال کمبود توجه / بیش فعالی (ADHD) با علایمی مانند کمبود توجه و تمرکز، تکانشگري و بیش فعالی مشخص می شود . در این شرایط عملکرد روانی/اجتماعی فرد، یادگیري و شناخت نیز مختل می شود (بیدرمن ، فارائون،2005). این اختلال شایعترین اختلال روانی در کودکان بوده و شیوع آن در جنس مذکر بیشتر از جنس مونث است. در بیشتر مواقع (ADHD) با سایر اختلالات همراه بوده و در 60 درصد موارد، علایم تا دوران بزرگسالی باقی می ماند(کید،2000؛ فروئلیچ و همکاران 2007). اگرچه در سالهاي گذشته این باور غلط وجود داشت که این اختلال از سالهاي بعد از نوجوانی بهبود می یابد ولی امروز این واقعیت آشکار شده است که این اختلال در بیش از50 تا 75 درصد موارد تا دوران بزرگسالی ادامه خواهد یافت (والندر ، هوبرت،1985). تا کنون هیچ عاملی به تنهایی به عنوان علت اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی شناخته نشده است، تصور می شود که این اختلال در نتیجه تعاملات پیچیده بین ژنتیک، محیط و عوامل زیستی می باشد(کلینگ و همکاران ،2008).
گرچه در بسیاری از تحقیقات، به ارتباط ADHD و سوء مصرف مواد پرداخته شده و وجود آن نیز ثابت شده است ولی در هیچ پژوهشی به مقایسه گرایش به اعتیاد در افراد داری نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی و بدون نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی پرداخته نشده است. همچنین به نظر می رسد افراد مبتلا به نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی در راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نیز دچار مشکل باشند پس بر آن شدیم تا این به مقایسه بپردازیم.
1-2- موضوع پژوهش
مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی
Comparison of cognitive emotion regulation strategies and Addiction Prone in university student with and without Attention deficit – hyperactive disorder (ADHD) symptoms
1-3 – بيان مسئلهسا لها پژوهش به نقش مهم تنظيم هيجان در سازش با وقايع تنيدگي زاي زندگي وضوح بخشيده است(گرانفسکی ، کراییج، 2006). تنظيم هيجان دلالت دارد بر به كار گماشتن افكار و رفتارهايي كه در هيجان هاي آدمي تأثير مي گذارند. هنگامي كه انسان ها تنظيم هيجان را به كار مي گيرند، چگونگي تجارب و تظاهر هيجان هاي خود را هم تحت اختيار مي گيرند. گمان مي شود توانايي تنظيم هيجان خصيصه اي از خصوصيات هوش هيجاني است (بارآن ، پارکر، 2000). هيجان ها از ديدي كاركردي تلاش هايي همگرا توسط فرد محسوب مي شوند، به منظور ابقاء، تغيير و يا خاتمه دادن به روابط ميان فرد و محيط تأثيرگذار گروهي ادعا دارند تنظيم هيجان وابسته به دو سطح است: فرايند تنظيم هيجان و بازده آن .تنظيم هيجان اينگونه تعريف مي شود: تنظيم هيجان مبتني است بر فرايندهاي دروني و بيروني پاسخ دهي در برابر مهار و نظارت، ارزيابي و تعديل تعاملات هيجاني به خصوص خصايص زودگذر و تند آنها براي به تحقق رسيدن اهداف (تامپسون، 1994). تنظيم هيجان مي تواند آگاهانه يا ناآگاهانه، زودگذر يا دائمي و رفتاري و يا شناختي باشد، تنظيم هيجان رفتاري، نوعي از تنظيم هيجان است كه در رفتار آشكار فرد ديده مي شود نسبت به تنظيم هيجان شناختي كه قابليت مشاهده ندارد و زودگذر است. تنظيم هيجان موفق همراه با دستاوردهاي مثبت مي باشد، دستاوردهايي چون رشد صلاحيت هاي اجتماعي (ایزنبرگ، 2000)، سلامتي به كارگيرنده تنظيم هيجان و در مقابل، هيجان تنظيم نشده با اشكال برجسته آسیب های روانی همراه است .مثلا گفته شده است كه عدم تنظيم هيجان مي تواند منادي رفتارهاي مشكل آفريني همچون خشونت باشد(دیلون و همکاران، 2007). پژوهش ها نشان داده اند كه طبقه قدرتمندي از تنظيم هيجان شامل راههاي شناختي اداره اطلاعات هيجاني تحريك كننده است (آسخنر، گروس، 2005).
اعتیاد یک بیماری جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی است که در شکل گیری آن زمینه های پیش اعتیادی متعددی نقش ایفا می کنند. مطالعات نشان داده اند اعتیاد در مصرف کنندگان نیکوتین، الکل و تریاک تنها در بخش کوچکی از جمعیت که به مصرف مزمن مواد می پردازند روی می دهد. به عبارتی این مطالعات سه نکته را نشان می دهند که 1- تمام افرادی که با مواد مخدر مواجه نمی شوند وابسته یا معتاد نمی گردند. 2- مواجه طولانی با مواد مخدر شرط کافی برای اعتیاد نیست. از سوی دیگر برخی اشخاص تنها بعد از چند بار مواجه شدن با مواد معتاد می شوند 3- کسانی که مستعد اعتیاد هستند به مصرف مواد چندگانه تمایل دارند (هیرویی ، آگاتسوما، 2005). نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
نتایج پژوهش ها نشان می دهد که واکنش پذیری بالا و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی بیشتر، از عوامل خطر زا برای سوء مصرف کنندگان مواد است (ابوالقاسمی و همکاران، 1389). همچنین برخورداری از بیماری روانی زمینه ای یکی از عوامل مستعد کننده برای اعتیاد می باشد.
اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی ارثی شایع است که از کودکی وجود داشته و احتمالا علت آن را کاهش عملکرد سیستم های تولید کننده دوپامین در مغز عنوان می کنند (روزلر و همکاران، 2000). بررسی شیوع ADHD و شرح حال افراد مبتلا نشان می دهد که شیوع آن در کودکان 3 تا 10 درصد می باشد که یک سوم تا دو سوم آنها تا بزرگسالی هم مشکلاتشان ادامه پیدا می کند و شیوع ADHD در جمعیت افراد بزرگسال عادی 1 تا 6 درصد تخمین زده می شود (وندر و همکاران، 2001). لذا بر خلاف گذشته امروزه اعتقاد برآن است که نشانه های ADHD بعد از بلوغ عمدتاً ادامه پیدا می کند (وندر و همکاران، 2001 ؛ فاگل و همکاران، 1995). پژوهش های مختلف نشان داده اند که ADHD خطر سوء مصرف مواد، بزهکاری، زندانی شدن، شکست های شغلی، طلاق و مشکلات ازدواج را افزایش می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
با توجه به موارد مذکور سوال اصلی پژوهش این است که آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد یا خیر؟ 1-4 – ضرورت و اهميت پژوهش
سوء مصرف مواد موضوعی است که مورد توجه روانشناسان بالینی و روانپزشکان قرار گرفته است چرا که این مسئله دارای عواقب سوء منفی بلند مدت در اقشار مختلف جامعه است. بر اساس گزارش سازمان ملل در سال 2005 ایران بالاتری نسبت معتادان به هروئین و تریاک را در جهان دارد. یکی از عوامل موثر در سوءمصرف کنندگان مواد واکنش پذیری است. واکنش پذیری بالا منجر به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی منفی شده و در نتیجه استفاده از مواد مخدر را افزایش می دهد. افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالاً در معرض سوءمصرف مواد بیشتری هستند (دوران و همکاران، 2007). هیجان طلبی و واکنش پذیری از خصوصیات افرادی هست که واکنش پذیری بالایی در مقابل رویداد های زندگی از خود نشان می دهند. این دو از عواملی هستند که بر رفتار های مشکل زا و به ویژه مصرف مواد و بزهکاری نقش دارند (بیجرک و همکاران، 2004؛ کافی و همکاران، 2003). هنگامی که فرد برای مصرف مواد مخدر تحت فشار قرار می گیرد مدیریت موثر هیجان ها خطر سوء مصرف مواد را کاهش می دهد. توانایی مدیریت هیجان ها باعث می شود که فرد در موقعیت هایی که خطر مصرف مواد بالا است از راهبرد های مقابله ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجانی بالایی دارند در پیش بینی خواسته های دیگران توانایی بیشتری دارند. آنها فشار های ناخواسته دیگران را درک و هیجان های خود را بهتر مهار می کنند و در نتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان می دهند(ترینیداد ، جانسون، 2002). مطالعات نشان داده است که دانشجویان مبتلا به ADHD دارای مشکلات تحصیلی بیشتری نسبت به دانشجویان عادی می باشند (پاری و همکاران، 1999). همچنین نشان داده شده است که اختلال های همزمان با اختلال ADHD در دانشجویان عبارتند از :اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات یادگیری، سوء مصرف مواد مخدر و الکل یا هردو، وابستگی، مشکلات قانونی و اختلالات خوردن (پاری و همکاران، 1995). به طور کلی می توان گفت که ADHD موفقیت اجتماعی، تحصیلی و رشد عاطفی دانشجویان دانشگاه ها را تحت تأثیر قرار می دهد (فاگل و همکاران، 1995).
دانشجویان یکی از مهمترین اقشار جامعه می باشند که سلامت جسمی و روانی آنها منجر به سلامت جامعه خواهد شد. بررسی عوامل زمینه ساز گرایش به اعتیاد در دانشجویان می تواند زمینه را برای پیشگیری های اولیه و ثانویه و سیاست گذاری های ملی و آموزشی فراهم سازد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف از پژوهش حاضر مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی می باشد. 1-5- اهداف پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر عبارتست از « مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی».
اهداف ویژه پژوهش عبارتند از:
مقایسه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
مقایسه استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی.
1-6- سئوال‌هاي پژوهشآیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
سوالات فرعی مرتبط با سوال اول عبارتند از:
1-1 آیا راهبرد سرزنش خود و فاجعه آمیز پنداری در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-2 آیا راهبرد کنار آمدن و پذیرش در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-3 آیا راهبرد مثبت اندیشی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
1-4 آیا راهبرد سرزنش دیگران در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
آیا استعداد اعتیاد در دانشجویان دارای نشانه های اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) با دانشجویان عادی تفاوت دارد؟
آیا بین تنظیم شناختی هیجان و استعداد اعتیاد رابطه وجود دارد ؟
1-8- تعريف متغیر های پژوهش (به صورت مفهومی و عملیاتی):1-8-1 راهبرد های تنظیم شناختی هیجانتعریف مفهومی: مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد ( تامپسون، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه تنظيم شناختي هيجان (CERQ) (گارنفسكي و همكاران 2002 ) بدست می آورد.
1-8-2 استعداد اعتیادتعریف مفهومی: نظریه استعداد اعتیاد بیان می کند که برخی افراد مستعد اعتیاد هستند و اگر در معرض آن قرار بگیرند معتاد می شوند ولی اگر کسی استعداد نداشته باشد؛ معتاد نمی شود (گندورا و گندورا، 1970).
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در مقیاس استعداد اعتیاد (=) و مقیاس می بارگی مک اندرو(MAC-R )بدست می آورد.
1-8-3 اختلال کمبود توجه/ بیش فعالی (ADHD) بزرگسالان:تعریف مفهومی: اختلال ADHD به عنوان الگوی تکراری بیش فعالی، تکانشگری و بی توجهی توصیف شده است که غالبا شروع آن از هفت سالگی بوده و شدیدتر از آن است که قابل اسناد به رشد طبیعی باشد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000)
تعریف عملیاتی: منظور نمره ای است که فرد در شاخص بیش فعالی کم توجهی (E) پرسشنامه تشخیصی کوتاه اختلال بیش فعالی – کم توجهی بزرگسالان کانرز (CAARS-S:S) بدست می آورد . افرادی که نمرات آنها بالاتر از نقطه برش باشد به عنوان افراد دارای اختلال بیش فعالی- کمبود توجه ADHD در نظر گرفته می شوند. فصل دومادبیات و پیشینه تحقیق2-1 – مفهوم تنظیم هیجان2-1-1 تعریف هیجانات
هیجان ها داده هایی درونی هستند که بر انگیزه و رفتار اثر می گذارند و در واقع ممکن است مقدم بر شناخت باشند. همچنین داده های تجربی بیان می کنند که هیجان توسط ساختارهای زیرین قشر مخ کنترل می شود و می تواند بر دامنه ای از پردازش های شناختی که شامل سوگیری توجه، سوگیری حافظه و قضاوت و تصمیم گیری است، اثر بگذارد(ولز ، متیوس، 1994؛ ویلیامز، واتس، مک لود، متیوس، 1988؛ کلور ، پاروت، 1994). هیجان ها انواع مختلفی دارند؛ از سرخوشی تا تنفر و از وحشت تا ملال گسترده اند(پروین،1996). یکی از ویژگی های مهم هیجان ها، کیفیت دستوری آ نهاست؛ چیزی که فریجدا(1986) آن را مهار پیشین می نامد؛ بدین معنا که هیجانها می توانند کاری را که در حال انجام آن هستیم متوقف کنند. این ویژگی تنظیم هیجانی را ممکن می سازد.
تنظیم هیجان شامل گسترهاي از راهبردهاي شناختی و رفتاري هشیار و ناهشیار است که جهت کاهش، حفظ یا افزایش یک هیجان صورت می گیرد( گراس، 2001). تنظیم هیجانی به عنوان فرآیند آغاز، حفظ، تعدیل یا تغییر در بروز، شدت یا استمرار احساس درونی و هیجان مرتبط با فرآیندهاي اجتماعی روانی، فیزیکی در به انجام رساندن اهداف فرد تعریف می شود(گراس، 2007).
تنظيم هيجان به عنوان يكي از متغيرهاي روانشناختي، مورد توجه بسياري از پژوهشگران قرارگرفته است (براي مثال گلمن، 1995 ؛ شاته و همكاران، 1998 ؛ ماير، كاروسو ، سالووي، 1999 ). شواهد زيادي نشان مي دهند كه تنظيم هيجاني با موفقيت يا عدم موفقيت در حوز ه هاي مختلف زندگي مرتبط است (شاته، مالو، تورستنسون، بولار ، روك، 2007؛ جاكوبس و همكاران، 2008).تنظيم هيجان نقش مهمي در سازگاري ما با وقايع استر سزاي زندگي دارد( آيز نبرگ، فابس،2000). هنگامي كه فرد با يك موقعيت هيجاني روبرو مي شود احساس خوب و خوش بيني براي كنترل هيجان كافي نيست بلكه وي نياز دارند كه در اين موقعيت ها بهترين كاركرد شناختي نيز داشته باشد (رضوان،2006). در اصل در تنظيم هيجان به تعامل بهينه اي از شناخت و هيجان جهت مقابله با شرايط منفي نياز است(آسخنر، 2005)، زيرا انسان ها با هر چه مواجه مي شوند آنرا تفسير مي كنند و تفسيرهاي شناختي تعيين كننده واكنش هاي افراد است. از نظر بک عقايد منفي درباره خود عامل محوري در اختلال افسردگي است و نگرش هاي منفي بخش اصلي تغييرات خلق محسوب مي شوند (جیمنز ، گروس، 2005). از طرفي تغيير در هر كدام از بخش هاي مختلف عملكرد سيستم هاي شناختي، از قبيل؛ حافظه، توجه و هوشياري موجب تغيير خلق مي شود . بنابراين نمي توان نقش تنظيم هيجان شناختي را در سازگاري افراد با وقايع استرس زاي زندگي ناديده گرفت (گرنفسکی ، کریج، 2006). در رويكردهاي نوين نيز، علت اختلالات هيجاني به نقص در كنترل هاي شناختي نسبت داده مي شود، به طوري كه ناتواني در كنترل هيجان منفي ناشي از وجود افكار و باورهاي منفي درباره نگراني و استفاده از شيوه هاي ناكارآمد مقابله اي است (ولز، 2007). سبك هاي مقابله مشتمل بر كوشش هايي از نوع عملي و درون رواني براي مهار مقتضيات دروني و محيطي و تعارض هاي ميان آنهاست. لذا مفهوم تنظيم هيجان شناختي، به دقت مرتبط با مفهوم مقابله است.( اولاک، گرانفسکی ، کراییج، 2007) سبك هاي مقابله در سه بعد: 1- شناختي( با تفكر)2- مداخلات رفتاري و 3- تركيبي از دو بعد شناختي و رفتاري هيجان را تنظيم مي كنند(پارکینسون ، توتردل، 1999). تنظيم هيجان نقش برجسته اي در تحول و حفظ اختلالات هيجاني دارد و حيطه گسترده اي از هوشيار و ناهوشيار فيزيولوژيكي و رفتاري و فرايندهاي شناختي را شامل مي شود(گروس، 2001 ؛ گروس ، مونوز، 1995).
نتايج پژوهش ها نشان داده اند كه ظرفيت افراد در تنظيم مؤثر هيجا ن ها بر شادماني روانشناختي، جسماني و بين فردي تأثير مي گذارد(گروس،1996؛ كلينگر، 1993؛ ريف ، سينگر، 1996).به عنوان مثال، نشانه هاي نارسايي تنظيم هيجان در بيش از نيمي از اختلالات محور I و در تمام اختلالات شخصيتي محور II اتفاق مي افتد(گروس،1999). شواهد پژوهشي همچنان نشان مي دهند كه تنظيم مشكل دار هيجان ها، نظير خشم و اضطراب، در بروز مشكلات جسماني مانند بيماري هاي قلبي – عروقي و معده اي-روده اي نقش دارند(بگلي،1994؛ بيري ، بيكر،1993 ). به همين دليل نيز، راهبردهاي تنظيم هيجان موضوع مورد علاقه بسياري از پژوهشگران، نظريه پردازان و متخصصان باليني است (گروس، 1998؛ ماهوني،1995؛ پاركينسون ، توتردل، 1999؛ وستن ،1994 ) و درك اثربخشي فردي در تنظيم هيجان و شناسايي عوامل زيربنايي مؤثر در آن امري اساسي به شمار مي رود. تنظيم هيجان وجه ذاتي گرايش هاي پاسخ هيجاني است (آمستادتر،2008). در واقع، تنظيم هيجان به اعمالي اطلاق مي شودكه به منظور تغيير يا تعديل يك حالت هيجاني به كار مي رود. در متون روان شناختي، اين مفهوم اغلب به منظور توصيف فرآيند تعديل عاطفه منفي به كار رفته است. هر چند تنظيم هيجان مي تواند در برگيرنده فرايندهاي هشيار باشد، الزاماً نيازمند آگاهي و راهبردهاي آشكار نيست (گروس ، مونوز،1995). تنظيم هيجان در مديريت هيجان ها نقش اساسي ايفا مي كند(سارني،مومه ، كمپوس ،1998 ).
تنظيم هيجان شكل خاصي ازخودتنظیمی است (تیس ، لوسكي،2000) و به عنوان فرآيندهاي بيروني و دروني دخيل در بازبيني، ارزشيابي و تعديل ظهور، شدت و طول مدت واكنش هاي هيجاني تعريف شده است(تامپسون،1994) كه در سطوح ناهشيار، نيمه هشيار و هشيار (مي ير ، سالووي،1995 ) به كار گرفته مي شود.
تنظيم هيجان بيشتر از دو چهارچوب مهم بررسي مي شوند كه عبارتند از: 1- راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه يا در آغاز بروز آن فعال مي شوند2- راهبردهاي تنظيم هيجان كه پس از بروز حادثه و يا بعد از شكل گيري هيجان فعال مي شوند. راهبردهاي تنظيم هيجان كه قبل از وقوع حادثه فعال مي شوند در كنترل هيجان منفي حوادث نقش مهمي دارند(گروس ،1998)، زيرا موجب تفسير واقعه به نحوي مي شوند كه پاسخ هاي هيجاني منفي را كاهش مي دهد.
2- 1-2 تنظيم هيجان شناختيتنظيم هيجان شناختي به تمام سبكهاي شناختي ، اطلاق مي شود كه هر فردي از آن به منظور افزايش يا كاهش و يا حفظ هيجان خود استفاده مي كند (گروس، 2001). پژوهشها نشان مي دهد تفاوتهاي افراد در استفاده از سبكهاي مختلف تنظيم هيجان شناختي موجب پيامدهاي عاطفي، شناختي و اجتماعي مختلفي مي شود چنانكه استفاده از سبكهاي ارزيابي مجدد با هيجانهاي مثبت و عملكردهاي ميان فردي بهتر و بهزيستي بالا ارتباط دارد(گروس ، جان، 2003). مفهوم كلي تنظيم شناختي هيجان دلالت بر شيوه شناختي دستكاري ورود اطلاعات فراخواننده هيجان دارد(تامپسون،1991؛ اوكسنر ،2004 ؛ گروس، 2005 ). به عبارت ديگر، راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان، به نحوه تفكر افراد پس از بروز يك تجربه منفي يا واقعه آسيب زا براي آنها اطلاق مي گردد .
پژوهش هاي پيشين نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجان را به صورت مفهومي شناسايي كرده اند که در زیر به آن اشاره شده است .
2- 1-3 نه راهبرد متفاوت تنظيم شناختي هیجانملامت خويش ، پذيرش، نشخوارگري ، تمركز مجدد مثبت ، تمركز مجدد بر برنامه ريزي ، ارزيابي مجدد مثبت ، ديدگاه پذيري ، فاجعه انگاري و ملامت ديگران (گارنفسكي ، كرايج، اسپينهاون، 2001؛ 2002؛ گارنفسكي و همكاران،2002 ) . شواهد نشان مي دهند كه راهبردهاي شناختي مانند نشخوارگري، مقصردانستن خود و فاجعه انگاري به صورت مثبت با افسردگي و سايرجنبه هاي آسيب شناختي همبسته مي باشد؛ ضمن اين كه، در راهبردهايي نظير ارزيابي مجدد مثبت، اين همبستگي منفي است (اندرسون ، ميلر، ريگر ، ديل ، سديكيدس،1994 ؛ ساليوان ، بيشوپ ، پيويك، 1995 ؛كارور ، شيرر ، وينتراوب، 1989 ؛گارنفسكي، لگرستي، كرايج، وان دن كومر ، تيردس ،2002 ؛گارنفسكي، تيردس،كرايج، لگرستي، وان دن كومر، 2003 ).
سبك هاي تنظيم هيجان شناختي سازگار شامل 5 زير مقياس مي باشد و راهبرد هاي مقابله اي بهنجار محسوب مي شوندكه عبارتند از:
پذيرش : تفكر با محتواي پذيرش و تسليم رخداد
تمركز مجدد مثبت: فكر كردن به موضوع لذت بخش و شاد به جاي تفكر درباره حادثه واقعي
تمركز مجدد بر برنامه ريزي: فكر كردن درباره مراحل فائق آمدن بر واقعه منفي يا تغيير آن
ارزيابي مجدد مثبت: تفكر درباره جنبه هاي مثبت واقعه يا ارتقا شخصي
كنار آمدن با ديدگاه(ديدگاه پذيري): تفكرات مربوط به كم اهميت بودن واقعه يا تاكيد بر نسبيت آن در مقايسه با ساير وقايع.
سبك هاي تنظيم هيجان شناختي ناسازگار: اين شيوه مقابله شامل چهار زير مقياس مي باشد و راهبردهاي مقابله اي نابهنجار را تشكيل مي دهند، كه عبارتند از:
سرزنش خود: تفكر با محتواي تقصير دانستن و سرزنش خود
نشخوار فكري: اشتغال ذهني درباره احساسات و تفكرات مرتبط با واقعه منفي
فاجعه انگاري: تفكر با محتواي وحشت از حادثه
سرزنش ديگري: تفكر با محتواي مقصر دانستن و سرزنش ديگران به خاطر آنچه اتفاق افتاده است (گارانسفکی ، اسپینوون ،2001).
به اعتقاد آيسنك صفات شخصيتي از آمادگي هاي ژنتيك ناشي مي شوند، هر چند تجلي فردي اين آمادگي ها تحت تأثير(آيسنك، 1994؛ آيسنك ، 1998؛ تاوب،1998 ). بر اساس ابعاد شخصيتي رواني / فيزيولوژيك آيسنك تفاوت هاي شخصيتي به تفاوت در واكنش پذيري عاطفي مرتبط مي باشد(كاردوم، هوديك /كنزويك،1996 ؛ زلنسكي ، لارسن، 1999). تأثير ابعاد شخصيتي آيسنك بر هيجان پذيري در خلال زمان و موقعيت ها پايدار مي باشد(كاردوم، هوديك /كنزوويك، 1996). بر اساس ادعاي تفاوت هاي فردي باثبات در واكنش پذيري عاطفي، مي توان اذعان داشت كه نوع راهبردهاي تنظيم هيجان توسط يك فرد و اثربخشي نظم جويانه آنها، وابسته به خصوصيات رواني / فيزيولوژيك شخصيت مي باشد. به عبارت ديگر، ممكن است نوع و اثربخشي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس انتخاب فردي، خصوصيات شخصيتي و موقعيت هاي هيجاني متفاوت باشد.
در بازنگري پژوهشهاي تنظيم هيجان، گروس (1999) اشاره نمود كه تفاوت هاي فردي در تعديل هيجان در هر يك از مراحل توليد هيجان ها مشاهده مي شود. براي مثال در خلال مرحله انتخاب موقعيت برون گراها ممكن است بيشتر موقعيت هايي را انتخاب كنند كه شانس درگيري اجتماعي داشته باشند(گروس،1999). علي رغم اين پيش بيني هاي نظري، گروس (1999) و كوكونن و پولكنين(1999) اظهار داشتند كه درباره تفاوت هاي فردي در تنظيم هيجان اطلاعات كمي در دست مي باشد.
هر چند در زمينه رابطة صفات شخصيتي و حالتهاي هيجاني مطالعات متعددي صورت گرفته است، ولي در زمينه بررسي راهبردهاي تنظيم هيجان بر اساس ابعاد شخصيتي يافته هاي پژوهشي اندك مي باشد. تاكنون مطالعاتي كه گروه هاي شخصيتي غربال شده و همگن را بر اساس ابعاد برون گرايي و روان نژندي گرايي (درون گرا، برون گرا، نوروزگرا و پايدار هيجاني) از نظر راهبردهاي تنظيم شناختي هيجان مورد مطالعه و مقايسه قرار داده باشد در دانش علمي و پژوهشي انگشت شمار و اندك مي باشند.
2-2- گرایش به اعتیاد2-2-1 مفاهيم تاريخي سوء مصرف مواد و گرایش به اعتیاد
بشر در طول تاريخ و ساليان متمادي همواره مايل بوده است به دلايل مختلف با مواد گوناگون سكرآور خود را سست و بي خود كند و همين امر نشان دهنده وابستگي رواني است و وابستگي رواني شامل نياز به مواد براي ايجاد نشاط و يا از بين بردن احساس غم و ناراحتي نيز هست و با توجه به آماري كه سازمان ملل در سال 1377 اعلام كرده است در ايران حدود 710000 نفر معتاد مشكل دار مزمن، معتاد به ترياك و فرآورده هاي آن هست گرچه مي توان به اين آمار مصر ف كنندگان ساير مواد بدون شكل را نيز اضافه كرد كه همه اهميت پيشگيري را در اين زمينه مطرح مي نمايد. در هر حال آنچه از پيشگيري مدنظر است رساندن پيام مؤثر، مفيد و آموزش به كساني هست كه مواد مصرف نكرده اند. چرا كه از اين طريق مي توان به 98 در صد افراد كمك نمود و اين فعاليت ها بسيار كارآمد بوده برخلاف اقدامات در جهت ترك اعتياد كه در حقيقت فعاليت ها واكنشي است. بررسي ها نشان مي دهد كه برخي از كشورهاي صنعتي در حدود 30 سال است كه پيشگيري اوليه بعنوان مهمترين هدف در نظر گرفته شده است و در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز نائل شد ه اند. براساس دفتر كنترل مواد مخدر در آمريكا از طريق پيگيري اوليه موفق شده اند 70 در صد تقاضا را نسبت به مواد را كاهش دهند (به نقل از موسوی،1388).
مفهوم مواد مخدر از قرن چهاردهم و از كلمه فرانسوي drogue))، به معني مواد خشك گرفته شده است، يعني اكثر داروهايي كه زماني از گياهان خشك بدست آمده اند (پالفاي و جانكيويكز، 1991؛ به نقل از كريمي، 1384). بطور كامل شيوة قانع كننده اي براي توضيح اينكه يك ماده مخدر است يا خير، وجود ندارند، مانند تفاوت هاي ميان آب، مايعات ويتامين دار و پني سيلين. بنابراين برخي تصور مي كنند كه آن را جزو مواد شيميايي يا مواد مصرفي قلمداد كنند. چون الكل در اكثر تعريف هاي مردمي، از مواد مخدر مستثني شده است، جامعه الزام مي كند تا مشروب«مارتيني» را به عنوان چيزي در نظر گيرند كه بطور اساسي با سيگار حشيش، يك كپسول باربيتورات، يا يك بسته هرويين متفاوت باشد. ظاهراً، چون كاربرد معنايي كلمة «مواد مخدر» در شكل وسيع آن و با توجه به وضعيت هاي اجتماعي و درماني، متفاوت است، جامعه پذيرفته است كه مواد مخدر «خياباني» براساس اصول كاملاً متفاوتي در مقايسه با مواد مخدر دارويي، الكل و نيكوتين عمل مي كنند و در حاليكه خطرات مواد «خياباني» كاملاً اغراق آميز بيان مي شود و خطرات مواد دسته دوم ناديده گرفته شده است. در جوامع معاصر، كلمه “مواد مخدر” دو معني ضمني دارد، يكي مثبت است كه نقش مهم آن را در پزشكي نشان مي دهد، و ديگري منفي است كه ويژگي طبيعي و تركيبي اين داروها را منعكس نمي كند، بلكه جنبة تخريبي و الگوهاي سوء استفاده از اين مواد را كه زيا نبخش هستند منعكس مي كند (ابادينسكي، ترجمه كريمي و همكاران، 1384). شايد بتوان نخستين اقدامات رسمي درماني در حوزة اعتياد را به زمان صفوي نسبت داد. زماني كه به دستور حكومت وقت، به افراد معتاد فرصت داده شد تا به ترك اعتيادشان مبادرت ورزند. گرچه هيچ گونه آمار رسمي كه نشان دهندة ميزان كارايي اين گونه اقدامات در كاهش نرخ شيوع اعتياد در دست نيست. بهره گيري از روش هاي علمي درمان اعتياد از طي سا لهاي 1381 در كشورمان شروع شده است. هم اكنون اكثر متخصصين و صاحبنظران درمان اعتياد بر اين باورند كه اعتياد يك اختلال رواني، ژنتيكي، جسمي و اجتماعي مي باشد كه بر اين اساس تنوع از درمانهاي دارويي، روانشناختي و مداخلات اجتماعي براي كنترل آن طراحي شده است(نادري، بينازاده، صفاتيان ، پيوندي، 1387). در زمينة رفتار ناهنجار، متمركز كردن بحثمان روي مصرف نابهنجار يا بيش از حد داروها اهميت دارد. در جامعه ما مصرف برخي مواد روان گردان، نظير قهوه يا مقدار معتدل الكل، رفتار بهنجار و مناسب محسوب مي شود. چه موقعي مصرف دارو نامناسب و ناسازگارانه تلقي مي شود؟ در واقع چگونه سوء مصرف دارو را تعريف مي كنيم؟ اينها سئوالهاي دشواري هستند كه چالش قابل ملاحظه اي را براي متخصصان بهداشت رواني ايجاد كرده اند، و تعريف ها و تشخيص ها طي دهها سال تغيير يافته اند. مانند چندين اختلال روانپزشكي كه نا بهنجاري جسماني واضح يا آزمون تشخيص آزمايشگاهي براي آنها وجود ندارد. در نظر گرفتن جنبه هاي تاريخي و فرهنگي مصرف دارو، چارچوب مناسبي را براي مفاهيم فعلي اختلالهاي مصرف مواد در اختيار مي گذارد. مردم قرنها با هدفهاي اجتماعي، مذهبي، دارويي و تفريحي، داروهاي تغيير دهنده ذهن را مصرف كرده اند. براي مثال بيش از 3000 سال است كه ترياك در جوامع مختلف مصرف شده است. در قرن نوزدهم، در آمريكا و انگلستان انواع فرآوردهاي ترياك وسيعاً در دسترس بوده و حتي به مصرف كودكان مي رسيده است. مصرف ترياك در طبقه متوسط بسيار رايج بوده و اين مشكل اجتماعي عمده يا “اعتياد” محسوب نمي شد. فقط بعدها در اين قرن مصرف افيونها با اعتياد «جرم» و فساد اخلاقي پيوند يافت. به داروهاي توهم زا نيز برحسب زمينه اجتماعي به شيوه هاي متفاوتي نگريسته شده است. بسياري از جوامع بدوي، براي مقاصد مذهبي، عبادي يا تشريفاتي گياهان حاوي مواد توهم زاي قدرتمند را مصرف كرده اند (سيد محمدي، 1382). مصرف الكل و سوءمصرف مواد يكي از اصلي ترين مشكلاتي است كه در جوامع امروزي ديده مي شود . سوء مصرف مواد يك پديده شايع در سراسر دنياست و به عنوان مهمترين آسيب اجتماعي، جامعه انساني را مورد هجوم قرار داده است(بخشی پور، 2004 ؛ سیام، 2006). سوء مصرف مواد به الگوي غير انطباقي از مصرف مواد گفته مي شود كه منجر به مشكلات مكرر و پيامدهاي سوء مي شود و مجموعه اي از علايم شناختي، رفتاري و روان شناختي را در بر مي گيرد (مددی، 2004). اعتياد براي هر جامعه ي انساني توام با خساراتي است كه جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و انساني را در بر مي گيرد. اعتياد نيروي جوان در واقع زمينه ساز تخريب و انحطاط كامل آن اجتماع مي باشد .
سوء مصرف مواد يكي از مهمترين مشكلات عصر حاضر مي باشد كه گستردة جهاني پيدا كرده است مشكلي كه ميليون ها زندگي را ويران و سرمايه هاي كلان ملي را صرف هزينه مبارزه، درمان و صدمات ناشي از آن مي نمايد. روزانه تعداد زيادي بر شمار مبتلايان اين مصيبت افزوده گشته و بر اين اساس عوارض آن كه شامل اختلالات جسمي، رواني، خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي- اجتماعي مي باشد؛ باعث از بين رفتن مرزهاي فرهنگي جامعه و به خطر افتادن سلامت رواني و اقتصادي بشر مي گردد. كشور ما به دلايل متعدد فرهنگي از قبيل باورهاي غلط و سنتي مردم و يا موقعيت جغرافيايي و همجواري با دو كشور بزرگ توليد كننده داراي شرايط كاملاً بحراني و حساس مي باشد و مبتلايان به اعتياد همه روزه باعث ايجاد خسارت سنگين اقتصادي و فرهنگي به جامعه مي گردند (مناجاتی و همکاران ، 1382). به رغم كاهش مصرف مواد مجاز و غيرمجاز در سال هاي اخير، اعتياد به الكل و مواد مخدر باز هم مشكلات جدي در اوايل بزرگسالي هستند. اين مواد به فرايندهاي شناختي آسيب مي رسانند، مشكلات رواني زير بناي اعتياد را تشديد مي كنند و خطر آسيب غيرعمدي و مرگ را افزايش مي دهند (اي.بِرك، ترجمه سيد محمدي، 1385). انسانها براي مداواي بيماريها، تسكين درد، و كاهش رنج رواني هزاران سال است كه از داروها استفاده كرده اند. به زبان شكسپير، مردم براي درد و رنجهاي زندگي، همواره در جستجوي «ترياقيهاي دلنشين براي عالم بي خبري» بوده اند(موسوی ،1388). اما نقش داروهاي روان گردان در جامعة موجود ما بسيار پيچيده و اغلب با جرو بحث داغ و هيجاني توأم بوده است. افراد براي تغيير دادن حالتهاي رواني خود داروهاي روان گردان مصرف مي كنند، براي مثال، اينگونه داروها مي توانند خلق را بهبود بخشند، موجب شنگولي شوند، ادراك را تغيير دهند، يا از اضطراب بكاهند. تبيين ها و نظريه هاي مصرف دارو از حوزهاي مطالعاتي متعددي بدست آمده اند كه از جملة آنها مي توان به پزشكي، روانپزشكي، روانشناسي، قانون و زيست شناسي اشاره كرد. به رغم اقدامات پژوهشي قابل ملاحظه، و تناقضهاي بسيار در رابطه با نحو ه اي كه جامعة ما داروها را در نظر مي گيرد، جنبه هاي متعددي از رفتار مصرف دارو وجود دارند كه ما هنوز آنها را نمي فهميم. براي مثال، عموماً پذيرفته شده است كه نيكوتين بسار اعتيادآور است، با اين حال احتمالاً ما از معتاد به دارو ناميدن يك سيگاري خودداري مي كنيم(روزنهان و سليگمن؛ ترجمه سيد محمدي، 1380). عوامل چندي ممكن است افراد را مستعد مصرف دارو بنمايد، از آن جمله است: پرورش يافتن در يك خانوادة ناشاد، وجود والديني كه يا آسان گير هستند يا اينكه الگويي براي سوء استفاده از دارو فراهم مي كنند، تأثيرات دوستان، و ناهمنوايي اجتماعي با ادامة مصرف دارو وابستگي در شخص بوجود مي آيد كه خود نياز تازه اي مي آفريند كه بايد ارضا شود )اتكينسون، اتكينسون و هيلگارد؛ ترجمه براهني و همكاران، 1380 ).
هر ساله در كشورهاي مختلف ميليون ها دلار هزينه، صرف مبارزه با مواد يا درمان و نگهداري افراد وابسته به مواد مي گردد. ايران در بين كشورهايي كه درگير مسائل مرتبط با سوءمصرف مواد هستند، جايگاه ويژه اي دارد. از يك سو به دليل همسايگي كشور ما با افغانستان به عنوان بزرگترين توليدكننده مواد افيوني و دسترسي آسان به مواد در داخل كشور و از سوي ديگر جوان بودن جمعيت كشور، ايران را در زمره كشورهاي مساعد براي بروز مشكلات سوءمصرف مواد قرار داده است. براساس گزارش سازمان ملل ( 2005 ) ايران بالاترين نسبت معتادان به هروئين و ترياك را در جهان دارا مي باشد. براساس اين گزارش، در ايران از هر 17 نفر 1 نفر معتاد به اين مواد است. علاوه بر اين 20 درصد از جمعيت 15- 60 سال كشور به نحوي در سوء استفاده از مواد مخدر دست دارند . همچنين سازمان بهداشت جهاني (WHO) در گزارش خود در سال 2004 اعلام كرد كه ايران از لحاظ گرايش به مصرف مواد در بين كشورهاي جهان رتبه اول را دارا مي باشد.
اعتياد مصرف تكراري مواد است، به صورتي كه باعث شكست در كار ، تحصيل ، نقش هاي خانوادگي يا موقعيت هاي حساس مثل رانندگي با اتومبيل شده يا مشكلات قانوني مربوط به مصرف مواد ايجاد مي كند (فنتین،2007). مشكل اعتياد به مواد مخدر، مشكلي جهاني بوده و يكي از معضلات بهداشتي – درماني جوامع مختلف محسوب مي شود و كمتر كشوري را در دنيا مي توان يافت كه از اين آسيب در امان باشد (قریشی زاده،2003). اعتياد يكي از چهار بحران جهان است كه گردش مالي آن بيش از 1600 ميليارد دلار در سال است . اين پديده اي است كه حداقل 200 ميليون شهروند جهان گرفتار آسيبهاي جدي آن هستند(هاشمی ، 2003). بحران اعتياد مثل بحرانهاي ديگر مانند تخريب محيط زيست، فقر و قحطي ، جنگ و خونريزي و ظهور بيماري هاي نوپديد سلامت جوامع بشري را تهديد مي نمايد و منجر به مشكلات و معضلات خانوادگي، فساد و جرايم و بي ثباتي سياسي و اقتصادي جامعه مي شود(قریشی زاده،2003) .
اعتياد به مواد مخدر نتيجه ي مصرف مكرر و مداوم ماده يا مواد تخديركننده و روان گردان تا حدگرفتاري شديد به آن است و فرد معتاد احساس مي كند كه نمي تواند يا نمي خواهد استفاده از اين مواد را ترك و يا ميزان آن را كم كند و در صورت ترك آن معمولاً دچار مسموميت مي شود. در پزشكي به جاي اصطلاح اعتياد معمولاً كلمه ي وابستگي به مواد به كار مي رود و معتاد كسي است كه از نظر رواني و جسمي به يك ماده مخدر وابستگي پيدا مي كند (مرادي، 1381).
اعتياد يك بيماري جسمي، رواني، اجتماعي و معنوي است كه در شكل گيري آن زمينه هاي پيش اعتيادي چندي نقش دارند (گالانتر، 2006) .به بيان ديگر براي شروع و ادامة مصرف مواد زمينه هاي رشد ناسالم و استعداد ويژه اي لازم است كه بنيان آن در درون نظام خانواده و سپس در اجتماع ريخته مي شود . در زمينه وابستگي به مواد عوامل گوناگون روان شناختي، اجتماعي، خانوادگي و زيست شناختي درگير هستند ، اما هيچ يك از آنها به تنهايي نمي توانند در وابستگي به مواد تعيين كننده باشند(فرانكويس، اورياكومب ، تيگنول، 2000).
متغيرهاي گوناگوني بر پديدآيي و تداوم و درمان وابستگي به مواد مخدر تأثير مي گذارند. در پژوهش هاي باليني متغيرهاي چندي به منزله ي متغيرهاي پيش بين در زمينه ي وابستگي به مواد مخدر بررسي شده اند كه به چهار دسته تقسيم مي شوند:
محيط فرهنگي- اجتماعي
عوامل بين فردي
عوامل رواني- رفتاري
عوامل زيستي- ژنتيكي (نيوكام ، ريچاردسون، 2000؛ لتيري، 1985؛ نيوكام، 1995).
سادوك و سادوك)2000)، به عوامل فردي و اجتماعي از يك سو و يادگيري هاي اوليه و روابط خانوادگي و بين فردي از سوي ديگر اشاره كرده اند. برخي از پژوهشگران ناراحتي هاي عصبي و رواني،دردهاي بدني، مشكلات جنسي و برخي ديگر، فقر، بي سوادي، بي كاري و تجرد را علت اعتياد دانسته اند، درحالي كه يافته هاي باليني اخير70 در صد معتادان را متأهل و داراي شغل دانسته اند و 30 در صد بقيه در جريان اعتياد شغل خود را از دست داده اند(زينالي، 1379). اين يافته ها هم چنين زمينه هاي رشدي ناسالم، استعداد و آمادگي برا ي اعتياد را داراي نقش اساسي معرفي كرده اند. برخي بررسي ها پنج تا ده درصد افراد جامعه را داراي زمينه مستعد براي اعتياد دانسته اند(پيران، 1376). وابستگي تنها در بخش كوچكي از افراد مستعد وابستگي، داراي يك رشته ويژگي هاي رفتاري و اختلال هاي رفتاري همراه، مانند جستجوي لذت، جستجوي تازگي و شخصيت ضداجتماعي نشان داده شده است(آگاتسوما ، هيرويي ، 2004). عوامل پيش آگهي بد در اعتياد به شرح زير گزارش شده است :
سابقه خانوادگي الكليسم
اعتياد دارويي
ساير اختلالات ذهني
سابقه قبلي انحراف شخصيتي
شروع زود هنگام اعتياد دارويي
نوع دارو
تحصيلات
سوءمصرف الكل پيش از اعتياد
مدت زمان اعتياد (كوزلو ،روخلينا ، 2000).
بر اساس جهت گيري مواجهه اي، علت اعتياد صرفاً مواجهه با افيون ها است. وقتي شخصي فشار رواني تجربه مي كند، اندروفين ها ترشح مي شوند و يك بي حسي برطرف كننده ي فشار رواني ايجاد مي شود، تحمل درد را افزايش مي دهد. برخي محققان اظهار داشته اند كه ممكن است استفاده از هروئين و ساير افيون ها باعث فروريزي درازمدت دستگاه بيوشيميايي گردد كه اندروفين ها را مي سازد. طبق اين ديدگاه، معتاد به خاطر اين كه دارو سيستم طبيعي تسكين دهنده ي درد بدن وي را درهم ريخته به مصرف افيون ها ادامه مي دهد. جهت گيري انطباقي راهي تعاملي است كه در آن، هم شخص و هم محيط عوامل مهمي در بروز اعتياد تلقي مي شوند: ويژگي هاي شخص (انتظارات، نگراني ها و جز اين ها) و موقعيت هايي كه فرد در زندگي با آنها روبرو مي شوند، خصوصاً آن هايي كه ايجاد فشار رواني مي كنند، در كنار هم، نياز به دارو و واكنش هاي او را به داروها تحت تأثير قرار مي دهند (ساراسون و ساراسون، 1382).
اگرچه از دیرباز در تمام جوامع بشری سوء مصرف مواد افیونی به عنوان عادتی غیراجتماعی و نامقبول تلقی شده است ، اما با وجود این عدم مقبولیت ، طبقات مختلف اجتماع با این مساله به صورت جدی درگیر می باشند به طوری که هم اکنون مردان و زنان زیادی ، خصوصاً از سنین نوجوانی تا میان سالی مواد مخدرمصرف می کنند و به آ ن وابسته شده اند . این معضل یکی از آسیب های مهم اجتماعی است به طوری که نه تنها سلامت فرد و جامعه را به خطر می اندازد بلکه موجبات انحطاط روانی و اخلاقی افراد را نیز فراهم می آورد (اس‍ت‍ف‍ان‍و چ‍ی‍ری‍ل‍و و دیگران، ترجمه پیرمرادی،1378). عوامل مختلفی از جمله وجود فقر مالی ،مشکلات خانواگی ، اختلافات زناشویی، وجود الگوهای نامناسب برای همسان سازی و در نهایت مسأله بیکاری از عوامل عمده گرایش به اعتیاد می تواند محسوب شود به طوریکه زمینه نظری مطالعه نمایانگر آن است که دو دسته علل فردی و اجتماعی از عوامل عمده اعتیاد محسوب می شوند (هدایتی و همکاران ، 1382؛نریمانی و همکاران، 1381).
شيوه زندگي معتادان با دوست گزيني افراطي بدون ارزيابي دوستان و گذراندن اوقات بيشتري از زندگي خود با آنان و اوقات كمتر با خانواده همراه است. اين افراد شيوه زندگي بي نظم داشته، رفت و آمد و حضور منظم در خانواده ندارند) زينالي،1380). آنها داراي ويژگي هاي عملكردتحصيلي ضعيف، غيبت بيشتر از مدرسه، كمك كمتر به والدين در امور منزل و صرف وقت كمتر براي انجام تكاليف هستند(كلارك ، نيبرز ، لزنيك ، لينچ ، دونووان، 1998). صرف نظر از پيامد هاي منفي اقتصادي اين مشكل، معمولاً سوء مصرف مواد با بسياري از پديده هاي نامطلوب ديگر نظير كاهش فرصت هاي آموزشي، ناتمام گذاشتن دوره هاي مرسوم آموزشي و بي ثباتي شغلي رابطه دارد. همچنين سوء مصرف مواد در نوجواني احتمال ازدواج هاي زودرس و نيز داشتن فرزند را در سنين پايين افزايش داده و احتمال وقوع رفتارهاي مجرمانه را ارتقاء خواهد بخشيد(بهرامي ، 1383).
داشتن نگرش مثبت به مواد عامل مهمي در روي آوردن به مصرف مواد به شمار مي رود. اين باور كه «من معتاد نمي شوم»، «من با ديگران فرق دارم » و «برخي مواد مثل حشيش و گراس اعتيادآور نيستند» ، فرد را آماده مصرف مواد مي كند(زينالي،1380). اشخاص به طور ناگهاني و توجيه ناپذير، قرباني اعتياد به مواد نمي شوند. آنها به طور فعال درگير مصرف داروها مي شوند و نگرش ها، باورها، هدف ها و چشم داشتهايشان در اين زمينه نقش مهمي دارند(مارلات ، روهسنوف،1980؛ بك ، رايت ، نيومن ، ليس ،1993). عواطف شكننده و احساساتي كه با كوچك ترين وضعيت ناراحت كننده جريحه دار مي شوند، گوياي عاطفه بي ثبات يا نوروتيك هستند. رفتارهاي خشونت آميز والدين موجب خودكم بيني كودكان شده و رضايت از خويشتن را در آنان كاهش مي دهد. اين كودكان احتمال دارد با افرادي كه از نظرعاطفي آنها را حمايت مي كنند و احياناً مصرف مواد در بين آنها رواج دارد دوست شده و به مصرف مواد بپردازند . بسياري از معتادان، مواد را به خاطر كاهش اضطراب و كنارآمدن با احساس هاي پرخاشگرانه به كار مي برند(ليندزي، پاول ، 1377).
همراه شدن فرار از خانه، فرار از مدرسه، درگيري و زدوخورد در اجتماع و مصرف زودهنگام سيگار با عوامل ديگر فرد را آماده مصرف مواد مي كند(زینالی و همکاران ، 1387). پاتون(1995)، از آن با عنوان بي قيد و بندبودن و مک كيني(1996)، با عنوان رفتارهاي ضداجتماعي ياد مي كنند. داشتن دوستان مصرف كننده ماري جوانا يا ساير مواد و فرار از مدرسه پيش بيني كننده هاي قوي مصرف الكل و ماري جوانا يا هردوي آنها در نوجوانان است(تامسون ، آسلاندر، 2006).
همچنین وجود اختلال هاي همراه در معتادان مانند اختلال سلوك، ناتواني دركنترل تكانه، ناتواني در ارزيابي دقيق خطرآفريني رفتارهاي مخاطره آميز، اضطراب و عملكرد تحصيلي ضعيف را در اين زمينه مؤثر دانسته اند(كلارك و همكاران،1998).
2- 2-2 سوء مصرف و علا ئم تشخیصی
بر اساسDSM-IV-TR (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) سوء مصرف مواد به این صورت تعریف می شود : الگوی ناسازگارانه مصرف مواد که ظرف یک دوره ی 12 ماهه روی می دهد و به اختلال یا پریشانی شدید منجر می شود که با یک مورد زیر یا بیشتر مشخص می شود:
ناتوانی در برآورده کردن تعهدات .
مصرف مواد در موقعیتهایی که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند.
مشکلات قانونی.
مشکلات میان فردی.
افرادی که مواد را سوء مصرف می کنند ، در می یابند که زندگی شان از چند جهت تحت تاثیر قرار گرفته است. آنها تعهدات شغلی خود را نادیده می گیرند و تعهدات آنها در قبال خانه و خانواده تحلیل می رود . همچنین دست به مخاطراتی میزنند که به لحاظ شخصی خطرناک هستند و دیگران را نیز به مخاطره می اندازند، نظیر اینکه هنگام مسمومیت رانندگی می کنند با دستگاه های پر قدرت را اداره می کنند . برای بسیاری از سوءمصرف کنندگان مواد مشکلات قانونی ایجاد می شود ، زیرا رفتار آنها در موقعیت هایی قرارشان می دهد که از قانون تخلف می کنند.آنها علاوه بر دستگیری های مکرر به خاطر رانندگی در حال مسمومیت ، با اتهامات رفتار توهین آمیز مواجه می شوند. سرانجام و از همه شایع تر ، زندگی فرد سوء مصرف کننده ی مواد، اغلب با مشکلات میان فردی مشخص می شود . آنها در دوره های مسمویت امکان دارد با افراد نزدیک جر و بحث کنند و خشونت نشان دهند . حتی زمانی که فرد سوء مصرف کننده مواد هوشیار است ، معمولا روابطش متشنج و نا خشنود است . بنابر این ویژگی اصلی سوءمصرف مواد ، الگوی رفتاری است که به موجب آن ، فرد مصرف مواد را ادامه می دهد، حتی زمانی که معلوم است چنین رفتاری مخاطرات جدی در بر دارد یا مشکلاتی را در زندگی به بار می آورد. به طور مثال ، یک استاد کالج ، ممکن است اصرار داسته باشد هنگام صرف نهار ، سه پیک مارتینی بنوشد، به رغم این واقعیت که این عمل توانایی تدریس کردن او را در بعد از ظهر مختل می کند . رفتار او سوءمصرف محسوب می شود ، زیرا مشوربخواری او مسئولیت های شغلی اش را مختل می کند. مفهوم سوءمصرف مواد به اینکه فرد به آن ماده معتاد است یا نه، هیچگونه اشاره ای ندارد . با توجه به این مثال ، استادی که به سه پیک مارتینی نیاز دارد، سئوال این است ،او برای گذراندن روز، به چه مقدار از این مشروب«نیاز » دارد. اگر او به مرحله ای رسیده باشد که به این نوع مشروب خواری وابسته باشد فرد در این صورت وابسته به الکل محسوب می شود . وابستگی به مواد نوعی الگوی ناسازگارانه ی مواد است که با مجموعه ای از نشانه های شناختی ، رفتاری ، و فیزیولوژیکی ظرف دوره 12 ماهه آشکار می شود که مصرف مداوم مواد آن را ایجاد می کند.( هالجین، ترجمه سید محمدی).
«وابستگي به مواد» الگوي سوء سازگارانه مصرف مواد با ايجاد ناراحتي و اختلال مشخص از نظر باليني است كه ظرف 12 ماه با 3 مورد يا بيشتر از موارد ذيل تظاهر مي كند:
تحمل: كه با مصرف مواد در يكي از حالتهاي زير مشخص شود:
الف- نياز به افزايش قابل ملاحظة مقدار مصرف ماده براي رسيدن به آثار دلخواه.
ب- كاهش قابل ملاحظة تأثير ماده با استفاده مدام از ميزان ثابت مادة مورد نظر.
علايم محروميت يا قطع مصرف ، كه با يكي از موارد ذيل مشخص مي گردد:
الف- ايجاد علايم محروميت و ناراحتي هاي مشخص براي هر مادة بخصوص در هنگام قطع يا كاهش مصرف آن.
ب- نياز به استفاده از همان ماده (يا ماده اي مشابه)براي رفع يا پرهيز از بروز ناراحتي هاي ناشي از محروميت از مواد.
ماده غالباً به مقدار بيشتر يا دور هاي طولاني تر از آنچه مورد نظر است، مصرف شود.
ميل دايم براي مصرف ماده وجود داشته و يا تلاش هاي ناموفقي براي قطع يا كنترل مصرف ماده انجام شده باشد.
وقت زيادي براي بدست آوردن ماده (مثل مراجعه به پزشكان متعدد، يا طي مسافت هاي طولاني براي تهية آن) يا مصرف آن صرف شود (تدخين هاي پياپي) و يا براي بهبود اثرات مصرف آن نيز نياز به وقت زيادي باشد.
فعاليت هاي مهم اجتماعي، حرفه اي و يا تفريحي به خاطر مصرف مواد كنار گذاشته شود و يا كاهش پيدا كند.

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *