–7

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید4-1- مقدمه85
4-2- تعیین نیازهای مدیریت دانش85
4-3- تعیین اهمیت و وزن فازی نیازهای مدیریت دانش87
4-4- شناسایی راه‌حل‌های مدیریت دانش96
4-5- تعیین اهمیت و وزن فازی راه‌حل‌های مدیریت دانش98
4-6- تشکیل خانه QFD103
4-7- اولویت بندی راهحلهای مدیریت دانش106
4-8- جمع‌بندی107
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات 108
5-1- مقدمه109
5-2-نتیجه‌گیری و بررسی سؤالات پژوهشی109
5-3-پیشنهادات کاربردی113
5-4-پیشنهادات پژوهشی114
مراجع 116
مراجع فارسی116
مراجع لاتین122
پیوست 144
پیوست الف: PAGEREF _Toc398990189 h 144پیوست ب: PAGEREF _Toc398990190 h 146پیوست ج: PAGEREF _Toc398990191 h 148پیوست د: PAGEREF _Toc398990192 h 152پیوست ه: PAGEREF _Toc398990193 h 155چکیده انگلیسی :160

فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 2-1: تعاریف دانش 11
جدول2-2: تعاریف مدیریت دانش 21
جدول2-3: تفاوت مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش 29
جدول2-4: روند پیشرفت مدیریت دانش 32
جدول 2-5: تعاریف QFD 42
جدول2-6: نیازمندی‌های مدیریت دانش 62
جدول2-7: راه‌حل‌های مدیریت دانش 67
جدول 3-1: تعیین سطوح اهمیت هر یک از نیازمندیهای مدیریت دانش 76
جدول 3-2: تعیین سطوح اهمیت هر یک از راهحلهای مدیریت دانش 77
جدول 3-3: درجه ارتباط، نماد گرافیکی و اعداد فازی متناظر با آن‌ها 79
جدول 3-4: اعداد فازی و عبارت کلامی 79
جدول4-1: امتیازات فازی اهمیت نیازمندی‌های مدیریت دانش 87
جدول4-2: فاصله گزینه حل مشکلات درمانی و تغییر محیط درمان از هر یک از عبارات کلامی 90
جدول 4-3: عبارات کلامی متناظر با میانگین نمرات فازی نیازمندی‌های مدیریت دانش 91
جدول 4-4: امتیازات فازی معیارهای اصلی نیازمندی‌های مدیریت دانش 93
جدول4-5: رتبه‌بندی نیازمندی‌های مدیریت دانش 94
جدول4-6: اعداد فازی و عبارات کلامی متناظر با اهمیت راه‌حل‌های مدیریت دانش در بعد فرایند 99
جدول4-7: رتبه‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش در بعد فرایند 100
جدول4-8: رتبه‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش در بعد فرایند 102
جدول4-9: ماتریس فازی روابط خانه QFD 104
جدول4-10: محاسبه امتیاز نهایی هریک از راه‌حل‌های مدیریت دانش با تکنیک SAW 106
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 2-1: تابع عضویت عدد فازی مثلثی 35
شکل 3-1: مراحل متدولوژی اولویت‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش با رویکرد QFD فازی 81
شکل 4-1: محل قرار گرفتن امتیاز فازی حل مشکلات درمانی و تغییر محیط درمان نسبت به عبارات
کلامی 89
شکل4-2: نمودار امتیازات فازی معیارهای اصلی نیازمندی‌های مدیریت دانش 93
فصل اول

کلیات

1-1- مقدمهامروزه دانش به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه و عامل اصلی مزیت رقابتی پایدار سازمان‌ها به‌شمار می‌رود. مدیریت این سرمایه‌ی حیاتی امری ضروری است. این پژوهش درصدد است به شناسایی نیازمندی‌ها و در نهایت اولویت‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شیراز بپردازد. فصل اول به کلیات تحقیق اشاره می‌کند. در این راستا ابتدا مسئلهی تحقیق و سپس ضرورت و اهداف تحقیق و در ادامه قلمرو و روش تحقیق بررسی می‌گردد.
1-2- بیان مسأله و اهداف تحقیق
امروزه دانش به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه و دارایی یک سازمان و محرکی برای ایجاد مزیت رقابتی، تحول سازمانی، نوآوری و… در سازمان به‌شمار می‌رود. این دارایی، در مقایسه با انواع دیگر دارایی‌ها، از این ویژگی منحصر‌به‌فرد برخوردار است که هر چه بیشتر استفاده گردد به ارزش آن افزوده می‌شود(نیمال و همکاران، 2004). مدیریت این دارایی نامشهود در طول دهه‌های گذشته توجه زیادی را به خود جلب نموده به‌طوری‌که اجرای یک استراتژی مؤثر مدیریت دانش و تبدیل شدن به یک سازمان دانش‌محور، شرط الزامی موفقیت سازمان‌ها در دوره‌ای است که به دوره‌ی اقتصاد دانش‌محور معروف است(هانگ و همکاران، 2005؛ داونپورت و بک، 2002؛ لوت و گونر، 2000).
مدیریت دانش فرآیندی است که به سازمان‌ها در کشف، انتخاب، سازماندهی، انتشار و انتقال اطلاعات مهم و تجارب ضروری برای فعالیت‌هایی از قبیل حل مسأله، یادگیری پویا، برنامه‌ریزی استراتژیک و تصمیم‌گیری کمک می‌کند(گوپتا و گاوندراجن، 2000). مدیریت دانش به تلاش‌هایی اشاره دارد که به‌طور سیستماتیک برای یافتن، ساماندهی، قابل دسترس نمودن سرمایه‌های نامشهود سازمان، تقویت فرهنگ یادگیری مستمر و تسهیم دانش در سازمان صورت می‌گیرد. بسیاری از سازمان‌ها با تمرکز بر مدیریت دانش و سرمایه‌گذاری گسترده در زمینهی فناوری اطلاعات به‌دنبال دسترسی به مزایای حاصل از مدیریت دانش هستند(شیح و چنگ، 2005).
مدیریت دانش سازمانی یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت شرکت‌ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. اهمیت این موضوع به‌حدی است که امروزه شماری از سازمان‌ها، دانش خود را اندازه‌گیری می‌کنند و به‌منزله‌ی سرمایه‌ی فکری سازمان و نیز شاخصی برای درجه‌بندی شرکت‌ها در گزارش‌های خود منعکس می‌کنند(موسوی، 1384). اهمیت دانش را در محیط تجاری، جهانی و پیچیده نمی‌توان نادیده گرفت. سازمان‌هایی که می‌دانند چگونه باید اطلاعات را به‌طور مؤثر کسب، توزیع و مدیریت کنند، رهبران صنعت خود خواهند بود. امروزه به ‌سوی دوره‌ای حرکت می‌کنیم که مزیت رقابتی نه‌ فقط از طریق دست‌یابی به اطلاعات، بلکه مهم‌تر این‌که از طریق ایجاد دانش جدید حاصل می‌شود(داونپورت و کلار، 1998).
سازمان‌ها بر اساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. محصولات و خدمات سازمان‌ها هر روز پیچیده‌تر شده و نرخ نوآوری و سهم اطلاعات در آن‌ها بیشتر می‌شود. در این میان مدیریت دانش با در اختیار داشتن ابزارهای لازم به‌عنوان فرصت مناسبی برای ایجاد مزیت رقابتی محسوب می‌شود. لذا مدیریت دانش، به جهت اشتراک گذاشتن و به‌کارگیری دانش در سازمان برای دست‌یابی به مزیت رقابتی، مورد استفاده قرار می‌گیرد(پیترسون و پولفالت، 2002). جوامع علمی و تجاری، هر دو بر این باورند که سازمان‌های دارای قدرت دانش می‌توانند برتری‌های بلندمدت خود را در عرصه‌های رقابتی حفظ کنند و به همین دلیل در سال‌های اخیر، مدیریت دانش به یک موضوع مهم و حیاتی در سازمان‌ها تبدیل شده است(بات، 2001).
با وجود مزایای بسیار مدیریت دانش، به‌منظور به‌کارگیری مدیریت دانش در سازمان‌ها، گاهی اوقات با مشکلات و موانعی روبرو می‌شویم(طاهری‌هشی و همکاران، 1389). شرکت‌های بسیاری درراستای اجرای مدیریت دانش موفق شدهاند و به پیشتازی خود ادامه می‌دهند ولی سازمان‌هایی نیز علیرغم صرف وقت و هزینه بسیار ناکام مانده‌اند(قلیزاده و حمیدیزاده، 1388). ناتوانی در شناسایی و برطرف ‌کردن این مشکلات پیش از پیاده‌سازی برنامه‌های مدیریت دانش در سازمان‌ها و از جمله بخش مدیریت بیمارستانی کشور، تأثیرات نامطلوب گسترده‌ای بر مرحلهی پیاده‌سازی و اجرای آن‌ها خواهد گذاشت.
هدف پژوهش حاضر اولویت‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش پس از شناسایی نیازها در بیمارستان شهید بهشتی شیراز، به‌منظور تشخیص کمبودها و موانع در اجرای دانش سازمانی و تلاش برای رفع آن‌ها، بهبود بهره‌وری سرمایه‌های انسانی، ارائه‌ی خدمات با ارزش افزودهی‌ بیشتر و رضایت‌مندی بیماران و کارکنان می‌باشد.
1-3- ضرورت تحقیقمدیریت دانش در اوایل دهه‌ی 90 به‌عنوان یک رویکرد عمومی در تمام سازمان‌های بازرگانی، خدماتی، بخش خصوصی و دولتی، کتابخانه‌ها و مراکز اطلاعاتی مطرح گردید(جین، 2009). در حال حاضر در عصر دانایی و دانش‌محوری، مدیریت دانش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است(جعفری، 2009). پژوهش‌ها حاکی از تأثیر مدیریت دانش در به‌دست آوردن استراتژی پایدار و مزایای رقابتی است(جاسمادین، 2008). علاوه بر آن ارتباط میان مدیریت دانش و نوآوری در سازمان و مدیریت دانش و عملکرد بالای سازمانی به اثبات رسیده است(رودز و همکاران، 2008).
در سازمان‌های بهداشتی و درمانی به ‌لحاظ اهمیت روزآمد بودن اطلاعات و دانش برای بهبود خدمات، دانش و مدیریت آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. سازمان‌های بهداشت و سلامت در قرن 21 به لحاظ گسترهی وسیع آن، تعامل این سازمان‌ها با عموم مردم و تغییرات پیش آمده در نظام‌های بهداشتی جهانی، با چالش‌های زیادی مواجه هستند. برای غلبه بر این چالش‌ها و ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، این بخش از نظام اجتماعی نیازمند مدیریت کارآمد و مؤثر، استفاده از کارکنان ماهر و با‌دانش و تخصیص زمان مناسب به امر مدیریت دانش می‌باشد(امیری، 1389). بنابراین می‌توان گفت در دهه‌های اخیر، تکنولوژی اطلاعات با محوریت دانش و خردگرایی انسان و اندیشه‌هایش، بهمنظور بهره‌برداری از اندیشه و سپردن امور تکراری و غیرخلاق به ماشین و هم‌چنین افزایش کارآیی و آزادسازی مهارت‌های انسانی، مورد توجه خاصی قرار گرفته است(فاتح پناه، 2006). از این ‌رو پژوهش حاضر به اولویت‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش بهمنظور پیادهسازی مؤثر مدیریت دانش در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شیراز اختصاص یافته است.
1-4- سؤالات تحقیق1- نیازمندیهای مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز کدامند؟
2-سطوح اهمیت نیازمندیهای مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز چگونه است؟
3- راه‌حل‌های مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز کدامند؟
4- سطوح اهمیت راهحلهای مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز چگونه است؟
5- اولویت نیازمندیهای مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز به چه صورت است؟
6- اولویت راه‌حل‌های مدیریت دانش در بیمارستان شهید بهشتی شیراز به چه صورت است؟
1-5- قلمرو تحقیقبا توجه به موضوع تحقیق که عبارت است از اولویت‌بندی راه‌حل‌های مدیریت دانش با رویکرد گسترش عملکرد کیفیت(QFD) فازی در بیمارستان شهید بهشتی شیراز، لذا قلمرو مکانی تحقیق، بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شیراز با 14 پزشک عمومی و 16 پزشک متخصص میباشد. قلمرو زمانی این پژوهش، سال 1393 است و قلمرو موضوعی پژوهش، مباحث مرتبط با مدیریت دانش میباشد.
1-6- روش تحقیقبا توجه به اینکه تحقیق حاضر در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شیراز انجام شده است، نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی می‌باشد و بر اساس چگونگی به‌دست آوردن داده‌های مورد نیاز، از نوع توصیفی و از شاخهی پیمایشی(تحلیلی) محسوب می‌شود. علاوه بر این، پژوهش حاضر از آن نظر که به بررسی دادهها در برههای از زمان میپردازد، مقطعی است. در این پژوهش بهمنظور جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است که روایی پرسشنامه به تأیید خبرگان در این زمینه می‌رسد و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین می‌گردد. جامعه‌ی آماری این پژوهش پزشکان بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی شیراز است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از تکنیک TOPSISفازی به تعیین وزن نیازمندی‌ها و راه‌حل‌های مدیریت دانش پرداخته میشود. بعد از این مرحله با بهکارگیری تکنیک گسترش عملکرد کیفیت فازی به تشکیل ماتریس روابط فازی QFD پرداخته میشود و در نهایت راهحلهای مدیریت دانش با استفاده از تکنیکSAWاولویتبندی میگردد.
1-7- تعریف کلمات کلیدیمدیریت دانش:
مدیریت دانش عبارت است از یک استراتژی آگاهانه در فراهم‌آوری دانش صحیح برای افراد مناسب در زمان مناسب وکمک به افراد در تسهیم و نیز به‌کار بستن دانش مربوطه با استفاده از روش‌هایی که منجر به ارتقای عملکرد سازمانی می‌شوند( اودل و گریسون، 1998).
منطق فازی:
منطق فازی ابزاری توانمند برای مسائل مربوط به سیستمهای پیچیدهای که درک آنها مشکل و یا مسائلی که وابسته به استدلال تصمیمگیری و استنباط بشری میباشند، بهشمار میآید(کورهپزان دزفولی، 1387). منطق فازی فناوری جدیدی است که شیوههایی را که برای طراحی و مدلسازی، نیازمند یک سیستم ریاضیاتی پیچیده و پیشرفته است را با استفاده از مقادیر زبانی و دانش فرد خبره جایگزین میسازد(قنبری و موسوی، 1390).
QFD:
گسترش عملکرد کیفیت، به حوزه‌ی ‌مدیریت کیفیت جامع تعلق دارد که یک راهکار ساخت‌یافته و خطی را برای تبدیل نیازهای مشتری به ویژگی‌های محصول جدید ارائه می‌دهد(بتچاریا و همکاران، 2010). QFD برای توسعه دادن بهتر محصولات و خدماتی که به نیازهای مشتری پاسخگو هستند، مورد استفاده قرار می‌گیرد و یک تابع متقابل را برای شناسایی نیازهای مشتری و برگردان آن‌ها به ساختارهای طراحی، برای طراحی محصولات جدید یا بهبودیافته بهکار می‌گیرد. QFD سطح کیفیتی بالا از انتظارات مشتری را در سراسر مراحل طراحی محصول برآورده می‌کند(ابراهیمی، 1381).
TOPSIS:
تاپسیس یکی از روشهای تصمیمگیری چندشاخصه است کهm گزینه را با توجه به nمعیار، رتبهبندی میکند. مبنای این روش، انتخاب گزینهای است که کمترین فاصله را از جواب ایدهآل مطلوب و بیشترین فاصله را از جواب ایدهآل نامطلوب دارد(لی و ریوس، 1999).
1-8- فصل‌بندی تحقیقدر این فصل با عنوان کلیات تحقیق، پس از تعریف مسألهی موجود، اهداف و ضرورتهای انجام تحقیق ارائه شده و در ادامه سؤالات تحقیق، قلمرو و روش تحقیق تعیین ‌گردید. فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق است. این فصل به بررسی تعاریف، اهداف، الزامات، ضرورتها و … دانش و مدیریت دانش و همچنین به معرفی تکنیکهای بهکار رفته در این پژوهش و در نهایت مطالعات داخلی و خارجی و مهمترین یافتهها از مرور پژوهشهای پیشین پرداخته است. در فصل سوم بعد از بررسی مراحل اجرای تحقیق، روش انجام تحقیق بررسی گردید و سپس به بررسی سؤالات تحقیق، قلمرو زمانی و مکانی تحقیق، روایی و پایایی تحقیق، ابزارهای مورد استفاده در گردآوری اطلاعات و جامعهی آماری پرداخته شد.. نتایج حاصل از اولویتبندی راهحلهای مدیریت دانش با استفاده از تکنیکهای TOPSIS فازی، QFD فازی و SAW نیز در فصل چهارم آورده شده است. در نهایت نیز، نتیجه‌گیری و پیشنهادات، فصل پنجم تحقیق را به خود اختصاص می‌دهد.
فصل دوم
ادبیات تحقیق و مبانی نظری
2-1- مقدمهبررسی تاریخچه، مفاهیم، تعاریف و بهطور کلی مبانی نظری یک مفهوم، پیش‌نیاز شناخت و پیاده‌سازی آن مفهوم است. بر این اساس، در فصل حاضر با هدف شناسایی مفاهیم مورد استفاده در این پژوهش، ابتدا به بررسی مفاهیم داده، اطلاعات، دانش و خرد پرداخته می‌شود. سپس تعاریف دانش از دیدگاه محققان مختلف بررسی می‌گردد و مروری بر انواع دانش، خصوصیات و ویژگی‌های دانش و اهمیت آن می‌شود. سپس به بررسی تعاریف مدیریت دانش، مزایا، اهداف، ویژگی‌ها، دلایل بهوجود آمدن مدیریت دانش، تاریخچه‌ی دانش و مدیریت آن و … در جامعه‌ی کنونی پرداخته می‌شود. در ادامه مروری بر تکنیک‌های مورد استفاده در تحلیل داده‌ها‌ی این پژوهش می‌گردد. مطالعات انجام شده در زمینه‌ی مدیریت دانش در دو قسمت مطالعات داخلی و خارجی و مهمترین یافتهها از مرور پژوهشهای پیشین نیز بخش نهایی این فصل را تشکیل می‌دهد.
2-2- دانشاساسی‌ترین مشخصه‌ی سازمان‌های هوشمند در قرن 21 ، تأکید بر دانش و اطلاعات است. دانش ابزار قدرتمندی است که می‌تواند تغییرات را در جهان بهوجود آورده و نوآوری‌ها را ممکن سازد(محمدی فاتح و همکاران، 1387). امروزه، دانش به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه و عامل اصلی مزیت رقابتی پایدار سازمان‌ها به‌شمار می‌رود. این سرمایه برخلاف سایر سرمایه‌های سازمان که درصورت مصرف از ارزش آن کاسته می‌شود، در اثر استفاده باارزش‌تر می‌گردد(تیوانا، 2000). سازمان‌ها با تکیه بر دانش برتر امکان اتخاذ تصمیم‌های معقول‌تر در موضوع‌های مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را می‌یابند(پروبست و روب، 2000).
2-2-1- داده، اطلاعات، دانش و خرد در بحث مدیریت دانش و کاربرد آن در سازمانها اغلب با مفاهیم وابسته‌ای مواجه هستیم که در زیر به شرح مختصر هر یک از آن‌ها می‌پردازیم.
داده عبارت از حرف یا علامتی است که بهخودی خود معنا ندارد. هرگاه داده‌ها پردازش شده و درون یک متن با ساختار مدون قرار بگیرند، به‌گونه‌ای که مبین معنا باشند در آن صورت به اطلاعات تبدیل می‌شوند. مرحله‌ی بعدی درک و فهمیدن است که در این مرحله می‌توان معنای اطلاعات را در ساختار فکری خود جای داد و آن را دریافت. در واقع، برای آن‌که اطلاعات دریافته شود، نیاز به یک زمینه است تا اطلاعات مفهوم باشد. درک کردن مرحله‌ی بین اطلاعات و دانش است. نباید اصطلاح دانستن را با اصطلاح دانش یکسان پنداشت؛ زیرا دانش، اغلب برای اشاره به حقیقتی پذیرفته شده و فاقد بعد زمان به کار می‌رود و ممکن است صرفاً به جذب انفعالی اطلاعات اشاره داشته باشد،(رویدادی که اغلب در برنامه‌های آموزشی رسمی مشهود است) در حالی که با استفاده از اصطلاح دانستن، دانش را به‌عنوان ساختی اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهیم(جعفری مقدم، 1381). اطلاعات شامل داده‌های منظم برای هدفی معین است در حالی که دانش فراتر از آن است و می‌تواند اندیشه باشد، مانند کاربرد اطلاعات برای نیل به یک هدف. داده‌ها پس از تحلیل و طبقه‌بندی مورد تعبیر و تفسیر قرار می‌گیرند و تبدیل به اطلاعات می‌شوند(سنگ و همکاران، 2002).
دانش، مجموعه باورها، حقایق، مفاهیم، چشم‌اندازها، قضاوت‌ها، انتظارات و دانستن چراها است و دانش سازمانی، دانشی است که از فرآیندها، سیستم‌ها، محصولات، قوانین و فرهنگ سازمان حاصل می‌شود. ریشه‌ی دانش از اطلاعات و ریشه‌ی اطلاعات از داده است. داده، واقعیت عینی، خام، بی‌معنی و مجزا درباره رویدادها و اطلاعات و پیامی که معمولاً در شکل سند یا یک ارتباط، قابل مشاهده یا قابل شنیدن است، تعریف می‌شود. اما دانش، اطلاعات معنی‌داری است که اساساً با فعالیت‌های انسان در ارتباط است و از درک اینکه بدانیم چه چیزی، چگونه و چرا، به‌دست می‌آید، نشأت می‌گیرد(زاک، 1999؛ کوین و روبو، 1983).
به‌طور خلاصه، داده، اطلاعات، دانش و خرد چهار مرحله‌ی زنجیره‌ی اطلاعات هستند. داده‌ها به‌ خودی خود عاری از مفهوم‌اند و شامل مشاهدات، حقایق یا اعدادی هستند که اطلاعاتی مجزا را ارائه می‌دهند. وقتی که داده‌ها بهمنظور خاصی سازماندهی شده و در یک متن قرار می‌گیرند تبدیل به اطلاعات می‌شوند. زمانی که اطلاعات برای آشکار ساختن الگوهای غیرمعمول یا گرایش‌های نهان مورد تحلیل قرار می‌گیرند به دانش تبدیل می‌شوند و هنگامی‌که دانش برای تصمیم‌گیری در موقعیت‌های واقعی زندگی بهکارگرفته می‌شود تبدیل به معرفت(خرد) می‌گردد(گاندی، 2004).
2-2-2- تعاریف دانش
اولین تعریف از دانش توسط پلاتو در سال 1953 ارائه شده‌ است. وی دانش را اعتقادات واقعی توجیه شده تعریف کرده ‌است(کاکبادسه و همکاران، 2003). پس از آن تعاریف متعددی وارد ادبیات مدیریت شده که بهعنوان نمونه به چند مورد از این تعاریف در جدول(2-1) اشاره شده است.
جدول 2-1: تعاریف دانش منبع: یافتههای محقق
ردیف تعاریف نویسندگان
1 دانش، توانایی واکنش نشان دادن به موقعیت‌های واقعی و انجام دادن کارها به جای صحبت کردن درباره‌ی آن‌ها است. نوناکا و تیس، 2001
2 دانش عبارت است از درک، آگاهی یا شناختی که در طول زمان از طریق مطالعه، تحقیق، مشاهده و تجربه بهدست میآید. داورپناه، 1384
3 دانش مجموعهای از اطلاعات، اصول و تجربههایی میباشد که به صورت فعال، اجرا، مدیریت،تصمیمگیری و حل مسأله را هدایت میکند. مارکوارت، 2006
2-2-3- انواع دانش
دانش از دیدگاه‌های مختلف طبقه‌بندی شده است، که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره شده است.
2-2-3-1- دانش ضمنی و دانش صریحدانش صریح(عیان)سازمانی، دانشی است سازمان‌یافته و با محتوایی ثابت که می‌تواند از طریق به‌کارگیری فناوری اطلاعات، کدگذاری، تدوین و نشر داده شود. این دانش اصطلاحاً در قسمت فوقانی و قابل رؤیت کوه یخ منابع دانش سازمان جای دارد(دافی، 2000). دانش عیان دانشی قابل ثبت و دریافت در اسناد و پایگاه‌ داده است و همچنین دانشی رسمی و نظام‌مند است که بهآسانی قابل انتقال و بهاشتراک‌گذاری است. این نوع از دانش شامل پرونده‌های ثبت اختراع، راهنماهای آموزشی، رویه‌های مکتوب، تجربیات موفق و یافته‌های پژوهشی است که با درجه‌ی بالایی از صحت همراه است. دانش عیان را می‌توان در قالب‌های ساختاریافته و ساختارنیافته دسته‌بندی کرد. دانش ساختاریافته داده یا اطلاعاتی است که برای بازیابی در آینده به روش مشخصی سازماندهی شده است و عبارتند از: مدارک، پایگاه‌های داده و نظیر آن. در مقابل، نامه‌های الکترونیکی، تصاویر، دوره‌های آموزشی و مواد سمعی و بصری نمونه‌هایی از دانش ساختارنیافته هستند، زیرا اطلاعاتی که آنها ارائه می‌نمایند برای بازیابی دسته‌بندی نشده‌اند(نوناکا، 1991).
دانش نهان(ضمنی) در نقطه‌ی مقابل دانش صریح قرار دارد و جایگاه آن در ذهن، رفتار و ادراک افراد می‌باشد. این دانش سطح زیرین کوه یخ منابع دانش سازمانی را شکل می‌دهد. ارزش‌ها، عقاید، بینش، و شهود افراد مثال‌هایی از این نوع دانش در سازمان‌ها است(دافی، 2000). دانش ضمنی، دانشی است که افراد در ذهن خود دارند و مقداری انتزاعی‌تر از دانش عیان است. این نوع دانش بیشتر برداشت‌های ناگفته‌ای از پدیده‌هاست. دانشی که بهراحتی نمی‌توان ثبت کرد. دانش نهان از آنجایی که برای دیگران ناشناخته است بنابراین دسترسی به آن مشکل است. در واقع، بیشتر افراد از دانشی که دارند و یا از ارزشی که آن دانش برای دیگران می‌تواند داشته باشد، آگاه نیستند. دانش نهان از ارزش بسیار بالایی برخوردار است زیرا زمینه‌ای برای افراد، مکان‌ها، ایده‌ها و تجربیات فراهم می‌آورد. در حالت کلی به تماس و اعتماد شخصی بیشتری نیاز است تا این نوع دانش به صورت کارآمد بهاشتراک گذاشته شود. دانش نهان به‌شدت شخصی است و شکل‌دهی آن بسیار مشکل است، بنابراین، انتقال آن به دیگران سخت است(نوناکا، 1991).
سازمان‌های جدید می‌دانند که قسمت عمده‌ی سرمایه‌های علمی آنان به شکل دانش ضمنی است و این شکل دانش نیازمند مکانیسم‌های منسجم و حمایت بیشتری از سوی سازمان است(صیف و همکاران، 1385). ناگفته نماند در مدیریت دانش، تبدیل دانش ضمنی به دانش مدون(عینی) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این زمینه مدیران میانی نقش کلیدی و مهم ایفا می‌کنند. آنان دانش ضمنی کارکنان رده‌ی عملیاتی و مدیران ارشد را ترکیب کرده و به صورت دانش صریح درآورده و در محصولات و فناوری‌های جدید به‌کار می‌گیرند(مینتزبرگ و همکاران، 1998).
2-2-3-2- دانش شخصی و دانش سازمانیدانشی که سازمان برای حل مسائل پیش‌رو خلق می‌کند، دانش سازمانی است؛ و دانشی که توسط افراد بهطور فردی خلق می‌شود، دانش فردی نام دارد. مسلماً دانشی که به‌وسیله‌ی افراد به‌عنوان یک کل در قالب یک سازمان خلق می‌شود، چیزی بیشتر از مجموع دانش تک تک افراد است(خیراندیش و افشار نژاد، 1383). یادگیری موجود در سازمان بهمقدار زیادی از پیچیدگی وظایف و محیط سازمانی آن تأثیر می‌پذیرد. همان‌طور که اشاره شد دانش شخصی و دانش سازمانی از همدیگر متمایز هستند. با وجود این، هنوز به هم وابسته‌اند. اندازهی تعاملات هر فرد با دیگران به فرهنگ سازمانی وابسته است. این دیدگاه از این جهت پذیرفته می‌شود که در محیط کنونی، افراد در درون سازمان‌ها بهمنظور حل مشکلات مشتریان نیاز به اخذ تصمیمات سریع دارند. یعنی کارکنان به جای استفاده از قوانین و مقررات بهعنوان شکل‌دهنده‌ی سلسله‌مراتبی حل مسائل، مجبور به ارائه‌ی راه‌حل‌هایی در جهت حل کارای مسائل و مشکلات تجاری هستند(انتظاری، 1385).
2-2-3-3- دانش رسمی و دانش غیررسمیدانشمندان مختلف طبقه‌بندی دانش سازمانی به دانش رسمی و غیررسمی را پذیرفته‌اند. دیدگاه‌های این صاحب‌نظران درباره‌ی تفاوت دانش رسمی و غیررسمی سازمان را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد(جعفری مقدم، 1381):
ماهیت و محتوای اطلاعات و دانش سازمانی: دانش رسمی مبتنی بر جملات بایدی و الزامات قانونی است، در حالی که دانش غیررسمی، مبتنی بر مفروضات، استنباط‌ها، استدلال‌ها، ایده‌ها، دیدگاه‌ها و عقلانیت نهفته در پس تصمیمات می‌باشد.
روش تهیه و تنظیم دانش سازمانی: دانش رسمی، بر اساس قوانین و مقررات، با توجه به شرح وظایف تهیه‌کننده یا دستور مافوق تهیه می‌شود، اما دانش غیررسمی، بر اساس استراتژی‌های مدیریت دانش در سازمان، از طریق مصاحبه‌های عمیق با تصمیم‌گیرندگان، انجام مورد پژوهش و سایر روش‌های ثبت و تحقیق مناسب تهیه می‌گردد.
هدف: هدف از خلق دانش رسمی، ثبت و نگهداری اطلاعات ضروری برای نیازهای آتی است، اما هدف از ایجاد دانش غیررسمی، ثبت و نگهداری دانش سازمانی بهمنظور تحلیل، ارزیابی، توسعه و ترویج آن در سازمان و تقویت یادگیری سازمانی است.
شکل و ساختار: دانش رسمی در قالب گزارش، دستورجلسه، آیین‌نامه و برنامه‌ها ارائه می‌شود، اما دانش غیررسمی به شکل سیستم‌های دانش‌محور، سیستم اطلاعات مسئله‌محور، تجزیه ‌و‌ تحلیل صورت‌جلسات و نامه‌های اداری و سایر الگوهای مسئله‌محور یا موردمحور ارائه می‌گردد.
ضرورت و اهمیت: در اغلب موارد تداوم فعالیت‌های جاری سازمان در گرو تهیه و تنظیم دانش رسمی است. ضرورت دانش غیررسمی در حفظ، توسعه و انتشار دانش سازمانی و استفاده از آن به‌عنوان مزیت رقابتی است.
دامنه استفاده‌کنندگان از دانش سازمانی: دامنه استفاده‌کنندگان از دانش رسمی، نسبتاً محدود است اما همه‌ی افراد سازمان و در مواردی پژوهش‌گران مدیریت از دانش غیررسمی استفاده می‌کنند.
2-2-3-4- تقسیم‌بندی دانش بر مبنای سلسله‌مراتب کارکردی آنعلاوه بر تقسیم‌بندی فوق، دانش می‌تواند بر اساس کارکردهایی که دارد تقسیم‌بندی شود. دانش می‌تواند کارکرد توصیفی داشته باشد و به بیان چه‌چیزی یک پدیده بپردازد، یا می‌تواند کارکرد فرآیندی داشته باشد و چگونگی انجام واقعه‌ای را توصیف کند. هم‌چنین دانش می‌تواند کارکرد علت– معلولی داشته باشد و چرایی وقوع یک پدیده را تبیین سازد. این تقسیمبندی توسط کوئین و همکارانش در مورد دانش حرفه‌ای یک سازمان به‌کار گرفته شده است که دانش حرفه‌ای در یک سازمـان را بهترتیب صعودی اهمیت و در چهار سطح کارکردی تعریف کرده‌اند(کوئین و همکاران، 1996).
دانش درک یا دانستن چه‌چیزی(دانش روشی): این سطح از دانش حرفه‌ای که از طریق آموزش رسمــی به‌دست می‌آید، برای سازمان ضروری است، لیکن برای موفقیت تجاری کافی نیست.
مهارت پیشرفته یا دانستن چگونـــــــگی‌ها: این سطح از دانش حرفهای را می‌توان تبدیل آموخته‌های کتابی به اجرای اثربخش و توانایی به‌کارگیری اصول علمی یک رشته در دنیای پیچیده واقعی دانست. این سطح از دانش حرفهای برای سازمان ارزش افزوده‌ی زیادی بهدنبال می‌آورد.
فهم سیستم‌ها یا دانستن چراها (دانش علی): این سطح از دانش حرفهای را می‌توان دانش عمیق از چگونگی و روابط علت- معلولی یک رشته علمی دانست. این دانش به افراد حرفه‌ای اجازه می‌دهد تا از سطح اجرای وظایف فراتر روند و به حل مسایل وسیع‌تر و پیچیده‌تر بپردازند و ارزشی فوق‌العاده برای سازمان‌ها ایجاد کنند.
خلاقیت خودانگیخته یا توجه به چراها: این سطح دانش حرفهای شامل انگیزه، اشتیـاق و تطبیـق برای دست‌یابی به موفقیـت می‌باشد. گروه‌هایی که این خصوصیت را دارند در مقایسه با گروه‌های دارای سرمایه‌ی فیزیکی نتایج بهتری را کسب می‌کنند. بدون این خصوصیت، دانش حرفه‌ای سازمان ممکن است دچار رخوت شود و از تغییر و بهبود در جهت تطابق با الزامات محیط پیرامونی بازماند.
کوئین و همکارانش اظهار می‌دارند که سه سطح اول دانش حرفه‌ای می‌تواند در سیستم‌های سازمان، پایگاه‌های داده یا فناوری‌های عملیاتی موجود باشد؛ اما سطح چهارم مرتبط با فرهنگ سازمانی است. آن‌ها هم‌چنین خاطرنشان می‌کنند که اکثر سازمان‌ها، تمرکز آموزشی خود را روی سطح اول می‌گذارند و کمتر به سطوح بالاتر می‌پردازند.
2-2-3-5- تقسیم‌بندی معرفت‌شناختی دانش
برخی از محققـان علوم انسانی به ارائه‌ی دسته‌بندی‌های دیگری از دانش پرداخته‌اند که مبتنی بر معرفت‌شناسی هستند. هرون از افراد پرکار در این زمینه است که تألیفات متعددی را درباره‌ی توسعه‌ی حرفه‌ای و مدیریتی داشته است. از نظر وی، دانش را می‌توان به چهار نوع تقسیم کرد(هرون و ریزن، 2001).
دانش تجربی که از تماس و برخورد مستقیم بـــا پدیده‌ها حاصل می‌شود؛
دانش توصیف کننده که برآمده از دانش تجربی است و پدیده‌ها را از طریق تصاویر، شعر، داستان، موسیقی و … توصیف می‌کند؛
دانش پیشنهاد ‌دهنده که توانایی آن را دارد تا پدیده‌ها را با گـــــزاره‌هایی اخباری بیان کند؛
دانش کارکردی که فهم چگونگی انجام دادن عمل است و در قالب مهارت‌هـا و صلاحیت‌ها خود را نشان می‌دهد.
2-2-4- خصوصیات و ویژگی‌های دانشدر هر سازمان، دانش از تمام منابع موجود از قبیل کارکنان، سیستم‌ها، بانک‌های اطلاعاتی، مستندات روی میزها و پرونده‌های بایگانی جمع‌آوری می‌شود. تمام دانش جمع‌آوری شده در ساختارهای مناسبی دسته‌بندی می‌شوند. این دانش بهسرعت و از راه‌های مختلف بین آن‌هایی که در سازمان به آن نیاز دارند قابل توزیع است. دانش مناسب و صحیح نزد افراد یا سیستم مناسب و در زمان مناسب قرار می‌گیرد(نوروزیان، 1384). در ادامه، به برخی از وی‍ژگی‌های متمایز دانش در مقایسه با سایر دارایی‌های سازمان اشاره شده است(توبن و همکاران، 2005):
گستردگی، نفوذ و نیاز به به‌روز شدن: همان‌طور که دانش رشد می‌کند به شاخه‌های متعددی نیز تقسیم می‌گردد. دانش امری پویاست و برای آن‌که به‌عنوان مزیت رقابتی سازمان باقی بماند باید به‌روز شود.
ارزش نامشخص: تخمین و برآورد اثر دانش بر سازمان سخت و ناملموس است.
ارزش نامعلوم تسهیم دانش: یافتن ارزش تسهیم دانش و حتی این‌که چه کسی بیشتر از این تسهیم سود می‌برد سخت و مشکل است.
وابسته به زمان بودن: مطلوبیت و روایی دانش ممکن است در طول زمان تغییر کند. از ویژگی‌های مهم دانش، فناپذیری و متغیر بودن آن است.
به دلیل اهمیتی که دانش در سازمان برای کسب مزیت رقابتی دارد، منبعی استراتژیک محسوب می‌شود(احمدی و صالحی، 1390). ویژگی‌هایی که باعث می‌شود تا دانش، عنصری استراتژیک برای سازمان به حساب آید عبارتند از(امیرخانی، 1384):
غیرقابل تقلید: هر فردی در سازمان، بر مبنای تفسیر شخصی خود از اطلاعات، در دانش سهم دارد. علاوه بر این، دانش سازمانی، روی تاریخچه‌ی منحصربه‌فرد تجربیات و تخصص جمعی سازمان بنا می‌شود. در نتیجه، هیچ دو سازمان یا گروهی یافت نمی‌شوند که طرز فکر یا کارکردشان یکسان باشد.
کمیاب: از آنجایی که دانش سازمانی، به دانش و تجربیات کارکنان فعلی و گذشته‌ی شرکت وابسته است و بر مبنای دانش پیشین سازمان بنا نهاده می‌شود، کمیاب محسوب می‌شود.
ارزشمند: دانش جدید سازمانی منجر به بهبود محصولات، فرایندها، تکنولوژی‌ها یا خدمات می‌شود و سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا رقابتی باقی بمانند و به حیاتشان ادامه دهند. پیشتاز بودن در دست‌یابی به دانش جدید، به سازمان کمک می‌کند به مزیت رقابتی ارزشمندی دست پیدا کند.
غیرقابل جایگزینی: سینرژی(هم‌افزایی) گروه‌های معین، قابل کپی‌برداری نیست. بنابراین، گروه، نمایان‌گر نوعی صلاحیت متمایز است که قابل جایگزینی نمی‌باشد.
2-2-5- اهمیت دانشبا گذر از انقلاب صنعتی و ورود به هزاره‌ی جدید، دیگر موتور محرک رشد سازمان‌ها، به سرمایه و نیروی انسانی محدود نمی‌شود. مهم‌ترین متغیر رشد همه‌جانبه سازمان‌ها و بنگاه‌های اقتصادی در عصر حاضر، دانش است. جهانی‌شدنروزافزون کسب‌وکارها، مهندسی مجدد، کوچک‌سازیسازمان‌ها، برون‌سپاریفعالیت‌ها و خدمات و توسعهی عظیم فناوری همگی نشان از این دارد که به‌کارگیری اثربخش‌تر و کارآتر دارایی‌های دانش، بهعنوان منبعی ارزشمند و راهبردی، اهمیتی بیش از هر زمان دیگر یافته است. با ظهور اقتصاد دانش‌محور، اقتصاد جهانی یکپارچه شده و توسط فناوری اطلاعات، مبدل به یک اقتصاد جهانی واحد می‌شود. نتیجه، یک انقلاب اقتصادی عظیم خواهد بود. در این شرایط جدید، شرکت‌ها باید بهطور مستمر درگیر فرآیند تغییر و سازگاری با واقعیت‌های اقتصادی جدید باشند. بدیهی است که کلید موفقیت در این اقتصاد جدید، دانش است. به‌طوری که در این اقتصاد، دانش به‌عنوان مهم‌ترین عامل تولید محسوب می‌شود و از آن به‌عنوان مهم‌ترین مزیت رقابتی و راهبردی سازمان‌ها نام برده می‌شود(سیزمن و همکاران، 2002).
دانش، مخلوط سیالیاز تجارب، ارزش‌ها، اطلاعات موجود، و نگرش‌های کارشناسی و نظام‌یافته است که چارچوبی برای ارزش‌یابی و به‌کارگیری تجارب و اطلاعات جدید به ‌دست می‌دهد. دانش، در ذهن دانشور بهوجود می‌آید و به‌کار می‌رود. دانش در سازمان‌ها نه‌تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه‌های کاری، فرایندهای سازمانی، اعمال و هنجارها تجلی می‌یابد. عملکرد و فعالیت سازمان‌ها به میزان زیادی به تولید اطلاعات منتهی می‌شود. سازمان‌ها بر اثر تعامل با محیط پیرامون خود، اطلاعات را جذب و آن‌ها را به دانش تبدیل می‌کنند؛ سپس این دانش را با تجارب، ارزش‌ها و مقررات داخلی خود در هم می‌آمیزند تا به این ترتیب، مبنایی برای اقدامات خود به‌ دست آورند. سازمان بدون دانش نمی‌تواند خود را سامان دهد و بهعنوان نظامی زنده و پویا به حیات خود ادامه دهد(داورپناه، 1382). از مزیت‌های دیگر دانش می‌توان، ایجاد قابلیت قضاوت، ایجاد مزیت رقابتی پایدار، ایجاد هم‌گرایی در تولید، خدمات، افکار و تأثیرگذاری در اقتصاد سازمان برشمرد(لونگ، 2005).
در جهان پویا و رقابتی امروز، شرکت‌ها و سازمان‌ها برای موفقیت به بهره‌ی هوشی بسیار بالایی نیاز دارند. منظور تنها در اختیار داشتن تعداد زیادی از کارکنان فرهیخته و هوشمند نیست، اگر چه این افراد نخستین سنگ بنای هوشمند سازمانی هستند بلکه بهره‌ی هوشی معیاری است که نشان می‌دهد سازمان‌ها با چه سهولت و گستردگی، توان توزیع و به‌کارگیری اطلاعات را دارند و کارکنان در سازمان چگونه از یکدیگر یاد می‌گیرند. بهره‌ی هوشی دربرگیرندهی هم‌زمان دانسته‌های گذشته و حال است. آن‌چه بهره‌ی هوشی سازمان را بالا می‌برد، یادگیری فردی کارکنان و نیز فراگیرشدن آن در سایه‌ی تعامل کارکنان با یکدیگر است(گیتس، 1380).
سازمان‌های فعلی، بهمنظور بقا حتی برای یک دهه، باید پیوسته تغییر کنند، اما تغییر بهتنهایی کافی نیست. تغییر باید مبتنی بر جمع‌آوری داده‌های مناسبی از محیط خارجی و داخلی و تبدیل آن‌ها به دانش باشد. امروزه دانش، منبع ضروری و پایدار برای مزیت رقابتی است. در عصر تحول و عدم ‌اطمینان‌های محیطی، سازمان‌هایی موفق هستند که بهطور مستمر دانش تولید کنند و آن را در سراسر سازمان اشاعه داده و در فناوری‌ها، محصولات و خدمات بهکار گیرند(نوناکا، 1991). در سال‌های اخیر، به علت تغییرات سریع و بی‌وقفه ای که در تکنولوژی اطلاعات اتفاق می‌افتد، سازمان‌های سنتی باید به جای این که در وضعیت فعلی خود باقی بمانند آمادهی رویارویی با محیط کسب‌وکار در حال تغییر خود باشند و تنها سازمان‌هایی که در ابتدا این تغییرات را پیش‌بینی کنند و از دانش بهره‌گیری کنند می‌توانند امیدوار باشند که از مزایای کسب‌وکار در اقتصاد دانش‌محور امروز لذت برند(هانگ و همکاران، 2005).
ناگفته نماند بخش‌هایی مانند خدمات مالی، مشاوره و صنعت نرم افزار به دانش بهعنوان هدف اصلی خود برای ایجاد ارزش اقتصادی وابسته‌اند. بدین‌ترتیب، دانش بهعنوان منبع اساسی اقتصادی جایگزین سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار می‌گردد(دراکر، 1995). بنگاه‌های موفق آن‌هایی هستند که بتوانند سرمایه‌های دانشی خود را به صورت پایدار در قالب فعالیت‌های عملیاتی مدیریت کنند تا اهداف خود را به انجام برسانند و به بهره‌وری بالاتری دست یابند(دراگو همکاران، 2003). در واقع امروزه، اقتصاد مبتنی بر دانش، توجه شرکت‌ها را آن‌قدر از مباحثی مانند نقدینگی و سودآوری سلب و متوجه دانش نموده که شاید بتوان گفت، سودآوری به میزان دانش سرمایه‌های انسانی آن‌ها بستگی دارد(سورنسون، 2000).
2-3-مدیریت دانشکسب‌و‌کار در هزاره‌ی سوم دارای شرایط ویژه‌ای است. رقابت بین بنگاه‌های اقتصادی هر روز فشرده‌تر شده و نرخ نوآوری رو به افزایش است. رقابت بین بنگاه‌های اقتصادی باعث شده است تا آن‌ها بهمنظور کاهش هزینه‌ها، تعداد نیروی انسانی خود- که منابع ارزشمند دانش محسوب می‌شوند- را کاهش دهند. کاهش تعداد نیروی انسانی، سازمان‌ها را بر آن داشته است تا نسبت به صریح کردن دانش ضمنی موجود نزد کارکنان اقدام کنند. در دنیای امروزی کسب‌و‌کار، بخش اعظمی از کارها و فعالیت‌های ما مبتنی بر اطلاعات هستند و زمان کمتری برای کسب تجربه و به‌دست آوردن دانش در دسترس است. در این شرایط سازمان‌ها بر اساس میزان دانش خود با یکدیگر به رقابت می‌پردازند. محصولات و خدمات سازمان‌ها هر روز پیچیده‌تر شده و سهم اطلاعات در آن‌ها بیشتر می‌شود. در این میان مدیریت دانش با در اختیار داشتن ابزارهای لازم، فرصت خوبی برای ایجاد بهبود در عملکرد منابع انسانی و هم‌چنین مزایای رقابتی ایجاد می‌کند(نوروزیان، 1385).
2-3-1- تعاریف مدیریت دانشمفهوم اصلی مدیریت دانش، چگونگی مواجهه با اطلاعات و دانش در سازمان است و به این منظور میباید اطلاعات داخلی و خارجی سازمان تعریف، بازیابی، ارزیابی و تحلیل شود(پریرخ، 2005). از مدیریت دانش، تعاریف مختلفی به عمل آمده است. اما دقت در تعاریف روشن می‌سازد که بیشتر تفاوت‌ها در تعاریف، ناشی از ظاهر و بیان تعریف است و در اصل همه صاحب‌نظران بر یک مفهوم واحد از مدیریت دانش تأکید دارند. در جدول(2-2) تعدادی از تعاریف مدیریت دانش از دیدگاه صاحب‌نظران مختلف بیان شده است.
جدول2-2: تعاریف مدیریت دانش منبع: یافتههای محقق
ردیف تعاریف نویسندگان
1 مدیریت دانش، فرآیند کشف، کسب، توسعه ، ایجاد، نگهداری، ارزیابی، و به‌کارگیری دانایی مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دست‌یابی به اهداف سازمانی انجام می‌شود. کینگ، 2009
2 مدیریت دانش، عبارت است از تغییر داده به اطلاعات و سپس اطلاعات به دانش. وانکارو و همکاران، 2010
3 مدیریت دانش، تلاش استراتژیک سازمان است که سعی میکند از راه کنترل و استفاده از سرمایههای فکری کارکنان و پشتیبانیهای سازمان در رقابت به برتری برسد. سرلک و همکاران، 1389

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *