–64

2620645205740الف
00الف
-17716531496000

دانشگاه آزاد اسلامی
واحدبردسیر
پایان نامه براي دريافت درجه کارشناسی ارشد
زبان وادبيّات فارسي(M.A)
عنوان :
بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو
استاد راهنما :
جناب آقای دکتر سيّد رضا معين زاده
استاد مشاور :
جناب آقای دکتر رحيم نژاد سليم
نگارش:
مهرداد خادمی
تابستان 92
صفحه تاييديه هيات داوران

دانشگاه آزاد اسلامی
واحدبردسیر
دانشكده ادبيّات و علوم انساني
پایان نامه براي دريافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)
عنوان :
بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو
نگارش:
مهرداد خادمی
تابستان 1392
دكتر سيّدرضا معين زاده استاد راهنما
دکتر رحيم نژاد سليم استاد مشاور
دكتر هوشمند اسفند يارپور استاد داور
2554605-388620
معاونت پژوهشی وفناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به این که عالم محضر خداست وهمواره ناظر به اعمال انسان وبه منظور پاس داشت مقام بلند دانش وپژوهش ونظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ وتمدن بشری، ما دانشجویان واعضاء هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مدنظر قرار داده واز آن تخطی نکنیم:
اصل برائت : التزام به برائت جویی از هر گونه رفتار غیر حرفه ای واعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم وپژوهش را به شائبه های غیر علمی می آلایند.
اصل رعایت انصاف وامنت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داری غیر علمی وحفاظت از اموال تجهیزات ومنابع در اختیار.
اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آن به همکاران علمی ودانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
اصل احترام : تعهد به رعایت حریم ها وحرمت ها در انجام تحقیقات ورعایت جانب نقد وخودداری از هرگونه حرمت شکنی.
اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران وپژوهیدگان( انسان ، حیوان ونبات) وسایر صاحبان حق.
اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار واطلاعات محرمانه افراد سازمان ها وکشور وکلیه افراد ونهادهای مرتبط با تحقیق.
اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت ووفاداری به آن ودوری از هر گونه پنهان سازی حقیقت.
اصل مالکیت مادی ومعنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی ومعنوی دانشگاه وکلیه همکاران پژوهش.
اصل منافع ملی:تعهد به رعایت مصالح ملی ودر نظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
-3629025-114300تاریخ:
شماره:
پیوست:
00تاریخ:
شماره:
پیوست:
center-31750دانشگاه آزاد اسلامی
واحد بردسیر
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه تحصیلی
اینـــجانب مهرداد خادمی دانش آمــوخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/ دکتـــری تخصصی بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصر خسرو با کسب نمره 18 و درجه عالی دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و ….) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
این پایان نامه / رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه یا رساله داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی: مهرداد خادمی
تاریخ و امضاء:
اثر انگشت:
تقديم به:
      روح پاك پدرم كه آن چه را مي‌دانست و مي‌توانست صميمانه
      آموخت، مادرم که خدواندبرطول عمرباعزت او بیفزاید و
     خانواده‌ام كه ياري‌ام كردند و همسرم و فرزندان سه قلویم
( محمد مهدی، زهرا ورؤیا) كه همواره همراهم بودند.
       و دوستانم كه يك دل و يك صدا…
سپاسگزاری :
بعد از حمد و ستایش خداوند منّان ، سپاسگزاری می کنم از زحمات کلیه اساتید گرانمایه که در طی دوران تحصیلاتم گوهرهای ناب دانش را بر من ارزانی داشته اند.
سپاس و تشکر بی پایان از استادان عزیزم جناب آقای دکتر سید رضا معین زاده میرحسینی و آقای دکتر رحیم نژادسلیم که قبول زحمت نموده ودر انجام این پروژه با متانت و صبر وافر در هر لحظه با راهنمایی های به موقع خود ، روشنگر ذهن ناتوانم بودند.
چکیده:
سفرنامه ناصر خسرو کتابی است منسوب به ناصرخسرو قبادیانی بلخی، این کتاب گزارش از یک سفر هفت ساله 2220 فرسنگی است . این سفر در ششم جمادی الاخر سال 437 قمری از مرو آغاز شد ودر جمادی الاخر سال 444 قمری با بازگشت به بلخ پایان پذیرفت .
حکیم ناصر خسرو شاعر، فیلسوف وجهانگرد ایرانی، متخلّص وملّقب به « حجّت» بود. از آن رو که شعرهایش حاوی پند ، اندرز ومطالب حکمت آمیز بود، موصوف به حکیم، حکیم ناصر یا سید الحکماء گشت. که ناصر خسرو در زمرۀ شعرایی است که قرآن را از برداشته، لذا در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کرده است همچنین وی بر اغلب علوم عقلی ونقلی زمان خود از قبیل فلسفه یونانی وحساب وطب وموسیقی ونجوم وفلسفه وکلام تبحّر داشت ودر اشعار خویش به کرّات از احاطه داشتن خود بر این علوم تاکید کرده است .
این شاعر بزرگ صاحب آثار فراوانی به نظم ونثر می باشد که ما سعی کرده ایم در ابتدا بررسی وتحلیل سفرهای اجتماعی ناصر خسرو را خیلی موشکافانه جستجو کنیم. این رساله را نیز بر اساس اندیشه های پیشین مردم شناسی شکل دهیم سپس در بخش پایانی….بررسی وتحلیل سفرنامه از نظر شناخت جامعه ومردم آن عصر وعادات ورسوم آنان واوضاع اجتماعی قسمتی از دنیای اسلامی نیمه اول قرن پنجم هجری ونیز جهان بینی وقدرت دید وهنر توصیف ناصر خسرو ارزنده است.
در مسائل اجتماعی سفرش نیز مطالب سودمند وارزنده وبه عبارت بهتر واقعیتها را تصویر کرده است.
سفرنامه ناصر خسرو- حج- زیارت
4318033655000فهرست مطالب
چکیده1
الف)مقدمه5
فصل اوّل: کلیّات تحقیق
ب) بیان مساله 9
ج) اهمیت وضرورت تحقیق9
د) اهداف تحقیق10
ح)سوالات تحقیق 10
و) فرضیات تحقیق 11
فصل دوّم: پیشینه تحقیق
پیشینه تحقیق14
فصل سوم:روش تحقیق
دوران سه گانه عمر ناصرخسرو 20
فرق ناصر خسرو با شاعران دیگر28
درباره سفرنامه29
سفرنامه دو گونه ارزش دارد یکی ادبی دیگری اجتماعی33
اهمیت«سفرنامه»از نظر محتوای تحقیق35
اهمیت«سفرنامه»از نظر روش تحقیق36
مراحل مسافرتهای ناصر خسرو38
فصل چهارم:یافته های تحقیق
اسم ورسم ومولد وحسب ونسب شاعر40
عهد جوانی وتحصیلات علمی ومسافرت های او46
مبدا انقلاب وآغاز تحول در زندگی او 48
عودت به وطن وافراشتن عَلَم دعوت49
تبعید از وطن وآوارگی51
تحلیل احوال روحی ناصر خسرو62
جوانی ناصر خسرو64
عقاید واخلاق ناصر65
خانواده ناصر خسرو66
وفات وقبر او67
شیوه ی خاص حکیم ناصر خسرو در نقد طبقات مختلف اجتماعی68
انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی عصر خود70
بررسی سفرنامه از جهت مسائل اجتماعی82
وضع دینی86
وضع اجتماعی در دوران ناصر خسرو90
بررسی جامع شناختی سفرنامه ناصر خسرو96
مروری بر مباحث جامعه شناسی سفرنامه98
ساختار فرهنگی98
ساختار سیاسی99
ساختار نظامی 100
ساختار اقتصادی101
جامعه شناسی شهری و شهرنشینی در خاور میانه:101
پابه پای ناصر خسرو در سفرها 103
سفر مصر 121
سفر حج 122
حکومتها وسلسله های پادشاهان ایران 129
حکومت فرزندان بويه ديلمى 131
دوران سیاست نژادی 133
خاندانهای قدیم ورسمها وآیینهای ایرانی 134
بردگى و بردگان 135
مکه شهر حج وزیارت 139
حج های ناصر خسرو 142
آخرین حج 147
درآمد ناصر خسرو 151
فصل پنجم : نتیجه گیری
نتیجه گیری 154
منابع ومآخذ 160
الف) مقدمه:
ناصر خسرو ملقب به حجت در سال 394 ه .ق در قبادیان بلخ متولد شد ودر سال 481 ه.ق در سمنگان بدخشان درگذشت. لقب او را حجّت وحجّت زمین خراسان که عنوان درجه مذهبی او در اسماعیلیه بوده از جانب خلیفه فاطمی به او تفویض شده بود ناصر خسرو را در تذکره ها با شهرت علوی هم ذکر کرده اند شاید از این جهت باشد که نسب او را با 5 واسطه به امام علی بن موسی الرضا(ع) می رساند وشاید به واسطه عناوین به آل علی واظهار آن علاقه در آثار او باشد.
ناصر خسرو ازخاندان محتشمی ورزیده ودر جوانی به دربار سلاطین راه یافته وبه مراتب عالی رسیده وبارگاه ملوک عجم وسلاطین را مثل سلطان محمود ومسعود را دیده ودر اوایل جوانی در دستگاه های دولتی راه پیدا کرده وبه مراتب عالی رسیده وبه کار دیوانی مشغول بوده وعنوان دبیر وادیب فاضل گرفته وشاه او را خواجه خطیر خطاب می کرده است ناصر خسرو در نیمه اول زندگی در عین کسب اموال زیاد در خدمت امراء ودر لعب و کهود کسب مال وجاه گذراند سپس دچار تغییر حال شد و در اندیشه درک حقایق افتاد وبا علمای زمان خود که اغلب بود به بحث می پرداخت.
خلاصه آنکه ناصر بعداز طی مقامات ظاهری در اندیشه جستجوی حقیقت افتاد وبسیاری از شهرها را گشت وبا علمای مختلف مجالست کرد وناصر خسرو متوجه ریاهای علمای مذهب افتاد که مالشان را از رشوه آورده بودند وزهد دروغین بود تا اینکه در سال 437ه.ق در جوزجانان خوابی دید که به این سرگردانی احوال خاتمه داد پس به فرمان آن کسی که اشاره به قبله کرده در خواب وحقیقت را در آن سو نشان داده بود با سفر حج بست وبا برادر کمترخود ابوسعید ویک غلام هنری روانه حجاز شد این مسافرت 7 سال طول کشید وبا عودت به بلخ در سال 444 ودیدار برادر دیگر خود ابوالفتح عبدالجلیل خاتمه یافت در این سفر 4 بار حج کرد و مناطق ایران وبلادارمنستان وآسیای صغیر حلب وطرابلس شام وسوریه وفلسطین وجزیره العرب ومصر وقیروان ونوحه وسودان را سیاحت کرده ودر مصر 3 سال به سربرد وبه مذهب اسماعیلی گردید. وبه خدمت خلیفه فاطمی المعتصم بالله ابوطنین محمدبن علی رسید وبعد از طی مراتب و مراحل ، مرتبه حجت یافت واز طرف امام فاطمیان به مقام حجت جزیره خراسان که یکی از جزایر 12 گانه دعوت اسماعیلی بود انتخاب ومامورنشر مذهب اسماعیلی ونشر آثار آن سامان گردید ناصر خسرو بعد از این سفر که 50 سال داشت به وطن خود بلخ بازگشت وبه نشر باطنیان پرداخت وبه اطراف فرستاد وبه مباحثات علمای اهل سنت پرداخت،کم کم مخالفان او در میان متعصبان زیاد شدند وکار را دشوار کردند حتی فتوی قتل او داده شد و او که ضمناً گرفتار مخالفت بسیار شدید سلاجقه با شیعه بود ناگزیر به تهمت بر دین وقرمطی وملحد ورافقعی بودن ترک وطن گفت تا از شر ناصبیان رهایی یابد اختلاف او با نواصب در همه جای دیوان او آشکار است وشکایت او از علمای سلجوقی وخراسان در سراسر دیوانش مشهور است بعد از مهاجرت از بلخ به نیشابور ومازندران وعاقبت به یمگان رفت ویمگان را محل اقامت دائمی خود برگزید ودر قلعه ای از قلعه های یمگان که شهری حصین بود در میان کوه ها استقرار یافت وتا پایان عمرخوددر آنجا به اداره دعوت فاطمیان به اداره خراسانیان مشغول شد و وفات او در این دره یمگان بدخشان درسال 481 ه.ق اتفاق افتاد.
سبک شاعری وآثار منثور و منظوم
ناصر خسرو در ابتدای جوانی در کسب علوم وفنون رنج برده وقرآن را از حفظ داشت ودر تمام علوم متداول زمان خود آگاهی داشته وعلی الخصوص علوم یونان تسلط داشت وعلم کلام وحکمت متالهین را خوب می دانست ودرباره ملل ونهل تحقیقات عمیق داشت وعلاقه شدید به کتاب ودانش داشت وهمیشه کتابهایش همراه بود در سخت ترین احوال در سفر بازگشت از عربستان به ایران کتابها را برشترحمل کرده وخود پیاده می رفت.
آثار منظوم او عبارتنداز دیوان او که برخی آنرا 30 هزار بیت دانسته اند که قصاید واشعار را در بر می گیرد.
دوم: منظومه روشنائی نامه. سوم سعادت نامه که هر دو در پند وحکمت هست دیوان او مشتعل بر کلمات وترکیباتی است که در اواخر قرن 4 متداول وخاصیت شعر او اشتمال بر مواعظ وحکمت فراوان است وناصر خسرو در این امر از کسایی مروزی پیروی کرده است او به قول خود دُر قیمتی لفظ دری در پای خوکان نمی ریخت وحاجتی به ستایش خوکان (استعاره از پادشاهان) نثار واحساس نمی کرد.
آثار منثور او عبارتند از :
1-خوان اخوان 2- گشایش ورهایش 3- جامع الحکمتین 4- سفرنامه 5- زاد المسافرین 6- وجه دین 7- بُستان العقول 8- دلیل المتحیرین از دو کتاب اخیر نشانی در دست نیست اما کتب دیگر او موجود است .
زادالمسافرین از مهمترین کتب کلامی اسماعیلیه شمرده می شود و وجه دین هم ا زمسائل کلامی به طریق اسماعیلیان نوشته شده است .
فصل اوّل
کلیّات تحقیق
ب) بیان مساله
مساله اصلی در این بررسی، تحلیل سفرهای ناصر خسرو در طول این هفت سال می باشد که اثر بسزایی در زمینه تکمیل نفس وپرورش روح در ناصر خسرو داشته وآشنا نمودن ما به آثار ناصر خسرو که سفرنامه او نتیجه همین سفر اوست که خود او می گوید: سفر مربی مرد است وهمینطور جامع الحکمتین او امیر بدخشان 82 بیت قصیده ابوالهیثم به نزد ناصر خسرو می فرستاده او حل می کرده وناصر خسرو به اجابت درخواست امیر کتاب جامع الحکمتین را می پردازد وحاصل این سفر هفت ساله حدود دو هزار ودویست وبیست (2220) فرسنگی یادداشتهایی نفیس وارزنده بود روزانه از دیده ها وشنیده ها برداشته است خالی از ابهام ودور از گزافه وعبارت پردازی است پس از بازگشت به خانه آنها را منظم ساخته وکتابی پرداخته که شامل اطلاعاتی ذی قیمت از شناخت قسمتی از دنیای آباد اسلامی نیمه اول قرن پنجم هجری با حالات ومعتقدات واعمال در رسوم وسنن مردم آن است.
ج) اهمیت وضرورت تحقیق
با بررسی هایی که در این مورد انجام شد ودر پی آن جستجوها به این نتیجه رسیدیم که هیچ منبع مکتوبی در این زمینه گردآوری وتدوین نشده است، بنابراین با توجه به علاقه ی شخصی اینجانب به گردآوری وتدوین این رساله (پایان نامه) پرداختم وکاری را به عنوان «بررسی وتحلیل اجتماعی سفرنامه ناصرخسرو» شروع کردم.
بخش های از این مجموعه شامل : زندگینامه ناصر خسرو(شرح حال ناصرخسرو) ، سفرهای ناصرخسرو،وضع اجتماعی زمان ناصر خسرو، تحلیل احوال روحانی ناصر خسرو که فقط برای تدوین این کار گردآوری وتهیه شده اند وسایر بخش ها که در ابعاد گسترده تر ومنظم بصورت علمی جمع آوری وبررسی شده است.
رساله ی حاضر دارای اهمیت علمی- فرهنگی می باشد وبسیاری از علاقه مندان وپژوهشگران می توانند از آن استفاده ببرند وامیدوارم که بتوانم در این زمینه گاهی هر چند کوچک با دیگر محققان برداشته باشم.
د) اهداف تحقیق
اهداف اصلی کاوش، توصیف، تدوین و ارزیابی است .
هدف از بررسی سفرهای ناصر خسرو که هفت سال زندگی او را دربرگرفته است یعنی از سال 437 تا 444 اثر به سزایی در زمینه تکمیل نفس وپرورش روح در ناصر خسرو باقی گذاشت در این سفر او عجایب وغرایب عالم را مشاهده کرد وبا صاحبان ادیان مختلف ملاقات نمود در این سفر او دنبال گمشده ای می گشته که در طول 40 سال اول زندگی نداشته است وگمشده او حقیقت بوده است واو در سفرنامه اش از دیده ها، گاه از شنیده های خود از مسافتها ، موقعیت جغرافیایی وجمعیت فرمانروایان وحکام محلی، کاروانسراها، دادوستدها، روابط مردم با هم، معتقدات مذهبی وسیاسی وعادات ورسوم وتشریفات مردم وحوادث تاریخی وخطر راهزنی وهجوم ومعرفی اعمال حج وعلوم زمان و…. در قالب عبارات ریخته وسفرنامه خود را می نویسد وبررسی در این مورد بسیاری از مکانها ، نامها، قبیله ها، مذاهب وتاریخ و… را روشن می سازد .
ح)سوالات تحقیق
چرا اندیشه ناصر خسرو از سفرهایش که درک حقایق وجستجوی حقیقت بوده مورد تحلیل قرار می گیرد؟
اهمیّت سفرنامه ناصر خسرو از جنبه اجتماعی چیست؟
تفاوت سفرهای ناصرخسرو با سفرهای با سفرهای امروزی چیست؟
مبدا انقلاب وآغاز تحول در زندگی ناصر خسرو چه بود؟وچرا پس از سالیان طولانی دوباره به وطن بازگشت ؟
و) فرضیات تحقیق
سفرنامه ناصر خسرو قبادیانی مروزی هفت سال طول کشید
سفرهای ناصر خسرو در طول هفت سال کیفیت تالیف سفرنامه است
در ابتدا باید عرض نمایم که « ابومعین ناصر خسرو» شاعر، فیلسوف وجهانگرد ایرانی متخلص وملقب به «حجت» بود از آن رو که شعرهایش حاوی پند، اندرز ومطالب حکمت آمیز بود موصوف به « حکیم ناصر» یا «سید الحکماء» گشت.
بر اساس اطلاعاتی که اینجانب از منابع مختلف بدست آوردم اینست که ناصر خسرو به همراه حافظ ورودکی جز سه شاعری است که کل قرآن را از برداشته است وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خویش استفاده کرده است. ناصر خسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبه رو گشت وبرای یک زندگی پر حادثه آماده شد از جمله جنگلهای طولانی سلطان محمود وخشکسالی بی سابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد ونیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عده زیادی از مردم را گرفت.
وی که بدنبال سرچشمه حقیقت می گشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان ، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان ومانویان به بحث وگفتگو پرداخت واز رهبران دینی آنها در مورد حقیقت هستی پرس وجو کرد اما از آنجا که به نتیجه ای دست نیافت ، دچار حیرت وسرگردانی شد وبرای فرار از این سرگردانی به شراب ومی گساری وکامیاریهای دوران جوانی روی آورد.
در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را می گوید « چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کنی؟ اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد: حکما چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد. مرد گفت: حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهوشی وبی خردی رهنمون باشد عاقبت جوینده یابنده بود وبه سمت قبله اشاره کرد بنابراین نتیجه می گیریم که ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شده از شراب وهمه لذائذ دنیوی دست شست، شغل دیوانی را رها کرد وراه سفر حج در پیش گرفت وی به مدت هفت سال در سرزمینهای گوناگون به سفر پرداخت وتجارب گرانبهائی افزود که ماحصل آن دیوان خسرو است .
فصل دوم
پیشینه تحقیق
پیشینه تحقیق
چهار نوع روش تحقیق وجود دارد الف) روش تحقیقی، توصیفی، تحلیلی.
این نوع تحقیق را متن های مکتوب، شفاهی وتصویری در باره موضوع تشکیل می شود ومتن هایی نظیر کتاب ها، مقاله ها، فیلم وعکس وتجزیه وتحلیل وتوصیف بر اساس داده های گرد آوری شده است به هم چنین بر اساس شرایط ومراحل پیش روی تحقیق طبقه بندی می شود .
این عناصر ممکن است کلمه ها، جملات یا متن های کامل در آثار مکتوب یا شفاهی باشد.
ب) ابزار گردآوری اطلاعات: فیش برداری، شبکه کامپیوتری و…
ج) روش گردآوری اطلاعات: روش مطالعه کتابخانه ای وبررسی متون ومحتوای مطالب و کتابخانه دانشگاه بوده است .
د) روش تجزیه وتحلیل اطلاعات : در مطالعه سفرنامه وکتابهای موجود وسایت ها ومقاله ها مباحث مختلفی در مورد ناصر خسرو وعقاید ومذهب او وهمچنین سلسله مراتب ومدارج او و این که او از محبان اهل بیت بوده مطرح گردیده است ضمن اینکه سفرنامه او برای عامه مردم نوشته شده ودر مورد مسائل مذهبی معمولاً ساکت بوده است .
1-آقای فریدون بدرعی در کتابش، ناصر خسرو لعل بدخشان در مورد مکه شهر حج وزیارت ، چنین گفته است حج کعبه یا زیارت مکه مدتهای دراز پیش از آنکه حضرت محمد(ص) دین اسلام را در قرن هفتم میلادی به شبه جزیره عربستان عرضه دارد، امری متداول بوده است نخستین پرستشگاه را حضرت ابراهیم برای عبادت بندگان خدا بنا نهاد، خود حج مراسم ومناسک متعدد و مشخصی دارد که به جای آوردن آنها در مکه واطراف آن در روزهای معینی از ماه ذوالحجه چندین روز طول می کشد ( فریدون بدرعی، 1380،000)
آقای دکتر محمد علی زکی، در مقاله بررسی جامعه شناختی سفرنامه ناصر خسرو چنین بیان کرده است : زندگی ناصر خسرو را می توان به سه دوره تقسیم نمود: دوره اول از کودکی تا 42 سالگی است که از آغاز جوانی به تحصیل علوم مختلف همت گماشت ، دوره دوم آغاز وانجام سفر هفت ساله او که از تاریخ 23 شعبان 437 هجری قمری آغاز وتا سه شنبه 26 جمادی الاخر 446 هجری قمری به طول انجامید ،دوره سوم از 50 سالگی تا پایان عمر ناصر خسرو را شامل می شود در این دوره در پی آشنایی وتوجه به مسائل دینی سرانجام به مرتبه جهت فایل یافت که در سلسله مراتب ومدارج سیراهل باطن، در مذهب اسماعیلی مرتبه سوم از درجات هفتگانه تلقی می شود( محمدعلی زکی، بی تا..25-28)
دکتر محمدرضا توکلی صابری، در مقاله ای تحت عنوان پابه پای ناصرخسرو در سفرها(جاده ابریشم) چنین گفته است ناصر خسرو قبادیانی مروزی حکیم، شاعر ، نویسنده، فیلسوف، جهانگرد، مرد خرداندیش، شیردل دانا، راهجوی نستوه وابرمرد پرسنده وجوینده پارسی بود مهمترین اثر ناصر خسرو سفرنامه وی است که در آن سفر خود را از مرو به مکه وسپس به قاهره وسرانجام بازگشت خویش به بلخ را شرح می دهد. وی در مورد فاصله شهرها، وضع شهرها، نوع لباس وخوراک مردم، صنایع وکشاورزی، وضع آبیاری وباغ ها، نوع خرید وفروش و واحد پول شهرها، معتقدات دینی وسیاسی، عادات ورسوم اجتماعی مردم مناطق مختلف، حوادث و وقایع تاریخی ، وضع امنیت وآبادی شهر، اطلاعات گرانبهایی می دهد .(محمدرضا توکلی صابری، بی تا.. 42-28)
آقای دکتر احمدعبدل زاده در مقاله اش ، انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی چنین بیان می دارد، اندیشه محوری اکثر قصاید ناصر خسرو تقابل عقل است وتقلید عقل در اینجا نه آن عقلی که ملازم منطق یونانی وخردگرایی ضد دینی است بلکه از دیدگاه ناصر خسرو عقل عطایی است تو را از خدای از این رو انتقادات او از عناصر مختلف اجتماعی ، نقدی از روی غرض شخصی برای بدست آوردن خواسته های دنیوی نیست بلکه انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف، بازتابنده ی واقعیات اجتماعی عصر اوست، واقعیت هایی که او در یمگان وهمه ی تاریخ اندیشه ی دینی ما را به بند کشید. انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی در 5 اصل است : امرا وحکام- اهل زمانه یا عامه ی مردم- پیروان مکاتب غیر اسلامی- حاجیان .(دکتر احمد عبدل زاده، بی تا،.. 42-45)
دکتر مهدی محقق در مقاله ناصر خسرو محب اهل بیت بود چنین گفته است وی به شعری که می سرود اعتقاد داشت ومانند شاعرانی نبود که به اقتضای زمان شعرسرایی می کند ایشان اعتقادات ناصر خسرو را شیعه اسماعیلی واو را از محبان اهل بیت (ع) معرفی کرد وافزود: این عقیده در شعرهای ناصر خسرو هم نمود داشت ، به همین دلیل او خلیفه غاصب آن وقت بغداد را «دیو ملعون» معرفی می کند( دکتر محقق،.. بی تا)
دکتر ذبیح الله صفا در کتابش، تاریخ ادبیات ایران جلد اول چنین گفته است تا پایان قرن چهارم هنوز بسیاری از خاندانهای اصیل ایرانی با همه سنتهای قدیم خود باقی بودند این خاندان ها در امور سیاسی وخدمات علمی دخالت داشته وازمیانشان رجال بزرگ برمی خاسته اند جغرافیا نویسان وجهانگردان قرن چهارم از عادات خوب ایرانیان احترام به « اهل بیوتات» قدیم را دانسته ونام عده ای از خاندانها را ذکر کرده اند که از عهد یعقوب لیث به بعد در خدمات مهم دیوانی شرکت ودخالت داشتند.( صفا، 1387: ..47-52)
دکتر جعفر شعار در کتابش گزیده سفرنامه ناصر خسرو درباره سفرنامه اجتماعی چنین گفته است سفرنامه ظاهراً برای عامه مردم نوشته شده ودرباره مسائل مذهبی ساکت است واضح است که هیچ گونه شک وشبهه ای در صحت نسب فاطمیون نداشته است ودرباره حسن اداره امور وثروت وقناعت اومنیت وآسایش رعایای ایشان با شور و حرارت سخن گفته است آنچه در وصف قاهره ومساجد از جمله جامع الازهر وکوی وبرزن ها ومحلات دهگانه وباغ ها وساختمانها وحومه شهر می نویسد مایه اعجاب است (شعار، 1373:.. 53-62)
دکتر غلام محمد طاهری مبارکه در کتابش برگزیده قصاید ناصر خسرو چنین بیان نموده، با ابوسعید برادرم به بازار امده تا به دکان موزه دوزی رسیدیم موزه خود را دادم تا مرمت کند وازشهر بیرون رویم که ناگاه در آن طرف غوغایی برخاست وموزه دوز بر اثر آن روان شد. بعداز ساعتی بازگشت، پاره ای گوشت بر سر درفش کرده ، من سوال کردم که چه غوغا بود واین چه گوشت است؟ موزه دوز گفت: همانا در این شهر از جمله شاگردان ناصر خسرو شخصی پیدا شده بود با علمای این شهر مباحثه کرده قول او را فقها انکار داشته هر یک به قول معتمدی تمسک می جویند و او از اشعار ناصر خسرو شعری بر طبق مطلب خود می خواند فقها از جهت ثواب او را پاره پاره کردند ومن نیز از گوشت او جهت ثواب بریدم چون بر احوال تلمیذ خود اطلاع یافتم تاب در من نمانده وموزه دوز را گفتم: موزه به من ده که در شهری شعر ناصر خسرو خواستن نمی تواند بود موزه را گرفتم وبا برادر خود از نیشابور بیرون آمدم این واقعه از شرح حال مجهول ناصر خسرو به نام «سرگذشت شخصی» در تاریخ ضبط شده است (طاهری مبارکه، 1382: ..63-71)
افرادی که دربارۀ دیوان ناصر خسرو کار کرده اند عبارتنداز:
آقای فریدون بدعی در کتاب ناصر خسرو لعل بدخشان
آقای دکتر محمدعلی زکی در مقاله اش «بررسی جامعه شناختی سفرنامه ناصر خسرو»
آقای دکتر محمدرضا توکلی صابری در مقاله اش «پابه پای ناصر خسرو در سفرها
آقای دکتر احمد عبدالله زاده در مقاله « انتقادات ناصر خسرو از طبقات مختلف اجتماعی
آقای دکتر مهدی محقق در مقاله« ناصر خسرو محب اهل بیت بود»
آقای دکتر ذبیح اله صفا در کتاب «تاریخ ادبیات ایران جلد اول»
آقای دکتر جعفر شعار در کتاب«گزیده سفرنامه ناصرخسرو»
آقای دکتر غلام محمد طاهری مبارکه در کتاب«برگزیده قصاید ناصر خسرو»« سلام باد بر خرد»
آقای سید حسن تقی زاده در کتاب« دیوان ناصر خسرو» «تحقیق در احوال ناصر خسرو»
آقای دکتر محمد دبیر سیاقی در کتاب« سفرنامه ناصر خسرو»
آقای دکتر محمد غلامرضایی در کتاب« شرح سی قصیده ناصر خسرو»
آقای دکترنادر وزین پور در کتاب«شرح آثار ناصر خسرو»« شاه کارهای ادبیات فارسی»
آقای ادوارد براند در کتاب«تاریخ ادبیات ایران جلد دوم»
آقای دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب« چشم روشن»
آقای ماریا موسوی در کتاب« ناصر خسرو از مشاهیر ایرانی»
آقای محمد حسین حاجتی در کتاب« شعر ، ذوق وطاعت»
آقای دکتر رضازاده شفق در کتاب«تاریخ ادبیات ایران»
آقای دکتر زرین کوب در کتاب « با کاروان حله»
فصل سوم:
روش تحقیق
دوران سه گانه عمر ناصر:
كل عمر اين سخنور آزاده را مي توان به سه قسمت متمايز منقسم ساخت :
ناصر خسرو پس از دوران كودكي تا چهل ودو سالگي دبيري است فاضل وبر خوردار از منصب ديواني و شغل درباري .لقب اديب ودبير فاضل يافته است و دودمان و خاندانش مقيم بلخ اند ،با خانه ضياع و عقار،خانداني از خواجه گان محتشم،خود كارگزار ودبير وعامل و مستوفي است و برادرش خواجه ابوالفتح عبدالجليل در دستگاه وزير امير خراسان خدمت مي كند و هر چه حاصل اين تعاليم و تحقيقات و ممارست وي در آنها و نشانه هاي آيزش او قالب اصحاب ملل و نجل بود است و پايان نخستين دوره زندگي اين فاضل اديب دبير سفري است از شهرمرو با شغل ديواني .
وهم بدآنجاست كه شبي خواب مي بيند كه ترغيب به سفر قبله مي كند وباخدا كه از خواب شبانكاهي برمي آمد نمرم مي كند كه از خواب چهل ساله بر آيد.
مبداًاين اشتباه وخط فارق ميان زندگي دورة نخست ودردورة زندگي ناصرراپنجشنبه ششم جمادي الاخره سال437هجري برابربانيمه دي ماه سال414يزدگردي بايد گرفت.
ناصرخسرووازجوزجانان به شربوغان ودميا مي رود ازراه سمنگان وطالقان به مرو رود مي رسدوبه مرو بازمي آيدوازكارديواني معاف مي خواهدبه نيت سفر قبله.
بيرون شدن از مرودر نوبت دوم،سرآغاز سفر هفت سالةاوست كه به شرحي هر چه زيباتروخواندني تر متن سفر نامه آمده است واين آغاز سفريست وسوم شبان437هجري بوده است برابر چهار شنبه اول فرودين ماه 415يزدگري. از مر به سرخس ونیشابور وبسطام وسمنان وری وده قوهه وقزوین می رود واز راه بیل وقپان وخرزویل وبرزالخیر* وخندان به شمیران می رسد واز انجا به سراب وسعید آباد می گذرد وبه تبریز در می آید واز راه مرند وخوی وبرکری ووان و وسطان واخلاط وبطلیس وقلعه قف اُنظر وموضع مسجد اُویس قرنی وارزن ومیافارقین وآمد ودیار بکر وحرّان وقرول وسروج ومنبِج وحلب وجُند قنیسرین وسرمین ومعره النعمان وکویمات وحیاه وعرقه وطرابلُس وقللمون وطرابرزن وجبیل وبیروت وصید او صور به عکه یا عکا می آید وبه دیدار کوه مشاهد انبیا ونواحی طبریه که خارج از مسیر است می رود وسپس از راه حیفا وکنیسه وقیساریه وکفرسابا به رمله وده خاتون وقریه العنب وسرانجام به بیت المقدس می رسد، در طول یک سال شمسی و ورد او به بیت المقدس مصادف می شود با پنج شنبه پنجم رمضان سال 438 هجری برابر با اول فرودین 416 یزدگردی.
ناصر از قدس به مکه می رود ، به راه عرعر و وادی القری ومدینه، واز همان راه به طریق شام به قدس باز می آید وسپس از آنجا به رمله مراجعت می کند وبه عسقلان وطینه می رود وبا کشتی به تنیس واز آنجا در شاخه شرق رود نیل با کشتی به صالحیه وقاهره وارد می شود وبه اسکندریه وقیروان سفر می کند ودوبار از قاهره به راه قلزم (با کشتی) وبندرجار که محاذی مدینه است مدینه النبی وخانه کعبه را زیارت می کند واز همان مسیر باز می گردد وسپس از راه آبی نیل با کشتی به اسیّوط واخمیم وقوص واسوان می رود وبه صحرای سودان در می آید واز ضیقه وموضعی به نام حوض(حوضش) می گذرد وبه بندر عیذاب می رسد واز راه دریای سرخ به جُدّه ومکه می آید واین نوبت شش ماه در مجاورت خانه خدا به سر می برد آنگاه از مکه به موضع بئرحسین بن سلامه وطائف وحصارک خانه لیل ومطار وثریا وجزع(حصار بنی نسیر) وسرزمین بنی سواد وسربا به فلج وارد می شود وچهار ماه در این سرزمین اصحاب الرّس سرگردان می مان تا سرانجام با کاروانی به یمامه می رود وبه لحسا وسپس به بصره در می آید واز راه رود سفر خود را ادامه می دهد وشاطی عثمان واُبله را پشت سر می نهد وبا کشتی از کنار عبّادان به خلیج فارس می آید وسرانجام به بندر مهروبان می رود واز آنجا به ارّجان(مجاور بهبهان) می رسد وبه لوردغان وخان لنجان واصفهان وارد می شود وبه راه هیثماباد وکوه مسکیان( مشگنان) به نائین می رسد وده گرمه در ناحیه بیابان را می بیند واز ده پیاده یاد می کند وسپس از رباط زبیده به چهارده طبس ورستاباد می رسد وبه طبس در می آید وبه رقه وتون وقاین وسرخس می گذرد واز راه رباط جعفری ورباط عمر وی وراط نعمتی به مرو الرود وارد می شود ومتعاقباً به راه آب گرم وباریاب وسمنگان وسه دره بلخ ودستگرد ومیان روستا وپل جُموکیان به بلخ فرود می آید، روز سه شنبه بیست وششم جمادی الاخره سال 444 هجری برابر با بیست ودوم آبان ماه 421 یزدگردی وسفر شش سال وهفت ماه وبیست ودو روزه او پایان می گیرد.
حاصل این سفر هفت ساله حدود سه هزار فرسنگی یادداشتهایی است نفیس وارزنده که روزانه از دیده ها وشنیده ها برداشته است ، روشن ودقیق وخالی از ابهام ، با احتیاط ودور اندیشی ودور از گزافه وعبارت پردازی، وپس از بازگشت به خانه آنها را منظم ساخته وکتابی پرداخته است، کتابی پر از اطلاعات ذی قیمت از شناخت قسمتی از دنیای آباد اسلامی نیمه اول قرن پنجم هجری با حالات ومعتقدات واعمال ورسوم وسنن مردم آن وما در این مقاله کوتاه تحلیلی از مطالب آن خواهیم داشت ونیز بررسی معتقدات ناصر خسرو را در پایان سفر هفت ساله مکمل بحث استنتاجی حاصل دوره دوم زندگی او قرار خواهیم داد، منتهی از نظر اینکه این دو نکته با آنچه متعاقباً درباره سفرنامه خواهیم گفت ارتباط بیشتری بیاید، بهاین دو مطلب پس از اشاره به دوران زندگی ناصر خسرو خواهیم پرداخت.
ناصر خسرو در دوره سوم زندگی که از پنجاه سالگی شروع می شود ظاهرا پس از اتمام سفر مدتی مقیم بلخ شده ویاداشتهای سفر را تنظیم کرده است وآنگاه با فاصله ای که معلوم نیست چه مدت زمان گرفته است به کار دعوت ونشر طریقه فامطیان پرداخته است وآنچه مسلم است بیش از سال 453 هجری که از ظهر بلخ به گریز ویا به تبعید بیرون شده، زیرا در زادالمسافرین که هم بدین سان تصنیف کرده است از تبعید خود سخن به میان آورده است .
در دوره سوم زندگی، ناصر خسرو حجت جزیره خراسان است ومقام حجتی دارد، مقامی که در میان درجات هفتگانه دعوت فاطمیان مرتبه سوم است، یعنی پس از ناطق وامام، ونائب امام شمرده می شود وناصر ا زجانب ابوتمیم معد بن علی ملقب به المستنصربالله(428-427 هجری) مامور دعوت مردم به طریقه اسماعیلیه وبیعت با فاطمیان در خراسان وسرپرستی شیعیان آن سامان شده است. این دوره حیات ناصر از لحاظ تصنیف وتألیف وشعرسرایی پرمایه است، اما همه در خدمت نشر عقاید فاطمیان قرار دارد قطعی است چون ناصرخسرو مردی معروف وبهره ور از فضل وحکمت بوده است وبا قدرتی عظیم که در فن مناظره کتبی وشفاهی داشته در کار دعوت نیز بی شک کامیاب وموفق بوده است، وبه همین سبب اندک اندک میان اهل سنت دشمنانی یافته وروز به روز بر تعداد مخالفان او افزوده شده و ناگزیر گشته است بسبب خصومت علنی آنان وغوغای عامه، وشاید هجوم آنان بر ضدوی، از وطن متواری شود وامیران سلجوقی نیز یحتمل به همین علت درصدد آزار وی برآمده اند که از یار ودیار به دره یَمگان ودامنه کوه های دشوارگذار بدخشان پناه جسته است.وزندانی یمگان وآزادمرد آواره از خانمان، سالیان دراز در تنهایی ورنج عمرگذارده وبا بدحالی وسخت احوالی در غربت زیسته است وشکایتهای دلسوز به زبان شعر از درون جان سرداده ودر فاصله به تصنیف کتابها نیز دست یازیده است تا اثبات حقانیت طریقه فامی کرده و وظیفه تبلیغ ودعوت خویش هر چه بهتر به جای آورده باشد. درۀ یمگان سرانجام آرامگاه جاودانی آن بزرگ مرد آزاده نیز شده است .
نکته دوم مسافرت او ، یا پناه جویی اوست از غوغای عوام وآسیب دشمنان به مازندران که از اشعار خود دوبار متذکر آن شده است یک جا در نسبت به یمگان ومازندران ، به سبب اقامت در آنجا می گوید:
دوستی عترت وخانه رسول کــــــرد مرا یمـــــــگی ومازندری
وجای دیگر می گوید:
برگیرد دل ز بلخ وبنه تن ز بهر دین چون من غریب و زار به مازندران درون
ارباب تذکره ومحققان که در شرح حال ناصر خسرو سخن گفته اند بحث خود را متوجه زمان ومدت توقف اختیاری یا اجباری ناصرخسرو در مازندران وطبرستان ساخته اند وبسببنبودن اسناد ومدارک از اظهار نظر قطعی در این باره تن زده اند.
حال که مختصر آشنایی به احوال وآثار و ادوار حیات ناصر خسرو یافتیم به حاصل دوره دوم زندگی او، یعن ی سفرنامه در درجه نخست وبحث اجمالی در کیفیت نضج گرفتن عقاید او در خلال سفر هفت ساله، بر می گردیم وابتدا بحث پاگیری اعتقاد او را دنبال می کنیم تا برای تحلیل سفرنامه یکباره مجال پردازش بماند.
گروهی معتقدند که ناصرخسرو پیش از رفتن به سفر هفت ساله به فاطمیان اعتقادی وبا اسماعیلیان پیوندی یافته وبا انگیزه پیوستن به دستگاه خلیفه فاطمی وامام این طریقت یعنی المستنصر بالله، به نام قبله عازم مصر شده وبه بهانه زیارت خانه کعبه قصد دیدار مرکز خلافت فاطمیان کرده است و وصف تمجید آمیزی که از مصر وآبادی آنجا دارد واینکه از آسوده خاطری مردم آن نواحی فراوان سخن می گوید هر دو را دلیل این اعتقاد گرفته وگفته اند در مصر برای احرازِ مقام حجتی جزیره خراسان تعلیم دیده واز مراتب مستجیب و مأذون وداعی فراتر رفته وپایگاه حجتی یافته است وبا این رتبت مأمور نشر دعوت در خراسان شده است.
ناصرخسرو در این قصیده از زادن وبالیدن، وچهل و دوسال آغاز حیات را چو نبات وستور زیستن، وآنگاه نفس سخنور جویای خرد شدن، ودر مقام قیاس بهتر از خویشتن جستن، وچون وچرا از پیروان مذاهب گوناگون خواستن، وعجز وگوری وکری هر گروه دیدن، وسپس به هدایت آیتی از قرآن کریم متذکر دست برتر یزدانی شدن ودر پی یافتن آن دست سفر دور ودراز گردیدن، وبه رنج پیمودن راه های پرخطر تن در دادن وسرانجام به مطلوب رسیدن سخن گفته است .
آنچه گذشت اين نتيجه را توان گرفت كه ناصر خسرو را درآغاز سفر كشتي ودر طي سفر مطالعاتي ومباحثاتي بوده و سنجش اعتقادات و نقد آنها واسارات قمامات صاحب دعوت 0نشر طريقه اسماعليان واعتقادات فاطميان وجحه همت كارمداوم او شده است ودقيقتر اين ا ست كه چون ناصر از سفر باز مي گرددمطالب برگزينندگان اصحاب درحات دعوت كه در مصر دربارة او آغاز شده بوده است ونزدآنان ناصر لايق حجتي جزيره خراسان شناخته مي آيد واين مقام را ظاهراً در جزيرة دعوت بر او مقرر مي دارند نه در مصر دلیل دیگر این ادعا جز آنچه گذشت آن است که ناصر خسرو در بازگشت از سفر نیت جهانگردی وسیاحت مشرق داشته است ودر پایان سفرنامه بهاین عزم خود تصریح دارد ومی نویسد که در صورت تحقق چنین سفری حاصل مشاهدات ومسموعات خود را نظمی می دهد وبه سفرنامه موجود منضم می سازد وطبیعی است که شرح سفر مشرق او از فحوای سخن خود وی هم سنخ مطالب سفرنامه حاضر می بوده است یعنی وصف دیده ها و نقل شنیده ها .اگر ناصر خسرو با مقام حجتی به خراسان باز می گشت واز همان آغاز ورود هم ماموریت تبلیغ ودعوت داشت گمان ندارم که می توانست از حوزه جزیره دعوت خود یعنی خراسان فراتر برود وبه اقصای شرق روی اورد ویا لااقل خود او با آن وظیفه اعتقادی گران چنین نمی خواست ونمی کرد.
آنچه از سفرنامه در جهت اعتقادات بعدی ناصر خسرو قابل بیرون کشیدن وذکر است طول اقامت او در مصر ومجاورت شش ماهه او در مکه وسفر احتمالی وی به قیروان وشاید مهدیه است وراه هاست که در بازگشت به سوی وطن گاه غیر اعتیادی رفته است بدین توضیح که مسیر ناصرخسرو در ایران وآسیای صغیر وشام ومصر از شاهراه وراه های تجاری وکاروانی است، حتی از اسوان به عیذاب نیز چنین است اما گذشتن وی از بادیه به سوی لحسا وتن زدن از گذشتن از بغداد، مرکز خلافت عباسیان، وانتخاب راه طبس وکویر قابل تامل است مساعدتهای محمد بن فلیج در اسوان و وکیل او در عیذاب وباج نستاندن امیر جده ویاری بی دریغ وزیر معزول ملک اهواز در بصره ومهمانی امیر گیلکی که بعدها فرزندش در عداد رجال قهستان درامده وبا اسماعیلیان علیه دستگاه حکومت کارها داشته است بی چیزی نیست ومی تواند که ناصر خسرو را در بوته آزمایش دعاه اسماعیلی نشان دهد . با این همه این مسئله هنوز در پرده ابهام است وشاید اسنادی که بعدها یافته شود پرده از روی کاربردارد وبر ما روشن سازد که ناصر خسرو گنج اعتقاد در دل ومهر سکوت بر لب از مصر بازگشته وتا روزی که معهود بوده است هیچ از اعتقاد خود دم نزده است؟ یا پس از بازگشت، بسبب استعداد وقابلیت ولیاقتی که در او دیده ومطمئن شده اند، این مرد مستعد را به حجتی وکار دعوت واداشته اند؟
نکته دوم کیفیت تألیف سفرنامه است ناصر خسرو از آغاز سفر از دیده ا وگاه از شنیده ها ی خود روزانه یادداشت بر می داشته است و به گفته خودش بر روزنامه ای که داشته تعلیق می زده. زمینه این یادداشتها بسیار وسیع وموضوعات آنها بسی متنوع وارزنده است: مسافتها، موقعیت جغرافیایی شهرها وده ها، جمعیت نواحی، صنایع محلی وضعیت غالب، فرمانروایان وحکام محلی، مردم سرشناس ومشهور محل، خاصه اهل علم، کیفیت کشاورزی وانواع محصول نواحی ومحصول ممتاز محل ومقدار هر یک و وضع نگهداری آنها، استحکامات شهر، انواع بناهای عمومی از بیمارستان وجامع وکاروانسرا وبازار ودکان، طرز ساختمانها وکیفیت استفاده از ساختمانهای زاید بر احتیاج مالک آن ، نوع آبیاری مزارع وباغات ، وسیله زراعت، وسیله آبیاری اعم از دولاب یا چرخ، یا با حفر مجاری وکندن کاریزها ویا ساختن طاقها برای عبور دادن آب از روی نقاط پست ومشروب ساختن زمینهای بلند، ذکر منبع آبها از رود وچشمه وقنات ویا چاه، کیفیت کسب ونوع دادوستد، وسیله معاملات، روابط مردم با یکدیگر، قدرت مالی واستعداد بدنی، عتقدات مذهبی وسیاسی وعادات ورسوم آنان وتشریفات اجتماعی وطرز اداره خانه، حوادث تاریخی و وقایع نجومی وفلکی، امنیت وآبادی یا نا امنی وخطر راهزنی وهجوم، باج وحق خفارت ستانی، مهمان نوازی ودستگیری از مسافران وبسیاری مسائل دیگر که شرح آنها سخن را به درازا می کشاند.
این یادداشتهای روزانه در نهایت دقت بی حشو وزواید وبر محور مسائلی که به کار همه کس بیاید، نه از جنبه فردی یا اختصاص وانحصار به اعمال وافعال گروهی خاص حتی خود نویسنده، یعنی ناصر خسرو، تحریر شده است وپس از پایان گرفتن سفر هفت ساله ودر ایام فراغت شاید با حذف موارد واختصار برخی مطالب به صورت کتاب درآمده است این مطلب غیر از قرائن وشواهد خارجی از خود سفرنامه نیز دلایل روشنی دارد بدین شرح:
ناصر خسرو مردی دیوانی است وآشنا به کار دیوان رسالت یا دار الانشاء سلطانی وگذشته از آن به دانشهای روزگار خود واقف است، هربار غزنویان را دیده است به خوبی می داند که گروهی از دبیران ومنشیان دیوانی که موی با خامه به دو نیم می شکافند قلم را انتها در خدمت مراسلات دیوانی به کار نداشته اند، بلکه از هنر نویسندگی وتیز بینی واطلاعات مکتسب خود غالباً برای تصنیف وتنظیم کتابها استفاده کرده اند وآینه ای برابر اجتماع داشته، نمونه این گونه مردان را در ادب فارسی کم نداریم واز آن جمله یکی ابوالفضل بیهقی است که از همین رهگذر وبر مبنای یادداشتهای انبوهی که طی سالیان دراز خدمت در دربار ودیده ها وشنیدهها ودر اختیار داشتن بسیاری اسناد ومراسلات از دواتخانه دیوانی، کتابی با ارج چون تاریخ مسعودی پدید آورده است ودر حقیقت پایه تاریخ او همان تعلیقه هاست که روزانه ضبط وثبت کرده بوده است .
فرق ناصر خسرو با شاعران دیگر
اگر بخواهیم از گویندگان ونویسندگان ایران که در عرض این هزار ویکصد سال ظاهر شده اند شش نفر را انتخاب کرده به عنوان اعاظم شعرای ایران نام ببریم، بنده ناصر خسرو را حتماً در میان آنها ذکر خواهم کرد وکسان دیگر نیز بوده وهستند که در این تشخیص وتعیین با بنده موافقند، وبر خلاف شعرای بزرگ دیگری که از ایشان غیر شعر چیزی به جا نمانده است یعنی فردوسی وحافظ، از ناصر خسرو کتب نثر نیز در دست است چنانکه از سنایی ومولوی وسعدی هم کتب نثر به ما رسیده است اما علت اینکه شعر ونثر ناصر خسرو چندان شهرتی نیافته است ومانند شاهنامه ومثنوی وکلیات سعدی وغزلیات حافظ مرجع عموم فارسی زبانان نشده است، یکی این بوده است که ناصر خسرو مذهب اسماعیلی داشته ودسته ای از اسماعیلیه مدتی به اسم ملاحده مطعون اهل ایران ومورد نفرت ولعنت شیعه وسنی بوده اند، واشعار وتألیفات ناصر خسرو در اثبات وتایید مذهب خود او بوده است وحکم تبلیغ دینی داشته است دیگر اینکه ناصر خسرو مرد حکیم عالمی بوده واشعار ومولفات او در موضوع های مشکل کلامی وحکمتی ودینی وفلسفی بوده است که قابل فهم وهضم عوام نبوده، واگر چه این حیث مثنوی مولوی نیز پای کمی از اشعار ناصر ندارد وبلکه غالباً از آن هم مشکل تر است چون عرفان وتصوف مطبوع ایرانیان بوده وهرگز جماعتی از صوفیه نبوده اند که مانند ملاحده قرون پنجم وششم وهفتم بر قسمتی از ولایت وقلاع ایران مسلط شده وبا سلاطین واولیای امور جنگیده باشند ورجال مشهور را به حمله ناگهانی به ضرب کارد از پا در آورده باشند، نفرت وانزجاری از اهل عرفان وتصوف در میان عموم پیدا نشده است ودشمنان ایشان منحصر بوده اند به شیخ وملّا وفقیه ومحتسب ومتشرع که خود آنها چندان محبوب قلوب عامه نبوده اند….
آنچه مسلم است اینکه ناصر خسرو از استادان بزرگ نظم ونثر فارسی وبه اصطلاح اهل ادب«شاعر فحلی» است وجای خوش وقتی که در بیست سس ساله اخیر بیشتر مورد توجه شده است و دیواناشعار او وهفت تا از کتب حکمتی ودینی او به نثر فارسی به طبع رسیده، تتبع در آثار قلمش باب شده است . از خراسان که برای ناصر خسرو روزی جلوه گاه صورت ومعنیهر دو بود دیگر در نظرش جز ظاهری بی روح وصورتی خالی از معنی نمانده بود آن همه خان وطغان وآن همه فروجلال که در عهد محمود ومسعود چشم او را خیره می کرد در این زمان……..
درباره سفرنامه:
سفرنامه ظاهراً برای عامه مردم نوشته شده ودرباره مسائل مذهبی ساکت است ولیکن از دو عبارت آن کتاب در صفحات 40و 42 متن واضح است که هیچ گونه شک وشبهه ای در صحت نسب فاطمیون نداشته است و درباره حسن اداره امور وثروت وقناعت وامنیت وآسایش رعایای ایشان با شور وحرارت سخن گفته است آنچه در وصف قاهره ومساجد وکوی وبرزن ها ومحلات دهگانه وباغها وساختمانها وحومه شهر می نویسد مایه اعجاب است واخباری که به تفصیل از حکومت فاطمیان روایت می کند، واجد اعلی درجه ارزش است چنین به نظر می رسد که انضباط سپاهیان ونظم وترتیبی که در پرداخت حقوق ایشان رعایت می شد وبالنتیجه مردم از بیم زور گویی وستم لشکریان در امان بودند در ذهن او تاثیر بسیار داشت ارتش مصر مرکب بوده است از عده ای در حدود 215000 تن سپاهی، از این عده 20000 سوار قیروانی، 15000 سوار باطلی (از افریقای شمال غربی)، 50000 سوار بدوی از حجاز و 30000 سوار مزدور مخلوط (سیاه وسفید) به شمار آورده، وپیادگان عبارت بودند از 20000 سیاه مصمودی(از افریقای شمال غربی)و10000 ترک وعجم (به نام مشارقه)و 30000 بنده درم خریده(عبیدالشراء) وگروهی خارجی مرکب از 10000 مستحفظ درباربه فرماندهی سپهسالاری جداگانه وبالاخره 30000 زنگی یا حبشی وفور مال ونعمت در بازارها وی را غرق در حیرت نمود واز آن گذشته امنیت عمومی بدان حد بود که بازرگانان لازم نمی دانستند دکانهاوانبارهای خود را قفل کنند.
در صفحه 53 کتاب مزبور ناصر خسرو چنین گوید:«در آن وقت که در آنجا بودم ودر سنه تسع وثلاثین واربعمائه (439) سلطان را پسری آمد فرمود که مردم خرمی کنند سهر وبازار بیاراستند چنانکه گر وصف آن کرده شود همانا که بعضی مردم آن را باور نکنند واستوار ندارند که دکانهای بزازان وصرافان وغیر هم چنان بود که از زر جواهر ونقد وجنس وجامه های زربفت وقصب جایی که کسی بنشیند وهمه از سلطان ایمن اند که هیچ کس از عوانان وعمازان نمی ترسد وبر سلطان اعتماد داشتند که بر کسی ظلم نکند وبه مال کسی هرگز طمع نکند وآنجا مالها دیدم از آن مردم که اگر گویم یا صفت کنم مردم عجم را آن قبول نیفتد ومال ایشان را حد وحصر نتوانستم کرد وآن آسایش که آنجا دیدم هیچ جا ندیدم وآنجا شخصی ترسا دیدم که از متمولان مصر بود چنانکه گفتند کشتیها ومال وملک او را قیاس نتوان کرد در این وقت لامحه چندان خلق در مصر بود که آنچه در نیشابور بودند خمس ایشان بجهد بود وهرکه مقادیر داند معلوم او باشد که کسی را چند مال باید تا غله او این مقدار باشد وچه ایمن رعیتی وعادل سلطانی بود که در ایام ایشان چنین حالها باشد وچندین مالها که نه سلطان بر کسی ظلم وجور کند ونه رعیت چیزی پنهان وپوشیده دارد.
سفرنامه از دلچسب ترین آثار ناصر خسرو است که ماجرای سفر هفت ساله خود را به زبان بسیار ساده وپر از صمیمیت نوشته است وسنوات 437-444 را در بر می گیرد ناصر خسرو آثار خود را به همان شیوه دری مخصوص شمال افغانستان آن روزی نوشته است که از نگاه فقه اللغه نیز برای ما بسیار دلچسب است یعنی نثر او نثر شیوا وسره دری افغانستان است ودر آن کلمات عربی کم استعمال شده است
ناصر خسرو به هنگام سفر 43 سال عمر داشته است این حد فاصلی است که زندگانی او را به دو قسمت تقسیم می کند : حیات دنیائیش پیش از سفر وحیات روحانی او بعد از برگشتن قبل از آنکه ناصر این سفر مشهور خود را درپیش گیرد، به ملتان، سند، شمال هند وشهرهای افغانستان با خراسان آن زمان سفرهایی کرده بود واحتمال قوی می رود که در دربار سلطان محمود وپسرش سلطان مسعود هم خدمت کرده باشد … از اشعارش معلوم می شود که تا ایام جوانی در نزد امرا و وزرا صاحب قدر ومنزلتی بوده وحتی«خواجه خطیر» یاد می شده است … اگر چه ناصر اختیار سفر را به مقصد حج ودر نتیجه همان خواب می گوید، ولی می توان حدس زد که فکر جوال وحس کنجکاو او در جستجوی کشف حقایق را احاطه وتسلط او در علوم عقلی ونقلی زمانش دیگر او را تطمین کردن نمی توانست ومیل خاطرش را به سوی تجربه نوی در عالم روحانی می کشانید ولهذا خوابی که دیده بود سائقه عزم سفرش گردید پرفسور کربن در مقدمه جامع الحکمتین«خواب مستی» را یک نماد یا رمزی می شمارد که در رسمی، وبیداری از این خواب را ادراک معنی باطن، وپیرمرد را که در خواب او آمد داعی اسماعیلی تعبیر می کند کربن در تحلیل کیفیت اینکه پیرمرد کدام کس وامری که صادر می کند چه بوده؟ این مثال را می آورد که سیصد سال بعد از ناصر نزاری قهستانی بیرجندی هم مانند ناصر«سفرنامه » نوشته ودرآن عیناً مانند ناصر از «خواب مستی» را یک نماد یا رمزی می شمارد که در تمام قصه های تحولات روحی به تواتر ذکر می شود، ومعنی رمزی خواب مستی را تمسک به احکام دین رسمی، وبیداری از این خواب را ادراک معنی باطن، وپیرمرد را که در خواب او آمد داعی اسماعیلی تعبیر می کند کربن در تحلیل کیفیت اینکه پیرمرد کدام کس وامری که صادر می کند چه بوده؟ این مثال را می آورد که سیصد سال بعد از ناصر نزاری قهستانی بیرجندی هم مانند ناصر «سفرنامه» نوشته ودر ان عیناً مانند ناصر از «خواب مستی» بیدار می شود ودر اثرآن به سوی جنوب قفقا که در آنجا امام زمان به صورت پنهانی می زیسته، روانه می شود کربن می گوید:« اینک آرزو واشتیاق سالک که تمام قدرت روحی خود را در جستجو ورسیدن به ایده آل خود صرف می کند وآن تخیل آرمانی امام از اعمال شعور روحانی در خواب تظاهر می کند وآن «صامت» خموشانه امر معنوی خود را با اشاره ساده ای به صوب مقصود می دهد.»
به گمان اغلب ناصر قبل از سفرش به مصر ضمن مسافرتهای دیگرش به هندوماوراء النهر وگوشه وکنار خراسان بایستی از دعات وپیروان کیش باطنی برخورده ومعلومات زیاد از آن مذهب به دست آورده بود… در مصر که در این وقت زیر حکم رانی خلفای فاطمی بود تحول بزرگی در زندگانی ناصر رخ می دهد که اوج سفرش را تشکیل می دهد وآن سلوک اوست به مذهب باطنی اسماعیلی اگر چه ناصر در سفرنامه خود از این سلوک بحثی نمی کند وبا خلیفه مستنصر ملاقاتی برایش میسر نشده، مگر او را در روز مراسم«فتح خلیج» از دور دیده ویک بار هم در خوان خلیفه که چگونگی آن در سفرنامه خوب تصویر می کند اشتراک ورزیده است … ناصر از عظمت، شأن وشوکت فاطمیان، رفاه وعدالت وآسایش مصر در زیر اداره فاطمی ها آن قدر به وجد وحرارت بیان می کند وفرق آن را با حالت هرج ومرج، ظلم وبیداد وبی امنی خراسان ایما می کند که واضح می شود چه قدر گرویده فاطمیها گردیده بود… سفرنامه به طور بسیار ساده وبی آلایشی نوشته شده واز نقطه نظر ادبی موقع خیلی ممتاز بلندی را دارد وبا وجود اینکه خود در عداد اولین کتابهایی است که پس از استیلای عرب به ایران در زبان فارسی نوشته شده وبا وصف مغایرت لهجه آن زمان یعنی درست نهصد سال پیش با لهجه امروزی فارسی از حیث ترکیب الفاظ وتلفیق عبارات ونسج جمل طرز نگارش آن به قدری دل پسند وشیرین است که ماها یعنی خوانندگان این دوره را از مطالعه ان اصلاً غرابتی احساس نمی شود وبارزترین صفتی که سفرنامه وبالجمله سایر آثار ناصر خسرو را امتیاز مخصوص داده…… این است که مشارالیه الفاظ عربی را به قدری کم در نوشته های خود به کاربرده است که این نویسندگان دوره حاضر را نیز شاید کمتر میسر تواند شد. (غنی زاده،مقدمه سفرنامه، چاپ برلین)
سفرنامه تصویری فوق العاده با ارزش از فرهنگ آن زمان در کرانه های نیل وآسیای مقدم به دست می دهد. ( شهابی،تاریخ ادبیات ایران، ص 302)
از آنچه ناصر خسرو در گشت وگذار خود از عجایب وزیباییها مشاهده نمود، شرحی بس جالب در«سفرنامه» خود آورد وارزش این مطالب که معلومات متنوع در باب سرزمین ومسائل اجتماعی ودینی وسیاسی آسیای صغیر ومصر در زمان مولف یعنی قرن پنجم هجری دارد نیک معین است وهنوز اهمیت آن به اندازه کافی تقدیر نگشته است .( دکتر شفق، تاریخ ادبیات ایران،ص145)
سفرنامه نخستین اثر موجود از آثار منثور ناصر خسرو است .. وی در سفر طولانی عجایب بسیار دید وسختیها کشید وبا بسیاری از رجال ومعاریف زمان ملاقات کرد وعلی الخصوص در قاهره به دستگاه المستنصر بالله راه یافت ودر مذهب اسماعیلی به عالی ترین مقام رسید سفرنامه ارمغان این سفر ممتد است که با انشایی بسیار روان ودل انگیز نوشته شد وحاوی اطلاعات دقیق است و به بیان عادات وآداب مردم ممالک ونواحی مختلف است . ( دکتر صفا، تاریخ ادبیات ایران، ص896-897)
می توان حدس زد که قدیم ترین زندگی نامه ها وزندگی نامه های دروغین ناصر خسرو به دست یکی از خویشان یا شاگردان او در یمگان ساخته شده که خواسته است از صیت وشهرت فوق العاده ناصر استفاده کرده، از وی « اولیاء الله» واز خاکش زیارتگاه بسازد وخود از این راه به نوایی برسد… بسیاری از این زندگی نامه ها که دیگران نوشته ویا به قلم خود ناصر منسوب کرده اند به دست ما رسیده است ظاهراً قدیمی ترین آنها «سفرنامه ناصر خسرو» است که نسخه خطی آن در پامیر کشف شده وعبارت از شرح حال افسانه آمیزی است که هیچ گونه مناسبتی با سفرنامه حقیق ندارد…سمیونف توانسته است راجع به کتابی به نام«سفرنامه مشرق» اطلاعی به دست بیاورد.(آ.ی.برتلس،ناصرخسرو واسماعیلیان، ص150-151)
سفرنامه دو گونه ارزش دارد یکی ادبی دیگری اجتماعی
از لحاظ ادبی این کتاب یکی از نمونه های زیبا وارزنده نثر قرن پنجم هجری است ونشان دهنده اثری با همه خصوصیات سکی آن قرن، لغات آن چه تازی وچه پارسی در حد اعتدال وتراش خورده وکافی برای ادای مقصود است وجمله ها در حد رسائی است ودر مقام قیاس با تاریخ بیهقی تغییرات پیچیده ندارد ومتأثر از جمله بندی زبان عرب نیست، روان وبی پیرایه است ، معانی همه لباسی یک دست از الفاظ به تن دارند و وافی به مقصودند.
مسافری که نامش ناصر خسرو است وعلوم متداول زمان را با ژرفی آموخته است ودر خاندانی دیوانی گوشش به بسایری تعابیر واصطلاحات وفنون دبیری وتوسل آشناست وخود به فضل وادب شهرتی گرفته است وبر روابط مردم اجتماع از هر دست بینائی دارد واز زبانی گشاده برخوردار است وشنیده ها ودیده ها را می تواند خوب بازگو کند و مطالب را نیک بپرورد ودر قالب عبارات بریزد، با آینه خاطری چنین تابناک روی به سفر می اورد ، سه هزار فرسنگ زمین را زیر پا می کند، آینه خاطرش هر منظره ساکن یا متموج از طبیعت واجتماع را در ذهن تابناک منعکس می سازد وچون خودنقاش ومصور است، تا حدی که به نشان دادن آن مناظر خللی وارد نشود وتصویر جاندار وزباندار به چشم بیندگان درآید ، به کمک ذوق سلیم وذهن وقاد خطوط اصلی چهره های مشهودات ومسموعات را در خاطر رسم می کند واز راه اندیشه به کمک سرانگشتان هنرمند بر صفحه منقوش می سازد. بی گمان هر بخشی از سفرنامه که موقعی جغرافیایی را وصف می کند تصویری است که ناصر خسرو از آن کشیده است وبه اصطلاح امروز از آن عکس برداری کرده است اما نه عکس عادی ومعمولی بلکه عکسی که عکاسی هنرمند از زاویه خاص، که بتواند همه زیبائیها وخطوط وانحناها را روشن به دیده بیننده در آورد بر دارد ویا فیلمبرداری که بداند از میان مناظر گوناگون کدام قسمت را برگزیند که نشان دهنده ونماینده جان آن منظره باشد شما وقتی وصف قلعه شمیران را بخوانید وبعد تصویری را که از وضع امروز آن داریم ودر خلال صفحات کتاب جای داده ایم بنگرید با گذشت هزار سال، نوشته ناصر خسرو را اگر از عکس گویاتر نیابید در همان حد خواهید یافت .حال دیگر مواضع جغرافیایی نیز چنین است من می پندارم کسی که حد خواهید یافت حال دیگر مواضع جغرافیایی نیز چنین است من می پندارم کسی که وصف مکه وخانه کعبه واعمال حج را به دقت از این کتاب خوانده باشد وزیارت بیت الله الحرام او را دست دهد، با وجود فاصله هزار ساله، در انجام دادن اعمال حج، از آنان که پیشتر به ادای ای مراسم توفیق داشته اند باز پس نخواهد ماند نقاط تاریخی دیگر چون بیت المقدس ومشهد خلیل وغیره را که کمتر دستخوش تحول وتغییر وضع شده اند با این آشنائی ذهنی می توان همانند یک آشنا دیدار کرد کفه تصاویر مربوط به بیت المقدس که در کتاب جای داده ایم با کفه وصف ناصر خسرو از این شهر آسان برابر نمی تواند ایستاد.
اهمیت«سفرنامه»از نظر محتوای تحقیق:
با مطالعه متن تحقیق می‏توان پی به اهمیت‏ «سفرنامه»ناصر خسرو برد.«سفرنامه»ناصر خسرو از دو جنبه کلی قابل توجه است.نخست:ابعاد ادبی‏ «سفرنامه»از آنجا که ناصر خسرو در درجه اول یک‏ ادیب و شاعر بوده است،متن«سفرنامه»به عنوان یک‏ سند معتبر در متون ادبی جهت نیل به نکات و ظرایف‏ ادبیات فارسی تلقی می‏گردد.و باید به عنوان یکی از منابع و شاهکارهای تاریخ ادبیات فارسی به آن نگریست.
جنبه دوم اهمیت«سفرنامه»،ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن است که عمده توجه این نوشتار بدین جنبه‏ خواهد بود و جزئیات آن بررسی خواهد شد.

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *