متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

سرمایه فکری شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضای سازمان است(روس و همکاران 1997).
سرمایه فکری مجموعه منحصر به فردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت است و همچنین سرمایه فکری نیز به تغییر و تحولات این منابع مشهود و نامشهود نیز اطلاق میشود (گوپتا و همکاران ، 2001).
سرمایه فکری، مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت (دارایی) معنوی و تجربه است که باعث ایجاد ثروت می شوند و هنوز تعریف جهانشمولی برای آن وجود ندارد(استوارت ، 1997).
سرمایه فکری جستجو و پیگیری استفاده موثر از دانش (کالای ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام ) است(بونتیس، 1998).
سرمایه فکری یک دانش وسیع و گستردهای که مخصوص و منحصر به فرد برای هر شرکتی است که به شرکت اجازه میدهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد(موریتسن، 1995) .
سرمایه فکری یک جریان دانشی در درون شرکت است(دیرکز و کول، 1989).
سرمایه فکری بصورت گروهی از دارایی های دانشی تعریف می‏شود که به یک سازمان اختصاص دارند و جزو ویژگیهای یک سازمان محسوب میشوند و به طور قابل ملاحضهای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان، به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر میشود (مار، 2004).
با اینکه قریب به اتفاق مقالاتی که در زمینه سرمایه های فکری نوشته شده است روی متدها و چارچوبها و مدلها و سیستمها آگاهیهای خوبی به ما دادهاند ولی شرکت‏ها اکثرا به این موضوع بیتفاوت بوده و مقدار کمی از سازمآن‏ها و شرکت‏ها به طور گسترده به ارزیابی سرمایه های فکری خود پرداختهاند(کلین، 1998). بر طبق نظر کلین (1998) بسیاری از سازمآن‏ها سرمایههای فکری خود را با متغیرهایی همانند تحصیلات و سابقه اندازه گیری می‏کنند.
در حقیقت با توجه کردن به سرمایه فکری به چیزی جز دانش در سازمان توجه نکرده ایم و دانش در سازمان می تواند در سطوح مختلفی باشد. مفهوم دانش از نیمه دوم قرن بیستم اهمیتی بیشتر در بنگاهها و سازمآن‏ها به خود گرفت به حدی که اتحادیه اروپا استفاده از دانش را برای تبدیل شدن به قطب صنعتی در دنیا را بسیار مهم دانست. برای سالهای متمادی تئوریهای راهبردی شرکت‏ها بر این موضوع تاکید میکرد که سازمآن‏ها یک بدنه از دانش را در بر میگرفتند. با حرکت ما از عصر صنعتی به عصر دانش محور دانش تبدیل به عنصر کلیدی در رقابتها بین سازمآن‏ها و بنگاه ها و حتی ملت ها شد. دانش باید به صورتی مدیریت شود که مردم و سازمآن‏ها را به سمت تولید و نگه داری رفاه بیشتر سوق دهد. بر طبق گفته زک توانایی ساخت دانش و ادامه دادن آموزش یک مزیت رقابتی میباشد، زیرا دانش نوآورآن‏های که امروزگسترش پیدا کرده همان دانش پایهای برای فردا است(مارتینز تورس ، 2006).
دانش مزیت رقابتی بود که سازمآن‏ها و بنگاه ها با داشتن آن میتوانستند در دنیای رقابت پیشرفت بسیاری داشته باشند و باید دانست که دارایی‌های فکری سازمان مهمترین بخش دانش سازمانی است و نیاز به شناخت و اندازه‌گیری دارد (مار و چیوما، 2006). پس بنابراین تعریف سرمایه فکری هم می تواند شامل خود دانش (که به مالکیت فکری و یا دارایی فکری یک شرکت تبدیل شود) و هم نتیجه نهایی فرایند انتقال آن باشد. در مدلی به نام جایگاه ارزش سرمایه فکری به 3 جزء اصلی تقسیم بندی میشود که این تقسیم بندی عبارتند از : سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری یا سازمانی و سرمایه مشتری یا ارتباطی(ادوینسون و مالون ، 1997).
مفهوم سازی سرمایه فکری و اجزای سرمایه فکریتشخیص داده شده است که سرمایه فکری از جنبه های بسیاری در اقتصاد، جامعه شناسی ، سیاست و گسترش مدیریتی مورد توجه قرار گرفته است(پتی و گاتری، 2000)، که سرمایه فکری را به یک تحقیق برجسته در کسب و کار تبدیل کرده است (بونتیس و سرنکو، 2004). یکی دیگر از تحقیقات نشان می دهد که درک کامل از تکامل سرمایه های فکری زمینه در ریشه های تاریخی آن است.
در آخر ویژگی های سرمایه فکری در زیر مشخص شده است :
ناملموس بودن
حقیقتی که ارزش را ایجاد می کند
اثر رشد عمل جمعی
پس درانتها طبقه بندی مشترکی به وجود آمده است که در آن سرمایه فکری در 3 جنبه آمده است:
سرمایه انسانی
سرمایه ساختاری
سرمایه ارتباطی
اخیرا ، چهارمین عنصر هم به این 3 مورد اضافه شده است. روتبرگ و اریکسون (2002) سرمایه رقابتی را به عنوان یک عنصر مهم در سرمایه فکری معرفی کردند، هنگامی که داویس و مگووان (2002) سرمایه اجتماعی را انتخاب میکنند ، بحث میکنند که سرمایه فکری بر روی تغییرات و ترکیبات دانش که از ارتباطات جامعه پدیدار شده اند ساخته شده است.
اجماعی در این زمینه وجود دارد که هیچ یک از ابعاد به تنهایی با ارزش نیست. ارزش در میان تعامل موثر3 مولفه سرمایه فکری ساخته وایجاد می‏شود.سرمایه فکری دارای 2 مرتبه و 3 جزء به شکل زیر می باشد که توسط اعتماد و فرهنگ حمایت می‏شود.
276860232410
130810109855شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1- اجزای مختلف سرمایه فکری از دیدگاه بونتیس00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1- اجزای مختلف سرمایه فکری از دیدگاه بونتیس
در زیر به تعریف و بررسی هر یک از این اجزا می‌پردازیم :
سرمایه‌های انسانی
سرمایه‌های انسانی به قابلیت‌ها، مهارت‌ها و تخصص اعضای انسانی یک سازمان اتلاق می‌شود (مالکوم ، 2002) . سرمایه انسانی به عنوان یک عنصر از سرمایه فکری در نظر گرفته میشود و مهمترین سرچشمه پایدار مزیت رقابتی میباشد (ادوینسون و مالون ، 1997).
عنصر فکر در سرمایه‌های انسانی عنصری مهم می‌باشد . هدف اولیه از سرمایه‌های انسانی، نوآوری در کالا و خدمات و نیز بهبود فرایندهای بازرگانی است(مانریتسن، 2001).
اقتصادانان اعتقاد دارند که سرمایه انسانی یک قسمت مهم از ثروت یک ملت است که سرمایهگذاری انسانی به طور قابل ملاحظهای کیفیت کار را بهبود می‏بخشد که مهمترین منبع از رشد اقتصادی می باشد. (کولتز ، 1961).
سازمآن‏ها در محتویهای مختلفی عمل میکنند انتخاب سرمایه انسانی حاکی از مهمترین چیزی است که باید گزارش داده شود (اوردونز دی پابلوس، 2003) .
در یک سطح مشخص ، سرمایه انسانی ترکیبی از 4 عنصر است:
میراث ژنتیکی
تحصیلات
تجربه
نگرش در مورد زندگی و کسب و کار(هودسن ، 1993) .
بونتیس (1998) تشریح می کند که چشم انداز سازمانی ، به سرمایه انسانی به عنوان منبع نوآوری و تجدید استراتژی است. اگرچه سرمایه انسانی باید با عناصر ارتباطی و ساختاری در یک سازمان برای ایجاد ارزش آمیخته شود.
می توان گفت که سرمایه انسانی شامل تحصیلات شخصی ، مهارتها ، ارزش ها و تجربیات است این عناصرنمی توانند در سازمان به صورت دائم وجود داشته باشند(بونتیس ، 2008).
سرمایه‌های ساختاری(سازمانی)بهترین تعریف از سرمایه‌های ساختاری در تعریف مونریتسن قابل ارائه می‌باشد: سرمایه‌ ساختاری دانشی است که، در پایان هر روزکاری در سازمان باقی می‌ماند، به کل سازمان تعلق دارد و قابل تولید شدن مجدد و به اشتراک گذاشتن با دیگران است (مونریتسن ، 2001). این نوع سرمایه به وسیله‌ مزایای رقابتی یک شرکت به اضافه‌ی توانایی‌های کارکنان آن ایجاد می‌شود و شامل مواردی نظیر شهرت، تجربه، محصولات، خدمات و روش‌های تولید آن می‌گردد(رودو و لیلیارت ، 2002). سرمایه ساختاری یک دارایی با ارزش است که در حیطه داراییهای غیرانسانی شامل سیستمهای اطلاعاتی ، روالها، رویهها و پایگاههای داده است. این اسکلت بندی یک سازمان است زیرا ابزارها و معماری برای حفظ ، بسته بندی و جابجایی دانش در میان زنجیره ارزش را ایجاد می کند.
سرمایه‌ مشتری(ارتباطی)
سرمایه‌ ارتباطی، وابستگی‌های برون سازمانی مانند وفاداری‌مشتریان، حسن شهرت‌سازمان و روابط شرکت با تامین کنندگان منابع آن را شامل می‌شود. این موضوع از راه ارزش دریافت شده‌ یک مشتری از انجام داد و ستد با سازمان، تعریف می‌شود (مالکوم، 2002). در حقیقت دانشی است که در ارتباط با مشتریان، تامین‌کنندگان، انجمن‌های صنعتی یا دیگر سهام‌داران که روی زندگی سازمانی تاثیر می‌گذارند دیده می‌شود(بونتیس، 2008). بونتیس (1999) مفهوم سرمایه مشتری را برای تمام ارتباطات خارجی مانند : تامین‌کنندگان، اتحادیه‌های صنفی و سرمایه گذاری‌های مشترک گسترش داد. سرمایه ارتباطی در حقیقت در ارتباط با دانش جاسازی شده در ارتباط با مشتریان، تامین کنندگان ، انجمن های صنعتی یا تمام سهام‏دارانی که روی زندگی سازمان تاثیر می گذارند.
بونتیس (1999) مفهوم سرمایه مشتری را که شامل تمام روابط خارجی است را گسترش داد ( مانند تامین کنندگان ، انجمن های تجارتی و سرمایه گذاری مشترک). بونتیس همچنین بحث کرد که سرمایه ارتباطی می تواند به عنوان یک وظیفه بلند مدت باشد که قابل اندازه گیری است و دفاع می کند که مفهومش را از بازارگرایی بدست آورده است(کوهلی و جاوروسکی ، 1990).
بازارگرایی به عنوان سازمان - نسل باز ، انتشار و پاسخ به هوش بازار است. هوش بازار یک مفهوم گسترده است که شامل نیازهای کلامی شده مشتریان و تنظیمات و تجزیه و تحلیل عناصر برون زاد که روی نیازها و ترجیحات تاثیر می گذارند. اگرچه به وسیله متغیرهای داخلی و خارجی متعادل شده اند ، شواهد زیادی در ارتباط با رابطه مثبت بین ارتباط و بازار گرایی وجود دارد :
کارایی کسب و کار
کارایی محصول جدید
نوآوری یا
یادگیری سازمانی (نارور و اسلاتر ، 1995) .
فرهنگ و اعتمادفرهنگ در حقیقت عامل نگه دارنده ای است که بنگاه را کنار هم نگه می دارد. در طول زمان تکامل می یابد، از دانش عمیق از قابلیت های داخلی سازمان، چشم انداز، سنت ها و ارزش است. یک فرهنگ ، که مردم آن احساس راحتی می‏کنند با شکست و تشویق شرکت و نوآوری ارتقا می یابد. اعتماد یکی از ساختار های اساسی در زندگی سازمانی است(روزات و همکاران، 1998) .
اعتماد در ادبیات به عنوان یک پیش نیاز برای به اشتراک گذاری دانش مورد بحث قرارمیگیرد(رولند و چاول ، 2000).
بیان مسئلهبا توجه به تعارفی که از سرمایه فکری در بخش مقدمه آمده است، بنیان اساسی سرمایه فکری دانش می باشد. پس هنگامی که به سرمایه فکری در سازمآن‏ها توجه میتماییم به چیزی جز دانش در سازمان توجه نکرده ایم. پس سرمایه فکری جزیی اساسی در شرکت های دانش بنیان می باشند. از طرفی شرکت های نرم‏افزاری نیز نوعی شرکت دانش بنیان می باشد و به همین دلیل موضوع سرمایه فکری در آن اهمیت پیدا می کند.
با توجه به عملکرد ضعیف شرکت‏های نرم‏افزاری در بازار رقابتی نیاز به بهبود این عملکرد بسیار احساس می‏شود . چنانچه مدیران شرکت‏های نرم‏افزاری را در بهت ناشی از عدم عملکرد درست شرکتشان قرار گرفته اند تا جایی که بهره وری آن‏ها پایین آمده و جایگاه خود را در بازار از دست داده و به طبع آن پروژه‏ها به شرکت های رقیب واگذار می‏شود که این پیامد منفی یعنی عدم عملکرد مناسب شرکت نرم‏افزاری به ورشکستگی آن‏ها منجر خواهد شد. با توجه به جلسات مداومی که در هنگام تفهیم پروپوزال اینجانب به شرکت‏های نرم‏افزاری برگزار شد، عوامل زیادی به گفته مدیران این شرکت‏ها منجر به پایین آمدن سطح عملکرد آن‏ها می‏شود، شناسایی شدند. برخی از این عوامل به شرح زیر هستند:
کمبود دوره های ضمن خدمت که منجر به نارضایتی نیروهای متخصص می‏شود.
عدم بروز خلاقیت و نوآوری نیروهای متخصص که منجر به بی‏انگیزگی آن‏ها خواهد شد.
عدم دانش کافی در برخی موارد یا تجربه مناسب در برخورد با پروژه‏ها نرم‏افزاری.
نبود یا کوچک بودن واحد تحقیق و توسعه در شرکت‏های نرم‏افزاری.
نبود رویه های و بسترهای مناسبی مانند رویه های کسب و کار سیستم‏های مدیریتی اطلاعاتی، پایگاه داده های مناسب برای نگهداری اطلاعات مربوط به کارکنان .
عدم وجود نیروهای متخصص در زمینه شرکت در مناقصه برای پروژه‏ها.
عدم اعتماد شرکت های نرم‏افزاری به هم که این موضوع منجر به عدم همکاری‏های لازم آن‏ها می‏شود.
عدم وجود اتحادهای استراتژیک مناسب بین شرکت‏های بزرگ تولید کننده نرم افزار.
عدم توجه کافی به مشتریان سازمان به عنوان عنصری کلیدی در پروژه‏ها.
این موارد تنها بخشی از مواردی هستند که باعث می شوند، توجه پژوهشگر به عنصر دانش و همچنین دارایی های نامشهود در سازمان جلب شود.
در صورتی که طبق مدلی که در قسمت فرضیه بیان می‏شود رابطه بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی تحقیق شود با توجه به پارامترهای مختلف سرمایه فکری می توان عملکرد سازمانی را بهبود بخشیدو همچنین مشکلات ناشی از عدم توجه به سرمایه فکری به عنوان دارایی نامشهود را در سازمان بهبود بخشید. بنابراین مسئله ای به صورت زیر پیش می آید.
آیا بین سرمایه فکری و عملکردسازمانی رابطه ای و جود دارد ؟
که در آن سرمایه های فکری شامل : سرمایه های انسانی و سرمایه های ساختاری و سرمایه های مشتری است وعملکرد سازمانی در حقیقت شامل کارایی در بهره وری و کارایی در قابلیت سود دهی بنگاه و کارایی در ارزش بازار تعریف می‏شود.
اهمیت موضوعهوانگ و چنگ و چن (2005) نشان دادند که سرمایه فکری شرکت‏ها یک تاثیر مهم بر روی ارزش بازار و عملکرد مالی دارد و ممکن است یک نشانگر برای عملکرد مالی آینده باشد. علاوه بر آن متوجه شدند که محققان ممکن است ارزشهای متفاوتی را برای 3 ترکیب کارایی ایجاد ارزش (سرمایه گذاری فیزیکی ، سرمایه گذاری انسانی ، سرمایه گذاری ساختاری ) در نظر بگیرند. هان کک، پلومن و تن (2007) متوجه شدند که عملکرد شرکت و سرمایه فکری به صورت مثبتی به هم مربوطند. سرمایه فکری به عملکرد آینده شرکت مربوط است. هوانگ و لیو (2005) تاثیر متقابل بین نوآوری سرمایه و اثرات سرمایه فکری بر روی عملکرد شرکت‏ها را مورد تحقیق قرار دادند. یافته اصلی تحقیق آن‏ها این است که بعد از در نظر گرفتن تاثیر متقابل سرمایه نوآوری و سرمایه فکری یک تاثیر ثابت مثبت بررسی عملکرد شرکت مشاهده گردیده است. شرکت‏ها باید جهات مختلف سرمایه فکری را برای پیشرفت عملکرد شرکت هماهنگ کنند.در نتیجه شرکت‏ها هر چه بیشتر تلاش خود را صرف مدیریت و اداره سرمایه فکری کنند در عوض آن‏ها عملکرد بیشتر و سود اقتصادی افزونتری را دریافت می‏نمایند(مین لو و دیگران ، 2009)
مار و دیگران (2003) علل توجه به اندازه گیری سرمایه فکری را اینگونه بر می شمارند:
کمک به سازمآن‏ها برای تنظیم استرتژی آن‏ها.
ارزیابی اجرای استراتژی‏ها.
کمک به تصمیمات گسترش و تنوع.
استفاده از نتایج اندازه گیری سرمایه فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمت.
ابلاغ این دارایی ها به ذینفعان خارجی سازمآن‏ها.
چون شرکت‏های نرم‌افزاری در تهران و در کل صنایع نرم‌افزار، امروزه گسترش چشم گیری یافته‌اند و با توجه به اینکه بسیاری از بنگاه‌ها دچار تغییرات چشمگیری در زمینه استفاده از تکنولوژی شده‌اند ضروری دیدم که ارزش سرمایه‌های فکری را در صنعت نرمافزار اندازه گیری کنم و نشان دهم که این موضوع با عملکرد سازمانی در آن‏ها رابطه مستقیمی دارد و میتوان از نتایج این اندازه‌گیری برای به روز کردن سیستم‌های مالی و همین طور تراز نامه های مالی استفاده کرد تا بنگاه بتواند به درستی ارزش دارایی های نامشهود‌اش را دریابد. پس می توان اهمیت موضوع را در چند مورد زیر یافت:
بهبود بازدهی در شرکت‏های نرم‏افزاری.
کاهش ترک خدمت سرمایه انسانی.
توجه به مالکیت حقوق معنوی.
توجه به روالها، پایگاه داده ها و سیستم‏های شرکت‏های نرم‏افزاری.
بهبود رضایت مشتری و کارفرما
بالا بردن دانش فنی کارکنان
ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر شرکت‏ها.
بالا بردن خلاقیت و نوآوری کارکنان
بالا بردن سطح توجه و اعتماد به واحد تحقیق و توسعه.
این دلایل تنها تعدادی از دلایلی هستند که نشان دهنده اهمیت پرداختن به این مقوله را در صنعت نرم افزار در سطح تهران توجیه می کند.

متن کامل در سایت امید فایل 

اهداف تحقیقبا توجه به مدلی که در صفحات بعدی ارائه خواهد شد، از اهداف این تحقیق می‌توان اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری و همچنین پررنگ کردن سرمایه فکری با توجه به رابطه آن با عملکرد شرکت‏ها و بالا بردن بهره وری این شرکت‏ها با استفاده از اندازه‌گیری سرمایه های فکری و مشخص‌کردن اجزای زیرین سرمایه‌های انسانی و ساختاری و ارتباطی و مشخص کردن ارتباط داخلی آن‏ها نام برد. پس می توان از اهداف تحقیق موارد زیر را بر شمرد
اطلاع از وضعیت (نسبی) اجزای این سرمایه فکری در شرکت های نرم‏افزاری سطح تهران.
ارایه راهکارها و پیشنهادات لازم برای بهبود سرمایه های فکری و اجزای آن.
بررسی رابطه سرمایه فکری و اجزای آن با عملکرد سازمانی شرکت‏های نرم‏افزاری.
بهبود بهره وری در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیلی بهبود عملکرد سازمانی.
بهبود ارزش بازار در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیل بهبود عملکرد سازمانی.
بهبود قابلیت سود دهی در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیل بهبود عملکرد سازمانی.
بررسی زیر مجموعه های هر یک از اجزای سرمایه فکری یعنی سرمایه انسانی ، ساختاری و سرمایه ارتباطی و مقدار تاثیر گذاری اجزای سرمایه های انسانی و ساختاری و ارتباطی بر روی آن‏ها.
بررسی مدلی که شامل ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی در شرکت‏ها نرم‏افزاری (در این پژوهش مدل بونتیس).
بررسی مقدار تاثیر گذاری هر یک از عناصر سرمایه فکری بر روی عملکرد سازمانی شرکت‏های نرم‏افزاری.
فرضیات تحقیقهمانطور که گفته شد ارزش بر طبق نظر ادوینسون و مالون از سه قسمت به صورت زیر تشکیل شده است .
742950154305
1208405173355شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 2- اجزای سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 2- اجزای سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون
و همین طور بر طبق مدل(بونتیس، 1999) بین سرمایه های فکری و عملکرد سازمانی فرضیات زیر را در نظر می‌گیریم :
934720-164465
334010109220شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)
طبق مدل تحقیقاتی این پرپوزال یک ارتباط مستقیم مثبتی بین سرمایه فکری وعملکرد سازمانی وجود دارد. که سرمایه فکری به سه جزء سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی تقسیم می‏شود.فرضیه های این پرپوزال به 2 بخش فرضیه اصلی و فرعی تقسیم بندی میشود پس اولین فرض به صورت زیر است :
سفرضیه اصلیفرضیه اول : بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
همچنین فرضیههای فرعی این تحقیق به صورت زیر میباشند.
فرضیه دوم: بین آموزش و یادگیری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین تجربه و تخصص با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین خلاقیت و نوآوری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین سیستمها و برنامهها با سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه ششم: بین تحقیق و توسعه با سرمایه ساختار رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هفتم: بین حقوق صاحبان سرمایه و سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هشتم: بین اتحادها، مجوزها، قراردادها با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه نهم: بین ارتباط با شرکا، تامین کنندگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه دهم: بین دانش در مورد شرکا، تامینکننگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه یازدهم: بین ارزش بازار و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه دوازدهم: بین بهرهوری و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه سیزدهم: بین قابلیت سودهی و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
همچنین سرمایه انسانی و ساختاری و ارتباطی دارای اجزایی هستند که این اجزا با ضرایبی تعیین کننده هریک از این سرمایهها میباشند.
رابطه بین این اجزا در زیر آمده است:
سرمایه فکری به صورت معنی داری با سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی ، رابطه دارد.
پس داریم :
سرمایه فکری = X0 + X1(سرمایه فکری) + X2(سرمایه ساختاری) + X3(سرمایه رابطه ای)
که در آن انتظار می رود X1,X2,X3 >0
بر طبق مدل ارائه شده سرمایه انسانی به 4 زیر قسمت تقسیم بندی شده است زامبون (2002) سرمایه انسانی را حاصل دانش جمع آوری شده و نوآوری و خلاقیت افراد در سازمان ارزیابی می کند. پس بنابراین رابطه زیر در نظر گرفته می‏شود:
سرمایه انسانی رابطه مستقیم با خلاقیت و نوآوری ، آموزش و پرورش و تجربه و تخصص دارد.پس داریم :
(تجربه و تخصص)X3 +)آموزش و پرورش)X2 +(خلاقیت ونوآوری)X1 +X0 = سرمایه انسانی
که در آن X0,X1,X2,X3 >0
سرمایه های ساختاری شامل انباری از دانش غیر انسانی است در یک سازمان که در سیستم‏ها و پایگاه داده‌ها و برنامه‌ها ذخیره شده‌است(ادوینسون و مالکوم ، 1997)
در حقیقت ، عناصر سرمایه ساختاری می توانند به طور قانونی از پتنتها و علامتهای تجاری که در نتیجه سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه است حمایت شوند.
سرمایه ساختاری در رابطه مستقیمی است با سیستمها و برنامه ها ، تحقیق و توسعه و در ارتباط عکس است با حقوق فکری صاحبان.
(حقوق مالکیت معنوی)X3 –(تحقیق و توسعه)X2+ (برنامه ها و سیستمها)X1+X0=سرمایه ساختاری
سرمایه ارتباطی در ارتباط است با قسمت های خارجی مثل مشتریان ،تامین کنندگان ، شرکا و دیگر سهام‏داران خارجی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 23333 fuka.irمی توانید ببینید