–6

225425110490

2439670275590دانشگاه آزاد اسلامی
واحد تهران مرکزی
دانشکده مدیریت-گروه مدیریت اجرایی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A )
گرایش : “بازاریابی”
عنوان :
اندازهگیری سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد سازمانی در شرکت‏های نرمافزاری در سطح شهر تهران
استاد راهنما:
جناب آقای دکتر امیرکبیری
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر صالح اردستانی
پژوهشگر :
مهدی محسنیپور گلمغانی
بهار1392
تقدیم به:
پدر و مادر عزیزم که وجودم از وجود آن‏ها نشات گرفته است …
با تشکر از جناب آقای دکتر امیرکبیری و جناب آقای دکتر صالح اردستانی که زحمات زیادی در به سرانجام رسیدن این پایان نامه کشیدند و همچنین از کلیه مدیران شرکت‏های نرم‏افزاری که در انجام این پژوهش با من همکاری کردند کمال تشکر را دارم.
فهرست مطالبعنوان شماره صفحه
TOC o “1-3” h z u فصل1- کلیات طرح PAGEREF _Toc417720517 h 11-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720518 h 21-1-1- مفهوم سازی سرمایه فکری و اجزای سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720519 h 51-1-2- سرمایه‌های انسانی PAGEREF _Toc417720520 h 71-1-3- سرمایه‌های ساختاری(سازمانی) PAGEREF _Toc417720521 h 81-1-4- فرهنگ و اعتماد PAGEREF _Toc417720522 h 91-2- بیان مسئله PAGEREF _Toc417720523 h 101-3- اهمیت موضوع PAGEREF _Toc417720524 h 121-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc417720525 h 131-5- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc417720526 h 141-5-1- سفرضیه اصلی PAGEREF _Toc417720527 h 171-6- قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc417720528 h 191-6-1- قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc417720529 h 191-6-2- قلمرو زمانی PAGEREF _Toc417720530 h 191-6-3- قلمرو مکانی PAGEREF _Toc417720531 h 191-7- روش تحقیق PAGEREF _Toc417720532 h 201-8- روش نمونه برداری PAGEREF _Toc417720533 h 201-9- جامعه تحقیق PAGEREF _Toc417720534 h 211-10- پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc417720535 h 211-11- تعریف متغیرها و دادهها PAGEREF _Toc417720536 h 26فصل2- ادبیات موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc417720537 h 282-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720538 h 292-1-1- چیستی و چگونگی دانش PAGEREF _Toc417720539 h 312-1-2- اشکال جدید منابع سازمانی PAGEREF _Toc417720540 h 322-2- سرمایه فکری و رویکردهای آن PAGEREF _Toc417720541 h 412-2-1- مقدمه و تاریخچه PAGEREF _Toc417720542 h 412-2-2- سرمایه انسانی PAGEREF _Toc417720543 h 482-2-3- سرمایه ساختاری PAGEREF _Toc417720544 h 502-2-4- حسابداری دارایی های نامشهود و سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720545 h 512-2-5- طبقه بندی و مدلهای سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720546 h 512-2-6- سنجش سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720547 h 522-2-7- مدلهای توصیفی سنجش سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720548 h 542-2-8- نتیجه گیری PAGEREF _Toc417720549 h 762-3- عملکرد سازمانی PAGEREF _Toc417720550 h 772-3-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720551 h 772-3-2- تعریف سنجش عملکرد PAGEREF _Toc417720552 h 782-3-3- نتیجه گیری PAGEREF _Toc417720553 h 81فصل3- روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc417720554 h 823-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720555 h 833-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc417720556 h 843-3- قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc417720557 h 853-3-1- قلمرو مکانی PAGEREF _Toc417720558 h 863-3-2- قلمرو زمانی PAGEREF _Toc417720559 h 863-4- روش نمونه گیری PAGEREF _Toc417720560 h 863-5- شیوه های گردآوری داده های اطلاعاتی PAGEREF _Toc417720561 h 873-5-1- روش های کتابخآن‏های PAGEREF _Toc417720562 h 873-5-2- بررسی میدانی PAGEREF _Toc417720563 h 873-6- تعیین روایی PAGEREF _Toc417720564 h 883-6-1- روایی محتوا PAGEREF _Toc417720565 h 893-7- تعیین پایایی PAGEREF _Toc417720566 h 893-8- تحلیل عاملی PAGEREF _Toc417720567 h 903-8-1- بنیآن‏های اولیه تحلیل عاملی PAGEREF _Toc417720568 h 913-8-2- درک مفهومی تحلیل عاملی و کاربرد آن PAGEREF _Toc417720569 h 913-8-3- مفاهیم کلیدی روش تحلیل عاملی PAGEREF _Toc417720570 h 923-8-4- مراحل اجرای تحلیل عاملی PAGEREF _Toc417720571 h 933-8-5- روش KMO PAGEREF _Toc417720572 h 943-8-6- روش بارتلت PAGEREF _Toc417720573 h 943-8-7- معیارهای استخراج تعداد عاملها PAGEREF _Toc417720574 h 983-8-8- معیار تعیین سطح معنی داری بارهای عاملی PAGEREF _Toc417720575 h 993-9- مدل یابی معادلات ساختاری PAGEREF _Toc417720576 h 993-9-1- اندیشه اساسی زیربنای مدل یابی ساختاری PAGEREF _Toc417720577 h 1003-9-2- توسعه مدل های علّی PAGEREF _Toc417720578 h 1013-9-3- موارد کاربرد روش لیزرل PAGEREF _Toc417720579 h 1013-9-4- نرم افزار لیزرل PAGEREF _Toc417720580 h 1023-9-5- تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی PAGEREF _Toc417720581 h 1023-9-6- آزمون های برازندگی مدل کلی PAGEREF _Toc417720582 h 104فصل4- تجزیه وتحلیل داده ها PAGEREF _Toc417720583 h 1064-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720584 h 1074-2- تحلیلهای آماری مربوط به پژوهش PAGEREF _Toc417720585 h 1084-2-1- آمار توصیفی PAGEREF _Toc417720586 h 1094-2-2- آمار استباطی PAGEREF _Toc417720587 h 1124-3- بررسی فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc417720588 h 1214-4- معادلات اندازه گیری و ساختاری PAGEREF _Toc417720589 h 1254-4-1- اندازه گیری های موجود در معادلات بر طبق خروجی LISREL PAGEREF _Toc417720590 h 126فصل5- نتیجه گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc417720591 h 1325-1- مقدمه PAGEREF _Toc417720592 h 1335-2- نتیجه گیری حاصل از تحلیل نتایج تحقیق PAGEREF _Toc417720593 h 1335-2-1- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه اول PAGEREF _Toc417720594 h 1335-2-2- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه دوم PAGEREF _Toc417720595 h 1335-2-3- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه سوم PAGEREF _Toc417720596 h 1345-2-4- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه چهارم PAGEREF _Toc417720597 h 1345-2-5- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه پنجم PAGEREF _Toc417720598 h 1345-2-6- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه ششم PAGEREF _Toc417720599 h 1355-2-7- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه هفتم PAGEREF _Toc417720600 h 1355-2-8- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه هشتم PAGEREF _Toc417720601 h 1355-2-9- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه نهم PAGEREF _Toc417720602 h 1365-2-10- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه دهم PAGEREF _Toc417720603 h 1365-2-11- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه یازدهم PAGEREF _Toc417720604 h 1365-2-12- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه دوازدهم PAGEREF _Toc417720605 h 1365-2-13- نتیجه گیری و تحلیل فرضیه سیزدهم PAGEREF _Toc417720606 h 1375-2-14- نتیجه گیری و تحلیل رتبه بندی ابعاد مختلف سرمایهفکری PAGEREF _Toc417720607 h 1375-3- پیشنهادات اجرایی PAGEREF _Toc417720608 h 1395-3-1- پیشنهادات بر مبنای نتایج و یافته های تحقیق PAGEREF _Toc417720609 h 1395-4- پیشنهادات برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc417720610 h 1425-5- محدودیتهای تحقیق PAGEREF _Toc417720611 h 142فصل6- منابع و مراجع PAGEREF _Toc417720612 h 145فصل7- ضمیمه ها PAGEREF _Toc417720613 h 149
فهرست اشکال TOC h z c “شکل” شکل ‏11- اجزای مختلف سرمایه فکری از دیدگاه بونتیس PAGEREF _Toc417720614 h 6شکل ‏12- اجزای سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون PAGEREF _Toc417720615 h 15شکل ‏13- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008) PAGEREF _Toc417720616 h 16شکل ‏21- روند سنجشی سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720617 h 53شکل ‏22- دسته بندی مدلهای توصیفی سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720618 h 54شکل ‏23- مدل ارزش گذاری حقوق انحصار معنوی PAGEREF _Toc417720619 h 59شکل ‏41- مدل پیشنهادی برای سرمایه فکری در این تحقیق PAGEREF _Toc417720620 h 118شکل ‏42- مدل در حالت استاندارد در LISREL PAGEREF _Toc417720621 h 119شکل ‏43- مدل در حالت مقدار محاسبه t PAGEREF _Toc417720622 h 121شکل ‏44- مدل معادلات ساختاری تحقیق شده برای سرمایه فکری و تاثیر آن بر عملکرد سازمانی PAGEREF _Toc417720623 h 125
فهرست جداول
TOC h z c “جدول” جدول ‏21- تاثیرگذارترین تلاشها در جهت سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720624 h 44جدول ‏22- شاخصها و سنجه های کارت امتیازی متوازن (خاکاوند و همکاران، 1388) PAGEREF _Toc417720625 h 68جدول ‏23- شاخصها و سنجههی مدل اسکاندیا (ادوینسون و مالون، 1997) PAGEREF _Toc417720626 h 73جدول ‏24- طبقه بندی عاملهای عمومی موفقیت در سنجش عملکرد منبع خاکاوند و همکاران، 1388 PAGEREF _Toc417720627 h 81جدول ‏41- آلفای کرون باخ به ازای تمام متغیرهای پنهان مستقل و وابسته PAGEREF _Toc417720628 h 108جدول ‏42- آمار توصیفی مربوط به سرمایه انسانی PAGEREF _Toc417720629 h 110جدول ‏43- آمار توصیفی مربوط به سرمایه ساختاری PAGEREF _Toc417720630 h 110جدول ‏44- آمار توصیفی مربوط به سرمایه ارتباطی PAGEREF _Toc417720631 h 111جدول ‏45- آمار توصیفی مربوط به عملکرد سازمانی PAGEREF _Toc417720632 h 111جدول ‏46- شاخص KMO به ازای عاملها PAGEREF _Toc417720633 h 113جدول ‏47- بارهای عاملی استخراج شده در یک گروه، سرمایه انسانی PAGEREF _Toc417720634 h 115جدول ‏48- بارهای عاملی استخراج شده در یک گروه، سرمایه ساختاری PAGEREF _Toc417720635 h 115جدول ‏49- بارهای عاملی استخراج شده در یک گروه، سرمایه ارتباطی PAGEREF _Toc417720636 h 116جدول ‏410- بارهای عاملی استخراج شده در یک گروه، عملکرد سازمانی PAGEREF _Toc417720637 h 116جدول ‏411- روابط بین متغیرها و علائم اختصاری مربوطه PAGEREF _Toc417720638 h 119جدول ‏412- شاخص های نیکویی بدست آمده به ازای مدل پژوهش PAGEREF _Toc417720639 h 120جدول ‏51- رتبه بندی ابعاد و متغیرهای سرمایه فکری PAGEREF _Toc417720640 h 138فهرست اختصارات
Meaning Acronym
Business Performance BP
Human Capital HC
Intellectual Capital IC
Intellectual Property Rights IPRs
Relational Capital RC
Structural Capital SC
Structural Equition Modeling SEM
کلیات طرحمقدمهچندیست که مقولهای به نام سرمایه فکری در نظر مدیران و صاحبان فن اهمیتهای فراوانی پیدا کرده است . میدانیم که داراییها در سازمان به دو بخش داراییهای مرئی و نامرئی تقسیم بندی میشود از جمله داراییهای مرئی می توان سرمایه در گردش و یا حساب بانکی شخص یا بنگاه را دانست و داراییهای نامشهود خود به دو دسته تقسیم بندی می شوند:
داراییهای نامشهودی که به وسیله قانون حمایت شدهاند و به آن‏ها عنوان مالکیت معنوی دادهاند و شامل حق امتیازها و کپی رایت و فرانشیز و علایم و مارکهای تجاری است . که برخی از موارد آن در ترازنامه منعکس می شوند.
سایر داراییهای نامشهودی که شامل سرمایههای فکری است که تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل میکنند یعنی با استفاده بیشتر از آن‏ها ، از ارزش آن‏ها کاسته نمیشود و معمولا در ترازنامه منعکس نمی شوند (تایلس و همکاران و 2000).
109735213692876با ورود تکنولوژی و تکنولوژیکی شدن بنگاهها مفاهیم جدیدی در عرصه کسب و کار به وجود آمدند، ما نیازمند نیروی متخصص شدیم تا بتوانیم از تکنولوژیها استفاده کنیم و از آن‏ها بهره ببریم و همینطور در سطح سازمان نیازمند سیستمها و برنامهها و واحد تحقیق و توسعه شدیم و با بالا گرفتن رقابت بین بنگاهها، ارتباط با مشتری در راس کار هر بنگاه قرار گرفت، اتحادهای استراتژیک به وجود آمد و ارتباطات نزدیکی بین تامین کنندگان مواد اولیه و بنگاه ها به وجود آمد به همین دلیل نیازمند این شدیم که در قالب یک مفهوم آن را بررسی کنیم و بهترین واژه برای آن سرمایههایفکری است. در حال حاضر تعریف جهانشمولی از سرمایه فکری وجود ندارد که تمامی متخصصین بر روی آن اتفاق نظر داشته باشند ولی در ذیل به مهمترین این تعریف ها که سرمایه فکری را تا حد قابل قبولی روشن می سازد می پردازیم:
یک چیز فرار و گریزان است اما زمانیکه کشف شود ومورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر می سازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند (بونتیس ، 1996) .
سرمایه فکری شامل همه فرآیندها و داراییهایی است که به طور معمول و سنتی در ترازنامه نشان داده نمی شوند و همچنین شامل آن دسته از داراییهای نامشهودی مانند علایم تجاری یا مارک ها و حق امتیاز است که روشهای حسابداری مدرن آن‏ها را در نظر می گیرد (روس و همکاران ، 1997).
سرمایه فکری شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضای سازمان است(روس و همکاران 1997).
سرمایه فکری مجموعه منحصر به فردی از منابع مشهود و نامشهود شرکت است و همچنین سرمایه فکری نیز به تغییر و تحولات این منابع مشهود و نامشهود نیز اطلاق میشود (گوپتا و همکاران ، 2001).
سرمایه فکری، مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت (دارایی) معنوی و تجربه است که باعث ایجاد ثروت می شوند و هنوز تعریف جهانشمولی برای آن وجود ندارد(استوارت ، 1997).
سرمایه فکری جستجو و پیگیری استفاده موثر از دانش (کالای ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام ) است(بونتیس، 1998).
سرمایه فکری یک دانش وسیع و گستردهای که مخصوص و منحصر به فرد برای هر شرکتی است که به شرکت اجازه میدهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد(موریتسن، 1995) .
سرمایه فکری یک جریان دانشی در درون شرکت است(دیرکز و کول، 1989).
سرمایه فکری بصورت گروهی از دارایی های دانشی تعریف می‏شود که به یک سازمان اختصاص دارند و جزو ویژگیهای یک سازمان محسوب میشوند و به طور قابل ملاحضهای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان، به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر میشود (مار، 2004).
با اینکه قریب به اتفاق مقالاتی که در زمینه سرمایه های فکری نوشته شده است روی متدها و چارچوبها و مدلها و سیستمها آگاهیهای خوبی به ما دادهاند ولی شرکت‏ها اکثرا به این موضوع بیتفاوت بوده و مقدار کمی از سازمآن‏ها و شرکت‏ها به طور گسترده به ارزیابی سرمایه های فکری خود پرداختهاند(کلین، 1998). بر طبق نظر کلین (1998) بسیاری از سازمآن‏ها سرمایههای فکری خود را با متغیرهایی همانند تحصیلات و سابقه اندازه گیری می‏کنند.
در حقیقت با توجه کردن به سرمایه فکری به چیزی جز دانش در سازمان توجه نکرده ایم و دانش در سازمان می تواند در سطوح مختلفی باشد. مفهوم دانش از نیمه دوم قرن بیستم اهمیتی بیشتر در بنگاهها و سازمآن‏ها به خود گرفت به حدی که اتحادیه اروپا استفاده از دانش را برای تبدیل شدن به قطب صنعتی در دنیا را بسیار مهم دانست. برای سالهای متمادی تئوریهای راهبردی شرکت‏ها بر این موضوع تاکید میکرد که سازمآن‏ها یک بدنه از دانش را در بر میگرفتند. با حرکت ما از عصر صنعتی به عصر دانش محور دانش تبدیل به عنصر کلیدی در رقابتها بین سازمآن‏ها و بنگاه ها و حتی ملت ها شد. دانش باید به صورتی مدیریت شود که مردم و سازمآن‏ها را به سمت تولید و نگه داری رفاه بیشتر سوق دهد. بر طبق گفته زک توانایی ساخت دانش و ادامه دادن آموزش یک مزیت رقابتی میباشد، زیرا دانش نوآورآن‏های که امروزگسترش پیدا کرده همان دانش پایهای برای فردا است(مارتینز تورس ، 2006).
دانش مزیت رقابتی بود که سازمآن‏ها و بنگاه ها با داشتن آن میتوانستند در دنیای رقابت پیشرفت بسیاری داشته باشند و باید دانست که دارایی‌های فکری سازمان مهمترین بخش دانش سازمانی است و نیاز به شناخت و اندازه‌گیری دارد (مار و چیوما، 2006). پس بنابراین تعریف سرمایه فکری هم می تواند شامل خود دانش (که به مالکیت فکری و یا دارایی فکری یک شرکت تبدیل شود) و هم نتیجه نهایی فرایند انتقال آن باشد. در مدلی به نام جایگاه ارزش سرمایه فکری به 3 جزء اصلی تقسیم بندی میشود که این تقسیم بندی عبارتند از : سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری یا سازمانی و سرمایه مشتری یا ارتباطی(ادوینسون و مالون ، 1997).
مفهوم سازی سرمایه فکری و اجزای سرمایه فکریتشخیص داده شده است که سرمایه فکری از جنبه های بسیاری در اقتصاد، جامعه شناسی ، سیاست و گسترش مدیریتی مورد توجه قرار گرفته است(پتی و گاتری، 2000)، که سرمایه فکری را به یک تحقیق برجسته در کسب و کار تبدیل کرده است (بونتیس و سرنکو، 2004). یکی دیگر از تحقیقات نشان می دهد که درک کامل از تکامل سرمایه های فکری زمینه در ریشه های تاریخی آن است.
در آخر ویژگی های سرمایه فکری در زیر مشخص شده است :
ناملموس بودن
حقیقتی که ارزش را ایجاد می کند
اثر رشد عمل جمعی
پس درانتها طبقه بندی مشترکی به وجود آمده است که در آن سرمایه فکری در 3 جنبه آمده است:
سرمایه انسانی
سرمایه ساختاری
سرمایه ارتباطی
اخیرا ، چهارمین عنصر هم به این 3 مورد اضافه شده است. روتبرگ و اریکسون (2002) سرمایه رقابتی را به عنوان یک عنصر مهم در سرمایه فکری معرفی کردند، هنگامی که داویس و مگووان (2002) سرمایه اجتماعی را انتخاب میکنند ، بحث میکنند که سرمایه فکری بر روی تغییرات و ترکیبات دانش که از ارتباطات جامعه پدیدار شده اند ساخته شده است.
اجماعی در این زمینه وجود دارد که هیچ یک از ابعاد به تنهایی با ارزش نیست. ارزش در میان تعامل موثر3 مولفه سرمایه فکری ساخته وایجاد می‏شود.سرمایه فکری دارای 2 مرتبه و 3 جزء به شکل زیر می باشد که توسط اعتماد و فرهنگ حمایت می‏شود.
276860232410
130810109855شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1- اجزای مختلف سرمایه فکری از دیدگاه بونتیس00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 1- اجزای مختلف سرمایه فکری از دیدگاه بونتیس
در زیر به تعریف و بررسی هر یک از این اجزا می‌پردازیم :
سرمایه‌های انسانی
سرمایه‌های انسانی به قابلیت‌ها، مهارت‌ها و تخصص اعضای انسانی یک سازمان اتلاق می‌شود (مالکوم ، 2002) . سرمایه انسانی به عنوان یک عنصر از سرمایه فکری در نظر گرفته میشود و مهمترین سرچشمه پایدار مزیت رقابتی میباشد (ادوینسون و مالون ، 1997).
عنصر فکر در سرمایه‌های انسانی عنصری مهم می‌باشد . هدف اولیه از سرمایه‌های انسانی، نوآوری در کالا و خدمات و نیز بهبود فرایندهای بازرگانی است(مانریتسن، 2001).
اقتصادانان اعتقاد دارند که سرمایه انسانی یک قسمت مهم از ثروت یک ملت است که سرمایهگذاری انسانی به طور قابل ملاحظهای کیفیت کار را بهبود می‏بخشد که مهمترین منبع از رشد اقتصادی می باشد. (کولتز ، 1961).
سازمآن‏ها در محتویهای مختلفی عمل میکنند انتخاب سرمایه انسانی حاکی از مهمترین چیزی است که باید گزارش داده شود (اوردونز دی پابلوس، 2003) .
در یک سطح مشخص ، سرمایه انسانی ترکیبی از 4 عنصر است:
میراث ژنتیکی
تحصیلات
تجربه
نگرش در مورد زندگی و کسب و کار(هودسن ، 1993) .
بونتیس (1998) تشریح می کند که چشم انداز سازمانی ، به سرمایه انسانی به عنوان منبع نوآوری و تجدید استراتژی است. اگرچه سرمایه انسانی باید با عناصر ارتباطی و ساختاری در یک سازمان برای ایجاد ارزش آمیخته شود.
می توان گفت که سرمایه انسانی شامل تحصیلات شخصی ، مهارتها ، ارزش ها و تجربیات است این عناصرنمی توانند در سازمان به صورت دائم وجود داشته باشند(بونتیس ، 2008).
سرمایه‌های ساختاری(سازمانی)بهترین تعریف از سرمایه‌های ساختاری در تعریف مونریتسن قابل ارائه می‌باشد: سرمایه‌ ساختاری دانشی است که، در پایان هر روزکاری در سازمان باقی می‌ماند، به کل سازمان تعلق دارد و قابل تولید شدن مجدد و به اشتراک گذاشتن با دیگران است (مونریتسن ، 2001). این نوع سرمایه به وسیله‌ مزایای رقابتی یک شرکت به اضافه‌ی توانایی‌های کارکنان آن ایجاد می‌شود و شامل مواردی نظیر شهرت، تجربه، محصولات، خدمات و روش‌های تولید آن می‌گردد(رودو و لیلیارت ، 2002). سرمایه ساختاری یک دارایی با ارزش است که در حیطه داراییهای غیرانسانی شامل سیستمهای اطلاعاتی ، روالها، رویهها و پایگاههای داده است. این اسکلت بندی یک سازمان است زیرا ابزارها و معماری برای حفظ ، بسته بندی و جابجایی دانش در میان زنجیره ارزش را ایجاد می کند.
سرمایه‌ مشتری(ارتباطی)
سرمایه‌ ارتباطی، وابستگی‌های برون سازمانی مانند وفاداری‌مشتریان، حسن شهرت‌سازمان و روابط شرکت با تامین کنندگان منابع آن را شامل می‌شود. این موضوع از راه ارزش دریافت شده‌ یک مشتری از انجام داد و ستد با سازمان، تعریف می‌شود (مالکوم، 2002). در حقیقت دانشی است که در ارتباط با مشتریان، تامین‌کنندگان، انجمن‌های صنعتی یا دیگر سهام‌داران که روی زندگی سازمانی تاثیر می‌گذارند دیده می‌شود(بونتیس، 2008). بونتیس (1999) مفهوم سرمایه مشتری را برای تمام ارتباطات خارجی مانند : تامین‌کنندگان، اتحادیه‌های صنفی و سرمایه گذاری‌های مشترک گسترش داد. سرمایه ارتباطی در حقیقت در ارتباط با دانش جاسازی شده در ارتباط با مشتریان، تامین کنندگان ، انجمن های صنعتی یا تمام سهام‏دارانی که روی زندگی سازمان تاثیر می گذارند.
بونتیس (1999) مفهوم سرمایه مشتری را که شامل تمام روابط خارجی است را گسترش داد ( مانند تامین کنندگان ، انجمن های تجارتی و سرمایه گذاری مشترک). بونتیس همچنین بحث کرد که سرمایه ارتباطی می تواند به عنوان یک وظیفه بلند مدت باشد که قابل اندازه گیری است و دفاع می کند که مفهومش را از بازارگرایی بدست آورده است(کوهلی و جاوروسکی ، 1990).
بازارگرایی به عنوان سازمان – نسل باز ، انتشار و پاسخ به هوش بازار است. هوش بازار یک مفهوم گسترده است که شامل نیازهای کلامی شده مشتریان و تنظیمات و تجزیه و تحلیل عناصر برون زاد که روی نیازها و ترجیحات تاثیر می گذارند. اگرچه به وسیله متغیرهای داخلی و خارجی متعادل شده اند ، شواهد زیادی در ارتباط با رابطه مثبت بین ارتباط و بازار گرایی وجود دارد :
کارایی کسب و کار
کارایی محصول جدید
نوآوری یا
یادگیری سازمانی (نارور و اسلاتر ، 1995) .
فرهنگ و اعتمادفرهنگ در حقیقت عامل نگه دارنده ای است که بنگاه را کنار هم نگه می دارد. در طول زمان تکامل می یابد، از دانش عمیق از قابلیت های داخلی سازمان، چشم انداز، سنت ها و ارزش است. یک فرهنگ ، که مردم آن احساس راحتی می‏کنند با شکست و تشویق شرکت و نوآوری ارتقا می یابد. اعتماد یکی از ساختار های اساسی در زندگی سازمانی است(روزات و همکاران، 1998) .
اعتماد در ادبیات به عنوان یک پیش نیاز برای به اشتراک گذاری دانش مورد بحث قرارمیگیرد(رولند و چاول ، 2000).
بیان مسئلهبا توجه به تعارفی که از سرمایه فکری در بخش مقدمه آمده است، بنیان اساسی سرمایه فکری دانش می باشد. پس هنگامی که به سرمایه فکری در سازمآن‏ها توجه میتماییم به چیزی جز دانش در سازمان توجه نکرده ایم. پس سرمایه فکری جزیی اساسی در شرکت های دانش بنیان می باشند. از طرفی شرکت های نرم‏افزاری نیز نوعی شرکت دانش بنیان می باشد و به همین دلیل موضوع سرمایه فکری در آن اهمیت پیدا می کند.
با توجه به عملکرد ضعیف شرکت‏های نرم‏افزاری در بازار رقابتی نیاز به بهبود این عملکرد بسیار احساس می‏شود . چنانچه مدیران شرکت‏های نرم‏افزاری را در بهت ناشی از عدم عملکرد درست شرکتشان قرار گرفته اند تا جایی که بهره وری آن‏ها پایین آمده و جایگاه خود را در بازار از دست داده و به طبع آن پروژه‏ها به شرکت های رقیب واگذار می‏شود که این پیامد منفی یعنی عدم عملکرد مناسب شرکت نرم‏افزاری به ورشکستگی آن‏ها منجر خواهد شد. با توجه به جلسات مداومی که در هنگام تفهیم پروپوزال اینجانب به شرکت‏های نرم‏افزاری برگزار شد، عوامل زیادی به گفته مدیران این شرکت‏ها منجر به پایین آمدن سطح عملکرد آن‏ها می‏شود، شناسایی شدند. برخی از این عوامل به شرح زیر هستند:
کمبود دوره های ضمن خدمت که منجر به نارضایتی نیروهای متخصص می‏شود.
عدم بروز خلاقیت و نوآوری نیروهای متخصص که منجر به بی‏انگیزگی آن‏ها خواهد شد.
عدم دانش کافی در برخی موارد یا تجربه مناسب در برخورد با پروژه‏ها نرم‏افزاری.
نبود یا کوچک بودن واحد تحقیق و توسعه در شرکت‏های نرم‏افزاری.
نبود رویه های و بسترهای مناسبی مانند رویه های کسب و کار سیستم‏های مدیریتی اطلاعاتی، پایگاه داده های مناسب برای نگهداری اطلاعات مربوط به کارکنان .
عدم وجود نیروهای متخصص در زمینه شرکت در مناقصه برای پروژه‏ها.
عدم اعتماد شرکت های نرم‏افزاری به هم که این موضوع منجر به عدم همکاری‏های لازم آن‏ها می‏شود.
عدم وجود اتحادهای استراتژیک مناسب بین شرکت‏های بزرگ تولید کننده نرم افزار.
عدم توجه کافی به مشتریان سازمان به عنوان عنصری کلیدی در پروژه‏ها.
این موارد تنها بخشی از مواردی هستند که باعث می شوند، توجه پژوهشگر به عنصر دانش و همچنین دارایی های نامشهود در سازمان جلب شود.
در صورتی که طبق مدلی که در قسمت فرضیه بیان می‏شود رابطه بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی تحقیق شود با توجه به پارامترهای مختلف سرمایه فکری می توان عملکرد سازمانی را بهبود بخشیدو همچنین مشکلات ناشی از عدم توجه به سرمایه فکری به عنوان دارایی نامشهود را در سازمان بهبود بخشید. بنابراین مسئله ای به صورت زیر پیش می آید.
آیا بین سرمایه فکری و عملکردسازمانی رابطه ای و جود دارد ؟
که در آن سرمایه های فکری شامل : سرمایه های انسانی و سرمایه های ساختاری و سرمایه های مشتری است وعملکرد سازمانی در حقیقت شامل کارایی در بهره وری و کارایی در قابلیت سود دهی بنگاه و کارایی در ارزش بازار تعریف می‏شود.
اهمیت موضوعهوانگ و چنگ و چن (2005) نشان دادند که سرمایه فکری شرکت‏ها یک تاثیر مهم بر روی ارزش بازار و عملکرد مالی دارد و ممکن است یک نشانگر برای عملکرد مالی آینده باشد. علاوه بر آن متوجه شدند که محققان ممکن است ارزشهای متفاوتی را برای 3 ترکیب کارایی ایجاد ارزش (سرمایه گذاری فیزیکی ، سرمایه گذاری انسانی ، سرمایه گذاری ساختاری ) در نظر بگیرند. هان کک، پلومن و تن (2007) متوجه شدند که عملکرد شرکت و سرمایه فکری به صورت مثبتی به هم مربوطند. سرمایه فکری به عملکرد آینده شرکت مربوط است. هوانگ و لیو (2005) تاثیر متقابل بین نوآوری سرمایه و اثرات سرمایه فکری بر روی عملکرد شرکت‏ها را مورد تحقیق قرار دادند. یافته اصلی تحقیق آن‏ها این است که بعد از در نظر گرفتن تاثیر متقابل سرمایه نوآوری و سرمایه فکری یک تاثیر ثابت مثبت بررسی عملکرد شرکت مشاهده گردیده است. شرکت‏ها باید جهات مختلف سرمایه فکری را برای پیشرفت عملکرد شرکت هماهنگ کنند.در نتیجه شرکت‏ها هر چه بیشتر تلاش خود را صرف مدیریت و اداره سرمایه فکری کنند در عوض آن‏ها عملکرد بیشتر و سود اقتصادی افزونتری را دریافت می‏نمایند(مین لو و دیگران ، 2009)
مار و دیگران (2003) علل توجه به اندازه گیری سرمایه فکری را اینگونه بر می شمارند:
کمک به سازمآن‏ها برای تنظیم استرتژی آن‏ها.
ارزیابی اجرای استراتژی‏ها.
کمک به تصمیمات گسترش و تنوع.
استفاده از نتایج اندازه گیری سرمایه فکری به عنوان مبنایی برای جبران خدمت.
ابلاغ این دارایی ها به ذینفعان خارجی سازمآن‏ها.
چون شرکت‏های نرم‌افزاری در تهران و در کل صنایع نرم‌افزار، امروزه گسترش چشم گیری یافته‌اند و با توجه به اینکه بسیاری از بنگاه‌ها دچار تغییرات چشمگیری در زمینه استفاده از تکنولوژی شده‌اند ضروری دیدم که ارزش سرمایه‌های فکری را در صنعت نرمافزار اندازه گیری کنم و نشان دهم که این موضوع با عملکرد سازمانی در آن‏ها رابطه مستقیمی دارد و میتوان از نتایج این اندازه‌گیری برای به روز کردن سیستم‌های مالی و همین طور تراز نامه های مالی استفاده کرد تا بنگاه بتواند به درستی ارزش دارایی های نامشهود‌اش را دریابد. پس می توان اهمیت موضوع را در چند مورد زیر یافت:
بهبود بازدهی در شرکت‏های نرم‏افزاری.
کاهش ترک خدمت سرمایه انسانی.
توجه به مالکیت حقوق معنوی.
توجه به روالها، پایگاه داده ها و سیستم‏های شرکت‏های نرم‏افزاری.
بهبود رضایت مشتری و کارفرما
بالا بردن دانش فنی کارکنان
ایجاد اتحادهای استراتژیک با سایر شرکت‏ها.
بالا بردن خلاقیت و نوآوری کارکنان
بالا بردن سطح توجه و اعتماد به واحد تحقیق و توسعه.
این دلایل تنها تعدادی از دلایلی هستند که نشان دهنده اهمیت پرداختن به این مقوله را در صنعت نرم افزار در سطح تهران توجیه می کند.
اهداف تحقیقبا توجه به مدلی که در صفحات بعدی ارائه خواهد شد، از اهداف این تحقیق می‌توان اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری و همچنین پررنگ کردن سرمایه فکری با توجه به رابطه آن با عملکرد شرکت‏ها و بالا بردن بهره وری این شرکت‏ها با استفاده از اندازه‌گیری سرمایه های فکری و مشخص‌کردن اجزای زیرین سرمایه‌های انسانی و ساختاری و ارتباطی و مشخص کردن ارتباط داخلی آن‏ها نام برد. پس می توان از اهداف تحقیق موارد زیر را بر شمرد
اطلاع از وضعیت (نسبی) اجزای این سرمایه فکری در شرکت های نرم‏افزاری سطح تهران.
ارایه راهکارها و پیشنهادات لازم برای بهبود سرمایه های فکری و اجزای آن.
بررسی رابطه سرمایه فکری و اجزای آن با عملکرد سازمانی شرکت‏های نرم‏افزاری.
بهبود بهره وری در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیلی بهبود عملکرد سازمانی.
بهبود ارزش بازار در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیل بهبود عملکرد سازمانی.
بهبود قابلیت سود دهی در شرکت‏های نرم‏افزاری به دلیل بهبود عملکرد سازمانی.
بررسی زیر مجموعه های هر یک از اجزای سرمایه فکری یعنی سرمایه انسانی ، ساختاری و سرمایه ارتباطی و مقدار تاثیر گذاری اجزای سرمایه های انسانی و ساختاری و ارتباطی بر روی آن‏ها.
بررسی مدلی که شامل ارتباط بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی در شرکت‏ها نرم‏افزاری (در این پژوهش مدل بونتیس).
بررسی مقدار تاثیر گذاری هر یک از عناصر سرمایه فکری بر روی عملکرد سازمانی شرکت‏های نرم‏افزاری.
فرضیات تحقیقهمانطور که گفته شد ارزش بر طبق نظر ادوینسون و مالون از سه قسمت به صورت زیر تشکیل شده است .
742950154305
1208405173355شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 2- اجزای سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 2- اجزای سرمایه فکری از دیدگاه ادوینسون
و همین طور بر طبق مدل(بونتیس، 1999) بین سرمایه های فکری و عملکرد سازمانی فرضیات زیر را در نظر می‌گیریم :
934720-164465
334010109220شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)
طبق مدل تحقیقاتی این پرپوزال یک ارتباط مستقیم مثبتی بین سرمایه فکری وعملکرد سازمانی وجود دارد. که سرمایه فکری به سه جزء سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی تقسیم می‏شود.فرضیه های این پرپوزال به 2 بخش فرضیه اصلی و فرعی تقسیم بندی میشود پس اولین فرض به صورت زیر است :
سفرضیه اصلیفرضیه اول : بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
همچنین فرضیههای فرعی این تحقیق به صورت زیر میباشند.
فرضیه دوم: بین آموزش و یادگیری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین تجربه و تخصص با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین خلاقیت و نوآوری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین سیستمها و برنامهها با سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه ششم: بین تحقیق و توسعه با سرمایه ساختار رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هفتم: بین حقوق صاحبان سرمایه و سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هشتم: بین اتحادها، مجوزها، قراردادها با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه نهم: بین ارتباط با شرکا، تامین کنندگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه دهم: بین دانش در مورد شرکا، تامینکننگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه یازدهم: بین ارزش بازار و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه دوازدهم: بین بهرهوری و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه سیزدهم: بین قابلیت سودهی و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
همچنین سرمایه انسانی و ساختاری و ارتباطی دارای اجزایی هستند که این اجزا با ضرایبی تعیین کننده هریک از این سرمایهها میباشند.
رابطه بین این اجزا در زیر آمده است:
سرمایه فکری به صورت معنی داری با سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی ، رابطه دارد.
پس داریم :
سرمایه فکری = X0 + X1(سرمایه فکری) + X2(سرمایه ساختاری) + X3(سرمایه رابطه ای)
که در آن انتظار می رود X1,X2,X3 >0
بر طبق مدل ارائه شده سرمایه انسانی به 4 زیر قسمت تقسیم بندی شده است زامبون (2002) سرمایه انسانی را حاصل دانش جمع آوری شده و نوآوری و خلاقیت افراد در سازمان ارزیابی می کند. پس بنابراین رابطه زیر در نظر گرفته می‏شود:
سرمایه انسانی رابطه مستقیم با خلاقیت و نوآوری ، آموزش و پرورش و تجربه و تخصص دارد.پس داریم :
(تجربه و تخصص)X3 +)آموزش و پرورش)X2 +(خلاقیت ونوآوری)X1 +X0 = سرمایه انسانی
که در آن X0,X1,X2,X3 >0
سرمایه های ساختاری شامل انباری از دانش غیر انسانی است در یک سازمان که در سیستم‏ها و پایگاه داده‌ها و برنامه‌ها ذخیره شده‌است(ادوینسون و مالکوم ، 1997)
در حقیقت ، عناصر سرمایه ساختاری می توانند به طور قانونی از پتنتها و علامتهای تجاری که در نتیجه سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه است حمایت شوند.
سرمایه ساختاری در رابطه مستقیمی است با سیستمها و برنامه ها ، تحقیق و توسعه و در ارتباط عکس است با حقوق فکری صاحبان.
(حقوق مالکیت معنوی)X3 –(تحقیق و توسعه)X2+ (برنامه ها و سیستمها)X1+X0=سرمایه ساختاری
سرمایه ارتباطی در ارتباط است با قسمت های خارجی مثل مشتریان ،تامین کنندگان ، شرکا و دیگر سهام‏داران خارجی.
سرمایه ارتباطی ،ارتباط مستقیمی با ارتباطات و دانش در مورد شرکاء و تامین کنندگان و مشتریان به انضمام اتحاد ها ، جواز ها و قرار داد ها.
(اتحادها،جوازها،قراردها) X3 + )دانش در مورد شرکا،تامین کنندگان و مشتریان) X2 + (ارتباط با شرکا و تامین کنندگان و مشتریان )X1 +X0 = سرمایه ساختاری
قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق
حوزه نگرش تحقیق تشریح دارایی های نامشهود و سرمایه های فکری و انواع طبقه بندی و روشهای اندازه گیری سرمایه فکری و عملکرد سازمانی است. در این تحقیق قلمرو موضوعی برابر با بررسی تاثیر اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی شرکت های نرم‏افزاری می باشد و همچنین این تحقیق میان رشته‌ای می‌باشد و چون در اندازه گیری دارایی‌های نا مشهود است می تواند در ارتباط با مدیریت مالی باشد از طرفی دیگر اندازه‌گیری سرمایه‌های‌فکری خود مقوله ای در مدیریت دانش است که می تواند در حوزه مدیریت تکنولوژی نیز محسوب شود و چون دامنه این تحقیق در حوزه شرکت‏های نرم‏افزاری است می تواند در حوزه مدیریت IT نیز قرار بگیرد.
قلمرو زمانیهمانطور که در قبل نیز گفته شد این تحقیق در صنایع نرم افزار تهران صورت می گیرد.
چون این تحقیق از طریق پرسش نامه می باشد ، زمانی که پرسش نامه در شرکت‏ها توزیع می‏شود بهمن سال 91 خواهد بود.
قلمرو مکانی
این تحقیق در سطح شرکت‏های نرم‏افزاری در صنایع نرم افزار تهران انجام خواهد شد.
روش تحقیقاین تحقیق چون در زمان حاضر انجام می‏شود و به بررسی مشکل عملکرد سازمانی می پردازد و همین‌طور اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری می‌پردازد توصیفی است و چون از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده می‌شود پیمایشی می‌باشد. با توجه به پرشسنامه استانداردی که وجود دارد فرضیات تحقیق بررسی میشوند. در این تحقیق در فرضیه سرمایه فکر متغیر مستقل و عملکرد سازمانی متغیر وابسته میباشد. در پرسشنامه از طیف لیکرت 5 نقطهای استفاده شده است. نتایج آماری پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی و مدل معادلات ساختاری بدست میآیند. در این تحقیق برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری LISREL8.8 و 18 IBM SPSS به دلیل تعداد زیاد نمونهها استفاده میشود.
روش نمونه برداریبه علت تعداد زیاد شرکت های موجود در صنعت تولید نرم افزار در تهران و عدم دسترسی به لیست این شرکت ها و همچنین عدم همراهی و همکاری این شرکت ها در جمع آوری نمونه از روش های غیر احتمالی و آن هم از نوع در دسترس بودن یعنی شرکت هایی که امکان جمع آوری نمونه را به ما میدهند استفاده شده است. که بر طبق این شیوه 10 شرکت تولید کننده نرم افزار که در این صنعت هم بسیار فعال می باشند با تلاشهای انجام شده انتخاب شده است. لازم به ذکر است که جامعه آماری استفاده شده برای این پژوهش تعداد 10000 نفر که شامل نیروهای متخصص و همچنین مدیران فنی و میانی هستند می باشد. بر طبق مدل تحقیق مشخص می‏شود که 12 متغیر مشاهده شده وجود دارد و بر طبق قوانین آماری به ازای هر متغیر باید 10 برابر پرسشنامه جمع آوری میشود. از طرفی در مدل معادلات ساختاری در صورتی که 386 عدد پرسشنامه جمعآوری شود بهینه ترین جواب حاصل می‏شود بنابراین با توجه به توضیحات داده شده تعداد پرسشنامه های جمعآوری شده 390 عدد میباشند لازم به ذکر است که با استفاده از فرمول کوکران با دانستن جامعه آماری مقدار کافی حجم نمونه به ازای 5% خطا برابر369 نفر می باشد..
جامعه تحقیقبه دلیل اینکه در شرکت‏های نرمافزاری دانش و نیروهای متخصص حرف اصلی را میزنند و بیشتر کارمندان این شرکت‏ها نیروهای متخصص میباشند پس این تحقیق در سطح مدیران ارشد و میانی و کارمندان متخصص در شرکت‏های نرمافزاری درسطح شهر تهران انجام میشود.
پیشینه تحقیقدر کشورمان و در دنیا به جهت اهمیت موضوع در حوزه سرمایه های فکری تحقیقات فراوانی انجام شده است، ولی در مورد موضوع این پروپوزال یعنی سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد سازمانی در تهران تحقیقات چندانی علل خصوص در حوزه نرم افزار و در صنعت نرم افزار صورت نگرفته است. تحقیقات مربوط به این موضوع در سطح گسترده مربوط به مقالات و کتب دکتر نیک بونتیس استاد دانشگاه مک مستر کانادا می گردد ، با توجه به اینکه در این پروپوزال نیز از مدل ارائه شده توسط ایشان استفاده شده است در زیر به شرح مقالات منتشر شده در حوزه سرمایه های فکری توسط بونتیس پرداخته می‏شود. لازم به ذکر است که هدف بونتیس از سنجش سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد سازمانی به جهت رسیدن به یک پرسشنامه همه گیر و جهانی در صنایع مختلف و بخصوص صنایعی که با تکنولوژی های برتر و دارای نیروهای متخصص و کارشناس و خبره هستند می باشد.
عنوان اصلی تحقیق :
Bontis, N. (2002). “Intellectual Capital Disclosure in Canadian Corporations.” Journal of Human Resource Costing & Accounting.
سرمایه فکری در شرکت های کانادایی توسط بونتیس سال 2002:
چکیده
همیشه توجه و اهمیت زیادی به سرمایه های فکری داده می شده . بسیاری از شرکت های اسکاندیناوی با انتشار گزارشات سرمایه فکری حرکت رو به جلویی را آغاز کرده اند. با این حال، به رغم درخواست های جهانی و تغییر باورهای اطراف، ارزش سرمایه های فکری، آن را همچنان از گزارش سالانه شرکت های بزرگ کانادا مستثنی کرده است. در این مقاله به تحلیل بیش از 10000 گزارش مالی در شرکت های کانادایی پرداخته می‏شود.یک لیستی از اصطلاحات مربوط به سرمایه فکری در درون گزارشات سالانه گزارشات سالانه که به افشای میزان توجه به آن را نشان می دهد وجود دارد..این طرح در ابتدا ممکن است که برای اهداف مدیریت داخلی مورد استفاده قرار گیرد با این حال گزارش کانون سهامداران خارجی به احتمال زیاد بیش ازهدف های نا محدود خواهد بود.
عنوان اصلی تحقیق :
Bontis, M. d. R. C. a. N. “intellectual capital and business performance in the Portuguese banking industry.” Journal of Technology Management 43.
سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار توسط مارتینز و بونتیس
چکیده
تحقیقات قبلی نشان داد که سرمایه فکری عنصر تاثیر گذاری بر روی عملکردکسب و کار می باشد.هدف از این تحقیق بررسی رابطه درونی بین سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار و همچنین تعامل بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار در صنعت بانکداری کشور پرتغال می باشد. مفهوم سرمایه ارتباطی در سهامدار گرایی آورده شده است. توسعه مدل و آزمون فرضیات ما را برای استفاده از PLS بروی 253 پاسخگو در 53 سازمان هدایت کرده است.
عنوان تحقیق:
Sharabati, A.-A. A., S. N. Jawad, Nick Bontis ,et al. (2010). “Intellectual capital and business performance in the pharmaceutical sector of Jordan.” Management Decision 48(1): 105-131.
سرمایه فکری و بهره وری کسب و کار در قسمت داروسازی کشور اردن
چکیده
در این مقاله به بررسی سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد کسب و کار در شرکت های دارو سازی در اردن پرداخته شده است. بررسی از طریق پرسش نامه در سطح مدیران ارشد و میانی در بین 15 شرکت دارو سازی صورت گرفته است. هدف از این تحقیق تست رابطه میان سرمایه فکری (یعنی سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی) و عملکرد کسب و کار می باشد.
عنوان رساله دکترا :عبدل ناصر شجاعی،” شناسایی تعاملات بین اجزای سرمایه فکری با استفاده از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری در صنعت بانکداری ایران”، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج ، پاییز 1389.
چکیده:
سرمایه فکری که عمدتا تحت عنوان دارایی های نامشهود تعریف می گردد، ممکن است به عنوان منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار مورد استفاده قرار گیرد. اجزای سرمایه فکری در صورت داشتن تعامل با یکدیگر منجر به ایجاد ارزش خواهند گردید. هدف از انجام این تحقیق بررسی وضعیت سه عنصر سرمایه فکری (یعنی سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری) و تعاملات بین آن‏ها در صنعت بانکداری ایران است. این تحقیق از طریق یک پرسشنامه روان سنجی معتبری که نسخه اصلی آن برای اولین بار در کانادا تهیه و اجرا گردید، انجام شد. به و روابط خطی (PCA) منظور اکتشاف سازه ها و بسط گویه ها، از روش تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده گردید. مدل حاصله از این تحقیق بیانگر وجود یک ارتباط معنادار (LISREL) ساختاری بین اجزای سرمایه فکری می باشد. طبق یافته های تحقیق، در صنعت بانکداری ایران سرمایه انسانی هم بر سرمایه ساختاری و هم بر سرمایه مشتری تأثیرمثبت داشته و از طرف دیگر سرمایه ساختاری نیز باعث تقویت و رشد سرمایه مشتری می گردد.
عنوان رساله دکترا: حسن سراجی، ” سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه میان سرمایه فکری و ارزش بازار سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران”، دانشگاه تربیت مدرس، بهار 1384
چکیده:
یکی از مشکلات اساسی سیستم های حسابداری سنتی، عدم کفایت و ناتوانی آن ها در سنجش و ملحوظ نمودن ارزش سرمایه های فکری در صورت های مالی شرکت ها است. امروزه، نقش و اهمیت بازده سرمایه های فکری به کار گرفته شده در قابلیت سود آوری پایدار و مستمر شرکت ها بیش از بازده سرمایه های مالی به کار گرفته شده است. به دلیل اهمیت روز افزون سرمایه های فکری در فرایند برتری استراتژیک شرکت ها، اکثر شرکت ها در پی پاسخ گویی به چند سوال اساسی هستند. اولین سوال این است که چگونه می توان ارزش سرمایه های فکری را بر آورد یا محاسبه کرد؟ سوال اساسی دوم این است که آیا رابطه معناداری میان میزان سرمایه های فکری محاسبه شده شرکت ها و ارزش بازاری سهام آن ها وجود دارد؟ و در نهایت این که، جهت محاسبه سرمایه های فکری کدام یک از روش های سنجش از توان تبیین بالاتری برخوردارند و رابطه بهتری را با ارزش بازاری سهام شرکت ها نشان می دهند؟ جهت پاسخگویی به سوالات مذکور، بر اساس داده های 7 ساله شرکت های بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1376 الی 1382، پنج روش سنجش در محاسبه سرمایه های فکری مورد آزمون آماری قرار گرفت. نتایج آزمون های آماری بیانگر آن است که در سطح اطمینان 95%، روش های پیشنهادی چهارم و پنجم سنجش ارزش سرمایه های فکری شرکت ها، همبستگی بالا و معناداری را (با مقادیر ضریب همبستگی بالاتر از 0.97) با ارزش بازاری سهام شرکت ها و صنایع بورس اوراق بهادار تهران نشان داده اند و با توجه به مقادیر ضریب تعیین بالاتر نسبت به سه روش اول و دوم و سوم از توان تبیین بهتری برخوردار بوده اند. نتیجه کلی این تحقیق بیان گر اهمیت سرمایه های فکری، درک اهمیت ارزش آن از سوی سرمایه گذاران و همبستگی بالای سرمایه های فکری با ارزش بازاری سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران است.
عنوان پایان نامه: مهرداد مدهوشی، ” سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه آن با بازده مالی شرکت ها”، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، پاییز 1388.
چکیده:
در حقیقت حسابداری مالی سنتی قادر به محاسبه ارزش واقعی شرکتها نمی باشد و تنها به اندازه گیری ترازنامه مالی و دارایی های ملموس اکتفا می کند. سرمایه فکری یک مدل جدید کاملی را برای مشاهده ارزش واقعی سازمآن‏ها فراهم می آورد و با استفاده از آن می توان ارزش آتی شرکتها را نیز محاسبه کرد. در این تحقیق، ابتدا بر اساس روشی کاربردی، ارزش سرمایه فکری شرکتهای سرمایه گذاری برای دوره زمانی 6 ساله از 1380 تا 1385 محاسبه، سپس در مرحله بعد، ارتباط بین ارزش سرمایه فکری و بازده مالی شرکتهای سرمایه گذاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران مورد ارزیابی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، روش آماری استفاده شده به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، روش حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) می باشد. یافته ها حاکی از رابطه معنادار مثبت بین سرمایه فکری و بازده مالی؛ سرمایه فکری و بازده مالی آتی؛ نرخ رشد سرمایه فکری و نرخ رشد بازده مالی آتی شرکتهای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران، می باشد. با توجه به این نتایج، می توان بهره گیری شرکت ها، سهامداران، سرمایه گذاران و سایر گروه های ذی نفع در استفاده از این مدل را برای کسب بازده مالی بالاتر در آینده، پیشنهاد کرد.
عنوان پایان نامه: مصطفی باغبانیان، ” بررسی ارتباط سرمایه فکری و عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران: مطالعه موردی استان کردستان”، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، پاییز 1388.
چکیده:
در اقتصاد نوین، سرمایه فکری تحت عنوان دارایی های نامشهود توصیف شده است که می توان آن را به عنوان منبعی برای مزیت رقابتی پایدار به کار گرفت. اجزای سرمایه فکری دارای اثرات متقابلی هستند که به خلق ارزش می انجامند. تحقیقات پیشین همبستگی مثبت و معنی داری بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی ارایه داده اند. هدف از این تحقیق تجربی، تحکیم این یافته ها و تحقیق در مورد سه عنصر سرمایه فکری به عبارت دیگر، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری و روابط داخلی آن‏ها در صنعت بانکداری استان کردستان است. برای هدایت این تحقیق از پرسشنامه روان سنجی معتبری که نسخه اصلی آن اولین بار در کانادا تهیه و اجرا شده استفاده شده است. برای اکتشاف عوامل و بسط گویه های پرسشنامه از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری (LISREL) استفاده شده است. مدل برآورد شده نهایی، بیانگر اثرگذاری مثبت هر یک از اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی صنعت بانکداری است که به ترتیب سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری دارای بالاترین میزان اثرگذاری هستند.
تعریف متغیرها و دادههاهمانطور که پیش تر هم گفته شد سرمایه فکری از مجموعه سرمایه های انسانی ، ساختاری، رابطه ای تشکیل شده است.
سرمایه انسانی : سرمایه‌های انسانی به قابلیت‌ها، مهارت‌ها و تخصص اعضای انسانی یک سازمان اتلاق می‌شود (مالکوم ، 2002).
سرمایه ساختاری : سرمایه‌ی ساختاری دانشی است که: در پایان هر روزکاری در سازمان باقی می‌ماند، به کل سازمان تعلق دارد، و قابل تولید شدن مجدد و به اشتراک گذاشتن با دیگران است(مونریتسن ، 2002).
حقوق مالکیت فکری: یا همان حقوق مالکیت معنوی به مفهومی اطلاق می‏شود که بر طبق آن از قانون از آفرینش های فکری افراد مانند کپی رایت، برند، فرانشیز و … حمایت می کند.
سرمایه‌مشتری(ارتباطی): سرمایه‌ی ارتباطی، وابستگی‌های برون سازمانی مانند وفاداری‌مشتریان، حسن شهرت‌سازمان و روابط شرکت با تامین کنندگان منابع آن را شامل می‌شود.
عملکرد سازمانی: که طبق مدل خود شامل 3 مولفه بهروری ، ارزش بازار ، سودهی می باشد.
بهره وری: به مجموعه کارایی و اثربخشی گفته می‏شود.
ارزش بازار: قیمتی است که یک دارایی در یک محیط رقابتی عرضه می‏شود.
سودهی: اختلاف بین درآمد حاصله و هزینه ها که مجموعه هزینه های ثابت و متغیر است گفته می‏شود.

ادبیات موضوعی تحقیقمقدمهتوسعه اطلاعات در دهههای اخیر، موقعیت های جدید را پیش روی افراد و سازمآن‏ها قرار داده است. از این رو تعاملات و ارتباطات گسترده جهانی توسعه یافته و تعاریف جدیدی در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی بروز نموده است. در این میان، سازمآن‏های کسب و کار، بیشترین تاثیر را از وضعیت جدید پذیرا شده و خواسته یا ناخواسته، در مسیر این دگرگونی مداوم قرارگرفته، متحول شده، به انحلال و ادغام، یا پذیرش موقعیت های جدید روی آوردهاند. متناسب با این تغییرات موقعیتی، رویکردها و ادبیات جدیدی، چون: سازمان یاد گیرنده، معماری سازمان، سازمان مجازی و مهندسی مجدد و … بر بستر رهیافت اطلاعاتی پدیدار شده است. رهیافتی که از کد ژنتیک تا ایزومرها، از زبان شناسی تا کامپیوتر، و از کارکرد مغز انسان تا مدیریت سازمآن‏های کسب و کار را، تفسیر می کند.
سازمآن‏های امروزین، بیش از نمونه های قدیمی آن‏ها با دیالتیک مواجه اند: نیاز به خود مختاری (استقلال) در مقابل نیاز همزمان به ارتباطات (یکپارچگی). پاسخ به این دیالتیک، مستلزم ایجاد فرصت یادگیری برای افراد سازمان است. چرا که از یک سو سازمآن‏ها به ساختارهایی نیاز دارند تا خودمختاری و قابلیت حل مشکلات محل را توسعه بخشند، و از سوی دیگر برای دگرگونی فرهنگی، به بهبود ارتباطات و ساختار مشارکتی تمایل دارند. با گسترش ارتباطات و عدم نیاز به جابجایی و تحت تاثیر پیدایش سازمان مجازی تنها عنصری که در سازمان باقی میماند، انسآن‏ها یعنی افراد سازمآن‏ها هستند. پیداست که در چنین شرایطی برای تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، بایستی انسآن‏ها تمایل به یادگیرندگی پیدا کنند. یادگیری در سازمآن‏های جدید نیز به نوبهی خود از رهیافت اطلاعاتی و از حلقهی سایبرنتیکی فرد – سازمان – محیط – فرد، پیروی میکند و از رفتار نوآورانه، اطلاعاتی و دانشی در محیط تاثیر میپذیرد. در واقع از یک سو، توسعهی ارتباطات و تولید انبوه اطلاعات و دانش از سوی دیگر کاهش نیم عمر رشتههای گوناگون دانش بشری، موجب شده تا اطلاعات به عنوان مهمترین منبع سازمآن‏ها و به عنوان مزیتی رقابتی تلقی شود. همسان با سایر منابع سازمانی، این منبع مهم نیز نیاز به مدیریت داشته و مدیریت آن در سایه فناوری محقق میشود. توجه روزافزون به دانش و اهمیت دانشگران سازمان به عنوان اصلی ترین سرمایه سازمآن‏های دانشبر، لزوم شناسایی و تشخیص دانش و اطلاعات، و شکلگیری چارچوب هایی برای مدیریت دانش را در سازمآن‏ها ضروری نموده است(خاکاوند و دیگران، 12، 1388)
بسیاری از نظریه پردازان و پژوهشگران در توصیف ویژگیهای فضای اقتصادی جدید بر این باورند که شکل اقتصاد، صورتی جهانی و همهگیری به خود گرفته و از داراییها و درآمدهای نامحسوس، پیچیده و نامشهودی شکل یافته، که به نحوی خاص به یکدیگر و در هم تنیده شده‏اند.
به وضوح روشن است که مدیریت، برنامهریزی و نظارت بر شناسایی، تخصیص و سنجش داراییهای نامشهود و سرمایه فکری بنگاهها، شاخصی مهم در تعیین توان رقابتی بنگاه ها برای بقا و رشد در اقتصاد جدید است. بررسی روندها و آمارهای اقتصادی نیز برصحت این گفته اذعان دارند، چنان که بررسیهای انجام گرفته و آمارهای اقتصادی نیز بر صحت این گفته اذعان دارند، چنان که بررسی های انجام گرفته از پانصد شرکت در بین سالهای 1982 تا 1992 میلادی، نشان از رشد سهم ارزش داراییهای نامشهود از 38 درصد به 62 درصد در میزان ارزش بازار دارد (لونارد، ناکامورا، 2003).
به این منظور، برآورد و سنجش میزان تاثیر سرمایهفکری در فرآیندهای اقتصادی وضع موجود سازمان، یکی از روشهای شناخت نقاط ضعیف و تعیین راهبردهای لازم برای کمک به تصمیم گیری مدیران خواهد بود.
چیستی و چگونگی دانش
در حوزهی کسب و کار نیز، برای مدیریت اثر بخش دانش، بایستی قادر به تشخیص دانش بود. از نقطه نظر سازمانی نیز، وجود دانش به صورت تفکیک شده و به شکلی که بتوان در بایگانیهای سازمان دسته بندی و نگهداری کرد، امکان پذیر نیست. برای همین منظور دانستن ارتباط بین دانش و مفاهیمی از قبیل داده و اطلاعات، برای شناخت بیشتر بسیار ارزشمند خواهد بود. داده، اطلاعات و دانش میتوانند به صورت رشتههای پی در پی در نظر گرفته شوند. در حقیقت داده، اطلاعات و دانش از طریق ساختار و میزان ادراک با هم رابطه دارند. البته در ادبیات فناوری اطلاعات، دانش از داده و اطلاعات مجزاست. داده ها مجموعه ای از واقعیتها و اندازهها هستند. اطلاعات، دادههای سازماندهی شده یا پردازش یافتهای است که دارای تاریخ مصرف بوده و از دقت بالایی نیز برخوردارند. اطلاعات، اغلب به عنوان یک مادهی خام پنداشته میشود و در مقابل از دید سازمانی دانش، اطلاعاتی است که توان تاثیر بر عملکرد را داشته باشد. هر چند بایستی در نظر داشت که از سویی دیگر، به نوبه خود دانش نیز یک ماده خام است. اما در محتوای سازمانی، اطلاعات و دانش هر دو بر وسعت نتایج عملکرد ها تاثیرگذار است (راسل و برتراند ، 1926).
دانش، منبع کلیدی در تصمیم گیری هوشمند، پیش بینی، طراحی، برنامه ریزی، عیب یابی و تشخیص، تحلیل، ارزیابی و قضاوت شهودی به حساب می آید. دانش قابلیت شکل گیری و اطلاعات چنین کارکردی را ندارد. قابلیت انجام عملیات به صورت مستقیمی معطوف به داشتن دانش است.
تعریف دانش از دیدگاههای مختلفی توسعه یافته است. دیدگاه نخست، دانش را به عنوان یک حالت ذهنی برای توانا ساختن افراد در توسعهی دانش شخصی خود و به کار گیری آن بنابر نیازهای سازمانی در نظر می گیرد. در دیدگاه دوم، دانش به عنوان یک شی با قابلیت ذخیره و تغییر در نظر گرفته میشود. دیدگاه سوم، دانش را در قالب یک فرآیند و عمل همزمان در نظر گرفته، بر به کارگیری تخصص توجه دارد. چهارمین دیدگاه پیرامون دانش، بر شرایط دستیابی به اطلاعات تمرکز دارد، و بر این اساس دانش سازمانی میبایستی به منظور تسهیل دستیابی و بازیابی محتوا، سازمان دهی شود. در نهایت دانش را میتوان به عنوان قابلیت یا توان ایجاد تاثیر در اعمال آینده سازمان تعریف کرد (خاکاوند و همکاران،1388، 18).
سطح فراگیری فرآیند مرتبط با دانش در سازمآن‏ها، دانش سربسته و دانش صریح را در بر میگیرد. دانش سر بسته، دانشی مشخص با محتوای خاص بوده که برای ساختار بندی و انتشار دشوار مینماید. در مقابل دانش صریح، دانشی است که به آسانی قابل انتشار بوده و در چهارچوب زبان رسمی و نمادین قرار داشته باشد. در این میان اگر بر انتشار دانش پیوستاری متصور گردد که در آن میزان انعطاف دانش در تبدیل به قالب کلامی، نمادین و نوشتاری به عنوان شاخصه ای برای قابلیت اشتراک آن دانش به حساب آید، دانش سربسته، دانشی است که قابلیت انتقال شمایل کلامی، نمادین و نوشتاری را با خود به همراه ندارد. در مقابل دانش صریح دانشی است که در قالب چارچوبی نمادین یا نوشتاری وجود دارد. در میانه این پیوستار، میتوان دانش ضمنی را به عنوان دانشی که قابلیت بیان در شمایل کلامی، نمادین یا نوشتاری را دارا بوده اما هنوز در این قالب ها جریان نیافته است مورد توجه قرار داد (نانوکا و ایکوجیرو ، 1995).
اشکال جدید منابع سازمانی
محدودیت منابع فیزیکی در دسترس سازمآن‏ها، موجب بروز رویکردهای جدید در توسعه امکانات غیر فیزیکی و رویههای ارزش افزا جهت توسعه و بهبود محصول و خدمت شده است. از این رو ضرورت به کار گیری تمام ظرفیتهای موجود در سازمان اعم از: سرمایه های مالی، داراییهای فیزیکی، سرمایه فکری، رویهها و الگوهای کاری، سرمایه انسانی، سامانههای اطلاعاتی، شبکه های ارتباطی، مدیریت زنجیرهی تامین مشتریان، دارایی های دانشی و … بیش از پیش نمایان شده است. در کنار این موضوع استقرار چارچوب های بهینه ساز و توجه به تمام قابلیتها برای توسعه میزان کارآیی و اثر بخشی حاصل از این داراییهای سازمانی، برای دستیابی به اهداف سازمانی مورد توجه قرار داده است.
در اقتصاد سنتی، دارایی مجموعهای از داشتههای درگیر در جریان تولید کالا پنداشته میشود. به بیان دیگر در اقتصاد سنتی، مفهوم دارایی ثابت، به ساختمان، تجهیزات تولیدی، مصالح، وسیله های حمل و نقل و ماشین آلات به عنوان کالاهایی که در فرآیند تولید، به کار میروند و جز در اثر استهلاک تغییر شکل نمی یابند، اطلاق می گردد.
ارزش داراییها اغلب بر مبنای مقایسه جریآن‏های مورد انتظار هزینه ها و درآمدهای بالقوه مورد محاسبه قرار میگیرد.
اما از اواخر قرن بیستم چالش جدیدی پیش روی مفاهیم سنتی حسابداری و اقتصاد پدیدار شد. این چالش از آنجا ریشه میگرفت که ارزش بازاری با ارزش دفتری ثبت شده و تفاوت معنا داری را نشان می داد. در واقع ارزش دفتری تنها می توانست بخشی از ارزش بازار توجیه و تفسیر نماید. این موضوع منجر به بروز تردیدهایی در اعتبار سامانههای سنجش سنتی شد و محققان را واداشت تا به بررسی چالش های پیش آمده و تبیین بنیان های نظری و عمل در این زمینه بپردازند(خاکاوند و همکاران،1388،35).
از نیمه دوم قرن بیستم، علاوه بر سرمایههای ثابت، فنی و سرمایههای در گردش مشهود، مولفههای نوینی پدیدار شده است که به عنوان داراییهای نامشهود و سرمایههای فکری شناخته می شوند. علت پیدایش و نامگذاری این پدیده به این نام، به ارزش آفریینی نامشهود و افزونتر در قالب تفاوت ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری، بر می گردد. چرا که در حوزهی ارزشگذاری کسب و کار، محاسبهی ارزش واقعی کل بنگاه بسیار پر اهمیت است. در نگاهی کلی، می توان داراییهای سازمان را به سه دستهی عمومی: انحصاری و قابل تشخیص تقسیم بندی کرد.
بر اساس این تقسیم بندی:
داراییهای عمومی سازمان، مانند: زمین، ساختمان، ماشین آلات، تجهیزات، پول نقد و موجودی کالا مشابه داراییهای سایر سازمآن‏ها است.
داراییهای انحصاری سازمان، که سازمآن‏های دیگر مثل و مشابه آن‏ها را نداشته، مانند: مهارت، توانایی، دانش، نوآوری، امتیازات انحصاری، نام تجاری، کپی رایت و فرآیندهای اطلاعاتی خاص هر سازمان، را شامل میشود. این داراییها علاوه بر این که منحصر به فرد و یگانه هستند، امکان الگو برداری و کپی برداری از آن‏ها نیز برای سازمآن‏های دیگر به آسانی امکان پذیر نیست.
داراییهای قابل تشخیص، که در برخی موارد منحصر به فرد و یگانه هستند. این داراییها، چون: رویههای تولید و توزیع که در صورت مقایسه دو سازمان هر چند ممکن است در بخشهایی با یکدیگر تفاوتهایی داشته باشند، اما در واقع به لحاظ ماهیت و شکل ظاهری مشابه یکدیگرند.
داراییهای نامشهود و سرمایهی فکری را می توان در هر دو دستهی دارایی های انحصاری سازمان و دارایی های قابل تشخیص مورد شناسایی قرار دارد.
مرور ادبیات موجود پیرامون مختصات شناسایی و طبقه بندی داراییها و منابع سازمان نشان دهنده تاکید نظریه پردازان و پژوهشگران این حوزه، بر سه ویژگی عمده در شناسایی منابع و داشته ها به عنوان داراییهای سازمانی دارد. این سه ویژگی عبارتند از:
داشتن پتانسیل ایجاد منابع و مزایای اقتصادی در آینده: در واقع از نقطه نظر علم حسابداری، مواردی معنای دارایی را برای سازمان خواهند داشت که از آن‏ها انتظار بروز خدمات یا مزایای اقتصادی در آینده وجود داشته باشد.
قابلیت کنترل شدن توسط سازمان: ریشه مفهوم کنترل در حوزهی داراییهای برخاسته از قابلیت سازمان در کسب منافع از داراییها و جلوگیری یا قانونمند کردن دسترسی حوزه های برون سازمان به آن‏هاست.
محصول تراکنشهای پیشین سازمانی: این مفهوم بیشتر بیانگر این موضوع است که در واقع، امکان و ظرفیت کنترل سازمانی اشاره شده بر این داراییها، تابع و نتایجی از تراکنشهای پیشین سازمان چون: تبادلات، توسعه و اکتشافات داخلی سازمان یا داخل سازمان با خارج سازمان باشد (هندرسون و اسکات و گراهام پیرسون ، 1998).
به تعبیری ساده شاید بتوان داشتههای نامشهود هر سازمان را مجموعهای از منابع نامشهود و پنهان، دانش، اطلاعات فرآیندها و پردازشهای منجر به منتج از این منابع به حساب آورد. بر اساس تعریف فوق، نکته دارای اهمیت، بررسی اعتبار اطلاق تعبیر موجود پیرامون داراییهای سازمانی، به این داشتههایی با ماهیت نامشهود و پنهان در سازمان است (کانون و گوپیکا و ویلفیرد ، 2004).
در دهه هشتاد میلادی انتشار نتایج مطالعات مختلفی که توسط نظریه پردازان و پژوهشگران به منظور بررسی ظرفیت ایجاد ارزش از خلال داشتههای نامشهود سازمان با تکیه بر نتایج مشاهده شده در تفاوت ارزش بازار و ارزش دفتری، و از سویی دیگر جهت تعریف داراییهای پنهان سازمانی و تبیین نظری مفاهیم جدید اقتصادی در حوزههای سازمان توسط افرادی، چون: ایتامی، تیس، سویبی، مارکوس، رابی، آکر، سولیوان و کمپبل، کاپلان، ادوینسون و … صورت پذیرفته است، که زمینه های شناسایی و توسعه مفاهیم مرتبط با دارایی های نامشهود در سازمان و نقش اقتصادی این داراییها را در فرآیندهای کسب و کار و ایجاد ارزش تبیین نموده است.
در دهه نود میلادی با طرح مفاهیم جدید و گسترش توجه سازمآن‏ها به اطلاعات، رویهها و فرآیندهای مرتبط با مدیریت اطلاعات و دانش و توسعه سامانههای اطلاعاتی، تاکید بر جنبههای ظرفیتی جدیدی در قالب پایش مالکیت فکری و بررسی ماهیت شکلگیری این داشتهها، شکل دوام یافتهتری به خود گرفت. عمدهی تحقیقات تاثیر گذار در این دهه را می توان حاصل اطلاعات افرادی چون: سویبی، ویل، بونتیس، روس، استوارت، وس، دراکر، دونالدسون، سینت اونگ، سولیوان، پار، بروکینگ، لو، کاپلان، پالیک، ادوینسون، مالون، نورتون، رومر، بویسوت و لوتی، تیس، اندریسن و … دانست (کمپل، 1998).
پیتر دراکر، در اوایل دهه نود در حوزه مفاهیم سازمانی بر این موضوع اذعان داشت که به همان میزان که اعتقاد بر سامان یافتن اقصاد بر محور جریانی از کالا یا جریانی از پول وجود دارد، به نظر میرسد به همان میزان، اقتصاد بر محور جریان اطلاعات استوار است. تعبیر دراکر در واقع خبر از فصل روشن جدیدی در عرصه مدیریت سازمان در حوزههای اقتصادی و شناسایی ظرفیتهای قابل اکتساب در سازمآن‏ها دارد (دراکر ، 1992).
روبرت کاپلان و دیوید نورتون در اواسط دهه نود میلادی بر این موضوع تاکید میکنند که در طبقه بندی داراییهای نامشهود سازمانی بایستی به دستههای پر اهمیت: قابلیتهای کارکنان سازمان، قابلیتهای سامانههای اطلاعاتی سازمان، میزان انگیزش، اختیار و مشارکت در سازمان، توجه داشت. توماس استوارت، در تعریف داراییهای نامشهود، این داراییهای سازمانی را در قالب: دانش، اطلاعات، رویههای دانش پایه، تجارب کاری، سوابق و نامهای تجاری، که در جهت ایجاد ارزش و کسب درآمد و سود مورد استفاده سازمان قرار میگیرند، تعریف میکند. هم چنین در اثنای تعریف حاضر، به مفهوم مدیریت سرمایه فکری به عنوان عنصری مدیریتی در شکل دهی به داراییهای نامشهود سازمان تاکید می‏نماید(استوارت ، 1997) .
از نیمه دوم دههی نود معرفی مدلهای چون: حسابداری آینده و ارزش گذاری جامع، توانستند قابلیتهای جدیدی را به لحاظ حسابداری یا حداقل ایجاد چهارچوبی برای ارزشگذاری این داراییها ایجاد نمایند. در کنار مدلهای یاد شده در نتیجه تلاشهایی که از دهه هشتاد شکل گرفته بود مانند معرفی مدل ترازنامه نامشهودند برخی مولفههای این داراییها امکان ورود به ترازنامهها را به دست آوردند. اما به طور کلی در این دهه نیز همچنان باور عمومی در حسابداری بر درج موارد حقیقی از داراییهای نامشهود مانند: هزینه تحقیق و توسعه، حقوق مالکیت فکری و امتیازات فکری استوار بود.
در پایان دهه نود میلادی می توان گفت که نظریه پردازان و پژوهشگران حوزه داراییهای نامشهود توانستند، به تعاریف روشن و واضحی از دارایی های نامشهود دست یابند. در این دهه به طور کلی باورهای همه پذیر در مورد داراییهای نامشهود را می توان در موضوعات زیر خلاصه نمود:
بیشتر دارایی های نامشهود در بازارهای رسمی قابل خرید یا فروش نیستند.
رسیدگی به موجودی این داراییها به مفهومی که در مورد داراییهای مشهود امکان پذیر بوده، ممکن نیست.
این داراییها عمر محدوده نداشته و مفهوم استهلاک به شکل سنتی آن در مورد این دارایی ها قابل تعمیم نیست.
به صورتی واضح ماهیت و خصیصههای این داراییها معطوف به نوع کسب و کار، تولید و یا خدمت در هر سازمان است (اسکولین و کریستوفر، 2008).
در هزاره جدید، تعاریف گستردهتری توسط نظریه پردازان و پژوهشگران در راستای یافتههای گذشته مطرح شده است. هر چند با توسعه شناخت اهمیت مفاهیم مرتبط با دانش و نوآوری سازمانی، بر گستردگی جایگشت داراییهای دانشی و نوآورانه در طبقه بندی و مولفه های موثر داراییهای نامشهود افزوده شد. از سوی دیگر توجه به طبقه بندی داراییهای نامشهود از خلال خصایص کارکردی این داراییها نیز مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس این نگره برخی از داراییهای نامشهود بر عملکرد تولید یا خدمت رسانی تاثیر گذارند مانند: سرمایه انسانی، ساختار داخلی و ساختار خارجی، که می توان این دسته از دارایی های نامشهود را داراییهای تولیدی نامید ( پترسون ، 2005).
باروخ لو معتقد است که خلق ارزش از خلال این داراییها در سازمان، مستلزم پیاده سازی استراتژیهای بر پایه فرآیندهای نوآورانه است که به شکلی مستحکم از سرمایه گذاری بر دارایی های نامشهود پشتیبانی نماید (لو ، 2001).
لو، در این راستا طبقه بندی جدیدی را برای مولفههای تشکیل دهنده داراییهای نامشهود از خلال توجه به ماهیت کارکردی پیشنهاد کرده است. بر اساس این طبقه بندی، مولفههای دارایی های نامشهود عبارتند از:
سرمایه ساختاری: رویه های متمایز و چابک کسب و کار که سازمان را از سایر رقبا متمایز مینماید.
سرمایه نوآوری و نوپدیدی: تلاشها و یافتههای سازمان در قالب تحقیق و توسعه.
برند سازمانی، اعتباری که از دریچه آن سازمان این امکان را می یابد تا محصول/ خدمت خود را به بالاترین قیمت نسبت به سایر رقبا به فروش رساند.
حقوق امتیازات انحصاری: مزایایی که منحصر به سازمان بوده و رقبا در ورود و رقابت در آن حوزهها ناتوان بوده یا با محدودیت هایی روبرو هستند (لو ، 2001) .

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *