–6

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینیدو همین طور بر طبق مدل(بونتیس، 1999) بین سرمایه های فکری و عملکرد سازمانی فرضیات زیر را در نظر می‌گیریم :
934720-164465
334010109220شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)00شکل STYLEREF 1 s ‏1 SEQ شکل * ARABIC s 1 3- سرمایه فکری و اجزای آن، مدل استفاده شده در این پژوهش – بونتیس (2008)
طبق مدل تحقیقاتی این پرپوزال یک ارتباط مستقیم مثبتی بین سرمایه فکری وعملکرد سازمانی وجود دارد. که سرمایه فکری به سه جزء سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی تقسیم می‏شود.فرضیه های این پرپوزال به 2 بخش فرضیه اصلی و فرعی تقسیم بندی میشود پس اولین فرض به صورت زیر است :
سفرضیه اصلیفرضیه اول : بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
همچنین فرضیههای فرعی این تحقیق به صورت زیر میباشند.
فرضیه دوم: بین آموزش و یادگیری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه سوم: بین تجربه و تخصص با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه چهارم: بین خلاقیت و نوآوری با سرمایه انسانی رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین سیستمها و برنامهها با سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه ششم: بین تحقیق و توسعه با سرمایه ساختار رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هفتم: بین حقوق صاحبان سرمایه و سرمایه ساختاری رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه هشتم: بین اتحادها، مجوزها، قراردادها با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه نهم: بین ارتباط با شرکا، تامین کنندگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه دهم: بین دانش در مورد شرکا، تامینکننگان، مشتریان با سرمایه ارتباطی رابطه وجود دارد.
فرضیه یازدهم: بین ارزش بازار و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه دوازدهم: بین بهرهوری و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
فرضیه سیزدهم: بین قابلیت سودهی و عملکرد سازمانی رابطه وجود دارد.
همچنین سرمایه انسانی و ساختاری و ارتباطی دارای اجزایی هستند که این اجزا با ضرایبی تعیین کننده هریک از این سرمایهها میباشند.
رابطه بین این اجزا در زیر آمده است:
سرمایه فکری به صورت معنی داری با سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی ، رابطه دارد.
پس داریم :
سرمایه فکری = X0 + X1(سرمایه فکری) + X2(سرمایه ساختاری) + X3(سرمایه رابطه ای)
که در آن انتظار می رود X1,X2,X3 >0
بر طبق مدل ارائه شده سرمایه انسانی به 4 زیر قسمت تقسیم بندی شده است زامبون (2002) سرمایه انسانی را حاصل دانش جمع آوری شده و نوآوری و خلاقیت افراد در سازمان ارزیابی می کند. پس بنابراین رابطه زیر در نظر گرفته می‏شود:
سرمایه انسانی رابطه مستقیم با خلاقیت و نوآوری ، آموزش و پرورش و تجربه و تخصص دارد.پس داریم :
(تجربه و تخصص)X3 +)آموزش و پرورش)X2 +(خلاقیت ونوآوری)X1 +X0 = سرمایه انسانی
که در آن X0,X1,X2,X3 >0
سرمایه های ساختاری شامل انباری از دانش غیر انسانی است در یک سازمان که در سیستم‏ها و پایگاه داده‌ها و برنامه‌ها ذخیره شده‌است(ادوینسون و مالکوم ، 1997)
در حقیقت ، عناصر سرمایه ساختاری می توانند به طور قانونی از پتنتها و علامتهای تجاری که در نتیجه سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه است حمایت شوند.
سرمایه ساختاری در رابطه مستقیمی است با سیستمها و برنامه ها ، تحقیق و توسعه و در ارتباط عکس است با حقوق فکری صاحبان.
(حقوق مالکیت معنوی)X3 –(تحقیق و توسعه)X2+ (برنامه ها و سیستمها)X1+X0=سرمایه ساختاری
سرمایه ارتباطی در ارتباط است با قسمت های خارجی مثل مشتریان ،تامین کنندگان ، شرکا و دیگر سهام‏داران خارجی.
سرمایه ارتباطی ،ارتباط مستقیمی با ارتباطات و دانش در مورد شرکاء و تامین کنندگان و مشتریان به انضمام اتحاد ها ، جواز ها و قرار داد ها.
(اتحادها،جوازها،قراردها) X3 + )دانش در مورد شرکا،تامین کنندگان و مشتریان) X2 + (ارتباط با شرکا و تامین کنندگان و مشتریان )X1 +X0 = سرمایه ساختاری
قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی تحقیق
حوزه نگرش تحقیق تشریح دارایی های نامشهود و سرمایه های فکری و انواع طبقه بندی و روشهای اندازه گیری سرمایه فکری و عملکرد سازمانی است. در این تحقیق قلمرو موضوعی برابر با بررسی تاثیر اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی شرکت های نرم‏افزاری می باشد و همچنین این تحقیق میان رشته‌ای می‌باشد و چون در اندازه گیری دارایی‌های نا مشهود است می تواند در ارتباط با مدیریت مالی باشد از طرفی دیگر اندازه‌گیری سرمایه‌های‌فکری خود مقوله ای در مدیریت دانش است که می تواند در حوزه مدیریت تکنولوژی نیز محسوب شود و چون دامنه این تحقیق در حوزه شرکت‏های نرم‏افزاری است می تواند در حوزه مدیریت IT نیز قرار بگیرد.
قلمرو زمانیهمانطور که در قبل نیز گفته شد این تحقیق در صنایع نرم افزار تهران صورت می گیرد.
چون این تحقیق از طریق پرسش نامه می باشد ، زمانی که پرسش نامه در شرکت‏ها توزیع می‏شود بهمن سال 91 خواهد بود.
قلمرو مکانی
این تحقیق در سطح شرکت‏های نرم‏افزاری در صنایع نرم افزار تهران انجام خواهد شد.
روش تحقیقاین تحقیق چون در زمان حاضر انجام می‏شود و به بررسی مشکل عملکرد سازمانی می پردازد و همین‌طور اندازه‌گیری سرمایه‌های فکری می‌پردازد توصیفی است و چون از پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده می‌شود پیمایشی می‌باشد. با توجه به پرشسنامه استانداردی که وجود دارد فرضیات تحقیق بررسی میشوند. در این تحقیق در فرضیه سرمایه فکر متغیر مستقل و عملکرد سازمانی متغیر وابسته میباشد. در پرسشنامه از طیف لیکرت 5 نقطهای استفاده شده است. نتایج آماری پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی و مدل معادلات ساختاری بدست میآیند. در این تحقیق برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای آماری LISREL8.8 و 18 IBM SPSS به دلیل تعداد زیاد نمونهها استفاده میشود.
روش نمونه برداریبه علت تعداد زیاد شرکت های موجود در صنعت تولید نرم افزار در تهران و عدم دسترسی به لیست این شرکت ها و همچنین عدم همراهی و همکاری این شرکت ها در جمع آوری نمونه از روش های غیر احتمالی و آن هم از نوع در دسترس بودن یعنی شرکت هایی که امکان جمع آوری نمونه را به ما میدهند استفاده شده است. که بر طبق این شیوه 10 شرکت تولید کننده نرم افزار که در این صنعت هم بسیار فعال می باشند با تلاشهای انجام شده انتخاب شده است. لازم به ذکر است که جامعه آماری استفاده شده برای این پژوهش تعداد 10000 نفر که شامل نیروهای متخصص و همچنین مدیران فنی و میانی هستند می باشد. بر طبق مدل تحقیق مشخص می‏شود که 12 متغیر مشاهده شده وجود دارد و بر طبق قوانین آماری به ازای هر متغیر باید 10 برابر پرسشنامه جمع آوری میشود. از طرفی در مدل معادلات ساختاری در صورتی که 386 عدد پرسشنامه جمعآوری شود بهینه ترین جواب حاصل می‏شود بنابراین با توجه به توضیحات داده شده تعداد پرسشنامه های جمعآوری شده 390 عدد میباشند لازم به ذکر است که با استفاده از فرمول کوکران با دانستن جامعه آماری مقدار کافی حجم نمونه به ازای 5% خطا برابر369 نفر می باشد..
جامعه تحقیقبه دلیل اینکه در شرکت‏های نرمافزاری دانش و نیروهای متخصص حرف اصلی را میزنند و بیشتر کارمندان این شرکت‏ها نیروهای متخصص میباشند پس این تحقیق در سطح مدیران ارشد و میانی و کارمندان متخصص در شرکت‏های نرمافزاری درسطح شهر تهران انجام میشود.
پیشینه تحقیقدر کشورمان و در دنیا به جهت اهمیت موضوع در حوزه سرمایه های فکری تحقیقات فراوانی انجام شده است، ولی در مورد موضوع این پروپوزال یعنی سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد سازمانی در تهران تحقیقات چندانی علل خصوص در حوزه نرم افزار و در صنعت نرم افزار صورت نگرفته است. تحقیقات مربوط به این موضوع در سطح گسترده مربوط به مقالات و کتب دکتر نیک بونتیس استاد دانشگاه مک مستر کانادا می گردد ، با توجه به اینکه در این پروپوزال نیز از مدل ارائه شده توسط ایشان استفاده شده است در زیر به شرح مقالات منتشر شده در حوزه سرمایه های فکری توسط بونتیس پرداخته می‏شود. لازم به ذکر است که هدف بونتیس از سنجش سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد سازمانی به جهت رسیدن به یک پرسشنامه همه گیر و جهانی در صنایع مختلف و بخصوص صنایعی که با تکنولوژی های برتر و دارای نیروهای متخصص و کارشناس و خبره هستند می باشد.
عنوان اصلی تحقیق :
Bontis, N. (2002). “Intellectual Capital Disclosure in Canadian Corporations.” Journal of Human Resource Costing & Accounting.
سرمایه فکری در شرکت های کانادایی توسط بونتیس سال 2002:
چکیده
همیشه توجه و اهمیت زیادی به سرمایه های فکری داده می شده . بسیاری از شرکت های اسکاندیناوی با انتشار گزارشات سرمایه فکری حرکت رو به جلویی را آغاز کرده اند. با این حال، به رغم درخواست های جهانی و تغییر باورهای اطراف، ارزش سرمایه های فکری، آن را همچنان از گزارش سالانه شرکت های بزرگ کانادا مستثنی کرده است. در این مقاله به تحلیل بیش از 10000 گزارش مالی در شرکت های کانادایی پرداخته می‏شود.یک لیستی از اصطلاحات مربوط به سرمایه فکری در درون گزارشات سالانه گزارشات سالانه که به افشای میزان توجه به آن را نشان می دهد وجود دارد..این طرح در ابتدا ممکن است که برای اهداف مدیریت داخلی مورد استفاده قرار گیرد با این حال گزارش کانون سهامداران خارجی به احتمال زیاد بیش ازهدف های نا محدود خواهد بود.
عنوان اصلی تحقیق :
Bontis, M. d. R. C. a. N. “intellectual capital and business performance in the Portuguese banking industry.” Journal of Technology Management 43.
سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار توسط مارتینز و بونتیس
چکیده
تحقیقات قبلی نشان داد که سرمایه فکری عنصر تاثیر گذاری بر روی عملکردکسب و کار می باشد.هدف از این تحقیق بررسی رابطه درونی بین سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار و همچنین تعامل بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد کسب و کار در صنعت بانکداری کشور پرتغال می باشد. مفهوم سرمایه ارتباطی در سهامدار گرایی آورده شده است. توسعه مدل و آزمون فرضیات ما را برای استفاده از PLS بروی 253 پاسخگو در 53 سازمان هدایت کرده است.
عنوان تحقیق:
Sharabati, A.-A. A., S. N. Jawad, Nick Bontis ,et al. (2010). “Intellectual capital and business performance in the pharmaceutical sector of Jordan.” Management Decision 48(1): 105-131.
سرمایه فکری و بهره وری کسب و کار در قسمت داروسازی کشور اردن
چکیده
در این مقاله به بررسی سرمایه فکری و رابطه آن با عملکرد کسب و کار در شرکت های دارو سازی در اردن پرداخته شده است. بررسی از طریق پرسش نامه در سطح مدیران ارشد و میانی در بین 15 شرکت دارو سازی صورت گرفته است. هدف از این تحقیق تست رابطه میان سرمایه فکری (یعنی سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی) و عملکرد کسب و کار می باشد.
عنوان رساله دکترا :عبدل ناصر شجاعی،” شناسایی تعاملات بین اجزای سرمایه فکری با استفاده از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری در صنعت بانکداری ایران”، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج ، پاییز 1389.
چکیده:
سرمایه فکری که عمدتا تحت عنوان دارایی های نامشهود تعریف می گردد، ممکن است به عنوان منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار مورد استفاده قرار گیرد. اجزای سرمایه فکری در صورت داشتن تعامل با یکدیگر منجر به ایجاد ارزش خواهند گردید. هدف از انجام این تحقیق بررسی وضعیت سه عنصر سرمایه فکری (یعنی سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری) و تعاملات بین آن‏ها در صنعت بانکداری ایران است. این تحقیق از طریق یک پرسشنامه روان سنجی معتبری که نسخه اصلی آن برای اولین بار در کانادا تهیه و اجرا گردید، انجام شد. به و روابط خطی (PCA) منظور اکتشاف سازه ها و بسط گویه ها، از روش تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده گردید. مدل حاصله از این تحقیق بیانگر وجود یک ارتباط معنادار (LISREL) ساختاری بین اجزای سرمایه فکری می باشد. طبق یافته های تحقیق، در صنعت بانکداری ایران سرمایه انسانی هم بر سرمایه ساختاری و هم بر سرمایه مشتری تأثیرمثبت داشته و از طرف دیگر سرمایه ساختاری نیز باعث تقویت و رشد سرمایه مشتری می گردد.
عنوان رساله دکترا: حسن سراجی، ” سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه میان سرمایه فکری و ارزش بازار سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران”، دانشگاه تربیت مدرس، بهار 1384
چکیده:
یکی از مشکلات اساسی سیستم های حسابداری سنتی، عدم کفایت و ناتوانی آن ها در سنجش و ملحوظ نمودن ارزش سرمایه های فکری در صورت های مالی شرکت ها است. امروزه، نقش و اهمیت بازده سرمایه های فکری به کار گرفته شده در قابلیت سود آوری پایدار و مستمر شرکت ها بیش از بازده سرمایه های مالی به کار گرفته شده است. به دلیل اهمیت روز افزون سرمایه های فکری در فرایند برتری استراتژیک شرکت ها، اکثر شرکت ها در پی پاسخ گویی به چند سوال اساسی هستند. اولین سوال این است که چگونه می توان ارزش سرمایه های فکری را بر آورد یا محاسبه کرد؟ سوال اساسی دوم این است که آیا رابطه معناداری میان میزان سرمایه های فکری محاسبه شده شرکت ها و ارزش بازاری سهام آن ها وجود دارد؟ و در نهایت این که، جهت محاسبه سرمایه های فکری کدام یک از روش های سنجش از توان تبیین بالاتری برخوردارند و رابطه بهتری را با ارزش بازاری سهام شرکت ها نشان می دهند؟ جهت پاسخگویی به سوالات مذکور، بر اساس داده های 7 ساله شرکت های بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1376 الی 1382، پنج روش سنجش در محاسبه سرمایه های فکری مورد آزمون آماری قرار گرفت. نتایج آزمون های آماری بیانگر آن است که در سطح اطمینان 95%، روش های پیشنهادی چهارم و پنجم سنجش ارزش سرمایه های فکری شرکت ها، همبستگی بالا و معناداری را (با مقادیر ضریب همبستگی بالاتر از 0.97) با ارزش بازاری سهام شرکت ها و صنایع بورس اوراق بهادار تهران نشان داده اند و با توجه به مقادیر ضریب تعیین بالاتر نسبت به سه روش اول و دوم و سوم از توان تبیین بهتری برخوردار بوده اند. نتیجه کلی این تحقیق بیان گر اهمیت سرمایه های فکری، درک اهمیت ارزش آن از سوی سرمایه گذاران و همبستگی بالای سرمایه های فکری با ارزش بازاری سهام شرکت های بورس اوراق بهادار تهران است.
عنوان پایان نامه: مهرداد مدهوشی، ” سنجش سرمایه فکری و بررسی رابطه آن با بازده مالی شرکت ها”، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، پاییز 1388.
چکیده:
در حقیقت حسابداری مالی سنتی قادر به محاسبه ارزش واقعی شرکتها نمی باشد و تنها به اندازه گیری ترازنامه مالی و دارایی های ملموس اکتفا می کند. سرمایه فکری یک مدل جدید کاملی را برای مشاهده ارزش واقعی سازمآن‏ها فراهم می آورد و با استفاده از آن می توان ارزش آتی شرکتها را نیز محاسبه کرد. در این تحقیق، ابتدا بر اساس روشی کاربردی، ارزش سرمایه فکری شرکتهای سرمایه گذاری برای دوره زمانی 6 ساله از 1380 تا 1385 محاسبه، سپس در مرحله بعد، ارتباط بین ارزش سرمایه فکری و بازده مالی شرکتهای سرمایه گذاری فعال در بورس اوراق بهادار تهران مورد ارزیابی قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، روش آماری استفاده شده به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، روش حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) می باشد. یافته ها حاکی از رابطه معنادار مثبت بین سرمایه فکری و بازده مالی؛ سرمایه فکری و بازده مالی آتی؛ نرخ رشد سرمایه فکری و نرخ رشد بازده مالی آتی شرکتهای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران، می باشد. با توجه به این نتایج، می توان بهره گیری شرکت ها، سهامداران، سرمایه گذاران و سایر گروه های ذی نفع در استفاده از این مدل را برای کسب بازده مالی بالاتر در آینده، پیشنهاد کرد.
عنوان پایان نامه: مصطفی باغبانیان، ” بررسی ارتباط سرمایه فکری و عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران: مطالعه موردی استان کردستان”، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، پاییز 1388.
چکیده:
در اقتصاد نوین، سرمایه فکری تحت عنوان دارایی های نامشهود توصیف شده است که می توان آن را به عنوان منبعی برای مزیت رقابتی پایدار به کار گرفت. اجزای سرمایه فکری دارای اثرات متقابلی هستند که به خلق ارزش می انجامند. تحقیقات پیشین همبستگی مثبت و معنی داری بین سرمایه فکری و عملکرد سازمانی ارایه داده اند. هدف از این تحقیق تجربی، تحکیم این یافته ها و تحقیق در مورد سه عنصر سرمایه فکری به عبارت دیگر، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری و روابط داخلی آن‏ها در صنعت بانکداری استان کردستان است. برای هدایت این تحقیق از پرسشنامه روان سنجی معتبری که نسخه اصلی آن اولین بار در کانادا تهیه و اجرا شده استفاده شده است. برای اکتشاف عوامل و بسط گویه های پرسشنامه از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) و روابط خطی ساختاری (LISREL) استفاده شده است. مدل برآورد شده نهایی، بیانگر اثرگذاری مثبت هر یک از اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی صنعت بانکداری است که به ترتیب سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری دارای بالاترین میزان اثرگذاری هستند.
تعریف متغیرها و دادههاهمانطور که پیش تر هم گفته شد سرمایه فکری از مجموعه سرمایه های انسانی ، ساختاری، رابطه ای تشکیل شده است.
سرمایه انسانی : سرمایه‌های انسانی به قابلیت‌ها، مهارت‌ها و تخصص اعضای انسانی یک سازمان اتلاق می‌شود (مالکوم ، 2002).
سرمایه ساختاری : سرمایه‌ی ساختاری دانشی است که: در پایان هر روزکاری در سازمان باقی می‌ماند، به کل سازمان تعلق دارد، و قابل تولید شدن مجدد و به اشتراک گذاشتن با دیگران است(مونریتسن ، 2002).
حقوق مالکیت فکری: یا همان حقوق مالکیت معنوی به مفهومی اطلاق می‏شود که بر طبق آن از قانون از آفرینش های فکری افراد مانند کپی رایت، برند، فرانشیز و … حمایت می کند.
سرمایه‌مشتری(ارتباطی): سرمایه‌ی ارتباطی، وابستگی‌های برون سازمانی مانند وفاداری‌مشتریان، حسن شهرت‌سازمان و روابط شرکت با تامین کنندگان منابع آن را شامل می‌شود.
عملکرد سازمانی: که طبق مدل خود شامل 3 مولفه بهروری ، ارزش بازار ، سودهی می باشد.
بهره وری: به مجموعه کارایی و اثربخشی گفته می‏شود.
ارزش بازار: قیمتی است که یک دارایی در یک محیط رقابتی عرضه می‏شود.
سودهی: اختلاف بین درآمد حاصله و هزینه ها که مجموعه هزینه های ثابت و متغیر است گفته می‏شود.

ادبیات موضوعی تحقیقمقدمهتوسعه اطلاعات در دهههای اخیر، موقعیت های جدید را پیش روی افراد و سازمآن‏ها قرار داده است. از این رو تعاملات و ارتباطات گسترده جهانی توسعه یافته و تعاریف جدیدی در ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی بروز نموده است. در این میان، سازمآن‏های کسب و کار، بیشترین تاثیر را از وضعیت جدید پذیرا شده و خواسته یا ناخواسته، در مسیر این دگرگونی مداوم قرارگرفته، متحول شده، به انحلال و ادغام، یا پذیرش موقعیت های جدید روی آوردهاند. متناسب با این تغییرات موقعیتی، رویکردها و ادبیات جدیدی، چون: سازمان یاد گیرنده، معماری سازمان، سازمان مجازی و مهندسی مجدد و … بر بستر رهیافت اطلاعاتی پدیدار شده است. رهیافتی که از کد ژنتیک تا ایزومرها، از زبان شناسی تا کامپیوتر، و از کارکرد مغز انسان تا مدیریت سازمآن‏های کسب و کار را، تفسیر می کند.
سازمآن‏های امروزین، بیش از نمونه های قدیمی آن‏ها با دیالتیک مواجه اند: نیاز به خود مختاری (استقلال) در مقابل نیاز همزمان به ارتباطات (یکپارچگی). پاسخ به این دیالتیک، مستلزم ایجاد فرصت یادگیری برای افراد سازمان است. چرا که از یک سو سازمآن‏ها به ساختارهایی نیاز دارند تا خودمختاری و قابلیت حل مشکلات محل را توسعه بخشند، و از سوی دیگر برای دگرگونی فرهنگی، به بهبود ارتباطات و ساختار مشارکتی تمایل دارند. با گسترش ارتباطات و عدم نیاز به جابجایی و تحت تاثیر پیدایش سازمان مجازی تنها عنصری که در سازمان باقی میماند، انسآن‏ها یعنی افراد سازمآن‏ها هستند. پیداست که در چنین شرایطی برای تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، بایستی انسآن‏ها تمایل به یادگیرندگی پیدا کنند. یادگیری در سازمآن‏های جدید نیز به نوبهی خود از رهیافت اطلاعاتی و از حلقهی سایبرنتیکی فرد – سازمان – محیط – فرد، پیروی میکند و از رفتار نوآورانه، اطلاعاتی و دانشی در محیط تاثیر میپذیرد. در واقع از یک سو، توسعهی ارتباطات و تولید انبوه اطلاعات و دانش از سوی دیگر کاهش نیم عمر رشتههای گوناگون دانش بشری، موجب شده تا اطلاعات به عنوان مهمترین منبع سازمآن‏ها و به عنوان مزیتی رقابتی تلقی شود. همسان با سایر منابع سازمانی، این منبع مهم نیز نیاز به مدیریت داشته و مدیریت آن در سایه فناوری محقق میشود. توجه روزافزون به دانش و اهمیت دانشگران سازمان به عنوان اصلی ترین سرمایه سازمآن‏های دانشبر، لزوم شناسایی و تشخیص دانش و اطلاعات، و شکلگیری چارچوب هایی برای مدیریت دانش را در سازمآن‏ها ضروری نموده است(خاکاوند و دیگران، 12، 1388)
بسیاری از نظریه پردازان و پژوهشگران در توصیف ویژگیهای فضای اقتصادی جدید بر این باورند که شکل اقتصاد، صورتی جهانی و همهگیری به خود گرفته و از داراییها و درآمدهای نامحسوس، پیچیده و نامشهودی شکل یافته، که به نحوی خاص به یکدیگر و در هم تنیده شده‏اند.
به وضوح روشن است که مدیریت، برنامهریزی و نظارت بر شناسایی، تخصیص و سنجش داراییهای نامشهود و سرمایه فکری بنگاهها، شاخصی مهم در تعیین توان رقابتی بنگاه ها برای بقا و رشد در اقتصاد جدید است. بررسی روندها و آمارهای اقتصادی نیز برصحت این گفته اذعان دارند، چنان که بررسیهای انجام گرفته و آمارهای اقتصادی نیز بر صحت این گفته اذعان دارند، چنان که بررسی های انجام گرفته از پانصد شرکت در بین سالهای 1982 تا 1992 میلادی، نشان از رشد سهم ارزش داراییهای نامشهود از 38 درصد به 62 درصد در میزان ارزش بازار دارد (لونارد، ناکامورا، 2003).
به این منظور، برآورد و سنجش میزان تاثیر سرمایهفکری در فرآیندهای اقتصادی وضع موجود سازمان، یکی از روشهای شناخت نقاط ضعیف و تعیین راهبردهای لازم برای کمک به تصمیم گیری مدیران خواهد بود.
چیستی و چگونگی دانش
در حوزهی کسب و کار نیز، برای مدیریت اثر بخش دانش، بایستی قادر به تشخیص دانش بود. از نقطه نظر سازمانی نیز، وجود دانش به صورت تفکیک شده و به شکلی که بتوان در بایگانیهای سازمان دسته بندی و نگهداری کرد، امکان پذیر نیست. برای همین منظور دانستن ارتباط بین دانش و مفاهیمی از قبیل داده و اطلاعات، برای شناخت بیشتر بسیار ارزشمند خواهد بود. داده، اطلاعات و دانش میتوانند به صورت رشتههای پی در پی در نظر گرفته شوند. در حقیقت داده، اطلاعات و دانش از طریق ساختار و میزان ادراک با هم رابطه دارند. البته در ادبیات فناوری اطلاعات، دانش از داده و اطلاعات مجزاست. داده ها مجموعه ای از واقعیتها و اندازهها هستند. اطلاعات، دادههای سازماندهی شده یا پردازش یافتهای است که دارای تاریخ مصرف بوده و از دقت بالایی نیز برخوردارند. اطلاعات، اغلب به عنوان یک مادهی خام پنداشته میشود و در مقابل از دید سازمانی دانش، اطلاعاتی است که توان تاثیر بر عملکرد را داشته باشد. هر چند بایستی در نظر داشت که از سویی دیگر، به نوبه خود دانش نیز یک ماده خام است. اما در محتوای سازمانی، اطلاعات و دانش هر دو بر وسعت نتایج عملکرد ها تاثیرگذار است (راسل و برتراند ، 1926).
دانش، منبع کلیدی در تصمیم گیری هوشمند، پیش بینی، طراحی، برنامه ریزی، عیب یابی و تشخیص، تحلیل، ارزیابی و قضاوت شهودی به حساب می آید. دانش قابلیت شکل گیری و اطلاعات چنین کارکردی را ندارد. قابلیت انجام عملیات به صورت مستقیمی معطوف به داشتن دانش است.
تعریف دانش از دیدگاههای مختلفی توسعه یافته است. دیدگاه نخست، دانش را به عنوان یک حالت ذهنی برای توانا ساختن افراد در توسعهی دانش شخصی خود و به کار گیری آن بنابر نیازهای سازمانی در نظر می گیرد. در دیدگاه دوم، دانش به عنوان یک شی با قابلیت ذخیره و تغییر در نظر گرفته میشود. دیدگاه سوم، دانش را در قالب یک فرآیند و عمل همزمان در نظر گرفته، بر به کارگیری تخصص توجه دارد. چهارمین دیدگاه پیرامون دانش، بر شرایط دستیابی به اطلاعات تمرکز دارد، و بر این اساس دانش سازمانی میبایستی به منظور تسهیل دستیابی و بازیابی محتوا، سازمان دهی شود. در نهایت دانش را میتوان به عنوان قابلیت یا توان ایجاد تاثیر در اعمال آینده سازمان تعریف کرد (خاکاوند و همکاران،1388، 18).
سطح فراگیری فرآیند مرتبط با دانش در سازمآن‏ها، دانش سربسته و دانش صریح را در بر میگیرد. دانش سر بسته، دانشی مشخص با محتوای خاص بوده که برای ساختار بندی و انتشار دشوار مینماید. در مقابل دانش صریح، دانشی است که به آسانی قابل انتشار بوده و در چهارچوب زبان رسمی و نمادین قرار داشته باشد. در این میان اگر بر انتشار دانش پیوستاری متصور گردد که در آن میزان انعطاف دانش در تبدیل به قالب کلامی، نمادین و نوشتاری به عنوان شاخصه ای برای قابلیت اشتراک آن دانش به حساب آید، دانش سربسته، دانشی است که قابلیت انتقال شمایل کلامی، نمادین و نوشتاری را با خود به همراه ندارد. در مقابل دانش صریح دانشی است که در قالب چارچوبی نمادین یا نوشتاری وجود دارد. در میانه این پیوستار، میتوان دانش ضمنی را به عنوان دانشی که قابلیت بیان در شمایل کلامی، نمادین یا نوشتاری را دارا بوده اما هنوز در این قالب ها جریان نیافته است مورد توجه قرار داد (نانوکا و ایکوجیرو ، 1995).
اشکال جدید منابع سازمانی
محدودیت منابع فیزیکی در دسترس سازمآن‏ها، موجب بروز رویکردهای جدید در توسعه امکانات غیر فیزیکی و رویههای ارزش افزا جهت توسعه و بهبود محصول و خدمت شده است. از این رو ضرورت به کار گیری تمام ظرفیتهای موجود در سازمان اعم از: سرمایه های مالی، داراییهای فیزیکی، سرمایه فکری، رویهها و الگوهای کاری، سرمایه انسانی، سامانههای اطلاعاتی، شبکه های ارتباطی، مدیریت زنجیرهی تامین مشتریان، دارایی های دانشی و … بیش از پیش نمایان شده است. در کنار این موضوع استقرار چارچوب های بهینه ساز و توجه به تمام قابلیتها برای توسعه میزان کارآیی و اثر بخشی حاصل از این داراییهای سازمانی، برای دستیابی به اهداف سازمانی مورد توجه قرار داده است.
در اقتصاد سنتی، دارایی مجموعهای از داشتههای درگیر در جریان تولید کالا پنداشته میشود. به بیان دیگر در اقتصاد سنتی، مفهوم دارایی ثابت، به ساختمان، تجهیزات تولیدی، مصالح، وسیله های حمل و نقل و ماشین آلات به عنوان کالاهایی که در فرآیند تولید، به کار میروند و جز در اثر استهلاک تغییر شکل نمی یابند، اطلاق می گردد.
ارزش داراییها اغلب بر مبنای مقایسه جریآن‏های مورد انتظار هزینه ها و درآمدهای بالقوه مورد محاسبه قرار میگیرد.
اما از اواخر قرن بیستم چالش جدیدی پیش روی مفاهیم سنتی حسابداری و اقتصاد پدیدار شد. این چالش از آنجا ریشه میگرفت که ارزش بازاری با ارزش دفتری ثبت شده و تفاوت معنا داری را نشان می داد. در واقع ارزش دفتری تنها می توانست بخشی از ارزش بازار توجیه و تفسیر نماید. این موضوع منجر به بروز تردیدهایی در اعتبار سامانههای سنجش سنتی شد و محققان را واداشت تا به بررسی چالش های پیش آمده و تبیین بنیان های نظری و عمل در این زمینه بپردازند(خاکاوند و همکاران،1388،35).
از نیمه دوم قرن بیستم، علاوه بر سرمایههای ثابت، فنی و سرمایههای در گردش مشهود، مولفههای نوینی پدیدار شده است که به عنوان داراییهای نامشهود و سرمایههای فکری شناخته می شوند. علت پیدایش و نامگذاری این پدیده به این نام، به ارزش آفریینی نامشهود و افزونتر در قالب تفاوت ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری، بر می گردد. چرا که در حوزهی ارزشگذاری کسب و کار، محاسبهی ارزش واقعی کل بنگاه بسیار پر اهمیت است. در نگاهی کلی، می توان داراییهای سازمان را به سه دستهی عمومی: انحصاری و قابل تشخیص تقسیم بندی کرد.
بر اساس این تقسیم بندی:
داراییهای عمومی سازمان، مانند: زمین، ساختمان، ماشین آلات، تجهیزات، پول نقد و موجودی کالا مشابه داراییهای سایر سازمآن‏ها است.
داراییهای انحصاری سازمان، که سازمآن‏های دیگر مثل و مشابه آن‏ها را نداشته، مانند: مهارت، توانایی، دانش، نوآوری، امتیازات انحصاری، نام تجاری، کپی رایت و فرآیندهای اطلاعاتی خاص هر سازمان، را شامل میشود. این داراییها علاوه بر این که منحصر به فرد و یگانه هستند، امکان الگو برداری و کپی برداری از آن‏ها نیز برای سازمآن‏های دیگر به آسانی امکان پذیر نیست.
داراییهای قابل تشخیص، که در برخی موارد منحصر به فرد و یگانه هستند. این داراییها، چون: رویههای تولید و توزیع که در صورت مقایسه دو سازمان هر چند ممکن است در بخشهایی با یکدیگر تفاوتهایی داشته باشند، اما در واقع به لحاظ ماهیت و شکل ظاهری مشابه یکدیگرند.
داراییهای نامشهود و سرمایهی فکری را می توان در هر دو دستهی دارایی های انحصاری سازمان و دارایی های قابل تشخیص مورد شناسایی قرار دارد.
مرور ادبیات موجود پیرامون مختصات شناسایی و طبقه بندی داراییها و منابع سازمان نشان دهنده تاکید نظریه پردازان و پژوهشگران این حوزه، بر سه ویژگی عمده در شناسایی منابع و داشته ها به عنوان داراییهای سازمانی دارد. این سه ویژگی عبارتند از:
داشتن پتانسیل ایجاد منابع و مزایای اقتصادی در آینده: در واقع از نقطه نظر علم حسابداری، مواردی معنای دارایی را برای سازمان خواهند داشت که از آن‏ها انتظار بروز خدمات یا مزایای اقتصادی در آینده وجود داشته باشد.
قابلیت کنترل شدن توسط سازمان: ریشه مفهوم کنترل در حوزهی داراییهای برخاسته از قابلیت سازمان در کسب منافع از داراییها و جلوگیری یا قانونمند کردن دسترسی حوزه های برون سازمان به آن‏هاست.
محصول تراکنشهای پیشین سازمانی: این مفهوم بیشتر بیانگر این موضوع است که در واقع، امکان و ظرفیت کنترل سازمانی اشاره شده بر این داراییها، تابع و نتایجی از تراکنشهای پیشین سازمان چون: تبادلات، توسعه و اکتشافات داخلی سازمان یا داخل سازمان با خارج سازمان باشد (هندرسون و اسکات و گراهام پیرسون ، 1998).
به تعبیری ساده شاید بتوان داشتههای نامشهود هر سازمان را مجموعهای از منابع نامشهود و پنهان، دانش، اطلاعات فرآیندها و پردازشهای منجر به منتج از این منابع به حساب آورد. بر اساس تعریف فوق، نکته دارای اهمیت، بررسی اعتبار اطلاق تعبیر موجود پیرامون داراییهای سازمانی، به این داشتههایی با ماهیت نامشهود و پنهان در سازمان است (کانون و گوپیکا و ویلفیرد ، 2004).
در دهه هشتاد میلادی انتشار نتایج مطالعات مختلفی که توسط نظریه پردازان و پژوهشگران به منظور بررسی ظرفیت ایجاد ارزش از خلال داشتههای نامشهود سازمان با تکیه بر نتایج مشاهده شده در تفاوت ارزش بازار و ارزش دفتری، و از سویی دیگر جهت تعریف داراییهای پنهان سازمانی و تبیین نظری مفاهیم جدید اقتصادی در حوزههای سازمان توسط افرادی، چون: ایتامی، تیس، سویبی، مارکوس، رابی، آکر، سولیوان و کمپبل، کاپلان، ادوینسون و … صورت پذیرفته است، که زمینه های شناسایی و توسعه مفاهیم مرتبط با دارایی های نامشهود در سازمان و نقش اقتصادی این داراییها را در فرآیندهای کسب و کار و ایجاد ارزش تبیین نموده است.
در دهه نود میلادی با طرح مفاهیم جدید و گسترش توجه سازمآن‏ها به اطلاعات، رویهها و فرآیندهای مرتبط با مدیریت اطلاعات و دانش و توسعه سامانههای اطلاعاتی، تاکید بر جنبههای ظرفیتی جدیدی در قالب پایش مالکیت فکری و بررسی ماهیت شکلگیری این داشتهها، شکل دوام یافتهتری به خود گرفت. عمدهی تحقیقات تاثیر گذار در این دهه را می توان حاصل اطلاعات افرادی چون: سویبی، ویل، بونتیس، روس، استوارت، وس، دراکر، دونالدسون، سینت اونگ، سولیوان، پار، بروکینگ، لو، کاپلان، پالیک، ادوینسون، مالون، نورتون، رومر، بویسوت و لوتی، تیس، اندریسن و … دانست (کمپل، 1998).
پیتر دراکر، در اوایل دهه نود در حوزه مفاهیم سازمانی بر این موضوع اذعان داشت که به همان میزان که اعتقاد بر سامان یافتن اقصاد بر محور جریانی از کالا یا جریانی از پول وجود دارد، به نظر میرسد به همان میزان، اقتصاد بر محور جریان اطلاعات استوار است. تعبیر دراکر در واقع خبر از فصل روشن جدیدی در عرصه مدیریت سازمان در حوزههای اقتصادی و شناسایی ظرفیتهای قابل اکتساب در سازمآن‏ها دارد (دراکر ، 1992).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *