–581

2180590-695960
پایان نامه کارشناســی ارشــد
رشته فقه و حقوق
گرایش فقه و حقوق
عنـــوان پایان نامــه
بررسی فقهی حقوقی کنوانسیون ژنو (مصوب 1949) در ارتباط با حقوق اسیر جنگی
استاد راهنما
آقای مهدی رهبر
استاد مشاور
ــــــــ
دانشجو
مهدیه رونور
ماه و سال دفاع
اسفند 139

تمام حقوق این اثر متعلق به دانشکده علوم حدیث است»

«
چکیده
مراد از این پژوهش بررسی حقوق اسرای جنگی در کنوانسیون ژنو به قصد, قیاس آن با قوانین اسلام نسبت به اسیر در اسلام می باشد. در این پژوهش از کتب و مقالاتی که در در باب فقه اسلام , حقوق بین الملل و بشر دوستانه , کنوانسیون ژنو و … تألیف شده است ، بهره جسته ایم. تبیین مفاهیم ضروری برای درک بهتر موضوع, همچون مفهوم اسیر, کنوانسیون ژنوو …, بیان حقوق اسیر جنگی در اسلام و در آخر بررسی فقهی حقوق تصویبی کنوانسیون ژنو در باب اسیر, موضوعاتی هستند که به آن پرداخته شده است. که پس از بررسی حقوق اسیر در اسلام و کنوانسیون ژنو می توان به راحتی دریافت که آنچه در 14 قرن پیش در متن اسلام وجود داشته, امروزه تحت قوانینی با عنوان ژنو مطرح شده است. اهمیت موضوع ؛در این است که در آن روزگار ی که اسیرجنگی از ضروری ترین حقوق انسانی خود برخوردار نبود؛ اسلام با بینشی جامع و کامل حقوق کاملاً انسا نی و عادلانه برای اسیران وضع کرده است.
واژگان کلیدی؛ حق و حقوق، اسیر، جنگ، کنوانسیون ژنو می باشد.
TOC o “1-3” h z uفصلاول : کلیات PAGEREF _Toc411996346 h 41.1 – بیانمسئلهتحقیق PAGEREF _Toc411996347 h 41.2 -ضرورتواهداف PAGEREF _Toc411996348 h 51.3 – سؤالاتتحقیق PAGEREF _Toc411996349 h 51.4 – فرضیاتتحقیق………………………………………………. PAGEREF _Toc411996350 h 51.5 -پیشینهتحقیق…………………………………………….. PAGEREF _Toc411996351 h 62- بخشدوم: تعاریفمفاهیم……………………………………….. PAGEREF _Toc411996352 h 62.1 ـاسیرواسارت PAGEREF _Toc411996353 h 72.1.1-تعریفاسیروسبایادراسلام PAGEREF _Toc411996354 h 72.1.1.2- سبایا PAGEREF _Toc411996356 h 142.1.2ـاسیردرقراردادژنو PAGEREF _Toc411996358 h 152.1.3-مقایسهتعاریفاسیردراسلاموقراردادژنو PAGEREF _Toc411996360 h 1621.2-تاریخچهاسارتواسیر PAGEREF _Toc411996361 h 162.1.2.1- اسارتدرکتبمقدس PAGEREF _Toc411996363 h 212.1.3-موجباتاسارت PAGEREF _Toc411996368 h 282.3- کنوانسیونژنو PAGEREF _Toc411996369 h 372.3.1-معرفیشهرژنو PAGEREF _Toc411996370 h 372.3.2- تاریخچهحقوقبشروکنوانسیونژنو PAGEREF _Toc411996371 h 372.4- حقوحقوق PAGEREF _Toc411996372 h 423-بخشدومحقوقاسیرانجنگیدرمنظرفقهاسلامی……………………. PAGEREF _Toc411996376 h 493.1- کلیات…………………………………………………………………………. PAGEREF _Toc411996377 h .HYPERLINK l “_Toc411996384″3.1.1-حقوقبشردوستانهاسلام PAGEREF _Toc411996384 h .
3.2.2 – اسیردرآیاتوروایات3.2.4 احکاماسرایجنگی PAGEREF _Toc411996386 h ..3.2.4.2احکامسبایا PAGEREF _Toc411996387 h .3.3- حقوقاسیرانجنگی PAGEREF _Toc411996388 h 493.3.1–خوشرفتاریواحتراماسرا PAGEREF _Toc411996389 h 493.3.2-خدماترفاهی: PAGEREF _Toc411996390 h 513.3.3-رعایتبهداشتوطب PAGEREF _Toc411996391 h 553.3.4- حقآزادیاسیر PAGEREF _Toc411996392 h 553.3.5 – حقتآمینجانیاسیر PAGEREF _Toc411996393 h 613.3.6- حقهدایتوارشاد (فرصتبرایاسلامآوردن): PAGEREF _Toc411996394 h 673.3.7- تصرفاتاسیر PAGEREF _Toc411996395 h 712.3.8 – _احترامبهصاحبمنصبان PAGEREF _Toc411996396 h 733.4–حقوقسبایا PAGEREF _Toc411996397 h 753.4.1-امنیتجانیویاتأمینحیات : PAGEREF _Toc411996398 h 763.4.2 – رعایتحقروحیوعاطفیزنان PAGEREF _Toc411996399 h 763.4.3- مراعاتشأنکریمهسبایا PAGEREF _Toc411996400 h 793.4.4-حقنکاحزناناسیر PAGEREF _Toc411996401 h 803.5 حقوقاسرایبیمارومجروح PAGEREF _Toc411996402 h 863.6- اسرایمحکومومجرم PAGEREF _Toc411996403 h 882.6.1-اسیرفراری PAGEREF _Toc411996404 h 882.6.2-اگراسیریکسیرابکشد PAGEREF _Toc411996405 h 892.63-دیگرجنایاتاسیر PAGEREF _Toc411996406 h 894- بخشچهارم :حقوقاسرایجنگیازمنظرکنوانسیونژنو PAGEREF _Toc411996407 h 904.1- کلیات PAGEREF _Toc411996408 h 904.1.1- نقضحقوقبشر PAGEREF _Toc411996409 h 904.2ـگفتاردوم:حقوقاسیرانجنگی PAGEREF _Toc411996410 h 924.2.1- حفظحرمتانسانیاسیر PAGEREF _Toc411996411 h 934.2.1.1بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابحفظحرمتانسانیاسیر PAGEREF _Toc411996412 h 944.2.2-تأمینجانیاسیرانجنگی PAGEREF _Toc411996413 h 954.2.2.1- قتلوکشتارعمدی PAGEREF _Toc411996414 h 954.2.2.2-ممنوعیترفتارهایغیرانسانی PAGEREF _Toc411996415 h 964.2.2.2.1–شکنجه PAGEREF _Toc411996416 h 963.2.2.2.2-آزمایشاتزیستشناختی PAGEREF _Toc411996417 h 984.2.2.3-خشونتجنسی PAGEREF _Toc411996418 h 994.2.2.3.1- هتکناموسبهعنف PAGEREF _Toc411996419 h 1004.2.2.3.2بردهگیریجنسی PAGEREF _Toc411996420 h 1004.2.2.3.3بهفحشاواداشتن PAGEREF _Toc411996421 h 1004.2.2.3.4-اجباربهحاملگی PAGEREF _Toc411996422 h 1004.2.3.5بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابتأمینجانیاسیرانجنگی PAGEREF _Toc411996423 h 1014.2.4- حقحمایتازاسرا PAGEREF _Toc411996424 h 1024.2.4.1-بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابحمایتازاسرا PAGEREF _Toc411996425 h 1034.2.5-خدماترفاهی PAGEREF _Toc411996426 h 1034.2.5.2.1-بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودرباببازداشتگاه: PAGEREF _Toc411996427 h 1064.2.5.3.1-بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابپوشاک PAGEREF _Toc411996428 h 1074.2.5.4.1بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابخوراک PAGEREF _Toc411996429 h 1074.2.5.5.1ـبررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودرباببهداشتوپرستاریطبی PAGEREF _Toc411996430 h 1094.2.6-آزادیدرانجاممناسکدینیواعمالجسمانیوفکری PAGEREF _Toc411996431 h 1104.2.6.2ـفعالیتهاجسمیوفکری PAGEREF _Toc411996432 h 1114.2.6.3- بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابآزادیدرانجاممناسکدینیواعمالجسمانیوفکری PAGEREF _Toc411996433 h 1114.2.7- اموالاسیر PAGEREF _Toc411996434 h 1124.2.7.4-بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابحقاموالاسیر PAGEREF _Toc411996435 h 1164.2.8- احترامبهصاحبمنصبانوفرماندهاناسیر PAGEREF _Toc411996436 h 1164.2.8.1-بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابصاحبمنصبانوفرماندهاناسیر PAGEREF _Toc411996437 h 1174.2.9 – ارتباطاسیرباخارجازبازداشتگاه PAGEREF _Toc411996438 h 1184.2.10- روابطاسیرانجنگیبامقاماترسمی PAGEREF _Toc411996439 h 1214.2.10.1 -بررسیفقهی،مقرراتکنوانسیونژنودربابارتباطاسیرانجنگیبامقاماترسمی PAGEREF _Toc411996440 h 1214.2.1- رعایتحقاسرادراستخدامایشانبهکاریمناسب PAGEREF _Toc411996441 h 1214.2.12- سازمانهاونهادهایحامیاسیرانجنگی PAGEREF _Toc411996442 h 1244.2.12.8- بررسیفقهیوحقوقیکنوانسیونژنودربابسازمانهایحامی PAGEREF _Toc411996444 h 1314.2.13- استرداداسیران PAGEREF _Toc411996445 h 131فصل اول : کلیات
1.1- بیانمسئلهتحقیقرزمندگانیکدرحینجنگبهدستدشمنمیافتندواسیرجنگیتلقیمیشوند،دارایحقوقوتکالیفیمیباشند؛درمتونفقهی اسلامیحقوقیمانند:حفظحرمتوشخصیتاسیر،برخوردمناسبوانسانیباآنها،رعایتعدالتوکرامتانسانیآنهاو…،موردتوجهواقعشدهاست. درکنوانسیونژنو) مصوب١٩۴٩.م (نیزراجعبهبرخوردبااسیرانوحقوقآنانموادمتعددیوجودداردکه بسیاریازمصوباتاینقرارداددرزمینهحقوقاسرایجنگیموردتأییدمیباشد.
.1.2-ضرورت و اهدافازآنجاکهمسئلهاسیرواسارتدرهمهاعصارتاریخبشروجودداشتهاستونیزدرتاریخبشرهمیشهنسبتبهاسراخشنترینرفتارهاصورتمیگرفتهاست،(هرچندامروزهنیزهمینرفتارهاحاکماست.),لذاحقوقیبرایاسراتحتعنوانکنوانسیونژنودربین،مللتصویبگشت.مادراینپایاننامهبرآنیمکه؛حقوقاسرارادرکنوانسیون (مصوبژنو ۱۹۴۹ ) بررسیکردهوآنراباحقوقاسرادراسلاممقایسهکنیم.زیرامخالفیناسلام،آنرابهدلیلوجودقوانینجنگی،دینخونوشمشیرمیدانند . درصورتیکهاسلامدر ۱۳قرنپیشحقوقیکهامروزهدرکنوانسیونژنومطرحشدهاستبیانشدهاست.
1.3- سؤالاتتحقیقسؤالاتیکهدراینتحقیقبهپاسخآنپرداختهایمعبارتنداز:
۱ .حقوقاسرایجنگیازمنظرفقهاسلامکدامست؟
۲ .حقوقاسرایجنگیدرکنوانسیونژنوچیست؟
۳ .تفاوتهاوشباهتهایحقوقاسیرانجنگیازمنظرفقهاسلاموکنوانسیونژنوکدامست؟
1.4 – فرضیاتتحقیق۱ .حفظاحترامورعایتعدالتوکرامتاسراءازجمله :رعایتحرمتوشأنانسانیاسرا، تأمینخدماتحیاتیاسرا، مداوایاسیران مجروح،داشتنحقآزادی، حفظشأنصاحبمنصبانو ….. حقوقآنانازمنظراسلاممیباشد.
۲ .رعایتحقوقانسانیاسیرورفتارمناسبباویهمراهاحترامازجمله؛ خوشرفتاریواحترامبهاسرا، تأمینخدماترفاهیبرای اسرا رعایتحقملکیتاسرادراملاکشخصیشان, حفظشآنصاحبمنصبانو… , حقوقاسیرازمنظرقراردادژنومیباشد
حفظحقوقاسراءدرجنبههایمادیوانسانیوظاهریازجملهمواردتشابهدراسلاموقراردادژنواست، گرچهدراسلامبه بعدمعنویوروحیاسیروآیینمذهبیویورعایتشعاءرمذهبیاسیراهمیتخاصیدادهشدهکهقرارداددراینزمینهبه اندازهاسلامتأکیدخاصیوجودندارد .
1.5 -پیشینهتحقیقتاجاییکهدرموردموضوعبررسیشدهاستکتبمستقلیدراینزمینهنیافتام،لیکنغالبادرکتبحقوقبینالمللویاحقوق جنگفصلویابخشیبهاینموضوعاختصاصدادهشدهاست . درکتباسلامینیزبخشمستقلیمربوطبهاسیرجنگینمی باشد،بلکهبحثهایمربوطبهاسیرانجنگیدرذیلمبحثجهادوجنگمطرحشدهاست.
با اینوجودکتابالاسیرفیالاسلاممرحومعلیمیانجینسبتبهسایرکتبمربوطدررابطهبااسیرجنگیاختصاصیترمیباشد ؛زیراموضوعاساسیآناسیرونیزکتاباسیرفیالاسلامکهتألیفجمعیازنویسندگانمطالبیمهمدربرداشتهاست.همچنین کتابآشناییباحقوقبشردوستانهبینالمللیبهانضمامقراردادهایچهارگانهژنو ) ۱۹۴۹ ( وپروتکلهایالحاقی 1997))تألیفکمیتهحقوقبشردوستانهبسیارمفیددرموضوعاینپژوهشبودهاستباایناوصافکتابیکهبهموضوعاسیرجنگیبهصورتتطبیقیبپردازدبهدستنیامدهاست.ولیدربابمقالاتچندینمقالهبا موضوعتطبیقیحقوقاسیرانتشاریافتهاستوازجمله: مقاله” نگاهیتطبیقیبهحقوقاسیرانجنگیدرحقوقبینالمللواسلامازمحمدابراهیمی ” و” حقوقاسیرانجنگیدرشریعت اسلامنوشته” محمدثقفی “و …2- بخش دوم: تعاریف مفاهیماسیران جنگی, انسان هایی مظلوم در طول تاریخ بودند. زیرا ملل و اقوام اسیر را به خاطر احساسات انتقام جویانه با حیوان برابر می دانستند و به خود اجازه می دادند, هر رفتاری را که خواستند نسبت به او إعمال کنند حتی در طول تاریخ افرادی بودند که گوشت اسیر را به خاطر انتقام از او می خوردند .لذا ملل در اواخر دهه 19 به فکر وضع قوانین و حقوق انسانی برای او شدند و اعلام کردند که؛ اسیر بعد از اسارت دیگر دشمن محسوب نمی شود, زیرا مسلح نمی باشد. ما در این پژوهش بر آنیم تا حقوق تصویبی در حمایت از اسیر را در کنوانسیون سوم ژنو بررسی کنیم. لذا بحث ما از دو موضوع که امکان اشتباه با آن می رود جدا می باشد :
1 -اسیران اهل بغات ؛مسلمانانی هستند که از حکومت امام خروج کردند ونسبت به امام قیام نمودند . آنچه در این پژوهش مورد بررسی می باشد اسیرانی هستند که در جنگهای بین المللی و خارجی به دست مسلمین افتاده باشند,لذا اهل بغات و اسیرانی که به خاطر جنگهای داخلی اسیر شده اند از م.ضوع بحث ما خارج می شوند.
2- از آنجا که هر زندانی اسیر نیست پس بایستی تفاوت اسیر با افراد محبوس دیگر را مد نظر داشت تا آنان را با اسیر و احکام اسیر اشتباه نگرفت.لذا ؛ گروگان ها ,افرادی که به هر علتی غیر از جنگ در زندان ها باشند, افرادی که ربوده شده اند و … از اسیر جدا می باشند .
2.1 ـ اسیر و اسارت2.1.1-تعریف اسیر و سبایا در اسلام2.1.1.1ـ تعریف اسیر
در اسلام سیر از مادّه ی أسَرَ، یَأسِرُ، أسِراًِ (از باب ضرب) یعنی؛ با دوال یا بندچرمی چیری را محکم بستن به معنای بستن با تسمه و بند چرمی می باشد. و به معنای محکم بستن چیزی با قید و طناب است. مثل این که گفته می شود: “(اسرت) الرجل اَسْراً و اِساراً” ، (اسیر کردم او را و بستم). یا “أسرتُ القتب”، پالان شتر را محکم بستم . همچنین در فرهنگ عمید ودهخدا اسیر را به معنای؛ اسیر گرفتار، برده، کسی که در جنگ به دست دشمن گرفتار شود، معنا کرده اند. لذا اسیر در اصطلاح از آن جهت که او را بسته و محصور می ساختند ،اسیر نامیده اند. سپس این مفهوم، به هر کس که در بند یا حبس درآید، هر چند با چیزی بسته نشده باشدتوسعه یافته است. در جمع اسیر؛ أساری و اُساری و أسْری اُسَرا، به کار برده شده است
.
2.1.1.1.ــاسیر در اصطلاح فقه
فقها در معنای اسیر، خود معنای لغوی به همراهمقید کردن آن به آنچه گرفته می شود در جنگ و مثل آن، مثل یورش هرچند بعد از پایان آن باشد، استفاده کرده اند. با این توضیح که اسیران جنگی یا مَردند و یا زن و هرکدام به سه دسته کودک، جوان و پیر تقسیم می شوند. در فقه، مردان اسیر جوان را اسرای جنگی و زنان ( به صورت مطلق)، مردان نابالغ و پیر تحت عنوان سبی می دانند..
واژه اسیر و مشتقات آن در 5 آیه از آیات قرآن کریم آمده است , به عنوان نمونه میتوان به آیات ذیل اشاره کرد:
ــ کلمه اسیر در آیه : (و یتیماً و اسیراً) به کار رفته است.
ــ کلمۀ “أسری” در آیه ی شریفه ( ماکانَلِنَبِیٍّأَنْیَکُونَلَهُأَسْرى … ) و “(یاأَیُّهَاالنَّبِیُّقُلْلِمَنْفِیأَیْدِیکُمْمِنَالْأَسْرى‏إِن ……”) استعمال شده است.
ــ کلمۀ أُسارى در آیه شریفه «وَ إِنْیَأْتُوکُمْأُسارى‏تُفادُوهُم … » بیان شده است .
ــ کلمۀ وَتَأْسِرُونَ در آیه مبارکه« ….. تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا» و این گرفتار و اسیر کردن شامل همه‌ی افرادمی‌شود، نه فقط شامل نظامیان و افرادی که سلاح به‌ دست گرفته‌اند.
-2.1.1.2 احکام اسران جنگی (مردان بالغ در جنگ های غیر داخلی)
از آنجا که همه اسرا را نمی توان برای همیشه در زندان نگه داشت،و احتیاجات آنان را برآورده کرد، اسلام برای اسیر جنگی، سرانجام نیکو و عادلانه ای در نظر گرفته است ،همانطور که در سیره نبوی می توان این احکام را مشاهده کرد.
در حدیث طلحه بن زید آمده است : شنیدم از أباعبدالله (ع)که فرمودند: “پدرم فرمودند:برای جنگ دو حکم است؛ اگر جنگ بر پا باشد پس هر اسیری که گرفته باشیددر آن وقت، امام مخیر است، بین اینکه گردنش را بزند یا دست وپایش را برعکس قطع کند و او را ارها کند تا اینکه بر اثر خون ریزی بمیرد، و حکم دیگر اینکه بعد از پایان جنگ و قتال دشمن فرد اسیر شود،امام مخیر است از برای هر اسیر اگر بخواهد از آنان فدیه بگیرد و اگر بخواهد آنها را به بردگی بگیرد. ”
لذا بر اساس این روایت می توان برای اسیر ـ نسبت به موقعیت جنگی که در آن اسیر می شود سه حالت در نظر گرفت:الف ) اسیر بالغی که قبل از آغاز عملیات جنگی دستگیر شود:قبل از شروع در گیری بین طرفین،افراد و گروههایی از هر دو طرف به منظور دیده بانی، کسب اطلاعات و یا موارد مشابه دیگر از مرکز خود دور شده و در معرض اسارت دشمن قرار می گیرند.در این جا سؤال پیش می آید که؛ آیا گرفتن اسیر در این هنگام چنانکه معمول می باشد، از نظر اسلام مجاز است یا نه؟ در پاسخ بایستی گفت:اسلام از آن منع نکرده است، بلکه شواهد تاریخی گویای آن است که، این گونه موارد را مجاز میشمارد. قبل از جنگ بدر مسلمین دو نفر از افراد و دشمن را اسیر کرده و به حضور رسول آوردند. رسول اکرم (ص) از آنان سؤالاتی درباره قریش و تعدادشان پرسیدند. پیامبر اکرم (ص) صد نفر را به فرماندهی حضرت علی (ع) به سوی قبیله “بنی سعد” اعزام نمودند . این گروه شبها راه می پیمودند و روزها پنهان می شدند، تا به محلّی به نام “هج ” رسیدند. در آنجا فردی از نیروهای دشمن راگرفتند.او در ابتدا از دادن هرگونه اطلاعاتی طفره رفت، ولی وقتی بر او سخت گرفتندناچار اقرار کرد که،پیک دشمن است و مأموریت دارد تا به خیبر برود و آمادگی بنی سعد را به اطلاع یهودیان خیبر برساند. مسلمین از او خواستند تا آنان را به مواضع بنی سعد راهنمایی کند و با او قرار گذاشتند که، اگر مواضع دشمن را یافتند و به آنان حمله کردند او را آزاد خواهند کرد. مرد اسیر اظهار داشت، اکنون مرا رها کنید.اما در جواب شنید تا از تعقیب دشمن خاطرمان آسوده نگردد رهایت نمی کنیم. سپس مسلمین با حمله ای دیگر نیروی دشمن را متفرق کردند. آن مرد گفت:حالا دیگر رهایم سازید. امیر المؤمنین (ع) فرمودند: هنوز به لشکرگاه دشمن نرسیده ایم. سپس با یورشی دیگر لشکرگاه دشمن فتح شد، آن گاه او را رها کردندب)اسیر بالغی در حین جنگ و بر پایی آن، اسیر می شود. در حقیقت در این حال، افراد اسیر گرفته نمی شوند، مگر این که برای پیش گیری از خطرات احتمالی صورت بگیرد، که در آن امام بین کشتن و یاقطع کردن دست و پای او به صورت مخالف مخیر است. در این حکم، بین فقها شیعه اختلافی نیست در اینکه، اسیر کافر بالغی که در حین جنگ اسیر شده، کشتن او حتمی می باشد و نگهداری او حرام است. بهاعتبار عقل نیز می توان دو دلیل را برای این امر ذکر کرد:
یک: نگاهداری او در درون جبهه و یا پشت آن مظنه بروز فتنه می باشد، و زنده بودن آنان سبب دلگرمی دشمن می گردد، چه بسا با ایجاد شورش وضع را به نفع دشمن تغییر دهند و شکست مسلمین را فراهم آورند .به خاطر همین اسیر گرفتن دراین مقطع از زمان جایز نمی باشد .خداوند متعال در آیه 67 سوره انفال به این مورد اشاره دارد و می فرمایند: :”ما کانَ لِنبیِّ أنیکونَ له أسری حتّی یُثخِنَ فی الأرض ِ تریدونَ عَرَضَ الدّنیا و الله ُ یریدُ اآخرهَ و اللهُ عزیزٌ حکیم”( هیچ پیامبری حق گرفتن اسیر ندارد ، مگر بعد از آنکه در آن منطقه،غلبه کامل یابد . شما به فکر متاع زود گذر دنیا هستید .ولی خداوند ، شکست نا پذیر و حکیم است.)علاوه بر این، با اعدام این دسته از اسرا سبب تنبیه سربازان دشمن می شود و برایشان ترس و رعب فراهم می آورد.
دو : برای بیان دلیل دیگر می توان به؛ نبود امکانات برای انتقال اسرا به پشت جبهه و حفظ و حراست آنان در آنجا اشارهکرد، مخصوصاً که در آن زمان زندان و اردوگاههای مجهز در میان آنان وجود نداشت تا آنان را به آن اردوگاهها منتقل کنند.حتی برای حفظ جان اسیر مکانی به غیر از مساجد و منازل وجود نداشت.ج) اسیر بالغی که بعد از پایان جنگ وپیروزی کامل مسلمین اسیر می شود. ابن عباس در این مورد می گوید: وقتی که هیچ مشرکیودینی غیر از دین اسلام در آن سرزمین باقی نماند.
امام می تواند به حسب انچه که صلاح می بیند بروی منت گذارند و او را آزاد نماید،یا فدیه بگیرد، یا اورا به بردگی گیرند. در منتهی وتذکره این قول به همه فقها وشیعه نسبت داده شده ومشهور بین شیعه این است که، اگر کسی بعداز پایان جنگ اسیر شود کشتن اورا نیز جایز دانسته اند.
البته با اسلام آوردن اسیر،همه این احکام ساقط می شود و ایشان حکم سایر مسلمین را پیدا می کنند. اکنون که حکم اسیر گرفتن در مراحل مختلف جنگ بیان شد، به بحث درباره سرانجام اسرا می پردازیم که؛رزمندگان اسلام طبق دستور قرآن از کشتن آنها پرهیز کرده و به اسارت درآورده اند.گفتنی است همانطور که در این بحث ثابت خواهد شد،سرانجام اسرا در حکومت اسلامی که بر اساس قانون قرآن است در مقایسه با دیگر حکومتها و آینها بهترین سرانجام است.
طبق آنچه در تقسیم اسرا گفته شد ،حکم اسیران جنگی در 3 مورد محصور می باشد .
2.1.1.2.1-آزادی
2.1.1 .2.1.1-آزادی بی قید و شرط (منّ یا منت) :
یکی از صوری که برای آینده اسرا مقصود است،این است که بدون قید و شرط آزاد شوند. آیه شریفه ” فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً… ” نخست همین معنی ( منت گذاشتن و آزاد کردن) را مطرح می کند که چنان که در روایات نیز همین حکم بیان شده است: در حدیث صحیحی نقل شده است ؛ از امام صادق (ع): إذا وضعت الحرب أوزارها و أثخِن أهلها کُلّ أسیر أخذ علی تلک الحال کانَ فی أیدیهم و الإمام فیه بالخیار إن شاء منّ علیهم فأرسلهم و …” یعنی « و هنگامی که کارزار به پایان آمد و مردان جنگ از کارزار بازماندند. هراسیری که در این حال دستگیر شده و در اختیار مسلمین قرار گیرد. امام در مورد او مختار است؛ اگر خواست منت گذارد و آزاد کند. »
در تاریخ اسلام و سیره نبی اکرم (ص) نیز به مواردی بسیار برخورد میکنیم که؛ ایشان اسرا را بدون فدیه و عوض دیگری آزاد نماید که به یک مورد از آن اشاره میکنیم :
آزادی اهل ملکه : رسول اکرم (ص)پس از فتح مکه ضمن خطبه زیبا و جاودانی خود خطاب به اهل مکه : “إذهبوا و انتم الطلقاء ”
بروید که شما آزادید، این در حالی بود که اهل مکه و قریش چه در دوران اقامت رسول (ص)در مکه و چه بعد از هجرت از هیچ اذیت و اقدامی علیه ایشان و مسلیمنکوتاهی نکردند. اما آن حضرت با بزرگواری تمام از آنان گذشت و هیچ کدام از آنان را به بردگی نگرفت و هیچ فدیه و سریه ای از ایشان درخواست ننمودند.
2.1.2 .2.1.1– آزادی با فدیه
که انواع متفاوتی دارد؛ یا با گرفتن مالی در قبال آزادی وی است ،یا با به خدمت گرفتن اسرا در شغلی و یا بامبادله اسرا بین دولت متبوع و دولت بازداشت کننده صورت می گیرد. به عنوان نمونه می توان به جنگ بدر اشاره کرد که ؛در آن وقت تعدادی از مشرکان اسیر شدند و در مقابل سواد آموزی به چند نفر از فرزندان انصار آزاد شدند .در این قضیه تاریخی به آزادکردن اسیر در برابر به خدمت گرفتن، علم و دانش وی اشاره شده است.
2.1.1.2.2– استرقاق (برده گیری)
در مورد اسرا غیر از مسئله (من) و (فدا) ، استرقاق نیز اجرا میشود. در این جا می توان به حدیثی از امام صادق (ع) اشاره کردکه؛ ایشان فرمودند: “الإمام فیه بالخیارِإن شاءَ منَّ علیهم فأرسلهم و إن شاءَ فداهم (فاداهم) و إن شاءَ إستَعدهم فَصاروا عبیداً”. امام اختیار دارد اگر خواست منت بگذارد، اسرا را آزاد کند و اگر خواست فدیه از ایشان بگیرد و اگر خواست استرقاق کند،پس برده شوند. البته استرقاق از آیه شریفه گرفته نشده ،بلکه آنرا از سنت اتخاذ نموده اند. از این رو برخی احتمال داده اند که برده گیری در زمره دستورات اولیه اسلام نبوده، بلکه گاهی به حکم ضرورت بر آن عمل می شده است.زیرا در زمانی که استرقاق جزء حقوق مسلمه فاتحین به شمار آمد و مسلمین همواره با مبارزه و پیکار با دشمنان مختلف به سر می برند،قهراً عده ایی از آنان به چنگ دشمن افتاده و به بردگی کشانده می شدند . چاره ایی جز مقابله به مثل و استرقاق( هر چند در مواردی ) وجود نداشت . و در روایتی آمده است:
از سنن بیهقی به سند خویش از عامر بن سعد بن معاذ در بنی قریظه حکم کرد که، از آنان هر کسی که تیغ به عمامه اش جاری ساخت (کنایه از به سن بلوغ رسیدن)، باید کشته شود و اموال فرزندانشان هم تقسیم گردندد، بعد که آن حکم برای رسول اکرم(ص) بیان شد حضرت فرمودند: بی گمان امروز در میان آنان به حکمخدا حکم کرد، حکمی که از بالای آسمانها ی هفت گانه می باشد.
2.1.1.2.3- کشتن اسیر
اغلب علمای شیعه معتقدند کشتن اسیری که پس از پایان جنگ و حصول پیروزی به اسارت در آمده است جایز نیست . البته در برخی موارد قتل اسیر جایز شمرده اند که؛ آن موارد هم به دلایل و صلاح دید امام (ع) بوده است. مثل:
زنی از یهود که سنگ آسیایی برسر خلّاد بن سوید انصاری انداخت و اورا کشت . بدین جهت او را نیز در ردیف مردان بنی قریظه آوردند و گردن زدند.
دو نفر از اسرای بدر به نامهای “عقبه بن أبی معیط”و “نضر بن حارث “که حین حرکت به سوی مدینه درمحلّی به نام صفراء و به دستور رسول (ص) به قتل رسیدند.
در هر دو این ماجرا ها قتل به دلایل خاصی بود نه به دلیل اسارت ؛آن زن یهودی را به دلیل قصاص کشتند و آن دو نفر{“عقبه بن أبی معیط”و “نضر بن حارث “} را به دلیل اینکه از سرسختترین دشمنان اسلام وآزار دهندگان پیامبر اکرم (ص) می بودند ،کشته شدند. آنان از جمله کسانی بودند که از حمل مواد غذایی به شعب ابوطالب که پیامبر و مسلمین در آنجا محاصره بودند، جلوگیری می کردند.
حکم امام به تمام این احکام از روی مصلحت می باشد . پس چنانچه اسیر نیرو و توان غلبه و چیرگی بر مسلمین را داشته باشد ،کشتن وی از مصالح مسلمین هست. لکن اگر ضعیف باشد و توان مالی داشته باشد، فدیه گرفتن از او برای مسلمین بهتر است و اگر کسی حسن ظنّ به اسلام داشته باشد و امید به اسلام آوردن وی باشد، بر او منت گذاردن و آزاد نمودن بهتر است.کسی که در خدمت رساندنش نفعی باشد و از ضرر وی مسلمین ایمن باشند ، مثل زنان و کودکان ، پس استرقاق وی بهتر است. در تمام این مصالح امام اعلم است .لذا در تمام این امور به نظر امام بر میگردیم .
در نهایت با تمام آنچه در این گفتار ذکر کردیم: اگر کسی را قبل از پایان جنگ اسیر کردند، چون از شرش در امان نمیباشند، پس قتل وی واجب است.و اما اگر بعد از پایان جنگ اسیر شد، بنابر مصلحت یکی از امور سه گانه منّ ، فداء و استرقاق را اختیار می کنند و هنگامی که اسیر مسلمان شود از او قتل ساقط می شود . علما در این امر همه متفقند . ( به خاطر روایت صحیح معصوم ؛ أمرت أن أقاتل الناس حتّی یقولوا لا إله إلّا الله فإذا قالوها عصموا منّی دماءهم و اموالهم إلّا بحقها)
2.1.1.2- سبایاسبی در لغت, به معنای به اسیری گرفته شدن و به بردگی بردن است. در بسیاری از کتب از سبی به صورت مطلق به زنان و مردان واطفال اطلاق می شوددر حقیقت سبی اعم از اسیر است زیرا سبی به کسی که نیاز به شدت در بستن نداشته باشد هم دلالت میکند، مثل: ذراری. ولی در فقه غالباً سبی به زنان و کودکان غیر بالغ دشمن که در جنگ به اسارت در می آیند؛چه در حال جنگ اسیر شوند و چه بعد از پایان آن ،”سبی” نامیده می شوند. البته منظوراز دشمن ،کفاری هستند که قرار داد ذمه یا پیمانی با مسلمین ندارند و مسلمین به آنان امان نداده اند. در این صورت است که ؛زنان و کودکان را می توان به اسارت در می آورد، و گرنه طبق شرایط ذمه به پیمان و تعهدشان عمل می شود
2.1.1.2.1 احکام سبایا :
زنان و کودکان کفار چه در حال جنگ و چه پس از آن کشته نمی شوند ،اگرچه به مردان یاری رسانند. شیخ می فرمایند : “کشتن زنان جایز نیست . پس اگر شوهران و مردانشان را کمک کنند، باز هم از کشتن آنها خودداری می شود مگراینکه چاره ای جز قتال آنان نباشد “. همچنین به محض اسارتشان و تسلط مسلمین برآنان ملک مسلمین شده و برده می شوند. نقل است که رسول اکرم (ص) از کشتن زنان و فرزندان نهی کرده است و وقتی آنها را اسیر می کرد استرقاق می نمودند . کسی را که موی پیش ندارد به بردگی گیرند و آن را که موی پیش دارد ،حکم مردان را دارند .
طفل را به اسارت نمی گیرند ولی اگر طفلی دستگیر شد تابع پدر و مادر خود است و اگر بدون پدر و مادر دستگیر شود تابع دستگیر کننده است.
همانطور که از حفص بن غیاث در حدیثی آمده است که “پرسیدم از ابا عبدالله(ع)از زنان کفار؟ فرمودند: زنان و کودکان در دار الحرب کشته نمیشوند، مگر اینکه آنان کسی را بکشند .پس اگر کسی را کشتند تا آنجا که ممکن است از قتال ایشان بپرهیزید. ” تمام این احکام، در باب کسی است که زن بودن وی و طفل بودنش معلوم باشد .اما اگر اشتباه شود در زن بودن مثل اینکه فرد خنثی مشکل باشد و … پس برخی او را زن میدانند و بردگی را به او نسبت میدهند .
پس قتل وی جایز نمی باشد زیرا شبهات از بین برنده قتل ها ست، و اگر در باره طفل بودن فردی اشتباه شود پس در این باب اختلافی نیست.
وی را امتحان می کنند ، اگر موی شرمگاه وی روییده باشد، حکم به بلوغ وی می دهند در غیر این صورت حکم به کودک بودن می دهند.
2.1.2ـ اسیر در قرارداد ژنوبه ‌موجب مادّه 4 عهدنامه سوم ژنو و بند 1 مادّه 43 پروتکل شماره یک، اشخاص زیر در صورتی که در حین مخاصمات مسلحانه بین‌المللی از سوی دشمن دستگیر شوند، اسیر جنگی به حساب می‌آیند .کلیه اعضای نیروهای مسلح منظم و سازمان‌یافته‌ای که تابع یک قدرت رسمی باشند.
کلیه اعضای نیروهای مسلح غیرمنظم، از جمله اعضای دسته‌های چریکی و پارتیزانی.
اعضای نهضت‌های پایداری سازمان‌یافته‌ای که در خارج یا در داخل کشور خود فعالیت دارند داوطلب و نهضت های مقاومت تشکل مذکور جامع شرایط زیر باشند :
الف) یک نفر رئیس در رأس آن ها باشد که مسئول اتباع خود باشد.
ب) دارای علامت مشخصه ثابتی باشند که از دور قابل تشخیص باشد.
ج ) علناً حمل اسلحه نمایند.
د) در عملیّات خود مطابق قوانین و رسوم جنگ رفتار نمایند
نظامیانی که در یک کشور بی‌طرف بازداشت شده‌اند، به شرطی که در آن جا وضعیت مناسب‌تری نسبت به کشور متخاصم نداشته باشند.
نظامیانی که از حیث امنیتی از سوی کشور اشغالگر، به‌دلیل عضویتشان در نیروهای مسلح کشور اشغالی، توقیف شده‌اند.
کسانی که همراه نیروهای مسلح هستند، بی آن که مستقیماً جزو آن نیروها باشند .از قبیل :اعضاء غیر نظامی کارکنان هواپیماهای جنگی – خبرنگاران جنگی – تهیه کنندگان اجناس -اعضاء واحدهای کار یا خدمت که عهده دار آسایش نیروهای مسلحند مشروط به این که از طرف نیروهای مسلحی که همراهی می کنند مجاز باشند برای این منظور نیروهای مسلح مزبور مکلفند کارت هویتی مطابق نمونه پیوست به این قبیل اشخاص تسلیم نمایند.
اشخاصی که در سرزمین های اشغالی، داوطلبانه در کنار دشمن سلاح در دست می‌گیرند، بدون این که فرصت متشکل شدن به صورت ارتش منظم را داشته باشند.
مددکاران بهداری و مذهبی
در مقابل، افراد زیر حقّ برخورداری از وضعیت مربوط‌به اسیران جنگی را ندارند . نظامیان مزدور، جاسوسان، خرابکاران . اتباع غیرنظامی دشمن نیز اسیر جنگی تلقی نمی‌شوند.
در صورتی‌که تردیدی در تعلق شخص به طبقات مذکور باشد، دادگاه صلاحیت وضعیت او را دقیقاً مشخص خواهد نمود. تا زمان صدور حکم، شخص یاد شده در حکم اسیر می باشد و از حمایت مقررات عهدنامه سوم برخوردار خواهد بود.
2.1.3-مقایسه تعاریف اسیر در اسلام و قرارداد ژنو با مقایسه تعریف اسیر جنگی در اسلام باکنوانسیون ژنو و در نظر گرفتن موارد آن، بدین نکته پی می‌بریم که ؛کاتبان حقوق بین الملل ، درصدد بوده‌اند تا اسیر جنگیرا در محدوده‌ی جنگ‌های قرون اخیر تعریف و تحدید نمایند و در واقع این تعاریف منحصر در زمان امروز است که در جنگ‌ها و مخاصمات، ارتش‌های منظم و غیرمنظم شرکت دارند و چنین تعاریفی با مفهوم اسیر جنگیدر صدر اسلام و مخاصمات آن زمان، سنخیت چندانی ندارند. این مطلب از آن روست که در جنگ‌های صدر اسلام، معمولاً هر فرد بالغی که می‌توانست اسلحه در دست بگیرد، در جنگ شرکت می‌کرد و در بیشتر جنگ‌ها، تمام قبیله اعم از زن، کودک، پیر و جوان در صحنه‌ی نبرد حضور داشتند. با این وضعیت و مطابق با تعریف اسیر جنگی در حقوق بین‌الملل، آن افرادی که در صحنه و همراه نیروهای نظامی طرف مقابل هستند، در صورت اسارت، اسیر جنگی محسوب نمی‌شوند و این قضیه شامل کودکان، زنان و دیگر موارد هم می‌گردد. بلکه صرفاً در حقوق بین الملل افراد نظامی در حکم اسیر جنگی هستند ولیکن اگر در اسلام حتی غیر نظامیان هم دستگیر شوند اسیر جنگی محسوب می شوند3.2.2- اسیر در آیات و روایات
هر چند خداوند در باره اسیر واسارت در چندین جای قرآن با الفاظی متفاوت سخن به میان آورده است ، لیکن در دو جای قرآن از احکام اسیر به صراحت صحبت به میان آورده اند؛ که در این مبحث به بیان و تفسیر آن آیات می پردازیم:
الف)سوره انفالآیه 67 :”ما کانَ لِنبیِّ أن یکونَ له أسری حتّی یُثخِنَ فی الأرض ِ تریدونَ عَرَضَ الدّنیا و الله ُ یریدُ اآخرهَ و اللهُ عزیزٌ حکیم”
هیچ پیامبری حق گرفتن اسیر ندارد ، مگر بعد از آنکه در آن( منطقه) ،غلبه کامل یابد . شما (به خاطر گرفتن اسیر و سپس آزاد کردن با فدیه)به فکر متاع زود گذر دنیا هستید .ولی خداوند (برای شما)آخرت را می خواهد و خداوند ، شکست نا پذیر و حکیم است.
کلمه” أسر” بطورى که گفته‏اند به معناى این است که مرد جنگى حریف خود را دستگیر کرده و ببندد، و شخص مشدود (بسته) شده را” اسیر” گویند و جمعش” أسرى” و” إسراء” و” أسارى” و” اسارى” مى‏آید. و بعضى گفته‏اند کلمه” أسارى” جمع جمع ،است.و بنا بر این کلمه” السبى” موردش عمومى‏تر از کلمه” الاسر” است براى اینکه سبى شامل دستگیر کردن اطفال دشمن نیز مى‏شود بخلاف” اسر” که چون دستگیر کردن اطفال احتیاجى به بستن ندارد شامل آن نمى‏شود. کلمه” ثخن”- به کسر اول و فتح دوم- به معناى غلظت و بى رحمى است، راغب در مفردات مى‏گوید:” ثخن الشی‏ء فهو ثخین” معنایش این است که فلان چیز غلیظ شد بطورى که روان و جارى نشد، و نتوانست به رفتن ادامه دهد. و از همین باب است که خداى تعالى فرموده:” ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ” که در این جا منظور از ” اثخان” به معناى سخت گیری کردن در را کشتار بسیار از دشمن و کسب قدرت می باشد. کلمه” عرض” به معناى چیزى است که بر چیز دیگرى عارض شود، و زود هم از بین برود، و از همین جهت است که لذائذ دنیایى را” عرض” نامیده‏اند، چون زود از بین مى‏رود. و کلمه” حلال” وصفى است از ماده” حلّ” که مقابل” عقد”و”حرمت” است و از این جهت حلال را حلال مى‏گویند که؛ قبل از حلال شدنش گویا گره خورده بود و مردم از او محروم بودند ،بعداً که حلال شد، گویا در حقیقت گره‏اش گشوده شد. و اما کلمه” طیّب”که به معناى سازگارى با طبع است.این آیه هشداری است که اسیر وفدیه گرفتن برای آزادی آنان و جمع غنائم جنگی، مسلمانان را از هدف اصلی بازندارد ونا خداگاه ضربه نخورند.
این آیه اشاره بر حکم اسرا قبل از پایان جنگ دارد ، که خداوند در این باب می فر مایند : قبل از پایان جنگ حق اسیر گرفتن را هیچ کس ندارد.
آیه 70: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیم ای پیامبر به اسیرانی که در اختیار شمایند؛ بگو: اگر خدا خیری در دل های شما بداند بهتر از مالی که [در برابر آزادی شما از شما گرفته اند]، به شما می دهد، و گناهانتان را می آمرزد که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
این آیه نیز به حق اسلام آوردن اسرا اشاره دارد که اگر اسلام بیاورند؛ بهتر از آنچه که از آنان را گرفته (اموال و دارایی و آزادی)به ایشان می دهد.
شأن نزول آیات
خداوند در این آیات، مسلمانانى را که در جنگ بدر شرکت داشتند ، بدین جهت مورد عتاب قرار داده که ؛از کفار اسیرانى گرفتند و آن گاه از رسول خدا (ص) درخواست کردند که به قتل آنان فرمان ندهد، و در عوض خونبها از آنان بگیرد و آزادشان سازد تا بدین وسیله نیروى مالى آنان علیه کفار تقویت یافته و نواقص خود را اصلاح کنند. هر چند خداوند بشدت مسلمانان را عتاب کرد ولى پیشنهادشان را پذیرفت و تصرف در غنیمت را که شامل خونبها نیز مى‏شود برایشان مباح کردو در آخر آیات بیانیست که؛ گویا کفار را تشویق نموده و در صورتى که مسلمان شوند وعده نیک مى‏دهد، و اگر بخواهند به رسول خدا (ص) خیانت کنند خداوند از آنان بى نیاز است.تفسیرآیات: پس آنچه سزاوار است که در تفسیر این آیات گفته شود این است که: سنت جارى در انبیاى گذشته این بوده که وقتى با دشمنان مى‏جنگیدند و بر دشمن دست مى‏یافتند، آنها را مى‏کشتند و با کشتن آنان از دیگران زهر چشم مى‏گرفتند تا کسى خیال جنگ با خدا و رسولش را در سر نپروراند. و رسم آنان نبود که از دشمن اسیر بگیرند و سپس بر اسیران منت نهاده و یا پول گرفته و آزادشان سازند، مگر بعد از آنکه دینشان در میان مردم پایگیر مى‏شد که در این صورت اسیر را نمى‏کشتند و با منت نهادن ویا گرفتن بهاء آزاد مى‏کردند ، و بطورى که از سیاق کلام در آیه اولى از آیات مورد بحث برمى‏آید عقاب در آن راجع به گرفتن اسیر است. هم چنان که جمله ” لَمَسَّکُمْ فِیما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ” :” عذاب عظیم براى گرفتن شما است” که در آیه دومى است نیز شاهد این معنا است، چون مى‏فرماید و آنچه مسلمین در موقع نزول این آیات گرفته بودند اسیر بود، نه بهاىاسیر.بنابر این شواهد، یقینا مسلمانان از آن حضرت درخواست کرده‏اند که غنیمت جنگى را به ایشان بدهد و اسیران را هم در مقابل گرفتن بهاء آزاد سازد، و خداوند نخست ایشان را در اصل گرفتن اسیر عتاب و ملامت نمود و در آخر آنچه را که بدان منظور اسیر گرفتند که همان فدیه باشد براى ایشان مباح گردانید، نه اینکه رسول خدا (ص) در مباح شمردن فدیه با آنان شرکت کرده باشد، و یا در کشتن اسیر و آزاد کردن و فدیه گرفتن با مسلمین مشورت کرده باشد، تا در نتیجه آن جناب نیز مورد عتاب واقع شده باشد.
ب)سوره محمّد (ص)
سوره محمدّ (ص) دومین سوره ایست که خداوند متعال در آیه 4 آن از احکام اسارت سخن به میان آوردند:
فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ .
“وقتى به کفار برخوردید باید با ایشان بجنگید تا وقتى که کشتگانتان زیاد شود آن وقت است که مى‏توانید دست از کشتار کشیده اسیر بگیرید و در باره اسیران یا این است که منت بر آنان نهاده آزادشان مى‏کنید و یا این است که فدیه مى‏گیرید و آزاد مى‏کنید و به این رفتار خود هم چنان ادامه مى‏دهید تاجنگ تمام شود و این را بدان جهت گفتیم که اگر خدا مى‏خواست مى‏توانست از کفار انتقام بگیرد، و لیکن خواست تا بعضى از شما را به وسیله بعضى دیگر بیازماید و کسانى که در راه خدا کشته شدند خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمى‏کند .
حکم در این آیه در باب اسرا چنین است که؛ گردن زدن و اسیر نمودن مردان تا وقتى است که جنگ وجود داشته باشد و آنگاه که جنگ به پایان رسد دیگر متعرّض آنان نشوید، یا مقصود این است تا وقتى که محارب و حرب در شهرهاى شما باقى نماند.
3.2.2-.اسیر در روایات:
بحث روایتى [(روایاتى در مورد اسیر گرفتن، مشرکین در جنگ بدر و فدیه گرفتن از آنها، در ذیل آیات مربوطه)] از امام صادق علیه السّلام آمده است که فرمود: پدرم مى‏فرمود: جنگ داراى دو حکم است : 1- اگر در حال جنگ اسیر گرفته شود اختیار آن با امام است اگر بخواهد گردنش را مى‏زند و اگر بخواهد دست و پایش را از پشت قطع مى‏کند بدون آنکه خون او را بند بیاورد و او را در همین حال رها مى‏سازد که در خون خود رنگین شود تا بمیرد، همین است معناى قول خداى تعالى: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ … تا آخر آیه» .
2- حکم دوّم این است که جنگ تمام شود و بعد از جنگ کسى اسیر شده باشد در اینجا نیز اسیر در دست مسلمانها مى‏ماند تا امام تصمیم بگیرد و اختیار با امام است اگر خواست بر او منّت مى‏گذارد و آزادش مى‏کند و اگر خواست خود او را فدیه قرار مى‏دهد و اگر خواست آنها را به صورت بنده در مى‏آورد.
3-امام علی (ع)علیه‏السلام ،لإبنَیهِ علیهماالسلام؛ لمَّا ضَرَبه إبنُ مُلْجَم:إ هذا الأسیرَ، وأطعِمُوهُ ، واسْقُوهُ ، وأحْسِنوا إسارَه .امام على(ع) ،پس از آن که ابن ملجم بر او ضربت زد به حسن و حسین علیهماالسلام فرمود : این اسیر را زندانى کنید، و به او غذا و آب بدهید، و در اسارت با وى خوشرفتارى کن
4- امیر المؤمنین علیٌّ علیه‏السلام :”إطعامُ الأسیرِ والإحسانُ إلیهِ حقٌّ واجبٌ ، وإنْ قَتَلْتَه مِن الغدِ” امام على علیه‏السلام :غذا دادن به اسیر و خوشرفتارى با وى حقى است واجب ، هر چند (بخواهى) فردا او را بکشى .
5-الإمامُ الصّادقُ علیه‏السلام :إطعامُ الأسیرِ حقٌّ على مَن أسَرَهُ وإن کان یُرادُ مِن الغدِ قَتْلُهُ ، فإنّه یَنبغی أن یُطعَمَ ویُسْقى (ویُظَلّ) ویُرفَقَ بهِ ، کافرا کان أو غَیْرَهُ .
امام صادق علیه‏السلام :غذا دادن به اسیر حقّى است به گردن کسى که او را به اسارت گرفته است ، هر چند بنا باشد فردا کشته شود . باید به اسیر ، کافر باشد یا غیر کافر ، آب و خوراک داد [ و در سایه‏اش نگه داشت ] و با او مدارا کرد.
2.2-تاریخچه اسارت و اسیرمسئله جنگ و به اسارت درآمدن زنان و مردان توسط نیروهای طرفین بین ملل و ادیان اگرچه امری تلخ است، اما از دیرباز کم و بیش در همه جوامع بشری رواج داشته است اسیر جنگی در همه کشورها و همه زمـان هـا از جمله مسائلی بـوده که جنگ جویان نسبت به آن میل زیادی داشته و آن را از مطلوب ترین و نافع ترین غنایم جنگی می شمرده اند.بلکه چه بسیار قبایلی که در بیشتر موارد برای گرفتن اسیر به جنگ و غارت دست می زدند، و به منظور زیاد کردن مال و ثروت خود به ضعفا هجوم می آوردند و آنان را به بندگی و بردگی می گرفتند . تاریخ صحنه های بسیار خشونت بار و وحشیانه وغیرانسانی از کشتار دسته جمعی، سوزاندن و داغ کردن و به منظور نشانه گذاری به ارابه و گاو آهن بستن آنان و … را گزارش نموده است که هنوز پس از گذشت سال ها شنیدن و خواندن آن وقایع دل هر انسانی را به درد می آورد .اسارت مسئله ای است که از ملل و ادیان پیشین موجود بوده و قرآن هم اشاراتی به آن ها دارد. 1 ) اسارت در سنت انبیاء درآیه 67 انفال ،به عنوان قاعده ای فراگیر میان انبیاء می گوید : هیچ پیامبری حقّ ندارد پیش از زمین گیر شدن دشمن از آنان اسیر بگیرد (آیه این قسمت ماکان … . الارض) که از آن به دست می آید ,گرفتن اسیر جنگی در عصر انبیاء و ملل پیشین رایج بوده است
2)همچنین از وجود اسیرانی از بنی اسرائیل در نزد دشمنان آن ها خبر داده است. به سبب اعتنای یهود به بعضی احکام و عمل به برخی، از جمله فدیه دادن در برابر آزادی اسرای خود، آن را مذمت کرده است و می گوید که از این آیه فهمیده می شود اسیر گرفتن از دشمن و نیز فدیه دادن برای آزادی اسرای میان یهود معمول بوده و حکم آن نیز در تورات آمده است. در قرآن مجید چندین جا رسوم وحشیانه ای که در جنگ ها متداول بوده تقبیح شده است. شاید بتوان گفت که ؛همه دول و پاقوام قدیم با اسیران به خشونت و با درندگی رفتار می کردند . اسیری که از طریق جنگ یا بر حسب تصادف به چنگشان می افتاد را بی رحمانه شکنجه می شد. سرداران وحشی گری را در رفتار با اسیران به نهایت می رساندند و هر چه از دست شان درباره آن بیچارگان بر می آمد فروگذار نمی کردند.
2.1.2.1- اسارت در کتب مقدس2.1.2.1.1یهود
هر چند ادیان غیراسلام نیز همچون دین اسلام برای امنیت و ایجاد صلح و وحدت بین انسانها نازل شده اند، لکن در گذر زمان دچار تحریف و جعل گشته اند. همین امر در باب جنگ و اسارت نیز وارد شده است آنچنان که درعهد قدیم یهود آمده است که؛ اگر وارد شهری شدی تمام ساکنان آن شهر از زن و مرد و کودک و پیران را از دم تیغ مـی گـذرانـی و حتی چهارپایان آن را نیز از بین می بری و سپس تمام اثاثیه شهر را در وسط آن جمع کرده و آتش می زنی و در پایان شهر را نیز به آتش می کشی و ویران می کنی.
در سفر تثنیه باب دوم می خوانیم یهوه خدای ماسیحون ملک خشبون را به دست ما سپرد .او را با پسرانش و همه ی قومش از بین بردیم و تمامی شهرهایش در آن وقت را گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم و یکی را باقی نگذاشتیم و بهایم را با غنایم آن شهرها به غارت بردیم در میان چنین خشونت هایی در جنگ می توان نشانه های تلاش انسان برای کاهش خشونت را نیز مشاهده کرد.
2.12.1.2ـ مسیح
متأسفانه علی رغم این که مقررات اصیل از هر گونه استفاده از زور به دور می باشد ،کشیشان و پاپ های مسیحی برای نشر عقاید و حفظ جایگاه خویش به ارتکاب فجیع ترین جنایات بشری دست زده اند. به ویژه در قرون وسطی با تشکیل دادگاه های تفتیش عقاید با انگزیسیون گرایشات به دور از انصاف خود را به منصفه ظهور رساندند. مسیحیت، در طول تاریخ نسبت به اسیران، بسیار سبعانه و با بی رحمی رفتار نموده است. مسیحیان در مقابل مسلمین آن ها را به زور وادار به قبول دین مسیح می کردند، سپس محکمه های تفتیشی آن ها حکم به سوزانیدن این مسیحیان تازه می داد. به بهانه این که واقعاً به دین مسیح در نیامده اند . البته این کار به تدریج صورت می گرفت ؛ زیرا نمی توانستند چندین میلیون عرب و مسلمین را یک باره بسوزانند. از این رو کشیش بزرگ طلیطله که در ضمن، رئیس محکمه های تفتیشی نیز بود دستور داد تمام اعرابی که دین مسیح را نپذیرفته ، از پیر ،جوان ،و زن و مرد ، کوچک و بزرگ همه را گردن بزنند. این در حالی است که مسلمین در برخورد با مسیحیان بسیار نرم خو و مهربان بودند. علمای مسیحیت نیز مبرای از این تنگ نظری و جحود اندیشی نبودند و همیشه لشکریان را بد ، عدم احترام به حقوق اسیران جنگی و بالاخص مسلمین تشویق می کردند. مثل؛ ویتوریا از علمای مسیحیت معتقد است که، باید کلیه اسیران مسلمان را بدون استثناء کشت و زنان و فرزندان آنان را به بردگی درآورد . هر چند این مسئله را در باب اسیران مسلمان بیان کردیم لکن مسیحیان با هم ملل و ادیان اینگونه رفتار می کردند و می کنند ،همان طور که هنوز چنین رفتارهایی در بین ایشان می توان دید.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *