–56

دانشگاه آزاد اسلامی
مرکز بین المللی بندر انزلی
گروه مدیریت دولتی
پایان نامه برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد مدیریت
عنوان تحقیق:
بررسی نقش واسطه ای عدالت سازمانی در رابطه بین رهبری تحول گرا و گیفیت زندگی کاری در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
استاد راهنما:
دکتر مهرداد گودرزوند چگینی
نگارش:
نقی شعبانی سرخنی
دانشجوی رشته مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی
دیماه1393
508000135255
تقدیم به :
____________________________________________________________________________________
محضر پدر عزیز و دلسوزم که رنج تحصیلم را به دوش کشید و همسر فداکارم که در مراحل
مختلف به یاریم شتافتند ..
قدردانی و سپاس:
حال که نگارش وتدوین پایان نامه اینجانب به پایان رسیده ، بر خود لازم می دانم از کلیه عزیزانی که در انجام این تحقیق مرا یاری نموده اند تشکر وقدر دانی نمایم.
از راهنمایی های بی شائبه و توأم با صبر و بردباری استاد ارجمند جناب دکتر گودزوند چگینی به عنوان استاد راهنما که بدون راهنما ئیها ی ارزشمند ایشان انجام این تحقیق ممکن نبود سپاس وقدردانی می نمایم.
واز اساتید دلسوز وگرانقدر که در دوره تحصیل زحمات زیادی کشیده سپاسکزاری می نمایم.
ودر پایان از کلیه افراد و پاسخ دهندگانی در فرایند مرا یاری و کمک نمودند تقدیر و تشکر می نمایم.
چکیده:
در این تحقیق به بررسی نقش واسطه ای عدالت سازمانی در رابطه بین رهبری تحول گرا و گیفیت زندگی کاری در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان پرداخته می شود. متغیر مستقل تحقیق رهبری تحول گرا، متغیر وابسته تحقیق، کیفیت زندگی کاری و متغیرهای میانجی تحقیق ، عدالت مراوده ای و عدالت توزیعی است. نوع روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی ,روش گردآوری اطلاعات میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه می باشد. جامعه آماری در این تحقیق کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان می باشند که برابر با 500 نفر است. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 217 نفر می باشد. روش نمونه گیری نیز تصادفی ساده خواهد بود. داده های به دست آمده، پس از جمع آوری از نمونه های مورد پژوهش از طریق پرسشنامه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این راستا به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات ابتدا جداول توزیع فراوانی برای متغیرهای فردی و سازمانی پاسخگویان انجام گرفت و سپس ضریب آلفای کرانباخ برای بررسی پایایی پرسشنامه تحقیق و آزمون پیرسون برای بررسی رابطه بین متغیرهای تحقیق و آزمون رگرسیون چند متغیره برای بررسی تاثیر همزمان متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته انجام گرفت.نتایج تحقیق نشان داد که بین رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. بین رهبری تحول گرا و عدالت توزیعی رابطه معناداری وجود دارد. بین رهبری تحول گرا و عدالت مراوده ای رابطه معناداری وجود دارد. بین عدالت توزیعی و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد. بین عدالت مراوده ای و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد.
واژگان کلیدی : رهبری تحول گرا ، عدالت مراوده ای، عدالت توزیعی ، کیفیت زندگی کاری
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z t “1,1”فصل اول : کلیات تحقیق
1-1)مقدمه21-2)بیان مسئله31-3)اهمیت وضرورت تحقیق51-5)چارچوب نظری تحقیق71-6)فرضیه های تحقیق:71-7)اهداف تحقیق81-8) تعریف عملیاتی و مفهومی متغیرهای تحقیق81-9)قلمروتحقیق:9فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1)مقدمه112-2) بخش اول : کیفیت زندگی کاری122-3) بخش دوم: عدالت سازمانی352-4) بخش سوم: رهبری تحول گرا542-4) بخش چهارم: پیشینه تحقیق722-4-1) مطالعات خارجی722-3-2) مطالعات داخلی73فصل سوم: روش تحقیق
3-1) مقدمه 863-2) روش تحقیق863-3) جامعه آماری863-4) محاسبه حجم نمونه و شیوه نمونه گیری863-5) روش گردآوری اطلاعات873-6) روایی و پایایی پرسشنامه873-7) روش تجزیه وتحلیل داده ها89فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری داده ها(یافته های تحقیق)
4-1) مقدمه 914-2) آمار توصیفی متغیرهای تحقیق924-3) بررسی نرمال بودن متغیرها994-4) بررسی فرضیه های تحقیق100فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1) مقدمه 1055-2) نتایج تحقیق106
5-3) نتایج آمار توصیفی107
5-4) نتایج آمار استنباطی108
5-5) پیشنهادهای تحقیق109
5-6) محدودیت های تحقیق111
منابع و ماخذ112
پیوست118

فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
عمده منابع هرسازمانی متوجه منابع انسانی، مالی و فنی آن است که مسلماً سرمایه انسانی تعیین کننده سمت و سوی دیگر سرمایه هاست، زیرا نیروی انسانی است که با توانایی های خود و با برنامه ریزی، دیگر منابع را به خدمت گرفته است. در راستای این هدف خطیر، مدیران در پی شناسایی و بهره گیری بهینه از منابع و سرمایه هایی هستند که تحصیل آنها هزینه ها و زحمات فراوانی دارد. پس پیروز این میدان مدیرانی هستند که سرمایه های مذکور را به اثربخش ترین، کاراترین و بهره ورترین طُرق ممکن به کار گیرند(هادسون،2006). همچنین ایجاد یک محیط کاری آرام و بدون استرس و افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان تاثیر بسزایی در ارتقاء عملکرد کارکنان خواهد داشت.
از سویی رهبری تحول آفرین، یکی از تازه ترین رویکردهای مطرح شده نسبت به رهبری است که تحقیقات مربوط به آن در کشور انگشت شمار است. نظریه سبک رهبری تحول آفرین یکی از چارچوبهای نظری در دنیا است، که از سوی برنز (1978) و بس (1985) مطرح شده است. رهبری تحول آفرین یکی از پارادایم های رهبری در روانشناسی سازمانی است و متغیری نوپا برای سازمانها است و اهمیت آن برای مدیران امروز مورد توجه جدی قرار گرفته است. از دیدگاه باس رهبران تحولی تأثیر شگرفی بر زیردستان خود دارند. از منظر او رهبران تحولی تعهد زیردستان را به اهداف سازمان برانگیخته و آنها را برای تحقق آنها توانمند می کنند . او معتقد است که این رهبران نیازهای سطح بالای زیردستان را تحریک می کنند، به نحوی که زیردستان تمایل شدیدی به صرفنظر کردن از نیازهای خود، به نفع نیازهای گروهی و سازمانی، پیدا می کنند(زین آبادی،1390: 65).
این تحقیق به بررسی رابطه رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی می پردازد. در این فصل ابتدا مسئله تحقیق بیان شده و به بررسی اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته و چارچوب نظری و اهداف و فرضیات تحقیق و متغیرهای تحقیق و قلمرو تحقیق پرداخته شده است.
بیان مسئله
امروزه نیروی کار به عنوان اهرم پیشرفت سازمانی، کیفیت کاری و زندگی کاری مطلوب را عنصری حیاتی در حیات سازمانی می پندارد (سعادت، 3:1389). به همین منظور و با هدف درک روشهای انگیزش کارکنان، مطالعات و پژوهش های گسترده ای برای ارتقای کارایی سازمان و اثر بخش نمودن فعالیت کارکنان انجام می گردد. سازه کیفیت زندگی کاریدر تمام ابعاد آن برای دست یابی به نتایج مطلوب سازمانی مورد تاکید قرار گرفته است. کیفیت زندگی کاری رهیافتی است که با توجه به بهبود شرایط کلی محیط کار ، اتخاد سیاستها و رویه هایی را توجیه می نماید که موجب می شوند کار به گونه ای طراحی شود که از یکنواختی آن کاسته و به تنوع و محرک بودن آن برای کارکنان افزوده شود (شایگان فر، 1389 :42). کیفیت زندگی کاری بازتاب فرهنگ سازمانی یا شیوه مدیریتی خاصی است که بر اساس آن احساس مالکیت ، خودگردانی ، مسئولیت و عزت نفس در کارکنان قابل مشاهده است ( طوسی و صائبی 364:1388). کیفیت زندگی کاری به عنوان یکی از مهمترین اهداف سازمان و کارکنان با در هم پیچیده شدن زندگی شغلی و خصوصی انسان و تاثیر زندگی کاری بر زندگی خصوصی ، به موضوع ارزشمند و سازنده ای در حوزه مدیریت تبدیل شده است (سیفی، 14:1385). کیفیت زندگی کاری به رفاه و آرامش کارکنان در سازمان در هنگام کار اشاره دارد که باعث افزایش رضایت فرد در هنگام کار و متعهد شدن به سازمان و افزایش بهره وری و عملکرد شغلی فرد خواهد شد( 1359: Gillet et al,2013).
رهبرانی که رفتارهای تحول گرا از خود نشان می دهند مجموعه ای از نتایج مثبت در سازمان ایجاد می کنند. زمانی که پیروان، به رهبرشان، اعتماد و اطمینان داشته، همگام با رسالت سازمان باشند، قادر خواهند بود به سطوح استثنایی عملکرد برس ند.(کوثرنشان,1390: 49). اقدامات رهبری تحول گرا این امکان را به شرکتها می‌دهد تا به هنگام رقابت در یک محیط متلاطم و غیر قابل پیش بینی عملکرد خود را ارتقا دهند. هنگامی که اجزا رهبری تحول گرا به عنوان مکمل سایر اقدامات رهبری به کار رود، می‌تواند به یک منبع مزیت رقابتی برای شرکت تبدیل شود و استفاده از این مزیت رقابتی می‌تواند کمک قابل توجهی در رقابت استراتژیک و کسب بازده بالاتر در کوتاه مدت و بلند مدت کند. تحقیقات نشان داده که رهبران تحول گرا در سازمان باعث افزایش رضایت کاری کارکنان و بهبود رفاه زندگی کاری آنها و عادلانه شدن فرایندها میشود (Kelloway et al., 2012; Nielsen andDaniels, 2012; Tafvelin et al., 2011)
در واقع بدون رهبری تحول گرای اثر بخش‏، احتمال اینکه سازمان بتواند به هنگام مواجهه با چالشهای اقتصاد جهانی به عملکرد برتر و حتی رضایت بخش دست یابد، کاهش خواهد یافت.  از آن جا که موفقیت هر سازمانی منوط به هدایت ورهبری همگام  با پویایی وانعطاف پذیری سازمانی است وازسویی دیگر بالا بودن سطح انتظارات وتوقعات مشتریان سازمان ها وتغییرات شتابنده, نقش رهبری تحول آفرین در  سازمان ها ازموقعیت ممتازی برخوردار است(شعبانی،1392: 86). تحقیقات نشان داده که تاثیرات یک رهبر تحول گرا بر روی پیروان خود باعث شده که کیفیت زندگی کاری کارکنان در سازمان افزایش یابد( 1360: Gillet et al,2013).
عدالت سازمانی به رفتارهای منصفانه و عادلانه سازمان ها با کارکنانشان اشاره داشته و معمولاً در برگیرنده سه جزء متفاوت است که عبارتند از عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت مراوده ای(Roch,2006:303). عدالت توزیعی نشأت گرفته از نظریه برابری آدامز بوده، به انصاف ادارک شده از پیامدها می پردازد و به منزله یک عامل بالقوه با کاربردهای مهم در زمینه های سازمانی، در نظر گرفته می شود. باید توجه داشت که عدالت توزیعی فقط محدود به عادلانه بودن پرداخت ها نمی شود، بلکه مجموعه گسترده ای از پیامدهای سازمانی، از قبیل ارتقاها، پاداش ها، تنبیه ها، برنامه های کاری، مزایا و ارزیابی های عملکرد را در بر می گیرد. از اوایل دهه1980 مباحث مرتبط با عدالت رویه ای نیز مدنظر قرار گرفت. از این رو دیدگاه عدالت باید با استفاده از رویه هایی منصفانه تعریف شود؛ یعنی تصمیمات عادلانه تصمیماتی هستند که نتیجه رویههایی منصفانه باشند(مردانی،1388: 49). در میان اصول عدالت رویه ای می توان به بی طرفی، حق اظهارنظر یا فرصت برای شنیده شدن سخنان و مشارکت در تصمیمات اشاره نمود. سپس در اوایل دهه 1990 مفهوم عدالت مراوده ای مدنظر محققان عدالت سازمانی قرار گرفت. عدالت مراوده ای ، به کیفیت رفتارهای بین فردی که یک فرد، قبل و بعد از اتخاذ تصمیم در معرض آنها قرار می گیرد، اشاره دارد (Cropanzano,2002:326). رفتارهای عادلانه در سازمان باعث افزایش تعهد سازمانی و رضایت و عملکرد شغلی و کاهش تمایل به ترک کار خواهد شد( 1361: Gillet et al,2013).
در این تحقیق برای رهبری تحول گرا برگرفته از نظریات باس و آولیو(2001) ،کیفیت زندگی کاری بر گرفته از نظریات والتون (1979) و عدالت سازمانی که از دوبعد عدالت مراوده ای و توزیعی تشکیل شده بر گرفته از نظریات کروپانزانو(2002) استفاده می شود.
این تحقیقی به بررسی رابطه بین رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی لذا با توجه به مسائل گفته شده این سوال مطرح می شود که آیا بین رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد؟
سوالات فرعی تحقیق بصورت زیر است:
آیا بین رهبری تحول گرا و عدالت توزیعی رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین رهبری تحول گرا و عدالت مراوده ای رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین عدالت توزیعی و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین عدالت مراوده ای و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
این موضوع که کار بر رفاه کارکنان و کارایی آنها تاثیر دارد امریست پذیرفته شده، امروزه کیفیت کار – زندگی به عنوان بعد مهم زندگی دیده می‌شود، و تضمین کیفیت کار – زندگی بالا برای جذب و حفظ کارکنان در سازمان‌ها ضروری است . کیفیت کار – زندگی دریافت ذهنی است که کارکنان از مطلوبیت فیزیکی و روانی کار دارند که هم از کار و محیط کار و هم عوامل خارج از کار مانند خانواده، دوستان، تفریحات و مسائل اجتماعی اثر می‌پذیرد . کیفیت کار – زندگی ترکیبی است از استراتژی‌ها، فرآیندها و نقش‌های مرتبط در محل کار که با هدف بهبود عملکرد موجبات رضایت کارمند را فراهم می‌سازند(شهبازی،1388). ژوزف و دشپاندل (1997) بهره وری و کارایی مطلوب و موثرسازمانی را در گرو راههایی برای ارتقا کیفیت زندگی کارکنان تلقی می کنند و معتقدند که مشارکت و سهیم شدن در فرایند تصمیم گیری به عنوان بعدی مهم از کیفیت زندگی کاری، با القا حس موثر بودن، تعهد کاری را افزایش می دهد(23:Joseph and deshpande,1997). کیفیت زندگی کاری بازتاب فرهنگ سازمانی یا شیوه مدیریتی خاصی است که بر اساس آن احساس مالکیت ، خودگردانی ، مسئولیت و عزت نفس در کارکنان قابل مشاهده است ( طوسی و صائبی 364:1388). کیفیت زندگی کاری به عنوان یکی از مهمترین اهداف سازمان و کارکنان با در هم پیچیده شدن زندگی شغلی و خصوصی انسان و تاثیر زندگی کاری بر زندگی خصوصی ، به موضوع ارزشمند و سازنده ای در حوزه مدیریت تبدیل شده است (سیفی، 14:1385).
بی گمان یکی از عوامل تأثیرگذار بر پیشرفتهای جوامع بشری سبکهای رهبری مدیران بر زیردستان است. از ویژگیهای دنیای امروز روزافزون نیازهای انسان است. یکی از این نیازها داشتن مدیر و سرپرستی است که توانایی ایجاد روابط درست و منطقی با زیردستان را داشته باشد و از به وجود آمدن هرج و مرج جلوگیری کند. مدیریتی که امروزه در جهان مطرح است باعث به وجود آمدن مشکلاتی شده است که غیرقابل جبران است و همین امر باعث اهمیت موضوع شده است. درست است که مدیر وظیفه حفظ نظم و ایجاد قانون و اجرای مقررات را بر عهده دارد، ولی چگونگی ایجاد نظم که باعث افزایش تعهد سازمانی کارکنان شود، بسیار مهم است (شعبانی،1392: 41).
چارچوب نظری تحقیق
این تحقیق به بررسی رابطه رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی می پردازد. متغیر مستقل تحقیق رهبری تحول گرا، متغیر وابسته تحقیق، کیفیت زندگی کاری و متغیرهای میانجی تحقیق ، عدالت مراوده ای و عدالت توزیعی است. مدل تحقیق بصورت زیر است:
رهبری تحول گرا
عدالت مراوده ای
کیفیت زندگی کاری
عدالت توزیعی

شکل 1) مدل تحلیلی تحقیق( 1364: Gillet et al,2013)
فرضیه های تحقیق
بین رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی رابطه معناداری وجود دارد
بین رهبری تحول گرا و عدالت توزیعی رابطه معناداری وجود دارد
بین رهبری تحول گرا و عدالت مراوده ای رابطه معناداری وجود دارد
بین عدالت توزیعی و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد
بین عدالت مراوده ای و کیفیت زندگی کاری رابطه معناداری وجود دارد
6) اهداف تحقیق
سنجش رابطه بین رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
سنجش رابطه بین رهبری تحول گرا و عدالت توزیعی در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
سنجش رابطه بین رهبری تحول گرا و عدالت مراوده ای در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
سنجش رابطه بین عدالت توزیعی و کیفیت زندگی کاری در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
سنجش رابطه بین عدالت مراوده ای و کیفیت زندگی کاری در بین کارکنان جمعیت هلال احمر استان گیلان
7) تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
تعریف نظری متغیرها
کیفیت زندگی کاری
کیفیت زندگی کاری بر اساس رویکرد عینی، مجموعه ای از شرایط ، رویه های عینی و واقعی سازمانی می باشد که شامل خط مشی های تر فیع درون سازمانی ، مدیریت مبتنی بر دموکراسی ، دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری ، شرایط کاری ایمنی و … می باشد (Chan,2007:503).
رهبری تحول گرا :
رهبری تحول آفرین فرآیندی است که در آن رهبران و پیروان یکدیگر را به سطوح بالاتری از اخلاق و انگیزش سوق می دهند. رهبر تحول آفرین کسی است که پیروان را ترغیب به انجام کاری فراتر از آن چه که به طور معمول از آنان انتظار می رود، می کند.( Bass., & Avolio,2004).
عدالت سازمانی
عدالت سازمانی بیانگر ادراکات کارکنان از برخورد و رفتارهای منصفانه سازمان باآنان است(Campbell,2004:179).
عدالت توزیعی
عدالت توزیعی بیانگر احساس رعایت انصاف از آنچه بین افراد توزیع می گردد است(Ambrose.2002:806).
عدالت مراوده‌ای
عدالت مراوده ای بیانگر کیفیت تعاملات بین فردی تصمیم گیرندگان سازمانی با کارکنان در هنگام اجرای رویه های سازمانی می باشد(Ambrose.2002:806).
عدالت رویه‌ای
عدالت رویه ای بیانگر رویه هایی است که از طریق آنها این پیامدها تخصیص می یابند و برپایه عدل و انصاف می باشد(Ambrose.2002:806).
تعریف عملیاتی متغیرها
کیفیت زندگی کاری
برای بررسی این متغیر از سوالات 1 تا 21 پرسشنامه با مقیاس فاصله ای طیف لیکرت و از طریق میزان کیفیت شرایط کاری کارمندان و تسهیلات و ملزومات لازم برای بهبود محیط کاری آنان استفاده شده است.
رهبری تحول گرا
برای بررسی این متغیر از سوالات 36 تا 51 پرسشنامه با مقیاس فاصله ای طیف لیکرت و از طریق نفوذ و ترغیب کارکنان توسط رهبران سازمان استفاده شده است.
عدالت توزیعی
برای بررسی این متغیر از سوالات 22 تا 26 پرسشنامه با مقیاس فاصله ای طیف لیکرت و از طریق احساس رعایت انصاف در توزیع پرداخت حقوق و دستمزدها استفاده شده است.
عدالت مراوده‌ای
برای بررسی این متغیر از سوالات 27 تا 35 پرسشنامه با مقیاس فاصله ای طیف لیکرت و از طریق تعاملات و ارتباطات بین کارکنان استفاده شده است.
8) قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعی : قلمرو موضوعی تحقیق بررسی رابطه رهبری تحول گرا و کیفیت زندگی کاری با توجه عدالت سازمانی می باشد و درحوزه مدیریت رفتار و مدیریت دولتی قراردارند.
قلمرو مکانی :قلمرو مکانی تحقیق کارکنان جمعیت هلال استان گیلان می باشد.
قلمرو زمانی:قلمرو وزمانی تحقیق حاضر به مدت شش ماه در بازده زمانی خرداد ماه 1393 تا دیماه 1393 انجام شده است.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1) مقدمه
کیفیت زندگی کاری به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه از مسائل اساسی در رشد و توسعهی تعهد کارکنان تبدیل گشته است (آریف ایلیاس،2013). در گذشته زندگی یک فرد تقریبا ترکیبی از بقاء خود و جامعه اش بود و هر کس با شغل خودش شناخته می شد ولی در دوران نوین ، بسیاری از مردم فرصت کردند به زندگی شخصی خود ، جدا از کارشان فکر کنند و با تداوم تخصصی شدن کارها و افزایش روز افزون بازدهی ، زندگی کاری فرد از زندگی شخصی وی جدا شده است. کیفیت زندگی کاری یکی از مسائل مهم در زندگی افراد محسوب میشود(فریکلوف،2012). اگر فردی واقعا احساس کند که کیفیت زندگی کاریش بهبود یافته است، اعم از اینکه نتیجه عملکرد خودش باشد و یا سیاست های تیم گرایی که از طرف سازمان در جهت افزایش بهره وری اتخاذ می شود موجب انگیزه بیشتر برای کار بهتر و در نتیجه کیفیت زندگی کاری بهتر می شود ( آنیکا ، 2007). در همین راستا بارزترین مشخصه های کیفیت زندگی کاری پدیدار شدن و توسعه گروههای کاری خود گردان می باشد. کیفیت زندگی با کیفیت عالی از طریق توجه به فلسفه روابط بین افراد به دست می آید و عبارت است از به کار گیری کوشش هایی در استفاده از زندگی کاری با کیفیت که خود کوشش های منظم از سوی سازمانی است که به کارکنان فرصت های بزرگ تری برای اثر گذاری بر کارشان و تشریک مساعی در اثر بخشی کلی سازمان می دهد (شعبانی بهار ،1391).
مردم به طور ذاتی به دنبال زندگی خوب بوده اند و در این راستا برای بهبود شرایط زیست خود ، بشر سعی می کرد تا از استعدادها و توانمندیهای خود حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی همواره مسأله اصلی این بود که یک زندگی مطلوب و با کیفیت چگونه زندگی است؟
در مراحل آغازین مطالعات تجربی مربوط به کیفیت زندگی کاری ، مطالعات بصورت تقلیل گرایانه و یک بعدی صورت می گرفت. به عنوان مثال ، به سال 1985 در شمال غرب انگلستان تحقیقاتی به نام مطالعه کیفیت زندگی انجام شد که طی آن مفهوم کیفیت زندگی کاری محدود به بیماریهای روانی مزمن در نظر گرفته شد(دونالد،2013). در مطالعاتی که بدین سبک در زمینه کیفیت زندگی کاری صورت می گرفت ، آن را به عنوان نقطه ای محوری جهت ارزشیابی بهداشت روانی تلقی می کردند. در طی دو دهه گذشته مفهوم کیفیت زندگی کاری از مفهوم روانشناختی صرف به یک مفهوم چند بعدی مبدل شده است(فیتزلا و همکاران،2012). این برداشت چند بعدی از مفهوم کیفیت زندگی کاری در سنجش و ارزیابی کارآیی سیاستهای رفاه اجتماعی نقش عمده ای را ایفا می کند. آنچه که امروزه در حوزه رفاه اجتماعی و بهزیستی اهمیت دارد ، اتخاذ دیدگاهی از کیفیت زندگی است که بتواند ابعاد اجتماعی ، اقتصادی ، روانی و زیستی را پوشش دهد. بطوریکه هدف اصلی آن ، بیشتر بررسی چند بعدی انسان می باشد. کیفیت زندگی کاری میان کارکنان مهم است زیرا شامل مشارکت فعال در بسیاری از برنامههایی میشود که سازمانها فراهم دیدهاند. علاوه بر آن، داشتن کیفیت زندگی کاری منجر به بهزیستی بهتر کارمندان و جامعه خواهد شد(محمود نور و علی عبدالله،2012).
لذا دربخش، به مباحث مربوط به تئوریهای کیفیت زندگی کاری ،شاخص های آن ،ابعادوزمینه های مطالعاتی
مرتبط پرداخته شده است .
2-2) بخش اول : کیفیت زندگی کاری
2-2-1) تعاریف و مفاهیم کیفیت زندگی کاری
در جامعهی امروزی، بهبود نیروی کار به یکی از مهمترین اهداف هر سازمان و کارکنانش تبدیل گشته است. از آنجایی که رابطهای مستقیم میان مدیریت منابع انسانی و کیفیت زندگی کاری وجود دارد، ایجاد زندگی جدیدی برای کارکنان از طریق بهبود کیفیت زندگی کاری، کلید موفقیت هر سازمانی میباشد(ابو طاهر،2014).
کیفیت زندگی کاری میتواند محیط کاری انسانیتری را تسهیل نماید که نه تنها نیازهای اولیه کارکنان بلکه نیازهای سطح بالا، رشد پیوسته و کارایی پیشرفته آنها را نیز پوشش میدهد(فارید و همکاران،2014).
کیفیت زندگی کاری از اوایل دهه 1970 تا کنون دیدگاههای متعددی پیرامون آن شکل گرفته اند. گرچه با گستردگی مفهوم کیفیت زندگی ارائه تعریف واحد و مورد قبول همگان از آن دشوار و یا حتی غیر ممکن است(سیرجی،2010). کیفیت زندگی عکس العمل افراد نسبت به کار ویژه پیامدهای فردی آن در ارضای نیازها و سلامت روانی می باشد (مهدی‌زاده اشرفی ،1389). فلدمن کیفیت زندگی کاری را در کیفیت روابط بین افراد و محیط خلاصه میکند و یاد آور می شود که در قالب برنامه ها و فعالیت هایی که در جهت بهبود کیفیت زندگی کاری انجام می شود ، در کنار و به موازات توجه به ابعاد فنی و اقتصادی که بیشتر مورد توجه سازمانها می باشد ، ابعاد انسانی نیز بایدمورد توجه قرار گیرند ( پرداختچی و همکاران ، 1388). کیفیت زندگی کاری همچنین میزان توان اعضای یک سازمان کاری در بر آورد نمودن نیازهای مهم فردی از طریق تجربیات را مورد بررسی قرار می دهد( لی،2009). داشتن یک نظام خوب ، شرایط کاری خوب ، پرداخت و مزایای خوب و جالب تر از همه ، کار چالش گرانه و امتناع کننده از مهمترین اهداف سیستهای ارتقا کیفیت زندگی کاری محسوب میشود (جزنی، 1388) . اعضاء سازمان از راه مجاری ارتباطی باز و متناسبی که زندگی کاری با کیفیت برای آنان ایجاد نموده است، در تصمیمهایی که بر شغل هایشان به خصوص و بر محیط کارشان به طور کلی اثر می گذارند به نوعی دخالت می یابند و در نتیجه مشارکت و خشنودی آنها از کار بیشتر می شود و فشار عصبی ناشی از کار برایشان کاهش می یابد . صائبی و طوسی (1388) کیفیت زندگی کاری را نمایانگر نوع فرهنگ سازمانی یا شیوه مدیریت قلمداد می کنند که کارکنان در سایه آن احساس مالکیت ، خود گردانی ، مسئولیت و عزت نفس می کنند( صائبی و طوسی، 1388).
در حال حاضر اتفاق نظر چندانی در زمینه چیستی مفهوم کیفیت زندگی کاری وجود ندارد. این مفهوم در حوزه های متفاوت علمی با برداشتهای متفاوت در حال حاضر بکار برده می شود. در اینجا به تعدادی از این تعاریف اشاره می شود:
کالمن در سال 1984 می گوید که کیفیت زندگی گستردگی و انبساط امید و آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می شود(بونکه،2010).
فرانس می نویسند: « کیفیت زندگی کاری ، ادراک فرد از از رفاه است که به نظر می رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می شود ( فرانس ، 2003).
سیرجی در سال 2011 کیفیت زندگی کاری را ابعاد جسمی ، روانی و اجتماعی می دانند که محدود به تجارب ، اعتقادات ، انتظارات و ادراک بیمار است( سیرجی، 2011 ).
زان در سال 1992 کیفیت زندگی را درجه رضایت در تجارب زندگی فرد می داند ، وی می گوید کیفیت زندگی ، شامل رضایت از زندگی ، رضایت در تصور از خود ، سلامت و فاکتورهای اجتماعی و اقتصادی است.
سازمان بهداشت جهانی نیز کیفیت زندگی کاری را اینگونه تعریف می کند : « ادراک افراد از موقعیتشان در زندگی ، در متن فرهنگ و نظام های ارزشی که در ان زندگی می کنند و در ارتباط بااهداف ، انتظارات ، ارتباطات و نیازهایشان است( نل، 2009).
علی رغم اختلاف نظرهایی که در تعریف کیفیت زندگی کاری وجود دارد ، توافقی ادراکی در بین متخصصین وجود دارد. اکثر متخصصین مؤافق این امر هستند که کیفیت زندگی شامل ابعاد مثبت زندگی می شود و مفهومی چند بعدی است.
2-2-2) ابعاد کیفیت زندگی
علیرغم تلاش بسیار متخصصین ، بحث ها در ارتباط با ابعاد کیفیت زندگی همچنان بر قوت خود باقی است. بطور کلی در حال حاضر اساس تئوریکی اندکی برای ابعاد کیفیت زندگی وجود دارد که آنهم در سخنرانیهایی منعکس شده که در حوزه بهداشت و سلامت ارائه شده اند. با این وجود اکثر تلاش هایی که در حال حاضر برای تعیین ابعاد کیفیت زندگی صورت می گیرد ، دیمی و اختیاری هستند.( توحیدالرحمن و همکاران، 2003 )
رشد پژوشهایی از این دست از یکسو ، و تحولات و تغییرات اجتماعی از سوی دیگر ، نفوذ هر چه بیشترکیفیت زندگی را موجب شد. کیفیت زندگی که بیشتر مفهومی اجتماعی و فرهنگی می نمود به علم اقتصاد و سلامت نیز راه یافت. بالدوین و همکاران وی در مجموعه مقلات کنفرانس کیفیت زندگی که در سال 1987 در آمریکا برگزار شد، مقدمه خود را چنین آغاز می کنند : « توجه به کیفیت زندگی کاری به هیچ وجه جدید نیست. در ضمن چنین علاقه ای در انحصار عالمان اجتماعی نبوده است. با وجود این پیشرفتهای اخیر در حوزه اقتصاد و سیاست اجتماعی و در کنار دگرگونیهایی که در پیرامون سیاست گذاری رخ داده ، توجه عالمان اجتماعی را به ابعاد خاصی از کیفیت زندگی ژرفا بخشیده است. در این راستا اقتصادانان نیز برای ارزیابی دقیقی خدمات بهداشتی ، رشد مقیاسهای کیفیت زندگی را مورد توجه قرار دادند( بالدوین، 1992) بدنبال این تاکیدات ، داسگوپتا و ویل در سال 1992 سنجه ای از کیفیت زندگی را ارئه دادند که آن را معرفه های درآمد سرانه ، امید به زندگی ، در زمان تولد ، نرخ باسوادی افراد بالغ و معرفهای حقوقی – سیاسی مثل آزادیهای مدنی مورد ارزیابی قرار می دهد( لی،2009)
به هر حال در حال حاضر یکی از معروفترین سنجه های کیفیت زندگی کاری ، شاخص توسعه انسانی است که توسط مرکز طرح و برنامه توسعه سازمان ملل در گزارشهای توسعه انسانی از سال 1990 به بعد مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص توسعه انسانی به کمک سه معرف : امید به زندگی در زمان تولد ، موفقیت تحصیلی و سرانه واقعی تولید ناخالص داخلی کیفیت زندگی کشورهای مختلف را مورد ارزیابی قرار می دهد. سنجه یگری نیز در سال 1998 توسط لارس اببرگ و اندریو شارپ تحت عنوان شاخص اقتصادی بهزیستی ارائه شد. این شاخص به کمک معرفهای سطح جریانهای مصرف ، تراکم سهام تولید شده ، نابرابر در توزیع درآمد و ناامنی و بی اعتمادی در تدارکات درآمدهای آینده ، کیفیت زندگی مردم را مورد ارزیابی قرار می دهد. طبق اظهارات کارولین نبت و جان ویلیامز تحول اساسی که در رویکرد نسبت به کیفیت زندگی رخ داده است ، تغییری است که در تمرکز بر فرآیند به تمرکز بر نتایج صورت گرفته است(بونکه،2010).
در تمرکز بر فرآیند سئوال اساسی این بود که چطور سیاستها و برنامه ها عمل می کنند ولی در تمرکز بر نتایج سئوال اصلی این است که ایا سیاستها و برنامه ها بر کیفیت زندگی تاثیر دارند یا نه ؟ آنها این تغییر را ناشی از تغییری می دانند که در سبک حکومت عمودی و حکومت افقی صورت گرفته است. در سبک حکومت افقی هر چه مؤثرتر بودن سیاستها در بهبود کیفیت زندگی مردم اولویت دارد(مونز، 2005 )
افرادی چون توحید الرحمن و همکارانش ادعا می کنند که هیچ یک از سنجه های ارائه شده برای ارزیابی کیفیت زندگی ، بعد محیطی کیفیت زندگی را نمی سنجند. در ضمن وزن دهی به متغیرها اختیاری صورت می گیرد. داده های مورد استفاده با آزمون تجربی موضوعیت ندارد. و متغیرها سلیقه ای انتخاب می گردند ( توحیدالرحمن و همکاران، 2003 ).
2-2-3) تاریخچه کیفیت زندگی کاری
مفهوم کیفیت زندگی کاری در اصل در بر دارنده تئوری ها و اندیشه های نهضت روابط انسانی دهه های 1940 و 1950 میلادی و تلاش های مربوط به غنی سازی شغل می باشد (شایگان فر،1389). کیفیت زندگی بازتاب توجه به ابعاد انسانی کار بوده است. این مفهوم امروزه یک چالش جهانی است که از دهه 1960 میلادی توجه روز افزونی را به خود جلب نموده است(هانساکر،1999 ). کیفیت زندگی کاری ابتدا در اروپا و طی دهه پنجاه ( 59-1950) نظریه پردازی شده و بر اساس تلاشهای علمی اریک تریست و همکارانش در دانشکده تاویستاک در زمینه روابط انسانی در لندن شکل گرفت. در جریان این پژوهشها، هم بعد فنی و هم بعد انسانی بررسی و چگونگی روابط بین آنها مورد ارزیابی قرار گرفت . (فرهادی،1389). توجه به کیفیت زندگی طی دهه شصت به ایالات متحده آمریکا فراگیر شد. در این زمینه اقدامات پیشگامانه رابرت فورد در باره مشاغل غنی شده در شرکت شرکت پست و تلگراف آمریکا منجر به ایجاد و به کار گیری فعالیتهای غنی سازی شغلی در بخش خصوصی و دولتی شددر اروپا نوع کیفیت زندگی پیچیده تر ( مرکب تر) بوده است و به جای یک روش واحد برای ارتقا کیفیت زندگی ، از شیوه ها و نگرش های متنوعی استفاده شده است(اعتباریان،1390) .
کیفیت زندگی کاری مفهوم جدیدی نیست. این مفهوم سابقه در فلسفه یونان دارد و ارسطو در بحث از شادکامی بدان اشاره کرده است. همچنین در دوران جدید فیلسوفانی چون کیرکهگارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشتهاند . این وجود کسی که برای اولین بار به مفهوم کیفیت زندگی به صورت مستقیم اشاره کرد پیگو بود. پیگو عبارت کیفیت زندگی را اولین بار در سال 1920 در کتاب “اقتصاد و رفاه” مورد استفاده قرار داد. در این کتاب، پیگو درباره حمایت دولت از قشرهای کم درآمد جامعه و تأثیر این حمایت بر آنها و همچنین بودجه ملی بحث میکند. آن زمان نظریه او شکست خورد و تا بعد از جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد. بعد از جنگ جهانی دوم دو حادثه مهم رخ داد. اولی مربوط به سازمان بهداشت جهانی بود. در این زمان سازمان بهداشت جهانی تعریف گستردهای از سلامت ارائه کرد که در این تعریف سلامت شامل سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی میشد. این اقدام سازمان بهداشت جهانی منجر به مذاکرات زیادی در مورد سلامت و چگونگی اندازهگیری آن شد. دومین رخ داد مهم بعد از جنگ جهانی دوم که زمینه توجهات ویژه به کیفیت زندگی را فراهم آورد بحث بیعدالتیهای وسیع در جوامع غربی بود. همین مسأله باعث یک‌سری فعالیتهای اجتماعی و ابتکارات سیاسی از دهه 1960 به بعد شد. به اعتقاد فیشر و شوسلر عبارت کیفیت زندگی به صورت خاص اولین بار در سال 1960 در گزارش کمیسیون ریاست جمهوری درباره اهداف ملی آمریکا مطرح شد. گزارش کمیسیون مذکور متمرکز بر برنامههای اجتماعی مانند آموزش و نیروی انسانی، توسعه اجتماعی و مسکن، سلامتی و رفاه بود (لیندا و دیانا، 2005). بر همین اساس گزارش کمیسیون ریاست جمهوری آمریکا در زمینه اهداف ملی و تحقیق باوئر در سال 1966 در زمینه اثرات ثانویه برنامههای مکانی ملی در آمریکا را میتوان به عنوان اولین کارهایی ذکر کرد که به مقوله کیفیت زندگی به عنوان یک حوزه تحقیقاتی خاص پرداختهاند. از اواخر دهه 1970 علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحثهای کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. بیشترین تمرکز تحقیقات انجام شده بر روی حوزه پزشکی میباشد. ا نگاهی به مفهوم کیفیت زندگی در سه دهه اخیر می­توان گفت که در طول دهه 1980 مفهوم کیفیت زندگی به عنوان ادراک حسی، برساخته اجتماعی و موضوع وحدت بخش شناخته می­شد. در طول دهه 1990 فهم ما از مفهوم و مقیاس کیفیت زندگی نسبت به دهه 1980 بهبود یافت. در واقع در طول این دهه مفهوم کیفیت زندگی وسعت بیشتری پیدا کرده و ابعاد آن را می­توان به صورت سلسله مراتبی از پایین به بالا به صورت زیر بیان کرد.
1- بهزیستی فیزیکی 2- بهزیستی مادی 3- حقوق 4- ادخال اجتماعی 5- روابط بین فردی 6- خودتعینی 7- رشد فردی و 8- بهزیستی عاطفی (شالوک، 2004). در طول دهه اول قرن حاضر این درک برای متخصصین کیفیت زندگی حاصل شد که به راستی کیفیت زندگی فراتر از فرد و احساسات اوست و در واقع یک مفهوم ترکیبی است که ابعاد مختلفی را شامل می­شود. در این دهه کیفیت زندگی به حد بالایی گسترش یافت و حوزه­های مختلفی از علم را دربرگرفت و تنها محدود به قلمروهای خاصی نشد (شالوک، 2004). گسترش حوزه‏های علمی مرتبط با کیفیت زندگی زمینه تحقیقات بیشتر راجع به این سازه را فراهم آورد. به موازات افزایش این قلمروها، تعاریف و پنداشت­های مختلفی از کیفیت زندگی شکل گرفت(سلمانی،1389).
جودیس آر. گوردون ، سیر تحول کیفیت زندگی کاری از دهه1970 میلادی به بعد از لحاظ ساختار ، فرایند و محتوا را به شرح جدول شماره 2-1 بیان کرده است.
جدول شماره 2-1 ویژگی های سه نسل برنامه های کیفیت زندگی کاری(سلمانی،1389)
نسل اول دهه 1970 نسل دوم دهه 1980 نسل سوم دهه 1990 و بعد
از لحاظ ساختار Structure یکپارچگی
Integration QWL بعنوان برنامه ای جدا از ساختار معمولی و یا به موازات آن شکل گرفت QWL با ساختار معمولی سازمان تا اندازه ای تلفیق و ادغام شد QWL بعنوان بخشی جدایی ناپذیر از ساختار معمولی سازمان تلقی گشت و ساختار مسطح تر شد
سازگاری
Adaptation ساختار مبتنی بر QWL توسط مدیریت بالای سازمان و یا متخصصین به زیر مجموعه و واحد های محلی تحمیل می شد سازگاری و تطابق در ساختار مبتنی بر QWL با توجه به ویژگی های خاص هر واحد و هر محل صورت گرفت با توجه به محیط کار هر واحد و هر محل ساختار ویژه QWL آن تدوین و بکار بسته شد
از لحاظ فرایندProcess تمرکز
Coniralization ساختار QWL متمرکز بود. ساختار QWL نیمه متمرکز بود ساختار هر واحدو هر محل از نظر تمرکز متناسب با ویژگی های خاص آن واحد و محل است
مشارکت
(مداخله)
Involvement در ساختار QWLفقط کارکنان منتخب شرکت داشتند. در ساختار QWLبسیاری از کارکنان و یا اکثر آنها شرکت داشتند. در ساختار QWL همه کارکنان شرکت داشتند.
تصمیم گیری
Decision making تصمیم گیری حق قانونی مدیریت بود QWLدرونداد تصمیم گیری را برای مدیریت فراهم می کرد. بعضی تصمیمات مختص مدیران تلقی می شد و بعضی دیگر به واحد های مربوط واگذار شد. نقش مدیران، غیر مدیران و اتحادیه کارگری در اتخاذ تصمیم روشن می شودبطوری که تصمیمات در محل اتخاذ و اجرا شود سازمان توسط کارکنان تمامی سطوح اداره می شود.
تسهیلات
Facilitation تسهیلات به صورت متمرکز توسط منابع خارج از واحد فراهم می شد تسهیلات تحت کنترل غیر متمرکز واحد قرار می گرفت هر یک از کارکنان که نیاز به تسهیلات داشته باشند در یافت می کند
آموزش و پرورش
Training and Education نیاز به آموزش و پرورش توسط منابع مرکزی و خارج از واحد ها تعیین می شد و ارائه می گردید و تاکید بر مهارت آموزی وتوجیه تسهیل کنندگان و گردانندگان QWLبود. گروهها نیازهای آموزشی خودرا تعیین و تامین می کردند تاکید بر مهارت های مورد نیاز تمامی شرکت کنندگان در فرایند QWLبود. آموزش در محل ها و واحد ها تعیین می شود و شامل هر فرایند یا مهارت مورد نیاز مربوط به کار می باشد. همه کارکنان در ارتباط با QWL و مدیریت سازمان مهارت کسب می کنند.
رابطه بین مدیریت و اتحادیه کارگری
Union management Relationship رابطه بین مدیریت و اتحادیه رسمی بود.وقت زیادی صرف شکل دهی اطلاعات و ارتباطات و احترام و اعتماد متقابل می شد. رابطه اتحادیه و مدیریت مشارکت آمیز بود وهمکارانه تر شد. هر دو طرف سعی می کردند روابط را از حالت رقابت به همکاری تبدیل کنند. تمایز بین مدیران و غیر مدیران کمرنگ تر می شود.رابطه اتحادیه و مدیریت کمتر رسمی و بیشتر حالت همکارانه و مشارکت آمیز دارد.
از لحاظ محتواContent موضوعات
Issues موضوعاتQWL نسبت به موضوعات اصلی هر واحد و محل حاشیه ای و فرعی بود و در عین حال گرایش به بهبود محیط کار و شرایط کار وجود داشت. موضوعات فراتر از موضوعات محیطی و موضوعات کاری روزانه می شد. قراردادهای کارگری، خط مشی ها ومدیریت محدودیت آفرین بودند. تمایزی بین موضوعاتQWL و سایر موضوعات نیست. همه نظریات لحاض می شود. قراردادهای کارگری و خط مشی های مدیریت بر مبنای QWL شکل می گیرد.
2-2-4) دیدگاه های مختلف کیفیت زندگی کاری
با وجود گذشت چندین دهه از رواج مفهوم کیفیت زندگی و تحقیقات متنوع صورت گرفته در این زمینه تعریف واحدی که مورد قبول همه باشد وجود ندارد. مرور متون مرتبط به کیفیت زندگی (فِلس و پِری، 1995؛ ماسام، 2002؛ لی، 2005؛ فیلیپس، 2006؛ سِرجی، 2006) حاکی از تأیید دیدگاه صاحب­نظران مختلف درباره ابهام مفهومی در تعریف این سازه است. هر محقق با توجه به حوزه مورد مطالعه، شرایط و ویژگی­های جامعه­ تحقیق تعریفی از کیفیت زندگی ارائه می­دهد. رومنی و همکارانش مجموعه استدلال­هایی برای پاسخ به این پرسش ارائه می‌دهند که چرا تعریف پذیرفته شده جهان­شمولی برای کیفیت زندگی وجود ندارد. این مجموعه عبارتند از:
الف) فرایندهای روان­شناختی مرتبط با تجربه کیفیت زندگی را می­توان از دریچه زبان­ها و دهلیزهای مفهومی مختلف توصیف و تفسیر کرد.
ب) مفهوم کیفیت زندگی تا حد زیادی با ارزش داوری همراه است.
ج) مفهوم کیفیت زندگی متاثر از رشد درک انسانی و فرایندهای توسعه در طول زندگی افراد در اجتماع محلی و میزان تحت تاثیر قرارگرفتن این فرایندهای روان­شناختی توسط عوامل محیطی و سیستم­های ارزش فردی است.
از این رو به دلیل فقدان تعریف عملیاتی واحد از کیفیت زندگی، واژه­های مرتبط دیگری مانند بهزیستی، سطح زندگی، استاندارد زندگی، رضایتمندی از زندگی و خشنودی ظهور کرده­اند (ماسام، 2002). یکی از اختلافات مهمی که بین متخصصین کیفیت زندگی کاری وجود دارد دیدگاه آنها در رابطه با ذهنی یا عینی بودن این مفهوم است. برهمین اساس می­توان محققین کیفیت زندگی را به سه دسته تقسیم کرد. دسته اول کسانی هستند که فقط به بُعد ذهنی کیفیت زندگی توجه دارند. این­ها در کارهای خود یا بُعد عینی کیفیت زندگی را لحاظ نمی­کنند و یا آن را از لحاظ اهمیت در سطح بسیار پایینی قرار می­دهند. دسته دوم کسانی هستند که برخلاف دسته اول کیفیت زندگی را از لحاظ عینی بررسی می­کنند البته تعداد این افراد در قیاس با گروه اول بسیار کم است. اما دسته سوم که به نظر روز به روز بر تعداد آنها افزوده می­شود کسانی هستند که دید جامع­تری نسبت به این مفهوم داشته و معتقدند که کیفیت زندگی را باید از دو بُعد عینی و ذهنی مورد بررسی قرار داد.
کیفیت زندگی به مثابه سازه­ای ذهنی
کیفیت زندگی به احساسات، انتظارات، اعتقادات و پندارهای فرد بستگی دارد. بدین معنا که حتما باید توسط خود شخص، براساس نظر او و نه فرد جایگزین تعیین گردد. لذا در مطالعات کیفیت زندگی ارزیابی خود فرد از سلامت و یا خوب بودنش عامل کلیدی می­باشد (نازنجات، 1387). پترا بونک (2007) برای بررسی کیفیت زندگی به بُعد ذهنی این موضوع یعنی رضایت از زندگی توجه دارد. او معتقد است که کیفیت زندگی یک جامعه در واقع انعکاس ذهنی افراد جامعه در زمینه رضایت از زندگی است. کامنس کیفیت زندگی ذهنی را به عنوان یک مفهوم چند بُعدی تعریف کرده است. به نظر او کیفیت زندگی شامل هفت حوزه زندگی می­شود که هر کسی بر حسب اهمیتی که هر حوزه برای او دارد آن را مورد ارزیابی قرار می­دهد لذا این هفت حوزه وزن‌های مختلفی از دید مردم پیدا می­کنند. این هفت حوزه که از آن به عنوان شاخص­های کیفیت زندگی یاد می­کند شامل موارد زیر است. 1- بهزیستی جسمانی 2- بهداشت 3- بهره‌وری 4- صمیمیت 5- امنیت 6- اجتماع 7- بهزیستی عاطفی (چیپور و همکاران، 2002). شوسلر و فیشر (1985) معتقدند که جنبه ذهنی کیفیت زندگی معمولا برای بیان حالت­های وابستگی و رضایت به کار می­رود مانند حس شخصی از رفاه، رضایت یا نارضایتی از زندگی یا خوشحالی و ناراحتی.
سازمان بهداشت جهانی نیز کیفیت زندگی را اینگونه تعریف می­کند؛ درک افراد از جایگاه­شان در زندگی با توجه به بافت فرهنگی و نظام ارزشی که در آن زندگی می­کنند. در این حالت درک افراد از زندگی در ارتباط با اهداف، انتظارات، ملاکها و عقایدشان می­باشد. سازمان بهداشت جهانی مفهوم وسیعی از کیفیت زندگی را مدنظر قرار می­دهد که این مفهوم تلفیقی از سلامت فیزیکی، وضعیت روانشناختی، سطح استقلال، روابط اجتماعی، اعتقادات فردی و ارتباط این عوامل با ویژگی­های محیطی می‌باشد.این تعریف از کیفیت زندگی نشان می­دهد که این مفهوم جنبه ذهنی داشته و در بافت فرهنگی، اجتماعی و محیطی محاط می­باشد. به عنوان یک تجربه ذهنی، کیفیت زندگی ارزیابی درکی فرد از وقایع و پاسخ عاطفی به این وقایع را شامل می­شود (چیپور و همکاران، 2002). اِفکاس و مارون معتقدند که رفاه ذهنی وسیله­ای برای شناسایی کیفیت زندگی است. آنان جنبه‏های ذهنی، روانی و فیزیکی شخصیت انسان را مورد بررسی قرار داده و تاثیرات این ابعاد را روی بخش ذهنی کیفیت زندگی لحاظ می­کنند. فاکتورهای عینی مانند درآمد، مسکن و آموزش برخلاف ویژگیهای ذهنی نقش کمتری را در بحثهای مربوط به کیفیت زندگی در تحقیقات اِفکاس و مارون دارند (لیندا و دیانا، 2005). در این نگاه کیفیت زندگی را با سنجش احساس‏های ذهنی شخص از خشنودی درباره جنبه­های گوناگون زندگی می­توان ارزیابی کرد. بیشتر روانشناسان طرفدار استفاده از مفهوم ذهنی کیفیت زندگی بوده و معتقدند که رفاه هر فرد یا گروه از افراد دارای اجزای عینی و ذهنی است. اجزای عینی رفاه یا بهزیستی با آنچه که به طور معمول به عنوان استاندارد زندگی یا سطح زندگی نامیده می­شود، ارتباط دارد و اجزای ذهنی آن به کیفیت زندگی اطلاق می‌شود.
کیفیت زندگی کاری به مثابه سازه­ای عینی
در مقابل دسته اول که بُعد ذهنی کیفیت زندگی کاری را لحاظ می­کنند. گروه دیگری نیز هستند که بحث خود را بیشتر بر روی جنبه عینی این مفهوم متمرکز کرده­اند. اگرچه تعداد این محققین زیاد نیست ولی رویکردی متفاوت از دیگران را در پیش گرفته­اند. کسانی همانند مازلو و مک­کال کیفیت زندگی را از بُعد عینی مورد بررسی قرار داده و معتقدند با لحاظ کردن جنبه­های عینی کیفیت زندگی بهتر می­توان به تحلیل این مفهوم پرداخت. این دو طرفدار استفاده از شاخص­های عینی منطبق با هر فرهنگ برای اندازه­گیری کیفیت زندگی هستند (غفاری و امیدی، 1388).
کیفیت زندگی کاری به مثابه سازه ای ترکیبی
رویکرد سوم تلاش می­کند تا با ترکیب دو رویکرد یاد شده دید جامع­تری در رابطه با کیفیت زندگی مطرح کند. نقطه شروع این کار را می­توان در طبقه­بندی فرانس دید. فرانس (1992) معتقد است که از لحاظ مفهومی، کیفیت زندگی هم جسمی است و هم ذهنی ولی جنبه ذهنی آن غلبه دارد. فرانس کیفیت زندگی را ادراک فرد از رفاه خود می‌داند و معتقد است که اگر درک فرد از کیفیت زندگی­اش کاهش یابد سایر ویژگیهای او تحت تاثیر قرار گرفته و باعث تحلیل آنها و در نهایت افت کیفیت زندگی می­شود. اگرچه از لحاظ وسعت مفاهیم بررسی شده در زمینه کیفیت زندگی، فرانس را جزو طبقه سوم به حساب می‌آورند یعنی جزو اندیشمندانی که کیفیت زندگی را هم از بُعد عینی بررسی کرده­اند و هم از بُعد ذهنی. ولی بررسی کارهای او (فرانس، 1996) نشان می­دهد که بیشتر این کارها متمرکز بر بُعد ذهنی کیفیت زندگی است و بخش عینی این مفهوم بازنمایی مناسبی به مثابه کارهای انجام شده توسط فیلیپس[37] را نشان نمی­دهد. فیلیپس در زمینه کیفیت زندگی به بررسی این مفهوم در ابعاد فردی و جمعی با استفاده از مؤلفه­های عینی و ذهنی پرداخته است. از دید فیلیپس لازمه کیفیت زندگی فردی در بُعد عینی، نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواسته‌های اجتماعی شهروندان است و در بُعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در موارد زیر اشاره دارد:
1- افزایش رفاه ذهنی شامل لذت­جویی، رضایتمندی، هدفداری در زندگی و رشد شخصی. 2- رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی. 3- مشارکت در سطح گسترده­ای از فعالیت­های اجتماعی. کیفیت زندگی در بُعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی درون گروه­ها و جوامعی که در آن زندگی می­کنند شامل انسجام مدنی، هم­کوشی و یکپارچگی، روابط شبکه­ای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزش­هایی اعم از اعتماد، نوع دوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری طلبی تاکید دارد (فیلیپس، 2006).
توجه روز افزون به کیفیت زندگی به عنوان سازه­ای ترکیبی باعث شده که بر تعداد قلمروها یا حوزه­های مطالعاتی این سازه افزوده شود. هَکِر در تحقیقات خود در رابطه با بیماریهای سرطانی سه قلمرو را برای کیفیت زندگی نام می­برد که شامل قلمروهای فیزیکی، روانی و اجتماعی است (لیندا و دیانا، 2005). در زمینه ابعاد کیفیت زندگی، لیی معتقد است که سه حوزه محیطی، اجتماعی و اقتصادی سه ستون اصلی کیفیت زندگی هستند که می­توانند برای تشخیص مفهوم زندگی مناسب و پایدار و همچنین برای توضیح معنای کیفیت زندگی مورد استفاده قرار گیرند (لی، 2005). بونک (2009) سه حوزه مهم که به بررسی کیفیت زندگی می­پردازند را شامل روانشناسی، جامعه­شناسی و اقتصاد می­داند. روانشناسی ویژگی­های شخصیتی را بر رفاه و بهزیستی ذهنی مؤثر می­داند. جامعه­شناسی بر نقش الگوها و عوامل اجتماعی و جمعیتی بر رفاه و بهزیستی ذهنی تأکید دارد، و نهایتاً اقتصاد نقش درآمد را در رفاه و بهزیستی ذهنی مهم­تر از سایر حوزه­ها می‌داند. با توجه به مباحث مطرح شده در زمینه کیفیت زندگی می­توان سه ویژگی مهم برای این سازه برشمرد. این ویژگیها شامل چند بُعدی بودن کیفیت زندگی، ذهنی بودن آن و پویایی این سازه می‌باشد( بونک ،2009).
کیفیت زندگی کاری به عنوان فلسفه مدیریت
امروزه کیفیت زندگی کاری به عنوان بخشی از فرهنگ سازمانی اهمیت و تاکید روز افزونی یافته است. برای فهم فرهنگ زندگی کاری و ترجمان آن به عمل، باید آن را به عنوان یک هدف ، فرایند و فلسفه در نظر گرفته و به نتایج و پی آمدهای مورد انتظار آن از زاویه فلسفی نگریست . کیفیت زندگی کاری به عنوان یک فلسفه ، نیروی انسانی سازمان را به عنوان یک نعمت و موهبت و سرمایه ای گرانبها تلقی می کند که بایستی موجبات بروز و پرورش توانمندیها و استعدادهای آنها را فراهم نمود. طبق این فلسفه مدیریتی، کارکنان قادرند دانش، مهارت و تجربیات خود را به سازمان ارائه دهند و نسبت به آن متعهد باشند. بدین ترتیب کارکنان همچون ملزومات خط تولید و صرفا هزینه تلقی نمی شوند و تحت کنترل در نمی آیند (شایگان فرد،1388). طبق این فلسفه هر یک از کارکنان این حق و توانایی را دارد که در ارتباط با تصمیماتی که مبنای کیفیت زندگی کاری است، مشروعیت تشکل های کارگری را می پذیرد و به گسترش روابط همکارانه با آن باور دارد و ارزشمند می داند(وایدانتام،2001)
فلسفه و زاویه دید به یک مفهوم همواره با اهداف، نتایج و پیامدهای آن عجین است. کیفیت زندگی کاری به عنوان یک هدف عبارت است از بهبود عملکرد سازمانی از طریق ایجاد محیط کاری و مشاغل چالش برانگیز ، ارضاء کننده تر، و اثر بخش تر برای کارکنان در تمامی سطوح سازمان (شایگان فرد،1388). بر این اساس کیفیت زندگی کاری مستلزم کوششی است برای محقق ساختن هدف مذکور از طریق مشارکت و مداخله فعال کارکنان در سرتاسر سازمان. کارکنان از طریق مشارکتشان در تصمیم گیری می توانند در موفقیت ها و عملکرد سازمان سهیم شوند و احساس رضایت و غرور کرده ، و پیشرفت و رشد فردی را تجربه کنند(شایگان فرد،1388). کیفیت زندگی کاری موجد فرهنگی است که سطح بالایی از تعهد متقابل را بین افراد و سازمان بوجود می آورد. به این معنا که افراد به اهداف سازمانی و توسعه آن متعهد باشند و سازمان نیز به نیازهای افراد و بالندگی آنها متعهد باشد( فرهادی 1386 ). مفهوم کیفیت زندگی کاری اکنون به عنوان فلسفه ای از مدیریت تلقی می شود که شأن و منزلت تمامی کارکنان را محترم می دارد و ارتقاء می بخشد ، در فرهنگ سازمانی تغییر و تحول ایجاد می کند و موجبات رفاه و بهروزی جسمانی و روانی کارکنان و رشد بالندگی آنها را فراهم می کند(گیبسون،2001)
به عبارت دیگر فلسفه یا پارادایم کیفیت زندگی کاری بر این اساس شکل گرفته است که سازمان هم باید پاسخگوی نیازهای فنی باشد و هم پاسخگوی نیاز های اجتماعی . یعنی سازمان ها از نظر فنی بایستی از چنان کارایی بر خوردار باشند که قادر به ادامه حیات بوده و ایفای وظیفه نمایند. در عین حال سازمان ها از نظر اجتماعی بایستی آنچنان اثر بخش باشد که نیاز های گوناگون کارکنان را به تنوع ، یادگیری ، بازخورد و استقلال عمل برآورد سازند (گرمابدری، 1389). کیفیت و محتوای روابط بین انسان، شغل و انواع وظایف شغلی او از دیدگاه های مختلف مانند انسان ، سازمان ، اجتماع ، طراحی شغل، سازمان کار ، نیاز ها و ارزش های اساسی فرد و مفاهیم اجتماعی می تواند مدنظر باشد. از این منظر کیفیت زندگی که از طریق آن فلسفه حاکم بر روابط کارکنان حاصل می شود ، استفاده از کوشش هایی را تشویق می کند که مبین تلاش سیستماتیک سازمان برای اعطای فرصت بیشتر به کارکنان است. به نحوی که بر شغل خود تاثیر بگذارند و در اثر بخشی کلی سازمان سهیم شوند. یعنی مدیران پیش نگر و فعال سعی می کنند که با مشارکت دادن کارکنان در تصمیم گیری ها از عقل و شعور آنها استفاده کنند(گرمابدری، 1390).
2-2-5) شاخص های کیفیت زندگی
در مکتب مدیریت علمی تصور می شد که رضایت از کیفیت زندگی منحصرا به مشخصه ها و ویژگی های خارجی شغل مبتنی است : یعنی حقوق و دیگر مزایای محسوس و امنیت و بهداشت. از سوی دیگر دیدگاه روابط انسانی این فشار را ایجاد نمود که در عین حال که پاداشهای خارجی مهم است ، پاداشهای درونی نیز مؤلفه های کلیدی برای بهره وری ، اثر بخشی ، غیبت گرائی و جابجائی می باشند. این پاداشها در بر گیرنده مشخصه هایی هستند که بطور خاصی در بر گیرنده کاری است که انجام می شود ، یعنی محتوای کار ، سطوح مهارت ، استقلال و چالش(لویس،2001)
صاحبنظران مختلف کیفیت زندگی کاری به تبیین شاخص های کیفیت زندگی از زوایای مختلف مبادرت کرده اند . بو ادوارد و همکاران (2003) ویژگی های کیفیت زندگی کاری را شامل عوامل زیر می داند:
فرصت اعمال نفوذ و کنترل بر روی وضعیت شغلی خود
فرصت بهبود روابط اجتماعی در محیط کار و از طریق کار
برخورداری از امنیت شغلی و داستن شغل با معنی
توارن بین زندگی کاری و غیر کاری کارکنان
بر خورداری کارکنان از بهداشت و سلامتی در محیط کار و دوری از استرس های منفی
برخورداری کارکنان از محیط های کاری ایمن(بو ادوارد سون،2003)
وارینگ( 1997 ) فاکتور های مهم کیفیت زندگی را در فشارهای شغلی کاهش یافته ، تعهد سازمانی و تعلق ، ارتباط مثبت ، استقلال ، شناخت ، پیش بینی فعالیت های کاری ، رفاه ، محل دقیق کنترل ، ابعاد سازمانی ، آموزش ، حرفه ای گرائی ، تضاد نقش ، باز خورد عملکرد شغلی ، فرصتهایی برای پیشرفت و سطوح پرداخت منصفانه( خیر اندیش ، 1383 ) . توماس تاتل کیفیت زندگی کاری را در چهار مشخصه به شرح زیر خلاصه می کند:
-امنیت و ایمنی : شامل امنیت شغلی ، ایمنی جسمی و روانی
-مساواتو منصفانه بودن حقوق و مزایا
-زمینه پرورش و وجود فرصت پرورش مهارتها و یادگیری مستمر
-دموکراسی و مشارکت داشتن در تصمیم گیری( میر سپاسی ، 1381).
گری دسلر( 1994) میزان ارضای نیازهای کارکنان در محیط کار را بعنوان کیفیت زندگی کاری تعریف می کند و آن را شامل عوامل زیر می داند : داشتن یک شغل با ارزش ، شرایط کاری ایمن و مطمئن ، حقوق و مزایای کافی ، امنیت شغلی ، سرپرستی شایسته ، وجود بازخورد از عملکرد ، شرایط اجتماعی مثبت و مساعد ، دارا بودن امکان پیشرفت بر اساس شایستگی ، دارا بودن فرصتهایی برای آموزش و پیشرفت در شغل ، واگذاری نقش ها و وظایف از روی عدالت( ذوقی ، 1389). والتون نیز ویژگی های کیفیت بالای محیط کاری را علاوه بر حصول درآمد که باید مکفی و منصفانه باشد به عوامل دیگری نیز اشاره می کند:
-وجود قوانین و مقررات بر اساس برابری
-محیط مستعد برای اعتلا بخشیدن به روابط انسانی مثبت.
-وجود فرصتهای لازم برای پیشرفت فرد.
-محیط مستعد برای شکوفا ساختن استعدادهای فرد.
-سازمانی که مناسبت اجتماعی داشته باشد.
-محیطی که به فرد اجازه کنترل نسبت به تصمیماتی بدهد که وی را تحت تاثیر قرار می دهند.
-توجه به کل و همه زندگی انسان ( از جمله فضای زندگی خانوادگی ) و بالاخره توجه کل به همه زندگی انسان از جمله فضای زندگی خانه ای که وی در آن تنفس می کند را در بر می گیرد( میرسپاسی ، 1381). تحقیقات انجام شده نشان می دهد برخی از شاخص های کیفیت زندگی کاری در اغلب جوامع مختلف مشترک هستند. از جمله شاخص های مشترک را میتوان در موارد ی چون: حقوق و مزایا ، خدمات درمانی و رفاهی ، بیمه و بازنشستگی ، بخش عمده کیفیت زندگی کاری به برداشتهای ذهنی و روانی ، از محیط کار مربوط می شود. این امر، تناسب شغل و شاغل ، تناسب روحیه افراد با فرهنگ سازمان ، بهره ور بودن و احساس مفید بودن در محیط کار نام برد ( میر سپاسی ، 1381).
2-2-6) ابعاد کیفیت زندگی کاری
نگرش های جاری به کیفیت زندگی کاری کلیه جنبه های مربوط به منافع کارکنان ، منافع سازمان و جامعه را هم زمان مدنظر قرار می دهد. در واقع کیفیت زندگی کاری برنامه جامعی است که نیازهای گوناگون را مدنظر قرار می دهد و محدود به تغییر محتوای کار ، یکنواخت کردن قوانین و استانداردهای کار ، بهبود سازمانی و غنی سازی شغل نیست. در کیفیت زندگی کاری ضمن توجه به کلیه عوامل مذکور ، به انسانی کردن کار و محیط کار به منظور ایجاد علاقه و انگیزه در کارکنان از طریق پاسخگویی به نیاز های آنان ، زمینه های پیشرفت و بهبود شایستگی های آنان، احترام به شخصیت آنان، جلب مشارکت و همکاری و توجه به عوامل فیزیکی و روانی محیط کار نیز پرداخته می شود( شریف زاده و خیر اندیش،1388: 35). در واقع کیفیت زندگی کاری نوعی احساس مسئولیت اجتماعی در مدیران ایجاد می کند که به منافع کارکنان نیز بیاندیشند تا کارکنان نیز متقابلاً منافع سازمان را تضمین نمایند(ولامیریا،2006).
خیر اندیش 1383 ابعاد کیفیت زندگی کاری را در موارد زیر خلاصه میکند:
– بهداشت و ایمنی کار: محافظت و ایمنی کارکنان در حین کار در برابر عوامل گوناگونی نظیر صدا، گرد و غبار ، حرارت ، برودت و …از اصول اولیه هر فعالیتی است. امروزه با استفاده از دستگاه های جدید و تکنولوژی مدرن شرایط کاری برای کارکنان ایمن تر شده است البته در صورتی که کارکنان با آموزش های مداوم به اهمیت و ضرورت استفاده از وسایل ایمنی پی برده و در کاهش سوانح و خطرات تلاش نمایند. تشکیل کمیته ها و گرو های ویژه جهت آموزش و بازرسی مداوم و همچنین اطمینان از رعایت اصول ایمنی و پیش بینی شرایط کار با توانایی جسمانی و روانی کارکنان از بروز مسائل و مشکلات حاد در این زمینه می کاهد.
– ساعات و نوبت کاری : کاهش ساعات کار در اغلب کشور های جهان به عنوان یک برنامه جامع از مزایای زیادی بر خوردار است. زیرا رعایت این امر ضمن ایجاد زمینه اشتغال برای تعداد بیشتری از نیروهای آماده به کار در جامعه، موجب کاهش نرخ بیکاری و همچنین توجه بیشتر کارکنان به امور شخصی ، خانوادگی و فراغت می گردد و بیماریهای جسمی و عصبی را به شدت کاهش می دهد. کار در شیفت شب و نیمه شب نیز موجب بروز ناراحتی های گوناگون در جسم و روان کارکنان می شود. این امر نیزبا در نظر گرفتن تسهیلات ویژه ای نظیر ساعات کمتر پرداخت بیشتر و … تا اندازه ای قابل جبران است.
– امنیت شغلی در کار: امنیت و ثبات شغلی امری بسیار مهم در جلب رضایت کارکنان است. لازم است قوانین و مقررات وضع مربوط به استخدام ، ارتقاء ، اخراج و …از سوی سازمان به تأیید سازمان های رسمی مانند وزارت کار رسیده و همچنین به منظور رعایت و اعمال صحیح این ضوابط تیم های بازرسی در سازمان مستقر باشند.
– جلب مشارکت و برخورد عادلانه با کارکنان : چنانچه سازمان ، قوانین و مقررات وضع شده را در مورد همه کارکنان ، گروهها و اقشار مختلف ( نظیر اقلیت های مذهبی یا نزادی یا جنسیتی و…) یکسان اعمال نماید ، موجبات رضایت بیشتر را در سازمان پدید می آورد.
– محتوای کار: محتوای کار باید به گونه ای باشد که بسیاز جرئی و خرد نباشد، مجموعه وظایفی باشد که یک کل واحد را شکل دهد و متناسب با توانایی ها و مهارتهای کارکنان بوده و برای کارکنان زمینه های کسب دانش و مهارت بیشتر را فراهم نماید و از نظر کارکنان دارای مقبولیت و مطلوبیت باشد.
– تغییرات سازمان کار: بررسی تاثیر تغییر شکل سازمان کار ( حذف برخی از مشاغل و ایجاد مشاغل جدید در یک موسسه) در کارکنان و عکس العمل آنان نسبت به این تغییرات در ایجاد یا تضعیف روحیه کارکنان نقش مهمی دارد.
– دستمزد و پاداش عادلانه : یکی از مهمترین انگیزه های عمومی کارکردن کسب معاش است. توجه به این که چه سطحی از درآمد برای یک شغل خاص یا فرد خاص کافی است، قابل بررسی و تفکر است. زیرا
میزان عادلانه بودن دستمزد مسئله ای ذهنی است و در مورد هر یک از کارکنان متفاوت است. لیکن توجه به تأمین نیاز های اساسی زندگی در مقابل هزینه های زندگی و تعهدات خانوادگی کارکنان ، جهت تأمین کیفیت زندگی کاری نقش مهمی دارد.
– مسئولیت اجتماعی : سیاست ها و بر نامه های اجرایی سازمان در قبال مسئولیت اجتماعی که در برابر کارکنان و خانواده هایشان بعهده دارد. بویژه در زمینه آموزش و پیشرفت آنان و خانواده شان و این که کارکنان احساس کنند سازمان به فکر آنان بوده و به ارتقاء آنان علاقه مند است. در ایجاد علاقه و انگیزه به کار در آنان تاثیر به سزایی دارد.
– کار و فراغت : چنانچه سازمان به ایام فراغت کارکنان توجه داشته باشد و زمینه های گذران این ایام را با توجه به نوع کار ، زندگی خانوادگی و الگوهای سرگرمی فراهم نماید تا در ضمن تفریح و سر گرمی ، به ارتقاء فرهنگی کارکنان و خانواده شان که یک مسئولیت های اجتماعی سازمان است جامه عمل بپوشاند.
– منزلت های شغلی : منزلت شغلی و قشر بندی کارکنان در سازمان ، در نگرش آنان نسبت به حرفه شان تأثیر دارد. این منزلت از طریق نگرش و نحوه برخورد مدیران و سازمان به افراد و کارشان تقویت و یا تضعیف می شود. شکل ( 2-1 ) اجزای کیفیت زندگی کاری را نشان می دهد (خیر اندیش ، 1383: 50).

شکل 2-1: اجزای کیفیت زندگی کاری (شریف زاده و خیر اندیش،1388: 36)
2-2-7) تئوری های و مدل های کیفیت زندگی کاری
مدل ادراکات در مورد نهادینهسازی اصول اخلاقی و کیفیت زندگی کاری
تحقیقات گذشته پیشنهاد میکنند که نهادینه سازی اصول اخلاقی بطور مثبت بر کیفیت زندگی کاری (QWL) تأثیر میگذارد. این مطالعه فرض میکند که اثر نهادینه سازی اصول اخلاقی بر QWL برای مدیران تایلندی قویتر از مدیران آمریکایی است، زیرا فرهنگ تایلندی جمع گراست در حالی که فرهنگ آمریکایی فردگراست. دادههای مطالعه از تایلند، از نمونهای از مدیران بازاریابی شرکتهای تایلندی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایلند (SET) انتخاب گشتند. دادههای ایالات متحده، شامل نمونهای از اعضای آمریکایی انجمن بازاریابی آمریکا میشود. نتایج پشتیبانی و تأیید نسبی از فرضیهها را ارائه میکند(مارتا و همکاران،2013).

شکل 2-2- مدل مفهومی(مارتا و همکاران،2013).
مدل کیفیت زندگی کاری و قصد ترک کار
هدف این مطالعه مدل نمودن ارتباط عوامل کیفیت زندگی کاری و قصد ترک کار میان حسابداران حرفهای در مالزی میباشد. دادهها از طریق یک پرسشنامه ساختارمند از ادبیات تحقیق گردآوری شدند. دادهها با استفاده از یک نرمافزار نسل دوم مدل سازی معادلات ساختاری با نام Smart Partial Least Squares مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بیانگر این هستند که رفتار سرپرستی، ویژگیهای شغلی و تعادل زندگی کاری همگی دارای اثر معنادار منفی با قصد ترک کار دارند(لیلیس و همکاران،2014).

شکل 2-3- ارتباط بین کیفیت زندگی کاری و قصد ترک کار(لیلیس و همکاران،2014).
یافتهها نشان داد که سرپرستان نقش مهمی در کاهش قصد ترک کار دارند. از این رو مدیران بایستی آگاه باشند که مسئولیت آنهاست که ارتباطات خوبی با زیردستان خود داشته باشند به این دلیل که کیفیت درک شده از روابط یکی از عوامل در توضیح قصد ترک کار کارمندان شناخته شده است. تأثیر ویژگیهای شغل بر قصد ترک کار معنادار است اما مثبت که با پیشبینی ما در تضاد است.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *