–50

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینیدپدر و مادرم که چه دلسوزانه
و همسرم که چه عاشقانه
مرا در تحصیل علم یاری نمودند.

تقدیر و تشکر
از زحمات بی دریغ و دلسوزانه استاد گرانمایه و ارجمند جناب آقای دکتر اسفندیارپور که راهنمایی های ادیبانه و عالمانه ایشان راهگشا و تحول بخش تلاش اینجانب در به نتیجه رسیدن این مطلب بودند و از خانم دکتر زهرا اسدی که در تهیه این مجموعه مرا مساعدت فرمودند، کمال تشکر و قدردانی را دارم. همچنین از اهالی شهر زرند که عاشقانه مرا در جمع آوری مطالب این اثر یاری نمودند. آرزوی توفیق این عزیزان فرزانه را از درگاه پروردگار مسئلت دارم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول
مقدمه و بیان مسئله1
فصل دوم
پیشینه تحقیق14
فصل سوم
روش تحقیق 17
فصل چهارم: یافته های تحقیق
بخش اول: فرهنگ و آداب و رسوم 24
بخش دوم: ادبیات شفاهی70
بخش سوم: زبان و گویش116
فصل پنجم
نتیجه گیری156
منابع و مآخذ158

چکیده
بدون شک در هر ملتی بویژه در میان ملت ایران، فرهنگ و ادب هر ملت، بیش از آنچه در منابع مکتوب و رساله ها ثبت شده باشد در سینه و ذهن مردم عامی جریان داشته و دارد. فرهنگ عامیانه که بر پایه میراث و اصول تمدنی قدیمی و کهن بنا شده است با هیچ گونه روش علمی و استدلال منطقی همراه نیست. همچنین ابداع کننده و زمان شروع آنها مشخص نیست. سوای آثار مکتوب، هزاران قصه و افسانه و داستان بطور شفاهی و دهان به دهان در دهات و شهرها و کوهپایه های این مرز و بوم رایج بود و یا در قهوه خانه ها و یا شب ها در خانه ها نقل می‌شد. آداب و رسوم، معتقدات، جشن ها، ترانه ها و مسایلی از این قبیل نیز فرهنگ عامه یک جامعه را تشکیل می دهند. از گونه‌های مخلتف ادبیات شفاهی قصه ها و افسانه هاست که فراز و نشیب‌های زندگی بشری و قهرمانان زندگی انسانی را که آمیخته با درد و رنج و تصوف و آرامش هستند بطور پنهان و آشکار برای ما نمایان می کنند. ضرب المثل ها که شیوه زندگی و نحوه برخورد انسان های گذشته را با مسائل پیرامون خود و تجربه آنان را برای ما آشکار می کنند. آوازها و مرثیه ها که بیانگر فراق، عشق، درد و احساس دل انگیز این مردم می باشد.
شهرستان زرند از جمله مناطقی است که در طول تاریخ همواره میعادگاه عالمان و مأمن عارفان بوده و معنویت موجود، موجب تعلق خاطر خاصی به آن گردیده است. تلاش در جهت جمع آوری و تدوین فرهنگ عامه زرند گوشه هایی از زندگی مردمان این منطقه را بر خوانندگان آشکار می سازد و راه موثری در شناسایی شیوه های فکری و رفتاری ساکنان منطقه ای که از دیرباز منشأ تاثیر بر سایر فرهنگ ها بوده، می باشد.
واژگان کلیدی: فرهنگ عامه، آداب و رسوم، ادبیات شفاهی، دوبیتی ها، لالایی ها و قصه ها و افسانه ها.
فصل اول
مقدمه (بیان مسئله)

تعریف مسئله و اهمیت و ضرورت تحقیق
زرند یکی از شهرستان های استان کرمان است و منطقه ای را به وسعت بالغ بر 11521 کیلومتر مربع در شمال این استان در بر می گیرد هم اکنون این شهرستان از شمال به شهرستان راور کرمان، از شرق به بخش مرکزی شهرستان کرمان، از جنوب به حومه کرمان و چترود و از غرب به شهرستان رفسنجان محدود است.
آب و هوا
از نظر آب و هوایی این شهرستان به دو بخش تقسیم می شود یکی منطقه شمالی با آب و هوای صحرایی و دیگری نواحی کوهستانی که دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است، خود شهر زرند- که در جلگه واقع شده است- دارای آب و هوای معتدل مایل به گرم است. به طور کلی منطقه زرند در اقلیمی با تابستان های گرم و خشک و زمستان های سرد و خشک واقع شده است.
جمعیت
شهرستان زرند 1650 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و جمعیت کل این منطقه بنابر سرشماری سال 1385 مرکز ایران، برابر 2653710 نفر است که البته این جمعیت در سال 1345، 57506 نفر بوده که به واسطه کشف معادن زغالسنگ و ایجاد راه آهن و گسترش ارتباطات و همچنین به دنبال تبدیل آن به شهرستان و پیوستن کوهبنان به آن روند افزایش جمعیت زرند شتاب بیشتری به خود گرفت.
وجه تسمیه زرند
در سابق به شهر «زراوند» معروف بوده است. وجه تسمیه زراوند به طوری که در کتاب اوستا آمده: به محلی اطلاق می گردیده که در اطراف آن رودهای متعدد وجود داشته است این موضوع با موقعیت جغرافیایی زرند هم مطابقت دارد، وجود آثار و بقایای سیلابهای گذشته، موید همین امر است.
در مورد کلمه زراوند معانی متعدد دیگری نیز آمده است از جمله:
1- در کتابی بنام تاریخ تکامل کلمه «زر» و «وند» که همان زراوند و زرند می باشد به معنی مکان زرخیز آمده است در کتاب مذکور چنین آمده است: در اطراف روستای جلال آباد زرند معادنی از زر وجود داشته است که اهالی با کشف معادن، چندی به استخراج آن می پرداخته اند و چون استخراج به شیب زیاد می رسد با توجه به امکانات ابتدایی آن روز، استخراج مشکل و طاقت فرسا بوده آن را رها می کنند.
2- «زرا» و «وند» که زرا به معنی زر و وند به معنی مکان می باشد، یعنی «مکان زر» البته معنی دیگر آن نیز به معنای نوعی دارو آمده که دو نوع است یکی زراوند طویل یعنی دراز و آنرا شجره رستم و قثاءالجبه می خوانند و آن نر باشد و از انگشت نر گنده تر گرم است در سیم خشک است و دیگری را زراوند مد حرج خوانند یعنی مدور و آن ماده باشد و معروف است به شاهی بهترین آن زر در زعفران باشد و ان گرم است در دویم و خشک است در سیم و باز.
3- معنی دیگر زراوند گیاهی از رده دو لپه ای، بی گلبرگ که تیره زراوندها را می سازد، این تیره جزو تیره های نزدیک به اسفناجیان است.
4- معنی دیگر زراوند یعنی موبد و موبدان بهرام گور و نیز نرسی وزیر او.
پیشینه تاریخی زرند
در مورد قدمت تاریخی شهر زرند کافی است که تنها جمله کوتاهی را که یاقوت حموی، جغرافی‌دان بزرگ اسلام در قرن ششم و هفتم در کتاب معجم البلدان نگاشته است، ذکر نمائیم.
«زرند بفتح اوله و ثانیه و نون ساکنه و دال مهمله .. مدنیه قدیمه کبیره من اعیان مدن کرمان»
زرند با حرکت فتحه در اول و دوم و نون ساکن و دال بدون نقطه، شهری باستانی و بزرگ از شهرهای سرآمد کرمان است.
شهر زرند در زبان های باستانی به معنای دریا و دریاچه و گاهی رودخانه استعمال شده و بعدها به صورت زرنگ، زراوند و زرند درآمده است و آنگونه که از متون تاریخ برمی آید، در زمان داریوش که کرمان مرکز یکی از ساتراپها بوده، راه تجارتی کرمان به خراسان از طریق زرند می گذشته است. دلیل دیگر بر قدمت شهر زرند، وجود تعداد زیادی از روستاها و دهکده های قدیمی در این منطقه است که اسامی آنها از لغات باستانی اشتقاق یافته است. البته این روایت زمانی قوت بیشتر می گیرد که به وجود بعضی از نام ها که ریشه آنها به لغات باستان می رسد، بر می خوریم، برای نمونه امروزه در غرب زرند منطقه ای روستایی است که آنرا بادیز می نامند و نظر به اعتقاد استادان فن زبان شناسی می تواند نام آن مشتق از پیری دَلُس- که لغات پردیس، فردیس، پرویز، پاریز از آن مشتق شود- باشد و با توجه به معنی لغت که حکایت از خوش آب و هوایی این مناطق دارد و فردوس که لغت آشنای امروز است از این گروه می باشد. این کلمه و بعضی از واژه های دیگر مانند: حیظ، اسفند یا اسپند و جرجافک، این گمان را که تاریخ این شهرستان به زمان های باستان می رسد قوت می بخشد، گذشته از این گویا شاهان ساسانی در تکمیل و تعمیر این شهر جد و جهد وافی مبذول داشته و در مرکز شهر قلعه‌ای محاق در خندقی ساخته بودند و اطراف شهر نیز به وسیله برج و بارو محافظت می شده است، اما چهره‌ی این شهرستان در بعد از اسلام درخششی بیشتر دارد. به طوریکه دکتر مصاحب در دایره المعارف فارسی و در معرفی نواحی کرمان می گوید:
«در قرن چهار هجری، زرند شهری بزرگ و دارای شش دروازه بوده و مسجد جامعی در میدان شهر قرار داشته است، همچنین از قلعه ای یاد می کنند که مقدسی از آن در کتابی که در سال 375 هجری نوشته شده، نام برده است و تصریح دارد که ابن الیاس حاکم شهر در کنارش دژی ساخته بوده و از کاریز سیراب می شده، این نشانه ها می تواند دلیلی بر آبادانی و رونق و اعتبار این شهر در سال های مذکور باشد».

زرند و توابع آن
شهرها: زرند، خانوک، ریحانشهر، یزدانشهر
شهر زرند طبق مستندات تاریخی در چند صد سال پیش جمعیتی بالغ بر 200 هزار نفر را شامل می شده که بیشتر در اثر عوامل طبیعت خصوصاً زلزله و سیل دچار افت جمعیتی شدیدی شده است.
بخش مرکزی شهر زرند:
– دهستان اسلام آباد (زرند)
– دهستان جرجافک
– دهستان دشتخاک
– دهستان سربنان
– دهستان محمدآباد زرند
– دهستان وحدت
– دهستان خانوک
– دهستان حتکن
شهرها: زرند، خانوک و ریحانشهر
– بخش یزدان آباد
– دهستان سیریز
– دهستان یزدان آباد
شهر: یزدان شهر
آثار تاریخی و مذهبی شهر زرند
آثار و ابنیه تاریخی شهرستان زرند را می توان به دو دسته تقسیم نمود دسته ای از آثار تاریخی شهر که به علت عدم آگاهی مردم و بی توجهی مسئولین شهر در قبل از انقلاب از بین رفته اند که می توان به برج قدیمی و تاریخی قسمت شمال مسجد جامع شهر که قدمت تاریخی زیاد داشته و همچنین دو کتیبه که در جنب برج فوق به خط میخی، در کنار هم به فاصله نزدیک نصب شده بودند، اشاره کرد. گویا قدمت تاریخی کتیبه ها مربوط به دوره هخامنشیان بوده است. نمای مسجد جامع قدیم که سقف آن به صورت زیبا و با ایوان و شبستان بسیار عالی و با سبک معماری سنتی و برج دیگری- که احتمالاً مربوط به دوره سلجوقیان بوده- در طرف غرب مسجد جامع وجود داشته (این برج گویا همزمان با برج مسجد امام در کرمان ساخته شده).
از ابنیه قدیمی دیگر شهر زرند سردر ورودی مسجد جامع بوده است که در دو طرف آن قبوری وجود داشته است.
از دیگر آثار از بین رفته قدیمی دیگر می توان به یخدانهای قدیمی زرند که به یخدان کهنه و یخدان نو معروف بوده اند، اشاره کرد. قدمت احداث یخدان کهنه با قدمت یخدان مویدی کرمان برابری می کند. که متاسفانه مانند بسیاری دیگر از آثار تاریخی و با ارزش شهر زرند نابود شده‌اند.
از آثار قدیمی دیگر شهر زرند، حمامی معروف به «حمام میرزاعلی» بوده استکه قدمت و سابقه آن همزمان با ساخت حمام گنجعلی خان ذکر شده که دارای دو خزینه آب گرم و سرد بوده است.
در حال حاضر حمامی معروف به «حمام درویش» وجود دارد که به «حمام حاج قلی» مشهور بوده این حمام در قدیم دارای خزینه بوده و به سبکی زیبا ساخته شده است.
از دیگر آثار تخریب شده می توان به «حوض انبار» اشاره نمود که در وسط شهر قرار داشته و از طرف بازار می بایست پله های زیادی را طی نمود و به زیرزمین رفت تابه حوض انبار رسید.
از دیگر ابنیه تاریخی که متاسفانه آثاری از آن باقی نمانده و در گذشته محل حاجات و تجمع زنان این شهر بوده مقبره زنی سیده، متقی و پرهیزگار و مومن بوده معروف به «خاک سیده بیگم» که هر شب جمعه زنان با تجمع خود و روشن کردن شمع و پخش نذورات، محل فوق را رونق می دادند.
بنا به نقل قول از معمرین، برجهای زیادی در داخل شهر و روستاها بوده که متاسفانه یا بعلت عدم آگاهی مردم یا در اثر زلزله و سایر عوامل طبیعی دستخوش حوادث گردیده و تخریب شده‌اند.
آثار طبیعی و گردشگری شهر زرند
خود شهر زرند به واسطه دارا بودن تیپ اقلیمی بری نیمه خشک و معتدل دارای جاذبه های طبیعی خاصی نبوده اما اکثر دهستان های زرند و توابع آن کوهستانی، خوش آب و هوا و دارای جاذبه های طبیعی و گردشگری هستند از جمله: گیسک، یکی از بی نظیرترین مجموعه های دیدنی شمال استان کرمان است، بگشتوئیه، فضایی است بسیار خوش آب و هوا با درختان تناور. آب مراد یا آب باد که دارای چشمه هایی است که در فهرست 14 چشمه آب های معدنی ایران قرار گرفته است. سرتخت با هوای پاک و صفای عارفانه اش، روزگاری میعادگاه بزرگانی چون استاد بهمنیار کرمانی، محمود دبستانی، حسین کوهی و بزرگان دیگری از این تبار بوده است. درخت کهنسال خانوک، جای پای دایناسور که در ده علیرضا کشف شده و علاوه بر آن دانشمندان با بررسی و شناسایی گسل ها و فسیل ها به کشف تازه ای از حیات جانداران در میلیون ها سال قبل رسیده اند.
بی شک این منطقه نیز در طول تاریخ، فراز و نشیب های فراوانی به خود دیده که برای بسیاری ناشناخته مانده است و از آنجا که تاکنون تحقیق جامع و مستقلی پیرامون فرهنگ و ادبیات عامیانه ان صورت نگرفته است، بر آن شدم که بخشی از وقت خود را صرف این امر نمایم. چرا که در این هنگامه «غریو سنگین ماشین ها» شبه ارزش های سوداگرانه هایی که ارزش های نجیب خودمانی را در این جا و آنجای جهان به دشواری های نفس گیر دچار کرده، فرهنگ روشنایی بلند را از دید دور نداشته است.
بنابراین با توجه به آداب و رسوم، لغات و اصطلاحات خاص و منحصر به فرد منطقه زرند که در گویش شیرین و دلنشین مرمان ان دیده می شود این مجموعه تهیه گردید و شامل مطالب زیر می باشد:
1- معرفی جغرافیایی شهرستان زرند
2- عقاید و آداب و رسوم مردم زرند
3- گویش زرندی
4- ادبیات عامه مردم زرند

اهداف تحقیق
هدف کلی:
بررسی فرهنگ عامه مردم زرند
اهداف جزئی
1- آشنایی با آداب و رسوم مردم
الف) بازی ها
ب) اعیاد و جشن ها
ج) آداب و رسوم متداول در عزا
د) آداب و رسوم متداول در عروسی
2- آشنایی با ادبیات عامه مردم
الف) ضرب المثل ها و اصطلاحات
ب) گردآوری و ضبط گویش
ج) ترانه ها
د) افسانه ها
فرضیه تحقیق
فرضیه اصلی: مردم زرند دارای فرهنگ عامه خاص خود هستند که با سایر مناطق متفاوت است.
مردم زرند دارای آداب و رسوم خاص خود هستند.
ضرب المثل ها و اصطلاحات مردم زرند خاص خودشان است.
اعیاد و جشن ها در زرند به گونه ای متفاوت برگزار می شوند.
ترانه های مردم زرند منحصر به خود آن هاست.
مردم زرند دارای گویش خاص خود هستند که با گویش معیار فارسی متفاوت است.
آداب و رسوم مردم زرند در مراسمات عزا و عروسی با دیگر مناطق فرق دارد.
مردم زرند ادبیات عامه مخصوص به خود را دارند.
افسانه های محلی مردم زرند خاص خودشان است.

سوالات تحقیق
موقعیت جغرافیایی منطقه زرند چگونه است؟
آیا آداب و رسوم و ادبیات عامه مردم زرند ویژه خود آنهاست؟
چرا تاکنون دست همت کمتر ادیبی در شناساندن فرهنگ غنی زراوند به کار گماشته شده است؟
آیا گویش مردم زرند گویش خاصی است؟
ضرب المثل ها و اصطلاحات مردم زرند منحصر به خودشان است؟
آیا افسانه های متداول در بین مردم زرند محلی و خاص است؟

فصل دوم
پیشینه تحقیق

پیشینه تحقیق
بر اساس شواهد و مدارک موجود می توان گفت: که واژه زرند در اصل «زراوند» به معنی دریاچه یا رودخانه بوده که در اثر استفاده زیاد به «زرند» تبدیل شده است. از نظر قدمت نیز، اگرچه آثار تاریخی زیادی در آن باقی نمانده اما شواهد موجود و همچنین واقع بودن بر سر راه تجاری در زمان هخامنشیان نشان می دهد که زرند در این دوران دارای اهمیت و اعتبار زیادی بوده است.
شهرستان زرند، همان زراوند کویر نام بامسمای خود را از غنای طبیعی و ارزش وسیع معنوی و مردان و زنان بزرگوار، عارف و فرهنگ دوستی برگرفته است که تاریخ گواه آن می باشد. گذر ایام، ردپای مردمی را نشان می دهد که در بستری از سختی ها و مضایق طبیعی با تلاش و همتی وصف ناشدنی صخره دشواریها را به سخره می گرفتند و با گام های راسخ و استوار بر فرق مشکلات پای نهادند و ان همه عزت و سرفرازی را برای سرزمین خویش رقم زدند، آنطور که گاه به سراغ کشاورزی و دامداری رفتند و اگر با خست آسمان کویر و خشکسالی مواجه شدند، راه صنعت را در پیش گرفتند و اگر این هر دو طریق را به روی خود بسته یافتند، سیر دیگری را به روی گشودند و هرگز عجز و ناتوانی نشان ندادند، جالب است که این روح حرکت و پویایی، با روحیه معنویت و عرفان بهم گره خورد و گوهر وجود این کهن سرزمین را نفاست بیشتری بخشید، آنطور که این شهرستان را از پیشگامان فرهنگ استان می توان مطرح کرد. علاوه بر این وجود آثار گرانقدر تاریخی مانند آسیابهای آبی، نگارخانه، کاروانسراهای متعدد، قلعه های معروفی چون جلال آباد، آبشوری سیریز و … و اماکن متبرک و مورد احترامی چون بقعه بهاآباد، آرامگاه خواجه فقیه، بقعه سید خانوک و بالاخره بازارها و مساجد و حسینه های متعدد، همه و همه آثاری از همت و حمیت مردم زرند را در طول تاریخ به تماشا گذاشته و این سرزمین کهن را جلوه بیشتری بخشیده است در حال حاضر آگاهی از اوضاع گذشته شهرهایی که سالیان دراز در مقابل تندباد حوادث مقاومت کرده و اکنون نیز پایدارند، موضوع جدی‌ایی شده است. تمایل به آشنایی با سرگذشت تاریخی شهرها، پژوهشگران را به دست آوردی بسیار گرانبها در شناخت رجال و حال و احوال و آداب و رسوم و گویش ها و قصه ها و ترانه ها و صنایع و محصولات و چگونگی معیشت مردم آنها رهنمون ساخته و این است که از قرن ها پیش، مورخان و پژوهشگران به این مهم پرداخته اند، نوشته حاضر متضمن تحقیقی است در فرهنگ و ادبیات مردم شهر زرند، بی شک این منطقه نیز در طول تاریخ، فراز و نشیب های فراوانی به خود دیده که برای بسیاری ناشناخته مانده است و از آنجا که تاکنون تحقیق جامع و مستقلی پیرامون این موضوع صورت نگرفته است، بر آن شدم که بخشی از وقت خود را صرف این امر نمایم. کتاب هایی که بطور مختصر در آن ها به فرهنگ و ادبیات عامه مردم شهر زرند اشاره شده عبارتند از:
1- کتاب از زرواند تا زرند که این کتاب سیری بر وقایع تاریخی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی شهرستان زرند است که توسط مرحوم حسن سهرابی زرندی نوشته شده است.
2- کتاب بررسی زبان شناختی گویشی زرند که توسط علی بابک نوشته شده است.
3- کتاب سیری در جغرافیای تاریخی زرند و کوهبنان که اشاره به جغرافیای تاریخی منطقه ای از ایالت کرمان که شهرهای کهن زرند و کوهبنان را در خود جای داده است، دارد و توسط آقای رضا کردی نوشته شده است.
فصل سوم
روش تحقیق

روش تحقیق میدانی
در این روش محقق مدتی در میان جامعه مورد تحقیق خود زندگی می کند و به تحقیق درباره موضوع خاصی می پردازد.
محقق هیچگونه دستکاری در محیط انجام نمی دهد، بلکه بدون هیچ دخالتی در جریان طبیعی رویدادها تا آنجایی که می تواند اطلاعات جمع آوری می کند.
منظور از مطالعات میدانی تحقیقاتی است که موضوع مورد مطالعه در اختیار محقق قرار داشته باشد و یا به عبارت دیگر محقق را بدان دسترسی باشد.
به عنوان مثال: مطالعه در زندگی کشاورزان یک روستا
نیازمندیهای کار میدانی
پژوهشگر میدانی نمی تواند فقط در اجتماع حاضر باشد، بلکه حضور خود را برای اعضای آن توضیح بدهد و توجیه کند. او باید اعتماد کند و همکاری اجتماع یا گروه را کسب کند و آن را در طول یک دوره زمانی حفظ کند، چرا که در غیر این صورت نخواهد توانست به نتایج ارزنده ای دست یابد.
در تحقیق میدانی پژوهشگر ممکن است پیوسته با ناکامی روبرو شود زیرا اعضای گروه یا اجتماع از گفتگوی بی پرده درباره خودشان امتناع می کنند، سوالات مستقیم ممکن است در بعضی از زمینه های فرهنگی مورد استقبال واقع گردند اما در فرهنگهای دیگر با سکوت فردی روبرو شوند.
آزمایش میدانی
در این روش محقق هر یک آزمایش را در محیط پیاده می کند. مثلاً یک محقق ممکن است بخواهد تاثیر اضافه پرداخت را بر روی میزان تولید مطالعه نماید.
مهمترین حسن میدانی اعتبار نتایج آن است، زیرا این نتایج از محیط واقعی بدست آمده اند و نه از موقعیت مصنوعی آزمایشگاه
مزایا و محدودیت های کار میدانی
پژوهشگر میدانی می تواند با شرایط تازه یا غیرمنتظره سازگار شود و سرنخ هایی را که در پی فرآیند تحقیق پیدا می کند، دنبال کند.
تحقیق میدانی به پژوهشگر انعطاف پذیری بیشتری می دهد تا روشهایی دیگر و مانند پرسشنامه.
کار میدانی محدودیت های خود را نیز دارد.تنها گروه ها یا اجتماعات نسبتاً کوچک را می‌توان با این روش مطالعه کرد و موفقیت آن تا حد زیادی به مهارت پژوهشگر در کشف اعتماد افراد مربوطه بستگی دارد. بدون آن به هیچ وجه ممکن نیست تحقیق پیشرفت کند.
مشارکت مستقیم محقق در میدان، اغلب دارای تاثیر عاطفی است تحقیق میدانی می تواند سرگرم کننده و هیجان انگیز باشد. اما همچنین می تواند زندگی خصوصی محقق، امنیت جسمانی و یا سلامت روانی وی را دچار مخاطره سازد. در عین حال، تحقیق میدانی بیش از انواع دیگر روش ها موجب شکل گیری مجدد دوستی ها، زندگی خانوادگی، هویت شخصی یا ارزش های خاص می گردد. ارزش و اعتبار کار میدانی بسیار بالاست. اما نه در صرف هزینه های مادی، بلکه در کوشش های جسمانی و روانی که صورت می گیرد. انجام تحقیق میدانی بسیار مشکل و طاقت فرساست و مستلزم داشتن دو نوع زندگی به طور همزمان است.
فعالیت محقق در تحقیق میدانی
محقق در تحقیق میدانی مجموعه فعالیت های زیرا را به صورت هدفمند و دقیق انجام می دهد:
1- مشاهده وقایع عادی و فعالیت های و روزمره به گونه ای که در محیط های طبیعی رخ می دهد افزون بر آن وقایع غیرعادی نیز مورد مشاهده قرار می گیرد.
2- محقق به طور مستقیم در زندگی افراد مورد مطالعه مشارکت می ورزد و شخصاً فرآیند زندگی اجتماعی روزمره را در محیط و میدان تحقیق تجربه می کند.
3- محقق میدانی به دنیای درونی فرد و دیدگاه وی رسوخ می نماید، ولی در ضمن، دیدگاه تحلیلی خود را حفظ کرده و یا فاصله خود را از شخص بیگانه و مورد مطالعه رعایت می کند.
4- از فنون گوناگون و مهارت های اجتماعی به روشی قابل انعطاف و متناسب با موقعیت استفاده می کند.
5- تولید داده به شکل یادداشت های مفصل صورت می گیرد همچنین اخذ نمودارها، نقشه ها و یا تصاویر برای ارائه توصیف های بسیار دقیق به کار گرفته می شود.
6- مشاهده پدیده ها هم در کلیت آنها و هم در جزئیت منحصر به فرد و در زمینه اجتماعی آنها صورت می گیرد.
7- درک و فهم افراد در یک محیط میدانی و گسترش روابط همدلانه با آنها و عدم یادداشت واقعیات خشک و بی روح انجام می پذیرد.
8- جنبه های آشکار و پنهان فرهنگ ثبت و یادداشت می شوند.
9- مشاهده روندها و جریان های اجتماعی بدون ایجاد ناراحتی، بروز آشفتگی و یا تحمیل دیدگاهی خارجی بر آنها صورت می گیرد.
10- تحقیق میدانی در عین حال با سطوح بالایی از تنش روانی فردی، عدم قطعیت، وجود مسائل اخلاقی و ابهادم روبروست.
نتیجه:
در تحقیق میدانی مشاهده عنصر اصلی است و معمولاً کوششی یک طرفه است و از نظر فیزیکی خطرناک می باشد.
با توجه به اینکه بررسی فرهنگ عامه از طریق کار میدانی و استفاده از مصاحبه و ضبط نوار میسر است در اکثریت بخشها روش کار میدانی بوده است.

فصل چهارم
یافته های تحقیق

بخش اول: فرهنگ و آداب و رسوم
فرهنگ عامیانه
فرهنگ عامیانه بخشی از فرهنگ توده مردم است که تخیل، احساس، آرزو و اندیشه های گوناگون را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده و دگرگونی معیارهای زیباشناسی و اخلاقی هر دوره از زندگی یک قوم را آشکار می کند. علاقه روستائیان به حفظ سنت ها و اقتضای شیوه زندگی آنها با طبیعت باعث افزایش تخیل آنهاست.
فرهنگ عامیانه و فولکور مجموعه ای از دانستنی ها و باورها و رفتارهای گروهی که با موازین علمی و منطقی جامعه انطباق ندارد و اجرای آنها بر حسب عادت، تقلید و همچشمی و سرگرمی است.
این دانستنی ها عبارتند از: آداب و رسوم، تولد، مرگ، ازدواج و نحوه زندگی، کشاورزی، جشن ها، پیشگویی ها، خرافات، طبابت ها، بازی ها، آوازها، قصه ها و سایر آداب و اعتقادات که بیانگر چگونگی تفکر و نحوه زندگی مردم در طول اعصار مختلف است. (حسن انوشه و دیگران، دانشنامه ادب فارسی در آسیای مرکزی، تهران، انتشارات دانشنامه، چاپ اول 1375، ج1).
فولکور، متشکل از دو جزء folk به معنای دانش عوام و lor به معنی دانستنی ها و دانش و برای اولین بار در انگلیس عنوان مقاله ای قرار گرفت که درباره دانش عامیانه و آداب و رسوم سنتی بود بعدها توسط رشیدیاسمی عنوان مقاله ای قرار گرفت که به معنای دانش عامیانه و دانستنی های مردم انعکاس یافت.
ویژگی و خصوصیات فرهنگ عامیانه
1- بر پایه میراث و اصول تمدنی قدیمی و کهن بنا شده است.
2- با هیچ روش علمی و استدلال منطقی همراه نیست.
3- ابداع کننده و زمان شروع آنها مشخص نیست.
4- مقدار زیادی از آن اعمال و رفتارهای بی ادبانه و خارج از نزاکت است که در ادبیات رسمی جایی ندارد. (محمود روح الامینی، مبانی مردم شناسی، تهران، انتشارات متون درسی، چاپ اول، 1371، ص 166-165).
سنت ها و آداب و رسوم
سنت و آداب و رسوم عبارتند از اعمال و رفتاری که در خانواده، قبیله و جامعه از زمان های گذشته به ارث رسیده و برای انجام آن اعمال و رفتار، دلیل منطقی یا دستور صریح یا قانون مدونی وجود ندارد. سنن و آداب و رسوم که در شمار دانش عامیانه (فولکور) محسوب می شود دارای چند ویژگی است که عبارتند از:
– رواج و اجرای آن عمومیت داشته باشد.
– اجرای آن در جامعه تداوم داشته و حداقل از یک نسل به ارث رسیده باشد به طور عادی و غیر اجباری افراد جامعه به آن عمل کنند.
هر سنت معمولاً در بدو پیدایش بدعت شمره می شود و رفته رفته به دلیل تکرار به سنت مورد قبول عامه تبدیل می گردد. گاهی انسان اعتقادات خرافی را با سنت ها و آداب و رسوم در هم می آمیزد که باعث پیدایش گونه های متفاوت اعتقادات و سنت ها می گردد.
از آنجا که آداب و رسوم جز زندگی معنوی محسوب می شود. باورهای یک قوم در ارتباط با شرایط زیست محیطی با باورهای اقوام دیگر متفاوت است، زیرا این آداب و رسوم زاییده آنی نیستند، بلکه طی قرون متمادی در طول زندگی نسل های مختلف بوجود آمده اند با مطالعه این باورها در کنار عناصر دیگر فرهنگ می توان نحوه زندگی و تفکر آن قوم را شناسایی کرد.
آداب تولد
بشر برای آسایش زندگی و راحتی زاد و ولد همیشه به دنبال دور کردن نیروهای مرئی و نامرئی که زندگی انسان را مختل کرده اند، بوده است و ناگزیر آدابی را برگزیده است.
چشم روشنی یکی از مراحل تولد نوزادان است پس از تولد نوزاد در زمان قدیم رسم بر آن بود که ابتدا یک غربال (گویش محلی کمو) در جلو خانه پدر و مادر نوزاد آویزان می کردند و اندکی پس از تولد نوزاد، یعنی بعد از گفتن اذان و اقامه توسط مامای محلی یا موذن یا بزرگترها در گوش چپ و راست نوزاد، سرشب برای نوزاد شب نشینی می گرفتند به کسانی که تا صبح بیدار بودند علاوه بر صرف آجیل و تنقلات شبانه مقداری آجیل به صورت پاداش داده می شد، و این سه شب را با انجام دادن انواع بازی ها (از قبیل شاه و دزد) خواندن سرود و شعرهای محلی و بیان قصه و نقل تاریخ زندگی گذشتگان و بزرگان محل تا صبح سپری می کردند.
آداب و رسوم شب شیشه هنگام تولد نوزاد
یکی از آداب و رسومی که از قدیم الایام در شهر زرند مرسوم بوده است گرفتن شب شیشه هنگام تولد فرزند است که در شب ششم بعد از تولد انجام می گیرد که البته در گذشته ها این رسم خیلی پرشورتر و بانشاط تر برگزار می شد.
ابتدادر شب ششم تولد، نوزاد را در یک سینی می خواباندند و همچنین مقداری روغن روی یک تکه نان به همراه یک شیشه بالای پشت بام منزل می گذاشتند و در این مراسم تمامی اقوام و خویشان را دعوت کرده و با میوه و شیرینی و آجیل و شام از میهمانان پذیرایی می کردند و اکثریت آشنایان شب را تا صبح بیدار می ماندند و بعضی ها خود را با شکستن تخمه و آجیل سرگرم می کردند گروهی از پیرمردها و جوانان نیز با اجرای نمایش و بازی و گفتن قصه و داستان به این شب نشاط و شادابی می بخشیدند و بازی مخصوصی که در این شب بیشتر مرسوم بود اینکه تعدادی به صورت دایره نزدیک هم می نشستند و یک نفر هم در وسط می نشست و با استفاده از یک کلاه نمدی که پیرمردها می پوشیدند بازی را شروع می کردند و می بایست افرادی که بصورت دایره ای نشسته اند کلاه را از زیر پاهای خود رد دهند تا نفر وسط آن را نگیرد و یا اینکه با کلاه به بدن یا سر نفر وسط ضربه بزنند. البته فلسفه خواباندن نوزاد در سینی و اینکه اطراف او مقداری ارزن می ریختند به گفته سالمندان این است که شیشه بیاید ارزن ها را بخورد و به بچه آسیبی نرساند یا اینکه گذاشن نان و روغن و یک شیشه آب در پشت بام به این عنوان که شیشه بیاید و نان روغن و آب را بخورد اما بچه را نبرد و بچه همیشه سالم و تندرست باشد. البته گرفتن شب شیشه هنوز هم مرسوم است و بعضی ها در همین شب نوزاد را عقیقه می کنند.
رسم های دیگر بعد از تولد نوزاد
– یکی از آداب و رسوم قدیم مردم شهر زرند بر پایی شب شیشه می باشد و تاکنون ادامه دارد ولی با تغییراتی، شب و روز ششم تولد نوزاد را جشن می گرفتند و آن را شب شیشه می نامیدند. غروب شب ششم مقداری نان را در روغن گوسفندی و آب و شکر مخلوط کرده (در گویش محلی چنگمال نام دارد) در بالای پشت بام برای شیشه (موجودی خرافاتی) می گذاشتند و اعتقاد داشتند که شیشه چنگمال را می خورد و به نوزاد صدمه نمی رساند. آنها معتقد بودند نوزاد روی زمین گذاشته نشود و روی آن پارچه قرمز رنگی می انداختند و تا صبح در آغوش بستگان قرار می گرفت. اگر می خواستند آن را روی زمین بگذارند می بایستی روی یک سینی مسی او را بخوابانند ولی در مقابل پنجره و شیشه نباشد زیرا شیشه که چال نامیده می شد ممکن بود از پشت شیشه یا پنجره به نوزاد به خصوص نوزاد پسر صدمه زده و او را بکشد، مهمان ها در این شب که تا صبح بیدار می مانند با تخمه و آجیل و شیرینی و چای و شام مفصل پذیرایی می شوند تا صبح روز ششم که دیگر خطر رفع می شد.
– هنگام تولد نوزاد به عنوان هدیه بعضی ها بشقاب سبزی می برند و بعضی ها هم اجناسی از قبیل عرقیجات، خیار و اگر کسی پولدار باشد مبلغی پول می برد.
– اگر نوزاد پسر بود تا هفت سال او را ختنه نمی کردند و حتی بعضی ها را تاسن پانزده سالگی ختنه نمی کردند ولی بعد از ختنه کردن مراسم جشن بسیار باشکوهی می گرفتند و ساز و آواز به راه می انداختند.
– رسم بود که زیره، بابونه و میتخم را در روغن حیوانی سرخ کرده و با شکر و آب مخلوط می کردند و وقتی مادر نوزاد بعد از ده روز که از زایمانش می گذشت به حمام می رفت و از حمام برمی گشت و این معجون را می خورد و می گفتند که بسیار مفید است.
– نوزاد را در همان لحظه تولد شستشو می دادند و در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند و کام او را با تربت کربلا برمی داشتند.
– اگر زنی موقع وضع حملش به راحتی وضع حمل نمی کرد یک نفر پشت بام می رفت و اذان می گفت.
آداب ازدواج
– مراسم عروسی : دو روز قبل از عروسی چند نفر داوطلب می رفتند بیابان و هیزم می آورند و انها چند الاغ را با خود به بیابان برده و دُربون (هیزم) می کندند و می آورند خانه داماد برای پخت نان و غذا، پدر داماد به آن هایی که هیزم می آوردند پیراهن و کله قندی هدیه می داد. روز قبل عروسی نان می پختند و خانواده داماد به زن ها و آشپزها روسری (چارقد) هدیه می دادند. روز عروسی ابتدا مردان داماد را به حمام برده و در جلوی در حمام با زدن دایره (تمبک) و تار و با رقصیدن منتظر داماد می ماندند تا از حمام بیرون آید داماد و عروس حنا می بستند یعنی کف دست ها و موی سر را حنا می کردند. وقتی داماد از حمام بیرون می آمد از جلوی حمام تا خانه داماد مردم با رقص و چوب بازی داماد را همراهی می کردند و دلاک آیینه جلوی داماد می گرفت هنگام ورود به خانه خانواده دلاک آیینه قرآن و بویی (اسپند) خوش کرده و داماد از زیر قرآن عبور کرده با بوسیدن قران و خوردن لیوان شربت و گذاشتن مبلغی پول در سینی به عنوان هدیه وارد خانه می شد. همراهان داماد که از زیر قرآن عبور می کردند هدیه ای در سینی می انداختند این هدیه ها برای دلاک و خانواده او بود. بعد نوبت عروس خانم بود که به حمام برود. تشریفات بردن عروس به حمام مانند داماد بود منتهی وقتی عروس می خواست از حمام به خانه داماد بیاید داماد خود به استقبال عروس می رفت عروس وقتی به خانه داماد می رسید می ایستاد و پاانداز می خواست. داماد و پدر و مادر و بستگان درجه یک داماد می آمدند و پاانداز می دادند. آن موقع پاانداز بیشتر نقدی بود یا یک میش و یا بره و یا یک قوچ و یا یک نری و … بود. پس از مراسم حمام مراسم عقد برگزار می شد و بعد از مراسم عقد و خواندن خطبه عقد توسط عاقد، خانمی که آرایشگری بلد بود، عروس را در حضور همه خانم ها آرایش می کرد. مردان هم بیکار نمی‌نشستند و با زدن دایره و تار و رقصیدن و پای کوبی کردن به شادی می پرداختند. لوطی ای که لباس زنانه می پوشید در بین مردان می رقصید و با در دست گرفتن کلاه در مقابل افراد ثروتمند و بزرگان فامیل برای خود هدیه جمع می کرد. پس از صرف شام عروس و داماد را در حجله می کردند در این هنگام اعتقاد داشتند یکی از بستگان عروس باید پشت در اتاق عروس و داماد نگهبانی دهد. شاید بدین منظور بوده که دشمنی بر آن ها تعرض نکند. صبح روز بعد تمام اقوام داماد و عروس و دعوت شدگان برای عرض تبریک و دادن هدیه به عروس و داماد به دیدن آنها می رفتند. در این بین عروس و داماد روی تشک در کنار هم می نشینند. جشن و شادی همچنان برقرار بوده و ظهر نیز از طرف خانواده عروس پذیرایی شیرینی و نهار به عمل می آمد. پس از صرف نهار مراسم به اتمام می رسید و شب بعد از عروسی، عروس و داماد به پاگشا خانواده عروس و بعد داماد و بقیه فامیل دعوت می شدند. این برنامه پاگشا ممکن بود بیش از یک ماه طول بکشد.
– گاهی می شد تا هنگام عروسی، عروس و داماد یکدیگر را نمی دیدند و فقط شب عروسی یکدیگر را می دیدند.
– هنگام خواستگاری مقداری قند، روسری، چادر و … را در سینی می گذاشتند و روی سر می‌بردند و آنها را به خانه عروس می آوردند.
– عروس شب خواستگاری برابر انظار عمومی نمی آمد و در اتاق پنهان بود تا سه روز این عمل تکرار می شد.
– سه روز بعد از عروسی جهاز عروس را با مراسمی خاص به خانه داماد می بردند.
– جهاز عروس شامل صندوق چوبی بود که تمامی وسایل داخل آن سفره آرایی، هفت کیلو مس، رختخواب، آفتابه مس و …
– در روز سوم (سه روز بعد از عروسی) جشن می گرفتند و عروس را به حمام می بردند و نهار می دادند.
– در قدیم مهریه بسیار کم بود مثلاً: شش کیلو مس یا تعدادی گوسفند که شامل دو یا سه راس می شد یا رختخواب و یا فرش.
آداب مرگ
مرگ از مسائلی است که دو جنبه سنت و شرع را هر دو در بردارد مسائل شرعی آن مانند کفن، دفن، نماز میت در اکثر مناطق اسلامی مشابه است. وقتی که مسائل شرعی مرده را انجام دادند و آن را به خاک سپردند و قبل از آنکه مرده را به سوی قبرستان ببرند بر روی یک سینی قند و خرما، یک عدد نان، شمع و یک سفره بر روی آن می اندازند که انرا به عنوان پیش راهی مرده محسوب می کنند و در قدیم و امروز رسم بر این است که بعد از مراسم خاکسپاری به خانه صاحب عزا می روند و بعد از آن به خانه های خود می روند و گوسفندی را که جلوی مرده می کشند شب اول غذایی درست می کنند که به ان شام گور می گویند. که نزدیکان و آشنایان از آن می خورند و روز اول پیش از طلوع آفتاب فرزند ارشد خانواده پیش از طلوع آفتاب با یک دسته گل و شیشه گلاب به قبرستان برای سلام دادن خاک می رود و شیشه گلاب را می شکند و دسته گل را روی خاک گذاشته و سلام می دهد و برمی گردد. روز سوم که روز ختم «پرسه» نامیده می‌شود به نزدیکترین مسجد محله می روند و مراسم پرسه را ختم می کنند و پس از هفت روز مراسم هفتم می گیرند که بعد از ظهر به سر مزار متوفی رفته و بعد برای قرائت فاتحه و صرف عصرانه به خانه آن مرحوم برمی گردند و تا چهل روز محاسن خود را اصلاح نمی کنند و لباس مشکی دارند و مراسم چهلم هم به همان گونه مراسم هفتم برگزار می شود و هر پنج شنبه تا سالگرد متوفی به سر مزار آن می روند و در اعیاد به خانه آن مرحوم می روند و بازماندگان را تسلی می دهند و یکی از اقوام لباس رنگی گرفته و برای درآوردن لباس مشکی بازماندگان به خانه آن مرحوم می روند و مراسم سالگرد پس از یک سال برگزار می کنند همانند مراسم هفتم و چهلم می باشد. در زرند علاوه بر مراسم های فوق رسوم دیگری هم دارند که عبارت از:
– وقتی کسی به حال احتضار می افتاد بالای سرش سوره یس می خواندند و او را پا به قبله می کردند و چندین نفر دور او را می گرفتند و اگر جان کندن او سخت بود مقداری زعفران به او می دادند و اگر باز سخت جان می داد موادی را از روده گوسفند درست می کردند تا دچار تلخی جان کندن نشود و وقتی هم جان می داد یک نفر بالای پشت بام می رفت و صلاه (کلماتی شبیه اذان است) می گفت و به همگان خبر می داد که فلانی از دنیا رفته است و بعد همه جمع می‌شدند تا در تشییع جنازه شرکت کنند. صاحب عزا هم به مدت 7 روز مراسم ختم می گرفت و به همسایگان غذا می داد.
– وقتی مرده را از خانه بیرون می بردند سر جایش، سنگی می گذاشتند به عنوان سنگینی که عقیده داشتند دیگر کسی پشت سر او نرود و به اصطلاح نمیرد.
– خمیر آماده می کردند و داخل این خمیرها شمع می گذاشتند و جلوی جنازه حرکت می‌دادند و در پایان خمیرها را به غسال می دادند و بعد مقداری خرما و قند هم جلوی جنازه حرکت می دادند و آنها را هم به غسال می دادند.
– تا هفت روز و هفت شب فردی را بالای قبر می گذاشتند که قرآن تلاوت نماید.
– رسم بود بالای قبر اگر مرد بود دو خشت به حالت لوزی شکل بالا و پایین روی قبر می‌گذاشتند و اگر زن بود خشت ها را به صورت مربع می گذاشتند روز هفتم خشت بالا را با خشت پایینی عوض می کردند.
عزاداری ها
– مراسم عَلم بندان: روز پجم محرم مراسم علم بندان است در قدیم علم اژدر که علمی بزرگ و چند شاخه داشت در وسط حسینیه قرار داده و بقیه علم ها را در اطراف آن در زمین قرار می‌دادند در روز علم بند شربت به حاضرین می دادند و یک خانواده نسل به نسل علم بند بودند و بقیه همکاری می نمودند. در حال حاضر این برنامه با شور و شوق قدیم انجام نمی شود.
– مراسم عزاداری: اعتقادات مذهبی عمیقی که در جان و روح مردم رسوخ کرده در ایام های مختلف از جمله در ایام ماه مبارک رمضان و ماه محرم و صفر در عزاداری حضرت علی(ع) و سالار شهیدان امام حسین(ع) خودنمایی می کند. مردم زرند به سوگواری و عزاداری امام حسین(ع) اعتقاد و اهمیت ویژه ای قائل هستند. از روز اول محرم لباس سیاه به تن می کنند و هیات سینه زنی و زنجیر زنی به راه انداخته و به عزاداری و روضه خوانی می پردازند هر شب از حاضرین و عزاداران توسط بانیان خیر شام پذیرایی می شود از شب پنجم که روز آن علم بندان است هیات عباسی نیز با داشتن شمشیر به جمع عزاداران می پیوندند از شب تاسوعای حسینی که می گویند متعلق به ابوالفضل (ع) است، هیات عباسی کفن پوش می شود و در مراسم با کفن شرکت می کنند. این برنامه در شب عاشورا نیز با عزاداری هیات های مذهبی و روضه خوانی و مداحی انجام می گردد.
– از دیگر مراسم ها، مراسم هفته خوانی بود که مثلاً یک روز هفته را انتخاب می کردند و در ان روز خاص، روحانی یا شیخی را دعوت می کردند و یا اینکه به جای روحانی از افراد دیگر که اطلاعات مذهبی داشتند استفاده می کردند و مردم در جلسات می نشستند و از مطالب مذهبی و دینی آنها بهره مند می شدند.
برگزاری مراسم تعزیه خوانی و شبیه خوانی در ایام محرم
یکی از مراسماتی که از زمان های گذشته مرسوم بوده برگزاری مراسم تعزیه و شبیه خوانی و عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش بوده است که این مراسم هر سال خیلی بهتر و پر رونق تر از سال قبل برگزار می شود به این طریق که تعدادی از افراد را انتخاب و با دادن نقش مثلاً تعدادی بعنوان نقش امام حسین و یارانش حضرت ابوالفضل، علی اکبر، علی اصغر، امام سجاد، قاسم بن الحسن و حضرت زینب و دیگر بچه های امام حسین و تعدادی نیز در نقش دشمنان امام مثل یزید، عبیدالله بن زیاد، شمر، حر بن یزید ریاحی، و … ایفای نقش می کنند. و این مراسم از عصر تاسوعا در مکانی بعنوان شط فرات یا منطقه کربلاست که با نخل خرما و غیره و نهر آبی آماده شده است شروع می شود. ابتدا دشمن آب را بر روی امام حسین و یارانش می بندد تا اینکه در روز عاشورا که هیت های عزاداری و مردم از اطراف به این منطقه می آیند و با تشکیل دسته های سینه زنی و زنجیر زنی و یک گروهی نیز با پوشیدن لباس سفید (کفن پوش) و با داشتن یک شمشیر بعنوان دسته عباسی شروع به عزدادری و مرثیه خوانی می کنند و این افراد نیز بعنوان تعزیه گرد در بین هیات عزاداری رفت و آمد می کنند و حتی افرادی که نقش شمر و یزید و دشمنان امام را دارند و با در دست داشتن چوب و شمشیر بعضی مواقع به عزاداران با چوب ضربه می زنند. تا اینکه در مکان اصلی که از قبل تعیین شده مراسم تعزیه و شبیه خوانی روز عاشورا برگزار می شود. بدین طریق که حضرت امام حسین و یارانش در یک طرف میدان و دشمنان نیز در طرف دیگر آماده اجرای نقش خود می شوند این مراسم عین اتفاقاتی که در روز عاشورا رخ داده است به ترتیب اجرا می شود. ابتدا شمر که بیشترین نقش را دارد شعرهایی را در وصف خود می خواند. مثلاً نه من شمرم نه اینجا کربلا باشد، کنم کاری که حسین بن علی از من رضا باشد. و بعد اولین شخص که به میدان می رود حربن یزید ریاحی همان شخصی که آب را بر روی امام حسین و یارانش بست ابتدا امام حسین حر را پند و اندرز می دهد تا اینکه حر پشیمان می شود و به امام حسین ایمان میاورد و از امام می خواهد که به او اجازه بدهد تا به میدان برود و با دشمن بجنگد و وقتی به میدان برمی گردد شمر و یارانش از دیدن چنین صحنه ای تعجب می کنند تا اینکه جنگ به سختی بین او و دشمنان صورت می‌گیرد تا اینکه عده زیادی از افراد دشمن را نابود می کند، سرانجام خود و پسرش نیز به شهادت می رسند این مراسم ادامه پیدا می کند تا اینکه عطش تشنگی بر امام و یارانش غلبه میکند. امام حسین علی اصغر شش ماهه اش را به میدان می آورد و به دشمن می گوید ای دشمن اگر به من رحم نمی کنید لااقل به این طفل رحم کنید و آب را آزاد کنید. اما یکی از یاران دشمن تیری را به گلوی علی اصغر امام حسین زده و او را به شهادت می رساند و این مراسم تعزیه به همین طور با روانه شدن هر یک از یاران امام حسین از جمله حضرت علی اکبر، قاسم ابن الحسن، ابوالفضل العباس، و جنگیدن آنها با دشمن و به هلاکت رساندن عده ای زیادی از افراد دشمن و به شهادت رسیدن خود ادامه پیدا می کند. سرانجام نوبت شخصی که نقش خود امام را ایفا میکند می رسد او ابتدا با بیان سخنان کوبنده علیه دشمن هر چه آنها را به دین و انسانیت دعوت می کند اما انگار آنها از نادانی و بی دینی بیدار نمی شوند. سرانجام جنگ بین امام و دشمن انجام می شود و امام تعداد زیادی از نفرات دشمن را نابود می کند تا اینکه امام به دست شمر به شهادت می رسد و سرآقا را ازبدن جدا و بالای نیزه می شود و بعد از اینکه امام به شهادت می رسد عزاداران و هیت‌های عزاداری به واسطه عشق و ارادت به امام بدن را در تابوت گذاشته و بالای دست گرفته و در غم و ماتم امام به عزاداری و مرثیه خوانی می پردازند. و در این مراسم تعزیه شخصی نیز به عنوان شیر ایفای نقش می کند و از اول مراسم همراه تعزیه گردان هاست و این نقش برای نوجوانان و جوانان سوال برانگیز است که این نقش به چه عنوان است اما در هنگام اجرای هر یک از برنامه ها و این که یکی از یاران امام حسین به شهادت می رسد این شیر نقش محافظت از بدن شهدا را داشته است که حتی بارها نیز به دشمن حمله ور شده است این خود منظره ای جالب و به یادماندنی است و بعد از اتمام جنگ و شهادت امام و تعدادی از یارانش دشمن به خیمه ها حمله می کند و خیمه ها را به آتش می کشد و حضرت امام سجاد که بیمار بوده است و حضرت زینب و اطفال امام حسین را به اسارت می برند. و اجرای این مراسم تعزیه واقعه کربلا را پیش چشمان هر یک از شیعیان آن حضرت زنده می کند. و این مراسم تعزیه دوباره در روز اربعین با بستن قبرهایی در همین مکان برگزار می گردد که اولین زائر قبر جابر و عطیه هستند که بر سر قبر امام حسین نشسته اند ناگهان می بینند کاروانی از دور می آید و این کاروان کسی جز زینب(س) و امام سجاد(ع) و دیگر اسرا نبودند که بعد از چهل روز اسارت و در به دری به سر قبر عزیزانشان می آیند و وقتی به این مکان می رسند هر یک خود را روی قبری می اندازد و شروع به گریه و عزاداری می کنند و بدین ترتیب این مراسم تعزیه به پایان می رسد.
چشم زخم
برای رفع چشم زخم به افراد خانواده یک سر ناخن نمگ در دهانشان می گذارند یا مثلاً تخم مرغ را در درب بیرونی خانه می شکنند یا مثلاً وقتی فردی که به اصطلاح چشمانی شور وارد منزلشان می شود کاردی را بر روی فرش خانه یا روی زمین می کشند و اعتقاد دارند رد پایش بریده می شود بعضی اوقات آیه‌الکرسی و چهار قل را می خوانند یا بر روی در و دیوار نصب می‌کنند.
عقیقه
رسم و سنتی است که گوسفندی نر را برای سلامتی یک نفر به صورت نذر می کشند و فرد عقیقه شده و پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ او نباید از گوشت این گوسفند بخورند و استخوان های آن را بیرون نمی انداختند و آنها را در زیر خاک مدفون می کردند.

طبابت ها
– اگر دست یا پای کسی بریده یا زخم می شد روی چرم کفش قدیمی را می تراشیدند و روی زخم می ریختند (کفش بلغاری)
– اگر کسی گلو درد می شد یا لوزه هایش بزرگ می شد با ناخن آنها را بالا می کشیدند.
– برای درمان کسی که سم یا زهر می خورد شیر یا نخود کوبیده می دادند.
– برای دل درد عرق نعناع یا کلپوره می خوردند.
– اگر کسی زردی داشت لباس رنگی به تن او نمی پوشیدند.
– اگر دمل روی بدن می زد روی آن بادیون می ریختند و بادیون را با موادی مانند برگ درخت انگور، زیره، میتخم که با هم مخلوط می کردند خمیری درست می کردند و روی آن می‌گذاشتند تا عفونت آن کم شود.
– مالیدن پی و زردچوبه روی زخم بیمار که اعتقاد دارند زهر یا درد را از بین می برد.
– برای رفع سر درد مالیدن ویکس و دستمال بر سر بستن موثر است.
– برای رفع سر درد آبلیمو و دارچین را قاطی میکنند و بر روی پیشانی می مالند.
– برای گریه زیاد نوزادان کلپوره را دم می کنند و به انها می دهند.
گاه شناسی
نام ماه های یک سال قمری: 1- محرم 2- صفر 3- ربیع الاول 4- ربیع الثانی 5- جمادی الاول، 6- جمادی الثانی 7- رجب 8- شعبان 9- رمضان 10- شوال 11- ذیقعده 12- ذیحجه
نام دیگر ماه های سال: جمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو ، حوت
گیاهان دارویی معروف شهر زرند
شهر زرند دارای تنوع بسیار زیادی از گیاهان دارویی است مانند: کلپوره، بومادران، نعناع، گل محمدی، شاتره، آلاله، آویشن، زیره سیاه یا سبز، برگ درخت چنار، گل نسترن، بابونه، ختمی، میتخم (تخم شوید) کسرک، بهار نارنج، ترنجبین، انغوزه، بید کاسنی. در اینجا به مهمترین آنها که به وفور در این منطقه یافت می شود اشاره می کنیم:
ختمی marshmallow:
نام علمی: Althaea officinalis
نرم کننده سینه و برطرف کردن سرفه
ختمی از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است و به طور کلی روی تمام اعضای بدن مخصوصاً روده ها، ریه ها، معده، کلیه ها، و مثانه موثر است.
مردم شهر زرند از تمام قسمت های این گیاه استفاده طبی می کنند. خیسانده ریشه ختمی را در رفع اسهال خونی موثر می دانند دم کرده ریشه ختمی را ملین و برطرف کننده یبوست می دانند. دم کرده گل ختمی را در سرفه های خشک به کار می برند آنها معتقدند که ختمی گیاه مفید و بی ضرری است فقط زنان باردار و مادران شیرده باید از زیاده روی در مصرفشان پرهیز کنند و کسانی که سرد مزاج هستند ختمی را باید با عسل بخورند.
میتخم یا تخم شوید Dikll:
نام علمی: Aniethum graveolens
شوید گل های ریزی دارد که به رنگ زرد روشن است و با آن که شیرین نیستند ولی زنبور عسل آنها را دوست دارد. تخم شوید دارای سه درصد روغن می باشد. تخم شوید اثرات درمانی زیادی دارد از جمله به عنوان ضد تشنج، ضد درد، ضد نفخ شکم، ادرار آور و برای تقویت معده به کار می رود.
مردم شهر زرند از تخم شوید یا همان میتخم بسیار زیاد استفاده می کنند معتقدند که خواص فراوانی در درمان بسیاری از بیماری ها دارد. آنها به خانم های شیرده ای که شیر آنها کم است روزی چند بار دم کرده تخم شوید و یا آرد تخم شوید می دهند و می گویند که به طور معجزه آسایی شیرشان زیاد خواهد شد. شوید را در رفع سکسکه، رفع استفراغ و دل پیچه های کودکان موثر می دانند. از شوید برای دل درد در حیوانات نیز استفاده می کنند و دام داران قدیم به خوبی به این موضوع واقف بودند مثلاً برای گوسفند و بز کافی است که سی گرم تخم شوید به آنها داد تا نفخ و دل درد را ساکت کند.
کلپوره Sague
نام علمی officinale
کلپوره برگ های معطری دارد ولی طعم آن تند و کمی تلخ است گلهایش به رنگ آبی کمرنگ یا ارغوانی می باشد. مردم شهر زرند اعتقاد دارند که دم کرده آن باعث افزایش طول عمر می شود. اگر زن باردار هر روز کمی دم کرده آن را بنوشد، زایمان او راحت می شود، آنها برای معالجه یبوست ، صرع، سرماخوردگی، وبا، و فلج کلپوره را می جوشانند و آب دم کرده ان را به بیمار می دهند و برای گزیدگی ها هم تازه ان را می کوبند و به شکل ضماد در می آورند و روی زخم می گذارند.
بومادران
گیاه بومادران از زمان های بسیار قدیم به واسطه خواص درمانی اش از شهرت و اعتبار بالایی برخوردار بوده است بومادران گیاه بادوامی است که در سر تاسر فصل تابستان به وفور دیده می‌شود. مردم شهر زرند از بومادران در درمان بسیای از بیماری ها استفاده می کنند و بیشتر معتقد هستند که برای جلوگیری از خونریزی زخم ها مخصوصاً بند آوردن خون دماغ باید از ساییده برگهای این گیاه استفاده نمود. دیگر از کاربردهای درمانی این گیاه توسط اهالی این منطقه از بین بردن سرماخوردگیهای تب دار، تقویت قوای بدن، بهبود مفصل های روماتیسمی است.
پسته
دید کلی
بطور کلی انواع مختلف پسته را از حیث شکل ظاهری به دو دسته می توان تقسیم کرد. یکی بادامی و دیگری فندقی. در شکل بادامی طول پسته از عرض یا قطر آن خیلی زیادتر است در صورتی که در شکل فندقی تفاوت بین طول و قطر پسته خیلی کم است.
علاوه بر این در شکل بادامی فاصله دو لب داخلی پوست پسته خندان زیاد است در حالیکه در شکل فندقی کمتر است. در پسته‌های بادامی گاهی اتفاق می افتد که نوک باریک پسته کمی به شکل نوک خنجر خمیده باشد، این شکل پسته را خنجر نیز می نامند.

موطن اصلی و قدمت درخت پسته
درخت پسته معمولی و یا پسته ایرانی پیستا کیاورا (Pistacia vera) به شکل جنگلهای انبوه در شمال شرق ایران دیده می شود لذا می توان گفت که اصل این جور پسته از ایران است. درخت پسته از ایران به سایر نقاط مخصوصاً سواحل دریای مدیترانه در جنوب اروپا و شمال آفریقا رفته است.
مشخصات گیاه شناسی درخت پسته
درخت پسته گیاهی است دو پایه یعنی گلهای نر و ماده از یکدیگر و روی درخت مجزا قرار گرفته است. گل آذین درخت پسته بطور کلی خوشه ای است و در خوشه نر که گلها به یکدیگر فشرده و متراکم هستند، تعداد زیادتری گل مشاهده می شود تا در خوشه ماده که فاصله گلها از یکدیگر زیاد است و به همین علت این نوع گلها خوشه افشان و شلی تشکیل می دهند.
برگ درخت پسته از 5 تا 7 برگچه تشکیل شده است. ریشه درخت محوری و عمودی است و تا عمق بیشتر از دو متر در داخل خاک فرو می رود. تلقیح گلهای ماده بوسیله باد انجام می گیرد.

آب و هوای مطلوب پسته
درخت پسته به سرمای شدید زمستان و گرمای زیاد تابستان هر دو مقاوم است. درخت پسته با هوا و زمین مرطوب سازگاری ندارد رطوبت زیاد در زمین باعث تولید بیماری صمغ و پوسیدگی بقیه درخت می شود که به تدریج درخت را ضعیف و بالاخره خشک می کند. درخت پسته به کم آبی و خشکی مقاومت زیاد نشان می دهد. بطوری که درختان کهن را می توان بدون آبیاری به مدت خیلی طولانی (شاید چند سال) زنده نگاه داشت.
خاک مطلوب پسته
بهترین خاکها برای کاشت درخت پسته خاکهای سیمونی سبک یعنی شن و رس می باشد. در اراضی سبک مصرف کود برای برداشت رضایت بخش است ولی در اراضی رسی سنگین که رطوبت را به مقدار زیاد و برای مدتی طولانی در خود نگاه می دارد کاشت این گیاه نتیجه رضایت بخشی نمی دهد و مقدار محصول چندان قابل توجه نخواهد بود درخت پسته تا اندازه‌ای تحمل شوری خاک را می کند.
کود
درخت پسته احتیاج به کود فراوان دارد و کود دامی به تنهایی نمی تواند رفع احتیاجات درخت پسته را از حیث مواد غذایی برای محصول زیاد بکند، لذا باید علاوه بر کود دامی از کودهای شیمیایی نیز استفاده کرد. کود دامی را پاییز به درخت می دهند و کود شیمیایی را دو دفعه یکی در اسفندماه و دیگری در خردادماه با خاک مخلوط می کنند.
ازدیاد درخت پسته و کاشت آن در باغ
از نظر گیاه شناسی درخت پسته را به دو طریق می توان تکثیر کرد یکی بوسیله خواباندن شاخه و دیگری بوسیله کاشت بذر. ولی در باغبانی و از نظر اقتصادی تنها راه ازدیاد درخت پسته کاشت بذر برای تهیه پایه و پیوند نهال حاصله با انواع مرغوب پسته می باشد.
آفات پسته در ایران
زنجرک پسته ایدیو سروس ستالی (آفت شیره)
پسیل پسته که به شیره خشک معروف است.
شپشک واوی پسته
لارو برگ خوار پسته
کرم ریشه پسته
سرشاخه خوار پسته
زنبورهای مغزخوار پسته
گونه های پسته
امروزه گونه های متنوعی از پسته در جهان کشت می شود از گونه های جنس (pistacia تنها)، (vera,p پسته اهلی)، (khinjuk چاتلانقوش، کسور، گلخونک یا خنجک) و (mutic.p بنه) در ایران تولید می شود چاتلانقوش و بنه پایه های مناسبی برای پیوند درختان پسته اهلی به شمار می روند.
Vera.p در بین گونه های فوق تنها درختی است که به صورت اهلی درآمده و نوع وحشی آن نیز در جنگلهای سرخس واقع در منطقه مرزی شمال شرقی کشور یافت می شود.
گیاه شناسی پسته
درخت پسته از 9-7 سالگی به بار می نشیند و می تواند دمای 45 درجه بالای صفر و 25 درجه زیر صفر را تحمل کند. این گیاه در برابر خشکی و کم آبی مقاوم نیز است. از میان گونه‌های مختلف پسته، تنها گونه های پسته اهلی، چاتلانقوش، گلخونک و بنه در ایران تولید می‌شود و مناطق اصلی کشت پسته در دامغان، کرمان، آذربایجان، قزوین، اردستان و رفسنجان متمرکز است.

برداشت پسته
فصل برداشت پسته (پسته چینی) از اوایل شهریور ماه آغاز می شود و تا اواخر مهر ادامه پیدا می کند. برداشت پسته با توجه به میزان و زمان آب خوردن درخت و رقم پسته و شرایط آب و هوایی متفاوت است.
علی رغم پیشرفتهای فراوان در صنعت علم و فناوری و وجود داشتن دستگاه های فراوان صنعتی در زمینه های آبیاری و نگهداری و فرآوری پسته، برداشت پسته همچنان با روش های کاملاً سنتی و توسط کارگران صورت می گیرد که باعث بالا رفتن هزینه ها در این بخش می شود.
عملیات فرآوری پسته
الف) پوست گیری
پوست گیری پسته در گذشته با دست انجام می شد و پوست نازک خارجی با دست از پوست درونی سخت جدا می گردد. در این روش پوست درونی پسته سفیدتر می ماند ولی به این دلیل که وقت زیادی صرف می شود مقرون به صرفه نیست امروزه پوست گیری پسته با ماشینهای بزرگ و کوچک و با ظرفیت های مختلف انجام می گیرد.
ب) پوک گیری
پسته های سبک و پوستهای همراه توسط دستگاهی به نام پوک گیر که بر اساس فشار هوا کار می کند جدا می گردند.
ج) گوگیری
در مناطق پسته خیز به پسته هایی که پوست آنها گرفته نشده است «گو» گفته می شود این عمل توسط دستگاهی به نام گوگیر صورت می گیرد.
د) حوض شناوری
هدف از این مرحله جداسازی پسته های نارس و آسیب دیده که وزن کمی دارند به کمک سیال می باشد.
ه) نم گیری
در نم گیری مقداری از رطوبت پسته و آبی که از مرحله آماده سازی همراه پسته است گرفته می شود.
و) سورت
قبل از ورود پسته به مرحله خشک کن آشغال های موجود، پسته ها بارنگهای نامناسب و یا پوست گیری نشده توسط کارگران جدا می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *