متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

اما هر آنچه داستان را بازگو می‏کند یا نمایش می‏دهد روایت نام دارد و داستان‏ها درباره‏ی حوادثی هستند که در تعریف برای مردم، حیوانات و هرچیز دیگری اتفاق افتاده‏اند یا اتفاق می‏افتند. روایت نه تنها در داستان و قصه بلکه در اسطوره، افسانه، حکایت اخلاقی، تراژدی، کمدی، حماسه، تاریخ، کتاب مصور، خبر، نقاشی و ... حضور دارد.
ملک الشعرا خواجه جمال‏الدین سلمان بن خواجه علاء‏الدیم محمد ساوجی معروف به «سلمان ساوجی» از شعرای بزرگ، خاصه از قصیده سرایان ممتاز ادب فارسی است که یکی از مهم‏‏ترین آثار او که در نوع روایتی قرار می‏گیرد مثنوی «جمشید و خورشید»او است.
عناصر داستان و قصه در این نثر بررسی شده و میزان نزدیکی این اثر به داستان و قصه سنجیده شده است و همچنین شخصیت‏های این اثر براساس نظریه خویشکاری پراپ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
پراپ در کتاب قصه‏های پریان به توصیف قصه‏ها براساس اجزای سازنده‏ی آن‏ها و روابط متقابل این اجزا پرداخته است. پراپ پس از تجزیه و تحلیل صد قصه از قصه‏های روسی به سی و یک خویشکاری دست یافته است. او معتقد است می‏توان قصه‏های عامیانه و حتی رمانس‏ها را نیز با این الگو تجزیه و تحلیل کرد.
و از قصه پریان پراپ تنها عناصر خویشکاری او را در این پژوهش مورد استفاده قرار دادیم.
تدوین این پایان‏نامه در 5 فصل، به شرح ذیل است:
فصل اول با عنوان کلیات تحقیق، فصل دوم که در آن مبانی نظری تحقیق شرح و توصیف شد. فصل سوم، شرح احوال و آثار سلمان ساوجی، سبک و اندیشه‏ی او که بیش از همه در مورد مثنوی جمشید و خورشید مورد بررسی قرار می‏گیرد. فصل چهارم به بررسی عناصر قصه و داستان در مثنوی جمشید و خورشید سلمان ساوجی پرداخته شده است. فصل پنجم که نتیجه‏گیری، پیشنهاد و منابع را تشکیل می‏دهد.
متون اصلی تحقیق در این پایان‏نامه عبارتند از: کتاب کلیات سلمان ساوجی براساس نظریه «ریخت شناسی قصه‏های پریان» از ولادیمیر پراپ بررسی شده است.
1-1. بیان مسألهملک الشعرا خواجه جمال الدین سلمان بن خواجه علاء الدین محمد ساوجی معروف به «سلمان ساوجی» از شعرای بزرگ، خاصه از قصیده‏سرایان ممتاز ادب فارسی است که ولادت وی در اوایل قرن هشتم در حدود سال (709 ه) در شهر ساوه اتفاق افتاده است. کلیات دیوان، فراق‏نامه، قصیده بدیع‏الاسرار و مثنوی جمشید و خورشید از آثار او می‏باشد. سلمان در مثنوی گویی نیز چیره و تواناست و شاهد بر این مدعا دو اثر وی در این زمینه یعنی «فراق‏نامه» و «جمشید و خورشید» است. وی در مثنوی گویا می‏خواسته طرحی نو دراندازد و در مثنوی «جمشید و خورشید» با وارد کردن قالب‏های غزل و قطعه و رباعی و دو بیتی در ضمن و لابه‏لای این مثنوی تا حدودی به هدف خود دست یافته است. سلمان این مثنوی را در جمادی الثانی سال (763 ه) به نام اویس ایلکانی (757 -776 ه) ساخته است؛ چنان‏که خود شاعر در پایان داستان بدین امر اشاره می‏کند و می‏گوید:
به رسم حضرت سلیمان عهد شیخ اویس که عهد سلطنتش باد متصل به دوام
شد این ربیع معانی جمادی الثانی سنه ثلاث و ستین و سبعمائه تمام
(سلمان،1389: 75 )
در چند دهه اخیر، که روایت شناسی به عنوان علم مطرح شده است، روایت شناسان تلاش کرده‏اند به الگوهای روایتی مشخصی دست یابند تا بتوانند تمام ساختارهای روایتی، چه قصه‏های قدیمی و چه رمان‏های امروزی را با این الگوها تجزیه و تحلیل کنند. در این زمینه نیز تلاش‏های فراوانی توسط محققان انجام شده است، اما کار ولادیمیر پراپ تا زمان خود از دیگران پرثمرتر بوده و نظریه او به رقم کاستی‏هایش، تحول عظیمی در علم روایت‏شناسی به وجود آورده است. پراپ در کتاب قصه‏های پریان به توصیف قصه‏ها براساس اجزای سازنده آن‏ها و روابط متقابل این اجزا پرداخته است. پراپ پس از تجزیه و تحلیل صد قصه از قصه‏های روسی به سی‏و یک خویشکاری دست یافته است.
او معتقد است می‏توان قصه‏ای عامیانه و حتی رمانس‏ها را نیز با این الگو تجزیه و تحلیل کرد. در این تحقیق سعی بر این است که مثنوی جمشید و خورشید براساس عناصر قصه و الگوی پراپ از قصه‏ای پریان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
1-2. سوالات تحقیق1-چه عناصری از قصه را در ساختار این اثر می‏توان مشاهده کرد؟
2- این اثر از انواع قصه‏ها جزء کدام دسته محسوب می‏شود؟
3- از انواع شخصیت‏ها در قصه‏ها و کارکردهای آن‏ها براساس نظریه پراپ کدام یک در این اثر قابل شناسایی هستند؟
1-3. فرضیه‏های تحقیق1-از مهم‏ترین عناصر قصه در مثنوی جمشید و خورشید حوادث خارق‏العاده، ایستایی شخصیت‏ها و سفر‏های مخاطره‏آمیز قهرمان است.
2- داستان این مثنوی به طور دقیق در حیطه‏ی یک نوع از انواع قصه نمی‏توان قرار داد بلکه آمیخته‏ای از قصه پریان و قصه عاشقانه است.
3- از انواع شخصیت‏ها براساس نظریه پراپ شخصیت‏های جستجوگر (قهرمان) جستجو شونده، شریر، و از انواع کارکردهای شخصیت‏ها، کمبود شرارت، حل مسأله در این اثر قابل درک و شناسایی هستند.
1-4. اهمیت و ضرورت تحقیقمثنوی جمشید و خورشید از جمله مثنوی‏های زیبای عاشقانه در ادبیات فارسی است که کمتر مورد توجه واقع شده است. این مثنوی تاکنون از نظر ساختاری مورد بررسی قرار نگرفته و این تحقیق از این جنبه تازه و جدید محسوب می‏شود.
1-5. پیشینه تحقیقذوالفقاری و بایقوت (1388) در تحلیل عناصر داستانی مثنوی جمشید و خورشید بیان نمودند که اثر مزبور از طرحی بدیع و در عین حال ساده و قابل باوری برخوردار است. کمیت حوادث طبیعی برحوادث غیرطبیعی و غیرواقعی غالب است. پیرنگ اثر برگرفته از رویکردهای عدیده است که سرانجام به نقطه اوج اثر یعنی وصال «جمشید و خورشید» منجر می‏شود. پرداخت شخصیت‏های متعدد اثر به صورت مستقیم و اغلب به شیوه توصیف صورت می‏گیرد. شاعر از شخصیت‏های ساده، ایستا و غیرپویا استفاده می‏کند. زاویه دید اثر دانای کل است و از زبان سوم شخص مفرد مطرح می‏گردد. گفت‏وگو در داستان از جایگاه ویژه‏ای برخودار است. تنوع لحن و رعایت تناسب لحن با شخصیت‏ها و صحنه‏ها از خصوصیات دیگر منظومه مزبور است.
شریفی ولدانی و اظهری (1391) در بررسی «جمشید در گذر از فردانیت» (نقد کهن الگویی داستان جمشید و خورشید اثر سلمان ساوجی) تحقیق نمودند که مثنوی جمشدی و خورشید اثری است ماندگار در طول قرون و اعصار؛ زیرا بیان سرگشتگی‏ها و دل‏ نگرانی‏هایی است که هر نوجوان در این دوره با آن‏ها روبه‏رو می‏شود.
قهرمان در این داستان، پس از ترک خانواده با انواع ناملایمات روبه‏رو می‏شود. هفت‏ خان دشواری که جمشید در کسب هویت خود با آن‏ها روبه‏رو است، کهن الگوهای مختلفی را در این داستان شکل می‏دهد. جمشید با دیدن رویای معشوق پابه راهی می‏گذارد که با گذر از آن هویت و وحدت درونی خود را به دست می‏آورد. جست‏وجوی هویت و استقلال‏یابی، کهن الگوی اصلی داستان را شکل می‏دهد که همان کهن الگوی فردانیت است.
1-6. اهداف تحقیقپس از مطالعه‏ی این تحقیق، خوانندگان با ساختار مثنوی جمشید و خورشید بیشتر آشنا شده و آشنایی دقیق و علمی‏تری با عناصر قصه‏ها در مثنوی جمشید و خورشید پیدا خواهند کرد و‏ همچنین در این تحقیق تلاش بر این است که مثنوی جمشید و خورشید را براساس عناصر قصه و الگوی پراپ از قصه‏های پریان مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
1-7. تعاریف واژه‏های کلیدیقصه: عموماً بنیاد قصه‏ها بر حادثه گذاشته شده است و قهرمان‏ها و شخصیت‏های قصه‏ها، کم‏تر فردیت و خصوصیت درونی خود را نشان می‏دهند و روان‏شناسی فردی و تأکیدی برخصایص و خلقیات آدمی از ویژگی‏های داستان‏های نوین امروزی است (میرصادقی، 1392: 46).
خویشکاری: خویشکاری‏های اشخاص قصه عناصر ثابت و پایدار را در یک قصه تشکیل می‏دهند، و از این‏که چه کسی آن‏ها را انجام می‏دهد و چگونه انجام می‏پذیرند مستقل هستند، آن‏ها سازه‏های بنیادی یک قصه می‏باشند. خویشکاری یعنی عمل شخصیتی از اشخاص قصه که از نقطه نظر اهمیتی که در جریان عملیات قصه دارد، تعریف می‏شود (پراپ، 1392: 53).
ولادیمیر پراپ: ولادیمیر یاکف لویچ پراپ در آوریل 1895 در شهر سن پطرزبورگ از یک خانواده‏ی اصل آلمانی به دنیا آمد. او در کتاب معروف خود، «ریخت‏شناسی قصه‏های پریان» سی و یک کارکرد برای قصه‏های پریان در نظر گرفت. ولادیمیر پراپ روایت‏شناسی روسی است که ساختار قصه‏های پریان روسی را به هفت حوزه عمل و سی‏و یک نقش ویژه تقلیل داده است.
وی حاصل سال‏ها تحقیق و مطالعه‏ی خویش را در نخستین کتابش، «ریخت‏شناسی قصه‏های پریان» در سال 1928 م منتشر کرد. ترجمه‏ی کتاب در محافل ادبی و در میان فولکورشناسان اروپایی با استقبال کم‏نظیری روبه‏رو شد و تحولی عمیق در مطالعات فولکلوریک پدید آورد. آن را بسیار نقد و تحسین کردند، روش‏های پراپ را سرمشق قرار دادند و از آن الهام گرفتند (خدیش، 1387: 50).
جمشید و خورشید:«مثنوی جمشید و خورشید به بحر هزج مقصور یا محذوف است که با مناجات و اشعاری در حکمت آفرینش و نعت و معراج پیامبر اکرم (ص) و دعای امیر شیخ اویس ایلکانی آغاز می‏شود.
این مثنوی بیش از دوهزار و نهصد بیت دارد» (صفا، 1366: 1011) و موضوع آن داستانی است ساختگی در عشق «جمشید» پسر فغفور چین به «خورشید» دختر قیصر روم و حوادثی که برای جمشید در راه وصول به خورشیداتفاق افتاده و همچنین شرح قهرمانی‏ها و پهلوانی‏های اوست تا بازگشت به چین و نشستن بر تخت سلطنت.
سلمان ساوجی: ملک الشعرا خواجه جمال‏الدین سلمان بن خواجه علاء الدین محمد ساوجی معروف به «سلمان ساوجی» از شعرای بزرگ، خاصه از قصیده سرایان ممتاز ادب فارسی است که ولادت وی در اوایل قرن هشتم در حدود سال (709 ه) در شهر ساوه اتفاق افتاده است. کلیات دیوان، فراق‏نامه، قصیده بدیع‏الاسرار و مثنوی جمشید و خورشید از آثار او می‏باشد. سلمان در مثنوی گویی نیز چیره و تواناست و شاهد بر این مدعا دو اثر وی در این زمینه یعنی «فراق نامه» و « جمشید و خورشید» است. وی در مثنوی گویا می‏خواسته طرحی نو دراندازد و در مثنوی جمشید و خورشید با وارد کردن قالب‏های غزل و قطعه و رباعی و دوبیتی در ضمن و لابه‏لای این مثنوی تا حدودی به هدف خود دست یافته است.
1-8. حدود و قلمرو تحقیقبررسی عناصر قصه در مثنوی جمشید و خورشید.
1-9. روش تحقیقابتدا بررسی ساختاری مثنوی جمشید و خورشید، سپس براساس خویشکاری پراپ عناصر قصه آن تجزیه و تحلیل می‏شود.

فصل دوم
بنیاد نظری

2.بنیاد نظری2-1. ادبیات داستانی«ادبیات داستانی در معنای جامع آن به هر روایتی که خصلت ساختگی و ابـداعی آن بر جنبه‏ی واقعی و تاریخی‏اش بچر‏بد گفته می‏شود از این‏رو ظاهراً باید همه‏ی انواع خلاقه‏ی آثار ادبی را در بر بگیرد چه نظم و چه نثر، اما در عرف نقد امروز به آثار روایتی خلاقه‏ی منثور‏، ادبیات داستانی می‏گویند» (میرصادقی، 1377: 110).
«این اصطلاح کلاً به آن دسته از آثار روایتی منثور اطلاق می‏شـود که جنبه‏ی خـلاقـه‏ی آن‏ها بر واقعیت غلبه دارد و شامل ‏قصّه‏، داستان کوتاه‏، داستـان بلند‏، رمـان و رمـان کـوتاه می‏شود موضوعات مورد توجه ادبیات داستانی معمولاً تخیلی و ساخته و پرداخته‏ی یک ذهن خلاق است و به بیان امور حقیقی یا حقایق تاریخی نمی‏پردازد‏، اما چنان‏چه درونمایه‏ی یک قالب ادبی از حقایق تاریخی با واقعیت‏های دیـگر مـایه گـرفته بـاشـد‏، مـعمولاً آن را بـا عـناوین (‏داستـان تاریخی‏) یا ( زندگینامه‏ی داستانی‏) و عباراتی نظیر این‏ها مشخص می‏کند» (داد، 1383: 26).
«ادبیات داستانی اصطلاحی است که به طور کلی به یک اثر تخیلی منثور اطلاق می‏شود‏. این اصطلاح البته شامل حال شعر و نمایشنامه نیست‏. امروزه ادبیات داستانی حاوی رمان‏، داستان کوتاه ، ناولا می‏باشد پس این اصطلاح بیشتر با روایت‏های منثور سرو کار دارد و گاهی مترادف با رمان بکار می‏رود» (آژند، 1375: 26).
با توجه به تعاریفی که از ادبیات داستانی بیان شد معلوم می‏شود که مهّم‏ترین ویژگی ادبیات داستانی جنبه‏ی خلاقیت و نو‏آوری آن است که می‏توان به کمک آن حتی وقایع مستند تاریخی تاریخ بیهقی را هم به صورت داستان و ادبیات داستانی باز آفرینی کرد و با هنرمندی آن‏ها را به صورت قصّه و حکایت و رمان و داستان بلند و داستان کوتاه بیان کرد.
ادبیات داستانی که امروزه به خصوص در جوامع غربی از اهمیتی به‏سزا برخوردار است و توجه فراوانی بدان مبذول می‏شود. این‏ توجه می‏تواند به خاطر انعطافی باشد که این شاخه‏ی ادبی برای مضامین مختلف و بسیار متنوع نشان می‏دهد. همچنین برای مردم جذابیتی خاص دارد. در طول تاریخ و در اعصار مختلف، مردم به انواع داستان با توجه به ویژگی‏های آن در هر دوره علاقه نشان داده‏اند. به نحوی که اگر داستان را در نظر بگیریم، شاید برای نوشتن تاریخچه آن به تاریخ جوامع انسانی برگردیم.
«اما امروز آن‏چه از اصطلاح داستان مدنظر اهل فن است، تنها چند قرن از پیدایش آن می‏گذرد و زادگاه، محل بالش و رشد آن در اروپا بوده است. داستان به معنای یاد شده در ایران در زمان معاصر و با انتشار در «یکی بود و یکی نبود» از جمال‏زاده آغاز و با هنرنمایی بزرگانی چون هدایت، آل‏احمد، ... دنبال شد (میرعابدینی، 1377: 90-78).
2-1-1. انواع ادبیات داستانیادبیات به معنای عام کلمه، غالباً به هر نوع نوشته‌ای گفته می‌شود: مثل بخش‌نامه‌ها، رساله‌ها، اعلان‌ها، آثار فلسفی، ادبی و ...؛ و ادبیات به معنای خاص کلمه، به آثاری گفته می‌شود که از روی اراده برای ارائه مقصود معینی به کار رفته و از نظر زیبایی و سبک و شکل با ارزش و معتبر باشد.
ادبیات به هر اثر ادبی شکوهمندی گفته می‌شودکه درآن عامل تخیل دخیل باشد و در ضمن با جهان واقع نیز ارتباط معناداری داشته باشد. ادبیات دربرگیرنده همه انواع آثار خلاقه است؛ چه شعر و چه نثر؛ مثل منظومه‌های حماسی، غنایی، نمایشی، تعلیمی، قصه، رمانس، داستان کوتاه، رمان و ... .
بنابراین ادبیات داستانی نیزبخشی ازادبیات است که همۀ انواع آثار روایتی منثور را دربر می‌گیرد، یعنی هر اثر روایتی منثور خلاقه‌ای که با دنیای واقعی ارتباط معنی داری داشته باشد، در حوزه ادبیات داستانی قرار می‌گیرد. ادبیات داستانی شامل قصه، رمانس، رمان، داستان کوتاه و آثار وابسته به آن‌هاست. در ذیل به بررسی گونه‌های یاد شده می‌پردازیم:
قصه:
معمولاًبه آثاری که درآن‌هاتأکید برحوادث خارق العاده، بیشترازتحول وتکوین آدم‌هاوشخصیت‌هاست، قصه می‌گویند. درحقیقت حوادث، قصه را بوجودمی‌آورند. قصه‌ها اغلب پایانی خوش دارند و در آن‌ها خوبی‌ها بر بدی‌ها پیروز می‌شوند. شکل قصه‌های عامیانه اغلب ساده و ابتدایی است و زبان نقلی و روایتی دارد و پر از اصطلاح‌ها و لغت‌‌ها و ضرب‌المثل‌های عامیانه است و زبان معمول و رایج زمان در آن‌ها به کار گرفته شده است. پس قصه شامل همۀ آثار خلاقه‌ای می شود که پیش از مشروطیت با عنوان‌های «حکایت»، «افسانه»، «سرگذشت»، «اسطوره» و ... در متون ادبی گذشته آمده است.
سه خصوصیت بنیادی، قصه را از داستان و رمان جدامی‌کند که عبارتنداز: «خرق عادت،پیرنگ ضعیف، وکلی گرایی».
 رمانس قصه خیالی منثور یامنظومی است که به وقایع غیرعادی می‌پردازد و ماجراهای عجیب و عشق بازی‌های اغراق آمیز یا اعمال سلحشورانه را به نمایش می‌گذارد. رمانس در قرن 12 در فرانسه رونق گرفت و ابتدا به شکل منظومه بود و بعدها به نثر نیز درآمد. رمانس جهان غیر واقعی و خیال پردازانه شوالیه گری را به نمایش می‌گذارد و برخلاف حماسه، تنها به جنگ و میدان‌های کارزار اختصاص ندارد. شخصیت‌های رمانس قهرمانان پاک نژادی بودند که به ماجراهای عاشقانه اغراق آمیز و اعمال سلحشورانه دل بسته بودند و در راه رسیدن به معشوق با جادوگران و دیوها می‌جنگیدند. رمانس‌ها به ندرت دارای محتوای اخلاقی و تعلیمی هستند.
داستان کوتاه:
داستان کوتاه به شکل والگوی امروزی در قرن نوزدهم ظهورکرد. با گذشته زمان، داستان کوتاه تنوع وتکامل بسیاری یافت وانواع گوناگونی ازآن بوجودآمد. داستان کوتاه رامی‏توان این گونه تعریف کرد: روایتی است منثور از بازآفرینی وقایعی درباره اشخاص به گونه‌ای که موجد انتظار [تعلیق] و صمیمیت باشد.
عموماًداستان در برگیرنده نمایش تلاش وکشمکشی است میان دو نیروی متضاد و یک هدف. رابرت اسکولز درکتاب «عناصرداستان»می‌نویسد:
«شکی نیست که داستان چیزی کاملاً متفاوت با اسناد تاریخی با داده‌های صرف است. داستان فقط ساخته نمی‌شود، [بلکه] بر ساخته می‌شود؛ یعنی محصول غیر متعارف و غیر واقعی قوۀ تخیل انسان است».
داستان کوتاه اثری است در چارچوب ادبیات داستانی که بیشتر بر تجلی حالت ذهنی و جوشش و یا تجلی کیفیت‏ها و قابلیت‏ها‏ی اخلاقی متمرکز می‏شود‏. داستان کوتاه بسیار کوتاه‏تر از رمان است‏ و همین فضای کوتاه‏، ‏نویسنده را مقید می‏کند که هرکلمه‏ای را حساب شده به کار ببرد‏.
این قالب داستانی از قابلیت‏های‏ نامحدودی برخوردار است و می‏توان ویژگی‏های آنرا این‏گونه خلاصه نمود‏: «یگانه‏ای استوار‏است که درنهایت به تأثیر ییگانه منجر می‏شود‏، ‏در داستان کوتاه شخصیت آدم‏ها معمولا پیش ازآغاز داستان تکوین یافته است‏؛ ‏داستان فقط آن‏ها را در برهه‏ی خاصی از زندگی و تجربیات عاطفی قرار می‏دهد‏ و باز‏گو‏کننده‏ی این برهه ‏است‏. داستان کوتاه معمولاً ازیک هزار و پانصد تا پانزده هزار کلمه را در برمی‏گیرد‏» ( داد: 1385: 216)‏. این قالب داستانی در ایران با یکی بود یکی نبود محمد‏علی جمال‏زاده تولد یافت و پس از آن نویسندگان دیگری چون‏: صادق هدایت‏، بزرگ علوی‏، جلال آل احمد‏، صادق چوبک‏، غلامحسین ساعدی‏، سیمین دانشور‏، احمد محمود‏، ابراهیم گلستان‏،‏ جمال میرصادقی و...تجربیات ‏تازه‏ای درزمینه داستان کوتاه بدست آوردند‏.
مشخصات داستان کوتاه عبارت است از:
1-  طرح منظم و مشخصی دارد؛
2-  یک شخصیت اصلی دارد که در یک واقعه اصلی ارائه می‌شود؛
3-  به صورت کلی همه اجزای آن باهم پیوند متقابل دارند؛
4-  تأثیر واحدی را القا می‌کند؛
5-  کوتاه است.
داستانک:  
داستانک قالب داستانی دیگری است که جایگزین واژه‏ی انگلیسی ( short ) شد‏؛ این قالب نوعی داستان است که «‏ضمن حفظ خصوصیات عمد‏ه‏ی داستان کوتاه از آن موجزتر و مختصر‏تر است‏. در داستانک‏، عناصر داستانی از قبیل شخصیت‏پردازی‏، صحنه و کشمکش‏ها به اختصار توصیف می‏شود به طوری‏که حدود داستانک ‏از پانصد تا یک هزار و پانصد کلمه را شامل می‏شود‏» ( داد: 1385: 215)‏. از نمونه‏های موفق داستانک به این موارد می‏توان اشاره نمود‏: از چوبک عدل و آخرشب‏، ابراهیم گلستان ماهی و جفتش و از صادق هدایت‏، مادلن‏ و....
داستان بلند:
«داستان بلند نوعی داستان است که از داستان کوتاه طولانی‏تر‏، و از رمان کوتاه‏تراست‏. اغلب آنرا با ناولت و رمان یکی دانسته‏اند‏» (داد: 1385: 212) داستان بلند هم ویژگی‏های داستان کوتاه را دارد ‏و هم رمان و در واقع داستان بلند‏، حاصل وصالتی میان رمان ‏و داستان کوتاه است‏.
از نمونه‏های موفق داستان بلند در ادبیات فارسی می‏توان به این آثار اشاره نمود‏: بوف کور صادق هدایت‏، مدیر مدرسه جلال آل احمد‏، راه آب‏نامه جمالزاده‏، ملکوت بهرام صادقی‏، چاه‏به‏چاه رضابراهنی و...
داستان از جهت نحوه‏ی روایت نیز ممکن است از منظر اول شخص ‏مفرد‏، و یا از زاویه‏ی دید محدود یا جریان سیال ذهن روایت شود‏.
رمان:
 رمان انعکاس‏دهنده واقعیات زندگی است. و معروف‌‏ترین شکل تبلور یافته ادبی روزگار ماست. رمان استوار برگزارشی واقع‏گرایانه از رویدادها و امور است. رمان ممکن است بر اساس داستان‌ها و افسانه‌های عامیانه یا رویدادهای واقعی و گزارش شده در مطبوعات نوشته شود، ولی یک داستان، وقتی رمان است که روایتی نو از امور به دست دهد.
« رمان واژه انگلیسی (novel از کلمه ایتالیا یی novella) به معنی کوچک و نو اقتباس شده است؛ امادردیگرزبان‏های اروپائی به جای‏ کلمه ناول از رمان استفاده می‏شود» ‏(داد : 1385: 239)‏. رمان از نظر اصطلاحی‏، روایتی طولانی و بزرگ است و تعداد کلمات آن بین  30 الی 40 هزارکلمه است‏. «ظاهراً منشأ رمان‏، از جهتی قصه‏های کوتاه و منثوری بوده که درقرن چهاردهم ‏در ایتالیا رواج داشته است و مشهورترین آن دکامرون بوکاجیو است‏. سروانتس اسپانیایی نیز در قرن هفدهم به نوشتن رمان دن کیشوت پرداخته است، اما ‏رمان به معنی امروزی و باکسب جنبه‏های فنی‏، از اوایل قرن هجدهم درانگلستان پدیدآمد‏.‏ و نخستین کسی که نوشتن‏ رمان را آغازکرد دانیل دفو بود که در سال 1719 رمان رابینسون کروزئه و درسال 1722 رمان مول فلاندرز را نوشت‏» ( همان : 240 )‏‏.
هنر شناسان غربی‏، رمان را عالی‏ترین تجلی هنر بشر می‏خوانند ما پارسی زبانان شعر را بهترین تجلی هنر ‏می‏دانیم در هرحال رمان اگر برتر از موسیقی و شعر نباشد‏، چیزی هم از آن‏ها کمتر ندارد (وکیلیان : 1382: 5)‏.
2-1-1-1. داستانیکی از عواملی که انسان همواره در طول زندگیش آن را به‏خاطر می‏آورد و باعث ایجاد خاطرات در ذهن فرد می‏شود، داستان‏ها و قصه‏‏های شنیده شده او در دوران کودکی است.
«در ایام طفولیت با شنیدن افسانه‏ها و قصه‏های دلچسب، غرق شادی و لذت می‏شویم و در روزگار جوانی با خواندن انواع‏ آنها از جمله: عاشقانه، پرحادثه و ... سرخوش می‏گردیم» (وزین‏پور، 1366: 241).
«با توجه به این‏که عصر فعلی، عصر صنعت نامیده می‏شود اما قصه و قصه‏پردازی از رونق نیفتاده است، بلکه به دلیل نیاز انسان این دوره به آرامشِ روح این هنر همچنان پررونق و طرفداران بی‏شماری دارد» (عبداللهیان، 1377: 65).
«از دیدگاه ریموند کنان، داستان چکیده‏ای از رخدادهای روایت شده و شرکت‏کنندگان متن، به معنای دقیق کلمه، داستان، بخشی از یک بر ساخت بزرگ‏تر است» (بی‏نیاز، 1387: 15).
«داستان عبارت است از از توالی جمله‏ها، توالی که قادر است شکل‏های مختلفی به خود بگیرد؛ از قبیل پاراگراف‏ها، فصل‏ها، مکث‏ها و تأکیدها. رو ساخت در برگیرنده‏ی همه آن‏ شکل‏هایی است که معمولاً به‏طور سنتی آن‏ها را جزء سبک نویسنده می‏دانند، از قبیل تکیه کلام، ریتم، جمله‏بندی، نظیر اینها. ژرف ساخت داستان بخش تقریباً ناپیدای آن است. این بخش ناپیدا (و یا کم پیدا) شامل طرح، شخصیت و مضمون می‏شود» (اخوت، 1371: 42 و 43).
در داستان، «نویسنده می‏خواهد به کمک تخیل و با استفاده از نمایش یا نقل یک یا چند رخداد، فضاسازی و شخصیت‏پردازی بر احساس خواننده تأثیر بگذارد و چه بسا معنا و مفهومی را به او منتقل و القا کند و او را با پرسشی مواجه سازد» (همان: 16).
«داستان، قصه‏ای ساختگی است و می‏تواند بر حوادث واقعی زندگی نباشد و یا اینکه بسیار تخیلی بوده و با واقعیت زندگی تناقص داشته باشد»(اسکولز، 1387: 5-4).
داستان «روایتی است منثور از بازآفرینی وقایعی درباره اشخاص به‏گونه‏ای که موجد انتظار و صمیمیت باشد»(مستور، 1379: 7).
ژنت «داستان را زنجیره‏ای از حوادث می‏داند که به وسیله راوی به خواننده منتقل می‏شود، زنجیره‏ای که راوی در آن دخل و تصرف‏هایی انجام می‏دهد. و زمان‏بندی را با توجه به این جابه‏جایی تنظیم می‏کند(اخوت، 1371: 25).
«داستان را به یک معنی نوشته‏ای بدانیم، که در آن ماجراهای زندگی به صورت حوادث مسلسل گفته شود»( براهنی، 1368: 40).
ما به داستان از دو نظر علاقه داریم: «نخست گذراندن اوقات فراغت و لذت بردن از خیال‏پردازی (فانتزی) دوم، کنجکاوی و آرزوی درک کند واقعیت. به بیانی دیگر، دریافت اطلاعات از این نظر خواننده‏ی اندیشمند امروزی از داستان بیشتر اطلاعات می‏خواهد تا سرگرمی» (میرصادقی، 1388: 39).
داستان در معنای خاص آن، مترادف ادبیات داستانی است. ادبیات داستانی بر آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیت تخیلی برخوردار باشد، غالباً به قصه، داستان کوتاه، رمان و رمانس و آثار وابسته به آن‏ها ادبیات داستانی می‏گویند. و هر کدام از این انواع خود نیز زیر شاخه‏هایی دارد که می‏تواند آن‏ها را در نمودار زیر نشان داد (میرصادقی، 1390: 25).
داستان = ادبیات داستانی قصه اسطوره
حکایت اخلاقی
افسانه تمثیلی (فابل)
افسانه پریان
افسانه پهلوانان
داستان کوتاه داستانک (داستان کوتاه)
داستان بلند
رمان رمان بلند
ناولت
رمانس رمانس روستایی
رمانس شهسواری
رمانس عاشقانه

متن کامل در سایت امید فایل 

2-1-1-2. قصه«تاریخچه نخستین قصه‏ها به درستی مشخص نیست‏، اما مسلم است که قصه ‏عمری به اندازه‏ی عمر انسان دارد‏، شاید نخستین ‏انسان‏ها وقتی که از رشادت ‏خود در شکارگاه یا در برابرحوادث طبیعی‏، برای فرزندانشان تعریف می‏کردند‏، با اندکی تغییر در واقعیت‏، نخستین‏داستان‏ها را به وجودآورده باشند‏» ( عبداللهیان،‏ 1379: 7).
مبنای جهان‏بینی در قصه‏ها عموماً بر مطلق‏گرائی استواراست‏؛ یعنی قهرمان قصه‏ها یا خوبند یا بد‏؛ قهرمان قصه‏ها آدم‏های معمولی نیستند و نمونه‏های از ویژگی‏های عمومی بشر را ارائه می‏کنند‏.
شخصیت‏های قصه‏ها از شاه و شاهزاده و مردم عامی همه به یک زبان سخن می‏گویند و هیچ اختلافی بین آن‏ها نیست‏. محتوای قصه‏ها نیز معمولاً مربوط‏ به زمان‏های دور ‏و جوامع گذشته و از یاد رفته است‏. قصه نیز خود به انواعی تقسیم می‏شود که از مهم‏ترین آن می‏توان به قصه‏ی عامیانه و قصه‏ی پریان اشاره نمود‏.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 23333 fuka.irمی توانید ببینید