فول تکست - دانلود پایان نامه

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

2-3-2-3-1- شمای کلی38
2-3-2-4- چگونگی پردازش اطلاعات در واحد های پردازشگر39
2-3-2-5- شبکههای پرسپترون43
2-3-3- مدل ترکیبی شبکههای عصبی و تحلیل پوششی داده ها (Neuro/DEA) 43
2-3-3-1- خواستگاه استفاده از مدل ترکیبیNeuro-DEA43
HYPERLINK l "_Toc269024908" 2-4- پیشینه تحقیق45
3- روش تحقیق 3-1- مقدمه51
3-2- جامعه آماری51
3-3- شیوه گردآوری اطلاعات51
3-4- مراحل انجام تحقیق51
HYPERLINK l "_Toc269024916" 3-5-مدلهای تحلیل پوششی دادهها53
3-5-1- مدلهای ورودیمحور53
3-5-1-1-مدل مضربی CCR ورودی محور53
3-5-1-2-مدل پوششی CCR ورودیمحور54
3-5-2-مدلهای خروجیمحور55
3-5-2-1-مدل مضربی CCR خروجی محور56
3-5-2-2- مدل پوششی CCR خروجی محور56
3-6- ارزیابی و تحلیل کارایی شرکت شهرکهای صنعتی با رویکرد تحلیل پوششی دادهها(DEA) (مدل مضربی CCR خروجیمحور) 56
3-7- روش اندرسون-پیترسون برای رتبه بندی واحدهای کارا58
3-8- دلایل استفاده از مدل CCR در مقایسه با مدل BCC59
3-9- دلایل استفاده از مدل خروجی محور در مقایسه با مدل ورودی محور60
3-10- ساختار شبکه 60
3-11- الگوریتم تحلیل کارایی63
4- محاسبات و یافته های تحقیق 4-1- معرفی حوزه تحقیق66
4-1-1- سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران66
4-1-2- معرفی استان مازندران68
4-2- نتایج تحقیق70
5- نتیجه‌گیری و پیشنهادات 5-1- نتیجه گیری79
5-2- تحقیقات آتی79

فهرست اشکال
TOC h z c "شکل" شکل (‏21) روش وصل نقاط حدی23
شکل (‏22) یک واحد تصمیم گیرنده به همراه ورودی و خروجیها27
شکل (‏23) مشخصات یک واحد تصمیم گیرنده27
شکل ( ‏24) نرون تک ورودی34
شکل (‏25) نرون با بردار ورودی35
شکل (‏26) شبکه تک لایه با S نرون36
شکل (‏27) فرم فشرده شده یا ماتریسی شبکه تک لایه با S نرون36
شکل (‏28) شبکه پیش خور دو لایه37
شکل (‏29) فرم ساده شده شبکه پیش خور دو لایه میانی38
شکل (210) پرسترون تک لایه42
شکل (‏31) ورودی و خروجیهای شهرک صنعتی jام56
شکل (‏32) فلوچارت الگوریتم تحلیل کارایی64
شکل(4-1) مقایسه کارایی محاسبه شده توسطDEA وNeuro-DEA74
شکل(4-1) مقایسه رتبه بندی انجام شده توسطDEA وNeuro-DEA74

فهرست جداول
TOC h z c "جدول" جدول (‏21) تفاوت های دو نگرش نوین و سنتی ارزیابی عملکرد12
جدول (‏22) ماتریس ارزیابی عملکرد16
جدول (2-3) توابع محرک با علائم قراردادی34
جدول (2-4) نتایج تحقیقات موجود در مقاله ، تحلیل کارایی فنی پالایشگاههای نفت کشور45
جدول (‏31) شهرکهای صنعتی مورد بررسی و مطالعه پژوهش51
جدول (‏32) مشخصههای متغیرهای تصمیم56
جدول (‏33) پارامترهای مدل بر حسب مشخصههای تعریف شده57
جدول (‏34) متغیرهای تصمیم57
جدول (‏35) ساختار شبکه مورد استفاده در الگوریتمNeuro-DEA60
جدول (‏3-6) درصد تغییرات ورودیها و خروجیهای هر شهرک صنعتی61
جدول (‏41) کارایی محاسبه شده توسط DEA در سال 90 و 91 و کارایی پیشبینی شده توسط Neuro-DEA در سال9071
جدول (‏42) رتبه بندی واحدها توسط DEA در سال 90 و 91 و رتبه بندی پیشبینی شده توسط Neuro-DEA در سال 9172
جدول (‏43) میانگین کارایی واحدها در ده اجرای شبکه عصبی74
جدول (‏44) معیارهای ورودی و خروجی مربوط به هر شهرک صنعتی در سال 9175
جدول (‏45) معیارهای ورودی و خروجی مربوط به هر شهرک صنعتی در سال 9176

فصل اول :
مقدمه وکلیات تحقیق

مقدمه و کلیات
مقدمه
در سالهای اخیر در اغلب کشورهای جهان برای ارزیابی عملکرد نهادها و دیگر فعالیتهای رایج در زمینههای مختلف، کاربردهای مختلفی از تحلیل پوششی دادهها (DEA) دیده شده است. علت مقبولیت گستردهتر روش DEA نسبت به سایر روشها، امکان بررسی روابط پیچیده و اغلب نامعلوم بین چندین ورودی و چندین خروجی است که در این فعالیتها وجود دارد. [1] در سال 1957 فارل با استفاده از روشی مانند اندازهگیری کارایی در مباحث مهندسی اقدام به اندازهگیری کارایی برای یک واحد تولیدی نمود. موردی که فارل برای اندازه گیری کارایی مد نظر قرار داده بود شامل یک ورودی و یک خروجی بود. مطالعه فارل شامل اندازهگیری "کاراییهای فنی" و "تخصصی" و "مشتق تابع تولید کارا" بود. فارل مدل خود را برای تخمین کارایی بخش کشاورزی آمریکا نسبت به سایر کشورها مورد استفاده قرار داد. بااین وجود، او در ارائه روشی که دربرگیرنده ورودی و خروجی های متعدد باشد، موفق نبود.
چارنز، کوپر و رودز دیدگاه فارل را توسعه داده و مدلی را ارائه کردند که توانایی اندازه گیری کارایی با چندین ورودی و چندین خروجی را داشت. این مدل تحت عنوان "تحلیل پوششی دادهها" نام گرفت و ابتدا در رسالهی دکتری ادوارد رودز و به راهنمایی کوپر تحت عنوان "ارزیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ملی آمریکا" در سال 1976 در دانشگاه کارنگی مورد استفاده قرار گرفت و در سال 1978 در مقاله ای تحت عنوان "اندازهگیری کارایی واحدهای تصمیم گیرنده" ارائه شد.
از آنجا که این مدل توسط چارنز ، کوپر و رودز [et al,1987 Charnes] ارائه گردید، به مدل CCR که از حروف اول نام افراد فوق تشکیل شده است معروف گردید. هدف در این مدل اندازه گیری و مقایسه کارایی نسبی واحدهای سازمانی مانند مدارس، بیمارستان ها، شعب بانک، شهرداریها و ... که دارای چندین ورودی و خروجی شبیه به هم باشند است. [2]
مارشال اولین کسی بود که اهمیت محلی کردن صنایع را به توسعه ناحیه ای صنعت مدرن مرتبط ساخت. او نتیجه گیری کرد که بنگاهها یا کارخانهها قادرند تا تعدادی از مولفههای تولید مانند زمین، نیروی انسانی، سرمایه، انرژی، و حمل و نقل را از طریق تراکم به اشتراک گذارند. یافتههای ماشال به مفهوم اقتصاد خارجی منجر شد.[27]و[37] کارخانههای تولیدی مجاور هزینههای تولید و هزینههای معاملات را از طریق مشارکت در زیر بنا ، نیروی کار ماهر ، منابع تولیدی در ناحیه کاهش می دهند. بنابراین اقتصاد خارجی و کاهش هزینه معاملات، فاکتور اصلی در تشکیل خوشه های صنعتی می باشد.
وقتی خوشه های صنعتی تخصصی سازی تولید و نزدیکی جغرافیایی بخش های مربوط را به دست می دهد، آنها تکنولوژی خارجی را تولید می کنند که به تولید کنندگان در منطقه کمک میکند . در حالی که عملیات سیستم تولید محلی تخصصی سازی تولید کننده را تقویت می کند و رابطه ی بین تولید کنندگان محلی و موسسه های محلی نزدیکتر می گردد.[20] یکی از منابع رقابتی بودن ناحیه ای عملیات سیستم تولید محلی می باشد.[19] چنین ویژگی های حیاتی اقتصاد محلی، گاهی نمی تواند در ناحیه های دیگر ایجاد یا تکرار شود . به عبارت دیگر فعالیت اقتصادی تولید کننده ها به وسیله محدودیت های ناحیه ای تحت تاثیر قرار می گیرد[21],و چنین رشد بزرگی در یک موقعیت مکانی به شدت محلی شده، می تواند مرتبط با محیط خاصی که مولفه های تولید را نگه می دارد به نام جاذبه ی فضایی باشد .[22]
بنابراین فضای فعالیت صنایع قطعاً شامل موهبت های طبیعی می باشد مانند نیروی انسانی و منافع فرصت که منجر به تولید کنندگان مستقر در همان ناحیه صنعتی می شود. به دلیل علم سرازیر شده ، پویایی نیروی انسانی، فواید اعتماد دو جانبه و ارزش های مشترک در گروه، این شرکت ها عملکرد اقتصادی بهتری را نسبت به تولید کنندگان خارج از ناحیه صنعتی تجربه می کنند.[23] به علاوه مرتبط کردن مهارت ها، اشتراک اطلاعات ، قوانین گروه ، سیستم و نیروی انسانی در یک ناحیه صنعتی برای توسعه صنعت در محل و افزایش رقابتی بودن محل ، بسیار مهم است.
بر اساس مفاهیم مارشال در ناحیهی صنعتی و تئوری که تولیدکنندگان واقعاً از تراکم در مناطق صنعتی یکسان سود می برند ، سیاست های صنعتی دولتی اغلب صنایع خاص را تشویق به جمع شدن در یک ناحیه ی خاص می کند ، در واقع سیاستهای دولت می تواند به طور فعالی صنایع خاص را تشویق کند، توسعه ناحیه ای روستایی و شهری را تنظیم کند ، و شبکه همکاری تشکیل دهد، و مهمتر از همه توسعه صنعتی در ناحیه داده شده را هدایت کند.[24] توسعهی شهرکهای علمی و صنعتی مثالی از چنین سیاستهایی است. همانطور که در بحث ناحیه ی صنعتی اشاره شد، شبکهی ایجاد شده از طریق شهرک صنعتی، موهبتهای ناحیه را به طور مثبتی تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین همکاری در تقویت اقتصاد ناحیه بسیار مورد توجه است.[17]
نگاهی کوتاه به ساختار نظام اقتصادی کشور های مختلف، ما را با اهمیت و جایگاه شرکت ها و بنگاه های کوچک و متوسط و شهرکها و نواحی در برگیرندهی آنها بیشتر آشنا خواهد کرد.
هر سازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت های خود به خصوص درمحیطهای پیچیده و پویا نیاز مبرم به نظام ارزیابی دارد. از سوی دیگر فقدان وجود نظام ارزیابی و کنترل در یک سیستم به معنای عدم برقراری ارتباط با محیط درون و برون سازمان تلقی می گردد که پیامد های آن کهولت و در نهایت مرگ سازمان است. ممکن است بروز پدیده مرگ سازمانی به علت عدم وقوع یکباره آن از سوی مدیران عالی سازمان ها احساس نشود. اما مطالعات نشان می دهد فقدان نظام کسب بازخورد امکان انجام اصلاحات لازم برای رشد، توسعه و بهبود فعالیتهای سازمان را غیر ممکن می نماید، سرانجام این پدیده مرگ سازمانی است.[3]
لذا با شناخت آماری شهرکها و رتبه بندی آنها و مقایسه نتایج حاصله با اهداف و چشم اندازهای شرکت شهرکهای، امکان بررسی عملکردی میسر میگردد که آن هم به نوبهی خود در جهت تدوین راهکارهای موثر برای حرکت در مسیر توسعه بخش صنعت به کار میآید.
1-2- تشریح و بیان موضوع
از آنجایی که تحلیل پوششی دادهها کارایی متفاوتی در طول زمان ارائه میدهد و به هیچ پیشفرض اولیه ای درباره مرز کارایی نیاز ندارد لذا در میان تمام روشهای ارزیابی عملکرد، DEA در سازماندهی و تحلیل دادهها بهترین روش است. اما DEA قادر به تفکیک کارایی همهی شرکتها از یکدیگر نیست دلیل این موضوع کم بودن تعداد واحدهای تصمیم گیرنده نسبت به تعداد ورودی و خروجیها است. هرچه این نسبت بیشتر باشد، مدل قدرت تفکیکپذیری بالاتری خواهد داشت. در صورتی که این رابطهی تجربی بین تعداد واحدهای تصمیم گیرنده (DMUs ) و ورودیها و خروجیها برقرار باشد، قدرت تفکیک پذیری مدل مناسب است:
m : تعدادورودیهای هر DMU
s : تعداد خروجیهای هر DMU
n : تعداد DMU ها
n>3(s+m)لذا از آنجایی که روش تحلیل پوششی داده ها در صورت کم بودن تعداد واحد های تصمیم گیرنده (DMU ) با توجه به تعداد ورودی و خروجی ها قادر به تفکیک واحد های تصمیم گیری نمی باشد و در واقع مدل های پایه ای DEA قادر به رتبه بندی کامل واحد ها نیستند، سعی میشود تا از تلفیق تحلیل پوششی داده ها و شبکه های عصبی مصنوعی به منظور اندازه گیری عملکرد واحدهای تصمیم گیرنده استفاده شود به نحوی که مشکل مذکور برطرف گردد.
در این پژوهش سعی شده است معیارهای ارزیابی عملکرد شهرکهای صنعتی استان مازندران تعیین گردد و با استفاده از مدل ترکیبی Neuro-DEA با اندازه گیری کارایی شهرکهای صنعتی این استان و تعیین شهرکهای کارا و ناکارا و همچنین رتبه بندی شهرکها به بهینه سازی شرکت شهرکهای صنعتی استان مازندران از طریق ارزیابی عملکرد کمک گردد.
1-3- ضرورت انجام تحقیق
با توجه به اهمیت کارایی در پیشبرد اهداف یک سازمان ، بررسی همه جانبه آن به ویژه تحلیل ابعاد ریاضی آن به عنوان معیاری برای سنجش عملکرد ، ضرورتی اجتناب ناپذیر می باشد . لذا محاسبه ی کارایی، ارزیابی و رتبه بندی تمام شعب و ادارات زیر مجموعه یک خدمت یا صنعت امری ضروری است ، و لازم است حداقل سالی یکبار عملکرد آنها را بر اساس اصول علمی مورد ارزیابی قرار داد.
آشنایی با مزایای صنایع کوچک، ما را با اهمیت و جایگاه شهرکها و نواحی صنعتی آشنا خواهد کرد.
شرکت های کوچک از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار بوده و کار آفرینی، خلاقیت و نوآوری بیشتری در آنها صورت میپذیرد. این شرکت ها راحتتر میتوانند خود را با تغییرات پرشتاب محیطی تطابق داده و نسبت به مولفه های محیطی همچون عوامل اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، سیاسی و قانونی سریعتر واکنش نشان دهند.
علاوه براین صنایع کوچک عامل جذب و اشتغال بخش عظیمی از جمعیت کشورها و آموزش و تربیت نیروی کار ماهر هستند. تامین نیروی انسانی متخصص برای شرکت های بزرگ ، غالبا ً توسط صنایع کوچک صورت می گیرد . این مسئله به صورت یکی از مشکلات کنونی این گونه بنگاه ها درآمده است، زیرا غالب افراد متخصص پس از کسب تجربه در شرکت های کوچک ، جذب صنایع بزرگتر و جذابتر می شوند.
از آنجا که صنایع کوچک در مقایسه با صنایع بزرگ، باسرمایه کمتری می توانند ایجاد اشتغال کنند، تعداد مشاغلی که این دسته از شرکت ها ایجاد می کنند بیشتر از شرکت های بزرگ است.
جذب و پذیرش کارکنان با شرایط خاص در این بنگاهها با سهولت بیشتتری صورت می گیرد. این شرکت ها توانسته اند امکان اشتغال برای افراد جوان، سالمندان، زنان، کارکنان پاره وقت و حتی افراد معلول نیز فراهم کنند.
در این گونه بنگاه ها به راحتی می توان بدون نیاز به برنامه ریزی و تغییرات گسترده در ساختار، گروه های میان وظیفه ای یا گروه های کاری با ترکیبی از متخصصان مختلف را گردهم آورد.
هزینهی بیرون آمدن از صنعت برای این گونه شرکتها در مقایسه با شرکتهای بزرگ کمتر است از این رو بسیاری از کشورهای جهان توجه خاصی به این گروه از بنگاه ها دارند و با مطالعه و بررسی در مورد مسائل و مشکلات آنها سعی در استفاده از مزیتهای گوناگونی دارند که این شرکتها ایجاد میکنند. در این راستا فراهم کردن محیط یا بستر توسعهی صنعتی، نخستین الزام در گذار به توسعهی این نوع صنایع میباشد. حرکت در این مسیر در گروی اجرای فرآیند (شناخت، برنامهریزی، اقدام و اصلاح ) به صورت مستمر و دورهای میباشد.
لذا شهرک های صنعتی نقشی اساسی در پیشبرد مقاصد شرکت شهرک های صنعتی استان ها و به دنبال آن سازمان صنایع کوچک و شهرک های صنعتی کشور ایفا می کند. لذا با شناخت آماری شهرکها و رتبه بندی آنها و مقایسه نتایج حاصله با اهداف و چشم اندازهای شرکت، امکان بررسی عملکردی، میسر میگردد که آن هم به نوبهی خود در جهت تدوین راهکارهای موثر برای حرکت در مسیر توسعه بخش صنعت به کار میآید. بدیهی است که وجود کارایی مناسب در شرکت شهرکهای صنعتی هر استان ، موجب بهبود وضعیت سازمان خواهد شد و این مهم جز با ارزیابی دقیق و صحیح واحد های تحت پوشش میسر نخواهد شد.
1-4- فرضیات تحقیق
از آنجایی که هدف ارزیابی عملکرد و کارایی شرکت های گاز استانی با مدل ترکیبی Neuro-DEA یا برخی تکنیک های آماری می باشد لذا این تحقیق فاقد فرضیه می باشد.
1-5- اهداف اساسی از انجام تحقیق
هدف اولیه این تحقیق طراحی و تبیین مدل ارزیابی عملکرد و کارایی شهرکهای صنعتی استان مازندران می باشد.از دیگر اهداف تحقیق می توان به موارد زیر اشاره کرد:
تعیین معیار های ارزیابی عملکرد شهرک های صنعتی.
اندازه گیری کارایی شهرک های صنعتی و تعیین واحد های کارا ناکارا.
کمک به بهینه سازی شرکت شهرک های صنعتی استان مازندران از طریق نظام ارزیابی عملکرد و رتبه بندی شهرک های صنعتی استان.
1-6- محدودیتهای انجام تحقیق
در این پژوهش، هدف ارزیابی عملکرد شهرک های صنعتی استان مازندران به عنوان مهمترین زیرمجموعه شرکت شهرک های صنعتی این استان است که از محدودیت های بزرگ بر سر راه این تحقیق مشکلات عدیده در متقاعد کردن مدیران و مسئولین ستادی جهت در اختیار گذاشتن اطلاعات مربوط به برخی از معیارها می باشد که بالاجبار این معیارها حذف شدهاند . از دیگر محدودیت های این تحقیق تعداد اندک واحدهای مورد بررسی (25 شهرک) در مقایسه با تعداد ورودیها و خروجیها می باشد و این امر باعث می شود مدل تحلیل پوششی داده ها در تفکیک پذیری شرکت ها از نظر کارایی ضعیف عمل کند که با بکارگیری مدلها و تکنیکهای ترکیبی شبکههای عصبی مصنوعی و تحلیل پوششی دادهها در نهایت جواب های قابلقبولی حاصل می گردد. همچنین عدم ثبت دقیق اطلاعات مربوط به امکانات زیر بنایی در برخی از شهرک ها تنها بخشی از محدودیتهای تحقیق به شمار می رود.
1-7- محتوای تحقیق
در فصل بعدی پیشینه ای از ارزیابی عملکرد و تحلیل پوششی داده ها و شبکه های عصبی آورده شده است و کلیات این روشها مطرح گردیده است همچنین مروری بر پژوهشهای انجام شده با رویکرد Neuro-DEA آورده شده است فصل سوم شامل روش تحقیق انجام گرفته می باشد و به تفصیل درباره الگوریتم استفاده شده و مدلهای DEA و شبکه عصبی استفاده شده در این الگوریتم بحث میکند. فصل چهارم به حوزهی تحقیق میپردازد و نتایج و یافته های تحقیق نیز در این فصل آورده شده است. در نهایت فصل پنجم به نتیجه گیری و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی اختصاص یافته است.
فصل دوم :
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
همانطور که قبلا گفته شد، باید در استفاده از DEA برای ارزیابی عملکرد سایر واحد های تصمیم گیرنده احتیاط کرد. وجود این مسأله باعث شده است که اخیراً شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان جایگزین خوبی برای برآورد مرزهای کارا جهت تصمیمگیری به کار گرفته شود[25] زیرا ماهیت عملکرد شبکه های عصبی به دلیل قدرت یاگیری و تعمیمپذیری به گونهای است که در برابر دادههای پرت و اغتشاشات حاصل از اندازهگیری غیردقیق دادهها مقاومتر عمل می کنند.[7]
2-2- ارزیابی عملکرد
2-2-1- مقدمه
ارزیابی عملکرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتی اطلاق می گردد که به منظور افزایش سطح استفاده بهینه از امکانات و منابع در جهت دستیابی به اهداف به شیوه اقتصادی توأم با کارایی و اثربخشی صورت می گیرد. به طوری که ارزیابی عملکرد در بعد "نحوه استفاده از منابع" اساساٌ در قالب شاخصهای کارایی بیان می شود. اگر در ساده ترین تعریف نسبت خروجی به ورودی را کارایی بدانیم، نظام ارزیابی در واقع میزان کارایی تصمیمات مدیریت در خصوص استفاده از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار می دهدکه عمده ترین شاخص آن صرفه اقتصادی یا بهینه بودن فعالیتها است. از سوی دیگر ارزیابی عملکرد در بعد "سازمانی" معمولاً معرف اثربخشی فعالیتهاست، منظور از اثربخشی، میزان دستیابی به اهداف و برنامهها با ویژگی کارا بودن فعالیتها و عملیات میباشد. به عبارت دیگر درجه یا میزانی که سازمان به اهداف مورد نظر خود نائل می آید را اثر بخشی گویند و بر اساس محاسبه آن به روشهای زیر حدود یا میزانی که اهداف چند گانه (چه رسمی و چه عملیاتی) تامین شده اند اندازهگیری می گردد:[2].
- روش مبتنی بر تامین هدف.
- روش مبتنی بر فرآیند درونی.
- روش مبتنی بر تامین منابع.
- روش مبتنی بر تامین رضایت ذینفعان.
به طور کلی نظام ارزیابی عملکرد را می توان فرآیند سنجش و اندازهگیری و مقایسه میزان و نحوه دستیابی به وضعیت مطلوب دانست. با توجه به تعاریف فوق و اهداف ما از ارزیابی عملکرد، می توان تعریفی به شرح زیر ارایه نمود:
فرآیند سنجش جامع عملکرد بنگاه ها در قالب عباراتی نظیر کارایی، اثربخشی، توانمندسازی و قابلیت پاسخگویی،
در چارچوب اصول و مفاهیم علمی مدیریت برای تحقق اهداف و وظایف سازمانی و در قالب برنامههای اجرایی[2].
2-2-2- پیشینه ارزیابی عملکرد و بررسی دیدگاههای مختلف
تاریخچه ارزیابی عملکرد به گذشته های بسیار دور برمیگردد. در واقع از همان زمان که انسان زندگی گروهی را آغاز و پدیده تقسیم کا را در شکل بسیار ابتدایی مقرر داشت، به نوعی موضوع ارزیابی را مد نظر داشته است. اما استفاده از نظام های ارزیابی به صورت رسمی به قرن نوزدهم برمی گردد. در این دوره از ابزار های بسیار ابتدایی برای ارزیابی سطح کیفی ستاده سازمان استفاده میشد اما در دوره حاضر عملکرد در مقایسه با گذشته به مراتب تکاملیافته تر بوده و همسو با الگوی تحول اندیشههای مدیریت، ماهیت و کارکردهای آن توسعه یافته است [2].
به طور کلی در بررسی ماهیت وجودی ارزیابی عمللکرد با دو دیدگاه مواجه هستیم: نخست نگرش سنتی به ارزیابی که در آن مهمترین هدف ارزیابی، قضاوت و یادآوری عملکرد است و دیگری، نگرش نوین که در آن بر شناخت، رشد و بهبود عملکرد توجه میشود به طوری که یادگیرندگی پویا وجه ممیزه اصلی آن میباشد.
در نگرش سنتی، معیارهای عملکرد مبتنی بر فنون حسابداری هزینه (فنون مالی) است که با توجه به ماهیتش محدودیتهای زیادی دارد. از جمله این که بیشتر معیارها مبتنی بر داده های خروجی است. عملکرد اغلب به صورت جزیرهای و در حوزههای جداگانه مورد مطالعه و پیگیری قرار میگیرد. از سوی دیگر اطلاعات حسابداری هزینه در به تصویر کشیدن عملکرد فرآیند ناتوان می باشند چرا که در به حساب آوردن دیدگاه مشتری1 (اعم از داخلی و خارجی) دارای نقصند. فنون حسابداری هزینه بیشتر با محیط مبتنی بر فناوری سطح پایین و حجم نیروی کار زیاد مرتبط است. به علاوه این که معیارهای عملکرد مبتنی بر نتایج مالی برای انجام اقدامات اصلاحی در سطح صف بسیار کُند عمل می کنند.
از این رو به معیارهای جدید عملکرد نیاز است زیرا:
- نگرش مدیریت از حالت مدیر محوری به مشتری محوری تغییر یافته است.
- برخلاف معیارهای سنتی، معیارهای جدید همچون هزینه، کیفیت و زمان می تواند منجر به اصلاحات و اقدام عملی شود.
- معیارهای عملکرد باید با فرهنگ سازمان سازگار باشد.
- سنجش از طریق فرآیند، ظرفیت سازمان را تعیین و مدیران را در تعریف عوامل رقبت توانا میسازد.
- مسیر استراتژیک را مورد پشتیبانی و حمایت قرار داده و دستیابی به اهداف را تسهیل می نماید؛ و ...
به طور مشخص وجه تمایز دیدگاه نوین ارزیابی عملکرد با دیدگاه سنتی بر اساس سه عامل فلسفه، محتوا و کارکرد بنا نهاده شده است[2 ]. جدول 2-1 تفاوت های دو نگرش فوق را در ابعاد مختلف نشان می دهد:
جدول 2-1 تفاوت های دو نگرش نوین و سنتی ارزیابی عملکرد[3]و[8]

برخی از صاحب نظران تفاوت این دو رویکرد را در این می دانند که در سیستمهای سنتی تاکید بر روی افراد به عنوان کلید ارزیابی است ولی در سیستمهای مدرن تاکید بر روی فرایندها است. به نظر می رسد چنانچه سازمان ها هدف اساسی از انجام ارزیابی را که همانا رشد، توسعه و بهبود عملکرد فعالیت هاست دریافته و بدانند که پدیده قضاوت و مچگیری در آن جایگاهی ندارد، در این صورت خود به استقبال نظام ارزیابی رفته و به طور مرتب در جهت بهبود ساز و کار های آن تلاش خواهند کرد[2].
2-2-3-معیارها و تکنیکهای ارزیابی و اندازهگیری عملکرد
مقدمه
سنجش عملکرد سازمان ها و دولت ها از گذشتههای دور مورد توجه مدیران و دولتمردان قرار داشته است به طوری که در سال 1688 میلادی شاه گریکوری برای مقایسهو ارزیابی عملکرد اقتصادی کشورهای انگلستان، هلند و فرانسه در آمد و هزینه ملی این کشور را مورد مقایسه قرار داده است و پس از آن محققان دیگری در این زمینه تحقیق نموده اند که حاصل این تلاشها، یافتن راه های گوناگونی جهت ارزیابی و مقایسه عملکرد نظامهای مختلف بوده که از آن جمله موارد ذیل قابل ذکر می باشد.
الف) ارزیابی عملکرد بر اساس ماموریتها و اهداف
ب) ارزیابی عملکرد بر اساس انتظارات ذینفعان
ج) ارزیابی عملکرد بر اساس شاخصهای کمی
از بین روش های فوق روش شاخص های کمی که در آن با استفاده از دادههای آماری عملکرد سازمانها، شرکتها و مدیران در چارچوب مدل های معتبر ارزیابی میگردد مورد استفاده فراوان مدیران و مهندسان قرار گرفته است. این شیوه روی اندازه گیری های کمیت تمرکز داشته و نوعاً ورودیها، منابع و کارایی را همانند خروجی و اثربخشی، همچنین بهرهوری که برآیند آنهاست اندازهگیری می کند [9]
2-2-3-1- معیارهای ارزیابی عملکرد
معیارهای ارزیابی عملکرد به دو گروه عمده تقسیم می شوند: 1- معیار های عام 2- معیارهای خاص
معیارهای عام: منظور معیارهایی است که بر اساس اصول عقلی و تفکر منطقی قابل استنباط و استخراج هستند و این گروه از معیارها را از طریق تعلیم و تربیت رسمی و کار عملی می توان کسب کرد.
معیارهای خاص: این معیارها تنها از طریق دستیابی به اهداف یک پروژه یا صنعت خاص قابل استنتاج هستند[2].
اهمیت معیارهای ارزیابی عملکرد
در همه موارد بایستی معیارهایی برای اندازهگیری تدارک دید. شناخت معیارها و اندازه مطلوب آنها درباره بسیاری از فعالیتها کاری مشکل است. انجام ارزیابی عملکرد نیازمند وجود معیارهای پذیرفته شدهای است که بتوان کارایی، رعایت صرفههای اقتصادی، اثربخشی و کفایت اطلاعات منتشره را با آن سنجید. برقراری این معیارها برای هر رشته از فعالیت و در حوزه جغرافیایی و محیط سیاسی و اجتماعی مشکل خواهد بود. با این همه در ادبیات معروف به ارزیابی جامع گامهایی برای تعیین محاسبه و سنجش شاخص ها برداشته شده است.
2-2-3-2- تکنیک های شناخته شده در ارزیابی عملکرد
تکنیک های متنوعی برای ارزیابی عملکرد استفاده می گردد که در ادامه آورده شده است. در مرجع [2] این پژوهش جزئیات این تکنیک ها به تفصیل بیان شده است.در اینجا کلیاتی از هر تکنیک مطرح میگردد.
تکنیک ABC(1987)
مدل سینک و تاتل (1989)
مدل نتایج و تعیین کننده ها
هرم عملکرد (1999)
تکنیک ) BSC (1992)
فرآیندهای کسب و کار (1996)
مدل تعالی سازمان
تحلیل ذینفعان(2001)
تکنیک ABC(1987)
ABC یا هزینهیابی بر مبنای فعالیت، رویکردی در هزینه یابی است. ABC هزینه فعالیتهای درون یک شرکت را به جای ارتباط دادن به نواحی عملیاتی، به تولید یک محصول خاص مربوط می سازد. اعتقاد بر آن است که ABC منجر به شناخت دقیق تر هزینه ها نسبت به تخصیص سنتی هزینه می شود. مثالهای چندی نشان میدهد که این روش برای قیمتگذاری محصول، تصمیمگیری تولید، کاهش هزینههای سربار و بهبود مستمر ارزشمند و پرکاربرد باشد. اما برای محیط های امروزی سیسیتم های ارزیابی عملکرد پیچیده تر که هم اهداف عملکردی هزینهای و هم غیر هزینهای را شامل می شود، پیشنهاد می گردد[38].
مدل سینک و تاتل (1989)
در این مدل، عملکرد یک سازمان ناشی از روابط پیچیده بین هفت شاخص عملکرد می باشد که عبارتند از: 1- اثربخشی 2-کارایی 3-کیفیت 4- بهرهوری 5- کیفیت زندگی کاری 6-نوآوری 7-سودآوری
محدودیت های این مدل عدم توجه به انعطافپذیری و مشتریان که یکی از ضروریات دههی اخیر است، می باشد.
ماتریس ارزیابی عملکرد (PPM)
نقطه قوت این مدل مورد توجه قرار دادن جنبه های مختلف عملکرد سازمانی شامل جنبه های مالی و غیر مالی و جنبه های داخلی و خارجی به صورت یکپارچه می باشد. اما این مدل به صورت آشکار ، روابط بین جنبه های مختلف عملکرد سازمانی را نشان نمی دهد[38]
جدول 2-2 ماتریس ارزیابی عملکرد[2]
غیر مالی مالی
خارجی تعداد تکرار خرید
تعداد شکایتهای مشتریان
میزان سهم بازار وضعیت هزینه های رقابتی
هزینههای مربوط بهR&D
داخلی سیکل زمان طراحی
درصد تحویل های به موقع
تعداد محصولات جدید هزینه طراحی
هزینه مواد
هزینه تولید

مدل نتایج و تعیین کننده ها
این مدل کمبود ماتریس عملکرد را مرتفع میسازد، چارچوب نتایج و تعیینکنندهها بر این فرض استوار است که دو نوع شاخص عملکرد پایه در هر سازمانی وجود دارد. شاخصهایی که به نتایج مربوط می شوند و آنهایی که بر تعیین کنندههای نتایج تمرکز دارند.
هرم عملکرد( (1999)
یکی از نیازمندی های PMM وجود رابطه شفاف بین شاخص های عملکرد در سطوح سلسله مراتبی مختلف سازمان است که مدل هرم عملکرد ایجاد این رابطه را دربرمیگیرد. هدف هرم عملکرد ایجاد ارتباط بین استراتژی سازمان و عملیات آن است[کریمی1385].مهمترین نقطه قوت هرم عملکرد تلاش آن برای یکپارچه سازی اهداف سازمان با شاخصهای عملکرد عملیاتی میباشد. اما این رویکرد هیچ مکانیزمی برای شناسایی شاخصهای کلیدی عملکرد ارائه نمیدهد و همچنین مفهوم بهبود مستمر در این مدل وجود ندارد[2].
تکنیک BSC (1992)
برای اطمینان از موفقیتهای آینده، سازمانها باید هم به جنبه های مالی و هم به جنبه های غیرمالی توجه کنند. این کار تنها زمانی ممکن است که فرآیندهای داخلی سازمان، مزیت های رقابتی منحصر به فردی برای آن ایجاد نماید تا بتوان به اهداف کسب و کار خود دست یابد. به علاوه سازمانها باید بتوانند به صورت دائم ارزش افزایی کرده و بهبود یابند که این کار تنها با سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی آنها امکان پذیر است. لذا تکیه بر شاخصهای اندکی که تنها نگاهی مقطعی و سطحی به عملکرد دارند نمیتواند این خواسته ها را فراهم نماید. بنابراین یک نمایش متوازن از نتایج می تواند رویکردی مناسب برای ارزیابی عملکرد باشد. [Tangen,et al, 1999] ( کارت امتیازی متوازن این نمایش متوازن را فراهم میسازد.)[2]
معیارهای سنتی عملکرد مالی در دوران صنعتی به خوبی کار می کردند. اما با توانایی ها و توانمندی های امروزهی شرکتها مناسبتی ندارند. از هنگامی که مدیران و متخصصین سعی در جبران کمبود ها و روش های اندازه گیری عملکرد شرکت ها نمودند، برخی تلاش خود را بر روی مناسبتر کردن معیارهای مالی متمرکز نمودند و دیگران اعلام داشتند که معیارهای مالی را باید فراموش کرد چرا که بهینه سازی معیارهای عملیاتی مانند زمان گردش کار و کاهش درصد کالاهای معیوب خود به خود باعث می شود که نتایج مالی مناسبتری به دنبال بیایند.
هاپ وود (1972) در یک تحقیق زمینه تاثیر دادههای حسابداری بر تشدید مسائل و مشکلات مربوط به ارزیابی عملکرد را بررسی و به عدم کفایت شاخص های سنتی حسابداری/ مالی ارزیابی عملکرد اشاره کرد که دلائل آن به شرح زیر است:
فقدان جامعیت شاخصها
مبهم و نادقیق بودن سیستم های حسابداری ارزیابی عملکرد
توجه صرف به شاخصهای نتیجهگرا

متن کامل در سایت امید فایل 

تاکید بیش از حد بر عملکرد کوتاه مدت
و همین طور فرضیهها و یافتههایی که بعداً بر مبنای مطالعات هاپوود شکل گرفتند، این نتیجه را داشتند که تکیه صرف بر شاخص های عملکرد حسابداری مالی، پیآمدهای زیانباری مانند عدم توافق و تضاد سرپرستان(ارزیابان) و کارکنان(ارزیابی شوندگان ) را به همراه دارد[اوتلی و پولانن2000 و هارتمن2000 ]. همچنین مطالعات دیگر شواهد مشابهی داشته است و نتایج منفی مانند تنشهای شغلی و عدم اعتماد به سرپرستان بر اثر تمرکز خاص بر شاخصهای سنتی حسابداری مالی عملکرد گزارش شده است[وونگ اون وینگ و همکاران،2006 ].
روبرت کاپلان و دیوید نورتن اساتید حسابداری دانشگاه هاروارد، با درک محدودیتهای ارزیابی عملکرد با شاخصهای مالی، در ژانویهی سال 1992 با چاپ مقالهای تحت عنوان (سنجه هایی که محرکه های عملکردند)، در «مجله بازاریابی هاروارد» کارت متوازن امتیازی را به عنوان ابزار مدیریتی نوین برای ارزیابی عملکرد معرفی کردند[کاپلان و نورتن 1996]. در سالهای 1993، 1994 و 1996 با چاپ سه مقاله دیگر، کارت امتیازی متوازن را به ابزاری برای تدوین استراتژیها، تسریع آنها در سازمان و کنترل مدیریت توسعه دادند[کاپلان و نورتن، 1993]
امروزه کارت امتیازی متوازن به عنوان یکی از 15 ابزار مدیریتی پرکاربرد، کم خطا و موثر بین مدیران شرکت های مختلف در 22 کشور دنیا شناخته شده است. تحقیقات نشان می دهد حدود 70 درصد شرکتهای آمریکایی از این ابزار بهره برده اند یا در صدد استفاده از آن هستند. زمینه زیربنایی کارت امتیازی این است که هیچ معیارمنفردی نمیتواند بازتاب شفافی از عملکرد یک سازمان باشد[ بنیان اروپایی مدیریت کیفیت 2002 ].
عبارت متوازن در کارت امتیازی متوازن به معنای زیر است:
ایجاد توازن بین شاخص های مالی و غیر مالی
ایجاد توازن بین شاخص های درونگر و شاخصهای برونگر
ایجاد توازن بین شاخص های پیشرو . شاخصهای پسرو
یکی از مشهورترین و شناخته شده ترین مدلهای PMM مدل کارت امتیازی متوازن می باشد که توسط کاپلن و نورتن در سال 1992 ایجاد و سپس گسترش و بهبود یافته است . این مدل پیشنهاد می کند که به منظور ارزیابی عملکردهر سازمانی بایستی از یک سری شاخص های متوازن استفاده نمود تا از این طریق مدیران عالی بتوانند یک نگاه کلی چهارجانبه مهم سازمانی داشته باشند. این جنبه های مختلف، پاسخگویی به چهار سوال اساسی زیر را امکانپذیر می سازد.[2]
نگاه ما به سهامدارانمان چگونه است؟(جنبه مالی)
در چه زمینه هایی باید عالی عمل نماییم؟(جنبه داخلی کسب و کار)
نگاه مشتریان به ما چگونه است؟(جنبه مشتری)
چگونه می توانیم به بهبود و خلق ارزش ادامه دهیم؟(جنبه یادگیری و نوآوری)
فرآیندهای کسب و کار (1996)
چارچوب های دیگری نیز وجود دارند که مدیران را تشویق میکنند تا به جریانات افقی مواد و اطلاعات در بین سازمان توجه بیشتری نمایند. برای مثال می توان (فرآیندهای کسب و کار) را نام برد که توسط ((براون)) پیشنهاد شده است. این چارچوب تفاوت بین شاخص های ورودی، فرآیند، خروجی و نتایج را برجسته نموده است.[2]
مدل تعالی سازمان
چارچوب EFQM شامل دو دسته عوامل جدا از هم است که به صورت کلی به توانمندسازها و نتایج تقسیم می شوند. تئوری سازنده و پشتیبان این چارچوب این است که توانمندسازها مانند اهرمهایی هستند که مدیران میتوانند از آن برای رسیدن سریع تر به نتایج آتی استفاده کنند. یکی از نقاط ضعف این مدل مشکل عملیاتی نمودن آن است، چرا که عبارتها و مفاهیم به کار رفته در این مدل به قدری باز و کلی است که به گونههای مختلفی می توانند تفسیر شوند و هر سازمانی قادر خواهد بود با این سر عنوانها، شاخصهای ارزیابی متفاوتی را ایجاد نماید.[38]، [2]
تحلیل ذینفعان(2001)
طراحی PMM با شناخت اهداف و استراتژیهای سازمان شروع میشود و به همین دلیل است که BSC طراحی PMM را با این سوال شروع می کند که"خواسته های ذینفعان ما چیست؟"
در واقع مدل BSC به طور ضمنی فرض می کند که تنها سهامداران هستند که بر اهداف سازمان اثر گذارند و دیگر ذینفعان در تعیین اهداف نقشی ندارند.به بیان دیگر این مدل تأثیر دیگر ذینفعان برسازمان را نادیده گرفته است. البته BSC نقش دیگر ذینفعان نظیر مشتریان کارمندان را نیز در نظر میگیرد، ولی تنها به اثرگذاری آنها در توانایی سازمان برای رسیدن به اهدافش توجه میکند و چارچوبی تحلیلی را برای مشخص کردن تمامی ذینفعانی که ممکن است اهداف سازمان را مورد تأثیر قرار دهند و یا در توان رسیدن به این اهداف در محیطی خاص اثرگذار باشند ارائه نمی نماید. عدم توجه به تفاوتهای اثرگذاری ذینفعان مختلف در محیطهای مختلف یکی از دلایل اساسی عدم موفقیت برخی شرکتهای بزرگ در استفاده از این مدل است[Atkinson, et al, 1997].

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *