–43

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رشت
دانشکده مدیریت و حسابداری
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشدM.A.
گرایش : تحول
عنوان:
بررسی رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
استاد راهنما:
دکتر محمد هادی عسگری
نگارش:
زهره پوربخش قاسم آبادی
زمستان92
“شکر شایان نثار ایزد منان که توفیق را رفیق راهم ساخت تا این پایان نامه را به پایان برسانم” . از استاد فاضل و اندیشمند جناب آقای دکتر عسگری به عنوان استاد راهنما که همواره من را مورد لطف خود قرار داه اند ودر تمامی مراحل این پایان نامه مرا یاری فرمودند کمال تشکر را دارم..
تقدیم به پـــــــــدر و مــــــــادر عزیز ، دلسوز و مهربانم که همیشه پشتوانه من در زندگی بوده اند و آرامش روحی و آسایش فکری فراهم نمودند تا با حمایت های همه جانبه در محیطی مطلوب ، مراتب تحصیلی و نیز پایان نامه درسی را به نحو احسن به اتمام برسانم ، سپاسگزاری  می نمایم.
فهرست
فهرست مطالب
عنــــــــوان مطالب
صفحه
چکیده
فصل اول:کلیات تحقیق1
مقدمه2
بیان مسئله3
اهمیت و ضرورت تحقیق5
اهداف تحقیق6
فرضیه های تحقیق7
چهار چوب نظری تحقیق7
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق8
قلمرو تحقیق11
فصل دوم :ادبیات وپشینه تحقیق12
2-1) بخش اول :
2-1-1 ) مقدمه13
2-1-2 ) تعاریف و مفهوم مدیریت دانش14
2-1-3) نگاهی بر سیل تحول مدیریت دانش18
2-1-4 ) اهمیت مدیریت دانش21
2-1-5) نظریه ها وفرایند های مدلهای مدیریت دانش24
2-1-6 ) اثرات ومزایای مدیریت دانش در سازمان ها26
بخش دوم:
2-2-1) مقدمه30

فهرست
فهرست مطالب
عنــــــــوان مطالب
صفحه
2-2-2) تعریف و مفهوم نوآوری و نوآوری محصول31
2-2-3 ) سیر تحول نوآوری43
2-2-4) اهمیت نوآوری محصول35
2 -2-5) نظریه ها و نوآوری محصول و نوآوری سازمانها38
2-2-6) مدلهای نوآوری 42
2-2-7) اثرات نوآوری محصول بر سازمان46
2-3 ) رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول47
2-4) پیشینه تحقیق53
فصل سوم: روش اجرای تحقیق61
3-1 ) مقدمه62
3-2 ) روش تحقیق62
3-3) جامعه آماری ، روش نمونه گیری و حجم نمونه63
3-4 ) روش ها و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات63
فهرست
فهرست مطالب
عنــــــــوان مطالب
صفحه
3-5 ) روایی و پایایی گردآوری داده ها64
3-6 ) روش تجزیه و تحلیل داده هاو اطلاعات 64
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات66
4-1) مقدمه 67
4-2) بخش توصیفی داده های آماری67
4-3 ) بررسی نرمال بودن متغیرها75
4-4) بخش استنباطی داده ها واطلاعات76
فصل پنجم: بحث نتیجه گیری و پیشنهادات82
5-1) مقدمه 83
5-2) خلاصه تحقیق:84
5-3) نتایج آمارتوصیفی85
5-4) نتایج آماراستنباطی85
5-5) محدودیتهای تحقیق87
5-6) پیشنهادات براساس یافته های تحقیق87
5-7) پیشنهادات برای تحقیقات آتی88
منابع فارسی89 منابع انگلیسی95
فهرست
فهرست اشکال
عنــــــوان مطالب
صفحه
شکل (1-1) مدل تحقیق 8
شکل (2-1) مدل چرخشی نوناکا تاکوچی مدیریت دانش26
شکل(2-2) طبقه بندی نوآوری32
شکل(2-3) مدل تلفیقی پلسک43
شکل(2-4) بخش داخلی موتور فرضی نوآوری43

فهرست
فهرست جدول
عنــــــوان تحقیق
صفحه
جدول (2-1) گاه شمار مدیریت دانش20
جدول (2-2) مدلهای مدیریت دانش25
جدول (2-3) طبقه انواع نوآوری سازمانی34
جدول (4- 1) توصیف متغیرجنسیت پاسخ دهندگان67
جدول (4- 2) توصیف سابقه خدمت در بین پاسخ دهندگان68
جدول (4- 3) توصیف متغیرتحصیلات پاسخ دهندگان69
جدول ( 4-4) توصیف متغیر نوآوری محصول70
جدول (4-5) توصیف متغیر مدیریت دانش71
جدول ( 4-6) توصیف متغیر تسهیم دانش داخلی72
جدول (4-7) توصیف متغیر اکتساب دانش خارجی 73
جدول (4-8) توصیف متغیر اکتشاف دانش74
جدول ( 4-9) نتایج آزمون کولموگراف-اسمیرنوف75
جدول (4-10) ضریب همبستگی بین مدیریت دانش و نوآوری محصول76
جدول (4-11) ضریب همبستگی بین تسهیم دانش داخلی و نوآوری محصول جدول 77
جدول (4-12) ضریب همبستگی بین اکتساب دانش خارجی و نوآوری محصول78
جدول (4-13) ضریب همبستگی بین اکتشاف دانش و نوآوری محصول79
جدول (4-14) نتایج رگرسیون چندگانه80

فهرست
فهرست نمودار
عنــــــوان تحقیق
صفحه
نمودار (2-1) گونه شناسی نوآوری محصول39
نمودار (4- 1) نمودار میله ای جنسیت پاسخ دهندگان67 نمودار (4-2) نمودار میله ای سابقه خدمت در بین پاسخ دهندگان69
نمودار (4-3) نمودار میله ای تحصیلات پاسخ دهندگان70
نمودار (4-4) هیستوگرام متغیر نوآوری محصول71 نمودار ( 4-5) هیستوگرام متغیر مدیریت دانش72
نمودار (4- 6) توصیف متغیرتسهیم دانش داخلی73
نمودار (4- 7) توصیف متغیراکتساب دانش خارجی74
نمودار (4- 8) توصیف متغیراکتشاف دانش75
ضمائم وپیوست ها:100
ب-1) پرسشنامه تحقیق 102
ب-2) خروجی رایانه در خصوص تجزیه تحلیل داده ها103
ب-3) آزمون همبستگی 110

چکیده:
با توجه به تغییرات سریع ،سازمان ها دریافته اند که کاربرد مؤثر از سرمایه ها و منابع دانش متعدد و گسترده این توانایی را به آنها می دهد که نوآوری کنند و پاسخگوی انتظارات و نیازهای تازه مصرف کنندگان و همچنین تحولاتی که در شرایط رقابتی و تکنولوژیک پیش می آید باشند، مدیریت دانش تصمیم گیری با کیفیت بالاتر را تایید کرده و اطمینان می دهد که ارزشها و مشارکت دارایی های ذهنی به اندازه کافی کارا بوده و باعث بهربرداری می شود ، هدف این مطالعه بررسی رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری محصول وهمچنین تاثیرمؤلفه های مدیریت دانش به روی نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان می باشد،در تحقیق حاضر از ابزار پرسشنامه ،وتعداد (278)نمونه استفاده شده این تحقیق از روش توصیفی وآزمون های پارامتریک و ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون و از نمونه گیری تصادفی در دسترس استفاده شده نتایج نشان میدهد که رابطه مثبت و مستقیم، بین مدیریت دانش و نوآوری محصول وجود دارد به عبارت دیگر هرچه مدیریت دانش در سازمان بهبود یابد نوآوری محصول نیز افزایش خواهد یافت وبین مولفه های مدیریت دانش ونوآوری محصول هم رابطه مثبت ومستقیم وجود دارد به ترتیب اکتشاف دانش، اکتساب دانش خارجی و تسهیم دانش داخلی بیشترین تاثیر را بر روی نوآوری محصول می گذارند. سازمانها با استفاده از اشتراک گذاری اطلاعات ، دانش تکنولوژیک جدید و ویادگیری از الگو ها ومدل ها می توانند نوآوری محصول داشته باشند.
واژگان کلیدی : مدیریت دانش ، نوآوری ، نوآوری محصول
فصل اول
مقدمه
در اکثر شرکت ها، توسعه محصولات و خدمات جدید یک فرایند تصادفی و بدون برنامه به حساب می آید. بجای ایجاد ساختارهای منظم برای استخراج ایده های جدید و توسعه و انتخاب هم زمان از میان آنها، این فرایند غالباً موقتی و بدون برنامه است. تنها در بخش های انگشت شماری یک رویکرد ساخت یافته برای توسعه خدمات جدید وجود دارد. شرکت هایی که فرایند نوآوری شان را به شکل ساخت یافته تری انجام داده اند و از بی برنامگی آن جلوگیری کرده اند، بهتر می توانند فرصت های نوآوری را شناخته و فرایند توسعه محصول/خدمات جدید را مؤثرتر و کاراتر سازمان دهی کنند. بنابراین، نوآوری موفق در محصولات/خدمات باید رخدادی قابل کنترل باشد.(سلیمی و نصیری،1386).کاربرد کار آمد مؤثر مدیریت دانش مزیت رقابتی را افزایش می دهد و موفقیت سازمانی را ارتقاء می بخشد مدیریت دانش امروزه بیش از بیش مهم تلقی می شود چون سازمان ها دریافته اند که کاربرد مؤثر از سرمایه ها و منابع دانش متعدد و گسترده این توانایی را به آنها می دهد که نوآوری کنند و پاسخگوی انتظارات و نیازهای تازه مصرف کنندگان که سریعاً درحال تغییرات است باشند (سانداوالیا و دالچر، 2010 ). مشخص کردن عوامل تعیین کننده نوآوری فناوری در شرکت ها به یک موضوع جالبی در تحقیقات تجربی در زمینه نوآوری می باشد. این موارد کلا از نقطه نظر جنبه اقتصاد صنعتی و جنبه مدیریت اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است.بررسی ها در حوزه اقتصاد صنعتی از این فرضیه شروع شده است که سطح نوآوری در شرکت می تواند به صورت ویژگی های ساختاری یک صنعت توضیح داده شود. و این موارد نیز امکان پذیر می باشد تا قابلیت الگوی کلی از تغییرات فناوری مربوط به صنایع خاص را مد نظر قرار داده یا به صورت کلی این موارد را کنار بگذاریم. این موارد شامل بررسی تاثیر ویژگی های یک صنعت مانند فرصت های موجود در بازار، مناسب بودن شرایط و … می باشد.(وگا و همکاران،2008).
مدیریت دانش به عنوان ساز و کار اعمال فرآیندهایی در سطح فردی،گروهی و سازمانی جهت ایجاد شرایطی که دانش و اطلاعات بتواند در زمان مناسب در اختیار افراد قرار بگیرد،تا کنون در محافل علمی و سازمانی مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است.عمده این تحقیقات پیرامون زیر ساخت‌ها، فرآیندها، ساز و کارها، ابزارها و در موارد محدودی اثر آن بر برخی از عوامل مانند بهره وری، سودآوری یا عوامل ایجادکننده مزیت رقابتی مانند نوآوری مورد مطالعه قرارگرفته است.تحقیق و مطالعه پیرامون مدیریت دانش از منظر محتوایی گر چه می‌تواند در بسیاری از موارد مدیران و سایر کنش‌گران سازمانی را نسبت به شناخت و آگاهی از چیستی مدیریت دانش رهنمون باشد اما به تنهایی کافی نیست. در شرایط موجود مدیران به عنوان کنش‌گران اصلی سازمان به موضوع‌های سازمانی از منظر کارکردی و اجرایی می‌نگرند و اهمیت و ضرورت اعمال یک ساز و کار را از طریق ارزیابی اثرات و کارکردهای آن مورد ارزیابی قرار می‌دهند.همچنین عمده تحقیقات انجام شده پیرامون مدیریت دانش از منظر کارکردی به ارزیابی اثر مدیریت دانش بر یک عامل مانند نوآوری یا مدیریت روابط بامشتریان متمرکز شده‌اند و از نگاهی جامع به این موضوع غفلت نموده اند( انصاری رنانی، قاسمی نامقی،1388). سیاست گذاران و تحلیل گران به این اجماع رسیده اند که قدرت ایده اقتصادهای توسعه یافته غربی ، به طور فزاینده ای به اقتصاد مبتنی بر دانش وابسته است . در دهه های اول انقلاب( دهه 1970 و 1980 ) فناوری اطلاعات و ارتباطات ICT تأثیر عمده آن تحریک کارآفرینی بود ،اما در موج توسعه ICT و بسط آن در اقتصادهای کمتر توسعه یافته ، کارآفرینان خودشان، بویژه آنهایی که در مناطق جغرافیایی دارای هزینه های بالای تولید هستند به مناطقی با هزینه کمتر تولید تمایل دارند ، لذا این گرایشات ، مدیریت دانش با کیفیت بالا را می سازند که خود یک عامل رقابتی شرکت های بزرگ و کوچک می باشند آهلانر و همکاران ( 2007 ) . توسعه محصول نوآورانه موجب پیشرفت های فناوری محصولات فرآیندها و خدمات می شود که این به نوبه خود مشارکت قطعی مشتریان و اجزای دیگر سازمان های تجاری را در بردارد . نوآوری یک محصول راه حل جدید خلاقانه برای شرایط و تمایلات فعلی می باشد و نیازهای پنهان و آشکار و خواسته های مشتریان و سهامداران را برآورده می کند . ( قاسمی نژاد و شاهیری ، 1392) .با توجه به این که هدف این مطالعه بررسی رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان می باشد . لذا در این فصل ابتدا به بیان مسأله و در ادامه اهمیت و ضرورت تحقیق اهداف و هزینه ها و چارچوب نظری در نهایت مدل پیشنهادی تحقیق و تعریف نظری وعملیاتی متغیرها بیان می شود .
بیان مسئله
نوآوری و تغییر در محصولات و خدمات جوامع صنعتی چنان شتابی گرفته است که قدرت انتخاب و خرید بسیاری محصولات وخدمات را از مشتریان گرفته است، به گونه ای که نو بودن بسیاری از کالاها بیش از چند ماه دوام ندارد. سرعت تغییر در خدمات و کالاها و جهانی شدن اقتصاد تاثیر خود را به گونه ای در تمامی بنگاههای اقتصادی نمایان کرده است که رفتار و فرهنگ تمام مردم تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته است. جوامع و سازمانهایی که خود را با این تغییرات هماهنگ نکرده اند احساس عقب ماندگی دارند و بنگاههای اقتصادی در این گونه جوامع رو به نابودی هستند. رقابت در سازمانها و بنگاههای اقتصادی پیشرو، چنان سرعت و شتابی دارد که تصور رسیدن به آنها بیشتر اوقات محال و غیرممکن به نظر می رسد (عمادی،1390).طی سه دههء گذشته کشورها با این باور رسیده اند که تحقیق و توسعه (R&D) تأثیری مثبت‏ بر رشد اقتصادی خواهد داشت منابع متنابهی را به بخش تحقیق و توسعۀ ملی‏ خود اختصاص داده‏اند. در سالهای اخیر تئوریهای مطرح شده در زمینه رشد اقتصادی رابطه فرضی میان سرمایه‏گذاری در بخش علوم و فناوری(S & T)و رشد اقتصادی را ثابت نموده است کامیسون(2008). کشف و نوآوری‏ لایه‏های زیرین و بنیادین یک چرخه تجاری ‏را تشکیل می‏دهد. این فرآیندی‏ است که ارتقای استانداردهای زندگی در بلندمدت را رقم می‏زند. اگر بتوان چنین‏ فرآیندی را به تصویر کشید می‏توان دید که رشد اقتصادی در آن بصورت منحنی‏ است که در بلندمدت سیر صعودی داشته و چرخه تجاری در اطراف این منحنی‏ در حال نوسان است. آنچه که میزان صعود و پیشرفت ما را در بلندمدت تعیین‏ می‏کند همان شیب این منحنی است نه نوسانات اطراف آن.  بنابراین یک مزیت مهم برای موفقیت سازمان ها، نوآوری است. منابع دانش خارج از سازمان اغلب برای فرایند نوآوری در سازمان حیاتی هستند .تحقیقات انجام شده در شناخت ریشه های نوآوری، نقش برجسته استفاده از دانش محیطی را فرایند نوآوری نشان داده‌اند. سازمانی که از ظرفیت جذب دانش بالایی برخوردار است، اتصالاتی با منابع دانش خارجی ایجاد می‌کند که به مثابه کانالهایی برای انتقال افکار نو به درون سازمان عمل می‌کنند .بنابراین ظرفیت جذب دانش از طریق شناسایی دانش خارج از سازمان می‌تواند نقش مؤثری در مرحله نخست نوآوری داشته باشد.(نسیمی,1387).وجود قابلیت‌های شناسایی و کسب دانش از محیط خارج، سازمان را قادر می سازد که به شکلی مؤثر تغییرات فناوری و روشهای مدیریتی جدید را در حوزه فعالیت خود تعقیب کنند و از این طریق قابلیت‌های خود را برای پذیرش تغییرات توسعه دهند، ضمن آنکه با تبدیل شدن قابلیت‌های کسب شده به روشهای جاری انجام کار ( روتینها)سازمان تغییرات لازم را با هزینه کمتر و در زمان کوتاهتری اعمال می‌‌کند. مدیریت دانش به عنوان فرایند شناسایی و ایجاد و شبیه سازی دانش و کاربرد دانش به منظور کشف یک فرصت جدید و افزایش عملکرد سازمان تعریف شده است دانگ یانگ(2011).یکی از مفاهیم مرتبط با مدیریت دانش سازمان ، مفهوم ظرفیت جذب دانش است که اولین بار به وسیله کوهن و لونیتال به عنوان توانایی یک سازمان در شناسایی، کسب و به کارگیری اطلاعات خارج از سازمان در فرایندها و محصولات نهایی خود تعریف شد.آنها ظرفیت جذب را به عنوان توانایی شرکت برای یادگیری از دانش خارجی از طریق فرآیندهای شناسایی، تطبیق و بهره برداری از دانش تعریف می کنند(کوهن و لوینتال، 1999، ص 65). شرکت هایی که فرآیند ظرفیت جذب را توسعه می دهند درصورتیکه هر دو مولفه را تقویت کنند می توانند مانع این پروسه شوند. در دیدگاه این دانشمندان ظرفیت جذب دانش دارای چهار بعد اصلی است که عبارتند از: اکتساب، تطبیق، تبدیل و کاربرد(بکارگیری)برخی نیز ساختارهای قبلی را به مجموعه‌ای از رویه های ثابت سازمانی و فرآیندهای استراتژیکی پیوند دادند که از طریق آن شرکت ها این دانش را با هدف ایجاد یک ظرفیت سازمانی پویا کسب می کنند، شبیه سازی می کنند، انتقال داده و به کار می گیرند. با توجه به نظریه ایشان، چهار ظرفیت یا فرآیند اصلی سازمان چهار بعد ظرفیت جذب را تعیین می کنند که به صورت طبیعی ترکیب شده و برای تولید یک ظرفیت سازمانی پویا فعالیت می کنند. آنان این چهار فرایند را در دو مولفه کلی گروه بندی می کند که عبارتند از: ظرفیت جذب بالقوه و ظرفیت جذب تحقق یافته. ظرفیت جذب بالقوه ابعاد کسب دانش را تشکیل می دهد (هم ظرفیت برای ارزش گذاری دانش و هم ظرفیت برای کسب و شبیه سازی دانش). در مقابل، ظرفیت جذب تحقق یافته از انتقال و کاربرد دانش تشکیل می شود(زهرا و جورج، 2002، ص 125). تمایز نظری بین ظرفیت جذب بالقوه و ظرفیت جذب تحقق یافته نشان می دهد که دانش کسب شده خارجی قبل از اینکه شرکت بتواند با موفقیت از این دانش برای ارزش گذاری استفاده کند، دستخوش پروسه های تکراری متعدد می شود. (خیرخواهان، 1389، صص 21-22). در این تحقیق نیز به بررسی رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان پرداخته شده است. با توجه به مسائل گفته شده این سوال پیش می آید که آیا بین مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان رابطه وجود دارد؟
اهمیت وضرورت تحقیق
سازمانها نوآوری را به عنوان یک استراتژی جهت ایجاد محیط مناسب برای کسب مزیت رقابتی و افزایش سود آوری و سهم بازار یا به عنوان یک واکنش به تغییرات محیط داخلی یا خارجی شان می دانند به همین دلیل توانایی یک سازمان برای نوآور بودن و نوآوری کردن بحث اصلی در بین تئوری های سازمانی است (حسینی کاکروی،1391).
نوآوری برای حفظ پیشرفت اکثر سازمان ها ضروری است . اگر نیروی حیاتی یک سازمان تجاری جریان نقدی باشد نوآوری راهکاری برای تجدید قوای سازمان می باشد تا با موفقیت بیشتری در بازار تقاضا رقابت کنند . توسعه محصولات نوآورانه روی بهبود موقعیت راهبردی و توانایی ارائه محصول سازمان از طریق هدایت و خلاقیت تمرکز دارد.
نوآوری محصول شامل چندین جنبه اساسی است :
جستجوی نیازها برای محصولات ، فرایندها و خدمات جدید :
تعیین مدیریت مناسب و تطبیق محصولات جدید :
استقرار برنامه ریزی مناسب برای کل سیستم مدیریت در جهت توسعه تجاری سازی محصولات جدید
انتخاب فرصت های محصول جدید برای سرمایه گذاری
تقویت توانایی های سازمانی جهت خلق محصولات جدید موفق
تولید محصول جدید و برنامه اجرای توسعه محصول جدید
نوآوری محصول یک بازسازی پویا است که نیازمند رهبری و تجربه سازمانی و مدیریتی می باشد، نوآوری در محیط پویا و رقابتی پیش بینی می شود تا به عنوان مؤلفه ای اساسی برای شرکت ها جهت ایجاد ارزش و حفظ مزیت رقابتی باشد . شرکت هایی که دارای ظرفیت نوآورانه بیشتری می باشند در عرضه محصول ورود به بازار جدید بهتر هستند و شرکت ها را قادر به کسب نتایج نوآوری مطلوب و افزایش عملکرد می کنند . هنگامی که شرکت ها ابتکارات نوآوری را توسعه می دهند ، فرایندهای نوآوری تعاملی بوده و شامل عوامل متعددی است که در چارچوب و امتداد سازمان هستند . چنین فرایندهای تعاملی مستلزم توسعه و افزایش شبکه های تعامل می باشد تا فعالیتهای نوآوری را شکل داده و پیامدهای نوآوری را اشاعه دهد . ( چن و همکاران، 2010) نوآوری شامل خلق یک ایده جدید ، پیاده سازی ( تولید ) یک محصول جدید ، فرایند یا خدماتی است که منجر به رشد پویایی اقتصادی ملی و افزایش اشتغال و همچنین منجربه ایجاد سود خالص برای شرکت و کسب و کار نوآورانه می شود شرایط گسترده است ( قاسمی نژاد ، 1392) . این ایده نو نیاز به درک نیاز مشتری جدید و یا راه جدیدی برای تولید است که در فرایند توسعه تجاری ، کاهش هزینه و افزایش بهره وری را به همراه دارد ( پاپ ادیوک و چو 2006 ) . تحقیقات نشان داده مدیریت دانش از طریق ایجاد یک فرهنگ مفید و ارزشمند برای ایجاد و تسهیم دانش و همچنین ایجاد فرهنگ همکاری در سازمان ها نقش مهمی را در فرایند نوآوری ایفا می کند . محققان بر نقش محوری مدیریت دانش به خصوص در ایجاد یک محیط کاری داخلی که خلاقیت و نوآوری را حمایت می کند تأکید کرده اند ، عملکرد نوآوری کم در سازمان ها به نوآوری های محصول و فرایند کمک می کند و به عنوان مزیت رقابتی، شناخته شده است . بنابراین باید برای پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان به منظور ایجاد یک فرهنگ مشترک برای به حداکثر رساندن عملکرد نوآوری و همچنین برای ایجاد مزیت رقابتی مؤثر است تلاش کرد ( میر فخرالدینی ، 1389).تغییرات سریع و رشد روز افزون دانش اطلاعات ، هر سازمانی را بر آن می دارد تا برای بقاء تمام تلاش خود را در مدیریت دانش برآمده اند تا به موقع از منابع دانشی خود و محیط پیرامون ، بهره برداری کنند . تمرکز مدیریت دانش بر بهبود توانایی های سازمان است . موفقیت به ایجاد محیط کاری جدیدی نیاز دارد که در آن دانش و تجربه به سادگی تسهیم شوند . فرایندها و فناوری های اطلاعاتی نیز برای این هدف باید اعمال شوند . رفتار انسان ها در سازمان هم باید در این راستا قرار گیرد تا بتوانند به بهره وری بیشتر دست یابند مبانی زیر ساخت مدیریت دانش شامل فناوری اطلاعات ، فرایندهای دانش و فرهنگ سازمانی است که این مبانی به استفاده کامل از دانش منجر می شوند ( طبرسا و اورمزدی ، 1387 ، ص 39 ).
اهداف تحقیق
هدف اصلی : بررسی رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
اهداف فرعی:
بررسی وتعیین رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
بررسی وتعیین تسهیم دانش داخلی و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
بررسی رابطه اکتساب دانش خارجی و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
بررسی رابطه اکتشاف دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان
چهار چوب نظری تحقیق
در این تحقیق به بررسی رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان پرداخته می شود. مدل تحلیلی تحقیق بر گرفته از تحقیقات(دانگ یانگ ،در سال 2011 )بوده است.این مدل شامل 2 متغیر(بُعد)و 3 مؤلفه است که بُعداول شامل مدیریت دانش و مؤلفه های آن ، تسهیم دانش ، اکتساب دانش ،اکتشاف دانش ، بُعد دیگر آن نوآوری محصول است . مدیریت دانش به طور بارز به استراتژی دانش اشاره دارد و اصطلاح نسبتاً جدیدی است که نه تنها مفاهیم انتقال و به اشتراک گذاری دانش ( از داخل یا خارج شرکت ) ، بلکه فرایند کاربرد دانش را نیز دربر می گیرد . نوآوری دردانش می تواند به محصولات ، فرایندها و خدمات جدیدی تبدیل شود . و نیازهای درحال تغییر مشتریان ( ارباب رجوع ) را برآورده سازد ( نیستروم ،1990 ).تبدیل دانش فردی به دانش گروهی جهت بهبود دانش موجودوتوانایی های تبدیل دانش و افکار به جدیدترین محصولات و فرایندها می باشد که توسط ارائه خدمات یا محصولات جدید توسط سازمان، جستجوی راههای جدیدبرای ارایه خدمات ،عمل کردن سازمان به شیوه ای خلاق ونوآور سنجیده می شود(فرجندی،1389).
تسهیم دانش داخلی

مدیریت دانش
نوآوری محصول
اکتساب دانش خارجی خارجی خارجی

اکتشاف دانش

شکل (1-1)مدل مفهومی تحقیق، Dong (2011)
فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
بین مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان رابطه وجود دارد.
فرضیات ویژه:
بین تسهیم دانش داخلی و نوآوری محصول رابطه وجود دارد.
بین اکتساب دانش خارجی و نوآوری محصول رابطه وجود دارد.
بین اکتشاف دانش و نوآوری محصول رابطه وجود دارد.
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای تحقیق 1-7-1) متغیرپیش بین :مدیریت دانش
1-7-1-1) تعریف نظری مدیریت دانش:
مدیریت دانش به عنوان رسمی سازی دسترسی به تجربیات ، دانش و تخصص هایی تعریف می شود که باعث خلق قابلیت ها ، ایجاد عملکرد بهتر تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری می گردد . ( گلوت و ترزیوسکی ، 2004 ) مدیریت دانش ، سازوکاری برای دست یابی به تخصص ، دانش و تجربه است که قابلیت های جدید را فراهم کرده و عملکرد بهتر را موجب می شود ، نوآوری را تشویق و ارزش مطلوب ذینفعان را افزایش می دهد (انصاری و قاسمی ، 1388 ، ص5 ).
1-7-1-2) تعریف عملیاتی مدیریت دانش:
مدیریت دانش به عنوان یک دیدگاه فرآیند محور ، استراتژیهایی را برای کسب یا تولید دانش به صورت خارجی یا داخلی برای دستیابی ، به اشتراک گذاشتن ، ذخیره کردن یا حفظ دانش در شرکت و سرانجام برای بکار بردن دانش منعکس می سازد . مدیریت دانش اولاً به عنوان یک دیدگاه فرایند محور تعریف می شود که استراتژیهایی را برای کسب یا تولید دانش چه به طور خارجی یا داخلی ارائه می کند ، ثانیاً برای دستیابی ، بر اشتراک گذاشتن ، ذخیره کردن یا حفظ دانش در شرکت کاربرد دارند و سرانجام کاربرد دانش را منعکس می سازد ( آهلانر و همکاران 2007 ) .
1-7-1-3) تسهیم دانش داخلی :
تسهیم دانش عبارت است از فرهنگ تعاملات دانش محور که شامل تبادل دانش ضمنی و صریح ،تجارب و مهارت های کارکنان بین واحدهای سازمانی یا در کل سازمان می شود . اگر دانش شخصی سازی شده و به اشتراک گذارده نشود ، کارکنان سازمان به صورت جداگانه در فرایند یادگیری وارد شده و تمایلی به تسهیم دانش خود با دیگر اعضای پروژه نخواهند داشت . در واقع دانش می تواند به صورت همزمان بر توانمندی های فردی و شایستگی های سازمانی اثر گذارده و به تقویت توانمندی سرمایه های فکری سازمان در حوزه سرمایه های انسانی و سازمانی منجر شود. (بابک سهرایی ، 1390) جهت سنجش آن از سؤالات 1 تا 5 پرسشنامه استفاده شده است .
1-7-1-4) اکتساب دانش خارجی:
اکتساب دانش، یکی از جنبه های مهم مدیریت دانش است که به هر دو جنبه دانش اندوزی یعنی هم کسب دانش سازمان و هم خلق دانش سازمان با هم و به موازات هم اهمیت می دهد. فرایند های کسب دانش، عبارت اند از: در اختیار گرفتن ، ذخیره سازی، پردازش، انتقال و تسهیم(طبرسا و اورمزدی،1387 ). جهت سنجش آن از سؤالات 6 تا 9 پرسشنامه استفاده شده است.
1-7-1-5) اکتشاف دانش:
شناسایی دانش عبارت است تلاشی ساخت یافته برای تعیین خطاها و نواقص دانش یک سازمان برای پشتیبانی از استراتژیهای رقابتی سازمان، شناسایی دانش شامل شفاف سازی دانش درون ، شناسایی دانش فردی و گروهی در درون سازمان ، استفاده از کتابچه ها راهنمای متخصصان و راهنمای سازمان و استفاده از نقشه های دانش ) و بیرون سازمان ( شناسایی حاملان و منابع بیرونی دانش ) می باشد (عباس زاده ،1388 ) جهت سنجش آن از سؤالات 10 تا 13 پرسشنامه استفاده شده.

1-7-2)متغیر ملاک:نوآوری محصول:
1-7-2-1) تعریف نظری متغیر ملاک
تبدیل ایده به کار برد محصول ، خدمت اجتماعی ، فرایند صنعتی ، یا تجاری جدید یا بهبود یافته که قابل عرضه و دارای مشتری باشد . عامل مهمی برای رقابت پذیری در دنیا است . نوآوری تسخیر گرایشات سازمانی در جهت نوآوری در پاسخ به تغییرات محیطی است که این پاسخ می تواند به شکل ، خدمت ، فرایند ، تکنولوژی ، رفتار ، بازار محیط های کسب و کار باشد (http://samtim.tums.ac.ir). نوآوری با تغییرات درارتباط بوده و می تواند به صورت اصلاحی یا توسعه ای باشد . نوآوری همچنین می تواند به عنوان کاربرد کشفیات و ابداعات و فرآیندی تعریف شود که به وسیله آن نتایج جدیدی به دست می آید (گلوت و ترزیوسکی ، 2004 ).
1-7-2-2) تعریف عملیاتی نوآوری محصول
نوآوری محصول به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده است منظور از نوآوری یعنی ایجاد کالاهای ابداعی ،پیشرفته تر و کالاهای اصلاح شده و انواع کالاهای جدید دیگر است (مجلسی ارده جانی ،1381).اگر سازمانی به دنبال بقاء دراین محیط متغیر و پویا باشد.لازم است در انواع مختلف از نوآوری، سرمایه گذاری نماید . چرا که انواع مختلف نوآوری به روش های متفاوتی سازمان را تحت تأثیر قرارداده و نتایج مختلفی را به دنبال دارد(رضوانی و گرایلی نژاد ، 1390).جهت سنجش آن از سوالات 14تا 16پرسشنامه استفاده شده است.
قلمرو تحقیق
با توجه به موضوع تحقیق،شرکت های صنعتی از طریق مدیریت دانش که دارای سه مولفه است، تسهیم دانش ،اکتساب دانش،اکتشاف دانش به دنبال یک فرایند خروجی نوآوری محصول ،که در واقع هدف اصلی است.پژوهش حاضر در حوزه مطالعات تئوری سازمان ومدیریت می گنجد.
قلمرو زمانی : قلمرو زمانی این تحقیق از شهریور 1392تا بهمن 1392 می باشد.
قلمرو مکانی : در این تحقیق قلمرومکانی شرکت های صنعتی استان گیلان می باشد.
فصل دوم : ادبیات وپیشینه تحقیق
2-1) بخش اول : مدیریت دانش
2-1-1) مقدمه
سازمان ها دررویارویی با تغییرات سریع باید به منظور حفظ مزیت رقابتی خود را با دانش موجود منطبق کنند و در جهت با این همه تحقیقات نشان می دهد که موضوع مدیریت دانش از ماهیتی پیچیده برخوردار است ( لیا و همکاران ، 2011 ).مدیریت دانش به عنوان یک رشته نسبتاً جدید ممکن تصور شود که این مشکل ناشی از فقدان یک تئوری است ، اما حتی یک بررسی کوتاه از نوشته ها روشن می سازد که موضوع چیز دیگری است . یک توصیف از مدیریت دانش به عنوان ترکیبی از افراد ، فرایند و فناوری به خوبی شناخته شده است(جان ادوارز، 2013).
مدیریت دانش عمدتاً بر اشتراک دانش درون سازمان و گروه متمرکز شده است . یکی از اهداف اصلی شرکت و سازمان مبتنی بر دانش این است که ، از مجموع نیروهای رانشگر خود کارآمدتر باشد . هدف اصلی هر سازمان این است که باید روی فرد متمرکز شده و به او انگیزه دهد و درمرحله بعد باید تمرکز به شبکه های اجتماعی دراولویت قرار گیرد . دانش به خودی خود نمی تواند هیچ مزیتی به دنبال بیاورد ، فقط در صورتی می توان آنرا مهم تلقی کرد که ارزش ایجاد کند ارزش دانش ، به کارگیری بینش های تلویحی و درونی ( ذهنی ) و قابل دسترسی کردن آن بینش ها برای اشتراک و کاربرد توسط شرکت بستگی دارد ولکل (2009).
به طرز قابل توجهی مدیران دریافته اند که دانش و یادگیری منبع بهتری برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در جهان امروز است . آنها می دانند که نگهداری دانش های کلیدی سازمان بصورت منفعل و در افکار کارکنان جایز نبوده و عاملی همچون جابه جایی ، پایین آمدن استانداردهای آموزشی و رشد سریع تغییرات کسب و کار به منزله آن است که دیگرنمی توان بصورت اطلاعات جامع و با ثبات افراد به شکلی انفرادی تکیه نمود در نتیجه دانشی که دروجود کارکنان محصور شده است بایستی به درون سطوح سازمان نفوذ پیدا کند . تا همگی بتوانند بدان دست پیدا کرده و همچنین موجب افزون شدن و یا تکمیل آن گردد ( جعفری و همکاران،1385) .
چانگ و لی (2009) اشتراک دانش دلالت بر این امر دارد که اطلاعات ، دانش و مهارتی که مربوط به سازمان می باشند در میان افراد یا واحدها در چارچوب سازمانی،تبادل و توزیع شوند. اشتراک ترکیب دانش موجود و دانش جدید را افزایش می دهد که منجر به توسعه فرایند یا ایجاد تغییرات محصولات جدید می شود .
2-1-2 ) تعاریف و مفهوم مدیریت دانش
دانش یک منبع اقتصادی کلیدی) و حتی می توان گفت تنها منبع کلیدی( برای کسب مزیت رقابتی است. سازمان ها می توانند از طریق مدیریت اثربخش دانش، تولید و یا کسب دانش های جدید، در دسترس قراردادن دانش و به کار بستن آن، کارکنان خود را به کارکنان دانشی تبدل نمایند.چنین کارکنانی مهم ترین سرمایه ی یک سازمان به حساب می آیند. نه فقط پژوهشگران مدیریت، که شاغلین در سازمان ها نیز بر فرایند مدیریت دانش که شامل کسب، کاربرد و اشتراک دانش می شود تأکید زیادی دارند و مدیریت دانش را در جایگاه کلیدی ترین عامل سازمانی جهت کسب مزیت رقابتی قرار می دهند (کور و مادن ،2013)
مدیریت دانش عبارت است از مهم ترین سؤالات اساسی در زمینه سازگاری سازمانی برای بقا و شایستگی بالا به دلیل تغییر در محیط کسب و کار می باشد (ملکی پور ، 1391).مدیریت دانش با هدف تأمین نیازهای فعلی شناسایی و استفاده از سرمایه دانش و توسعه فرصت های جدید به مرحله اجرا است (آمالیا و ناگروهو ، 2010 ).نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کرده اند که به آفرینش حفاظت و تسهیم دانش سازمانی می پردازند ( فدائی و همکاران ، 1390).دانش به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی و ایجاد ارزش ، به عنوان یک عنصر ضروری برای توسعه پایدار و به طور کلی به عنوان یک عامل تعیین کننده برای شرکت ها به آنان جهانی شناخته شده است علاوه بر این ، دانشی که شرکت ها شناسایی می کنند، منبعی پویا است که نیازمند تغذیه ، مدیریت دقیق می باشد ( میر فخرالدینی ، 1389). مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیت هااست که برای مدیریت ، مبادله ، خلق یا ارتقای سرمایه های فکری در یک سازمان به کار می رود و یک توافق جمعی در مورد این که مدیریت دانش چیست ، وجود ندارد . تعاریف زیادی برای مدیریت دانش منتشر شده است .مدیریت دانش طرحی هوشمندانه فرایندها ، ابزار ، ساختار و غیره با قصد افزایش نوسازی اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری انسانی و اجتماعی نمایان می شود،از نظر سی نت (2004)راه حل معمای تعریف مدیریت دانش آن است که آنچه را مدیریت دانش در آن مقوله نمی گنجد حذف کنید .( پیری ، آصف زاده ،1385).
مدیریت دانش شامل اقدامات مدیریتی در تسهیل فعالیت های کسب دانش ، ایجاد ذخیره اشتراک ، توزیع ، توسعه و بکارگیری دانش توسط افراد و گروهها است ژنگ و همکاران (2010). ایجاد دانش به فرایندی اشاره می کند که در آن دانش توسط سازمان از منابع خارجی کسب می شود و استفاده دانش که کاربرد دانش یا اجرای دانش نیز نامیده می شود به فرایندی اشاره دارد که در جهت کاربرد حقیقی و موجود دانش تنظیم و تطبیق می گردد (رام چندران و همکاران ، 2009). ونیز فرایندهای مدیریت دانش را شامل خلق دانش ، جذب ، سازماندهی ، ذخیره سازی و انتشار دانش می دانند که کاربرد آن در بین بخش های خصوصی و دولتی دارای تفاوت های قابل توجه ای هستند( مارا و همکاران ، 2012).خاطر نشان می کنند که جریان های مؤثر مدیریت دانش و فرایند تسهیم دانش در میان رقبای زنجیره عرصه ، ویژگیهای جالبی نظر چابکی ، انطباق پذیری، و همترازی را به دنبال دارد و زمینه ساز فرایندهای انسجام ، بهبود مشارکت ، جذب دانش و سازماندهی آن است . (قدوس وایکژو ،2005) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کرده اند که به آفرینش ، حفاظت و تسهیم دانش سازمانی می پردازد . بلانت ( نقل از افجه ای و سلطانی ، 1390 ، ص86 ) معتقد است که مدیریت دانش ، فرایندی است که از طریق آن سازمان ها اطلاعات جمع آوری شده ی خود را به کار می گیرند و پاسخی که به این نگرانی است که افراد بایستی قادر به تبدیل یادگیری خود به دانش دستخوش تغییرات مختلف می شود و بخش از اطلاعات از بین می رود . بنابراین باید از روند قادر به تبدیل یادگیری خود به دانش دستخوش تغییرات مختلف می شود و بخش از اطلاعات از بین می رود . بنابراین باید از روند اتلاف اطلاعات مفید، جلوگیری کرد دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی مهم به ( لحاظ استراژیکی ) است که بر اساس آن سازمان ها از قابلیت ها و منابع ناملموس به عنوان ابزارهای رقابتی استفاده می کنند . بخش عمده دانش به عنوان یک منبع مزیت رقابتی (به ویژه دانش ضمنی ) محسوب می شود که تدوین و تسهیم آن به دلیل ماهیت اعضای و وجود تجارب مختلف ، امری بس دشوار است. (هلن و کارکری (2011) با این همه ، دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی به صورتی نسبتاً مؤثر مدیریت می شود . سازمان ها نخست برای ارتقای بهره وری تکیه می کنند . و برخی دیگر، به اهمیت مشارکت و کارگروهی ( به منظور تسهیم دانش ) تمرکز می نمایند . از طرف دیگر شاهد سرمایه گذاری های هنگفت برخی از سازمان ها در زمینه آموزش ، توسعه و تنظیم ساختار دانش هستیم ، هدف اصلی آنها دستیابی به انعطاف پذیری و تغییر است . این تنوع روش های مدیریتی منعکس کننده تفاوت های مهم در عملکرد سازمان ها است . لذا سازمان ها به منظور مدیریت دانش کارکنان به عنوان عملکرد بهینه مرتبط با دانش ضمنی ، حفظ یا بقای کارکنان و افزایش مداوم تخصص و مهارت باید از روشهای راهبردی تر استفاده کنند.هر سازمانی که در پی ایجاد نوآوریها و ابتکارات در مدیریت دانش خود باشد ، بایستی یک سری اهداف اساسی که البته با کمک سایر اهداف سازمانی تکمیل می شود . برای دانش مدیریت سازمانی تدوین کند این سازمان بایستی از کارایی اهدافشان در زمینه نوآوریهای مدیریت دانش و منافع خاص از آن ( که معمولاً غیر مستقیم هستند ) و در نهایت ارتباط میان عایدات مالی شرکت و دانش سازمانی ارزیابی صحیحی داشته باشد که البته این کار دشواری است . مدیریت دانش سازمان ها عنصر اساسی در دستیابی و بقای مزیت رقابتی در سازمان است . مفهوم مدیریت دانش ، گونه های متفاوتی از دانش جهت پشتیبانی استراتژی کلان سازمان ، ارزیابی وضعیت کنونی مدیریت دانش ، انتقال مبانی دانش جاری در سازمان به پایگاههای جدید و قدرتمند دانش و جبران و اصلاح کمبود های مددجو در این حیطه ارائه می کند . (رودریجوز،2007 ). دراقتصاد الکترونیک امروزی، دانش به عنوان یک ابزار یاری دهنده مدنظر قرارگرفته است و اجرای مدیریت دانش، یک سازمان را در گسترش وتوسعه محصولات جدید و تصمیم گیریهای مهم در زمینه مدیریت استراتژیک حمایت می کند. اولین مطلب مهم در مدیریت دانش، سازمان دهی، انتشار و پالایش دانش است. در زمینه مدیریت دانش یک وظیفه مهم تبدیل دانش مخفی به دانش صریح و آشکار است که با استفاده از روش داده کاوی می توان دانش مربوط به مشتری (تامین کننده و مصرف کننده) را از بخشهای مختلف بازار به دست آورد و یا اینکه توسط خبرگان بدست آورده و اصلاح و روشن نمود (نقاده،1391 ).
مدیریت دانش یک رویکرد یکپارچه نظامند به منظور تولید، تشخیص دستیابی ، اشتراک ، ثبت و نگهداری دارایی های ناملموس برای کسب بهره در سازمان می باشد (آقا داود ، 1387).
تعاریف و مفاهیم ارائه شده دربارۀ مدیریت دانش تا اندازه ای بیانگر اصول مدیریت دانش است، با وجود این داونپورت و پورساک (1998 ) در نوشته های خود دانش را چنین طرح می کنند .
دانش نشأت گرفته از افکار است و در افکار آنان جای دارد .
تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.
فناوری رفتارهای دانش جدید را امکان پذیر می سازد.
تسهیم دانش تشویق شده و پاداش بگیرد .
حمایت مدیران ومنابع ضروری است.
دانش ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می شود که دانش به شیوه های غیر منتظره ای گسترش یابد .
نانوکاو تاکوچی( 1995) خلق دانش به معنای فراهم کردن قابلیتی در کل سازمان است که به کمک آن بتوان دانش جدیدی ایجاد و سپس آن را در سرتاسر سازمان پخش کرد .
2-1-2-1) تسهیم دانش
در حال حاضر یکی از بزرگترین چالشهایی که شرکت های دانش بنیان با آن روبه رو هستند در دسترس بودن دانش است که اساساً از طریق رفتار تسهیم دانش ایجاد می گردد . تسهیم دانش را می توان شامل مجموعه از عقاید یا رفتارهایی دانست که منجر به گسترش یادگیری در میان افراد مختلف و یا در یک سازمان واحد می شود . تحقیقات بسیاری عوامل مؤثر بر رفتار تسهیم دانش را از منظرهای گوناگون نظری مورد بررسی قرار دادند . برخی از آنها بر عوامل انگیزشی ماندگار تأکید دارند . ( واسکو و فرج ، 2005 ) در حالی که برخی دیگر بر شرایط میان فردی که می توانند رفتار تسهیم دانش را شکل دهند از قبیل سرمایه اجتماعی ، اعتماد ، رضایت ، شبکه اجتماعی و وابستگی به عملکرد های گروهی تأکید دارند چیونگ و لی،(2007) بهره گیری به فرایندهایی اشاره دارد که از طریق آنها دانش موقعیت های مشابه اخذ منفعل و جاری می شود و از طرفی دیگر ، اکتشاف شامل فرایندهایی می شود که از طریق آنها دانش تسهیم شده ، ترکیب شده و دانش جدید ساخته می شود . فرایندی که از طریق آن یک واحد از تجارب واحدی دیگر بهره مند می شود ( ابراهیمی ، 1391). فرایند مدیریت دانش شامل کسب، به اشتراک گذاری و به کار بستن دانش می شود.کسب دانش که با استفاده از دانش موجود یا اخذ دانش جدید مرتبط می باشد، توانایی سازمان را در تحقق اثربخش اهداف خود و همین طور، افزایش یادگیری سازمانی افزایش می دهد.از طریق کسب دانش از داخل یا بیرون سازمان)و یا هر دو(، هر عضو سازمان می تواند توانایی خود را جهت تبدیل دانش موجود به دانش جدید و ایجاد دانش جدید افزایش دهد. اخیراً دانشِ کسب شده، ذخیره ی دانش موجود در سازمان را افزایش داده، عدم اطمینان را کاهش داده و فرصت های جدیدی را برای به کار بستن دانش و بهره برداری از دانش ایجاد کرده است، که موجب ارتقا تولید نتایج نوآورانه شده است.به اشتراک گذاری دانش به عنوان یک فرایند کسب و کار تعریف شده است که مستلزم دانش، مهارت و تجربه ی جمعی و توزیع دانش در سراسر واحدهای سازمانی می باشد. به اشتراک گذاری دانش با مبادله ی دانش، تجارب و مهارت های کارکنان در سراسر سازمان به منظور ایجاد روال های جدید و مدل های ذهنی سروکار دارد. اعضای سازمان می توانند از طریق اشتراک دانش در میان خودشان و یا در واحدهای های مختلف، به آسانی به دانش دسترسی داشته باشند و از این طریق زمان و هزینه ی مورد نیاز برای جمع آوری اطلاعات را کاهش دهند و با کاهش زمان و هزینه ی دستیابی به اطلاعات و ایجاد روال ها و مدل های ذهنی جدید، سازمان ها می توانند منابع ارزشمند خودشان را به فرایندهای نوآوری انتقال دهند. علاوه بر این، اشتراک و مبادله ی دانش، موجب مشارکت بالا در یادگیری، و تشریک مساعی در ایجاد دانش جدید می شود که برای توسعه ی ایده های نوآورانه حیاتی است (کور و مادن 2013). شامل چگونگی تسهیم دانش موجود ، انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز، چگونگی انتقال دانش به گونه ای که قابل دسترسی و استفاده در سازمان باشد و چگونگی انتقال دانش از دانش سازمانی از جمله مواردی هستند که در ادامه کار مدیریت دانش مد نظر قرار می گیرند(آریابرزند،1389).
2-1-2-2) اکتساب دانش:
علت رشدمدیریت دانش km را ناشی از دو پدیده جهانی سازی و فرا صنعتی گرایی می دانند و معتقدند که این روند باعث افزایش تعداد دانشگرها و نیز پیشرفت های فناوری بوجود آمده توسط فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد . نکته حائز اهمیت دراجرای اثر بخش فرایندهای مدیریت دانش ، نوع تعاملات و ارتباطات انسانی است ؛ چنان چه سازمانی بتواند تعاملات اثربخش را در میان کارکنان خویش درداخل گروها و واحدهای سازمانی افزایش دهد ، احتمال خلق دانش جدید در سازمان ، انتقال و تبادل دانش میان افراد سازمان و درنتیجه مدیریت اثر بخش دانش سازمانی بشر بیشتر خواهد بود ( زاهدی و همکاران 1390) .
2-1-2-3) اکتشاف دانش:
هر کسی قادر به دانستن هر چیزی نیست . اما بایستی بداند هر آنچه را که نیاز دارد در کجا بیابد . سازمانها اغلب اطلاعات اندکی از مهارتها ، فعالیت ها و شبکه های داخلی خود دارند که این امر مانع از توسعه قابلیت های سازمان می شود . از این رو سازمان ها می بایست دانش خود را شناسایی نمایند، حاملان بیرونی دانش کارشناسان ، استادان و مشاوران تهیه کنندگان و مشتریان می باشند آنها دارای اطلاعات و قابلیت هایی می باشند که الزاماً در داخل شرکت عرضه نمی شود . انجمنهای شرکت ، آرشیوها بانک ها داده خارجی ، مجلات تخصصی و اینترنت منابع دانشی هستند که اطلاعات مرتبط با مشکلات شرکت را در خود دارند (عباس زاده،1388).
2-1-3) نگاهی بر سیل تحول مدیریت دانش:
این بخش شامل دو بخش است
2-1-3-1) تاریخچه مدیریت دانش
یک تئوری بزرگ که در حیطه مدیریت دانش تاکنون پدیدار شده است ، تئوری خاصی است که توانسته است مجموعه ای از تمرینات مرتبط باعث مدیریت دانش را گردآوری نماید . این تمرینات ریشه در گوناگونی مقررات و محدوده های هر یک از آنها را دارد . مدیریت دانش از کجا آمده و به کجا خواهد رفت ؟ که برای اولین بار در نشریه سیستمهای هوشمند و کاربردهای آن به چاپ رسید. در اواسط سال 1980، اهمیت دانش به عنوان دارائی رقابتی در بین سازمانهای مشهود گردید و این در حالی بود که علم اقتصاد کلاسیک هنوز در رابطه با روش ها و متدهای مدیریت آن دارای نقصان بود وهنوز برای برخی از سازمان ها نیز این غفلت وجود دارد (یادیگرروش ، 1382 ) . بررسی موضوعی تحت عنوان مدیریت دانش ، برای اولین بار گزارش سالیانه 1994 شرکت سوئدی اسکاندیا که یک شرکت پیشرو در خدمات مالی است ، شروع شد . این گزارش در برگیرنده سلسله تحلیل های مالی بود که تلاش می کرد ارزش سرمایه فکری شرکت ( دارائیهای دانش را کمّی کند) . تلاش عمده در این خصوص در سال 1991 آغاز شده بود . نتیجه به دست آمده این بود که سرمایه فکری حداقل به اندازه سرمایه مالی سنتی در تأمین درآمدهای پایدار نقش دارد ( امیر خانی ، 1384 ، ص 132).دانش تنها پس از ایجاد شدن می تواند کدگذاری و انتقال یابد و بر اهمیت ایجاد دانش تأکید کرد ( زعفریان و همکاران 1387 ، ص 78 ).مدیریت دانش بر مبنای طبقه بندی که توسط متخصصان صورت گرفته است ، دهه 1980 دهه جنبش کیفیت تأیید بر به کارگیری قدرت و توانایی های ذهنی پرسنل به منظور دستیابی کیفیت بهتر )، دهه 1990 به دهه مهندسی مجدد ( به کارگیری تکنولوژی در راستای ارتقاء پروسه کاری و کاهش هزینه ها ) و در نهایت دهۀ2000 به دهۀ مدیریت دانش شکل گرفته است (علامه و همکاران ، 2011).
2-1-3-2) سیر تحول مدیریت دانش
مدیریت دانش از اواخر 1970 مطرح گردید . روند تأکید بر آن به گونه ای بود که در اواسط دهه 1980 و آشکار شدن جایگاه و تأثیر آن بر قدرت رقابت در بازار های اقتصادی ، اهمیت آن مضاعف شد . دهه 80 میلادی نظام های مبتنی بر هوش مصنوعی و نظامهای هوشمند برای مدیریت دانش به کار گرفته می شد . و مفاهیمی چون فراهم آوری دانش ، مهندسی دانش ، نظام های دانش محور و مانند آن رواج یافت . در اواخر دهه 1980 سیر صعودی انتشار مقالات مربوط به مدیریت دانش در مجلات حوزه های مدیریت ، تجارب ، علوم کتابداری و اطلاع رسانی را می توان مشاهده کرد . در همین دوران اولین کتاب های مربوط به این حوزه منتشر شدند . در آغاز دهه 1990 فعالیت گسترده سازمان های امریکایی ، اروپایی ، و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش به نحو چشمگیری افزایش یافت . ظهور وب جهانی در اواسط دهه 1990 تحرک تازه ای به حوزه مدیریت دانش بخشید .
شبکه بین المللی مدیریت دانش دراروپا ، مجمع مدیریت دانش ایالات متحده آمریکا ، فعالیتهای خود را در شبکه اینترنت گسترش دادند . در سال 1995 ، اتحادیه اروپاطی برنامه ای به نام اسپریت بودجه قابل ملاحظه ای را برای اجرای طرحهای مدیریت دانش اختصاص داد به تدریج شرکت های بزرگی مانند ارنست و یانگ بوز آلن و همیلتون و دهها شرکت دیگر به شکل تجاری وارد عرصه مدیریت دانش شدند . اکنون مدیریت دانش در سال های آغازین قرن 21 ، برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و توسعه است . شرکت های بزرگ اروپایی از سال 2000 به بعد حدود 55 درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند . تسنگ ( 2008 ) پیشرفت مدیریت دانش از نیمه دهه 1990 به بعد تمرکز مدیریت دانش به سمت عملگرایی و جستجوی راههای بهتر ، جهت مدیریت دانش سازمانی بود . دراین راستا بسیاری از تعاریف مدیریت دانش تجویزی و دستوری بوده و بر فعالیتهای خاصی که بوسیله فناوری های اطلاعاتی تسهیل می شد تمرکز داشت . اما در سال های اخیر کلاه دانش محور بر مدیریت دانش حکم شده است . در این دوره دانش در مرکز توجه بوده و سرمایه های فکری به عنوان ذخایر کلیدی سازمان محسوب می شدند . به این جهت است که ما شاهد استقبال گسترده ی سازمان ها به مدیریت دانش به منظور حفظ ، نگهداری و ارتقای این ذخایر کلیدی هستیم . سیر تحول مدیریت دانش را می توان به سه دوره تقسیم کرده دوره اول از سال 1990 تا 1995 که نسل اول مدیریت دانش نامیده می شود . نفوذ پژوهشهای مصنوعی در مدیریت دانش به ویژه در زمینه ی ارائه و ذخیره دانش را می توان در نسل اول سیر تحول مدیریت دانش جای داد به کارگیری علمی مدیریت دانش از آن نام برده می شود . بسیاری از سازمان ها اجرای مدیریت دانش را در این دوره آغاز کردند ، موضوعات مورد بحث در پژوهش های مدیریت دانش در این دوره بیشتر بر توسعه کسب و کار ، توسعه سازمان ، توسعه چارچوب ها ، توسعه عملیات و فرایندها و پیشرفت تکنولوژیکی تمرکز داشتند . شروع نسل سوم مدیریت دانش به سال 2002 بر می گردد . جایی که تمرکز پژوهش ها بر تحلیل رابطه دانایی و اقدام با استفاده از مدل های ساختاری بود (محمود صالحی و همکاران ، 1391 ).
اکنون مدیریت دانش در سالهای آغازین قرن 21،برای بسیاری از کشورهای پیشرفته به عنوان نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت وتوسعه است.شرکت های بزرگ اروپایی از سال 2000به بعد ،حدود 55 درصد در آمد خود را به مدیریت دانش اختصاص داده اند.جدول شماره(2-1) گاه شمار مدیریت دانش را به طور خلاصه نشان می دهد(یوسفی وهمکاران، 1391،صص24-25).
جدول (2-1)گاه شمار مدیریت دانش (یوسفی وهمکاران، 1391)
دهه ها روند پیشرفت مفهوم مدیریت دانش
دهه1970 مدیریت دانش مطرح شد
دهه1980 بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شد و انتشارات مربوط به مدیریت دانش سیر صعودی یافت
اوایل دهه1990 فعالیت شرکتهای آمریکایی،اروپایی وژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت
اواسط دهه1990 شبکه های بین المللی مدیریت دانش پدید آمد
اواخر دهه1990 مدیریت دانش در زمره فعالیتهای تجاری سازمانهای بزرگ در آمد
هزاره سوم سازمانهای بزرگ اروپایی حدود 55 درصددرآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند
2-1-4 ) اهمیت مدیریت دانش
مؤلفه فکری جزئی از محصولات و خدمات بدست آمده در اهمیت توسعه مدیریت دانش و مبنای برتری در سازمانها می باشد . یقیناً مدیریت دانش اهمیت بیشتری دراقتصاد امروزی پیدا کرده است . خلق دانش و توسعه آن به عنوان عوامل کلیدی در دستیابی سازمان ها به مزیت رقابتی شناخته شده است . در واقع سطح دانش چگونه در شرکت مورد استفاده قرار می گیرد . و با چه سرعتی دانش در جهت ایجاد مزیت رقابتی افزایش می یایدداونپورت ،پورسانک ( 2000) . سازمان های مدرن در عصر دانش بر اساس دانش و به خاطر سپردن و عمل کردن آن و بهترین راهها در دسترس بودن دانش مورد بررسی قرار می گیرند . وسیع ترین رویکرد نسبت به مفهوم مدیریت دانش این است که از سه جز واحد تشکیل شده است :افراد فرایندها و تکنولوژی است مهم ترین استفاده مدیریت دانش کاربرد آن در تصمیم گیری ما می باشد . مفهوم مدیریت دانش ضرورت افزایش اطلاعات درزمان کوتاه را نشان می دهد که هر کس می تواند بهترین تصمیمات رادر مورد شرایط بازار ، محصولات ، خدمات و برنامه ریزی برای فعالیت های که برای موفقیت شرکت ها در رقابت یا هر عملیات دیگری که مهم است ارائه دهد ( ملکی پور ، 1391) .مطالعه در دهه های گذشته نشان داده که اهمیت مدیریت دانش در میان افراد دانشگاهی و مدیران به طور قابل توجهی افزایش یافته است . امروزه دانش به عنوان مبنای بنیادی برای رقابت و یک منبع مزیت سود تلقی شود . با این همه اقدامات اجرا شده حول محور پردازش دانش به تنهایی تضمین کننده مزیت راهبردی نیست و مدیریت دانش باید از ابعاد مختلف مدیریت شود . سازمان از جنبه اجرایی باید تسلط کاملی بر مدیریت دانش داشته باشند . این امرزمانی اهمیت می یابد که آن ها به دنبال حفظ بقای خود در یک محیط رقابتی و همچنین توسعه باشند از این رو بسیاری از سازمان ها در صدد مدیریت فعالانه دانش و سرمایه فکری خود برآمدند . ( نیکلاس و سیردان ،2011).
برای فرایند انتقال دانش درون سازمانی ، محققان پنج عنصر کلیدی بر اساس مطالعات شناسایی نمودند . منبع ، کانال، پیام ، هستن و گیرنده ، فراگیری دانش نه تنها مقداری ازدانش جریان یافته به زیر مجموعه ها را دربر می گیرد بلکه بهره برداری زیر مجموعه ها را نیز شامل می شود.چانگ جانگ و مای چوانگ ،( 2011 ).
آلن و آلوارز ( 1998 ) بکارگیری تکنولوژی مدیریت دانش از بی استفاده ماندن سرمایه عظیم دانش ، خبرگی ، مهارت ، ایده ها ، عقاید و بینش های نهفته پیشگیری می کند . برای این منظور رویکرد تازه ای از مدیریت توصیه شده است که آن را « مدیریت دانش » می نامند که به توزیع آزادانه دانش در سازمان ها پرداخته و سازمان سنتی و سلسله مراتبی را به نوعی در هم می شکند . مدیران دانش در همه سازمان ها ، اثر بخش هستند و باعث تحرک و نوآوری و شکوفایی استعدادها و خلاقیت می شدند به طور کلی هدف از تشکیل دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ، انجام تحقیق و پژوهش و تولید دانش ، انتقال و ارائه آموزشهای مورد نیاز جهت تربیت انسانی متخصص و ارائه خدمات علمی ، تخصصی و مشاوره ای به جوامع است . مدیریت دانش به مثابه یک روح در جسم این مجموعه فیزیکی عمل می کند . این مجموعه را می توان منحصر به فرد نامید .
2-1-4-1) طبقه بندی انواع دانش
یکی از اولین تقسیم بندیها در مورد دانش در سال 1948 ارائه شد دانش را به دو دسته دانش ضمنی و دانش آشکار تقسیم بندی نمود دانش صریح یا دانش آشکار دانشی است که قابلیت کد گذاری دارد و می توان آن را به صورت مکتوب و مستند بیان نمود . دانش صریح را می توان به شکل کلمات و اعداد و نیز به شکل خصوصیات کالا ، دستورالعمل ها و قواعد کار تبدیل کرد . اما دانش ضمنی دانش شخصی است که به سختی می توان آن را مستند و کد گذاری نمود . به همین دلیل انتقال بسیار مشکل است . این نوع از دانش بیشتر ناشی از تجارب و مهارت های کارکنان است ( شریف زاده ، مولایی ، 1387 ).
انواع متعدد دانش به شرح زیر تقسیم کرده اند :
دانش عمومی : دانشی است که به صورت سازگاری متقابل ، درنهاد اجتماعی مشخص شده است .
دانش فردی : دانشی است که متعلق به فردی واحد می باشد و با دیگران تسهیم نشده است .
دانش درونی : دانشی است که فقط درون نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد .
دانش برونی : دانشی است که فقط خارج از نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد .
ابطحی به نقل رنه جورنا در مقاله ای با عنوان « انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی » سه نوع دانش را نام می برد
دانش نهان : که قابل مشاهده نبوده و درتجارب ، فرهنگ و ارزشهای یک فرد یا سازمان نهفته است .
دانش صریح : آشکار و کد گذاری شده است .
دانش نظری و تئوریکی : دانشی که از تخصص های عمیق افراد سرچشمه می گیرد و ویژگیهای این نوع از دانش بیش تر شبیه به دانش نهفته است ( ابطحی ، صلواتی ، 1385 ).
استراتژی رو به پیشتازی در بین رقبا استفاده پیشروانه از دانش موجود و ایجاد سریع تر دانش از رقبایشان تمایل دارند . استراتژی پویا در سازمان های ارتباط محور که دانش را بهره برداری می کنند ، ضمن اینکه مفاهیم جدید را استخراج و کشف می کنند ، بکار می رود ومناسب است ( اعرابی ، موسوی ، 1388 ).

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *