متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

و به روح پاک شهدا
آنانکه جان و مال خود را در حفظ و اعتلای این مرز و بوم فدا نموده اند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o "1-3" h z u چکیده PAGEREF _Toc416970885 h 1فصل اول: کلیات پژوهش1-1- مقدمه PAGEREF _Toc416970888 h 31-2- بیان مسأله تحقیق PAGEREF _Toc416970889 h 31-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc416970890 h 51-4- مرور ادبیات و سوابق تحقیق PAGEREF _Toc416970891 h 51-5- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc416970892 h 61-6- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc416970893 h 61-7- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc416970894 h 61-8- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc416970895 h 61- نقد در قرآن به شیوه‌های مختلفی مطرح شده است. PAGEREF _Toc416970896 h 61-9- تعریف واژه‌ها و اصطلاحات فنی و تخصصی PAGEREF _Toc416970897 h 71-10 - روش شناسی و ابزار تحقیق PAGEREF _Toc416970898 h 71-10-1- ابزار گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc416970899 h 7فصل دوم: نقد و انواع آن در تاریخ2-1- نقد در لغت PAGEREF _Toc416970902 h 92-1-1- نقد در اصطلاح PAGEREF _Toc416970903 h 102-1-2- نقد در مفهوم و معنا PAGEREF _Toc416970904 h 122-1-3- انواع نقد PAGEREF _Toc416970905 h 132-2- تفاوت نظریه ادبی و نقد ادبی PAGEREF _Toc416970906 h 162-3- نقد در تاریخ PAGEREF _Toc416970907 h 182-4- دگرگونی‌های نقد درتاریخ ادبیات عرب PAGEREF _Toc416970908 h 192-4-1- نقد در دوره جاهلی PAGEREF _Toc416970909 h 192-4-2- نقد در دوره صدر اسلام PAGEREF _Toc416970910 h 202-4-3- نقد در عصر اموی PAGEREF _Toc416970911 h 212-4-4- نقد در عصر عباسی PAGEREF _Toc416970912 h 222-4-5- نقد در عصر انحطاط PAGEREF _Toc416970914 h 262-4-6- نقد در دوره عصر معاصر PAGEREF _Toc416970915 h 262-4-6-1- رویکردهای نقدی معاصر PAGEREF _Toc416970916 h 282-4-6-1-1- نقد نفسی (روانکاوانه) PAGEREF _Toc416970917 h 282-4-6-1-2- نقد اجتماعی PAGEREF _Toc416970918 h 292-4-6-1-3- نقد بلاغی PAGEREF _Toc416970919 h 292-4-6-1-4- نقد اخلاقی PAGEREF _Toc416970920 h 292-4-6-1-5- نقد زیبایی شناسی PAGEREF _Toc416970921 h 292-4-6-1-6- نقد تطبیقی PAGEREF _Toc416970922 h 29فصل سوم: بررسی جامعه جزیره العرب3 -1- جامعه جزیره العرب قبل از نزول قرآن PAGEREF _Toc416970925 h 313-1-1- وضعیت سیاسی و اجتماعی PAGEREF _Toc416970926 h 313-2- خصوصیات اعراب PAGEREF _Toc416970927 h 333-2-1- فرهنگ و آداب و رسوم PAGEREF _Toc416970928 h 343-3- تصویرهای ادبی جاهلی PAGEREF _Toc416970929 h 343-4- جنگ‌های دوران جاهلیت PAGEREF _Toc416970930 h 363-5- زنان و نظام خانواده PAGEREF _Toc416970931 h 363-6- وضعیت اقتصادی PAGEREF _Toc416970932 h 373-7- اوضاع دینی PAGEREF _Toc416970933 h 383-8- زبان عربی PAGEREF _Toc416970934 h 393-9- نزول قرآن PAGEREF _Toc416970935 h 413-10- نظرات مهم در رابطه با آغاز نزول قرآن PAGEREF _Toc416970936 h 443-10-1- نظر علامه معرفت PAGEREF _Toc416970937 h 443-10-2- نظر علامه طباطبایی PAGEREF _Toc416970938 h 443-11- موضع گیری قرآن نسبت به شعر و شاعری PAGEREF _Toc416970939 h 453-11-1- اتهام شعر و شاعری PAGEREF _Toc416970940 h 45فصل چهارم: نقد در قرآن کریم4-1- تأثیر قرآن بر جامعه جزیره العرب PAGEREF _Toc416970943 h 524-2- اسلوب نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970944 h 554-3- شرایط نقد در قرآن PAGEREF _Toc416970945 h 574-4- گروه‌های مورد خطاب نقدی در قرآن کریم PAGEREF _Toc416970946 h 584-5- استدلال به عدم امکان فرزند داشتن خداى تعالى PAGEREF _Toc416970947 h 644-6- عقاید و رفتارهای مشرکان و کافران از منظر نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970948 h 694-7- اعتقاد به جبرگرایی PAGEREF _Toc416970949 h 704-8- قرآن و اتمام حجت با مشرکان PAGEREF _Toc416970950 h 714-9- تفاوت نقد ادبی و نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970951 h 754-10- نقد و هجاء در قرآن PAGEREF _Toc416970952 h 764-11- طنز وهزل و هجو ولعن در مقایسه با معنای اصطلاحی نقد PAGEREF _Toc416970953 h 764-12- نقد اجتماعی در قرآن (جامعه جاهلی) PAGEREF _Toc416970954 h 804-13- نقد روان شناسی در قرآن PAGEREF _Toc416970955 h 854-13-1- ارزیابی شخصیت براساس روان شناسی PAGEREF _Toc416970956 h 854-13-2- تقسیم شخصیت بر اساس عقیده PAGEREF _Toc416970957 h 864-13-3- واکنش‌های روانی، افشاگر راز درون PAGEREF _Toc416970958 h 894-13-4- خانواده از عوامل مؤثر در رشد انسان است. PAGEREF _Toc416970959 h 894-13-5- روانشناسی رنگ‌ها PAGEREF _Toc416970960 h 904-14- نقد و اعجاز قرآن PAGEREF _Toc416970961 h 904-15- فصاحت و بلاغت PAGEREF _Toc416970962 h 934-16- نقد فصاحت و بلاغت PAGEREF _Toc416970963 h 954-17- نظریه نظم و اسلوب و سبک قرآن PAGEREF _Toc416970964 h 954-18- بررسی نظریه نظم و اسلوب و سبک قرآن PAGEREF _Toc416970965 h 964-18-1- وجوه ادعایى PAGEREF _Toc416970966 h 974-18-2- نقد اعجاز عددی PAGEREF _Toc416970967 h 974-18-3- اعجاز محتوایى قرآن PAGEREF _Toc416970968 h 974-18-4- معارف عالی و حیرت انگیز در قرآن PAGEREF _Toc416970969 h 984-18-5- نقد و بررسی دو وجه پیشین PAGEREF _Toc416970970 h 984-18-6- عدم وجود اختلاف و تناقض در قرآن PAGEREF _Toc416970971 h 994-18-7- بررسی نظریه عدم وجود اختلاف در قرآن PAGEREF _Toc416970972 h 994-18-8- اعجاز علمی PAGEREF _Toc416970973 h 994-18-9- اخبار غیبى PAGEREF _Toc416970974 h 1024-18-9-1- نقد اخبار غیبى PAGEREF _Toc416970975 h 1024-18-10- بررسی نظریه صرفه PAGEREF _Toc416970976 h 1034-18-11- اعجاز قرآن از جهت آورنده آن PAGEREF _Toc416970977 h 1044-18-11-1- نقد نظریه اعجاز قرآن از جهت آورنده آن PAGEREF _Toc416970978 h 1044-18-12- دیدگاه راغب در اعجاز قرآن PAGEREF _Toc416970979 h 1044-18-12-1- نقد دیدگاه راغب PAGEREF _Toc416970980 h 1064-18-13- بررسی اعجاز فصاحتی PAGEREF _Toc416970981 h 1064-18-14- بررسی قول به صرفه PAGEREF _Toc416970982 h 1084-19- نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc416970983 h 110فهرست منابع ومآخذ PAGEREF _Toc416970984 h 112

چکیدهقرآن کریم گاه از روش بیان حقیقت بی آن که به طور صریح موردی را در نظر گرفته باشد می‌پردازد و به خواننده خود می‌آموزد که حقیقت محض چیست، و گاهی دیگر با نگاهی انتقادی به آنچه هست می‌پردازد و ضمن تحلیل و تبیین باورهای موجود به دو شکل استدلال حلی و نقضی به نقد آن می‌نشیند. این روش و شیوه‌ای است که قرآن نسبت به حقایق هستی و نقد باورها و بینش‌ها و نگرش‌های پیروان دیگر شرایع در پیش گرفته است و هرگاه قرآن کاری را نقد می‌کند بدی یا خوبی‌اش را بیان می‌کند و از فرد یا گروهی بی دلیل جانبداری و کارش را توجیه نمی‌کند، بنابراین می‌توان گفت قرآن را اولین کتاب نقدی نزد مسلمانان بنامیم. از این رو در این پژوهش که پیرامون بررسی مهم‌‌ترین شیوه‌های نقد در قرآن پرداخته شده با استناد به آیات قرآن کریم و با بهره‌گیری از شیوه و روش‌های قرآنی می‌توان امید آن داشت تا مفاهیم و حقایق قرآنی به گوش دیگران برسد و باورها و بینش‌های نادرستی که در جامعه استقرار یافته باز خوانی و تحلیل و تبیین گردد و نقاط قوت و سستی آن‌ها دانسته گردد.
کلمات کلیدی: قرآن کریم، شیوه‌های نقد، قرآن و نقد، خطاب نقدی

فصل اول:کلیات پژوهش21621751630680
1-1- مقدمه
شاید این ادعا بی جا نباشد که قرآن کریم به هر موضوع مرتبط با زندگی گروهی یا شخصی انسان پرداخته و حکم آن را بیان کرده است، قرآن کریم همانطور که به عقاید و احکام تکلیفی انسان می‌پردازد، بسیاری از مطالب مربوط به زندگی اجتماعی و فردی بشر را بیان کرده است و در تمامی زمینه‌های اجتماعی و تاریخی و ادبی و.. بهترین پاسخ‌ها را به مسائل مشغول کننده ذهن انسان مشخص کرده است تا طبق آن گام بردارد و مهم‌تر اینکه حجم گسترده‌ای از آیاتش را به آداب و رسوم اجتماعی که پیوند میان افراد جامعه را تضمین می‌کند، ویژه گردانده و گاه حتی کوچکتر آنها را بی پاسخ نگذاشته است. میزان توجه قرآن به مسایل مختلف براساس اهمیت آنها متفاوت است، قرآن افزون بر آنکه دلیل و راهنمای مسلمانان است «إِنَّ هَذَا القُرانَ یَهدِی لِلَّتِی هِیَ أَقوَمُ» (اسراء/9) کارها و آداب نادرست جامعه را پیش چشم خواننده ترسیم کرده و به نقد آن پرداخته است؛ قرآن به هنگام نقد جامعه، از شیوه‌های متعددی استفاده کرده است قرآن هرگاه بخواهد رفتار ناپسندی را از جامعه دور کند تا ضد آن جایگزین شود، تنها نهی نمی‌کند یا فقط دستور نمی‌دهد؛ به این معنا که وقتی جان افراد از سرشت‌های نکوهیده جاهلی پاک شد، به ارزشهای انسانی زیور می‌یابد و در پایان نور الهی در آن جلوه گر می‌شود، اما هدف قرآن از نقد اصلاح جامعه اسلامی و رهاندن آن از تاریکی و نادانی و برپایی جامعه انسانی است: «الر کِتابٌ أَنزَلنَاهُ إِلَیکَ لِتُخرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُلُمَاتِ إِلَی النُّورِ» (ابراهیم/1) جامعه‌ای که در آن، برتری براساس ایمان به خداست، از زشتی و جنگ و وحشی گری به دور است، عدالت و رفاه همگانی محور آن است و پرستش کامل خداوند سبحان و خوشبختی حقیقی انسان مسلمان در آن به تحقق می‌رسد و نقدی که دنبال پاکسازی جامعه جدید از اعمال و رفتارهای اشتباه پیشین است، از این رو بیهوده نیست قرآن را کتابی نقدی به ویژه در زمینه اجتماعی به شمار آوردیم که با کمک آن بتوانیم به تصویری روشن از جامعه همزمان با نزول آن دست یابیم.
1-2- بیان مسأله تحقیققرآن مجید کتاب دینی مسلمانان است، اما در حقیقت کتابی است برای همه بشریت، معانی و مفاهیم آن در طول چهارده قرن از جهات مختلف در حیات فردی و اجتماعی ما تأثیر پنهان و آشکار نهاده است، به طوری که امروزه نمی‌توان جنبه‌ای از جنبه‌های مختلف زندگانی مسلمانان را یاد کرد که قرآن مجید و معانی والای آن به نحوی مستقیم یا غیرمستقیم، درآن تأثیری نگذاشته باشد.
این کتاب مقدس که اوامر و خطاباتش، اختصاص به طایفه و نژاد و زمان و مکان معینی ندارد و احکامش یک پدیده اجتماعی نیست که معلول شرایط خاصی باشد که با از بین رفتن آن شرایط احکامش کهنه شود و از بین برود و چون قرآن مجید کتابی قابل فهم است که جهت تعلیم و تربیت و هدایت بشر نازل شده، لذا راه سعادت و حفظ مصالح دنیا و آخرت را نشان داده و بشریت را از بیماری‌های گوناگون اخلاقی، عقیدتی در حذر داشته است و این همان بشارت و انذاز است که قرآن بر آن تکیه می‌کرد (إِنَّآ أَرسَلنَاکَ بِالحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً (بقره/ 119) در اسلام برخلاف مکتب‌های مادی که تنها مشروعیت پیام را ملاک عمل می‌داند، علاوه بر تقدس پیام و مسائل آن هم مشروع باید باشد و حتی به شیوه‌های مختلف موارد خلاف مشروعیت را بیان می‌کند که از همان انذار شروع می‌شود تا برسد به سرزنش ملایم و سرزنش غیرمستقیم یا کنایی سپس نقد با نوعی تندی خالی از هر گونه سوء تلفظ، اما قاطع و محکم، زیرا هدف اصلاح و تربیت و تشخیص پدیده‌های زیان آوری است که فرد و جامعه را تهدید می‌کند. به عنوان مثال: («إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَآءٌ عَلَیهِم ءَ أنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لایُومِنُونَ. خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِم وَ عَلَی سَمعِهِم وَعَلَی أبصَارِهِم غِشَاوُهٌ وَ لَهُم عَذَابٌ عَظِیمُ.» (بقره/ 7)، و «فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلیِمُ بِمَا کَانُوا یَکذِبُونَ» (بقره /10)، «اللهُ یَستَهزِیُ بِهِم وَ یَمُدُّهُم فِی طُغیانِهِم یَعمَهُونَ» (بقره/15) و با تأمل در آیه‌های قرآن مجید، می‌بینیم که خداوند در راستای تعالی و کمال بشرجنبه‌های مثبت شیوه زندگی و جنبه‌های منفی بطور روشن نشان و تذکر داده است، علی هذا می‌توان گفت قرآن زمانی که موارد منفی و زشت را نکوهش و نقد می‌کند جایگزین و طرح برنامه مثبت همراه آن بیان می‌کند، پس نقد در قرآن شیوه‌های متعددی دارد و برای هرگروه از مخاطبین شیوه متناسب با شرایط آنها اتخاذ کرده است اغلب نقد در قرآن نقد اجتماعی یا موضوعی است و این هم امری طبیعی است، زیرا قرآن مجید کتابی الهی است هدفش حق و هدایت انسان است و چنانچه مواردی از نقد فردی اشاره شده باشد، بر می‌گردد به موضع‌گیری قرآن برحسب شرایط و شأن نزول آیه که در نتیجه‌ این هم قابل تطبیق بر همه مردم است.
بلاشک نقد میزانی لازم برای جلوه دادن برتری و خوبی و ناظری هوشمند برای بیان نکات و جنبه‌های قبح و ضعف است و بطور کلی نقد امور را تحلیل و بررسی سپس احکام لازمه را بر آنها صادر می‌کند، اما نقد و موارد هجاء در قرآن مجید با نقد ادبی تفاوت‌های بسیاری دارد. خطاب نقدی قرآن به دور از احساسات یا منافع معینی انجام می‌گیرد، بلکه بر اساس مقتضیات نیازمند‌های انسان است که به شیوه‌‌های مختلفی منسجم با هدف خلقت و هدایت بنا می‌شود و نقد قرآن در واقع مبتنی بر صدق و کمال است، به طوری که برحسب جایگاه مخاطبین و موقعیت آنها طراحی شده است. قابل توجه است که بسیاری از آیه‌های نقد و سرزنش در قرآن به رفتار و موضعگیری های اهل الکتاب (یهود و نصاری- مشرکین -مسلمانان) بر می‌گردد و قسمتی معتنابه نیز به حال و احوال منافقان. سعی داریم در این رساله آیه‌های متعددی مورد بررسی قرار دهیم که در خلال آنها سبک قرآن در مجال انتقاد و بیان نکات ضعف فردی و اجتماعی در زمینه ‌های مختلف بیان کنیم.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقاهمیت نقد در قرآن استواری و بی‌محدودیت است که همه جامعه بشری را در محک و حقیقت دو دنیا قرار می‌دهد. بیشترین شریح‌های بشری که در موضع لغزش و گمراهی قرار می‌گیرند در موضوع نقد و هجای قرآن واقع می‌شوند، تحقیق و بررسی این موارد تحول بزرگی در فکر انسان ایجاد می‌کند. لذا بررسی موارد نقدی و شیوه‌های طرح قرآنی این موارد، به منزلت جهش و حرکتی در مسیر آگاه شدن به معارف ارزشمند قرآنی است.
1-4- مرور ادبیات و سوابق تحقیقدر مورد نقد در قرآن بیشترین مباحث به سرزنش‌های قرآن که متوجه مخاطبین مختلف قرار گرفته توجه داشته است، اما مباحثی جهت بیان شیوه‌های مختلف نقد و هجاء در قرآن بسیار موجود نمی‌باشد و یا اندک است ولی بعضی‌ها در مقاله یا نوشته‌هایی در این مورد اشاره‌های به این موضوع داشته‌اند به عنوان نمونه 1-به گزارش خبرگزاری کتاب ایران نخستین همایش یک روزه قرآن کریم و هنر با سخنرانی حبیب‌الله آیت اللهی، عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد، که در تالار امیرخانی خانه هنرمندان در تاریخ 25/5/1391 برگزار شده است، ایشان گفت: امروز عادت شده است که بسیاری از مطالب را که در قرآن مطرح شده با علوم امروزی تطبیق می‌دهند و با این کار بسیاری از مطالب درست در نمی‌آید، به دلیل وحی بودن قرآن باید علوم امروزی را با قرآن مطابقت داد، وی افزود: در قرآن گونه‌های مختلفی از نقد موجود است که به هیچ عنوان در دانش علوم انسانی در غرب مطرح نشده است. نقد یعنی جدا کردن خوب از بد، یا جدا کردن سره از ناسره. این لغت در عربی هم به معنای خرد کردن است. خوب و بد دو کلمه جامع هستند، یعنی در هر حوز‌ه‌ای می‌توان این دو را از هم جدا کرد؛ به عنوان مثال، حق و باطل، نور و ظلمات، دو عنصر متضاد خواه، نا‌خواه، یکی خوب است و یکی بد و این اساس نقد در قرآن است. 2- نمونه دیگری از مقاله‌ای با عنوان «روش نقد قرآنی»، نویسنده آن «حامد سلیمی» است که (در تاریخ 8/9/1390) در روزنامه کیهان، شماره 20047 به تاریخ 21/7/90 در موضوع علوم قرآنی انتشار یافت، ایشان در این مقاله می‌گویند شیوه نقد قرآنی بر این است که نقد همراه با طرح باشد، چرا که نقد واقعی به معنای جداسازی سره از ناسره است و شخصی که ناسره چیزی را بیان می‌کند، می‌بایست سره آن را نیز ارائه دهد. از این رو می‌توان گفت: که در بطن و جوهره نقد، طرح نیز نهفته است. البته این شیوه اختصاص به حوزه تحلیل و نظریه و ذهن ندارد، بلکه در همه امور از جمله امور عملی نیز مورد توجه قرارگرفته است. بنابراین هر انتقادی می‌بایست همراه با طرح و پیشنهادی بهتر باشد تا به عنوان جایگزین مطرح شود. این شیوه‌ای است که خداوند می‌پسندد و عقل و خرد در پیش می‌گیرد و بدان عمل می‌کند. 3- نمونه دیگر با عنوان دریچه‌ای بر نقد اجتماعی در قرآن به نویسندگی حسین ایمانیان دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات عرب دانشگاه اصفهان، و عبدالغنی ایروانی‌زاده عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان که در مجله علوم و قرآن و حدیث سال چهلم شماره 3/81 پائیز و زمستان 1387 انتشار یافته است.
1-5- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق بیان تفاوت نقد ادبی رایج با نقد‌های قرآنی و به تصویر کشیدن شیوه‌های آن با قرائتی جدید و نو.
1-6- اهداف تحقیق1ـ آشنایی اهل ادب و علم به نکات ظریف شیوه‌های نقد در قرآن.
2- مشخص کردن مرز نقد واقعی هدف‌دار و غیر‌محدود با نقد مبتنی بر اساس احساسات و معیار‌های موقت و زودگذر.
3- پرده برداشتن از زیبائی‌های نقد در قرآن و عظمت شیوه‌‌های آن.
4ـ مطرح کردن نقد اجتماعی در قرآن به عنوان الگوی جاویدان جهت تعامل انسانی.
1-7- سؤالات تحقیق1ـ آیا در مباحث نقدی قرآن شیوه‌های مختلفی وجود دارد؟
2ـ آیا در سبک ‌های نقدی قرآن خاص و عام و یا زمان مطرح است؟
3 ـ چه تفاوتی بین نقد ادبی و نقد قرآنی وجود دارد؟
4ـ آیا نقد در قرآن همراه با هجاء است یا خیر؟
5ـ نقد در قرآن ناظر بر چگونه مخاطبینی است و دنبال چه هدفی است؟
1-8- فرضیات تحقیق 1- نقد در قرآن به شیوه‌های مختلفی مطرح شده است.
2 ـ نقد در قرآن خاص و عام در زمان ندارد.
3 ـ نقد در قرآن تفاوت‌های با نقد ادبی رایج دارد.

متن کامل در سایت امید فایل 

4ـ هر نقدی در قرآن هجاء نیست.
5ـ در ورای نقد قرآنی اهداف انسانی وجود دارد.
1-9- تعریف واژه‌ها و اصطلاحات فنی و تخصصینقد اجتماعی: تحلیل و تجزیه امور جامعه بشری با طرح نظریه فکری و عملی جهت انتخاب اصلح
هجاء در قرآن: بیان موارد ضعف و خطر در انسان و جامعه و تعریف آن برای دیگران و نوعی تصحیح مسیر به سمت خیر و نجات در دنیا و آخرت.
هدف والا: رساندن انسان و جامعه به رستگاری با بیان نوع و شیوه‌های صعود بر قله آمان و اعتماد.
شیوه‌های نقد: رویکرد‌های اعتراض آمیز هدف دار با توجه به نوع مخاطبین و جایگاه آنها.
1-10 - روش شناسی و ابزار تحقیق
کشف حقیقت، افزایش دانش و توضیح پدیده‌ها از جمله اهداف اساسی هرتحقیق علمی می‌باشد. تحقیق در علوم مفهومی و استدلالی بخصوص در زمینه ادبیات نیز هدف بررسی موضوعی موارد شیوه‌های نقد در قرآن که مورد مطالعه مسایل علوم قرآنی را دارد و نیز کشف اصول کلی یا تفسیر مستنداتی است که از آن برای تبیین، کنترل و پیش بینی رویدادهای عملی در عرصه قرآنی استفاده می‌شود.
در این پژوهش، روش تحقیق ما از نوع توصیفی و تحلیلی که به صورت کتابخانه‌ای و فیش برداری صورت می‌گیرد. تحقیق توصیفی را برخی معادل تحقیق کیفی می‌گیرند؛ چرا که مشاهدات معمولاً به زبان عادی بیان می‌شود. در واقع، هدف تحقیقات توصیفی، اغلب آن است که مشاهده بر اساس چارچوب مرجع و قوانین جاری و شرایط کنونی افراد مورد بررسی انجام گیرد. استفاده از محاسبه نتایج تحقیقات نیز اعمال قوانین و مقررات در دو حوزه مختلف خواهد بود کتب و مقالات مزبور به موضوع تحقیق به منظور انجام کلیات و ادبیات تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد و ضمن توصیف و تشریح در رابطه با موضوع تحقیق، به بررسی شیوه‌های نقد در قرآن پرداخته خواهد شد، داشتن اطلاعات کافی و ارزشمند درتمام مراحل تحقیق مورد نیاز است، به عبارت دقیق‌تر هر نوع تحقیق علمی تنها به میزان اطلاعات جمع آوری شده مفید مربوط به موضوع، ارزش دارد. بنابراین آن دسته اطلاعات که واجد ویژگی‌های سه گانه زیر باشد در این تحقیق مورد نیاز و توجه ما خواهد بود. 1- اطلاعات مربوط به موضوع باشد. 2- اطلاعات دقیق باشد 3- اطلاعات به روز باشد.
1-10-1- ابزار گردآوری اطلاعاتفیش‌های مطالعاتی و کسب نظر اساتید دانشگاهی و عندالاقتضاء حوزوی و نیز مراجعِ دخیل در امور ادبیات عرب و علوم قرآن و حدیث.

فصل دوم:نقد و انواع آن در تاریخ
19749842281187
2-1- نقد در لغتنقد یعنی؛ ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب‌ها را نمایاندن است، نَقَد الدراهِمَ و غَیرَها: مَیَّزَها و نَظَرَها لِیّعرِفَ جَیّدَها من رَدیئها: وقتی می‌گویند درهم را نقد کرد؛ یعنی آنها را از هم جدا کرد و بررسی نمود تا سالم را از معیوب باز شناسد (صفایی 1381، 6).
تعریف نقد ادبی در نزد قدما با آنچه امروزه از آن استنباط می‌شود، متفاوت است. در نزد قدما مراد از نقد معمولاً بر این بوده است که معایب اثری را بیان کنند و مثلاً در این که الفاظ آن چه وضعی دارد یا معنی آن برگرفته از اثر دیگری است و بطور کلی از فراز و فرود لفظ و معنی سخن گویند. این معنی از خود لغت نقد فهمیده می‌شود زیرا نقد در لغت به معنی «بهین جیزی بر گزیدن» (زوزنی 1320، 5) و نظر کردن در دراهم است تا در آن به قول اهل لغت سره را از ناسره باز شناسد. در ایام باستان پول کلاً دو نوع بود. پول نقره (درم) و پول طلا (دینار). گاهی در دینار تقلب می‌کردند و به آن مس می‌آمیختند و در این صورت عیار طلا پایین می‌آمد. در روزهای نخست تشخیص مس ممزوج با طلا با چشم میسر نبود. البته بعد از گذشت مدتی، مس اندک اندک سیاه می‌شد، چنان که حافظ گوید: خوش بود گر مَحَکِ تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غِش باشد به سکه تقلبی زر مغشوش و ناسره و امثال این می‌گفتند، چنان که حافظ فرموده است:
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آنکه یوسف به زرِ ناسره بفروخته بود
بدین ترتیب چنانکه اشاره شد، کار منتقدان باستان بیشتر نشان دادن نقاط ضعف بوده است. جامی در «سبحه الابرار» به منتقدان می‌گوید:
عیب جویی هنر خود کردی عیب نادیده یکی صد کردی
گاه بر راستکشی خط گزاف گاه بر وزن زنی طعن زحاف
گاه بر قافیه کان معلول است گاه بر لفــظ که نامقبول است
گاه نابرده ســـوی معنی پی خرده گیری ز تعصب بــروی
اما در دوران جدید مراد از نقد ادبی نشان دادن معایب اثر نیست (هر چند ممکن است به این امر هم اشاراتی داشته باشد) زیرا نقد ادبی به بررسی آثار درجه یک و مهم ادبی می‌پردازد و در این گونه آثار بیش از اینکه نقاط ضعف مهم باشد، نقاط قوت مطرح است. لذا منتقد ادبی می‌کوشد با تجزیه و تحلیل آن اثر ادبی اولاً ساختار و معنی آن را برای خوانندگان روشن کند و ثانیاً قوانینی را که باعث اعتلای آن اثر ادبی شده است توضیح دهد.
معنی عیب جویی نیز که از لوازم «به گزینی» است ظاهراً هم از قدیم در اصل کلمه نقد مستتر بوده است (أمین 1925، 1) و لذا از دیرباز این کلمه در مورد شناخت محاسن و معایب کلام به کار رفته است، چنان که آن لفظی هم که امروز در فرهنگ اروپایی جهت این معنی به کار می‌رود در اصل به معنی رای زدن و داوری کردن است و شک نیست که رای زدن و داوری کردن درباره‌ی نیک و بد امور و سره و ناسره‌ی آنها مستلزم معرفت درست و دقیق آن امور است (زرین کوب 1367، 22).
برخی معتقدند: در مفهوم نقد؛ طلب و بی‌طرفی، بررسی و به دست گرفتن و از هم جدا کردن و پنهان‌ها را بیرون کشیدن نهفته است. نقد به معنی رد و مخالف نیست بلکه نقد به معنای ارزیابی و وارسی اندیشه است لذا جا دارد که ناقد، نقاط قوت اندیشه را نیز بیان کند (گرجی 1389، 110).
پس ملاحظه می‌شود که نقد از انتقاد جدا است: انتقاد فقط ناظر بر نکات منفی و کاستی‌های رای است ولی نقد نکات مثبت و منفی را توأمان دارد. همچنین، نقد برخلاف انتقاد همیشه مستدل است. نقد به انگیزه انتخاب کردن بهترین صورت می‌گیرد و هدف آن زمینه را فراهم نمودن است ولی انتقاد به جهت نفی نظر مورد نقد انجام می‌شود، از طرفی در نقد باید معیار و محک و میزان ثابتی وجود داشته باشد ولی در انتقاد اصولاً معیار و ضابطه مشخصی وجود ندارد (روش نقد اندیشه چگونه است 1374، 65-7).
2-1-1- نقد در اصطلاح
از لحاظ اصطلاحی نقد تعاریف متعددی دارد که در همه‌ آنها نزدیکی معنای لغوی و اصطلاحی را ملاحظه می‌کنیم. 1: نقد یعنی فن ارزیابی و سنجش آثار هنری و ادبی و تحلیل آن براساس علم. (وهبه 1994، 97)
2: سنجش علمی متون ادبی از لحاظ منابع، صحت متن و ساختار و ویژگی‌ها و تاریخ آنهاست، 3: نقد ادبی همان ارزیابی متن و داوری ادبی و هنری با رعایت اسلوب به کار گرفته شده است (التونخی 1999، 864، 2). چنان که اندکی در دو معنای لغوی و اصطلاحی نقد بنگریم در می‌یابیم که هر دو زیاد با هم فرقی ندارند زیرا که نقد ادبیات شامل آثار ادبی و داوری و نیک و بد بودن است و از این رو عناصر زیبایی را در آن می‌یابیم که اثر ادبی را به آن نامگذاری می‌کنیم و ویژگی‌های بدی که در اثر هنری یافت می‌شود و یا تعیین عیوب و محاسن آن است، چنانچه نقد از لحاظ لغوی یعنی تشخیص درهم‌ها و نظر به شناخت نیک از بد آن است و در هر دو معنای سنجش مقابله و داوری و تفکیک وجود دارد. صاحب بن عبّاد طالقانی هر دو معنا را در کلام خویش آورده است: رُبّ شعر نَقَدته مثلَ ما ینقُد رأس الصیّارف الدینار ثّم أرسلته فَکانَت مَعانیه وَ ألفاظَهُ مَعاً بکارا (چه بسا شعری که مورد نقد قرار دهی آن را به مانند صرافان که دینار را جدا می‌کنند انجام دهید و در هر معانی و الفاظش با هم تازه و بکر باشند) (القیروانی 1988، 736). چنانچه عبدالقاهرالجرجانی در سخن خویش آورده است: انّ نقدَ الدینار الا علی الصیرف صعبٌ فَکیف نَقدُ الکلام (اگر صرافان دینار را سخت مورد تنکاش قرار دهد پس چگونه طلا را مورد نقد قرار می‌دهیم و در هر دو می‌بینیم که تفاوتی در اشعار میان روح وجسم نیست (الجرجانی 1995، 197). لذا نقد ادبی که از آن می‌توان به سخن سنجی و سخن شناسی نیز تعبیر کرد عبارتست از شناخت ارزش و بهای آثار ادبی و شرح و تفسیر آن به نحوی که معلوم شود، نیک و بد آن آثار چیست و منشاء آنها کدام است و در تعریف آن، بعضی از اهل نظر گفته‌اند که سعی و مجاهده ایست عاری از شائبه اغراض و منافع تا بهترین چیزی که در دنیا دانسته شده است و یا به اندیشه‌ی انسان در گنجیده است، شناخته گردد و شناسانه آید و البته این تعریف که ماثیوآرنود نقاد و شاعر انگلیسی ایراد کرده است، هر چند شامل نوعی از نقد ادبی هست حد و تعریف درست جامع و مانع نقد ادبی نیست چون غایت و فاید‌ه‌ی نقد ادبی تنها آن نیست که نیک و بد آثار ادبی را بشناسد بلکه گذشته از شناخت نیک و بد آثار ادبی، به این نکته هم نظر دارد که قواعد و اصول یا علل و اسبابی را نیز که سبب شده است اثری درجه‌ی قبول یابد و یا داغ رد بر پیشانی آن نهاده آید، تاحدی که ممکن و میسر باشد تحقیق بنماید و بنابراین واجب است که نقد ادبی، تا جایی که ممکن باشد از امور جزئی به احکام کلی نیز توجه کند (زرین کوب 1383، 20).
در کتاب " فرهنگ اصطلاحات ادبی" به کوشش ام. اچ. ایبرمز نقد بدین گونه تعریف شده است؛ نقد اصطلاحی است کلی برای مطالعاتی که موضوع آنها تعریف، طبقه بندی، تحلیل، تفسیر و ارزیابی می‌شود (ایبرمز 1384، 66).
معنی نقد عبارت است از اعمال قضاوتی منفی که بویژه در مورد شیوه‌های سلوک، ادبیات یا محصولات فرهنگی بطور عام صورت می‌گیرد غرض از انتقاد، کشف مفروضات مستتر و برملا کردن بطلان دعاوی حجیت آن مفروضات و همچنین بطور ساده پیدا کردن غلط‌ها و اشتباهات بود، هگل تاریخ بشر را به منزله پیشرفت آ‌گاهی او در نظر می‌گرفت و عقیده داشت که این خود آگاهی قیود موجود اجتماعی را دائماً دگرگون می‌کند و پیوسته در حدود آن فراتر می‌رود. پس در فلسفه‌ هگلی انتقاد چیزی بیشتر از قضاوت منفی به حساب آمد و نقش مثبت کشف و برملا کردن اشکال موجود معتقدات بخاطر تقویت تعالی انسان‌ها در جامعه به آن داده شد (کرومبی 1370، 97).
میشل فوکویاما (اندیشمند پست مدرنیست) در مقاله معروف «مؤلف چیست» نقد را چنین تعریف می‌کند:
نقد یکی از روش‌های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده‌ها و داده‌های مختلف در فرآیند تولید و آفرینش است: نقد، روش بررسی در فرآیند گیرندگی و دهندگی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می‌گیرد. کار نقد، آشکار ساختن مناسبات اثر با مؤلف نیست و نیز قصد ندارد تا از راه متون، اندیشه یا تجربه‌ای را بازسازی کند، بلکه می‌خواهد اثر را در ساختار، معماری، شکل ذاتی و بازی مناسبات درونی اش تحلیل کند (فوکویاما 1368، 39).
2-1-2- نقد در مفهوم و معنادر فرهنگ نامه فارسی به کوشش دکتر محمد معین، نقد بدین شرح معنی شده است:
نقد: جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره – تمیز دادن خوب از بد – آشکار کردن، جدا کردن و باز شناختن محاسن و معایب سخن.
نقاد: آنکه درهم و دینار سره را از ناسره جدا کند – آنکه خوب و بد را از یکدیگر تمیز دهد، "طبعی نقاد و ذهنی وقار و نظمی سریع و خاطری مطیع داشت (معین 1371، 6 -4785).
در فرهنگ نامه عربی به فارسی از کتاب "المعجم العربی الحدیث" به کوشش خلیل جر، نقد بدین شرح درج شده است: النقد: هنر تمیز دادن سخن نیکو از سخن بد، در درهم‌ها و جز آنها نظر کردن تا خوب آنها را از بد جدا کردن (جر 1381، 2071).
در فرهنگ نامه فرانسه "روبرت"، واژه کریتیک، هم به معنی نقد و انتقاد و هم به معنی ناقد و منتقد آمده است. آزمون یک اصل، یک عمل، به منظور داوری ارزیابی آن، از دیدگاه فلسفی یا زیباشناسانه – داوری زیباشناسانه: هنر داوری کارها و تولیدهای روحی، ادبی و هنری. داوری یک اثر هنری، یک اثر معنوی – داوری هوشمندانه، اخلاقی، داوری اخلاق و خصیصه‌های یک اثر – داوری اصالت یک متن از دیدگاه فلسفی– گرایش روح به برقراری داوری‌های جدی و ناخوشایند [انتقاد کردن] – داوری بدبینانه و شخصی که به داوری تن در دهد و کارش این است –کسی انتقاد می‌کند و محکوم می‌سازد – کسی که ارزش‌ها، کیفیت‌ها و اشتباهات و خطاهای یک اثر روحی [ادبی و هنری] را تعیین کند – کسی که ارزش منطقی یک ادعا و اصالت یک متن اثر هنری) را می‌آزماید [یا مورد تأیید قرار می‌دهد] – شک اصولی و آزمون شخصی بر روی یک اثر روحی. – کسی که انتقاد می‌کند و نکات منفی را می‌آزماید.
" نقد" واژه ایست که به وسیله قوم لاتین از یونانی‌ها به وام گرفته شده، لاتین کریتکوس، از یونانی از مصدر به معنی داوری کردن. فعالیتی است که به داوری اثر می‌پردازد، به ویژه ارزش‌گذاری منطقی و مستدل" (آیت اللهی 1384، 167-18).
در کتاب "مبانی و روش‌های نقد ادبی" به کوشش نصرالله امامی در باب نقد و انتقاد به شرح زیر آماده است: " واژه نقد معانی متعددی دارد، سره گزینی (انتخاب نیکو و ناب از هر چیز)، ارزیابی و سنجیدن، به محک زدن، خوب و بد چیزی را نشان دادن، بهین و بهترین را برگزیدن. واژه نقد، گاه مترادف با انتقاد به کار می‌رود ولی در عرف و کاربرد متداول زبان، تفاوت محسوسی میان نقد و انتقاد به چشم می‌خورد؛ یعنی انتقاد را غالباً در مفهوم بیان کاستی‌های یک چیز و خرده گیری از کاری یا کسی می‌آورند، در حالی که نقد را چنین مفهومی به کار نمی‌گیرند و آن را برای ارزیابی امور و آثار ذهنی، فکری، هنری و فرهنگی مورد استفاده قرار می‌دهند. گفتنی است که واژه انتقاد نیز گاه در مفهوم گسترده‌تر خود به کار می‌رود و در چنین حالاتی مترادف با واژه نقد آورده می‌شود. هر دو واژه نقد و انتقاد معادل واژه انگلیسی (کریتکوس) هستند. واژه مذکور نیز در زبان انگلیسی تقریبا وسعت معنا و مصداقی به اندازه واژه‌های نقد و انتقاد در زبان فارسی دارد. کسی را که به نقد یا انتقاد می‌پردازد، ناقد یا منتقد می‌گویند و این دو واژه را غالباً مترادف یکدیگر بکار می‌برند (امامی 1377، 12-11).
"در خصوص ریشه‌های معنایی دو کلمه نقد و معادل لاتین آن نکته‌ای جالب توجه وجود دارد: در شرایطی که واژه نقد به معنای "جداکردن سره از ناسره" است و مستقیماً به نفس سنجش و ارزیابی اشاره می‌کند، کلمه critique از نام چوبدستی‌هایی به عاریت گرفته شده است که در یونان باستان برای حفظ نظم و آرامش در جشنواره‌ها بکار می‌رفت: "یونانیان باستان در زمان رقابت‌ها داورهایی انتخاب می‌کردند که در مورد پیروزی داوطلب‌ها تصمیم می‌گرفتند و مسئول ساکت کردن تماشاگران بودند. آنها به چوبدستی‌هایی به نام critoe مجهز بودند که critique از آن می‌آید". دیگر اینکه بر خلاف زبان فرانسوی و انگلیسی، خوشبختانه زبان فارسی بین این دو کلمه تفاوت قایل شده است. در زبان فرانسه نقد کردن می‌تواند در معنای عام به معنای برشمردن عیوب یا "ایراد" گرفتن باشد. همچنین می‌تواند به معنای ناخشنود بودن باشد. " فرهنگ لیتره بیان می‌کند که یک فرد منتقد "مردی است که همه چیز را از نقاط منفی آن می‌بیند" مثلاً وقتی در زندگی روزمره به کسی می‌گویند "همه‌اش نقد می‌کنی" به این معنی است که "تو هرگز خشنود نیستی". اما علی رغم این برتری معنایی واژه در زبان فارسی امری که در حوزه اصطلاح شناسی هنری به ندرت رخ می‌دهد، متاسفانه یکی از اصلی‌‌ترین جنبه‌های آسیب نقد آن است که برخی منتقدان به تفاوت بین نقد و انتقاد توجه نمی‌کنند و از نقد "چماقی" برای انتقاد صرف از هنرمند می‌سازند که عکس العمل منفی هنرمند را در پی می‌آورد و فضایی مسموم بین هنرمند و منتقد ایجاد می‌کند. در حالی که لازمه یک نقد مصفانه توأمان دیدن جنبه‌های مثبت و منفی اثر و در نظر گرفتن و بر شماردن محدودیت‌ها و امکانات هنرمند است (جلالی پور 1385، 76).
2-1-3- انواع نقد محققان به فراخور زمینه مطالعاتی خود و چشم اندازهای علمی برای نقد انواعی برشمرده‌اند و هر یک از روزنه‌ای علمی یا غیرعلمی به نقد نگریسته‌اند. با رشد روزافزون و توسعه علوم، دامنه نقدها هم گسترده‌تر شده است؛ لذا احصای همه آنها شاید کار آسانی نباشد. مضاف بر اینکه استدراک نوع نقد در نزد پژوهشگران مختلف، متفاوت است لذا نقد ادبی بر این اساس که از کدام زاویه دید به اثر ادبی نگاه می‌کند و بر مبنای چه موازینی آن را تحلیل می‌کند، به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود.
نخستین و مهم‌ترین تقسیم‌ بندی در نقد قدیم می‌توان از روش‌های نقدی زیر نام برد که عبارت است از: 1- نقد لغوی و بیانی –بلاغی (فنی) 2- نقد اخلاقی –دینی، اما در نقد جدید نیز می‌توان از روش‌های نقدی زیر نام برد: 1- نقد روانشناسی 2- نقد اسطوره‌ای 3- نقد تاریخی (جبرگرایی تاریخی –اجتماعی) 4- نقد اجتماعی – ایدئولوژیکی 5- نقد ساخت‌گرایان و صورتگرایان (نقدساختاری). محمد مندور منتقد مصری، انواع نقد معاصر عربی را به سه دسته تقسیم می‌کند: 1- نقد تفسیری 2- نقد ارزشی 3- نقد ارشادی، وی سپس ادعا می‌کند که این، بهترین تقسیم‌بندی در ادبیات جهان است و در بسیاری از کتب نقدی، همچنین از نقد تأثری (ذاتی) و نقد عینی (موضوعی) به عنوان دو روش نقدی عمده و متفاوت یاد می‌گردد. اما با دقت بیشتر می‌توان گفت که تأثری یا عینی بودن، دو روش نقدی نیستند، بلکه دو ویژگی و صفت هستند، که هر شیوه نقدی با درجه‌ای متفاوت از آن دو بهره‌مند است (مندور 1997، 184).
نقد فنی – هنری: آن روشی است که در آن منتقد به ارزیابی اثر هنری و ادبی و شناسایی درجه هنری بودن آن می‌پردازد (أمین1963، 17). نوع اثر، راز زیبایی و قدرت و عوامل جاودانگی آن، رابطه آن با دیگر آثار و مسائلی از این قبیل، محورهای اصلی و اساسی در این شیوه نقادی را تشکیل می‌دهند، این روش از قدیم الایام همواره در نقد ادبی مطرح بوده است، افلاطون اولین کسی بود که بین نقد فنی و اخلاقی تفکیک قائل شد (الماضی 2005، 29). به عبارتی دیگر این شیوه نقدی، همان نزاع دیرین در بین منتقدان بر سر برتری شکل و محتواست که در گذشته مورد بحث و جدل بوده است، از چهره‌های بارز و برجسته این روش نقدی شیخ المرصفی (1889م) که از او به عنوان یکی از احیاگران ادبیات و نقد عربی قدیم یاد می‌گردد (الدسوقی 2003، 124) و نیز یکی دیگر از چهره‌های که به نقد فنی توجه نموده و از نمایندگان نقد تاریخی به شمار می‌رود، طه حسین است (الشاذلی 1989، 175) و منتقدی که از طرفداران نقد فنی است مصطفی صادق الرافعی، عبدالقادر القط، امین الخولی، محمدمندور، شوقی ضیف است (الرافعی و الحاوی 1974، 151- 100).
نقد روانشناسی: بحث و گفتگو درباره حالت روحی خاص هنرمند در حین ابداع و آفرینش هنری است و روشی که با آن همه اعمال، سخنان و حرکات سنجیده می‌شود و توجه به تأثیر شعر و ادب بر دل و جان مخاطبان و تأثیر حالت‌های روحی گوناگون خود شاعر در نوع شعر او نیز مورد بحث و گفتگو بین منتقدان بوده است (الماضی 2005، 42). مشهور‌ترین نظریه روانشناسی در این باب، نظریه ضمیر ناخودآگاه فروید (1939م) است (دیچز 1366، 520). از چهره‌های مشهور در این روش نقدی عباس محمود عقاد می‌باشد و مهم‌‌ترین شعار او این است: شاعری که از شعرش نتواند خطوط شخصیت او را شناخت، شایسته شناخته شدن نیست (العقاد1970، 7) و دیگر منتقدان امین خولی، محمد خلف اله، محمد نوبیهی هستند.
نقد جبرگرایی تاریخی –اجتماعی: بحث درباره یک دیدگاه خاص در باب منشأ ابداع و آفرینش هنری و الهام گرفتن از نظریه جامعه شناسی، اصالت جامعه در مقابل فرد است، این روش نقدی با نقد فنی -هنری رابطه تنگاتنگ دارد زیرا در این روش منتقد تا حدود زیادی با معیارهای نقد فنی نیز سر و کار دارد، هرگاه از نقد تاریخی سخن به میان می‌آید بلافاصله نام طه حسین و شیوه شک‌آمیز دکارتی وی در بررسی شعر جاهلی به ذهن تداعی خواهد شد، نظریه جبرگرایی او که از جامعه شناسان اروپایی اخذ نموده است (حسین 1926، 376). به عقیده مرحوم سید قطب، نقد تاریخی در محدوده خاص خود دارای ارزش و اهمیت است، زیرا این روش نقدی به تنهایی و حتی با استفاده از نقد روانشناسی هم نمی‌توان به طور کامل اثر ادبی را شرح دهد و ابعاد آن را کشف کند (قطب 2003، 108).
نقد ایدئولوژیکی اجتماعی: بخش عظیم بحث‌های این روش نقدی درباره تأثیری است که هنر و ادبیات می‌تواند و باید بر روی مخاطبان خود بگذارد، به عبارتی دیگر در اینجا سخن از تعهد اجتماعی هنر و ادبیات و ایفای رسالت اجتماعی از سوی هنرمند و ادیب است، این روش نقدی در افراطی‌‌ترین شکل آن هنر و ادبیات را ابزاری می‌داند که باید در خدمت اهداف اجتماعی قرار گیرد (موسی 1961، 38-17). از چهره‌های مشهور این گرایش می‌توان از نویسندگان زیرنام برد: سلامه موسی، محمد مندور، محمود امین العالم، عبدالعظیم انیس، لویس عوض، احمدامین، و حسین مروّه. هر چند از نظر زمانی سلامه موسی مقدم بر مندور است اما با توجه به نقش بسیار مهمی که مندور در امر سامان بخشیدن به روش این نقد ایفا کرده است، او را به عنوان یکی از بنیانگذاران این شیوه نقدی می‌شناسند (الربیعی و الحاوی 2010، 118-81).
نقد اسطوره‌ای: در این روش نقدی (تقریباً مشابه آنچه در نقد روانشناسی مطرح شد) دوباره بحث و مناقشه درباره سرچشمه و منشأ ابداع و آفرینش هنری مطرح می‌گردد، روانشناسان می‌کوشند شخصیت فرد را تحلیل کنند، اما اسطوره شناسان چنین کاری را در زمینه ضمیر و شخصیت یک قوم انجام می‌دهند، منتقد برای یافتن راز معمای ابداع و سرچشمه آن به تاریکی‌های درون هنرمند پناه نمی‌برد، بلکه دورتر از آن به دوران‌های ماقبل تاریخ و اسطوره‌های بشر اولیه پناه می‌برد، منتقد اسطوره‌ای با ایجاد رابطه بین هنر با اسطوره‌ها، با اعماق سرشت بشر سر و کار خواهد داشت و در جستجوی کشف نکات مرموزی است که آثار هنری را می‌پروراند (گورین و دیگران 1370، 206).
یکی از چهره‌های مشهور این نوع نقد دانشمند کانادایی نورثروپ فرای است، به نظر او ایجاد ارتباط بین نقد ادبی و اسطوره‌ها می‌تواند نقد ادبی را به یک علم حقیقی تبدیل کند. می‌توان گفت این روش نقدی هدفش بررسی و ارزیابی ادبیات نیست، بلکه ادبیات را در خدمت اهداف غیرادبی خود به کار می‌گیرد (الماضی 2005، 159- 161).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 23333 fuka.irمی توانید ببینید