مقالات

–41

75565015684500

تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب نسرین رئیسی‌نیا دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته زبان و ادبیات عرب که در تاریخ 15 /11/1393 از پایان نامه / رساله خود تحت عنوان “بررسی شیوه‌‌های نقد در قرآن کریم” با کسب نمره و درجه دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می‌شوم:
1) این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردي که از دستاورد‌هاي علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و… ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلا” براي دریافت هیچ مدرك تحصیلی (هم سطح، پائین تریا بالاتر) در سایر دانشگاه‌های ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوز‌هاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می‌پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
نسرین رئیسی نیا
تاریخ و امضاء:

-259080-63500000
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات ایلام
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات عرب (M. A)
عنوان:
بررسی شیوه‌های نقد در قرآن کریم
استاد راهنما:
دکتر محمد اعتمادی
نگارنده:
نسرین رئیسی‌نیا
2299735519926دد
دد
زمستان 1393
د
سپاسگزاری
از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآيد
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در تمام مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم. در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي‌ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشت باشــــم. از اساتید فرهيخته جناب آقاي دکتر محمد اعتمادی و سایر اساتیدی که این حقیر را با لطف بی شائبه خویش در تدوین این رساله یاری نموده اند، کمال تشکر و قدردانی را دارم.

تقد یم به
خدایی که آفرید جهان را ، انسان را، عقل را ، علم را ، معرفت را ، عشق را و به کسانی که عشقشان را در وجودم دمید گاهی بیاییم و احوالشان را بپرسیم
چیدم گلی ز باغ ادب تا بروز عید در بارگاه میر ادب پرور آورم
حیف است با خسان گل دانش کنی نثار من گل نثار مردم دانشور آورم
به پدرم به استواری کوه به مادرم به زلالی چشمه
و به روح پاک شهدا
آنانکه جان و مال خود را در حفظ و اعتلای این مرز و بوم فدا نموده اند.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3″ h z u چکیده PAGEREF _Toc416970885 h 1فصل اول: کلیات پژوهش1-1- مقدمه PAGEREF _Toc416970888 h 31-2- بیان مسأله تحقیق PAGEREF _Toc416970889 h 31-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc416970890 h 51-4- مرور ادبیات و سوابق تحقیق PAGEREF _Toc416970891 h 51-5- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc416970892 h 61-6- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc416970893 h 61-7- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc416970894 h 61-8- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc416970895 h 61- نقد در قرآن به شيوه‌هاي مختلفي مطرح شده است. PAGEREF _Toc416970896 h 61-9- تعریف واژه‌ها و اصطلاحات فنی و تخصصی PAGEREF _Toc416970897 h 71-10 – روش شناسی و ابزار تحقیق PAGEREF _Toc416970898 h 71-10-1- ابزار گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc416970899 h 7فصل دوم: نقد و انواع آن در تاریخ2-1- نقد در لغت PAGEREF _Toc416970902 h 92-1-1- نقد در اصطلاح PAGEREF _Toc416970903 h 102-1-2- نقد در مفهوم و معنا PAGEREF _Toc416970904 h 122-1-3- انواع نقد PAGEREF _Toc416970905 h 132-2- تفاوت نظریه ادبی و نقد ادبی PAGEREF _Toc416970906 h 162-3- نقد در تاریخ PAGEREF _Toc416970907 h 182-4- دگرگونی‌های نقد درتاریخ ادبیات عرب PAGEREF _Toc416970908 h 192-4-1- نقد در دوره جاهلی PAGEREF _Toc416970909 h 192-4-2- نقد در دوره صدر اسلام PAGEREF _Toc416970910 h 202-4-3- نقد در عصر اموی PAGEREF _Toc416970911 h 212-4-4- نقد در عصر عباسی PAGEREF _Toc416970912 h 222-4-5- نقد در عصر انحطاط PAGEREF _Toc416970914 h 262-4-6- نقد در دوره عصر معاصر PAGEREF _Toc416970915 h 262-4-6-1- رویکردهای نقدی معاصر PAGEREF _Toc416970916 h 282-4-6-1-1- نقد نفسی (روانکاوانه) PAGEREF _Toc416970917 h 282-4-6-1-2- نقد اجتماعی PAGEREF _Toc416970918 h 292-4-6-1-3- نقد بلاغی PAGEREF _Toc416970919 h 292-4-6-1-4- نقد اخلاقی PAGEREF _Toc416970920 h 292-4-6-1-5- نقد زیبایی شناسی PAGEREF _Toc416970921 h 292-4-6-1-6- نقد تطبیقی PAGEREF _Toc416970922 h 29فصل سوم: بررسی جامعه جزیرة العرب3 -1- جامعه جزیرة العرب قبل از نزول قرآن PAGEREF _Toc416970925 h 313-1-1- وضعیت سیاسی و اجتماعی PAGEREF _Toc416970926 h 313-2- خصوصيات اعراب PAGEREF _Toc416970927 h 333-2-1- فرهنگ و آداب و رسوم PAGEREF _Toc416970928 h 343-3- تصویرهای ادبی جاهلی PAGEREF _Toc416970929 h 343-4- جنگ‌هاي دوران جاهليت PAGEREF _Toc416970930 h 363-5- زنان و نظام خانواده PAGEREF _Toc416970931 h 363-6- وضعیت اقتصادی PAGEREF _Toc416970932 h 373-7- اوضاع دینی PAGEREF _Toc416970933 h 383-8- زبان عربی PAGEREF _Toc416970934 h 393-9- نزول قرآن PAGEREF _Toc416970935 h 413-10- نظرات مهم در رابطه با آغاز نزول قرآن PAGEREF _Toc416970936 h 443-10-1- نظر علامه معرفت PAGEREF _Toc416970937 h 443-10-2- نظر علامه طباطبايي PAGEREF _Toc416970938 h 443-11- موضع گیری قرآن نسبت به شعر و شاعری PAGEREF _Toc416970939 h 453-11-1- اتهام شعر و شاعری PAGEREF _Toc416970940 h 45فصل چهارم: نقد در قرآن کریم4-1- تأثیر قرآن بر جامعه جزیرة العرب PAGEREF _Toc416970943 h 524-2- اسلوب نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970944 h 554-3- شرایط نقد در قرآن PAGEREF _Toc416970945 h 574-4- گروه‌های مورد خطاب نقدی در قرآن کریم PAGEREF _Toc416970946 h 584-5- استدلال به عدم امكان فرزند داشتن خداى تعالى PAGEREF _Toc416970947 h 644-6- عقاید و رفتارهای مشرکان و کافران از منظر نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970948 h 694-7- اعتقاد به جبرگرایی PAGEREF _Toc416970949 h 704-8- قرآن و اتمام حجت با مشرکان PAGEREF _Toc416970950 h 714-9- تفاوت نقد ادبی و نقد قرآنی PAGEREF _Toc416970951 h 754-10- نقد و هجاء در قرآن PAGEREF _Toc416970952 h 764-11- طنز وهزل و هجو ولعن در مقایسه با معنای اصطلاحی نقد PAGEREF _Toc416970953 h 764-12- نقد اجتماعی در قرآن (جامعه جاهلی) PAGEREF _Toc416970954 h 804-13- نقد روان شناسی در قرآن PAGEREF _Toc416970955 h 854-13-1- ارزیابی شخصیت براساس روان شناسی PAGEREF _Toc416970956 h 854-13-2- تقسیم شخصیت بر اساس عقیده PAGEREF _Toc416970957 h 864-13-3- واکنش‌های روانی، افشاگر راز درون PAGEREF _Toc416970958 h 894-13-4- خانواده از عوامل مؤثر در رشد انسان است. PAGEREF _Toc416970959 h 894-13-5- روانشناسی رنگ‌ها PAGEREF _Toc416970960 h 904-14- نقد و اعجاز قرآن PAGEREF _Toc416970961 h 904-15- فصاحت و بلاغت PAGEREF _Toc416970962 h 934-16- نقد فصاحت و بلاغت PAGEREF _Toc416970963 h 954-17- نظریه نظم و اسلوب و سبک قرآن PAGEREF _Toc416970964 h 954-18- بررسی نظریه نظم و اسلوب و سبک قرآن PAGEREF _Toc416970965 h 964-18-1- وجوه ادعایى PAGEREF _Toc416970966 h 974-18-2- نقد اعجاز عددی PAGEREF _Toc416970967 h 974-18-3- اعجاز محتوايى قرآن PAGEREF _Toc416970968 h 974-18-4- معارف عالی و حیرت انگیز در قرآن PAGEREF _Toc416970969 h 984-18-5- نقد و بررسی دو وجه پیشین PAGEREF _Toc416970970 h 984-18-6- عدم وجود اختلاف و تناقض در قرآن PAGEREF _Toc416970971 h 994-18-7- بررسی نظریه عدم وجود اختلاف در قرآن PAGEREF _Toc416970972 h 994-18-8- اعجاز علمی PAGEREF _Toc416970973 h 994-18-9- اخبار غيبى PAGEREF _Toc416970974 h 1024-18-9-1- نقد اخبار غيبى PAGEREF _Toc416970975 h 1024-18-10- بررسی نظریه صرفه PAGEREF _Toc416970976 h 1034-18-11- اعجاز قرآن از جهت آورنده آن PAGEREF _Toc416970977 h 1044-18-11-1- نقد نظریه اعجاز قرآن از جهت آورنده آن PAGEREF _Toc416970978 h 1044-18-12- ديدگاه راغب در اعجاز قرآن PAGEREF _Toc416970979 h 1044-18-12-1- نقد ديدگاه راغب PAGEREF _Toc416970980 h 1064-18-13- بررسي اعجاز فصاحتي PAGEREF _Toc416970981 h 1064-18-14- بررسي قول به صرفه PAGEREF _Toc416970982 h 1084-19- نتیجه‌گیری PAGEREF _Toc416970983 h 110فهرست منابع ومآخذ PAGEREF _Toc416970984 h 112

چکیدهقرآن کریم گاه از روش بیان حقیقت بی آن که به طور صریح موردی را در نظر گرفته باشد می‌پردازد و به خواننده خود می‌آموزد که حقیقت محض چیست، و گاهی دیگر با نگاهی انتقادی به آنچه هست می‌پردازد و ضمن تحلیل و تبیین باورهای موجود به دو شکل استدلال حلی و نقضی به نقد آن می‌نشیند. این روش و شیوه‌ای است که قرآن نسبت به حقایق هستی و نقد باورها و بینش‌ها و نگرش‌های پیروان دیگر شرایع در پیش گرفته است و هرگاه قرآن کاری را نقد می‌کند بدی یا خوبی‌اش را بیان می‌کند و از فرد یا گروهی بی دلیل جانبداری و کارش را توجیه نمی‌کند، بنابراین می‌توان گفت قرآن را اولین کتاب نقدی نزد مسلمانان بنامیم. از این رو در این پژوهش که پیرامون بررسی مهم‌‌ترین شیوه‌های نقد در قرآن پرداخته شده با استناد به آیات قرآن کریم و با بهره‌گیری از شیوه و روش‌های قرآنی می‌توان امید آن داشت تا مفاهیم و حقایق قرآنی به گوش دیگران برسد و باورها و بینش‌های نادرستی که در جامعه استقرار یافته باز خوانی و تحلیل و تبیین گردد و نقاط قوت و سستی آن‌ها دانسته گردد.
کلمات کلیدی: قرآن کریم، شیوه‌های نقد، قرآن و نقد، خطاب نقدی

فصل اول:کلیات پژوهش21621751630680
1-1- مقدمه
شاید این ادعا بی جا نباشد که قرآن کریم به هر موضوع مرتبط با زندگی گروهی یا شخصی انسان پرداخته و حکم آن را بیان کرده است، قرآن كريم همانطور كه به عقايد و احكام تكليفي انسان مي‌پردازد، بسياري از مطالب مربوط به زندگي اجتماعي و فردي بشر را بيان كرده است و در تمامی زمینه‌های اجتماعی و تاریخی و ادبی و.. بهترین پاسخ‌ها را به مسائل مشغول کننده ذهن انسان مشخص کرده است تا طبق آن گام بردارد و مهم‌تر اینکه حجم گسترده‌ای از آیاتش را به آداب و رسوم اجتماعی که پیوند میان افراد جامعه را تضمین می‌کند، ویژه گردانده و گاه حتی کوچکتر آنها را بی پاسخ نگذاشته است. میزان توجه قرآن به مسایل مختلف براساس اهمیت آنها متفاوت است، قرآن افزون بر آنکه دلیل و راهنمای مسلمانان است «إِنَّ هَذَا القُرانَ یَهدِی لِلَّتِی هِیَ أَقوَمُ» (اسراء/9) کارها و آداب نادرست جامعه را پیش چشم خواننده ترسیم کرده و به نقد آن پرداخته است؛ قرآن به هنگام نقد جامعه، از شیوه‌های متعددی استفاده کرده است قرآن هرگاه بخواهد رفتار ناپسندی را از جامعه دور کند تا ضد آن جایگزین شود، تنها نهی نمی‌کند یا فقط دستور نمی‌دهد؛ به این معنا که وقتی جان افراد از سرشت‌های نکوهیده جاهلی پاک شد، به ارزشهای انسانی زیور می‌یابد و در پایان نور الهی در آن جلوه گر می‌شود، اما هدف قرآن از نقد اصلاح جامعه اسلامی و رهاندن آن از تاریکی و نادانی و برپایی جامعه انسانی است: «الر کِتابٌ أَنزَلنَاهُ إِلَیکَ لِتُخرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُلُمَاتِ إِلَی النُّورِ» (ابراهیم/1) جامعه‌ای که در آن، برتری براساس ایمان به خداست، از زشتی و جنگ و وحشی گری به دور است، عدالت و رفاه همگانی محور آن است و پرستش کامل خداوند سبحان و خوشبختی حقیقی انسان مسلمان در آن به تحقق می‌رسد و نقدی که دنبال پاکسازی جامعه جدید از اعمال و رفتارهای اشتباه پیشین است، از این رو بیهوده نیست قرآن را کتابی نقدی به ویژه در زمینه اجتماعی به شمار آوردیم که با کمک آن بتوانیم به تصویری روشن از جامعه همزمان با نزول آن دست یابیم.
1-2- بیان مسأله تحقیققرآن مجيد كتاب ديني مسلمانان است، اما در حقيقت كتابي است براي همه بشريت، معاني و مفاهيم آن در طول چهارده قرن از جهات مختلف در حيات فردي و اجتماعي ما تأثير پنهان و آشكار نهاده است، به طوري كه امروزه نمي‌توان جنبه‌اي از جنبه‌هاي مختلف زندگاني مسلمانان را ياد كرد كه قرآن مجيد و معاني والاي آن به نحوي مستقيم يا غيرمستقيم، درآن تأثيري نگذاشته باشد.
اين كتاب مقدس كه اوامر و خطاباتش، اختصاص به طایفه و نژاد و زمان و مكان معيني ندارد و احكامش يك پديده اجتماعي نيست كه معلول شرايط خاصي باشد كه با از بين رفتن آن شرايط احكامش كهنه شود و از بين برود و چون قرآن مجيد كتابي قابل فهم است كه جهت تعليم و تربيت و هدايت بشر نازل شده، لذا راه سعادت و حفظ مصالح دنيا و آخرت را نشان داده و بشريت را از بيماري‌هاي گوناگون اخلاقي، عقيدتي در حذر داشته است و اين همان بشارت و انذاز است كه قرآن بر آن تكيه مي‌كرد (إِنَّآ أَرسَلنَاكَ بِالحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً (بقره/ 119) در اسلام برخلاف مكتب‌هاي مادي كه تنها مشروعيت پيام را ملاك عمل مي‌داند، علاوه بر تقدس پيام و مسائل آن هم مشروع بايد باشد و حتي به شيوه‌هاي مختلف موارد خلاف مشروعيت را بيان مي‌كند كه از همان انذار شروع مي‌شود تا برسد به سرزنش ملايم و سرزنش غيرمستقيم يا كنايي سپس نقد با نوعي تندي خالي از هر گونه سوء تلفظ، اما قاطع و محكم، زيرا هدف اصلاح و تربيت و تشخیص پديده‌هاي زيان آوري است كه فرد و جامعه را تهديد مي‌كند. به عنوان مثال: («إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَآءٌ عَلَيهِم ءَ أنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لايُومِنُونَ. خَتَمَ اللهُ عَلَي قُلُوبِهِم وَ عَلَي سَمعِهِم وَعَلَي أبصَارِهِم غِشَاوُةٌ وَ لَهُم عَذَابٌ عَظِيمُ.» (بقره/ 7)، و «فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَليِمُ بِمَا كَانُوا يَكذِبُونَ» (بقره /10)، «اللهُ يَستَهزِيُ بِهِم وَ يَمُدُّهُم فِي طُغیانِهِم يَعمَهُونَ» (بقره/15) و با تأمل در آیه‌های قرآن مجيد، مي‌بينيم كه خداوند در راستاي تعالي و كمال بشرجنبه‌هاي مثبت شيوه زندگي و جنبه‌هاي منفي بطور روشن نشان و تذكر داده است، علی هذا مي‌توان گفت قرآن زماني كه موارد منفي و زشت را نكوهش و نقد مي‌كند جايگزين و طرح برنامه مثبت همراه آن بيان مي‌كند، پس نقد در قرآن شيوه‌هاي متعددي دارد و براي هرگروه از مخاطبين شيوه متناسب با شرایط آنها اتخاذ کرده است اغلب نقد در قرآن نقد اجتماعي يا موضوعي است و اين هم امري طبيعي است، زيرا قرآن مجيد كتابي الهي است هدفش حق و هدايت انسان است و چنانچه مواردي از نقد فردي اشاره شده باشد، بر مي‌گردد به موضع‌گيري قرآن برحسب شرايط و شأن نزول آيه كه در نتيجه‌ اين هم قابل تطبيق بر همه مردم است.
بلاشك نقد ميزاني لازم براي جلوه دادن برتري و خوبي و ناظري هوشمند براي بيان نكات و جنبه‌هاي قبح و ضعف است و بطور كلي نقد امور را تحليل و بررسي سپس احكام لازمه را بر آنها صادر مي‌كند، اما نقد و موارد هجاء در قرآن مجيد با نقد ادبي تفاوت‌هاي بسياري دارد. خطاب نقدي قرآن به دور از احساسات يا منافع معيني انجام مي‌گيرد، بلكه بر اساس مقتضيات نيازمند‌هاي انسان است كه به شيوه‌‌هاي مختلفي منسجم با هدف خلقت و هدايت بنا مي‌شود و نقد قرآن در واقع مبتني بر صدق و كمال است، به طوري كه برحسب جايگاه مخاطبين و موقعيت آنها طراحي شده است. قابل توجه است كه بسياري از آيه‌هاي نقد و سرزنش در قرآن به رفتار و موضعگيري هاي اهل الكتاب (يهود و نصاري- مشرکین -مسلمانان) بر مي‌گردد و قسمتي معتنابه نيز به حال و احوال منافقان. سعي داريم در این رساله آيه‌هاي متعددي مورد بررسي قرار دهيم كه در خلال آنها سبك قرآن در مجال انتقاد و بيان نكات ضعف فردي و اجتماعي در زمينه ‌هاي مختلف بيان كنيم.
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیقاهميت نقد در قرآن استواري و بي‌محدوديت است كه همه جامعه بشري را در محك و حقيقت دو دنيا قرار مي‌دهد. بيشترين شریح‌های بشري كه در موضع لغزش و گمراهي قرار مي‌گيرند در موضوع نقد و هجاي قرآن واقع مي‌شوند، تحقيق و بررسي اين موارد تحول بزرگي در فكر انسان ايجاد مي‌كند. لذا بررسي موارد نقدي و شيوه‌هاي طرح قرآني اين موارد، به منزلت جهش و حركتي در مسير آگاه شدن به معارف ارزشمند قرآني است.
1-4- مرور ادبیات و سوابق تحقیقدر مورد نقد در قرآن بيشترين مباحث به سرزنش‌هاي قرآن كه متوجه مخاطبين مختلف قرار گرفته توجه داشته است، اما مباحثي جهت بيان شيوه‌هاي مختلف نقد و هجاء در قرآن بسيار موجود نمي‌باشد و يا اندك است ولي بعضي‌ها در مقاله يا نوشته‌هایي در اين مورد اشاره‌هاي به اين موضوع داشته‌اند به عنوان نمونه 1-به گزارش خبرگزاري كتاب ايران نخستین همايش يك روزه قرآن كريم و هنر با سخنراني حبيب‌الله آيت اللهي، عضو هيئت علمي دانشگاه شاهد، كه در تالار اميرخاني خانه هنرمندان در تاريخ 25/5/1391 برگزار شده است، ايشان گفت: امروز عادت شده است كه بسياري از مطالب را كه در قرآن مطرح شده با علوم امروزي تطبيق مي‌دهند و با اين كار بسياري از مطالب درست در نمي‌آيد، به دليل وحي بودن قرآن باید علوم امروزي را با قرآن مطابقت داد، وي افزود: در قرآن گونه‌هاي مختلفي از نقد موجود است كه به هيچ عنوان در دانش علوم انساني در غرب مطرح نشده است. نقد يعني جدا كردن خوب از بد، يا جدا كردن سره از ناسره. اين لغت در عربي هم به معناي خرد کردن است. خوب و بد دو کلمه جامع هستند، يعني در هر حوز‌ه‌اي مي‌توان اين دو را از هم جدا كرد؛ به عنوان مثال، حق و باطل، نور و ظلمات، دو عنصر متضاد خواه، نا‌خواه، يكي خوب است و يكي بد و اين اساس نقد در قرآن است. 2- نمونه ديگری از مقاله‌اي با عنوان «روش نقد قرآني»، نويسنده آن «حامد سليمي» است كه (در تاريخ 8/9/1390) در روزنامه كيهان، شماره 20047 به تاريخ 21/7/90 در موضوع علوم قرآني انتشار يافت، ايشان در اين مقاله مي‌گويند شيوه نقد قرآني بر اين است كه نقد همراه با طرح باشد، چرا كه نقد واقعي به معناي جداسازي سره از ناسره است و شخصی كه ناسره چيزي را بيان مي‌كند، مي‌بايست سره آن را نيز ارائه دهد. از اين رو مي‌توان گفت: كه در بطن و جوهره نقد، طرح نيز نهفته است. البته اين شيوه اختصاص به حوزه تحليل و نظريه و ذهن ندارد، بلكه در همه امور از جمله امور عملي نيز مورد توجه قرارگرفته است. بنابراين هر انتقادي مي‌بايست همراه با طرح و پيشنهادي بهتر باشد تا به عنوان جايگزين مطرح شود. اين شيوه‌اي است كه خداوند مي‌پسندد و عقل و خرد در پيش مي‌گيرد و بدان عمل مي‌كند. 3- نمونه ديگر با عنوان دريچه‌اي بر نقد اجتماعي در قرآن به نويسندگی حسين ايمانيان دانشجوي دكتري رشته زبان و ادبيات عرب دانشگاه اصفهان، و عبدالغني ايرواني‌زاده عضو هيأت علمي دانشگاه اصفهان كه در مجله علوم و قرآن و حديث سال چهلم شمارة 3/81 پائيز و زمستان 1387 انتشار يافته است.
1-5- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق بيان تفاوت نقد ادبي رايج با نقد‌هاي قرآني و به تصوير كشيدن شيوه‌هاي آن با قرائتي جديد و نو.
1-6- اهداف تحقیق1ـ آشنايي اهل ادب و علم به نكات ظريف شيوه‌هاي نقد در قرآن.
2- مشخص كردن مرز نقد واقعي هدف‌دار و غير‌محدود با نقد مبتني بر اساس احساسات و معيار‌هاي موقت و زودگذر.
3- پرده برداشتن از زيبائي‌هاي نقد در قرآن و عظمت شيوه‌‌هاي آن.
4ـ مطرح كردن نقد اجتماعي در قرآن به عنوان الگوي جاويدان جهت تعامل انساني.
1-7- سؤالات تحقیق1ـ آيا در مباحث نقدي قرآن شیوه‌هاي مختلفي وجود دارد؟
2ـ آيا در سبك ‌هاي نقدي قرآن خاص و عام و يا زمان مطرح است؟
3 ـ چه تفاوتي بين نقد ادبي و نقد قرآني وجود دارد؟
4ـ آيا نقد در قرآن همراه با هجاء است يا خير؟
5ـ نقد در قرآن ناظر بر چگونه مخاطبيني است و دنبال چه هدفي است؟
1-8- فرضیات تحقیق 1- نقد در قرآن به شيوه‌هاي مختلفي مطرح شده است.
2 ـ نقد در قرآن خاص و عام در زمان ندارد.
3 ـ نقد در قرآن تفاوت‌هاي با نقد ادبي رايج دارد.
4ـ هر نقدي در قرآن هجاء نيست.
5ـ در وراي نقد قرآني اهداف انساني وجود دارد.
1-9- تعریف واژه‌ها و اصطلاحات فنی و تخصصینقد اجتماعي: تحلیل و تجزیه امور جامعه بشری با طرح نظريه فكري و عملي جهت انتخاب اصلح
هجاء در قرآن: بيان موارد ضعف و خطر در انسان و جامعه و تعريف آن براي ديگران و نوعي تصحیح مسیر به سمت خير و نجات در دنيا و آخرت.
هدف والا: رساندن انسان و جامعه به رستگاري با بيان نوع و شيوه‌هاي صعود بر قله آمان و اعتماد.
شيوه‌هاي نقد: رويكرد‌هاي اعتراض آميز هدف دار با توجه به نوع مخاطبين و جايگاه آنها.
1-10 – روش شناسی و ابزار تحقیق
كشف حقيقت، افزايش دانش و توضيح پديده‌ها از جمله اهداف اساسي هرتحقيق علمي مي‌باشد. تحقيق در علوم مفهومی و استدلالی بخصوص در زمینه ادبیات نيز هدف بررسی موضوعی موارد شیوه‌های نقد در قرآن که مورد مطالعه مسایل علوم قرآنی را دارد و نیز کشف اصول کلی یا تفسیر مستنداتی است که از آن برای تبیین، کنترل و پیش بینی رویدادهای عملی در عرصه قرآنی استفاده می‌شود.
در این پژوهش، روش تحقیق ما از نوع توصیفی و تحلیلی که به صورت کتابخانه‌ای و فیش برداری صورت می‌گیرد. تحقيق توصیفی را برخي معادل تحقيق كيفي مي‌گيرند؛ چرا كه مشاهدات معمولاً به زبان عادي بيان مي‌شود. در واقع، هدف تحقيقات توصیفی، اغلب آن است كه مشاهده بر اساس چارچوب مرجع و قوانین جاری و شرایط کنونی افراد مورد بررسي انجام گيرد. استفاده از محاسبه نتایج تحقیقات نیز اعمال قوانین و مقررات در دو حوزه مختلف خواهد بود کتب و مقالات مزبور به موضوع تحقیق به منظور انجام کلیات و ادبیات تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد و ضمن توصیف و تشریح در رابطه با موضوع تحقیق، به بررسی شیوه‌های نقد در قرآن پرداخته خواهد شد، داشتن اطلاعات کافی و ارزشمند درتمام مراحل تحقیق مورد نیاز است، به عبارت دقیق‌تر هر نوع تحقیق علمی تنها به میزان اطلاعات جمع آوری شده مفید مربوط به موضوع، ارزش دارد. بنابراین آن دسته اطلاعات که واجد ویژگی‌های سه گانه زیر باشد در این تحقیق مورد نیاز و توجه ما خواهد بود. 1- اطلاعات مربوط به موضوع باشد. 2- اطلاعات دقیق باشد 3- اطلاعات به روز باشد.
1-10-1- ابزار گردآوری اطلاعاتفیش‌های مطالعاتی و کسب نظر اساتید دانشگاهی و عندالاقتضاء حوزوی و نیز مراجعِ دخیل در امور ادبیات عرب و علوم قرآن و حدیث.

فصل دوم:نقد و انواع آن در تاریخ
19749842281187
2-1- نقد در لغتنقد یعنی؛ ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب‌ها را نمایاندن است، نَقَد الدراهِمَ و غَیرَها: مَیَّزَها و نَظَرَها لِیّعرِفَ جَیّدَها من رَدیئها: وقتی می‌گویند درهم را نقد کرد؛ یعنی آنها را از هم جدا کرد و بررسی نمود تا سالم را از معیوب باز شناسد (صفایی 1381، 6).
تعریف نقد ادبی در نزد قدما با آنچه امروزه از آن استنباط می‌شود، متفاوت است. در نزد قدما مراد از نقد معمولاً بر این بوده است که معایب اثری را بیان کنند و مثلاً در این که الفاظ آن چه وضعی دارد یا معنی آن برگرفته از اثر دیگری است و بطور کلی از فراز و فرود لفظ و معنی سخن گویند. این معنی از خود لغت نقد فهمیده می‌شود زیرا نقد در لغت به معنی «بهین جیزی بر گزیدن» (زوزنی 1320، 5) و نظر کردن در دراهم است تا در آن به قول اهل لغت سره را از ناسره باز شناسد. در ایام باستان پول کلاً دو نوع بود. پول نقره (درم) و پول طلا (دینار). گاهی در دینار تقلب می‌کردند و به آن مس می‌آمیختند و در این صورت عیار طلا پایین می‌آمد. در روزهای نخست تشخیص مس ممزوج با طلا با چشم میسر نبود. البته بعد از گذشت مدتی، مس اندک اندک سیاه می‌شد، چنان که حافظ گوید: خوش بود گر مَحَکِ تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غِش باشد به سکه تقلبی زر مغشوش و ناسره و امثال این می‌گفتند، چنان که حافظ فرموده است:
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آنکه یوسف به زرِ ناسره بفروخته بود
بدین ترتیب چنانکه اشاره شد، کار منتقدان باستان بیشتر نشان دادن نقاط ضعف بوده است. جامی در «سبحه الابرار» به منتقدان می‌گوید:
عیب جویی هنر خود کردی عیب نادیده یکی صد کردی
گاه بر راستکشی خط گزاف گاه بر وزن زنی طعن زحاف
گاه بر قافیه کان معلول است گاه بر لفــظ که نامقبول است
گاه نابرده ســـوی معنی پی خرده گیری ز تعصب بــروی
اما در دوران جدید مراد از نقد ادبی نشان دادن معایب اثر نیست (هر چند ممکن است به این امر هم اشاراتی داشته باشد) زیرا نقد ادبی به بررسی آثار درجه یک و مهم ادبی می‌پردازد و در این گونه آثار بیش از اینکه نقاط ضعف مهم باشد، نقاط قوت مطرح است. لذا منتقد ادبی می‌کوشد با تجزیه و تحلیل آن اثر ادبی اولاً ساختار و معنی آن را برای خوانندگان روشن کند و ثانیاً قوانینی را که باعث اعتلای آن اثر ادبی شده است توضیح دهد.
معنی عیب جویی نیز که از لوازم «به گزینی» است ظاهراً هم از قدیم در اصل کلمه نقد مستتر بوده است (أمین 1925، 1) و لذا از دیرباز این کلمه در مورد شناخت محاسن و معایب کلام به کار رفته است، چنان که آن لفظی هم که امروز در فرهنگ اروپایی جهت این معنی به کار می‌رود در اصل به معنی رای زدن و داوری کردن است و شک نیست که رای زدن و داوری کردن درباره‌ی نیک و بد امور و سره و ناسره‌ی آنها مستلزم معرفت درست و دقیق آن امور است (زرین کوب 1367، 22).
برخی معتقدند: در مفهوم نقد؛ طلب و بی‌طرفی، بررسی و به دست گرفتن و از هم جدا کردن و پنهان‌ها را بیرون کشیدن نهفته است. نقد به معنی رد و مخالف نیست بلکه نقد به معنای ارزیابی و وارسی اندیشه است لذا جا دارد که ناقد، نقاط قوت اندیشه را نیز بیان کند (گرجی 1389، 110).
پس ملاحظه می‌شود که نقد از انتقاد جدا است: انتقاد فقط ناظر بر نکات منفی و کاستی‌های رای است ولی نقد نکات مثبت و منفی را توأمان دارد. همچنین، نقد برخلاف انتقاد همیشه مستدل است. نقد به انگیزه انتخاب کردن بهترین صورت می‌گیرد و هدف آن زمینه را فراهم نمودن است ولی انتقاد به جهت نفی نظر مورد نقد انجام می‌شود، از طرفی در نقد باید معیار و محک و میزان ثابتی وجود داشته باشد ولی در انتقاد اصولاً معیار و ضابطه مشخصی وجود ندارد (روش نقد اندیشه چگونه است 1374، 65-7).
2-1-1- نقد در اصطلاح
از لحاظ اصطلاحی نقد تعاریف متعددی دارد که در همه‌ آنها نزدیکی معنای لغوی و اصطلاحی را ملاحظه می‌کنیم. 1: نقد یعنی فن ارزیابی و سنجش آثار هنری و ادبی و تحلیل آن براساس علم. (وهبه 1994، 97)
2: سنجش علمی متون ادبی از لحاظ منابع، صحت متن و ساختار و ویژگی‌ها و تاریخ آنهاست، 3: نقد ادبی همان ارزیابی متن و داوری ادبی و هنری با رعایت اسلوب به کار گرفته شده است (التونخی 1999، 864، 2). چنان که اندکی در دو معنای لغوی و اصطلاحی نقد بنگریم در می‌یابیم که هر دو زیاد با هم فرقی ندارند زیرا که نقد ادبیات شامل آثار ادبی و داوری و نیک و بد بودن است و از این رو عناصر زیبایی را در آن می‌یابیم که اثر ادبی را به آن نامگذاری می‌کنیم و ویژگی‌های بدی که در اثر هنری یافت می‌شود و یا تعیین عیوب و محاسن آن است، چنانچه نقد از لحاظ لغوی یعنی تشخیص درهم‌ها و نظر به شناخت نیک از بد آن است و در هر دو معنای سنجش مقابله و داوری و تفکیک وجود دارد. صاحب بن عبّاد طالقانی هر دو معنا را در کلام خویش آورده است: رُبّ شعر نَقَدته مثلَ ما ینقُد رأس الصیّارف الدینار ثّم أرسلته فَکانَت مَعانیه وَ ألفاظَهُ مَعاً بکارا (چه بسا شعری که مورد نقد قرار دهی آن را به مانند صرافان که دینار را جدا می‌کنند انجام دهید و در هر معانی و الفاظش با هم تازه و بکر باشند) (القیروانی 1988، 736). چنانچه عبدالقاهرالجرجانی در سخن خویش آورده است: انّ نقدَ الدینار الا علی الصیرف صعبٌ فَکیف نَقدُ الکلام (اگر صرافان دینار را سخت مورد تنکاش قرار دهد پس چگونه طلا را مورد نقد قرار می‌دهیم و در هر دو می‌بینیم که تفاوتی در اشعار میان روح وجسم نیست (الجرجانی 1995، 197). لذا نقد ادبی که از آن می‌توان به سخن سنجی و سخن شناسی نیز تعبیر کرد عبارتست از شناخت ارزش و بهای آثار ادبی و شرح و تفسیر آن به نحوی که معلوم شود، نیک و بد آن آثار چیست و منشاء آنها کدام است و در تعریف آن، بعضی از اهل نظر گفته‌اند که سعی و مجاهده ایست عاری از شائبه اغراض و منافع تا بهترین چیزی که در دنیا دانسته شده است و یا به اندیشه‌ی انسان در گنجیده است، شناخته گردد و شناسانه آید و البته این تعریف که ماثیوآرنود نقاد و شاعر انگلیسی ایراد کرده است، هر چند شامل نوعی از نقد ادبی هست حد و تعریف درست جامع و مانع نقد ادبی نیست چون غایت و فاید‌ه‌ی نقد ادبی تنها آن نیست که نیک و بد آثار ادبی را بشناسد بلکه گذشته از شناخت نیک و بد آثار ادبی، به این نکته هم نظر دارد که قواعد و اصول یا علل و اسبابی را نیز که سبب شده است اثری درجه‌ی قبول یابد و یا داغ رد بر پیشانی آن نهاده آید، تاحدی که ممکن و میسر باشد تحقیق بنماید و بنابراین واجب است که نقد ادبی، تا جایی که ممکن باشد از امور جزئی به احکام کلی نیز توجه کند (زرین کوب 1383، 20).
در کتاب ” فرهنگ اصطلاحات ادبی” به کوشش ام. اچ. ایبرمز نقد بدین گونه تعریف شده است؛ نقد اصطلاحی است کلی برای مطالعاتی که موضوع آنها تعریف، طبقه بندی، تحلیل، تفسیر و ارزیابی می‌شود (ایبرمز 1384، 66).
معنی نقد عبارت است از اعمال قضاوتی منفی که بویژه در مورد شیوه‌های سلوک، ادبیات یا محصولات فرهنگی بطور عام صورت می‌گیرد غرض از انتقاد، کشف مفروضات مستتر و برملا کردن بطلان دعاوی حجیت آن مفروضات و همچنین بطور ساده پیدا کردن غلط‌ها و اشتباهات بود، هگل تاریخ بشر را به منزلة پیشرفت آ‌گاهی او در نظر می‌گرفت و عقیده داشت که این خود آگاهی قیود موجود اجتماعی را دائماً دگرگون می‌کند و پیوسته در حدود آن فراتر می‌رود. پس در فلسفه‌ هگلی انتقاد چیزی بیشتر از قضاوت منفی به حساب آمد و نقش مثبت کشف و برملا کردن اشکال موجود معتقدات بخاطر تقویت تعالی انسان‌ها در جامعه به آن داده شد (کرومبی 1370، 97).
میشل فوکویاما (اندیشمند پست مدرنیست) در مقاله معروف «مؤلف چیست» نقد را چنین تعریف می‌کند:
نقد یکی از روش‌های مهم به منظور ارزیابی مفاهیم، پدیده‌ها و داده‌های مختلف در فرآیند تولید و آفرینش است: نقد، روش بررسی در فرآیند گیرندگی و دهندگی ذهن است که در ارتباط دو سویه با نگرش نقادانه و ماهیت اثر شکل می‌گیرد. کار نقد، آشکار ساختن مناسبات اثر با مؤلف نیست و نیز قصد ندارد تا از راه متون، اندیشه یا تجربه‌ای را بازسازی کند، بلکه می‌خواهد اثر را در ساختار، معماری، شکل ذاتی و بازی مناسبات درونی اش تحلیل کند (فوکویاما 1368، 39).
2-1-2- نقد در مفهوم و معنادر فرهنگ نامه فارسی به کوشش دکتر محمد معین، نقد بدین شرح معنی شده است:
نقد: جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره – تمیز دادن خوب از بد – آشکار کردن، جدا کردن و باز شناختن محاسن و معایب سخن.
نقاد: آنکه درهم و دینار سره را از ناسره جدا کند – آنکه خوب و بد را از یکدیگر تمیز دهد، “طبعی نقاد و ذهنی وقار و نظمی سریع و خاطری مطیع داشت (معین 1371، 6 -4785).
در فرهنگ نامه عربی به فارسی از کتاب “المعجم العربی الحدیث” به کوشش خلیل جر، نقد بدین شرح درج شده است: النقد: هنر تمیز دادن سخن نیکو از سخن بد، در درهم‌ها و جز آنها نظر کردن تا خوب آنها را از بد جدا کردن (جر 1381، 2071).
در فرهنگ نامه فرانسه “روبرت”، واژه کریتیک، هم به معنی نقد و انتقاد و هم به معنی ناقد و منتقد آمده است. آزمون یک اصل، یک عمل، به منظور داوری ارزیابی آن، از دیدگاه فلسفی یا زیباشناسانه – داوری زیباشناسانه: هنر داوری کارها و تولیدهای روحی، ادبی و هنری. داوری یک اثر هنری، یک اثر معنوی – داوری هوشمندانه، اخلاقی، داوری اخلاق و خصیصه‌های یک اثر – داوری اصالت یک متن از دیدگاه فلسفی– گرایش روح به برقراری داوری‌های جدی و ناخوشایند [انتقاد کردن] – داوری بدبینانه و شخصی که به داوری تن در دهد و کارش این است –کسی انتقاد می‌کند و محکوم می‌سازد – کسی که ارزش‌ها، کیفیت‌ها و اشتباهات و خطاهای یک اثر روحی [ادبی و هنری] را تعیین کند – کسی که ارزش منطقی یک ادعا و اصالت یک متن اثر هنری) را می‌آزماید [یا مورد تأیید قرار می‌دهد] – شک اصولی و آزمون شخصی بر روی یک اثر روحی. – کسی که انتقاد می‌کند و نکات منفی را می‌آزماید.
” نقد” واژه ایست که به وسیله قوم لاتین از یونانی‌ها به وام گرفته شده، لاتین کریتکوس، از یونانی از مصدر به معنی داوری کردن. فعالیتی است که به داوری اثر می‌پردازد، به ویژه ارزش‌گذاری منطقی و مستدل” (آیت اللهی 1384، 167-18).
در کتاب “مبانی و روش‌های نقد ادبی” به کوشش نصرالله امامی در باب نقد و انتقاد به شرح زیر آماده است: ” واژه نقد معانی متعددی دارد، سره گزینی (انتخاب نیکو و ناب از هر چیز)، ارزیابی و سنجیدن، به محک زدن، خوب و بد چیزی را نشان دادن، بهین و بهترین را برگزیدن. واژه نقد، گاه مترادف با انتقاد به کار می‌رود ولی در عرف و کاربرد متداول زبان، تفاوت محسوسی میان نقد و انتقاد به چشم می‌خورد؛ یعنی انتقاد را غالباً در مفهوم بیان کاستی‌های یک چیز و خرده گیری از کاری یا کسی می‌آورند، در حالی که نقد را چنین مفهومی به کار نمی‌گیرند و آن را برای ارزیابی امور و آثار ذهنی، فکری، هنری و فرهنگی مورد استفاده قرار می‌دهند. گفتنی است که واژه انتقاد نیز گاه در مفهوم گسترده‌تر خود به کار می‌رود و در چنین حالاتی مترادف با واژه نقد آورده می‌شود. هر دو واژه نقد و انتقاد معادل واژه انگلیسی (کریتکوس) هستند. واژه مذکور نیز در زبان انگلیسی تقریبا وسعت معنا و مصداقی به اندازه واژه‌های نقد و انتقاد در زبان فارسی دارد. کسی را که به نقد یا انتقاد می‌پردازد، ناقد یا منتقد می‌گویند و این دو واژه را غالباً مترادف یکدیگر بکار می‌برند (امامی 1377، 12-11).
“در خصوص ریشه‌های معنایی دو کلمه نقد و معادل لاتین آن نکته‌ای جالب توجه وجود دارد: در شرایطی که واژه نقد به معنای “جداکردن سره از ناسره” است و مستقیماً به نفس سنجش و ارزیابی اشاره می‌کند، کلمه critique از نام چوبدستی‌هایی به عاریت گرفته شده است که در یونان باستان برای حفظ نظم و آرامش در جشنواره‌ها بکار می‌رفت: “یونانیان باستان در زمان رقابت‌ها داورهایی انتخاب می‌کردند که در مورد پیروزی داوطلب‌ها تصمیم می‌گرفتند و مسئول ساکت کردن تماشاگران بودند. آنها به چوبدستی‌هایی به نام critoe مجهز بودند که critique از آن می‌آید”. دیگر اینکه بر خلاف زبان فرانسوی و انگلیسی، خوشبختانه زبان فارسی بین این دو کلمه تفاوت قایل شده است. در زبان فرانسه نقد کردن می‌تواند در معنای عام به معنای برشمردن عیوب یا “ایراد” گرفتن باشد. همچنین می‌تواند به معنای ناخشنود بودن باشد. ” فرهنگ لیتره بیان می‌کند که یک فرد منتقد “مردی است که همه چیز را از نقاط منفی آن می‌بیند” مثلاً وقتی در زندگی روزمره به کسی می‌گویند “همه‌اش نقد می‌کنی” به این معنی است که “تو هرگز خشنود نیستی”. اما علی رغم این برتری معنایی واژه در زبان فارسی امری که در حوزه اصطلاح شناسی هنری به ندرت رخ می‌دهد، متاسفانه یکی از اصلی‌‌ترین جنبه‌های آسیب نقد آن است که برخی منتقدان به تفاوت بین نقد و انتقاد توجه نمی‌کنند و از نقد “چماقی” برای انتقاد صرف از هنرمند می‌سازند که عکس العمل منفی هنرمند را در پی می‌آورد و فضایی مسموم بین هنرمند و منتقد ایجاد می‌کند. در حالی که لازمه یک نقد مصفانه توأمان دیدن جنبه‌های مثبت و منفی اثر و در نظر گرفتن و بر شماردن محدودیت‌ها و امکانات هنرمند است (جلالی پور 1385، 76).
2-1-3- انواع نقد محققان به فراخور زمینه مطالعاتی خود و چشم اندازهای علمی برای نقد انواعی برشمرده‌اند و هر یک از روزنه‌ای علمی یا غیرعلمی به نقد نگریسته‌اند. با رشد روزافزون و توسعه علوم، دامنه نقدها هم گسترده‌تر شده است؛ لذا احصای همه آنها شاید کار آسانی نباشد. مضاف بر اینکه استدراک نوع نقد در نزد پژوهشگران مختلف، متفاوت است لذا نقد ادبی بر این اساس که از کدام زاویه دید به اثر ادبی نگاه می‌کند و بر مبنای چه موازینی آن را تحلیل می‌کند، به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود.
نخستین و مهم‌ترین تقسیم‌ بندی در نقد قدیم می‌توان از روش‌های نقدی زیر نام برد که عبارت است از: 1- نقد لغوی و بیانی –بلاغی (فنی) 2- نقد اخلاقی –دینی، اما در نقد جدید نیز می‌توان از روش‌های نقدی زیر نام برد: 1- نقد روانشناسی 2- نقد اسطوره‌ای 3- نقد تاریخی (جبرگرایی تاریخی –اجتماعی) 4- نقد اجتماعی – ایدئولوژیکی 5- نقد ساخت‌گرایان و صورتگرایان (نقدساختاری). محمد مندور منتقد مصری، انواع نقد معاصر عربی را به سه دسته تقسیم می‌کند: 1- نقد تفسیری 2- نقد ارزشی 3- نقد ارشادی، وی سپس ادعا می‌کند که این، بهترین تقسیم‌بندی در ادبیات جهان است و در بسیاری از کتب نقدی، همچنین از نقد تأثری (ذاتی) و نقد عینی (موضوعی) به عنوان دو روش نقدی عمده و متفاوت یاد می‌گردد. اما با دقت بیشتر می‌توان گفت که تأثری یا عینی بودن، دو روش نقدی نیستند، بلکه دو ویژگی و صفت هستند، که هر شیوه نقدی با درجه‌ای متفاوت از آن دو بهره‌مند است (مندور 1997، 184).
نقد فنی – هنری: آن روشی است که در آن منتقد به ارزیابی اثر هنری و ادبی و شناسایی درجه هنری بودن آن می‌پردازد (أمین1963، 17). نوع اثر، راز زیبایی و قدرت و عوامل جاودانگی آن، رابطه آن با دیگر آثار و مسائلی از این قبیل، محورهای اصلی و اساسی در این شیوه نقادی را تشکیل می‌دهند، این روش از قدیم الایام همواره در نقد ادبی مطرح بوده است، افلاطون اولین کسی بود که بین نقد فنی و اخلاقی تفکیک قائل شد (الماضی 2005، 29). به عبارتی دیگر این شیوه نقدی، همان نزاع دیرین در بین منتقدان بر سر برتری شکل و محتواست که در گذشته مورد بحث و جدل بوده است، از چهره‌های بارز و برجسته این روش نقدی شیخ المرصفی (1889م) که از او به عنوان یکی از احیاگران ادبیات و نقد عربی قدیم یاد می‌گردد (الدسوقی 2003، 124) و نیز یکی دیگر از چهره‌های که به نقد فنی توجه نموده و از نمایندگان نقد تاریخی به شمار می‌رود، طه حسین است (الشاذلی 1989، 175) و منتقدی که از طرفداران نقد فنی است مصطفی صادق الرافعی، عبدالقادر القط، امین الخولی، محمدمندور، شوقی ضیف است (الرافعی و الحاوی 1974، 151- 100).
نقد روانشناسی: بحث و گفتگو درباره حالت روحی خاص هنرمند در حین ابداع و آفرینش هنری است و روشی که با آن همه اعمال، سخنان و حرکات سنجیده می‌شود و توجه به تأثیر شعر و ادب بر دل و جان مخاطبان و تأثیر حالت‌های روحی گوناگون خود شاعر در نوع شعر او نیز مورد بحث و گفتگو بین منتقدان بوده است (الماضی 2005، 42). مشهور‌ترین نظریه روانشناسی در این باب، نظریه ضمیر ناخودآگاه فروید (1939م) است (دیچز 1366، 520). از چهره‌های مشهور در این روش نقدی عباس محمود عقاد می‌باشد و مهم‌‌ترین شعار او این است: شاعری که از شعرش نتواند خطوط شخصیت او را شناخت، شایسته شناخته شدن نیست (العقاد1970، 7) و دیگر منتقدان امین خولی، محمد خلف اله، محمد نوبیهی هستند.
نقد جبرگرایی تاریخی –اجتماعی: بحث درباره یک دیدگاه خاص در باب منشأ ابداع و آفرینش هنری و الهام گرفتن از نظریه جامعه شناسی، اصالت جامعه در مقابل فرد است، این روش نقدی با نقد فنی -هنری رابطه تنگاتنگ دارد زیرا در این روش منتقد تا حدود زیادی با معیارهای نقد فنی نیز سر و کار دارد، هرگاه از نقد تاریخی سخن به میان می‌آید بلافاصله نام طه حسین و شیوه شک‌آمیز دکارتی وی در بررسی شعر جاهلی به ذهن تداعی خواهد شد، نظریه جبرگرایی او که از جامعه شناسان اروپایی اخذ نموده است (حسین 1926، 376). به عقیده مرحوم سید قطب، نقد تاریخی در محدوده خاص خود دارای ارزش و اهمیت است، زیرا این روش نقدی به تنهایی و حتی با استفاده از نقد روانشناسی هم نمی‌توان به طور کامل اثر ادبی را شرح دهد و ابعاد آن را کشف کند (قطب 2003، 108).
نقد ایدئولوژیکی اجتماعی: بخش عظیم بحث‌های این روش نقدی درباره تأثیری است که هنر و ادبیات می‌تواند و باید بر روی مخاطبان خود بگذارد، به عبارتی دیگر در اینجا سخن از تعهد اجتماعی هنر و ادبیات و ایفای رسالت اجتماعی از سوی هنرمند و ادیب است، این روش نقدی در افراطی‌‌ترین شکل آن هنر و ادبیات را ابزاری می‌داند که باید در خدمت اهداف اجتماعی قرار گیرد (موسی 1961، 38-17). از چهره‌های مشهور این گرایش می‌توان از نویسندگان زیرنام برد: سلامه موسی، محمد مندور، محمود امین العالم، عبدالعظیم انیس، لویس عوض، احمدامین، و حسین مروّه. هر چند از نظر زمانی سلامه موسی مقدم بر مندور است اما با توجه به نقش بسیار مهمی که مندور در امر سامان بخشیدن به روش این نقد ایفا کرده است، او را به عنوان یکی از بنیانگذاران این شیوه نقدی می‌شناسند (الربیعی و الحاوي 2010، 118-81).
نقد اسطوره‌ای: در این روش نقدی (تقریباً مشابه آنچه در نقد روانشناسی مطرح شد) دوباره بحث و مناقشه درباره سرچشمه و منشأ ابداع و آفرینش هنری مطرح می‌گردد، روانشناسان می‌کوشند شخصیت فرد را تحلیل کنند، اما اسطوره شناسان چنین کاری را در زمینه ضمیر و شخصیت یک قوم انجام می‌دهند، منتقد برای یافتن راز معمای ابداع و سرچشمه آن به تاریکی‌های درون هنرمند پناه نمی‌برد، بلکه دورتر از آن به دوران‌های ماقبل تاریخ و اسطوره‌های بشر اولیه پناه می‌برد، منتقد اسطوره‌ای با ایجاد رابطه بین هنر با اسطوره‌ها، با اعماق سرشت بشر سر و کار خواهد داشت و در جستجوی کشف نکات مرموزی است که آثار هنری را می‌پروراند (گورین و دیگران 1370، 206).
یکی از چهره‌های مشهور این نوع نقد دانشمند کانادایی نورثروپ فرای است، به نظر او ایجاد ارتباط بین نقد ادبی و اسطوره‌ها می‌تواند نقد ادبی را به یک علم حقیقی تبدیل کند. می‌توان گفت این روش نقدی هدفش بررسی و ارزیابی ادبیات نیست، بلکه ادبیات را در خدمت اهداف غیرادبی خود به کار می‌گیرد (الماضی 2005، 159- 161).

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *