–378

مقدمات
2413635-760095معاونت پژوهش وفناوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به این که عالم محضرخداست وهمواره ناظر براعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه دراعتلای فرهنگ وتمدن بشری، مادانشجویان واعضاء هیأت علمی واحد‌های دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می‌گردیم اصول زیر را درانجام فعالیت‌‌های پژوهشی مد نظر قرارداده وازآن تخطی نکنیم:
1-اصل حقیقت جویی: تلاش درراستای پی جویی حقیقت و و فاداری به آن ودوری ازهرگونه پنهان سازی حقیقت
2-اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان ونبات) وسایرصاحبان حق.
3-اصل مالکیت مادی ومعنوی: تعهد به رعایت مصالح ملی ودرنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
4-اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و درنظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور درکلیه مراحل پژوهش
5-اصل رعایت انصاف وامانت: تعهد به اجتناب ازهرگونه جانبداری غیرعلمی وحفاظت ازاموال، تجهیزات ومنابع دراختیار
6-اصل راز داری: تعهد به صیانت ازاسرار واطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها وکشوروکلیه افراد ونهاد‌های مرتبط با تحقیق.
7-اصل احترام: تعهد به رعایت حریم‌ها وحرمت‌ها درانجام تحقیقات ورعایت جانب نقد وخودداری ازهرگونه حرمت شکنی.
8-اصل ترویج: تعهد به رواج دانش واشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر ازمواردی که منع قانونی دارد.
9_ اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیر حرفه‌ای واعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم وپژوهش ر ابه شائبه‌‌های غیرعلمی می‌آلایند.

5213350-386715
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم تحقیقات ایلام
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان‌نامه تحصیلی
اینجانب کلثوم ادیب دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته روانشناسی گرایش بالینی، که در تاریخ / / 1393 از پایان‌نامه خود تحت عنوان ” بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ایلام “، با کسب نمره…… و درجه…. دفاع نموده‌ام بدینوسیله متعهد می‌شوم.
این پایان‌نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاورد‌‌‌های علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان‌نامه، کتاب، مقاله و…) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
این پایان‌نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح، پایین‌تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزشی عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان‌نامه یا رساله داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوز‌‌‌های مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می‌پذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی:
کلثوم ادیب
تاریخ و امضاء

-514985-703580
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد ایلام
پایان نامه برای دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی (M. A)
گرایش: بالینی
عنوان:
بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ایلام
استاد راهنما:
دکتر شهرام مامی
نگارش:
کلثوم ادیب
زمستان 1393

سپاسگزاری
بعد از مدتها، پس از پیمودن راههای فراوان که با حضور شیرین اساتید عزیزم، بخصوص با راهنمایی‌های فراوان جناب آقای دکتر شهرام مامی و مشاوره‌های دکتر فتح‌اله محمدیان و زیبایی حضور همسرم در کنارم، که خستگیهای این راه را به امید و روشنی راه تبدیل کرده و امیدوارم بتوانم در آینده‌ی نزدیک جوابگوی این همه محبت آنها باشم…
اکنون، با احترام فراوان برای این همه تلاش این عزیزان برای موفقیت من…

تقدیم به:
همسرم:
که سایه مهربانیش سایه سار زندگیم می‌باشد، او که اسوه صبر و تحمل بوده و مشکلات مسیر را برایم تسهیل نمود.
تقدیم به فرزندانم:
که وجودشان شادی بخش و صفایشان مایه آرامش من است.

فهرست مطالبعنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده PAGEREF _Toc421717054 h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717058 h 31-2- بیان مسأله PAGEREF _Toc421717059 h 41-3- اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc421717060 h 61-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc421717061 h 81-4-1- هدف اصلی PAGEREF _Toc421717062 h 81-4-2- اهداف جزیی PAGEREF _Toc421717063 h 81-5- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc421717064 h 81-5- 1- سؤال اصلی PAGEREF _Toc421717065 h 81-5- 1- سؤالات فرعی PAGEREF _Toc421717066 h 81-6- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc421717067 h 81-6-1- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc421717068 h 81-6-2- فرضیات فرعی PAGEREF _Toc421717069 h 91-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc421717070 h 91-8- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق PAGEREF _Toc421717071 h 10فصل دوم: ادبیات، پیشینه تحقیق2-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717074 h 132-2- مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی PAGEREF _Toc421717075 h 132-2-1- رویکرد شناختی PAGEREF _Toc421717076 h 132-2-2- مفاهیم عمده نظریه‌های شناختی PAGEREF _Toc421717077 h 142-2-3- رویکرد شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717078 h 142-2-4- اصول بنیادی درمان شناختی PAGEREF _Toc421717079 h 162-2-5- شناخت درمانی گروهی مایکل فری PAGEREF _Toc421717080 h 162-2-6- مدل شناخت درمانی مایکل فری PAGEREF _Toc421717081 h 162-2-7- انواع تکنیک‌های شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717083 h 172-2-8- شناخت درمانی از دیدگاه بک PAGEREF _Toc421717084 h 182-2-9- هدف‌های درمان PAGEREF _Toc421717085 h 192-2-10- سنجش در شناخت درمانی PAGEREF _Toc421717086 h 192-2-10-1- روش‌های استفاده از فنون سنجش PAGEREF _Toc421717087 h 192-2-11- رابطه درمانی PAGEREF _Toc421717088 h 192-2-12- فرایند درمان PAGEREF _Toc421717089 h 202-2-13- کاربردهای درمان شناختی PAGEREF _Toc421717090 h 222-2-14- فنون درمان PAGEREF _Toc421717091 h 232-2-15- تفاوت دیدگاه شناختی درمانی با روان تحلیلی PAGEREF _Toc421717092 h 242-2-16- محدودیت‌ها و انتقادهای وارد شده به درمان شناختی PAGEREF _Toc421717093 h 252-2-17- شناخت درمانی در اعتیاد PAGEREF _Toc421717094 h 252-3- مفهوم شناسی نظری نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717095 h 262-3-1- تعریف نگرش PAGEREF _Toc421717096 h 262-3-2- عناصر نگرش PAGEREF _Toc421717097 h 262-3-3- اهمیت شناخت نگرش PAGEREF _Toc421717098 h 272-3-5- مفهوم نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717099 h 282-3-6- الگوهای شناختی و نظریات نگرش‌های ناکارآمد PAGEREF _Toc421717100 h 292-3-7- نقش افکار و باورها در مصرف مواد بر مبنای دیدگاه‌های شناختی PAGEREF _Toc421717101 h 302-3-8- ارتباط نگرش و باور با مصرف مواد بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی PAGEREF _Toc421717102 h 312-3-9- اهمیت و تأثیر نگرش مثبت به مصرف مواد PAGEREF _Toc421717103 h 312-4- مفهوم باورها و باورهای مرتبط با مواد مخدر PAGEREF _Toc421717104 h 322-4-1- تعریف باور PAGEREF _Toc421717105 h 322-4-2- باور و حالات بازنما PAGEREF _Toc421717106 h 332-4-3- منابع باورها PAGEREF _Toc421717107 h 332-4-4- رابطه باور و نگرش PAGEREF _Toc421717108 h 332-4-5- عقاید و باورها در رابطه با مصرف مواد PAGEREF _Toc421717109 h 342-4-6- باورهای غلط و رایج نسبت به مصرف گونه‌های مواد مخدر PAGEREF _Toc421717110 h 352-4-7- ارتباط باور فردی و مصرف مواد PAGEREF _Toc421717111 h 362-4-8- باورهای غیر منطقی و اعتیاد PAGEREF _Toc421717112 h 372-4-9- باورهای فراشناختی و اعتیاد PAGEREF _Toc421717113 h 382-5- پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc421717114 h 422-5-1- مطالعات داخلی PAGEREF _Toc421717115 h 422-5-1- مطالعات خارجی PAGEREF _Toc421717116 h 47فصل سوم: روش شناسی تحقیق3-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717119 h 503-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc421717120 h 503-3- جامعه آماری و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc421717121 h 513-4- ابزار اندازه‌گیری تحقیق PAGEREF _Toc421717122 h 513-5- روش اجرا PAGEREF _Toc421717125 h 543-6- شیوه تجزیه و تحلیل دادهها PAGEREF _Toc421717127 h 56فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته‌ها4-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717130 h 584-2- آمار توصیفی PAGEREF _Toc421717131 h 584-2-1- گروه سنی PAGEREF _Toc421717132 h 594-2-2- وضعیت تاهل PAGEREF _Toc421717135 h 594-2-3- تحصیلات PAGEREF _Toc421717138 h 604-2-4- میزان درآمد ماهیانه PAGEREF _Toc421717141 h 614-2-5- وضعیت شغلی PAGEREF _Toc421717144 h 624-2-6- آزمون همسانی واریانس ها PAGEREF _Toc421717147 h 634-2-7- آزمون همسانی واریانسها PAGEREF _Toc421717149 h 634-2-8- میانگین و انحراف معیار نمرات نگرشهای ناکارآمد در گروهها PAGEREF _Toc421717151 h 644-2-9- میانگین و انحراف معیار نمرات باورهای مرتبط با مواد در گروهها PAGEREF _Toc421717153 h 644-3- آمار استنباطی PAGEREF _Toc421717155 h 654-3-1- فرضیه (1) PAGEREF _Toc421717156 h 654-3-2- فرضیه (2) PAGEREF _Toc421717158 h 664-3-3-فرضیه (3) PAGEREF _Toc421717160 h 66فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها5-1- مقدمه PAGEREF _Toc421717164 h 685-2- بحث (آزمون فرضیات) PAGEREF _Toc421717165 h 685-3- نتیجه گیری PAGEREF _Toc421717166 h 725-4- راهکارها و پیشنهادات PAGEREF _Toc421717167 h 745- 4-1- پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc421717168 h 755-4-2- پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc421717169 h 765-5- محدودیت‌های پژوهش PAGEREF _Toc421717170 h 76منابع PAGEREF _Toc421717171 h 78پیوست ها PAGEREF _Toc421717177 h 87
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- سؤالات و شاخص‌های مربوط به هر کدام از متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc421717123 h 53جدول 3-2- پایایی پرسشنامه به تفکیک هر متغیر در پژوهش حاضر PAGEREF _Toc421717124 h 53جدول 3-3- شرح جلسات آموزش شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مصرف مواد PAGEREF _Toc421717126 h 55جدول 4-1- توزیع فراوانی و درصد سن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717133 h 59جدول 4-2- توزیع فراوانی و درصد وضعیت تاهل در گروههای مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717136 h 59جدول 4-3- توزیع فراوانی تحصیلات گروههای مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717139 h 60جدول 4-4- توزیع فراوانی میزان درآمد گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717142 h 61جدول 4-5- توزیع فراوانی وضعیت شغلی گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717145 h 62جدول 4-6- آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس PAGEREF _Toc421717148 h 63جدول 4-7- نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنف برای بررسی نرمال بودن توزیع ها در متغیرهای مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717150 h 64جدول 4-8- میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری نمرات نگرش ناکارآمد در دو گروه PAGEREF _Toc421717152 h 64جدول4-9- میانگین و انحراف معیار نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری نمرات باورهای مرتبط با مواد در دو گروه PAGEREF _Toc421717154 h 64جدول 4-10- نتایج تحلیل کواریانس تاثیر شناخت درمانی بر میزان نمرات نگرش ناکارآمد پس آزمون وپیگیری PAGEREF _Toc421717157 h 65جدول 4-11- نتایج تحلیل کواریانس برای بررسی اثربخشی شناخت درمانی بر باورهای مرتبط با مواد PAGEREF _Toc421717159 h 66جدول 4-12- ضریب همبستگی پیرسون بین باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد با عوامل زمینه‌ای (متغیرهای دموگرافیک) PAGEREF _Toc421717161 h 66
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1- توزیع فراوانی و درصد سن گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717134 h 59نمودار 4-2- توزیع فراوانی و درصد وضعیت تاهل گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717137 h 60نمودار 4-3- فراوانی و درصد تحصیلات گروههای مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717140 h 61نمودار 4-4- توزیع فراوانی میزان درآمد گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717143 h 62نمودار 4-5- توزیع فراوانی وضعیت شغلی گروه‌های مورد مطالعه PAGEREF _Toc421717146 h 63
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل 2-1- مدل شناخت درمانی، برگرفته از کتاب شناخت درمانی گروهی. PAGEREF _Toc421717082 h 17

چکیده با توجه به اینکه یکی از رایجترین اختلالات روانپزشکی اعتیاد میباشد، «شناختدرمانی» ابزاری است که درمانگران با تأثیرگذاری بر افکار و باورها، جهت درمان کنترل و درمان اعتیاد بکار میبرند، به همین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر شهر ایلام در سال 1393 صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه تحربی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بوده، جامعه آماری شامل 40 نفر از افراد دچار سوءمصرف مواد مراجعه کننده به مراکز اعتیاد، که به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری قرار داده شدند، ابزار مورد استفاده، باورهای مرتبط با موادمخدر رایت و بک (1993) و مقیاس نگرش‌های ناکارآمد (DAS) بود، تجزیه و تحلیل اطلاعات با برنامه spss20 و تحلیل کواریانس صورت گرفت نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه، در مرحله پیگیری، از لحاظ باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد، وجود دارد. از میان متغیرهای جمعیت شناختی نیز، تحصیلات و میزان درآمد با نگرش ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد دارای رابطه بودند. در مجموع با اثبات تاثیر مثبت درمان شناختی بر افکار و باورهای مرتبط با مواد و کاهش نگرشهای ناکارآمد، لزوم توجه و استفاده بیشتر از این رویکرد به درمانگران، روانشناسان و مددکاران پیشنهاد میگردد.
کلمات کلیدی: سوءمصرف مواد، شناخت درمانی، باورهای مرتبط با مواد، نگرشهای ناکارآمد.

فصل اول:کلیات تحقیق
1-1- مقدمه مصرف مواد یکى از جدّى‌ترین معضلات بشرى در سال‌هاى اخیر است که پایه‌ها و بنیان‌هاى جامعۀ انسانى را تضعیف مى‌کند و پیشگیرى از آن نیازمند کاربرد نظریه‌هاى متعدد در رشته‌هاى علمى مختلف و روش‌ها و فنون متنوع است (علائی و همکاران 1389، 52)، طبق گزارش دفتر پیشگیرى از مصرف مواد و جرم سازمان ملل متحد کشور ایران داراى بیشترین تعداد سوءمصرف‌کنندگان موادّ افیونى به نسبت جمعیت در جهان است و بالاترین شیوع سوء مصرف با 2/8 درصد در بین افراد در ایران وجود دارد (ضیایى 1388، 42). تاکنون جامعه شناسان، روان شناسان، روانپزشکان و بطورکلی محققان و متخصصان بر پایه دیدگاه‌های، مختلف علل وعوامل متعددی رابرای اعتیاد وسوء مصرف مواد مخدر برشمردند.براساس مطالعات اکتشافی انجام شده می‌توان این عوامل را در سه سطح خرد، میانه و کلان تقسیم کرد. منظور از سطح خرد همان دیدگاه روانشناسانه است. براین اساس کلیه عواملی که مربوط به فرد، شخصیت و حتی ناراحتی‌های جسمی و روانی او می‌شود، بررسی می‌گردد (میری آشتیانی 1385، 40)، از میان متغیرهای فردی تأثیر‌گذار بر مصرف مواد مخدر می‌توان به نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد اشاره نمود که دو متغیر اصلی در نظر گرفته شده پژوهش حاضر می‌باشد، در این زمینه می‌توان اذعان نمود که بسیارى از شناخت درمانگران بر این باورند که واکنش‌هاى هیجانى و رفتارى به وسیله فرآیندهاى شناختى ایجاد مى‌شوند. از این‌رو افکار، باورها و سایر فرآیندهاى شناخت تعیین کننده‌ى اصلى خلق و هیجان مى‌باشند (تیزدیل 1997؛ به نقل از آذرگون و کجباف، 1380، 80). با توجه به توضیح مختصر داده شده، پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن کارایی شناخت درمانی در اصلاح نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر شهر ایلام صورت گرفته تا بتوان از این نوع درمان به عنوان یک درمان مکمل در زمینه ارتقای بهداشت روانی و یکی از فاکتورهای پیشگیری کننده در افراد دچار به سوءمصرف مواد همچنین از رویکرد‌های مؤثر مقابله‌ای، جهت کنترل مصرف و جلوگیری از بازگشت معتادین به سوء‌مصرف مواد با تأکید بر متغیرهای روان شتاختی استفاده نمود.
1-2- بیان مسألهاز موضوعاتی که اکنون در تمام جوامع بشری مورد بحث و بررسی میباشد و به عنوان یک معضل اجتماعی بسیار خطرناک و مضر تجزیه و تحلیل میشود. مساله اعتیاد است. متاسفانه این معضل در تمام جوامع در میان اقشار رایج میباشد و فرد بدون آگاهی نسبت به آخر کار به دنبال آن میرود و چه بسا در آمارهای جهانی اعتیاد روز به روز زیاد و زیادتر میشود. برداشتن قدم‌هاى جدى و محکم در جهت ریشه‌یابى این مسئله از اهمیت اساسى برخوردار خواهد بود (حسینی 1389، 5). به طوری که اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهمترین و شایع‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جوامع امروزی محسوب می‌شود (دالی و مارلات 2005). در سالیان اخیر در زمینه سوءمصرف مواد در سطوح مختلف سببشناسی، تشخیص و درمان پیشرفت‌های چشمگیری بدست آمده و در درمان از رویکردهای چند رشته‌ای و الگوهای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی بهره گرفته شده است (بروک و اسپیتز 2002) یکی از ابزارهای بکارگرفته شده توسط درمانگران «شناخت درمانی» می‌باشد که به طور گسترده‌ای در درمان بیماری‌هایی از جمله درمان اعتیاد به مواد مخدر بکار گرفته می‌شود. شناخت درمانی یا به طور دقیقتر، درمان شناختی یکی از روشهای درمان روانشناختی است که هم اکنون در سرتاسر جهان به عنوان یکی از گونههای استاندارد درمانی برای بسیاری از اختلالات روانشناختی بکار می‌رود. در این روش فرض بر این است که یکی از علل بسیاری از اختلالات روانشناختی اشکال در فکر یا باورهای بیمار است و با اصلاح این باورها می‌توان به بیمار کمک کرد. این درمان بر تغییر رفتاری متناسب با فکر درست‌تر هم تاکید دارد (حسن شاهی 1382). در این روش روانشناختی، درمانگر در طول جلسات ملاقات خود با بیمار تلاش می‌کند تا افکار و باورهای او را مورد بررسی قرار دهد. اغلب افرادی که سوءمصرف مواد را تجربه می‌کنند، دارای افکار و باورهای مخربی هستند که به عنوان علت احساسات ناخوشایند بیمار به شمار می‌روند. به طور کلی این افراد باورهایی دارند که عزت نفس آن ها را مرتب در هم می‌کوبد و وجود آن ها را سرزنش می‌کند. در این حالت شناخت، درمانگر تلاش می‌کند با استفاده از تکنیکهای مختلف به بیمار نشان دهد که این باورها، خطاهای شناختی هستند و در همه حال نمی‌توانند صحت داشته باشند (فیشر و ولز 2008)، شناخت درمانگر به فرد کمک می‌کند تا به این نکته ایمان پیدا کند که همیشه همه انسانها مطابق میل آنها رفتار نمی‌کنند و یا همیشه همه امور مطابق میل آن‌ها پیش نمی‌رود. ابن امر به فرد کمک می‌کند تا شناختهای خود را تغییر دهد (کاویانی و همکاران 1387)، براساس تحقیقات و بررسی‌های انجام شده، فرآیندهای اعتیاد تحت تأثیر باورها و نگرش‌های فرد است (هولمن 2004)، نگرشهایی که گاها و اغلب نادرست می‌باشند، نگرش‌های ناکارآمد فرض‌ها و باورهای جهتگیرانهای هستند که فرد نسبت به خود، جهان، اطراف و آینده دارد (آبلا و اسکیتچ 2007) این نگرشها موجب جهتگیری فهم و ادراک فرد از رویدادها شده و احساسات و رفتارها را تحت تأثیر قرار می‌دهند و فرد را مستعد افسردگی و سایر آشفتگی‌های روانشناختی می‌کنند. درمان شناختی، یک نظام روان درمانی است که تلاش می‌کند تا واکنش‌های فرآینده عاطفی و رفتار خود تخدیری را با اصلاح تفکر معیوب یا خطادار و عقاید ناسازگارانهای که زیربنای این واکنش ها هستند، کاهش دهد (بک، راش و شاو 1979؛ به نقل از گودرزی 1380)، در واقع درمان‌های شناختی اعتیاد، بر کمک به بیمار، برای کسب مهارت‌های مقابلهای لازم به منظور مدیریت موقعیت‌های خطرساز و درمان اختلالات روانشناختی همراه، تمرکز دارند. (حاجی علیزاده 1387، 68) برخی از مطالعات نشان داده که نگرش افراد با پاسخ‌های شناختی و عاطفی آنها مطابقت دارد (فرهودیان 1381) به طوری که شانس بروز اختلالات روانی طی یکسال، در صورت‌ افزایش نمره‌های نگرش ناکارآمد به‌طور معناداری افزایش می‌یابد (ویچ‌ و همکاران 2003). به‌ این ترتیب، چون نارسایی عملکرد تفکر از مهم‌ترین علل آشفتگی‌هاست (والن‌ و همکاران 1992)، هرچه نگرش‌های ناکارآمد و باورهای غیرمنطقی افراد بیشتر شود آشفتگی‌های هیجانی نیز بیشتر خواهد شد (اسمیت و هوستنکنت ‌1983؛ واتسون‌ و همکاران 1998). متغیر دیگر مد نظر در پژوهش حاضر، باورهای مرتبط با مصرف مواد مخدر می‌باشد، باوهای مرتبط با مواد، به دسته‌ای از عقاید اطلاق می‌شوند که بر محور لذت‌جویی، حل مسأله و تسکین و فرار متمرکز هستند، محتوی این عقاید خاص بسته به نوع مواد مورد علاقه متفاوت خواهد بود (گلداسمیت و همکاران 2009). به طوری که محققان امروزه ثابت کرده‌اند که از عوامل مهم مؤثر کشیده شدن فرد به منجلاب اعتیاد، باورهای غلطی از قبیل آرامش بخش بودن مواد، کمک برای فراموشی و فرار از مشکلات، نشانه بزرگ بودن و… می‌باشد؛ لذا پژوهشگران تأکید دارند که روانشناسان در حوزه شناخت درمانی باید به کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط به افراد معتاد کمک کنند. در نظریه‌های شناختی فرض بر این است که سوءمصرف مواد هم تحت تأثیر باورها و انتظارات شناختی فرد از مصرف مواد قرار دارد و هم تابع ارزش عاطفی که فرد برای پیامدهای رفتار خود قائل است، قرار می‌گیرد. در نتیجه، مداخله ی آموزشی شرایطی را فراهم می‌کند که فرد در معرض انتظارات و احساسات متفاوتی در گروه قرار گرفته و در فرایند تقابل با سایر اعضای گروه به چالش کشیده شود. به عبارت دیگر، موقعیت مداخلهی آموزشی به دلیل اینکه شرایطی ایجاد کرده است تا نگرشها و باورهای منفی نسبت به مصرف مواد بیش از اظهارات مثبت مورد تبادل قرارگیرد (قربانی و همکاران 1391، 32). با نگاهی به تحقیقات مشابه صورت گرفته قبلی، به وضوح خلاء پژوهشی که به سنجش نگرش‌های نا‌کارامد و باورهای مرتبط با مواد با فرایند درمانی و آموزشی احساس می‌شد، لذا این نیاز احساس می‌شد که پژوهشی در جهت به کارگیری درمان مبتنی بر مدل شناختی در نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد برای درمان وابستگان به مواد صورت گیرد. در این راستا، پژوهش حاضر، در پی پاسخیابی به این سؤال است که آیا درمان شناختی بر نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر ایلام اثربخش است یا خیر؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیقامروزه سوء مصرف و وابستگی مواد، یکی از معضلات و نگرانی‌های عمده جهان امروز است. از آنجایی که سوء مصرف مواد، اثرات بازدارنده بر رشد و شکوفایی جامعه دارد، تهدیدی جدی و نگران کننده است. وابستگی و سوءمصرف مواد به عنوان اختلالات مزمن و عود کنندۀ با تأثیرات و پیش آیندهای زیستی، فرهنگی، روانی، اجتماعی، رفتاری و معنوی در نظر گرفته می‌شود (بروک و اسپیتز 2002 ؛ والاس 2003؛ به نقل از دباغی 1385). در تحقیقات به دست آمده، روزانه پانصد هزار نفر از جوانان کشور مبتلا به اختلال وابستگی به مواد می‌شوند و جمعیت وابستگان به مواد هر ده سال دو برابر می‌شود و سن شروع اعتیاد در کشور به طور متوسط به زیر پانزده سال رسیده است. از طرفی درصد بالایی از کسانی که موفق به ترک اعتیاد می‌شوند بعد از مدتی مجدداً گرفتار شده و خسارت فزایندهای را به امکانات جامعه وارد می‌کنند (هادیان مبارکه، نوری و ملک‌پور 1390)، علاوه بر این، تغییر الگوی مصرف از مواد افیونی مانند ‌تریاک و مشتقات آن به مواد صنعتی کراک و شیشه این وضعیت را بسیار دشوارتر کرده است، همچنین میزان تولید مواد مخدر سنتی کاهش یافته و مواد مخدر صنعتی ارزان قیمتتر و تولید بیشتری داشته است. بدین ترتیب، اختلال وابستگی به مواد نیاز به مبارزه بیشتری را می‌طلبد به طوری که جدای از مشکلات فردی، خانوادگی و اقتصادی ناشی از وابستگی به مواد در گذشته مشکلات بهداشتی پرخطر نظیر تزریق مشترک، استفاده از سرم‌های آلوده و افزایش احتمال ابتلا به بیماری‌های عفونی و واگیردار نظیر ایدز، هپاتیت و همینطور ناهنجاری‌های شدید رفتاری از جمله جرم و جنایت با تغییر الگوی مصرف به سمت کراک و شیشه شیوع یافته است (سترگ و همکاران 1392، 148)، بنابراین، ضرورت انجام پژوهش‌های مشابه حاضر، به منظور شناخت علل و درمان آن ضرورت می‌یابد. با توجه به تحقیق انجام شده توسط هادیان مبارکه و همکاران (1390) تغییر الگوی مصرف کم خطر به پر خطر در کشور ایران هم اتفاق افتاده و یکی از معضلات جدی کشور مواد مخدر صنعتی کراک و شیشه شده است که لزوم پژوهش در زمینه مداخلات بالینی در این موضوع را ایجاد می‌کنند. بر خلاف شباهت‌های بنیادی در مکانیزم‌های آسیب شناختی اختلال‌های روان شناختی مختلف، هر اختلال محتوای خاص خود را در سطوح شناختی و فراشناختی دارد. بنابه گزارش، اکثر بیماران (به ویژه افراد مصرفکننده مواد) احساس می‌کنند کنترلی بر افکار و رفتارشان ندارند و الگوهای تفکر و توجه شان بر خود و موضوعات تهدیدکننده متمرکز است، که درمان‌های شناختی بر تغییر این الگوهای تفکر تأکید می‌کند (ولز 1388) رویکردهای شناختی معاصر نسبت به مشکلات بالینی، گستره مؤلفه‌های مختلف تشکیل دهنده تفکر را مشخص نکردند، ولی این که فراشناخت چگونه متشکل از دانش هشیاری در مورد حالت‌های شناختی فرد، تجربه‌های فراشناختی و راهبرد‌های کنترل است، بررسی شده است. همچنین، فراشناخت مرکب از دانش ضمنی ناهشیار است که به نیرو‌های اجرایی متمرکز در فعالیت شناختی جهت می‌دهد (بیابانگرد 1381، 43).
با توجه به رابطه‌ای که بین سوگیری توجه، تلقین به خود، باورها با ایجاد وسوسه مصرف ماده مخدر در فرد وابسته به مصرف مواد وجود دارد، انجام مداخلهای مبتنی بر درمان شناختی جهت تعدیل وسوسه مصرف مواد و تغییر نگرش ها و باورهای در این دسته از افراد ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر در نظر دارد که با اجرای برنامه آموزشی و براساس مدل شناختی به بررسی کارایی آن در تغییر نگرش‌های منفی و ناکارآمد، و باورهای مرتبط با مواد در گروه مورد و شاهد بپردازد تا مشخص شود که آموزش تا چه حد در نحوه نگرش و باور افراد نسبت به پدیده سوءمصرف مواد اثر دارد. علاوه بر این، با استفاده از نتایج این مطالعه مسئولان و دستاندکاران و نهادهای مداخلهگر در بحران‌های خانوادگی بتوانند با برنامهریزی جامع‌تر و دقیق‌تری در خصوص انجام برنامه‌های پیشگیرانه سوءمصرف مواد پرداخته تا علاوه بر کاهش عوارض اجتماعی و فردی اعتیاد، بهره وری و بازدهی شغلی و بهبود عملکرد فردی و خانوادگی افراد نیز افزایش پیدا کند
1-4- اهداف تحقیق1-4-1- هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر «بررسی اثربخشی شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر شهر ایلام» است، به همین منظور، جهت نیل به نتیجه مؤثر، اهداف جزیی زیر مد نظر می‌باشد:
1-4-2- اهداف جزیی
* سنجش کارایی و اثربخشی شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و زیر مقیاس‌های آن در گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش).
*سنجش کارایی و اثربخشی شناخت درمانی بر باورهای ناکارآمد مرتبط با مواد مخدر در ابعاد مثبت و منفی در گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش).
*مقایسه میانگین نمرات نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد مخدر در ابعاد مثبت و منفی بین دو گروه دریافت کننده آموزش (گروه آزمایش) و گروه کنترل.
* بررسی ارتباط متغیرهای دموگرافیک با نگرش‌ها و باورهای ناکارآمد مرتبط با مواد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر ایلام.

1-5- سؤالات تحقیق1-5- 1- سؤال اصلی
* آیا شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد مخدر در افراد دچار سوء مصرف مواد تأثیر گذار است؟
1-5- 1- سؤالات فرعی1. آیا شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
2. آیا شناخت درمانی بر میزان باورهای مرتبط با مواد مخدر در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
3. آیا متغیرهای دموگرافیک (سن، تحصیلات، درآمد و …) بر باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد در افراد دچار سوء مصرف مواد مخدر اثرگذار است؟
1-6- فرضیات تحقیق1-6-1- فرضیه اصلی
شناخت درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد در گروه آزمایش تأثیر معناداری دارد؟
1-6-2- فرضیات فرعی1. شناخت درمانی بر باورهای مرتبط با مواد مخدر تاثیر مثبت و موثر دارد
2. شناخت درمانی در کاهش نگرش‌های ناکارآمد تأثیر مثبت و مؤثر دارد.
3. بین متغیرهای زمینهای (جمعیت شناختی) با باورهای مرتبط با مواد و نگرشهای ناکارآمد ارتباط معنادار وجود دارد
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها* شناخت درمانی
تعریف مفهومی: روش «شناخت درمانی» که در اوایل دهه شصت، توسط «آرون تی. بک» ابداع شد، نوعی روان درمانی کوتاه مدت است که جهت رسیدن به اهداف مورد نظر از مشارکت فعالانه درمان جو و درمانگر کمک می‌گیرد. در این شیوه، درمان معمولاً به صورت انفرادی انجام می‌گیرد، هرچند که در مواردی از روش‌های گروهی نیز استفاده می‌شود. با این‌که شناخت درمانی، به صورت عمده درباره افسردگی (بدون افکار خودکشی) مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حالات دیگری چون: حملات هراس، اختلالات وسواسی ـ جبری، اختلالات پارانوئید و اختلالات شبه جسمی نیز کاربرد دارد. (درایدن و نینان، ترجمه یوسفی 1389، 12).
تعریف عملیاتی: عملیاتی نمودن این متغیر با تهیه پروتکل درمانی، بر مبنای اصول درمان شناختی و در قالب برنامه آموزشی و 8 جلسهای که از ادغام مدل‌های شناخت درمانی بک، و شناخت درمانی تیزدل فراهم شده و مشتمل بر آموزش‌های لازم جهت بهبود نگرش‌های ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد (ویژه افراد داری سوء مصرف و در حال ترک) می‌باشد. که با ارائه این آموزش ها انتظار تغییر نگرش ها و باورها به صورت مؤثر در افراد گروه آزمایش می‌باشد.
* نگرش‌های ناکارآمد
تعریف مفهومی: نگرش‌های ناکارآمد، نگرش‌ها و باورهایی هستند که فرد را مستعد افسردگی و یا به ‌طور کلی‌ آشفتگی روانی می‌کند. این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب می‌شوند، فرد را آماده می‌سازند تا موقعیت‌‌های خاص را بیش از حد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند. از نظر بک‌ نگرش‌های ناکارآمد معیارهایی انعطاف‌ناپذیر و کمال گرایانه هستند که فرد از آن برای قضاوت‌ درباره‌ی خود و دیگران استفاده می‌کند.از آنجا که این نگرش‌ها انعطاف‌ناپذیر، افراطی و مقاوم‌ در مقابل تغییراند، ناکارآمد یا نابارور قلمداد می‌شوند (دیویدسون، نیل و کرینگ‌ 1998) در واقع نگرش‌های ناکارآمد که بنیادهای آشفته‌کننده‌ی افراد را تشکیل می‌دهند، دو ویژگی‌ اساسی دارند (الیس 1991)؛ اولاً آنها در درون خود توقعات خشک، جزیی و قدرتمندی دارند که‌ معمولا در قالب کلماتی چون باید، حتما، الزاما و ضرورتاً بیان می‌شوند، ثانیاً موجب انتساب‌های‌ بسیار نامعقول و تعمیم مفرط و فاجعه‌آمیز می‌شوند (لطفی کاشانی 1387، 68).
تعریف عملیاتی: مجموع نمراتی که افراد دو گروه در فرایند پیش آزمون و پس از آزمون از پرسشنامه استاندارد بک و همکاران (1988) که نگرش‌های ناکارآمد را در چهار شاخص کمال‌طلبی، نیاز به تأیید، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب‌پذیری را میسنجد، دریافت می‌کنند.
* باورهای مرتبط با مصرف مواد
تعریف مفهومی: باورهای مرتبط با مواد، افکاری هستند که از انتظارات مستقیم و غیرمستقیم مصرف یک ماده به وجود می‌آیند و به طور کلی به دو دسته ی مثبت و منفی تقسیم می‌شوند (کویستیمد و همکاران 2007) در واقع، انتظارات از مصرف مواد به عنوان عقاید فرد در مورد اثرات کوتاه مدت و نسبتاً آنی یک ماده اطلاق می‌شود که با اثرات بلند مدت آن ماده متفاوت است (جومی، برادلی، اندرسون، میشل و استین 2009)
تعریف عملیاتی: مجموع نمراتی که گروه ها در فرایند پیش آزمون و پس از آزمون از مقیاس 20 سؤالی باورهای مرتبط با موادمخدر، نوشته رایت و بک (1993) دریافت می‌کنند، که این سؤالات در ابعاد باورهای مثبت و منفی (هر بعد دارای 10 سوال) مصرف مواد عملیاتی شده است.
1-8- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیقبا بررسی‌های انجام شده در اسناد کتابخانهای، پایاننامهها، وب سایتها، و همجنین استعلام عدم تکرار موضوع، از سایت ایران داک ملاحظه گردید که موضوع مشابهی در این زمینه تاکنون مورد پژوهش قرار نگرفته است. با توجه به اهمیت مساله سوء مصرف مواد و آمار نسبتا بالای عود مجدد افرادی که اقدام به ترک می‌نمایند با اینکه درمان اعتیاد همیشه با پیچیدگی‌های زیادی روبروبوده است. که در سطحی‌ترین آن دو بعدی بودن این بیماری یعنی وابستگی جسمی توام با وابستگی روانی است، این عنوان را برای پژوهش مناسب دیده و سعی می‌شود هرچه دقیقتر و بهتر به زاوایای مختلف موضوع پرداخته شده تا از این طریق بتوان با استفاده از آموزش مبتنی بر رویکرد شناختی نتایج مفید دست پیدا نمود، چرا که تا کنون کمتر پژوهشی با این موضوع را می‌توان میان افراد دچار سوءمصرف مواد مخدر را پیدا نمود؛ با در نظر گرفتن ابعاد سوءمصرف مواد و تأثیرات منفی به جا مانده آن بر خانواده و فرد این پژوهش در پی ارائه نتایج جدید و راهکارهای علمی و کاربردی مناسب جهت کاهش عوارضات فردی و بهبود تعاملات خانوادگی در افراد دچار سوءمصرف مواد میباشد از این رهگذر می‌توان امیدوار بود که این تحقیق بتواند در بر دارنده نتایج نوین و بدیعی در این زمینه باشد.

فصل دوم:ادبیات، پیشینه تحقیق
2-1- مقدمهسوءمصرف مواد مخدر و مسأله اعتیاد یکی از مهم‌ترین مشکلات عصر حاضر است که گستره‌ای جهانی پیدا کرده، پا از مرزهای بهداشتی درمانی فراتر نهاده و به یک معضل روانی، اجتماعی و خانوادگی تبدیل شده است. (جنتآبادی 1391) اختلال وابستگی به مواد، در جایگاه دومین اختلال روانپزشکی بعد از اختلال افسردگی اساسی قرار گرفته است. (کسلر، برگلوند و دملر 2008) که از نظر این میزان شیوع بسیار حایز اهمیت است و تاکنون این اختلال، از معضلات جهان امروز بوده است (باقیانی مقدم، فاضل پور و رهایی 1387). در میان رویکردها و روش‌های مختلف درمانی و مقابله‌ای، درمان شناختی در سال‌های اخیر به عنوان یکی از رویکردها جهت مقابله با عوامل منفی روان شناختی مؤثر بر سوءمصرف اعتیاد مورد توجه قرار گرفته است و از جنبه‌های مختلف، نظیر داشتن ساختاری منظم، تعداد محدود جلسات درمانی، تأکید بر فرایند شناخت به جای محتوای آن و طراحی فنون خاص نظیر آموزش مورد توجه قرار گرفته است، که از این طریق بتوان بر گزاره‌های روانی فردی مؤثر بر اعتیاد تأثیر مثبت ایجاد نماید. با مقدمه کوتاه ذکر شده، در این فصل که تحت عنوان ادبیات و مبانی نظری پژوهش می‌باشد، به مفهوم شناسی و تعریف جداگانه متغیرهای پژوهش حاضر پرداخته می‌شود، به این صورت که ابتدا شناخت درمانی و کاربرد آن و دیدگاه‌های مطرح در این زمینه و… بیان می‌شود، در گام بعدی به بررسی مفهوم نگرش و بطور اخص نگرش‌های ناکارآمد و نقش و تأثیر آن بر گرایش به سوء مصرف مواد مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد، در ادامه به بیان مفهوم باورهای مرتبط با مواد در جنبه‌های باورهای مثبت و منفی و غیرمنطقی و همچنین بررسی نظریات و تئوری‌های ارائه شده در این زمینه پرداخته می‌شود، نهایتاً در انتها و در بخش پیشینه تحقیق، به مرور نتایج مطالعات مشابه داخل و حارج از کشور پرداخته می‌شود.
2-2- مفهوم شناخت درمانی، کاربرد و کارایی آن در پژوهش‌های روان درمانی2-2-1- رویکرد شناختیکلمه شناخت در لغت به معنی عمل یا فرایند دانستن است. رویکرد شناختی به شخصیت، بر نحوهای که افراد از محیط و خودشان آگاه میشوند، نحوهای که درک نموده و ارزیابی میکنند، یاد میگیرند و مسایل را حل میکنند، تمرکز دارد. این واقعاً یک رویکرد روانشناختی به شخصیت است؛ زیرا منحصراً روی فعالیت‌های ذهنی هشیار تمرکز دارد. این تمرکز روی ذهن، مفاهیمی را که سایر نظریهپردازان به آنها پرداخته‌اند، نادیده نمیگیرد. برای مثال، در رویکرد شناختی، نیازها، سایق‌ها یا هیجانات را جنبههایی از شخصیت میدانند که تحت کنترل فرایندهای شناختی قرار دارند (شولتز، شولتز، سیدنی‌الن 1386، 396). آرنولد (1960) به نقش مهم شناخت در عواطف توجه کرد و احساس را فرآیندی دانست که با درک اشیاء و حوادث و ارزیابی آنها شروع می‌شود. انسان درباره خوب یا بد بودن حوادث تصمیم می‌گیرد. اگر حوادث را سودمند بداند واکنش مثبت و در غیر این صورت واکنش منفی نشان می‌دهد. هرچه به سود انسان باشد باعث خوشحالی و رضایت خاطر او می‌شود و هرچه به زیان او باشد باعث اندوه، خشم و اضطراب او می‌گردد. تجربیات بالینی تأثیر عوامل شناختی را بر عواطف آدمی نشان می‌دهد (آرنولد، ترجمه قراچه داغی 1379، 67).
2-2-2- مفاهیم عمده نظریه‌های شناختیمفاهیم عمده نظریه‌های شناختی عبارتند از: ادراکات ذهنی شخص از رویدادها، تفسیرها و استنادهای مربوط به رفتارها، الگوهای فکری، بیانات شخصی و راهبردهای شناختی، حال با توجه به آنچه گفته شد در شناخت درمانی توجه زیادی به جزئیات و نقش تفکر در تغییرات رفتاری و عاطفی می‌شود زیرا اگر تحریف‌‌های شناختی مکرر باشند، به ناراحتی یا اختلالات روانی منتهی می‌شوند. استنباط کردن و نتیجه گیری جزء کارهای مهم انسان هستند. انسانها باید کارهای خود را زیر نظر بگیرند و برای برنامهریزی در زندگی اجتماعی، عاطفی و شغلی خود احتمال پیامدها را بسنجد. ولی وقتی تحریف‌های شناختی زیاد هستند نمی‌توانند این کارها را درست انجام دهند و دچار اضطراب، افسردگی و دیگر اختلالات می‌شوند. شناخت درمانگرها تحریف‌های شناختی را می‌یابند و به بیماران خود کمک می‌کنند اشتباهات‌شان را بفهمند و تفکر خویش را عوض کنند) شارف، ترجمه فیروزبخت 1387).
2-2-3- رویکرد شناخت درمانیشناخت‌ درمانی عبارتست از حل منظم و ساخت‌مند مسأله. محدودیت زمانی دارد و به ندرت بیش از 30 جلسه طول می‌کشد. برای هر جلسه دستور کار تهیه می‌شود. بک معتقد است، درمان‌گر باید با گرمی و خلوص با مراجع همدلی کند. همچنین درمان‌گر باید الگوی اموری باشد که می‌خواهد آموزش دهد (تاد و سی. بوهارت 1389، 438). شناخت درمانی، رواندرمانی نظامداری است که بر پایه نظریه، آسیب شناسی روانی، مجموعه‌ای از اصول و فنون درمانی و انبوهی از دانش است که اساساً از بررسی‌های تجربی بوجود آمده است (کیمیایی 1392). مضمون اصلی نظریه‌های شناختی رفتار درمانی و تغییر رفتار این است که نحوه تفکر افراد چگونه احساس و رفتار آنان را تعیین می‌کند هدف شناخت درمانی تشخیص و اصلاح افکاری است که به احساس‌ها و رفتار‌های نامطلوب می‌انجامد (سیف 1378، 74). شناخت درمانی توسط آرون بک به عنوان درمانی دارای ساختار، کوتاه مدت و متمرکز بر حل مشکلات جاری و تغییر تفکر و رفتار نا‌کارآمد در دانشگاه پنسیلوانیا در اوایل دهه (1960) شکل گرفت. به طور خلاصه مدل شناختی می‌گوید که تفکر تحریف شده یا نا کارآمد (که روی خلق و رفتار بیمار تأثیر می‌گذارد) وجه مشترک تمامی آشفتگی‌های روان شناختی است. ارزشیابی واقعبینانه و تغییر واقعگرایانه تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می‌شود. بهبود پایدار با تغییر باورهای ناکارآمد زیر بنایی بیمار حاصل می‌شود. اصول خاصی هستند که زیربنای شناخت درمانی برای همه بیماران محسوب می‌شوند.
الف. شناخت درمانی مبتنی بر مدل شناختی ویژه بیمار است. افکار کنونی بیمار که موجب تداوم مشکلات بیمار شده و رفتارهای مشکل ساز وی را نیز پیدا می‌کنند. سپس عوامل تسریع کننده‌ای که روی ادراکات بیمار تأثیر می‌گذارد شناسایی می‌شود. و سپس رویدادهای رشدی و الگوی پایدار تفسیر آن رویدادها بررسی می‌گردد.
ب. شناخت درمانی مستلزم اتحاد درمانی قوی است. رابطه درمانی مبتنی بر گرمی، همدلی، اعتماد و توجه خالصانه است.
پ. شناخت درمانی مبتنی بر همکاری دوجانبه و مشارکت فعال است. درمان یک کار تیمی است و بیمار و درمانگر با هم تصمیم می‌گیرند هر جلسه روی چه چیز کار کنند. در ابتدا درمانگر نقش فعال‌تری در تعیین سمت و سوی جلیات درمان دارد و با گذشت جلسات بیمار نقش فعال‌تری بازی می‌کند.
ت. شناخت درمانی معطوف به هدف و متمرکز برحل مسأله است. درمانگر در جلسه اول می‌خواهد که بیمار مشکلاتش را فهرست کرده و اهداف خود را مشخص کند تا با کمک درمانگر به صورت واقع بینانه‌ای نیل به این اهداف را دنبال کنند.
ث. شناخت درمانی بر زمان حال تأکید می‌ورزد. درمان اغلب بیماران مستلزم تأکید جدی بر مشکلات کنونی و موقعیت‌های خاصی است که بیمار را تحت فشار قرار می‌دهد.
ج. شناخت درمانی آمورشی است. هدف این است بیمار بیاموزد خود درمانگر خودش باشد و بر پیشگیری از عود تأکید می‌کند.
چ. شناخت درمانی محدودیت زمانی دارد. بیماران مبتلا به اضطراب خفیف در چهار تا چهارده جلسه شرکت می‌کنند. البته همه بیماران ظرف چند ماه بهبود نمییابند. برخی بیماران به یک الی دو سال درمان نیاز دارند تا بتوانند باورهای ناکارآمد انعطافپذیر و الگوهای رفتاری که منجر به ناراحتی مزمن می‌شوند را تغییر دهند.
ح. جلسات شناخت درمانی ساختار دارند. ابتدا در شروع جلسه خلق بیمار بررسی شده و با همکاری بیمار دستور جلسه تعیین می‌گردد. از بیمار خواسته می‌شود درباره جلسه قبل نظر دهد، تکالیف درمانی مرور می‌شوند، تکالیف جدید تعیین می‌شود، محتوای جلسه متوالیاً خلاصه می‌شود و در پایان جلسه از بیمار خواسته می‌شود در باره جلسه نظر و بازخورد بدهد. این ساختار در طی جلسات درمانی همواره ثابت است.
خ. شناخت درمانی به بیماران می‌آموزد که افکار و باورهای نا کارآمد خود را شناسایی و ارزیابی کرده و به آنها پاسخ دهد. درمانگر به بیمار کمک می‌نماید که افکار خود را به چالش کشیده و اعتبار و کارآیی آن‌ها را ارزیابی کند.
ر. شناخت درمانی از فنون متنوعی برای تغییر تفکر، خلق و رفتار استفاده می‌کند. انتخاب یک فن بر مبنای ضابطه مندی درمانگر از بیمار و هدف درمانگر در آن جلسه به خصوص صورت می‌گیرد (جودیت اس بک، 1392، 48-44).
2-2-4- اصول بنیادی درمان شناختی
بک که برای مدت چندین سال از روانکاوی استفاده می‌کرد به «افکار خوکار» درمانجویان خود علاقمند شد، افکار خودکار عقاید خصوصی هستند که محرک‌های خاصی آنها را راه می‌اندازند و به پاسخ‌های هیجانی منجر می‌شوند. او به عنوان بخشی از مطالعه روانکاوی خود، محتوای رؤیای درمانجویان افسرده را برای خشمی که آنها به سمت خودشان بر می‌گردانند، بررسی کرد. او متوجه شد بیش از خشمی که به خود برگردانده شده باشد، یعنی آن گونه که فروید در مورد افسردگی نظریه‌پردازی کرده بود، در تعبیر یا تفکر آنها سوگیری وجود دارد (کری 2005). شناخت درمانگر‌ها علاقه خاصی به تأثیر تفکر بر شخصیت دارند. اگر چه فرایندهای روانی علت اختلالات روانی نیستند ولی یکی از مؤلفه‌های مهم این اختلالات محسوب می‌شوند. در این، افکار خودکاری که انسان‌ها آگاهی کمی از آن‌ها دارند نقش مهمی در رشد و تحول شخصیت بازی می‌کنند. این افکار یکی از جنبه‌های عقاید و یا طرحواره‌های شناختی هستند و برای شناخت نحوه انتخاب کردن و استنباط انسان‌ها مهم اند. آنچه در بررسی اختلالات روانی اهمیت ویژه‌ای دارد، تحریف‌های شناختی است یعنی شیوه‌های فکری نادرستی که موجب غمگینی و نارضایتی انسان می‌شوند.
2-2-5- شناخت درمانی گروهی مایکل فری شناخت درمانی گروهی مایکل فری مبتنی بر ‌شناخت درمانی افسردگی بک (CT)، رفتار درمانی عقلانی عاطفی الیس (REBT) و درمان بازسازی شناختی مک مالین (CRT) می‌باشد. علت انتخاب این روش آموزش روانی این است که به مراجع قدرت کنش بالایی می‌دهد و دارای گرایش شناختی بسیار قدرتمندی است و از سویی با توان و مهارت اغلب درمانگران نزدیکتر و سازگارتر است (فری، 1998؛ صاحبی و همکاران 1382).
2-2-6- مدل شناخت درمانی مایکل فریمایکل فری در کتاب معروف خود، مدل شناخت درمانی را ترسیم نمود، که بر پایه شکل زیر می‌باشد.

شکل 2-1- مدل شناخت درمانی، برگرفته از کتاب شناخت درمانی گروهی: مایکل فری (1382). ترجمه علی صاحبی.2-2-7- انواع تکنیک‌های شناخت درمانی1. تکنیک پیکان (فلش) رو به پایین
از این فن حهت دستیابی به باورهای بنیادین استفاده می‌شود. روش اجرا: الف: ابتدا یک فکر منفی اتوماتیک را که احتمال می‌دهیم به یک باور بنیادین ارتباط دارد، انتخاب می‌کنیم. ب. این فکر را می‌نویسیم. ج: به بیمار می‌گوییم: فرض کنیم این فکر درست باشد، چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چیز این موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ د: یک فلش رو به پایین زیر فکر اولیه کشیده و جمله‌ای را که بیمار می‌گوید، زیر فلش می‌نویسیم. ه: همان جمله را خوانده و دوباره به بیمار می‌گوییم: فرض کنیم این فکر هم درست باشد، این موضوع چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چیز این موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ و: این کار را آن قدر ادامه می‌دهیم که به جمله‌ای برسیم که یک باور واسطه‌ای یا ناکارآمد باشد. در این شرایط معمولاً بیمار دیگر نمی‌تواند به این کار ادامه دهد، یعنی به جمله‌ای می‌رسیم که به خودی خود ناراحت کننده است و لازم نیست که برای بیمار معنی خاصی داشته باشد.
2. فن تحلیل سود و زیان
مثال: 1. فکر ناکارآمد: (اگر به آن مهمانی بروم کسی تحویلم نمی‌گیرد) 2. فکر جایگزین: (نباید درباره نظر مردم نسبت به خودم اهمیتی بدهم).
3. فن بررسی شواهد
مانند فن تجلیل سود و زیان عمل می‌کنیم اما در یک ستون شواهد تأیید کننده و در ستون دیگر شواهد رد کننده را می‌نویسیم ودر پایان هر ستون درصد تایید کننده و درصد رد کننده را می‌نویسیم و از هم کم می‌کنیم. مثال: من آدم ناموفقی هستم (به نقل از فری 1382).
2-2-8- شناخت درمانی از دیدگاه بک شناخت درمانی بک یکی از معروف‌ترین نظریه‌هایی است که در مورد علل، درمان، توصیف و روشن سازی افسردگی اساسی انجام گرفته است. در دیدگاه بک، افسردگی با عنوان اختلال در شناخت، نحوه تفکر و باورهای افراد فرمول بندی شده است. از این رو شناخت درمانگری را درمانی فعال، جهت مند و به لحاظ زمانی محدود که بر اهمیت نظام‌های فکری و اعتقادی افراد تأکید می‌کند، تعریف می‌کنند (کیمیایی و همکاران 1385). به نظر بک (1974) ناراحتی‌های عاطفی محصول نیروهای اسرارآمیز و نفوذ ناپذیر نیست بلکه غالباً در اثر اشتباه در یادگیری، استنباط‌های غلط و تمیز ندادن خیال از واقعیت است. گاهی انسان بدون دلیل خارجی افسرده می‌شود. در این صورت با اطمینان می‌توان گفت که یک جریان شناختی یعنی یک فکر یا یک خاطره باعث افسردگی او شده است. گاهی برداشت‌های غلط در فرد به صورت یک عادت در می‌آید و چنان ذهن او را مشغول می‌دارد که حتی خود او هم از وجود آن برداشت‌ها بی‌خبر است. گاهی بیمار واقعیت ملموس و عینی را تحریف می‌کند مثلاً یک بیمار پارانوئید خیال می‌کند که همۀ اشخاص به او آسیب می‌رسانند، یا بیمار افسرده فکر می‌کند که توانایی خواندن و نوشتن و حتی رانندگی را ندارد. گاهی بیمار اندیشه‌ای غیرمنطقی دارد؛ مثلاً بیمار افسرده با مشاهده اینکه شیر آب دستشویی چکه می‌کند یا پیلوت اجاق گاز خراب شده یا یکی از پله‌ها لق شده است نتیجه می‌گیرد که این خانه برای زندگی کردن مناسب نیست. بک معتقد است که بیماران افسرده برداشتی منفی از خویشتن، برداشتی منفی از محیط اطراف و برداشتی منفی نسبت به گذشته، حال و آینده دارند. در حالت اضطراب، بیماران نگران وقوع خطرات احتمالی هستند و در این اندیشه هستند که حوادث ناخوشایندی احتمالاً اتفاق می‌افتد. همچنین خود را از برخورد با اندیشه‌های نگران کننده ناتوان می‌بینند و محرک‌ها را تعمیم داده و تقریباً هر صدا یا حرکت یا تغییری را در محیط اطراف خطری برای خود محسوب می‌دارند. نظر به اینکه بیماران افسرده و مضطرب دارای احساس باختن، آشفتگی و از هم پاشیدگی در زندگی خود هستند، درمانگر باید به آنان کمک کند تا افکار و رفتار خود را دوباره سازمان دهند. فرایند شناخت درمانی بک شامل مراحل زیر است. (بک 1974): 1. مراجعین از افکار خود آگاه می‌شوند. 2. مراجعین افکار نادرست و ناجور خود را تشخیص می‌دهند. 3. مراجعین به جای افکار نادرست، افکار درست و عینی می‌گذارند. 4. مراجعین تشویق و تقویت می‌شوند و به آنان باز خورد مثبت داده می‌شود. (فری 1384، 104- 103).
2-2-9- هدف‌های درمان هدف اصلی در درمان شناختی، حذف سوگیری‌ها یا تحریف‌های فکری است تا انسان‌ها بهتر کار کنند. شناخت درمانگرها تحریف‌هایی شناختی مراجعان را زیر سؤال می‌برند، می‌آزمایند و مورد بحث قرار می‌دهند تا احساسات، رفتارها و تفکرات مثبت‌تری در بیماران خود ایجاد کنند. هرچه هدف‌ها مشخص‌تر و دقیق‌تر باشند، انتخاب روش‌های تغییر نظام‌های اعتقادی و احساسات و رفتارهای مراجعان آسان‌تر می‌شود این هدف‌ها مؤلفه‌های عاطفی، رفتاری و شناختی دارند (ریچارد اس. شارف 1380).
2-2-10- سنجش در شناخت درمانی در شناخت درمانی از همان آغاز و در طول درمان توجه خاصی به سنجش مشکلات و شناختهای مراجعان می‌شود تا درمانگر بتواند مشکلات درمانجویان را دقیقاً مفهومبندی کند و تشخیص بدهد. وی در ادامه سنجش نه تنها روی افکار، احساسات و رفتارهای مراجع بلکه روی کارایی فنون درمانی تمرکز دارد.
2-2-10-1- روش‌های استفاده از فنون سنجشمصاحبه‌ها: شناخت درمانگر در ارزیابی اولیه برای بررسی اجمالی موضوعات مختلف و در عین حال برای برقراری رابطه کاری خوبی با مراجع از مصاحبه استفاده می‌کند.
بازبینی خود: روشی برای سنجش افکار، هیجانات و رفتارهای مراجعان در بیرون از دفتر درمانگر است. در این روش مراجعان هیجانات، افکار و احساسات خویش را ثبت می‌کنند این عمل می‌تواند در قالب یادداشت کردن، ضبط کردن صدا یا پرکردن پرسشنامه انجام شود.
نمونه‌گیری از فکر: یکی دیگر از روش‌های جمعآوری اطلاعات در مورد شناخت‌هاست. یک راه برای نمونه گیری از شناخت‌ها این است که در فواصل زمانی تصادفی در خانه لحن خاصی داشته باشیم و سپس افکارمان را ثبت کنیم، مراجعان می‌توانند افکارشان را روی نوار ضبط یا در کتابچه‌ای یادداشت کنند.
مقیاس‌ها و پرسش‌نامه‌ها: در کنار این فنون به کمک پرسشنامه‌های خودسنجی نیز می‌توانیم عقاید نامعقول، اظهار‌نظرهای افراد در مورد خودشان و تحریف‌های شناختی را مشخص کنیم. پرسشنامه‌های ساختاری وجود دارد که اهداف معینی را دنبال می‌کنند مثل پرسشنامه افسردگی بک، مقیاس فکر خودکشی و مقیاس نگرش معیوب. این گونه پرسشنامه‌ها معمولاً کوتاه هستند و در هر مقطع از درمان قابل اجرا می‌باشند (اس. شارف 1380).
2-2-11- رابطه درمانی بک تأکید می‌کند که کیفیت رابطه درمانی برای کاربست درمان شناختی اهمیت دارد. مشاوره موفقیت آمیز به خصوصیات خوشایند درمانگران، مانند صمیمیت واقعی، همدلی صادقانه، پذیرش بدون صداقت و توانایی ایجاد اعتماد و برقراری رابطه با درمانجویان بستگی دارد. درمانگران شناختی شرایط درمانی اصلی را که راجرز در رویکرد فرد مدار توصیف کرد برای به وجود آوردن تأثیر مطلوب درمانی، ضروری می‌داند ولی معتقدند که این شرایط کافی نیستند. درمانگران باید در عین حال برداشت شناختی از درمان جویان داشته باشند، فعال و خلاق باشند، بتوانند درمان جویان را از طریق فرایند سؤال کردن سقراطی درگیر کنند، و در استفاده از راهبردهای شناختی و رفتاری که قصد دارند درمانجویان را در خودیابی‌های مهمی که به تغییر منجر خواهند شد هدایت کنند، افراد ماهر و آگاهی باشند. درمانگر وظیفهی راهنما را دارد که به درمان جویان کمک می‌کند بفهمند چگونه عقاید و نگرش‌های آنها بر نحوه‌ای که احساس و عمل می‌کنند تأثیر می‌گذارد. درمانگران همچنین درمانجویان را ترغیب می‌کنند که در فرایند درمان نقش فعالی داشته باشند، آنها همواره در رابطه با درمانجویان فعال هستند و با آنها تعامل حساب شده می‌کنند. درمانگر و درمان جو با کمک هم نتیجه گیری‌های درمانجو را به شکل فرضیهی آزمون پذیر بیان می‌کنند. بک به جای تأکید بر نقش درمانگر در آموزش، بیشتر برای نقش درمانجو در خود‌یابی ارزش قایل است درمانگران شناختی قصد دارند به درمانجویان آموزش دهند چگونه درمانگر خود باشند (کری 2005). بک معتقد است رابطه‌ی مراجع و درمانگر نوعی همکاری است درمانگر به کمک تخصص خویش در خصوص شناخت‌ها، رفتارها و احساسات به مراجعان امکان می‌دهد هدف‌های درمان را مشخص کنند و به آنها برسند. فرایند درمان به تعبیری یک اکتشاف علمی مشترک است که طی آن درمانگر و مراجع مفروضات جدید را می‌آزمایند (راس. شارف 1380).
2-2-12- فرایند درمان
شناخت درمانی در مقایسه با بسیاری از نظریه‌های درمان، ساخت دارد. جلسه یا جلسات اول به سنجش، برقراری رابطه‌ی توأم با همکاری و مفهوم بندی مورد، اختصاص می‌یابد. در ادامه، مراجع به کمک رویکرد اکتشاف هدایت شده چیزهایی در مورد تفکر نادرست یاد می‌گیرد. جنبهی مهم دیگر درمان روش‌های تشخیص افکار خود و ارائه‌ی تکلیف منزل است. پس از تحقق هدف‌ها، نحوه‌ی ختم درمان مورد بررسی قرار می‌گیرد و مراجعان یاد می‌گیرند پس از درمان چطور از آموخته‌های خویش استفاده کنند. در ادامه درمان، مراجعان از مرحله‌ی بینش به سوی تغییر سوق داده می‌شوند.
اکتشاف هدایت شده: اکتشاف هدایت شده که گاهی به آن گفت و شنود سقراطی می‌گویند به مراجعان کمک می‌کند عقاید و مفروضات ناسازگارانهی خویش را تغییر دهند. درمانگر مراجع را به نحوی هدایت می‌کند تا شیوه‌های جدید تفکر و رفتار را کشف کند. وی این کار را با طرح مجموعه سؤالاتی انجام می‌دهد که در آن با اطلاعات موجود، عقاید مراجع زیر سؤال می‌روند.
فن سه سؤال: شکل خاصی از روش سقراطی است. در این روش با سه سؤال به مراجع کمک می‌شود در تفکر منفی خویش تجدید نظر کند. هر سؤال به مراجع کمک می‌کند عقاید منفی خودش را بیشتر مورد تفحص قرار دهد و تفکر عینی‌تری پیدا کند.
1. چه شواهدی برای این عقیده دارید؟
2. چه تفسیر دیگری از این وضعیت می‌توانید داشته باشید؟
3. اگر نظرت درست باشد چه عواقبی دارد؟
مشخص کردن افکار خودکار: یکی از مداخلات اولیه در شناخت درمانی این است که از مراجع بخواهیم در مورد افکار منفی خودش صحبت و آنها را ثبت کند. مشخص کردن افکار با روش ثبت افکار معیوب و مطرح کردن آنها در جلسه بعد زمینه را برای جلسات آتی مهیا می‌کند.
تکلیف منزل: در شناخت درمانی، بین جلسات تکالیف خاصی به مراجع داده می‌شود که در این تکالیف مراجعان داده جمع می‌کنند، تغییرات شناختی و رفتاری را می‌آزمایند و روی مباحث جلسات قبل کار می‌کنند و در هر جلسه در مورد تکالیف منزل بحث و تکالیف جدیدی داده می‌شود.
ترتیب و قالب جلسه: ترتیب و قالب جلسات بستگی به درمانگر و مشکلات مراجعان دارد (فریمن و همکاران 1990) و معمولاً درمانگر و مراجع برسر دستور کار جلسه به توافق می‌رسند و مبنای این توافق نیز مرور رویدادهای هفته‌ی قبل و مشکلات پیش آمده است. درمانگر مراجع نتیجه‌ی تکلیف منزل را بررسی می‌کنند و به کمک یکدیگر در می‌یابند مراجع چه نتیجه‌ای از آن گرفته است، سپس در رابطه با نگرانی‌های اصلی مراجع تکالیف جدیدی داده می‌شود.
خاتمه دادن درمان: نحوه‌ی خاتمه دادن از همان جلسه‌ی اول مد نظر قرار می‌گیرد. درمانگران در طول درمان، درمانجویان را تشویق می‌کنند افکار و رفتارشان را زیر نظر بگیرند، آنها را گزارش بدهند و پیشرفت خویش را ارزیابی کنند. در مقطع خاتمه‌ی درمان این بحث مطرح می‌شود که مراجع پس از قطع رابطه با درمانگر باید درمانگر خود شود (ریچارد اس. شارف 1380).
شناخت درمانگران برای تغییر اندیشه‌ها و احساس‌های نادرست و ناسازگار روش‌هایی را ابداع کرده و به کار گرفتهاند. به نظر برنر (1980) با استفاده از شیوه‌های زیر می‌توان به مراجع کمک نمود تا نسبت به خطا‌های شناختی خود آگاه گردد و در صدد تغییر افکار نادرست خویش براید.
1. از مراجع خواسته شود تا خلاصه‌ای از موقعیت ناراحت کننده را بنویسد و سپس افکار منفی خود را در ارتباط با آن موقعیت شناسایی کند.
2. از فردی که احساس می‌کند آدم ضعیفی است و هرگز کاری را درست انجام نمی‌دهد خواسته شود تا دلایل موجود را بررسی کند و نظر بدهد.
3. از مراجع خواسته شود به جای سرزنش خویش با خود چنان برخورد کند که اگر دوستش چنین بود با او برخورد و گفتگو می‌کرد.
4. مراجع تشویق شود تا اعتبار اندیشه‌های منفی خویش را بیازماید.
5. از مراجع خواسته شود تا درباره‌ی واقع بینانه بودن افکار و طرز تلقی‌های خود، نظر دیگران را جویا شود.
6. از مراجع خواسته شود تا الفاظی نظیر ضعیف، بازنده، حقیر و نادان را به خود نسبت می‌دهد، معنا کند.
7. مراجع ترغیب و وادار شود تا سود و زیان یک احساس یا فکر منفی را بررسی کند مانند احساس ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی و حقیر شمردن خود. به نظر شناخت درمانگران آنچه انسان را در معرض فشارهای روانی آسیب‌پذیر می‌سازد طرز تفکر همه یا هیچ است. به این دلیل در فرایند درمان باید تلاش گردد تا مراجع دریابد که میان اندیشه‌های منفی و نظام ارزش‌های وی رابطه وجود دارد و برای رهایی از اندیشه‌های منفی لازم است نظام ارزشی سالمتری را در خود ایجاد کند. در فرایند درمان مراجع متوجه میشود که کدام افکارش غلط بوده است و پس از اصلاح این افکار، می‌آموزد که چگونه مشکلات هیجانی و رفتاری خود را برطرف سازد (رحیمیان 1377).
2-2-13- کاربردهای درمان شناختی درمان شناختی در آغاز به عنوان رویکردی به درمان افسردگی شهرت یافت ولی پژوهش گسترده‌ای نیز به بررسی و درمان اختلال‌های اضطرابی اختصاص یافته است. از درمان شناختی به طرز موفقیت آمیزی برای درمان اختلال‌هایی از جمله درمان فوبی‌ها، اختلال‌های اضطرابی، اختلال‌های روان – تنی، اختلال‌های خوردن، خشم و حملات وحشتزدگی، اختلال استرس پس از آسیب، رفتار خودکشی‌گرا، اختلال‌های شخصیت مرزی، اختلال‌های شخصیت خود شیفته، اختلال‌های اسکیزوفرنیک، سوءمصرف مواد، درد مزمن و بیماری جسمانی استفاده شده است. از درمان شناختی برای مداخله در بحران و در مورد زوج‌ها و خانواده‌ها، سوء استفاده کنندگان از کودک، مشاوره‌ی طلاق، مهارت آموزی و کنترل استرس نیز استفاده شده است (کری 2005).
درمان افسردگی: بک (1967) ابتدا شناخت درمانی را روی افسردگی اجرا کرد. مفهومبندیهایی که در مورد افسردگی ارایه شده عبارتند از: ترایاد شناختی، مارپیچ نزولی افسردگی و جامعه‌گرایی و خودمختاری. ترایاد شناختی به نگاه منفی افسرده‌ها در مورد خودشان، دنیا و شکست‌های‌شان اشاره دارد. طبق دیدگاه ادراک خویشتن، افسرده‌ها خودشان را انسان‌های بی‌ارزش، تنها و بی‌عرضه‌ای می‌دانند. افسرده‌ها نگاه غم انگیزی به آینده دارند؛ آنها معتقدند که مشکلاتشان شدیدتر می‌شود و موفق نخواهند شد. بک دیدگاه نظری دیگر در مورد افسردگی، مارپیچ شناختی است. مارپیچ نزولی افسردگی که با ترایاد شناختی رابطه دارد، روابط طرحواره ها، افکار خودکار منفی، خلق و ادراک‌های منفی را نشان می‌دهد. عقاید بنیادی و طرحواره‌های افسرده‌ها در مورد شکست، زمینه‌ساز برخی واکنش‌ها در آنها می‌شود. بک با بررسی بیشتر افسردگی دریافت دو بعد دیگر هم در افسردگی مهم‌اند: وابستگی اجتماعی و خودمختاری. انسان‌های خودمختار بطور کلی شخصیتی هدفمند، مستقل و مصمم دارند. در هنگام افسردگی از اینکه نمی‌توانند خودپنداره خویش را حفظ کنند، ناراحت می‌شوند. ولی شخصیت‌های سلطه پذیر به وابستگی، نزدیکی و توجه و مراقبت دیگران اهمیت می‌دهند. در درمان اشخاصی که این دو نوع شخصیت را دارند؛ وابسته و خودمختار، بر موارد متفاوتی تأکید می‌شود. در مورد فرد افسرده‌ای که وابسته است، رابطه با درمانگر اهمیت خاصی دارد. چنین بیماری اهمیت خاصی برای توضیحات درمانگر قایل است و از وی پیشنهاد و توصیه می‌خواهد. درمان آنها در ابتدا روی احساس‌شان در مورد نظر دیگران و تحریف‌های شناختی شان در مورد واکنش‌های دیگران متمرکز می‌شود. ولی خودمختارها بیشتر دنبال همکاری هستند، به همین جهت توضیحات و تحقق اهداف، شکل مستقیمی به خود می‌گیرد. درمان این افراد روی آن دسته از تحریف‌های شناختی متمرکز می‌شود که با «باید کارها را خودم انجام دهم، آزاد باشم هرکاری می‌خواهم انجام دهم و طبق معیارهای دست بالای خودم رفتار کنم» مربوطاند. در فنون مورد استفاده برای این افراد، تکلیفهایی داده می‌شود که احساس درماندگی و بیکفایتی آنان را کم می‌کنند. (اس. شارف 1380، 30- 29).
2-2-14- فنون درمان
با فنون شناختی مختلفی می‌توانیم به مراجعان کمک کنیم به هدف‌های‌شان برسند در بعضی از این فنون، افکار خودکار مشخص و نقد می‌شوند و بعضی دیگر نیز به مفروضات ناسازگارانه یا طرحواره‌های شناختی نامؤثر می‌پردازند فریمن و همکارانش (1990) به هشت مورد از این فنون شناخت درمانی اشاره کرده‌اند که در زیر آن‌ها را ذکر می‌کنیم.
1- شناخت معنای شخصی: هر کلمه‌ای بسته به افکار خودکار و طرحواره‌های شناختی افراد، معنای خاصی برای آنها دارد و درمانگر نباید فرض کند که منظور مراجع از کلمات را می‌داند.
2- زیر سؤال بردن مطلق ها: درمانگر در این فن اظهارات افراطی مراجع را که در آنها معمولاً از کلمات همه، همیشه، هرگز، هیچ کس و همواره استفاده می‌شود را زیر سؤال می‌برد تا مراجع نظرش را دقیق‌تر بیان کند.
3- اسناد مجدد: گاهی مراجعان خودشان را بابت برخی شرایط و وقایع مقصر می‌دانند درحالی که خیلی مقصر نبوده اند، درمانگر با کمک این فن به مراجعان کمک می‌کنند که خود را مقصر ندانند.
4-برچسب زدن تحریف‌ها: مراجعان با برچسب زدن به تحریف‌های شناختی می‌توانند افکار خود کاری را که مزاحم استدلال آنها می‌شوند، دسته بندی کنند.
5- فاجعه نساختن: مراجعان ممکن است از نتیجه‌ای وحشت داشته باشند که پیش نخواهد آمد. فنی که غالبا این وحشت را برطرف می‌کند فن «اگر… چه اتفاقی می‌افتد» می‌باشد. این فن خصوصاً وقتی مؤثر است که مراجعان نسبت به یک نتیجه‌ی احتمالی واکنش افراطی نشان می‌دهند.
6- مبارزه با تفکر دو مقوله‌ای: گاهی مراجعان، مسائل را به صورت همه یا هیچ یا سیاه و سفید می‌بینند که درمانگر به فرایند ورقه ورقه کردن متوسل می‌شود یعنی تفکر دو مقوله‌ای را به پیوستار تبدیل می‌کند.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *