متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

–363

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

معاونت پژوهش و فن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیئت علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه های غیرعلمی میآلایند.
2- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
3- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
5- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسن،حیوان ونبات) و سایر صاحبان حق.
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
9- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات فارس

دانشکده علوم پایه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
رشته: روان شناسی گرایش: بالینی
عنوان:
«اثربخشی درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به شیشه»
استاد راهنما:
دکتر رابرت فرنام
استاد مشاور:
دکتر مسعود محمدی
نگارش:
زیبا صفرزاده
تابستان 1392

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات فارس

دانشکده علوم پایه
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد «M.A»
رشته: روان شناسی بالینی
عنوان:
«اثربخشی درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به شیشه»
نگارش:
زیبا صفرزاده
تابستان 1392
1- دکتر رابرت فرنام
هیأت داوران: 2- دکتر مسعود محمدی
3- دکتر مجید برزگر
سپاسگزاری
اولین سپاس به پیشگاه حضرت دوست که هر چه هست از لطف اوست.
با تشکر و سپاس فراوان از زحمات بی دریغ مدیر گروه و استاد راهنمای محترم جناب آقای دکتر رابرت فرنام و استاد مشاور محترم جناب آقای دکتر مسعود محمدی که با کمک ها و راهنمایی های ارزنده خویش مرا در تدوین و تصحیح این پایان نامه هدایت نمودند. سعادت و سلامت این بزرگواران را از درگاه منان خواستارم.
از جناب آقای دکتر مجید برزگر، استاد گرانقدری که زحمت داوری تحقیق را بر عهده داشتند کمال تشکر و قدردانی را دارم. سعادت و سلامت این بزرگوار را از درگاه منان خواستارم.
از همکاری و مساعدت های مدیریت محترم و کارکنان مرکز بازتوانی اعتیاد پرتو، سبحان، و مرکز ترک اعتیاد شهرک گلستان کمال تشکر و قدردانی را دارم.
از زحمات کارکنان مرکز پژوهش دانشگاه علوم و تحقیقات فارس کمال تشکر را دارم.
از زحمات ناظر محترم جلسه دفاع از یایان نامه و دیگر دست اندرکاران گرامی، کمال تشکر را دارم.
تقدیم به روح سبز پدر بزرگوارم
بزرگ مردی که بهترین معلم زندگیم بود
تقدیم به روح سبز برادر عزیزم
که به من درس صبر و مقاومت آموخت
و
تقدیم به فرزندان دلبندم
الناز، شهریار، و پوریا
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u چکیده PAGEREF _Toc394144432 h 1فصل اول: مقدمه و کلیات پژوهش PAGEREF _Toc394144434 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144435 h 31-2 بیان مسئله PAGEREF _Toc394144436 h 61-3 اهمیت و ضرورت پژوهش PAGEREF _Toc394144437 h 81-4 اهداف پژوهش PAGEREF _Toc394144438 h 101- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144439 h 101-5-1 پرسش های پژوهش PAGEREF _Toc394144440 h 101-5-2 فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc394144441 h 111- 6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها PAGEREF _Toc394144442 h 111-6-1 تعاریف نظری PAGEREF _Toc394144443 h 111-6-1-1 شیشه (مت آمفتامین) PAGEREF _Toc394144444 h 111-6-1-2 وابستگی به مواد PAGEREF _Toc394144445 h 121-6-1-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144446 h 121-6-1-4 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144447 h 121-6-1-5 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144448 h 131-6-1-6 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144449 h 131-6-2 تعاریف عملیاتی PAGEREF _Toc394144450 h 131-6-2-1 وابستگی به مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144451 h 131-6-2-2 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144452 h 131-6-2-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144453 h 131-6-2-4 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144454 h 141-6-2-5 عود مصرف مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144455 h 14فصل دوم:گسترۀ نظری و بازنگری تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc394144457 h 162-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144458 h 172-2 مبانی نظری پژوهش PAGEREF _Toc394144459 h 172-2-1 مت آمفتامین PAGEREF _Toc394144460 h 172-2-2 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144461 h 212-2-3 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144462 h 222-2-4 اعتیاد PAGEREF _Toc394144463 h 242-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144464 h 242-2-4-2 اعتیاد و استرس PAGEREF _Toc394144465 h 252-2-5 درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR PAGEREF _Toc394144466 h 262-2-6 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144467 h 272-2-6-1 نشخوار فکری و استرس PAGEREF _Toc394144468 h 292-2-7 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144469 h 302-2-7-1 تنظیم هیجا نی و استرس PAGEREF _Toc394144470 h 332-2-7-2 تنظیم هیجانی و نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144471 h 332-2-8 اعتیاد و موج سوم رفتار درمانی PAGEREF _Toc394144472 h 342-2-8-1 شناخت درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی (MBCT) PAGEREF _Toc394144473 h 362-2-8-2 رفتاردرمانی جدلی(DBT) PAGEREF _Toc394144474 h 362-2-8-3 درمان قبول و تعهد (ACT) PAGEREF _Toc394144475 h 372-2-9 درمان های دیگر بر پایۀ ذهن آگاهی (در درمان اعتیاد) PAGEREF _Toc394144476 h 372-2-9-1 مدل پیشگیری از بازگشت بر پایۀ ذهن آگاهی (MBRP) PAGEREF _Toc394144477 h 372-2-9-2 خود- طرحواره درمانی معنوی (3-S) PAGEREF _Toc394144478 h 382-2-9 تاریخچۀ مواد مخدر منجمله شیشه PAGEREF _Toc394144479 h 392-2-10 تاریخچۀ ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144480 h 412-2-11 تاریخچۀ درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) PAGEREF _Toc394144481 h 422-2-12 تاریخچۀ درمان های مختلف در درمان اعتیاد PAGEREF _Toc394144482 h 422-2-12-1 درمان های شناختی رفتاری منجمله ماتریکس PAGEREF _Toc394144483 h 422-2-12-2 تلفیق درمان های شناختی رفتاری و ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144484 h 432-2-13 تاریخچۀ مطالعه دربارۀ نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144485 h 452-2-14 تاریخچۀ مطالعه در بارۀ تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144486 h 452-2-15 تئوری ها در خصوص اعتیاد و عود مصرف PAGEREF _Toc394144487 h 452-2-15-1 تئوری انگیزه PAGEREF _Toc394144488 h 452-2-15-2 تئوری جلوگیری از عود مصرف مواد مارلات و گوردون PAGEREF _Toc394144489 h 462-2-15-3 تئوری مواجهه با سرنخ PAGEREF _Toc394144490 h 462-2-15-4 تئوری های زیر بنایی درمان های جلوگیری از عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144491 h 472-2-16 تئوری ها در خصوص نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144492 h 492-2-17 تئوری ها در خصوص تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144493 h 502-3 بررسی پژوهش های انجام شده در خصوص موضوع PAGEREF _Toc394144494 h 512-3-1 پیشینه پژوهش در خارج از کشور PAGEREF _Toc394144495 h 512-3-2 پیشینۀ پژوهش در ایران PAGEREF _Toc394144496 h 602-3-3 جمع بندی پیشینۀ پژوهش ها در خارج و ایران PAGEREF _Toc394144497 h 66فصل سوم:روش پژوهش PAGEREF _Toc394144499 h 673-1 مقدمه703-2 طرح کلی پژوهش PAGEREF _Toc394144501 h 683-3 جامعه، نمونه، و روش اندازه گیری PAGEREF _Toc394144502 h 683-3-1 جامعه PAGEREF _Toc394144503 h 683-3-2 نمونه PAGEREF _Toc394144504 h 683-3-3 روش اندازه گیری (ابزارهای گردآوری داده ها) PAGEREF _Toc394144505 h 693-3-3-1 ذهن آگاهی PAGEREF _Toc394144506 h 693-3-3-2 تنظیم هیجانی PAGEREF _Toc394144507 h 703-3-3-3 نشخوار فکری PAGEREF _Toc394144508 h 713-3-3-4 عود مصرف مواد PAGEREF _Toc394144509 h 713-4 روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc394144510 h 723-5 روش تجزیه و تحلیل آماری داده ها PAGEREF _Toc394144511 h 743-6 ملاحظات اخلاقی PAGEREF _Toc394144512 h 74فصل چهارم: توصیف و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc394144514 h 764-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144515 h 774-2 بخش اول: آمار توصیفی PAGEREF _Toc394144516 h 774-3 بخش دوم: یافته های استنباطی PAGEREF _Toc394144517 h 784-3-1 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144518 h 784-3-2 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144519 h 804-3-3 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144520 h 814-3-4 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144521 h 834-3-5 تحلیل کوواریانس PAGEREF _Toc394144522 h 844-3-6 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144523 h 874-3-7 آزمون ویلکاکسون PAGEREF _Toc394144524 h 894-4 ضرایب آلفای کرونباخ ابزارهای پژوهشی مورد استفاده در مطالعه PAGEREF _Toc394144525 h 89فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144527 h 905-1 مقدمه PAGEREF _Toc394144528 h 915-2 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc394144529 h 915-3 محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc394144530 h 975-4 پیشنهادات PAGEREF _Toc394144531 h 985-4-1 پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc394144532 h 985-4-2 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc394144533 h 98پیوست ها PAGEREF _Toc394144534 h 991) مقیاس پاسخ توأم با نشخوار فکری RRS از پرسشنامه سبک های پاسخ RSQ PAGEREF _Toc394144535 h 1002) مقیاس ذهن آگاهی (M=) PAGEREF _Toc394144536 h 1033) مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) PAGEREF _Toc394144537 h 105آموزش روش درمانی «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» PAGEREF _Toc394144538 h 109منابع و مأخذ PAGEREF _Toc394144539 h 113

فهرست جداول
عنوان صفحه
TOC h z t “Caption” c “جدول” جدول 4- 1: خلاصه داده های توصیفی برای متغیرهای مورد مطالعه PAGEREF _Toc394144965 h 77جدول 4-2: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 1 و3) PAGEREF _Toc394144966 h 78جدول 4- 3: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144967 h 79جدول 4-4: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته نشخوار فکری در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144968 h 80جدول 4-5: میانگینهای تعدیل شده متغیر نشخوار فکری در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144969 h 80جدول 4 – 6: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 1 و 3) PAGEREF _Toc394144970 h 81جدول 4- 7: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144971 h 82جدول 4-8: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته دشواری های تنظیم هیجانی در پس آزمون (گروه 2 و 3) PAGEREF _Toc394144972 h 83جدول 4-9: میانگینهای تعدیل شده متغیر دشواری های تنظیم هیجانی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144973 h 83جدول 4-10: تحلیل کوواریانس برای متغیر وابسته ذهن آگاهی در پس آزمون PAGEREF _Toc394144974 h 84جدول 4-11: میانگینهای تعدیل شده متغیر ذهن آگاهی در گروههای مختلف در پس آزمون PAGEREF _Toc394144975 h 85جدول 4-12: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144976 h 86جدول 4-13: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc394144977 h 87جدول 4-14: توزیع فراوانی میزان عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144978 h 88جدول 4-15: آزمون ویلکاکسون برای مقایسه عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc394144979 h 89جدول 4-16 : پایایی پرسشنامه PAGEREF _Toc394144980 h 89

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC h z t “Date” c “نمودار ” نمودار 4-1: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه تلفیقی و کنترل PAGEREF _Toc393096555 h 86نمودار 4-2: توزیع فراوانی عود مصرف در دو گروه ذهن آگاهی و کنترل PAGEREF _Toc393096556 h 88
چکیدهمشکل رایج در اختلالات سوء مصرف مواد، عود مصرف مواد حتی در بین افراد مداوا شده می باشد که این موضوع در مورد مادۀ مخدر شیشه بیشتر صدق می کند. از سویی، ذهن آگاهی یک سازۀ شناختی قابل پایش و مداخله در روان شناسی است. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی اثربخشی کاربرد درمان تلفیقی مدل رایج ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) بر نشخوار فکری، تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف بود. با روش نمونه گیری هدفمند و پس از همتاسازی گروهی، 54 آزمودنی به صورت تصادفی انتخاب و دوباره تصادفی در سه گروه مساوی تلفیقی، ذهن آگاهی، و ماتریکس (کنترل) جاسازی شدند. سه پرسشنامه، قبل و پس از اتمام برنامۀ 8 هفته ای آموزش MBSR، توسط هر سه گروه تکمیل گردید. نشخوار فکری با ابزار پرسشنامۀ نشخوار فکری، تنظیم هیجانی با ابزار مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی با ابزار مقیاس ذهن آگاهی، و میزان عود مصرف با ابزار تست تشخیصی مت آمفتامین سنجیده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تجزیه و تحلیل کوواریانس تک متغیری و ویلکاکسون استفاده شد. نتایج نشان دهندۀ کاهش معنادار نشخوار فکری (p<0/01)، دشواری های تنظیم هیجانی(p<0/001)، میزان عود مصرف (P<0/04)، و افزایش معنادار ذهن آگاهی (P<0/035)، در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل بود، در حالیکه در گروه ذهن آگاهی صِرف، میزان کاهش عود مصرف در مقایسه با گروه کنترل معنادار نشد (P<0/6) بدین معنی که فرضیۀ 7 رد شد، اگرچه دیگر متغیرها تغییرات مشابه داشتند. با وجود رد شدن فرضیۀ مزبور، یک مدل جایگزین پیشنهاد شد، بدین معنی که مکانیزمی جدید که ناشی از ترکیب مدل ماتریکس و درمان MBSR می باشد منجر به کاهش بیشتر عود مصرف در گروه تلفیقی در مقایسه با گروه کنترل می شود. این یافته بیانگر این است که درمان MBSR فاکتوری مفید اما نه یک فاکتور کافی برای هدف قرار دادن عود مصرف است. به بیانی، پژوهش حاضر مدارکی را دال بر ارزش ادغام کردن درمان MBSR در درمان های سوء مصرف مواد ارائه می دهد یعنی یک مکانیزم بالقوۀ تغییر را از طریق درمان تلفیقی برملا می سازد.
کلید واژه ها: تلفیقی، ذهن آگاهی، مدل ماتریکس، نشخوارفکری، تنظیم هیجان
فصل اولمقدمه و کلیات پژوهش1-1 مقدمهاختلال وابستگی یا سوء مصرف مواد که در سالهای اخیر به آسیب اجتماعی تبدیل شده، یک اختلال مزمن و بازگشت کننده است که هزینه های سنگینی برای فرد، خانواده و جامعه دارد. با افزایش فزایندۀ کاربرد انواع مواد مخدر، نیاز مبرمی برای تحقیقات بیشتر در زمینۀ جلوگیری از مصرف و یا عود مصرف احساس می شود. «سازمان وحدت ملی برای کنترل دارو وجلوگیری از جنایت» اخیراً گزارش کرده است که بیش از دویست میلیون نفر در سراسر جهان هم اکنون مواد مخدر مصرف می کنند و این سازمان اعلام می دارد که مشکلات جهانی مربوط به مواد مخدر کماکان ادامه دارد زیرا اکثر کشورها، افزایش فزاینده در مصرف این مواد را گزارش می دهند تا کاهش آن را ( آپل و کیم-آپل، 2009؛ زگیرسکا و همکاران، 2009).
«مت آمفتامین که به نام «مِت» ، «کریستال» ، و یا «سرعت» شناخته می شود یک محرک سیستم عصبی و مشتقی از آمفتامین است که به طور گسترده ای در دهۀ 1950 و 1960 به عنوان دارو برای افسردگی و چاقی تجویز می شد» (آنجلینا و همکاران، 2000 ، ص 1). آمارهای کنونی، افزایش فزایندۀ سوء مصرف مت آمفتامین را بیش از دیگر مواد برآورد کرده اند، به عنوان مثال آمار نشان می دهد که بیشتر از 42 میلیون مصرف کننده دائمی مت آمفتامین در سطح جهان وجود دارند، در حالی که به ترتیب حدود 15 میلیون و 10 میلیون نفر مصرف کننده دائمی هروئین و کوکائین وجود دارد (سالداناو بارکر، 2004). در ایران هم در سال های اخیرالگوی مصرف مواد به میزان زیادی تغییر یافته است و سوء مصرف کنندگان مواد در پی تجربۀ مواد
جدیدی مانند مت آمفتامین، کراک، و … هستند. در ایران فرم کریستالیزۀ مت آمفتامین (یخ) که به نام «شیشه» شناخته شود، یکی از موادی است که اخیراً به شدت مورد سوء مصرف قرار گرفته است. بنا به گفتۀ نارنجی ها و همکاران (2005)، فراوانی مصرف «شیشه» در کشور ایران 2/5 درصد کل مصرف کنندگان است .
اگرچه بعضی از درمان های اولیه برای اعتیاد به مواد مخدر در کوتاه مدت موثر بوده اند، آنها پس از درمان نرخ بالای عود مصرف را نشان داده اند. از این رو، «اختلالات سوء مصرف مواد» به عنوان «اختلالاتی با عود مزمن» با میزان عود مصرفی بالغ بر 60 درصد عنوان شده اند (میلر و همکاران، 2001). از طرفی، بنا به گفتۀ روزن و همکاران، (2006) مرور مطالعات گذشته نشان می دهد که اثربخشی درمان های نگهدارندۀ دارویی بدون مداخله های روانی- اجتماعی به علت اطاعت دارویی پایین و میزان بالای ریزش ضعیف می باشند و 20 تا 90 درصد از معتادانی که تحت درمان قرار می گیرند دچار بازگشت می شوند. اصطلاح «اختلالاتی با عود مزمن» در مورد مواد مخدری از قبیل مت آمفتامین بیش از سایر مواد صدق می کند، یکی از دلایل این است که برای درمان اعتیاد به آمفتامین ها منجمله مت آمفتامین که زیر گروه این ترکیبات می باشد، درمان دارویی اختصاصی نظیر متادون یا بوپره نورفین (در اپیوئیدها) وجود ندارد.
در پاسخ به نرخ بالای عود مصرف مواد و منجمله مت آمفتامین، درمان های جدید دیگری ابداع شده اند. وارد شدن درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به دنیای درمان، زمینه را برای وارد شدن این درمان به حوزۀ سوء مصرف مواد مخدر مهیا کرده است. در موج سوم روان درمانی ها که به روان درمانی های پست مدرن معروف هستند، فنون شناختی- رفتاری سنتی را با ذهن آگاهی ترکیب می کنند (هیز و همکاران، 2006). امروزه درمان های موج سوم در روان درمانی به جای چالش با شناخت ها، بر آگاهی و پذیرش افراد از احساسات، هیجانات، شناخت ها، و رفتارها (عناصر اساسی در ذهن آگاهی) تأکید دارند.
ذهن آگاهی در غرب از دهۀ 1970 مورد توجه قرار گرفت، از آن زمان به بعد بیش از 240 برنامه بر پایۀ ذهن آگاهی در آمریکای شمالی و اروپا انجام شده است (کایون،2011). رایج ترین روش آموزش ذهن آگاهی، آموزش «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» است که به شکل برنامه کاهش استرس و برنامه آرامش آموزی شناخته می شود (کابات- زین ،1990) و در این تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد.
نشخوار فکری (متغیری در تحقیق)، واژه ای عمومی است و به افکاری اشاره دارد که تکراری، چرخان، خود متمرکز و افسرده کننده اند، به طوری که نقش اساسی در افسردگی دار ند (ری پری، 1997، به نقل از آذرگون و همکاران، 1388). همچنین نتایج تحقیقی که بر روی نمونه ای از افراد مذکر جوان انجام شد، تأثیر نشخوار فکری به عنوان پیش بینی کنندۀ شروع اختلالات سوء مصرف مواد و شدت گرفتن علائم این اختلال در 4 سال آتی به اثبات رسید (نالن هاکسما و همکاران، 2007). در روش درمانی ذهن آگاهی، بیماران آموزش می بینند تا چرخه نشخوار فکری را متوقف کرده و از افکارمنفی خود فاصله گیرند، در واقع انعطاف پذیری توجه، غنی سازی ذهنی ،توقف نشخوار فکری، اصلاح باورهای مثبت و منفی غلط، و همچنین چالش با باورهای منفی مربوط به هیجانات، باعث کاهش افسردگی و نشخوارفکری می شود (تیزدیل و همکاران، 2000).
از سویی، تنظیم هیجان (متغیر دیگر در تحقیق) شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیر آگاهانه می شود که برای افزایش، حفظ، و کاهش مؤلفه های هیجانی، رفتاری و شناختی یکِ پاسخ هیجانی به کار برده می شود (گارنفسکی و همکاران، 2001). گرینبرگ و پای ویو (1997، به نقل از برزلین و همکاران، 2002)، اختلال در تنظیم هیجانی را به عنوان علت آسیب شناسی زیربنایی سوء مصرف مواد و بیماریهای روحی بیان می کنند. هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که آموزش های ذهن آگاهی، مداخله بالینی رو به گسترشی برای تقویت تنظیم هیجانی می باشند.
امروزه محققان به نقش نشخوار فکری و تنظیم هیجانی در ایجاد و ابقاء انواع مختلف اختلالات روانی پی برده اند. هدف قرار دادن آسیب پذیری هایی از قبیل نشخوار فکری و تنظیم هیجانی که روی آوری به مواد و عود مصرف را تسهیل می کنند باید اولویت درمانی رویکردهای جدید درمانی در این گروه از بیماران باشد.

1-2 بیان مسئلهاختلالات سوء مصرف مواد از رایج ترین مشکلات روانپزشکی است که از تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی مثل نابهنجاری های رشدی و وضعیت نامساعد روانی- اجتماعی ناشی می شود. این اختلالات می تواند در اثر مصرف الکل، مواد افیونی، حشیش، مت آمفتامین، کوکائین، و غیره به وجود آمده و به شکل وابستگی و سوء مصرف خود را نشان دهد. مصرف مواد مخدر و روان گردان، امروزه به عنوان یک معضل جدی، کلیه جوامع بشری را تهدید میکند. آثار نامطلوب و ویرانگر مصرف مواد و اعتیاد بر روی جسم و روح انسان این نگرانی را افزایش داده و موجبات افزایش ناامنی خانوادگی و اجتماعی گردیده است.
در بین مواد اعتیاد آور، آمفتامین ها به خصوص مت آمفتامین قوی ترین مواد هستند و خطر وابستگی و مشکلات سلامت روان بیشتری را در بر دارند (تاپ و همکاران، 2002) و با نرخ بالای روان پریشی (مک کتین و همکاران، 2006)، افسردگی (سِمپل و همکاران، 2005)، و مشکلات شناختی (نوردال و همکاران، 2003) ارتباط دارند.
تحقیقات نشان داده اند که یکی از رویکردهای مهم در شناسایی و درمان سوء مصرف مواد مخدر، رویکرد شناختی است. فرض اساسی نظریه های شناختی این است که افکار ناکارآمد در نحوه تفسیر و ارزیابی فرد از واقعیت دخیل هستند و همچنین پاسخ ها ی رفتاری که از تفسیرهای خاص ناشی می شوند در تداوم اختلال سوء مصرف مواد نقش دارند (گودرز ی، 1380). در پاسخ به میزان بالای مصرف مت آمفتامین و عود مصرف، درمان های متفاوت شناختی رفتاری منجمله مدل درمانی ماتریکس ابداع شده اند. این مدل درمانی عناصری را بر اساس یافته های تجربی حمایت شده از حوزۀ تحقیقاتی مربوط به سوء مصرف مواد، مورد استفاده قرار داده است (راسون و همکاران، 1995). با این وجود، وابستگی و عود مصرف مت آمفتامین همچنان ادامه دارد.
در سال های اخیر، تعدادی از پژوهشگران تلفیق رویکردهای بر پایۀ ذهن آگاهی را با مداخلات شناختی رفتاری موجود (موج سوم رفتار درمانی) پیشنهاد کرده اند (کایون و همکاران، 2003؛ کاتز و همکاران، 1985، به نقل از ویتفیلد، 2006). پژوهشگران بر این باورند که به کار گیری روش های درمانی مانند درمان بر پایۀ ذهن آگاهی به دلیل ساز و کارهای نهفته در آن مانند پذیرش، افزایش آگاهی، حضور در لحظه، مشاهده گری بدون داوری، و خودداری از اجتناب هیجانی می تواند در تلفیق با فنون رفتار درمانی شناختی، اثربخشی درمانها را برای جلوگیری از اعتیاد و عود مصرف افزایش دهد. بنابر این افزایش انعطاف پذیری شناختی در درمانهای بر پایۀ ذهن آگاهی می تواند توانایی مقابلۀ بیمار را در کنار آمدن با وسوسه و نشانه های ترک (به عنوان شاخص اصلی تداوم مصرف) در این بیماران افزایش دهد.
درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» (MBSR) اولین مداخله بر پایۀ ذهن آگاهی بوده است که از نظر بالینی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در سال 1979، دکتر جان کابات- زین درمان را ابداع کرد و این نقطۀ شروعی برای وارد شدن این تکنیک به دنیای پزشکی شد (کابات- زین، 1990). درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» رایج ترین متد به کار رونده از فنون ذهن آگاهی در دنیای پزشکی است (کابات- زین، 1990).
استرس، عاملی است که احتمالاً به وسیلۀ درمان به کار رونده در این تحقیق یعنی «ذهن آگاهی» مورد هدف قرار می گیرد، گرچه انتخاب درمان MBSR برای پژوهش حاضر، به علت بررسی آتی نقش استرس در نتایج پژوهش نیست بلکه به این عنوان است که MBSR درمان رایج برای آموزش ذهن آگاهی است.
نشخوار فکری متغیری در تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. نشخوار فکری بیانگر افکاری است که تمایل به تکرار داشته، آگاهانه بوده و پیرامون یک موضوع متمرکز هستند و حتی در صورت غیبت محرک های محیطی فوری و ضروری این افکار باز هم پدیدار می شوند (مارتین و تِسِر، 1989، به نقل از آذرگون و همکاران،1388). در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و اعتیاد، اسکیچ و آبلا (2008) بیان می دارند که افرادی که در مواجهه با مشکلات زندگی و از جمله استرس از سبک پاسخ نشخواری استفاده می کنند مستعد ابتلاء به مشکلات روانی و روی آوری به اعتیاد می باشند.
در مورد ارتباط بین نشخوار فکری و ذهن آگاهی، کومار و همکاران (2008) در تحقیق خود به این موضوع دست یافتند که افزایش در ذهن آگاهی به مقدار زیادی با کاهش در نشخوار فکری و اجتناب (دو استراتژی در تنظیم هیجانی) همراه است، این محققان به این نتیجه رسیدند که مراقبۀ ذهن آگاهی منجر به کاهش در نشخوار فکری می شود.
تنظیم هیجانی هم متغیری دیگر در این تحقیق است که ارتباطش با اعتیاد و تأثیرپذیری اش از درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی به اثبات رسیده است. تنظیم هیجانی همان گونه که از نامش پیداست به معنی متعادل ساختن هیجانات منفی و مثبت است و از آنجایی که در هر جامعه ای هنجارهای اجتماعی عکس العمل های نامناسب و کنترل نشده هیجانی را منع می کند افراد مجبورند در تمام مدت در تنظیم هیجانات خود درگیر باشند. این مسأله به عنوان مثال در مورد افرادی که در حال ترک مواد مخدر هستند باعث ایجاد مشکلات زیادی می شود. گراس (1998) بیان می دارد که تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجانات، تنظیم تجربۀ هیجانی و ابراز هیجانات اشاره دارد. در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و اعتیاد، سمپل و همکاران (2010) و واتاناب-گالووی و همکاران (2009)، از تحقیق خود به این نتیجه رسیده اند که ضعف در تنظیم هیجانی، معمولآً بصورت کاهش بازداری یا ناتوانی در کنترل عمل یا فکر، تأثیر اساسی بر رفتارهای ولع مصرف مواد، فعالیت های جنسی خطرزا (که می تواند منجر به ایدز و هپاتیتC شود) و دیگر رفتارهای تکانشگری و مرگ و میر بالا را دارد.
در مورد ارتباط بین تنظیم هیجانی و ذهن آگاهی، هیز و فلدمن (2004) بیان می دارند که به نظر می رسد ذهن آگاهی باعث کسب توانایی تنظیم هیجانات و خلق می شود بدین صورت که با قبول تجربیات داخلی، وضوح عاطفی، انعطاف پذیری شناختی، و یک رویکرد سالم به مشکلات، این توانایی ایجاد می شود.
بین نشخوار فکری و تعدیل هیجانی هم ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. لی مولت (2012) بیان می دارد که در واقع نشخوار فکری یک استراتژی تنظیم هیجانی غیرانطباقی یا ناسازگارانه است که عاطفه منفی را در پاسخ به آشفتگی طولانی می کند.
با توجه به مطالب گفته شده و لزوم اهمیت دادن به معظل مواد مخدر به خصوص انواع جدید و توجه به این موضوع که یکی از علل اصلی مصرف و عود مصرف در سوء مصرف کنندگان مواد مخدر منجمله مت آمفتامین، مشکلات در نشخوار فکری و تنظیم هیجانی است، این سوال پژوهشی به ذهن می رسد که آیا با به کارگیری روش درمانی «کاهش استرس بر پایه ی ذهن آگاهی» (MBSR) به عنوان درمان تکمیلی مدل درمانی ماتریکس، می توان باعث کاهش نشخوار فکری، دشواری های تنظیم هیجانی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین شد.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهشهزینۀ سوء مصرف مواد در سطح جهانی، در ارتباط با جنایت، فقدان کار و هزینۀ مراقبت های سلامتی در حدود 9/180 بیلیون (USD) در سال 2002 تخمین زده شد (سازمان خدمات بهداشت روان و سوء مصرف مواد مخدر، 2007)، رنج انسانی مرتبط با سوء مصرف مواد غیر قابل اندازه گیری است (موسسۀ ملی راهکارهای کنترل مواد مخدر، 2004). علیرغم در دسترس بودن درمانهای مختلف برای سوء مصرف مواد و الکل، سوء مصرف این مواد و عواقب منفی مرتبط با آن همچنان شایع باقی مانده اند (بوئن و همکاران، 2006). به عنوان مثال، طبق گفتۀ زگیرسکا و همکاران (2009)، در آمریکا در حدود 6/22 میلیون نفر مبتلا به اختلالات وابستگی به انواع مواد مخدر و یا سوء مصرف آنها تشخیص داده شده اند.
از گذشته تاکنون مجموعه ای از درمانها گسترش یافتند تا عود مصرف مواد را نشانه بگیرند. در بین مداخلات رفتاری، «درمان شناختی رفتاری» حمایت قابل ملاحظه ای را کسب کرد، با این وجود، علیرغم بهترین درمان استاندارد، میزان عودِ بالا ادامه دارد که این امر نیاز برای توسعۀ روشهای درمانی جدید را بیان می کند (زگیرسکا و همکاران، 2009). پیکنز و همکاران (1985، به نقل از بوئن و همکاران، 2009) بیان می دارند که اگرچه درمان های جلوگیری از عود مصرف، رشد نوید بخشی را در درمان ارائه می دهد، عود مصرف همچنان یک مشکل اساسی برای 44% تا 70% مراجعان باقی می ماند.
در ایران تغییر الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی (تریاک، شیره و…) به مواد روانگردان و به ویژه متامفتامین یا «شیشه» که سهولت ساخت، فرآورده های تقلبی و دست ساز، هزینه پایین و درآمد فراوان، در دسترس بودن آسان، تجهیزات محدود و سادۀ مورد نیاز، امکان تولید در حجم بالا، و سخت بودن شناسایی لابراتوارها، تجارت این ماده را به حرفه ای پرسود تبدیل نموده و باعث گردیده افراد و سازما نهای فرصت طلب برای تأمین بازار فروش این ماده مرگبار از هیچ اقدامی فروگذار نکنند. در کشورهای دیگر هم وضع به همین منوال است، به عنوان مثال، «برآورد شده در ژاپن که تاریخی طولانی از مصرف مت آمفتامین دارد در اواخر دهۀ 1940 و اوایل دهۀ 1950 حدود 550000 مصرف کنندۀ این ماده وجود داشته که 55000 نفر آنها به روان پریشی ناشی از مصرف مت آمفتامین مبتلا بوده اند» (فارل و همکاران، 2002، ص 10).
اگرچه در ایران تحقیقاتی در مورد استفاده از روش درمانی بر پایۀ ذهن آگاهی در اختلالاتی از قبیل اضطراب و افسردگی، اختلال وسواسی جبری، چاقی، مشکلات جانبازان شیمیایی و نابینایان و … صورت گرفته است، اما مطالعات اندکی بر روی کاربرد این درمان در مورد سوء مصرف کنندگان مواد مخدر وجود دارد و هیچ تحقیقی در مورد کاربرد این درمان در وابستگان به مت آمفتامین و بررسی تأثیر آن بر نشخوار فکری و تنظیم هیجانی انجام نشده است.
با توجه به شیوع بالای ابتلا به سوء مصرف مت آمفتامین، ابداع روش های درمانی متنوع از ضروریات است. از آنجایی که اثربخشی این روش درمانی به سطح سواد و فرهنگ افراد وابسته نیست، قابلیت گسترش کاربرد آن به سطوح پایین جامعه عامل بسیار مهم و منطقی برای روی آوری به این درمان و انجام این پژوهش محسوب می شود.
1-4 اهداف پژوهشهدف اصلی: تبیین تأثیر درمان تلفیقی مدل ماتریکس و «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر کاهش نشخوار فکری، بهبود دشواری های تنظیم هیجانی، افزایش ذهن آگاهی، و کاهش عود مصرف در وابستگان به مت آمفتامین
اهداف جزئی:
1) تبیین تأثیر درمان تلفیقی ذکر شده بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
2) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین
3) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر ذهن آگاهی در افراد وابسته به مت آمفتامین
4) تبیین تأثیر درمان تلفیقی بر میزان کاهش عود مصرف در افراد وابسته به مت آمفتامین
5) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر نشخوار فکری در افراد وابسته به مت آمفتامین
6) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر دشواری های تنظیم هیجانی در افراد وابسته به مت آمفتامین
7) تبیین تأثیر کاربرد درمان صِرف «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بر میزان کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین
1- 5 پرسش ها و فرضیه های پژوهش1-5-1 پرسش های پژوهش1- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
2- آیا درمان تلفیقی، منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
3- آیا درمان تلفیقی، بیش از کاربرد صِرف مدل درمانی رایج ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
4- آیا کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» بیش از کاربرد درمان صِرف ماتریکس منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود؟
1-5-2 فرضیه های پژوهش1- درمان تلفیقی، منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
2- درمان تلفیقی، منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
3- درمان تلفیقی، منجر به افزایش (بهبود) ذهن آگاهی در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
4- درمان تلفیقی، بیش از کاربرد صِرف مدل درمانی رایج ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین می شود.
5- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند منجر به کاهش نشخوار فکری در وابستگان به مت آمفتامین شود.
6- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند منجر به کاهش (بهبود) دشواری های تنظیم هیجانی در وابستگان به مت آمفتامین شود.
7- کاربرد صِرف درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»، می تواند بیش از کاربرد درمان صِرف ماتریکس، منجر به کاهش عود مصرف مواد در وابستگان به مت آمفتامین شود.
1- 6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها1-6-1 تعاریف نظری1-6-1-1 شیشه (مت آمفتامین)زیر گروهی از ترکیبات آمفتامین است و در ایران به نام «شیشه» شناخته می شود. «آمفتامین، یک ترکیب هم خانواده از بی- فنی لیزوپروپیلامینو مقلد غیرمستقیم سمپاتیک است که مصرف مزمن آن منجر به تحمل و از نظر کلینیکی باعث افسردگی و خستگی می شود» (فیشر و همکاران، 2000، ص 6). «این مادۀ مخدر روان گردان می تواند به صورت های تزریق، تدخین ،از راه بینی، و یا خوراکی استفاده شود و کاربرد طولانی مدت با دوز بالای آن منجر به وابستگی می شود» (آنجلینا و همکاران، 2000، ص 1).
1-6-1-2 وابستگی به موادانجمن روانپزشکی آمریکا (2000)، علایم وابستگی به مواد را شامل مجموعه ای از علایم فیزیولوژیکی، رفتاری و شناختی می داند که براساس آن فرد علی رغم داشتن اختلالات وابسته به مواد ،مصرف آن را ادامه میدهد، در چنین مواردی الگویی از مصرف وجود دارد که معمولاً منجر به تحمل، محرومیت و رفتار اجباری برای مصرف می شود. مطابق با این تعریف سوء مصرف مواد منجر به تخریب کارکردهای روانی یا جسمانی می شود، در حالی که وابستگی وقتی ایجاد می شود که فرد به صورت اجباری و غیرقابل کنترل به مصرف پرداخته و در صورت عدم مصرف علائم ترک را نشان می دهد (ابوصالح، 2006).
1-6-1-3 ذهن آگاهیبه تعدادی از فرایندهای مرتبط به هم (گرمر، 2005) مانند خودتنظیمی (براون و ریان، 2003)، فراشناخت (بیشاپ و همکاران، 2004)، و قبول (لینهان، 1994، به نقل از چمبرز و همکاران، 2009) اشاره دارد. ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت و متعادل از آگاهی تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف ، 2003).
1-6-1-4 نشخوار فکریفرمی غیر انطباقی از افکار تکراری است که باعث ایجاد آشفتگی هیجانی و شدید شدن آن می شود و با اختلال در تعدیل رفتار ارتباط دارد (آپتون، 2011). سبک پاسخ نشخواری یا نشخوار فکری نوعی روش تفکر است که فرد روی هیجاناتش تمرکز می کند و قادر نیست روی فعالیتهای تمرکززدا که حواس را از آن افکار دور نگه می دارند تمرکز کند و این امر خود باعث شدید شدن علائم می شود (نولن- هوکسما، 1991، به نقل از موریسون و اُکانر، 2008).
1-6-1-5 تنظیم هیجانیبه عنوان مقوله ای مشتمل بر (الف) آگاهی و درک هیجانات (ب) پذیرش هیجانات (ج) توانایی برای کنترل کردن رفتارهای تکانشی و رفتار کردن مطابق با اهداف مطلوب به منظور دستیابی به اهداف فردی و مطالبات موقعیتی تعریف می شود (گراتز و رومر، 2004). تنظیم هیجانی مسئول نظارت، ارزیابی و تنظیم واکنش های هیجانی فرد است و وی را در دستیابی به اهدافش یاری می کنند (برکینگ و همکاران ، 2008).
1-6-1-6 عود مصرف موادبه معنی مصرف دوبارۀ مواد مخدر پس از ترک و بعد از گذشت دوره ای از زمان که می تواند کوتاه یا طولانی مدت باشد، تعریف می شود. عود مصرف مواد با شکست درمان تفاوت دارد. کاهش عود مصرف مواد ناشی از کسب تکنیک های شناختی رفتاری و دیگر تکنیک هایی است که به ما کمک می کنند از مواد دور بمانیم و رفتارهای جدید را جایگزین رفتارهای قبلی کنیم.
1-6-2 تعاریف عملیاتی1-6-2-1 وابستگی به مت آمفتامینمتغیری است که بر طبق معیارهای تشخیصی چهارمین ویراست تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی و نیز آزمایشات تشخیصی مربوط به مت آمفتامین در بدن تعیین می شود.
1-6-2-2 ذهن آگاهیمتغیری است که به وسیلۀ مقیاس ذهن آگاهی (M=) اندازه گیری می شود. این مقیاس توسط براون و ریان در سال 2003 ابداع شده است.
1-6-2-3 نشخوار فکری
متغیری است که با مقیاس پاسخ توام با نشخوار فکری (RRS) از پرسشنامه سبک های پاسخ (RSQ ) اندازه گیری می شود. مقیاس RSQ توسط نالن هاکسما و مارو در سال 1991 ابداع شده است.
1-6-2-4 تنظیم هیجانیمتغیری است که با مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS) اندازه گیری می شود. این مقیاس توسط گراتز و رومر در سال 2004 ابداع شده است.
1-6-2-5 عود مصرف مت آمفتامینمتغیری است که در این پژوهش، هر دو هفته یکبار با آزمایشات تشخیصی مربوط به مت آمفتامین در بدن تعیین می شود، تعداد جواب های مثبت آزمایشات در هر گروه به مدت 6 ماه، میزان عود را در آن گروه نشان می دهد.

فصل دومگسترۀ نظری و بازنگری تحقیقات پیشین
2-1 مقدمهدر این فصل ابتدا مبانی نظری پژوهش (شرح متغیرها و روابط آنها، تاریخچۀ متغیرها در پژوهش، تئوری های زیر بنایی در ارتباط با موضوع پژوهش) شرح داده می شوند و سپس شرح مختصری از پژوهش ها ی انجام شده در خصوص موضوع در خارج و در ایران آورده می شوند.
2-2 مبانی نظری پژوهشمبانی نظری پژوهش شامل شرح متغیرها و روابط آنها، تاریخچه، و تئوری های موجود در خصوص موضوع می باشد.
شرح متغیرها و روابط آنها
2-2-1 مت آمفتامیناز زمان های پیش از تاریخ تاکنون، بشر به امید کاهش درد جسمی یا تغییر حالت های هشیاری، از مواد مختلفی استفاده کرده است. با وجود پیامدهای زیانباری که مصرف چنین موادی برای بدن دارد، اثرات اولیۀ آنها معمولاً خوشایند است و همین عاملی است که شاید ریشۀ اختلالات مربوط به مواد باشد. مواد مخدر غیر از ایجاد وابستگی، پله پله به درجاتی متفاوت آسیب های متنوع عصبی و جسمی در فرد مصرف کننده ایجاد مینمایند. در این شرایط تابلوی کامل بیماری اعتیاد با ترکیبی از وابستگی و تخریب قابل مشاهده است. این تخریب و وابستگی در سوء مصرف موادی همچون آمفتامین ها بیشتر از سایر مواد است. بر اساس گفتۀ کرینگ و همکاران (2007، ترجمه شمسی پور، 1388)، «مصرف آسیب شناختی مواد به دو مقوله تقسیم میشود 1- سوء مصرف مواد و 2- وابستگی به مواد؛ سوء مصرف مواد خطر کمتری دارد اما وابستگی به مواد که اعتیاد هم گفته می شود، در DSM-IV-TR به صورت وجود مشکلات فراوان در ارتباط با مصرف مواد مشخص می شود و شامل تحمل یا ترک است» (ص 374).
بنا به گفتۀ گرانادو و همکاران (2013)، مت آمفتامین یک مادۀ محرک اعتیاد آور و محرک شدید سیستم عصبی مرکزی میباشد که از گروه داروهای سینتتیک و از نظر شیمیایی به آمفتامین ها تعلق دارد، با این وجود تأثیرش بر سیستم عصبی مرکزی بسیار بیشتر از ترکیبات مادری خود می باشد. این مادۀ به شدت اعتیادآور بر سیستم دوپامینرژیک مغز اثر می گذارد و بلافاصله پس از مصرف حالتی به نام «فلاش» یا «راش» (اوج لذت) در فرد ایجاد می شود (اختیاری و همکاران، 1389) که همین امر اشتیاق را برای مصرف دوباره برمی انگیزاند. نام گذاری این دسته از مواد هم روز به روز دچار دگرگونی می شود که این به دلیل ماهیت ساختاری این داروها بوده، به طوری که با اندکی تغییر، داروهای جدیدتری با اثرات متفاوت بر سیستم اعصاب مرکزی تولید میگردد. سوء مصرف مت آمفتامین (موشک) در دهۀ 1990 به شدت بالا گرفت، برخی برآوردها نشان می دهد که 7/4 میلیون نفر در آمریکا زمانی مت آمفتامین را امتحان کرده اند (انگلین و همکاران، 2000، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، علاوه بر این، بنا به گفته کرینگ و همکاران، مرگ و میر مرتبط با مت آمفتامین بین سال های 1991 و 1994 سه برابر شده است. «آمفتامین های قابل دسترس عمده در ایالات متحده عبارتند از : دکستروآمفتامین، مت آمفتامین، نمک مخلوط دکستروآمفتامین- آمفتامین، و متیل فنیدیت؛ سایر مواد شبه آمفتامین عبارتند از افدرین، پسودوافدرین، و فنیل پروپانولامین (PPA) که در ایالات متحده بدون نسخه برای رفع احتقان بینی مصرف می شوند» (سادوک و سادوک ، 2007، ترجمه رضاعی، 1387، ص509).
بنا به گفتۀ هارادا (2012)، تقریباً 22% از جمعیت زندانیان ژاپن در سال 2009 به علت تخلفات مرتبط با قوانین کنترل مواد محرک منجمله مت آمفتامین ها به زندان افتاده اند، و این در حالی است که هنوز هیچ درمان سیستماتیکی برای این جمعیت ابداع نشده است. هارادا در پژوهش خود درمانی را بر اساس مدل درمانی ماتریکس برای زندانیان طراحی و اجرا کرد؛ در این پژوهش، اثربخشی این مدل جدید به اثبات رسید بدین صورت که زندانیان با کسب مهارت های انطباقی بالا توانستند عود مصرف مواد را کاهش دهند.
براساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «آمفتامین ها از گروه محرک ها هستند که با تأثیر گذاشتن روی مغز و دستگاه عصبی سمپاتیک، هشیاری و فعالیت حرکتی را افزایش می دهند، این مواد، محرک های مصنوعی اند ولی کوکائین محرک طبیعی است که از برگ گیاه کوکا گرفته می شود» (ص 394). بر طبق متن بازنگری شده چاپ چهارم کتابچه آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM- IV- TR)، شیوع وابستگی و سوء مصرف آمفتامین در طول عمر 5/1 درصد و نسبت ابتلای مرد به زن یک است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1387). واکیا و مونتویاب (2009) بیان می دارند که سوء مصرف مت آمفتامین به صورت جهانی درآمده و غذا و داروی خاص تأیید شده ای برای درمان این اختلال وجود ندارد، بنابراین مداخلات روانی، اساس درمان سوء مصرف و وابستگی به مت آمفتامین می باشد. تنها درمان موثر برای این گروه از مواد، درمان های روان شناختی از جمله ماتریکس می باشد. مدل درمانی ماتریکس اساساً در پاسخ به اپیدمی مصرف کوکائین در دهه 1980 به وجود آمد (اُبرت و همکاران، 2000) و امروزه از این الگوی درمانی برای درمان وابستگی به مت آمفتامین استفاده می شود. راوسون و همکاران (2002) هم بیان می دارند که بر خلاف اپیدمی رو به گسترش این ماده در آمریکا، هیچ درمان فارماکولوژیکی مؤثری که اختلال را درمان کند ابداع نشده است. بر اساس گزارش جهانی دارو (2012، به نقل از گرانادو و همکاران، 2013)، هم اکنون 52-14 میلیون مصرف کنندۀ ترکیبات آمفتامین در سطح جهان وجود دارند که این میزان فراتر از تعداد معتادان به کوکائین و کانابیس (حشیش) شده است. سادوک و سادوک (ترجمه رضاعی، 1387) بیان می دارند که «بر خلاف کوکائین که باید از خارج وارد شود، مت آمفتامین یک داروی صناعی است که می توان آن را در آزمایشگاه های غیرقانونیِ محلی تولید کرد» (ص 509).
بر اساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «بر خلاف سوء مصرف سایر آمفتامین ها که تفاوت های جنسیتی اندکی در آنها دیده می شود، مردان بیش از زنان گرایش به سوء مصرف مت آمفتامین دارند» (ص 396). مک کان و همکاران (2008) بیان می دارند که مت آمفتامین ممکن است به سرعت تحمل ایجاد کند؛ بنا به گفته این محققان، علامت های شایع مصرف مزمن این ماده شامل سندرم مفصل آرواره، پوسیدگی شیمیایی دندان (بدون درگیری باکتریایی)، و درد عضلات می باشند. با استفاده از حیوانات آزمایشی و همچنین نمونه های انسانی، تأثیرات سمی مت آمفتامین در مغز بررسی شده است، بنا به گفتۀ کراسنووا و کادت (2009)، این تأثیرات شامل 1- آسیب به پایانۀ دوپامینی(سامانۀ دوپامینرژیکی) و 2- از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین می باشند؛ بنا به گفته این محققان، تأثیرات سمی طولانی مدت مصرف مت آمفتامین منجر به آسیب پایانۀ دوپامینی (مانند کاهش نشانگرهای دوپامینرژیکی از قبیل تیروزین هیدروکسی لیز و انتقال دهندۀ دوپامین) بیشر در ناحیۀ استریاتوم (کودیت- پوتامن)، هستۀ قاعده ای دمدار، و کمتر در نواحی قشر مخ، تالاموس، هیپوتالاموس، و هیپوکامپ می شود؛ اسچمیود و بویر (1997، به نقل از گرانادو و همکاران ، 2013) هم بیان می دارند که از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین در ناحیۀ جسم سیاه اتفاق می افتند. بر اساس پژوهش تامپسون و همکاران (2004، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، «حجم هیپوکامپ در میان مصرف کنندگان دائمی مت آمفتامین کوچکتر بود و این امر با عملکرد ضعیف تر در یک آزمون حافظه همبستگی داشت» (ص 396).
به طور کلی، تخریب ناشی از مصرف متامفتامین بیش از سایر مواد مخدر رایج می باشد، لایر و همکاران (2010) بیان می دارند که وابستگی طولانی مدت به آمفتامین ها و منجمله متامفتامین به اختلالاتی در انتشار خونی مغز، اختلالات متابولیسم، و اختلالاتی در مادۀ سفید مغز ارتباط داده شده است؛ ترکیبی از این اختلالات، مکانیزم بیولوژیکی ایجاد می کند که می تواند به صورت بالقوه منجر به اثرات زیانبار اولیه و یا ثانویه بر قشر ماده خاکستری مغز شود. نقص در عملکرد نوروترانسمیترهای مغزی، مثالی از اختلالات متابولیسمی ناشی از مصرف انواع ترکیبات آمفتامین ها می باشد. به عنوان مثال مطالعات زیادی تأثیر متامفتامین را بر دوپامین به اثبات رسانده است که این اثر با آسیب نورونی طولانی مدت (حتی 3 سال پس از ترک) همراه بوده است (مک کان و همکاران، 1998، به نقل از دیویس و همکاران، 2007). «مرگهای مربوط به مت آمفتامین و پذیرش بخش اورژانس بیمارستان در ارتباط با این مادۀ مخدر رو به افزایش است» (آنجلینا و همکاران، 2000، ص 1).
علاوه بر آسیب پذیری های بیان شده، بنا به گفتۀ شاپتا و همکاران (1998)، افرادی که محرکات غیر قانونی به خصوص کوکائین و مت آمفتامین به کار می برند درگیر رفتارهای جنسی پرخطر که ریسک ابتلاء به ایدز را افزایش می دهند، می شوند. شاپتا و همکاران در پژوهش خود ثابت کردند که درمان این افراد منجر به کاهش یافتن رفتارهای جنسی پرخطر و میزان ابتلاء به ایدز (از طریق کاهش دادن تعداد شرکاء جنسی) می شود.
2-2-2 عود مصرف موادبه طور کلی، تحقیقات فاکتورهای خطر بیشماری را در فرایند مصرف و عود مصرف مواد نشان داده اند، این فاکتورها شامل عاطفۀ منفی، انگیزه، اشتیاق، ولع مصرف، استرس های بین فردی، خودکارآمدی، و مهارت های انطباقی ناکارآمد در موقعیت های پرخطر می باشند. (ویکی ویتز و همکاران، 2004). در تحقیقی دیگر نشان داده شده است که موقعیت های پرخطری که منجر به عود مصرف مواد می شوند شامل موارد زیر است: موقعیت های عاطفۀ منفی مانند هیجانات ناخوشایند، ناراحتی فیزیکی و درگیری با دیگران؛ موقعیت های عاطفۀ مثبت مانند هیجانات خوشایند، اوقات لذت بخش با دیگران و فشار اجتماعی برای نوشیدن؛ انگیخته ها و تست کنترل (برزلین و همکاران، 2000). مطالعات رو به گسترش از این دیدگاه حمایت می کنند که به خصوص عاطفۀ منفی محرکی بالقوه برای رفتارهای کاووش مواد و عود مصرف سیگار می باشد (بیکر و همکاران، 2004). از سویی، نیوتن و همکاران (2009)، جنبه های ویژۀ رفتاری را که منجر به عود مصرف مواد می شوند به موارد تقویت منفی ( اجتناب از درد)، تقویت مثبت ( لذت جویی)، پاداش قابل توجه (ولع مصرف)، یادگیری پاسخ به محرکها (عادتها)، اختلالِ کنترل بازداری (تکانشگری) تقسیم بندی کرده اند.
بنا به گفتۀ کاپلان و سادوک (ترجمه ربیعی، 1378)، «عوامل خطرساز برای سوء مصرف مواد و عود عبارتند از میزان بالای تعارضات خانوادگی، مشکلات تحصیلی، بروز همزمان اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک و افسردگی، مصرف مواد از سوی همسالان و والدین، و تکانشگری و شروع زودرس مصرف سیگار؛ هر چه تعداد عوامل خطرساز در یک فرد بیشتر باشد احتمال مصرف مواد در اولویت است» (ص 644-643).
علل دیگر عود مصرف را به فرایندهای ناکارآمد شناختی و هیجانی ربط می دهند. بنا به گفتۀ هِیمن (2011)، عوامل تداوم بخش رفتارهای اعتیاد آور شامل ولع مصرف و کژکاری در تنظیم شناختی و هیجانی است. به نظر می رسد که ولع مصرف مواد به وسیلۀ فرایندهای شناختی- هیجانی خودکار یا غیر خودکار کنترل می شوند، به گونه ای که نظریه های ولع مصرف عموماً تأکید می کنند اشتیاق ها در افراد با فعال شدن هیجان ها و انگیزه های جستجوی مواد در ارتباط هستند (تیفانی، 1990، به نقل از کیانی و همکاران، 1391). هدف قرار دادن فاکتورهای خطرزا، موقعیت های پرخطر، جنبه های ویژۀ رفتاری، و پردازش های شناختی و هیجانی ناکارآمد که منجر به عود مصرف مواد می شوند یک اولویت درمانی ضروری محسوب می شود.
2-2-3 ذهن آگاهیمتغیر درمانی مهم در تحقیق جاری ذهن آگاهی است. این مفهوم در سال های اخیر در دنیای درمان جایگاه خاصی پیدا کرده است. مفهوم «ذهن آگاهی» از مذهب بودا با سنت 2500 ساله از هند شروع شده و بعد از دگرگون شدن به غرب دور راه پیدا کرده است (آپل و کیم-آپل، 2009). ذهن آگاهی در آیین بودا تحت عنوان توجه محض یا ثبت غیر استدلالی رویدادها بدون واکنش یا ارزیابی ذهنی تعریف شده است (کارداسیوتو، 2005)، در واقع ذهن آگاهی واکنشی پیشگیرانه برای افکاری است که ما را غمگین یا مضطرب می کند و به ما کمک می کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان های تجربه شدۀ منفی بازگردیم (هریس، 2013).
محققان بسیاری تأثیر ذهن آگاهی را بر احساسات، هیجانات، و ادراکات ما مورد بررسی قرار داده اند و به تعاریف و نتایج قابل توجهی دست یافته اند به عنوان مثال، ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت و متعادل از آگاهی تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف، 2003). افراد ذهن آگاه واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف ادراک می کنند و توانایی زیادی در مواجهه با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانات و تجربه ها (اعم از خوشایند و ناخوشایند) دارند (براون و همکاران، 2007).
آپل و کیم- آپل (2009) بیان می دارند که مراقبۀ ذهن آگاهی با «آرمیدگی» تفاوت دارد، بدین صورت که در آرمیدگی فرد به احساسات بدنی و تنفس توجه می کند ولی در مراقبه ی ذهن آگاهی افکار و هیجانات در حالت آرامش مورد قبول ذهن واقع می شوند. هر چند هدف اصلی ذهن آگاهی آرام سازی نیست اما مشاهدۀ غیرقضاوتی رویدادهای منفی درونی یا برانگیختگی فیزیولوژی باعث بروز این حالت می شود (بورکووِک، 2002).
در واقع ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به تجربیات لحظه به لحظه مانند احساسات فیزیکی، هیجان، ولع، و تنش است و این توجه در حالی است که تجربیات بدون اقدام، بدون قضاوت، بدون نشخوار فکری و بدون تلاش در ثبت آنها مورد قبول ذهن واقع می شوند (دیویس و همکاران، 2007). زمانی که ما مستقیماً به چشم هیجانات آزاردهنده نگاه می کنیم و درک می کنیم که هیجانات چه هستند و چگونه عمل می کنند، به همان اندازه بیشتر از جلو چشمانمان ناپدید می شوند مانند سیاهی جنگل که زیر خورشید صبحگاهی به تدریج ناپدید می شود و زیبایی های آن آشکار می شود. بعد از آن هر زمان که هیجانات فوران کنند، آنها باعث زنجیره ای از افکار که ما را به اقدام مجبور می کنند، نمی شود. مراقبۀ ذهن آگاهی، ممکن است منجر به تسهیل رشد بینشِ فراشناختی شود، زیرا در این مراقبه (مانند بینش فراشناختی)، افکار و حوادث به صورت گذرا، ذهنی و غیر واقعی درک می شوند تا تجلی دقیق حقیقت (بیشاپ و همکاران، 2004).
با تمرین مهارت های ذهن آگاهی که نوعی آگاهی لحظه به لحظه می باشد، فرد به الگوهای افکار، احساس و تعاملاتش با دیگران بینش پیدا می کند و در نتیجه می تواند ماهرانه و بطور ثمربخش، نه اینکه به صورت اتوماتیک و ازروی عادت و ناهوشیارانه، پاسخ مناسب دهد (تیزدیل و همکاران، 2000). ناگفته نماند که این مهارت احتیاج به تمرین دارد. دیویس و همکاران (2007) بیان می دارند که ذهن آگاهی یک مهارت است و مانند یادگیری یک آلت موسیقی، نیاز به تمرین روزانه و تکراری دارد. از دیدگاه روانشناسی غرب، وقتیکه ذهن آگاهی هم از طریق مراقبه رسمی و هم با تمرین روزانه یاد گرفته می شود یک فرایند بیداری اتفاق می افتد( کابات-زین، 1999).
پژوهشگرانی از قبیل دیویدسون و همکاران (2003)، مالیبوف- هرتیوباس (2013)، نریمانی و همکاران (1389)، نجاتی و همکاران (1390)، موسویان و همکاران (1389)، صادقی و همکاران (1389)، بساک نژاد و همکاران (1390)، و حناساب زاده اصفهانی و همکاران (1388، 1389) در پژوهش های خود به نقش مثبت ذهن آگاهی یا درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامتی پی بردند.
2-2-4 اعتیادارتباط بین اعتیاد و ذهن آگاهی و چگونگی تأثیرپذیری آن از ذهن آگاهی و همچنین ارتباط اعتیاد با استرس در زیر شرح داده می شوند.
2-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهیتحقیقات زیادی نشان می دهند که تمرین های مراقبه از قبیل ذهن آگاهی برای جلوگیری از اعتیاد و نیز در درمان آن موثر هستند. بوئن و همکاران (2009) بیان می دارند که ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی، تنظیم و تحمل عوامل بالقوه ای که منجر به عود مصرف می شوند، توانایی مقابله با محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد منتهی به عود را افزایش می دهد و چرخه اتوماتیک قبلی رفتارهای سوء مصرف مواد را قطع می کند. لارمیر و همکاران (1999) بر این عقیده اند که ذهن آگاهی یعنی قبول زمان حال، در حالیکه اعتیاد خواسته تکراری برای اجتناب از زمان حال است که منتهی به برانگیختن انگیزه برای سوء مصرف مواد می شود. در جریان عود مصرف، آگاهی و قبولی که به وسیله ذهن آگاهی تقویت شده است ممکن است به تشخیص و کاهش سرزنش، احساس گناه، و تفکر منفی که باعث افزایش خطر عود مصرف می شود، کمک کند (برزلین و همکاران، 2002).
در تحقیقی که توسط تیزدیل و همکاران (1999، به نقل از برزلین و همکاران، 2002) صورت گرفت، یک تحلیل پردازش اطلاعات از عود مصرف مواد به صورت زیر ارائه شده است:
تمرین های ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی و توجه یا حساسیت زایی به الگوهای افکار و هیجاناتی که به صورت بالقوه باعث هدایت به عود مصرف می شود و همچنین حساسیت زدایی از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد به خصوص عاطفۀ منفی (از طریق درگیری کامل با محرکهای عاطفه منفی) به جلوگیری از عود مصرف کمک می کنند. در واقع این تحلیل پردازش اطلاعات، دو مسیر اساسی را برای مصرف مواد تشخیص می دهد: 1- نیمه هوشیار (فعال شدن شبکۀ حافظه مرتبط به مواد) 2- هوشیار (خودکارآمدی و انتظارات پیامد)؛ دو روشی که به وسیلۀ آنها ذهن آگاهی می تواند توانایی پاسخ دادن به صورت انعطاف پذیر و با آگاهی بالا در چالش با عاطفۀ منفی را افزایش و احتمال عود مصرف را کاهش دهد. این مطلب بدین معنی است که حساسیت زایی توجه به فرایندهای نیمه هوشیار و حساسیت زدایی هیجان (تحمل عاطفۀ منفی و شناخت های منفی) که هوشیار است، منجر به جلوگیری از عود مصرف مواد می شود.
بر اساس گفتۀ بلیک و همکاران (2011)، مراقبۀ ذهن آگاهی از انواع عملکردهای شناختی سطح بالاست که می تواند سوء مصرف مواد را تحت الشعاع خود قرار دهد. امروزه درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در انواع مختلفی از اختلالات روانی راه پیدا کرده است، این درمان ها شامل افسردگی اساسی، اختلال اضطراب منتشر، اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، و سوء مصرف مواد است (کومار و همکاران، 2008). چندین مطالعه کارآمدی مداخلات روانی بر پایۀ ذهن آگاهی را در جلوگیری از افسردگی اساسی، اضطراب، روان پریشی، مشکلات تصویر بدن، و سوء مصرف مواد را هم در جمعیت بالینی و هم غیربالینی نشان داده اند (چمبرز و همکاران، 2009).
مراقبۀ ویپاسانا ، تمرینی بودایی بر پایۀ ذهن آگاهی، جایگزینی است برای افرادی که نمی خواهند در درمانهای اعتیاد سنتی شرکت جویند و یا در این درمانها موفق نبوده اند (بوئن و همکاران، 2006). به طور کلی، امروزه از مهارت های ذهن آگاهی به عنوان روشی برای مقابله کردن با تحریکاتی که باعث عود مصرف می شوند، استفاده می شود.

متن کامل و مطالب مشابه در سایت هماتز

« (Previous Post)
(Next Post) »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *