دانلود فایل - پژوهش

1- میزان اعتماد به مدیریت در بین آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب چگونه است ؟
2- میزان رضایت شغلی آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب چگونه است؟
3- آیا بین اعتماد به مدیریت با رضایت شغلی آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب رابطه وجود دارد؟
4- آیا بین مولفههای اعتماد به مدیریت با رضایت شغلی آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان میناب رابطه وجود دارد؟
1-6- تعاریف متغیرهای تحقیق
1-6-1- تعاریف مفهومی
تعریف مفهومی اعتماد
اعتماد در فرهنگ انگلیسی آکسفورد به عنوان "اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز یا اطمینان به حقیقت یک گفته" توصیف می شود .
.به عقیده تایلر اعتماد از آن جهت مهم است که تمایل قوی به درک این که چگونه مشارکت اثربخش را درون سازمان‌ها ایجاد کنیم وجود دارد. اعتماد یک عنصر کلیدی است؛ زیرا مشارکت را ممکن می سازد و مشارکت در سازمان‌ها همیشه حائز اهمیت بوده است. روندهای جدید در سازمان‌ها حرکت به سمت پیامدها و نتایج است؛ اولا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت کار می‌شود که سبک‌های قدیمی مشارکت نمی تواند در این زمینه کارساز باشد. ثانیا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت مشارکت می شود که تاکید بیش تری بر شکل‌های داوطلبانه از مشارکت می شود ( بابربارا، میزنال:1383) .اعتماد مفهوم کانونی نظریات کلاسیک جامعه شناسی و نیز محور اصلی تئوری‌های نوین سرمایه اجتماعی و زمینه تعاملات و روابط اجتماعی است (آزادارمکی تقی,کمالی :1383 ).در فرهنگ لغت انگلیسی- فارسی هزاره «trust» معادل کلمه اعتماد، اعتقاد، اطمینان، ایمان و توکّل و غیره آمده است. بنابراین «social trust» معادل انگلیسی عبارت اعتماد اجتماعی خواهد بود. همچنین، در زبان لاتین اعتماد و وثوق معادل کلمه ایمان «Faith» یونانی مورد استفاده قرار گرفته است. در ریشه کلمه «Faith» مفهوم وثوق و اعتماد، تسلیم در برابر اراده دیگران و اطمینان به شخص دیگر مستتر است.
بسیاری از فیلسوفان اجتماعی نظیر ‌هابز و توکویل معتقدند که اعتماد تنش‌ها را کاهش داده و انسجام را افزایش می‌دهد. به اعتقاد بک اعتماد فضایی است که زندگی انسانی در آن جریان می‌یابد... وقتی اعتماد صدمه می‌بیند، جامعه به عنوان یک کل آسیب می‌پذیرد و وقتی از میان می‌رود، اجتماعات تزلزل پیدا می‌کند و فرو می‌ریزند.از نظر براند باربر سه نوع انتظار باعث و موجد اعتماد و بیاعتمادی به هر فرد یا گروه و یا دولت می‌شود:
پایبندی به نظم اخلاقی
توانایی و اجرای وظایف محوله نقش
ترجیح مسئولیّت و تکالیف بر خواسته‌ها و تمایلات فردی یا گروهی.
آنتونی گیدنز اعتماد را مقدمه و شالوده زندگی اجتماعی می‌پندارد که بدون آن زندگی فردی و اجتماعی مشحون از نگرانیها و اضطرابات خواهد شد.
تعــــریف مفهومی مدیریت
تعاریف متعددی برای مدیریت، ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که ارایه شده، به قرار زیر است:
هنر انجام امور به‌وسیله دیگران
فرآیندی که طی آن تصمیم‌گیری در سازمان‌ها صورت می‌پذیرد.
انجام وظایف برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل.
علم و هنر هماهنگی کوشش‌ها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی
بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم‌گیرنده و رابط برای اعضای سازمان(هارولد کونتز و همکاران،1380). مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می‌گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی‌هایی در واژه‌های بیان کننده وظایف روبرو است، اما به نظر روان تر از تعاریفی است که می‌کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند و یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. با اینحال تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکردهای آن از سوی محققانی چون فایول و یا گیولیک دارای تفاوت‌هایی است که به سادگی نمی‌توان از آنها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته است تعریف خود را مدیریت کند(نورث کوت پارکینسون،1369).
تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد:
مدیریت یک فرآیند است.
مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
مدیریت مؤثر، تصمیم‌های مناسبی می‌گیرد و به نتایج مطلوبی دست می‌یابد.
مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می‌گویند.
مدیریت بر فعالیت‌های هدفدار تمرکز دارد( جاسبی،1380)
تعریف مفهومی رضایت شغلی
همه افراد در زندگی روزمره خود به مسائلی برخورد می کنند که برایشان مطلوب یا نامطلوب است و از برخورد یا انجام دادن آنها احساس رضایت یا نارضایتی می کنند. محیط کار و فعالیت آدمی نیز، احساس های متفاوتی را در افراد مختلف به وجود میآورد که احساس رضایت یا نارضایتی از مهم ترین آنهاست که در شخص، ظاهر می شود(لاولر1970).
رضایت شغلی، مجموعه ای از احساس های سازگار و ناسازگار است که کارکنان با آن احساس ها به کارخود می نگرند. وقتی کارکنان به سازمان می پیوندند، مجموعه ای از خواست ها، نیازها، آرزوها و تجربه های گذشته را که بر روی هم، انتظارهای شغلی را میسازند، با خود به همراه دارند که نشانی از ارتباط توقعات نوخاسته کارکنان با پاداشهایی است که کار فراهم می آورد (دیویس و استروم، 1370) به بیان دیگر، رضایت شغلی به معنی دوست داشتن وظایف وابسته به هر شغل، شرایطی که کار در آن انجام می گیرد و پاداشی که برای انجام آن دریافت می شود، اینکه فعالیتها، امور و شرایطی که کار را تشکیل می دهند، تا چه حد، نیازهای فرد را بر طرف میسازد، به قضاوت فرد بستگی دارد.فرد باید موارد خوب و بد شغلش را بسنجد. چنانچه خوبی ها بر بدی ها غلبه کند، احتمال دارد فرد از شغل خود راضی باشد. رضایت شغلی مفهمومی پیچیده و چندبعدی است که با عوامل روانی، اجتماعی و جسمانی ارتباط دارد. تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود، بلکه ترکیب معینی از عوامل گوناگون سبب می شود که فرد شاغل در لحظه معینی، از شغل خود احساس رضایت کند و به خود بگوید که از شغلش راضی است و از آن لذت میبرد. فرد با تأکیدی که بر عوامل مختلف از جمله سطح درآمد، ارزش های اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و سود اشتغال در زمان های متفاوت دارد، به روش های گوناگون از شغلش احساس رضایت میکند. از این رو رضایت شغلی واکنشی عاطفی است که از ادراک فرد نسبت به اینکه شغل او ارزش های شغلش را تأمین می کند، یا به او اجازه می دهد که این ارزش ها را برآورده کند، ناشی می شود. از این گذشته، رضایت شغلی به توافق این ارزش ها با نیازهای شخص بستگی دارد(شرتوز،1371). بنا بر نظر شفیع آبادی (1376) ، رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت به شغل است، زاییده عواملی مانند شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است. ازاین رو می توان گفت رضایت شغلی احساسی روانی است که از عوامل اجتماعی تأثیر می پذیرد.
(فلدمن ،1995) ، رضایت شغلی به مجموعه تمایلات آرنولد مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند، گفته می شود. زمانی می گوییم فرد رضایت شغلی دارد که به کمک آن توانسته است نیازهای خود را ارضا کند و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به شغل خود داشته باشد، منظورمان این است که وی به طور کلی تا حد زیادی شغل خود را دوست دارد و لاک (1969) رضایت شغلی را احساسی تعریف می کند که از ارزیابی شغل به عنوان عامل تسهیل کننده در رسیدن به ارز شهای شغلی حاصل می شود. وی رضایت شغلی را در برگیرنده چهار عامل توصیف میکند. این عوامل عبارتند:
پاداش به معنی حقوق و شرایط ارتقا؛
زمینه شغلی به معنی شرایط و مزایای شغلی؛
عوامل و روابط انسانی با همکاری و سرپرستان؛
ویژگی های شغل؛
(اسمیت، کندال و هیولین 1969 ) پنج بعد اساسی کار را که نشان دهنده مهم ترین ویژگیهای احساس افراد نسبت به کارشان است، به صورت زیر تعیین کردند:
ماهیت شغل؛
پرداخت (حقوق و مزایا) ؛
فرصت های پیشرفت و ترقی؛

متن کامل در سایت امید فایل 

سرپرستان؛
همکاران؛
شیوه ی نگرش کارکنان با رفتارهایی که برای سازمان از حساسیت برخوردار است، در ارتباط می باشد. رضایت یا نا رضایتی شغلی شیوه ی نگرش فرد نسبت به شغلش است که بیشترین پژوهش در مورد آن صورت گرفته است. بی گمان مدیران باید در زمینه رضایت یا نا رضایتی کارکنان حساسیت داشته باشند.
هاپاک (1935 ) رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی می داند و بر این باور است .که با عامل های روانی، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد، لذا؛ هر فرد با تاکیدی که بر عامل های گوناگون نظیر میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و تشویق های لازم می شود، از راههای گوناگون از شغلش احساس رضایت می کند ( صافی،150 :1379).
کینزبرگ و همکارانش (1951) به دو نوع رضایت شغلی با عنوان رضایت درونی و بیرونی اشاره می کند و رضایت درونی را ناشی از احساس لذت انسانی از اشتغال به کاری که دارد و می داند، ولی رضایت بیرونی را ناشی از میزان دستمزد و پاداش نوع کار، روابط انسانی حاکم بر محیط و بالاخره شرایط محیطی ذکر می کند (صافی،1379 ، ص(153.
فیشر و هانا: رضایت شغلی را عاملی درونی می دانند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند؛ یعنی اگر شغل مورد نظر، لذت مطلوب را برای فرد تامین کند، او از شغلش راضی است. در مقابل، چنانچه شغل موردنظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد، دراین حالت، او از کار خود مذمت می نماید و درصدد تغییر آن بر می آید. با توجه به مطالب مزبور، می توان گفت: «رضایت شغلی» یعنی احساس خرسندی و خشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که از آن می برد و در پی آن، به شغل خود دل گرمی و وابستگی پیدامی کند. «رضایت شغلی» حالتی مطبوع، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل یا تجارب شغلی است؛ مفهومی دارای ابعاد، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آن ها را در نظر گرفت. از جمله این عوامل، می توان به صفات کارگر و کارمند، نوع کار، محیط کار و روابط انسانی کار اشاره نمود.
از تعاریف ارائه شده درباره «رضایت شغلی»، چنین برمی آید که این مفهوم بیانگر احساسات و نگرش های مثبتی است که شخص نسبت به شغلش دارد. وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است; یعنی به طور کلی، شغلش را دوست می دارد، برای آن ارزش زیادی قائل است و به گونه ای مثبت به آن می نگرد و در یک کلام، از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار است.
1-6-2- تعریف عملیاتی متغیرها
رضایت شغلی عبارت است از نگرش مثبت افراد به شغل خویش به نحوی که با علاقه و حداکثر توان به شغل خویش بپردازد(آیرملو،1379).
در رضایت شغلی از پرسش نامه jdi( اسمیت و همکاران ،1969) که دارای مولفه های زیر می باشد استفاده شده است:
رضایت از ماهیت کار: کار به خودی خود نقش مهمی در تعیین سطح رضایت شغلی دارد که دارای دوجنبه محدوده شغلی و تنوع کاری می باشد(مقیمی،1385).
رضایت از مافوق: شیوه ایی است که مدیران به وسیله ی آن به هدایت کارکنان می پردازند. هر جا که سرپرستان و کارکنان رفتاری حمایتی و دوستانه داشته باشند رضایت شغلی نیز بالا بوده است(مقیمی)
رضایت از همکاران: چگونگی رابطه کارکنان با یکدیگر (مقیمی،1385).
رضایت از نحوه ارتقاء : به چگونگی سیستم عادلانه ارتقاء وترفیع کارکنان در سیستم اشاره دارد(سید جوادین،1386).
رضایت از حقوق: بر اساس قانون کار حقوق ودستمزد عبارت است از: وجه نقد یا هرگونه مزایای غیر نقدی که کارکنان در مقابل انجام کار از کارفرما دریافت می کنند (سید جوادین،1386) می باشد . رابینز،(1991).
اعتماد به مدیریت : نمره ای است که فرد از پرسشنامه اعتماد به مدیریت توسط جیک ساینگ بدست می آورد.که مولفه های اعتماد به مدیریت شامل ( اعتماد شناختی، اعتماد عاطفی)میباشد.مورد ارزیابی قرار می گیرد.
فصل دوم:
پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
این فصل شامل سه بخش است بخش اول : ادبیات تحقیق، بخش دوم: یشینه تحقیق بخش سوم: چهارچوب نظری تحقیق می باشد.در قسمت ادبیات تحقیق ، ماهیت رضایت شغلی و مفهوم اعتماد تشریح شده است و بخش دوم این فصل که مربوط به پیشینه تحقیق برخی از سوابق پژوهشی مربوطه قید شده است. و بخش سوم که چهارچوب نظری تحقیق است، نظریه های مرتبط با رضایت شغلی و اعتماد بررسی شده است.
2-2- بخش اول : رضایت شغلی2-2-1- ماهیت رضایت شغلی
رضایت شغلی به طور نوعی به نگرش های کارکنان اشاره دارد. رضایت شغلی ابعاد بسیاری دارد و ممکن است نمایانگر نگرش کلی نسبت به شغل باشد یا فقط به قسمت هایی از شغل بازگردد. رضایت شغلی به عنوان مجموعه ای از احساسات فرد، ماهیتی پویا دارد،. یعنی به همان شدتی که پدید می آید، از میان می رود (شاید با شدت بیشتر). بنابراین برای تداوم آن، توجه مستمر مدیران، ضرورت دارد (دیویس و استورم، 1370) از طرف دیگر، رضایت شغلی بخشی از رضایت از زندگی است، به نحوی که محیط بیرونی، بر احساسات فرد درکارش اثر می گذارد. به همین ترتیب، چون شغل بخش مهمی از زندگی انسان است، رضایت از شغل بر رضایت کلی از زندگی تأثیر دارد.
2-2-2- ابعاد رضایت شغلیبا توجه به نظریه های یادشده، به طور کلی سه بعد مهم در رضایت شغلی تشخیص داده شده است که عبارتند از:
رضایت شغلی، پاسخی عاطفی به شرایط یا وضعیت شغل است؛
رضایت شغلی اغلب در رابطه با حد برآورده شدن نیازها و انتظارات تعیین می شود؛
رضایت شغلی منبعث از چند نگرش به هم وابسته است(کنتز،373 1).
2-2-3- فواید بررسی رضایت شغلی
دیویس و استورم معتقدند بررسی رضایت شغلی فواید زیر را به همراه دارد:
رضایت شغلی کلی: مدیریت از ترازهای کلی رضایت شغلی آگاه میشود. این بررسیها نشان می دهد که کارکنان در کدام قسمت مشکل دارند؛
ارتباط: هنگامی که از یک عضو سازمان خواسته می شود تا آنچه را در ذهن دارد بگوید، نه تنها پاسخ ها مهم اند، بلکه سبب میشوند ارتباط نیرومندی بین کارمند و رده های بالای سازمان برقرار شود؛
بهبود نگرش: برای بسیاری از مردم، این بررسی، یک دریچه اطمینان، راهی برای تخلیه عاطفی و وسیله ای برای آرام ساختن دل است .برای گروه دیگر، این بررسی، نشانه ای آشکار از دلبستگی مدیر به رفاه کارکنان است؛
تعیین نیازهای آموزشی: بررسی های شغلی، روش نافعی برای تعیین پاره ای از نیازهای آموزشی است و به طور معمول به کارکنان این فرصت را می دهد تا احساس خود را درباره شیوه کار سرپرستان خود آشکار سازند (جعفری،1381).
2-2-4- عوامل مؤثر بر رضایت شغلیبا توجه به نظریه های یادشده، به طور کلی سه بعد مهم در رضایت شغلی تشخیص داده شده است که عبارتند از:
رضایت شغلی پاسخی عاطفی به شرایط یا وضعیت شغل است؛
رضایت شغلی اغلب در ارتباط با حد برآورده شدن نیازها و انتظارات تعیین می شود؛
رضایت شغلی منبعث از چند نگرش وابسته به هم است.
اسمیت کندال و هیولین پنج بعد شغلی پیشنهاد کرده اند که عبارتند از: ماهیت شغل، دستمزد، فرصت ارتقا، مدیر و همکاران. این ابعاد از مهم ترین ویژگی های شغل هستند که افراد به آنها پاسخ مثبت نشان می دهند. رضایت شغلی به جهت گیری کلی و عاطفی فرد نسبت به نقش کاری اش اشاره دارد. این مفهوم باید از رضایتی که فرد از جنبه های مختلف و جداگانه شغلش دارد، متمایز شود. در واقع، رضایت شغلی به عنوان نگرش کلی فرد نسبت به شغلش مفهومی کلی است، اگرچه این مفهوم خلاف این واقعیت نیست که این نگرش کلی، چند بعدی نیز است.
فرض این است که اشخاص قادرند جنبه های خاص رضایت از شغلشان را در مقابل جنبه های نارضایتی، تعدیل کنند و به نگرش مرکبی از شغل به صورت یک کل برسند. (اسمیت و همکاران، 1969).
از نظر فلدمن (1995)، مهم ترین منابع ایجادکننده رضایت شغلی عبارتند از:
شرایط کاری و دستمزدها که حاصل مطالعات مهندسی صنعت مدیریت علمی است؛
گروه کاری و سرپرستی که از نهضت روابط انسانی تأثیر پذیرفته است؛
خود شغل و فرصت های شغلی که به ماهیت شغل توجه دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *