پژوهش علمی های ارشد - \"”(سایت دانلود پژوهش علمی )”\"

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

فهرست اشکال
عنوان صفحه
TOC h z t "caption 3" c شکل 1-1 مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc412490081 h 7شکل 2-1 سیستم مدیریت عملکرد PAGEREF _Toc412490082 h 16شکل 2-1 الگوی مفهومی تامین و تخصیص منابع مالی PAGEREF _Toc412490083 h 28
چکیدهچگونگی ارتقاء سطح اثربخشی آموزشی برای تحقق اقتصاد دانایی محور به عنوان یکی از چالش‎های اساسی پیش روی مدیران و برنامه ریزان قرار داشته و در این خصوص سیاست های مختلفی به کار گرفته شده است که تغییر در سازوکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی یکی از مهم ترین آنان به شمار می‌رود. امروزه تأمین مالی آموزشی بر اثر تقاضای فزاینده برای آن، از یک سو و محدودیت عمومی منابع مالی این بخش، از سوی دیگر با مشکل مواجه گشته است. در ایران، پژوهش هاى معدودی برای ارزیابی میزان و نحوه تأثیر عوامل آموزشی انجام شده است، اما تأثیر و اهمیت منابع مالی در عملکرد آموزشی، به ویژه در مناطق آموزش و پرورش استان گیلان مورد بررسى قرار نگرفته است، از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان صورت پذیرفته است و پژوهشی کاربردی از نوع توصیفی می باشد و به لحاظ شیوه جمع آوری داده ها در زمره پژوهش های اسنادی محسوب می گردد. جامعه آماری تحقیق، کلیه مناطق 33 گانه آموزش و پرورش استان گیلان از آغاز سال 1388 تا پایان سال 1392 می باشد. در راستای آزمون فرضیه های تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها از مدل داده‌های تلفیقی و روش های تخمین از جمله مدل اثرات تصادفی، روش حداقل مربعات تعمیم یافته، آزمون چاو، آزمون هاسمن و آزمون دوربین واتسون بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق نشانگر تایید هر شش فرضیه فرعی بوده، ولی در فرضیه سوم وچهارم معناداری بیشتر بوده و در عملکرد اموزشی بیشتر موثر می‎باشند و نتایج تحقیق حاکی از آن است که کمک مردمی در عملکرد آموزشی موثرتر بوده و با آن ارتباط معنا داری دارد.
کلید واژه: عملکرد آموزشی، منابع مالی، آموزش و پرورش
2557948208442924003003607407
فصل اول
کلیات تحقیق
25653701396498
1-1 مقدمهعصر حاضر با بروز و ظهور پدیده جهانی شدن، تغییرات و تحولات اساسی ساختاری بی‌شماری را در ابعاد اقتصادی، تجاری و همچنین منابع انسانی به سازمان‌های در عرصه رقابت تحمیل نموده است. چالش‌های جدید فرا روی سازمان‌ها، اهمیت جایگاه برنامه‌ریزی راهبردی را برای مدیران بیش از پیش روشن ساخته، چرا که امروزه تفکر راهبردی و حرکت بر مبنای راهبردها، سازمان‌ها را برای رویارویی و انطباق‌پذیری موفقیت‌آمیز با محیطی چنین رقابتی و پویا توانمند می‌سازد که در این راستا، ارزیابی عملکرد درونی سازمان و ارزیابی محیط رقابتی که سازمان در آن فعالیت می‌کند به منزله دو ابزار نیرومند در اختیار مدیران به شمار می‌رود که به واسطه ارائه شناخت بهتر و حقیقی تر از وضعیت موجود سازمان، آن را به وضعیت مطلوب و ایده آل خود که در سند چشم‌انداز سازمان ترسیم شده است، رهنمون می‌سازد (صابری، 1392).
آموزش و پرورش همواره ارتباط نزدیکی با پیشرفت جوامع داشته و در اغلب کشورها توجه به اقتصاد مبتنی بر دانش در اولویت خاصی قرار دارد. مدل نظری رشد اقتصادی بر مکانیزم های مختلفی که آموزش و پرورش از طریق آن می تواند رشد اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد، تأکید کرده است(موریل و اسمیت، 2011). چگونگی ارتقا سطح اثربخشی آموزشی برای تحقق اقتصاد دانایی محور به عنوان یکی از چالش های اساسی پیش روی مدیران و برنامه ریزان قرار داشته و در این خصوص سیاست های مختلفی به کار گرفته شده است که تغییر در سازکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی یکی از مهم ترین آنان به شمار می‌رود.
امروزه تأمین مالی آموزشی بر اثر تقاضای فزاینده برای آن، از یک سو و محدودیت عمومی منابع مالی این بخش، از سوی دیگر با مشکل مواجه گشته است. این مشکل در طی دهه 1980 با کاهش سهم هزینه‌های آموزشی در تولید ناخالص ملی آغاز شد که دلیل اصلی آن محدودیت عرضه منابع مالی دولتی بود. این روند در چند سال اخیر در کشورهای در حال توسعه که در اغلب آن ها تأمین مالی آموزشی بر عهده دولت بود، نیز آغاز شده است.
در ایران، پژوهش هاى معدودی برای ارزیابی میزان و نحوه تأثیر عوامل آموزشی انجام شده است، اما تأثیر و اهمیت منابع مالی در عملکرد آموزشی، به ویژه در مناطق آموزش و پرورش استان گیلان مورد بررسى قرار نگرفته است، از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان صورت پذیرفته است.
1-2 بیان مسئلهدر تغییر و تحولات سازمان ها در عصر حاضر، آنچه مدیران این سازمان‌ها را در مواجهه با چالش‌های اقتصادی، فنی و دانشی فرا رو، توانمند می‌سازد، همانا استفاده بهینه از امکانات، منابع و ظرفیت‌های بالقوه موجود در بخش‌های مختلف سازمان است. بدیهی است، دستیابی به این مهم بدون شناخت وافی و کافی مدیران از میزان مطلوبیت و مرغوبیت امکانات، فعالیت‌ها و نتایج عملکردشان در محیط‌های پیچیده و پویای کنونی امکان‌پذیر نمی‌باشد (دویگون و پازیوراس :189:2010). نظام آموزشی فرایند بسیار پیچیده‌ای است که مانند هر سیستمی دارای درونداد، فراگرد و برونداد است. تجزیه و تحلیل نظام آموزشی یا مطالعه و شناخت اجزا یا مؤلفه های تشکیل دهنده آن از طریق معرفی و انتخاب نشانگرهای بخش های مختلف دسترسی به فرصت های آموزشی، فضای آموزشی و تجهیزات، نیروی انسانی، کارایی درونی و بیرونی و در نهایت منابع مالی، نخستین گام در فرایند برنامه‌ریزی و آینده‌نگری این بخش زیربنایی و اقتصاد دانایی محور است. امروزه تأمین منابع مالی آموزش و پرورش در سراسر جهان خصوصاً در کشورهای در حال توسعه با بحران جدی روبرو است زیرا از یک‌سو افزایش تقاضا برای آموزش از طریق رشد سریع جمعیت، گرایش خانواده ها به فراهم کردن تحصیلات برای فرزندان خود، درآمد نسبتاً بیش‌تر باسوادان و افراد با تحصیلات بالا نسبت به سایر افراد جامعه و نیز تأکید بر برخورداری از حقوق اجتماعی از طرف دیگر پدیده جهانی شدن، رشد روزافزون فناوری اطلاعات و کاربرد و استفاده آن در زندگی روزمره و مهم تر از همه این ها محدودیت منابع مالی و کسری ساختاری بودجه در نظام های آموزشی این معضل را حادتر نموده است. با توجه به این مهم و اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش در فرایند رشد و توسعه کشور و کمبود و کسری منابع مالی آموزش و پرورش بررسی تحول نشانگرهای مالی و روند تغییرات منابع مالی اختصاص یافته به آموزش و پرورش براساس نشانگرها یا شاخص‌های مالی کارا و کاربردی مختلف می تواند به عنوان ابزاری در فرایند بودجه ریزی و تخصیص منابع به این بخش زیربنایی اقتصاد دانایی محور مورد استفاده مسئولان و دست اندرکاران، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان و خصوصاً تصمیم‌گیرندگان بخش تأمین، تخصیص و توزیع منابع مالی آموزش و پرورش قرار گیرد (صراف و همکاران، 1385).
بدیهی است که این امر در مدارس که مرکز تولید خلاقیت در جهت تولید، ترویج دانش هستند، از اهمیت خاصی برخوردار است و مدیران مؤسسات آموزشی نیز برای دستیابی به عملکرد مطلوب و بهره برداری از همه منابع و امکانات موجود لازم است ضمن به کارگیری مدیریت صحیح منابع مالی، به ارزیابی عملکرد گروه‌ها و واحدهای آموزشی نیز بپردازند(باب کوک و جولیان، 2009). نکته مهم این است که مدرسه و مناطق آموزش و پرورش به میزان فراوانى، به میزان و نحوه تخصیص منابع مالی وابسته هستند(نادری، 1390). به عبارت دیگر، بدون منابع مالی کافی، واحدهای آموزشی و نیز مناطق آموزش و پرورش، امکان جذب سرمایه انسانی مورد نیاز را ندارند، نمی توانند فضا و تجهیزات آموزشی مناسب را تأمین کنند، تأمین منابع درسی و... برایشان ممکن نیست (دیکن و هاستن، 2010). از این رو، بودجه و منابع مالی یکی از مهمترین عوامل آموزشی محسوب می شود. بنابراین بهترین راه برای شناخت موضوع و ابعاد تأمین منابع مالی آموزش و پرورش این است که آن را به عنوان موضوعی مبتنی برتصمیم‌گیری در نظر گرفت، چرا که تأمین منابع مالی آموزش وپرورش سازوکارهای سیاسی برای تصمیم گیری در هر جامعه را منعکس می‎سازد (لوین، 398:1381). برای ارزیابی علمی این مسائل و مباحث، باید روند تخصیص منابع (سرانه) و نیز رابطه بین منابع مالی و عملکرد آموزشی تحلیل و ارزشیابی شود تا بتوان دریافت که «مسئله اصلی» آموزش و پرورش، میزان منابع است یا «نحوه استفاده از منابع» در این زمینه، باید عملکرد آموزشی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بررسى شود و عوامل مؤثر بر آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت تخصیص منابع مالی بر روند توسعه و پیشرفت دانش در آموزش و پرورش، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان صورت پذیرفته است. آیا منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان تاثیر دارد؟
1-3 اهمیت و ضرورت تحقیقآموزش بدون ارزشیابی و بازخورد امری عقیم و بدون موفقیت است(خادمی و فخرزاده، 24:1392). آموزش و پرورش، بازوی مهم ارائه خدمات دانشی است و بخش عمده منابع علمی کشور را به خود اختصاص می‎دهد. با عنایت به محدودیت منابع ارزشمند آموزش و کشور، تخصیص درست منابع، اعمال مدیریت علمی، برنامه ریزی صحیح و اصولی گامی مهم در دست یابی به اهداف نظام علمی خواهد بود. پژوهش حاضر نشان داده است که برای ارتقای سطح عملکرد آموزشی، به کارگیری نظام منابع مالی از جمله اولویت‎های مهم است که، در کنار برنامه ریزی جامع و نظام کنترل و نظارت مناسب در ساختاری اصولی، می تواند موجبات ارتقای سطح عملکرد را فراهم آورد (صادقی و زارع، 1388). به اعتقاد بسیاری از مسئولان، مهمترین مسئله آموزش و پرورش کشور برای بهبود کیفیت، تأمین نیازهای آموزشی، ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش و... «کمبود منابع مالی» است. به عبارت دیگر، افزایش منابع مالی مهم‌ترین راه حل برای تأمین مطلوب نیازهای آموزشی و بهبود کیفیت تصور می شود. حتی ایجاد هر گونه تحول در نظام آموزش و پرورش، منوط به منابع مالی جدید است (نادری، 1390).
مفهوم کیفیت در آموزش و پرورش مقوله‌ای پیچیده و چند بعدی است و به تغییر یا تغییراتی گفته می‌شود که در رفتارهای دانش آموزان پدید می آید (دوهرتی، 2008).پیشرفت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن سال‌هاست که مورد توجه متخصصان آموزش و پرورش قرار گرفته است. با توجه به آشکار شدن اهمیت پیشرفت تحصیلی در دنیای امروز، شناسایی و بررسی عوامل و متغیر های مؤثر بر آن حائز اهمیت فراوان است. تحقیقات تجربی بر عوامل روان شناختی و محیطی که پیشرفت تحصیلی را پیش بینی می‌کنند تمایز یافته اند (گووی و ولرند، 2009).
در بین عوامل و نهاده های آموزشی، منابع و امکانات (مانند منابع مالی و نیروی انسانی) مورد توجه ویژه بوده است و پژوهشگران به دنبال پاسخ به این پرسش بوده اند که آیا رابطه ای بین منابع و امکانات عملکرد آموزشی وجود دارد؟ اهمیت بررسى موضوع مذکور به این دلیل است که دولت ها منابع مالی فراوان و روزافزونى به آموزش و پرورش اختصاص داده اند، اما نتایج مورد انتظار را (به ویژه به صورت ارتقای کیفیت آموزش) مشاهده نکرده اند. از این رو، پژوهش های متعددی درنهاد های علمی پژوهشی(دانشگاه ها و مؤسسات پژوهشی) و اجرایی سیاست گذاری طراحی و اجرا شده اند و افرادی مانند هنوشک (2003) نتایج آنها را در پژوهش هاى فراتحلیل به میزان بسیارى مورد ارزیابی قرار داده اند. نتیجه و جمع بندی نهایی فراتحلیل های هنوشک نشان مى دهد که منابع اختصاص یافته، رابطه مثبت و معنی داری با عملکرد آموزشی نداشته است. این قبیل یافته ها، موجب بیان پرسش هاى پژوهشی جدید و مهم‌ترى در دو حوزه مرتبط، یعنی روش شناسی ارزیابی عوامل و نهاده های آموزشی و نحوه استفاده از منابع و امکانات شده است. در ایران، پژوهش هاى معدودی برای ارزیابی میزان و نحوه تأثیر عوامل آموزشی انجام شده است، اما تأثیر و اهمیت منابع مالی در عملکرد آموزشی، به ویژه در مناطق آموزش و پرورش استان گیلان مورد بررسى قرار نگرفته است.
1-4 اهداف تحقیق1-4-1 هدف اصلیسنجش میزان تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان.
1-4-2 اهداف فرعی
سنجش تأثیر میزان « سرانه» بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان .
سنجش تأثیر میزان «کمک بخش دولتی» بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان
سنجش تأثیر میزان «کمک مردمی» بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و پرورش استان گیلان .

1-5 فرضیه های تحقیقفرضیه اول :بین منابع مالی سرانه و معدل دانش اموزان رابطه معناداری وجوددارد.
فرضیه دوم :بین منابع مالی سرانه ونسبت دانش اموز به کلاس رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه سوم :بین کمک مردمی و معدل دانش اموزان رابطه معنا‌داری وجوددارد.
فرضیه چهارم :بین کمک مردمی و نسبت دانش اموز به کلاس رابطه معنا‌داری وجود دارد.
فرضیه پنجم:بین کمک بخش دولت و نسبت دانش اموز به کلاس رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه ششم:بین کمک بخش دولت و معدل دانش اموزان رابطه معناداری وجوددارد.
1-6 مدل مفهومی تحقیقمتغیر مستقل پژوهش حاضر منابع مالی می باشد که از طریق بررسی اسناد مالی و همچنین میزان سرانه و کمک بخش دولت و کمک های مردمی مورد اندازه گیری قرار می گیرد.
متغیر وابسته پژوهش حاضر عملکرد آموزشی می باشد که از طریق اندازه گیری معدل و نسبت دانش اموز به کلاس به عنوان کیفیت آموزشی مورد اندازه‌گیری قرار می گیرد، که مدل مفهومی آن (برگرفته از نادری و عزتی، 1388) به شرح زیر می‌باشد.
-409989128795سرانه
کمک بخش دولتی
کمک های مردمی
منابع مالی
عملکرد آموزشی
نسبت دانش اموز به کلاس کلاسکلاس
معدل
سرانه
کمک بخش دولتی
کمک های مردمی
منابع مالی
عملکرد آموزشی
نسبت دانش اموز به کلاس کلاسکلاس
معدل

شکل 1-1 مدل مفهومی تحقیق
1-7 تعریف اصطلاحات و واژه ها1-7-1 تعریف مفهومی1-7-1-1 عملکرد آموزشیبرخی نظیر مورهد و گریفین (2003) عملکرد را نحوه ادای وظایف و مسئولیتهای محول شده می دانند که در برگیرنده فرایند و نتیجه عملکرد مجموعه ای از امور است، که عملکرد رفتارهای مرتبط با شغل می دانند که افراد از خود نشان می دهند؛ عملکرد آموزشی عبارت است از کمیت و کیفیت آموزش‌های ارائه شده توسط فرد یا گروه آموزشی (عزتی، 1391).
1-7-1-2 منابع مالیمنابع مالی یکی از عوامل و نهاده های آموزشی است که که هر دولت به بخش های مختلف از جمله آموزش و پرورش اختصاص می دهد(لاد و هنسن، 1999). و تامین مالی، یعنی مدیریت بر منابع سرمایه‌ای و کسب منابع مالی لازم برای شرکت یا مؤسسه جهت دستیابی به اهداف (امین، 1392). در واقع «تامین مالی» به آن بخش از دانش مالی اطلاق می‌شود که روش‌های مختلف را جهت جذب نقدینگی با بهترین ساختار و کمترین هزینه سرمایه، ابداع یا مورد بررسی قرار می‌دهد(لارنس، 2009).
1-7-2 تعریف عملیاتی1-7-2-1 عملکرد آموزشیدر این پژوهش عملکرد آموزشی از طریق اندازه گیری معدل و نسبت دانش آموز به کلاس به عنوان کیفیت آموزشی مورد اندازه گیری قرار می گیرد.
معدل: میانگین نمرات اکتسابی دانش آموزان در سال تحصیلی
نسبت دانش آموز به کلاس : این شاخص تعداد دانش آموزان به کلاس های موجود در مدارس را مورد مطالعه قرار می دهد.
1-7-2-2 منابع مالیبهترین راه برای فهم و شناخت زمینه تأمین منابع مالی آموزش و پرورش این است که آن را به عنوان یک پدیده مبتنی بر تصمیم گیری در نظر گرفت که در آن تصمیم های آموزشی باید به شیوه های تأمین منابع مالی برای آموزش و پرورش ترجمه شوند. نظام تأمین منابع مالی برای دولت، ساز و کارهای سیاسی برای تصمیم گیری، ساختار و تشکیلات اداری به کارگیری تصمیم ها را به شکل خاص خود داراست(مویدی، 1382).
طبق ماده 11 قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استانها و شهرستانها و مناطق کشور منابع مالی مدرسه از سه جنبه اساسی مورد ارزیابی و داوری قرار می گیرند:
الف) سرانه
اعتبارات دولت که به استناد تبصره های 1 و 2 ماده واحده قانون نحوه هزینه سرانه از محل اعتبارات کل آموزش و پرورش و یا سازمان های وابسته به حساب واحد آموزشی و پرورشی واریز می گردد که این نوع اعتبارات را سرانه می گویند.
ب) کمک های بخش دولتی
وجوهی است که به عناوین مختلف از طریق دستگاهها و سازمانهای دولتی غیر از آموزش و پرورش برابر مقررات برای مصارف خاص در اختیار مدرسه قرار می گیرد (مویدی، 1382)
ج) کمک های مردمی
مشارکت پذیری والدین در مدارس به عنوان نیاز اجتناب ناپذیر عصر ما همه ابعاد انسانی را در سطوح مختلف فکری، عاطفی و رفتاری در مدارس را تحت پوشش قرار می دهند(جیمز، 2010). کمک های مردمی که حسب دستورالعمل و بخشنامه های مربوطه به وسیله اشخاص حقیقی جهت انجام هزینه ها به حساب واحدهای آموزشی واریز می گردد.
1-8 قلمرو تحقیق (زمانی، مکانی، موضوعی)1-8-1 قلمرو زمانیقلمرو زمانی این تحقیق مربوط به سال 88الی92 می‌باشد.
1-8-2 قلمرو مکانیقلمرو مکانی پژوهش حاضر مقطع متوسطه 33 منطقه آموزش و پرورش استان گیلان می باشد.
1-8-3 قلمرو موضوعیاین تحقیق از نظر موضوعی در حوزه مدیریت مالی مورد مطالعه قرار گرفته است.
1-9 جمع‌بندی
با توجه به آنچه تا کنون بیان شد، پس از ارائه کلیات تحقیق و اثبات اهمیت و ضرورت مطالعه و تبیین مسئله تحقیق، به منظور پاسخگویی به مسائل اصلی و فرعی پژوهش و همچنین دستیابی به اهداف مدنظر، در فصل آتی، با ارائه مروری بر ادبیات نظری پژوهش، به بررسی تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق اموزش و پرورش استان گیلان پرداخته شده است.

فصل دوم
ادبیات تحقیق
26136602707005
4804410-3727450
بخش اول
عملکرد آموزشی
256657427580092-1 عملکرد آموزشی2-1-1 مقدمه
پرواضح است که شناخت، پایه و اساس هر حرکتی است. بدیهی است که در مدیریت نیز، شناخت مقدمه اصلاح و بهبود است و جزء وظیفه اصلی مدیر ذکر می شود، در این راستا، ارزیابی عملکرد برآوردی انتقادی و کاوش گرانه از فعالیت های مختلف یک سازمان است. هر سازمانی برای به دست‌آوردن نتایج کاری خوب باید ارزیابی دوره ای از عملکرد خود داشته باشد.بررسی عملکرد هم پیش‌گیری کننده و هم تشخیص دهنده است (ایران زاده و همکاران، 55:1390). بقا ودوام سازمان‌ها و همچنین توسعه آن‌ها نیازمند درک به هنگام فرصت‌‌های محیطی وتغییرات در بازار است. سازمان‌هایی که توان درک قواعد بازار را دارند، شانس بیشتری برای بهره مندی از فرصت‌ها می‌یابند. تکنولوژی ‌های جدید نگرش‌های نو و روش‌های نوین همه می‌توانند قواعد موجود را دگرگون سازند و شرایطی کاملاً نوین بیا‌فرینند (عطافر و همکاران، 147:1389) بنابراین، سازمان ها باید وقت، انرژی و منابع انسانی و مالی قابل توجهی را صرف بررسی عملکرد خود در تحقق اهدافشان کنند (کاظمی و همکاران، 1388).
آموزش و پرورش، کلید فتح آینده است و از دیر باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان ها فردا را تربیت کند و نسل امروز را برای زندگی در جامعه ی فردا آماده سازد. بنابراین ضرورت دارد برنامه‌ریزان و سیاستگذاران آموزشی، معلمان و مسئولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضیات زندگی فردا را بشناسند تا بتوانند آمادگی دانش و بینش لازم را در کودکان و جوانان برای فعالیت در جامعه فردا پرورش دهند.از این رو در این قسمت از پژوهش ابتدا به بررسی عملکرد آموزشی و شرح و بسط کامل آن پرداخته شده و سپس مطالعه بر روی اثر منابع مالی بر عملکرد آموزشی صورت پذیرفته است.
2-1-2 مفهوم عملکردعملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج است. رفتارها از فرد اجراکننده ناشی میشوند و عملکرد را از مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل میکنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه به نوبه خود نتیجه به حساب میآیند (محصول تلاش فیزیکی و ذهنی که برای وظایف اعمال شده است) و می‌توان جدای از نتایج در مورد آنها قضاوت کرد.این تعریف از عملکرد، منجر به این نتیجهگیری میشود که هنگام ارزیابی عملکرد گروهها و افراد، هم ورودیها (رفتار) و هم خروجیها (نتایج) باید در نظر گرفته شوند (آرمسترانگ، 13:1385). هولتون و بیتز بیان میکنند که«عملکرد یک ساختار چند بعدی است که ارزیابی آن بسته به انواع عوامل متفاوت است». برنادین و همکارانش نیز معتقدند که «عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود، چون نتایج قویترین رابطه را با اهداف استراتژیک سازمان، رضایت مشتری و نقشهای اقتصادی، دارد» (صالحی‌‌نژاد، 57:1391). بهبود مستمر عملکرد سازمان‌ها، نیروی عظیم هم‌افزایی ایجاد می‎کند که این نیروها می‌تواند پشتیبان برنامه رشد، توسعه و ایجاد فرصت‌های تعالی سازمانی شود. دولت‌ها و سازمان‌ها و مؤسسات همواره در جهت نیل به این هدف می‌کوشند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش‌های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرای سیاستهای تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. دستیابی به این اهداف بدون اندازه‌گیری و ارزیابی امکان‌پذیر نیست. علم مدیریت نیز مبین مطالب مذکور است. هرچه را که نتوانیم اندازه‌گیری کنیم نمی‌توانیم کنترل کنیم و هرچه را که نتوانیم کنترل کنیم مدیریت آن امکان‌پذیر نخواهد بود. موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل‌های سازمانی، عملکرد است و بهبود آن مستلزم اندازه‌گیری است و از این رو سازمانی بدون سیستم ارزیابی عملکرد قابل تصور نمی‌باشد. عملکرد نتایج قابل اندازه گیری، تصمیمات و اقدامات سازمانی است که نشان دهنده میزان موفقیت و دستاوردهای کسب شده است.هزینه های بخش محوری از عملکرد محسوب می شوند، در عین حال عملکرد تقریباً هر هدف رقابتی و تعالی غیر مادی نظیر قابلیت اطمینان، انعطاف پذیری، کیفیت و سرعت را نیز در بر می گیرد (تانگن، 2004).
2-1-3 مدیریت عملکردمدیریت عملکرد، عبارت است از ایجاد نظامی برای به کارگیری اطلاعات مربوط به اندازه گیری عملکرد سازمان، از طریق به کارگیری نتایج بررسی عملکرد در تعین اهداف، تخصیص منابع و آگاهی دادن به مدیران برای حفظ یا تغییر خط مشی فعلی به منظور دستیابی به اهداف (لی، 2001). سیستم مدیریت عملکرد، سیستمی است که طرح ریزی عملکرد و تدوین برنامه ها، اجرای برنامه های تدوین شده، انجام ارزیابی با کمک نظام های ارزیابی و در نهایت بهسازی عملکرد از طریق انجام اقدامات اصلاحی بر اساس بازخوردهای دریافتی در مرحله ارزیابی عملکرد را تبیین می کند (قلایینی و همکاران، 1997). هدف نهایی سیستم مدیریت عملکرد، تحقق عملکرد مورد انتظار از سازمان و بهبود مستمر است (بیاض و همکاران، 1388).
در جهان رقابتی امروز که بهره وری در همه زمینه‌ها افزایش یافته و تنها سازمان‌هایی امکان بقاء دارند که به بهترین وجه ممکن از منابع خود استفاده نموده و بیشترین بهره وری را داشته باشند، مدیریت عملکرد که مایه افزایش بهره وری نیروی انسانی می‌باشد، از اهمیت بسیاری برخوردار است... برای نیل به مدیریت عملکرد مؤثر، سازمانها می‌بایست:
عوامل مهم موفقیت و معیارهای عملکرد مطلوب را تعیین نمایند.
فرهنگ سازمانی راارتقاء بخشیده یا فرهنگ سازمانی مطلوب و متناسب با اهداف مدیریت عملکرد ایجاد نمایند.
فرایندهای سازمانی و عملکرد کارکنان را دائماً مورد بررسی قرار داده و در جهت بهبود آنها بکوشند.
یک بانک اطلاعاتی جهت جمع آوری و اعمال نتایج بدست آمده در سیستمهای منابع انسانی و تصمیم‌گیریهای آتی سازمان تشکیل دهند (سهرابی و خان محمدی، 1386).
با اعمال مدیریت عملکرد درسازمانها و بهره گیری از نتایج بدست آمده، سازمان‌ها می توانند فعالیت‌های آینده خود را به شکلی نظام مند به شرح زیر سازماندهی نمایند:
رفتارها و مسئولیتهای شغلی کارکنان را مستند سازی نمایند.
تعیین و تعریف انتظارات عملکردی مورد نظر سازمان‌ها و تفهیم آنها به کارکنان و
ایچاد چار چوب مناسب برای برقراری ارتباطات بین سرپرستان و کارکنانو
هم جهت کردن اهداف و انتظارات سازمان با اهداف و خواسته‌های کارکنان.

متن کامل در سایت امید فایل 

پدید آوردن فرصت مناسب برای ارزیابی مداوم کارکنان و هدایت و تشویق آنها در جهت نیل به اهداف سازمان توسط سرپرستان .
برقراری نظامی مشارکتی در تمام سطوح سازمانی به طوری که اهداف و خواسته‌های سازمان به آسانی به کارکنان منتقل شده و از سوی دیگر انتظارات کارکنان نیز به سهولت به اطاع سرپرستان و مدیریت سازمان برسد .
برقراری نظام پاداش و جبران مطلوب و متناسب با عملکرد کارکنان .
ارتقاء سطح رضایت مندی کارکنان (بیاض و همکاران، 1388).

575310127000
شکل 2-1 سیستم مدیریت عملکرد (بیاض و همکاران، 1388)2-1-4 ارزیابی عملکردارزیابی عملکرد به فرایند سنجش جامع عملکرد و در قالب عباراتی نظیر: کارایی، اثربخشی، توانمندسازی، قابلیت پاسخگویی در چارچوب اصول و مفاهیم برای تحقق اهداف و وظایف سازمانی، ساختاری، برنامه‎ای و توسعه بلندمدت سازمان ارزیابی عملکرد سازمان اطلاق می شود و یا به عبارت دیگر منظور ارزیابی عملکرد این است که مدیر کلیه امکانات مصرف شده اعم ازمادی و معنوی را با بازدهی کار بر اساس معیارهای مورد قبول مقایسه کند تا روشن شود که به اهداف کمی و کیفی مورد انتظار نائل آمده است یاخیر (سهرابی و خان محمدی، 6:1386). بدین ترتیب ارزیابی عملکرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتی اطلاق می‎گردد که به منظور افزایش سطح بهینه از امکانات و منابع در جهت دستیابی به اهداف به شیوه‌ای اقتصادی توأم با کارایی و اثربخشی صورت می‌گیرد، به طوری که ارزیابی عملکرد در بعد «نحوه استفاده از منابع» اساساً در قالب شاخص‌های کارایی بیان می شود.اگر در ساده‌ترین تعریف، نسبت داده به ستاده را کارایی بدانیم، نظام ارزیابی در واقع میزان کارایی تصمیمات مدیریت در خصوص استفاده از منابع و امکانات را مورد سنجش قرار می‌دهد، که عمده‌ترین شاخص آن صرفه ‌اقتصادی یا بهینه بودن فعالیت‌هاست.از سوی دیگر ارزیابی عملکرد در بعد «سازمانی» معمولاً معرف اثر بخشی فعالیت‌هاست، منظور از اثربخشی، میزان دستیابی به اهداف و برنامه‌ها با ویژگی کارا بودن فعالیت‌ها و عملیات می باشد. (خدائی، 28:1387). به طور کلی نظام ارزیابی عملکرد را می توان فرآیند سنجش و اندازه گیری، مقایسه میزان و نحوه دستیابی به وضعیت مطلوب با معیارها و نگرش معین در دامنه و حوزه تحت پوشش معین با شاخص‌های معین دردوره زمانی معین با هدف بازنگری، اصلاح و بهبود مستمر آن دانست (رحیمی، 1385).
2-1-5 اهمیت و ضرورت بررسی عملکرددر عصر پیشرفت های مداوم، دوران ارزش افزوده، عصر انجام فعالیت های زیاد با امکانات محدود و بالاخره دوران ارتقا بهره وری، وجود یک نظام ارزیابی عملکرد نامناسب می تواند نارسایی مهمی محسوب شود (ایران زاده و همکاران، 53:1390). هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت می‌گیرد باید دارای چارچوبی باشد و بهبود عملکرد سازمانی باید بر آگهی فرآیندی باشد که «چرخه عملکرد» نامیده می‌شود. هر برنامه بهبود عملکرد سازمانی باید از اندازه‌گیری عملکرد و بعدارزیابی عملکرد شروع نماید (تولایی، 1386). موضوع اصلی در تمام تجزیه و تحلیل های سازمانی، عملکرد است و بهبود آن مستلزم اندازه گیری است و از این رو سازمانی بدون سیستم ارزیابی عملکرد قابل تصور نمی باشد. همچنین صاحبنظران و محققین معتقدند که ارزیابی عملکرد، موضوعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه گیری عملکرد نباشد، مشکل است. ارزیابی و اندازه گیری عملکرد موجب هوشمندی سیستم و برانگیختن افراد در جهت رفتار مطلوب می شود و بخش اصلی تدوین و اجرای سیاست سازمانی است (الهی، 2:1387).
2-1-6 فرآیند مدیریت عملکردفرآیند مدیریت عملکرد یک فرآیند چرخه ای است که با برنامه‌ریزی عملکرد آغاز می‌شود. خود برنامه‌ریزی عملکرد نیز شامل دو بخش می‌باشد که عبارتند از:
الف) تعریف نقش‌ها و مسئولیت‌های کارکنان و معیارها و انتظارات عملکرد که خود می‌تواند کارکنان را از نحوه مشارکت آنها در راهبرد سازمان آگاه نماید. دراین بخش کارکنان با اهداف کلان سازمان و راهبردهای دستیابی به آنها به طور کامل آشنا می‌گردند و از خواستها و انتظارات سازمان آگاهی می‌یابند.
ب) تهیه و تدوین اهداف مشخص برای کارکنان که این کار نیز بر مبنای وظایف، نقش‌ها و مسئولیت‌های خود کارکنان انجام می‌شود.
هر دو بخش فوق الذکر درچهار مرحله برنامه ریزی و اجرا می شوند:
تعریف نقش‌ها، مسئولیت‌ها و تعیین اهداف از سوی سرپرستان و با استفاده از داده‌های دریافتی از کارکنان به طور مشارکتی انجام می‌شود.
سرپرست به اتفاق کارمند و به طور مشترک نسبت به تدوین راهبردهای لازم برای دستیابی به اهداف تعیین شده اقدام می نمایند.
سرپرست به اتفاق کارمند درمورد روشی که برای ارزیابی عملکرد و پیشرفت کارمند مورد استفاده قرار خواهد گرفت، تصمیم گیری می نمایند.
سرپرست با انجام ارزیابی‌های لازم بر پیشرفت عملکرد کارمند نظارت نموده و بازخورد اصلاحی لازم را به او ارائه می نماید و به هدایت وی می پردازد. گاهی نیز سرپرست در انتظارات خود تجدید نظر نموده و آنها را تعدیل می نماید (نلی، 2000)..
هدایت رکن اساسی مدیریت عملکرد است. در خلال جلسات هدایت، سرپرستان به ارائه راهکارهای لازم و هدایت کارکنان در مسیر توافق شده اقدام می نمایند تا کارکنان به اهداف از پیش تعیین شده دست یابند. فرآیند مذکور باعث می‌شود تا عملکرد مطلوب کارکنان تشویق و در نتیجه تکرا پذیری آن بیشتر گردد و از طرفی عملکرد نامطلوب نیز شناسایی و با ارائه راهکار مناسب توسط سرپرست، کارمندان به اصلاح عملکرد خود اقدام نمایند. همان‌گونه که ملاحظه می شود نتیجه فرآیند فوق بهبودعملکرد کارکنان است که در نهایت باعث افزایش بهره‌وری نیروی انسانی خواهد شد. بهره‌وری نیروی انسانی از دو طریق یکی حذف یا کاهش عملکرد نامطلوب کارکنان و دیگری حفظ یا افزایش عملکرد مطلوب و تشویق در تکرار پذیری آن. در فرآیند ارزیابی عملکرد نکات فراوانی باید در نظر گرفته شود زیرا طراحی دقیق و مناسب یک الگوی ارزیابی عملکرد متناسب با اهداف و ماموریتهای سازمان و با توجه به فرهنگ آن از وظایف اصلی و مهم مدیران سازمانهاست. اما آنچه بیش از هر چیز در طراحی سیستم ارزیابی عملکرد حائز اهمیت است توجه به ماموریت و اهداف سازمان است (نلی، 2000).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *