متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید متن کامل پایان نامه را در سایت منبع 2 fuka.ir می توانید ببینید

*247

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

فهرست مطالب
TOC o “1-6” h z u فصل اول، طرح تحقیق PAGEREF _Toc332053826 h 8مقدمه PAGEREF _Toc332053827 h 91. طرح مساله تحقیق….. PAGEREF _Toc332053828 h 102. ضرورت و اهمیت تحقیق… PAGEREF _Toc332053829 h 113. هدف تحقیق…… PAGEREF _Toc332053830 h 13فصل دوم، بررسی ادبیات و پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc332053831 h 15مقدمه PAGEREF _Toc332053832 h 161. فرهنگ… PAGEREF _Toc332053833 h 161.1. تعریف فرهنگ PAGEREF _Toc332053834 h 161.2. مطالعات فرهنگی در کشورهای در حال توسعه؛ تاریخچه و مباحث مطرح در آن PAGEREF _Toc332053835 h 181.3. رسانه ها و فرهنگ PAGEREF _Toc332053836 h 201.4. ارزش ها و فرهنگ PAGEREF _Toc332053837 h 221.5. انقلاب اسلامی و فرهنگ PAGEREF _Toc332053838 h 232. پیشینه تحقیق…. PAGEREF _Toc332053839 h 253. ارزش های اساسی مصوب ‏شورای عالی انقلاب فرهنگی PAGEREF _Toc332053840 h 303.1. ایثارگری و شهادت طلبی PAGEREF _Toc332053841 h 303.2. استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی PAGEREF _Toc332053842 h 303.3. ساده زیستی و نفی تجمل گرایی PAGEREF _Toc332053843 h 333.4. حفظ کیان خانواده PAGEREF _Toc332053844 h 333.5. خودکفایی علمی و توجه به علم PAGEREF _Toc332053845 h 344. مبانی نظری تحقیق PAGEREF _Toc332053846 h 354.1. نظریه برجسته‌سازی PAGEREF _Toc332053847 h 354.2. نظریه بازنمایی PAGEREF _Toc332053848 h 395. چارچوب نظری تحقیق PAGEREF _Toc332053849 h 436. معرفی روزنامه های مورد بررسی در تحقیق PAGEREF _Toc332053850 h 446.1. روزنامه کیهان PAGEREF _Toc332053851 h 446.2. روزنامه ایران PAGEREF _Toc332053852 h 446.3. روزنامه آفتاب یزد PAGEREF _Toc332053853 h 457 . سوالات و فرضیه های تحقیق………………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053854 h 457.1. سوال اصلی………………………………………………………………………………………………………………………. PAGEREF _Toc332053855 h 457.2. فرضیات… PAGEREF _Toc332053856 h 457.3.سوالات فرعی……. PAGEREF _Toc332053857 h 46فصل سوم، روش تحقیق PAGEREF _Toc332053858 h 47مقدمه PAGEREF _Toc332053859 h 481. روش تحقیق…. PAGEREF _Toc332053860 h 482. جامعه آماری… PAGEREF _Toc332053861 h 483. حجم جامعه آماری… PAGEREF _Toc332053862 h 494. روش نمونه‌گیری… PAGEREF _Toc332053863 h 495. حجم نمونه…… PAGEREF _Toc332053864 h 496. واحد تحلیل….. PAGEREF _Toc332053865 h 507. متغیرها و مقوله‌های تحقیق….. PAGEREF _Toc332053866 h 508.تعاریف عملیاتی…… PAGEREF _Toc332053867 h 528.1.کد بررسی مطلب(ID):.. PAGEREF _Toc332053868 h 528.2. شماره صفحه:….. PAGEREF _Toc332053869 h 528.3. شماره مطلب……………………………………… PAGEREF _Toc332053870 h 528.4. ارزش ایثارگری و شهادت طلبی……… PAGEREF _Toc332053871 h 528.5. ارزش «استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی»…………. PAGEREF _Toc332053872 h 538.6. ارزش «ساده زیستی و نفی تجمل گرایی»……….. PAGEREF _Toc332053873 h 538.7. ارزش «حفظ کیان خانواده»……….. PAGEREF _Toc332053874 h 548.8. ارزش «خودکفایی علمی و نهضت تولید علم»……….. PAGEREF _Toc332053875 h 549. روش جمع‌آوری اطلاعات…. PAGEREF _Toc332053876 h 5510. روایی و پایایی…….. PAGEREF _Toc332053877 h 5511. روش تجزیه و تحلیل……. PAGEREF _Toc332053878 h 56فصل چهارم، یافته های پژوهش PAGEREF _Toc332053879 h 57مقدمه PAGEREF _Toc332053880 h 581. توصیف یافته های تحقیق PAGEREF _Toc332053881 h 581.1. مرور کلی PAGEREF _Toc332053882 h 581.2. ارزش «ایثارگری و شهادت طلبی»………. PAGEREF _Toc332053883 h 611.3. ارزش «استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی»…… PAGEREF _Toc332053884 h 631.4. ارزش «ساده زیستی و نفی تجمل گرایی»….. PAGEREF _Toc332053885 h 651.5. ارزش «حفظ کیان خانواده»…. PAGEREF _Toc332053886 h 671.6. ارزش «خودکفایی علمی و توجه به علم»….. PAGEREF _Toc332053887 h 692. تبیین یافته های تحقیق… PAGEREF _Toc332053888 h 712.1. فرضیه اول: «بین روزنامه های مورد بررسی و میزان پرداختن به پنج ارزش مذکور رابطه معنادار وجود دارد.»……………………………………………………………………………………………………………………………………. PAGEREF _Toc332053889 h 712.2. پاسخ به سوالات مربوط به فرضیه اول………. PAGEREF _Toc332053890 h 732.2.1. روزنامه های کیهان، ایران و آفتاب یزد به چه میزان و چگونه به ارزش «ایثارگری و شهادت طلبی» پرداخته اند……………………………………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053891 h 742.2.2. روزنامه های کیهان، ایران و آفتاب یزد به چه میزان و چگونه به ارزش «استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبار ستیزی» پرداخته اند؟……………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053892 h 752.2.3. روزنامه های کیهان، ایران و آفتاب یزد به چه میزان و چگونه به ارزش «ساده زیستی و نفی تجمل گرایی» پرداخته اند؟………………………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053893 h 772.2.4. روزنامه های کیهان، ایران و آفتاب یزد به چه میزان و چگونه به ارزش «حفظ کیان خانواده» پرداخته اند؟……………………………………………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053894 h 772.2.5. روزنامه های کیهان، ایران و آفتاب یزد به چه میزان و چگونه به ارزش «نهضت علمی و توجه به علم» پرداخته اند؟…………………………………………………………………………………………………………………………… PAGEREF _Toc332053895 h 782.3. فرضیه دوم: «بین میزان پرداختن به ارزشهای مورد بررسی در تحقیق و سال انتشار روزنامه؛ ارتباط معنادار وجود دارد»…………………………………………………………………………………………………………………………….. PAGEREF _Toc332053896 h 782.3.1. آیا گذشت زمان تاثیر معناداری بر میزان پرداختن روزنامه ها به ارزشهای مورد نظر گذاشته است؟….. PAGEREF _Toc332053897 h 80فصل پنجم، جمع بندی و نتیجه گیری PAGEREF _Toc332053898 h 83مقدمه PAGEREF _Toc332053899 h 841. پاسخ به پرسش ها و بررسی فرضیه های مطرح شده….. PAGEREF _Toc332053900 h 842. نتیجه گیری….. PAGEREF _Toc332053901 h 883. محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc332053902 h 894. پیشنهادهای پژوهش…. PAGEREF _Toc332053903 h 89منابع و مآخذ PAGEREF _Toc332053904 h 911. منابع فارسی. PAGEREF _Toc332053905 h 922. منابع غیرفارسی PAGEREF _Toc332053906 h 97پیوست ها PAGEREF _Toc332053907 h 981. معرفی شورای عالی انقلاب فرهنگی PAGEREF _Toc332053908 h 992. مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ارزش های اساسی نظام PAGEREF _Toc332053909 h 1043. دستورالعمل کدگذاری PAGEREF _Toc332053910 h 1064. جداول توافقی…… PAGEREF _Toc332053911 h 107
فهرست جداول
جدول 1- تعداد روزهای انتشار روزنامه ها 49جدول 2- نمونه آماری 49جدول 3- برگه کدگذاری 51جدول 4- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به حداقل یکی از ارزش های پنج گانه58
جدول 5- فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به ارزش های پنج گانه و درصد آنها نسبت به کل مطالب60
جدول 6- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به «ایثارگری و شهادت طلبی»61جدول7- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به «استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی»63جدول8- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به «ساده زیستی و نفی تجمل گرایی »65جدول 9- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به «حفظ کیان خانواده»67جدول 10- توزیع فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به « خودکفایی علمی و توجه به علم»69جدول 11- جدول توافقی روزنامه ـ ارزش 71جدول 12- توزیع فراوانی مطالب مرتبط با ارزش‌ها به تفکیک روزنامه73جدول 13- جدول توافقی سال انتشار ـ ارزش………………………………………………………………………………………………………79
فهرست نمودارها
نمودار 1- درصد فراوانی کل مطالب بررسی شده و مطالب مرتبط59
نمودار 2- درصد فراوانی مطالب دارای موضع مثبت نسبت به ارزش های پنجگانه تحقیق61
نمودار 3- درصد فراوانی مطالب مرتبط با ارزش «ایثارگری و شهادت طلبی»62نمودار 4- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش « ایثارگری و شهادت طلبی »63نمودار 5- درصد فراوانی مطالب مرتبط با ارزش «ساده زیستی و نفی تجمل گرایی »64نمودار 6- درصد فراوانی مطالب مرتبط با ارزش «حفظ کیان خانواده»65نمودار 7- درصد فراوانی مطالب مرتبط با ارزش « خودکفایی علمی و توجه به علم»66نمودار 8- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش «ایثارگری و شهادت طلبی»67نمودار 9- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش « استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی »68نمودار 10- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش « ساده زیستی و نفی تجمل گرایی »68نمودار 11- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش «حفظ کیان خانواده»70نمودار 12- درصد فراوانی زیرمقوله های ارزش « خودکفایی علمی و توجه به علم»70
فصل اول؛ طرح تحقیق
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمهدر جهان امروز، وسایل ارتباط جمعی نظیر اینترنت، ماهواره، روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار و عقاید عمومی، در راه پیشرفت یا زوال فرهنگ و تمدن بشر، نقش بزرگی به عهده گرفته اند؛ به طوری که بسیاری از دانشمندان، عصر کنونی را «عصر ارتباطات» نام گذاشته اند.
روزنامهها در مقایسه با سایر رسانههای ارتباطی، عمر بیشتری دارند و با اینکه در نیم قرن گذشته انحصار خود را به عنوان تنها وسیله خبررسانی از دست دادهاند و با رقیبان قدرتمندی مواجه هستند ولی برخی ویژگی های مهم آن ها نظیر وسعت، دوام، و تنوع اخبار و دارا بودن قابلیت های ویژه برای تشریح و تفسیر داده ها باعث شده است که با وجود ظهور و فراگیر شدن رسانه های ارتباطی چون رادیو، تلویزیون و شبکه های اطلاع رسانی، در توسعه روزنامهها خللی ایجاد نشود و آنها همچنان تاثیر زیادی در دادن آگاهی به مردم و شکلگیری واقعیتهای اجتماعی، برجستهسازی پیامهای خبری و تقویت یا تضعیف ارزشهای جامعه دارند. با توجه به توانایی رسانه ها در شکل گیری یا تقویت و تضعیف ارزش های اجتماعی، به نظر میرسد که میتوان با بررسی علمی محتوای انتشار یافته در رسانه ها، تا حدود زیادی پی به ارزش هایی برد که توسط رسانه در جامعه گسترش پیدا می کنند.
انقلاب اسلامی و به تبع آن نظام جمهوری اسلامی ایران، غایت نهایی خود را نه در حوزه اقتصاد یا سیاست بلکه در حوزه فرهنگ دانسته و گسترش و استقرار فرهنگ اسلامی و ارزش های متعالی انسانی را هدف نهایی خودش میداند. یکی از رسالت های مهم نظام جمهوری اسلام ایران، رسالت فرهنگی است که مقام معظم رهبری نیز در دیداری که با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ که از این پس به اختصار “شورا” نامیده میشود ـ در 23 خرداد 1390 داشتند؛ بر آن تاکید نموده و فرمودند: «روشنفکران جامعه، نخبگان جامعه، علماى دینى، فعالان سیاسى، و در رأس همه، حکومت و دولت – دولت به معناى عام، به معناى حکومت – اینها آن اقطاب تأثیرگذار هستند؛ اینها میتوانند فرهنگ را منحط کنند، یا تضعیف کنند، یا تقویت کنند، یا ترمیم کنند، یا بعکس مجروح کنند و در آن خلل وارد کنند» (خامنه ای: 1390). در این راستا، شورا به عنوان مغز متفکر و نهاد بالادستی مدیریت فرهنگی کشور؛ در یکی از مصوبات خود، ارزش های اساسی نظام جمهوری اسلامی را در 21 سرفصل مشخص نموده است که از میان آنها میتوان به ارزش های «استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی»، «ایثارگری و شهادت طلبی»،«ساده زیستی و نفی تجمل گرایی»، «حفظ کیان خانواده» و « خودکفایی علمی و توجه به علم» اشاره نمود.
طرح مساله تحقیقاهمیت رسانه ها در دنیای امروز، عمدتا از آنجا ناشی میشود که رسانه ها ضمن آنکه میتوانند تعیین کنند چه موضوعاتی برجسته شده و مورد توجه قرار بگیرند؛ در مرتبه ای بالاتر می‌توانند با برجسته سازی و تکرار رویدادهای خاص از نگاه خودشان، ارزش های مورد نظرشان را تقویت یا تضعیف کنند. این فرآیند تقویت یا تضعیف ارزش ها، یکی از محلهای ورود رسانه به حوزه فرهنگ می باشد. به عبارت دیگر، از آنجایی که ارزشهای هر جامعه بخشی از فرهنگ آن جامعه هستند؛ رسانهها میتوانند از طریق تاثیرگذاری بر ارزش ها، فرهنگ جامعه را تحت تاثیر قرار دهند.
در کتاب «روزنامهنگاری نوین» نوشته نعیم بدیعی و حسین قندی، اساتید ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران، درباره وظایف و عملکرد رسانههای خبری آمده است: «در سالهای اخیر، تاکید تازهای بر مفهوم شکلگیری واقعیتهای اجتماعی به عنوان یکی از مهمترین آثار اجتماعی پیامهای ارتباطی مورد بررسی پژوهشگران قرار گرفته است. امروزه سوال این نیست که وسایل ارتباط جمعی چگونه بر نگرشها، اعتقادات، باورها و رفتارهای مخاطبان تاثیر میگذارند، بلکه سوال اینست که رسانه ها چه کمکی به تبیین مخاطبان از محیط اطراف خود میکنند و چگونه میتوانند مشارکت آنان را در برنامههای توسعه جلب کنند. چگونه میتوانند با تاکید و برجسته کردن ارزشها، هنجارها و رویدادهای گوناگون، به شکلگیری ادراکات و ایجاد انگیزه برای مشارکت همگانی کمک کنند»(بدیعی و قندی، 1385: 418).
آنها سپس ضمن مقایسهای که بین سه رسانه تلویزیون، رادیو و روزنامه میکنند؛ درباره روزنامه و کارکردهای آن مینویسند: «مقایسه سه رسانه ـ روزنامه، رادیو و تلویزیون ـ و اهداف پیام دهندگان و پیامگیران نشان میدهد که وظائف رسانهها در تامین نیازهای مخاطبان یکسان نیست. روزنامه با ارائه اطلاعات درست میتواند آگاهی های لازم را برای شناخت مخاطبان از محیط اطراف خود فراهم کند تا آنان بتوانند تصمیمهای درستی در موارد مختلفی که به زندگیشان مرتبط است؛ اتخاذ کنند. روزنامه میتواند با مطرح کردن دیدگاهها، نگرشها و دانشهای گوناگون که دایم در حال تغییر هستند؛ وسیله انتطباق مخاطبان را با ارزشها و نگرشهای نو فراهم سازد و ضمن پیوند دادن آنان با یکدیگر، علاقه و مشارکت آنها را در پیشبرد اهداف ملی برانگیزد»(همان: 419)
ضرورت و اهمیت تحقیقمطالعه در مورد تغییرات و تحولات فرهنگی، یکی از مهمترین اولویتها در پژوهش و برنامهریزی کشورهاست که به توسعه، تعمیق و هدفمند ساختن نظامهای برنامهریزی فرهنگی و شناخت اولویتهای کاری آنها و سرانجام ارتقاء کارآیی و اثربخشی نظام، نهادها و برنامههای فرهنگی کشور کمک میکند.
در این بین، مطالعه وضعیت و نقش رسانهها در تصویرسازی و بازنمایی فرهنگی جامعه از اهمیت و اولویت ویژهای برخوردار است. رسانهها و وسایل ارتباطجمعی، بخشی از زندگی ما شدهاند. آنها به ما میگویند که در مورد چه چیزهایی فکر کنیم. اخبار را به ما منتقل میکنند؛ ما را سرگرم میکنند؛ و تصویر و تفسیر ما را از زندگی، جهان و محیط پیرامون، شکل میدهند. کتابها، مجلات، روزنامهها، رادیو، تلویزیون و سینما و دیگر اشکال وسایل ارتباطجمعی، نقش مهمی را در زندگی ما ایفا میکنند و به طور خلاصه، جریان مستمری از اطلاعات و سرگرمی را به ما ارایه میکنند. به طور کلی، آنها این توانایی را دارند که بگویند تصویر چه کسی باید نشان داده شود و تصویر چه کسی نشان داده نشود. چه سخنی منعکس شود و چه سخنی مسکوت بماند. چه رویدادی اطلاعرسانی شود و چه رویدادی پنهان بماند. چه کسانی برای مردم چهره شوند و چه کسانی نباید برای مردم الگو شوند. چه چیزهایی را مردم باید خوب بدانند و چیزهایی را بد و ناپسند بدانند. چه ارزش هایی بازنمود شوند و چه ارزشهایی پنهان بمانند.
این توانایی رسانهها، که در دهههای اخیر و از جمله در کشور ما، در طی سالهای اخیر از سرعت، پیچیدگی و عمق بیشتری نیز برخوردار شدهاند؛ نشان میدهد که مطالعه در مورد وضعیت تغییرات فرهنگی جامعه و آیندهنگری تحولات آن، علاوه بر مطالعات پیمایشی که یکی از گرایشهای مورد علاقه در طرحهای ملی کشورمان در زمینه سنجش تغییرات فرهنگی جامعه است؛ به مطالعات رسانهای و مردمشناختی نیازمند است و لازم است این موضوع در دستور کار نهادهای کلان پژوهشی و سیاستگذاری کشورمان قرار گیرد. هر چند در این زمینه، به جز پژوهشهایی که با روشهای پیمایشی صورت گرفته است؛ تاکنون پژوهش درخور توجهی برای مطالعه در مورد سیر گرایش حاکم بر تحولات و بازنماییهای فرهنگی رسانهای که از زمینههای مهم برای مطالعه فرهنگ عمومی جامعه است؛ صورت نگرفته است؛ اما به هر حال امید این وجود دارد که در آینده به تدریج این موضوع هم به دستور کار رصد فرهنگی نهادهایی چون شورای فرهنگ عمومی اضافه شود.
در مجموع باید گفت که متون رسانهای در کشور ما به تازگی به عنوان زمینهای مطالعاتی برای بازشناسی دلالتها و کارکردهای فرهنگی، مورد اقبال بیشتری قرار گرفتهاند و پیش از آن، اغلب زمینهای برای مطالعات سیاسی بودهاند. با وجود این، باید این نکته را در نظر داشت که در مقایسه با ظرفیت قابل ملاحظه رسانه ها برای دلالت فرهنگی، پژوهشهای موجود چندان رضایت بخش نیستند و لازم است در این زمینه کوششهای بیشتری صورت گیرد.
فرهنگ، به عنوان یکی از عوامل و بازیگران کلیدی پدیدههای اجتماعی و شاید مهمترین بازیگر این عرصه، نقش کاملا تاثیرگذار در تحولات اجتماعی، پیشرفتها و احیانا شکستها و عقبماندگیهای یک جامعه دارد. این عامل اساسی، دارای زیرمجموعههایی متنوع، متعدد و در هم تنیدهای است که باعث میشود ارزیابی آن کاری بس مشکل باشد. چرا که از افکار و عقاید و ارزشها گرفته تا هنرهای مختلف و آداب و رسوم و … همه را میتوان موضوعاتی فرهنگی دانست. برای بررسی تاثیرات فرهنگی مطبوعات، نباید فقط به بررسی صفحات فرهنگی آنها پرداخت چرا که تک تک مطالب یک روزنامه می تواند بار ارزشی داشته باشد و از آنجایی که ارزش های یک جامعه، بخش مهمی از فرهنگ آن جامعه هستند؛ همه مطالب روزنامه میتوانند تاثیر فرهنگی داشته باشند. بنابراین برای آنکه متوجه شویم رسانه ها و از آن جمله، مطبوعات، در حال تقویت یا تضعیف چه ارزشهایی هستند و در نتیجه چه تاثیری بر فرهنگ جامعه دارند؛ لازم است که محتوای منتشر شده در این رسانه ها را به روشی علمی مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهیم.
با مروری بر پیشینه تحقیق متوجه می شویم در بیشتر تحقیقات انجام شده با موضوع فرهنگ در مطبوعات، مطالب فرهنگی، به مطالبی که در صفحات فرهنگی چاپ شده اند، محدود بوده در حالی که اگر تعریف و نگاه جامعی به مقوله فرهنگ داشته باشیم؛ هر محتوایی می تواند کارکرد و پیام فرهنگی داشته باشد. اساسا به نظر میرسد یکی از مشکلات مهم و بسیار تاثیرگذار در برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی کشور، همین مساله، یعنی نداشتن نگاه جامع و فرابخشی به فرهنگ است که باعث شده است فرهنگ را صرفا در ابزارهای فرهنگی مانند فیلم، کتاب، آثار هنری، همایش ها و برنامه های مرتبط با این مقولات و مواردی از این دست ببینیم در حالی که فرهنگ و دایره وجود و تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آن بسیار فراتر از این موارد است. فرهنگ اعم از سیاست، اقتصاد، علم و سایر مقولات اینچنینی است. فرهنگ در عرض سیاست و اقتصاد نیست بلکه سیاست و اقتصاد زیرمجموعه فرهنگ بوده و رنگ و بوی آن را داشته و در ذات خود با آن قرابت و اشتراک ماهیتی دارند. هر امر سیاسی یا اقتصادی یا ورزشی یا … دارای بار و کارکرد فرهنگی است؛ بنابراین برای تحلیل صحیح و جامع فرهنگ نباید توجه خود را صرفا به آداب و رسوم و هنرها یا گزارههای دینی و مذهبی محدود کنیم بلکه باید همه متن ها را دارای بار و کارکرد فرهنگی دانسته تا بتوانیم از خلال تحلیل آنها، به شناختی صحیح و جامع از وضعیت موجود یا تغیرات فرهنگ دست پیدا کنیم.
به لحاظ عملی و کاربردی نیز این تحقیق و تحقیقاتی از این دست می‌توانند دیدگاه های مسئولین رسانه ای کشور و نیز مدیران نشریات و رسانه های کشور را درباره میزان و چگونگی پرداختن نشریه یا روزنامه تحت امرشان به ارزش های نظام جمهوری اسلامی بوده اصلاح یا تکمیل نموده و موجبات اصلاح رویه ها یا سیاست ها را فراهم نماید.
هدف تحقیقاین تحقیق به دنبال بررسی میزان و چگونگی پرداختن مطبوعات کشور به ارزش های اساسی نظام جمهوری اسلامی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در نیمه اول سال های 1387 و 1389 و همچنین بررسی میزان تغییر توجه مطبوعات به این ارزش ها در فاصله این دو سال میباشد. علت اصلی انتخاب دو سال 1387 و 1389 به عنوان سالهای مورد بررسی، اتفاقات رخ داده پیرامون انتخابات سال 1388 است. هدف این است که ببینیم اولا هر کدام از این سه روزنامه، به چه میزان به ارزشهای اساسی مورد نظر تحقیق پرداخته اند و ثانیا گذشت زمان و به ویژه، اتفاقات پیرامون انتخابات سال 1388، چه تاثیر معناداری بر میزان پرداختن روزنامهها به این ارزشها داشته است.
از میان ارزشهای مصوب شورا، پنج ارزش «ایثارگری و شهادت‌طلبی»، «استقلال‌طلبی، ظلم‌ستیزی و استکبار ستیزی»، «نفی تجمل‌گرایی»، «حفظ کیان خانواده» و «خودکفایی علمی و توجه به علم» را مورد بررسی قرار خواهیم داد. لازم به ذکر است که در پژوهشی که در سال 1390 انجام شده است؛ خانم ملک زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه سوره به بررسی بازنمایی این پنج ارزش در فیلمهای برگزیده جشنواره فیلم فجر پرداخته اند و ما هم در این تحقیق، به بررسی همان پنج ارزش مورد بررسی در پژوهش خانم ملک زاده پرداختهایم. ضمنا از میان روزنامه های کشور و با توجه به محدودیت های تحقیق، سه روزنامه کیهان، ایران و آفتاب یزد را که تقریبا نماینده جریانات مختلف سیاسی کشور هستند؛ انتخاب کرده و قصد داریم با استفاده از روش تحلیل محتوا، به بررسی میزان و چگونگی توجه این سه روزنامه به ارزش های مذکور در سال های 1387 و 1389 پرداخته و تفاوت های احتمالی در توجه به این ارزشها را بین سال های 1387 و 1389 بررسی کنیم.

فصل دوم؛ بررسی ادبیات و پیشینه تحقیقمقدمهدر این فصل، ابتدا نگاهی به ادبیات تحقیق خواهیم انداخت و مقولاتی همچون چیستی فرهنگ و جایگاه آن، نسبت رسانهها و فرهنگ، نسبت ارزشها و فرهنگ، جایگاه فرهنگ در انقلاب اسلامی و ارزشهای اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران را به صورت اجمالی مورد بررسی قرار خواهیم داد. پس از آن، به مرور پیشینه تحقیق پرداخته، سپس چارچوب نظری تحقیق را که مشتمل بر دو نظریه «برجستهسازی» و «بازنمایی» است، بررسی کرده و در انتها پرسشها و فرضیههای این پژوهش را مطرح میکنیم.
فرهنگدر این بخش، پس از اشاره به برخی تعاریف فرهنگ، به تاریخچه مطالعات فرهنگی و مباحث مطرح در این حوزه پرداخته و سپس به بررسی نسبت ارزش ها و فرهنگ، جایگاه فرهنگ در انقلاب اسلامی و نگاه رهبران آن و کارکردها و تاثیرات رسانه ها بر فرهنگ خواهیم پرداخت. همچنین در انتهای این مبحث، توضیحاتی درباره پنج ارزش اساسی که موضوع این پژوهش هستند؛ ارائه شده است.
تعریف فرهنگفرهنگ را میتوان رفتار ویژه نوع بشر نامید که با ابزار مادی جزء لاینفک رفتار شناخته میشود. فرهنگ به طور مشخص از زبان، افکار، اعتقادات، سنن، قراردادها، سازمانها، ابزارها، روشهای کاری، آثار هنری، مذهبی، مراسم اجتماعی و غیره تشکیل میشود و بقا و کارکرد آن بستگی به قابلیتی دارد که انحصارا در اختیار انسان است. این قابلیت با تعابیری مانند استعداد و تفکر منطقی یا ذهنی شناخته میشود.
«ریموند ویلیامز» ، نظریه پرداز فرهنگی اهل ولز، تعاریف فرهنگ را به سه دسته تقسیمبندی کرده است:
دسته اول تعاریف ایدهآل و مطلوب از فرهنگ است که در آنها فرهنگ به معنای حالت یا فرآیند کمال انسانی با هدف محقق ساختن ارزشهای مطلق و جهانشمول میباشد. دسته دوم تعاریف اسنادی از فرهنگ است که در آن فرهنگ به عنوان مجموعه آثار فکری و خلاقانه در نظر گرفته میشود و دسته سوم تعاریف اجتماعی از فرهنگ (یا همان تعاریف مردمشناختی فرهنگ) است که در آن فرهنگ به عنوان توصیف شیوه خاصی از زندگی در نظر گرفته میشود که نه تنها بیانکنندهی ارزشها و معانی معینی در هنر و علوم انسانی است؛ بلکه نهادهای اجتماعی و رفتارهای متعارف را نیز در بر میگیرد. (صالحی، 1386: 16)
در خصوص معنی لغوی فرهنگ که در زبان انگلیسی «کولتور» و در عربی«الثقافه» نامیده شده است؛ در کتاب معتبر«فرهنگ حمید» چنین آمده است: «فرهنگ، فرهنج، علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم و تربیت، آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.»(حمید، 1363: 910). شمس الدین فرهیخته نویسنده کتاب «فرهنگ فرهیخته»، فرهنگ را مجموعه داده ها و رفتار عمومی یک جامعه می داند و می نویسد: « فرهنگ به زبان ساده مجموعه داده ها و رفتار عمومی یک جامعه است که وقتی تقسیم شود یا جزء جزء مورد بررسی قرار گیرد گویای منش خاصی برای گروه بخصوص است که در این حالت گفته می شود مثلاًً فرهنگ اقتصادی یا فرهنگ ادبی و یا فرهنگ سیاسی این جامعه در مقام مقایسه با جامعه دیگر برتر است یا پست تر و غیره »(فرهیخته، 1377: 575). داریوش آشوری فرهنگ نویس ایرانی نیز از فرهنگ و مفهوم آن در ادبیات غنی فارسی چنین تعبیر میکند: « فرهنگ مرکب از پیشوند «فر» به معنی پیش و ریشه باستانی تنگ به معنی کشیدن است. کلمات فرهیختن و فریختن در ادبیات فارسی از همین ریشه است که به معنی تربیت کردن، ادب آموختن و تأدیب کردن است. اصطلاح فرهنگ در فرهنگ نامه های مختلف به معنی ادب، عقل، دانش، بزرگی، حکمت، هنر و معرفت آمده است.»(آشوری، 1374: 16). فرهنگ سیاسی «آرش»، فرهنگ را با میراث فرهنگی یا میراث اجتماعی معادل دانسته است و مینویسد: « مجموعه عناصر عینی و ذهنی که در سازمان های اجتماعی جریان می یابند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی و یا فرهنگ نام دارد.»(علی بابایی، 1374: 407). دکتر محمد دادگران استاد ارتباطات و ژورنالیسم دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، از نظر مردم شناسی به تعریف فرهنگ پرداخته است. به باور او «فرهنگ تمامی فعالیت های است که در زندگی می کنیم، از مسواک زدن گرفته تا خانه سازی و از تماشای مسابقات المپیک در تلویزیون گرفته تا شرکت در مراسم ازدواج»(دادگران، 1384: 197)
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد(یونسکو)، طی گردهمایی که با عنوان «کنفرانس جهانی دربارهی سیاست های فرهنگی» در سال 1982 میلادی در مکزیکوسیتی برگزار شد؛ تعریفی جامع از فرهنگ ارائه کرد که در آن فرهنگ «کلّیتی است ترکیب یافته از خصوصیات متفاوت روحی ، مادی ، فکری و احساسی که شاخصه ی یک جامعه یا یک گروه است . فرهنگ نه فقط هنرها و نوشتارها بلکه حالات زندگی ، حقوق بنیادی انسان ، نظام های ارزشی ، سنت ها و باورها را در بر می گیرد . این فرهنگ است که به انسان امکان عکس العمل نشان دادن در مقابل خود را می دهد . این فرهنگ است که ما را به طور مشخص انسان می کند و حیات عقلایی، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی به ما می بخشد . از طریق فرهنگ است که ما ارزش ها را تشخیص می دهیم و انتخاب می کنیم. از طریق فرهنگ است که انسان خود را بیان می کند و از خود آگاه می شود ، ضعف های خود را می پذیرد، از موفقیت های خود می پرسد، به ابزارهای جدید دست می یابد و کارهای جدیدی خلق می کند که از طریق آنها محدودیت های خود را مرتفع سازد »(محمدپور،1390 : 1)
شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز فرهنگ را نظام واره ای از اجزاء گوناگون دانسته که در نهایت هویت جامعه را میسازد: «فرهنگ نظام واره ای است از باورها و مفروضات اساسی، ارزش ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه دار و دیرپا و نمادها و مصنوعات که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می دهد و هویت آن را می سازد.»(شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1386: 27)
مطالعات فرهنگی در کشورهای در حال توسعه؛ تاریخچه و مباحث مطرح در آنچنانکه از تعاریف فرهنگ نیز معلوم می‌شود؛ فرهنگ وجهی از وجوه حیات بشری است و از روزی که بشر پا به گیتی گذاشته، فرهنگ به عنوان وجهی از زندگی فردی و اجتماعی، با او بوده است. اما آیا توجه نخبگان و اندیشمندان به فرهنگ و بررسی ابعاد و وجوه مختلف آن در محافل علمی و دانشگاهی نیز سابقه ای به درازای حیات بشری دارد؟ پاسخ منفی است چرا که تبدیل شدن فرهنگ به “موضوعی” برای مطالعه و تحقیق، امری است که ریشه آن را باید در تحولات جامعه غربی پس از رنسانس جستجو کرده و مدرنیته را بستر موضوع شدن فرهنگ جهت مطالعه و بررسی دانست. مطالعاتی که «به عنوان یکی از مهم ترین پروژه های رو به رشد دانشگاهی در ربع آخر قرن بیستم به ویژه در واپسین دهه آن ظهور کرد».(میلنر و براویت، 1385: 7 ).
مطالعات فرهنگی، «اساسا نه رشته ای خاص بلکه گرایشی بینارشته ایست و هرگونه پیوستگی و تداوم در این حوزه صرفا ناشی از علایق و روش های مشترک است»(محمدی، 1388: 8). از منظری دیگر، مطالعات فرهنگی مجموعهٔ آثار گوناگونی با جهت‌گیری‌های متفاوت، و معطوف به تحلیل انتقادی اشکال و فرایندهای فرهنگی در جوامع معاصر و نزدیک به معاصر است. «فرهنگ در اینجا به هیچ روی معادل فرهنگ والا یا آثار اصیل فرنگی نیست، بلکه دربرگیرنده مجموعه متعارضی از کردارهای بازنمایی است که بر باز‌شکل‌گیری گروه‌های اجتماعی تاثیر می‌نهد»(همان: 8). فرهنگ، برای پژوهشگر مطالعات فرهنگی، فقط شامل فرهنگ متعالی سنّتی و فرهنگ همه‌پسند نیست؛ بلکه شامل معناها و رویّه‌های روزمره هم می‌شود. دو تای آخر – یعنی فرهنگ همه‌پسند و زندگی روزمره – نقطه تمرکزهای اصلی مطالعات فرهنگی هستند.
همانطور که گفته شد، علت و ریشه های تبدیل شدن مقوله فرهنگ به موضوعی دانشگاهی را باید در مدرنیته و آثار آن جستجو کرد. تا قبل از رنسانس به علت هماهنگی و هم‌زیستی مسالمت آمیز همه ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جامعه غربی، هر سه وجه مذکور زندگی اجتماعی در تعامل ناخودآگاه هماهنگ با یکدیگر بوده اند اما در نتیجه تعارض های پیش آمده در بستر مدرنیته و برجسته و حاکم شدن وجه اقتصادی و سیاسی بر وجه فرهنگی اجتماع، طبیعتا فرهنگ به عنوان جزیی بیرونی قلمداد شد و این جداگانه و مجزا دیده شدن فرهنگ، آن را تبدیل به مسئله‌ای نظری و موضوعی برای مطالعه نمود. آنگونه که آندرو میلنر، نظریه پرداز فرهنگی اهل انگلستان و جف براویت، سرپرست گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه سیدنی استرالیا معتقدند: «چون فرهنگ و بالاخص دین در بطن زندگی جوامع فئودالی یا قبیله ای قرار داشت، آن ها معمولا هیچ درکی از امر فرهنگی به مثابه چیزی “جداگانه” و مجزا نداشتند… فرهنگ به این علت برای غرب معاصر تبدیل به مسئله ای نظری شده است که از حیث اجتماعی مسئله دار شده است… نظریه فرهنگی صرفا نوعی گفتمان تخصصی و دانشگاهی نیست بلکه “دیگریِ” سرکوب شده‌ی جامعه ای است که سخنگویان رسمی آن تقریبا به طور کامل اقتصاد و سیاست هستند. در حقیقت، نظریه فرهنگی نماد یکی از ناخرسندی های محوری تمدن ماست.»(همان: 23)
آنچه که لازم است در این تحقیق توجه بیشتری بدان بکنیم؛ بررسی گرایش های فرهنگی در کشورهای ـ به اصطلاح ـ جهان سوم است. مطالعات فرهنگی در جهان سوم حول گفتمان هایی همچون ناسیونالیسم، قوم گرایی و سنت گرایی و جهان شمولی(جهانی شدن) شکل گرفته اند(ابوالقاسمی، 1385: 103). هر یک از این گفتمان ها، به شکلی خاص برای تشکیل هویت های فرهنگی در کشورهای در حال توسعه در مقابل فرهنگ مسلط غرب، پیشنهادهایی را عرضه می‌دارند. قوم گرایی فرا ملی که در مراحل اولیه مبارزات ضد امپریالیستی پدیدار شدند، انگیزه نیرومندی برای تجدید حیات فرهنگی و تولید فرهنگ ایجاد کرده‌اند. «در الگوهای فرهنگی مبتنی بر گفتمان قوم گرایی، سخن گفتن به زبان استعماری برابر است با فکر کردن به دلخواه استعمارگران. به همین دلیل گفتمان قوم گرایی فرا ملی، ادبیات فرهنگی گسترده ای، به ویژه در جهت احیای فرهنگ ماقبل استعماری در مقابل فرهنگ استعماری به وجود آورده است»(همان: 103).
از نظر «ادوارد شیلز» استاد جامعه شناسی دانشگاه شیکاگو، روشنفکران در جهان سوم از حیث نگرش ها و گرایش های فرهنگی مراحلی را پشت سر گذاشته اند. «در مرحله اول یعنی از استعمار تا جنگ جهانی اول، فرهنگ غرب الگوی فکری و فرهنگی روشنفکران را تشکیل داده و اصول آن مقبول بوده است. در مرحله دوم که شیلز آن را مرحله «تجدید اخلاقی» می‌نامد؛ فضای پذیرش برای فرهنگ غربی هرچه محدودتر شده و نوعی ناسیونالیسم احساس آمیز، محور گرایش ها و مطالعات فرهنگی شد»(همان: 104). مرحله سومی که پس از دو مرحله غربزدگی و سپس ملی گرایی می‌توان بدان اشاره کرد، بازگشت به مذهب و اصول دینی به عنوان بنیان های فرهنگی جامعه می‌باشد. در این مرحله که اصولگرایی نام دارد (چیزی که غرب آن را بنیادگرایی نامیده است)، «فرهنگ مذهبی، فرهنگ غربی را که دموکراسی و پلورالیسم از مظاهر آن هستند به چالش می‌کشد»(همان: 105). وجه مهم تقابل فرهنگی با غرب در مرحله اخیر، روحیه ستیزه جویی و معارضانه فرهنگ مذهبی نسبت به فرهنگ غربی و نیز گفتمان ناسیونالیسم است چرا که از نظر اصول گرایان، ملی گرایی نیز خودش یکی از وجوه یا محصولات فرهنگ و تفکر غربی است. به عبارت دیگر « از آنجا که بنیادگرایی مظهر مبارزه ای سیاسی است، فرهنگی هم که در دامان آن احیا می‌شود خصلت ایدئولوژیک و سیاسی آشکاری دارد. بنیادگرایان، گفتمان ناسیونالیسم را در فرهنگ به چالش می‌گیرند و کل چارچوب دولت ملی و ناسیونالیسم را پرورده فرهنگ و سلطه فرهنگی غرب تلقی می‌کنند. به طور کلی بنیادگرایی شورشی عمومی بر ضد فرهنگ غربی بوده است»(همان:105).
رسانه ها و فرهنگرابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و می‌توان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانه‌ها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است (ساروخانی، 1386: 12). ارتباطات و فرهنگ به صورت متقابل، در یک تسلسل بی پایانِ رابطه دوجانبه، موجب پیدایش و تقویت یکدیگر می گردند. ما خالق فرهنگ و رسانه های خود هستیم، و فرهنگ و رسانه های ما خالق ما هستند.
دنیس مک کوئیل، استاد بازنشسته دانشکده ارتباطات دانشگاه آمستردام هلند، در کتاب «مقدمه‌ای بر نظریه‌ی رسانه‌های جمعی»، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعه‌گستر و رسانه‌ها را میانجی روابط اجتماعی می‌داند. وی معتقد است، همانطور که از واژه «media» یا رسانه برمی‌آید، رسانه‌های جمعی از چند لحاظ میانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوه‌ای که خارج از ادراک یا تماس مستقیم ما است، قرار می‌گیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم (قانون، صنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهاد‌های گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم، رسانه‌ها مجراهایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانه‌ها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروه‌ها، سازمان‌ها و رویدادها شکل می دهند (مک کوئیل،1382 :83)
رسانه ها محتوای دلخواهشان را برای ما گزینش کرده و آن را آنگونه که خود میخواهند؛ برای ما تفسیر و بازنمایی میکنند. در واقع ما از دریچه رسانه ها به عالم و آنچه در آن میگذرد مینگریم. «آنتونی گیدنز»، جامعه شناس انگلیسی معتقد است: «رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوب‌های تجربه برای مخاطبان، نگرش‌های کلی فرهنگی‌ای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد می‌کنند. رسانه‌ها شیوه‌هایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کنند»(گیدنز، 1377: 479)
از نظر «هارولد لاسول»جامعه شناس و نظریه‌پرداز ارتباطی امریکایی، رسانه‌ها در حکم انتقال‌دهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربه‌ی مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش می‌دهند. رسانه‌ها با استمرار اجتماعی شدن پس از اتمام آموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک می‌کنند. گفته شده است که رسانه‌ها با نمایش و عرضه‌ی جامعه‌ای که فرد خود را با آن هم هویت ساخته و معرفی کرده است، می‌توانند احساس از خود بیگانگی یا احساس بی‌ریشه بودن او را کاهش دهند (سورین و تانکارد،1381: 452).
تاثیر رسانه بر فرهنگ جامعه را همچنین میتوان از منظر فرایند اجتماعی شدن انسان که اخذ فرهنگ یکی از ابعاد آنست؛ مورد مداقه قرار داد. «دانشمندان علوم اجتماعی «اجتماعی کردن» را فرایندی می دانند که طی آن فرد شیوه های رفتاری، باورها، ارزش‌ها، الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه را یاد می‌گیرد و آنها را جزء شخصیت خود می‌سازد. بنیادی‌ترین بخش اجتماعی کردن در دوران کودکی روی می‌دهد اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه می‌یابد. اجتماعی کردن دارای دو نقش اساسی است: اول، از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا می‌کند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم می‌آورد. دوم، از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگی‌های فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقش‌ها و احراز پایگاه‌های مختلف جامعه‌شناسان اجتماعی… اجتماعی کردن ناشی از دو عامل متمایز است: الف ـ اجتماعی کردن نخست که خانواده و گروه‌های همسالان را در برمی‌گیرد. ب- اجتماعی کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه‌ها است.» (قنادان و همکاران،1375: 94 و 103 و 120). بنابراین رسانه ها به عنوان یکی از عوامل اجتماعی شدن ثانویه، به صورتی مستمر و در تمام طول عمر؛ در حال تاثیرگذاری بر نگرش ها، ارزش‌ها، الگوهای رفتاری و سایر وی‍ژگی‌های فرهنگی یک جامعه هستند.
ارزش ها و فرهنگباقر ساروخانی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ارزش را «از بنیادی‌ترین عوامل در تبیین اندیشه، عمل یا اعمال فرد و همچنین شکل‌گیری حیات اجتماعی» دانسته‌ است.(ساروخانی، 1376: 909). محسنی آنها را «افکار و احساساتی دانسته که ما برای آن‌ها، بها، اهمیت و مطلوبیت بیشتری قائل هستیم». (محسنی، 1386: 243) برخی هم ارزش‌های یک جامعه را «عقاید مشترک اجتماعی درباره‌ی آنچه که خوب، درست و مطلوب است»؛ تعریف کرده‌اند. (رابرتسون،1374: 60 و 64)
آنچه که از تعاریف بالا برمی‌آید؛ آنست که یکی از مهمترین کارکردهای ارزش ها، استفاده از آنها در قضاوت های فردی است چرا که افراد از دریچه ارز‌ش‌های خود به آنچه که در اطرافشان می‌گذرد؛ نگریسته و بر اساس ارزش‌های مطلوبشان، درباره پیرامونشان قضاوت می‌کنند. بنابراین برای فهم و تحلیل رفتارها و گرایشات فرد، باید ارزش های او را فهم کرد چرا که «ارزش مفهومی است که نشان‌دهنده‌ی مجموعه‌ای از گرایش‌های معیار(مرکزی) نزد فرد در موقعیت‌های اجتماعی است که هدف‌های کلی او را در زندگی تعیین می‌کنند؛ هدف‌هایی که در رفتار عملی یا لفظی او آشکار می‌شود»(محمدخلیفه، 1378: 55).
ابعاد و کارکرد ارزش‌ها را از لحاظ اجتماعی هم می‌توان مورد توجه قرار داد زیرا ارزش‌ها، هم نشان دهنده آرمان‌ها و نقاط مطلوب حرکت یک جامعه بوده و هم معیار قضاوت درباره جوامع و فرهنگ‌های مختلف و مقایسه میان آن‌ها هستند. منوچهر محسنی معتقد است « ارزش‌ها بر رفتار افراد موثر است و به عنوان ضابطه‌ای برای ارزیابی عملکرد دیگران مورد استفاده قرار می‌گیرند» (محسنی، 1386: 246). بنابراین «ارزش» مفهومی می‌یابد که در اندیشه‌ها بوده و ملاکی در تبیین اندیشه و عمل و شکل‌گیری حیات اجتماعی است. از این رو مفهوم ارزش با مفهوم نظم اجتماعی ارتباط پیدا می‌کند. «در جامعه‌شناسی پارسونی، نظم اجتماعی بستگی به وجود ارزش‌های عام و مشترکی دارد که مشروع و ملتزم‌کننده به حساب می‌آیند و به منزله معیارهایی عمل می‌کنند که غایات اعمال به وسیله آن‌ها گزیده می‌شود»(آبرکرامبی، 1367: 407).
درباره نسبت ارزش و فرهنگ باید گفت که «ارزش‌ها در ارتباط کامل و مستقیم با فرهنگ هستند و از طریق فرهنگ تعریف می‌شوند» (محسنی، 1386: 245) و اساسا یکی از ملاک های مقایسه فرهنگ‌های مختلف؛ ارزش‌های آن‌هاست. «ارزش های اجتماعی از نوع استانداردهای فرهنگی هستند که اهداف کلی مطلوب برای زندگی اجتماعی سازمان یافته را مشخص می نمایند»(محسنی، 1386: 243).
انقلاب اسلامی و فرهنگانقلاب ایجاد دگرگونی و تحول در ساختار است و به معنای طغیان مردم ناحیه یا سرزمینی بر وضع موجود به منظور برپایی وضع مطلوب است. با این تعریف و نگرش در تاریخ و انقلاب‌های جهان، به انقلاب‌های سیاسی، عقیدتی، صنعتی، کارگری، علمی، فرهنگی، طبقاتی و غیره نظیر انقلاب اکتبر، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب فرهنگی چین، انقلاب الجزایر، انقلابهای کارگری، علمی و صدها جنبش اصلاحی دیگر در پهنه گیتی برمیخوریم اما انقلاب اسلامی ایران شبیه هیچ یک از انقلابهای جهان نیست. ویژگی اساسی انقلاب اسلامی فرهنگی بودن آنست. این انقلاب بیش از آنکه انقلابی اقتصادی یا سیاسی باشد، انقلابی فرهنگی است و فرهنگ علاوه بر آنکه در حدوث آن نقش اساسی داشته است؛ در هدفگذاری آن هم دارای وزنی قابل توجه است و رهبران و نخبگان آن همیشه رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگی را مد نظر خود قرار داده اند.
امام خمینی(ره)، رهبر انقلاب اسلامی؛ تاکید ویژه ای بر مقوله فرهنگ و اهمیت آن داشتهاند و فرهنگ را بالاترین عنصر دخیل در موجودیت جامعه میدانند: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد…استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلالِ فرهنگ آن نشات می‏گیرد و و ساده اندیشى است که گمان شود با وابستگى فرهنگى، استقلال در ابعاد دیگر یا یکى از آنها امکانپذیر است»(امام خمینی، 1378، ج15: 243). ایشان فرهنگ را مبدا همه خوشبختی ها و بدبختی های ملت دانسته و معتقدند «رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگی است». (امام خمینی، 1378، ج10: 356)
از نظر امام(ره)، دشمن هم پی به اهمیت این عنصر مهم برده و سعی می کند که استقلال فرهنگی را از ما بگیرد. ایشان در فرازی از بیاناتشان با اشاره به این مهم، میفرمایند: «فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یک ملت است، اساس استقلال یک ملت است و لهذا آنها کوشش کرده‌اند که فرهنگ ما را استعماری کنند. کوشش کردند که نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان می‌ترسند. از آدم می‌ترسند». (امام خمینی، 1378، ج7: 57)
آیت ا… خامنه ای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن بر شمردن اجزاء فرهنگ، آن را از حوزه هایی میدانند که ملت ایران در آن دارای مزیت نسبی است: « فرهنگ به معنای خاص برای یک ملت، عبارت از ذهنیات، اندیشه‏ها، ایمان‏ها، باورها، سنت‏ها، آداب و ذخیره‏های فکری و ذهنی است که از این جهات، ما نه فقط از دنیای پیشرفته در علم و تکنولوژی، عقب نیستیم، بلکه در بسیاری از جهات، از آنها جلوتر هم هستیم». (خامنه ای، 1372: 1)

پیشینه تحقیقدکتر نعیم بدیعی، استاد بازنشسته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران، در تحقیقی با عنوان «تحلیل محتوای مطالب ایران در روزنامه های تهران: بررسی گفتمانهای سالهای 1376 و 1368» مطالب مربوط به ایران را در روزنامه های کشور از حیث ساختار مطالب، شباهت ها و تفاوت های بین محتوای روزنامه ها، نامه ها و تلفن های خوانندگان، مضامین و محتوای سخنرانی های مقامات بلندپایه، بررسی تطبیقی کرده است. روزنامه های مورد بررسی در سال 68 عبارتند از: اطلاعات، جمهوری اسلامی، رسالت، کیهان و روزنامه های مورد بررسی در سال 76، سلام، قدس، کار و کارگر، کیهان و همشهری. برای هر مقطع نیز یک ماه آماری به عنوان نمونه انتخاب شده است. برخی از نتایح این تحقیق عبارتند از: «1- توجه روزنامه ها در سال 68 به مطالب توسعه، در زمینه های مختلف ناچیز است. 2- 65 درصد از مطالب روزنامه های مورد بررسی در سال 68، خبری است. 3- در سال 68، 84.1 درصد از کل مطالب مربوط به توسعه، از توسعه اقتصادی بحث کرده اند و مطالب مربوط به توسعه سیاسی بسیار ناچیز بوده اند. 4- در سال 68، روزنامه ها هیچ مقاله، تفسیر یا اظهار نظری در زمینه های علوم پزشکی، بهداشت، انرژی، محیط زیست و حقوق بشر و آزادی ها نداشته اند. 43.5 درصد از مقاله های تحقیقی، تشریحی و توصیفی روزنامه ها در سال 68، متمرکز بر موضوعات مذهبی بوده است.»(بدیعی، 1378: 22)
تحقیقی دیگر با عنوان «تحلیل محتوای مهمترین مطالب روزنامه های سراسری ( زمستان 1385)» توسط آقای جعفر نجفی چهر، پژوهشگر دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در سال 1387 انجام شده است. در این تحقیق که به روش تحلیل محتوا انجام شده و جامعه آماری آن شامل 20 نسخه از روزنامه های سراسری منتشره در زمستان 1385 میباشد از آنجایی‌ که‌ هدف‌، ارائه‌ تصویری‌ کلان‌ از روزنامه‌هاست‌، فقط‌ مهمترین‌ مطالب‌ منتشر شده‌ در روزنامه‌ها مورد بررسی‌ قرار گرفته‌اند. که عبارتند از: مهمترین‌ تیترهای‌ صفحه‌ اول‌ (شامل‌ تیترهای‌ اول‌، دوم‌ و سوم‌)، مهمترین‌ عکس‌ صفحه‌ اول، پیام‌های‌ تلفنی‌ خوانندگان‌، سرمقاله‌ و یادداشت‌ اصلی و ستون‌ ویژه، مهمترین‌ اخبار و مطالب‌ صفحه‌های‌ خارجی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی و بالاخره حجم‌ آگهی‌های‌ بازرگانی‌.
قسمتی از نتایج این تحقیق نشان میدهد که موضوع مهمترین تیترهای صفحه اول روزنامه ها به ترتیب عبارت بوده است از مقولات اقتصادی، پرونده هسته ایران و مسایل سیاست خارجی که بیشتر از سایر موضوع ها برجسته سازی شده اند. درباه موضوعات فرهنگی محقق نتیجه گرفته است که بیشترین موضوعات فرهنگی برجسته شده، به ترتیب عبارت بوده اند از: سینما، تئاتر و ادبیات. محقق همچنین به بررسی جهت گیری مثبت یا منفی روزنامه ها نسبت به موضوعات مختلف نیز پرداخته و نتیجه گرفته است که موضوعهای پرونده هسته ای ایران، مسایل دینی، دیپلماسی و سیاست خارجی کشور بیش از سایر موضوع ها با جهت گیری مثبت برجسته سازی شده است. این در حالی است که موضوع های پرونده هسته ای ایران، سیاست خارجی کشور ها و جنگ و امور سیاسی داخلی کشورها بیش از سایر موضوع ها با جهت گیری منفی برجسته شده اند(نجفی چهر، 1387: 1).
از دیگر تحقیقاتی که درباره نسبت مطبوعات و ارزش ها انجام شده است؛ می توان به پژوهش با ارزش دکتر مهدی محسنیان راد، استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) در سال 1387 با عنوان «ارزش های مندرج در مطبوعات: مقایسه انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی» اشاره کرد. به خاطر فضای باز سیاسی که طبیعتا در ابتدای پیروزی هر انقلابی وجود دارد؛ مقاطع اولیه پس از این دو انقلاب، شاهد انتشار نشریات گوناگون که هر کدام نمایندگی بخشی از جریانات فکری را به عهده داشته اند؛ بوده است. بررسی مطبوعات این دو دوره میتواند تحلیل جامعی را از ارزش های مطرح در جامعه و فراوانی و شدت هر کدام از این ارزش ها، پس از انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی نشان داده و امکان مقایسه بین این دو مقطع زمانی را فراهم کند.
تحقیق مورد اشاره به روش تحلیل محتوا انجام شده و جامعه آماری آن عبارتست از شماره اول روزنامه هایی که در محدوده سرزمین ایران، در دو مقطع زمانی، برای اولین بار منتشر می شد. مقطع اول، 891 روز فاصله 23 تیرماه 1288 شمسی ( 15 ژوئیه 1909 ) یعنی زمان فرار محمد علی شاه قاجار، تا 23 دسامبر 1911 (حمله ارتش روسیه به ایران) و مقطع دوم، 615 روز فاصله 26 دیماه 1357 (فرار محمد رضا شاه پهلوی) تا 31 شهریور 1359 (حمله ارتش عراق به ایران) .
« نتایج نشان داد که در هر دو انقلاب پیرامون این امر که چه چیزی بد و نامطلوب است، توافق بیشتری از چه چیزی خوب و مطلوب است وجود داشته، با این تفاوت که تعدد و تنوع ارزش های منفی در انقلاب اسلامی به مراتب بیش از انقلاب مشروطیت بوده است. به عبارت دیگر، در انقلاب اسلامی، بیش از انقلاب مشروطیت به ارزش های منفی توجه شده و انقلاب اسلامی بیشتر از انقلاب مشروطیت متمرکز بر بیان نخواسته ها بوده تا خواسته ها.
در انقلاب مشروطیت، شیفتگی به تجدد غربی و در انقلاب اسلامی، نفرت از تجدد غربی دیده شد. در انقلاب اسلامی، ارزش گزاری مثبت به رهبری انقلاب، از مقوله هایی بود که اختلافی در باره آن میان اکثر گروه ها وجود نداشت؛ در حالی که در انقلاب مشروطیت، هیچ فردی چنین پایگاهی نداشت. در انقلاب مشروطیت در مورد ارزش مثبت دانستن دانش، دانشمند و تخصص، اختلافی نبود و در انقلاب اسلامی در مورد پایین بودن سهم این ارزش ها اختلافی وجود نداشت . در انقلاب اسلامی، همه گروه ها در نگاه منفی به شاه و نظام سلطنتی توافق داشتند؛ حال آن که در مشروطیت، نگاه منفی نسبت به سلسله قاجار متمرکز بود، نه نظام سلطنتی؛ آن چنان که شاهان باستان و شکوه و عظمت گذشته آنان برای ملت تحقیر شده آن روزگار ایران، ارجمند بود.»(محسنیان راد، 1387: 190)
در پژوهشی دیگری که با عنوان «بررسی تغییر ارزش های اجتماعی در مطبوعات طی سال های 1360 و 1375»، توسط آقای عبدالرضا حاجیلری، کارشناس ارشد جامعه شناسی در سال 1377 انجام شده است؛ ارزش های مردم ایران به عنوان یکی از مهمترین عناصر فرهنگی جامعه ایران و تغییراتی که درباره این ارزش در فاصله سالهای 1360 و 1375 رخ داده را بررسی شده است. این پژوهش به دنبال آزمون دو فرضیه اصلی به شرح زیر است:
1- به نظر می‌رسد، گرایش به انعکاس و بیان ارزش های اجتماعی در مطبوعات در سال های 1360 و 1375 از ارزش های فرامادی به سمت ارزش های مادی تغییر و تحول یافته است.
2- به نظر می‌رسد گرایش به انعکاس و بیان ارزش های اجتماعی در مطبوعات در سال های 1360 و 1375 از ارزش های فراملی به ارزش های ملی تغییر کرده است.
برای آزمون این دو فرضیه، از روش تحلیل محتوا استفاده شده و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شماره های روزنامه های اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی در سال 1360 و تمامی شماره های همشهری، سلام، اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی در سال 1375 بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که «روزنامه اطلاعات در انعکاس ارزش های اجتماعی در سال 1375 نسبت به سال 1360 از ارزش های فرامادی به سمت انعکاس بیشتر ارزشهای مادی حرکت کرده است. این روزنامه ارزش های ملی را در سال 1375 کمی بیشتر از سال 1360 انعکاس داده است. روزنامه کیهان در انعکاس ارزش ها در سال 1375 نسبت به سال 1360 از انعکاس ارزش های فرامادی به سمت انعکاس بیشتر ارزش های مادی حرکت کرده است. این روزنامه در سال 1375 نسبت به سال 1360 به ارزش های ملی بیشتر توجه کرده است. روزنامه جمهوری اسلامی در سال 1360 نسبت به سال 1375 به ارزش های فرامادی توجه بیشتری نشان داده هرچند در سال 1375 نیز مانند سال 1360 به ارزش های مادی اهمیتی نداده است.
در مجموع مقایسه سه روزنامه نشان میدهد که جهت تغییرات آنها از انعکاس ارزش های فرامادی به سمت انعکاس ارزش های مادی بوده است. همچنین نتایج حاصله نشان میدهد که دو روزنامه سلام و همشهری نسبت به سه روزنامه فوق الذکر به ارزش های مادی و ارزش های ملی اهمیت بیشتری داده اند.»(حاجیلری، 1377: 3)
در تحقیق دیگری که در سال 1374با عنوان «تحلیل محتوای روزنامههای خراسان، قدس و توس در استان خراسان و بررسی میزان انطباق آنها با اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» به انجام رسیده، سه فرضیه مطرح شده است:1- مطبوعاتی که وابسته به موسسات فرهنگی هستند؛ انطباقشان با اصول سیاست فرهنگی بیشتر است. 2- مطبوعاتی که اصول سیاست فرهنگی را در دستور کارشان قرار دادهاند؛ انطباقشان با اصول سیاست فرهنگی بیشتر است. 3- روزنامههایی که از توان مالی بالاتری برخوردارند، بیشتر با اصول سیاست فرهنگی منطبق هستند. محقق در پایان به این نتیجه رسیده است که: «مطبوعات خراسان اصول سیاست فرهنگی را به طور نسبی دنبال نمودهاند. همچنین از جهت انطباق روزنامههای استان خراسان با سیاستهای فرهنگی کشور، روزنامه قدس با 41 درصد انطباق رتبه اول، خراسان با 33 درصد رتبه دوم و روزنامه توس با 26 درصد رتبه سوم را حائز شده است.» (حمیدی پور، 1374: 29).
آخرین تحقیقی که میتوان بدان اشاره داشت؛ تحقیقی است که با عنوان ” بررسی تطبیقی محتوی مطالب فرهنگی روزنامههای کثیرالانتشار در سال های 1375 و 1379″ توسط آقای کوروش میرسعیدی در سال 1380 انجام شده است. در این پژوهش که به روش تحلیل محتوا انجام شده است؛ محقق به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بوده است که روزنامه ها، مهمترین قالب ها، شکل های خبری و محتوایی خود را در موضوع فرهنگ به چه مضامینی اختصاص داده اند و چگونه به آن پرداخته اند؟ در نهایت پژوهشگر به این نتیجه رسیده است که در هر دو سال، بیشترین مطالب فرهنگی به صورت خبر ارائه شده است. وی درباره موضوع مطالب فرهنگی نتیجه گرفته است که در سال 1375، بیشترین مطالب فرهنگی دارای موضوع ادبیات بوده است در حالی که پربسامدترین موضوع فرهنگی سال 1379، مراکز فرهنگی بوده است. همچنین محقق در پایان نتیجه گرفته است که در سال 1375 بیشترین موضوعات فرهنگی در روزنامه ایران و در سال 1379 در روزنامه کیهان کار شده است. (میرسعیدی، 1380: 1)

ارزشهای اساسی مصوب ‏شورای عالی انقلاب فرهنگی
همانطور که قبلا ذکر شد؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا بر رسالتی که به عنوان بالاترین نهاد تصمیم گیری و مدیریت فرهنگی کشور بر عهده دارد؛ در مصوبه مورخ 25/9/82 ، بیست و یک ارزش اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد تصویب قرار داده است. در این تحقیق، از میان بیست و یک ارزش مذکور، پنج ارزش را انتخاب کرده و توجه خود را بر این پنج ارزش متمرکز نموده ایم. در ادامه، به شرحی مختصر درباره این پنج ارزش میپردازیم.
ایثارگری و شهادت طلبیشهادت در تفکر اسلامی به معنای گذشتن از سرمایه جان و هستی خود در راه یک هدف و آرمان الهی است. در تعریف شهادت در اندیشه اسلامی، آنچه که اصالت و اهمیت دارد و در واقع محقق کننده حقیقت مقام شهادت می‌باشد؛ همانا انگیزه و نیت و غایت آن و وجه آگاهانه و اختیاری‌اش می‌باشد. تعاریف متعددی از فرهنگ شهادت آورده شده است. فرهنگ شهادت عبارت است از «مجموعه آگاهی ها، باورها، آداب و اعتقادات و اعمالی که موجب وصل انسان به عالی ترین و والاترین درجۀ کمال، یعنی مرگ آگاهانه در راه خدا می گردد. هر گونه آثار باقی مانده از شهدا درباره شهادت و شهید، سیره، روش و پیام شهیدان و بالاخره تربت پاک و مقدس آنان بخشی از این فرهنگ می باشد؛ فرهنگ شهادت عبارت است از :« تعیین عاشقانه ای که انسان دنیوی را در عبور از حیات مادی به حیات معنوی لقاا… میرساند.»(معدنی، 1387: 22)
استقلال طلبی، ظلم ستیزی و استکبارستیزیبی گمان مهم‌ترین هدف پیامبران عدالت‌خواهی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی بوده است. این هدف چنان دارای اهمیت است که خداوند متعال درآیه 25 سوره حدید به صراحت هدف از ماموریت‌های پیامبران و فرو فرستادن کتاب‌های آسمانی را آگاهی بخشی و روشنگری مردم نسبت به حقوق خود، بسترسازی برای نهضت و قیام توده‌های مردم در راستای عدالت اجتماعی بیان کرده است.
انقلاب اسلامی که برخاسته از همین بینش و نگرش است؛ در مقام تداوم بخشی و احیای آن در همین مسیر گام برداشته و بر می‌دارد. هرچند که در همه دوره‌های زمانی به علل درونی همچون خواسته های نفسانی برخی رهبران و مدیران نظام سیاسی و یا علل وعوامل بیرونی چون استکبار جهانی که بنیاد آن بر ظلم و بی‌عدالتی است؛ نتوانسته این مهم را به درستی عملیاتی کند؛ ولی می‌توان گفت که عنصر اصلی و مولفه اساسی قیام توده‌های مردم در سال 57 چیزی جز عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی نبوده است که همان هدف اصلی حرکت همه پیامبران و مصلحان واقعی جهان بوده است.
واژه‌ی استکبارستیزی به معنای ناسازگاری و مخالفت داشتن با شیوه‌ی تکبر و خودبزرگ‌بینیِ برخی افراد است. اگر شخصی به واسطه‌ی توانایی‌هایش خود را نسبت به دیگران برتر انگاشته و در مقابل آنها تکبر و گردن‌فرازی کند، به عنوان مستکبر شناخته می‌شود و عملش استکبارگری نام می‌گیرد. لذا «استکبارستیزی عبارت است از موضع‌گیری و ایستادگی در برابر هرگونه رفتارهای مستکبرانه. این اصطلاح در عرصه‌ی سیاسی بیشتر مصداق می‌یابد. دنیای سیاست صحنه‌ی اعمال قدرت کنشگران گوناگون سیاسی بر یکدیگر است: اعمال قدرت حکام و پادشاهان بر مردم خویش و اعمال قدرت دولت‌ها بر یکدیگر. اصولاً هرگاه یک کنشگر سیاسی بکوشد با اتکا بر توانمندی‌ها و امکاناتی که در اختیار دارد، در مقابل دیگران گردن‌کشی کرده و بیرون از دایره‌ی عدل و انصاف و از سر تکبر به آنان زور بگوید و آنان را در راستای تأمین مطامع خود به خدمت درآورد، در حقیقت سیاست استکبارگرانه را پیش گرفته است. با این حساب استکبارستیزی آن رویکرد، طرز فکر و خط‌مشیی است که با سیاست‌های استکباری سرِ ناسازگاری دارد و حاضر به پذیرش سلطه‌ی مستکبران داخلی و خارجی نیست. به بیان دیگر رویکرد استکبارستیز خواستار برقراری عدالت و مساوات در روابط انسانی بوده و در برابر استکبارگری به مقابله برمی‌خیزد زیرا برنمی‌تابد که کسی تنها به یُمن برخورداری بیشتر از امکانات و مواهب هستی، گردن‌فرازی نموده و بخواهد اراده‌ی خویش را بر دیگران تحمیل کند»(سعیدی، 1390: 1).
امام خمینی (ره) بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، با اشاره به سیره انبیای الهی در اینباره می‌فرماید: «سیره انبیا از صدر عالم تا زمان خاتم همین بوده است که در مقابل این قدرت‌هایی که ظالم بودند ـ منتها هر کدام در یک محیطی بودند ـ از آنجا شروع کردند. لکن مقصد این بوده است که ریشه استکبار را از جهان بکنند و مردم را از این ظلم‌هایی که بر ایشان می‌شود؛ نجات بدهند» (امام خمینی، 1378، ج15: 507) و از ملت میخواهند که «هیچ گاه سلاح مبارزه با ظلم و استکبار و استضعاف را زمین نگذارید»(امام خمینی، 1378، ج 20: 38)
ایشان همچنین لازمه استکبارستیزی را داشتن اعتماد به نفس در مقابل قدرت های بزرگ دانسته و میفرمایند: «اگر ملت این باور را داشته باشد که ما می‌توانیم در مقابل قدرت‌های بزرگ بایستیم، این باور سبب می‌شود که توانایی پیدا می‌کنند و در مقابل قدرت‌های بزرگ ایستادگی می‌کنند. این پیروزی که شما به دست آوردید؛ برای اینکه باورتان آمده بود که می‌توانید»(امام خمینی، 1378، ج 14: 194).
در رابطه با مفهوم استقلال طلبی باید گفت که استقلال عبارت است از«داشتن قدرت تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری همراه با اعمال این تصمیم‌ها و سیاست‌ها در حیطه حاکمیت.» (انصاری، 1379: 90)
آیت ا… خامنهای نیز در رابطه با معنای استقلال طلبی و آثار از دست دادن استقلال میفرمایند: « معنی استقلال چیست؟ برای یک ملت، استقلال چه مفهوم و چه ارزشی دارد؟ استقلال، یعنی این که یک ملّت بتواند بر سرنوشت خود مسلّط باشد؛ بیگانگان دست دراز نکنند و سرنوشت او را خائنانه و مغرضانه رقم نزنند. این معنای استقلال است. اگر از ملتی استقلال او گرفته شد؛ یعنی اگر بیگانگان -که یقیناً دلسوز او نیستند – بر سرنوشت او مسلّط شدند، دو چیز را از دست می دهد: اوّل، عزّت نفس خود را، افتخارات خود را، احساس هویّت خود را؛ دوم، منافع خود را. دشمنی که بر سرنوشت یک ملّت مسلّط شود، دلسوز آن ملّت نیست و منافع آن ملّت برای او اهمیت ندارد. آن که می آید یک ملّت را مسخّر سرپنجه قدرت خود می کند، در درجه اوّل – در حقیقت، در اوّل و آخر – به فکر منافع خود است. آنچه برای او کمترین اهمیتی ندارد، منافع آن ملتی است که استقلال خود را از دست داده است. ما در این زمینه نمونه های فراوانی در قرن نوزدهم و سپس به دنبال آن در قرن بیستم، داریم»(خامنهای، 1379: 1). «هر ملتی اگر تسلیم سلطه‌ی قدرت‌های بزرگ عالم شد؛ از دست رفته است. هر ملتی اگر حاضر شد از شرف ملی، اقتدار ملی و اراده ملی خود چشم بپوشد؛ در ورطه بیپایان وادی‌ای که آخر آن معلوم نیست لغزیده است»(خامنهای، 1369: 1).
ساده زیستی و نفی تجمل گراییدر فرهنگ لغات معین امده است: «تجمل‌گرایی اصطلاحی است مرکب از دو واژه «تجمل» و «گرایی»، تجمل به معنای «خود را زینت دادن و آراسته شدن» و گرایی به معنای «آهنگ کردن، میل کردن و رغبت کردن». با توجه به این تعبیرها، تجمل‌گرایی به معنای رغبت کردن به تجملات و توجه به ظواهر زندگی است» (معین، 1375: 1302).
زیبایی غیر از تجمل می‌باشد و در اسلام جایگاه مثبتی دارد. به عنوان مثال، اسلام نظافت را نوعی زیبایی می‌داند و به آن سفارش می‌کند زیرا در اثر مراعات نظافت، زندگی انسان‌ها در صفا و آرامش خواهد بود. اما تجمل که ناشی از زیاده‌خواهی و اسراف می‌باشد، افراد را به ورطه سقوط می‌کشاند و موجب از بین رفتن شخصیت والای انسان می‌شود. دشمنان اسلام نیز دقیقا از همین راه، یعنی با نشان دادن تجمل به عنوان یک نیاز در جامعه، ایجاد وابستگی می‌کنند و ملت‌ها را ـ به خصوص ملت‌های مسلمان را ـ به سقوط و تباهی می‌کشانند.
یکی از کمالات اخلاقی انسان، زهد و ساده‏زیستی است و در متون دینی درباره مخالفت با تجمّلات دنیوی و دنیاگرایی، تأکیدات فراوانی وارد شده است. «زهد» در لغت، به معناى اعراض و بى‏میلى است، در برابر رغبت که عبارت از کشش و میل است. علماى اخلاق «زهد» را دل برداشتن از دنیا و ترک آن معنى کرده‏اند. بدین سان مى‏توان گفت که زهد نقطه‏ى مقابل دنیادوستى است. امام صادق(ع) می‏فرماید: «زهد نه آن است که مال دنیا را تباه کنی و نه آنکه حلال آن را بر خود حرام گردانی؛ بلکه زهد آن است که اعتمادت به آنچه نزد حق است، بیش از آن چیزی باشد که در نزد خودت یافت می‏شود». امیرمؤمنان علی(ع) می‏فرماید: «زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است؛ آنجا که می‏فرماید: «تا آنکه به خاطر از دست دادن چیزی، متأسف و متأثر نشوید و بر آنچه به دستتان رسیده، فرحناک نباشید»(معاونت مطالعات راهبردی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، 1390: 1).
حفظ کیان خانوادهخانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق نسب یا سبب و رضاع با یکدیگر به عنوان زن، شوهر، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگی مشترک پدید آورده و در واحد خاصی به نام خانواده زندگی می‌کنند(ساروخانی، 1376: 135).
خانواده از ابتدای تاریخ تاکنون در بین تمامی جوامع بشری، به عنوان اصلی‌ترین نهاد اجتماعی، زیربنای جوامع و منشا فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاریخ بشر بوده است. پرداختن به این بنای مقدس و بنیادین و حمایت و هدایت آن به جایگاه واقعی و متعالی‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انسانی و غفلت از آن موجب دور شدن بیشتر بشر از حیات حقیقی و سقوط به ورطه هلاکت و ضلالت بوده است.
اسلام به عنوان مکتبی انسان‌ساز، بیشترین عنایت را به تکریم، تنزیه و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را کانون تربیت و مهد مودت و رحمت می‌شمرد و سعادت و شقاوت جامعه انسانی را منوط به صلاح و فساد این بنا می‌داند و هدف از تشکیل خانواده را تامین نیازهای مادی، عاطفی و معنوی انسان از جمله دستیابی به سکون و آرامش برمی شمارد.
وابستگی به خانواده به عنوان یک ارزش از سال ها قبل در چارچوب الگوهای فرهنگی حاکم بر جامعه ایرانی مورد توجه بوده است.(محسنی، 1386: 251)
خودکفایی علمی و توجه به علماهمیت به علم و خودکفایی علمی برای هر جامعه‌ای به ویژه جامعه ما یک نیاز ضروری محسوب می‌شود که امام خمینی(ره) نیز در بسیاری از سخنان خود به این موضوع اشاره فرمود‌اند: «در دانشگاه امروز و البته در تحصیلات هم باید [طوری] باشد که ان شاء الله در آن چیزهایی که ما احتیاج داریم خودکفا بشویم ولو در یک مدت طولانی»(خمینی، 1378، ج 13: 4).

متن کامل و مطالب مشابه در سایت هماتز

« (Previous Post)
(Next Post) »

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *