(سایت پایان نامه ) - دانلود فایل

فصل دوم: بررسی پیشینه و تدوین مبانی نظری
2ـ1ـ چارچوب تئوریک8
2ـ2ـ پیشینه مطالعاتی موضوع25
2ـ2ـ1ـ پیشینه مطالعاتی در خارج25
2ـ2ـ2ـ پیشینه مطالعاتی در ایران25
فصل سوم: روش‌شناسی تحقیق
3ـ1ـ روش تحقیق31
3ـ2ـ جامعه آماری32
3ـ3ـ حجم نمونه و شیوه نمونه‌گیری32
3ـ4ـ روش گردآوری اطلاعات32
3ـ5ـ ابزار گردآوری اطلاعات32
3ـ6ـ اعتبار و روایی ابزار اندازه‌گیری33
3ـ7ـ پایایی ابزار اندازه‌گیری33
3ـ8ـ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات34
3ـ9ـ متغیرهای تحقیق35
3ـ10ـ تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم35
3ـ10ـ1ـ تعاریف نظری35
3ـ10ـ2ـ تعاریف عملیاتی و شاخص‌های متغیرها37
فصل چهارم: یافته‌های تحقیق
4ـ1ـ مقدمه38
4ـ2ـ یافته‌های توصیفی39
فهرست مطالب
عنوان صفحه
4ـ3ـ آمار استنباطی49
فصل پنجم: نتیجه‌گیری، بحث و ارائه پیشنهادهای تحقیق
5ـ1ـ مقدمه53
5ـ2ـ نتیجه‌گیری54
5ـ3ـ پیشنهادها57
5ـ3ـ1ـ پیشنهادهای کاربردی57
5ـ3ـ2ـ پیشنهادات پژوهشی تحقیق58
5ـ4ـ محدودیت‌های پژوهش58
منابع و ماخذ59
پیوست
پرسشنامه60
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3ـ1): ضریب پایایی متغیرهای اصلی تحقیق 34
جدول (4ـ1): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب جنسیت39
جدول (4ـ2): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب میزان تحصیلات40
جدول (4ـ3): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب وضعیت تأهل40
جدول (4ـ4): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب نوع شغل41
جدول (4ـ5): شاخص‌های مرکزی و پراکندگی درآمد و سن41
جدول (4ـ6): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب محل سکونت44
جدول (4ـ7): توزیع فراوانی پاسخگویان برحسب نوع مسکن44
جدول (4ـ8): تفکیک نمونه برحسب سؤالات محرومیت اجتماعی45
جدول (4ـ9): تفکیک نمونه برحسب سؤالات رضایت اجتماعی46
جدول (4ـ10) تفکیک نمونه بر حسب سؤالات اعتماد اجتماعی47
جدول (4ـ11): تفکیک نمونه برحسب سؤالات سنت‌گرایی47
جدول (4ـ12): تفکیک نمونه بر حسب سؤالات تصور ذهنی48
جدول (4ـ13): تفکیک نمونه برحسب سئوالات خاص‌گرایی48
جدول (4ـ14): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین همبستگی بین محرومیت اجتماعی و خاص‌گرایی49
جدول (4ـ15): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه همبستگی رضایت اجتماعی با خاص‌گرایی شهروندان49
جدول (4ـ 16): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین رابطه همبستگی اعتماد اجتماعی با خاص‌گرایی شهروندان50
جدول (4ـ17): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین همبستگی بین سنت‌گرایی و خاص‌گرایی 50
جدول (4ـ18): نتایج ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین همبستگی بین تصور ذهنی و خاص‌گرایی 51
جدول (4ـ19): نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه جهت تعیین اختلاف میانگین خاص‌گرایی برحسب تحصیلات51
جدول (4ـ20): نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه جهت تعیین اختلاف میانگین خاص‌گرایی برحسب شغل52
جدول (4ـ21): نتایج آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه جهت تعیین اختلاف میانگین خاص‌گرایی برحسب درآمد52
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4ـ1): جنسیت پاسخگویان39
نمودار (4ـ2): تحصیلات پاسخگویان40
نمودار (4ـ3): تحصیلات پاسخگویان41
نمودار (4ـ4): نوع شغل پاسخگویان42
نمودار (4ـ5): هیستوگرام درآمد پاسخگویان43
نمودار (4ـ6): هیستوگرام سن پاسخگویان43
نمودار (4ـ7): محل سکونت پاسخگویان44
نمودار (4ـ8): نوع مسکن پاسخگویان46
چکیده
هدف کلی پژوهش حاضر بررسی میزان خاص‌گرایی در بین شهروندان شهر اردبیل و عوامل مرتبط با آن می‌باشد. چهارچوب نظری تحقیق برگرفته از نظریه‌های پارسنز، جورج هربرت مید، گیدنز، فوکویاما، پاتنام، اینگلهارت، ملک‌پور، سیمن، هومنز، مک کله لند، لرنر، هانتیگتون و پاول است. این تحقیق به روش پیمایشى و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه افراد 18 تا 64 سال شهر اردبیل تشکیل می‌دهند که تعداد آن‌ها 500000 نفر گزارش گردید. براساس نمونه‌گیری کوکران تعداد 384 نفر به‌‌عنوان نمونه آماری انتخاب که با هدف پوشش هرگونه خطای احتمالی به 400 نفر ارتقا داده شد و با ترکیبی از نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و نمونه‌گیری تصادفی اقدام به انتخاب نمونه‌ها گردید. به‌منظور آزمون فرضیه‌های تحقیق از آزمون‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یک‌طرفه استفاده شده است. درنهایت در بررسی فرضیه‌های تحقیق نتایج ذیل حاصل شده است: بین محرومیت اجتماعی، رضایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی، سنت‌گرایی شهروندان، تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (تحصیلات، شغل و درآمد) و میزان خاص‌گرایی شهروندان بین 18 تا 64 ساله و عوامل مرتبط با آن رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی (تحصیلات، شغل و درآمد) و میزان خاص‌گرایی شهروندان، نتایج حاصل از تحلیل واریانس یک‌طرفه در هریک از مؤلفه‌ها حاکی از تفاوت معنادار با خاص‌گرایی می‌باشد.
کلید واژه‌ها: خاص‌گرایی شهروندان، محرومیت اجتماعی، رضایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی
فصل اول:
کلیات پژوهش
1ـ1ـ مقدمهعام‌گرایی و خاص‌گرایی از موضوعاتی است که در جریان در گرفتن بحث جهانی شدن در نوشته‌های جامعه‌شناسان مطرح شده است. در تعریف برخی جامعه‌شناسان عام‌گرایی به جریان مورد حمایت سرمایه‌داری جهانی اشاره دارد که می‌کوشد فرهنگ‌های مقاوم را از سر راه خود بردارد و وارثان آن فرهنگ‌ها در دل یک فرهنگ مصرفی، لذت‌جو و بی‌تعصب حل کند. تا راه را برای گسترش بازار سرمایه‌داری باز شود و خطراتی که از سوی فرهنگ و مذهب، سرمایه‌های آن‌ها را تهدید می‌کند خنثی شود.
خاص‌گرایی نیز اشاره به فرهنگ‌هایی دارد که خطر را دریافته‌اند و می‌کوشند با پناه بردن به ارزش‌های ملی، مذهبی، بومی، صیانت (حتی در حد افراط) از آن ارزش‌ها خود را از هجوم این فرهنگ عام‌گرا حفظ کنند.
جامعه کم و بیش در طی دهه‌های گذشته شاهد تحولات اجتماعی بوده است که یکی از نتایج آن گسترش و تعمیم تمایزات است و این تحولات عمدتاً بیرونی بوده‌اند. آن‌چه مسلم است این است که تحولات، مناسبات اجتماعی را از شکل سنتی آن خارج ساخته و جامعه ما دیگر تا حد زیادی اختصاصات یک جامعه سنتی را حداقل در ظاهر امر و در لایه‌های بیرونی مناسبات اجتماعی ندارد (صفری شالی، 1386: 26). شهر اردبیل به‌عنوان جزئی از این جامعه بزرگ می‌باشد که به اصطلاح درحال گذار و رو به توسعه است و هر روز شاهد تغییر و تحولات اجتماعی بوده است که این تغییر و تحولات، تمایزات اجتماعی و به تبع آن مناسبات اجتماعی جدیدی را به‌وجود آورده است که بر این مناسبات جدید بایستی نظم نوینی حاکم باشد. نظمی که شالوده‌های آن با نظم سنتی تفاوت داشته باشد. بحث خاص‌گرایی و عام‌گرایی به‌عنوان یک مکانیسم با کارکردهای متعدد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود نقش مهمی را ایفا می‌کند که می‌توان گفت مهمترین آن برقراری نظم اجتماعی و انسجام گروهی است. به‌نحوی که گرایش به خاص‌گرایی یا عام‌گرایی پیامدهای متفاوتی را در مراودات و تعاملات اجتماعی شهروندان خواهد داشت. خاص‌گرایی زمانی بیشتر نمود عینی پیدا می‌کند که کنشگران اجتماعی خود را در برابر قومیت‌ها، خواستگاه‌ها و ارزش‌های اجتماعی متفاوت و متناقض هم مشاهده کند و جهت رسیدن به ارزش‌های مورد قبول عام به‌جای نقش واقعی، نقش نمایشی بازی کند. از طرف دیگر از جمله عوامل تقویت کننده همبستگی اجتماعی داشتن ارزش‌های مشترک، عام‌گرایی، دگراندیشی، همدلی و نوع‌دوستی است و عوامل تهدید کننده آن را سوء‌ظن‌ها، موضع‌گیری‌ها و خاص‌گرایی می‌باشد. هر فردی می‌داند که بدون پیروی از حداقل ارزش‌های مورد قبول عموم مردم، حیات اجتماعی ناممکن است و این پیش‌فرض در واقع رابطه‌ای است بین عام‌گرایی و وفاق اجتماعی. یعنی توافق جمعی بر سر مجموعه‌ای از اصول و قواعد اجتماعی در یک میدان تعاملی اجتماعی که موجب انرژی مثبت می‌شود (چلبی، 1383: 17).
1ـ2ـ بیان مسالهامروزه عموم محققان براین باورند که عامل و حاصل توسعه، انسان است به‌نحوی که هرگونه تغییر و تحولی در گرایشات، باورهای افراد عامل تغییر در وضعیت عینی آنان است بدون شک رشد و تعالی هر نظام اجتماعی در پرتو همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی افراد آن جامعه میسر می‌گردد (ربانی، 1388: 138).
جامعه‌شناسان ایجاد همبستگی اجتماعی افراد جامعه را ناشی از عواملی چون اعتقادات و احساسات مشترک و تعادل و هماهنگی میان باورها و ارزش‌ها می‌دانند و عامل اصلی واگرایی انسان‌ها را جدال و ستیز و کمبود امکانات مادی تلقی می‌کنند. از جمله عوامل تقویت کننده همبستگی اجتماعی داشتن ارزش‌های مشترک، عام‌گرایی، دگراندیشی، همدلی و نوع‌دوستی است و عوامل تهدید کننده آن را سوء‌ظن‌ها، موضع‌گیری‌ها و خاص‌گرایی می‌باشد. هر فردی می‌داند که بدون پیروی از حداقل ارزش‌های مورد قبول عموم مردم، حیات اجتماعی ناممکن است و این پیش‌فرض در واقع رایطه‌ای است بین عام‌گرایی و وفاق اجتماعی. یعنی توافق جمعی بر سر مجموعه‌ای از اصول و قواعد اجتماعی در یک میدان تعاملی اجتماعی که موجب انرژی مثبت می‌شود (چلپی، 1383: 17).
بنابراین گرایش به کنش‌های عام‌گرایی موجب تحقق ثبات سیاسی، مشارکت عمومی، تعاون و اعتماد اجتماعی بین شهروندان می‌شود.
آنچه در این تحقیق به‌عنوان مسئله طرح می‌شود این است که در چه شرایطی شهروندان به‌عنوان کنشکران اجتماعی حتی بدون وجود یک تنظیم کننده خارجی گرایش به عام‌گرایی یا خاص‌گرایی دارند؟
از دیدگاه چلپی در نظم اجتماعی سنتی روابط اجتماعی (communal relationship) بیشتر صبغه عاطفی دارد از این نظر روابط اجتماعی در سطح جامعه بیشتر انتشاری (diffusional) خاص‌گراست بنابراین منشاء ارزشی در جوامع دارای نظم سنتی نوعاً در ماوراء طبیعت و جامعه است. به‌نحوی که هنجارهای قانونی مبتنی بر سنت، هنجار اخلاقی مبتنی بر سنت‌گرایی و اعضای جامعه به رعایت سنت احساس تعهد دارند لذا نوآوری و خلاقیت فردی چندان جایی ندارد.
خاص‌گرایی تمایل نیازی است که کنشکران را به واکنش براساس ملاک‌ها انتخاب خاص و موقعیت سوژه در یک سیستم روابط با سوژه ترغیب می‌کند (ربانی و دیگران، 1388: 137).
رزیتا سپهرنیا در تحقیقی تحت عنوان بررسی نقش جهانی شدن در شکل‌گیری «خاص‌گرائی‌های فرهنگی» آورده است که خاص‌گرائی هیچ‌گونه تحمل و تساهل و همزیستی را بر نمی‌تابد و پلورالیسم در آن محلی از اعراب ندارد بر این اساس سه نوع خاص‌گرائی را می‌توان شناسائی کرد:
خاص‌گرائی منزوی: به دیدگاه عده‌ای اطلاق می‌گردد که گروه خود را از محیط اجتماعی و گروه‌های دیگر جدا نگه می‌دارند در عین اعتقاد به برتری فرهنگی خود، انفعال فرهنگی در پیش می‌گیرند.
خاص‌گرائی سرسخت و ستیزه‌جو: این گروه هم مطلق‌اندیش هستند و هم برتری فرهنگی خاص را ادعا می‌کنند با این تفاوت که جهانگیر شدن فرهنگ موردنظر را رسالتی غیر قابل چشم‌پوشی قلمداد می‌کنند.
خاص‌گرائی ریشه‌دار: می‌کوشد تمایز گروه‌های متأثر از فرایند جهانی شدن را حفظ کند. این خاص‌گرایان از گرایش‌های ادغام‌گر فرایند موردنظر آگاه هستند ولی بر حفظ تنوع در برابر آن ادغام و همگرائی تأکید می‌کنند (گل‌محمدی، 1381: 163).
رفتار خاص‌گرایی به‌منزله اتخاذ یک موضع تحت تأثیر نظام ارزشی برخاسته از خرده‌فرهنگ‌های متفاوت است. از نظر چلپی اگر در جوامع توسعه نیافته بتوان عمومیت ارزشی را برقرار کرد میزان همبستگی اجتماعی و تعمیم ساختاری بالا می‌رود که این کار با چارچوب ارزشی اجتماع امکان‌پذیر است به‌گونه‌ای که تمامی خرده‌فرهنگ‌های موجود در آن بتوانند در حوزه این ارزش‌ها حرکت کنند (ربانی به نقل از عظیمی، 1388: 142).
شهر اردبیل به‌عنوان مرکز یک استان مرزی متشکل از شهروندانی است که متأثر از عوامل برون‌مرزی و قومیت‌های متفاوت (کرد، تالش، تات، آذری) دارای تعلقات، تعصبات و خرده‌فرهنگ‌های متنوعی می‌باشند و موضوع خاص‌گرایی به‌عنوان یکی از موانع عمده توسعه مسئله‌ای است که دامنگیر گروه کثیری از شهروندان می‌شود حال آن‌که بیشتر اشخاص متأثر از نظام اجتماعی خود به‌نوعی خاص‌گرا هستند لذا در سنجش این ایستار قبل از آن‌که داشتن یا نداشتن ایستار خاص‌گرایانه مدنظر باشد، میزان و شدت آن مدنظر است.
اما بحث خاص‌گرایی و گرایش به آن به‌عنوان یک پدیده اجتماعی متأثر از شرایط و عواملی می‌باشد که این کار پژوهشی درپی تبیین میزان خاص‌گرایی و عوامل مرتبط یا آن می‌باشد. به‌عبارتی پژوهش حاضر با استناد به نظریه‌های جامعه‌شناختی درپی پاسخ به این سئوال است که میزان خاص‌گرایی در بین شهروندان شهر اردبیل تا چه حدی است؟ و عوامل مرتبط بر این گرایش کدامند؟
1ـ3ـ اهداف تحقیق1ـ3ـ1ـ هدف کلی بررسی میزان خاص‌گرایی شهروندان اردبیل و عوامل مرتبط با آن
1ـ3ـ2ـ اهداف جزئی تحقیق
شناخت رابطه بین اعتماد اجتماعی با میزان خاص‌گرایی.
شناخت رابطه بین احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و میزان خاص‌گرایی.
شناخت رابطه بین رضایت اجتماعی شهروندان و میزان خاص‌گرایی.
شناخت رابطه بین سنت‌گرایی شهروندان و کنش خاص‌گرایانه.
شناخت رابطه بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی شهروندان و خاص‌گرایی.
شناخت رابطه بین تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی در جامعه و گرایش به خاص‌گرایی.
1ـ4ـ اهمیت و ضرورت تحقیقدر شهر اردبیل به‌عنوان مرکز استان که شاهد مهاجرت و تحرک روانی جمعیت هستیم و مهاجرت به این شهر با اهداف دستیابی به امکانات اقتصادی، فرهنگی ـ رفاهی انجام می‌پذیرد و بدین طریق افراد دارای خرده‌فرهنگ‌های متفاوتی می‌باشند. فرآیند تفکیک اجتماعی از طریق تکثیر گروه‌بندی اجتماعی تعداد خرده‌فرهنگ‌ها را افزایش می‌دهد و افزایش خرده‌فرهنگ‌ها نیز به نوبه خود زمینه‌ی بالقوه اختلال نمادی را آماده می‌سازد. و اصولاً اگر جامعه‌ای حائز شرایطی چون افزایش جمعیت یا تفکیک اجتماعی بالا یا محیط با غلظت نمادی بالا یا عدم ارتباطات بین گروهی و یا ترکیبی از آن‌ها باشد آن‌گاه وافر بودن قواعد فرهنگی و اجتماعی از طریق تقسیم ارزش خاص‌گرایی را در بین کنشگران عمومیت می‌بخشد کما این‌که خاص‌گرایی مانع تعمیم ارزش در جامعه می‌شود متقابلاً عدم تعمیم ارزش موجب تقویت خاص‌گرایی می‌شود (چلبی، 1389: 142).
بنابراین با توجه به وجود خرده‌فرهنگ‌ها با مختصات اجتماعی، اقتصادی و قشربندی‌های متنوع در شهر اردبیل مانعی برای تحقق وفاق اجتماعی و مشارکت عموم شهروندان در عرصه‌های مختلف توسعه و مدیریت شهری قلمداد می‌گردند و این شرایط به‌خصوص در زمانی به‌عنوان یک مسأله اجتماعی دارای اهمیت است که شهروندان احساس کنند که شاهد عدالت توزیعی در حوزه اجتماعی نیستند به‌عبارتی رتبه‌ی اجتماعی افراد جهت دسترسی به منابع ارزشمند شهر یکسان نباشد و این تصور ذهنی جهت اکتشاف محقق در بین شهروندان از لحاظ دسترسی به چهار منابع ارزشمند یعنی: 1ـ منابع اقتصادی و مادی؛ 2ـ دارایی سازمانی یا دسترسی به قدرت سازمان یافته؛ 3ـ دارایی شهرت یا اعتبار اجتماعی یا دسترسی به تعهدات اجتماعی؛ 4ـ سرمایه یا میزان دسترسی به منابع معرفتی در جامعه برابر نیستند آن‌گاه شاهد موضع‌گیری‌های اجتماعی، اقتصادی وسایل در شهر می‌شویم که به نوبه خود تبعات نامناسب و کژکارکردهای پنهانی در سطح شهر می‌شویم با عنایت به موارد ذکر شده انجام این‌کار پژوهشی برای سنجش شدت و میزان خاص‌گرایی اهمیت و ضرورت می‌یابد.
1ـ5ـ سوالات تحقیقآیا بین میزان اعتماد اجتماعی و خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین میزان احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان رضایت اجتماعی و میزان خاص‌گرایی شهروندان رابطه وجود دارد؟
آیا بین احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
آیا میزان سنت‌گرایی شهروندان و کنش خاص‌گرایانه رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
آیا بین تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی در جامعه و گرایش به خاص‌گرایی رابطه وجود دارد؟
1ـ6ـ فرضیات پژوهشبین اعتماد اجتماعی با میزان خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد.
بین احساس محرومیت اجتماعی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه وجود دارد.
بین رضایت اجتماعی و میزان خاص‌گرایی شهروندان رابطه وجود دارد.
بین سنت‌گرایی شهروندان و کنش خاص‌گرایانه رابطه معناداری وجود دارد.
بین پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی شهروندان و خاص‌گرایی رابطه معناداری وجود دارد.
بین تصور شهروندان از گستره خاص‌گرایی در جامعه و گرایش به خاص‌گرایی رابطه وجود دارد.
1ـ7ـ قلمرو زمانی و مکانی تحقیققلمرو مکانی این تحقیق شهر اردبیل، واحد تحلیل کلیه‌ی افراد بین سنین 18 تا 64 ساله ساکن شهر اردبیل و قلمرو زمانی آن سال 1393 می‌باشد.
فصل دوم:
بررسی پیشینه و تدوین مبانی نظری
2ـ1ـ چارچوب تئوریکاز نظر سیمن ساختار بروکراسی جامعه جدید، شرایطی را ایجاد کرده است که در آن افراد نمی‌توانند عواقب و نتایج کار خود را کنترل کنند و مدیریت جامعه و سیستم پاداش اجتماعی نیز به‌گونه ای است که فرد، بین رفتار خود و پاداش دریافتی از سوی جامعه، نمی‌تواند ارتباطی برقرار کند در چنین وضعیتی احساس انفصال و بیگانگی، بر فرد مستولی شده و او را به کنش منفصلانه در قبال جامعه سوق می‌دهد. و این بیگانگی و احساس بی‌قدرتی تأثیر منفی بر عام‌گرایی دارد (تبریزی، 1375: 102).
از نظر «لوین» بیگانگی اجتماعی حالتی است که فرد خود را به‌عنوان بخشی از روند سیاسی و اجتماعی جامعه به‌شمار نمی‌آورد و کنش خود را در تعیین مسیر وقایع، بی‌تأثیر تلقی می‌کند (وطنی، 1387: 90).
دیدگاه ساختی ـ کارکردی:
در این دیدگاه بر ضرورتهای کارکردی و نیازهای یک نظام اجتماعی تأکید میشود. نظام اجتماعی گرایش به انجام وظایفی برای بقای نظام دارد که ساختهای اجتماعی وظیفه پاسخ دادن به این نیازها را دارند. پارسونز حیات اجتماعی را نوع خاصی از یک موجود زنده می‌داند. فکر زندگی اجتماعی به‌مثابه یک نظام (شبکهای از اجزای مختلف) بخش ساختاری نظریه وی و تشبیه به یک نظام زیستشناختی، بخش کارکردگرا را تبیین میکند. از این‌رو کارکردگرایی ساختاری عنوانی است که پارسونز به‌کار خود می‌دهد. یک نظام اجتماعی کنش، مانند بدن انسان نیازهایی دارد که باید ارضا شوند تا آن نظام برقرار بماند و اجزایی دارد که برای رفع آن نیازها عمل میکنند. همه نظامهای زنده گرایش به تعادل یا نوعی رابطه پایدار متوازن میان اجزای گوناگون و حفظ خود جدا از نظامهای دیگر دارند. تأکید پارسونز همواره بر ثبات و نظم است و در حقیقت نظریه اجتماعی کوششی است برای پاسخ به این سؤال که «نظم اجتماعی چگونه امکانپذیر است (روشه، 1376: 20).
پارسونز در دوره دوم زندگیاش بر جامعهشناسی آمریکایی تأثیر و نفوذ عمیقی داشت؛ چراکه در چارچوب کلی ساختارگرایی کارکردی، پارسونز قدرت برتر بود. در این دوره نظریههای وی جدی‌ترین نظریههای مورد بررسی در جامعهشناسی آمریکایی بودند. اوج شکوفایی پارسونز در این دوره مربوط به طراحی چارچوب مرسوم به آجیل (AGIL Framework) یا پارادایم چهار کارکردی (FourـFunction Pa--igm) حاصل شد که بر مبنای متغیرهای الگویی کنش (Pattern Variable of Action) وی قرار داشت (روشه، 1376: 24).
نظام کنش:
پارسونز در کارهای اولیه خود جریانهای مختلف اندیشه اجتماعی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم را در چارچوبی فراگیر ترکیب میکند. مهمترین ویژگی این ترکیب درهم آمیختن نظریات کنش اجتماعی کل‌گرا و فردگرا است. پارسونز با بهرهگیری همزمان از رهیافتهای فردگرا و کلگرا به سازماندهی کنش‌های فرد در نظامهای کنش میپردازد. پارسونز همچنین دنیای اجتماعی را از زاویه افکار مردم به‌خصوص هنجارها و ارزشها مشاهده میکرد. هنجارها قواعدی اجتماعاً پذیرفته شدهاند که مردم آن‌ها را به‌کار میگیرند تا درباره کنشهای خود تصمیمگیری کنند. مهمترین فرایندهای اجتماعی تبادل معنا، نمادها و اطلاعات است (کرایب، 1378: 53). پارسونز بیش از نظریهپردازان قرن نوزدهم تلاش کرد تا روابط میان فرهنگ، شخصیت و ساختار اجتماعی را با ارائه الگوهای تجریدی و دارای قابلیت کاربرد عام به‌شکلی نظاممند در قالب نظریه بیان کند (اسمیت، 1383: 46). وی با تأکید بر لزوم ایجاد یک نظریه عمومی و منظم برای روابط انسانی، توسعه یک نظریه انتزاعی را زمینه اصلی شکوفایی علم و موجب تسهیل نظریات تجربی قلمداد میکرد. پارسونز تحت تأثیر وبر و تا حدی توماس، کنش اجتماعی را به‌عنوان موضوع اصلی جامعه‌شناسی خویش معرفی کرده و نظریه پیچیدهای را درباره آن عرضه میکند (ادیبی، 1354: 137). پارسونز معتقد است که تمام نظریات، در حال حرکت به سمت نوعی نظریه ارادهگرایانه کنش هستند که در آن انسانها انتخابکننده و تصمیمگیرنده در مورد اهداف گوناگون و وسایل مختلف برای رسیدن به آن‌ها هستند. کنش بنیادی از یک کنشگر، وسایل، اهداف و محیطی ساخته میشود که شامل موضوعات مادی و اجتماعی و هنجارها و ارزشهاست (کرایب، 1378: 55). پارسونز اندیشه کنش را به مفهوم نظام اجتماعی بسط میدهد. نظام اجتماعی حول هنجارها و ارزشهایی ساخته میشود که بخشی از محیط کنشگران را تشکیل میدهد (کرایب، 1378: 56). از نظر پارسونز، کنش نوعی از رفتار است که جنبه آگاهانه دارد. وی از میان کنشها، کنش متقابل اجتماعی را مورد توجه قرار میدهد و فرد را در مرکز این نظریه قرار میدهد. پارسونز معانی مختلفی از نظام اجتماعی دارد. در یک‌جا آن را شبکه روابطی میداند که عاملین را دربر می‌گیرد و در جای دیگر تجمع افراد را در کنش متقابل میداند (ادیبی، 1354: 138).
پارسونز در کتاب «ساختار کنش اجتماعی» نظریهای با عنوان نظریه سیستمها دارد. وی در این نظریه نظام کنش را متشکل از چهار جزء میداند که عبارت‌ا‌‌ند از: نظام فرهنگی، نظام اجتماعی، نظام روانی و نظام زیستی. پارسونز برای این خرده‌سیستمها الگویی با عنوان آجیل AGIL معرفی میکند که برای حفظ و بقای یک سیستم اجتماعی لازمند و به کارکردهای هر سیستم در جهت بقای جامعه اشاره دارند (اسمیت، 1383: 57).
هر نظامی در هر سطحی برای این‌که بقا پیدا کند باید چهار نیاز یا پیشنیاز را برآورده کند که پارسونز آن را پیششرط‌های کارکردی مینامد. این پیششرط‌ها عبارت‌اند از:
1ـ انطباقپذیری (Adaptation)؛ هر نظامی باید با محیط خود انطباق پیدا کند.
2ـ دستیابی به هدف (Goal Attainment)؛ هر نظامی باید وسایلی برای بسیج منابع خود داشته باشد تا بتواند به هدفهای خود دست یابد و رضایت حاصل کند.
3ـ یکپارچگی (Integration)؛ هر نظامی باید هماهنگی درونی اجزای خود را حفظ کند و شیوه‌های برخورد با انحراف را به‌وجود آورد؛ به‌عبارت دیگر باید خود را منسجم نگه دارد.
4ـ حفظ انگاره (Latent Pattern Maintenance)؛ هر نظامی باید تا حد ممکن خود را در حالت تعادل نگه دارد (چلپی، 1373: 128).
هریک از این کارکردها مربوط به یکی از نظامهای اجتماعی است. سازگاری و انطباق با جهان مادی کارکرد نظام اقتصادی، تحقق اهداف در نظام اجتماعی کارکرد نظام سیاسی، یکپارچگی و حفظ نظم مرتبط با نظام حقوقی و قانونی و الگوی پنهان حفظ نظم وظیفه نظام فرهنگی است (چلپی، 1373: 130).
در این الگو تمام نظامها قدرت برابر ندارند. درست است که هریک از این سیستمها از هم مستقل و مجزایند، اما در این میان اهمیت نظام فرهنگی از سایر نظامها بیشتر است. پارسونز نظام فرهنگی را شامل سه قلمرو عمده میداند:
1ـ قلمرو نهادهای شناختی؛ که با اندیشهها و باورهای مربوط به جهان خارج در ارتباط است.
2ـ نهادهای بیانی؛ مثل هنر و موسیقی که در ارتباطات عاطفی به‌کار میروند.
3ـ معیارها و هنجارهای اخلاقی؛ که با درستی و نادرستی کنشهای انسانی ارتباط دارند.
نظام فرهنگی از نظر پارسونز ادغام و اجتماعی ‌شدن افراد در جامعه است. کنش اجتماعی افراد دربرگیرنده گزینشهایی است که براساس ارزشها و هنجارهای درون نظام فرهنگی مشخص می‌شوند؛ یعنی افراد براساس ارزشهای فرهنگی که در آن‌ها درونی شده به کنش اجتماعی میپردازند (چلپی، 1373: 141).
متغیرهای الگویی پارسونز:
پارسونز برای تحلیل کنش، شیوههای متفاوتی را طراحی کرده و آن را متغیرهای الگویی مینامد. متغیرهای الگویی دو جنبه مختلف از کار پارسونز را در کنار یکدیگر قرار میدهند: نظریه کنش و نظریه نظامها. هم کنشهای فردی و هم سازمانبندی نظام را میتوان نوعی انتخاب از میان بدیلهای مختلف تلقی کرد. همه کنشها متضمن این انتخاباند و چهار جفت بدیل اصلی در این زمینه وجود دارد:
1ـ خاصگرایی ـ عامگرایی؛ میتوان یک شیء را چیزی خاص و منحصر به‌فرد (رفتار فرزندان) یا واحدی از یک طبقه عمومی به‌شمار آورد.
2ـ عاطفی ـ بیطرفی عاطفی؛ در یک رابطه اجتماعی یا با تمامی احساسات (رابطه با فرزندان) و یا بی‌طرفانه میتوان وارد شد مثل دانشجویان.
3ـ کیفیت ـ عملکرد؛ میتوان برای یک شیء به‌خاطر خودش ارزش قایل شد (فرزندان) یا به‌خاطر کاری که میتوان با آن انجام داد.
نظریه سومبارت:
طبق این نظریه از آنجا که تعارض شدید طبقاتی و فاصله عظیم بین روستائیان و شهریان موجب پرهزینه بودن تحرک اجتماعی در جامعه می‌گردد از افراد برای ارتقای اجتماعی به‌صورت دسته‌جمعی رغبت بیشتری خواهند داشت (‌قوم‌گرایی) و دسته‌جمعی عمل خواهند نمود به نظر سومبارت به‌دلیل فاصله عمیق شهر و روستا و ساکنان شهر و ساکنان روستا؛ روستائیان سعی می‌نمایند با استفاده از نهادهای موجود در روستا دست به اقدامات مشارکتی بزنند تا زمینه توسعه را فراهم نمایند (کلانتری، 1372: 34).
نظریه راجرز:
راجرز که از سرآمدان مکتب نوسازی است عنصر آگاهی و آموزش اجتماعی را از مهمترین ارکان تغییر و تحول اجتماعی می‌داند و فقدان آن را یکی از موانع اجتماعی نوسازی تلقی می‌نماید. به اعتقاد راجرز در جریان دگرگونی و توسعه روستاها شناخت و آگاهی از خصوصیات فرهنگی دهقانان از اهمیت به‌سزایی برخوردار است. به‌عقیده راجرز دهقانان معمولاً در عکس‌العمل نسبت به ایده‌های تازه فاقد نوآوری می‌باشند آن‌ها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می‌شده است دنبال می‌کنند «که این نظریه نیز با آگاهی قبلی و شناخت نسبت به یک عمل و رفتار برای مشارکت در آن و یا عدم مشارکت تأکید دارد» (روکس برو، 1370: 155؛ به نقل از نوروزی، 1388: 254).
نظریه کنش ارتباطی:

متن کامل در سایت امید فایل 

کنش ارتباطی، نوعی کنش اجتماعی معطوف به حصول تفاهم می‌باشد. بر مبنای این نظریه، کنش‌گران برای رسیدن به یک درک مشترک از طریق استدلال، وفاق و همکاری با یکدیگر ارتباط متقابل برقرار می‌کنند (مهدوی و دیگران، 1385: 2).
پیشینه این نظریه را باید در آثار و اندیشه‌های یورگن هابرماس (Jurgen Habermas: 1929) از متفکران برجسته فلسفه و علوم اجتماعی و از نظریه‌پردازان انتقادی پسامارکسیست آلمانی، جستجو کرد و در واقع باید این تئوری را از شناخته شده‌ترین ایده‌های هابرماس به‌شمار آورد. ردپای این نظریه که در قسمت بیشتر آثار وی به‌چشم می‌خورد، برای اولین‌بار در کتاب دو جلدی او تحت عنوان «نظریه کنش ارتباطی» (1981) ارائه گردید.
هابرماس در این کتاب تحلیل پیچیده‌ای از جامعه سرمایه‌داری ارائه کرده و روش‌های ممکن را که ازطریق آن‌ها می‌توان در برابر اثرات ناشی از عقل ابزاری (عقلانیت وبری) پایداری کرد که همانا اخلاق و آزادسازی ارتباطی بود، بررسی کرد و کنش ارتباطی را در برابر کنش معقول و هدف‌دار ماکس وبر (MaxWeber: 1864ـ1920) مطرح ساخت (نوذری و دیگران، 1386: 71).مفهوم‌شناسی کنش ارتباطی:
در تبیین و بررسی مفهوم کنش ارتباطی، لازم است در ابتدا به مفهوم‌شناسی «کنش اجتماعی» به‌عنوان مقسم «کنش ارتباطی» پرداخته شود تا پس از روشن شدن مفهوم آن بتوان به‌درستی به معنای کنش ارتباطی رسید.
کنش اجتماعی (Social Action) که ناظر به رفتارهای بشری در محیط‌های مختلف اجتماعی می‌باشد، در اندیشه «وبر» حائز خصوصیات و معیارهایی است که با دانستن آن‌ها، با این مفهوم آشنایی پیدا می‌کنیم. این معیارها عبارت‌اند از:
1ـ توجه فرد رفتار کننده به رفتار، حضور و یا وجود دیگران؛ هر نوع برخورد انسان خصلت اجتماعی ندارد، بلکه لازم است کنش‌گر اجتماعی با توجه به حضور یا کنش دیگری، دست به رفتاری بزند.
2ـ معنادار بودن کنش؛ کنش فرد باید دارای ارزش علامت یا نشانه‌ای (نمادین) برای دیگران و کنش دیگران هم ارزش یا نماد (سمبل) برای خود فرد داشته باشد. به‌عبارت دیگر صرف درنظر داشتن دیگری برای آن‌که کنش اجتماعی باشد کافی نیست بلکه فرد باید با کنش خود نشان دهد که انتقادات دیگران را فهمیده است و کنش او به‌منظور پاسخ به آن است و یا نشان دهد که قصد ندارد بدان پاسخ دهد.
3ـ متأثر بودن کنش؛ رفتار اشخاصی که در یک کنش اجتماعی دخالت دارند بایستی تحت تأثیر ادراک آن‌ها از معنای کنش دیگران قرار گیرد و به‌عبارت دیگر کنش اجتماعی برحسب این‌که مانند عمل بسیاری از افراد، عملی متأثر از دیگران باشد، مشخص می‌شود. شایان ذکر است که وبر کنش اجتماعی را به شیوه‌ای ذهنی یعنی براساس معیارهای درونی افراد بیان می‌نماید. در مقابل، «امیل دورکیم» به‌نحو عینی به کنش اجتماعی نگاه کرده و خصوصیت اجتماعی کنش را از طریق فشارها و جبری که از خارج بر کنش افراد اعمال می‌شود تعیین می‌نماید (روشه، 1379: 28).هابرماس در کتاب «نظریه کنش ارتباطی» در تبیین کنش ارتباطی می‌نویسد:
«در مقابل این‌ها (کنش راهبردی و ابزاری) من از کنش ارتباطی سخن می‌گویم؛ آنجا که کنش‌های کارگزاران نه از طریق محاسبات خودخواهانه موفقیت بلکه از طریق عمل حصول تفاهم هماهنگ می‌شود. در کنش ارتباطی مشارکت‌کنندگان در وهله اول به‌سوی موفقیت‌های فردی خود سمت‌گیری نمی‌کنند آن‌ها هدف‌های فردی خود را تحت شرایطی دنبال می‌کنند که بتوانند نقشه‌های کنش خود را بر مبنای تعاریف مشترک از وضعیت هماهنگ کنند» (هابرماس، 1373: 39). در مورد مفهوم «حصول تفاهم»‌ که مؤلفه کلیدی فهم کنش ارتباطی به‌شمار می‌رود نیز باید توجه داشت که مراد از این اصطلاح، رسیدن به هم‌فهمی دوطرفه در کنش ارتباطی بوده و بنا به گفته خود هابرماس مراد از آن فرآیند رسیدن به توافق در میان فاعلان در مقام گوینده و عمل کننده می‌باشد (چلپی، 1373: 73).
هابرماس در کتاب «نظریه کنش ارتباطی» در تبیین کنش ارتباطی می‌نویسد:
«در مقابل این‌ها (کنش راهبردی و ابزاری) من از کنش ارتباطی سخن می‌گویم؛ آنجا که کنش‌های کارگزاران نه از طریق محاسبات خودخواهانه موفقیت بلکه از طریق عمل حصول تفاهم هماهنگ می‌شود. در کنش ارتباطی مشارکت‌کنندگان در وهله اول به‌سوی موفقیت‌های فردی خود سمت‌گیری نمی‌کنند آن‌ها هدف‌های فردی خود را تحت شرایطی دنبال می‌کنند که بتوانند نقشه‌های کنش خود را بر مبنای تعاریف مشترک از وضعیت هماهنگ کنند.» در مورد مفهوم «حصول تفاهم»‌ که مؤلفه کلیدی فهم کنش ارتباطی به‌شمار می‌رود نیز باید توجه داشت که مراد از این اصطلاح، رسیدن به هم‌فهمی دوطرفه در کنش ارتباطی بوده و بنا به گفته خود هابرماس مراد از آن فرآیند رسیدن به توافق در میان فاعلان در مقام گوینده و عمل کننده می‌باشد (هابرماس، 1373: 39).
نظریه جورج هومنز:
جهت تئوری مبادله و اراء جورج هومنز هر رفتاری که پاداش بیشتری را برای فرد به‌دنبال داشته باشد و یا فرد معتقد باشد که چنین پاداش در انتظار اوست احتمال این‌که آن رفتار از فرد سر بزند یا تکرار پذیرد بیشتر خواهد بود. هومنز با استفاده از 5 قضیه مهم مبادرت به تبیین عمل انسانی (رفتار انسانی) می‌کند.
1ـ قضیه اول: موفقیت عملی که منجر به پاداش می‌گردد ـ تکرار می‌شود.
2ـ قضیه دوم: انگیزه، اگر در گذشته وجود یک انگیزه خاص و یا یک مجموعه از انگیزه‌ها فرصتی بوده است که در آن رفتار شخص به پاداش منجر می‌شود هر قدر وضعیت جدید شبیه گذشته باشد احتمال این که فرد به انجام عمل یا اعمال مشابه به آن دست بزند بیشتر است.
3ـ قضیه سوم: هر اندازه نتیجه یک عمل برای شخص با ارزش باشد به همان اندازه علاقه وی نسبت به تکرار آن عمل بیشتر می‌شود.
4ـ قضیه چهارم: محرومیت یا اشباع؛ هر اندازه فرد در گذشته نزدیک نوعی خاصی از پاداش را دریافت کرده باشد به همان اندازه واحدهای بعدی آن پاداش برای وی ارزش کمتری درپی خواهد داشت.
5ـ قضیه پنجم: پرخاش، تجاوز و تأیید (توسلی، 1386: 92).
در جامعه‌شناسی به‌طورکلی دو دسته سطوح تحلیل مختلف دیده می‌شود؛ سطح خرد و سطح کلان. برخی دانشمندان نیز قائل به سطح سومی به نام سطح میانی هستند. جامعه‌شناسی کلان، عبارت است از تحلیلی که مجتمعات وسیع (مانند شهر)، نهادهای بزرگ جامعه (مثل مسجد، آموزش و پرورش و به‌طور کلی دستگاه‌های اجتماعی) و ساختارها را مورد توجه قرار می‌دهد. «جامعه‌شناسی کلان با بررسی یک نظام مثل نظام سرمایه‌داری و امثال آن، تلاش می‌کند تا تطوّر و دگرگونی آن‌ها را آشکار سازد و قوانین حاکم بر این نظام یا هر نظام اجتماعی دیگری را به‌طورکلی تبیین کند. جامعه‌شناسی کلان، همچنین به مطالعه فرایندهای درازمدت تغییر و دگرگونی، مانند توسعه صنعتی و امثال آن و تحلیل آن‌ها می‌پردازد. تحلیل کلان و تحلیل خرد، پیوند وثیقی با یکدیگر دارند و این‌گونه نیست که در تحلیل‌های جامعه‌شناسانه، کاملاً جدا مورد استفاده قرار بگیرند. به‌عنوان مثال، مطالعه زندگی روزانه افراد تحلیل خرد است؛ اما وقتی مطالعه زندگی روزانه افراد را در درون نظامی که در آن قرار گرفته‌اند، بررسی کنیم، تحلیل کلان صورت گرفته است؛ زیرا شیوه‌های زندگی روزانه افراد هم تا حد زیادی، متأثر از چارچوب نهادهای وسیع‌تری هستند، که داخل آن به‌سر می‌برند. از نظریه‌های کلان در جامعه‌شناسی می‌توان به نظریه‌‌های نومارکسیستی و کارکردگرایی ساختاری اشاره کرد (ریتزر، 1379: 105).
بنابراین در این کار پژوهشی سطوح مختلف (خرد، میانه و کلان) خاص‌گرایی با شاخص‌های مدنظر مورد بررسی قرار می‌گیرند.
متغیرهای الگویی پارسونز:
کنش اجتماعی در اصطلاح دربر گیرنده گزینشهای ارادی افراد و گروهها برای محقق ساختن اهداف مورد نظرشان است. در این معنا کنش اجتماعی باید برای آن‌هایی که درگیر آن هستند معنادار باشد.
نظریه کنش ریشه در کار ماکس وبر (Max Weber‌: 1920ـ1864) ، در زمینه کنش اجتماعی دارد. هر چند وبر کارش را بر پایه مفروضاتی در زمینه کنشگران و کنش بنا نهاده بود، اما علاقه اصلیاش متوجه تأثیر الزام‌های فرهنگی و ساختاری روی کنشگران بود (ریتزر، 1381: 532).تالکوت پارسونز ( :Talcott Parsons1979ـ1902) نیز در سال 1937، کتاب «ساختار کنش اجتماعی» را به انتشار رساند و در آن مجموعه‌ای از مفاهیم تعیین‌کننده رفتار بشر را در قالب نظریه عام کنش به‌‌نحوی منسجم ارائه کرد. او این نظریه اساسی را در آثار بعدیاش، «سیستم اجتماعی» و «به‌سوی نظریه عام کنش»، که هردو را در سال 1951 به‌چاپ رساند اصلاح کرد. پارسونز علاقه داشت که نظریه کنش را از رفتارگرایی متمایز سازد. رفتار، دلالت بر واکنش مکانیکی در برابر محرک‌ها دارد، حال آن‌که اصطلاح کنش بر یک فراگرد فعالانه، خلاقانه و ذهنی دلالت میکند (ریتزر، 1381: 529).
به‌نظر پارسونز سنتهای فرهنگی اصلی غربی دیدگاههای متناقضی نسبت به جامعه دارند. از یک طرف دیدگاه‌هایی بودند (مانند فایدهباوری، رفتارگرایی، مارکسیسم و داروینیسم اجتماعی) که آدمی را درحال انطباق با نیروهای فیزیکی یا اجتماعی میدانستند که خارج از کنترل مستقیم‌اش قرار دارند. این نیروها آدمیان را وامیدارند تا به شیوههای معینی عمل کنند. از طرفی دیگر دیدگاه‌های رقیبی (ایده‌الیسمآلمانی، تاریخباوری و پراگماتیسم آمریکایی) وجود داشت که آدمی را مبدع و مدیر اعمال خود میدانند. چنین دیدگاههایی شامل آن دسته از تبیینهایی میشود که رفتار را به ارزشها یا باورهای فرد ارجاع میدهند. وی قصد داشت دیدگاهی خلق کند که آزادی شخصی و تعینگرایی عینی را در هم ادغام کند تا به این وسیله شالوده‌های فکری مستحکمی برای لیبرالیسم غربی بنیان‌گذاری کند (ربانی، 1388: 139).
 
عناصر اصلی کنش:
پدیده بنیادی در نظریه کنش پارسونز همان چیزی است که او واحد کنشی خوانده است. او این پدیده را برحسب چهار عنصر سازنده مشخص میکند:
1ـ این واحد به وجود یک کنشگر نیاز دارد؛
2ـ واحد کنشی مستلزم هدف یا وضعیتی آتی است که کنشگر نسبت به آن جهت‌گیری میکند؛
3ـ این کنش در موقعیتی انجام میگیرد که مستلزم دو عنصر است: چیزهایی که کنشگر نمیتواند تحت نظارت داشته باشد و دیگر آن چیزهایی که کنشگر میتواند بر آن‌ها نظارت داشته باشد.
4ـ هنجارها و ارزش‌ها در جهت تعیین گزینش وسایل دستیابی به هدف‌ها نقش بازی میکنند.
درنتیجه به‌نظر پارسونز کنشها متشکل هستند از: ساختارها و فرایندهایی که موجودات انسانی به کمک آن‌ها نیات معنادار را شکل میدهند و به‌گونهای موفقیتآمیز، آن‌ها را در وضعیتهای واقعی، عملی میکنند. نظریه کنش اجتماعی شامل چهار مرحله است:
در اولین مرحله کنشگران برای اقدام به کنش، به‌ویژه برای دستیابی به هدفی دلخواه برانگیخته می‌شوند.
در مرحله دوم کنشگران باید راه‌های رسیدن به هدف دلخواهشان را پیدا کنند.
در سومین مرحله، کنشگران باید از پس شرایطی که مانع از دستیابی آنان به هدف میشوند برآیند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *