دانلود فایل - مقاله دانشگاه

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

آموزش دادن، نیازمند برنامه های خاصی است که باعث هدایت دانش آموز میشود. از میان این برنامه ها میتوان به مشاوره اشاره کرد که با پیشرفت و ایجاد انگیزه رابطه دارد . کمبود مشاوره مشکلی است که میتواند به عملکرد ضعیف تحصیلی منجر شود وهمچنین مشکلات سازگاری را همراه داشته باشد (رحمتی،1389).
بیان مسئلهمشاوره با ایجاد تفکر درست مایه رشد وتوسعه ذهن ، افکار وتصورات میشود (سولسون ،2005) معتفداست درمان هایی مانند آرامش دادن درونی ،تفکر مثبت ودرست ،تغییرشیوهء تفکر، داروهای بدون عوارض هستند که نیاز به تجویز پزشک ندارد. محققان دریافتند که اندیشهء درست، امیدواری را دردلها می کارد و توسعهء آن راهی است برای غلبه بر اضطراب (به نقل از مردان ،1388).
جوان یا نوجوان در دوره دبیرستان با بحران ها ومشکلات زیادی (هویت یابی ،عزت نفس )روبرو میباشد و دچار ناسازگاری می شود. برای پشت سر گذاشتن این دوره با موفقیت ،نیاز به راهنما یی ویادگیری مهارت دارد . یکی از آن راهها مشاوره است که تقویت انگیزه پیشرفت تحصیلی وارتقاء سطح خودپنداره را که ایجاد می کند.
یکی از مشکلات نوجوانان وجوانان در سالهای اخیر فقدان انگیزه می باشد. دانش آموزانی هستند که از لحاظ توانائی واستعداد یادگیری شبیه بهم اند، ولی در پیشرفت تحصیلی تفاوت هایی با هم دارند . این تفاوتها در فقدان انگیزه باعث ناکامی در تحصیل می شود و همچنین باعث افزایش هزینه های تحصیلات می گردد که سالانه بخشی از بودجه های کشور به دلیل افت تحصیلی وکارکرد پایین آموزشی بهدر می رود (کهنوایی ،1380).
مسأله پیشرفت تحصیلی یکی از مسائل امروز، در آموزش وپرورش دنیاست. اگر بخواهیم دانش آموزان موفق تری پرورش دهیم ، ضروری است عوامل موثر در موفقیت تحصیلی را شناسایی وبرنامه ریزی دقیقی داشته باشیم. این شناسایی علتها در بازنگری هدفهای آموزش و پرورش برمبنای علاقه ها، استعدادها، ظرفیت ها و با توجه به نیازهای جامعه، به برنامه ریزی درسی نیاز دارد (حسینی طباطبایی و قدیمی مقدم، 1388) .
از جمله مهارتها که مورد تأکید زیاد مربیان بوده است، مشاوره وراهنمایی می باشد. کمک میکند تا تصمیمات خود را با آگاهی انتخاب نمایند (خانزاد،1383). اهمیت این موضوع باید در نظر والدین، مربیان و مسئولان تعلیم وتربیت باشد .
نظریهء نظام های انگیزشی (MST) فورد ،از جمله نظریاتی است که در آن رابطه بین مهارتها وپیشرفت تحصیلی بیان شده است. این نظریه ابعاد مختلفی دارد ویک مدل جامع برای انگیزه ی همه رفتارهای انسان است. (دیوید برنز، 1999) در این نظریه رابطهء بین دادن مهارتها وپیشرفت تحصیلی را به شکلی تحولی ارائه داده است. این رابطه، اهداف مشاوره را با اهداف تحصیلی ، پیشرفت می دهد. یعنی پیشرفت در مشاوره مقدمه مهمی است برای پیشرفت در تحصیل.
عدم وجود انگیزه ی پیشرفت رضایت بخش دانش آموزان در تحصیل، معضل اصلی خانواده ها محسوب می شود و وجود انگیزه برای تحصیل وپیشرفت در دورهءدبیرستان به دلیل دوره ورود به آموزش عالی از حساسیت بیشتری برخوردار است .
برهمین اساس در این پژوهش تأثیر آموزش راهبردهای شناختی و مشاوره بر عملکرد تحصیلی و انگیزه ی پیشرفت دانش آموزان وارتقاء خود پنداره ی دانش آموزان در دوره ی متوسطه مورد بررسی قرار گرفت.
اهمیت و ضرورت پژوهشاز آنجایی که عوامل پیچیده وگاه ناشناخته ای برکمیت وکیفیت یادگیری دانش آموزان وپیشرفت تحصیلی آنها تأثیر می گذارد، ویکی از عواملی که می تواند تأثیر زیادی در پیشرفت تحصیلی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته وگاه بعنوان یک عامل مستقل مطرح ومورد برسی قرار گیرد، انگیزه تحصیلی دانش آموزان میباشد. در حقیقت به جهت ارتباطهای موجود بین انگیزه تحصیلی وپیشرفت تحصیلی، برخی از متخصصان وپژوهشگران حوزه آموزش وپرورش توجه زیادی به انگیزه تحصیلی وعوامل تأثیر گذار به آن داشته اند. در چنین موقعیت هایی آموزش مهارتهای اساسی برای نوجوانان وجوانان به منظور تقویت انگیزهء آنها و بالطبع بالا بردن خودپنداره وموفقیت تحصیلی آنها بسیار مفید وسودمند خواهد بود.
بر طبق بررسی ها می توان مهارتها یی را یاد گرفت تا در عدم پیشرفت تحصیلی ایمن شد. آموزش این مهارتها بوسیلهء مشاور وراهنما یی به دانش آموز کمک می کند تا خود را بهتر بشناسد ودر بارهء خود وزندگی بهتر بیندیشد.
در آموزش دادن مهارتها، دانش آموز تشویق می شود تا تجربه های خود ونقش آن در افزایش خود پندارهءمثبت و درافزایش احترام به خود را بشناسد ودر عین حال توانایی شناخت جنبه های مثبت دیگران را کسب نمایید ومی آموزند تا ارتباط میان افکار واحساسات و رفتارهای خود را درک کنند.
آموزش این مهارتها به خود پندارهء دانش آموز دیدگاهی مثبت و واقع بینانه می دهد تا بتواند در جهت افزایش انگیزه خود در راه پیشرفت تحصیلی گام بردارد.
اهداف پژوهشهدفهای کلی پژوهش به شرح زیر است :
تأثیر مشاوره بر انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و خود پنداره دانش آموزان آموزش و پرورش تهران می باشد.
از دیگر اهداف، تعیین تاثیر مشاوره بر دانش آموزانی که نمی توانند خودشان را با موقعیت جدید سازگار سازند. زیرا بر طبق نظر (پینتریچ، 2003 )، غالبا دانش آموزان با موقعیت هایی که مواجهه می شوند نمی توانند خواسته های خود را برآورده سازند و تکالیفشان را با کمک دیگران انجام می دهند.
فرضیات پژوهشی:
1- بین مشاوره و راهنمایی و ایجاد انگیزه ی تحصیلی رابطه ی مستقیم و مثبت وجود دارد.
2- بین مشاوره و راهنمایی و ایجاد خودپنداره درست به دانش آموزان رابطه ی مستقیم و مثبت وجود دارد.
1-6 متغیر های پژوهش
متغیرهای ملاک در این پژوهش:بررسی مهارتها برمشاوره و راهنمایی
متغیرهای پیش بین: انگیزه پیشرفت تحصیلی و خود پنداره
متغیر کنترل : جنس، سن، سطح تحصیلات متغیر کنترل هستند.
تعاریف نظری وعملیاتی
مشاوره و راهنمایی :
به معنای دادن دیدی درست، نگرشی واقع بینانه به فرد در زمینه ی تحصیلی ، شغلی خانوادگی و غیره (سنتراک، جان دبلیو2003، ترجمه براتی سده و صادقی، 1386).
وایتزمن نیز به این نکته اشاره کرده است که دادن مهارت ها عبارت است از : فرآیندهای مرکبی که فرد را قادر می سازد بگونه ای رفتار کند که دیگران او را با کفایت تلقی کنند. در واقع مهارت ها، توانایی ها و استعدادهای لازم فرد برای انجام رفتارهای هدفمند و موفقیت آمیز می باشد (نظیری ، 1371).
خود پنداره:
نظریه پردازان زیادی به تعریف آن پرداخته اند و نقطه ی اشتراک اشان، نوعی ارزیابی فرد از خود می دانند. به عبارت دیگر خودپنداره ، فرآیند قضاوت درباره ی ارزش خود است که از عوامل آن می توان به میزان احترام و پذیرش از سوی دیگران و موفقیت های فرد در گذشته ، ارزش ها و انتظارات فرد و... اشاره کرد( شاملو ، 1384).
انگیزه پیشرفت :
گشتاسبی، محمود(1375)، انگیزه ی پیشرفت تحصیلی را آن دسته از رفتارهایی می داند که با یادگیری و پیشرفت در ارتباط باشد.
کریمی (1385) انگیزه ی پیشرفت تحصیلی را نیازی می داند که به یادگیری تکالیف درسی سرعت می بخشد تا شخص با کیفیت یافتن و کامیابی ، افتخار کسب کند.
تعریف عملیاتی
مشاوره و راهنمایی:
آشنایی دانش آموز با مهارتهای تحصیلی که در8 جلسه ی نیم ساعته به صورت فردی به دانش آموز ارائه شده است.
انگیزه ی پیشرفت :
انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموز ، نمره ی کسب شده از اجرای پرسشنامه انگیزه ی پیشرفت تحصیلی هرمنس می باشد که دامنه ای از 29-116 را دربر می گیرد.
خودپنداره :
برای سنجش خودپنداره نمره ای است که از پرسشنامه ی مقیاسه ای خودپنداره راجرز بدست می اورد.

205362669290ادبیات و پیشینه تحقیق
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
فصل دوم

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیقتاریخچه مشاوره و راهنمایی:راهنمایی و مشاوره به معنای اعم اختصاص به زمان معینی ندارد. انسان از آغاز حیاط اجتماعی خود تاکنون، در مواردی احتیاج به راهنمایی و مشاوره را درخود احساس کرده است. با وقوع انقلاب صنعتی و ماشینی شدن مشاغل، تحولات عظیمی در انتخاب حرفه و شغل پدید آمد که اهم آن بطور خلاصه به قرار زیرند:
(1)افراد از این پس شغل پدر را دنبال نمی‏کردند و به دنبال آن نمی‏رفتند.
(2)بعضی از مشاغل از بین رفته و نابود شدند و مشاغل جدیدی جایگزین آنها شدند.
(3)بعضی از والدین توصیه می‏کردند که فرزندانشان دنبال شغل آنها نروند و شغل دیگری را برای خود برگزینند.
(4)هیچکس نمی‏دانست در آینده چه مشاغل جدیدی بوجود خواهد آمد.
راهنمایی و مشاوره به معنای تخصصی، از اوایل قرن بیستم به تدریج معمول شد و در پنجاه سال اخیر گروهی از مشاوران حرفه‏ای با تخصص‏های لازم مسئولیت سنگین راهنمایی و کمک به افراد را برعهده گرفتند.
با صنعتی شدن کشورها و ماشینی شدن راهنمایی بصورت حرفه‏ای آغاز شد و کم کم دامنۀ وسیعتری پیدا کرد و امروزه مسائل روانی، اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی و تربیتی را شامل می‏شود.
راهنمایی حرفه‏ای در سال 1908 توسط فرانک پارسونز مطرح گردید. در انگلستان برابر قانون 1944، موضوع راهنمایی، پیش‏بینی و از 1948 اجرا شد.
در فرانسه با تحقیقات روانشناسی بینه (Binet) و پیرون (Pieron) باعث شد تا راهنمایی تحصیلی در سال1922وارد مرحله ی تازه ای شود.
تاریخچه مشاوره و راهنمایی در ایران و سیر تحول آن تاریخچۀ سیر تحول مشاوره و راهنمایی در ایران را می‏توان به سه دوره تقسیم کرد:
1 - دوره احساس نیاز و تهّیه مقدّمات برای ایجاد و اجرای برنامه‏های راهنمایی.
2 - برنامه‏های مشاوره و راهنمایی قبل از انقلاب.
3- برنامه‏های مشاوره و راهنمایی بعد از انقلاب.
دوره احساس نیاز و تهیه مقدمات:
این دوره از سال 1332 آغاز و تا سال 1350، یعنی 18 سال طول کشید. در سال 1332
مرکز مورد بحث برای اولین بار ، مسابقات عمومی دانشگاه را با استفاده از تست اجرا کردند، وزارت آموزش و پرورش هم از همین سال به اجرای برنامه‏های راهنمایی حرفه‏ای برای دانش‏آموزان مبادرت کرد.
در کنفرانس تعلیمات متوسطه مشهد که در اردیبهشت 1337 تشکیل شده بود، مسئله راهنمایی بصورت جدی مورد بحث قرار گرفت و قرار شد برای عملی ساختن برنامه راهنمایی، مطالعاتی آغاز گردد. عده‏ای از متخصصان داخلی و خارجی طرحی تهّیه کردند که در کنگرۀ فرهنگیان در مرداد ماه 1337 مورد مطالعه قرار گرفت و پس از اصلاحاتی با اضافه کردن یک فصل به آیین‏نامۀ دبیرستان‏ها پیشنهاد شد.
این آیین نامه در تیر ماه 1338 به تصویب شورای عالی فرهنگ رسید و مقرر شد تا تعلیمات متوسطه کار خود را آغاز نماید.
متعاقب تهیه این طرح در سال 1344 اداره‏ای بنام " اداره راهنمایی تحصیلی" تشکیل شد و در اثر اقدامات این اداره در سال 1345 نظام جدید آموزش و پرورش در کلاس اول دبستان اجرا شد و تهیۀ پروندۀ تحصیلی برای دبستان‏ها مطرح و در چهارمین سال اجرای طرح ، توزیع شد.
وزارت آموزش و پرورش در آذر 1346 از دانشکده‏ های تعلیم و تربیت برای تربیت مشاور استمداد کرد و دانشسرای عالی تهران (دانشگاه تربیت معلم) از همان سال دورۀ لیسانس و فوق لیسانس مشاوره و راهنمایی را ایجاد کرد، به دنبال آن سایر دانشکده‏های علوم تربیتی به تربیت مشاور اقدام کرد.
وزارت آموزش و پرورش ضمن تربیت مشاور در بهمن 1347 دفتری تحت عنوان دفتر برنامه‏ریزی آموزش راهنمایی تحصیلی بوجود آورد و این برنامه مقدمات برنامۀ آموزش راهنمایی تحصیلی را که عملاً از مهر 1350 شروع می‏شدفراهم کرد و اقدامات جدی و مفیدی انجام داد.
برنامه راهنمایی قبل از انقلاب:از مهر 1350 تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به سال 1357 در بخش راهنمایی تحصیلی اقدامات زیادی انجام شد که بطور خلاصه به بعضی از آنها اشاره می‏شود.
1-اعزام مشاور راهنمایی تحصیلی به مدارس و ادامۀ تربیت مشاوران در سطوح لیسانس و فوق‏لیسانس.
2-برنامه‏ریزی و تعیین خط‏مشی امور مشاوره و راهنمایی مدارس راهنمایی تحصیلی و نظارت بر اجرای آنها.
3-ایجاد پرونده تحصیلی و پرسشنامه و فرم‏های مختلف، بمنظور گردآوری اطلاعات تحصیلی و پیشرفت علمی و مشکلات یادگیری در سطح مختلف آموزشی.
4-ایجاد فضای همراه با اعتماد برای دانش‏آموزان تا بتوانند مشکلات خود را مطرح نمایند.
5-ایجاد فضای مناسب برای دانش‏آموزان برای بروز استعدادها و شکوفایی آنها.
6-تهیه تست‏های پیشرفت تحصیلی در دروس ریاضی ، ادبی و ....
7-تهیه تست‏های روانی، هوشی، استعدادهای تحصیلی، علایق و امثال آن.
8-ایجاد مراکز مشاوره و راهنمایی برای هماهنگ کردن فعالیت‏های مشاوران.
9-توجه خاص نسبت به تشکیل شورای مشاوره و بحث و تبادل نظر در اطراف برنامه‏های راهنمایی در مدارس.
10-تشکیل کمیته‏ای با حضور تنی چند از استادان و ارزیابی کمّی و کیفی از پیشرفت کار مشاوره و راهنمایی تحصیلی.
11-اختصاص اعتبارات مکفی برای تهیه تست‏های مختلف و استاندارد کردن آنها.
12-انتخاب مشاوران فعال و اعزام آنها به خارج از کشور برای مطالعه یا ادامه تحصیل.
برنامه راهنمایی بعد از انقلاب
برنامه راهنمایی بعد از به ثمر رسیدن انقلاب مثل بسیاری از برنامه‏های دیگر با توجه به هدف‏های انقلاب اسلامی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. پس از انجام مطالعات و بررسی‏های لازم در مورد وظایف مشاوران، تجدید نظر بعمل آمد و در سال تحصیلی 59-58 مطابق بخشنامه شماره 31/5/58 برنامه معلم – مشاور اجرا شد. بموجب این بخشنامه، بدون ایجاد تغییر اساسی در کار و برنامۀ راهنمایی، ساعت کار مشاوران از 12 ساعت تدریس به 10 ساعت مشاوره تغییر یافت. در اواخر سال تحصیلی 59-58 یعنی در تاریخ 5/3/59 تصمیم گرفته شد که تا زمان تهیۀ طرح‏های اجرایی هماهنگ با هدف‏های انقلاب، برنامه‏های راهنمایی و مشاوره حذف شود و مراکزی که تحت عنوان مراکز راهنمایی و مشاوره بوجود آمده بود تعطیل گردید.
درسال 60-59 طرح اشتغال مربیان تربیتی به عنوان سربازان انقلاب در مدارس شکل گرفت و رسماً به اجرا درآمد. برنامه امور تربیتی به تدریج متوجه برنامه مشاوره و راهنمایی در مدارس گردید. در سال 1364 در مناطق مختلف آموزش و پرورش مراکزی تحت عنوان هسته‏های مشاوره و راهنمایی تاسیس شد.
احساس نیاز به امر راهنمایی و مشاوره و لزوم فعالیت افرادی به عنوان "مشاور" در دستگاه آموزش و پرورش به قدری خودنمایی کرد که شورای عالی برنامه‏ریزی در اردیبهشت‏ ماه 1367 تصویب کرد که افرادی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد به عنوان مشاور تعلیم ببینند تا بتوان از وجود آنها در امر راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش استفاده کرد این دوره‏ها در دانشگاه تربیت معلم و چند دانشگاه دیگر کشور ایجاد شد و هم اکنون دانشکده‏های مختلف و مراکز آموزش عالی فرهنگیان با تمام ظرفیت در مورد تامین مشاوران فعالیت می‏کنند.
با اجرای نظام جدید آموزشی در دبیرستان‏ها برای راهنمایی دانش‏آموزان در رشته‏های مختلف تحصیلی برای حل مسائل و مشکلات روانی، عاطفی و اخلاقی و اجتماعی آنان، وجود مشاوران بیش از پیش احساس شد و مقرر گردید، مشاوران در تمام دبیرستان‏ها حضور داشته باشند تا بتوانند نسبت به راهنمایی تحصیلی دانش‏آموزان اهتمام ورزند.
وضعیت راهنمایی و مشاوره در حال حاضرمراکز راهنمایی و مشاوره خانواده، "انجمن اولیاء و مربیان"
در سال‏های اخیر انجمن اولیاء و مربیان به منظور بالا بردن سطح دانش‏ خانواده‏ها در زمینۀ تعلیم و تربیت دانش‏آموزان ، برنامه‏هایی تدوین و کتاب‏ها و مطالبی برای آموزش اولیاء برگزیده و موضوع آموزش خانواده را به صورت جدید گسترش داده و دنبال کرده است. درضمن اجرای این برنامه‏ها این نتیجه به دست آمده است که مشکلات والدین دانش‏آموزان در زمینه‏های روابط عاطفی-روانی اعضای خانواده، حقوق خانواده، تعلیم و تربیت کودکان ، رفتارهای ضد اجتماعی بعضی از افراد خانواده ... آنقدر زیاد است که مدرسان خانواده‏ها نمی‏توانند از عهده پاسخ‏گویی و راهنمایی خانواده‏ها در این زمینه‏ها برآیند. لذا چاره‏ای جز ارجاء این قبیل اولیاء به مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده نیست و اکنون در سرتاسر کشور بیش از 90 مرکز فعال وجود دارد.
صدای مشاور و مراکز حضوری بهزیستی:
معاونت پیشگیری سازمان بهزیستی در سال 72 بمنظور پیشگیری از آسیب‏ها اجتماعی، مرکزی تحت عنوان "صدای مشاور" با دو خط تلفن تاسیس کرد تا مراجعان بتوانند مشکلات خود را بصورت تلفنی مطرح کنند و از مشاوران کمک بگیرند. استقبال و توجه به صدای مشاوره آنچنان تعّجب‏آور و غیر قابل پیش‏بینی بود که ساعات کار صدای مشاوره، از 8 ساعت در روز به 16 ساعت رسید و در مدّت کوتاهی از 2 خط تلفن به 4 خط و بالاخره به 10 خط افزایش یافت و در حال حاضر روزانه 14 ساعت، جوابگوی مراجعان هستند. از آنجا که حل همه مشکلات از طریق تلفن میسر نیست ، سازمان بهزیستی اقدام به تاسیس مراکزی تحت عنوان"مرکز مشاوۀ حضوری" کرد تا بعضی از مراجعان بجای حل مشکلات از طریق تلفن، به مراکز حضوری مراجعه نمایند اکنون "صدای مشاور" و "مراکز حضوری" بهزیستی در بیشتر استان‏ها فعالیت دارند.
کلینیک‏ها و مراکز مشاوره تحت نظر مرکز ملی جوانان:
شورای عالی جوانان وابسته به نهاد ریاست جمهوری به منظور رفاه جوانان طرحی تهیه کرد و به موجب این طرح مشاوران واجد شرایط را ترغیب نمود که با تاسیس مراکز خصوص نسبت به ارائه خدمات مشاوره‏ای اقدام نمایند. این مراکز از سال 74 فعالیت خود را آغاز کرده‏اند و اینک تحت نظارت مرکز ملّی جوانان به کار مشغولند. درحال حاضر ارایۀ خدمات مشاوره‏ای در سه بخش دولتی، نیمه‏دولتی (نیمه خصوصی)، و خصوص انجام می‏گیرد. بخش دولتی: شامل مراکز مشاورۀ انجمن‏های اولیاء و مربیان، هسته‏های مشاورۀ مناطق آموزش و پرورش و مراکز حضوری سازمان بهزیستی است که با هزینه‏ای کم و ناچیز به ارایۀ خدمات مشاوره‏ای می‏پردازند.
-بخش نیمه خصوصی (نیمه دولتی): شامل مراکز مشاورۀ فرهنگسراها و دانشگاه‏هاست که این مراکز هم به علت محدود بودن ، جوابگوی نیازهای مردم نیستند.
-بخش خصوصی: این بخش هم به علت هزینۀ بالایی که دارد پاسخگوی نیازهای افراد کم درآمد جامعه نیست، چون ممکن است برای حل یک مشکل نیاز به مشاوره در جلسات متعدد باشد که اکثر افراد از پرداخت هزینه‏های آن عاجزند. (یدالله جهانگرد، 1378)
تاریخچه مشاوره‏ای حرفه‏ای:اگرچه نمی‏توان برای شروع حرکت مشاوره تاریخ مشخصی را عنوان کرد، اما شروع آن را می‏توان از زمانی دانست که جسی ب دیویس (J.B.Davis) (1898) بعنوان مشاور دانش‏آموزان دبیرستان دیترویت شروع بکار کرد. کارکردن او با دانش‏آموزان اختصاص به دانش‏آموزان نداشت، لذا در هر زمان با ساختارهای متفاوت و متناسب با ضرورت‏های عصر خود وجود داشت ، در حال حاضر نیز رشد شتابان جوامع بشری در زمینه‏های علمی ، تکنولوژیکی و فرهنگی و گسترش پدیده‏هایی نظیر مهاجرت، جنگ ، فقر و پی‏آمدهای آسیب‏زای آنها نیاز به مشاوره را به عنوان ضرورتی اجتناب‏ناپذیر مطرح می‏سازد. در کشور ما علاوه بر عوامل بالا، افزایش جمعیت و جوان بودن آن خصوصیتی است که جامعه را با مشکلات بیشتری رو به رو می‏کند. بدین لحاظ مشاوره را حداقل در سه زمینه می‏توان مورد توجه قرار داد:
1-نیاز به آگاه سازی و دادن اطلاعات لازم درباره مسائل مختلف که بیشتر جنبه راهنمایی و پیشگیری دارد.
2-نیاز به ارائه راهکارهایی در مورد حل مشکلات مختلف افراد و کمک به آنان.
3- نیاز به مداخله و کمک در بحران و به عبارت دیگر کمک به افرادی که دچار مشکلات شدید عاطفی ، روانی و اجتماعی شده‏اند، مشکلاتی که ممکن است به آنان آسیب‏های جبران ناپذیری وارد می‏کند(احمد صافی ، 1368).
اهمیت و ضرورت توجه به راهنمایی و مشاوره در سازمان آموزش و پرورش:نگاه گسترده به نقش آموزش و پرورش به عنوان عاملی موثر در فعلیت بخشیدن به امکانات بالقوه و ذاتی افراد، انتقال تجارب گذشته، ارائه ارزش‏های مطلوب، افزایش معلومات و ایجاد مهارتهای لازم در افراد و بالاخره تسهیل مسیر حرکت وجودی آدم به سوی کمال و قرب الی الله، اهمیت آنرا در اقتصاد وفرهنگ و اجتماع جوامع بشری نشان می‏دهد.
انگیختگیمفهومی است که هم در روانشناسی و هم فیزیولوژیکی از نظر روانی، به هوشیاری و میزان توجه اشاره می‏کند. به یک معنا، انگیختگی میزان بیداری فرد است. در پایین‏ترین سطوح انگیختگی، فرد خواب (یا به حال اغما) و کاملا بدون توجه است، در سطوح بالاتر انگیختگی فرد بسیار آگاه و هوشیار است، در سطوح باز هم بالاتر، ممکن است فرد در حال وحشتزدگی یا شوک باشد.(فرجامی، 1380)
با انگیزه کردن دیگران، ویژگی منحصر به فردی دارد و آن این است که انسان را با مسئله انگیزش در موقعیتهای میان فردی روبرو می کند. وقتی کسی سعی می‏کند دیگران را با انگیزه کند، فردی که قرار است با انگیزه شود به یکی از سه حالت زیر واکنش نشان می‏دهد:
1)انفعال یا بی انگیزشی و درماندگی آموخته شده.
2)واکنش مخالف، وقتی که دیگران سعی دارند افکار و رفتار او را شکل دهند یا کنترل کنند.
3)همکاری سازنده برای یادگیری روشهای تازه ، برای فکر کردن، احساس کردن، رفتار کردن که وضعیت فرد را بهتر خواهد کرد.
دو نتیجه اول در این رابطه منفی است زیرا فردی که قرار است با انگیزه شود در مقابل فرد با انگیزه کننده می‏ایستد. نتیجه سوم یک رابطه مثبت است. در رابطه با نتیجه سوم فرد یاد می‏گیرد چگونه مسئله انگیزشی خودش را حل کند، چگونه مهارتهای خود را پرورش دهد، چگونه دست به ابتکار بزند و اعمال خود را شروع کند. به عبارتی دیگر او علیت شخصی را یاد می‏گیرد (سید محمدی، 1385).
رابطه انگیختی و انگیزش را می‏توان به شکل روشنتری بررسی کرد.
برای هر فعالیتی، سطح انگیختگی ای هست که در آن عملکرد بهینه می شود. این سطح از فردی به فرد دیگر فرق می‏کند. بعضی فعالیت‏ها را در شرایط انگیختگی نسبتا بالا بهتر می‏توان انجام داد و حال آنکه فعالیت‏های دیگر را با انگیختگی کمتر بهتر می‏توان انجام داد. در هر زمان فرد باید چنان رفتار کند که سطح انگیختگی بهینه را برای رفتار جاری حفظ کند . به بیان دیگر، اگر سطح انگیختگی پایین باشد فرد کوشش می‏کند آنرا افزایش دهد(فرجامی، 1380).
یادگیری همراه با بیشترین موفقیت، انگیختگی بهینه می‏دهد. سطح پایین انگیختگی ، باعث سطح پایین توجه می شود. وضعیتی که به ندرت در دانش آموز منجر به یادگیری می‏شود (فرجامی ، 1380).
(کلر 1983، به نقل از صیامی 1376 ولی 2005) با تلفیق منابع مختلف ایجاد انگیزش، یک مدل عمومی ارائه کرده است. و از این مدل با عنوان ARCS یاد می‏کند که سر واژه‏هایی است که مرکب است از حروف اول چهار شرطی که برای ایجاد انگیزش در یاد گیرنده لازم است.
1)حرف A: یا توجه ، یعنی ایجاد علاقه در یادگیرنده. آغاز آموزش ، حفظ این علاقه تا پایان کلاس درس و تا پایان هر واحد درسی لازم است.
2)حرف R : نمایانگر ارتباط است. یعنی ارزش و اهمیت دادن به موضوع یا برآوردن نیاز‏های فراگیری که درگیر یادگیری است.
3)حرف C: یا اطمینان است یعنی انتظار کسب موفقیت از سوی فراگیرنده که میتواند به یادگیری نائل شود.
4)حرف S: یا رضایت است یعنی خشنودی حاصل از رسیدن به هدفهای آموزشی و پرورشی است (صیامی، 1376 لی 2005).
بر اساس تحقیقات انجام شده در علوم رفتاری عوامل متعددی بر انگیزش انسانی اثر می‏گذارند که به مرور و به بررسی بعضی از دیدگاه‏های صاحبنظران در این زمینه پرداخته می‏شود.
عوامل موثر بر افزایش انگیزشآگاهی افراد از اهدافهدف به فعالیت انسان جهت و نیرو می‏بخشد، هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می‏کند . لذا سیف (1370 به نقل از سبحانی 1379) معتقد است به عنوان یک هدف آموزشی انتظار می‏رود که فراگیران به آن دست یابند تا در آنها نسبت به نتایج فعالیت‏ها نگرشی مثبتی بوجود آورد.
ارادهارسطو عامل اراده را در کنار "عقل" و دانش برای ایجاد رفتار پسندیده انسان ضروری دانست و اعتقاد داشت لازمه یک گزینش خوب رفتاری توسط انسان این است که ابتدا در فرد اراده قوی نسبت به آن پرورش داده شود. باتوجه به اینکه تشکیل اراده در انسان احتیاج به تمرین و تکرار دارد بنابراین با استفاده از فرصت‏ها و مشوق‏های مختلف این نیرو در افراد ارتقا ‏یابد.
تأمین و پیگیری لذت جوییلذت و شادکامی همیشه تنها عامل ارزشمندی است که انسان در جهت دستیابی به آن قدم بر می‏دارد.
تامین نیازهابه عقیده برخی از روانشناسان از جمله مزلو(1970 به نقل از سبحانی 1379) انسان در پی تامین و ارضای سلسله نیازهای خود است و رفع نیازهای دانش‏آموزان باعث فعال شدن جریان یادگیری در آنها می‏شود.
عوامل ناخودآگاهتجربیات گذشته مانند تجربیات ناشی از روابط با والدین، معلمان و سایر عناصر تربیتی که به شکل تقویت‏ها ، تنبیهات، اسنادها، اعمال می‏شود، می‏توانند بر رفتار فرد موثر باشد (سبحانی،1379).
باتوجه به این مقدمه چینی وقتی سعی دارید دیگران را با انگیزه کنید، پرسیدن دو سوال زیر مفید است:
کسی که او را با انگیزه می‏کنید کیست؟
آیا بستر اجتماعی از علیت شخصی و منابع انگیزشی دورنی این فرد حمایت می‏کند یا اینکه او را از این نعمت‏ها محروم می‏کند؟
این دو سوال برای ما روشن می‏کند هدف از با انگیزه کردن دیگران، این است که قابلیتهای شخصی افزایش یابد. (سید محمدی، 1385)
مراحل پنجگانه ایجاد انگیزشمرحله اول
شناسایی هدف و پی‏بردن به علتها یعنی مسیر را فرد در ذهن خود ترسیم کند و بداند که هدف رسیدن به مقصد است. هدف باید مربوط به موضوع و دارای اهمیت باشد و محتوی و زمان‏بندی آن به روشنی مشخص شود. هدف‏های نتیجه‏بخش و سازنده باید مناسب، روشن، مورد نیاز و مربوط به موضوع باشند(ناهیدی،1384).
مرحله دوموقتی هدف مشخص شد باید پیامدهای علمی آنرا ارزیابی کنیم و مشخص کنیم که چگونه می‏خواهیم به آن هدف برسیم. ما نه تنها به میزان معینی آگاهی و مهارت نیاز داریم، بلکه به بینش و خودشناسی خوبی نیز احتایج داریم تا قضاوتمان درباره آنچه که می‏خواهیم و می‏توانیم در چهارچوب زمانی مشخص شده فرابگیریم، با واقعیت سازگار باشد. پس برای خودشناسی باید بینش، داوری درباره‏ی خود و مهارتهای علمی موجود و دیگر مهارتهای لازم را دارا باشیم.
مرحله سومطرح ریزی مسیر- تدوین یک نقشه عملی است. این امر مستلزم داشتن پشتکار و توجه به گذشتگان است تا از آن، درس عبرتی مناسب گرفته و در زمان حال بکار برده شود. همچنین مستلزم توجه به تکالیف منظم مرحله به مرحله و توجه به آینده است. مهارتهای لازم برای رسیدن به این مرحله خودباوری می‏باشد که شامل طرح‏ریزی مهارتها به منظور تفکیک وظایف به مراحل و گام‏های منطقی و توجه به نتایج است. اگر این کار انجام شود، آنگاه کار به پیش می‏رود افراد باید قادر باشند مسئولیت کامل انجام دادن یک وظیفه را بپذیرند و توانایی اعتماد کردن و پیش بینی خودشان ، دیگران و آینده را داشته باشند.
مرحله چهارم خواستن و تصمیم گیری- کسانی که انگیزه را نیروی لازم برای رسیدن به هدف می‏دانند ممکن است مرحله چهارم را به مثابه روح و اساس این فرآیند بدانند. هر طرح و برنامه خوب نیز بدون خواستن و تصمیم‏گیری ، احتمالا به یاس و نامیدی ختم می‏شود.
مهارتها ، لازم برای مرحله خودگردانی است که شامل توانایی حل کردن مشکل، اعتماد به نفس ، مدیریت زمان ، انعطاف پذیری و تعهد به تکلیف می‏باشد.
مرحله پنجم:
موفقیت که باعث تقویت انگیزه می‏شود. مهارتهای لازم برای مرحله توانایی ارزیابی خود است به گونه‏ای که آنها قادر باشند به پیشرفت خود اذعان کنند و قدرت تحسین خودشان را داشته باشند(ناهیدی،1384) .
روشهای افزایش انگیزش تحصیلیبرای یافتن روشهای انگیزش تحصیلی ابتدا باید به علل عدم انگیزه تحصیلی پرداخت، سپس با توجه به علت جبران ضعف‏های آن پرداخت. باتوجه به بررسی‏های به عمل آمده از منابع و تحقیقات مختلف روشهای موجود در سه طبقه‏بندی عمده گنجانده می‏شود. 1-روشهای بهبود مهارتهای فردی 2-نقش مدارس به عنوان اساس مهم در ایجاد انگیزش 3-برنامه‏ریزی دولت‏ها .
حال به بررسی هرکدام از این موارد می‏پردازیم.
روشهای بهبود مهارتهای فردی پرورش خود انگاره مثبت یا خودپنداری درستخود پنداره بیان کننده تصوری است که فرد از خودش دارد و این عامل علاوه بر این ویژگی ارزیابی کنندگی نیز دارد. همچنین نقش ارزیابی است که احساس با ارزش بودن و بی ارزش بودن و موفق بودن یا ناکام ماندن در فرد را ایجاد می‏کند.
مفهوم خود شامل آگاهی به زنده بودن، آگاهی از تفکر، استدلال و انجام اعمال خاص و اعتقاد به آگاهی درباره خود فرد بیش از آنچه ممکن است در خصوص دیگران بداند، است(جمالفر،1382).
از این رو معلمان و کارشناسان تعلیم و تربیت باید دانش آموزان را کمک کنند تا:
الف) کارکردهای روان شناختی و شیوه نفوذ خود برنحوه فرآیند تفکر خویش را بشناسند.
ب) ارزشمندی خود و فرآیند یادگیری خویش را درک کنند. این موارد عناصر مهمی برای کاهش افکار ناایمن هستند و موجب بروز انگیزه ذاتی یادگیری و روشهای مثبت رشد در دانش آموزان می‏شود(ابراهیمی قوام،1384). معلمان باید نحوه مرتبط شدن افکار با خلاقیت و انگیزه را به دانش آموزان نشان دهند و ثابت کنند که دانش‏آموزان می‏توانند افکاری را که بر انگیزه یادگیری آنها تاثیر می‏گذارد کنترل کنند، چراکه اگر دانش‏آموزان نسبت به خود و یادگیریشان افکار و احساسات منفی نداشته باشند، برای یادگرفتن با انگیزه می‏شوند(ابراهیمی قوام ،1384) .
خود سنجی دانش‏آموزان به وضوح به پیامد رفتارهایشان و پاسخ معلمان و دیگران بستگی دارد. در شرایط مساوی، موفقیت بیشتر از شکست منجر به خودسنجی مثبت می‏شود(فرجامی،1380).
تقویت اعتماد به نفسباید با روشهای متنوع، مشاوره‏های فردی یا گروهی به این امر مبادرت کرد تا افراد ویژگی‏های کلیدی زیر را داشته باشند:
الف) اعتماد درونی
عشق به خود (سبک زندگی و منشی را دنبال می‏کند که به رشد جسمی و روحی وی کمک می‏کند).
خودآگاهی (روی احساسات، افکار و رفتارهای خود تعمق می‏کند).
هدف‏های آشکار (از حس هدفمندی بالایی برخوردار است).
مثبت اندیش (همواره انتظار تجارب و نتیج مثبت دارد).
ب)اعتماد بیرونی
مهارتهای ارتباطی(به گونه‏ای موثر با افراد ارتباط برقرار می‏کند).
ظاهری مطمئن داشتن(یک انسان مطمئن به نفس به نظر می‏رسد).
قاطعیت (نیازهای خود را با صراحت بیان کرده و در گرفتن حقوق خود پافشاری می‏کند).
کنترل هیجان (بر احساسات خود تسلط کامل دارد) (مالکی،1384)
مهارکردن اضطراباضطراب و نگرانی فوق‏العاده و حساسیت افراطی درباره‏ی چیزهایی که خارج از کنترل شخص است. لذا باعث می‏شود که شخص بطور اغراق آمیزی واکنش نشان دهد. برای مثال کودک یا نوجوان به طور مداوم در مدرسه، در زمان ورزش یا موقع بروز کارکردهای اجتماعی، با خود کلنجار می‏رود. او دل نگرانی بسیار زیادی از آسیبی دارد که احتمال می‏دهد ممکن است برای والدینش اتفاق بیافتد و لذا خواهان آن است که از آنها خلاصی یابد(باغملایی، 1385). برای کاهش اضطراب ، ابتدا باید دو جنبه آن را شناخت:
1-فیزیولوژیکی
2-شناختی
برای درمان اضطراب با تکیه بر جنبه فیزیولوژیکی آن دو روش وجود دارد.
1-تجویز دارو
2-آموزش شیوه آرام بخشی عمیق عضلانی
هردو این روشها این ایراد را دارند که تنها زمانی بکار گرفته می‏شوند، می‏توانند اضطراب را کاهش دهند و به محض آنکه فرد مصرف دارو یا تمرین آرامش عضلانی را متوقف سازد اضطراب دوبرابر می‏گردد. چندین روشی برای پایائی درمان اضطراب وجود دارد(جمالفر،1382).
1-دیدگاه رفتار درمانی که حساسیت زدایی منظم را معرفی می‏کند در این روش آرام بخشی عضلانی آموزش داده می‏شود و سپس به تدریج تصورهای ذهنی اضطراب انگیز از حالت کم تا زیاد در حالی که مراجع در حالت آرامش قرار دارد، ارائه می‏گردد.
2-دیدگاه شناختی-درمانی که روشهای زیر را معرفی می‏کند:
الف)بازسازی شناختی که به مراجع یاد داده می‏شود که خود اظهاری مثبت را جایگزین خود اظهاری منفی کند.
ب)مساله گشایی که مهارتهای لازم را برای مواجه شدن با موقعیت‏های اضطراب انگیز به مراجع یاد می دهد.
ج)آموزش مایه کوبی (تلقیح) فشار روانی نامیده می‏شود. این روش مراجع را آماده می‏سازد تا گام به گام با عامل تهدید کننده فزاینده مقابله کند.
د)درمان عقلانی هیجانی که مفاهیم و تصورهای غیر منطقی را برداشته و عقاید منطقی را جایگزین می‏کند(جمالفر،1382).
اهداف یادگیری میزان شایستگی فرد را رشد می‏دهد چون مدام وضعیت فعلی خود را با گذشته مقایسه می‏کند و باعث ایجاد علاقه می‏شود. زمانی که افراد نهایت تلاش را روی اهداف عملکردی انجام می‏دهند و اهداف یادگیری را نادیده می‏گیرند یکی از عمده‏ترین موانع انگیزه را برای خود فراهم می‏کنند.
3)سازماندهی منابع یادگیری شامل تهیه مفاهیم کلیدی در مطالعه ، آماده کردن جدول تکالیف فردی، فراهم کردن منابع کمک آموزشی برای تسهیل امر یادگیری ، تقسیم زمان برای یادگیری مفاهیم مورد نیاز در هر روز.
4)آموزش ارزیابی پیشرفت یادگیری : آنها لیستی را تهیه کرده و میزان پیشرفت در دروس مختلف با توجه به وضعیت فعلی و قبلی خود را می‏سنجند.
دراین لیست خود دانش‏آموز هر فعالیتی را که انجام می‏دهد یا نمی‏دهد را ثبت می‏کند و سپس نتایج یادگیری "نمرات درسی" خود را با مجموعه معیارهای مورد انتظار خود ثبت می‏کند(لی،2005).
برای مثال کشور نیوزلند برای افزایش انگیزش تحصیلی شعار " تجهیز سیستم آموزشی به مهارتهای جدید قرن 21" را مطرح کرده است که در طی آن دانش‏آموزان را برای تقویت مهارتهای خود مدیریتی و خود تنظیمی تشویق می‏نماید. که شامل: "توانایی دارا بودن اهداف فردی، مبتکر و کاردان شدن در بیشتر فرصت‏ها و حالت انعطاف‏پذیر داشتن در زمان‏های سختی و دشواری" .
مشکلات یادگیریمشکلاتی که مانع پیشرفت تحصیلی می‏گردند مانند مشکلات مربوط به زبان، خواندن و یا ریاضی که آن‏ها را حوزه 2 می‏نامند.
مشکلات یادگیری به دلایل متعددی پیش می‏آید. یک دلیل این است که کودک دارای یک مشکل شناختی ذاتی است که یادگیری یک یا چند مهارت را مشکل‏تر از معمول می‏سازد. اما برخی مشکلات ، شاید قسمت عمده آن نتیجه مسائل آموزشی یا محیطی هستند که با توانایی‏های شناختی افراد بی‏ارتباط هستند(احمدی و اسدی،1376).
راهبردهای ناکارآمد در امر تدریس میتواند به شدت بر سطح پیشرفت کودک تاثیر گذارد. شکست در ابتدای تحصیل در مدرسه میتواند به کاهش اعتماد به نفس منجر گردد که با اثرات زیان بار بعدی بر یادگیری همراه است. مجموعه‏ای از تغییرها به زمینه خانوادگی مربوط است. گاهی مجموعه‏ای از این عوامل با هم زمینه‏ساز مشکلات یادگیری می‏باشند. در هر حال دلیل هرچه باشد افراد دارای مشکلات یادگیری در تسلط بر برخی از جنبه‏های مهم یادگیری از همسالان خود عقب مانده ‏تراند (اسدی-احمدی،1376).
درکشور انگلستان یکی از برنامه‏های ویژه جهت افزایش انگیزه ی تحصیلی این است که با افراد دارای مشکلات یادگیری کارکرده تا از شرایط آسیب‏پذیری رها شوند. هر مدرسه کلاس‏های ویژه‏ای برای این امر دارا است. و برنامه‏های حمایتی از افراد و خانواده‏های آنان همواره وجود دارد(گیج، نیت، ال و برلینر، دیوید، سی، 2005).
در فنلاند مدل‏های رفتاری برای پیشگیری از شکست‏ها طراحی شده تا مشکلات یادگیری بصورت زود هنگام تشخیص و درمان گردد و مانع کاهش انگیزه تحصیلی در آنان شود.
در کشور آلمان برای مهاجرین و کسانی که زبان مادری آنان آلمانی نمی‏باشد تست و سنجش میزان یادگیری زبان آلمانی را انجام می‏دهند تا در هنگام ورود به مدرسه، آنان احساس حقارت نکنند و در انگیزه تحصیلی آنان وقفه‏ای حاصل نگردد سپس با تشخیص دانش‏آموزان مشکل‏دار در زمینه یادگیری زبان آلمانی برای آنان قبل از بازگشایی مدارس کلاس‏های ویژه‏ای دایرمی کنند(لورد-دونل-براون-گرایسون2005).
تقویت و پرورش نیاز به پیشرفتافزایش انگیزه‏ی پیشرفت تا آن اندازه برای شخص مناسب است که او را یاری می‏دهد تا با دنیای خود کنار بیاید و دیدگاهی را که از خود دارد بالا برد، همچنین منطبق با ارزش‏های عمده‏ی اوست هنگامی که شخص مفهوم نیاز برای پیشرفت را بداند و واژه‏هایی را در اختیار داشته باشد تا با استفاده از آنها درباه‏ی آن سخن بگوید، و هم چنین آسانتر میتواند میزان انگیزه‏ی یاد شده را ارزیابی کند (مسدود،1373).
(الشولر و دیگران به نقل از مسدود 1373) شش گام عمده برای آموزش نیاز به پیشرفت را ارائه کرده‏اند.
1)توجه خود را به آنچه که اینجا و اکنون رخ می‏دهد متمرکز کنید.
2)تجربه‏ی یکپارچه و عمیق از افکار ، اعمال، احساسات را فراهم کنید.
3)به شخص یاری دهید تا از تجربه‏های خود در پنداشتن آنچه که رخ داده است سر در بیاورید.
4)تجربه‏ی یاد شده را با ارزش‏ها، هدفها، رفتارها و ارتباطات شخص دیگر، ارتباط دهید.
5)بوسیله تمرین و فکر ، عمل و احساسات تازه را تثبیت کنید.
6)تغییرات بدست آمده را درونی سازید.
نقش مدارسمدرسه یکی از مهمترین عواملی است که در ایجاد و کاهش انگیزش نقش دارند. در برنامه آموزش و پرورش انگلستان، مدارس را مسئول ایجاد انگیزه ی تحصیلی می‏‎دانند و هرگونه کاهلی را در این زمینه ضعف کارآیی نظام آموزشی قلمداد می‏کنند. در زمینه مدرسه ما آن را در سه حوزه نقش معلمان ، فضای مدرسه و کلاس‏های فوق برنامه بررسی می‏کنیم.
نقش معلمان
معلم به عنوان برانگیزاننده است و چنین نقشی، مستلزم این است که دانش‏آموزان، به یاد گرفتن علاقه داشته باشند. هنگامی که معلم پی ببرد به افکار منفی و انگیزه پایین یادگیرنده ، با ارتباط احترام‏آمیز از آنها حمایت می‏کند.
کارکردهای انگیزشی که نشات گرفته از اصول انگیزشی هستند، در بر دارنده پنج مولفه برای نقش معلمان هستند:
1)آموزش به دانش‏آموزان درباره نحوه رابطه بین افکار با خلق و انگیزش و کنترلی که می‏توانند بر این افکار داشته باشند.
2)کمک به دانش‏آموزان برای درک ارزش خود ، درک فرایند یادگیری و فعالیت یادگیری.
3)ایجاد فرصت‏هایی برای دانش‏آموزان تا شخصا نسبت به تدوین اهداف یادگیری معنادار اقدام کنند و بدین وسیله ، تمایلات ذاتی آنها به یادگیری رشد و گسترش یابد و مسئولیت امر یادگیری را بپذیرند.
4)تشویق کارهای تحصیلی خطرپذیر برای جبران پیامد‏های بالقوه منفی، تجارب آموزشگاهی چون بی‏حوصلگی ، ترس از شکست و گوشه‏گیری.
5)خلق فضای مثبتی از حمایت اجتماعی _ هیجانی که در آن تک تک دانش‏آموزان در حقیقت ارزشمند بوده و مورد احترام قرار ب‏گیرند(ابراهیمی قوام،1384).
دررابطه با آموزش و پرورش ، اصول انگیزشی زیر را می‏توان بکار برد تا میزان آن افزایش یابد: تقویت کردن مشغولیت دانش‏آموزان در کلاس ، پرورش استعداد‏های بی‏نظیر و آگاه ساختن آموزگاران از اینکه چگونه کلاس حمایت کننده‏ای را ایجاد کنند که نیازها و تمایلات دانش‏آموزان را ارضا کند(سید محمدی، 1385).
کاربرد نظریه انگیختگی در تعلیم و تربیت بستگی به کنترل معلم بر متغیرهای تاثیرگذار برانگیختگی دارد، اما دو مشکل وجود دارد:
1)احتمالا همه اعضای کلاس دریک سطح انگیختگی نیستند.
2)معلم سطح دقیق هر دانش‏آموز را نمی‏داند.
آموزش مهارتهای ارتباطی و اجتماعی(کله،پیتر و جان، لورنا 1997 به نقل از اکبرزاده 1385) معتقد است برای اینکه دانش‏آموزان را به مرحله آموزشی بالاتر برسانیم، بایستی ببینیم آنها در کجا و چه حالتی هستند و به آنها مهارت‏ها و منابعی بدهیم که بتوانند با عوامل فشارزا مقابله نمایند یا کنار بیایندی تا آنگاه بتوانند بهتر به یادگیری بپردازند. بدون این مهارتهای اجتماعی _ هیجانی، منابع فشار غلبه می‏کنند و مانع رسیدن دانش آموزان به ظرفیت بالقوه تحصیلی خود می‏گردند. من از برنامه‏ای حمایت می‏کنم که مهارتهای اجتماعی را به عنوان قسمتی از برنامه جامع و مداوم آموزش می‏داند. تا این برنامه برای همه دانش‏آموزان اجرا شود(اکبرزاده،1383).
مهارتهای اجتماعی یعنی توانایی ارائه و انتخاب از میان تعدادی رفتارها و اعمال هنگام رویارویی با یک موقعیت اجتماعی(جوادیان،1376).
برای آموزش مهارتهای اجتماعی سه مرحله وجود دارد:
ارائه الگو: رفتارهای مناسب بعنوان الگوهای رفتاری ارائه می‏گردد که دانش‏آموز را از طریق آنها قادر می سازد تا موقعیت‏های مشکل آفرین را با موفقیت حل کند. باید دانست که دانش آموزی که در مهارت اجتماعی ضعف دارد بیشتر ترک تحصیل می‏کند، بیشتر به بزهکاری کشانده می‏شوند و در بزرگسالی نیز با مشکلات روانی روبروست.

متن کامل در سایت امید فایل 

نقش بازی: از نوجوانان خواسته می‏شود تا درباره آنچه دیده یا شنیده‏اند بحث کنند، بارها آنرا در زندگی شخصی خود ، بخصوص در مواقعی که اجرای آن مهارت در زندگیشان مشکل بوده است، تمرین کنند. مهارت را بصورت نقش بازی، تمرین کرده و تا آن را در زندگی واقعی بکار برند.
نمایش بازخوردی: بازخورد را از سایر اعضای گروه بصورت تشویق ، تایید و انتقاد سازنده دریافت ‏کنند(جوادیان،1376).
آموزش مهارتهای تحصیلی «روش مطالعه» و خود کارآمدی تحصیلیبنابه گفته (الیوت 1995 به نقل از سالجوس 1997) مهارتهای مطالعه با میزان انگیزش و موفقیت تحصیلی رابطه دارد. در طی مطالعات وسیع انجام شده در زمینه یادگیری دانشگاه ادینبرگ 1997، دانش‏آموزان سه رویکرد در مورد مطالعه دارند که با تکمیل پرسشنامه مربوط به رویکرد مهارت‏های مطالعه دانش آموزان می‏توان به میزان مهارت روش مطالعه کردن دانش‏آموزان دبیرستان پی‏برد.
طبق این تحقیقات دانش‏آموزان سه رویکرد به مطالعه دارند.
الف)رویکرد عمیق که افراد به جستجوی معنی استفاده از شواهد می‏پردازند.
ب)رویکرد استراتژیک که افراد به سازماندهی مطالعه، مدیریت زمان ، تقاضا از دیگران برای ارزشیابی هوش ، تمایل به موفقیت و توجه به توصیه و اخطارهای لازم می‏پردازند.
ج)رویکرد سطحی که افراد دارای فقدان هدف، بدنبال حفظ کردن مطالب بی‏ربط و محدود علمی در ذهن ، هستند. این رویکرد در واقع سنجشی برای عدم انگیزه تحصیلی افراد است (سالجوس 1997).
روشهای سنجش میزان انگیزش تحصیلیدر سال 1996 لیان هوانگاچو (به نقل از مسدود 1373) تحقیق در مورد مقایسه‏های انگیزش انجام داد و سپس چندین عمل روان‏سنجی روی داده‏های او انجام شد تا به پنج سازه‏ی انگیزشی رسیدند این سازه‏ها کمتر به هم مربوطند یعنی سازه‏هایی انگیزشی هستند که میزان انگیزش تحصیلی را می‏سنجد که شامل:
1)جهت‏گیری مثبت نسبت به یادگیری مدرسه را که در برگیرنده پایداری سطح بالای آرزو، دارا بودن خود پنداره ی مثبت از لحاظ تحصیلی و احساسات مثبت نسبت به کارکرد گذشته ی او در مدرسه دارد.
2) نیاز برای شناخت و پذیرش اجتماعی (تلاش برای کسب تقویت مثبت از معلم ، رقابت تحصیلی با همکلاسان تا آنها او را دانش‏آموز خوبی بدانند).
3)انگیزه‏ی پرهیز از شکست (ترس از شکست، اضطراب زیاد از آزمون)
4)کنجکاوی "هم تجربی و هم ادارکی".
5)همنوایی (کارکردن به این سبب که توسط معلم یا والدین و توسط فشار همسالان خواسته شده است) (مسدود، 1373).
کارشناسان و مشاوران آموزشی با در دست داشتن معیارهای زیر می‏توانند میزان انگیزش تحصیلی دانش‏آموزان را بسنجند:A: عادت‏های مطالعه: مدت زمان و میزان تلاشی که آنها صرف تکالیف درسی می‏کنند.
B: علایق هوشی: میزان لذتی که افراد از فرآیند یادگیری می‏برند.
C: اعتماد و اطمینان کلامی میزان احساس خودکار آمدی: عزت نفس و اعتماد کلامی افراد را سنجید.
D: میزان نمراتی که افراد از ریاضی و علوم دریافت می‏کنند.
E: میزان تمایل افراد برای رفتن به دانشگاه و اتمام آن.
F: نحوه نگرش آنان به معلمان – مدیران دبیرستان (استراتیب،2000).
بنا به نظر پینتریچ در بررسی تئوری‏های انگیزش ما به چهار عامل کاربری برخورد می‏کنیم که توجه و جواب دادن به این مباحث ما را با میزان تفاوت انگیزش‏ها آشنا می‏کند:
چرا افراد یک فعالیت را از فعالیت دیگر بیشتر انتخاب کرده و آن را ترجیح می‏دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *