پژوهش - دانلود ریسرچ

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

تاریخ و امضاء :
د
بسمهتعالی
در تاریخ 1391/3/17
دانشجوی کارشناسی ارشد خانم فرزانه پارسایی پایـان نامـه
خود را دفاع نموده وبا نمره 18/75 بحروف هجده و هفتـاد و پـنج
صدم و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما
ه
بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی
دانشکده : روانشناسی و علوم اجتماعی
(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است)
نام واحد دانشگاهی: تهران مرکزی کد: 101 کد شناسایی پایاننامه : 1020707902002
عنوان پایان نامه: بررسی رابطه سبک های مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان دختر نابینا
نام ونام خانوادگی دانشجو: فرزانه پارسایی تاریخ شروع پایان نامه: 90/8/18
شماره دانشجویی: 89093812500 تاریخ اتمام پایان نامه: 91/3/17
رشته تحصیلی: روانشناسی- کودکان استثنایی استاد /استادان راهنما: دکتر آنیتا باغداساریانس استاد/استادان مشاور: دکتر فریبا حسنی
چکیده پایان نامه ( شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده):
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط راههای مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان نابینای دختر انجام شد.
روش: نمونه آماری 46 دانش آموز دختر نابینای 16 سال مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1390-1391 مدرسه نابینایان نرجس شهر تهران بودند. برای سنجش راههای
مقابله ای از تست مقابله با بحران اندلر و پارکر و برای سنجش میزان کیفیت زندگی از مقیاس کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. به منظور محاسـبه اعتبـار
پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا، ضریب آلفای کرونباخ برای بررسی هماهنگی درونی سئوالات هر یک از خرده مقیاس های پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا
بطور جداگانه محاسبه شد که نتایج بیانگر روایی و پایایی مطلوب مقیاس هابود. به منظور محاسبه اعتبار پرسشنامه کیفیت زندگی، ضریب آلفای کرونباخ برای بررسی همـاهنگی
درونی سئوالات برای تمام سوالات پرسشنامه کیفیت زندگی محاسبه شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/889 بدست آمد که نشانگر اعتبار خوب سوالات پرسشنامه کیفیت زندگی
بود. برای پیش بینی سهم سبک های مقابله ای با استرس در کیفیت زندگی در دانش آموزان دختر نابینااز روش تحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده شد.
یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد نتیجه پژوهش نشان داد بین استفاده از سبک های مساله مدار و اجتنابی با کیفیت زندگی همبستگی مثبت وجود دارد و بین سبک
مقابله ای اجتنابی با کیفیت زندگی همبستگی دیده نشدو نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیری نشانگر آن است که مجموع سبک های مقابله ای بـا اسـترس 30
درصد از واریانس کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا را پیش بینی می کند.
کلید واژه ها: راههای مقابله ای، کیفیت زندگی، دانش آموزان نابینا

نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است  تاریخ وامضا:

مناسب نیست 
و
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکیده
فصل یکم : معرفی پژوهش
مقدمه2
بیان مسئله5
ضرورت و اهمیت پژوهش7
هدف پژوهش 10................................
فرضیه های پژوهش 10................................
سوال پژوهش 10................................
تعاریف مفهومی11
تعاریف عملیاتی12
فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه پژوهش
مبانی نظری 14................................
مبانی نظری روشهای مقابلهبا استرس14
مدلهای مقابله با استرس22
مدل موسو بیلی نگز22
مدل لازاروس و فولکمن24
مدل اسکروئرز و همکاران27
مدل اندلر و پارکر30
مدل اسکینر و همکاران 31................................
فاکتورهای واسطهای و روش مقابله36
شکل گیری مفهوم کیفیت زندگی 39................................
ابعاد کیفیت زندگی51
تاریخچه تحول نگاه به مفهومکیفیت زندگی 54................................
زمینه های علمی تحول نگاه به مفهوم کیفیت زندگی 55................................
پیدایش دیدگاه های چند عاملی60
دیدگاه مورد پذیرش سازمانبهداشت جهانی62
پیشینه پژوهشهای علمی 63................................
ز
پژوهشهای انجام شده در ایران66
فصل سوم : روش پژوهش
جامعه آماری 74................................
نمونه و روش نمونه گیری 74................................
ابزار پژوهش75
روش جمع آوری اطلاعات 77................................
روش تجزیه و تحلیل داده ها77
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده ها
الف)توصیف داده ها 81................................
ب) تحلیل داده ها87
فصل پنجم : بحث و بررسی داده ها
بحث و بررسی یافته های تحقیق 95................................
محدودیت ها104
پیشنهادات 105................................
پیشنهادات پژوهشی 105................................
پیشنهادات کاربردی 105................................
فهرست منابع و ماخذ106
ح
فهرست جداول عنوان صفحه
جدول 1-4 ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مقابلهبا موقعیت های استرس زا............................٧٩
جدول :2-4 فراوانی و درصد دانش آموزان به تفکیک وضعیت بینایی..............................................٨١
جدول :3-4 فراوانی و درصد دانش آموزان به تفکیک وضعیت سکونت............................................ ٨١
جدول :4-4 شاخص های توصیفی نمرات پرسشنامه مقابله با موقعیت های استرس زا در دانش آمـوزان دختـر
نابینا به تفکیک وضعیت بینایی................................ ............................................................ ٨٢
جدول :5-4 شاخصهای توصیفی میانگین مجموع نمرات پرسشنامه مقابلـه بـاموقع یـت هـای اسـترسزا در
دانش آموزاندختر نابینا به تفکیک وضعیت بینایی ................................ ................................ ... ٨۴
جدول :6-4 شاخص های توصیفی نمرات پرسشنامه کیفیت زندگی در دانش آموزان دختـرنابی نـا بـهتفک یـک
وضعیت بینایی................................................................ ................................................ ٨۶
جدول :7-4 نتایج ضریب همبستگی برای رابطه سبک مقابلهای مساله مدار با کیفیت زندگی ...............٨٧
جدول :8-4 نتایج ضریب همبستگی برای رابطه سبک مقابلهای هیجان مدار با کیفیت زندگی..............٨٨
جدول :9-4 نتایج ضریب همبستگی برای رابطه سبک مقابلهای اجتنابی با کیفیت زندگی ...................٨٩
جدول :10-4 نتایج معنی داری مدل رگرسیون برای پیش بینی کیفیت زندگی................................. ٩٠
جدول : 11-4 ضرایب رگرسیون برایپیش بینی کیفیت زندگی...................................................٩١
جدول:12-4 نتایج آزمون t برای مقایسه سبک هـای مقابلـه بـا اسـترسدر دانـش آمـوزاننابی نـای مطلـقو
کم بینا ................................................................ ......................................................... ٩٢
جدول :13-4 نتایج آزمونt برای مقایسهکیفیت زندگی در دانش آموزاننابینای مطلق و کمبینا..........٩٣
ط
عنوان فهرست نمودارها صفحه نمودار:1-4 میانگین نمرات سبک های مقابلهبا استرس در دانش آموزاننابینای مطلق و کمبینا ........... ٨٣ نمودار:2-4 میانگین نمرات سبک های مقابلهبا استرس در کلدانش آموزاننابینا.............................٨۵ ی
چکیده
مقدمهپژوهش: حاضر با هدف بررسی ارتباط راههای مقابله ای با کیفیـت زنـدگی دانـش آمـوزان
نابینای دختر انجام شد. روش: نمونه آماری 46 دانش آموز دختر نابینای 16 سال مـشغول بـه تحـصیل در سـال تحـصیلی
1390-1391مدرسه نابینایان نرجس شهر تهران بودند. برای سنجش راههای مقابله ای از تست مقابله
با بحران اندلر و پارکر و برای سنجش میزان کیفیت زندگی از مقیاس کوتـاه کیفیـت زنـدگی سـازمان
بهداشت جهانی استفاده شد. به منظور محاسبه اعتبار پرسشنامهمقابلـه بـا موقعیـت هـای اسـترس زا،
ضریب آلفای کرونباخ برای بررسیهماهنگی درونی سئوالات هر یک از خرده مقیاس های پرسشنامه
مقابله با موقعیت های استرسزابطور جداگانه محاسبه شد که نتایج بیانگر روایـی و پایـایی مطلـوب
مقیاس ها بود. به منظور محاسبه اعتبار پرسشنامه کیفیت زندگی ، ضریب آلفای کرونباخ بـرای بررسـی
هماهنگی درونی سئوالات برای تمام سوالات پرسشنامه کیفیت زندگی محاسبه شـد و ضـریب آلفـای
کرونباخ برابر با 0/889 بدست آمد که نشانگر اعتبار خوب سـوالات پرسـشنامه کیفیـتزنـدگی بـود.
برای پیش بینی سهم سبک های مقابله ای با استرس در کیفیت زندگی در دانش آموزان دختر نابینـا از
روش تحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد نتیجه پژوهش نشان داد بین استفاده از سبک های مساله
مدار و اجتنابی با کیفیت زندگی همبستگی مثبت وجود دارد و بین سبک مقابله ای اجتنابی بـا کیفیـت
زندگی همبستگی دیده نشدو نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیری نشانگر آن است
که مجموع سبک های مقابله ای با استرس 30 درصد از واریانس کیفیت زندگی دانش آموزان نابینارا
پیش بینی می کند.
کلید واژه ها: راههای مقابله ای، کیفیت زندگی، دانش آموزان نابینا
ک
ل
فصل یکم
معرفی پژوهش
١
1
مقدمه
امروزه علیرغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییـر در شـیوه هـای زنـدگی، بـسیاری از افـراد در
رویارویی با مسائل زندگی فاقد تواناییهای لازم و اسا سی هستند و همین امـر آنـان را در مواجهـه بـا
مسائل و مشکلات روزمره آسیب پذیر کرده اسـتبنـابراین،. پـژوهش در مـورد برخـی از سـازههـای
2 آن بر فائق آمدن بر موقعیتهای فشارزا، همواره مـدنظر روانشناختی مانند روش های مقابلهایو تأثیر واقع شده است. در این ارتباط، این پرسشها که افراد متفاوت در مواجهـه بـا موقعیـت هـای فـشارزا، رویداد را چگونه ارزیابی یا پردازش می کنند، و بر اثر این ارزیابی، چه هیجان ها یا افکـاری برانگیختـه میشوند و کدامیک از روشهای مقابلهای مورد توجه قرار میگیرند، همواره مورد توجـه پژوهـشگران
بوده است(کلینکه،ترجمه گودرزی،.(1382
استرس واقعیتی غیر قابل انکار و عاملی در جهـت تحـول زنـدگی آدمـی اسـت؛ چنانچـه تغییـرو
تحولات ناشی از استرس ملایم و محدود باشد، مفید و سازنده و در سازگاری آدمـی نقـش بـارزیرا
ایفا میکند. اما زمانیکه دگرگونی ها فراتر از حد روند و مدت زمان طولانی ادامـه یابنـد ممکـن اسـت
تحمل آنها دشوار و ظرفیت سازش آدمـی لبریـز گـردد. بـه همـین دلیـل طـی دو سـه دهـه گذشـته،
پژوهشگران علاقه وافری به پژوهش در زمینه شیوه های مقابله افراد با عوامل استرس زا نـشان داده انـد.

introduction ١ coping strategies ٢
٢
این پژوهشگران به روش هایی که انسانها برای مواجهه با شرایط استرس زا انتخـاب مـی کننـد، در هـر
دیدگاه نام ویژه ای دادهاند( سلطه، دفاع، واقع نگری در حل مسئله و...)کـه در مفهـوم مقابلـه بهـم مـی-
پیوندند(دادستان،حاجیزادگان،علیپور و عسکری،.(1386
مطالعات نشان داده اند که ارتقای مهارت های مقابلـهای و مهـارتهـای انطبـاقی در بهبـود کیفیـت
زندگی افراد بسیار مؤثر است. رفتارهای انطبـاقی، مجموعـهای از مهـارتهـای مفهـومی، اجتمـاعی و
1 به آنها در زندگی روزمره می توانند رفتار مناسبی را از خود بروز دهنـد، عملیاست، که افراد با توجه و ازطرفی توانایی پاسخدهی افراد را در موقعیـت هـای خـاص تحـت تـأثیر قـرار مـیدهنـد( پـورتر و 2 3 4 ریچلــر ،1999،اســتین بــک و اســتین بــک ،.(1990 رفتارهــای انطبــاقی ، اســتقلال شخــصی و نحــوه
5
پاســخگویی اجتمــاعی افــراد را در هــر ســن و گروهــی تحــت تــأثیر قــرار مــیدهــد(لوکاســون و
همکاران،.(1992
عوامل گوناگون و گسترده ای مانند: رشد روانی- بدنی، سازگاری، شایستگی اجت ماعی و روشهای
کنار آمدن با دیگران، آنچنان باید با هم ترکیب و در هم تنیده شوند کـه ماننـد تـار و پـود یـک قـالی
6
ایرانی، نگاره و تصویر یکپارچه و سازمان یافتهای از یک فرد را بدست دهند(للند ،.(1983
از آنجاییکه، بکارگیری روشهای مقابله ای مـؤثر، سـبب کـاهش آسـیب پـذیری در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖهـای
7 رفتارهای انطباقی نیز فـرد را قـادر استرس زا می شود(وایلنت،1992 ،به نقل از میسلی ،2001پرورش) می سازد تا در ارتباط با سایر ها،انسانجامعه، فرهنگ و محیط خود، مثبت و سازگارانه عمـل کـرده و سلامت روانی خود را تأمین کند و از کیفیت زندگی مطلوب تری برخ وردار شـوند. بـا ایـن حـال هـر
. conceptual,social&practical skills ١ . Porter&Richler ٢ . Stainback&Stainback ٣ . adaptive behaviors ۴ Lukasson, et al .۵ . Leland ۶ . Micelli ٧
٣
کس به شیوه خاص خود به مسائل و موقعیتها پاسخ می دهد، برخی هنگام روبرو شدن بـا مـشکلات
می کوشند با ارزیابی درست و منطقی موقعیت و استفاده مؤثر از سیستم های حمایتی با موقعیت مقابلـه
کنند. در مقابل، برخی بجای مقابله سازگارانه با مسائل، سعی می کنند با استفاده از راهبردهای ناکارآمـد
از رویارویی با مشکلات اجتنـاب کننـدمقابلـه. بـه عنـوان تلاشـی شـناختی و رفتـاری بـرای اداره و
رویـارویی بـا موقعیـت هــای فـشارزا تعریـف شــده اسـت کـه فراتـر از منــابع فـرد ارزیـابی گردیــده
1
است(لازاروس و فولکمن ،.(1984

Lazarus & Folkman١
۴
بیان مسئله
کنار آمدن با فشارهای زندگی و کسب مهارت های مستقلانه ی فردی و اجتماعی همواره بخـشیاز
واقعیات زندگی انسان بوده و در ادوار متفاوت در زندگی او به اشـکال گونـاگون تجلـی یافتـه اسـت.
تعارضات در دوران کودکی جلوه چندانی ندارد اما با افزایش سن و هنگام مواجهـه بـا دشـواریهـای
ویژه سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی تظاهر بیشتری پیدامیکنند. بنابراین اگر
افراد از سنین کودکی در انجام مهارت های مـستقلانه زنـدگی روزانـه فـردی و مـسئولیت پـذیریهـای
اجتماعی تبحر یابند، بدون تردید در مواجهه با موقعیتهای فشارزا عملکرد م ناسـبی خواهنـد داشـت.
مهارت های مقابلهای مجموعهای از توانایی هایی هستند کـه زمینـه سـازگاری، رفتـار مثبـت و مفیـدرا
فراهم میآورند. از آنجایی که توانایی تولید، بکارگیری روش های مقابلهای و پیاده کردن آن بخـصوص
در روابط بین فردی و همچنین در جهت رشد و سازگاری افراد بسیار تأثیرگذار میباشد؛ این توانـایی-
ها، فرد را قادر میسازند مسئولیتهای نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بـدون لطمـه زدن بـه خـودو
دیگران با خواستها،انتظارات و مشکلات روزانه بویژه در روابط بـین فـردی و بـه شـکل مـؤثرتری
1
روبه رو شود(زتلین ،1985 ، به نقل از مشفق.(1389 از طرفی توانایی هـای لازم بـرای رفتـار انطبـاقیو
مؤثر، افراد را قادر می سازد تا بطور مؤثر با مقتضیات و چالش های زندگی روزانه مقابله کنند. آمـوزش این مهارت ها، موجب ارتقای رشد شخصیتی و اجتماعی، محافظت از حقوق انسان هـا و پیـشگیری از مشکلات روانی و اجتماعی میشود. رفتار انطباقی در حقیقت سازه بسیار جامع و فراگیری است که مؤلفههای ذهنی، حسی، حرکتـی و 2 انطباقی به معنای قدرت کنار آمدن با دیگران و ارتباط شخصیتی را در برمیگیرد(کوهن ،1988رفتار). برقرار کردن با آنها، یعنی کنار آمدن در مذاکرات، درگیـری هـا، اشـتباهات و همچ نـین کنـار آمـدن بـا
. Zetlin ١ . Cohen ٢
۵
موقعیت های جدید و سایر موقعیتهاست. از طرفی پرورش رفتار انطباقی منجـر بـه برقـراری ارتبـاط
فرد با محیط اطراف خود و مقابله با شرایط استرسزا میشود (بوزان، ترجمه مینویی،.(1383
کیفیت زندگی آن دسته از خصوصیاتی است که برای فرد ارزشمند اسـت و حاصـل ادراک خـوب
بودن یا احساس راحتی است و در راستای توسعه و حفظ منطقی عملکرد جسمانی، هیجانی و عقلانی
استبطوری. که فرد بتواند توانایی هایش را در فعالیت های زندگی حفظ نماید.( محمودی، شریعتی،
بهنام پور .(1382
از آنجا که روشهای مقابلهای به عنوان تلاشی شناختی و ر فتاری برای رویارویی بـا موقعیـتهـای
فشارزا و زمینه سازگاری فرد جهت برخورد مناسب با چالش های زنـدگی اسـت و برخـورد مناسـب
همان اتخاذ روشی است که تنش فرد را کاهش و احساس خـوب و مثبـت بـودن را در فـرد افـزایش
می دهد. لذا انتظار می رود همبستگی چشمگیری بین روش های مقابله ای بـا میـزان کیفیـت زنـدگی
وجود داشته باشد.
تحقیقات نشان می دهد افراد بیمار و ناتوان از کیفیت زندگی پایین تری برخوردارند و حتی شـدت
بیمـــاری، نـــاتوانی و تعـــداد دفعـــات مراجعـــه بـــه پزشـــک بـــر کیفیـــت زنـــدگی تـــاثیر
دارد(نجومی،بهاروند،کاشانیان.(1388
رضایت از زندگی و احساسخوب بودن در بیماری های مـزمن هـدف اصـلی درمـان و مراقبـت
است. با این حال کیفیت زندگی بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن پایین تر از حد طبیعی است و تحقیقات
نشان می دهد بکارگیری برنامه های آموزشی ساده به میزان زیادی بر کنتـرل فـرد بـر روی بیمـاری و
عوارض جانبی تاثیرهداشتونهایتا باعث بهبود کیفیت زندگی و احساس رضـایت از زنـدگی در فـرد
شده و تحمل رژیم درمانی آسان تر می شود(نوقابی و همکاران .(1385
۶
نابینایان و کم بینایان نیز از جمله افراد ناتوان جسمی هـستند بـا توجـه بـه تـاثیر منفـی نـاتوانی و
بیماری های مزمن بر روی سلامتی و میزان کیفیت زندگی، می توان انتظار داشت که نابینایی بر کیفیت
زندگی افراد نابینا تاثیرگذار بوده و استفاده از روش های مقابله ای مناسب یا غیر مناسب می توانداین
تاثیر را کاهش یا افزایش دهدازآنجا. که هـر فـرد معمـولا از یـک راهبـرد مقابلـه ای بـیش از سـایر
راهبردها در رویا رویی با مسایل و مشکلات استفاده می کنـد لـذا پـژوهش حاضـر درصـدد اسـت تـا
رابطه ی بین سبک های مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان نابینـای دخترشـهر تهـران را بررسـی
کند تا نشان دهد استفاده کنندگان از کدام راهبرد مقابله ای از میزان کیفیت زندگی بالاتری برخوردارند
تا به پشتوانه ی این دستاورد علمی بتوان آموزش های لازم را به افراد جهت افـزایش سـطح سـلامت
زندگی با استفاده از راهبرد مقابله ای بدست آمده، ارایه داد.
با توجه به آنچه گفته شـد و اهمیـت آن ، در پـژوهش حاضـر، مـسئله ایـن اسـتکـه: " آیـا بـین
سبک های مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان دختر نابینای شهر تهران ارتباط وجود دارد؟"
ضرورت و اهمیت پژوهش
از آنجایی که کسب مهارت های مقابله ای سازگارانه یکی از ضـروریات زنـدگی امـروزه بـه شـمار
می رود و منجر به موفقیت افراد در عرصه های مختلف زندگی می گردد، بنابراین وجود این مهـارتهـا
در سطح مطلوبیتواندمی کلید موفقیت در زندگی اجتماعی و شخـصی فـرد و بعبـارت دیگـر باعـث افزایش کیفیت زندگی و دستیابی وی به استقلال گردد. در حقیقت، رفتار انطباقی سازه بسیار جامع و فراگیری است که مؤلفه های شناختی، حسی، حرکتی 1 نقـل از مـشفق .(1389 بنـابراین، ارزیـابی رفتارهـای و شخصیتی را دربرمیگیرد(داویسون ،1974؛بـه
. Davison ١
٧
انطباقی، تواناییها و قابلیت های افراد و نقش آنان را در رویارویی با چالش های زندگی روزانـه نـشان
میدهدهمچنین. نمرات حاصل از ارزیابی رفتارهای انطباقی افراد، اطلاعاتی را در ارتباط بـا قابلیـت-
های موجود و نیازمندیهای آنان در مواجهه با مسایل روزمره و تعاملات بین فردی بدسـت مـی دهـد
1 و همکاران،.(2001 بنابراین، آگاهی و شناخت دست انـدرکاران آموزشـی، والـدین و مربیـان در (لیس رابطه با چگونگی رفتارهای مقابله ای کودکان و همچنین بکارگیری روش های مقابله ای سازگارانه در رویارو یی با مسائل و موقعیت ها، میتواند در میزان کیفیت زندگی مـؤثر بـوده و جنبـههـای مختلـف رضایت از زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهددر. نتیجه ارزیابی و مداخلات زودهنگام تـأثیر بـسزایی بر انتخاب سبک رفتارهای مقابله ای سازگارانه کودکان از سنین پاییندارد. این آگاهی میتواند کمـک بزرگی در جهت برنامه ریزی و طراحی الگوهای آموزشـی بـرای ایـن کودکـان در زمینـه مهـارتهـای مقابله ای و حل مسئله باشد و بر کیفیت زندگی آنها تاثیرگذار باشد.
از اینرو، می توان با آموزش های لازم، تشویق صحیح و به موقع و ارائه راهبردهای مناسب گامهـای
مؤثری را در جهت افزایش مهارت های انطباقی و در نهایت روش های مقابلـه ای ایـن افـراد برداشـت.
چرا که روش های مقابلهای دربردارنده مهارتهای افراد در جهت نیل بـه رویـارویی موفقیـتآمیـز در
برابر موقعیتهای متفاوت است. این مهارتها، شامل: (1مهارتهای هوشی: انعطاف پـذیریشـناختی،
مهارت های حل مسئله و توانایی تحلیل و تفسیر. (2 مهـارتهـای بـین فـردی: مهـارتهـای اجتمـاعی،
مـسئولیتپــذیری اجتمـاعی و مــشارکت اجتمــاعی. (3 نگـرش افــراد در مــورد خـود: عــزت نفــس و
خودرهبری میباشد(مشفق .(1389 بنابراین مهارتهایی که منجر به مقابله مؤثر فرد بـا موقعیـتهـای
م تفاوت و استرس زا میشود؛ با مهارتهای تشکیل دهنده رفتارهـای انطبـاقی کـه منجـر بـه سـازگاری
موفقیت آمیز فرد با درخواست ها و تقاضاهای محیطی می گردد، اشتراک دارند. بطور کلی، همانگونه که

. Liss, et al ١
٨
فاکتورهای فردی و اجتماعی، موقعیت های تنش زا را تحت تأثیر قرار می دهد، رفتارهـای انطبـاقی نیـز
مستثنی از تأثیر این فاکتورها نمیباشند. از اینرو، با آموزش های صحیح و بموقع افـراد در هـر کـدام از
این مهارتها، می توان گامی مؤثر در جهت رشد و پیشرفت مهارتهای مذکور در افراد با ویژگیهـای
متفاوت برداشت بگونه ای که میزان کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داد.
همه ی افراد در زندگی با موقعیت هایی روبرو میشوند که اگـر بـه درسـتی عمـل نکننـد، سـلامت
روانی خود را به خطر میاندازند. مثلا: چگونه مـسئولیت هـای جدیـد را بپذیرنـد؟ چگونـه بـا تـرس،
اضطراب، ناکامی، افسردگی و فشارهای روانی مقابله کنند؟ در قرن حاضر، استرس یکی از مهـمتـرین
زمینه های پژوهشی در علوم مختلف بشمار میرود. امروزه گسترش عوامل تنش زا بـدلیل تغییـر شـیوه
زندگی و کاهش توان مقابله انسان در برابر آنها، استرس به پدیده ای پیچیده و بزرگ تبدیل شده است.
زیرا تحت تأثیر عوامل متعدد و تعامل میان آنها قرار دارد. بنا براین، لازم است تمام افراد بـا راهبردهـای
مقابله با استرس آشنایی پیدا کنند. با شناخت بیشتر استرس و راهبردهای مقابله با شرایط مذکور، مـی-
توان زمینه مقابله با آن را نیز فراهم کرد. اما با همه اﯾﻦ توصیفات، بسیاری از افراد قادر به حل مسائل،
به حداقل رساندن و یا تح مل استرس نمی باشند و بجای بکارگیری شیوههای مفید، از شیوههایی بهـره
1 (1989)از آن به عنوان پاسخهای مقابلهای غیر مؤثر یـاد مـی- می جویند که کارور،اسچیر و وینتراپ کنند (غلامینیا،.(1388 بنابراین،از آنجاییکهیکی از بعدهای با اهمیت وجودی انسان، رفتارهای انطبا قی اوست؛ که امروزه در ارزیابی های کلی یک فرد مورد توجه روانشناسان قرار گرفته است، و با توجه به ماهیـت پیچیـده و
چند بعدی سازه مقابله و تأثیر آن بر توانایی پاسخدهی فرد به محیط و رفتار مناسب در موقعیـتهـای
جدید و استرسزاو همچنین تا آنجا که بررسی نـشان داده اسـت ، عـدم وجـود پـژوهش در زمینـهی

. Carver,Scheier&Weintraub ١
٩
چگونگی بکارگیری روش های مقابلـهای در نوجوانـان نابینـا و عـدم پ ژوهش در زمینـه رابطـهی بـین
روش های مقابله ای و کیفیت زندگی در فرهنگ مامیتواند ضرورت انجام این پژوهش را بـه وضـوح
روشن سازد.
هدف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه ی روش های مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان دختـر
نابینای شهر تهران است.
فرضیه های پژوهش
فرضیه های اصلی پژوهش:
_1 بین سبک مقابله ای مساله مدار با کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا رابطه وجود دارد.
_2 بین سبک مقابله ای هیجان مدار با کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا رابطه وجود دارد.
_3 بین سبک مقابله ای مقابله ای با کیفیت زندگی دانش آموزان نابینا رابطه وجود دارد.
سوال پژوهش:
سهم سبک های مقابله ای با استرس در پیش بینی کیفیت زندگی در دانش آموزان دختر نابینا
چقدر است؟
فرضیه های فرعی پژوهش:
-1 بین سبک های مقابله با استرس در دانش آموزان نابینای مطلق و کم بینا تفاوت وجود دارد.
-2 بین کیفیت زندگی در دانش آموزان نابینای مطلق و کم بینا تفاوت وجود دارد.
١٠
تعاریف مفهومی
روشهای مقابلهای
روش های مقابلهای، استراتژی های رفتاری و شناختیای هستند کـه افـراد بـرای مقابلـه بـا دو بعـد
عـاطفی و کـارکردی از اســترس و موقعیـت هـا ی فــشارزا مـورد اسـتفاده قــرار مـیدهنــد(لازاروس و
فولکمن،.(1984
کیفیت زندگی
پدیده ای چند بعدی شامل ابعاد جسمانی، روانی و اجتماعی است که پهنه وسیعی از طیف زنـدگی
یک فرد را در برمی گیرد که تاثیر این ابعاد همچنین بر کل کیفیت زند گی در افـراد متفـاوت گونـاگون
1
است. در این رابطه فلانگان (1982) نیز بیان می دارد که افـراد جامعـه از لحـاظ میـزان تـاثیر عوامـل
مختلف برروی کیفیت زندگی با یکدیگر تفاوت دارند. و کلیه این ابعاد دارای تاثیر یکـسان و مـشابهی
برروی کیفیت زندگی نیست(به نقل از الیور و دیگران .(1996
دانشآموز نابینا
20
شخصی از لحاظ قانونی نابینا است که میزان دید او با اصطلاح چشمبرتر /200 یا کمتر باشـد. در
ایالات متحده، نابینا از نظر قانونی به کسی اطلاق می شود که چیزی را کـه یـک فـرد بینـای عـادی در
فاصله 200فوتی یا حدود 70 متری رویت میکند، در فاصله 20 فوتی یا حدود 7 متری و یا نزدیکتـر
ببیند. این تعریف از نابینایی بر تیزی و میدان بینایی تاکید میکند(دبیری .(1385
تعریف آموزشی نابینایی
معلولیتهای بینایی برای مقاصد و برنامههای آموزشی مناسب است به دو دسته تقسیم می شوند:
نابینا و نیمهبینا؛ افرادی کهمیزان بینایی آنها، اجازه استفاده از خطوط نوشتاری را برای مقاصد آموزشی

. Felanegan ١
١١
به آنها نمیدهد، میتوانند از خط بریل، حس لامسه و وسایل شنیداری در آموزش استفاده کنند. افراد
نیمهبینا، میتوانند در امر آموزش از باقیمانده بینایی خود استفاده کنند و برای یادگیری از کتابهایی
با خطوط درشت و یا وسایلی که خطوط را بزرگنمایی میکنند، استفاده نمایند. تعریف آموزشی،
جدیدتر از تعریف قانونی است و مبتنی بر کارکرد بینایی باقی مانده در ارتباط با اهداف آموزشی
میباشد(دبیری.(1385
تعاریف عملیاتی
سبک های مقابله ای: منطور از سبک هایمقابله ای در این پژوهش، نمراتی است که آزمـودنی از
تست 48 ماده ای اندلر و پارکر بدست می آورد. هر آزمودنی در این آزمـون 3 نمـره در سـبک مـساله
مدار، سبک هیجان مدار و سبک جتنابی بدست می آورد. کیفیت زندگیمنظور: از میزان کیفیت زندگی نمره ای است کـه آزمـودنی در آزمـون 24 مـاده ای
پرسشنامه WHOQOL-BREF بدست می آورد.
دانش آموزان دختر نابینا: دانش آموزان نابینایی 16 سال به بالای مجتمع آموزشی دخترانه نابینایـان
نرجس شهر تهران که در سال تحصیلی 1390-1391مشغول به تحصیل بوده و میزان دیـد آن هـا در
20
چشم برتر /200 یا کمتر باشد.
١٢
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
١٣
مبانی نظری
این بخش با توصیفی از چهارچوب نظری متغیرهای مرتبط با پژوهش آغاز می شود ، سپس به
پیشینه پژوهش و سوالات پژوهش پرداخته می شود.
مبانی نظری روشهای مقابله با استرس
مهارت های مقابلهای، مهارتهایی هستن د که به افراد کمک میکننـد تـا بـا موقعیـتهـای زنـدگی،
بخصوص موقعیت های پرخطر برخورد کنند. با کسب این مهارت ها می توان در ایجاد ارتباط با دیگران
و رویارویی با موقعیتهای جدیـد و فـشارزا سـازگارانه عمـل کـرد. بنـابراین، روش هـایمقابلـهای،
استراتژی های رفتاری و شناختی ای هستند کـه افـراد بـرای مقابلـه بـا دو بعـد عـاطفی و کـارکردیاز
1 2
استرس و موقعیت های فشارزا مورد استفاده قرار میدهند(آلدوین ،1994 ؛ کـستا و مـک کریـو ،1990؛
3 4
فیلــدز و پرینــز ،1997؛ لازاروس و فــولکمن،1984 ؛پاترســون و مــک کــوبین ،2004 بــه نقــل از
مشفق.(1389
بطور کلی در پژوهشها ی متعدد، تعاریف متفاوتی از روش هـایمقابلـه ای عنـوان شـده اسـت. در
واقع، همهی پژوهشگران به مفهوم واحدی از روشهای مقابلهای اتفاق نظر دارند.

.Aldwin١ .Costa&McCrae٢ .Fields&Printz٣ .Patterson&McCubbin۴
١۴
فولکمن و لازاروس((1988 استراتژی های مقابله را دربردارنـده آندسـته از تـلاشهـای شـناختی و
رفتاری فرد می دانند که به منظور کاهش استرس های درونی و یا بیرونی، بکار گرفتهمیشوند. به بیـان
دیگر، مقابله تلاشی است که با هدف کنترل و غلبه بر مقتضیات و وقایع بحرانی صورت میگیرد. ایـن
مقتضیات مبین چالش، تهدید، خطر، صدمه و یا حتی منفعتی برای فرد هستند(لازاروس،.(1991
1
ساراسون (2005) ، عنوان داشته است که مقابله، به روش مواجهه با دشواری ها و کوشش در جهت
غلبه بر آنها اشاره دارد. از اینرو، مهارتهای مقابله فنونی هستند که برای هر اقدامی در دسترس فـرد
قرار دارند. روش های مقابله، عبارتند از: پاسخهای واقعی فرد در برابر فشارهای روانی. این پاسخها را میتـوان
به دو گروه، متمایز کرد: (1پاسخهای سازگارانه، آن اعمالی است که به کاهش فشارهای روانـی یـاری
2
می رساند و فرد را به حالت تعادل بازمیگرداند. (2پاسخهای ناسازگارانه : اعمالی است کـه فـرد را در 3 وضعیت بیثبات قرار میدهد و به تشدید انتظارات موجود کمک میکند(انرایت،پاول ،ترجمه بخـشی- پور،رودسری و صبوریمقدم،.(1377 4 است که توسط آن افـراد ویمنت و زتلین (1989) ، اظهار داشته اند که روش های مقابلهای فرایندی از منابع در دسترسشان، جهت واکنش به وقایع تهدید کننده و هم چنین لـذتبخـش، در زنـدگیشـان سود میجویند(ویمنت و زتلین،.(1989 توانایی بکارگیری روش های مقابله ای موفق و اجرای این استراتژی ها در موقعیـتهـای متفـاوت و
در ارتباطات اجتماعی، به منظور سازگاری افراد بـا محـیط، امـری اساسـی و مهـم بـه شـمار مـیرود
5
(زتلین ،.(1985

. Sarason&Sarason ١ . maladaptive responses ٢ . Enright&Powell ٣ . Wayment&Zetlin ۴ . Zetlin ۵
١۵
روش های مقابله ای روندیست که بوسیله ی آن افراد به منظور سا زگار شدن و مقابله با موقعیتهای
1
استرسزا و تهدید کننده در طول زندگیشان از آن سود میجویند(ویمنت و زتلین ،.(1989
روش های مقابله ای اشاره به انجام فعالیت توسط فرد در موقعیت های اسـترسزا، اعـم از اجتنـاب،
2
برطرف کردن، کوچک کردن و یا فائق آمدن بر آن موقعیت دارد(زف ،.(2009
3
در دهه های اخیر، پژوهشگران متعدد( اسکروئرز،ویلیج،تلگن و بروسکات ،1988؛ اسـتون، کنـدی-
465
مور، نیومن، گرینبرگ و نیل ،1992 ؛ اسکینر و زیمر-گمبک ،2007 ؛ بیهر و مـک گـراث،1996 ؛ کـانر-
78
اسمیت، کومپاس، وادث ورث، تامسن، سالتزمن ،2000 ؛ یو و لی ،(2005 بـه مفهـوم سـازی یـا تعیـین
سازه های اصلی در قلمرو روش های مقابله ای مانند کمک طلبی، حل مسئله، انکار، بازسازی شناختی و
یا مقوله های رفتاری، شناختی و ادراکی افراد در مواجهه با مشکلات زنـدگی پرداختـه انـد و ضـرورت
توجه به بررسی شیوههای مقابله با عوامل استرسزا را بیش از پیش مطرح کرده اند تـا نـه تنهـا ارتبـاط
بین واکنش های فردی با ناملایمات زندگی را برجسته سازند بلکه تأثیر شیوه های مقابله بـر کـاهش یـا
افزایش رشد جسمانی و سلامت روانی را نیز تعیین کنند(عزیزی .(1379
برای مقابله با موقعیت های فشارزا سه ویژگی مهم ذکر شده است: الـف) مقابلـهمـستلزم مقـداری
تلاش و برنامه ریزی است. ب) واکنش های مقابله ای همیشه ثمربخش نیـستند؛ بـدین معنـی کـه نبایـد
انتظار داشت در همه ی موارد مشکلات بطور کامل حل شود. ج) مقابله، فرایندی است که باید بتدریج
و در طول زمان، انجام شود(اسکروئرز1988، به نقل از شریفی درآمدی .(1388

. Wayment&Zeitlin ١ .Zeff٢ .Schreurs, Willige, Tellegen& Brosschot٣
.Kennedy-moore& Newman, Greenburg& Neale۴ . Goombck ۵ .Beehr& McGrath۶
.Conner-Smith& Compas, Wadsworth, Thomson& Saltzman٧ .Yoo&Lee٨
١۶
چگونگی ارزیابی افراد از موقعیت های متفاوت تحت تأثیر فاکتورهای مختلفی است. این فاکتورهـا
رفتارهای انطباقی، منابع اجتماعی و فردی، تفاوتهای فردی، سطح شناختی و سن را شامل می شـوند.
منابع اجتماعی و فردی از جمله متغیر های مهمی هستند که در مقابله افراد با اتفاقـات روزانـه بـه آنهـا
کمک میکند( بیلینگز و موس،.(2000 از طرفی ﺑﺰرﮔـﺴﺎﻻن منـابع متعـدد و مهـارت هـای مـؤثرتری در
رویارویی با موقعیت ها نسبت به کودکان بکار می گیرند که این منابع به آنهـا در بکـارگیری روشهـا و
1
کم کردن استرس یاری میرساند(چندلر ،.(1982 همچنین حمایـت هـایاجتمـ اعی عنـصر مـؤثری در
بکارگیری روشهای مقابلهای توسط بزرگسالان است که اغلـب کودکـان ایـن حمایـتهـا را توسـط
2
مراقبانشان جستجو میکنند(آلتشولر و رابل ،.(2003
3 (1984) اولین تئوری مفهومی از استرس و روش های مقابله را عنوان داشـته- لازاروس و فولکمن اند. آنها روشهای مقابله ای را به دو دسته متمایز از هم تفکیک کردهاند. روشهای مقابلهای متمرکز بر 4 5 6 مسئله و روشهای مقابله ای متمرکز بر هیجـان . ( بلیـزی و بلنـک ،2006 ؛کـارور،1997 ؛کارور،شـیر و
798
وینتراب ،1989؛کانر- اسمیت و فلچسبارت ،2007؛به نقل از کالـدز ،.(2010 امـروزه،پـژوهشهـای
مرتبط با روشهای مقابله همچنان بر پایه مدل مفهومی اولیه از مقابله استوار است.
10
بوینگ (2003) ابراز میدارد که مدل اولیه ی لازاروس و فـولکمن در عـین سـادگی و قابـل فهـم
بودن، تلاشی در جهت کاستن استرس و برانگیخته شدن در موقعیت های استرسزا اسـت. وی عنـوان
میدارد که: مقابله ترکیبی از روشهای بکارگرفته شده در رویارویی با موقعیتهای استرسزاست.

Chandler .١ Altshuler&Ruble .٢ . Lazarus&Folkman ٣ . focus-problem coping ۴ . focus-emotion cping ۵ . Bellizzi&Blank ۶
. Carver,Scheier&Weintraub ٧ . Connor-Smith&Flachsbatr ٨ . Caloudas ٩ . Boeving ١٠
١٧
در مدل لازاروس و فولکمن، روش های مقابلهای متمرکز بر مـسئله، روش هـایمقابلـهای فعـال را
دربرمی گیرد، که فرد را به سمت غلبه مثبت بر مشکل هدایت میکند. در حالیکه روش هـایمقابلـهای
1
متمر کز بر هیجان، دربردارنده روشهای منفعل مقابله ای است که فرد از طریق بروز هیجانـات منفـی،
2
سعی بر رفع مشکل دارد(کویتنر و ﻫﻤﮑﺎران،.(2003 نتایج پژوهش های گوناگون حاکی از آن است که
بکارگیری روشهای مقابلهای متمرکز بر مسئله، نـسبت بـه کـاربرد روش هـایمقابلـه ای متمرکـز بـر
3
هیجــان، بــا کــاهش اســترسهــای روانــی در ارتبــاط اســت(بیلینگــز و مــوس ،1981؛اســتراوس و
465
ویلیش ،1981؛ورتلیب،ویجل و فلدستین ،1987؛به نقل از زیگر ،.(2009
از طرفی، بوینگ((2003 ابراز میدارد این یافته ها، در تاریخچه روانشناسی قطعـی نیـستند و امکـان
تغییر نتایج یافته ها محتمل استوی. عنوان داشته است که گر چـه هنگـام برخـورد بـا اسـترسهـای
روزانه، روش های مقابله ای متمرکز بر مسئله، به فرد در رویارویی هر چه بهتـر بـا مـسائل یـاری مـی-
رسانند، اما در واقع، چگونگی کنترل فرد بر موقعیت های فشارزا نقش مهمی را در مقابله با مشکل ایفـا
میکند. بوینگ معتقد است که روشهای مقابلهای می بایـست، مفهـومی و پویـا باشـد و نـه صـرفاً بـه
صورت دستهبندی جهت پاسخگویی به موقعیتهای مشکلزا. چنانچه در واکنش به شرایط اسـترسزا،
امکان بکارگیری هر دو روشایمقابلهفعال و منفعل وجود دارد و الزامـاً انتخـاب تنهـا یکـی از ایـن
روش ها توسط شخص ضروری نیست. برخی پژوهشگران دریافتهانـد کـه نمونـه هـایی از روشهـای
مقابله ای متمرکز بر هیجان، بیشتر فرد را به سوی انطباق و سازگاری با موقعیت مشکلزا سوق میدهد
( استراوس و ویلیش،1981؛ ورتلیب،ویجل و فلدستین،1987؛به نقـل از زیگـر،.(2009 در ایـن رابطـه،

. passive coping ١ . Quittner ٢ . Billings&Moos ٣ . Strauss&Wellisch ۴
. Wertlieb,Weigel&Feldstein ۵ . Zeiger ۶
١٨
1
موس و بیلینگز (1982) معتقدند که اگر چه مقابله هیجان محور از رویارویی با واقعیتمیپرهیـزد و
راه حل موقتی برای کاهش استرس است، اما هر مسئله ای نیز بهسادگی قابل حل نیست. و حل واقـع-
گرایانه یک مسئله با صرف کوشش شناختی و رفتارهای مداوم در درازمدت اگربدون کـسب آرامـش
موقتی و کوتاه مدت، صورت گیـرد ممکـن اسـت سـلامت روانـی فـرد را بـه خطـر افکنـد. بنـابراین،
بکارگیری مهارت های هیجان محور به فرد کمک می کند تا به وضعیت روانی تثبیـت شـدهتـری دسـت
یابد و فرصتی را ﺑﺮای فعال سازی فرایندهای پیچیده تر ذهنی به دست آورد. در واقع، نتیجـه اسـتفاده از
هر راهبرد مقابله ای، به نوع برخورد با محرک استرس زا، میزان شدت پیامد محرک استرس زا، ویژگـی-
2
های شخصیتی افراد و منابع و امکانات اجتماعی در دسترس بـستگی دارد( هـسیح،2005، بـه نقـل از
سموعی .(1379
بنابراین، روشهای مقابله ای از طریق متغیرهای شخصی، مو قعیتی و محیطی در رویارویی با شرایط
مشکل زا گسترش مییابند( ﮐﺎرور،اﺳﭽﯿﺮ و وینتراب،.(1998 نتایج برخی یافتهها حاکی از آن اسـت کـه
کودکان بیشتر از آن دسته از روشهای مقابلهای سود می جویند که در نتیجـه ی شـرایط محیطـی بـدان
3
دست یافتهاند(دونالدسون،پرینستین،دانوسکی و اسپیریتو ،.(2000
4
در نظریه شناختی-هیجانی فولکمن و لازاروس((1988استرس در صـورتی ایجـاد مـی شـود کـه
شخص، موقعیتی را چالشبرانگیز و طاقتفرسا ارزیابی کند. در چنین شرایطی ذهن به عنـوان میـانجی
پاسخ هیجانی و شرایط محیطی عمل میکند و تفسیر فرد از نوع و شدت رویداد و میزان توانـاییشـان
برای مقابله با استرس تعیین کننده واکنش های عاطفی و هیجانی است. آنها در این مورد بر فراینـدهای
شناختی که بین شرایط محیطی و واکنشپذیری ارگانیزم میانجی میشوند، تأکید زیادی دارند.

. Moos&Billings ١ . Hsieh ٢ . Donaldson,Prinstein,Danovsky&Spirito ٣ . cognitive-emotion Theory ۴
١٩
1 2 محیط و ایجـاد در نظریه اجتماعی-شناختی بندورا (1986) توانایی انسان برای قبراری ارتباط با تغییر در آن، کاربرد ارتباط تعاملی بین عاطفه، شناخت و رفتار است. بنـدورا((1986 معتقـد اسـت کـه توان خودنظمبخشی به هیجان ها انسان را قادر می سازد تا تفکرات، احساسات و رفتارهای خـویش را
مورد سنجش و کنترل قرار دهد. در نتیجه میتواند نقش میانجی را بین اطلاعات حاصل از رویدادهای
محیطی و کنش های فرد ایفا کند. در مجموع، درجاتی از برانگیختگی هیجـانی کـه هنگـام مواجهـه بـا
رویدادهای استرس زا توسط فرد تجربه می شود، تنها متکی به ویژگیهای عینی از این رویدادها نیست؛
بلکه تفکر منبعث از خودنظامی، نقش مؤثرتری در این برانگیختگی دارد.
از طرفی، ماهیت پیچیده و چندبعدی سازه مقابله، به شکل گیری خانوادههای مختلفی از راهبردهای
مقابله منجر شده است که برغم ویژگـی هـای مختلـف و تـأثیر عوامـل فرهنگـی و سرشـتی متفـاوت،
3
همبستگی زیادی با یکدیگر دارند. در دهه های اخیر ﭘﮋوﻫـﺸﮕﺮ ان متعـدد ( سـامرفیلد،1996 ؛ اسـتون،
45
کندی- مور،نیومن،گرینبرگ و نیل ،1992 ؛بیهر و مکگراث ،1996؛کانر- اسـمیت، کومپـاس،وادورث،
6 7 تامسن و سالتزمن ،2000؛یو و لی ،.(2005 به مفهوم سازی و یا تعیین سازه های اصـلی در قلمـرو راه-
8 9 10 11
های مقابله مانند کمکطلبی، حل مـسئله ، انکـار ، بازسـازیشـناختی و یـا قلمروهـای رفتـاری،
شناختی و ادراکی افراد در مواجهه با مشکلات زندگی پرداخته اند و ضرورت توجه به بررسـی شـیوه-
های مقابله با عوامل استرس زا را بیش از پیش مطرح کرده اند تا نه تنها ارتباط بین واکنشهای فردی با

. social-cognitive theory ١ . Bandura ٢ . Sommerfield ٣
. Stone,Kennedy-moore,Newman,Greenburg&Neale ۴ . Beehr&McGrath ۵ . Conner-Smith,Compas,Wadworth,Thomsen&Saltzman ۶ . Yoo&Lee ٧ . support seeking ٨ . problem solving ٩ . denial ١٠
. cognitive structuring ١١
٢٠
ناملایمات زندگی را برجسته سازندبل که تأثیر شیوه های مقابله بر کاهش و یا افزایش رشد جسمانیو
سلامت روانی را تعیین کنند.
از اواخر دهه 1970 ، دیدگاههایتعاملی، سرشتی و فرایند محور مقابله، که هنوز هم غلبـه خـود را
12
بر این قلمرو حفظ کـردهانـد، مطـرح شـدند( اسـکروئرز و همکـاران ،1988؛ پـرلین و شـولر ،1987؛
لازاروس و فولکمن،1984 ؛ موس و بیلینگز1982،به نقل از ماهانی (1370 و مقابله را به منزله راههای
3
مواجهه فرد با یک عامل استرسزایخاص و در یک چهارچوب معین در نظر گرفتند. بر این اساس،
اتخاذ راهبردهای مقابله ای نمی توانست فقط تابع عوامل فردی باشد بلکه به منزله پیامد تعامـل عوامـل
استرسزادر نظر گرفته شد؛ عواملی که بطور دائـم در حـال تغییرنـد و ضـرورت پویـایی روشهـای
مختلف مقابله را ایجاب میکنند.
بدین ترتیب، در چهارچوب وهله های مقابله و بر حسب چگونگی رویارویی با عوامل اسـترسزا و
مشکل زا، راه های مقابله تغییر میکنند. یک راهبرد مؤثر جای یک راهبرد نامؤثر را می گیـرد یـا ایـنکـه
فرد با انصراف از هر نوع مقابله، در ناامیدی غوطهور میشود. در خلال این وهلـههـامـیتـوان شـاهد
ایجاد تغییراتی در شیوههای ارزیابی موقعیت بر حسب کاهش و یا افـزایش منـابع نیـز بـود. بنـابراین،
مقابله یک کوشش فعال است که بطور دائم با خواستههای متضاد مواجه می شود تـا بـه آنچـه گذشـته
است بهبود بخشد و برای چالشهای بعد آماده شود(لازاروس،.(2000
در پژوهشی به فرایند مقابله در سه سطح اشاره شده 4 است( اسـکینر،ادج،التمن و شـرور ،(2003 در پایین ترین سطح، موقعیت مقابله( مانند موقعیت امتحان) ، قرار دارد که پاسخهای متعدد افراد( ماننـد روز امتحان پیراهنی را می پوشم که برایم شانس میآورد) ، در برابر عوامل استرس زا را برجسته میسازد. بـا
. Schreurs, et al ١ . Pearlin& Schooler ٢ . stressor ٣
. Skinner,Edge,Altman&Sherwood ۴
٢١
اصطلاح عملیاتی، این موقعیت ها بر اساس مشاهده رفتارهای مقابله ای فـرد و یـا توصـیفی کـه وی از
رفتارهای مقابلایه کنونی خود ارائه می دهد، مشخص میشونددر. بالاترین و یا سومین سـطح، یعنـی
در حد فاصل بین استرس با پیامدهای روان شناختی، اجتماعی و فیزیولوژیکی آن، مجموعههای بنیادی
فرایندهای سازشی قرار دارند. در این سطح، مقابله به منزله یک راهبرد سازشی اسـت کـه کـنشهـای
تکا ملی گسترده تر مانند تداوم ارتباط ایمن با محیط یا گریز از تعامل های بالقوه خطرنـاک را بـه عهـده
میگیرد. بدین ترتیب، ساختار مقابله در سطح دوم، یعنی در یک فضای مفهومی بین موقعیت مقابلـهو
فرایندهای سازشی قرار دارد و در نتیجه مهم ترین مسئله در این قلمـرو، سـاختن مق ولـههـایی کامـل و
منسجم در این سطح بینابینی است؛ مقوله هایی که بتوانند به پاسخ هـای متعـدد و وابـسته بـه موقعیـت
سازمان دهند و کنشهای آنها را در تعدیل آثار استرس در نظر گیرند.
مدلهای مقابله با استرس
مدل موس و بیلینگز
در یکی از رویکرد های روانشناسی سلامت، ابعادارزیابی و مقابله در سه حـوزه سـازماندهی شـده

متن کامل در سایت امید فایل 

است؛ که هر سه حوزه بر اساس تمرکز اولیه اش بر ارزیابی مجدد یک موقعیت، درگیری واقعی با یـک
موقعیت و دستکاری هیجانات برانگیخته شده از موقعیت مورد اندازه قرار گرفتهاند. مقابله متمرکـز بـر
ارزیابی، با کوشش هایی برای تعر یف و معیت کردن معانی یک موقعیت درگیر است و شـامل راهبـرد-
هایی نظیر عقلانی و بازیابی شناختی است. مقابله متمرکز بر مسئله، در جهت اصلاح یا محدود کـردن
منابع استرس و درگیر شدن با نتایج قابل لمس یک مسئله یا بطور فعال اهتمام به تغییر خودپنداره فـرد
یا ایجاد یک موقع یت خوشایند تلاش میکندمقابله. متمرکز بر هیجان، شـامل پاسـخهـایی اسـت کـه
کارکرد اولیه اش تحت کنترل در آوردن هیجانات برانگیخته بوسیله عوامل استرس زا است کـه از طریـق
٢٢
آن می توان آرامش خود را فراهم نمود( موس و بیلینگز،.(1982 مدل مقابلهای مـوس و بیلینگـز شـامل
موارد زیر میباشد:
الف) مقابله متمرکز بر ارزیابی
1
تحلیل عقلانی : راهبردای موجود در این طبقه شامل تلاش برای مـشخص کـردن علـت مـسئله،
توجه کردن به یک جنبه از موقعیت در هر لحظه، شناخت تجارب گذشته وابسته به مـسئله موجـود و
تمرین ذهنی اعمال ممکن و نتایجشان است(موس و بیلینگز،.(1982
2
تعریف مجدد شناختی مسئله : این طبقه شامل آن دسته راهبردهای شناختی است که بوسیلهآنهـا
یک فرد واقعیت شرایط موجود را قبولمی کند و آن را برای یافتن چیز های مطلوبتر بازسـازی مـی-
کند.
3
اجتناب شناختی : این راهبرد ها عبارتند از انکار اضطراب و ترس تحت شـرا یط اسـترسزا، تـلاش
برای فراموش کردن کل موقعیت استرسزا،رد کردن این باور که مسئله واقعـاً وجـود دارد و مـشغول
شدن در رویاهای خودکامرواساز در برابر تفکر واقعی در برابر مسئله.
ب) مقابله متمرکز بر مسئله
4
جستجوی اطلاعات :در ایـن طبقـه پاسـخهـا، بیـشتر بـر جـستجوی اطلاعـات دربـاره مـسئله و
درخواست از یک فرد برای ارائه انواع کمکها متمرکز است.
1
تمرکز بر مسئله گشایی فعال : این راهبرد ها شامل موارد زیر میباشد: ساختن یک برنامه جایگزین،
مشغول شدن به یک عمل ویژه برای درگیری مستقیم با مسئله، یادگیری مهارتهای جدیـدی کـه بـا
مسئله همخوانی دارند، گفتگو و مصالحه کردن برای رسیدن به راهحل.

rational analysis .١ cognitive redfinition of problem .٢ cognitive avoidance .٣ information seeking .۴
٢٣
2
بوجود آوردن پاداش های جایگزین : این راهبرد ها عبارتند از کوشـش بـرای درگیـری بـا موقعیـت
مسئله آفرین، بوسیله تغییر دادن فعالیتهای یک فرد و ایجاد منابع جدیدی برای خوشنودی فرد(مـوس
و بیلینگز،.(1982
ج) مقابله متمرکز بر هیجان
3
تنظیم خلق و عواطف : این طبقه شامل راهبرد های زیر میباشد: کوشش های مستقیم بـرای کنتـرل
هیجان بوجود آمده از مسئله بوسیله واپسزنی هـشیارانه یـک تکانـه، تجربـه کـردن و کـار کـردن بـا
احساسات یک فرد، تلاش برای عدم دستکاری احساسات متعارض، بوجـود آمـدن ا حـساس غـرور و
خم به ابرو نیاوردن در مواجهه با مشکل، مدارا کردن با ابهامات بوسیله خودداری کردن از انجام عمـل
فوری.
4
پذیرش و کنارهگیری : این طبقه شامل راهبردهای زیر استبه: انتظار زمان نشستن بـرای گریـز از
مسئله، انتظار خطا، قبول موقعیت به آن صورتی که هست، پذیرشاین موضوع کـه هـیچ چیـز بـرای
تغییر موقعیت نمیتوان انجام داد و تسلیم شدن به تقدیر.
5
تخلیه هیجانی : این طبقه شامل موارد زیر است: اظهارات کلامی برای رهـایی از حـالات هیجـانی،
اشتغال به اعمال تکانهای، این پاسخها ممکن است فرد را از تنظیم اعمال خویش دور نماید.
مدل لازاروس و فولکمن
مدل لازاروس و فولکمن((1984 از تأثیرگذارترین مدل های سبک مقابله با استرس محـسوب مـی-
گردد و غالب تحقیقات انجام شده، مدل لازاروس و فولکمن را مبنای کار خود قرار دادهاند. مقابلـه در
این دیدگاه، نه تنها مترادف با حل مسئله در نظر گرفتهمی شود بلکه بر فرد، محیط و شیوههای تعامـل

focus on action problem solving .١ development alternative reward .٢ affective regulation .٣ resigned acceptance .۴ emotional discharge .۵
٢۴
آنها در موقعیتهای تهدید آمیز اسـتوار اسـت. لازاروس و فـولکمن، شـیوه هـای مقابلـه بـا اسـترسو
موقعیت های استرسزارا به دو راهبرد مسئله محور و هیجان محور تقسیم میکنند. راهبردهای مقابله-
ای مسئله محور، عبارتند از روشهای فعال حل مسئله که جهت مقابله موفقیت آمیز بین فـرد و محـیط
صورت میگیرد(کانر- اسمیت،کومپاس،سالتزمن،تامسن و واتسوورث2000به نقـل از مـشفق .(1389
راهبردهای مقابلهای هیجان محور عبارتند از شیوههایی که بر پایه آن افراد به سطح بهینـهای از تنظـیم
1
هیجانی و توانایی برخورد با موقعیت ها و احساسات شدید و بحرانی دست مییابند(سارنی ،1999 بـه
نقل از هیبتی .(1381
2
الف) انطباق متمرکز بر مسئله
افرادی که از این راهبرد استفاده میکنند بطور فعال می کوشـند در موقعیـت اسـترس زا تغییـر ایجـاد
کنند که این امر از طریق مهارت های حل مسئله انجام میشود. راهبر د متمرکـز بـر مـسئله، مـی توانـد
معطوف به درون یا معطوف به بیرون باشد. هدف از راهبردهای مقابلهای معطوف به بیرون، تغییر دادن
موقعیت یا رفتارهای دیگران است. در صورتیکه راهبردهای مقابله ای معطوف به درون، شامل تلاش-
هایی است که برای بررسی مجدد نگرش ها و نیازهای خو د و کسب مهارت ها و پاسـخ هـای تـازه بـه
عمل میآید. این افراد اغلب گرایش به حل مشکلات بنیادی دارند.(لازاروس و فولکمن،.(1988
3
مقابله رویارویانه تلاشهای ستیزه جویانه برای تغییر موقعیت؛ یا به عبارت دیگر فرایندی استکه
شخص در طی آن فعالانه برای تغییر منبع استرس تلاش میکند.

. Saarni ١ . problem focused coping ٢ . confrontive coping ٣
٢۵
1
جستجوی حمایت اجتماعی . تلاش در راستای کسب حمایت هیجانی و اطلاعاتی از دیگران؛ ایـن
راهبرد، به تناسب نیاز و نوع مشکل میتواند کسب اطلاعات از طریق ارائه خدمات مشاوره، راهنمـایی
و جذب امکانات مادی و یا معنوی از دیگران باشد.
2
راهبرد حل مسئله با برنامه . تلاشهای سنجیده مسئله مدار جهت حل مشکل؛ در این نـوع مقابلـه
فرد برای کنترل موقعیت و حل مشکل با تکیه بر فکر و اندیشه خود به ارزیابیراه حـلهـای متفـاوت
میپردازد و بعد از آن با انتخاب بهترین شیوه، اقدام به حل مسئله مینماید.
3
خویشتنداری تلاش. و کوشش شخصیبراتنظیم و کنترل احساسات خود؛ یا به عبـارت دیگـر
اجتناب از فعالیت های ناپخته ای که منجر به پیچیدهترشدن مسئله و ایجاد اخلال در روند حل مـسئله
شود.
4
ب) انطباق متمرکز بر هیجان
افرادی که از انطباق متمرکز بر هیجان استفادهمی کنند، روی تغییر واکنشهای درونـی کـه ناشـی از
وقوع حادثه می باشد، تمرکز دارند. مقابله متمرکز بر هیجان، معطوف به مهار نـاراحتی هیجـانی اسـت؛
مانند مراقبه و بیان احساسات و جستجوی حمایت. این افراد اغلب گرایش به تـأثیرات عواطـف ویـا
نتایجی که منجر به بروز مشکل می شود، دارند در بیشتر موقعیتها، احتمـالاً تر کیـب ایـن دو راهبـرد،
مفیدتر خواهد بود(لازاروس و فولکمن،.(1989
5
فاصلهگیریتلاش. جهت جدا شدن از موقعیت؛ در این مقابله فـرد بـا انجـام رفتارهـای متنـوع و
مختلف سعی بر مشغول کردن افکار خود دارد و از این طریق مانعی را برای فکر کردن به مسئلهایجاد

٨. seeking social support ١ . plantful problem-solving ٢ . self-control ٣ . emotion focused coping ۴ . distancing ۵
٢۶
میکند. مانند ردنپناهب به رؤیاهای روزانه، خوابیدن بیش ازحد، تماشای فـیلم و تلویزیـون و سـرگرم
شدن با فرد دیگر.
1
ارزیابی مجدد، سازگاری با موقعیتتلاش. برای یافتن معنای مثبت در تجربه بـا تأکیـد بـر رشـد
شخصی؛ به عبارت دیگر ارزیابی مثبت از حوادث که مبتنی بر نگرش خوشبینانه بر رویدادهاست کـه
بیشتر برای کنترل عواطف و آشفتگی بکارمیرود. در برخی شرایط که منبع استرس قابل تغییر نیست،
شخص واقعیت شرایط استرسزا را میپذیرد و با آن سازگار میشود.
2
راهبرد پرهیز-گریز . تلاش برای رهایی و یا پرهیز از موقعیت؛ گاهی افراد برای پرهیـز و رهـاییاز
رنج ناشی از استرس ها به داروهایی مانند الکل، نیکوتین، مسکنهای خوابآور و ضد افـسردگی روی
میآورند. یا به گونهای با مسئله برخورد میکنند که گویی اتفاقی نیفتاده است(تایلر،.(1999
فاصله گیری، پرهیز- گریز و انکار، راهبردهایی هستند که در دسته سبکهای مقابلهای سازشنایافتـه
قرار میگیرند. فاصلهگیری و یا انزوای مأیوسانه، حاکی از تسلیم در برابر مشکل و کنارهگیـری از هـر
نوع مقابله با آن است و منجر به احساس ناتوانی در مواجهه با مسئلهمی گردد، تا بـدون هـیچ تلاشـی
خود را بدست امواج بسپارد و در شرایطبی تصمیمی قـرار بگیـرد( دادسـتان،حاجی زادگـان،علیپـور و
عسکری،.(1386
مدل اسکروئرز و همکاران
اسکروئرز،ویلیج،تلگان و براسکات(1984ابعاد) راهبردهای مقابله را در دو بعد اصـلی طبقـهبنـدی
کردهاند:

. reapprasial/adaption ١ . avoidence/escape ٢
٢٧
الف) مقابله فعال: روش مقابلهای فعال و متمرکز بر مسئله زمانی اتفاق می افتد که شـخص بـهطـور
مستقیم با منبع استرسزا روبرو میشود. بدین معنی که فرد در تـلاش جهـت حـل موقعیـت مـشکلزا
برمیآید. این رویکرد دربردارنده موارد زیر میباشد:
راهبرد حل مسئله فعال: در این راهبرد فرد از مهارت های شناختی جهت حل مسئله بهره میجوید.
براین اساس، راهبردهای مقابله با مشکل بطور مستقیم بررسی میشوند و با یافتن راهحلهـای مناسـب
برای مشکل، رضایت روانشناختی حاصل میگردد.
راهبرد جستجوی حمایت های اجتماعیبـه: معنـای جـستجوی منـابع مفیـد و در دسـترس ماننـد
جستجوی افراد حرفهای جهت اداره و مدیریت برخورد با محرکهای استرسزاست.
راهبرد کاهش الگوهای واکنشی: در این راهبرد فرد با اجتناب از شرایط مشکل زا اقـدام بـه کـاهش
استرس و اضطراب در رویارویی با این گونه موقعیتها مینماید.
ب) مقابله منفعل: بروز روشهای مقابله ای منفعل، زمانی است که شخص در رویارویی با موقعیـت
مشکل زا با هیجانات منفی واکنش نشان می دهددرو جهت تلاش به منظور حـل مـشکل برنمـی آیـد.
روشهای مقابله منفعل، اشاره دارد به:
راهبرد بیان عواطف: در این راهبرد فـرد در رویـارویی بـا موقعیـت مـشکل زا بـا بـروز عواطـف و
هیجانات منفی واکنش نشان میدهد.
راهبرد اجتنابی: در این نوع راهبرد مقابله ای، فرد بـا انجـام رفتار هـای متفـاوت و متنـوع تـلاش در
جهت ایجاد ممانعت بر تفکر در رابطه با موقعیت مشکلزا دارد.
راهبرد واکنش افسردگی: در این راهبرد فرد با ابراز واکنش افـسردگی از صـورت مـسئله و مـشکل
فرار میکند و به خود پناه میبرد.
٢٨
راهبرد ادراکات تسکین دهنده و التیام بخش: این راهبرد تفسیر مثبت و هیجانی شرایط استرسزا را
که در بردارنده گسترش متدهای جدید جهت رویارویی با شرایط استرسزاست؛ شامل میشود.
طبق مدل اسکروئرز و همکاران(1984در) فرایند مقابلـه فعـال، کـه ویژگـی مـشترک راهبردهـای
مقابله ای مسئله مدار شناخته شده است؛ پویایی امکانات لازم برای مقابله فعال با موقعیت اسـترسزا را
در مسئله فرا میخواند و احتمال موفقیت وی را افزایش میدهد. همچنین راهبردهای کارآمد مقابلـه از
طریق افزایش اعتماد به نفس افراد، مهارتهای حل مسئله آنها را بهبود بخشیده و بـه رضـایت بیـشتر
منجر میشود( اسکروئرز و همکاران،1988به نقل از مشفق .(1389 ویژگی دیگر افرادیکـه از راهبـرد
مقابله فعال سود میجویند، تنش پایین در رویارویی با موقعیت استرسزا میباشد. پـایین بـودن سـطح
تنش هیجانی منجر به آرامش روانی فرد در بهره گیری از مهارت های شناختی و پویایی برای مقابلـه بـا
مشکل میگردد. هم چنین مقابله فعال، شامل برنامهریزی بـرای انجـام کـار، جـستجوی حمایـتهـای
اجتماعی، افزایش تلاش و در یک شیوه معقول پیش رفتن میباشد. در ایـن میـان جـستجوی حمایـت
اجتماعی راهبرد دیگری است که شامل یافتن دوستان، خویشان و یا افراد دیگر برای حمایت هیجانی،
ملموس و یا اطلاع اتی است. داشتن شـبکه ای قـوی از حمایـت اجتمـاعی مـی توانـد سـپری در برابـر
پیامدهای مضر ناشی از محرک های استرسزا باشـد. حمایـتهـای اجتمـاعی فرصـتی را بـرای ابـراز
1
هیجانات جهت درک بهتر از موقعیت استرس زا فراهم میآورند( لپور،سیلور،ورتمن و ویمنـت ،1996،
به نقل از شریفی .(1383 اما روی آوردن به راهبرد مقابله ای منفعل در مواجهه با موقعیت های استرسزا سبب مـی شـود کـه،
توجه فرد از محرک استرسزا دور شود و فرد به فعالیت دیگـری مـشغول شـود. هـدف اساسـی ایـن
راهبرد، گریز و یا اجتناب از محرک استرسزا و خنثـی کـردن نـاراحتی هیجـانی اسـت( اسـکروئرزو

. Lepore,Silver,Worthman&Wayment ١
٢٩
همکاران،1988 ، به نقل از مشفق .(1389 گیبهرهی نوجوانان از عامل انکار، به معنای عدم تمایل آنهـا
برای رویارویی با جهان واقعی است. به عبارت دیگر، موضوع آنقدر دردناک محسوب میشود که می-
بایست از عرصه هشیاری فرد واپسرانده شود تا وی بتواند به گونـهیـی عمـل کنـد کـه گـویی هـیچ
مشکلی ندارداما. این مکانیزم حوزه تفکر، تلاش و فعالیـت فـرد را محـدود مـی کنـد و مـانعی در راه
تحول بهنجار وی در زمینه های مختلف شناختی- عاطفی بهوجود میآورد. با این سبک مقابلـه مـشکل
پیش آمده لاینحل می ماند و در نتیجه نارضایتی افزایش مییابد. از طرفی،بکـارگیری راهبـرد انکـار در
مواجهه با موقعیت استرس زا، از طریق کاهش اعتماد به نفس در فـرد، منجـر بـه افـزایش مـشکلاتو
نارضایتی میگردد(اسکروئرز و همکاران،.(1984
قابل ذکر است که این مدل در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته و همچنین از ابزار ساخته
شده توسط اسکروئرز و همکاران((1984 در سنجش روشهای مقابلهای دانشآموزان بهره گرفته شده
است.
1
مدل اندلر و پارکر
اندلر و پارکر(1990بابررسی) فرایند مقابله عمومی، افراد را بر حسب سه سبک مقابلـهای متمـایز
مینماید.
سبک مقابلهای تکلیف محور2این: سبک راهبردهایی را که بر اساس آن فرد اعمالی را که می-
بایست جهت کاهش و یا از بین بردن استرس انجام دهد، توصیف میکند. همچنین سبک مقابلهای
مذکور، رفتارهای مسئله محور، جستجوی اطلاعات بیشتر در رابطه با مسئله، تغییر ساختار مسئله از
نظر شناختی و اولویت دادن به گامهایی برای مواجهه با مسئله را شامل میشود(اندلر و پارکر،.(1990

. Endler&Parker ١ . task-oriented coping style ٢
٣٠
1
سبک مقابلهای هیجان محور : این سبک توصیف کننده راهبردهایی است که بر اساس آن فرد بر
خود و احساسات خود متمرکز میشود و تمام تلاش وی متوجه کاهش احساسهای ناخوشایند
خویشتن است. سبک مقابلهای هیجان محور، دربرگیرنده واکنشیها متفاوتی مانند گریه کردن،
عصبانی شدن، پرداختن به رفتارهای عیبجویانه، اشتغال ذهنی و خیالپردازی است(اندلر و
پارکر،.(1990 2
سبک مقابلهای اجتنابی :راهبردهای بکارگرفته شده در این سبک، مستلزم فعالیتها و تغییرات

شناختی با هدف اجتناب از موقعیت اﺳﺘﺮسزاﺳﺖ. رفتارهای مقابلهای اجتنابی، به شکل درگیر شدن با
3
یک فعالیت تازه و یا روی آوردن به اجتماع و افراد دیگر نیز تظاهر مییابد راجر و همکاران (1993)؛
به نقل از شریفی((1383 علاوه بر تأیید سه راهبرد قبل، راهبرد چهارمی را تحت عنوان راهبرد
4
انفصالی به این طبقهبندی اضافه کردنهد.ف فرد از بکارگیری این راهبرد، کاهش درگیری با
موقعیت فشارزا میباشد؛ به گونهای که بتوان بهطور مؤثرتری موقعیت را کنترل کرد.
مدل اسکینر و همکاران
5
اسکینر،ادگ،آلتمن و شرود (2003) ابعاد مقابله را در سه بعد بدین شرح مقولهبندی ﮐﺮدهاﻧﺪ:
6 7
بعد تکلیف محور : این بعد، مقابله کنترل اولیـه نیـز خوانـده مـی شـود. و بـه راﻫﺒﺮدﻫـﺎﯾﯽ کـه در
فعالیت های مشکلو چالش برانگیز که به طور مستقیم بر جنبههایی از موقعیت استرسزا انجام میشـود
و برای تغییر منبع استرس بکار میرود، اشاره دارد.

. emotion-oriented coping style ١ . avoidence-oriented coping style ٢ . Rajer, et al ٣ . etachment strategy ۴
. Skinner,Edge,Altman&Sherwood ۵ . task-oriented ۶ . primary control coping ٧
٣١
1
بعد هیجان محور یا مقابله کنترل ثانویهبه: راهبردهـایی در جهـت تغییـر معنـی و درک موقعیـت
استرس زا و تنظیم هیجانات منفی ناشی از این موقعیت، اشارهدارد. هدف اصـلی ایـن دو بعـد، ایجـاد
واکنش های مثبت، سازماندهی شده و منعطف در یک ساختار مناسب در مواجهه با محـرک اسـترسزا
میباشد.
2
بعد عقبنشینی محور : هدف این راهبرد عقب نشینی ذهنی و رفتـاری از تکـالیف، ﻣـﺴﺌﻮﻟﯿﺖهـا و
تمرکز بر تکالیف نامربوط، مانند پناه بردن به الکل و دارو و انکار واقعیـتمـی باشـد. بـه دلیـل اینکـه
ویژگی های این راهبرد غیر قابل انعطاف، ناپسند و بدون برنامهریزی میباشد با پیامدهای مثبت کمتری
همراه است.
روشهای مقابله و استرس
استرس را یکی از جنبه های طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی انسان معاصر خواندهاند کـه قـدمتی بـه
اندازه عمر انسان دارد و تاکنون با او همراه بوده است. با این حال واژه اسـترس زمـان کوتـاهی اسـت
وارد خزانه واژگان عموم مردم شده است و به اشکالمختلف تعریف شده است. معـادل فارسـی ایـن
واژه، تنیدگی است(غلامینیا،.(1388 استرس را توانمی به عنـوان یـک تجربـه هیجـانی منفـی کـه بـا
تغییرات بیوشیمیایی، روانشناختی، شناختی و رفتاری همراه می باشـد، تعریـف کـرد. ایـن تغییـرات در
جهت تعویض وقایع پرفشار روحی- روانی و یا تغییر اثرات آن است. بطور کلی، استرس پیامد فراینـد
ارزیابی فرد از تجارب تنشآفرین محیط است(فتی و موتابی،.(1385
استرس مکانیسم فیزیولوژیک بهنجاری است که از انسان ها در برابر خطر حمایت میکند. مواجهـه
با استرس موجب می شود تا بدن انسان با آزادسـازی هورمـون هـایی کـه حالـتم راقبـت و تمرکـز را

. emotion oriented coping or secondary control coping ١ . disengagment-oriented ٢
٣٢
1
افزایش می دهند، برای عمل سریع آماده شود( انجمن ملی سلامت کودک ،.(2007 بنـابراین، اگـر منبـع
استرس از بین نرود، هورمون های استرس میتوانند در بدن باقی بمانند و فرد را در معرض خطر طیف
گسترده ای از بیماری های جسمانی مانند چاقی مفـرط، اخـتلالهـای معـدی-روده ای، قلبـی-عروقـی،
پوستی و اختلالهای روانشناختی مانند حمله های اضطرابی و افسردگی قـرار دهنـد( کالـدز،.(2010 بـا
بروز این ناملایمات و در معرض خطر قرار گرفتن کنش وری جسمانی و روانی، انـسانهـا بـه مبـارزه
دست می زنند و به تدارک مجموعهای از فرایندهای سازشی میپ ردازنـد تـا مـشکلات را دفـع کننـدو
تجربههای استرس زا را در خـدمت تحـول روانـشناختی بکـار گیرنـد.مقابلـه، توصـیف کننـده ایـن
2
فرایندهای سازشی است(وایت ،1974 ؛به نقل از اسکینر،.(2003 بنابراین عوامل اسـترس زا و مـشکلزا،
تنها به یک رویداد ضربه آمیز معین پوشش نمیدهند، بلکهمعرف یک ردیـف از رویـدادهای جدیـد و
الزام های متراکم هستند. برای مثال می توان به نشانه های بیماری، فرایند درمان، عوارض جانبی، پـیش-
آگهی و نیز به پیامدها و واکنش های اجتماعی، هیجانی و جسمانی بیمـاریهـا اشـاره کـرد. در چنـین
مواردی تدارک الگوهای مقابله، نه تنها مستل زم جستجوی اعمال مؤثر است بلکه تعیین اولویت هدف-
ها، مدیریت هیجان ها و حفظ روابط را نیـز در چهـارچوب خـود قـرار مـی دهـد و ضـرورت کـاربرد
مجموعه ای از راهبردهای مقابله ای را برای مواجهه با این رویدادهای متناقض مطـرح مـی کنـد. از ایـن
دیدگاه مقابله، نشاندهنده راه هایی اس ت که یـک فـرد در مواجهـه بـا یـک اسـترس خـاص و در یـک
چهارچوب معین، انتخاب میکند. بنابراین شیوه های مقابله افراد، نه تنهـا بـر اسـاس عوامـل شخـصی،
بلکه براساس نوع عامل استرس زا شکل می گیرند به نظر میرسد که تکثر و ناهمسویی ابـزار سـنجش
مقابله و عدم تجانس گزارهها حاصل بی توجهی به وجـوه درهـم تنیـده و عوامـل متعـددی اسـت کـه
روشهای مقابله را تعیین میکنند(دادستان و همکاران،.(1387

. national institute of child health and human development ١ . White ٢
٣٣
1
لازاروس((1996 معتقد است که استرس شامل سه مرجلهمیباشد. مرحله اول، ارزیـابی مقـدماتی
2
در هنگام مواجهه با یک خطر میباشد. مرحله دوم، ارزیابی ثانویه که ج ستجوی یـک پاسـخ در ذهـن
می باشد و مرحله سوم، بکارگیری آن پاسخ یا مقابلهمیباشد. از زمان رشد مفهوم استرس و طرح ایـن
مراحل توسط ﻻزاروسمفهوم مقابله با استرس وارد ادبیـات روانـشناسی شـد. مقابلـه بـه روشهـای
3
رفتاری و شناختی که فرد جهت غلبه با استرس بکارمیبرد اطلاق مـیشـود( کاسـتا،.(1990 از اینـرو
مقابله، کوشش ها وهاییتلاشاست که فرد به منظور از میان بردن و یا بـه حـداقل رسـاندن اسـترس
بکار میگیرد. به علاوه پیامد هر عامل فشارزا بر روی فرد نه تنها به وسیلهراه هایی که وی فشارزاها و
محرک های استرسزا تفسیر می کند بلکه از ط ریق راههایی که با آنها مقابله می کند نیز متـأثر مـی شـود
4
(زیندر ،.(1995 زمانیکه مقابله مؤثر باشد، با موقعیت سازگاری صورت مـیگیـرد و اسـترس کـاهش
مییابداین. در حالیست که تلاش های مقابلهای همیشه به سازگاری فرد بـا محـیط منجـر نمـی شـود.
مقابله نابهنجار، میشاملتواند افکار یا رفتارهایی باشد که نـاراحتی را تـشدید و تـداوم ببخـشد و یـا
56
اینکه منجر به خود-مغلوبی گردد(هاکنبری و هاکنبری ،.(1998
7
کالدز (2010) اظهار میدارد استرس، تجربهای است که در رویارویی با یک موقعیت خاص،
قابلیت مدیریت فرد را در اداره آن موقعیت تحت تأثیر قرار میدهد. زمانیکه افراد با محدودیتی روبرو
میشوند، با توجه به آن پیشامد و رویداد، درجاتی از استرس را تجربه میکنند.
از اینرو، روش های مقابله بهعنوان تلاش های افراد جهت مدیریت شرایط اسـترسزا تعریـف شـده
است ( لازاروس و فولکمن،.(1984 بطور کلی، رویکردهایمقابله، بـه سـمت مقابلـه بـا محـرکهـای

. primary appraisal ١ . second appraisal ٢ . Costa ٣ . Zeinder ۴ . self-defeating ۵
. Hockenbury&Hockenbury ۶ . Caloudas ٧
٣۴
استرس زا و مدیریت آن متمایلند. از طرف دیگر، مقابله اجتنابی فرد را از رویارویی و مقابله با محرک-
های استرسزا دور میکند ( فولکمن و لازاروس،(1984بنابراین،. رویکرد مقابله اجتنابی بـه نـوعی بـا
اضطراب، استرس و غلبه ضعیفتر همراه است (لازاروس و فولکمن،.(1999 نتایج یافتـههـا بـصورت
پایدار نشان داده اند که رویکردهای مقابله فعال، همبستگی منفی ای با اضطراب و پیامدهای روانی دارد.
در حالیکه روشهای مقابله منفعل، همبستگی مثبتی با این قبیل پیامدها دارد. به عنـوان مثـال، در میـان
گروه های گوناگ ون نژادی و در افراد مبتلا به سرطان سینه، روش مقابله اجتنابی رابطه مثبت با افـزایش
1
اضطراب، قبل و بعد از عمل جراحی در افراد دارد(کالور،آرنا،آنتونی و کمپاس ،.(2002
اغلب پژوهش ها در رابطه با سلامت نوجوانان، مبین آنست که بسیاری از نوجوانان در گذر ازایـن
دوره مش کلات جدی را تجربه میکنند. هر چند در تمامی دوره ها، تنیدگی و مشکلات، بخش لاینفـک
زندگی استاما. در دوره نوجوانی شکل خاصی به خود میگیرد.عـواملی ماننـد تغییـرات جـسمانی،
انجام تکالیف تحصیلی، دغدغه کاری برای داشتن یک شغل مناسب و کـسب درآمـد جهـت اسـتقلال
مالی از عنا صـراسـترسزای ایـن دوره از زنـدگی مـی باشـد کـه بایـد بـا آنهـا مقابلـه کننـد( فیلـدز و
2 پرینز ،.(1997 بسیاری از مطالعاتی که رابطه استرس و روش های مقابله را مورد بررسـی قـرار داده انـد، بـر نقـش
اتفاقات زندگی روزانه بر استرس تمرکز داشتهاند. اما این مطالعات توسط چندی از پژوهشگران مـورد
انتقاد قرار گرفته است. چراکه این پژوهشگران معتقدنـد کـه، ایـن مطالعـات ماهیـت پیچیـده و نقـش
3 4
استرس را بر سلامت یا اضطراب افراد منعکس نکردهاند(هودگس ،2002؛ اسمیت ،.(1993

. Culver,Arena,Antoni&Carver ١ . Fields&Prinz ٢ . Hodges ٣ . Smith ۴
٣۵
فاکتورهای واسطهای و روش مقابله
افراد در ارزیابی وقایع زندگی خود تحت تأثیر فاکتو رهای واسطهای اجتماعی و فردی و شـناختی-
1
اند. از جمله: تفاوتهای فردی، سطوح شـناختی و سـن . افـراد بـر اسـاس ایـن متغیرهـا، در جهـت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *