*182

تاریخ:…………..
شماره:………….
پیوست:………..
تعهدنامه اصالت رساله پایان نامه
اینجانب عبداله موسی زاده دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/دکترای حرفه ای/ دکترای تخصصی در رشته حسابداری با شماره دانشجویی 911105325 که در تاریخ 29/07/1393 از پایان نامه/ رساله خود تحت عنوان رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران با کسب نمره 20 و درجه عالی دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1-این پایان نامه/ رساله حاصل تحقیق پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران(اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورودیه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2- این پایان نامه/ رساله قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی(هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی دانشجو
تاریخ، امضا، اثر انگشت:
گواهی امضاء:
دانشجوی فوق الذکر احراز هویت شد. فقط امضای ایشان گواهی می گردد.
رئیس پژوهش دانشکده

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم وتحقیقات مرکزی-اراک
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حسابداری
گرایش: حسابداری
عنوان:
رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران
استاد راهنما:
دکتر محمدحامد خان محمدی
استاد مشاور:
دکتر علی لعل بار
نگارش:
عبداله موسی زاده
تابستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم وتحقیقات مرکزی-اراک
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته حسابداری
گرایش: حسابداری
عنوان:
رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران
نگارش:
عبداله موسی زاده
تابستان 1393
هیأت داوران:
استاد راهنما: دکتر محمدحامد خان محمدی
استاد مشاور: دکتر علی لعل بار
استاد داور: دکتر مجید زنجیردار
مدیر گروه تخصصی: دکتر مجید زنجیردار
سپاسگزاری:
سپاس ایزد منّان که توفیق فراگیری علم را برمن عطا فرمود و مرا دراوج مشکلات و سختی‌ها یاری نمود، تا این پایان نامه را با موفقیت به سرانجام برسانم.
در طول دوران دانش آموختگی و تهیه این پایان نامه از راهنمایی ها و مساعدت‌‌های اساتید و سروران عزیزی بهره ‌جسته‌ام که در اینجا لازم است از همه آنان مراتب سپاس و تشکر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم جناب آقای دکتر محمدحامد خان محمدی استاد راهنما که رهنمودهای عالمانه وحرفه ای داشته و همچنین جناب آقای دکتر علی لعل بار استاد مشاور ، جناب آقای دکتر مجید زنجیردار استاد داورکه درمحضرشان افتخارشاگردی داشته را صمیمانه تشکر نموده و برایشان توفیقات روز افزون در تمام مراحل علمی وزندگی را آرزو میکنم .
واز کلیه اساتیدی که در دوران دانش آموختگی ام در دانشگاه آزاد واحد علوم وتحقیقات اراک ازحضورشان کسب فیض نمودم.
تقدیم به:

«همسرگرامی ویگانه فرزند عزیزم[فرید]،که این موفقیت خودرا نتیجه صبر ،حوصله ،شکیبائی ودعای خیرشان می دانم تابدین طریق ،قطره ای ازدریای بیکران مهربانی هایشان راسپاس گویم.»

TOC f A h z t “Heading 1,مطالب” c چکیده: PAGEREF _Toc395211703 h 1فصل اول: کلیات تحقیق1-1 مقدمه PAGEREF _Toc395211706 h 31-2 بیان مسئله PAGEREF _Toc395211707 h 41-3 اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc395211708 h 51-4 چارچوب نظری و مدل تحقیق PAGEREF _Toc395211709 h 61-5 فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc395211710 h 71-6 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc395211711 h 81-6-1 اهداف علمی PAGEREF _Toc395211712 h 81-6-2 اهداف کاربردی PAGEREF _Toc395211713 h 81-6-2-1 کاربران مستقیم PAGEREF _Toc395211714 h 81-6-2-2 کاربران غیرمستقیم PAGEREF _Toc395211715 h 81-7 حدود مطالعاتی PAGEREF _Toc395211716 h 91-7-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc395211717 h 91-7-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc395211718 h 91-7-3 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc395211719 h 91-8 تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحات PAGEREF _Toc395211720 h 9فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق2-1 مقدمه PAGEREF _Toc395211723 h 122-2 هموارسازی سود و مفاهیم آن PAGEREF _Toc395211724 h 132-2-1 هموار سازی سود PAGEREF _Toc395211725 h 132-2-2 علل هموار سازی سود توسط مدیران PAGEREF _Toc395211726 h 132-2-2-1 اندازه شرکت PAGEREF _Toc395211727 h 132-2-2-2 مالیات بر در آمد PAGEREF _Toc395211728 h 142-2-2-3 قراردادهای بدهی PAGEREF _Toc395211729 h 142-2-2-4 فاصله گرفتن فعالیت‌های عملیاتی واقعی از فعالیت‌های عملیاتی مورد انتظار PAGEREF _Toc395211730 h 142-2-2-5 تغییر پذیری سود PAGEREF _Toc395211731 h 142-2-3 انگیزه های هموار سازی سود PAGEREF _Toc395211732 h 152-2-4 ابعاد هموار سازی سود PAGEREF _Toc395211733 h 182-3 شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی PAGEREF _Toc395211734 h 192-4 ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار های سرمایه PAGEREF _Toc395211735 h 212-5 عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران PAGEREF _Toc395211736 h 212-6 برابری در توزیع اطلاعات PAGEREF _Toc395211737 h 222-7 عدم تقارن اطلاعات و کارایی بازار PAGEREF _Toc395211738 h 232-7-1 شکل ضعیف PAGEREF _Toc395211739 h 242-7-2 شکل نیمه قوی PAGEREF _Toc395211740 h 252-7-3 شکل قوی PAGEREF _Toc395211741 h 252-8 عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام PAGEREF _Toc395211742 h 262-9 عدم تقارن اطلاعات و فرضیه پیام دهی PAGEREF _Toc395211743 h 282-10 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه PAGEREF _Toc395211744 h 282-11 تئوری چرخه عمر شرکت PAGEREF _Toc395211745 h 312-12 نحوه طبقه بندی شرکت‌ها به مراحل چرخه عمر PAGEREF _Toc395211746 h 362-13 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc395211747 h 382-13-1 پژوهش‌های داخلی PAGEREF _Toc395211748 h 382-13-2 پژوهش‌های خارجی PAGEREF _Toc395211749 h 45فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق3-1 مقدمه PAGEREF _Toc395211752 h 503-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc395211753 h 513-3 جامعه مطالعاتی و نمونه آماری PAGEREF _Toc395211754 h 513-4 مدل تحقیق و شیوه اندازه گیری متغیرها PAGEREF _Toc395211755 h 533-4-1 مدل تحلیلی تحقیق PAGEREF _Toc395211756 h 533-4-2 مدل پژوهش PAGEREF _Toc395211757 h 533-5 فرضیه‌های تحقیق PAGEREF _Toc395211758 h 593-6 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc395211759 h 593-6-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc395211760 h 603-6-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc395211761 h 603-6-3 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc395211762 h 603-7 روش های جمع آوری داده ها PAGEREF _Toc395211763 h 603-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc395211764 h 613-8-1 روش برآورد الگوهای رگرسیون خطی PAGEREF _Toc395211765 h 613-8-2 منطق آزمون فرضیه PAGEREF _Toc395211766 h 613-8-3 معیار آزمون PAGEREF _Toc395211767 h 623-8-4 ضریب تعیین PAGEREF _Toc395211768 h 623-8-5 انواع داده‌ها PAGEREF _Toc395211769 h 623-8-6 آزمون تشخیص دوربین- واتسون PAGEREF _Toc395211770 h 633-8-7 آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف Ks PAGEREF _Toc395211771 h 643-8-8 آزمون نابرابری واریانس های جملات اختلال PAGEREF _Toc395211772 h 643-8-9 تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc395211773 h 643-8-10 مدل های داده های تابلویی PAGEREF _Toc395211774 h 663-8-11 آزمون لیمر (معنی دار بودن اثرات فردی) PAGEREF _Toc395211775 h 673-7-12 آزمون هاسمن PAGEREF _Toc395211776 h 693-7-13 آزمون مانایی PAGEREF _Toc395211777 h 693-7-14 معرفی نرم افزار Eviews PAGEREF _Toc395211778 h 70فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها4-1 مقدمه‏ PAGEREF _Toc395211781 h 724-2 توصیف یافته ها PAGEREF _Toc395211782 h 734-3 تحلیل یافته ها PAGEREF _Toc395211783 h 764-3-1 تحلیل پیش فرض ها PAGEREF _Toc395211784 h 764-4 آزمون فرضیات پژوهش PAGEREF _Toc395211785 h 84فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات5-1 مقدمه PAGEREF _Toc395211788 h 935-2 ارزیابی و تشریح نتایج آزمون فرضیه‌ها PAGEREF _Toc395211789 h 935-2-1 بررسی فرضیه اصلی اول PAGEREF _Toc395211790 h 945-2-2 بررسی فرضیه اصلی دوم PAGEREF _Toc395211791 h 945-2-3 بررسی فرضیه اصلی سوم PAGEREF _Toc395211792 h 945-3 پیشنهادها PAGEREF _Toc395211793 h 955-3-1 پیشنهادهایی در راستای یافته های پژوهش PAGEREF _Toc395211794 h 955-3-2 پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی PAGEREF _Toc395211795 h 965-4 محدودیت‌های انجام پژوهش PAGEREF _Toc395211796 h 96منابع و ماخذمنابع فارسی: PAGEREF _Toc395211798 h 99منابع لاتین: PAGEREF _Toc395211799 h 102پیوست هاپیوست الف: پرسشنامه PAGEREF _Toc395211801 h 106چکیده لاتین PAGEREF _Toc395211802 h 112
TOC f B h z t “Heading 2,جداول” c جدول 2-1 استراتژی‌های مرحله ظهور PAGEREF _Toc395115064 h 33جدول 2-2 استراتژی‌های مرحله رشد PAGEREF _Toc395115065 h 34جدول 2-3 استراتژی‌های مرحله بلوغ PAGEREF _Toc395115066 h 35جدول 2-4 استراتژی‌های مرحله افول PAGEREF _Toc395115067 h 36جدول 2-5 طبقه بندی شرکت‌ها به مراحل چرخه عمر PAGEREF _Toc395115068 h 37جدول 3-1 مراحل مختلف نمونه گیری PAGEREF _Toc395115069 h 52جدول 3-2 PAGEREF _Toc395115070 h 58جدول 4-1 اندازه شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق-مرحله افول PAGEREF _Toc395115071 h 73جدول 4-2 اندازه شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق-مرحله بلوغ PAGEREF _Toc395115072 h 74جدول 4-3 اندازه شاخص های آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق-مرحله رشد PAGEREF _Toc395115073 h 74جدول 4-4 بررسی فرض نرمال بودن متغیروابسته PAGEREF _Toc395115074 h 77جدول 4-5 بررسی فرض نرمال بودن متغیرهای تبدیلی PAGEREF _Toc395115075 h 78جدول 4-6 نتایج آزمون ناهمسانی وایت PAGEREF _Toc395115076 h 78جدول 4-7 بررسی فرض همبسته نبودن خطاها PAGEREF _Toc395115077 h 79جدول 4-8 ضرایب همبستگی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc395115078 h 81جدول 4-9 نتایج آزمون F لیمر(همسانی عرض از مبدأهای مقاطع) PAGEREF _Toc395115079 h 83جدول 4-10 نتایج آزمون هاسمن (انتخاب بین اثرات ثابت و تصادفی) PAGEREF _Toc395115080 h 84جدول 4-11 ضریب همبستگی پیرسون بین هموارسازی و عدم تقارن اطلاعاتی در مرحله افول PAGEREF _Toc395115081 h 90جدول 4-12 براورد رگرسیونی برای رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هموار سازی سود در مرحله افول PAGEREF _Toc395115082 h 90جدول 4-13 ضریب همبستگی پیرسون بین هموار سازی و عدم تقارن اطلاعاتی در مرحله بلوغ PAGEREF _Toc395115083 h 87جدول 4-14 براورد رگرسیونی برای رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هموار سازی سود در مرحله بلوغ PAGEREF _Toc395115084 h 88جدول 4-15 ضریب همبستگی پیرسون بین هموار سازی و عدم تقارن اطلاعاتی در مرحله رشد PAGEREF _Toc395115085 h 85جدول 4-16 براورد رگرسیونی برای رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هموار سازی سود در مرحله رشد PAGEREF _Toc395115086 h 86جدول 4-17 خلاصه یافته های حاصل از بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش PAGEREF _Toc395115087 h 91
TOC f h z t “Heading 3,نمودار” c نمودار 1-1 مدل مفهومی تحقیق PAGEREF _Toc395115088 h 7نمودار 2-1 رابطه بین قابلیت کنترل و انعطاف پذیری در چرخه عمر واحد تجاری PAGEREF _Toc395115089 h 31نمودار 3-1 مدل تحلیلی پزوهش PAGEREF _Toc395115090 h 53
چکیده:هموارسازی سود، تلاش اعمال شده توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات غیرعادی در سود در قالب اصول حسابداری تعریف می شود. در این پژوهش رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی درچرخه زندگی واحدهای تجاری موردبررسی وسنجش قرارگرفته است. در راستای انجام تحقیق درخصوص موضوع مورد نظر و همچنین آزمون فرضیه‌های تحقیق کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قلمرو زمانی 1387-1391 به عنوان جامعه آماری درنظر گرفته شده است. تعداد نمونه‌ها براساس محدودیت های تحقیق، دربازه زمانی 5ساله ، 87 شرکت می‌باشند. در تحقیق حاضر جهت انجام آزمون فرضیات اصلی تحقیق از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردیده است. ابزارگردآوری اطلاعات، اسناد کاوی و بانکهای اطلاعاتی می باشد. داده های مورد نیاز شامل هموار سازی و عدم تقارن اطلاعاتی از اطلاعات مالی مندرج در صورتهای مالی حسابرسی شده آنها و گزارش‌های مالی و نشریه‌های رسمی سازمان بورس اوراق بهادار که بصورت هفتگی، ماهانه و سالانه صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌‌شده را به چاپ می‌رساند و نیز از بانک‌های اطلاعاتی بورس بوده، که این اطلاعات از سـوابق موجـود در نـرم افزار ره آورد نوین و سایر نرم افزارها و در مواردی از آرشیوهای الکترونیکی و اینترنتی استخراج شده است. درراستای هدف تحقیق 3فرضیه تدوین گردیده وبرای تجزیه وتحلیل داده ها وآزمون فرضیه هاازمدل رگرسیون چندمتغیره وداده های ترکیبی استفاده شده است. مهمترین یافته‌های تحقیق عبارت است از اینکه بین هموارسازی سود وعدم تقارن اطلاعاتی درهیچ یک ازمراحل چرخه عمرشرکت رابطه معناداری وجودندارد. که نتایج حاصل شده حاکی از ناآگاهی سرمایه گذاران نسبت به هموار سازی سود می باشد.
واژه های کلیدی: هموارسازی سود،اقلام تعهدی اختیاری٬چرخه عمرشرکت٬عدم تقارن اطلاعاتی
فصل اولکلیات تحقیق
1-1 مقدمه از دیدگاه تئوری حسابداری، پدیده هموارسازی سود در رویکرد رفتاری موضوعی قابل تأمل است. افزون بر آن در عمل نیز حسابداران، حسابرسان و تحلیل گران مالی در فرایند گزارشگری مالی، که گزارشگری سود از مهم‌ترین اجزای آن به شمار می‌آید، به نوعی با این پدیده و پیامدهای آن مواجه بوده‌اند. شناخت ابعاد مختلف رفتار هموارسازی سود در راستای شناسایی ویژگی‌ها و محدودیت‌های سود حسابداری قرار می‌گیرد. در صورت امکان ارائه یک چارچوب نظری برای این پدیده که به نظر می‌رسد تاکنون میسر نشده، محتمل است بتوان به پیشرفتی در زمینه کیفی گزارشگری سود دست یافت.
سهم عمده ای از تحقیقات و مطالعات نظری در موضوع هموارسازی سود، متعلق به کشورهای توسعه یافته است، از این رو، با توجه به تفاوت‌های اساسی در متغیرهای کلان محیطی نظیر اقتصاد و فرهنگ، گسترش این تحقیقات به کشورهای در حال توسعه می‌تواند در تکمیل ادبیات پژوهشی این پدیده موثر واقع شود. علاوه بر آن به نظر می‌رسد از دیدگاه امور مالی نتایج این تحقیقات برخی زمینه های لازم را برای کارایی بازار سرمایه در محیط اقتصادی مورد نظر فراهم نماید. تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در چرخه زندگی شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد.
در این فصل کلیات تحقیق ارائه گردیده، در واقع پس از ارائه مقدمه‌ای در ابتدای فصل به تشریح بیان مسئله پرداخته شده است. سپس اهداف، انگیزه، فرضیه‌ها، اهمیت موضوع و روش تحقیق را شرح داده و به قلمرو تحقیق از لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی تحقیق می‌پردازیم.

1-2 بیان مسئلهابزار اصلی انتقال اطلاعات به استفاده کنندگان برون سازمانی، صورت‌های مالی اساسی است. صورت سود و زیان، از صورت‌های مالی اساسی است که در ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت یا حساب دهی آن‌ها در قبال منابعی که در اختیار دارند، از اهمیت زیادی برخوردار است. صورت سود و زیان دربرگیرنده بازده حاصل از منابع تحت کنترل مدیریت واحد تجاری است و عملکرد واحد تجاری را در طی دوره مورد نظر منعکس می‌کند. از آن جا که مسئولیت تهیه صورت‌های مالی بر عهده مدیریت واحد تجاری است و با توجه به دسترسی مستقیم مدیران به اطلاعات و داشتن حق انتخاب روش‌های اختیاری حسابداری، امکان هموارسازی سود وجود دارد. به دلیل این که سرمایه گذاران به عنوان یکی از فاکتورهای مهم تصمیم‌گیری به رقم سود توجه خاصی دارند، این پژوهش‌ها از جنبه‌ی رفتاری، اهمیت خاص خود را دارند. از انگیزه های مدیریت سود، کاهش خطای پیش بینی سود در دوره جاری و آتی است. مدیران علاقه‌مند می‌باشند که پیش‌بینی‌های آن‌ها در رابطه با سود بودجه شده تحقق یابد؛ چنان چه این امر محقق نشود، مدیران با استفاده از ابزارهایی سود را مدیریت می‌کنند. استفاده فرصت‌طلبانه از هموارسازی سود، ممکن است بر شفافیت دادههای گزارش شده حسابداری تأثیر معکوس بگذارد. از نتایج اقتصادی غیر شفاف بودن اطلاعات این است که ممکن است بر تمایل سرمایه گذاران به خرید سهام شرکت تأثیر بگذارد. بدین ترتیب شفافیت کمتر باعث نقدشوندگی کمتر و در نتیجه باعث افزایش هزینه سرمایه شرکت به دلیل افزایش ریسکنقدشوندگی می‌شود. علاوه بر این، بالا رفتن هزینه معاملات به دلیل نقدشوندگی پایین، ممکن است امکان کشف قیمت سهام را کاهش داده و در نتیجه ابهام مرتبط با قیمت سهم را افزایش دهد. از سوی دیگر بر اساس مفهوم عدم تقارن اطلاعاتی، تغییرپذیری بالای سود منجر به منافع اطلاعاتی بیشتر برای سرمایه گذاران آگاه نسبت به سرمایه گذاران ناآگاه می‌شود. افزایش تغییرپذیری سودهای گزارش شده، زیان معاملاتی سرمایه گذاران ناآگاه را بزرگ‌تر جلوه داده و آن‌ها را مجبور به خروج از بازار می‌کند.
همچنین تئوری چرخه عمر شرکت چنین فرض می‌کند که شرکت‌ها و بنگاه های اقتصادی، همچون تمامی موجودات زنده که متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و می‌میرند، همانند موجودات زنده، رشد و پیری واحدهای تجاری را بر مبنای قابلیت کنترل و انعطاف پذیری نشان می‌دهند. در جوانی (دوران رشد) سازمان‌ها بسیار انعطاف پذیر، ولی در بیشتر مواقع غیر قابل کنترل اند. با افزایش عمر سازمان‌ها، روابط تغییر می کند، کنترل افزایش و انعطاف پذیری کاهش می‌یابد. در نهایت، با پیر شدن (دوران افول) قابلیت کنترل نیز کاهش خواهد یافت. هنگامی که واحد تجاری قابلیت کنترل داشته و انعطاف پذیر باشد، بیانگر این است که توأمان مزایای جوانی و پیری را داراست. این وضعیت تحت عنوان مرحله تکامل (بلوغ) شناخته می‌شود و این سیاست‌ها به گونه ای در اطلاعات حسابداری شرکت‌ها منعکس می‌شود با توجه به موارد مطروحه فوق در پژوهش حاضر سؤالات زیر مطرح می‌شود:
آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله رشد رابطه وجود دارد؟
آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله بلوغ رابطه وجود دارد؟
آیا بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله افول رابطه وجود دارد؟
1-3 اهمیت تحقیقمفهوم چرخه حیات، استعاره ای زیستی در مورد سازمان‌هاست. تئوری چرخه عمر شرکت چنین فرض می‌کند که شرکت‌ها و بنگاه های اقتصادی، همچون تمامی موجودات زنده که متولد می‌شوند، رشد می‌کنند و می‌میرند، دارای منحنی عمر یا چرخه عمر هستند. همانند موجودات زنده، رشد و پیری واحدهای تجاری را بر مبنای قابلیت کنترل و انعطاف پذیری نشان می‌دهند. در جوانی (دوران رشد) سازمان‌ها بسیار انعطاف پذیر، ولی در بیشتر مواقع غیر قابل کنترل اند. با افزایش عمر سازمان‌ها، روابط تغییرمی کند، کنترل افزایش و انعطاف پذیری کاهش می‌یابد. در نهایت، با پیر شدن (دوران افول) قابلیت کنترل نیز کاهش خواهد یافت. هنگامی که واحد تجاری قابلیت کنترل داشته و انعطاف پذیر باشد، بیانگر این است که توأمان مزایای جوانی و پیری را داراست. این وضعیت تحت عنوان مرحله تکامل (بلوغ) شناخته می‌شود. تئوری چرخه عمر جزء تئوری‌های طراحی سازمان می‌باشد و بیان می‌دارد: در حالی که سازمان‌ها چهار مرحله تکاملی چرخه زندگی را می‌گذرانند، از نظر ساختار، سیستم کنترل، نوآوری و هدف‌ها دست‌خوش تغییرات شدید قرار می‌گیرند. در نهایت با توجه به موارد مطروحه بالا در پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در مراحل چرخه عمر می‌پردازیم.
1-4 چارچوب نظری و مدل تحقیق
در تهیه صورت‌های مالی، حسابداران ناگزیر از روش‌ها و رویه های مختلف و مجاز حسابداری بهره می‌جویند که افزایش روزافزون این رویه‌ها موجب گردیده است که نتوان به راحتی صورت‌های مالی شرکت‌های مختلف را با هم مقایسه نمود. استفاده از رویه‌ها و سیاست‌های مختلف و تغییر در روش‌های مذکور، تحت اصول و موازین حسابداری توسط شرکت‌ها، گاه به یک خلاقیت و هنر می‌نماید. نقطه نظر نویسندگانی که حسابداری را به هنر نزدیک می‌دانند این است که با توجه به چگونگی تعریف اهداف، طیف گستره ای از روش‌های اندازه گیری را به کار می‌گیرند هموارسازی سود به رفتار آگاهانه ای اطلاق می‌شود که به منظور کاهش نوسان‌های دوره ای سود شکل می‌گیرد. هموارسازی سود در دهه های اخیر یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد علاقه محققین حوزه مالی و حسابداری بوده است. در اغلب مطالعات، این عمل یک رفتار متقلبانه و غیر اخلاقی صورت گرفته توسط مدیریت تلقی گردیده است. این بررسی‌ها هم چنین فرضیات مبنی بر دخالت مدیران در هموارسازی سود را حمایت می‌نماید (فرانچسکو پودا فوینتس، 2009، 7).
یکی از پیامدهای تضاد منافع در شرکت‌های سهامی، گزارشگری مالی جهت دار توسط مدیران شرکت می‌باشد. مدیران به عنوان مسئولین تهیه صورت‌های مالی با وقوف کامل بر وضعیت مالی شرکت و با برخورداری از سطح آگاهی بیشتر نسبت به استفاده کنندگان صورت‌های مالی، به طور بالقوه سعی دارند که تصویر واحد تجاری را مطلوب جلوه دهند. این امر از طریق اعمال نظر در سود گزارش شده واحد تجاری میسر می‌شود. به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تأخر ثبت حسابداری هزینه‌ها و درآمدها و یا به حساب گرفتن هزینه‌ها یا انتقال آن‌ها به سال‌های بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. نتیجه کلی این عملیات چنین خواهد بود که تصویر واحد تجاری بهتر از وضعیت واقعی به نظر می‌رسد و انگیزه تزریق سرمایه و منابع مالی از طریق افراد برون سازمانی به شرکت افزایش می‌یابد (الیاسیانی و جیا، 2006، 55).
اگر در یک معامله بالقوه یک طرف اطلاعات بیشتری نسبت به طرف دیگر داشته باشد، عدم تقارن اطلاعات وجود دارد. این مشکل شامل اطلاعات حسابداری هم می‌باشد. مدیران شرکت‌های سهامی درباره ارزش شرکت نسبت به سهامداران بیرون از شرکت اطلاعات بیشتری دارند. این امر منجر به عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سهام می‌شود (نوروش، 1384، 93).
هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری در مرحله رشد، بلوغ، افول
(DA Smoothingit)
عدم تقارن اطلاعاتی (ABSit)
متغیرهای وابسته
لگاریتم ارزش بازار سهام (Ln (Size))
لگاریتم ارزش بازاربه دفتری (Ln (BM))
نسبت بدهی‌های بلندمدت به کل دارایی‌ها (Leverage) (Leverage)
متغیرهای
تعدیلگر
متغیرهای مستقل

نمودار 1-1 مدل مفهومی تحقیق1-5 فرضیه‌های تحقیقبا توجه به پرسش‌های پژوهشگر، فرضیه های زیر تبیین یافته است:
بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله رشد رابطه وجود معناداری دارد.
بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله بلوغ رابطه وجود معناداری دارد.
بین هموارسازی سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی واحد تجاری در مرحله افول رابطه وجود معناداری دارد.
1-6 اهداف تحقیق1-6-1 اهداف علمی ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روش شناختی که در آن به کار می‌رود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق عبارتنداز:
1) هدف اول این تحقیق، ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق می‌باشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی مورد نیاز استفاده کنندگان موثر باشد.
2) هدف دوم این تحقیق ،زمینه ساز بستر مناسبی برای تحقیقات آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد.اهداف کاربردی3)هدف سوم این تحقیق ، کاربردی بودن آن است وتحقیقاتی کاربردی اند که نظریه‌ها، قانونمندی‌ها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین می‌شوند را برای حل مسائل جاری و واقعی به کار می‌گیرند، این نوع تحقیقات بیشتر به مؤثرترین اقدام تأکید دارند و علّت‌ها را کمتر مورد توجه قرار می‌دهند.
1-6-2-1 کاربران مستقیمکاربران مستقیم این تحقیق عبارتند از:
تحلیل گران بازار بورس، شرکت‌های سرمایه گذاری و صنعت‌گران فعال در حوزه بورس.
مدیران فعال در حوزه بورس به خصوص مدیران سازمان بورس اوراق بهادار.
1-6-2-2 کاربران غیرمستقیماین پژوهش می‌تواند کاربران غیر مستقیمی به شرح زیر داشته باشد:
سرمایه‌گذاران فعلی و بالقوه از جمله سرمایه‌گذاران حوزه بورس و نیز افرادی که قصد سرمایه‌گذاری در هر یک از بازارهای سرمایه یا ارز را دارند.
محققان و پژوهش گرانی که حوزه تحقیقاتی آن‌ها بازار سرمایه و اقتصاد است. 1-7 حدود مطالعاتی
قلمرو تحقیق، چارچوبی را فراهم می‌نماید تا مطالعات و آزمون محقق در طی آن قلمرو خاص انجام پذیرد و دارای اعتبار بیشتر باشد.
1-7-1 قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو پژوهش از نظر مکانی، شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.
1-7-2 قلمرو زمانی تحقیق
دوره زمانی این پژوهش، 5 ساله و از ابتدای سال 1387 تا انتهای سال 1391 است.
1-7-3 قلمرو موضوعی تحقیق
این پژوهش، بررسی رابطه بین هموارسازی سود و عدم تقارن اطلاعاتی در مراحل چرخه عمر شرکت‌های پذیرفته ‏شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد کنکاش قرار می‌دهد.1-8 تعریف واژگان کلیدی و اصطلاحاتهموار سازی سود:
به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تأخر ثبت حسابداری هزینه‌ها و درامدها و یا به حساب گرفتن هزینه‌ها یا انتقال ان‌ها به سال‌های بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایه گذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد.
اقلام تعهدی:
اقلام تعهدی به عنوان تفاوت میان سود حسابداری و جریان‌های نقدی تعریف شده است و از دیدگاه سرمایه گذاران، کیفیت اقلام تعهدی را می‌توان درجه نزدیکی سود شرکت با میزان جریان‌های نقدی ایجاد شده تعریف کرد. کیفیت اقلام تعهدی پایین میزان نزدیکی سود با جریان‌های نقدی را کاهش داده و موجب افزایش ریسک سرمایه گذار در ارتباط با تصمیم گیری در مورد شرکت یا شرکت‌های خاص می‌گردد با فرض اینکه سرمایه گذاران، اوراق بهادار را بر مبنای جریان‌های آتی شرکت ارزش گذاری می‌کنند. اجزای تعهدی سود حسابداری یک معیار سنجش بسیار مهم برای تعیین ابهام اطلاعات موجود در جریان‌های نقدی است.
اقلام تعهدی اختیاری:
اقلام تعهدی قابل تفکیک به دو جزء اختیاری و غیر اختیاری است. اقلام تعهدی اختیاری قابل اعمال نظر توسط مدیریت هستند. بنابراین جزء اختیاری اقلام تعهدی به عنوان شاخصی در جهت کشف مدیریت سود در واحدهای اقتصادی استفاده می‌شود (دچو و همکاران، 2000، 36).
چرخه عمر شرکت:
همه موجودات زنده، ازجمله نباتات، جانوران، و انسان‌ها همگی از منحنی عمر یا چرخه عمر پیروی می‌کنند. این گونه موجودات متولد می‌شوند، رشد می‌کنند، به پیری می‌رسند و در نهایت می‌میرند در اقتصاد و مدیریت از همین تعریف استفاده شده و عمر سازمان‌ها را به مراحل مختلف تقسیم می‌نمایند (شاهعلی زاده، 1391، 18).
عدم تقارن اطلاعاتی:
اگر در یک معامله بالقوه یک طرف اطلاعات بیشتری نسبت به طرف دیگر داشته باشد، عدم تقارن اطلاعات وجود دارد. در این تحقیق، عدم تقارن اطلاعاتی از طریق تفاوت بین قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش در بازار سهام بدست می‌آید (نوروش، 1384، 94).
فصل دوممروری بر ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه
پیرامون مفهوم هموارسازی سود، عقیده بر آن است که سرمایه‌گذاران درصدد پرداخت بیشتر در زمینه‌ خرید سهام از شرکت‌هایی هستند که دارای الگوی رشد سود هستند. شواهد حاکی از آن است وقتی که شرکت‌ها رشد سود را نقض می‌کنند، ارزش سهام تا میزان قابل توجهی افت می‌کند. مدیران‌ شرکت‌هایی که طی چندین سال دارای الگوی رشد سود هستند، راه‌هایی را برای ادامه گزارش افزایش سود در هر دوره اتخاذ می‌کنند که یکی از راه‌ها پایین آوردن سود به هنگام افزایش و هم چنین بالا بردن سود به هنگام کاهش آن است. شدت و میزان این اعمال نظرهای مدیریت ممکن است به دلایل مختلف، تغییر کند. یکی از مهم‌ترین دلایل، تأثیر و نظارت هیئت مدیره شرکت بر مدیر برای گزارشگری مالی دلخواه هیئت حاکم می‌باشد.
شاید بهترین راه برای اندیشیدن در مورد هموارسازی سود این باشد که هدف اولیه گزارش‌های مالی حل نمودن مشکل عدم تقارن اطلاعات است. به خاطر داشته باشید که عدم تقارن اطلاعات به این حقیقت باز می‌گردد که مدیران واحد‌های انتفاعی نسبت به افراد خارج از شرکت به اطلاعات واقعی شرکت بیشتر دسترسی دارند. در واقع گزارش‌های مالی وسیله‌ای را برای مدیران فراهم می‌کند تا اطلاعات حاصل از عملکرد شرکت را به استفاده کنندگان صورت‌های مالی انتقال دهند. اگر گزارش‌های مالی به مدیران اجازه‌ میزانی از انعطاف پذیری را ندهد، برای مدیران انتقال اطلاعات پیرامون شرکت به استفاده کنندگان صورت‌های مالی مشکل خواهد بود. به دلیل آن که رویه‌های مشابه حسابداری امکان فراهم نمودن مفیدترین اطلاعات را در همه موارد ندارد.

2-2 هموارسازی سود و مفاهیم آن2-2-1 هموار سازی سودهموار سازی سود به عنوان کاهش آگاهانه نوسانات سطح سود تعریف می‌شود به گونه ای که سود شرکت عادی به نظر برسد. مدیران به دلایل مختلفی سود را هموار می‌کنند، یکی از اهداف اصلی در هموار سازی سود ایجاد یک جریان با ثبات‌تر به منظور پشتیبانی از سطح سود پرداختی بالاتر می‌باشد. جریان سود با ثبات‌تر می‌تواند به عنوان ریسک پایین‌تر درک شود که منجر به قیمت سهام بالاتر و هزینه های استقراض پایین‌تر می‌گردد. هدف دیگر هموار سازی سود تمایل مدیریت واحد تجاری برای افزایش قدرت پیش بینی سرمایه گذاران و کاهش ریسک شرکت می‌باشد. به دلیل افزایش ثبات سود و کاهش نوسانات آن سرمایه گذاران می‌توانند پیش بینی دقیق‌تری از سودهای آتی داشته باشند. از اهداف دیگر هموار سازی سود می‌توان به ملاحظات هزینه های سیاسی، مالیات و قرار دادهای بدهی اشاره نمود (ابراهیمیان، 1389، 13).
2-2-2 علل هموار سازی سود توسط مدیران
پور حیدری و افلاطون در بررسی عوامل موثر بر هموار سازی سود، 5 عامل را به عنوان عوامل اصلی هموار سازی سود معرفی کردند:
2-2-2-1 اندازه شرکتشرکت‌های بزرگ نسبت به شرکت‌های کوچک از نظر سیاسی حساس‌تر هستند. نوسانات مثبت با اهمیت در سود در شرکت‌های بزرگ ممکن است سبب افزایش تردید در مورد سود انحصاری گردد. به عبارت دیگر، افزایش قابل توجه در سود شرکت‌های بزرگ ممکن است این شبه را پدید آورد که این شرکت‌ها با استفاده از قدرت انحصاری خود سود را افزایش داده‌اند. از سوی دیگر، نوسانات منفی با اهمیت سود در شرکت‌های بزرگ ممکن است سبب نگرانی در مورد ورشکستگی احتمالی گردیده و تصویر شرکت را در محیط تجاری که واحد تجاری در آن فعالیت منماید را خراب نماید. هم چنین نوسانات قابل توجه در سود شرکت‌های بزرگ، احتمال ایجاد هزینه های سیاسی ناخواسته نظیر تقاضای افزایش دستمزد توسط کارکنان شرکت، محدودیت‌های مهار کننده توسط دولت را افزایش دهد. بنابراین، شرکت‌های بزرگ انگیزه بیشتری برای هموار کردن سود دارند
2-2-2-2 مالیات بر در آمددر ایران سیستم مالیاتی نقش قابل توجهی در گزارشگری مالی شرکت‌ها دارد و قوانین مالیاتی عامل مهمی در انتخاب روش‌ها و رویه های حسابداری می‌باشد. از آنجا که سود بیشتر شرکت‌های ایرانی وجود دارد که در راستای حداقل نمودن خروج نقدینگی، خصوصاً در مواقعی که شرکت‌ها دارای بدهی‌های مالیاتی قابل توجهی می‌باشد، دست به هموار سازی سود بزند.
2-2-2-3 قراردادهای بدهی موسز و ندوبیز و تسته تسکو استدلال نمودند که شرکت‌ها به منظور کاهش ریسک اقدام به هموار سازی سود می‌نمایند. شرکت‌هایی که از نسبت بدهی به کل دارایی‌های بالایی برخوردار می‌باشند به منظور اطمینان بخشی به اعتبار دهندگان مبنی بر توانایی پرداخت اصل و بهره وام‌ها و اعتبارات دریافتی اقدام به هموار سازی سود می‌نمایند. عدم وجود نوسانات قابل توجه در سود این اطمینان را برای اعتبار دهندگان پدید می‌آورد که واحد تجاری در آینده قادر به پرداخت مطالبات آنان خواهد بود.
2-2-2-4 فاصله گرفتن فعالیت‌های عملیاتی واقعی از فعالیت‌های عملیاتی مورد انتظارزمانی که فعالیت‌های عملیاتی واقعی از فعالیت‌های عملیاتی مورد انتظار فاصله می‌گیرد، انگیزه هموار سازی سود افزایش می‌یابد. هر چه فعالیت‌های عملیاتی واقعی از انتظارات استفاده کنندگان انحراف بیشتری وجود خواهد داشت. شاخص‌های ایده آل فعالیت عملیاتی دادهای غیر مالی می‌باشند که می‌توان به ساعات تولید، واحدهای تولید شده و فروش رفته اشاره نمود. مطالعات انجام شده راجع به رفتار هموار سازی سود، فروش را به عنوان معیاری برای فعالیت‌های عملیاتی شرکت در نظر گرفته و تغییرات فروش را مورد محاسبه قرار دادند.
2-2-2-5 تغییر پذیری سود
تغییر پذیری سود با شاخص‌های ریسک بازار مانند بتا (ریسک نظاممند شرکت) و انحراف معیار بازده مرتبط است. نوسانات زیاد در سود می‌تواند منجر به ارزیابی ریسک بالا گردیده و سبب افت قیمت سهام و افزایش نرخ استقراض توسط شرکت گردد. از طرف دیگر، نوسانات کم در سود می‌تواند منجر به ارزیابی ریسک پایین و در نتیجه افزایش قیمت سهام و کاهش نرخ استقراض توسط شرکت گردد. در سال 1987، موسز در یافت که اگر نوسانات سود به طور معکوس روی نرخ استقراض و یا قیمت سهام تأثیر گذارد، یک رابطه مثبت بین تغییر پذیری سود و رفتار هموار سازی سود به وجود می‌آید (افلاطون و پور حیدری، 1385، 57).
2-2-3 انگیزه های هموار سازی سود
دلیل اصلی انگیزه مدیران برای هموار سازی سود را می‌توان در غالب تئوری نمایندگی مورد بررسی قرار داد، آنجایی که امنیت شغلی مدیران حاصل از عملکرد شرکت در دوره جاری و دورهای آتی می‌باشد، بسیاری از مدیران در صورت عدم موفقیت در عملکرد مطلوب در دوره جاری و با پیش بینی عدم موفقیت در دوره آتی با مخاطره بر کناری از کار مواجه بوده و به همین دلیل دست به هموار سازی سود می‌زنند. در چنین شرکت‌هایی امنیت شغلی مدیران افزایش خواهد یافت چون:
مدیران نگران منافع پولی و غیر پولیشان هستند و بر کناری از کار به معنی از دست دادن منافع حاصل از شرکت می‌باشد.
سهامداران شرکت منتظر مشوق‌های بلند مدت نخواهند ماند، بنابراین نتیجه عملکرد ضعیف دوره جاری ممکن است با بر کناری مدیر همراه باشد.
در ارزیابی مدیران سودهای جاری از سودهای حاصل شده گذشته بسیار مهم‌تر است.
دو مورد اول بیان کننده انگیزه مدیران، جهت افزایش سود دوره جاری با استفاده از انتقال سود دورهای آتی به دوره جاری می‌باشند، تا امکان بر کنار شدن آن‌ها را در کوتاه مدت کاهش دهند، این انگیزه زمانی افزایش خواهد یافت که عملکرد دوره جاری ضعیف باشد. مورد سوم مبنی بر مهم‌تر بودن سودهای دوره آتی خواهد بود به عبارت دیگر مدیر خوب گذشته جبران مدیریت ضعیف آتی را نخواهد کرد. مدیران در دوره های عملکرد قوی، کمتر نگران بر کناری خواهند بود، اما ترجیحاً آن‌ها در چنین دوره‌هایی تر غیب می‌شوند تا از ذخیره سود برای دوره‌هایی که عملکرد ضعیف دارند استفاده کنند. این کار به وسیله انتقال سود از دورهای جاری به دوره آتی میسر خواهد بود که انتقال سود موجب افزایش دوره تصدی آن‌ها خواهد شد.
از سال 1953، هیورت مدعی شده است که انگیزه هموارسازی سود بر این پایه قرار دارد که رابطه با اعتباردهندگان و کارکنان بهبود یابد و از سوی دیگر از طریق اقدام‌های روان‌شناسانه چرخه‌ها و نوسان‌های تجاری کاهش یابد. گوردن بر این باور است که:
شاخصی که مدیریت شرکت در انتخاب از میان روش‌های حسابداری به کار می‌برد این است که روش مزبور، مطلوبیت یا رفاه را به حداکثر برساند.
همین مطلوبیت تابعی از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد شرکت (از نظر اندازه یا بزرگی) می‌باشد.
رضایت سهامداران از عملکرد شرکت باعث می‌شود که مقام و میزان پاداش مدیران بالا رود. یعنی اگر سایر عوامل ثابت باشد، هر قدر سهامداران ابراز رضایت یا سعادت بیشتری کنند، امنیت شغلی، درآمد و سایر خواسته های مدیریت نیز بیشتر خواهد شد.
با توجه به انگیزه های فوق یک مدیر:
سود مورد گزارش را هموار می‌سازد
نرخ رشد سود را هموار می‌سازد.
مقصود از هموارسازی نرخ رشد سود به شرح زیر است: اگر نرخ رشد بالا بود، رویه‌هایی به اجرا در می‌آید تا آن را کاهش دهد و عکس قضیه هم صادق است.
«بیدلمن» دو دلیل ارائه می‌کند که مدیریت بر آن اساس می‌کوشد سودهای خالص مورد گزارش را هموار سازد. نخستین دلیل بر این فرض استوار است که یک جریان ثابت سود می‌تواند انتظارات ذهنی سرمایه گذار را نسبت به نتایج احتمالی سود و سهام آتی تحت تأثیر قرار دهد در نتیجه بر ارزش سهام شرکت اثری مطلوب می‌گذارد، زیرا میزان ریسککل شرکت را کاهش می‌دهد.
بیدلمن دومین انگیزه را برای هموارسازی، توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار می‌داند و می‌گوید: «تا آنجا که عادی شدن موفقیت آمیز است و تا میزانی که سرمایه گذاران کاهش کوواریانس بازده سهم و بازده بازار را تشخیص داده و در فرایند ارزشیابیشان دخالت می‌دهند، هموارسازی روی ارزش سهام، اثرات سودمندی خواهد داشت» (آقایی و کوچکی، 1374، 24).
در واقع هموارسازی سود، ناشی از احساس به این نیاز است که مدیریت می‌خواهد پدیده عدم اطمینان محیط را خنثی نماید و نوسان‌های عملکرد سازمان را که ناشی از چرخه میان دوره ای که مبتنی بر رونق و کساد است، کاهش دهد.
دلایل بیدلمن در تحقیقی که میچلسون و همکارانش در سال 1999 انجام دادند تایید شد. تحقیق آن‌ها نشان می‌دهد که هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت‌ها تأثیر گذاشته و بازار به سودهای هموار پاسخ مثبت نشان می‌دهد (میچلسون و همکاران، 1999، 64).
اما تحقیقی که به بررسی تأثیر هموارسازی سود بر بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است، نتیجه دیگری داده است. نتایج تحقیق مشخص کرده است که در مجموع 5/30 درصد شرکت‌هایی که متغیر هموارسازی در آن‌ها برای دوره زمانی 1374-1379 مورد مطالعه قرارگرفته، هموارسازند. بر اساس نتایج تحقیق مذکور در بورس اوراق بهادار تهران، هموارسازی را نمی‌توان ابزاری موثر بر بازده سهام شرکت‌ها دانست (قائمی و دیگران، 1382، 148).
همان‌طور که گفته شد هموار سازی سود در غالب تئوری نمایندگی تعریف می‌شود. اولین فرض تئوری نمایندگی این است که اشخاص بر حسب منافع شخصی خود عمل می‌کنند در حالی که این منافع لزوماً در تمامی دوره ای با منافع شرکت‌ها همسو و همسان نیست. فرض با اهمیت دیگر تئوری نمایندگی، قرار داشتن شرکت در تقاطع ارتباطات قراردادی است که میان مدیریت، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دولت وجود دارد.
یکی از فرضیه های تئوری نمایندگی حاکی از این است که مدیریت سعی در حداکثر نمودن منافع خود دارد که این هدف لزوماً همسان و همسو با حداکثر کردن ارزش شرکت نیست. در حالی که مدیریت سعی می‌کند حقوق و مزایای خود را به حداکثر ممکن برساند، اما ناگزیر باید این کار را در چارچوب افزایش سود خالص، بازده سرمایه گذاری یا معیارهای مشابه حسابداری انجام دهد و در عین حال افزایش قیمت اوراق بهادار شرکت را نیز مد نظر داشته باشد. اگر چه انگیزه اصلی مدیریت معمولاً بهبود عملکرد است اما ممکن است مدیریت سعی در انتخاب آن دسته از روش‌های حسابداری داشته باشد که سود شرکت را در آینده نزدیک افزایش دهد که خود موجب بالا رفتن حقوق و مزایای مدیران می‌شود. در این قبیل موارد، امکان دارد که تصمیمات مدیران، همسو با علایق و منافع سهامداران نباشد (شباهنگ، 1387، 31).
2-2-4 ابعاد هموار سازی سودبه طور کلی، مقصود از ابعاد هموارسازی سود ابزار یا روش‌هایی است که به وسیله آن اعداد و ارقام مربوط به سود یکسان می‌شود. بارنز و همکاران تفاوت بین سه روش هموارسازی را به صورت زیر بیان نموده‌اند:
1- هموارسازی از طریق وقوع رویداد و (یا) شناخت و ثبت آن:
مدیریت می‌تواند زمان معامله های واقعی را به گونه ای تعیین کند که آن‌ها بر درآمد مورد گزارش اثر بگذارند و بدین گونه در طول زمان نوسان‌ها را مهار کند. در بیشتر موارد، تعیین زمان طبق برنامه برای وقوع رویدادها (مانند وقوع هزینه تحقیق و توسعه) تابع مقررات حسابداری است که بر فرایند شناخت و ثبت این رویدادها حاکم است.
2- هموارسازی از طریق تخصیص بر دوره های زمانی: با فرض وقوع رویداد و شناخت و ثبت این رویداد، مدیریت برای تعیین دوره‌هایی که تحت تأثیر مقادیر کمی این رویدادها قرار می‌گیرند، از اختیارات زیادی برخوردار است و می‌تواند بر آن‌ها اعمال کنترل نماید.
3- هموارسازی از طریق طبقه بندی (از این رو، آن را هموارسازی طبقه ای می‌نامند): هنگامی که آمار و ارقام موجود در مورد مدیریت سود و زیان، به غیر از سود خالص (پس از کسر همه هزینه‌ها از همه درآمدها) موضوع هموارسازی باشد، مدیریت می‌تواند اقلام مربوط به اجزای سود را طبقه بندی نماید و بدین وسیله تغییرات مربوط به دوره زمانی متعلق به این آمار را کاهش دهد (آقایی و کوچکی، 1375، 63).
آرتورلویت، رئیس هیئت مدیره کمیسیون بورس اوراق بهادار بر این باور است که شرکت‌های سهامی عام برای اعمال مدیریت بر سود شرکت از شش روش حسابداری (در مرحله عمل) استفاده کرده‌اند:
ارائه بیش از واقع ارقام ناشی از تغییرها، با هدف پاک کردن تراز نامه.
طبقه بندی بخش مهمی از قیمت یک واحد خریداری شده به عنوان مخارج فرایند تحقیق و توسعه (یک هزینه جاری) به گونه ای که بتوان این مبلغ را یک باره هزینه کرد.
ایجاد بدهی‌های سنگین برای شناخت هزینه‌ها در آینده (این بدهی‌ها به عنوان بخشی از خرید ثبت می‌شوند) و بدین وسیله مصون ساختن سودهای خالص آینده.
استفاده از مفروضات غیر واقعی برای برآورد بدهی‌ها، در مورد اقلامی مانند برگشت فروش، زیان‌های ناشی از وام، هزینه های تضمین (خدمات پس از فروش) به گونه ای که بتوان در یک دوره آینده از طریق معکوس کردن تعهدات بلندمدت سود خالص را بهبود بخشید.
گنجاندن اشتباه های عمدی در دفاتر شرکت و توجیه عدم امکان در اصلاح این خطاها بر اساس استدلال مبنی بر این که مقادیر حائز اهمیت نیستند.
شناسایی و ثبت درآمد پیش از این که فرایند تحصیل درآمد کامل شود (بلکویی، 1386، 126).
2-3 شکل گیری مفهوم عدم تقارن اطلاعاتیدر دهه 1970 میلادی سه دانشمند به نام‌های مایکل اسپنس، جرج اکرلوف و جوزف استیلیتز (برندگان جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001) در زمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه ای را پایه گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم شد. در آن زمان محافل مالی و اقتصادی دنیا همواره سؤال‌هایی به شرح ذیل مطرح بود:
چرا کسانی که قصد خرید اتومبیل دست دوم دارند ترجیح می‌دهند به واسطه مراجعه کنند تا به فروشنده؟
چرا موسسه‌ها با وجود اطلاع از وضع مالیات بر سود سهام، بین سهامداران خود سود تقسیم می‌کنند؟
چرا نرخ بهره در کشورهای جهان سوم اغلب بیش از حد بالاست؟
مسئله اطلاعات نامتقارن در جایی اتفاق می‌افتد که یک فرد اطلاعاتی در ارتباط با رویداد های اقتصادی داشته باشد و فرد یا افراد دیگر فاقد آن باشند. تا کنون ما تصور می ردیم که کیفیت کالاهای مورد معامله همیشه برای همه طرف‌های مشارکت کننده در یک معامله مشخص است.
مثال‌های بی شماری وجود دارد که این فرض و تصور درست نیست. معمولاً یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر اطلاعات بیشتری در اختیار دارد. با توجه به اینکه میزان اطلاعاتی که در اختیار یک طرف معامله قرار دارد، توسط دادگاه یا سایر مراجع قابل تشخیص نیست بنابراین نمی‌توان برای برابری نمودن اطلاعات قرارداد تنظیم نمود.
برندگان جایزه نوبل، پاسخ مشترکی برای سؤالات مطرح شده ارائه دادند و با استفاده از فرضیه واقع‌بینانه عدم تقارن اطلاعاتی به بسط نظریه خود پرداختند و برای سؤالات فوق پاسخ‌هایی به شرح ذیل ارائه نمودند:
فروشندگان اطلاعات بیشتری نسبت به خریداران درباره کیفیت اتومبیل دارند.
مدیران شرکت، بیش از سهامداران از وضعیت سودآوری موسسه مطلع می‌باشند.
وام گیرندگان بهتر از وام دهندگان درباره توانایی‌شان جهت باز پرداخت اقساط در آینده اطلاع دارند.
به طور مشخص، اکرلوف نشان داد که عدم تقارن اطلاعاتی می‌تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازارها شود که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می‌آید. اسپنس خاطر نشان کرد که در شرایط خاص، واسطه های مطلع می‌توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر کنند. به این ترتیب مدیر شرکت با صرف مخارج اضافی برای مالیات سود سهام، خبر از بالا بردن سود می‌دهد.
مقاله اکرلوف (1970) با عنوان «بازار نابسامان» اولین تحلیل رسمی از بازارهایی را که با مشکل گزینش مغایر رو به رویند، معرفی می‌نماید. اکرلوف نوعی بازار را به تصویر می‌کشد که در آن به اصطلاح رایج، فروشنده نسبت به خریدار اطلاعات بیشتری را در اختیار دارد. البته حسابداران برای کاهش مشکل گزینش مغایر، سیاست افشای کامل را پذیرفته‌اند تا میزان اطلاعات در اختیار عموم افزایش یابد.
شرکت‌هایی که بر اساس اطلاعات نهایی از سودآوری بالای خود مطلع می‌باشند، سود سهام پرداخت می‌کنند و بازار آن را علامتی برای خبر خوب تلقی می‌کند و قیمت بالاتری برای سهام آن شرکت قائل می‌شود؛ و از این طریق با بالا رفتن قیمت سهام مالیات پرداختی بر روی سود سهام را جبران می‌کنند (جلیلی، 1387، 208).

2-4 ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار های سرمایهدر ادبیات مربوط به زیر ساخت بازار، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش تشکیل می‌شود. هزینه پردازش سفارش، هزینه نگهداری موجودی و هزینه گزینش مغایر، هزینه پردازش سفارش مبلغی است که بازار سازها برای آماده بودن جهت انجام سفارش‌های خرید و فروش هزینه می‌کنند. بخش هزینه نگهداری موجودی که توسط استال (1978) و هوو استال (1981) مدل سازی شده است، بیان می‌کند که هزینه معاملات منجر می‌شود بازار سازها پرتفوی متنوع نگهداری نمایند تا از این طریق بتوانند هزینه های خود را پوشش دهند. در نهایت، گزینش مغایر که توسط گلستن و میلورام (1985) مطرح گردید نمایانگر یک امر جبرانی برای معامله گران جهت پذیرش ریسکمعامله با افرادی است که احتمال دارد اطلاعات مهم و محرمانه ای در اختیار داشته باشند. به عبارت دیگر، اگر بخش عمده ای از بازار افراد غیر مطلع تشکیل دهند، بازار سازها دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را افزایش می‌دهند تا از این طریق ریسکگزینش مغایر را جبران کنند.
2-5 عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهرانبا توجه به بررسی‌هایی که بعمل‌آمده، در مورد عدم تقارن اطلاعاتی و ارتباط آن با داده های حسابداری محمد حسین قائمی و محمد رضا وطن پرست نقش اطلاعات حسابداری را در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس تهران در دوره 1381-1383 مورد برسی قرار دادند. نتایج تحقیق وی نشان می‌دهد که عدم تقارن اطلاعاتی در قبل از اعلان سود بیش از بعد از اعلان سود است و به تبع حجم و بازده غیر عادی انباشته قبل از اعلان بیشترازپس از اعلان سود می‌باشد.

2-6 برابری در توزیع اطلاعاتمفاهیم مساوات (برابری)، منصفانه و عدالت به طور گستردهای در متون فلسفی بکار رفته است. اخیراً مفاهیم گوناگونی از مساوات در متون، تئوری‌ها و مدل‌های اقتصادی به طور تحلیلی مورد بحث قرار گرفته است که برجستهترین آن‌ها «اصول عدالت» میباشد. این مفاهیم در موضوعات اقتصادی همچون شیوههای انتخاب که درباره منابع طبیعی، جیرهبندی کالا، ساختار دستمزد منصفانه، توزیع درآمد و مالیات میباشد، استفاده شده است؛ لذا این‌گونه موارد باعث میشود تا آگاهی اقتصاددانان در مورد اینکه اتخاذ تصمیمات، حداقل تا حدودی متأثر از توجه به مساوات است، افزایش یابد. مساوات (برابری)، به معنی دسترسی برابر به اطلاعات مربوط برای ارزیابی میباشد. به عبارت دیگر مساوات یعنی شرایطی که اطلاعات به طور متقارن بین سرمایهگذاران توزیع شود. تقارن اطلاعات بدین معناست که طرفین مبادله کننده به یک اندازه از کیفیت کالای مورد مبادله و شرایط مبادله در بازار اطلاع داشته باشند. عدم تقارن اطلاعات به حالتی اطلاق میشود که یکی از طرفین مبادله کننده کمتر از طرف دیگر در مورد کالا یا وضعیت بازار، اطلاعات داشته باشد، به عبارت دیگر توزیع اطلاعات بین کلیه استفادهکنندگان از اطلاعات، ناهمسان باشد (نامدار، 1389، 52).
یکی از شروط رقابت کامل، شفافیت اطلاعات است و فقدان آن باعث پیدایش رانت میگردد. شفافیت اطلاعات را با مقداری تورش، میتوان تقارن اطلاعات تعریف کرد. طبق نظر نورس دوگلاس هر قدر از جامعه سنتی به طرف جامعه مدرن حرکت میکنیم، میزان عدم تقارن اطلاعات افزایش مییابد، زیرا هر قدر یک جامعه پیشرفتهتر باشد، تقسیم کار و تخصص نیز بیشتر خواهد شد. تنوع تولیدات و افزایش تخصص و تقسیم کار، عدم تقارن اطلاعات (داشتن اطلاعات توسط متخصصین و نداشتن این اطلاعات توسط دیگران) را افزایش میدهد.
در صورت عدم تقارن اطلاعات نه تنها آگاهی یکی از طرفین مبادله در مقایسه با طرف دیگر درباره برخی صفات بااهمیت بیشتر خواهد بود، بلکه احتمال دارد که او از پنهان کردن این اطلاعات سود هم ببرد. بر طبق فرضیه رفتاری که بر بیشینه سازی ثروت، مبتنی است، اگر انجام برخی از اعمال مانند تقلب، دزدی یا دروغ دارای سودآوری بیشتری نسبت به سایر فرصت‌های موجود باشد، طرفین مبادله به این‌گونه اعمال متوسل می‌شوند.
ویژگی بارز «برابری فرصت» این است که یک مفهوم از قبل تعیین شده (آیندهنگر) از مساوات است. این مفهوم نقطه مقابل مفاهیم توجیهکننده (گذشته نگر) از عدالت است که مستلزم برابری نتایج واقعی است. البته این دو مستقل از هم نیستند. واضح است که افزایش «برابری فرصت» به طور قابل ملاحظهای به «برابری نتایج» کمک خواهد کرد. جاذبه اصلی مفهوم آیندهنگری برابری فرصت این است که با انگیزه کارایی، نسبت به مفاهیم گذشته نگر که کمتر مساوات طلب هستند، مغایرت دارد. ایجاد تساوی در فرصت‌ها، اجازه میدهد تا انگیزه های بیشتری برای کار و سرمایهگذاری نسبت به ایجاد سود یا ثروت واقعی به وجود آید. بنابراین، تضادهای مساوات – کارایی که اغلب باعث نگرانی سیاست‌گذاران میشود، موقعی که برابر فرصت به عنوان مفهوم هدایتکننده مساوات انتخاب میشود، تعدیل خواهد شد (همان منبع، 53).
2-7 عدم تقارن اطلاعات و کارایی بازارعدم تقارن اطلاعات زمانی ایجاد می‌شود که سهامداران به اطلاعات محرمانه ای که مدیران شرکت در اختیار دارند، دسترسی نداشته باشند. وجود اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. در بازار کارا، اطلاعاتی که در بازار پخش می‌شود به سرعت بر قیمت تأثیر می‌گذارد. در چنین بازاری، قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی آن نزدیک است. به عبارت دیگر ویژگی مهم بازار کارا این است که قیمت تعیین شده در بازار، شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار است. بازار کارا باید نسبت به اطلاعات جدید حساس باشد. اگر اطلاعات تازه ای به اطلاعات عموم می‌رسد، قیمت سهام عادی شرکت متناسب با جهت اطلاعات یاد شده تغییر خواهد کرد. اگر بازار نسبت به اطلاعات جدید بی تفاوت باشد و عکس‌العمل لازم را نشان ندهد، یعنی تحلیل کننده ای در بازار برای ارزیابی و بررسی اثر اطلاعات جدید بر قیمت نباشد، طبعاً «آن بازار کارایی نخواهد داشت (همان منبع، 53).
جیانگ و کیم (2000)، بیان داشتند که در شرکت‌هایی که سهامداران آن‌ها را نهادها و شرکت‌های دیگر تشکیل می‌دهند، اطلاعات داخلی با ارزش درباره چشم اندازهای تجاری آتی شرکت و همچنین استراتژی‌های تجاری آن، از طریق ارتباط مستقیم بین مدیران و شرکت‌های مالک عمده سهام به طور انحصاری در اختیار قرار می‌گیرد. این انتقال اطلاعات اغلب از طریق کانال‌هایی همانند اعضای مشترک هیأت مدیره در اختیار شرکت‌های سهامدار قرار می‌گیرد و از این طریق اکثر شرکت‌های سرمایه گذار به این اطلاعات دسترسی پیدا می‌کنند؛ لذا رواج مالکیت شرکت‌ها توسط شرکت‌های دیگرمی تواند نقش اساسی در کاهش میزان عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سرمایه گذاران برون شرکتی و در نتیجه کارایی بازار سرمایه در مورد اطلاعات آن‌ها داشته باشد.
در مورد ویژگی بازار کارا بیان می‌دارند: افراد مطلع در بازار وجود دارند و این افراد با اطلاعاتی که دارند بازار را به کارایی می‌رسانند. اما آن‌ها نمی‌توانند از اطلاعات و دانش افزونشان نتایج بهتر و سود بیشتری بدست آورند. در این محیط فرد متخصص‌تر و آگاه تر از فرد عامی سود بیشتری نمی‌برد و افراد نا وارد در بازار کارا مغبون نمی‌شوند. قیمت بازار طوری تعیین می‌شود که منعکس کننده تمام اطلاعات خوب و بد است (واتز وزیمرمن، 1986، 332).
در بازار کارا، تعدیل قیمت‌ها به سرعت انجام می‌شود. در این بازار افراد زیادی حضور دارند که اطلاعات را دریافت و ارزیابی و ارزش آن را پیدا می‌کنند و به فوریت اقدام به خرید و فروش می‌کنند. اقدام فوری آن‌ها باعث می‌شود که اطلاعات موجود دقیقاً و به سرعت روی قیمت‌ها انعکاس یابد.
یکی از معیارهای سنجش کارایی بازار، تعیین نوع اطلاعاتی است که در قیمت اوراق بهادار منعکس است که عبده و جهانخانی سه سطح به شرح زیر برای آن مطرح نموده‌اند:
2-7-1 شکل ضعیفدر این سطح از کارایی، قیمت‌های اوراق بهادار فقط اطلاعاتی را منعکس می‌نمایند که با قیمت‌های گذشته ارتباط دارد و از توالی تاریخی قیمت‌ها حاصل می‌شود. این اطلاعات بلافاصله در قیمت‌های جاری منعکس می‌شوند. در این حالت فرض می‌شود قیمت اوراق بهادار فقط منعکس کننده اطلاعات تاریخی است. پس شکل ضعیف کارایی می‌گوید که با مطالعه روند تاریخی قیمت سهام، قادر نیستیم آینده را پیش بینی نماییم و قیمت سهام روند خاصی ندارد.
2-7-2 شکل نیمه قویدر این سطح از فرضیه، قیمت سهام منعکس کننده همه اطلاعات عام و منتشر شده است. در اینجا اطلاعات عام محدود به قیمت‌های گذشته نیست و در برگیرنده هر اطلاعی در باره عملکرد شرکت و مشخصات صنعتی است که آن شرکت در آن فعالیت می‌کند. در بازار کارا در شکل نیمه قوی قیمت بلافاصله با ورود اطلاعات جدید متأثر می‌شود. چنین کارایی کمک بزرگی به سرمایه گذاران می‌نماید. به ویژه آن‌هایی که حضوری کافی در بورس ندارند و نیز برای کسانی که شناختی همه جانبه از امور مالی ندارند (همان منبع، 332).
2-7-3 شکل قویدر این حالت فرض آن است که تمام اطلاعات مربوط و موجود اعم از اطلاعات محرمانه و در دسترس عموم در قیمت اوراق بهادار انعکاس دارد. قیمت اوراق بهادار حتی منعکس کننده تمام اطلاعات محرمانه جاری و تاریخی است. در این سطح کارایی که گسترده‌ترین مفهوم کارایی است، اگر اتفاقی در شرکت بیفتد دیگر نمی‌شود گفت که فقط مدیر عامل آن را می‌داند و دیگران از آن بی اطلاعند. در این زمینه قیمت سهام شرکت مورد نظر بلافاصله نسبت به این اتفاق عکس‌العمل نشان می‌دهد. زیرا همه اطلاعات محرمانه هم سریعاً به بازار منتقل می‌شود و اطلاعات محرمانه افشا نشده ای در شرکت وجود ندارد. در چنین وضعیتی، مفروض است که سیستم‌های کنترل داخلی شرکت به قدری قوی است که کسی نمی‌تواند اطلاعات محرمانه یا اطلاعات خاصی داشته باشد. وقتی مثلاً مدیر عامل یا هیأت مدیره از امری با خبر می‌شوند، بلافاصله بقیه نیز از آن باخبر می‌شوند و چون همه خبر دارند، قیمت به سرعت متأثر می‌شود، و بنابراین اطلاعات به ظاهر محرمانه دیگر ارزش چندانی برای آن مدیر عامل و سایر مدیران عالی رتبه ندارد. این نوع کارایی حتی در بورس‌های بسیار معتبر هم واقعیت ندارد. زیر بنای فرضیات بازار کارا رقابت برای اطلاعات است (همان منبع، 332).
رقابت، سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی را به سوی بدست آوردن اطلاعات مرتبط با شرکت از بسیاری از منابع غیر از گزارشات حسابداری شرکت و حتی خارج از خود شرکت سوق می‌دهد. برای مثال تحلیل گران اطلاعات، تولید هفتگی شرکت‌ها را بدست آورده و با مدیریت مصاحبه می‌کنند. تحلیل گران همچنین با رقبای شرکت در مورد فروش و با اعتبار دهندگان در مورد وضعیت اعتباری شرکت مصاحبه می‌کنند. به طور میانگین در یک بازار کارا که قیمت‌های سهام بر اساس نرخ مورد انتظار بازار تعدیل شده باشد، این قیمت‌ها برآورد صحیحی از ارزش آتی سهام هستند. از این رو اگر سود حسابداری به طور تجربی به قیمت سهام یا تغییرات قیمت سهام ارتباط دارد، این سودها می‌توانند شاخص مناسبی از ارزش یا تغییرات در ارزش سهام باشند. هر چند این سودها با استفاده از یک مفهوم از سود محاسبه نشده باشند.
مفاهیم بازار کارا به طور واضح با این فرضیه که گزارشات حسابداری تنها منبع اطلاعات هستند، متناقض هستند. گروهی از محققین در طی تحقیقات در زمینه کارایی بازار سرمایه به برداشت اشتباهی رسیده‌اند. آنان بر خلاف گروه های دیگری که معتقدند بررسی در زمینه کارایی فقط از طریق تجزیه و تحلیل آماری امکان پذیر است، نظراتی را ارائه داده‌اند که سبب شکسته شدن حریم مبانی شده است که سال‌ها مبنای این‌گونه بررسی‌ها را تشکیل داده است و نظرات این گروه برداشتی غلط از کارایی و مفهوم آن می‌باشد. این اشتباهات شامل تصورات اشتباه در ماهیت کارایی، تصورات اشتباه در شواهد وجود کارایی و برداشت‌های غلط از مفهوم کارایی می‌باشد.
2-8 عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهامتحقیقات تجربی که اخیراً صورت گرفته است، تأثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به صورت کلی مورد توجه قرار داده‌اند. ویکنتاش و چیانگ (1986) نیز تغییرات مهمی را در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود، تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی از جانب شرکت در ظرف 30 روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد مشاهده نمودند.
کرینسکی ولی (1996) در یافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش می‌دهد. در بازار می‌توان دو نوع معامله گر را متصور شد:
(الف) معامله گران نقد.
(ب) معامله گران مطلع.
معامله گران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله می‌کنند که دارای اطلاعات محرمانه ای هستند که در قیمت‌ها منعکس نشده است. در حالی که معامله گران نقد (سرمایه گذاران غیر مطلع) تنها به دلیل دارا بودن نقدینگی به انجام مبادله اقدام می‌کنند. البته این مدل‌ها بر روابط بین تفاوت قیمت خرید و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند. بازار سازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زیان می‌شوند و این زیان را از طریق گسترش دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام جبران می‌کنند. بر اساس این مدل عدم تقارن اطلاعاتی در بازار منجر به افزایش دامنه قیمت‌های پیشنهادی می‌شود.
در مدل کیم و ورچیا (١٩٩۴) برخی افراد مطلع در بازار از قبیل سهامداران عمده، اطلاعات عمومی (مانند اعلان سود) را به سمت اطلاعات محرمانه سوق می‌دهند. بدیهی است که این افراد دارای مزیت اطلاعاتی نسبت به سایرین هستند و از این رو قادرند تا ارزیابی بهتری نسبت به عملکرد موسسه از طریق اعلان سود داشته باشند. البته تمرکز اصلی آن‌ها بر چگونگی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی در مبادلات افراد مطلع پیرامون زمان اعلان سود است. از نظر آنان اعلان سود منجر به افزایش حجم مبادله و گسترش عدم تقارن اطلاعاتی می‌شود. کیم و ورچیا اثرات این اعلان‌ها را به دو صورت بیان می‌کنند: اول این که، اعلان‌های سود زمینه را برای معامله ای برابر و یکسان در بازار فراهم می‌کند زیرا منجر به انتشار اطلاعات برای همه افراد حاضر در بازار می‌شود و بدین ترتیب باید شاهد افزایش عدم تقارن اطلاعاتی در روزهای قبل از اعلان سود باشیم. دوم این که، بازار متشکل از افرادی است که توانایی‌های متفاوتی در پردازش اطلاعات دارند. طبق این دیدگاه عدم تقارن اطلاعاتی نباید قبل از اعلان سود افزایش یابد بلکه باید در یک سطح صعودی در پی اعلان سود باقی بماند. زیرا، برخی از معامله گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات هستند و این پردازش اطلاعات است که موجب افزایش حجم مبادلات در یک محیط دارای نقدینگی کم‌تر می‌شود، نه عدم تقارن اطلاعاتی. در این زمان معامله گران غیر مطلع به دلیل افزایش دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از انجام مبادله خودداری می‌کنند.
دمسکی و فلتهام (1994) بر اهمیت تمرکز بر فعالیت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارند. به نظر مک نیکولاس و ترومن سرمایه گذارانی که دارای افق سرمایه گذاری کوتاه مدتی هستند جستجوی اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزایش می‌دهند. این امر بدین معناست که قبل از اعلان سود، سطح بالایی از عدم تقارن اطلاعاتی را شاهد خواهیم بود.
2-9 عدم تقارن اطلاعات و فرضیه پیام دهیاگر در یک معامله بالقوه یک طرف اطلاعات بیشتری نسبت به طرف دیگر داشته باشد، عدم تقارن اطلاعات وجود دارد. این مشکل شامل اطلاعات حسابداری هم می‌باشد. مدیران شرکت‌های سهامی درباره ارزش شرکت نسبت به سهامداران بیرون از شرکت اطلاعات بیشتری دارند. آن شرکت‌هایی که قیمت سهامشان زیر ارزش واقعی است، انگیزه دارند که منابع اضافی برای اطلاعات مالی صرف کنند تا پیام بدهند که سهام آن‌ها کمتر از واقع ارزش گذاری شده است. شرکت‌هایی که سهام آن‌ها بیشتر از واقع ارزش گذاری شده است، تلویحاً این موضوع را با عدم ارائه اطلاعات اضافی اعلام می‌کنند و قیمت سهام تنزیل می‌یابد. حال، تعدادی از شرکت‌هایی که سهامشان کمتر از واقع ارزش گذاری شده است، منابع صرف می‌کنند تا اطلاعات اضافی ارائه دهند. این فرآیند ادامه می‌یابد تا جایی که شرکت‌های با عملکرد بد، پیام نمی‌دهند. به این موضوع فرضیه پیام دهی گفته می‌شود. پیام دهی انگیزه ای برای افشا در شرکت‌های سهامی می‌باشد. روشن است که صرف منابع برای اطلاعات، تخصیص سرمایه را بهبود داده، ستاده را افزایش می‌دهد. از آنجا که بخشی از مخارج مربوط به عملکرد گذشته است و مربوط به آینده نمی‌باشد، لذا منافعی ایجاد می‌کند و از این رو پیام دهی صرفاً تا آن میزان می‌تواند تولید اطلاعات اضافی در گزارش‌های حسابداری را باعث شود که فزونی منافع بر مخارج داشته باشد.
2-10 پیامدهای عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه
طبق دیدگاه سنتی حسابداری، سرمایهگذاران کوچک (عموماً کم اطلاع) نیاز به حمایت دارند. این دیدگاه احتمالاً از این واقعیت ناشی شده است که در بازار سرمایه نابرابری وجود دارد، ولی نیاز به مقررات جهت تعدیل چنین نابرابری‌هایی، معمولاً با عباراتی مبهم، ساده و پدرمآبانه بیان شده است. همچنین گفته شده است سرمایهگذاران کوچک تحت سلطه افراد دارای اطلاعات محرمانه (درون سازمانیها) میباشند. این دلیل که وضع مقررات به منظور مصون بودن سرمایهگذاران کوچک در مقابل خطرات دزدی و کلاه‌برداری است، قانع‌کننده نیست. به طوری که بیان نمودن دلیل مذکور به عنوان لزوم وجود مقررات، به طور چشمگیری علاقه محققین حسابداری و اقتصاد را برای تحقیق در زمینه موضوعات مرتبط با مساوات، کمرنگ کرده است. آقای روس (1979) ضمن رد دلیل فوق، عنوان نموده است که:

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *