*170

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری
موسسه آموزش عالی کار قزوین
دانشکده تحصیلات تکمیلی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
رشته :
حسابداری
عنوان :
تاثیر مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
استاد راهنما:
جناب آقای دکتر فرزین رضایی
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر اکبر عالم تبریز
نگارش :
زهرا محمدپور
سال تحصیلی 93
Impact on earnings management audit opinion on listed companies in Tehran Stock Exchange

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری
موسسه آموزش عالی کار قزوین
دانشکده تحصیلات تکمیلی
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A)
رشته :
عنوان :
نگارش :
امضا کنندگان ذیل تایید می کنند که دانشجوی فوق اصلاحات ذکر شده در جلسه دفاع به شرح لیست پیوست را انجام داده است .
استاد راهنما:دکتر امضاء
استاد مشاور:دکتر امضاء
داوران :
دکتر امضاء
دکتر امضاء
مدیر گروه:دکتر امضاء
سال تحصیلی
سپاسگذاری
از استاد راهنما جناب آقای دکتر فرزین رضایی
و همچنین از استاد جناب آقای دکتر اکبر عالم تبریز
و استاد گرانقدر جناب آقای بیگلر
که با درایت و آگاهی ، اینجانب را دراین امر یاری نمودند به خاطر راهنمایی که در این زمینه داشته اند سپاسگذاری می نمایم.
تقدیم
این پایان نامه را به پدر ومادر عزیزم و همچنین همسر مهربانم که با صبر و شکیبایی در این مدت به من یاری رساندند تقدیم می کنم
صورتجلسه دفاع
فهرست مطالب
TOC o “1-3″ h z u فصل اول PAGEREF _Toc413330957 h 1کلیات تحقیق PAGEREF _Toc413330958 h 11-1 مقدمه PAGEREF _Toc413330959 h 21-2بیان مسئله PAGEREF _Toc413330960 h 31-3سوالات تحقیق PAGEREF _Toc413330961 h 41-4اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc413330962 h 41-5اهداف تحقیق PAGEREF _Toc413330963 h 51-6فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc413330964 h 61-7جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق PAGEREF _Toc413330965 h 61-8 روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc413330966 h 71-8-1 روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc413330967 h 71-8-2 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc413330968 h 71-8-3 جامعه آماری تحقیق PAGEREF _Toc413330969 h 81-9 تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیق PAGEREF _Toc413330970 h 81-10 ساختار پژوهش PAGEREF _Toc413330971 h 8فصل دوم PAGEREF _Toc413330972 h 10مبانی نظری و پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc413330973 h 102-1 مقدمه PAGEREF _Toc413330974 h 112 -2 مدیریت سود PAGEREF _Toc413330975 h 112-2-1 تعریف مدیریت سود PAGEREF _Toc413330976 h 122-2-2 انگیزه های مدیریت سود PAGEREF _Toc413330977 h 142-2-3 روش‌ها ی موجود برای مدیریت سود PAGEREF _Toc413330978 h 162-2-4 دیدگاه‌های موجود در رابطه با مطلوب بودن مدیریت سود PAGEREF _Toc413330979 h 172-3 روش‌های کشف مدیریت سود PAGEREF _Toc413330980 h 192-3-1 مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی کل و اختیاری PAGEREF _Toc413330981 h 192-4 انواع مدیریت سود PAGEREF _Toc413330982 h 222-5 مبانی نظری مدیریت سود PAGEREF _Toc413330983 h 222-6 تئوری اثباتی حسابداری PAGEREF _Toc413330984 h 252-6-1 نظریه های مدیریت سود PAGEREF _Toc413330985 h 252-6-2 تئوری قرارداد PAGEREF _Toc413330986 h 272-6-3 تئوری نمایندگی PAGEREF _Toc413330987 h 282-7 عدم تقارن اطلاعاتی و حسابرسی PAGEREF _Toc413330988 h 302-8نوع موسسه حسابرسی کننده و مدیریت سود PAGEREF _Toc413330989 h 322-9 اظهار نظر حسابرسی و مدیریت سود PAGEREF _Toc413330990 h 332-10کیفیت حسابرسی و مدیریت سود PAGEREF _Toc413330991 h 352-11 پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc413330992 h 352-11-1 تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc413330993 h 352-11-2 تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc413330994 h 393-1 مقدمه PAGEREF _Toc413330995 h 433-2 روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc413330996 h 433-2-1 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc413330997 h 443-2-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc413330998 h 443-2-3 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc413330999 h 443-2-4 جامعه ،نمونه آماری و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc413331000 h 443-2-5 شیوه‌ی گردآوری وتجزیه تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc413331001 h 483-3 معرفی متغیر های تحقیق و نحوه ی محاسبه ی آنها PAGEREF _Toc413331002 h 483-3-1 نحوه اندازه گیری متغیرهای وابسته PAGEREF _Toc413331003 h 493-3-2 متغیر های مستقل PAGEREF _Toc413331004 h 503-3-3 متغیر های کنترل PAGEREF _Toc413331005 h 503-4 فرضیه ها و الگوی تحقیق PAGEREF _Toc413331006 h 513-4-1 معرفی مدل تحقیق PAGEREF _Toc413331007 h 513-5 استدلال فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc413331008 h 533-6 روش های آماری PAGEREF _Toc413331009 h 553-7 خلاصه فصل PAGEREF _Toc413331010 h 57فصل چهارم PAGEREF _Toc413331011 h 58تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc413331012 h 584-1 مقدمه PAGEREF _Toc413331013 h 594-2 داده ها و آمار توصیفی PAGEREF _Toc413331014 h 594-3 آزمون نرمال بودن توزیع متغیر وابسته تحقیق PAGEREF _Toc413331015 h 614-4 بررسی همبستگی بین متغیر های اصلی تحقیق PAGEREF _Toc413331016 h 634-5 آمار استنباطی PAGEREF _Toc413331017 h 654-5-1نتایج حاصل از برازش مدل 1 PAGEREF _Toc413331018 h 654-6 آزمون فرضیه ها PAGEREF _Toc413331019 h 664-7 خلاصه فصل PAGEREF _Toc413331020 h 73فصل پنجم PAGEREF _Toc413331021 h 74نتیجه گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc413331022 h 745-1 مقدمه PAGEREF _Toc413331023 h 755-2 خلاصه پژوهش PAGEREF _Toc413331024 h 755-3 جمع بندی و تفسیر یافته های تحقیق PAGEREF _Toc413331025 h 775-4 محدودیت های تحقیق PAGEREF _Toc413331026 h 785-5 پیشنهادات برخواسته از تحقیق PAGEREF _Toc413331027 h 785-5-1 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc413331028 h 785-5-2 پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc413331029 h 78منابع و ماخذ PAGEREF _Toc413331030 h 80پیوست ها PAGEREF _Toc413331031 h 85پیوست الف- اسامی شرکت های نمونه به تفکیک صنعت PAGEREF _Toc413331032 h 86پیوست ب- خروجی آمار آزمون فرضیات PAGEREF _Toc413331033 h 91
چکیده
بررسی تاثیر مدیریت سود بر اظهارنظر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
چکیده:
حسابرسی فرآیند اطمینان بخشی در باره قابلیت اتکاء و مربوط بودن اطلاعات صورت های مالی است.وجود تضاد منافع میان سهامداران و مدیران،اهمیت ویژه ای به حسابرسی برای رفع این تضاد می دهد. گزارش حسابرسان در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان صورت های مالی به عنوان یکی از اطلاعات سودمند در نظر گرفته می شود،و یکی از راه های کنترل مدیریت سود،حسابرسی می باشد.بدینصورت یک پل ارتباطی بین یافته های حسابرسان با افراد خارج و داخل شرکت به صورت اظهارنظر حسابرسی بوجود می آید که نقش مهمی در هشدار به استفاده کنندگان از صورت های مالی نسبت به شناخت مشکلات پیش روی شرکت ها ایفا می کند.از این رو می توان انتظار داشت که بین مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرسان رابطه معنی داری وجود داشته باشد.در این راستا 750 سال-شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1386-1391 به طور نمونه ای انتخاب گردید.و به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از رگرسیون لجستیک استفاده شده است.نتایج بیانگر وجود رابطه ای مثبت بین مدیریت سود و اظهار نظر های مشروط و رابطه ی منفی بین مدیریت سود و اظهارنظر مقبول می باشد.همچنین بین اقلام تعهدی منفی و اظهار نظر مقبول رابطه ی مثبتی وجود دارد.
کلید واژه ها: مدیریت سود،اظهار نظر حسابرسی ، اقلام تعهدی اختیاری

فصل اولکلیات تحقیق1-1 مقدمهتغییرات بنیادی سالهای گذشته در اقتصاد ایران از یک سو و رشد و توسعه بنیادهای اقتصادی در کنار پیچیده شدن معاملات تجاری و سیستم های اطلاعاتی اطلاعاتی از سوی دیگر،نیاز به اطلاعات مربوط و قابل اتکا برای تصمیم گیری در حوزه های مختلف را بیش از پیش نمایان ساخته است.گزارشگری مالی به عنوان عمده ترین وسیله انتقال اطلاعات مالی به سرمایه گذاران نقش مهمی در این راستا ایفا می کند.
سود حسابداری و اجزای مربوط به آن از جمله مهمترین اطلاعاتی است که در هنگام تصمیم گیری توسط افراد در نظر گرفته می شوند.اگر چه سود حسابداری گزارش شده بر مبنای تعهدی،ارزیابی دقیق تری از عملکرد واحد تجاری و وضعیت مالی آن فراهم می کند ولی بدلیل وجود تضاد منافع در بین مدیران و سرمایه گذاران و وجود پاره ای از محدودیت های ذاتی حسابدرای از جمله نارسایی موجود در فرآیند برآورد ها و امکان استفاده از روش های متعدد حسابداری توسط شرکت امکان مدیریت سود توسط مدیران فراهم آمده است،به همین دلیل در ادبیات حسابداری قابل اتکا بودن و مفید بودن اقلام تعهدی به شدت مورد تردید قرار گرفته است.
مدیران از روش های مختلفی جهت مدیریت سود استفاده می کنند.یکی از این روش ها،مدیریت اقلام تعهدی است.
از طرف دیگر عدم تقارن اطلاعاتی بین استفاده کنندگان و مدیران سبب شده تا شرکت ها هزینه های نمایندگی را متحمل شوند،هزینه ای که ضرورت حسابرسی را ایجاب می کند.حسابرسی از طریق اعتباردهی به صورت های مالی موجب می شود تا قابل اتکابودن اطلاعات گزارش شده افزایش یافته و هزینه های نمایندگی کاهش یابد.این عمل در چارچوب یک فرآیند سیستماتیک با جمع آوری شواهد و مدارک لازم و بررسی ادعاهای مدیران که در قالب اطلاعات صورت های مالی ارائه می شود،پرداخته و به اظهارنظر در خصوص قابلیت اتکای اطلاعات می پردازد.لذا در این تحقیق سعی شده است که تاثیر مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس بررسی شود.
در این فصل به بررسی کلیات تحقیق پرداخته می شود.ابتدا مسئله اصلی تحقیق بیان می گردد،سپس اهمیت و ضرورت تحقیق تشریح می شود و در ادامه به اهداف اساسی تحقیق،سوالات و فرضیه های تحقیق،مدل تحقیق،جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیق،قلمرو تحقیق و روش تحقیق پرداخته شده و در انتها نیز کلید واژه ها و اصطلاحات تخصصی تحقیق تعریف می گردد.
1-2بیان مسئلهاگر چه بسط و توسعه منابع اطلاعاتی مختلف نظیر سایت های اینترنتی و …مربوط بودن گزارش های مالی منتشره توسط شرکت ها را کاهش داده است اما بسیاری از استفاده کنندگان(سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان)بر این باورند که گزارش های مالی منتشره توسط شرکت ها نقش مهمی در تصمیم گیری آنها دارد.صورت های مالی حسابرسی شده اساس اطلاعات شرکت ها است که برای استفاده عموم تنظیم می شود؛زیرا استفاده کنندگان صورت های مالی حسابرسی نشده به وسیله ی تقلب و رسوایی های شرکت تحت تاثیر قرار می گیرند.از سوی دیگر تحریف صورت های مالی شرکت ها می تواند دلایلی برای زیر سوال بردن اعتبار صورت های مالی به حساب آید.بنابراین حسابرسی صورت های مالی از سوی استفاده کنندگان مطرح می شود.از طرف دیگر مدیران بیشتر تمایل دارند نتایج عملکرد و وضعیت مالی شرکت خود را مطلوب گزارش کنند.نتیجه این عمل ،نامتقارن بودن اطلاعات بین شرکت و استفاده کنندگان اطلاعات آن را به بار می آورد.موضوعاتی مانند مدیریت سود،تنظیم و ارائه مجدد صورت های مالی و تحریف گزارشگری،کیفیت گزارش های مالی را کاهش می دهد و تکرار آن در نهایت به کاهش قیمت سهم منجر می شود.بنابراین،پر واضح است که حسابرسان مستقل نقش کلیدی نظارتی در اطمینان بخشی به صحت اعداد و ارقام حسابداری و حداقل کردن هزینه های نمایندگی ناشی از انگیزه های فرصت طلبی مدیران،ایفا می کنند.در واقع می توان گفت،صورت های مالی حسابرسی شده که اعتبار آن اظهارنظر حسابرسی است،خروجی نهایی رابطه میان مدیریت و حسابرسان می باشد.
پس بدون تردید حسابرسی فرآیند اطمینان بخشی در باره قابلیت اتکاء و مربوط بودن اطلاعات صورت های مالی است.وجود تضاد منافع میان سهامداران و مدیران،اهمیت ویژه ای به حسابرسی برای رفع این تضاد می دهد.حسابرسی به عنوان یک مکانیزم کارآمد، به سهامداران این اطمینان را می دهد که مدیران در اداره شرکت در راستای منافع سهامدارن عمل نموده اند یا خیر؟از این رو،کار حسابرسی اطمینان بخشی به سهامدارن و سایر اشخاص ذینفعی است که با شرکت طرف قرارداد هستند.(والکر،2003)
در سال های اخیر بعد از تشکیل جامعه حسابداران رسمی،پدیده تغییر حسابرس و در پی آن ارائه اظهار نظر مورد درخواست صاحبکار در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به پدیده ای مرسوم تبدیل گردیده است.این موضوع می تواند قدرت حرفه ای و استقلال حسابرس را تحت الشعاع قرار داده و پیامد های نامطلوبی را به همراه داشته باشد.
از طرف دیگر مقررات حسابداری به مدیران این امکان را می دهد تا با انتخاب روش های پذیرفته شده،گزارش های مالی را تحت تاثیر قرار دهند.این سیاست ها به مدیریت کردن سود های گزارش شده و انعکاس بهتری از وضعیت اقتصادی شرکت کمک می کند.انتخاب سیاست هایی برای انتقال هزینه ها از حال به آینده و درآمد ها از آینده به حال بر روی هم جمع می شود و کسب اهداف دوره های آینده را با مشکل روبه رو می سازد،به طوری که مدیران کم کم مجبور می شوند سیاست های متجاوزکارانه بیشتری را انتخاب،و خود را در این بازی حفظ کنند؛البته سر انجام این سیاست ها می تواند به تقلب ختم شود.
با توجه به مطالب فوق و از آنجا که گزارش حسابرسان در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان صورت های مالی به عنوان یکی از اطلاعات سودمند در نظر گرفته می شود،و یکی از راه های کنترل مدیریت سود،حسابرسی می باشد.بدینصورت یک پل ارتباطی بین یافته های حسابرسان با افراد خارج و داخل شرکت به صورت اظهارنظر حسابرسی بوجود می آید که نقش مهمی در هشدار به استفاده کنندگان از صورت های مالی نسبت به شناخت مشکلات پیش روی شرکت ها ایفا می کند.از این رو در این پژوهش،در پی آنیم تا تاثیر مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس را مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم.
1-3سوالات تحقیقسوال اصلی تحقیق که درصدد پاسخ به آن هستیم به شرح زیر می باشد:
آیا مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس تاثیر می گذارد؟
بر اساس متغیر های مستقل(قدر مطلق اقلام تعهدی اختیار،اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اقلام تعهدی اختیاری منفی) سوال اصلی به سه سوال فرعی زیر تفکیک می گردد:
آیا قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
آیا اقلام تعهدی اختیاری مثبت بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
آیا اقلام تعهدی اختیاری منفی بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط)تاثیر گذار هست؟
1-4اهمیت و ضرورت تحقیقتغییرات بنیادی محیط اقتصادی ایران به سبب عمومی شدن مالکیت بنگاه های اقتصادی،تامین مالی از طریق مشارکت عمومی و خصوصی سازی بخش های دولتی و بنگاه های تحت پوشش موجب گردیده که نیاز به اطلاعات مالی به منظور تصمیم گیری های بهینه اقتصادی ضرورت یابد.اطلاعات مالی مورد نیاز سرمایه گذاران به عنوان عمده ترین استفاده کنندگان اطلاعات عمدتاً از طریق انتشار صورت های مالی توسط مدیریت واحد تجاری ارائه می گردند.
هدف اصلی گزارشگری مالی ارائه اطلاعات مورد نیاز سرمایه گذاران در تصمیم گیری های اقتصادی است و سرمایه گذاران به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه اقتصادی مناسب،نیاز به اطلاعات قابل اتکا در تصمیم گیری دارند.اکثر این سرمایه گذاران از سود گزارش شده به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری استفاده می کنند.از آنجا که مطابق استاندارد های پذیرفته شده حسابداری،سود ها بر مبنای تعهدی اندازه گیری می شوند و در محاسبه سود از پیش بینی ها و برآورد ها بیشتر استفاده می شود،لذا مدیران فرصت بیشتری برای دستکاری سود گزارش شده دارند.همچنین هنگامی که شرکت ها در وضعیت نامطلوب اقتصادی تحت فشار فزاینده قرار می گیرند،مدیران آنها سعی در بهبود اطلاعات ارائه شده از جمله سود نموده و بدین وسیله محتوای اطلاعاتی آن را تغییر می دهند.لیکن سرمایه گذاران به اطلاعاتی نیازمند هستند که قابل اتکا و مفید در تصمیم گیری باشند.
استفاده کنندگان صورت های مالی زمانی می توانند به اطلاعات منعکس شده در صورت های مالی اتکا نمایند که به طور نسبی از عاری بودن صورت های مالی از تحریف اطمینان داشته باشند.در حال حاظر حسابرسان مستقل اصلی ترین گروه حرفه ای در جامعه می باشند که به عنوان یک عامل نظارتی با اعتبار بخشی به صورت های مالی برای استفاده کنندگان اطلاعات،اطمینان نسبی در خصوص شفافیت گزارشات مالی،فراهم می کنند.
یکی از روش هایی که برای ارائه گزارشی مطلوب از عملکرد شرکت مورد استفاده قرار می گیرد،مدیریت سود می باشد.مدیریت سود به مداخله عمومی مدیریت در فرآیند تعیین سود که غالبا در راستای اهداف دلخواه مدیریت می باشد،اطلاق می گردد(ارباب سلیمانی و نظری،1387).
سرمایه گذاران در تصمیمات خود علاوه بر کمیت اطلاعات،کیفیت آن را نیز مدنظر قرار می دهند،لذا می توان گفت مربوط بودن سود حسابداری به عنوان یکی از اقلام با اهمیت برای سرمایه گذاران،به کیفیت آن بستگی دارد.از طرف دیگر وظیفه اعتبار دهی حسابرسان سبب می شود تا حسابرسان در گزارشگری خود به مدیریت سود توسط شرکت توجه بیشتری داشته باشند.از آنجایی که گزارش های حسابرسی،نتیجه یک فرآیند غیر قابل مشاهده تحت عنوان حسابرسی است که در آن حسابرسان از طریق اظهار نظر خود به صورت های مالی اعتبار می بخشند؛لذا بررسی ارتباط بین مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرس موضوعی قابل بررسی است.
1-5اهداف تحقیقاز جمله اهداف علمی این تحقیق می توان به بررسی مبانی نظری موجود در حوزه ی حسابرسی و مدیریت سود و کمک به گسترش ادبیات تحقیق در این زمینه اشاره کرد.همچنین در این تحقیق با استفاده از تحلیل رگرسیونی و بررسی ضرایب حساسیت متغیر ها به میزان تاثیر گذاری مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس پرداخته می شود.
هدف کاربردی در این پژوهش نیز آن است که ببینیم آیا نوع اظهار نظر حسابرس می تواند نشانه هایی از مدیریت سود شرکت ها فراهم کند و در هشدار به استفاده کنندگان از صورت های مالی نسبت به مشکلات پیش روی شرکت در زمینه گزارش های مالی یا کنترل داخلی نقش موثری ایفا کند یا نه.
1-6فرضیات تحقیقفرضیه اصلی 1) بین مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرس رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به اینکه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به دلیل مقررات و محدودیت های قانونی سازمان بورس، اکثرگزارش های حسابرسی شرکت ها با اظهار نظر مقبول یا مشروط صادر می شود لذا در این
تحقیق تنها به بررسی دو نوع اظهار نظر که در بین شرکت های بورسی عمومیت دارد می پردازیم.از این رو،
فرضیه های فرعی با توجه به جنبه های مختلف مدیریت سود به صورت زیر مطرح می شود:
فرضیه های فرعی:
فرضیه فرعی 1) بین قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری و اظهار نظر مشروط رابطه معنا داری وجود دارد.
فرضیه فرعی 2) بین قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری و اظهار نظر مقبول رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 3) بین اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اظهار نظر مشروط رابطه ی معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 4) بین اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اظهار نظر مقبول رابطه ی معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 5) بین اقلام تعهدی اختیاری منفی و اظهار نظر مشروط رابطه ی معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی 6) بین اقلام تعهدی اختیاری منفی و اظهار نظر مقبول رابطه ی معنادری وجود دارد.
1-7جنبه جدید بودن و نوآوری تحقیقمدیریت سود یکی از موضوعات پرطرفدار بین سرمایهگذاران، قانونگذاران، تحلیلگران و عموم کاربران صورتهای مالی است. به گفتهی فیشر مدیریت سود دخالت هدفمند مدیران در فرآیند گزارشگری مالی برون سازمانی است. یکی از راههای کاهش مدیریت سود ارتقای کیفیت حسابرسی است. زیرا، شرکتهایی که سود را دستکاری و مدیریت میکنند، بیشتر مستعد این هستند که گزارش حسابرسی تعدیلشده(غیرمقبول) داشته باشند.از این رو بررسی تاثیر مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس می تواند بابی نو در این زمینه بگشاید و به سوالات موجود در این زمینه پاسخگو باشد.و از طرف دیگر به گسترش ادبیات تحقیق در زمینه مدیریت سود و حسابرسی کمک کند.
نکته جدید دیگر این است که برای اولین بار از مدلی برای ارزیابی رابطه ی بین مدیریت سود و اظهار نظر حسابرس استفاده شده است که نوع اظهار نظر به عنوان متغیر وابسته در آن لحاظ شده؛لذا نوع و روش تحقیق برای این پژوهش نیز جدید و منحصر به فرد می باشد.
1-8 روش شناسی تحقیقروش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است.توصیفی به این دلیل که هدف آن توصیف کردن شرایط پدیده های مورد بررسی است و برای شناخت بیشتر شرایط موجود می باشد و همبستگی به دلیل اینکه در این تحقیق رابطه بین متغیرها مورد نظر است.تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته و در پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی و بر اساس داده های تاریخی می باشد.بنابراین می توان آن را از نوع پس رویدادی طبقه بندی نمود.در اینگونه تحقیقات،محقق به بررسی علت و معلول(متغیر وابسته و متغیر توضیحی)پس از وقوع می پردازد.در این تحقیقات بین متغیرها یک رابطه آماری وجود دارد که هدف بررسی این رابطه می باشد.
1-8-1 روش گردآوری اطلاعاتبا توجه به ماهیت این تحقیق از دو روش میدانی و کتابخانه ای استفاده می شود.
روش کتابخانه ای: استفاده از منابع کتابخانه ای که شامل کتاب،مجلات،پایان نامه ها،مقالات و اینترنت می باشد.این روش برای انجام مطالعات مقدماتی،تدوین فصل ادبیات تحقیق و چهار چوب نظری پژوهش به کار می رود.
روش میدانی: برای جمع آوری داده های مربوط به فرضیات تحقیق به گروه شرکت های پذیرفته شده در بورس مراجعه خواهیم نمود و پس از استخراج اطلاعات مورد نیاز از طریق نرم افزار راه آورد نوین و بانک های اطلاعاتی سازمان بورس و تجمیع داده ها در ستون های excel به محاسبه متغیر های تحقیق می پردازیم و با استفاده از نرم افزار های spss و eviews فرضیات پژوهش را مورد آزمون قرار می دهیم.
1-8-2 قلمرو تحقیقتعیین قلمرو تحقیق، یکی از نکات مهم هر پژوهش می باشد.تعیین دقیق چهارچوب موضوعی،زمانی و مکانی تحقیق باعث افزایش کارایی و اثربخشی تحقیق می شود و از اتلاف زمان ،هزینه و نیروی انسانی جلوگیری می کند.
1-8-2-1 قلمرو موضوعی تحقیق
در این تحقیق تنها تاثیر مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس مورد بررسی قرار می گیرد و سایر عوامل موثر بر نوع اظهار نظر حسابرس موضوع بررسی این تحقیق نمی باشد. پس به طور کلی می توان گفت که قلمرو موضوعی در حیطه حسابداری مالی می باشد.
1-8-2-2 قلمرو زمانی تحقیق
قلمرو زمانی تحقیق یک دوره‌ی 7ساله شامل صورت‌های مالی سال‌های 1386الی 1391 می‌باشد.
1-8-2-3 قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو مکانی تحقیق ، بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد.
1-8-3 جامعه آماری تحقیقکلیه‌ی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، جامعه‌ی آماری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند.
1-9 تعریف واژه ها و اصطلاحات تحقیقمدیریت سود: فرآیند اعمال قضاوت و یا زمان‌بندی و انجام معاملات برای ایجاد تغییر در گزارش‌های مالی به منظور گمراه کردن عده‌ای از استفاده‌کنندگان در رابطه با نتایج عملکرد اقتصادی شرکت و یا به منظور تحت تأثیر قرار دادن نتایج قراردادهای مبتنی بر ارقام حسابداری گزارش شده (هیلی و واهلن، 1999).
اقلام تعهدی: تفاوت بین سود حسابداری و جزء نقدی آن را اقلام تعهدی می گویند.به بیان دیگر تفاوت میان زمانبندی جریان های نقدی و زمانبندی شناخت معاملات است.
اظهار نظر حسابرس: به اظهار نظر حرفه ای حسابرس نسبت به مطلوبیت ارائه ی صورت های مالی گفته می شود.
1-10 ساختار پژوهشاین تحقیق در قالب پنج فصل و به صورت زیر ارایه شده است.در فصل اول (حاضر) تحقیق، کلیاتی از تحقیق ارایه شد که شامل تشریح و بیان موضوع تحقیق، ضرورت انجام تحقیق، اهداف تحقیق، فرضیه‌ها، روش تحقیق و تعریف واژه‌های تحقیق می‌باشد.
فصل دوم شامل مبانی نظری و پیشینه‌ی تحقیق است. در این فصل پس از ارایه مفاهیم بنیادی پژوهش، تحقیقات مختلفی را که از زوایای گوناگون به بررسی موضوع این تحقیق پرداخته‌اند بیان می‌گردند.
در فصل سوم روش تحقیق بیان شده است. در این فصل ابتدا فرضیه‌های تحقیق، جامعه‌ی و نمونه‌ی آماری تحقیق بیان می‌شود و سپس به چگونگی آزمون فرضیه‌های تحقیق می‌پردازد.
فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات و تحلیل یافته‌های پژوهش اختصاص داردکه در آن آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق و نتایج مربوط به آزمون فرضیه‌ها آورده شده است.
فصل پنجم شامل خلاصه‌ی تحقیق، نتایج و پیشنهادات می‌باشد. این فصل با ارائه‌ی خلاصه‌ای در رابطه باموضوع تحقیق و نتایج آن شروع شده و سپس به تحلیل تطبیقی یافته‌های تحقیق می‌پردازد و پیشنهاداتی ارایه می‌گردد. در پایان، فهرست منابع و مآخذ تحقیق به پیوست ارایه می‌گردد.
فصل دوممبانی نظری و پیشینه تحقیق2-1 مقدمهاطلاعات رکن رکین تصمیم‌گیری است. باجدایی مالکیت از مدیریت و به وجود آمدن عدم تقارن اطلاعاتی بین گروه‌های ذینفع درون سازمانی وبرون‌سازمانی، گزارشگری مالی به عنوان ابزاری برای ارائه‌ی اطلاعات به ذینفعان برون‌سازمانی از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به تضادمنافع بین گروه‌های ذینفع، تنوع نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان و پیامدهای اقتصادی ناشی از گزارشگری مالی، نهادهای مقررات‌گذار درصدد برآمدند که با وضع قوانین و مقررات لازم به منظور حفظ اعتماد سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان و سایرین به گزارشگری مالی، موجبات رشد و توسعه‌ی اقتصادی را فراهم آورند.
صورت‌های مالی، هسته‌ی اصلی گزارشگری مالی می‌باشند. استانداردهای حسابداری شکل و محتوای صورت‌های مالی را تعیین می‌کنند.این استانداردها به دلیل پیچیده‌گی محیط تجاری، تنوع فعالیت‌های اقتصادی و توانایی پاسخگویی به شرایط و معاملات جدید می‌بایست از انعطاف لازم برخوردار باشند.انعطاف‌پذیری موجود در استانداردهای حسابداری را می‌توان به شمشیری دو لبه تشبیه کرد زیرا از یک طرف موجبات تهیه و ارائه‌ی صورت‌های مالی مربوط را فراهم می‌آورد و از طرف دیگر باعث کاهش قابلیت اتکای آن می‌شود و فرصت لازم را به مدیران می‌دهد که از طریق اعمال نظرها و قضاوت‌ها، زمینه‌ی لازم را برای حداکثر کردن منافع شخصی خود فراهم آورند. این منافع لزوماًٌ در جهت منافع سایر استفاده‌کنندگان نیستند.
از طرف دیگر عدم تقارن اطلاعاتی بین استفاده کنندگان و مدیران سبب شده تا شرکت ها هزینه های نمایندگی را متحمل شوند،هزینه ای که ضرورت حسابرسی را ایجاب می کند.حسابرسی از طریق اعتبار دهی به صورت های مالی موجب می شود تا قابل اتکا بودن اطلاعات گزارش شده افزایش یافته و هزینه های نمایندگی کاهش یابد.این عمل در چارچوب یک فرآیند سیستماتیک با جمع آوری شواهد و مدارک لازم و بررسی ادعاهای مدیران که در قالب اطلاعات صورت های مالی ارائه می شود،پرداخته و به اظهار نظر در خصوص قابلیت اتکای اطلاعات می پردازد.لذا در این تحقیق سعی شده است که ارتباط بین مدیریت سود با نوع اظهار نظر حسابرسان مورد بررسی قرار گیرد.
2 -2 مدیریت سودمدیریت سود، چتری برای اقداماتی است که بر سود حسابداری و یا تفسیر آن اثر می‌گذارد که با تصمیم‌گیری در رابطه با تولید و سرمایه‌گذاری که بخشی از سود اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهند آغاز می‌شود و با انتخاب از میان روش‌های حسابداری و اندازه‌ی اقلام تعهدی، در هنگام تهیه‌ی صورت‌های مالی، ادامه می‌یابد و با انجام اقداماتی که تفسیر سود گزارش شده را تحت تأثیر قرار می‌دهد (برای مثال تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن نظر حسابرس در مورد ابهام موجود در رابطه با تداوم فعالیت شرکت)، خاتمه پیدا می‌کند (رونن و یاری،2008).
مطلب فوق، به خوبی وسعت حوزه‌ی مطالعات در رابطه با مدیریت سود را به تصویر می‌کشد.در این فصل ابتدا با مروری اجمالی برمبانی نظری مدیریت سود، روش‌های مدیریت سود و دیدگاه‌های موجود در رابطه با مدیریت سود، مدیریت سود را تعریف می کنیم. سپس به طور مفصل، مبانی نظری و تحقیقات انجام گرفته در رابطه با «مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرس»بیان خواهد شد.
2-2-1 تعریف مدیریت سودعلی‌رغم قدمت و حجم زیاد مطالعات انجام گرفته در زمینه‌ی مدیریت سود، هنوز تعریف کامل و مورد توافقی برای آن وجود ندارد و محققان مختلف این پدیده را به شیوه‌های گوناگون تعریف کرده‌اند برای مثال:
اسکات (2003)، مدیریت سود را انتخاب از بین رویه های حسابداری توسط مدیر که برای دستیابی به اهداف مشخص انجام می‌گیرد تعریف کرده است (رونن و یاری 2008، صفحه‌ی 31).
دیویدسان و دیگران (1987)،مدیریت سود را فرآیند انجام اقدامات آگاهانه در چهارچوب اصول پذیرفته شده‌ی حسابداری جهت دستیابی به سود مطلوب مورد نظر تعریف کرده‌اند(بنیش، 2001).
شیپر(1998) مدیریت سود را دخالت آگاهانه و هدفمنددر فرآیند گزارشگری مالی به منظور دستیابی به منفعت شخصی تعریف کرده است.
هیلی و واهلن(1999) مدیریت سود را این‌گونه تعریف کرده‌اند: مدیریت سود هنگامی به وقوع می‌پیوندد که مدیران از قضاوت شخصی خود در گزارشگری مالی و یا زمان‌بندی و ایجاد معاملات با نیت گمراه کردن برخی از صاحبان سرمایه در مورد عملکرد اقتصادی شرکت و یا تحت تأثیر قرار دادن نتایج قراردادهایی که مفاد آن مبتنی برارقام حسابداری است، استفاده کنند.
هیچ‌کدام از موارد فوق نمی‌تواند تعریف جامعی برای مدیریت سود باشد. در تعریف ارائه شده توسط اسکات، مدیریت سود تنها به انتخاب از بین رویه‌های حسابداری محدود شده است و سایر موارد را شامل نمی‌شود. تعریف دیویدسان و دیگران، مدیریت سود را محدود به فعالیت‌هایی می‌کند که در چهارچوب اصول پذیرفته‌شده‌ی حسابداری انجام می‌شود؛ این تعریف نسبت به تعریف اسکات جامع‌تراست زیرا اعمال قضاوت‌های مدیردر فرآیند گزارشگری مالی را نیز شامل می‌شود ولی با محدود کردن آن در چهارچوب اصول پذیرفته شده‌ی حسابداری، تنها مدیریت سود حسابداری را شامل می‌شود و مدیریت سود واقعی را از دایره‌ی شمول خود حذف کرده است (رونن و یاری،2008).
تعریف ارائه شده توسط هیلی و واهلن از مقبولیت بیشتری برخوردار است. در این تعریف دو نکته‌ی مهم وجود دارد؛ نخست آنکه آنان مدیریت سود را به نحوی تعریف کردند که بتوان انواع روش‌هایی که مدیران را قادر می‌سازد تا قضاوت خود را در فرآیند گزارشگری مالی اعمال کنند را شامل شود. بنابراین، این تعریف هر دو نوع مدیریت سود حسابداری و مدیریت سود واقعی را شامل می‌شود. نکته دوم آن است که در این تعریف، هدف مدیریت سود گمراه کردن ذینفعان و یا گروهی از آن‌ها در رابطه با عملکرد اقتصادی شرکت عنوان شده است و هنگامی رخ می‌دهد که مدیران به اطلاعاتی دسترسی داشته باشند که سایرین از آن بی‌بهره‌اند و همچنین معتقد باشند که سرمایه‌گذارن و یا گروهی از استفاده‌کنندگان نمی‌توانند مدیریت سود را تشخیص دهند(هیلی و واهلن،1999). این تعریف نیز نمی‌تواند تعریف کاملی از مدیریت سود باشد زیرا تنها از دید رفتار فرصت‌طلبانه به موضوع مدیریت سود می‌نگرد و دیدگاه مفید بودن مدیریت سود را مد نظر قرار نمی‌دهد.
رونن و یاری (2008)، مدیریت سود را بدین شرح توصیف کردند:
مدیریت سود مجموعه‌ای از تصمیمات مدیریت می‌باشد که منجر به عدم گزارش سودهای واقعی کوتاه مدت شناخته شده برای مدیر می‌شود. مدیریت سود می‌تواند
مفید باشد: از ارزش شرکت در بلند مدت، علامت بدهد؛
زیان آور باشد: باعث پنهان کردن ارزش کوتاه مدت و یا بلند مدت شرکت شود.
بی‌اثر (خنثی) باشد: باعث آشکار کردن عملکرد کوتاه مدت شرکت شود.
مدیریت سود از اقدامات تولید/سرمایه‌گذاری قبل از تحقق سود و یا انتخاب‌های حسابداری بعد از مشخص شدن سود،که رقم سود و تفسیرهای حاصل از آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد، حاصل می‌شود.
تعریف فوق دارای سه قسمت می‌باشد. در قسمت اول مدیریت سود را بر اساس واقعیت کوتاه مدت شناخته شده به وسیله‌ی مدیر اندازه می‌گیرد. در قسمت دوم بیانگر دیدگاه‌های موجود در رابطه با مطلوبیت مدیریت سود است و قسمت سوم بیانگر شیوه‌های گسترده‌ای است که از طریق آن مدیریت سود به وقوع می‌پیوندد.
تعریف فوق نیز دارای کاستی‌هایی است و عملیاتی کردن آن دشوار می‌باشد ولی به دلیل آنکه انواع روش‌های مدیریت سود و انواع دیدگاه‌های موجود در موردمطلوبیت سود را مد نظر قرار داده است،نسبت به تعاریف به عمل آمده‌ی قبلی، کامل‌تر می‌باشد.
2-2-2 انگیزه های مدیریت سودبا توجه به اینکه صورت های مالی اطلاعات مربوط و با ارزشی را برای گروه های برون سازمانی فراهم می کند ، اتکای شدید به اعداد حسابداری و به ویژه سود ، انگیزه های قدرتمندی برای مدیران ایجاد می کند تا سود را به نفع خودشان دستکاری کنند. بر اساس مطالعات انجام گرفته ، مهم ترین انگیزه های سود عبارتند از:
انگیزه های قراردادی: انگیزه های قراردای برای مدیریت سود زمانی رخ می دهد که قراردادهایی بین یک شرکت و سایر گروه ها به اعداد حسابداری اتکا کند یا سود در شرایط قرارداد بین شرکت و ذینفعان تاثیر گذارد. چهار وضعیت قراردادی عمده زیر می تواند مدیریت سود را ترغیب کند:
قراردادهای بدهی : مدیران شرکت هایی که قصد تخطی از قرارداد بدهی را ندارند،می توانند از طریق انتخاب روش های حسابداری افزاینده سود از ناتوانی در ایفای قرارداد جلوگیری کنند حتی شرکت هایی که قراردادهای بدهی را نقض کرده اند ، نیز کاندیدای مدیریت سود هستند ، زیرا چنین اقداماتی ممکن است موقعیت چانه زنی شرکت را در زمان مذاکره مجدد بهبود بخشد این انگیزه ها احتمالا الزام آور هستند ؛ زیرا تخطی از قراردادهای بدهی همیشه به افزایش هزینه استقراض یا قراردادهای محدود کننده جدید منجر می شود.
قرار دادهای جبران خدمت: قراردادهای جبران خدمت مدیریت معمولا در برگیرنده پاداش هایی است که تا حدی بر اساس سود شرکت تعیین می شوند. مدیران از طریق دستکاری اعداد حسابداری می توانند بر جبران خدمت جاری و آتی خود تأثیر بگذارند و استفاده از اعداد حسابداری در قراردادهای پاداش ، مدیران را ترغیب به دستکاری اعداد حسابداری می کند.
امنیت شغلی و هموارسازی: همجنین ، مدیران ممکن است به منظور حفظ امنیت شغلی خود درصدد هموارسازی شود باشند.زمانی که سود دوره جاری کم است و انتظار می رود سود آتی خوب باشد مدیران ممکن است سود را از آیند به حال انتقال دهند. برعکس ، زمانی که سود جاری خوب است وانتظار می رود که سود آتی کم باشد ، مدیران ممکن است سود را از حال به آینده انتقال دهند.
مذاکرات اتحادیه ها: در حین مذاکرات با اتحادیه ها ، مدیران انگیزه دارند به منظور حمایت از یک ادعا مبنی به این که شرکت نمی تواند دستمزدها را افزایش دهد یا برای بقا به امتیازهای کارگری دارد ، سود را تعدیل کند.
انگیزه های بازا: با توجه به اینکه تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران از اجزای آن در فرایند ارزیابی سهام استفاده می کنند ، مدیران ممکن است به منظور تأثیر گذاری بر قیمت سهام شرکت اقدام به مدیریت سود کنند.
عرضه اولیه سهام: مدیران می توانند به منظور تغییر تصورات سرمایه گذاران با استفاده از رویه های حسابداری ، سود را در دوره های نزدیک به عرضه اولیه سهام افزایش دهند تعجب آور نیست که معوقه های بالا در دروه های قبل از عرضه سهام حاکی از کاهش سود پس از عرضه اولیه است.بدین معنا که مدیران سود را به هزینه آینده به حال انتقال می دهند. جالب است که کاهش سود اغلب به اقامه دعوا از سوی سهامداران منجر می شود و اینکه مدیریت سود ممکن است منجر به هزینه های قانونی هنگفتی شود.
خرید سهام توسط مدیریت: خرید سهام توسط مدیریت نیز ممکن است مدیریت سود را ترغیب کند. مدیران معمولا از شرکت های تامین سرمایه مستقل می خواهند که ارزش سهام را تعیین کنند. شرکت های تامین سرمایه نیز معمولا از روش های مبتنی بر سود استفاده و بر این اساس ، مبلغی را که باید برای خرید سهام توسط مدیریت پرداخت شود ، تعیین می کنند.با توجه به انگیزه مالی مدیران برای حداقل کردن قیمت خرید ، تعجب آور نیست که برخی از مدیران قبل از خرید سهام برای خود اقدام به دستکاری سود در جهت کمتر از واقع نشان دادن کنند.
رشد و پیش بینی سود : بازار های سرمایه نسبت به شرکت هایی که انتظارات تحلیل گران را در مورد سود یا پیش بینی مدیریت در سود را بر آورده نمی کنند ، حساس هستند. شرکت هایی که در معرض خطر قرار گرفتن سود پایین تر از این سود های هدف هستند ، ممکن است سود را در جهت بیشتر از واقع نشان دادن دستکاری کنند. افزون بر این پژوهش ها حاکی از آن است که مدیریت معمولا به منظور گزارش سود مثبت و رشد سود اقدام به مدیریت سود می کنند.
نظریه شست شوی بزرگ : سرمایه گذاران ممکن است افق دیدشان فراتر از آن باشد که به یک زیان یک دفعه توجه کنند و فقط به سود آتی تاکید کنند. شرکت های دارای سال مالی بد ممکن است مقدار زیادی از هزینه های آتی را در سود جاری بگنجانند (شست شوی بزرگ)و و بدین وسیله بازگشت سود در سال آتی را تضمین کنند. هزینه های شست شوی بزرگ کاملا متداول هستند به ویژه ، زمانی که تغییر در مدیریت عالی صورت گرفته است به منظور پاکسازی ترازنامه و شروعی تازه.
انگیزه های قانونی:سومین انگیزه بالقوه مدیران برای مدیریت سود ، ارتقا اقدامات قانونی مساعد است انگیزه های قانونی برای مدیریت سود زمانی رخ می دهدکه تصور می شود سود گزارش شده به اقدامات قانون گذاران یا مقامات دولتی تأثیر بگذارد. مدیران به وسیله دستکاری نتایج عملیات ممکن است بر اقدامات قانون گذاران یا مقامات دولتی تاثیر بگذارند و بدین وسیله وارسی سیاسی و اثرات مقررات را حداقل کنند.
وارسی سیاسی: شرکت های بزرگ مایل هستند روش های حسابداری را انتخاب کنند که سود را کمتر نشان می دهد؛ زیرا بدین وسسیله هزینه های سیاسی خود را که در قالب مالیات است ، کاهش می دهند. همچنین ، گاهی اوقات قوانین حاکم بر یک صنعت خاص باعث می شود که آن صنایع برای کاهش هزینه های سیاسی اقدام به مدیریت سود در جهت کمتر نشان دادن کنند.
بازجویی ضد تراست : هزینه های قوانین ضدتراست نامساعد ممکن است بسیار زیاد باشد در نتیجه مدیران را تشویق به کمتر از واقع نشان دادن سود می کند.
تخفیف واردات: شرکت ها در طول دوره ای که تخفیف وارداتی اعطا می شود ، مزایای مالی بدست می آورند. آن ها انگیزه دارند که در طول این دوره سود خود را کاهش دهند و به علت واردات کالا خارجی از سوی دولت وناتوانی در رقابت با شرکت های خارجی ، از دولت ادعایجبران غرامت کنند.
مقررات بانکی: تدوین کنندگان مقررات بانکی از اعداد حسابداری برای تعیین نسبت کفایت سرمایه می کنند. از این رو ، مدیران بانک ها انگیزه دارند در زمانی که این نسبت کمتر از حد قانونی آن است ، اعداد حسابداری را دستکاری و بدین وسیله هزینه های سیاسی خود را کاهش دهند. عمدتا این کار از طریق کاهش اندوخته زیان وام ها انجام می شود.
2-2-3 روش‌ها ی موجود برای مدیریت سودمدیران از روش‌ها وتکنیک‌های گوناگونی برای تحت تأثیر قرار دادن رقم سود گزارش شده استفاده می‌کنند. این روش‌ها را می‌توان به سه دسته‌ی زیر تفکیک کرد:
دسته‌ی اول شامل روش‌هایی می‌باشد که مدیران با استفاده از انعطاف‌پذیری موجود در استانداردها سعی در دستیابی به سود مورد نظر دارند به این دسته از روش‌ها، مدیریت سود حسابداری نیز اطلاق می‌گردد.در ذیل مواردی از این روش‌ها آورده شده است:
انتخاب از میان روش‌های جایگزین و متفاوت پذیرفته شده بر اساس اصول عمومی پذیرفته شده‌ی حسابداری برای ثبت رویدادی واحد. برای مثال استانداردهای حسابداری مدیر را مجاز می‌داند که از بین روش‌های موجود برای محاسبه‌ی موجودی کالا، استهلاک و شناسایی درآمد در پیمان‌های بلندمدت دست به انتخاب بزند.
اعمال قضاوت برای تهیه‌ی صورت‌های مالی. به عنوان مثال می‌توان از برآورد عمر مفید دارایی‌ها و یا ذخیره‌ی م. م. الوصول نام برد.
تصمیم‌گیری در رابطه با زمان پذیرش یک استاندارد. ‌
دسته‌ی دوم شامل روش‌هایی می‌باشد که مدیران با استفاده از اتخاذ تصمیمات عملیاتی و یا به عبارتی دیگر، دستکاری فعالیت‌های واقعی سعی در دستیابی به سود مورد نظر دارند. اگر مدیریت سود با استفاده از این روش‌ها به وقوع بپیوندد به آن مدیریت سود واقعینیز می‌گویند.در زیر نمونه‌هایی از این اقدامات ذکر شده است:
افزایش فروش،
ایجاد و زمانبندی معاملات، و
تولید واقعی.
دسته‌ی سوم شامل روش‌هایی می‌باشد که رقم سود گزارش شده را تغییر نمی‌دهند ولی سعی دارند که نحوه‌ی تفسیر سود گزارش شده را تحت تأثیر قرار دهند. به عنوان مثال می‌توان از موارد زیر نام برد.
طبقه‌بندی اقلام در بالا و یا پایینِ سود عملیاتی در صورت سود و زیان (و یا سود حاصل از عملیات مستمر) به منظور تفکیک قسمت پایدار سود از قسمت ناپایدار آن؛ویا
مدیریت بر شفافیت گزارش‌ها.
2-2-4 دیدگاه‌های موجود در رابطه با مطلوب بودن مدیریت سودبهطور کلی، مطلوبیت مدیریت سود به اهداف و روش‌های مورد استفاده برای مدیریت سود بستگی دارد. همانطور که قبلاًاشاره شد مدیریت سود از طریق روش‌های متعدد(انتخاب از بین روش‌های مختلف حسابداری، برآوردهاو…) امکان پذیر است. با توجه به ویژگی‌های مدیریت سود انجام شده،دیدگاه‌های صاحب‌نظران مختلف را می‌توان در طیفی از سه دسته‌ی زیر قرار داد:
مدیریت سود خنثی : عبارتست از اقدامات انجام گرفته در راستای تغییر رقم سود، که دارای پیامد خاصی برای استفاده‌کنندگان نباشد.
مدیریت سودمفید: اقدامات مناسب و منطقی که جزئی از عملیات مدیریت بهینه تجاری و ایجاد ارزش برای سهامداران است.
مدیریت سود فرصت‌طلبانه(مضر) : دخالت در فرایند گزارشگری مالی به منظور پنهان کردن عملکرد واقعی شرکت از طریق ایجاد ثبت‌های حسابداری مصنوعی و انجام برآوردهای غیر منطقی.
خنثی بودن مدیریت سود از این فرض نشئت می‌گیرد که از مدیریت سود انجام گرفته، افشای کامل صورت گرفته است. اما فرض وجود افشای کامل همانند فرض وجود بازارهای کامل بعید به نظر می‌رسد؛ بنابراین، تلاش برای گزارشگری نادرست در رابطه با عملکرد مالی شرکت، باید به عنوان رفتاری فرصت‌طلبانه و مضر تلقی گردد (مولفورد و کومسکی، 2002).
موج اخیر ورشکستگی‌ها و رسوایی‌های مالی باعث شده است که یک دیدگاه عمومی منفی در رابطه با مدیریت سود ایجاد شود. اتفاقات رخ داده در شرکت‌های انرون و ورلد کام دو نمونه‌ی بارز از مدیریت سود فرصت‌طلبانه و یا مضر می‌باشد که باعث به وقوع پیوستن بزرگ‌ترین رسوایی‌های مالی تاریخ آمریکا شد.این شواهد نشان می‌دهند که مدیران به گونه‌ای فرصت‌طلبانه و با انگیزه‌ی نفع شخصی اقدام به مدیریت سود می‌کنند. قسمت اعظم مطالعات انجام گرفته در این زمینه بر مضر بودن مدیریت سود تاکید کرده‌اند.همچنین اصلاح قوانین ومقررات گزارشگری مالی (از جمله ساربینز اکسلی و …) نشان می‌دهد که سرانجام قانون‌گذاران از طریق ابداع ابزارهایی به مبارزه با مدیریت سود پرداخته‌اند که همین مطلب موید آن است که از نگاه قانون‌گذاران، مدیریت سوداقدامی فرصت‌طلبانه و مضر است.
اما نتایج تعدادی از مطالعات انجام شده بیان کرده‌اند که مدیریت سود ممکن است مفید نیز باشد، زیرا این امکان وجود دارد که مدیران با دسترسی به اطلاعاتی بیشتر نسبت به سایر استفاده‌کنندگان، سعی در افزایش ارزش اطلاعاتی سود داشته باشند. طرفداران این روش معتقدند که مدیر روشی را انتخاب می‌کند که منجر به ثبت دقیق و کارامد عملکرد مالی شرکت شود.به عنوان مثال، شواهد تجربی حاصل از مطالعه‌ی انجام شده توسط سپرامانایام (1996) نشان می‌دهد که مدیران از اختیارات خود برای بهبود توانایی سود در انعکاس ارزش ذاتی شرکت استفاده می‌کنند.او نشان داد که اقلام تعهدی اختیاری(معرف مدیریت سود) ما را در پیش‌بینی جریانات نقدی، سود و سودهای تقسیمی آتی کمک می‌کند (جیراپورن و دیگران،2008).
لویس ورابینسون (2005)، نقش علامت‌دهی اقلام تعهدی را از طریق مدیریت سود انجام گرفته در فاصله زمانی کمی قبل از تجزیه سهام، بررسی کردند.او شواهد متقاعدکننده‌ای ارائه داد که بیان می‌کند مدیران از اقلام تعهدی، همزمان با تجزیه‌ی سهام استفاده می‌کنند تا در مورد عملکرد آتی شرکت به بازار علامت دهند؛نتایج مبتنی بر بازده‌ی سهام در حول‌وحوش تجزیه سهام نشان می‌دهد که بازار علامت موجود در اقلام تعهدی اختیاری را باور می‌کند.
در مطالعه‌ای دیگر،جیراپورن و دیگران (2008) به بررسی رابطه‌ی بین مدیریت سود و هزینه‌های نمایندگی شرکت پرداختند.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بین هزینه‌های نمایندگی شرکت‌ها و مدیریت سود یک رابطه‌ی منفی وجود دارد. آن‌ها بیان کردند که اگر مدیریت سود برای شرکت مضر باشد در شرکت‌هایی که مدیریت سود به وقوع می‌پیوندد باید شاهد هزینه‌های نمایندگی بیشتری باشیم؛ وجود رابطه‌ی منفی بین مدیریت سود و هزینه‌های نمایندگی نشان می‌دهد که به طور متوسط، مدیریت سود فرصت‌طلبانه نیست و حتی ممکن است مفید نیز باشد.
2-3 روش‌های کشف مدیریت سودروش‌های زیادی برای کشف مدیریت سود وجود دارد. در تحقیقات تجربی، محققان از طریق روش‌های زیر نشان داده‌اند که مدیران سود را مدیریت می‌کنند:
تغییر رویه و انتخاب‌های حسابداری
معاملات و رویدادهای واقعی (مدیریت سود واقعی)
اقلام تعهدی کل/اختیاری
بررسی جداگانه‌ی یک قلم تعهدی خاص
آزمون توزیع و
هموارسازی سود (سان و راث،2010).
با توجه به روش‌های مورد استفاده در این تحقیق برای کشف مدیریت سود، تنها روش اقلام تعهدی اختیاری شرح داده می‌شود.
2-3-1 مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی کل و اختیاریسود دارای دو قسمت است: جریانات نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی کل. اقلام تعهدی کل عبارت است از قضاوت‌ها و برآوردها مدیریت در ارتباط با جریانات نقدی تا سود حسابداری واقعیت‌های اقتصادی مربوطه را بهتر منعکس کند. اقلام تعهدی کل را می‌توان به دو دسته‌ی اقلام تعهدی اختیاری و اقلام تعهدی غیر اختیاری تفکیک کرد. اقلام تعهدی غیر اختیاری عبارت است از تعدیلات حسابداری انجام شده بر روی جریانات نقدی که به وسیله‌ی استانداردهای حسابداری تحمیل می‌شود؛ اقلام تعهدی اختیاری،تعدیلات انجام شده بر روی جریانات نقدی ناشی از انتخاب‌های مدیران می‌باشندکه از انعطاف پذیری موجود در استانداردهای حسابداری نشئت گرفته‌اند. بنابراین وجود انعطاف پذیری در استاندارد های حسابداری و در نتیجه اقلام تعهدی اختیاری، فرصت لازم را برای دست‌کاری سود به مدیریت می‌دهد (دیچو،1994-به نقل از سان و راث 2010).
ابتدا هیلی (1985)،با استفاده از میانگین اقلام تعهدی شرکت‌ها به بررسی مدیریت سود در طرح‌های پاداش مدیران پرداخت. او نمونه‌ی مورد بررسی خود را به سه گروه تقسیم کرد که انتظار داشت مدیران برای حداکثر کردن پاداش خود در دوگروه، اقدام به کم کردن رقم سود کنند (کاهش دادن اقلام تعهدی) و در گروه دیگر سعی دارند که رقم سود را افزایش دهند (افزایش دادن اقلام تعهدی). او سپس میانگین اقلام تعهدی دو گروه اول را با گروه بعدی مقایسه کرد و نتایج آزمون نشان داد که مدیران با استفاده از اقلام تعهدی، سود را مدیریت می‌کنند.
در مطالعات بعدی، میانگین اقلام تعهدی را در دوره‌ی تخمین به عنوان اقلام تعهدی غیر اختیاری در نظرگرفتند. در واقع، اقلام تعهدی غیر اختیاری با استفاده از فرمول زیر محاسبه گردید:
NDA=∑TAtTNDA= اقلام تعهدی غیر اختیاری برآورد شده
TA= کل اقلام تعهدی که بر کل دارایی‌های اول دوره تقسیم شده است
=t 1،2، …وT که علامت سال در دوره‌ی تخمین هستند.
= علامت نشاندهنده‌ی سال در دوره‌ی رویداد می‌باشد.
سپسدی‌آنجلو (1986) فرض کرد که در صورت عدم وجود مدیریت سود، تفاوت بین اقلام تعهدی دوره‌یt با دوره‌ی t-1 برابر صفر است. او برای اندازه‌گیری اقلام تعهدی غیر اختیاری، از اقلام تعهدی کل دوره‌ی قبل استفاده کرد:
NDAt=TAt-1می‌توان مدل دی‌آنجلو را نوع خاصی از مدل هیلی به حساب آورد که در آن دوره‌ی برآورد اقلام تعهدی غیراختیاری به سال مالی قبل محدود شده است. در هر دو مدل از اقلام تعهدی کل برای محاسبه‌ی اقلام تعهدی اختیاری استفاده شده است. فرض ضمنی دو مدل آن است که اقلام تعهدی غیر اختیاری در طول زمان ثابت هستند و میانگین اقلام تعهدی اختیاری در دوره‌ی تخمین برابر صفر است. امابا توجه به تغییر شرایط اقتصادی در دنیای واقعی و به تبع آن تغییر اقلام تعهدی غیر اختیاری شرکت‌ها، ثابت فرض کردن اقلام تعهدی غیر اختیاری مورد انتقاد قرار گرفت (دیچو و دیگران 1995).
جونز (1991)، سعی کرد که اثر تغییر شرایط اقتصادی و ثابت نبودن اقلام تعهدی غیراختیاری در طول زمان را در مدل خود لحاظ کند. مدل جونز برای محاسبه‌ی اقلام تعهدی غیر اختیاری در دوره‌ی رویداد به صورت زیر است:
NDAt=α11/At-1+α2∆REVt+α3PPEt∆REV=تغییر درآمد سال t نسبت t-1که بر مجموع دارایی‌ها در سالt-1 تقسیم شده است
PPE= مبلغ ناخالص اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات در سال برآورد که بر مجموع دارایی‌های سال قبل تقسیم شده است.
= پارامترهای خاص شرکت
ضرایب مدل فوق (پارامترهای خاص شرکت)،طبق رگرسیون زیر در دوره‌ی تخمین، برآورد می‌شود:
TAt=α11/At-1+α2∆REVt+α3PPEt+υtفرض ضمنی مدل جونزآن است که درآمدها غیر اختیاری هستند؛ بنابراین هنگامی که مدیر از طریق تغییر ویا اعمال قضاوت در شناسایی درآمدها اقدام به مدیریت سود می‌کند، مدل فوق در شناسایی اقلام تعهدی اختیاری دچار خطا می‌شود. دیچاو و دیگران (1995)، مدل زیر برای محاسبه‌ی اقلام تعهدی غیر اختیاری در دوره‌ی رویداد پیشنهاد کردند:
NDAt=α11/At-1+α2∆REVt-ΔRECt+α3PPEtREC∆= تفاوت خالص حساب‌های دریافتنی در سال برآورد با سال قبل از آن که بر مجموع دارایی‌های سال قبل تقسیم شده است.
ضرایب در مدل فوق بر اساس همان مدل اصلی جونز برآورد می‌گردد و تنها تفاوت مدل تعدیل شده‌ی جونز با مدل اصلی آن این است که در دوره‌ی رویداد،تغییردر درآمدها به وسیله‌ی کم کردن تغییر حساب‌های دریافتنی از آن تعدیل می‌گردد. نتایج نشان می‌دهد که مدل جونز تعدیل شده توانایی بیشتری در کشف مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری دارد (همان منبع).
در تحقیقات بعدی،محققان دیگر نیز سعی در ارائه‌ی مدل‌هایی برای تفکیک اقلام تعهدی اختیاری از اقلام تعهدی غیر اختیاری کردند ولی پایه و اساس اکثر مدل‌های مذکور، مدل جونز می‌باشدبه همین دلیل از تشریح مدل‌های مذکور صرف نظر می‌شود.
2-4 انواع مدیریت سودبه طور کلی مدیریت سود از دو طریق انجام می شود:
مدیریت سود واقعی: این نوع مدیریت سود از طریق تغییر در فعالیت های عملیاتی و با هدف گمراه کردن ذی نفعان صورت می گیرد.
مدیریت سود مصنوعی:این نوع مدیریت سود ازطریق دستکار در اقلام تعهدی اختیاری انجام می گیرد.که در تحقیق حاضر این نوع مدیریت سود مورد بررسی قرار گرفته است.
2-5 مبانی نظری مدیریت سودمدیریت سود در تحقیقات دانشگاهی توجه زیادی را به خود جلب کرده است. ادبیات اولیه در حوزه‌ی مدیریت سود به آزمون تأثیر گزینش‌های حسابداری بر بازار سرمایه پرداخته است. کانون تمرکز اصلی آن، تمایز بین دو نظریه‌ی رقیب بوده است. فرضیه مکانیکی که در ادبیات حسابداری دهه‌ی 1960 رایج بود بیانگر آن است که استفاده کنندگان صورت‌های مالی، منابع اطلاعاتی به غیر از گزارش‌های مالی شرکت‌ها را مورد استفاده قرار نمی‌دهند و سرمایه گذاران صرفاً بر اساس ارزش‌های ظاهری منعکس در اطلاعات مالی گزارش شده توسط شرکت‌ها، تصمیمات خود را اتخاذ می‌کنند. فرضیه‌ی مکانیکی پیش‌بینی می‌کند که رابطه‌ی میان سود حسابداری و قیمت سهام صرفاًٌ مکانیکی است. به عبارت دیگر، سرمایه‌گذاران ممکن است به طور سیستماتیک به وسیله‌ی گزینش‌ها و روش‌های حسابداری گمراه شوند.
رقیب فرضیه‌ی مکانیکی، فرضیه‌ی بازار کارا نام دارد. این فرضیه، پارادایم حاکم بر تحقیقات حسابداری دهه‌ی نیمه‌ی 1970، بیانگر آن است که قیمت بازار تمام اطلاعات در دسترس را به طور کامل منعکس می‌کند. سه شکل برای کارایی بازار وجود دارد: شکل ضعیف، شکل نیمه قوی، شکل قوی. شکل ضعیف حاکی از آن است که قیمت‌های جاری بازار صرفاًٌ منعکس کننده‌ی اطلاعات تاریخی (گذشته) هستند.شکل نیمه قوی بیانگر آن است که قیمت‌های جاری، منعکس کننده‌ی تمام اطلاعات در دسترس عموم هستند. درحالی‌که شکل قوی، از انعکاس تمام اطلاعات از جمله اطلاعات محرمانه حکایت دارد.
مطالعات تجربی اولیه که از این فرضیه‌ها بهره گرفتند، در تائید پیش‌بینی‌های هر یک با شکست مواجه شدند.تحقیقات پیشین، فرضیه مکانیکی را از طریق بررسی واکنش بازار سهام به گزینش‌های حسابداری که سود را افزایش داده، اما تأثیری بر جریان‌های نقدی نداشته‌اند مورد آزمون قرار دادند. کاپلان و رول (1973) شرکت‌هایی را که استهلاک خود را برای مقاصد گزارشگری مالی از تسریعی به خط مستقیم تغییر داده بودند بررسی کردند و به این نتیجه دست یافتند که بازده غیر عادی تجمعی این شرکت‌ها پیرامون زمان اعلام سود،تقریباًٌ حول و حوش صفر بوده است. نتایج تحقیق آن‌ها با فرضیه‌ی مکانیکی مغایر بود. از سوی دیگر تعدادی از موارد خلاف قاعده در بازار نظیرتأثیر ژانویه (روزف و کینی 1976)، تأثیر دوشنبه (کراس 1973) و تمایلات بعد از اعلام سود (برنارد و توماس 1989) مشاهده گردید که اعتبار فرضیه بازار کارا را به چالش کشیدند. علاوه بر این، هم فرضیه‌ی مکانیکی و هم فرضیه‌ی بازار کارا به دلیل ساده بودن مفروضاتی که بر آن‌ها استوار شده‌اند، مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. یکی از انتقادات حاکی از آن است که برخلاف مفروضات، سرمایه‌گذاران از لحاظ توانایی برای کسب اطلاعات حسابداری و پردازش آن هم‌سطح و متجانس نیستند (هّند 1990). به دلیل فقدان شواهد پشتیبانی کننده برای هریک از این فرضیه‌ها، معلوم نیست چرا شرکت‌ها به تغییرات حسابداری مصنوعی متوسل می‌شوند. در پاسخ به این سؤال واتز و زیمرمن (1978) تئوری اثباتی خود را به عنوان بدیلی برای توصیف تغییرات حسابداری مصنوعی تدوین کردند. تئوری اثباتی انگیزه‌هایی را به غیر از انگیزه‌های مرتبط با بازار سرمایه برای مدیریت سود توسط شرکت‌ها مطرح می‌کند. برای انجام این کار، تئوری اثباتی، فرضیه‌های قبلی را نقض نمی‌کند، بلکه به جای آن، برای به‌کارگیری گزینه‌های متفاوت حسابداری، بر انگیزه‌ی قراردادهای داخلی شرکت تمرکز می‌کند. متغیرهای حسابداری مبنایی را برای تصمیم‌های مربوط به تخصیص منابع، جبران خدمات مدیریت، و اجتناب از نقض شرایط قراردادهای بدهی فراهم می‌آورند. بنابراین مدیریت می‌تواند از طریق گزینش برآوردها و رویه‌های حسابداری بر نتایج و پیامدهای این تصمیم تأثیر گذارد (حسینی، سید علی 1387).
به طور کلی، تئوری اثباتی سه انگیزه‌ی غیر بازار سرمایه را برای تغییرات حسابداری مصنوعی توسط مدیران مطرح می‌کند: انگیزه‌ی طرح‌های پاداش، انگیزه‌ی قراردادهای بدهی، و انگیزه‌ی هزینه‌های سیاسی. این انگیزه‌ها از وجود قراردادهای قطعی مبتنی بر اعداد و ارقام حسابداری ناشی می‌شود. بنابراین تئوری اثباتی سمت و سوی تحقیقات مدیریت سود را ازآزمون انگیزه های مبتنی بر بازار سرمایه به دلایل قراردادهای داخلی شرکت برای تغییرات حسابداری مصنوعی تغییر داد (همان منبع).
اما در تحقیقات اخیر، شاهد چرخش مجدد سمت و سوی تحقیقات مدیریت سود از آزمون تئوری اثباتی به سمت انگیزه‌های بازار سرمایه هستیم. تحقیقات انجام گرفته در رابطه با انگیزه‌های مدیر برای مدیریت سود در عرضه‌ی اولیه ویا فصلی سهام، جذب و یا ادغام و همچنین مدیریت سود برای اجتناب از زیان، اجتناب از کاهش سود (نسبت به دوره‌ی گذشته) و دستیابی به سود پیش‌بینی شده توسط تحلیل‌گران مدرکی دال بر این ادعا می‌باشند. در زیر تعدادی از مطالعات انجام شده در رابطه با موارد فوق که از آن‌ها به عنوان رویدادهای مدیریت سود نام برده می‌شود، آورده شده است.
تیو ودیگران (1998)، با مقایسه‌ی سطح اقلام تعهدی شرکت‌ها در اولین سال عرضه‌ی سهام خود به عموم، دریافتند شرکت‌هایی که سطح اقلام تعهدی بالایی دارند نسبت به شرکت‌هایی که سطح اقلام تعهدی پایینی دارند و از رویه‌های محافظه‌کارانه برای گزارشگری سود استفاده می‌کنند دارای عملکرد بلند مدت ضعیف‌تری هستند و بازده‌ی آن‌ها نسبت به گروه دیگر،20 درصد کمتر می‌باشد.
روزنبوم و دیگران(2003)، با استفاده از اطلاعات 64 شرکت هلندی که برای اولین بار به عموم عرضه شده بودند رفتار اقلام تعهدی شرکت‌ها را در طول زمان بررسی کردند. آنان دریافتند که مدیران دراولین سال عرضه‌ی سهام، سود را مدیریت کرده بودند ولی در سال‌های قبل از آن مدیریت سودی یافت نشد. آن‌ها اثر مدیریت سود انجام شده در اولین سال عرضه‌ی سهام را نیز، بررسی کردند. نتایج بیانگر وجود یک رابطه‌ی منفی معنادار بین اندازه‌ی اقلام تعهدی و عملکرد قیمت سهام شرکت در سه سال آتی می‌باشد.
پاستور و فوینتز (2006)، با برسی عملکرد ضعیف شرکت‌های اسپانیایی که برای اولین بار به عموم عرضه شده بودند (از آن به عنوان یک خلاف قاعده‌ نام می‌برد) دریافتند که شرکت‌های مذکور ، در سال اول عرضه‌ی سهام، با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری، به مدیریت سود پرداخته‌اند؛ آن‌ها همچنین دریافتند که هر چه اقلام تعهدی شرکت بالاتر باشد، بازده‌ی غیرمنتظره‌ی نامطلوب بیشتری در بلند مدت خواهد داشت.
لوئیس(2004)، مدیریت سود را عامل عملکرد ضعیف و غیر عادی شرکت‌ها بعد از ادغام می‌داند.او با بررسی 473 نمونه ترکیب تجاری (از نوع جذب) در طی سال‌های 1992 الی 2000 دریافت که یک رابطه‌ی منفی بین سطح اقلام تعهدی اختیاری شرکت ادغام کننده و عملکرد آتی آن وجود دارد. با بررسی‌های بیشتر مشخص شد که بازار نمی‌تواند مدیریت سود انجام گرفته را به درستی و در پیرامون زمان ترکیب تجاری مذکور، تشخیص دهد.
حال یکی از راه هایی که می توان از سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان در برابر مدیریت سود حمایت کرد،حسابرسی است.به عبارت دیگر،یکی از راه های کاهش مدیریت سود ارتقای کیفیت حسابرسی است؛زیرا شرکت هایی که سود را دستکاری و مدیریت می کنند،بیشتر مستعد گزارش حسابرسی تعدیل شده هستند.با این پیش فرض،منطقی است که یک رابطه بین مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرسی پیش بینی کنیم.
2-6 تئوری اثباتی حسابداریتئوری اثباتی حسابداری توسط واتس و زیمرمن معرفی و رواج یافته است و اصطلاحی است از تئوری اقتصادی نئوکلاسیک. اساس این تئوری در اندیشه انتخاب معقول تئوری است یعنی نفع شخصی عمده ( که معمولاً به عنوان رفتار فرصت طلبانه اشاره می‌شود) مبنای همه فعالیت‌های اقتصادی است. در تئوری اثباتی حسابداری ، مؤسسه بازرگانی بر حسب مجموعه‌ای از قراردادها تعریف می‌شود. قراردادها، برای به دست آوردن سود شخصی افراد که همکاری با شرکت را پذیرفته‌اند، ضروری است. برای مثال قراردادهای با مدیران، تهیه کنندگان سرمایه و کارکنان (شامل مدیران). همچنین قراردادها برای کشف این که بخش‌های انفرادی به منظور حداکثر سازی منافع مالکان عمل می‌کنند، ضروری است .تئوری اثباتی حسابداری بر این فرض اقتصادی مبتنی است که مدیران ، سهامداران و قانون‌گذاران افراد منطقی هستند و می کوشند منافع خود را به حداکثر برسانند. آنها برای حداکثر کردن ثروت خود به هزینه‌های قراردادها، هزینه‌های نمایندگی، هزینه‌های اطلاعات، هزینه‌های ورشکستگی و هزینه‌های سیاسی توجه دارند. از این رو مدیریت سیاست و رویه حسابداری که انتخاب می‌کند بر اساس تجزیه و تحلیل و مقایسه منافع و مخارج حاصل از رویه‌های حسابداری قرار دارد. بنابراین در این تئوری، نفع شخصی ، دلیلی برای انتخاب فنون و روش‌های حسابداری و خط مشی تصمیمات است (گیف‌کین،2007)
2-6-1 نظریه های مدیریت سودهمانند اکثر عرصه های پژوهش حسابداری،نظریه های مدیریت سود نیز از پژوهش های عرصه های دیگر حسابدرای،یا حوزه های دیگر دانش ،مثل تامین مالی،اقتصاد،روانشناسی و مانند این ها وام گرفته شده اند.در این میان نظریه پذیرایی و نظریه ی حساب شویی نسبتا جدید هستند:اولی از مطالعات سیاست گذاری سود تقسیمی در حوزه تامین مالی گرفته شده است و دومی مستقیما از دل مطالعات دانشگاهی مدیریت سود گرفته شده است.فهرست پر بسامدترین نظریه های مدیریت سود عبارتند از:
نظریه چشم داشت
نظریه نمایندگی
نظریه پذیرایی
نظریه حساب شویی
نظریه علامت دهی
نظریه رفتاری
نظریه بازی ها
نظریه ذی نفعان
نظریه ی قرارداد ها
به نظر می رسد تمام نظریه های مدیریت سود در سه چیز اشتراک دارند:
تمام آنها می کوشند رابطه ی بین مدیران شرکت ها و گروه یا گروه های استفاده کنندگان یا ذی نفعان را نسبت به مدیریت سود تبیین کنند،2) به این دلیل و به دلیل استفاده از دو مقدمه ی منطقی”انسان عقلایی” و ” نفع شخصی” و محصول این دو،یعنی “بیشینه سازی مطلوبیت”،همه ی این نظریه ها می کوشند رابطه ی مدیریت سود و ارزش را تبیین کنند،و 3) تمام این نظریه ها در عصر یکه تازی حسابداری اثباتی پرداخته شده اند و بنابراین طبیعت اثباتی و استقرایی دارند و از مشاهد و تجربه بر گرفته شده اند.در زیر به برخی از این نظریه های مهم پرداخته می شود و در نهایت نظریه هایی که به موضوع تحقیق مربوط می شوند به طور خاص مورد بررسی قرار می گیرند:
نظریه چشم داشت
دو رویکرد به این نظریه وجود دارد:نظریه ی چشم داشت اطلاعاتی و نظریه چشم داشت ارزشی.هر دو رویکرد ریشه در نظریه چشم داشت ورانشناسی دارند .برای اولین بار نظریه ی چشم داشت در حوزه ی حسابداری با رویکرد چشم داشت اطلاعاتی وام گرفته شد سپس رویکرد ارزشی به این نظریه در کانون پژوهش های مدیریت سود قرار گرفت.
اسکیپر(1989) چشم انداز اطلاعاتی را در مقام عنصر کلیدی زیربنای مطالعه ی پدیده ی مدیریت سود قرار می دهد.بر این اساس چشم داشت اطلاعاتی در اثر عدم تقارن اطلاعاتی که در ساختارهای شرکت های سهامی پیچیده بین مدیریت مسلط و گروه ذی نفعان درو افتاده تر وجود دارد، ایجاد می شود.وی معتقد است چشم داشت اطلاعاتی فرض می کند که افشاهای حسابداری دارای یک درونه یا بار اطلاعاتی است که علائم فایده مندی را به ذی نفعان مخابره می کند.
نظریه ی حساب شویی
جوردن و کلارک(2001) می گویند: نظریه ی حساب شویی قائل به این است که اگر شرکتی در یک سال سود پایین را تجربه کند ممکن است سود آن سال را شستن یا استحمام دارایی ها(تبدیل آنها به هزینه) کاهش دهد.بر این اساس اگر حساب شویی در چارچوب اصول پذیرفته شده ی حسابداری باشد،مدیران بعدا از بابت حساب شویی هایی که قبلا انجام داده اند جریمه و توبیخ نمی شوند.بعضی دیگر مانند زاروین معتقدند،حساب شویی زمانی رخ می دهد که مدیران جدید جایگزین مدیران قبلی می شوند و برای این که بعدا عملکرد خوبی از خود نشان دهند حساب شویی اساسی راه می اندازند.مهم ترین ضعف این نظریه این است که نگاه بخشی به مدیریت سود دارد.به عبارت دیگر فقط بخشی از فعالیت های مدیریت سود را تبیین می کند.
نظریه پذیرایی
نظریه پذیرایی را برای تبیین مدیریت سود از ادبیات تامین مالی گرفته اند.مدیران با متورم کردن اقلام تعهدی از خوش بینی سرمایه گذاران نسبت به سود پذیرایی می کنند.بر اساس این نظریه سرمایه گذاران اشتهای بسیار زیادی برای سود غیر منتظره نشان می دهند و مدیران با متورم کردن اقلام تعهدی از این اشتها پذیرایی می کنند.
اما در این تحقیق، تنها از دو تئوری که بیشترین قرابت را با موضوع موردمطالعه دارند ،
استفاده می کنیم.1) تئوری قرارداد و 2) تئوری نمایندگی که به عنوان مبانی نظری بیان می شوند.
2-6-2 تئوری قرارداد
بر اساس نظریه قراردادها،هر واحد تجاری را می توان مجموعه ای از قراردادها میان سهامداران،مدیران،کارکنان،فروشندگان،دولت،اعتباردهندگان و حسابرسان فرض نمود.هر یک از گروه ها،قراردادی جدا با واحد تجاری دارند.سهامداران و اعتبار دهندگان منابع مالی مورد نیاز واحد تجاری را تامین می کنند و در عوض بازده مورد انتظار خود را می خواهند.مدیران،کارکنان و حسابرسان،خدمات و مهارت خود را به واحد تجاری و مالکان آن عرضه می کنند و انتظار جبران آن را از طریق پاداش،حقوق و حق الزحمه دارند.مشتریان در ازای خرید کالا و یا خدمات،به واحد های تجار وجه نقد پرداخت و یا تعهد پرداخت آن را تقبل می کنند.همچنین فروشندگان در ازای دریافت وجوه نقد،مواد و کالا را به شرکت ارائه می نمایند.دولت نیز در ازای فراهم آوردن خدمات عمومی از شرکت مالیات دریافت می نماید.در این میان مدیران وظیفه اداره واحد تجاری را در راستای تداوم فعالیت واحد تجاری و حفظ افراد طرف قرارداد،نظارت و کنترل بر دریافت ها و پرداخت های هر یک از مشارکت کنندگان قرارداد و در نهایت انتشار اطلاعات برای جذب مشارکت کنندگان جدید در فرآیند قرارداد را به عهده دارد.مدیران واحد تجاری با انتشار اطلاعات میان گروه های مختلف،حداقلی از سطح دانش و آگاهی درباره وضعیت مالی،عملکرد و انعظاف پذیری فراهم می آورد.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *