*157

4000505651500

معاونت پژوهش و فنآوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به اینکه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاسداشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد میگردیم اصول زیر را در انجام فعالیتهای پژوهشی مدنظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1- اصل حقیقتجویی: تلاش در راستای پیجویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهانسازی حقیقت.
2- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
3- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
5- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانبداری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
6- اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمانها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل احترام: تعهد به رعایت حریمها و حرمتها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
8- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائتجویی از هرگونه رفتار غیرحرفهای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبههای غیرعلمی میآلایند.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
حوزه معاونت پژوهشی
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان نامه تحصیلی
اینجانب نوده دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد در رشته حسابداری که در تاریخ 30/11/93 از پایان نامه خود تحت عنوان بررسی نقش مکمل جریان نقد عملیاتی در تبیین بازده سهام با کسب نمره 75/17 و درجه .. دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد میشوم :
این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و….) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آنرا در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
این پایان نامه/ رساله قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی ( هم سطح، پایین تر یا بالاتر) در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و… از این پایان نامه یا رساله را داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد، مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلیام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
میلاد صادق نژاد
تاریخ و امضاء:
2270760-17526000
پایان نامه
برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
در رشته حسابداری
عنوان پایان نامه
بررسی نقش مکمل جریان نقد عملیاتی در تبیین بازده سهام
استاد راهنما
دکتر آقای دکترسیناخردیار
استادمشاور
آقای دکترغلامرضامحفوظی
نگارش
میلاد صادق نژاد

زمستان 1393
تقدیر و تشکر
تقدیم به
چکیده
در این تحقیق، به بررسی بررسی نقش مکمل جریان نقد عملیاتی در تبیین بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 98 شرکت در طی دورۀ زمانی 1387 تا پایان 1392 می باشد. در این تحقیق، برای مطالعه ی اثر هریک از عوامل یاد شده فوق از روش های داده های تلفیقی ایستا و برای انتخاب نمونه آماری از روش حذف سیستماتیک (تکنیک غربالگری) و روش حداقل مربعات تعمیم یافته برآوردی (GLS) Generalized Least Squares استفاده شده است.
یافته های پژوهش حاکی از وجود یک رابطه ی معکوس و معنادار بین جریان نقدی عملیاتی و بازده غیرعادی سهام می باشد. ارتباط منفی بیانگر این می باشد که هرچه سود به موقع تر باشد بازده غیرعادی عرضه عمومی سهام کمتر می شود، به بیان دیگر هرچه سود به موقع تر باشد عدم تقارن اطلاعاتی نیز کمتر می شود. گزارشگری مالی از طریق افشای شفاف اطلاعات مالی شرکت ها می تواند عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش داده، تخصیص بهینه منابع (انتخاب درست به جای گزینش نادرست)، و کارایی عملکرد شرکت را در پی داشته باشد. ایفای این نقش حسابداری به توسعه اقتصادی نیز کمک می کند. یکی از عناصرکلیدی گزارش های مالی، سود خالص است . سود خالص گزارش شده در صورت های مالی، یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد واحد تجاری تلقی می گردد که همواره مورد استفاده طیف وسیعی از استفاده کنندگان مانند سرمایه گذاران، سهامداران، مدیران مالی، تحلیلگران بازار سهام و میزان مالیاتی قرار می گیرد . اختیار عمل مدیران در استفاده از اصل های تحقق، تطابق و برآورد و دستکاری های صورت گرفته توسط آنها از جمله عواملی است که شفافیت سود را تحت تاثیر قرار می دهد . بسیاری از مدیران ممکن است بنا به دلایلی نظیر ابقا در شرکت و دریافت پاداش خواسته یا ناخواسته وضعیت شرکت را مطلوب جلوه دهند. از این رو، اطلاعات مالی منتشر شده در صورت های مالی، به ویژه سود حسابداری که مبنای بسیاری از تصمیم گیر ی هاست غیر شفاف و توام با ابهام است . فقدان شفافیت و کیفیت نامناسب سود حسابداری افشا شده به شرایطی منجر می شود که می توان بازدهی بیش از بازده عادی شرکت به دست آورد. به عبارت دیگر، غیر شفاف و مبهم بودن سود حسابداری به بازده غیرعادی سهام منجر خواهد شد. این نتیجه می تواند توسط استفاده کنندگان صورت های مالی، تحلیلگران بازار سرمایه و تدوین کنندگان قوانین استفاده شود.
واژه های کلیدی: جریان نقد عملیاتی، بازده غیرعادی، داده های تلفیقی.
1218565260985 فصل اول
کلیات پژوهش
00 فصل اول
کلیات پژوهش
1-1 مقدمه
ارتباط بین بازده بازار سهام و سود حسابداری و این موضوع که چگونه و چه وقت بازار سرمایه به اطلاعات مربوط به سود، واکنش نشان می دهند، به منظور مطالعه کارایی بازار سرمایه و همچنین ارزیابی سودمندی اطلاعات موجود درصورت های مالی اساسی، از اهمیت خاصی برخوردار است. سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و سایر استفاده کنندگان صورت های مالی برای ارزیابی توان سود آوری، خالص جریانات ورودی وجه نقد و پیش بینی سودهای آتی از اطلاعات منعکس در سود حسابداری استفاده می کنند. سودمندی اطلاعات منعکس در سود حسابداری ، زمانی تأیید می شود که سود حسابداری بتواند سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان را در پیش بینی جریانات نقدی ، از نظر مبلغ ، زمان دستیابی و میزان عدم اطمینان کمک نماید. بازده اوراق بهادار ، انگیزه اصلی سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار است و ارزیابی و پیش بینی بازده بازار می تواند کمک مؤثری در اخذ تصمیمات منطقی سرمایه گذاران به حساب آید و نتیجه این امر نیز تخصیص بهینه منابع محدود جامعه است.
1-2 بیان مسئله
حسابداری به‌عنوان یک سیستم اطلاعاتی، دارای محصولاتی جهت دستیابی به مجموعه‌ای از هدفهاست. هدف اصلی سیستم حسابداری تهیه اطلاعات مالی مفید برای تصمیم‌گیری است و شاید این منطقی‌ترین و دقیقترین غایت است که بتوان برای حسابداری ترسیم کرد و صورتهای مالی اساسی (محصول اساسی سیستم حسابداری)، ابزار اصلی انتقال اطلاعات به استفاده‌کنندگان است.
اصلیترین عاملی که هر سرمایه‌گذار در تصمیم‌گیری‌های خود مورد توجه خاص قرار می‌دهد، نرخ بازده است.یعنی سرمایه‌گذاران به دنبال پربازده‌ترین فرصتها برای سرمایه‌گذاری مازاد منابع خود در بازارهای سرمایه هستند. از طرفی در زمینه پیش‌بینی بازده سهام که یکی از موضوعهای مورد علاقه سرمایه‌گذاران و محققان مالی است، تاکنون تلاشهای زیادی برای ارائه مدلی که بتواند بازده سهام را به نحو درخور اتکایی پیش‌بینی کند انجام شده است. تا دهه 1990 تصور بر این بود که مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایه‌ای (CAPM) مدلی بدون نقص برای پیش‌بینی بازده سهام است، اما نتایج تحقیقات نشان داد این مدل توانایی لازم برای پیش‌بینی بازده سهام را ندارد. با از دست رفتن اعتبار این مدل، تلاشهای زیادی برای جایگزین کردن مدلی که بتواند بازده سهام را به بهترین نحو تعیین کند صورت گرفت، اما محققان مالی تاکنون در مورد یک مدل جایگزین به توافق نرسیده‌اند.
در حال حاضر سرمایه‌گذاران می‌توانند با ایجاد پل ارتباطی بین بازده سهام و سایر اطلاعات حسابداری (شامل اطلاعات صورت گردش وجوه نقد) تا حدودی به پیش‌بینی بازده سهام بپردازند منوط به اینکه اطلاعات حسابداری بر روی قیمت تأثیرگذار باشد یا به معنای دیگر بازار از لحاظ کارایی در سطح قوی قرار داشته باشد. صورتهای مالی اساسی عصاره کلیه فعالیتها و رویدادهای مالی واقع شده طی دوره زمانی معمولاً یکساله است. برای مثال ترازنامه فراهم‌کننده اطلاعاتی مفید درباره داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام و ارتباط بین آنها در مقطع زمانی پایان دوره مالی است. در صورت سودوزیان نیز نتایج حاصل از عملیات مستمر و اصلی گزارش می‌شود. اما اندازه‌گیری اقلام منعکس در صورتحساب سودوزیان و ترازنامه مبتنی بر فرض تعهدی است و به همین علت و به دلیل مشکلات ذاتی ناشی از به‌کارگیری روشهای تخصیص و استفاده از بهای تمام‌شده تاریخی رویدادها و عملیات، نسبت به کفایت صورتهای مالی یادشده، در تامین خواستها و نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان شک و تردید پدید آمده است.
در دهه‌های اخیر، به‌دلیل نارسایی موجود در اقلام تعهدی، عمده تحقیقات پژوهشگران و تمایلات سرمایه‌گذاران به سوی اطلاعات مبتنی بر مبنای نقدی سوق یافته است. جریانهای وجوه نقد از دیدگاه نظری در تمامی ابعاد تصمیم‌گیری، نظیر ارزیابی ریسک مربوط به مقدار و زمان وام، پیش‌بینی میزان اعتبار، ارزشگذاری سهام شرکت و فراهم کردن اطلاعات اضافی برای بازار سهام می‌تواند مفید باشد. در سالهای اخیر، جریانهای وجوه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی به‌همراه سود، یکی از معیارهای ارزیابی شرکتها تلقی می‌شود. بیشتر مطالعاتی که در زمینه ارتباط بین سود و بازده انجام شده و دوره ای یکساله یا کمتر را در نظر گرفته اند، ارتباط ضعیفی را بین سود و بازده بازار ، گزارش می دهند؛ به بیان دیگر توان توضیحی سود در ارتباط با بازده ضعیف است. در این زمینه می توان به مطالعه« کازنیک و لیو»، «وارفیلد و ویلد» و «بال و کوتاری» اشاره نمود.
لیو مطالعات انجام شده دهه 1980 را در این زمینه جمع آوری و خلاصه می کند و متو جه می شود که در بیشتر مطالعات، ضریب همبستگی بازده و سود بسیار پا یین است و به ندرت به بالای 10 درصد می رسد. نتایج مطالعاتی که در آنها از دیدگاه بلند مدت تری استفاده شده، نشان می دهد که هر چه فاصله اندازه گیری طولانی تر (بلندمدت تر) می شود، ضریب همبستگی بین سود و بازده نیز بهبود یافته و افزایش پیدا می کند. از جمله این تحقیقات می توان به مطالعه لیو(1989)، « ایستون، هریس و اوهلسون هاین»(EHO) اشاره نمود.
منطق« ارتباط سود و بازده »در سال 1968 توسط بال و براون ارائه شده است. تیتر « بال و براون » عبارت بود از« ارزیابی تجربی ارقام سود حسابداری» و فرضیه صفر آنها چنین بود که: « ارقام سود حسابداری برای سرمایه گذاران بازار سهام مفید نمی باشد.» نتیجه تحقیق آنها به رد فرض صفر منجر شد. خلاصه نتایج حاصل از مطالعه آنها به شرح زیر است:
«مروری اجمالی درباره قیمت سهام در ارتباط با انتشار گزارش سود ، نشان دهنده این مطلب است که اطلاعات منعکس شده در رقم سود بسیار مفید است و جهت تغییر در سود گزارش شده حسابداری نسبت به سال قبل، دارای همبستگی مثبتی همراه با تغییر در قیمت سهام می باشد.» اطلاعات در بازار سرمایه زمانی سودمند خواهد بود که منجر به عکس العمل سرمایه گذاران، از جمله تغییر در قیمت سهام یا تغییر در حجم مبادله سهام شود.
پارادایم اساسی سود و بازده ، فرضیه ای است که بر اساس آن بازار سرمایه در مقابل انتشار اطلاعات مربوطی که در دسترس عموم قرار می گیرد کارآ باشد. فرضیه بازار کارامد به سرعت واکنش اوراق بهادار بازار سرمایه نسبت به اعلان اطلاعات جدید اشاره دارد. تعریف کارایی بازار عبارت است از اینکه:
بازار سرمایه، اطلاعات در دسترس را بطور کامل منعکس می کند.
قیمت های بازار فوراً نسبت به اطلاعات جدید واکنش نشان می دهند. به بیان دیگر ، اطلاعات جدید به سرعت بر قیمت اوراق بهادار اثر می گذارد.
مفاهیم فرضیه بازار کار آ محققان را قادر می سازد تا به بررسی این موضوع بپردازند که آیا بین سود حسابداری و قیمت سهام ارتباطی وجود دارد؟ و آیا اطلاعات منعکس در سود حسابداری برای سرمایه گذاران مفید می باشد ؟ مطالعه در زمینه پارادایم سود و بازده ، نیازمند مدلی است تا به کمک آن قیمت سهام به سود حسابداری ارتباط داده شود . بیشتر مطالعات رسماً مدلی ر ا که در آن بازده به سودارتباط داده شود، ارائه نمی دهند. اما این ارتباط در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای مورد توجه قرار گرفته است.
به منظور درک ارتباط بین سود و بازده ، لازم است تا مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای را به صورت مدل قیمت گذاری بنویسیم. این مدل به توضیح دو مطلب کمک می کند؛ نخست اینکه ؛ چرا محققان از نتایج مطالعات بال و برآون که در زمینه ارتباط بین سود و بازده بدست آ مده، استفاده می کنند؛ دوم اینکه چرا تصور می شود ارقام حسابداری ، انتقال دهنده اطلاعات به بازار هستند. مدل ارزیابی قیمت گذاری چند دوره ای به شرح زیر است:
Vi,o=t=1tE(Ci,t)1+E(ri)t بازده معمولاً از دو بخش تشکیل می شود:
– سود نقدی: یکی از مهم ترین اجزاء بازده، سودی است که به صورت جریانات نقدی دورهای سرمایه گذاری است و می تواند به شکل بهره یا سود تقسیمی باشد. ویژگی متمایز این دریافت ها، این است که منتشر کننده، پرداخت هایی را به صورت نقدی به دارنده اوراق پرداخت می کند.
-سود سرمایه: دومین جزء مهم بازده، منفعت سرمایه است که ناشی از اختلاف بین قیمت خرید و قیمت زمان فروش است (لشکری و دیگران،1388،ص161).
هدف اصلی سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در سهام شرکت ها افزایش ثروت است که این امر از طریق کسب بازده سهام محقق می گردد.بنابراین ارزیابی بازده سهام شرکت های مختلف،مهمترین مساله ای است که سرمایه گذاران در بازار سرمایه با آن مواجهند (تهرانی و فنی اصل،1386،ص21).
1-3 ضرورت انجام تحقیق
ایجاد ارزش و افزایش ثروت سهامداران در بلند مدت از جمله مهم ترین اهداف شرکت ها به شمار می رود و افزایش ثروت تنها در نتیجه عملکرد مطلوب حاصل خواهد شد. برای ارزیابی عملکرد واحد های تجاری تاکنون معیارهای مختلفی ارائه شده است که یکی از جدیدترین این معیارها، جریان های نقدی آزاد می باشد. این معیار اولین بار توسط جنسن در سال 1986 مطرح شد.
از نظر وی جریان نقدی آزاد واحد تجاری، باقیمانده جریان های نقدی پس از کسر وجوه لازم برای پروژه هایی است که خالص ارزش فعلی آن ها مثبت ارزیابی می شود. این پروژه ها، طرح های سرمایه گذاری بلند مدتی هستند که ارزش فعلی جریان های نقدی ورودی مورد انتظار بیش از ارزش فعلی جریان های نقدی خروجی است(جنسن ، 1986).
مفهوم جریان نقدی آزاد مثبت نشان می دهد که واحد تجاری پس از پرداخت هزینه ها و سرمایه گذاری ها ، دارای وجوه نقد مازاد است. در مقابل برخی از شرکت ها ممکن است که با جریان نقد آزاد منفی مواجه شوند. جریان نقد آزاد منفی همیشه بد و نامطلوب نیست بلکه علل منفی شدن آن مهم است و باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اگر جریان نقد آزاد منفی ناشی از سرمایه گذاری شرکت در فرصت های سودآور موجود باشد، این نوع منفی شدن مقطعی است و به دوره های کوتاه مدت سرمایه گذاری مربوط می شود، امری که در بسیاری از شرکت های نوپا طبیعی است. درصورتی که سرمایه گذاری های انجام شده بازده بالایی را در پی داشته باشد، راهبرد مزبور توان کسب نتیجه مطلوب در بلندمدت را دارد(یودیانتی، 2008; مرادزاده و دیگران، 1388).
سایر معیارهای اندازه گیری و ارزیابی عملکرد از قبیل سود، سود هرسهم و تقسیم سود شاخص های اندازه گیری کاملی نیستند در صورتی که جریان های نقدی آزاد به دلیل ارتباطی که با تغییرات ایجاد شده در ثروت سهامداران دارد، معیار مناسب تری برای ارزیابی عملکرد شرکت می باشد. جریان های نقدی آزاد نشانه ای از توانایی شرکت در بازپرداخت بدهی ها، پرداخت سود سهام، فروش و خرید مجدد سهام، تسهیل و تسریع رشد شرکت است که همه آن ها از نظر سرمایه گذاران مهم هستند. این موارد از جمله دلایلی است که سبب می شود بسیاری از سرمایه گذاران افزایش جریان های نقدی آزاد را به عنوان مقیاسی از ارزش بدانند(مهام و دیگران، 1387).
جریان نقد عملیاتی از این حیث دارای اهمیت است که به مدیران اجازه میدهد تا فرصتهای را جستجو کنند که ارزش سهام شرکت را افزایش می دهد بدون در اختیار داشتن وجه نقد ، توسعه محصولات جدید ، انجام تحصیل های تجاری ، پرداخت سودهای نقدی به سهامداران وکاهش بدهی ها امکان پذیر نیست از طرف دیگر وجه نقد باید در نگه ئاری شود که بین هزینه نگه داری وجه نقد وهزینه وجه نقد ناکافی تعادل برقرار شود
1-4 سوال تحقیق
آیا کیفیت اقلام تعهدی بر رابطه بین سود و جریان نقدی عملیاتی با بازده غیرعادی سهام تاثیرمعنی داری دارد؟
1-5 فرضیه‌ تحقیق
فرضیه تحقیق: کیفیت اقلام تعهدی بر رابطه بین سود و جریان نقدی عملیاتی با بازده غیرعادی سهام تاثیرمعنی داری دارد.
1-6 اهداف اساسی پژوهش
شرکت هایی که دارای جریان های نقدی مثبت هستند از عملکرد بالایی برخوردارند ، بنابراین مدیریت تمایل دارد تا سود را به طور کاهشی به دلیل هزینه های سیاسی کاهش دهد. چون عملکرد بالای شرکت توجه نهادهای عمومی (اداره مالیاتی) را جذب می کند، به همین دلیل با استفاده از مدیریت سود سعی در کاهش و یا پنهان کردن عملکرد بالای خود هستند. اما شرکت های دارای جریان های نقدی آزاد منفی از حمایت کردن رشد سود و درآمد ناتوان هستند. جریان نقدی آزاد ناکافی، می تواند شرکت را به افزایش سطح بدهی های خود مجبور کند. بنابراین مدیریت با افزایش مدیریت سود تمایل دارد عملکرد بهتری از خود نشان دهد(یودیانتی،2008). هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش مکمل جریان نقد عملیاتی در توضیح بازده سهام می باشد.
1-7 متغیرهای تحقیق
در این تحقیق متغیرهای مورد استفاده به دو دسته تقسیم می شوند؛
1-7-1 متغیر وابسته
بازده غیرعادی سهام
به منظور محاسبه بازده غیرعادی (تعدیل شده ) انباشته سهام شرکت در دوره ی زمانی پژوهش در هر سال مالی از مدل تعدیل شده بازار استفاده شده است . در این مدل فرض شده است،بازده بازار نتیجه فرآیند مورد انتظار بازده سهام شرکت ها در هر دوره زمانی به شمار می رود. بنابراین تفاضل بازده واقعی شرکت iدر دوره ی زمانی t با بازده بازار در همان دوره نشانگر بازده غیرعادی سهام شرکتi در دوره ی زمانی t است. برای محاسبه بازده بلندمدت (12 ماهه) تعدیل شده از روابط زیر استفاده شده است(کردستانی، 1389):
ARit=Rit-RmtRit=Pit+Dit-Pi0Pi0Rmt=Imt-Im0Im0ARit= نرخ بازده غیر عادی(تعدیل شده نسبت به بازده بورس) سهام i در ماه t
Rit= نرخ بازده سهام i در ماه t
Rmt= نرخ بازده بازار سهام i در ماه t
Pit= میانگین قیمت سهام i در انتهای ماه t
Pi0= میانگین قیمت سهام i در ابتدای ماه t
Dit= سود سهام پرداختی توسط شرکت i در ماه t
Imt= شاخص(کل) بورس در پایان ماه t
Im0= شاخص(کل) بورس در ابتدای ماه t
1-7-2 متغیر مستقل
کیفیت سود(EARN): یکی از مدل های اندازگیری کیفیت سود مدل دچو و دیچو و مک نیکلاس می باشد. این مدل از طریق اقلام تعهدی بدست می آید برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری ابتدا باید مجموع اقلام تعهدی اختیاری شرکت در سال مورد نظر محاسبه شود. پس از محاسبه مجموع اقلام تعهدی، باید اقلام تعهدی غیر اختیاری محاسبه شود و در نهایت اقلام تعهدی اختیاری با کسر کردن اقلام تعهدی غیر اختیاری از مجموع اقلام تعهدی به دست می آید.
|DACCit|=|TACCit-NDACCit|:مجموع اقلام تعهدی شرکتi در پایان سالt تقسیم شده بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
:اقلام تعهدی غیر اختیاری شرکتi در پایان سالt که بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1 تقسیم شده است.
برای محاسبه اقلام تعهدی اختیاری ابتدا باید مجموع اقلام تعهدی اختیاری شرکت در سال مورد نظر محاسبه شود. پس از محاسبه مجموع اقلام تعهدی، باید اقلام تعهدی غیر اختیاری محاسبه شود و در نهایت اقلام تعهدی اختیاری با کسر کردن اقلام تعهدی غیر اختیاری از مجموع اقلام تعهدی به دست می آید. مجموع اقلام تعهدی به شکل زیر محاسبه می گردد:
TACCit= ∆CAit-β1∆CLit+∆CASHit+∆STDEBTit+DEPTNit:مجموع اقلام تعهدی شرکتi در زمانt.
:تغییر در دارایی های جاری در دورۀt.
:تغییر در وجوه نقد طی دورهt.
:تغییر در حصه جاری بدهی های بلند مدت و سایر بدهی های کوتاه مدت طبقه بندی شده در بدهی های جاری طی دورهt.
:هزینه استهلاک دارائی های ثابت و دارایی های نا مشهود در دورهt.
اقلام تعهدی اختیاری معادل تفاوت بین مجموع اقلام تعهدی و اقلام تعهدی غیر اختیاری می باشد. به منظور برآورد اقلام تعهدی غیر اختیاری ابتدا مدل تعدیل شده جونز به شکل زیر تخمین زده می شود:
TACCit= α0(1/Ait-1)-α1∆REVit-1+α2∆RECit+∆PPEit+DEPTNit+εit:مجموع اقلام تعهدی شرکتi در پایان سالt تقسیم شده بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
: مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
:تغییر در درآمد شرکتi طی سالt تقسیم شده بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
:تغییر در خالص دریافتنی های شرکتi در پایان سالt تقسیم شده بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
:اموال، ماشین آلات و تجهیزات شرکتi در پایان سالt تقسیم شده بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1.
معادله فوق با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی برای هر صنعت تخمین زده می شود. سپس پارامترهای به دست آمده از این رگرسیون ها برای تخمین اقلام تعهدی غیر اختیاری به شکل زیر مورد استفاده قرار می گیرد:
NDACCit= α0(1/Ait-1)-α1∆REVit-1+α2∆RECit+α3∆PPEit+εit
:اقلام تعهدی غیر اختیاری شرکتi در پایان سالt که بر مجموع دارایی های شرکت در پایان سالt-1 تقسیم شده است.
در نهایت، اقلام تعهدی اختیاری به شکل زیر محاسبه می گردد:
|DACCit|=|TACCit-NDACCit|جریان نقد عملیاتی(CFO): شامل جریان های نقدی ورودی و خروجی ناشی از فعالیت های عملیاتی و نیز آن دسته ای از جریان های نقدی است که ماهیتا به طور مستقیم ارتباط با سایر طبقات جریان های نقدی صورت جریان وجوه نقد نباشد.
EQ=1=باشد میانگین مقدار از کمتر سود کیفیت اگر0=باشد میانگین مقدار از بیشتر سود کیفیت اگر1-8 قلمرو تحقیق
1-8-1 قلمرو موضوعی تحقیق
قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی نقش مکمل جریان نقد عملیاتی در توضیح بازده سهام می باشد.
1-8-2 قلمرو مکانی تحقیق
قلمرو مکانی در این پژوهش بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-8-3 قلمرو زمانی تحقیق
مبنای زمانی در این تحقیق از ابتدای سال 1387 تا پایان سال 1392 می باشد.
1-9 جامعه آماری
برای درک و روشن شدن هدف هر پژوهش ابتدا باید جامعه مورد مطالعه تعریف شود. در هر بررسی آماری، جامعه، مجموعه‌ای است که می‌خواهیم درباره آن استنباطی به عمل آوریم. جامعه ترکیبی از تمام مواردی است که با خصوصیت مشخصی تطبیق می‌کنند. جامعه باید بر حسب محتوی، حدود و زمان تعیین شود. حدود هر جامعه پژوهش بر پایه تعریفی که از آن ارائه می‌شود، مشخص می‌گردد و تعریف با تلفیق ویژگی‌های مشترکی که عناصر هر جامعه داراست و برای پژوهش مهم و قابل توجه‌اند، بیان می‌شود. کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بین سالهای 1387 الی 1392، جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل می‌دهند.
1-10 نمونه آماری
نمونه و نمونه‌گیری از مهمترین مباحث در آمار اجتماعی است. چه از طرفی با توجه به وسعت جمعیت یا موضوعات مورد مطالعه، محقق ناچار است به نمونه‌گیری بپردازد. از طرفی دیگر، اعتماد یافته‌های یک تحقیق یا صحت نمونه‌گیری آن سنجیده می‌شود تا آنجایی که به نظر والیس و روبرتز دو مفهوم اساسی در آمار اجتماعی، نمونه و جامعه آماری می‌باشند (به نقل از ساروخانی، 1381، ص154). در این تحقیق برای انتخاب نمونه آماری از روش حذف سیستماتیک (تکنیک غربالگری) استفاده شده است. به منظور انتخاب نمونه آماری، شرکت‌هایی که دارای ویژگی‌های زیر بودند به عنوان نمونه انتخاب و بقیه حذف گردیدند:
به واسطه لزوم محاسبه متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات، در مورد هر شرکت اطلاعات کامل هر یک از شرکتها در رابطه با متغیرهای مورد مطالعه وجود داشته و افشاء شده باشد.
شرکتها در طول دوره تحقیق وقفه عملیاتی بیش از شش ماه نداشته باشند.
نظر به اینکه ماهیت اقلام صورتهای مالی متأثر از ماهیت و نوع فعالیت شرکتهاست از این رو به منظور برخورداری از ویژگی یکنواختی و افزایش قابلیت مقایسه‌ای اطلاعات، شرکتها واسطه مالی نباشند. پس موسسات مالی، سرمایه گذاری و بانکها در نمونه آورده نمی‌شوند.
به جهت همسانی تاریخ گزارشگری، حذف اثرات فصلی و افزایش قابلیت مقایسه‌ای اطلاعات، دوره مالی شرکتها مختوم به 29 اسفند ماه هر سال باشد و در طول دوره تحقیق تغییر سال مالی نداده باشند.
1-11 تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی
جریان نقد عملیاتی : وجه نقد ایجاد شده در نتیجه عملیات شرکت است، که معمولاً با کسر شدن همه هزینه‌های عملیاتی از درآمدها بدست می‌آید، اما مجموعه‌ای از تعدیلات بر روی سود خالص صورت می‌گیرد.
صورت جریان وجه نقد تهیه شده براساس اصول پذیرفته شده حسابداری آمریکا، با سود بعد از مالیات و اقلام استثنایی آغاز می‌گردد و سپس تعدیلاتی بابت هزینه استهلاک دارایی‌های ثابت، سود (زیان) غیرعملیاتی فروش دارایی‌های ثابت، تغییرات سرمایه در گردش، تغییرات بهره پرداختنی و مالیات بر درآمد پرداختنی و درآمد سرمایه‌گذاری انجام می‌شود. در حالی‌که صورت جریان وجه نقد با سود قبل از مالیات و اقلام غیرمترقبه و براساس استانداردهای براساس استانداردهای گزارشگری مالی بین‌المللی حسابداری با سود عملیاتی آغاز می‌شود.
جریان نقد عملیاتی وجوه نقدی است، که شرکت از طریق انجام فعالیت‌های تجاری خود ایجاد می‌کند. جریان نقد عملیاتی را می‌توان برای کنترل کیفیت سود سهام شرکت‌ها مورد استفاده قرار داد. برای مثال، اگر یک شرکت در صورت سود و زیان خود، سود گزارش کند، اما جریان نقد عملیاتی آن منفی باشد، ممکن است از تکنیک‌های حسابداری جسورانه استفاده کرده باشد.
1-12 ساختار کلی تحقیق
در فصل اول به بیان مسأله تحقیق، ضرورت انجام آن و اهداف تحقیق پرداخته شد. در ادامه متغیرها و فرضیه ها و قلمرو تحقیق ارائه گردید و در انتها نیز تعریف مختصری از برخی واژگان کلیدی در این تحقیق ارائه شد. در فصل دوم، ابتدا ادبیات موضوعی تحقیق به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد و در انتهای آن نیز پیشینه تحقیق بیان می گردد. در فصل سوم، روش مورد استفاده برای تحلیل فرضیه ها به طور کامل شرح داده می‬شود. در فصل چهارم، تجزیه و تحلیل آماری داده‬ها انجام خواهد شد و در نهایت در فصل پنجم، نتایج تحلیل‬ها و نیز پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ارائه می شود.
1012825206375فصل دوم
ادبیات تحقیق
00فصل دوم
ادبیات تحقیق

2-1 مقدمه
تحلیلگران و سرمایه گذاران با توجه به تئوری نمایندگی در پی استفاده از روش های نوین جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها می باشند. در گذشته بیشتر تحقیقات با استفاده از اطلاعات تاریخی موجود در ترازنامه و روش های سنتی انجام می پذیرفت، اما با پیچیده شدن فعالیت های اقتصادی، تنوع تصمیم ها و امکان دستکاری اقلام ترازنامه توسط مدیران جهت نشان دادن عملکرد بهتر از خود و دریافت پاداش اکنون بیشتر از روش های نوین که تا حد امکان دستکاری داده ها وجود نداشته باشد، استفاده می شود. از جمله معیارهایی که در تحقیقات داخلی کشورمان کمتر استفاده شده است جریان وجوه نقد آزادشرکت(FCFF) می باشد. جریان نقد آزاد معیاری برای اندازه گیری ارزش و عملکرد شرکت ها می باشد و نشان دهنده وجوه نقدی است که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی ها در اختیار دارد و قابل توزیع بین سرمایه گذاران می باشد. منظور از آزاد به این معنا نیست که شرکت حتماً باقیمانده وجه نقد را بین سرمایه گذاران توزیع خواهد کرد ، بلکه نحوه استفاده از آن به نظر هیأت مدیره و سیاست های شرکت بستگی دارد. در استفاده از این معیار می بایست به این نکته توجه داشت که در پاره ای از موارد به ویژه در شرکت های جدیدالتأسیس ممکن است جریان نقد آزاد منفی باشد که می تواند نشانه سرمایه گذاری زیاد شرکت در دارایی های آن طی سال های اولیه باشد. جنسن نخستین شخصی بود که با توجه به تضاد منافع بین مالکان و مدیران این معیار را مورد بررسی قرار داد و بیان نمود که مدیران امکان دارد برای حفظ قدرت کنترل ، حفظ منابع تحت کنترل و حفظ منافع خود (پاداش) وجوه نقد مازاد را به صورت سود به سرمایه گذاران پ رداخت نکنند و این وجوه را در پروژه هایی حتی با NPV منفی سرمایه گذاری نمایند.
جریان نقد آزاد هر سهم معیاری است که سودآوری مالی شرکت مورد رسیدگی را از طریق تقسیم جریان نقد آزاد بر تعداد سهام منتشرشده نشان می دهد. معیار مزبور شاخصی برای اندازه گیری تغییر در سود هر سهم است و یک پیش بینی اولیه در رابطه با قیمت آتی سهام را ارائه می نماید. به عنوان مثال، زمانی که قیمت سهام پایین و جریان نقد آزاد در حال افزایش است این احتمال مناسب است که سود خالص و ارزش سهام به زودی افزایش خواهد یافت، زیرا مقدار بالای جریان نقد آز اد هر سهم به این معناست که احتمالاً سود هر سهم نیز می بایست افزایش یابد. جریان نقد حاصل از فعالیت های عملیاتی(CFO) نیز نشانه وجه نقدی است که از فعالیت های مستمر شرکت حاصل شده و این وجوه در موارد گوناگونی طبق نظر هیأت مدیره مورد مصرف قرار می گیرد. با تقسیم این معیار به تعداد سهام جریان نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی برای هر سهم مشخص می گردد.
2-2 مفهوم اقتصادی سود
مفهوم اقتصادی سود همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. آدام اسمیت نخستین اقتصاد دانی بود که سود را به عنوان افزایش ثروت تعریف نمود. بیشتر کلاسیکها بویژه مارشال به پیروی از آدام اسمیت به مفهوم سود توجه کردند و آن را به مفهوم یا تصویری که از شیوه عملیات تجاری یا کسب کار داشتند، مربوط نمودند . برای مثال ،آنها سرمایه ثابت و سرمایه در گردش را از یکدیگرتفکیک نمودند. آنها سرمایه فیزیکی و سود را از یکدیگر تفکیک و بر تحقق سود تاکید نمودند و آن را دلیلی برای شناسایی(ثبت )سود دانستند.
در آغاز سده بیستم ایده هایی در مورد سود ارائه شد. فیشر، لیندال و هیکس درباره ماهیت مفهوم اقتصادی سود یک دیدگاه جدید ارائه کردند. فیشر سود اقتصادی را بدین گونه تعریف کرد:یک سلسله از رویدادها که به حالت های مختلف مربوط می شوند:لذت بردن از سود روانی،سود واقعی و سود پولی.
سود روانی عبارت است از مصرف واقعی شخص از کالاها و خدماتی که موجب لذت روانی و تامین خواسته ها می شوند. سود روانی یک مفهوم روانشناختی است که نمی توان آن را به صورت تقریبی بیان کرد. سود واقعی عبارتست از بیان رویدادهایی که موجب بروز یا افزایش لذت های روانی می شود. سود واقعی را می توان به بهترین شکل ممکن از طریق هزینه زندگی اندازه گیری کرد. به بیان دیگر،با پرداخت پول برای خرید کالا یا خدمات، قبل یا بعد از مصرف،می توان رضایت حاصل شده از طریق لذت روانی ناشی از سود را محاسبه کرد. از اینرو،سود روانی،سود واقعی و بهای زندگی سه مرحله متفاوت از سود هستند. سرانجام سود پولی نمایانگر همه پول هایی است که به قصد مصرف در جهت تامین بهای زندگی دریافت می شوند. به هر حال، سود روانی اساسی ترین پایه سطح سود را تشکیل میدهد وسود پولی مرحله ای از سود است که اغلب آنرا سود می دانند ، فیشر تصور کرد که برای حسابداران سود واقعی (نسبت به بقیه )جنبه عملی و کاربرد بیشتری دارد.
لیندال مفهوم سود را در قالب «سود تضمین شده(بهره)» بیان کرد و مقصود، افزایش مستمر کالاهای سرمایه ای در طول زمان می باشد. این دیدگاه باعث شده که مفهوم پذیرفته شده سود اقتصادی در قالب مصرف به اضافه پس اندازی که انتظار می رود در طی یک دوره زمانی مشخص به وجود آید،مطرح شود. پس انداز برابر است با تغییر در سرمایه اقتصادی.
هیکس اقتصاددان انگلیسی و برنده جایزه نوبل با استفاده از مفاهیم ارائه شده بوسیله فیشر و لیندال، تئوری عمومی «سود اقتصادی» را ارئه نمود که می توان آن را بدین صورت تشریح کرد که سود عبارتست از حداکثر مبلغی که یک شخص می تواند طی یک دوره زمانی مشخص به مصرف رسانید بطوریکه ثروت او در پایان دوره همان ثروت اول دوره باشد.
2-3 پیدایش نظریه کیفیت سود
نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیل گران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد،زیر آنها احساس می کردند سود گزارش شده میزان قدرت سودیک شرکت را آنچنان که در ذهن مجسم می کنند،نشان نمی دهد. آنها دریافتند که پیش بینی سودهای آتی بر مبنای نتایج گزارش شده،کار مشکلی است ضمناً تحلیل گران دریافتند که تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکتها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازه گیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می باشد(اسماعیلی،1385).
سوال اساسی این است که چرا تحلیل گران مالی در ارزیابی خود از سود خالص گزارش شده و یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل) استفاده نمی کنند و جانب احتیاط را رعایت می نمایند.پاسخ این است که در تعیین ارزش شرکت فقط به کمیت سود نگاه نمی شود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. منظور از کیفیت سود زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است.به عبارت دیگر ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظارات ما از آینده شرکت و قدرت سود آوری سالهای آتی و ضریب اطمینان نسبت به سودهای آتی بستگی دارد.
تحلیل گران مالی تلاش می کنند تا چشم انداز سود شرکتها را ارزیابی کنند.چشم انداز سود به ترکیب ویژگیهای مطلوب و نامطلوب سود خالص اشاره دارد.برای مثال ،شرکتی که عناصر و اقلام با ثباتی در صورت سود و زیانش وجود دارد نسبت به شرکتی که این اقلام و عناصر در صورت سود و زیان آن با ثبات نیست،کیفیت سود بالاتری دارد.همین امر به تحلیل گران اجازه می دهد،سود آتی شرکت را باقابلیت اطمینان بیشتری پیش بینی نمایند.
2-4 مفهوم کیفیت سود
وجود زمینه های مناسب برای «دستکاری سود»ناشی از تضاد منافع و همچنین به علت پاره ای از محدودیت های ذاتی حسابداری از جمله الف )نارسایی های موجود در فرآیند برآوردها و پیش بینی های آتی ب)امکان استفاده از روشهای متعدد حسابداری باعث شده است که سود واقعی یک واحد اقتصادی  از سود گزارش شده در صورتهای مالی متفاوت باشد. محققان و دست اندرکاران حرفه حسابداری اهمیت سود به عنوان یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین کننده ارزش شرکت ناگریز به ارزیابی سود گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی می باشند. برای ارزیابی این سود از مفهومی بنام کیفیت سود استفاده می شود(مجیدی، 1385).
در مقالات مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است: یکی ازآنها سودمندی تصمیم گیری و دیگری ارتباط بین این دو مفهوم و سود اقتصادی مد نظر آقای هیکس میباشد. به عبارت دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده، از سود مدنظر آقای هیکس. منظور از بیان صادقانه تطابق بین توصیف انجام شده و آن چیزی که ادعای آن را دارد، می باشد. یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی هیکس میباشد. اما بدلیل آنکه افراد از اطلاعات در تصمیمات متفاوتی استفاده می کنند، امکان ارائه یک تعریف جامع از سود وجود ندارد.
برخی تحلیل گران مالی، کیفیت سود را بعنوان سود عادی و مستمر، تکرارپذیر و ایجاد کننده جریان نقدی حاصل از عملیات میدانند، آنها متعقدند که کیفیت سود رقمی بین سود خالص گزارش شده و جریان نقدی حاصل از عملیات منهای ارقام غیر تکراری میباشد.
تاکنون متخصصان مالی نتوانسته اند به یک محاسبه مستقل از سود که از نظر آنها کیفیت لازم را دارا باشد دست یابند. در این حالت، متخصصان مالی با انجام تعدیلات مناسب، می توانند به یک دامنه که به شکل صحیح تر نشانگر کیفیت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد، دست یابند.بنابراین مفهوم کیفیت سود،یک امر تعریف شده ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت. بلکه مفهومی است نسبی که به ارتباط آن با دیدگاهها و نگرشها بستگی دارد.
دیدگاههای مختلفی در مورد ارزیابی کیفیت سود وجود دارد که ذیلاً تعدادی از آنها مورد بررسی قرار می گیرد.
«هانت» مدیر مالی شرکت جنرال میلزمعتقد است که در ارزیابی کیفیت سود دو مورد ارزیابی می شود:یکی از تناسب داشتن سود فعلی شرکت با سودهای گذشته ودیگری برداشت بازار از کیفیت سود شرکت که در نسبت P/E متجلی می شود.
«هگن» مدیر مالی شرکت دینولدز معتقد است که کیفیت سود را می توان با شناسایی یا حذف اثرات تغییر روشهای حسابداری، اقلام غیر عادی و شرایط بازار یا هزینه های موقتی، اندازه گیری نمود.
«کونولی» دیگر تحلیل گر مالی معتقد است که کیفیت سود را می توان از طریق اندازه گیری ارزش قابل بازیافتنی داراییها ارزیابی کرد.
«والن»مدیرمالی شرکت American broadcasting معتقد است که کیفیت سود را می توان از طریق تفاضل بین سود تورمی و سود گزارش شده اندازه گیری کرد.
 (Sloan,1996) اثبات کرد که شرکتهای با سود گزارش شده بالاتر از جریان وجوه نقد عملیاتی (حجم بالای اقلام تعهدی)، در سالهای آتی یک کاهشی در سود عملیاتی را تجربه خواهند کرد. بنابراین حجم اقلام تعهدی یک شاخص خوب برای کیفیت سود می باشد.
(Michael B .Mikhail,) معتقد است، سودی را که بهتر بتواند جریات نقدی عملیاتی آتی موسسه را پیش بینی کند، با کیفیت تر است.
اگر شرکتی ویژگیهای زیر را دارا باشد، کیفیت سود آن بالا خواهدبود:
روشهای با ثبات محافظه کارانه حسابداری.
جریان درآمد قبل از مالیات ناشی از فعالیتهای عملیاتی و تکرارپذیر.
کسب سطحی از سود خالص و نرخ رشد، مستقل از ملاحظات مالیاتی(مثل کاهش نرخ مالیات که منجر به معافیت مالیاتی می شود).
داشتن سطح مناسبی از بدهی.
سود شرکت ناشی از تورم نباشد.
همانطور که ملاحظه گردید،تعریف یکسانی از واژه کیفیت سود وجود ندارد.بسیاری از تحقیقات انجام شده در کشورهای توسعه یافته مؤید این مطلب است که سود خالص گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی دارای محتوای اطلاعاتی است.ولیکن در رابطه با تعریف یکسانی از سود توفیق چندانی حاصل نگردیده است. لذا،سوال اساسی این است که چگونه می توان ایرادهای وارده بر سود را مرتفع ساخت و به عبارت دیگر سودی را گزارش نمود که امکان ارزیابی را فراهم نموده و توان سودآوری بنگاه اقتصادی را نشان دهد. چنین سودی که اصطلاحا سود کیفی نامیده می شود در تصمیمات اقتصادی نقش بسیار مهمی دارد و استفاده از آن در شرایط کنونی ایران حائز اهمیت فراوان است .
 
2-4-1 اهمیت ارزیابی کیفیت سود
کیفیت سود و بصورت عام تر کیفیت گزارشگری مالی مورد علاقه کسانی است که گزارشات مالی برای تصمیم گیریهای سرمایه گذاری و انعقاد قراردادهای مختلف استفاده می کنند.علاوه بر این میتوان گفت که از دیدگاه تدوین کنندگان استاندارد کیفیت گزارشات مالی به صورت غیر مستقیم نشان دهنده کیفیت استانداردهای گزارشگری مالی می باشد. سود گزارش شده و روابط بدست آمده از آن معمولاً در قراردادهای حقوق و پاداش و قراردادهای استقراض استفاده می شوند. تصمیم گیری برای قراردادی که براساس کیفیت سود پایین باشد باعث انتقال ناخواسته ثروت خواهد شد. برای مثال سودهای بیش از حد نشان داده شده که به عنوان معیار ارزیابی عملکرد مدیریت قرار می گیرد. منجر به تعلق حقوق و مزایای بیش از اندازه به مدیریت خواهد شد. به گونه ای مشابه،سودهای متورم ممکن است ورشکستگی ناگهانی شرکت شرکت را پنهان سازد که این خود باعث اعتبار دادن نادرست از سوی اعتبار دهندگان خواهد شد( ظریف فرد، 1378).
از دیدگاه سرمایه گذاری کیفیت سود پایین مطلوب نمی باشد.چرا که نشانگر وجود ریسک در تخصیص منابع به آن بخش می باشد کیفیت سود پایین کارایی نداشته چرا که باعث کاهش رشد اقتصادی از طریق تخصیص نادرست سرمایه ها خواهد شد. از طرفی کیفیت سود پایین باعث انحراف منابع از طرح های با بازدهی واقعی به طرح های با بازدهی غیر واقعی شده که کاهش رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت.
بالاخره اینکه زمانی که تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری در جستجوی باز خورد استانداردها در مورد اینکه آیا استانداردهای تدوین شده کارا بوده اند یا خیر،می باشند به خروجی های سیستم حسابداری از جمله سود گزارش شده توجه خواهند کرد.معیار ارزیابی کارایی مطابق چارچوب مفهومیFASB سودمندی تصمیم می باشد علاوه بر آن می توان میزان بیان صادقانه سود حسابداری گزارش شده از سود تعریفی هیکس را به عنوان معیار ارزیابی درنظر گرفت.
2-4-2 معیارهای اندازه گیری کیفیت سود
از آنجا که تعریف یکسانی از کیفیت سود وجود ندارد ، لذا معیار ارزیابی یکسانی نیز وجود ندارد . بطور کلی معیارهای ارزیابی کیفیت سود و اجزای مربوط به آن را که در سال 2002 توسط توسط کاترین و وینسنت (Katherin & Vincent , 2002 ) ارائه شده به صورت جدول زیر طبقه بندی کرد:
70485-41910جدول 2-1 معیارهای اندازه گیری کیفیت سود (Katherin & Vincent , 2002 )
00جدول 2-1 معیارهای اندازه گیری کیفیت سود (Katherin & Vincent , 2002 )

معیار های ارزیابی اجزای مربوطه
الف )مفهوم کیفیت سود مبتنی بر سری زمانی ویژگی های سود 1.پایداری
2.قابلیت پیش بینی
3. نوسان پذیری
ب )مفهوم کیفیت سود بر اساس رابطه بین سود و اقلام تعهدی و وجه نقد 1. نسبت وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی به سود
2.تغییر در کل اقلام تعهدی
3.پیش بینی اجزا اختیاری اقلام تعهدی به کمک متغیر های حسابداری
4.پیش بینی روابط بین اقلام تعهدی و جریان های نقدی
ج) مفهوم کیفیت سود بر اساس ویژگی های کیفی چاچوب نظری هیات استاندارد های حسابداری مالی (FASB) 1.مربوط بودن و قابلیت اتکا
د )مفهوم کیفیت سود بر اساس تاثیر گذاری در تصمیم 1. قضاوتها و برآوردها ، معیاری معکوس از کیفیت سود .
2. رابطه معکوس بین کیفیت سود و تغییر استاندارد های حسابداری  .
2-4-3 تحلیل کیفیت سود
حرفه حسابداری آمریکاو SEC سالها در تلاشند تا سیستم جامع و کاملی از رویه های حسابداری در جهان تدوین نمایند.بنابراین یک فاصله با اهمیت (فاصله مورد انتظار) بین آنچه که سرمایه گذاران و اعتباردهندگان انتظار دارند و آنچه که حرفه حسابداری می تواند فراهم نماید، وجود دارد این فاصله مورد انتظار تا اندازه ایی وجود دارد زیرا عموماً شرکتها در انتخاب اصول و برآوردهای حسابداری که بر نتایج مالی گزارش شده تاثیر می گذارند دارای اختیاراتی می باشند.براساس GAAP، میزان اختیارات یک شرکت در تهیه صورتهای مالی،بوسیله دو اصل اساسی محافظه کاری  وبی طرفی  کنترل می شود. در حالیکه اغلب عملاً این دو اصل نادیده گرفته می شوند.
با اینکه، کارکنان حسابداری بایستی رویه هایی را بکار گیرند که محافظه کارانه و بی طرفانه باشد اما در عمل انگیزه های رقابتی بر انتخاب مدیریت رویه هاو برآوردهای حسابداری تاثیر می گذارند. به دلیل همین انگیزه های رقابتی،بعضی از شرکتها اعداد حسابداری را به منظور برآورده کردن اهداف مدیریت دستکاری می کنند. یعنی در این زمینه،شرکتها در ارائه نتایج مالی،تکنیکهای مدیریت سود(بیشتر یاکمتراز واقع نشان دادن)را بکار می گیرند. بنابراین شناسایی شرکتهایی که بطور قابل ملاحظه ایی سود آوری واقعی خود را بیان نمی کنند به یک چالش تبدیل شده است.
برای مثال موسسه میکرو استراتژی از سال 1998 تا 2000 تا حدودی سیاست شناخت درآمد زودتر از موعد را پذیرفته است. این موضوع با اینکه مغایرت تکنیکی باGAAP ندارد اما باعث بیشتر از واقع نشان دادن قابلیت سود آوری شرکت شده است. شرکت انرون سیاست تامین مالی خارج از ترازنامه 3را برای پنهان کردن زیان خود بکار گرفته بود. که این موضوع باعث رسوایی گزارشگری مالی در طول تاریخ گردید و آنهایی که در طول این دوره در سهام شرکت انرون سرمایه گذاری کرده بودند نزدیک به 100 درصد ارزش سرمایه گذاری خود را از دست دادند.
نقش حسابرسان مستقل در ارتباط با کیفیت سود
در پاسخ به افزایش توجهات قانون گذاران، سرمایه گذران و عموم مردم به قابلیت اتکاء صورتهای مالی حسابرسی شده و کیفیت گزارشات مالی،SEC در خواست کرد که هیأت نظارت عمومی (POB) اثرات تحولات اخیر در حسابرسی بر کیفیت حسابرسی و منافع مردم را ارزیابی کند.در اکتبر 1998، POB طرح حسابرسی اثر بخش را برای انجام این ماموریت ارائه داد. توصیه ها و گزارش نهایی طرح که در اگوست 2000 منتشر شد، توجهات و ملاحظات متعددی شامل خدمات غیر حسابرسی بر استقلال حسابرس و رابطه بین مدیریت سود و کیفیت سود را بیان و اعلام نمود.
POB)) اشاره می کند که در سالهای اخیر رشد قابل توجهی در خدمات غیر حسابرسی مشاهده می شود بطوریکه درآمد برخی شرکتهای حسابرسی بزرگ از بابت خدمات غیر حسابرسی بیشتر از درآمد حسابرسی است.برخی از اعضای POB معتقدند که انجام خدمات غیر حسابرسی در قبال حق الزحمه های بالا باعث خدشه دار شدن استقلال حسابرس می شود. در آمریکا شواهد تجربی مؤید این است که بین کیفیت حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی رابطه وجود دارد. در پی این شواهدSEC قوانین و مقررات مربوط به استقلال حسابرس را در سال 2001 بازنگری کرد و شرکتهای سهامی عام را ملزم نمود تا میزان حق الزحمه پرداختی چه از بابت خدمات حسابرسی و چه از بابت خدمات غیر حسابرسی به حسابرسان مستقل، اعلام دارند. هدف از افشاء مذکور این است که به استفاده کنندگان صورتهای مالی این فرصت را بدهد تا خودشان نتیجه گیری راجع به اثرات خدمات غیر حسابرسی بر استقلال حسابرسی داشته باشند و این افشاها بر رفتار حسابرسان نیز اثر می گذارد.
بطورکل این معیار جدید افشاء(افشاء میزان حق الزحمه) وضع شده توسط SEC عنوان می نماید که حق الزحمه بالای خدمات غیر حسابرسی پرداخت شده توسط صاحبکار به حسابرسان آنها، می تواند استقلال حسابرس را به خطر بیندازد و کیفیت حسابرسی و در نتیجه کیفیت سود را
کاهش دهد.
2-4-4 تحلیل بنیادی کیفیت سود
موسسه G–ient با استفاده از نسبتها و دیگر ابزارهای تحلیل بنیادی به دنبال کسب شواهدی از کیفیت پایین سود بودند. برخی از مهمترین فاکتورهایی که گروه تحلیلیG–ient در ارزیابی کیفیت سود مورد توجه قرار دادند به قرار ذیل می باشند:
الف)تولید جریان نقدی: یکی از مهمترین شاخص های کیفیت سود،سطح جریان نقدی تولید شده توسط شرکت می باشد. به زبان ساده، با اینکه می توان سود را دستکاری نمود اما غیر ممکن است که بتوان جریان نقدی را دستکار نمود. یک روش درک اهمیت جریان نقدی،تجزیه سود خالص به جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی می‌باشد.یعنی:
اقلام تعهدی +جریان وجوه نقد عملیاتی=سود خالص
همانطور که در بالا نیز گفته شد،تحقیقات دانشگاهی نشان می دهند که کیفیت سود به سطح اقلام تعهدی منعکس شده در سود بستگی دارد.
جریان وجوه نقد عملیاتی گزارش شده در صورت جریان وجوه نقد، یک شاخص عالی برای کیفیت سود می باشد. برخی معیارهای مهم جهت بررسی جریان وجوه نقد عبارتند از:
   سطح جریان وجوه نقد عملیاتی به سود عملیاتی(OCF/OI)
    سطح جریان وجوه نقد شناور به سود خالص
ب)کیفیت حسابهای دریافتنی: تحلیل کیفیت حسابهای دریافتنی و درآمد شرکت دید روشنی در مورد یکی ا ز اجزاء اصلی کیفیت سود یعنی کیفیت درآمدها ارائه می نماید. بطورکلی،درآمد شناسایی شده که بر اساس محافظه کاری شناسایی شده باشد منجر به کیفیت سود بالا خواهد شد. در حالیکه درآمدی که بر اساس حسابداری جسورانه شناسایی شده باشد منجر به کیفیت سود پایین خواهد شد. برخی از مهمترین موارد ارزیابی کیفیت حسابها دریافتنی عبارتند از:
 سطح و تغییر در حسابهای دریافتنی نسبت به فروش.   سطح و تغییر ذخیره ای برای مطالبات سوخت شده.  روش برآورد بدهی های سوخت شده و اینکه چگونه می تواند سود گزارش شده را تحت تاثیر قرار دهد.
 روشهای بیان شده شرکت برای شناسایی درآمد در مقایسه با دیگر شرکتهای صنعت.ج)کیفیت ]اندازه گیری [ موجودی کالا: کیفیت اندازه گیری موجودی کالای شرکت مستقیماً به محافظه کاری و بی طرفی در محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته بستگی دارد. بویژه، اگر بهای تمام شده کالای فروش رفته شرکتی کمتراز واقع ارائه شده باشد آنگاه سودآوری شرکت بالاتر از واقع گزارش می شود و بالعکس. در هنگام ارزیابی کیفیت اندازه گیری موجودی کالا، مهمترین مواردی که بایستی مورد توجه و بررسی قرار گیرند، عبارتند از:
سطح و تغییر در کل موجودیهای کالا نسبت به فروش، روند حاشیه فروش، روش ارزیابی موجودیهای کالاو چگونگی تاثیر آن بر سود گزارش شده، رابطه بین انواع مختلف حسابهای موجودیهای کالا از قبیل مواد خام، کالای درجریان ساخت و کالای ساخته شده، روش مورد عمل شرکت برای اندازه گیری و ارائه موجودیهای کالا در مقایسه با دیگر شرکتهای صنعت.
د)کیفیت حساب دارایی های ثابت: محافظه کاری و بی طرفی در حساب دارایی های ثابت شرکت می تواند بر سود گزارش شده تاثیر داشته باشد. برای مثال، در نظر گرفتن عمر مفید بالا برای دارایی های ثابت می تواند سود خالص را افزایش دهد بدون اینکه سود آوری واقعی شرکت بهبود یافته باشد در هنگام بررسی کیفیت حساب دارایی ثابت، مهمترین زمینه هایی که بایستی مورد بررسی قرار گیرند عبارتند از:
 کفایت هزینه های استهلاک، تغییر در روشهای استهلاک،شواهدی از داراییهای معیوب، عمر مفید داراییهای ثابت شرکت،ظرفیت مورد استفاده.
ه) کیفیت بدهیهاو افشاء: کیفیت حسابهای بدهی نیز برای درک کیفیت سود حیاتی و مهم می باشند.بویژه، بدهیها بایستی بطور بی طرفانه و به دور از هرگونه جانبداری گزارش شوند. در غیر اینصورت، کیفیت سود خدشه دار می شود.
در ارزیابی کیفیت بدهیها، برخی از مهمترین مسائلی که بایستی مورد توجه قرار گیرند عبارتند از: مفروضات بکار رفته در مورد بدهی های تحقق یافته و ثبت نشده، علائمی از تامین مالی خارج از ترازنامه ، افشاء مفصل بدهیهایی که تحقق یافته اما ثبت نشده اند، رویه های مورد عمل در ارتباط با مخارج سرمایه ای، علائمی از دعاوی حقوقی.
و) ارزیابی فعالیتهای مدیریت سود: در هنگام ارزیابی اهمیت فعالیتهای مدیریت سود،برخی از مهمترین زمنیه هایی که بایستی مورد بررسی قرار گیرند، عبارتند از: تغییر در رابطه بین درآمدهای تحقق یافته و تحقق نیافته، کثرت و زمانبندی معامله سهام با تضمین خرید توسط شرکت (buy back) که ممکن است منجر به افزایش سود هر سهم شود، انتقال هزینه ها به دیگر بخش های صورت سود(زیان) به منظور افزایش سود عملیاتی یا حاشیه فروش.
ز) محیط رقابتی: محیطی که شرکت در آن فعالیت می کند می تواند بطور بالقوه ای اثر مثبت یامنفی بر کیفیت سود داشته باشد. برای مثال، رشد سریع تکنولوژی در صنعت کامپیوتر می تواند منجر به افزایش کالاهای ناباب وبلا استفاده  گردد. درمقابل، تغییر تکنولوژی در بخش صنعتی خیلی آهسته تر و کندتر می باشد. بنابراین برای این قبیل صنایع تغییر تکنولوژی یک فاکتور مهم در ارزیابی کیفیت سود نمی باشد. بدین ترتیب، شرکت هایی که در صنایع با رشد تکنولوژی با لافعالیت می کنند نسبت به شرکتهایی که در صنابع با رشد تکنولوژی تقریباً ثابت فعالت می کنند، بیشتر مستعد رویارویی با مسائل کیفیت سود می باشند .برخی از مهمترین مسائلی که بایستی در ارتباط با محیط رقابتی مورد توجه قرار گیرند، عبارتند از: موقعیت رقابتی صنایع ، شرایط اقتصادی ، سرعت تغییر در تکنولوژی که ممکن است بر محصولات شرکت تاثیر بگذارد.
و) دیگر فاکتورهای خاص شرکت: فاکتورهای خاص شرکت زیادی وجود دارند که می تواند بر کیفیت سود تاثیر بگذارند. در هنگام ارزیابی کیفیت سود برخی از مهمترین مسائل خاص شرکت که بایستی مورد توجه قرار گیرند، عبارتند از: پیچیدگی ارزیابی حسابها و رویدادها، وسعت و عمق شرکتهای مشتری مدار، سطح و تغییر در هزینه های قانونی،ماهیت هر قرارداد بدهی، معیارهای ارزیابی نقدینگی و توان از پرداخت بدهی،زمانبندی انتشار صورتهای مالی، نرخ رشد شرکت(بلکویی، 1381).
2-5 تعریف مدیریت سود
از مدیریت سود تاکنون تعریف واحدی صورت نپذیرفته است و از دیدگاه‌های مختلف تعاریف متعددی از آن بیان شده است. از دیدگاه شیپر (1989): «مدیریت سود، دخالت عمدی در فرآیند گزارش‌گری مالی خارجی با قصد به دست آوردن سود است».
هیلی و هلن (1999): «مدیریت سود هنگامی رخ می‌دهد که مدیران از قضاوت‌های شخصی خود در گزارش‌گری مالی استفاده می‌کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارش‌گری مالی دستکاری می‌نمایند. این هدف یا به قصد گمراه نمودن برخی از صاحبان سود در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت یا تأثیر بر نتایج قراردادهایی است که انعقاد آن‌ها منوط به دستیابی به سود شخصی می‌باشد، صورت می‌گیرد».
هرچند که این تعریف‌ها در سطح وسیعی مورد پذیرش است، اما کاربرد عملیاتی این تعریف‌ها کمی دشوار است، زیرا موضوع اصلی قصد و نیت و انگیزه مدیریت است که قابل مشاهده نیست.
در ادبیات حسابداری ارائه تعریف روشن از مدیریت سود مشکل است، زیرا مرز میان مدیریت سود و تقلب‌های مال مشخص نمی‌باشد. اگرچه برای حد نهایی مدیریت سود که همانا تقلب محسوب می‌شود تعریف مشخصی (برحسب انگیزه مدیر) وجود دارد که به صورت زیر است:
“تقلب” عبارتست از هرگونه اقدام عمدی یا فریبکارانه یک یا چند نفر از مدیران، کارکنان یا اشخاص غیرقانونی. هدف برخی از تقلبات ممکن است تحریف صورت‌های مالی نباشد. تقلبی که با دخالت یک یا چند نفر از مدیران واحد مورد رسیدگی روی می‌دهد به عنوان “تقلب مدیران” و تقلبی که تنها توسط کارکنان واحد مورد رسیدگی صورت می‌پذیرد به عنوان “تقلب کارکنان” نامیده می‌شود. در هر دو حالت ممکن است تبانی با اشخاص ثالث خارج از واحد مورد رسیدگی نیز وجود داشته باشد (استاندارد حسابرسی، 1385، شماره 24، بند4). به طور کلی تقلب مالی، حذف و یا دستکاری عمدی واقعیات اصلی یا داده‌های حسابداری است که در کنار سایر داده‌های موجود باعث تغییر قضاوت و یا تصمیم‌گیری استفاده کننده از داده‌ها خواهد شد.
2-6 کشف مدیریت سود
یک عامل بنیادی در آزمون مدیریت سود در شرکت‌ها، تخمین عامل اختیار و اعمال نظر مدیران در خصوص تعیین سود است. بررسی ادبیات مبتنی بر مدیریت سود، بیان‌گر وجود رویکردهای متفاوت با شناسه‌های مختلف در تخمین و اندازه‌گیری اختیار مدیریت در تعیین سود گزارش شده است. یکی از مهم‌ترین این رویکردها، مبتنی بر کاربرد اقلام تعهدی اختیاری به عنوان شاخصی برای تعیین و کشف مدیریت سود در واحدهای تجاری است لذا مدلی برای تخمین اجزای اختیاری اقلام تعهدی لازم می‌باشد. اقلام تعهدی اختیاری آن‌هایی هستند که مدیریت بر آن‌ها کنترل دارد و می‌تواند آن‌ها را به تأخیر اندازد و یا حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن‌ها را تسریع نماید. از آنجایی که اقلام تعهدی اختیاری در اختیار مدیریت و قابل اعمال نظر توسط مدیریت است از تعهدی‌های اختیاری به عنوان شاخضی در کشف مدیریت سود استفاده می‌شود. مدل‌های مختلفی برای تفکیک اقلام تعهدی به اجزای اختیاری و غیراختیاری آن توسط محققین مختلف ارائه شده است. در اکثر این مدل‌ها لازم است که حداقل یک پارامتر در دور برآورد که طی آن هیچ مدیریت سودی فرض نمی‌شود، تخمین زده شود(عارف منش، 1385).
2-7 هموارسازی سود
یکی از جنبه‌ها و الگوهای مدیریت سود، هموارسازی سود می‌باشد که توجه زیادی را در ادبیات حسابداری به خود جلب کرده است. به دو دلیل، مطالعاتی که در زمینه هموارسازی سود انجام شده است موفق‌تر از سایر اشکال مدیریت سود می‌باشد: 1) هموارسازی به طور دقیق‌تری تعریف می‌شود: مدیران عملیاتی انجام می‌دهند که زمانی که سود پایین است، سود را افزایش و زمانی که سود بالا است، آن را کاهش دهند. 2) تفاوت بین هموارسازان و غیرهموارسازان به طور موفقیت‌آمیزی در مطالعات مختلف، عملیاتی شده است(همان منبع).
فرضیه هموارسازی سود پیشنهاد می‌کند که سود برای کاهش نوسانات آن حول سطحی که برای شرکت نرمال به نظر می‌رسد به طور آگاهانه دستکاری می‌شود (رونن و سادان، 1981) ، و مدیران در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری از سیاست‌ها و روش‌هایی استفاده می‌کنند که واریانس سود گزارش شده را کاهش دهند. این فرضیه برای اولین بار توسط هپوورد (1953) پیشنهاد شد و بعداً توسط گوردون در سال 1964 توضیح داده شد. هموارسازی سود هدف مشخصی دارد و آن ایجاد جریان باثباتی از رشد سود است. تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط محققین ارائه شده است که در بخش بعدی به آن پرداخته می‌شود.
2-7-1 تعاریف هموارسازی سود
این تصور که شرکت‌ها آگاهانه سود خود را هموار می‌کنند برای اولین بار توسط هپوورد در سال 1953 مطرح شد و توسط گوردون در سال 1964 توسعه یافت. هپوورد (1953) مفهوم هموارسازی را چنین بیان کرد: “منطقی است که مدیران با استفاده از ابزارهای مشخص حسابداری سود خود را هموار کنند.” به صورت دقیق‌تر، گوردون تئوری هموارسازی سود را با بیان چهار فرض زیر ارائه کرد:
1- معیار مدیریت شرکت در انتخاب بین روش‌های حسابداری، به حداکثر رساندن مطلوبیت یا رفاه مدیریت است.
2- مطلوبیت مدیریت با الف) امنیت شغلی او ب) نرخ رشد پاداش و حقوق ج) نرخ رشد اندازه‌ی شرکت افزایش می‌یابد.
3- کسب بخشی از اهداف مدیریت که در فرض 2 بیان شد به رضایت صاحبان سهام نسبت به عملکرد شرکت بستگی دارد.
4- برای مدیران رضایت صاحبان سهام نسبت به رشد سود شرکت (با نرخ متوسط بازده حقوق صاحبان سهام) و ثبات سود ضروری است تا بتوانند اهداف خود را دنبال کنند.
اگر چهار فرض بالا پذیرفته شود، مدیران در محدوده قدرت خود یعنی محدوده پذیرفته شده قوانین حسابداری باید 1) سود گزارش شده را هموار کنند 2) نرخ رشد سود را هموار کنند.
به نظر کاپلاند (1968) هموارسازی سود عبارت است از کاهش تغییرات سالانه سود با انتقال سود در سال‌هایی که سود زیان است به سال‌هایی که سود کم است (استولوی و برتون، 2000). به عقیده بیدلمن (1973) هموارسازی سود عبارت است از کاهش آگاهانه نوسانات سود سطحی که برای شرکت نرمال به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر هموارسازی سود تلاش مدیریت برای کاهش نوسانات غیرعادی سود است که در محدوده خط مشی‌های اصول حسابداری و مدیریت منطقی باشد. گیولی و رونن (1981) عنوان کردند که هموارسازی می‌تواند نوعی پیام باشد که مدیران به وسیله آن از اختیار خود در انتخاب بین روش‌های مختلف در اصول پذیرفته شده حسابداری استفاده می‌کنند تا نوسانات سود طی زمان را حول روندی که به بهترین وجه منعکس کننده انتظارات سرمایه‌گذاران از عملکرد آتی شرکت می‌باشد، کاهش دهند.
موسس (1987) هموارسازی سود را تلاشی برای کاهش نوسانات سود گزارش شده می‌داند. بارتو (1993) بیان می‌کند که هموارسازی سود دو شکل دارد: 1) شکل کاهنده سود، زمانی که سود مورد انتظار به طور موقت باال باشد و 2) شکل افزاینده سود، زمانی که سود پایین‌تر از سود مورد انتظار یا سود سال قبل باشد. آشاری و دیگران (1994) هموارسازی سود را به عنوان عمل داوطلبانه و آگاهانه مدیر برای کاهش نوسانات سود با استفاده از ابزارهای مشخص حسابداری تعریف کردند. به عقیده زارووین (2002) هموارسازی سود عبارت است از مدیریت اقلام تعهدی برای کاهش واریانس سری زمانی سود.
2-7-2 فرصت‌های هموارسازی سود
مدیریت در انتخاب بین روش‌های مختلف به حساب بردن وقایع مالی در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری، اختیارات قابل ملاحظه‌ای دارد. مثلاً در مورد استهلاک روش‌های مختلف پذیرفته شده‌ای وجود دارد که مدیر می‌تواند بین این روش‌ها یکی را انتخاب نماید. همچنین مدیریت می‌تواند فعالیت‌های مالی را زمان‌بندی کند، مثل به تأخیر انداختن یک فروش و یا اینکه مخارج اختیاری انجام دهد. به علت این انعطاف‌پذیری، مدیر می‌تواند به طور سیستماتیک روی سود گزارش شده از سالی به سال دیگر تأثیر گذاشته و آن را هموار کند. به اعتقاد بیدلمن نیز اختیاراتی که در زمینه حسابداری و شمول درآمدها و هزینه‌‌ها وجود دارد فرصت‌هایی را برای هموارسازی ایجاد می‌کند. اندازه و زمان‌بندی درآمدها و هزینه‌های اختیاری نقش مهمی را در فرآیند هموارسازی سود ایفا می‌کند. اقلام اختیاری آن‌هایی هستند که مدیریت بر آ‌ن‌ها کنترل دارد و می‌تواند آن‌ها را به تأخیر اندازد، حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن‌ها تسریع کند. حذف و با کاهش هزینه‌ها و مخارج مربوط به بسیاری از هزینه‌ها طی سال‌های بعد و ناموفق و افزایش آن‌ها در سال‌های خوب و موفق، رویه عمل مطلوبی برای بسیاری از هزینه‌های اختیاری می‌باشد. همچنین تعویق و یا تسریع انواع خاصی از درآمدها در بسیاری از شرکت‌ها رایج است.
2-7-3 انواع هموارسازی سود
ایکل (1981) ادعا کرد که دو نوع هموارسازی سود وجود دارد. هموارسازی طبیعی و هموارسازی آگاهانه یا برنامه‌ریزی شده. هموارسازی برنامه‌ریزی شده که هموارسازی مدیریت نیز نامیده می‌شود به دو نوع 1) هموارسازی واقعی که هموارسازی معاملاتی یا اقتصادی نیز نامیده می‌شود و 2) هموارسازی مصنوعی یا هموارسازی حسابداری تقسیم می‌شود. در شکل زیر انواع مختلف هموارسازی نشان داده شده است:

نمودار 2-1: انواع هموارسازی سود (ایکل، 1981)
هموارسازی طبیعی از فرآیند تولید سود که جریان همواری را ایجاد می‌کند ناشی می‌شود، یعنی فرآیند تولید سود به طور ذاتی سود هموار ایجاد می‌کند که این نوع هموارسازی، مدیریت سود نیست چون هیچ گونه دستکاری در سود وجود ندارد. برعکس هموارسازی آگاهانه سود به عمل آگاهانه مدیریت نسبت داده می‌شود که همانطور که ذکر شد به دو نوع واقعی و مصنوعی تقسی می‌شود:
2-7-3-1 هموارسازی واقعی
هموارسازی واقعی بیانگر عملیات انجام شده توسط مدیریت برای کنترل رویدادهای اساسی اقتصادی است. هورویتز (1977) بیان می‌کند که هموارسازی واقعی بر وجه نقد تأثیر می‌گذارد در حالی که هموارسازی مصنوعی بر وجه نقد تأثیری ندارد.
لمبرت (1984) نیز در توضیح هموارسازی واقعی چنین گفت: مدیریت با آگاهی از این که شرکت تا این زمان چگونه عمل کرده است می‌تواند سود را از طریق تغییر تصمیمات تولید با سرمایه‌گذاری هموار کند. آلبرشت و ریچاردسون (1990) نیز بیان کردند که هموارسازی واقعی زمانی رخ می‌دهد که مدیریت عملیاتی انجام دهد که رویدادهای اقتصادی تولید درآمد یک سازمان را چنان سازمان‌دهی و بنیان نهد که جریان همواری از سود را به وجود آورد. نمونه‌ای از هموارسازی واقعی نظیر تغییر زمان‌ سرمایه‌گذاری و همچنین ارائه تخفیف فوق‌العاده برای افزایش فروش در آخر سال می‌باشد.

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *