مقالات

*149

13658851205865
center-71808500
واحد قزوین
دانشکده غیر انتفاعی کار
گروه حسابداری
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.Sc)
گرایش: حسابداری
عنوان:
بررسی رابطه نقد شوندگی سهام و مدریت سود واقعی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
استاد راهنما:
جناب آقای دکتر بشکوه
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر عالم تبریز
نگارش:
حبیبه نجفی نژاد
زمستان 1393
2263140-72009000
ISLAMIC AZAD UNIVERSITY
Centeral Tehran Branch
Faculty of kar university qazvin – Dempartment of accounting
“M.Sc” Thesis
On accounting
Subject:
The relationship between stock liquidity and real earnings management
Advisor:
Dr. Beshkoh
R–er:
Dr alam Tabriz
By:
Habibeh Najafinejad
Summer 2007
40005-25273000
سپاسگزاری
در اﯾﻨﺠﺎ ﻻزم ﻣﯽداﻧﻢ که از ﮐﻤﮏ ها و مساعدت ﺑﯽدرﯾﻎ اﺳﺘﺎد راهنمای ﮔﺮاﻧﻘﺪرم ﺟﻨﺎب آﻗﺎی دﮐﺘﺮ بشکوه که در ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺮاﺣﻞ اﻧﺠﺎم اﯾﻦ ﭘﺮوژه ﺑﺎ ﺻﺒﻮری ﺗﻤﺎم راهنما و ﭘﺸﺘﯿﺒﺎن بوده و باعث ارتقای علمی پایان نامه اینجانب شدند، ﺳﭙﺎﺳﮕﺰاری ﻧﻤﺎﯾﻢ. همچنین از زﺣﻤﺎت ﻣﺪﯾﺮ ﻣﺤﺘﺮم ﮔﺮوه حسابداری آﻗﺎی دﮐﺘﺮ محمد علی سهمانی که ﺑﺎ ﻧﻈﻢ و صبوری ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﮔﺮوه را بر عهده داﺷﺘﻨﺪ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ. و همچنین از آﻗﺎی دﮐﺘﺮ بیگلر که ﺑﺎ داوری ارزﻧﺪهﺷﺎن ﭘﺎﯾﺎن نامه اﯾﻨﺠﺎﻧﺐ را داوری ﻧﻤﻮدﻧﺪ ﻗﺪرداﻧﯽ ﺑﻌﻤﻞ ﻣﯽآورم.

تقدیم به:
پدر و مادری مهربان
-75565-52197000
1270-254000
فهرست مطالب
عنوانصفحه
TOC h z t “تیتر 1;2;عنوان فصل;1” چکیده: PAGEREF _Toc383247356 h Error! Bookmark not defined.فصل اول: کلیات طرح تحقیق PAGEREF _Toc383247357 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc383247359 h 31-2 تشریح موضوع و بیان مساله PAGEREF _Toc383247360 h 41-3 ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc383247361 h 61-4 ذینفعان (بهرهوران) PAGEREF _Toc383247362 h 61-5 فرضيه ها PAGEREF _Toc383247363 h 61-6 مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرهای آن PAGEREF _Toc383247364 h 71-7 روش تحقیق PAGEREF _Toc383247365 h 91-8 روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc383247366 h 101-9 جامعه آماري و نمونه PAGEREF _Toc383247367 h 101-10 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc383247368 h 101-10-1 قلمرو موضوعی تحقیق PAGEREF _Toc383247369 h 101-10-2 قلمرو زمانی تحقیق PAGEREF _Toc383247370 h 111-10-3 قلمرو مکانی تحقیق PAGEREF _Toc383247371 h 111-11 تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصی PAGEREF _Toc383247372 h 111-12 ساختار تحقيق PAGEREF _Toc383247373 h 12فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc383247374 h 132-1 مقدمه PAGEREF _Toc383247376 h 14بخش اول: مبانی نظری نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247377 h 142-2 اهمیت نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247378 h 142-3 تعریف نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247379 h 152-3-1 نقدشوندگی دارایی ها PAGEREF _Toc383247380 h 172-3-2 نقدشوندگی بازار PAGEREF _Toc383247381 h 182-3-3 وسعت بازار PAGEREF _Toc383247382 h 192-3-4 عمق بازار PAGEREF _Toc383247383 h 192-3-5 برگشت پذیری بازار PAGEREF _Toc383247384 h 202-3-6 نقدشوندگی شرکت PAGEREF _Toc383247385 h 202-4 ارتباط بین مفاهیم نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247386 h 212-5 نقدشوندگی و قیمتگذاری داراییها PAGEREF _Toc383247387 h 222-6 نقدشوندگی و اثرات مشتریان PAGEREF _Toc383247388 h 232-7 راه حل های اندازه گیری نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247389 h 242-7-1 معیارهای مبتنی بر معامله PAGEREF _Toc383247390 h 242-7-2 معیارهای مبتنی بر سفارش PAGEREF _Toc383247391 h 252-7-3 معیارهای نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247392 h 262-7-3-1 تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام PAGEREF _Toc383247393 h 272-7-3-2 هزينههاي فرايند سفارش PAGEREF _Toc383247394 h 272-7-3-3 هزينههاي نگهداري موجودي PAGEREF _Toc383247395 h 272-7-3-4 هزينههاي انتخاب نادرست PAGEREF _Toc383247396 h 272-7-4 معیار نسبی نقدشوندگی مبتنی بر نقدشوندگی سهام فردی و نقدشوندگی بازار PAGEREF _Toc383247397 h 282-7-5 منابع عدم نقدشوندگی PAGEREF _Toc383247398 h 282-7-6 انواع بازارها PAGEREF _Toc383247399 h 292-7-6-1 بازار سفارش محور PAGEREF _Toc383247400 h 302-7-6-2 بازارهای اعلام محور PAGEREF _Toc383247401 h 30بخش دوم: مبانی مدیریت سود PAGEREF _Toc383247402 h 312-8 تعريف مديريت سود PAGEREF _Toc383247403 h 312-8-1 مدیریت سود یا تقلب PAGEREF _Toc383247404 h 322-8-2 انگیزه های مدیریت سود PAGEREF _Toc383247405 h 342-8-3 كشف مديريت سود PAGEREF _Toc383247406 h 412-8-4 محرك‌هاي مديريت سود PAGEREF _Toc383247407 h 432-8-5 اقلام تعهدي PAGEREF _Toc383247408 h 442-8-6 بررسي مدل‌هاي مختلف تفكيك اقلام تعهدي به اختياري و غير اختياري PAGEREF _Toc383247409 h 452-8-7 جنبه‌هاي مديريت سود (تمايز بين شكل‌هاي مختلف مديريت سود) PAGEREF _Toc383247410 h 472-8-8 اندازه‌گيري مديريت سود PAGEREF _Toc383247411 h 492-8-9 مدیریت سود واقعی PAGEREF _Toc383247412 h 53بخش سوم: پیشینه پژوهش PAGEREF _Toc383247413 h 552-9 پیشینه پژوهش های خارجی PAGEREF _Toc383247414 h 552-9-1 پیشینه پژوهش های داخلی PAGEREF _Toc383247415 h 61فصل سوم: روش شناسی پژوهش PAGEREF _Toc383247416 h 663-1 مقدمه PAGEREF _Toc383247418 h 673-2 روش پژوهش PAGEREF _Toc383247419 h 673-3 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc383247420 h 673-4 جامعه و نمونه آماري PAGEREF _Toc383247421 h 673-5 گردآوري اطلاعات PAGEREF _Toc383247422 h 683-6 مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغيرها PAGEREF _Toc383247423 h 693-7روش‌ها و ابزار تحليل داده‏ها PAGEREF _Toc383247424 h 713-8 روش‌های آماری آزمون فرضیه ها PAGEREF _Toc383247425 h 723-9 رگرسیون چند متغیره PAGEREF _Toc383247426 h 723-9-1 ضريب تعيين و ضريب تعيين تصحيح شده PAGEREF _Toc383247427 h 733-9-2 مفروضات رگرسیون خطی PAGEREF _Toc383247428 h 743-9-3 آزمون استقلال خطاها PAGEREF _Toc383247429 h 753-9-4 آزمون مناسب بودن مدل PAGEREF _Toc383247430 h 753-9-5 آزمون معنادار بودن ضرايب PAGEREF _Toc383247431 h 753-10 بررسی ساختار دادههاي تركيبي و انواع مدلهاي آن PAGEREF _Toc383247432 h 763-10-1 آزمون چاو PAGEREF _Toc383247433 h 773-10-2 آزمون هاسمن PAGEREF _Toc383247434 h 773-11خلاصه فصل PAGEREF _Toc383247435 h 78فصل چهارم: یافته‌های پژوهش PAGEREF _Toc383247436 h 794-1 مقدمه PAGEREF _Toc383247438 h 804-2 آمار توصیفی داده ها PAGEREF _Toc383247439 h 804-3 آمار استنباطی PAGEREF _Toc383247440 h 824-3 -1 آزمون پایایی متغیرها PAGEREF _Toc383247441 h 824-3-2 تعيين مدل مناسب براي تخمين مدل رگرسيون PAGEREF _Toc383247442 h 834-3-3 آزمون فروض کلاسیک رگرسیون PAGEREF _Toc383247443 h 854-3-3-1 آزمون نرمال بودن PAGEREF _Toc383247444 h 854-3-3-2 آزمون استقلال خطاها PAGEREF _Toc383247445 h 854-3-3-3 بررسی نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc383247446 h 864-3-3-3-1 مدل رگرسیونی اول PAGEREF _Toc383247447 h 864-3-3-3-2 مدل رگرسیونی دوم PAGEREF _Toc383247448 h 874-3-3-3-3 مدل رگرسیونی سوم PAGEREF _Toc383247449 h 884-3-3-3-4 مدل رگرسیونی چهارم PAGEREF _Toc383247450 h 884-3-3-4 ناهمسانی واریانس ها PAGEREF _Toc383247451 h 894-3-3-5 آزمون هم خطی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc383247452 h 904-4 نتایج حاصل از برازش مدل های رگرسیونی PAGEREF _Toc383247453 h 904-4-1 آزمون فرضیه اصلی PAGEREF _Toc383247454 h 904-4-2 آزمون فرضیه فرعی اول PAGEREF _Toc383247455 h 924-4-3 آزمون فرضیه فرعی دوم PAGEREF _Toc383247456 h 944-4-4 آزمون فرضیه فرعی سوم PAGEREF _Toc383247457 h 96فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات PAGEREF _Toc383247458 h 985-1 مقدمه PAGEREF _Toc383247460 h 995-2 نتایج تحقیق PAGEREF _Toc383247461 h 995-2-1 آزمون فرضیه اصلی PAGEREF _Toc383247462 h 995-2-2 آزمون فرضیه فرعی اول PAGEREF _Toc383247463 h 1005-2-3 آزمون فرضیه فرعی دوم PAGEREF _Toc383247464 h 1005-2-4 آزمون فرضیهفرعی سوم PAGEREF _Toc383247465 h 1015-3 محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc383247466 h 1015-4 پيشنهادهاي تحقیق PAGEREF _Toc383247467 h 1025-4-1 پيشنهادهاي منتج از تحقیق PAGEREF _Toc383247468 h 1025-4-2 پيشنهادهاي برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc383247469 h 103فهرست منابع PAGEREF _Toc383247470 h 104پیوست PAGEREF _Toc383247471 h 109
فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه TOC h z t “جدول;1” (جدول 2-1) تفاوت های مدیریت سود و تقلب PAGEREF _Toc383248306 h 33(جدول 2-2) محرك‌هاي مديريت سود PAGEREF _Toc383248307 h 43(جدول 2-3) نمايندگان اقلام تعهدي اختياري PAGEREF _Toc383248308 h 52(جدول 3-1) تعداد شرکت ها نمونه PAGEREF _Toc383248309 h 68(جدول 4-1) آماره های توصیفی متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc383248310 h 81(جدول 4-2) ایم، پسران و شین (IPS) PAGEREF _Toc383248311 h 82(جدول 4-3) مدل های رگرسیونی مربوط به هر فرضیه PAGEREF _Toc383248312 h 83(جدول 4-4) آزمون چاو PAGEREF _Toc383248313 h 83(جدول4-5) آزمون هاسمن PAGEREF _Toc383248314 h 84(جدول 4- 6( آزمون کولموگروف اسمیرنوف PAGEREF _Toc383248315 h 85(جدول4-7) آزمون استقلال خطاها PAGEREF _Toc383248316 h 86جدول(4-8) نتایج حاصل از ناهمسانی واریانس PAGEREF _Toc383248317 h 89(جدول 4-9) آزمون هم‌خطی بین متغیر‌های مستقل PAGEREF _Toc383248318 h 90جدول4-10) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون PAGEREF _Toc383248319 h 92(جدول4-11) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون PAGEREF _Toc383248320 h 93(جدول4-12) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون PAGEREF _Toc383248321 h 95(جدول4-13) نتایج حاصل از برازش معادله رگرسیون PAGEREF _Toc383248322 h 97

فهرست نمودارها
عنوانصفحه TOC h z t “نمودار1;1” (نمودار 2-1) نقدشوندگی در دو بعد قیمت و زمان PAGEREF _Toc383248415 h 18(نمودار 4-1) منحنی اجزاء خطاها – مدل(1) PAGEREF _Toc383248416 h 87(نمودار 4-2) منحنی اجزاء خطاها – مدل(1) PAGEREF _Toc383248417 h 87(نمودار 4-3) منحنی اجزاء خطاها – مدل(2) PAGEREF _Toc383248418 h 88(نمودار 4-4) منحنی اجزاء خطاها – مدل(3) PAGEREF _Toc383248419 h 89
چکیده
هدف اصلی این تحقیق بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شركت هاي پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1391 بوده که حجم نمونه با توجه به روش غربالگري و پس از حذف مشاهدات پرت برابر با 96 شرکت می باشد. در این تحقیق نقدشوندگی سهام به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده تا تاثیر آن بر مدیریت سود واقعی و اجزای آن (مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش ، مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید) مورد بررسی قرار گیرد.
در این تحقیق که از داده‌های پانل(تابلویی) با اثرات ثابت و تصادفی استفاده شده ، نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های شرکت ها با استفاده از رگرسیون چند متغیره در سطح اطمینان 95% نشان می دهد بین نقدشوندگی سهام با مدیریت سود واقعی، مدیریت سود واقعی از طریق دستکاری فروش و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.همچنین این نتایج حاکی از عدم وجود ارتباط معنادار بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید می باشد.
واژگان کلیدی: نقدشوندگی سهام ، مدیریت سود واقعی ، دستکاری فروش، مخارج اختیاری ، سطح غیر عادی تولید
فصل اول:کلیات طرح تحقیق1-1 مقدمه
مديريت سود، برآيند درجه​اي از قابليت انعطاف و اعمال نظري است که مديران در گزارشگري مالي خود دارند. مديران ممکن است از اين قدرت خود براي مديريت فرصت​طلبانه​ي سود يا انتقال اطلاعات محرمانه درباره​ي عملکرد آتي شرکت استفاده نمايند. بيشتر محققين دريافته​اند که مديريت سود با انگيزه​ي گمراه کردن استفاده​کنندگان از صورتهاي مالي و يا انحراف از نتايج قراردادي که بستگي به سوددهي حسابداري دارد انجام مي​شود (آقايي و چالاکي، 1388).
به منظور دستيابي به سطح مورد نظر سود، مديران مي​توانند تا پايان سال صبر کنند و از اقلام تعهدي اختياري براي مديريت سود گزارش شده استفاده نمايند، اما اين راهکار ممکن است اين ريسک را در پي داشته باشد که مقتار سودي که براي دستکاري مدنظر است، از اقلام تعهدي اختياري موجود بيشتر باشد؛ زيرا اختيار در مورد اقلام تعهدي از طريق اصول عمومي پذيرفته شده​ي حسابداري محدود شده است (بارتون و سيمکو، 2002). فرض بر اين است که رويدادهاي اقتصادي اساسي يک شرکت،​ توانايي مديران را براي گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدوديت مي​سازد. در نتيجه، اين امکان وجود دارد که مديران نتوانند از طريق اقلام تعهدي اختياري در پايان سال به سود مورد نظر خويش دست پيدا کنند. مديران مي​توانند از طريق دستکاري فعاليتهاي عملياتي واقعي در طول سال اين ريسک را کاهش دهند (اعتمادي و همکاران، 1389). دستکاري فعاليتهاي واقعي کمتر در معرض محدوديت است، مزيت ديگر، جايگزين نمودن فعاليتهاي واقعي براي دستکاري سود، اين است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر به چنين رفتارهايي توجه مي​کنند. با اين وجود دستکاري فعاليتهاي واقعي چندان بدون هزينه هم نيست، چرا که اين احتمال وجود دارد که جريان​هاي نقدي در دوره​هاي آتي به طور غيرمستيقم (منفي) تحت تأثير اعمالي قرار گيرد که در حال حاضر براي افزايش سود انجام مي​شود (ناظمي اردکاني، 1388).
در پژوهش حاضر، ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی بررسى مى شود. از اين رو، در ادامه این فصل طرح کلی تحقیق شامل فرضيه ها، اهداف تحقیق، متغیرها و تعریف عملیاتی آنها و روش هاى آمارى مورد استفاده به منظور آزمون فرضيه ها تشريح مى شوند.
1-2 تشریح موضوع و بیان مساله
در مدیریت سود واقعی سود واقعی مديران براي دستيبابي به اهداف مربوط به مديريت سود خود، در فعالیتها و تصميمات عملياتي واحد تجاري تغييراتي ايجاد کند. تحقيقات گذشته (گاني، 2005) اين تصميمات عملياتي را در 4 گروه طبقه​بندي مي​کنند:
کاهش هزينه​هاي اختياري تحقيق و توسعه
کاهش هزينه​هاي اختياري تبليغات و فروش
زيان نقدي فروش دارايي​هاي ثابت براي گزارش شود
اضافه توليد براي کاهش بهاي تمام شده کالاي فروش رفته و افزايش فروش​هاي اعتباري، انجام ندادن
برخي فعاليتهاي تحقيق و توسعه که منجر به پروژه​هاي با خالص ارزش فعلي مثبت در آينده مي​شود. انجام ندادن تبليغات در جهت افزايش فروش شرکت. فروش دارايي​هاي ثابت عملياتي که به افزايش بهره​وري و کارايي عمليات واحد تجاري کمک مي​نمايد. بلوکه نمودن سرمايه​ي شرکت در قالب موجودي​ها، افزايش فروش​هاي اعتباري که منجر به کاهش جريانهاي نقدي ورودي به شرکت مي​شود. همه و همه نشان از آن دارد که چهار عمل فوق منجر به کاهش جريانهاي نقدي عملياتي آتي شرکت و در نتيجه افت عملکرد مالياتي آتي شرکت خواهد شد، از اين رو انتظار مي​رود، بين مديريت واقعي سود (که در قالب چهار فعاليت فوق تعميم مي​يابد) و عملکرد عملياتي آتي شرکت رابطه​ي منفي وجود داشته باشد.
بسياري از شواهد موجود پيرامون دستکاري فعاليتهاي واقعي بر کاهش فرصت​طلبانه​ي هزينه​هاي اختياري از جمله هزينه​هاي تحقيق و توسعه تمرکز مي​کنند (براي مثال تحقيقات بوش (1988)؛ بابر و همکاران (1991). اگرچه کاهش از هزينه​هاي اختياري مي​تواند سود را در جهت برآورده ساختن برخي اهداف خاص ارتقا بخشد، اما ريسک کاهش جريانهاي نقدي عملياتي (CFO) آتي را موجب مي​شود؛ زيرا اين عمل به طور کلي جريانهاي خروجي وجه نقد را کاهش مي​دهد و در عوض تأثيري مثبت بر روي جريان نقدي عملياتي جاري دارد. در سالهاي بعدي، اين تأثير مستقيم ممکن است معکوس شود. بايد توجه داشت دستکاري فعاليتهاي واقعي، وسيله​ي تغيير آرايش حساب​ها نيست. مديران در اين روش، زمان انجام عمليات، نحوه​ي تخصيص منابع و يا زمان اجراي پروژه​هاي سرمايه​گذاري را تغيير مي​دهند. فعاليتهاي مديريت سود مبتني بر اقلام تعهدي هيچ پيامد مستقيم جريان نقدي را به همراه ندارد (کوهن و زارويين، 2008).
از سوی دیگر بازار سرمايه در يك كشور از منابع عمده تأمين مالي شركتها و دولتها است و در كشورهايي نظير ايران كه در پي جذب شركتهاي خارجي جهت سرمايهگذاري مستقيم و نيز رونق بورس خود هستند، تقويت آن و شناخت عوامل مرتبط با معامله اوراق بهادار ميتواند انگيزه شركت- هاي داخلي و خارجي را براي ورود به عرصه فعاليت و توسعه سرمايهگذاري افزايش دهد، به نحوي كه تحقق مناسب اهداف عمده توسعههاي مالي و اقتصادي دولت را نيز مهيا كند. ايجاد زمينههاي لازم جهت پاسخگويي بيشتر به نيازهاي سرمايهگذارن و تبديل شدن بورس اوراق بهادار تهران به بورسي مطرح، نيازمند بررسيهاي علمي فراواني است. در این میان یکی از متغیرهایی که به این امر می تواند کمک کند میزان جذابیت شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار و همچنین درجه نقدشوندگی سهام آنها در بورس اوراق بهادار است که باعث می شود سرمایهگذارن در هر زمانی که اراده کنند بتوانند داراییهای خود را با کمترین هزینه به وجه نقد تبدیل کنند. بر طبق مدلهای ارائه شده برای پیش بینی بازده، عوامل زیادی وجود دارد که می توانند بازده سرمایهگذاریهای مختلف را برآورد کند. در این میان نقدشوندگی سهام یکی دیگر از عواملی است که بررسی تاثیر آن بر بازده سهام در بازارهای مختلف از ادبیات و پیشینه قویی برخوردار است و محققان این متغیر را به عنوان یکی از عواملی که میتواند در تعیین بازده نقش مهمی داشته باشد، میشناسند. داراییها و سبد سهام دارای سه ویژگی است که با اداره کردن سبد سهام مرتبط است. این ویژگیها شامل بازده، ریسک، و نقدشوندگی است. بازده به آسانی تعریف و معرفی میشود. اگر چه اندازهگیری ریسک مشکل است، اما با این حال یک مفهوم عملیاتی است. ریسک معمولا به وسیله واریانس و انحراف معیار بازدهها اندازهگیری میشود. در مورد مدل قیمتگذاری داراییها سرمایهای، ریسک سیستماتیک برای یک سهم به وسیله بتا اندازهگیری میشود (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60).
با توجه به مطالب فوق مساله اصلی بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران می باشد.
1-3 ضرورت انجام تحقیقهدف اصلي اين تحقيق بررسی ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران مي باشد. اين تحقيق درصدد است به بررسي شواهد تجربي موجود پرداخته و بدين ترتيب ميزان انطباق واقعيتهاي موجود با نظرات و دلايل مطرح در خصوص نقدشوندگی و مدیریت سود واقعی را بررسي کند با این هدف که يافته هاي اين تحقيق بتواند به فعالان بازار سرمایه ، تصمیم گیرندگان ، تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل بورس اوراق بهادار در تحلیل طرح های سرمایه گذاری در دارایی های مالی و اوراق بهادار با عنايت به عوامل نقدشوندگی و مدیریت سود واقعی ياري رساند ؛ زیرا لحاظ این عامل مهم منجر به انتخاب سبد سرمایه گذاری بهینه با کمینه مخاطره و بیشترین بازدهی می گردد ، ضمن آنکه شفافیت محیط تصمیم گیری و نتایج حاصله را نیز دوچندان می نماید.
1-4 ذینفعان (بهرهوران)سازمان ها و شرکت های زیر می‌توانند از نتایج این پژوهش بهره برداری نمایند:
سازمان بورس و اوراق بهادار ،
شرکت های سرمایه گذاری و کارگزاری ها،
شرکت بورس اوراق بهادار تهران،
سازمان امور مالیاتی کشور،
سازمان حسابرسی و
جامعه حسابداران رسمی ایران
1-5 فرضيه ها
فرضیه اصلی: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه های فرعی
فرضیه فرعی اول: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی سود از طریق دستکاری فروش ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق مخارج اختیاری ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی سوم: بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی از طریق سطح غیر عادی تولید ارتباط منفی(معکوس) معناداری وجود دارد.
1-6 مدل تحقیق و تعریف عملیاتی متغیرهای آندر این پژوهش به منظور آزمون فرضیه ها از مدل های رگرسیونی زیر استفاده می شود:
مدل آزمون فرضیه اصلی
REM it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی اول
Sales Manipulation it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی دوم
Abnormal Discretionary Expenses it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
مدل آزمون فرضیه فرعی سوم
Abnormal Production Cost it = β0+β1 Liquidity it +β2 Cash it +β3Size it +β4LogMB it +β5Growth it +β6ROA it +β7Age it +ԑ it
متغیر وابسته:
مدیریت سود واقعی: از آنجایی که در محاسبه مدیریت واقعی سود،مدیریت واقعی سود ناشی از دستکاری فروش و ناشی از مخارج اختیاری با جز سوم ناشی از سطح غیرعادی تولید همسو و همجهت باشد مدیریت سود ناشی از دستکاری فروش و مخارح اختیاری در منفی یک ضرب می شود.
REM=(-)Sales Manipulation it + (-)Abnormal Discretionary Expenses it+ Abnormal Production Cost it |

که نحوه محاسبه مدیریت سود واقعی ناشی از فعالیتهای فروش، مخارج اختیاری و تولید به شرح زیر می باشد:
دستكاري در فروش(Sales Manipulation it)
روي چودهري (2006) دستكاري در فروش را به صورت تلاشهاي مديريت در جهت افزايش موقتي فروش در طول سال تعريف مي كند كه از طريق ارائه تخفيفات قيمت و يا شرايط اعتباري آسانتر حاصل مي شود و جريانهاي نقدي ورودي را براي فروش را كاهش ميدهد. بنابراين دستكاري در فروش انتظار ميرود به جريانهاي نقدي عملياتي كمتري در دوره جاري منجر گردد. در این تحقيق از الگوي روي چودهري (2006) براي برآورد سطح عادي CFOاستفاده مي شود:
CFOtAt-1 = 1 ( 1At-1)+ 2 ( StAt-1)+3(ΔStAt-1)+t
در نهایت دستکاری فروش بر اساس جزء خطا (t) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
دستكاري در فروش=CFOواقعی – CFOبرآوردی
مخارج اختياري(Abnormal Discretionary Expenses it)
یک نوع دستكاري فعاليتهاي واقعي، كاهش هزينه هاي اختياري است . اگر مديران هزينه هاي اختياري را براي افزایش سود ،كاهش دهند به عنوان مثال هزينه تحقيق و توسعه، تبليغات و هزينه فروش، اداري و تشكيلاتي ، هزينه هاي اختياري به طور غیر عادی کاهش می یابد .
DISXTtAt-1 = 1 (1At-1) + 2 (St-1At-1 ) + t
DISX برابر جمع هزینه های فروش ، اداری و عمومی ،A مجموع دارایی ها در t-1 و s فروش خالص در t-1 است .
در نهایت سطح مخارج اختیاری بر اساس جزء خطا (t) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
سطح مخارج اختیاری =DISXواقعی – DISXبرآوردی
سطح غیر عادی تولید(Abnormal Production Cost it):
براي براورد سطح غیر عادی تولید ، هزینه های تولید به عنوان تابعی از فروش ، تغییرات فروش و تغییرات فروش دوره قبل براورد شده است :
PRODtAt-1=11At-1+α2(StAt-1)+α3(∆StAt-1)+α4(∆St-1At-1)+t PROD، برابر با جمع بهای تمام شده کالای فروخته شده و تغییر در موجودی ها است .
در نهایت سطح غیر عادی تولید بر اساس جزء خطا (t) معادله فوق و فرمول زیر محاسبه می شود:
سطح غیر عادی تولید =PRODواقعی – PRODبرآوردی
متغیرهای مستقل:
Liquidity: نقدشوندگی سهام . آمیهود براي محاسبه نقد شوندگي معيار جدیدي معرفي نمود كه از طريق استفاده از داده هاي روزانه در رابطه با بازده و حجم معامله، قابل ارزيابي است. اين معيار برابر با نسبت قدر مطلق بازده روزانه سهام به حجم معامله در روز است.

در اين معيار R و V به ترتيب برابر با بازده و حجم در روز d از ماه t است و Daysبرابر با تعداد است.
متغیرهای کنترلی
: Cash نسبت وجه نقد و سرمایه گذاری های کوتاه مدت شرکت تقسیم بر جمع دارایی های شرکت در تاریخ ترازنامه.
: Size اندازه شركت شرکت که از طریق لگاریتم طبیعی ارزش دفتری دارایی ها محاسبه می شود.
LogMB: لگاریتم طبیعی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری دارایی های شرکت.
Growth: درصد تغییرات جمع دارایی های شرکت نسبت به دوره قبل.
ROA: بازده دارایی ها که از نسبت سود خالص به جمع دارایی ها محاسبه می شود.
Age: عمر (سن) شرکت که از تفاوت تاریخ تاسیس و دوره مورد بررسی محاسبه می شود.
1-7 روش تحقیقاین تحقیق سعی بر آن دارد که ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی شرکت هاي پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دهد. بنابراین این تحقیق به دلیل اینکه نتایج آن می تواند در تدوین قوانین و مقررات بورس اوراق بهادار مورد استفاده قرار گیرد از نوع تحقیقات کاربردي می باشد. همچنین با توجه به اینکه این تحقیق به دنبال یافتن رابطه بین چندین متغیر می باشد روش شناسی آن از نوع پس رویدادي و از نظر نوع استنتاج، استقرایی و از نظر نوع روش آماری آزمون، همبستگی مقطعی بوده است. دراين تحقیق با توجه به نوع داده و روش هاي تجزيه وتحليل آماري موجود، از روش «داده‌هاي تركيبي» استفاده مي شود.
1-8 روش گردآوری اطلاعات
در اين تحقيق براي جمع آوري اطلاعات از روش كتابخانه اي استفاده شده است. در این روش از مقاله‌هاي موجود در نشريات معتبر كه از سايت‌هاي علمي اينترنتي اخذ گرديده است، به علاوه مجله‌هاي علمي، نمايه‌ها، پايان‌نامه‌هاي دكترا و كارشناسي ارشد و كتابهاي مرتبط با موضوعات استفاده شده است. در اين تحقيق براي جمع آوري اطلاعات از سایت سازمان بورس اوراق بهادار، نرم افزارهای رهآور نوین و تدبیر پرداز استفاده میگردد.
1-9 جامعه آماري و نمونهجامعه آماري تحقيق ، كليه شركتهاي غيرمالي (تولیدی) پذيرفته شده درسازمان بورس اوراق بهادار تهران از سال 1382 هجری شمسی تاپايان سال1391 هجری شمسی مي باشد. نمونه های مورد مطالعه در اين تحقيق با استفاده از روش غربالگری و باتوجه به معيارهاي زير انتخاب می گردد :
اطلاعات كامل هريك ازشركتهای موردمطالعه طی قلمرو زمانی تحقیق موجودباشند.
شركتها درطول دوره تحقيق تغيير سال مالي نداده باشند.
نوع فعاليت شركت، توليدي بوده و لذا موسسات مالي، سرمايه گذاري، بانكها، بیمه ، شرکتهای لیزینگ وهلدینگ درنمونه آورده نميشوند.
پايان سال مالی شركتهاي موردمطالعه 29 اسفندماه باشد.
شرکتهایی بیش از سه ماه وقفه معاملاتی نداشته باشند.
1-10 قلمرو تحقیق
1-10-1 قلمرو موضوعی تحقیق
ارتباط بین نقدشوندگی سهام و مدیریت سود واقعی سود واقعی
1-10-2 قلمرو زمانی تحقیققلمرو زمانی این تحقیق شامل اطلاعات مربوط به سالهای 1382 تا 1391 (دوره 10 ساله) می باشد.
1-10-3 قلمرو مکانی تحقیق
مکان این تحقیق بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
1-11 تعریف واژه ها و اصطلاحات تخصصیمدیریت سود: قضاوت در گزارشگری مالي و شكل دهي معاملات به منظور دستكاري گزارشات مالي با هدف گمراه نمودن برخي افراد ذينفع در رابطه با عملكرد اقتصادي شركت و یا تأثيرگذاري بر نتايج قراردادهایي كه به ارقام حسابداري گزارش شده بستگي دارند.اسکات (1997) به مدیریت سود به عنوان اختیار شرکت در انتخاب سیاست های حسابداری برای دستیابی به برخی اهداف خاص مدیر، اشاره می کند.
مدیریت سود واقعی: به منظور دستيابي به سطح مورد نظر سود، مديران مي​توانند تا پايان سال صبر کنند و از اقلام تعهدي اختياري براي مديريت سود گزارش شده استفاده نمايند، اما اين راهکار ممکن است اين ريسک را در پي داشته باشد که مقتار سودي که براي دستکاري مدنظر است، از اقلام تعهدي اختياري موجود بيشتر باشد؛ زيرا اختيار در مورد اقلام تعهدي از طريق اصول عمومي پذيرفته شده​ي حسابداري محدود شده است (بارتون و سيمکو، 2002). فرض بر اين است که رويدادهاي اقتصادي اساسي يک شرکت،​ توانايي مديران را براي گزارش سود معوق (تعهد شده) دچار محدوديت مي​سازد. در نتيجه، اين امکان وجود دارد که مديران نتوانند از طريق اقلام تعهدي اختياري در پايان سال به سود مورد نظر خويش دست پيدا کنند. مديران مي​توانند از طريق دستکاري فعاليتهاي عملياتي واقعي در طول سال اين ريسک را کاهش دهند (اعتمادي و همکاران، 1389). دستکاري فعاليتهاي واقعي کمتر در معرض محدوديت است، مزيت ديگر، جايگزين نمودن فعاليتهاي واقعي براي دستکاري سود، اين است که حسابرسان و قانونگذاران کمتر به چنين رفتارهايي توجه مي​کنند. با اين وجود دستکاري فعاليتهاي واقعي چندان بدون هزينه هم نيست، چرا که اين احتمال وجود دارد که جريان​هاي نقدي در دوره​هاي آتي به طور غيرمستيقم (منفي) تحت تأثير اعمالي قرار گيرد که در حال حاضر براي افزايش سود انجام مي​شود (ناظمي اردکاني، 1388). در مدیریت سود واقعی مديران براي دستيبابي به اهداف مربوط به مديريت سود خود، در فعالیتها و تصميمات عملياتي واحد تجاري تغييراتي ايجاد کند. تحقيقات گذشته (گاني، 2005) اين تصميمات عملياتي را در 4 گروه طبقه​بندي مي​کنند:
کاهش هزينه​هاي اختياري تحقيق و توسعه
کاهش هزينه​هاي اختياري تبليغات و فروش
زيان نقدي فروش دارايي​هاي ثابت براي گزارش شود
اضافه توليد براي کاهش بهاي تمام شده کالاي فروش رفته و افزايش فروش​هاي اعتباري، انجام ندادن
نقدشوندگی: بازار نقدشونده بازاری است که هر مقدار از اوراق بهادار می تواند فورا و بدون هزینه به وجه نقد تبدیل شود یا هر مقدار وجه نقد میتواند به اوراق بهادار تبدیل شود. در بازارهای کمتر نقدشونده نسبت به بازار های کاملا نقدشونده، یک بازار نقدشونده، بازاری است که هزینه معاملات مرتبط با تبدیل اوراق بهادار در حداقل باشد. هزینه معاملات شامل هزینه های ضمنی و صریح است. هزینههای صریح شامل هزینههای مربوط به حق دلالی کمیسیونها و مالیاتهای دولت است. این هزینه را به آسانی به صورت کمیت در میآیند اما خارج از کنترل مستقیم بورس اوراق بهادار است و بنابراین در نظر گرفته نمی شود. توجه اساسی در معاملات بر هزینههای ضمنی معامله همچون اختلافات قیمت پیشنهادی خرید و فروش، هزینههای تاثیر بازار و هزینههای فرصت است که به موجب تکنولوژی، مقررات، انتشار اطلاعاتی، مشارکت اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی ناکارا و یا ناکافی است (آیتکن و کامرتن فورد، 2003).
1-12 ساختار تحقيقدر این فصل مسئله و هدف تحقیق بیان شده و فرضیه‌های مبتنی بر مسئله تحقیق پایه‌گذاری و تعریف شدند. همچنین قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی تحقیق بیان شده و روشهای جمع آوری داده‌ها تشریح و متغیرهای تحقیق تعریف شدند. اين تحقيق شامل 5 فصل به شرح زير مي باشد:
فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهش 2-1 مقدمه
در این فصل مبانی نظری و پیشینه تحقیق در سه بخش به شرح زیر تنظیم شده است:
بخش اول: مبانی نظری نقدشوندگی، ؛
بخش دوم: مبانی نظری مدیریت سود
بخش سوم: پیشینه پژوهش که در این قسمت پیشینه پژوهشهای انجام شده در دو بخش تحقیقات انجام شده در داخل کشور و تحقیقات انجام شده در خارج از کشور مورد مطالعه قرار می گیرد.
بخش اول: مبانی نظری نقدشوندگی2-2 اهمیت نقدشوندگیبازارسرمايه در يك كشور از منابع عمده تأمين مالي شركتها و دولت‌ها است و در كشورهايي نظير ايران كه در پي جذب شركتهاي خارجي جهت سرمايه‌گذاري مستقيم و نيز رونق بورس خود هستند، تقويت آن و شناخت عوامل مرتب طبام عاملها و راقبه ادار ميتواند انگيزه شركتهاي داخلي و خارجي را براي ورود به عرصه فعاليت و توسعه سرمايهگذاري افزايش دهد، به نحوي كه تحقق مناسب اهداف عمده توسعههاي مالي و اقتصادي دولت را نيز مهيا كند. ايجاد زمينههاي لازم جهت پاسخگويي بيشتر به نيازهاي سرمايهگذارن و تبديل شدن بورس اوراق بهادارتهران به بورسي مطرح، نيازمند بررسيهاي علمي فراواني است. در این میان یکی از متغیرهایی که به این امر می تواند کمک کند میزان جذابیت شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار و همچنین درجه نقدشوندگی سهام آنها در بورس اوراق بهادار است که باعث می‌شود سرمایهگذارن در هر زمانی که اراده کنند بتوانند داراییهای خود را با کمترین هزینه به وجه نقد تبدیل کنند. بر طبق مدلهای ارائه شده برای پیش بینی بازده، عوامل زیادی وجود دارد که می توانند بازده سرمایهگذاریهای مختلف را برآورد کند. در این میان نقدشوندگی سهام یکی دیگر از عواملی است که بررسی تاثیر آن بر بازده سهام در بازارهای مختلف از ادبیات و پیشینه قویی برخوردار است و محققان این متغیر را به عنوان یکی از عواملی که میتواند در تعیین بازده نقش مهمی داشته باشد، میشناسند.
داراییها و سبد سهام دارای سه ویژگی است که با اداره کردن سبد سهام مرتبط است. این ویژگیها شامل بازده، ریسک، و نقدشوندگی است. بازده به آسانی تعریف و معرفی میشود. اگر چه اندازهگیری ریسک مشکل است، اما با این حال یک مفهوم عملیاتی است. ریسک معمولا به وسیله واریانس و انحراف معیار بازدهها اندازهگیری میشود. در مورد مدل قیمتگذاری داراییها سرمایهای، ریسک سیستماتیک برای یک سهم به وسیله بتا اندازهگیری میشود (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60).
اما چگونه ممکن است نقدشوندگی را تعریف و اندازهگیری کرد؟ به طور عام، دارایی نقدشونده دارایی است که به صورت نقد باشد یا به آسانی قابل تبدیل به وجه نقد باشد. این تعریف به ما خیلی کمک نمیکند. آسانی به زمان مورد نیاز برای تبدیل و خارج کردن از وجه نقد، و هزینه معامله اشاره دارد (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60). اسچوارتز و فرانشینی (2004) برای تعریف نقدشوندگی بر روی ویژگیهای نقدشوندگی مانند عمق، وسعت، برگشت پذیری بازار تمرکز کردهاند.
با توجه به اهمیت نقدشوندگی سهام در ادبیات مالی، محققین بسیاری سعی داشتند تعریفی جامع برای نشان دادن مفهوم نقدشوندگی ارائه دهند. به طور کلی تعاریف نقدشوندگی در دو رویکرد کلی طبقه بندی میشود : بعضی از تعاریف نقدشوندگی بر ویژگی داراییها(نقدشوندگی داراییها) تمرکز کردهاند و بعضی دیگر، از دیدگاه بازار(نقدشوندگی بازار) این موضوع را مورد توجه قرار دادهاند ( موراسکی، 2008، ص9).
2-3 تعریف نقدشوندگیبازار کاملا نقدشونده بازاری است که هر مقدار از اوراق بهادار می تواند فورا و بدون هزینه به وجه نقد تبدیل شود یا هر مقدار وجه نقد میتواند به اوراق بهادار تبدیل شود. در بازارهای کمتر نقدشونده نسبت به بازار های کاملا نقدشونده، یک بازار نقدشونده، بازاری است که هزینه معاملات مرتبط با تبدیل اوراق بهادار در حداقل باشد. هزینه معاملات شامل هزینه های ضمنی و صریح است. هزینههای صریح شامل هزینههای مربوط به حق دلالی کمیسیونها و مالیاتهای دولت است. این هزینه را به آسانی به صورت کمیت در میآیند اما خارج از کنترل مستقیم بورس اوراق بهادار است و بنابراین در نظر گرفته نمی شود. توجه اساسی در معاملات بر هزینههای ضمنی معامله همچون اختلافات قیمت پیشنهادی خرید و فروش، هزینههای تاثیر بازار و هزینههای فرصت است که به موجب تکنولوژی، مقررات، انتشار اطلاعاتی، مشارکت اطلاعاتی و ابزارهای اطلاعاتی ناکارا و یا ناکافی است (آیتکن و کامرتن فورد، 2003، ص46).
بررسی ادبیات مالی آشکار می کند که اختلافات قابل توجهی میان محققان در مورد ماهیت نقدشوندگی، منابع آن، و نتایجش برای سرمایهگذاری وجود دراد. تعاریف در مورد نقدشوندگی تا اندکی متضاد و نامنظم است. اصطلاح نقدشوندگی به صورت گستردهای در ادبیات مالی استفاده شده است، از این جهت درک مفهوم آن مهم است. بنابراین هدف ما در این جا فراهم کردن تعریفی روشن از نقدشوندگی است که می تواند در تجزیه و تحلیلهای مالی به کار گرفته شود ( موراسکی، 2008، ص9).
در بسیاری از موارد، مخصوصاً در معاملات روزمره، استدلالهای نظری گسترده در مورد معنی نقدشوندگی واقعا لازم نیست. اکثر سرمایهگذارها به صورت ذاتی می توانند کیفیت بازارها یا انواع داراییها، مانند قابلیت نقدشدن یا غیر قابل نقدشدن را درک کنند و اثرات مربوط به آن را تشخیص دهند. به هر حال نبود یک تعریف رسمی از نقدشوندگی در زمانی که توسعه رویکردهای رسمی، نقدشوندگی را به عنوان یک معیار سرمایهگذاری در نظر میگیرد موجب مشکلات جدی میشود (موراسکی، 2008، ص10).
وصفهای مختلفی از تعارف نقدشوندگی در کتابها و مقالات مالی و مدیریت مالی وجود دارد. لیو (2006،ص 631) بیان میکند که به طور عام نقدشوندگی توانایی برای تعداد زیاد معامله با سرعت بالا در هزینه پایین و با اثر قیمتی کم توصیف می شود. این توصیف چه بعد را برای نقدشوندگی، یعنی، تعداد معامله، سرعت معامله، هزینه معامله، و اثر قیمتی را مشخص می کند. یودین (2009، ص24) نقدشوندگی را به عنوان سرعت و سهولتی که یک نفر می تواند سهام را در بازار مورد معامله قرار دهد تعریف کرده است. پاستور و استمبیو (2003، ص2) نقدشوندگی را به عنوان یک مفهوم وسیع توصیف میکنند که به طور کلی توانایی برای تعداد زیادی معامله به طور سریع، در هزینه پایین، و بدون تغییر قیمت را نشان میدهد. ریلی و برون(1997، ص107-106) نقدشوندگی را به عنوان خرید یا فروش یک دارایی با سرعت و در یک قیمت مشخص شرح دادهاند؛ بر طبق نظر بودی و مرتن(1998، ص35) نقدشوندگی، سرعت و سهولت نسبی است که یک دارایی میتواند به وجه نقد تبدیل شود؛ بر طبق نظر آرنلد (2005، ص18) نقدشوندگی، درجهای که یک دارایی میتواند به سرعت و به سهولت بدون از دست دادن ارزش فروخته شود؛ اسچارتز و فرانشونی (2004، ص60) دارایی را نقد شونده مینامند که به سهولت قابل تبدیل به وجه نقد باشد؛ و بریلی و همکارانش (2006،ص1000) یک دارایی را نقد شونده مینامند، اگر به آسانی و ارزان به وجه نقد تبدیل شود و بگ و همکارانش (2003، ص315) بیان میکنند که نقدشوندگی، ارزانی، سرعت، و اطمینانی است که ارزش دارایی میتواند به پول تبدیل شود. همچنین شارپ و الکساندر(1990، ص804) بیان میکنند که نقدشوندگی عبارت است از توانایی سرمایهگذارن برای تبدیل اوراق بهادار به وجه نقد در یک قیمت مشابه نسبت به معامله قبلی در اوراق بهادار، با فرض این که هیچ اطلاعات جدیدی مهمی از وقتی که معامله قبلی صورت گرفته، وارد نشده باشد. هریس(2003، ص394) کسی است که نقدشوندگی را به عنوان توانایی برای حجم زیادی از معامله به سرعت، در هزینه پایین، و وقتی که تمایل برای معامله وجود داشته باشد، تعریف کرده است. از طرف دیگر مُیر و همکارانش(1998، ص609) نقدشوندگی یا نقدشوندگی شرکت را به عنوان توانایی یک شرکت جهت پرداخت وجه نقد برای تعهداتش در زمانی که این تعهدات سر رسید میشود، تعریف می کنند.
این بررسی کوتاه از دیدگاههای مختلف بیان قبلی که هیچ توافق عمومی در مورد معنای معینی از اصطلاح نقدشوندگی در جامعه مالی وجود ندارد را تقویت میکند. با این حال نظم و ترتیب تقریبی در مفهوم نقدشوندگی وجود دارد. اما به نظر میرسدکه تعاریف موجود درباره نقدشوندگی را میتوان طبقهبندی کرد. هر یک از تعاریف نقدشوندگی را میتوان در یکی از طبقاتی که در زیر بیان می شود جای داد. تعاریف نقدشوندگی را میتوان در سه دیدگاه زیر جای داد:
2-3-1 نقدشوندگی دارایی هانقدشوندگی در بعضی از تعاریف به عنوان ویژگی یک دارایی معرفی شده است. در این مورد، نقدشوندگی به عنوان آسانی تبدیل یک دارایی به وجه نقد درک میشود. به عبارت دیگر، یک دارایی که به آسانی فروخته میشود نقدشوندهتر است. در نتیجه، وجه نقد خود به عنوان دارایی که دارای بیشترین درجه نقدشوندگی است فرض میشود و دیگر داراییها را میتوان با اشاره به وجه نقد به عنوان بیشترین یا کمترین شباهت به وجه نقد، طبقه بندی کرد ( موراسکی، 2008، ص16).
بر طبق نظر هیکز (1962) و میلر (1965)، دارایی غیرنقدشونده، داریی است که میتواند بدون درنگ و تنها با تنزیل قیمت فروخته شود؛ از طرف دیگر، اگر ارزش عادلانه حفظ شود دوره تسویه طولانیتری را باید پذیرفت. دارایی کاملا نقدشونده میتواند فوراً در ارزش عادلانه فعلی خودش فروخته شود و زیاد شدن مدت فرایند تسویه هیچ تاثیری بر قیمت مشخص شده ندارد. موارد گفته شده را میتوان در شکل (1-2) زیر نشان داد( موراسکی، 2008، ص16).

(نمودار 2-1) نقدشوندگی در دو بعد قیمت و زمانمنطقهX اشاره به داراییهایی دارد که به صورت کاملا نقدشونده هستند و منطقه Y و Z اشاره به داراییهایی دارد که برای نقد شدن باید از قیمت آن تنزیل شود. در این مورد نقدشوندگی داراییها را بر اساس زمان و قیمت بررسی کردیم.
2-3-2 نقدشوندگی بازارمعنی دوم نقدشوندگی اشاره به بازارها دارد. بر این اساس، یک بازار نقدشونده، بازاری است که معامله کردن در آن در هر زمانی ممکن است، مستقل از اندازه معاملات است، و اساساً موجب تغییرات قیمتی ناموجه نمیشود. در این باره، میتوان گفت که بازار اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده، به دلیل این که عمدتاً هر مقداری از اورق میتواند در قیمت جاری جذب شود، بازاری نقدشونده است و اکثرا بعید است که بازار به معاملات بزرگ واکنش نشان دهد ( موراسکی، 2008، ص18).
ادبیات موجود در مورد نقدشونگی بازارهای مالی سازمان یافته معمولا سه جزء اصلی نقدشوندگی بازار را شرح دادهاند. این سه جزء شامل وسعت، عمق، و برگشت پذیری بازار است.
2-3-3 وسعت بازارگاربد(1982، ص420)، وسعت بازار را به عنوان وضعیتی تعریف میکند که سفارشات وجود دارد، به صورت واقعی و به آسانی آشکار میشود، و اوراق بهادار در بالا و پایین قیمت عملاً مورد معامله قرار میگیرند. فرناندز (1999، ص10) بیان میکند که وسعت بازار، فاصله قیمتهای میانی بازار تا قیمت معاملاتی که واقعا رخ میهند، است. به هر حال وسعت بازار بیشتر با تفاضلقيمتپيشنهاديخريد و فروش مرتبط است. بر اساس دیگر تعاریف عمومی، وسعت بازار به عنوان فاصله بین خریداران و فروشندگان در ارتباط با ارزشگذاری داراییهای مورد معامله در بازار تعریف میشود. فاصله زیاد منجر به تنزیلهای بیشتر در ارزش عادلانهای میشود که فروشندگان برای فروش سریع داراییها، مجبور به پذیرش آن میشوند یا این که فاصله زیاد، موجب پرداخت اضافی در مورد ارزش داراییهای میشود که خریداران برای خرید سریع آن، نیاز به پرداخت آن دارند. به این ترتیب فاصله بیشتر، موجب بازارهایی با قدرت نقدشوندگی کمتر میشود، به این دلیل که توافق بین معاملهکنندگان بدون کوتاه آمدن در برابر از دست دادن ارزش اوراق بهادار، مشکل است ( موراسکی، 2008، ص20).
2-3-4 عمق بازارمفهوم عمق بازار بر اساس تعداد مشارکت کنندگان بازار است که برای معامله آمادگی دارند. اکثر محققان، عمق را به عنوان در دسترس بودن پیشنهادهای متقابل، یا به عنوان قیمتهایی که به وسیله بازارسازان اعلام میشود یا به عنوان حداکثر حجم معامله شدهای که بر قیمت اثر ندارد، درک کردهاند. در هر صورت اندازه بازار نقش مهمی دارد. ارائه یک قیمت قابل قبول در بازارهایی که تعداد زیادی معاملهکننده فعال در آن وجود دارد نسبت به بازارهایی که تعداد اندکی معاملهکننده در آن وجود دارد آسانتر است. پس میتوان گفت که هر چه عمق بازار بیشتر باشد نقدشوندگی بازار هم بیشتر است. هر چند که اندازه بازار برای نقدشوندگی بازار مهم است ولی برای نقدشوندگی بازار کافی نیست. نقدشوندگی بازار علاوه بر معاملهگران، نیاز به تنوع معاملهگران نیز دارد ( موراسکی، 2008، ص21).
باید توجه داشت که نتایج حاصل از وسعت و عمق بازار برای سرمایهگذارهای فردی مشابه است. هر دو جنبه اشاره به تنزیل ارزش عادلانه دارد که باید به منظور تحقق یک معامله در مدت زمان معقول، با آن مقابله کرد. با این حال، در حالی که وسعت بازار نشان دهنده هزینههای معامله است، عمق بازار تعیین میکند که چگونه این هزینهها به اندازه معامله بستگی دارد( موراسکی، 2008، ص23).
در کل می توان گفت که اگر سفارشهایی با فاصله کمی از قیمت بالا و پایین سهامی که در حال معامله است وجود داشته باشد و اگر در مجموع، سفارشهای خرید و فروش در حجم قابل توجهای در بازار وجود داشته باشند، بازار دارای وسعت و عمق است. در زمانی که بازار دارای عمق زیاد و وسعت کمی است تفاضل بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش کمتر است و اثر بازار ناچیز است (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص60).
2-3-5 برگشت پذیری بازاردر این جا یک بُعد پویا از نقدشوندگی معرفی می شود. برگشتپذیری ارشاره به سرعتی دارد که بَعد از یک معامله بزرگ یا هر چیز دیگری که باعث عدم تعادل سفارش می شود سطح قیمتها به حالت قبلی برمیگردد. این موضوع به عنوان برگشت پذیری بازار شناخته میشود. باید توجه داشت که برگشت پذیری بازار اشاره به سرعت واکنش به هر گونه تغییر در قیمت ناموجه دارد و این موضوع تنها به موجب معاملات بزرگ نیست ( موراسکی، 2008، ص24).
اسچوارتز و فرانشینی (2004) بیان میکنند اگر تغییرات موقتی قیمت که به موجب عدم تعادل سفارشها ایجاد میشود به سرعت، سفارشات جدید را برای بازار جذب کند، آن بازار دارای برگشت پذیری است. و وقتی که بازار دارای برگشت پذیری است معاملات کمتر متحمل قیمتهای نامناسب میشوند (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص61).
2-3-6 نقدشوندگی شرکتدسته سوم از تعاریف نقدشوندگی اشاره به توانایی شرکتها برای پرداخت تعهدات خود دارد. یک شرکت نقدینه هیچ مشکلی با تسویه حسابهایش در طی زمان ندارد، در حالی که یک شرکت غیرنقدینه، ممکن است با مشکل عدم پرداخت به موقع تعهدات خود روبهرو شود و دارای ریسک عدم توانایی برای پرداخت بدهی باشد ( موراسکی، 2008، ص25).
2-4 ارتباط بین مفاهیم نقدشوندگیاگر چه تعاریف متفاوت نقدشوندگی به زمینههای مختلف اقتصادی اشاره کرده است، اما آنها غیر مرتبط با همدیگر نیستند. ارتباط بین آنها حتی میتواند به طور حسی تشخیص داده شود. در واقع، بررسی دقیقتر مؤید آن است که این تعاریف به پدیدههای اساسی یکسان اشاره میکنند (موراسکی، 2008، ص25).
با در نظرگرفتن نقدشوندگی دارایی و نقدشوندگی بازار میتوان گفت که داراییهای نقدشونده، معمولاً در یک بازار مورد معامله قرار میگیرند. در بازاری که تعداد زیادی معاملهکننده فعال هستند، آسانتر است که یک دارایی را به سرعت و در قیمت عادلانه فروخت. از طرف دیگر، نقدشوندگی بالای یک دارایی موجب میشود که سرمایهگذارن بیشتر برای معامله، یک بازار نقدشونده را ایجاد کنند. علارغم این شباهت، این دو رویکرد مترادف نیستند. در وهله اول تمرکز نقدشوندگی داراییها بر روی وضعیت سرمایهگذارن فردی است. در حالی که نقدشوندگی بازار اشاره به وضعیت متوسط همه سرمایهگذارن دارد. این بدین معنی است که سرمایهگذارن با دسترسیهای گوناگون به بازار معین، نقدشوندگی داراییها مورد معامله در این بازار را به صورت متفاوتی درک میکنند. همچنین، رحجان زمانهای مختلف منجر به ارزیابی متفاوت از نقدشوندگی میشود. در مقابل، نقدشوندگی بازار به ویژگی هر سرمایهگذار فردی بستگی دارد. علاوه بر این، در حالی که تبدیل به وجه نقد برای نقدشوندگی دارایی مهم است، برای نقدشوندگی بازار، هر دو طرف معامله بازار یعنی فروشندگان و خریدارن، به نقدشوندگی بازار مرتبط میشوند. در نتیجه، وجود بازار نقدشونده، باید نقدشوندگی داراییهایی که در این بازار مورد معامله قرار میگیرد را تضمین کند، اما عکس این قضیه لزوماً صادق نیست. تحت شرایط معین یک دارایی میتواند نقد شونده باشد حتی اگر در یک بازار غیر نقدشونده قرار داشته باشد. علاوه بر این، در حالت افراطی، حتی این موضوع قابل تصور است که نقدشوندگی بازار و نقدشوندگی دارایی در تضاد با یکدیگر باشد: بازار الف ممکن است نسبت به بازار ب نقدشوندهتر باشد، اما بعضی از سرمایهگذارن ممکن است داراییهای معامله شده در بازار الف را نسبت به داراییهای معامله شده در بازار ب به صورت نقدشوندگی کتمر در نظر بگیرند. در مجموع میتوان گفت، نقدشوندگی داراییها نسبت به نقدشوندگی بازارها مفهوم عمومیتری به نظر میرسد (موراسکی، 2008، ص28).
همچنین بین نقدشوندگی بازار یا دارایی و نقدشوندگی شرکت، علارغم تمرکز متفاوت این رویکردها میتوان ارتباطی برقرار کرد. از آن جایی که تنها را ممکن برای پاسخگو بودن به تعهدات مالی، توانایی پرداخت به صورت وجه نقد و در دسترس بودن وجه نقد است، توانایی شرکت برای فروش سریع داراییهایش برای حفظ نقدشوندگی بسیار مهم است. از این رو، اگر یک شرکت بخش بزرگی از داراییهای کلیاش را به شکل داراییهای جاری نگه دارد، می توان آن شرکت را نسبت به دیگر شرکتها نقدشونده در نظر گرفت. به عبارت دیگر، شرکتی که سهام کافی از داراییهای نقدشونده را نگه دارد، میتواند نقدشونده باشد. میزان در دسترس بودن داراییهای نقدشونده مهم است اما تنها عامل تعیین کننده در توانایی شرکت برای پرداختن تعهدات مالی نیست. ساختار بدهیها و منابع اعتباری به شدت مستقل از قابلیت عرضه داراییها در بازار است، اما آنها بر نقدشوندگی شرکت تاثیر میگذارند. با این وجود، در دسترس بودن وجه نقد برای هر دو رویکرد مهم است (موراسکی، 2008، ص28).
2-5 نقدشوندگی و قیمتگذاری داراییهاقیمتگذاری استاندارد داراییها بر مبنای فرض بازار بدون اصطکاک یا کاملا نقدشونده (جایی که هر اوراق بهادار می تواند بدون هزینه و در همه زمانها مورد معامله قرار گیرد) است و کارگزان قیمتها را همان طور که تعیین شده است میپذیرند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص6). کم کردن اصطکاک هزینه بر است و موسساتی که اصطکاکها را کم میکنند هزینههایی دارند. از این رو اگر اصطکاکها بر قیمتها اثر نگذارند، موسساتی که اصطکاکها را کم میکنند نمیتوانند هزینههای خود راجبران کنند. بنابراین هیچ کس انگیزهای برای کاهش اصطکاکها نخواهد داشت. از این رو، بازارها نمیتوانند بدون اصطکاک باشند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص7).
در واقع میتوان گفت که با در نظر گرفتن هزینههای نقل و انتقال، اوراق بهاداری که گردش وجه نقد یکسانی دارند می توانند قیمتهای متفاویی بدون مطرح شدن فرصتهای آربیتراژ داشته باشند. وجود اوراق بهادار با گردش وجه نقد یکسان و قیمتهای متفاوت اشاره به این دارد که عامل تنزیل تصادفی برای قیمت همه اوراق بهادار وجود ندارد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص9).
همچنین نقدشوندگی در طول زمان متفاوت است. این به این معنی است که سرمایهگذاران مطمئن نیستند هزینه معاملاتی که در آینده در زمان نیاز به فروش یک دارایی متحمل می شوند چقدر است. به علاوه، چون نقدشوندگی بر سطح قیمتها تاثیر میگذارد، اصطکاکهای نقدشوندگی می تواند بر تغییرپذیری قیمت داراییهای خود تاثیر بگذارد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص26).
قیمت اوراق بهادار به وسیله تعادل کلی در اقتصاد تعیین میشود. از این رو، قیمت اوراق بهادار تقریبا تابع جریان وجه نقد، جریان وجه نقد دیگر اوراق بهادار، تابع مطلوبیت کارگزان و حقه زحمه کارگزان است. در یک اقتصاد با اصطکاک، قیمت علاوه بر نقدشوندگی ورق بهادار به نقدشوندگی دیگر اوراق بهادار نیز وابسته است (آمیهود و همکارانش، 2005، ص9). در مدل بر مبنای هزینه معامله، اواق بهاداری با سود سهام یکسان، اگر هزینههای معاملات مختلف داشته باشند، قیمتهای متفاوتی داردند. از این رو هزینه معامله اوراق بهادار تنها بر ماهیت تعادل اثر نمیگذارد، بلکه یکی از ویژگیهای اصلی اوراق بهادار است (آمیهود و همکارانش، 2005، ص10).
سرمایهگذارانی که نسبت به ریسک بیتفاوت هستند و انتظار دارند که در زمان فروش اوراق بهادار هزینهای را بپردازند، در زمان ارزیابی ورقه بهادار این موارد را در نظر میگیرند. سرمایه گذاران در هنگام خرید میدانند که فروشندگان هم چنین کاری را میکنند. در نتیجه، سرمایهگذار به طور کامل جریان آینده هزینههای معاملاتی که برای اوراق بهادار پرداخت خواهد کرد را در ارزیابی خود در نظر خواهد گرفت. بنابراین بازده درخواستی، برابر با بازده درخواستی اوراق بهادار مشابه که به طور کامل نقد شوند هستند به علاوه هزینه معاملاتیهر دوره است (آمیهود و همکارانش، 2005، ص11).
2-6 نقدشوندگی و اثرات مشتریاناگر سرمایهگذاران در احتمال نیاز به معامله در هر دورهای متفاوت باشند یا دورهی نگهداری مورد انتظارشان متفاوت باشد. در نتیجه هر سرمایهگذار اثر هزینههای معاملات بر روی بازدهای که او خوهان آن است را به صورت متفاوت درک میکند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص13). به دلیل اینکه سرمایهگذاران نیازمند جبران حداقل هزینههای مورد انتظار معاملاتی هر دوره هستند، یک سرمایهگذار با فعالیت معامله مکرر بازده بالاتری نسبت به سرمایهگذاری که به صورت مکرر معامله نمیکند درخواست میکند. یک سرمایهگذار بلندمدت کسی است که می تواند هزینه معاملات را در طول دروره نگهداری طولانیتر کاهش دهد. و در این صورت نیازمند بازده پایین هر دوره نسبت به سرمایهگذار کوتاه مدت دارد. بنابراین سرمایهگذاران بلندمدت میتوانند نسبت به سرمایهگذاران کوتاه مدت در همه داراییها پیشنهاد بالاتری دهند. اما سرمایهگذاران منابع محدودی دارند و نمیتوانند همه داراییها را بخرند، و بنابراین آنها در سرمایهگذاریهایی که برای آنها سودمند است، سرمایه خود را تخصیص می دهند. در حالی که همه سرمایهگذاران داراییهایی را ترجیح می دهند که هزینههای معاملات پایین تری دارد، این داراییها اکثرا به وسیله سرمایهگذاران کوتاه مدتی که هزینه معاملات را به کرات متحمل می شوند ارزشگذاری میشود. سرمایهگذاران بلندمدت داراییهایی که برای آنها مزیت بیشتری دارد را انتخاب می کنند (آنهایی که برای معامله هزینهبرتر هستند). معامله کنندهگانی که به کرات معامله میکنند از داراییهای غیر نقدشونده دوری می کنند و این دارایی به شدت به وسیله آن تنزیل می شود. به عنوان یک نتیجه، سرمایهگذاران بلند مدت کسانی هستند که هزینه کمتری متحمل می شوند و درآمد حاصل از نگهداری این داراییها بیشتر از هزینه معاملات مورد انتظارشان هست. و در تعادل، داراییهای نقد شونده به وسیله سرمایهگذارانی که به کرات معامله میکنند نگهداری میشود در حالی که داراییهای غیر نقد شونده به وسیله سرمایهگذاران با دوره نگهداری مورد انتظار طولانی نگهداری میشود. این ایده که سرمایهگذاران مختلف، دورههای مورد انتظار نگهداری متفاوتی دارند به وسیله آمیهود و مندلسون(1986)، ارائه شد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص14).
2-7 راه حل های اندازه گیری نقدشوندگیدر حالی که به طور نسبی تعریف نقدشوندگی آسان است اما اندازه گیری نقدشوندگی مشکل است. تحقیقات پیشین معیارهای اندازهگیری گوناگونی برای نقدشوندگی معرفی کرده اند.
معیارهای نقدشوندگی در دو دسته طبقهبندی میشوند : معیارهای مبتنی بر معامله و معیارهای مبتنی بر سفارش.
2-7-1 معیارهای مبتنی بر معاملهبه طور معمول معیارهای مبتنی بر معامله استفاده شده در تحقیقات قبلی شامل ارزش معامله، حجم معامله، تعداد معامله گران و نسبت گردش حجم معاملات است. به دلیل این که این معیارها به سادگی با استفاده از دادههای که به سهولت در درسترس هستند محاسبه میشوند در نتیجه این معیارها جذاب هستند و به طور خاص مقبولیت گستردهای در میان متخصصان بازار دارند. به هر حال، معيارهاي مبتني بر معاملات به جاي پيشرو بودن معطوف به گذشته هستند. در این مفهوم این معیارها به آنچه که افراد در گذشته معامله کردند اشاره دارد. این، لزوما اشاره خوبی به آن چه که در آینده مورد معامله قرار می گیرد نیست. این معیارها، توانایی سرمایه گذاران برای معامله کردن با سرعت و هزینههای مرتبط با آن را نشان میدهند (آیتکن و کامرتن فورد، 2003، ص 47).
2-7-2 معیارهای مبتنی بر سفارشاما ظهور سيستمهاي الكترونيكي معاملات، دستيابي به دادههاي جزيي‌تر و در نتيجه معيارهاي جديد نقدشوندگي با توجه به سفارشهاي موجود در بازار را به همراه دارد. اين معيارها با دقت بيشتري توانايي انجام سريع معاملات و هزينههاي مرتبط با آن را مورد بررسي قرار ميدهند. ازجمله مهمترين اين معيارها تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش و عمق بازار هستند. تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش هزینه‌هایی را نشان میدهد که سرمایهگذار باید برای سفارش معامله با سرعت بالا، متحمل شود. برای سرمایهگذارن کوچک این مورد یک روش موثر و دقیق برای محاسبه نقدشوندگی است اما برای سرمایه گذارن بزرگتر، معیاری که از طریق تفاضل قيمتپ يشنهادي خريد و فروش به دست میآید هزینههای معامله را کمتر تخمین میزند. از این رو نقدشوندگی را بیشتر از آن چیزی که است برآورد میکند. معیارهای کاملتر نقدشوندگی باید اثر بازار و هزینههای فرصت معامله را نیز در نظر بگیرند. و این نیازمند تجزیه و تحلیل حجم سفارش در دسترس، برای هر سطح از قیمت است. برای مثال، اگر یک سرمایه گذار خواستار خرید 100000 واحد از سهام باشد و تنها تعداد 10000 واحد از این سهام عرضه شده باشد، باید قیمت پیشنهادی خود را افزایش دهد. از این رو سرمایهگذار باید متحمل هزینههای اثر بازار شود. بنابراین بازار نسبت به آن چه که معیار تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش نشان میدهد کمتر نقدشونده است (آیتکن و کامرتن فورد، 2003، ص 47 و 48).
2-7-3 معیارهای نقدشوندگیدر تخمین اثر نقدشوندگی بر قیمت یا بازده داراییها، مشکل اصلی این است که چگونه نقدشوندگی اندازهگیری می شود. چون به سختی معیارهایی پیدا میشود که همه جنبههای نقدشوندگی را در بر داشته باشد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص36). بعلاوه، معیارهای امتحان شده در مطالعات تجربی به علت در دسترس نبودن دادهها با محدودیت روبهرو هستند. در نتیجه محققان به حجم زیادی داده (با سری زمانی طولانی مدت) برای افزایش توان آزمایشات خود نیاز دارند. با توجه به اینکه دادهها با سری زمانی بلند مدت در بسیاری از کشورها وجود ندارد محققان نیاز به پیدا کردن معیارهایی جایگزین برای نقدشوندگی، با استفاده از دادههای کوتاه مدت، همچون دادههای مربوط به بازده روزانه و حجم معامله دارند. در بازار خارج از آمریکا دادههایی با فراوانی بالا به سختی در دسترس هستند، در نتیجه محققان نقدشوندگی را به وسیله دادههای بازده روزانه و دادههای حجم معاملات روزانه برآورد میکنند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص37).
مشکل اندازهگیری نقدشوندگی، قدرت آزمایش اثر نقدشوندگی بر روی قیمتگذاری اوراق بهادار را کاهش میدهد. هر معیار نقدشوندگی که استفاده میشود دارای یک خطای اندازهگیری است، به همین دلیل (1) یک معیار نمیتواند همه جنبههای متفاوت نقدشوندگی را در بر گیرد، (2) معیاری که به صورت تجربی اشتقاق شده است برآورد به هم ریختهای از پارامتر واقعی(حقیقی) دارد. و (3) استفاده از دادهها با فراوانی پایین برای برآورد، اختلال اندازهگیری را افزایش می دهد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص37).
در مطالعات گذشته، محققان اهمیت نقدشوندگی را در توضیح بازدههای مقطعی دارایی مورد بررسی قرار دادهاند، و مطالعات تجربی چندین معیار نقدشوندگی را به کار بردهاند. معیارهایی وجود دارد که بر روی یک بعد از نقدشوندگی تمرکز کردهاند. معیار تفاضل بین قیمت پیشنهادی و قیمت درخواستی در مطالعه آمیهود و مندلسون (1986) مورد استفاده قرار گرفت که در ارتباط با بعد هزینه معامله است. معیار گردش معاملات داتار و همکارانش (1998) بعد تعداد معامله را در نظر می گیرد و معیار مورد استفاده در مطالعات آمیهود (2002) و پاستور و استمبیو (2003) مفهوم اثر قیمتی را برای عکس العمل قیمت نسبت به حجم معامله نشان میهد (لیو، 2006،ص632).
در این قسمت چهار معیار مهم نقدشوندگی را معرفی میکنیم:
2-7-3-1 تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهامدر این میان یکی از معیار های مهم مورد استفاده در تحقیقات معیار تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش است. این معیار تفاضل بین قیمت پیشنهادی و قیمت درخواستی را اندازهگیری میکند و هر چه فاصله بین این دو قیمت بیشتر باشد بازار از نقدشوندگی کمتری برخوردار است.
تحقيقات مختلف، اجزاي تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را بدين صورت تشريح مي‌كنند: تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از سه جزء هزينه شامل هزينههاي سفارش، هزينه‌هاي نگهداري موجودي و هزينه‌هاي انتخاب نادرست تشكيل ميگردد. سطح رقابت نيز از ديگر عوامل اثرگذار بر تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام بازارگردانها، خصوصاً در بازارهايي كه موانع ورود به بازار به تدريج برطرف گرديده، میباشد (صلواتيورسائيان، 1386).
2-7-3-2 هزينههاي فرايند سفارشهزينههايي كه مستقيماً با ارائه خدمات بازار گردانيد را رتباط است و شامل اقلامي همچون عضويت در بورس، اجاره فضاي بورس، هزينه‌هاي كامپيوتري، هزينه‌هاي سرويس اطلاعاتي، هزينه‌هاي نيروي كار (حقوق و دستمزد) و هزينه‌هاي فرصت وقت بازارگردانها ميباشد.
2-7-3-3 هزينههاي نگهداري موجوديهزينههايي است كه يك بازارگردان به دليل مسؤليتي كه در تجهيز سرمايهگذاران به نقدينگي دارد، متحمل ميشود. اين هزينهها شامل هزينه فرصت از دسترفته ناشي از نگهداري موجودي توسط بازارگردان‌ها و ریسکمربوط به نوسانات ارزش موجودي به دليل تغييرات قيمت سهام مي باشد (احمدپور و رسائيان،1385، ص38-13)
2-7-3-4 هزينههاي انتخاب نادرستاين هزينهها به دليل اين واقعيت ايجاد ميشوند كه بازارگردان‌ها در فراهم كردن نقدينگي ممكن است با افرادي معامله كنند كه از تغييرات قيمت مورد انتظار در مورد او راقبه ادار مطلع باشند. به عنوان مثال اين تصور وجود دارد كه افراد خاص در مورد سهام برخي شركتها داراي اطلاعات نهاني باشند. خبرهاي پيشاپيش از سود، ادغامها، تحصيلها، تجديد سازمانها، تقسيم سهام شركت فرعي بين سهامداران شركت اصلي و تغييرات مديريت از مثالهايي است كه به ذهن ميرسد. عدم تقارن اطلاعات در بازار، هزينه‌هاي انتخاب نادرست را افزايش و از اين طريق تفاضل قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را تحت تاثير قرار می‌دهد (احمدپور و رسائيان، 1387،ص48-29).
2-7-4 معیار نسبی نقدشوندگی مبتنی بر نقدشوندگی سهام فردی و نقدشوندگی بازاریودین (2009، ص25) معیار جدیدی به نام معیار نسبی نقدشوندگی معرفی کرد. این معیار، نقدشوندگی سهام فردی را با متوسط نقدشوندگی بازار مرتبط میکند. در نتیجه این معیار میتواند ریسک نقدشوندگی را بهتر مشخص کند. دلیل اهمیت این معیار این است که ممکن است سهامی که در حجم کمی مورد معامله قرار میگیرند لزوماً نقدنشونده در نظر نگرفته شود، اگر متوسط نقدشوندگی بازار در طول همان دوره پایین باشد.
یودین (2009، ص26) اعتقاد دارد که نقدشوندگی دیگر سهام، در ارزیابی نقدشوندگی سهام فردی نقش دارد. برای مثال، حجم گردش معملات سهمj در ماهt ممکن است پایین باشد، اما اگر متوسط گردش معاملات برای این ماه پایین باشد، پس به طور نسبی، سهام j نباید زیاد به صورت غیر نقدشونده در نظر گرفته شود. در واقع میتوان گفت، نقدشوندگی سهامی که به وسیله نقدشوندگی دیگر سهام اندازهگیری شده است ارزیابی بهتری از خودش نسبت به زمانی که منحصراً بر اساس ویژگیهای خاص خود اندازهگیری میشود ارائه میدهد.
2-7-5 منابع عدم نقدشوندگینقدشوندگی می تواند از هزینههای معاملاتی برونزا، اطلاعات محرمانه، ریسک نگهدار اوراق بهادار خریداری شده جهت فروش مجدد، و مشکلات تحقیق و جستجو ناشی شود (آمیهود و همکارانش، 2005، ص26). یکی از منابع نقدشوندگی هزینه معاملات برونزا همچون حق لازحمه دلالی، هزینههای فرایند سفارش، یا مالیات معاملات است. در هر زمانی که یک ورقه بهادار مورد معامله قرار میگیرد، خریداران و یا فروشندهگان متحمل هزینه معامله میشوند. از اینرو خریداران هزینههای آینده جهت فروش ورقه بهادار را پیشبینی میکنند و آن را در خرید خود تاثیر میدهند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص1). منبع دیگر عدم نقدشوندگی، فشار تقاضا و ریسک اوراقبهادار خریداری شده جهت فروش مجدد است. فشار تقاضا به دلیل اینکه همه عاملان(کارگزاران) در همه زمان در بازار حضور ندارند، به وجود میآید. این به این معنی است که اگر یک عامل(کارگزار) نیازمند فروش سریع یک ورقه بهادار باشد، خریداران ممکن است فورا در دسترس نباشند. در نتیجه فروشنده ممکن است ورقه بهادار را به یک بازار ساز بفروشد. بازار ساز در حالی که دارایی را به قصد فروش مجدد است نگه می دارد، متحمل ریسک تغییرات قیمت میشود و این ریسک باید جبران شود.راه جبران ریسک این است که بازارساز هزینهای را به فروشنده تحمیل کند (آمیهود و همکارانش، 2005، ص1).
همچنین معامله اوراق بهادار ممکن است به دلیل اینکه معامله گران دیگر اطلاعات محرمانهای داشته باشند، هزینهبر باشد. برای مثال، خریدار سهام ممکن است نگران این باشد که فروشنده بالقوه اطلاعات محرمانهای داشته باشد که شرکت در آینده متحمل ضرر میشود، و فروشنده از اینمیترسد که خریداران ممکن است اطلاعات محرمانهای در مورد جهش شرکت داشته باشند. بنابراین معامله با یک فرد مطلع در نهایت به ضرر میانجامد. یکی دیگر از منابع نقدشوندگی مربوط به اصطکاک تحقیق و جستجو است. این اصطکاک مربوط به بازارهای خارج از بورس است که بازار مرکزی ندارند این جستجو برای معاملهگر هزینههای مالی و یا هزینههای فرصت دارد (آمیهود و همکارانش، 2005، ص2).
2-7-6 انواع بازارهاتحقیقات صورت گرفته در مورد ناهمسانیهای مالی، از جمله نقدشوندگی در بازارهای مالی مختلف، ممکن است نتایج متفاوتی داشته باشد. و این به دلیل این است که ساختار این بازارها با هم متفاوت است در این جا ما دو نوع بازار را بر مبنای ساختار آنها معرفی میکنیم. این بازارها شامل بازارهای سفارش محور و بازارهای اعلام محور هستند.
2-7-6-1 بازار سفارش محوربازارهای سفارش محور اساساً ساختار بازار متفاوتی دارند و رفتار پویا آنها متفاوت از بازارهای اعلام محور است. در بازارهای سفارش محور، هیچ بازار سازی وجود ندارد، و خرج آزاد است و عرضه کنندگان اوراق بهادار به دلیل این که موانع کم برای ورد، موقعیت مناسبی را برای همکاری فراهم میکند نقدشوندگی بیشتری جذب میکنند. چانگ و بروکمن(2002) استدلال میکنند که چنین سیستم بازاری، برنامه زمان بندی عرضه و تقاضا نقدشوندگی که سازگار با تعادل تحت رقابت کامل است را به وجود میآورد(نرینوژنگ، 2010، ص 511) .
در یک بازار سفارش محور، قیمت داراییها میتواند از دو منبع متأثر شود. منبع اول اصطکاکهای بازار است. اصطکاکهای مالی شامل هزینههای صریح (هزینههای کمیسیون و مالیاتها) و هزینههای ضمنی معاملات ( یعنی تفاضل قيمتپيشنهاديخريدوفروش، اثر قیمتی)است. منبع دومی که میتواند بر قیمتها اثر بگذارد این است که اگر سرمایهگذارن اجباری در به دست آوردن اطلاعات دقیق داشته باشند ممکن است در این راه متحمل هزینههایی شوند که این موضوع بر قیمت نهایی اثر دارد (نرینوژنگ، 2010، ص 511).
2-7-6-2 بازارهای اعلام محوردر یک بازار اعلام محور خالص قیمتها به وسیله مضنههای دلالان تعیین میشود. از این رو به اصطلاح به این بازارها بازارهای اعلام محور میگویند. بازارهای اعلام محور جایگزین بسیار متفاوتی برای بازارهای سفارش محور خالص است که در آن به هیچ وجه بازارسازی وجود ندارد. بازارسازان، در زمانی که مشارکت کنندگان عمومی در بازار قصد فروش سهام را دارند، آن سهام را میخرند و زمانی که مشارکت کنندگان در بازار قصد خرید دارند، سهام را میفروشد. در هر لحظه، قیمت پیشنهادی بازارسازان پایینتر از قیمت درخواستی مشارکت کنندگان در بازار است و بازارساز سعی میکند از میان افرادی که قصد فروش دارند سهامی را که قیمت پایینتری دارد بخرد تا بتواند از این طریق سود ببرد. بازارسازان با خرید و فروش سهام در بازار سعی در تعادل بازار دارند و با خرید و فروش خود در بازار سهام، نقدشوندگی بازار سهام را فراهم میکنند (اسچوارتز و فرانشینی، 2004، ص72).

متن کامل پایان نامه ها در 40y.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *