(سایت دانلود پژوهش علمی ) - کارشناسی ارشددانلود

متن کامل پایان نامه را در سایت منبع fuka.ir می توانید ببینید

1-8-3 قلمرو زمانی پژوهش 18
1-9 خلاصه فصل 18
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق مقدمه 20
2-1 سطح افشا 20
2-1-1 خصوصیت های کیفی مرتبط با ارائه اطلاعات 20
2-1-2 افشای مالی 21
2-1-3 اهداف افشا در گزارشگری مالی 22
2-1-4 میزان اطلاعاتی که باید افشا شود 23
2-1-5 تاثیر اطلاعات و تغییرها بر خط مشی افشا بر استفاده کنندگان 25
2-1-6 مفاهیم افشای مالی 26
2-2 هموار سازی سود 27
2-3 انواع هموارسازی سود 27
2-3-1 سود هموار طبیعی 28
2-3-2 هموارسازی واقعی 29
2-3-3 هموارسازی مصنوعی 29
2-4 مفاهیم سود ویژه 30
2-5 ابزار های هموارسازی مصنوعی سود 32
2-5-1 زمان بندی رویداد ها 32
2-5-2 هموارسازی از طریق انتخاب روش های تخصیص 33
2-5-3 هموارسازی از طریق طبقه بندی 33
2-6 تکنیک ها ی هموارسازی سود 33
2-6-1 دستکاری در درآمد ناویژه 34
2-7 انگیزه های هموارسازی سود 35
2-7-1 افزایش رفاه سهامداران 35
2-7-2 تسهیل قابلیت پیش بینی سود 36
2-7-3 افزایش رفاه مدیریت 36
2-8 روش های مطالعه هموارسازی سود 37
2-8-1 مدل سنتی 38
2-8-2 مدل ایمهاف 39
2-8-3 مدل ایکل 39
2-9 فرضیه بازارکارا 42
2-10 پیشینه تحقیق 42
2-11 خلاصه فصل 47
فصل سوم: روش پژوهش مقدمه 49
3-1 مبانی نظری، فرضیه ها و مدل های تحقیق 49
3-2 جامعه‌ی و نمونه آماری 51
3-3 روش گردآوری دادهها 52
3-4 روش تجزیه و تحلیل دادهها 52
3-4-1 معیار نیکویی برازش برای مدل های لوجیستیک 54
3-5 خلاصه فصل 55
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها مقدمه 57
4-1 آماره های توصیفی 57
4-2 جدول ضرایب همبستگی 58
4-3 نتایج برآورد مدل های تحقیق 60
4-3-1 نتایج برآورد مدل (3-1) و آزمون فرضیه اول تحقیق 60
4-3-2 نتایج برآورد مدل (3-2) و آزمون فرضیه دوم تحقیق 61
4-3-3 نتایج برآورد مدل (3-3) و آزمون فرضیه سوم تحقیق 63
4-4 خلاصه فصل 64
فصل پنجم: نتیجه‌گیری و پیشنهادات تحقیق مقدمه 66
5-1 ارزیابی وتشریح نتایج آزمون فرضیه ها 66
5-1-1 نتیجه فرضیه اصلی اول 66
5-1-2 نتیجه فرضیه اصلی دوم 67
5-1-3 نتیجه فرضیه اصلی سوم 68
5-2 خلاصه یافته های تحقیق 68
5-3 محدودیتها 69
5-4 پیشنهاد ها 69
5-4-1 پیشنهادها برای تحقیقات آتی 69
5-5 خلاصه فصل پنجم 70
منابع و ماخذ منابع فارسی 72
منابع لاتین 74
پیوست ها 75
چکیده انگلیسی 96
فهرست جداول
عنوان صفحه
نگاره (4-1): آماره های توصیفی تحقیق 57
نگاره (4-2): جدول ضرایب همبستگی 59
نگاره (4-3): نتایج برآورد مدل (3-1) 60
نگاره (4-4): نتایج برآورد مدل (3-2) 62
نگاره (4-5): نتایج برآورد مدل (3-3) 63
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار پراکندگی مشاهدات 79
نمودار توزیع فراوانی مشاهدات 80
نمودار چارک – چارک مشاهدات 81
نمودار همبستگی بین متغیرها 82
چکیده
در این تحقیق با استفاده از داده‌های تاریخی1390-1382مربوط به 138 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه بین سطح افشای شرکتی (قابلیت اتکاء وبه موقع بودن) و هموارسازی سود بررسی گردیده است. داده‌های مورد نیاز برای آزمون فرضیه‌ها از نرم‌افزار تدبیر پرداز و آزمون فرضیه‌ها توسط نرم افزار آماری Eviews7 انجام شده است. از آنجایی که بهبود سطح افشای شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می‌گردد و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، هموارسازی کمتر سود را به همراه دارد. فرض اصلی این تحقیق آن است که بین سطح افشاء وهموارسازی سود رابطه منفی وجود دارد. در این تحقیق برای اندازه گیری سطح افشاء (به موقع بودن و قابل اتکاء بودن) از مدل ثقفی و ملکیان (اطلاعات افشا شده بر اطلاعاتی که باید افشا شود) استفاده گردیده است و هموارسازی سود شرکتها با استفاده از مدل ایکل برآورد گردیده است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که بین سطح افشاء وهموارسازی سود رابطه منفی معنا داری وجود دارد همچنین یافته‌های تحقیق حاکی از وجود رابطه منفی معناداری بین به موقع بودن و هموارسازی سود می‌باشد.و یافته های تحقیق نشان می دهد قابلیت اتکاء افشاء در شرکت های هموار ساز و غیر هموار ساز تفاوت معناداری با هم ندارند.
کلمات کلیدی: سطح افشاء، هموارسازی سود، به موقع بودن، قابلیت اتکاء.
فصل اول:
کلیات پژوهش
مقدمهمعمولاً زمانی که اطلاعات تازه ای از وضعیت شرکتها در بازار منتشر می شود،آن اطلاعات از سوی تحلیل گران، سرمایه گذاران و سایر استفاده کنندگان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم گیری نسبت به خرید و فروش سهام صورت می پذیرد.در صورت افشای ناهمگون اطلاعات، واکنش های متفاوتی از سوی سرمایه گذاران در بازار سرمایه شاهد می باشیم که تحلیل های نادرست و گمراه کننده ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت. تاکید بازارهای سرمایه بر افشای اطلاعات بطور یکسان است تا کلیه استفاده کنندگان به اطلاعات دسترسی یکسان داشته باشند و در نتیجه معاملات بر مبنای اطلاعات درونی و معاملات بر اساس شایعه کاهش یافته و استفاده از این اطلاعات روش مند گردد. به همین منظور اغلب بازارهای سرمایه مقررات و ضوابطی را برای افشا و انتشار اطلاعات بر شرکتهای پذیرفته شده در آن بازار سرمایه حاکم کرده اند. بازارهای کارآی اوراق بهادار با موضوع افشای کامل رابطه تنگاتنگ دارد(احمد پور،1386،6-4).
علی الرغم آنکه اکثر تحقیق های فعلی حسابداری در چارچوب فرضیه های بازار کارآی موثر سرمایه صورت می گیرد و فرض می نماید قیمتها انعکاسی از اطلاعات موجود هستند، لیکن مدیران در مقایسه با سرمایه گذاران نسبت به اطلاعات مربوط به شرکت دارای تفوق و شناخت بیشتری هستند. لذا بکارگیری سیاستها و طرحهای افشا اطلاعات می تواند آگاهی ها و اطلاعات برتر مدیران را به بازار سرمایه منتقل ساخته و در برقراری ارتباط بین مدیران و سرمایه گذاران و در نتیجه تعدیل تضاد منافع موثر واقع شود(ایزدی نیا،1377-112).
ازسویی دیگر پدیده هموارسازی سود، مقوله ای مشترک در مرز دانش حسابداری و امورمالی است. برخورداری این پدیده از یک سابقه مطالعاتی نسبتاً طولانی را می توان نشانگر اهمیت ومیزان توجه محافل علمی وحرفه ای به آن تلقی نمود. به گونه ای که امروزه با گذشت بیش از هفتاد سال از شروع مطالعات در این زمینه، شواهد نشان می دهد که هنوز از علاقه پژوهشگران به تحقیق در مورد پدیده هموارسازی سود کاسته نشده است. به نظر می رسد اهمیت این موضوع نشأت گرفته از جایگاه ویژه و منحصر به فرد مقوله سود در مباحث حسابداری و امورمالی است. مروری بر تاریخچه و ادبیات دانش حسابداری نشان می دهد که مفهوم و یا پدیده ای همانند سود، کمتر مورد بحث و منازعه فراگیر بین تئوریسین ها و طبقات مختلف حرفه ای بوده است.
1-1 تعریف موضوع و بیان مسأله:
در فصل اول مسئله تحقیق را مورد بررسی قرار می دهیم سپس تعریف موضوع تحقیق را بیان نموده و در ادامه به بیان اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم همچنین اهداف تحقیق را در قالب اهداف کلی و ویژه بیان میکنیم. چارچوب نظری تحقیق که بیان اصلی طرح سئوال و موضوع تحقیق بوده است در این فصل اورده شده و در ادامه به فرضیه های تحقیق اشاره شده است.
بیان مساله
از آنجایی که سازمان بورس و اوراق بهادر تهران نیز به افشای اطلاعات توجه نموده و هنگام رتبه بندی شرکت ها کفایت و مناسب بودن افشای اطلاعات را مد نظر قرارمی دهد لذا بررسی سطح افشای اطلاعات نیز در کنار کیفیت افشای اطلاعات با عنوان یک عامل تاٌثیر گذار در تصمیم گیری ها در خور توجه است. افشای کافی افشای مناسب و افشای کامل اصطلاح هایی است که در کتب و مقاله ها حسابداری و حسابرسی برای توصیف افشا مورد استفاده قرار گرفته اند. اما متداول ترین نظریه در خصوص افشای کافی می باشد که حاکی از حداقل افشای مورد نیاز است و یا به عبارتی دیگر مفهوم افشای کافی بیان کننده این موضوع است که صورتهای مالی نباید گمراه کننده باشد.افشای مناسب بر برخورد یکسان با کلیه استفاده کنندگاه بالقوه در خصوص افشای اطلاعات مالی دلالت می کند.ارائه کلیه اطلاعات به گونه ای که تصویر کاملی از فعالیتها و رویدادهای مالی واحد تجاری را بیان نماید حاکی از افشای کامل می باشد. اگر چه لازم است صورتهای مالی به نحو کامل ارائه شود اما نباید حاوی اطلاعات بیش از حد و بی اهمیت باشد زیرا ممکن است توجه استفاده کنندگان صورتهای مالی به اطلاعات جزئی و کم اهمیت معطوف و در نتیجه رویدادها و عملیات با اهمیت نادیده گرفته شود.در ضمن میزان افشای اطلاعات در گزارشگری مالی علاوه بر هماهنگی با نیاز و خبرگی استفاده کنندگان گزارشهای مالی به ویژگیها و معیارهای مورد انتظار از افشا نیز وابسته است (ارزیتون،2004 ،4-2)1.
عوامل و متغیرهایی که بر مطلوبیت صورتهای مالی تاثیردارند و از متون(نوشته های) حسابداری و حسابرسی اعم از مقالات تحقیقی اندیشمندان این رشته و نشریات انجمن های مختلف حسابداران رسمی دنیا استخراج گردیده به شرح زیر است (هشی،2006 ،94-93)2:
اندازه واحد تجاریساختار مالکیت
نوع صنعت
عمر شرکت
نوع موسسه حسابرسی
فناوری اطلاعات(IT)
ترکیب اعضای هیئت مدیره
محدوده جغرافیایی
وجود حسابرسی داخلی
10. میزان سودآوری
11. حجم معاملات
اگرچه افشای کافی در گزارشهای سالانه نقش اساسی در تصمیم گیری های صحیح و آگاهانه گروههای مختلف بخصوص سرمایه گذاران دارد، اما تحقیق های انجام شده در کشورهای مختلف در برخی موارد نشان داده است که واحدهای اقتصادی بدون فشارهای دولت وضرورت های قانونی و حرفه ای، تمایلی به افشای کافی اطلاعات مالی ندارند(ارزیتون،1383،4)11.طبق بررسیهای بعمل آمده، احتمال می رود که عدم تمایل به افشای کافی مرتبط با ساختار شرکتها باشد.
سود گزارش شده از جمله اطلاعات مالی مهمی است که در هنگام تصمیم گیری توسط افراد در نظر گرفته می شود. تحلیل گران مالی عموماً سود گزارش شده را به عنوان یک عامل برجسته در بررسی ها و قضاوت های خود بر اطلاعات مالی مندرج در صورت های مالی واحدهای اقتصادی خصوصاً سود گزارش شده اتکا می کنند.
سرمایه گذاران معتقدند سود ثابت در مقایسه با سود دارای نوسان، پرداخت سود تقسیمی بالاتری را تضمین می کند. هم چنین نوسانات سود به عنوان معیار مهم ریسک کلی شرکت قلمداد میشود و شرکتهای دارای سود هموارتر دارای ریسک کمتری میباشند. بنابراین شرکت هایی که دارای سود همواری هستند بیشتر مورد علاقه سرمایه گذاران بوده و از نظر آنها محل مناسبتری برای سرمایه گذاری محسوب میشوند (هندریکسن، 1992ص378)2.
مدیریت در انتخاب بین روش های مختلف به حساب بردن وقایع مالی، در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری اختیارات قابل ملاحظه ای دارد. مثلاً در مورد استهلاک روش های مختلف پذیرفته شده ای وجود دارد و مدیر می تواند بین این روش ها، یکی را انتخاب کند. هم چنین مدیریت می تواند فعالیت های مالی را زمان بندی کند. به تاخیر انداختن یک فروش و یا انجام مخارج اختیاری از جمله این اقدامات می باشد. به علت این انعطاف پذیری، مدیر می تواند به طور سیستماتیک روی سود گزارش شده از سالی به سال دیگر تاثیر گذاشته و آن را هموار کند. لذا پدیده هموارسازی سود می تواند بر تصمیمات سرمایه گذاران تاثیر بگذارد و پیامدهایی را موجب شود که مخصوصاً در بازارهای غیرکارای سرمایه از درجه اهمیت و تاثیر بیشتری برخوردار باشند (شباهنگ، 1382، ص39)2.
چارچوب نظری تحقیق
این تحقیق به دنبال بررسی رابطه سطح افشای اطلاعات باهموارسازی سود میباشد.متغیر های اصلی این تحقیق شامل سطح افشا به عنوان متغیرمستقل و هموارسازی سود به عنوان متغیر وابسته میباشد.
افشای اطلاعات عبارت است از تجزیه و تحلیل مدیریت،یادداشت های توضیحی و صورتهای مکمل 3 مفهومی که در افشا برداشت میشود عبارتست از افشای کافی –منصفانه و کامل که در این تحقیق سطح افشا یا کامل بودن آن مورد بررسی قرار میگیرد.در این تحقیق سطح افشا بر اساس چک لیست تهیه شده در تحقیقات پیشین به صورت محاسبه ی نسبت اطلاعات افشاشده/اطلاعاتی که باید افشا شود اندازه گیری میشود.
قبلا در سال 1377 ثقفی و ملکیان و در تحقیق دیگری توسط نوری فرد و در سال 1383 توسط ارزتیرن و در سال 1387 مجتهد زاده و در سال 1392 توسط کوک و در سال 1994 توسط والاس و همکاران در سال 2006 توسط عفاف مبارک و محمد حسن مورد بررسی قرار گرفته است.
یکی از موضوعات مطرح در حسابداری شناسایی انگیزه های هموارسازی سود است. که از جمله میتوان به افزایش رفاه سهامداران، تسهیل قابلیت پیش بینی سود، افزایش رفاه مدیریت در کسب بازده بیشتر اشاره نمود. بنابراین یکی ازانگیزه هایی که پشتوانه نظری و تجربی بیشتری برخوردار است، انگیزه، کسب بازده بیشتر می باشد که در این تحقیق به طور خاص مورد بررسی و آزمون قرار میگیرد. بدین منظور سعی می شود تا وجود پدیده هموارسازی بر بازده غیرعادی شرکتهای نمونه مورد بررسی قرار گیرد. همچنین در نظر است تاثیر صنایع مختلف و اندازه شرکت در بررسی تاثیر هموارسازی سود بر بازده غیرعادی شرکت ها مورد توجه و آزمون قرار گیرد.
1- 2 اهمیت و ضرورت پژوهش:
موضوع افشای اطلاعات به نحو مناسب، جامع و کامل در گزارشهای سالانه شرکتها، در تصمیم گیری قشر وسیعی از افراد جامعه دخالت دارد. به همین دلیل موضوع این تحقیق کانون توجه مجامع حرفه ای، تدوین کنندگان استانداردها و صاحب نظران رشته حسابداری بوده و دامنه این بحث در چند دهه اخیر وسعت بیشتری داشته است.ضرورت انجام آن دسته از تحقیق های تجربی که در دهه های اخیر در رابطه با موضوع افشای مناسب و کامل اطلاعات وهموارسازی سود،امروزه بیش از هر زمان دیگری معلوم شده و در بازار سرمایه گذاری ایران می تواند راهگشای تصمیم گیرندگان و سرمایه گذاران باشد.بنابراین به دلیل فقدان استانداردهای حسابداری کافی در ایران و لحاظ داشتن اهمیت افشای کامل اطلاعات مالی در تصمیم گیری های اقتصادی ، بررسی ارتباط افشای کامل اطلاعات را با برخی متغیر های وابسته ضروری می کند. شناسایی این متغیرها، مانند هموارسازی سود،می تواند در تصمیم گیری استفاده کنندگان در جهت تشخیص جامعیت افشای صورتهای مالی حاوی بار اطلاعاتی باشد.
از دیر باز سود از دیدگاه تئوریسین ها و محققین حسابداری و مالی یکی از بحث بر انگیزترین مباحث حسابداری میباشد (هندریکسن،1993،ص26)1.
سود از جمله برترین شاخص های اندازه گیری فعالیتهای یک واحد اقتصادی است و درک و شناخت و رفتار سود حسابداری مقوله ای است که بر اثر گسترش فنون کمی مدیریت و ضرورت توجه به نیاز استفاده کنندگان صورت های مالی شکل گرفته است و صرفأ از محدوده اندازه گیری فعالیت های گذشته فراتر رفته است و حسابداری را برای یاری رساندن به تصمیم گیرندگان توانا تر ساخته است. بنابراین علیرغم اینکه تئوری فراگیری در زمینه سود حسابداری وجود ندارد که مورد توافق همگان باشد، با اینحال بازهم سود به عنوان یکی از معیارهای تصمیم گیری مالی از اعتبار ویژه ای برخوردار است و در این راستا هر جریانی که سود را به طریقی دستخوش تغییر نماید نیز اهمیت می یابد. حتی با وجود استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، گزارشگری سود در عمل با چالشهایی مواجه بوده است. "سود"در تصمیم گیری یکی از معیارهای اصلی می باشد. پدیده هموارسازی سود به طور بالقوه می تواند در رفتار استفاده کنندگان از صورت های مالی موثر واقع شود و پیامدهایی را موجب شود و به ویژه از لحاظ تئوری این موضوع در بازارهای غیرکارای سرمایه ممکن از درجه تاثیر و اهمیت بیشتری برخوردار باشد.چ
1-3 اهداف تحقیق
هدف اصلی: تبین رابطه بین سطح افشای کامل اطلاعات مالی وهموارسازی سود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
اهداف جزیی
1) تبیین رابطه بین سطح افشای شرکتها وهموار سازی سود
2) تبیین رابطه بین به موقع بودن شرکتها و هموار سازی سود
3) تبیین رابطه بین قابل اتکا بودن سطح افشاء وهموارسازی سود
اهدف کاربردینتایج این تحقیق میتواند مورد استفاده مدیران مالکان و سرمایه گذاران، بستانکاران، بانک‌ها و موسسات مالی قرار گیرد.
1-4 - فرضیه های پژوهش:
فرضیه اصلی:
این تحقیق به دنبال بررسی این مسئله است که آیا ارتباط منفی و معناداری بین افشای کامل اطلاعات مالی با هموارسازی وجود دارد؟
فرضیه‌های فرعی:
فرضیه 1: بین سطح افشای شرکتی وهموارسازی سودرابطه منفی معناداری وجوددارد.
فرضیه 2: بین به موقع بودن افشای شرکتی وهموارسازی سود رابطه منفی معناداری وجوددارد.
فرضیه 3: بین به قابل اتکا بودن افشای شرکتی وهموارسازی سود رابطه منفی معناداری وجوددارد.
1-5 تعریف مفهومی متغیرها:
در پژوهش حاضر با توجه به اهداف و فرضیات بیان شده، متغیرهای تحقیق به شرح زیر تعریف می شوند:
تعریف واژگان و اصطلاحات افشاء اطلاعات:عبارت است از تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشت‌های پیوست و صورت‌های مکمل و مفهوم عمومی- تر افشاء، توزیع و ارائه اطلاعات است.حسابداران تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای ارائه اطلاعات مالی در مورد یک شرکت،گزارش‌گری مالی سالانه این شرکت‌ها می دانند. سه مفهومی که از افشاء برداشت می شود عبارت است از افشای کافی،منصفانه و کامل. اصطلاح افشاء کافی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار می‌گیرد که به حداقل مقدار افشاء، اشاره دارد و با هدف گمراه کننده نبودن صورت‌های مالی مطابقت می‌کند. افشای منصفانه به هدف اخلاقی برخورد مساوی با همه استفاده کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی اشاره و افشای کامل به ارائه کلیه اطلاعات مربوط اشاره دارد(احمدپور،1386،12)
تعاریف هموارسازی سود
تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط صاحبنظران و محققین حسابداری ارائه شده است که اکثر آنها از نظر مفهومی مشابهت دارند. برخی از این تعاریف عبارتند از:
"هموارسازی سود به عنوان کاهش آگاهانه نوسانات سود در حدود سطحی که برای شرکت سطح نرمال محسوب می گردد، تعریف می شود. "
"هموارسازی سود به عنوان روشی که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات جریان اقلام سود گزارش شده در حول سود مورد نظر پیش بینی شده استفاده می شود، تعریف می گردد. "
"هموارسازی سود:اعمال و اقدامات ارادی و آگاهانه ای است که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات سود با استفاده از تکنیکهای مشخص حسابداری انجام می پذیرد. "
"هموارسازی سودمی تواند به عنوان روشی تعریف شود که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات اقلام سود گزارش شده به وسیله حساب آرائی ساختگی (حسابداری)یا واقعی (معاملاتی)بکار گرفته می شود تا آنرا در حدود جریان سود مورد نظر برساند")بدری 1387ص. 67).
مدل تحقیق:
برای آزمون اطلاعات پس رویدادی مدل های زیر مورد استفاده قرار می گیرد.
1)مدلهای سنتی
2)مدل ایمهاف
3)مدل ایکل
مدل سنتی:
در این مدل فرض می شود که سود هنگامی هموار شده است که نوسان پذیری سود براساس یک مدل مورد انتظار کاهش داده شود. مدل سنتی به صورت ET=ET-1بیان می شود. پژوهشگران معمولاً از مدل های خطی روند زمانی نظیر مدل باکس- جنکیس11استفاده کرده اند. وجه مشترک همه مدلهای مورد انتظار اینست که تمامی آنها سود هر دوره Eγ را تابعی از زمان با یک نرخ رشد ثابت و یا سایر پارامترهای گزینشی فرض می کنند.
1) yt=yt-1+(yt-1-yt-2)
2) yt=yt-1+α(yt-1-yt-2)+β(yt-2-yt-3)+γ(yt-3-yt-4)
3) yt=yt-1(1- Rt-1)
4) yt= yt-1(1- αRt-1+βRt-2+yRt-3)
یاد آوری میشود که ضرایب α وβ وyگزینشی هستند نماد سود مورد انتظار وRt متوسط نرخ رشد در صنعت است ولی این مدل یک سری مشکلاتی دارد. ایکل2معتقد است که تحقیقات انجام شده بر مبنای این چهارچوب نظری مشکلاتی ذاتی و متعددی دارند. اولین مشکل این است که بایستی برای آزمون، یک مدل مورد انتظار تهیه کنیم که در واقع کاری پیچیده و ذهنی است. زیرا ممکن است مدل مورد انتظار نتواند فرایند ایجاد و سری زمانی سود را به نحو مطلوب و قابل قبول توصیف نماید.
دومین نقطه ضعف مدل سنتی این است که آزمون، فقط یک متغیرهموارسازی، برای جریان سودهای هموارشده، در یک زمان معینی ممکن است به نتایج متعصبانه ای منجر شود. زیرا ممکن است یک شرکت در آن واحد از چندین متغیرهموارسازی استفاده کرده باشد. از نقاط ضعف دیگر مدل های سنتی اینست که فقط برای یک دوره زمانی هموارسازی را بررسی می کند و بایستی برای آزمون یک سری زمانی بررسی شود و این ضعف در مدل ایمهاف بر طرف شد.
مدل ایمهاف1
ایکل معتقد است که ایمهاف اولین محققی است که مدعی شده سودهای هموارشده می تواند تابعی از یک متغیر مستقل دیگری غیر از آنچه تا آن زمان عنوان شده بوده باشد خود ایمهاف از متغیر مستقل فروش به عنوان جایگزینی مناسب استفاده کرد. در مدل ایمهاف ابتدا سود و فروش به عنوان متغییر در یک رابطه رگرسیون زمانی به شکل زیر قرار می گیرند.
(زمان)+βα=سود
(زمان)+βα =فروش
سپس تغییر پذیری برای هر گرسیون بر مبنای اندازه R2 تعریف می شود. در نهایت به منظور تشخیص رفتار هموارسازی سود برای یک شرکت معین دو معیار تعریف می شود:
1-هموارسازی سود زمانی واقع می شود که یک جریان هموار سود وجود دارد و در همان زمان رابطه ای ضعیف بین فروش و سود برقرار است و یا
2-یک جریان هموار سود وجود دارد، در حالی که جریان فروش ناهمواری مشاهده می شود.
این روش نیز ضعف هایی داشت که بیشتر آنها را ایکل بیان کرد که در زیر آمده است.

مدل ایکل2
ایکل انتقاداتی را که بر مدل ایمهاف وارد می کندکه به شرح زیر می باشد:
اولین مشکل مدل ایمهاف اینست که تعریف جامع و روشنی از هموارسازی را ارائه نمی کند. دومین مشکل مدل ایمهاف در میزان اعتماد او به عنوان یک معیار اندازه گیری تغییر پذیری است. در مدل ایکل این نقاط ضعف رفع شده است. چهار چوب نظری مدل ایکل موسسه هموارساز را به عنوان واحدی تعریف می کند که چندین متغیر حسابداری را به گونه ای بکار می گیرد که برآیند تاثیرات آنها نوسان پذیری سود را به حداقل برساند یکی از نقاط ضعف مدل های سنتی استفاده از یک متغبر برای هموارسازی می باشد در حالی که در مدل ایکل از چنیدین متغیر استفاده شده است و یکی از نقاط ضعف مدلهای سنتی بررسی هموارسازی در یک دوره می باشد که این ضعف نیز در مدل ایکل رفع شده است چون مدل ایکل چندین دوره را بررسی می کند. مدل ایکل بر اساس چهار پیش فرض طراحی شده است که به صورت روابط جبری زیرنشان داده می شود:
به طوری که:
1) I=S-(VC%×S)-FC+X
I=S-(VC%×S)- ∆FC+X
ثابت است 2)VC%
3)FCtFCt-1
4)COV(S,FC)=0
I:سود
S:فروش
VC%:درصد هزینه های متغیر به فروش
FC:هزینه های ثابت
X:میزان دستکاری عمومی مدیریت در سود
∆It=It-It-1
∆St=St-St-1
∆FCt=FCt-FCt-1
∆Xt=Xt-Xt-1
با توجه به فرضیاتی که گفته شد موارد زیر اثبات می شود:
هر گاه شاخص ایکل کوچکتر از 1 باشد یعنی1>CV∆ICV∆S آنگاه هموارسازی سود رخ داده است.
به طوری که:
ضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی سود=CV∆Iضریب تغییرات برای نوسان در سری زمانی فروش= CV∆Sاگر هموارسازی تصنعی سود وجود داشته باشد آنگاه مقدار X در رابطه(1)برابر صفر در نظر گرفته
می شود، پس:
1) =S-(VC%×S)-FC
چون X برابر صفر است پس X نیز برابرصفر بوده و رابطه نیز صادق است:
2) ∆I=∆S-VC%×∆S-∆FCآنگاه داریم:
Var (∆I)=Var[∆S-VC%×∆S-∆FC]=Var[1-VC%∆S-∆FC]=1-VC%2Var∆S+Var(∆FC)-21-VC%COV(∆S,∆FC)با توجه به اینکه
COV∆S,∆FC=0
پس داریم
1-VC%2Var∆S+Var(∆FC) Var (∆I)=با عنایت به اینکه Var(∆I) ∆I CV∆I=بنابراین
3) CV∆I=1-VC%2Var∆S+Var(∆FC)1-VC%∆S-∆FCهمچنین داریم
CV∆S=Var(∆S)∆S=Var(∆S)∆S×1-VC1-VC4) CV∆S=1-VC%2Var∆S1-VC%∆Sحالت اول:اگرFC=0 باشد آنگاه از مقایسه رابطه 3و4داریم:
CV∆I CV(∆S)=1
5) CV∆I= CV(∆S)حالت دوم:اگر0< ∆FC باشد انگاه از مقایسه رابطه 3و4 داریم:
CV∆I CV(∆S)>1 6)CV∆I> CV(∆S)لذا از رابطه(5)و(6) می توان نتیجه گرفت که هر گاه هموارسازی تصنعی سود وجود نداشته باشد (میزانX=0باشد)باید CV∆I CV(∆S)>1 باشد.
و این بدان معنی است که اگر CV∆I CV(∆S)<1 باشد سود هموار شده است در این تحقیق نیز از مدل ایکل برای بررسی هموارسازی سود استفاده شده است.
مزایای اصلی شاخص ایکل به صورت زیر می باشد:
1) شاخص ایکل وضعیت هموارسازی سود را بدون نیاز به پیش بینی سود، استفاده از مدل های مورد انتظار و قضاوت های ذهنی مشخص می نماید.
2) شاخص ایکل به طور همزمان چندین متغیرهموارسازی را اندازه گیری می کند، در حالیکه در مدلهای قبلی از متغیرهموارسازی استفاده شد.
3) شاخص ایکل با استفاده از مقایسه تغییر پذیری سود با تغییر پذیری فروش هموارسازی واقعی و طبیعی را از هموارسازی مصنوعی تفکیک می کند (بدری، 1378،ص126)1.
1-6 روش پژوهش:
چون متغیر وابسته مدل ها از نوع دو ارزشی با مقادیر صفر و یک هستند، برآوردها با استفاده از تحلیل رگرسیون لوجستیک (به طور خاص مدل لوجیت) انجام شده است. برای تنظیم مدل لوجیت فرض کنید x2i، x3i و ... متغیرهای مستقل و zi متغیر وابسته با مقادیر 0 و 1 باشد. در این حال خواهیم داشت:
zi=β1+β2x2i+β3x3i+…+βkxki+ui, (3-4)
حال داریم:
Fzi=pi=11+e-zi(3-5)
معادله (3-5) بیانگر چیزی است که تحت عنوان تابع توزیع تجمعی لاجیستیک1 معروف است. همان طوری که می بینید، در این مدل همچنان که zi بین -∞ و +∞ تغییر می کند، pi بین صفر و یک باقی می ماند، ولی این مدل با رویکرد رگرسیون حداقل مربعات معمولی2 قابل برآورد نیست. اگر احتمال موفقیت به صورت (3-5) باشد، احتمال عدم موفقیت به صورت زیر خواهد بود:
1-pi=1-11+e-zi=11+ezi(3-6)
بنابراین خواهیم داشت:
pi1-pi=1+ezi1+e-zi=ezi (3-7)
که pi1-pi نسبت احتمال موفقیت بر احتمال عدم موفقیت است. اگر از طرفین (8-6) لگاریتم بگیریم، نتیجه جالبی خواهیم داشت:
Li=Logpi1-pi=Logezi=zi=β1+β2x2i+β3x3i+…+βkxki(3-8)
که در آن Li بر حسب x2i، x3i و ... xki و بر حسب پارامترها خطی است و قابل برآورد می باشد (افلاطونی و نیکبخت، 1389).
معیار نیکویی برازش برای مدل های لوجیستیک
معیارهای نیکویی برازش در رگرسیون معمولی (OLS)، R2 یا R2 تعدیل شده است. حال سوال این است که آیا می توانیم از معیارهای ذکر شده برای بررسی نیکویی برازش مدل های لوجستیک استفاده کنیم یا خیر؟ پاسخ منفی است. زیرا مقادیر برازش شده حاصل از مدل های لوجستیک، هر عددی می تواند باشد در حالی که مقادیر واقعی متغیر وابسته، صفر یا یک است. بنابراین، استفاده از R2 یا R2 تعدیل شده بی‌معناست. در ادامه به ارائه دو معیار خواهیم پرداخت:
الف) درصد پیش بینی صحیح
کندی1 (2003) پیشنهاد می کند که معیار نیکویی برازش می تواند به عنوان حاصل جمع درصد پیش بینی صحیح yi=1 و درصد پیش بینی صحیح yi=0 در نظر گرفته شود. یعنی به صورت جبری داریم:
صحیح های بینی پیش درصد=100yiI(Pi)yi+1-yi(1-IPi)N-yi
که در آن، اگر yi>y باشد، Iyi=1 و در غیر این صورت Iyi=0 است. هر چه این عبارت بزرگتر باشد، برازش بهتری صورت گرفته است.
ب) R2 ساختگی
R2 ساختگی2 به صورت زیر تعریف می شود:
Pseudo-R2=1-LLFLLF0 (3-10)
که در آن LLF مقدار حداکثر لگاریتم تابع راستنمایی برای مدل های لوجستیک و LLF0 مقدار لگاریتم تابع راستنمایی برای مدل های مذکور است وقتی که در آن تمام پارامترهای شیب برابر صفر فرض می شود (یعنی مدل تنها دارای یک عرض از مبدا است). این معیار به معیار مک فادن3 منسوب است. در این تحقیق علاوه بر دو معیار فوق، از آزمون هاسمر-لمشو4 (1989) و آزمون اندروز5 (1988) برای بررسی نیکویی برازش مدل ها استفاده شده است.
1-7 جامعه آماری و تعیین حجم نمونه:
جامعه آماری این تحقیق، تمام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از 1382 تا پایان سال 1390 می باشد1 (457 شرکت، 3248 سال-شرکت). برای تعیین نمونه آماری به روش حذفی سیستماتیک، شروط زیر اعمال شده است:
ابتدا شرکتهایی که پایان سال مالی آنها 29 یا 30 اسفند ماه نیست حذف شده است (103 شرکت، 717 سال-شرکت).
سپس بانک ها و موسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری مالی (به دلیل ماهیت متفاوت فعالیت آنها از سایر واحد های تجاری) حذف شده اند (13 شرکت، 84 سال-شرکت).
در پایان مشاهدات پرت (صدک اول و صدک 99 تمام مشاهدات) و نیز شرکتهای که کمتر از 2 سال داده داشتند حذف شده اند (60 شرکت، 331 سال-شرکت).
با اعمال شرایط فوق تعداد 281 شرکت (معادل 2116 سال-شرکت) جهت برآورد مدل ها و آزمون فرضیه های تحقیق انتخاب شده اند. طبق شاخص ایکل، از تعداد مذکور 138 شرکت (معادل 1038 سال-شرکت) به عنوان هموارساز سود طبقه بندی شده اند.
1-8 قلمرو پژوهش:
1-8-1 قلمرو موضوعی:
نظر به اینکه سود یکی از مهمترین معیارهای تصمیم گیری است و شناسایی سود و اعلام آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا قلمرو موضوعی این تحقیق بررسی رابطه سطح افشاو پدیده هموارسازی سودمی باشد.
1-8-2 قلمرو مکانی:
تحقیق حاضر سعی در بررسی سطح افشای کامل اطلاعات وهموارسازی سود شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران را دارد.
1-8-3 قلمرو زمانی پژوهش:
برای انجام این تحقیق و آزمون فرضیه های آن از اطلاعات و گزارشهای مالی شرکتها از هشت سال بین تاریخهای 1382 الی 1390 استفاده شده است.1-9 خلاصه فصل:
در این فصل ابتدا به تعریف موضوع پِژوهش و بیان مسئله و بعد اهداف تحقیق و هچنین فرضیات تحقیق پرداخته شد و در ادامه به روش تحقیق و جامعه آماری به طور مختصر اشاره شد و در فصل آینده به مروری بر ادبیات تحقیق پرداخته خواهد شد.

فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
همانگونه که هیات تدوین استانداردهای حسابداری1 بیان می کند انتخاب های حسابداری حداقل در دو سطح انجام میگیرد. در یک سطح بوسیله کمیته ها و موسساتی که این قدرت را دارند که شرکت ها را وادار به گزارشگری به شیوه خاص نمایند و یا بر عکس، بکار گیری روشی را که توسط این موسسات نامناسب تشخیص داده شده را منع کنند، و در یک سطح دیگر در هر شرکت به صورت فردی انتخاب صورت می گیرد. هنگامی که استانداردهای حسابداری بیشتری منتشر می شود، انتخاب های فردی محدود تر میشود، اما هنوز هم تصمیمات حسابداری زیادی وجود دارند و در آینده وجود خواهد داشت که به وسیله موسسات گزارشگری اتخاذ خواهد شد. زیرا انتخاب یک راهکار از بین راهکارهای مختلف که هیچ استانداردی آن را به طور دقیق مشخص ننموده و یا انتخاب بین راههای اجرای یک استاندارد بوسیله هر موسسه به طور فردی صورت می گیرد. از سوی دیگر توان تجزیه و تحلیل و قدرت پیش بینی، مهمترین عامل در تصمیمات سرمایه گذاری سهامداران می باشد که خود به عوامل متعددی از قبیل سود آتی، قیمت سهام، جریان نقدی آتی سرمایه گذاری و... بستگی دارد. تحقیقات متعدد نشان می دهد که مدیران با استفاده از انتخاب های حسابداری و در قالب هموارسازی سود بر ذهنیت گرایی سرمایه گذاران تاثیر می گذارند.
به عبارت بهتر مدیران آنگونه سیستم های اطلاعاتی را انتخاب می کنند که نوسان سودهای گزارش شده را در طول زمان کاهش دهد. شواهد تجربی نیز حکایت از این دارد که مدیران واحدهای اقتصادی در درجات مختلف و به طور مستمر درگیر هموارسازی سود هستند تا بدین وسیله قضاوت استفاده کنندگان از صورت های مالی را متاثر سازند.
در این فصل، ابتدا تعاریف هموارسازی سود از دیدگاه محققین مختلف بیان می گردد. سپس به انواع هموارسازی و انگیزه ها وابزارهای مختلف هموارسازی اشاره می گردد.
2-1 سطح افشا
2-1-1 خصوصیت های کیفی مرتبط با ارائه اطلاعاتاز مهمترین ویژگی های کیفی مرتبط با ارائه اطلاعات می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
قابل فهم بودن1: برای‌ اینکه‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مالی‌ قابل‌ فهم‌ باشد لازم‌ است‌ که‌ اقلام‌ به‌نحوی‌ مناسب‌ در یکدیگر ادغام‌ و طبقه‌بندی شود. در ضمن، توان استفاده کنندگان از صورتهای مالی باید در حد آگاهی‌ معقولی‌ در مورد فعالیتهای‌ تجاری و اقتصادی و نحوه‌ حسابداری‌ باشد.
قابل مقایسه بودن2: صورتهای مالی یک شرکت باید با صورتهای مالی سالهای قبل و همچنین صورتهای مالی واحدهای تجاری مشابه خود قابل مقایسه باشد. برای این منظور رعایت ثبات رویه در بکار بردن روشهای حسابداری و همچنین افشای مناسب رویه های حسابداری و ارقام مقایسه ای مورد نیاز می‌باشد3.
قابل اتکا بودن4: اطلاعات باید عاری از اشتباه و تمایلات جانب داری با اهمیت باشد و بیان صادقانه داشت باشد اطلاعات باید اثر معاملات و سایر رویدادهایی را که ادعا می کند بیانگر آن است یا به گونه ای معقول انتظار می رود بیانگر آن باشد به طور صادقانه بیان کند
2-1-2 افشای مالی افشای اطلاعات عبارت است ازافشای اطلاعات اضافی مربوط به تجزیه و تحلیل مدیریت، یادداشت‌های توضیحی و صورت‌های مکمل، مفهوم عمومی تر افشاء توزیع و ارائه اطلاعات است.حسابداران تمایل دارند از مفهوم محدودتری استفاده کنند و افشای اطلاعات مالی در مورد یک شرکت را گزارشگری مالی سالانه این شرکت‌ها می دانند. مسائلی که در مورد عرضه اطلاعات در ترازنامه،صورت سود و زیان و صورت گردش وجوه نقد بیان می شوند، مطابق دستورالعمل های ارائه شده، قابل شناسایی و اندازه گیری هستند.مقدار اطلاعاتی که باید افشاء شود به مهارت استفاده کننده بستگی دارد.سه مفهومی که از افشاء برداشت می شود عبارت است از افشای کافی، منصفانه و کامل. اصطلاح افشاء کافی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار می‌گیرد که به حداقل مقدار افشاء، اشاره دارد و با هدف گمراه کننده نبودن صورت‌های مالی مطابقت می‌کند. افشای منصفانه به هدف اخلاقی برخورد مساوی با همه استفاده کنندگان بالقوه در ارتباط با افشای اطلاعات مالی اشاره و افشای کامل به ارائه کلیه اطلاعات مربوط اشاره دارد (احمدپور،1386،12).

متن کامل در سایت امید فایل 

بحث افشا در گزارشگری مالی یکی از مباحث اصلی حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تاثیر دارد و بر اساس آن باید کلیه واقعیت های با اهمیت و مربوط در باره رویدادها و فعالیتهای مالی در گزارش تهیه شده توسط واحد تجاری به نحوی افشا گردد که اولاً امکان اتخاذ تصمیمهای آگاهانه را برای استفاده کننده از صورتهای مالی فراهم نماید و ثانیاً باعث گمراهی آنان نشود. افشا در گزارشهای مالی مستلزم ارائه اطلاعاتی است که بیانگر بازدهی سرمایه موسسه و عملیات آن باشد. اطلاعات مزبور باید دربرگیرنده چنان اطلاعاتی باشد که قابلیت برآورد سود سهام سالهای آینده و همچنین روند تغییرها و بازگشت سرمایه را برای استفاده کنندگان امکان پذیر سازد. موارد افشاء مبنایی جهت تجزیه و تحلیل وقایع مالی و تفسیری است که توسط سرمایه گذاران صورت می گیرد. به هر حال سرمایه گذاران برای انتخاب سهام و سرمایه گذاری به اطلاعات مناسبی در ارتباط با ترکیب های سرمایه گذاریها و سهام جهت ارزیابی ریسک شرکتهای تجاری، نیازمند هستند. بستانکاران و نهادهای دولتی عموماً قدرت فراهم کردن اطلاعات اضافی مورد نیاز خود را دارند.
در رابطه با افشای اطلاعات سوال هایی مطرح می باشد که اهم آنها به شرح زیر است :
اطلاعات برای چه کسانی افشا گردد؟
هدف از افشای اطلاعات چیست؟
چه میزان از اطلاعات بایستی افشا شود؟
علاوه بر سوال های مزبور این سوال های که چگونه و چه موقع اطلاعات مالی باید افشا گردد نیز حائز اهمیت می باشد. زیرا افشا اطلاعات بموقع مربوط مانع بی خبری از وقایع مهم و موجب اعتماد بیشتر استفاده کنندگان از گزارشهای مالی می گردد. صورتهای مالی اساسا برای صاحبان سهام ، سایر سرمایه گذاران،اعتبار دهندگان و سایر بستانکاران تهیه و ارائه می شود اما کارکنان، مشتریان، ارگان های دولتی و سایرین نیز به خوبی از گزارشهای سالانه و یادداشتهای توضیحی آن استفاده برده و جزء استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار می- گیرند. تصمیم های سرمایه گذاران بیشتر در ارتباط باخرید، فروش یا نگهداری سهام می باشد و تصمیم گیریهای اعتبار دهندگان اساساً به افزایش مدت و میزان اعتبار اعطایی به واحد تجاری مربوط میگردد. تصمیم های سهامداران معمولا به استخدام، استمرار و یا انفصال مدیریت و همچنین تایید یا عدم تایید سیاستهای آنها در زمینه تغییرهای عمده ایجاد شده مربوط می شود.هدف از ارائه اطلاعات به کارکنان، مشتریان و سایرین به طور مشخص فرموله نشده است اما با وجود این اغلب فرض شده که اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان برای دیگران نیز مفید می باشد(عسگری، 280،1386- 279).
2-1-3 اهداف افشا در گزارشگری مالی هدف از افشا در گزارشهای مالی و صورتهای مالی به نیاز استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری بر می گردد. چنانچه استفاده کنندگان خارجی از صورتهای مالی دارای نیازها و علایق یکسان باشند، در این صورت بیان اهداف افشا در صورتهای مالی ساده خواهد بود. به علت اینکه ازصورتهای مالی استفاده کنندگان مختلفی بهره می گیرند لذا به نیاز برخی از استفاده کنندگان تاکید بیشتری می شود. امروزه گزارشهای مالی بر سرمایه گذاران بالقوه و اعتبار دهندگان بیشتر از آنهایی که قبلاً منابع مالی خود را در شرکت بکار گرفته اند تاکید می کنند. به طور کلی هدف افشای اطلاعات به هدفهای صورتهای مالی که به سه دسته کلی (هدفهای خاص، هدفهای عمومی و هدفهای کلی) درAPB NO.4 ، تقسیم بندی شده است بر می گردد. که البته در حال حاضر به بعضی از این اهداف توجه کمتری می شود مثلا هزینه های اجتماعی در حالیکه برای جامعه افشای آن موضوع بسیار با اهمیتی می باشد، از صورتهای مالی حذف شده است(عسگری،1386،280 - 279).
2-1-4 میزان اطلاعاتی که باید افشا شود میزان اطلاعاتی که باید افشا شود تنها به خبرگی استفاده کنندگان از گزارشهای مالی بستگی ندارد بلکه به معیارهای مطلوب و پذیرفته شده افشا نیز وابسته است. سه مفهوم افشا عموما مورد بحث و بررسی است:
افشاء کافی
افشاء مطلوب
افشاء کامل
بیشترین نظریه ارائه شده مربوط به افشا کافی می باشد. اما این حداقل افشای مورد نیاز است. به بیان دیگر تهیه صورتهای مالی نباید گمراه کننده باشد. مفاهیم مثبت بیشتر دربرگیرنده افشای مطلوب و کافی است. افشای مطلوب شامل یک موضوعیت اخلاقی ارائه دهندگان آن است که باید شامل نیازهای اطلاعات مربوط باشد.بعضی نیز افشای کامل را به معنی ارائه اطلاعات غیر ضروری دانسته،لذا آنرا مناسب نمی دانند.ارائه اطلاعات کم اهمیت در گزارشگری مالی در حجم زیاد باعث می گردد که اطلاعات با اهمیت تر تحت الشعاع آنها قرار گرفته و در نتیجه تفسیر گزارشها را با مشکل روبرو می سازد، با این وجود برای سرمایه گذاران و دیگر استفاده کنندگان اطلاعات با اهمیت و مناسب بایستی به طور کافی، مطلوب و کامل افشا شود.
در واقع اختلاف شکل مثبت صورتهای مالی جهت استفاده کنندگان که شامل اطلاعات مربوط و با اهمیت است آنها را در شرایط مناسبی جهت اخذ تصمیم با توجه به اصل فزونی منافع بر مخارج قرار می دهد. حذف اطلاعات زائد و بی اهمیت باعث می گردد که صورتهای مالی در شکلی قابل فهم و پر محتوی تهیه گردد. رعایت اصل افشا از طریق ارائه اطلاعات مربوط و با اهمیت در متن صورتهای مالی، به شکل انعکاس در داخل پرانتز و یا به صورت یادداشتها و جداول توضیحی صورتهای مالی به عنوان جزء لاینفک صورتهای مزبور،تحقق می یابد.مربوط ترین و با اهمیت ترین اطلاعات باید همواره در متن صورتهای مالی ارائه شود. مشروط بر اینکه چنین ارائه ای مقدور باشد. یادداشتها و جداول توضیحی صورتهای مالی وسیله ای برای افشای آن گروه از اطلاعات با اهمیت و مربوط است که نمی توان آنها را از انعکاس در متن صورتهای مالی به گونه ای ارائه کرد که مطلوبیت صورتهای مزبور همچنان حفظ شود.
باید توجه داشت که صورتهای مالی نتیجه پردازش انبوهی از اطلاعات مالی است که به سیستم حسابداری وارد می شود. هدف از خلاصه کردن و طبقه بندی اطلاعات در صورتهای مالی، ارائه خلاصه ای سودمند و مفید از اطلاعات مالی است. بدیهی است ارائه اطلاعات به شکل تفصیلی و بدون طبقه بندی در صورتهای مالی موجب می گردد که اطلاعات ارائه شده نامفهوم باشد، در نتیجه استفاده کنندگان از صورتهای مالی برای دستیابی به اطلاعات مورد نظر خود با مشکل مواجه می گردند. از طرف دیگر استفاده کنندگان از صورتهای مالی دارای اهداف و علایق یکسان نیستند و لذا طبقه بندی و تلخیص اطلاعات موجب می گردد برخی اطلاعات که برای گروههای خاصی از استفاده کنندگان با ارزش است حذف شود. گرچه طبقه بندی و تلخیص اطلاعات در صورتهای مالی مفید و لازم است اما باید از اتکاء مطلق به برخی اطلاعات نهایی منعکس در صورتهای مالی نظیر سود خالص، سود هر سهم و جمع داراییها پرهیز شود. هر چند اطلاعات خلاصه شده ممکن است به عنوان شاخص کلی در مورد ارزیابی مثلا بازده سرمایه گذاری و عملکرد شرکت سودمند واقع گردد و برای مقایسه با شرکت دیگر بکار رود، در شرکتهای بزرگ اطلاعات منعکس شده در صورتهای مالی نتیجه تلخیص عملیات و رویدادهای مالی بسیار ناهمگنی است، لذا برای تصمیم گیری های سرمایه گذاری و اعطای اعتبار یا سایر تصمیم های مشابه ، بررسی و توجه به هریک از اقلام مورد نظر، جمع های فرعی مربوط به گروه بندی های منعکس در هر یک از صورتهای مالی یا بخشهای متشکله صورتهای مالی مزبور می- تواند سودمند تر از جمعهای کلی و نتایج نهایی باشد.
به هر حال طبقه بندی و تلخیص و تفکیک اطلاعات مالی به گروههایی همگن ، تحلیل اطلاعات مالی برای دستیابی به هدفهای گزارشگری مالی نظیر پیش بینی منابع و زمان بندی گردش آتی وجوه نقد و ابهام های آنرا امکان پذیر می سازد. تجربه نشان داده است که شرکتها میلی به افزایش میزان افشا در صورتهای مالی خود ندارند. لیکن افشای اطلاعات یک امر حیاتی برای اخذ تصمیم های بهینه توسط سرمایه گذاران و نیز برای بقای سرمایه می باشد. افشای بموقع اطلاعات مربوط، مانع از غافل گیر شدن سهامداران از دورنمای آینده موسسه می گردد. همچنین افشای بموقع اطلاعات، سهامداران را نسبت به اطلاعات موجود مطمئن تر می سازد، از طرف دیگر افشا کننده اطلاعات باید در رابطه با مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران آگاهی کافی داشته باشد (عسگری، 280،1386- 279).
2-1-5 تاثیر اطلاعات و تغییرها بر خط مشی افشا بر استفاده کنندگان اطلاعاتی که در صورت های مالی گزارش می شود تاثیرهای زیر را بر استفاده کنندگان از آن دارد:
1. اگر اطلاعات نامربوط در گزارشها و صورتهای مالی اضافه شود بازده تصمیم گیری کاهش می یابد.
2. استفاده کنندگان از صورتهای مالی معمولاً راهنمای فرعی را بیش از واقعیت تخمین می زنند به این معنی که آنها بر این عقیده هستند که اهمیت اطلاعات فرعی بیش از آن چیزی است که آنها واقعاً در عمل قائل شده اند.
3. استفاده کنندگان از صورتهای مالی معمولاً برای اطلاعاتی که به هم وابسته هستند بیش از میزان لازم ارزش قائل می شوند. مانند حجم فروش شرکت، مقدار کالای ساخته شده.
4. استفاده کنندگان از صورتهای مالی بیش از آنچه که باور دارند به چند متغیر اصلی متکی می باشند.
مسئله ای که در تغییر دادن شکل و یا وسعت افشاگریهای حسابداری وجود دارد این است که باید یک زمان یادگیری برای تحلیل گران و استفاده کنندگان از صورتهای مالی در نظر گرفته شود تا اینکه خود را باشکل و یا تکنیک های جدید تطبیق دهند و اغلب این زمان در دوره ای که تغییر رخ می دهد ضرورت پیدا می کند. رویه مورد استفاده و توجیهی که ارجحیت روش جدید را نشان دهد باید ذکر گردد و در این مورد استفاده کنندگانی که معمولاً داده ها در دسترس آنهاست با انتقادهای خود حتی ممکن است در بهبود انجام تغییر کمک نمایند. مطالعه های انجام شده هنوز نشان نداده اند که استفاده کنندگان از صورتهای مالی قادر به انتفاع از اطلاعات مربوط به موارد تغییر در افشاگری باشند. اگر بقیه شرایط درست باشند، دلیل فقدان استفاده از اطلاعات ، عدم آموزش استفاده کنندگان در بهره گیری از کارایی های اطلاعات جدید می باشد. در نتیجه گزارشهایی که در فواصل معینی تهیه شده و مورد استفاده قرار می گیرند شلوغی اضافه ای را علاوه بر اطلاعات مورد لزوم ایجاد می نمایند که اگر این مشکل پذیرفته شود، راهنمای استفاده کنندگان از صورتهای مالی برای دستیابی به منافع پیشنهاد شده ، ضروری می باشد. مشکل دیگر بوجود آمده در ارتباط با پردازش اطلاعات انسانی در مورد تغییرها در شکل یا روش افشای اطلاعات این است که افراد از یک دوره به دوره دیگر ثبوت رفتار منظمی را ارائه می دهند. و این بدان معناست که به اطلاعات خلاصه شده به این دید نگریسته می شود که در دوره های مختلف به یک شکل مشابه تهیه می شوند. بدین لحاظ رعایت ثبات و یکنواختی در افشاگری مالی می تواند ضرورت یابد و از تغییرها در افشاگری مالی بکاهد مگر اینکه احتیاط لازم برای به اطلاع عموم رساندن تغییرها بعمل آید.
2-1-6 مفاهیم افشای مالی موضوع بار اطلاعات و مفهوم بار اضافی اطلاعات برای حسابداران موضوع تازه ای نیست. خواه ناخواه با درک مستقیم خوب، بصیرت کافی، قابلیت تطبیق و یا به طور تصادفی، حسابدار روشهای مختلفی برای کاهش بار اطلاعات ایجاد می نماید. به طوریکه انتظار می رود تاثیرهای حداقل روی اطلاعات انتقال داده شده داشته باشد. که برای این منظور چهار روش مورد استفاده می باشد :
سازمان بار اطلاعات1
تراکم2
چارچوب3
برآورد اولیه4
"سازمان بار اطلاعات " به ساختار تحلیلی و بیان تعاریف مناسبی بر می گردد که طی آن داده ها می- تواند به یک روش معمولی و معنی دار برای استفاده کننده، نشان داده شود."تراکم" بر جمع جبری اجزا یک طبقه، به شکلی که استفاده کننده نیاز دارد بر می گردد و اطلاعات متراکم به اطلاعات جزئی سازمان یافته ترجیح داده می شود."چارچوب" مربوط به روشی است که اطلاعات ارائه می شود. چارچوب باید امکان پردازش ظرفیتهای مختلف استفاده کننده و نیازهای داده ای او را فراهم آورد. "برآورد اولیه" فرآیند حرکت از مجموعه اطلاعات به ستاده هایی است که فرض می شود هم در مباحث معمولی از قبیل قابلیت سودآوری و هم جهت خواسته های افشاء مالی مانند درآمد هر سهم مفید باشد.هر کدام از این تکنیک ها مفید می باشند و حجم اطلاعات مرتبط با یکدیگر را کاهش می دهند. همچنین آنها باید بتوانند اجزاء بار اضافی اطلاعات را برای استفاده کنندگان از داده های مالی مشخص کنند. به هر حال استفاده کنندگان داده های جدیدی را درخواست می کنند و یکسری داده های بالقوه مفید، به درخواست حسابرسان مستقل، مراکز دولتی، تحلیل گران مالی و مراکز آموزشی باید افشا شود. همچنین از بعضی جهت ها، حرفه حسابداری باید تشخیص دهد که بسیاری از داده ها می تواند برای استفاده کننده به جای مفید بودن حتی مضر واقع شوند. سوال این است که چه مقدار از بار اطلاعات را استفاده کننده به طور کارا (موثر) جذب می کند؟
در رابطه به سوال فوق این سوال مطرح می شود که حسابدار جهت برقراری ساده ترین ارتباط با استفاده کننده چطور می تواند از توانایی های او بهترین بهره گیری را نماید؟
2-2 هموار سازی سود:
تعاریف هموارسازی سود
تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط صاحبنظران و محققین حسابداری ارائه شده است که اکثر آنها از نظر مفهومی مشابهت دارند. برخی از این تعاریف عبارتند از:
"هموارسازی سود به عنوان کاهش آگاهانه نوسانات سود در حدود سطحی که برای شرکت سطح نرمال محسوب می گردد، تعریف می شود. "
"هموارسازی سود به عنوان روشی که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات جریان اقلام سود گزارش شده در حول سود مورد نظر پیش بینی شده استفاده می شود، تعریف می گردد. "
"هموارسازی سود:اعمال و اقدامات ارادی و آگاهانه ای است که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات سود با استفاده از تکنیکهای مشخص حسابداری انجام می پذیرد. "
"هموارسازی سودمی تواند به عنوان روشی تعریف شود که توسط مدیریت جهت کاهش تغییرات اقلام سود گزارش شده به وسیله حساب آرائی ساختگی (حسابداری)یا واقعی (معاملاتی)بکار گرفته می شود تا آنرا در حدود جریان سود مورد نظر برساند")بدری 1387ص. 67).
2-3 انواع هموارسازی سود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *