–140

کد رهگیری ثبت پروپوزال: 1124552  
کد رهگیری ثبت پایان نامه:

دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعیگروه آموزشی علوم اجتماعی
پایان‌نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم اجتماعی-گرایش پژوهش علوم اجتماعیعنوان:
بررسی تأثیر عوامل محیط فیزیکی و اجتماعی محلّه بر روی سلامت اجتماعی ساکنین (مقایسه بین محلّات قدیم و جدید شهر یزد)
استاد راهنما:
دکتر اکرم محمدی
استاد مشاور:
دکتر اسداله نقدی
نگارش:
محمد رحیقی یزدی
29 بهمن 1393

کلیه امتیازهای این پایاننامه به دانشگاه بوعلی سینا تعلق دارد. در صورت استفاده از تمام یا بخشی از مطالب این پایاننامه در مجلات، کنفرانسها و یا سخنرانیها، باید نام دانشگاه بوعلی سینا یا استاد راهنمای پایاننامه و نام دانشجو با ذکر مأخذ و ضمن کسب مجوز کتبی از دفتر تحصیلات تکمیلی دانشگاه ثبت شود. در غیر این صورت مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت. درج آدرس‌های ذیل در کلیه مقالات خارجی و داخلی مستخرج از تمام یا بخشی از مطالب این پایاننامه در مجلات، کنفرانسها و یا سخنرانیها الزامی میباشد.
مقالات خارجی

………………………..……, Bu-Ali Sina University, Hamedan, Iran.
مقالات داخلی

……………….، گروه ………………..، دانشکده ………………، دانشگاه بوعلی سینا، همدان.
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
وَالْعَصْرِ‌ ﴿1١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ‌ ﴿2٢﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴿3٣﴾
به عصر سوگند،﴿1﴾ که انسانها همه در زیانند؛﴿2﴾ مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند. ﴿3﴾
سپاسگزاریخداوند متعال را که توفیقات فراوان و توفیق اتمام پایان‌نامه را نصیب من کرد، سپاسگزارم.
از پدر و مادر عزیز و گران‌قدرم به خاطر همه زحمت‌هایی که کشیدند که هیچ‌گاه نمی‏توان زحماتشان را جبران کرد سپاسگزارم.
از استاد راهنمای خوب و گران‌قدرم، دکتر محمدی تشکر می‌کنم که با صبر و حوصله فراوان مرا در مراحل مختلف این اثر علمی کمک و راهنمایی نمودند.
از استاد خوبم دکتر نقدی که با مشاورتهای خود در جهت انجام هر چه بهتر کار، از هیچ کوششی دریغ نورزیدهاند؛ صادقانه کمال تشکر و سپاسگزاری را می‌نمایم.
از تمامی اساتید و همکلاسیهایم که در این دوره کوتاه اما مفید به من آموختند، کمال سپاس و قدردانی را دارم.
تقدیم به پدر و مادر مهربانم
به پاس تعبیر عظیم انسانیشان از کلمه ایثار و از خود گذشتگی
به پاس عاطفه سرشار و گرمای امید بخش وجودشان که در این سردترین روزگاران، بهترین پشتیباناند.
به پاس قلبهای بزرگشان که فریاد رس است و سرگردانی و ترس در پناهشان شجاعت میگراید و به پاس محبتهای بی دریغشان که هرگز فروکش نمیکند.
و تقدیم به استاد گرانقدرم، دکتر محمدی
که زحمات بسیاری را با اینکه کسالت داشتند برایم کشیدند و مانند مادری مهربان راهنمای من بودند.
دانشگاه بوعلی سینا0-635
مشخصات رساله/پایاننامه تحصیلی
عنوان:
بررسی تأثیر عوامل محیط فیزیکی و اجتماعی محلّه بر روی سلامت اجتماعی ساکنین (مقایسه بین محلّات قدیم و جدید شهر یزد)
نام نویسنده: محمد رحیقی یزدی
نام استاد راهنما: دکتر اکرم محمدی
نام استاد مشاور: دکتر اسداله نقدی
دانشکده: اقتصاد و علوم اجتماعی گروه آموزشی: علوم اجتماعی
رشته تحصیلی: علوم اجتماعی گرایش تحصیلی: پژوهش اجتماعی مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
تاریخ تصویبپروپوزال: 18/12/1392 تاریخ دفاع: 29/11/1393 تعداد صفحات: 128
چکیده
ایدهی شهر سالم بدون تصور سلامت اجتماعی ساکنان ممکن نیست. به همین دلیل بُعد اجتماعی سلامت در محیط زندگی دارای اهمیت ویژهای است و کم‌رنگ شدن آن موجب عدم توانایی افراد در تعامل مؤثر با دیگران است. تحقیق حاضر با هدف سنجش تأثیر محیط اجتماعی و فیزیکی محلات قدیم و جدید شهر یزد بر سلامت اجتماعی ساکنین آنها تهیه شده و رابطهی سلامت اجتماعی را با امنیت اجتماعی محله، دلبستگی مکانی، امکانات ارتباطی و قابلیت پیاده‌مداری سنجیده است. در این پژوهش درزمینه‌ی سلامت اجتماعی از نظریههای لارسون، کییز و شاپیرو، در زمینه‌ی امنیت اجتماعی از گهل و بوزان، در زمینه‌ی دلبستگی مکانی از نظریههای هاشاس، مانزو و پرکینز و در زمینه‌ی قابلیت پیادهمداری و امکانات ارتباطی از نظریههای جیکوبز، سِنت، لو و آلتمن استفاده شده است. روش تحقیق، پیمایشی بوده؛ ابزار تحقیق پرسشنامه میباشد و از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شده است. جامعه آماری 28071 نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 379 نفر به تفکیک 110 نفر از محلهی لبخندق، 270 نفر از محلهی مهرآوران، انتخاب شد. نتایج تحلیل آماری بر روی دادهها در دو بخش توصیفی و تبیینی بررسی گردید و طی آن معلوم گردید که میزان سلامت اجتماعی در شهر یزد در حد متوسط رو به پایین است. همچنین نتایج نشانگر وجود تأثیر محیط فیزیکی و اجتماعی در هر دو محله با سطح معناداری کمتر از 05/0 بر روی سلامت اجتماعی بدست آمد.
واژههای کلیدی: سلامت اجتماعی، امنیت اجتماعی، دلبستگی مکانی، قابلیت پیادهمداری، امکانات ارتباطی، محله، مهرآوران، لب‌خندق، یزد.
فهرست مطالب
TOC o “1-6” h z u فصل اول PAGEREF _Toc417577183 h 11- PAGEREF _Toc417577184 h 11-1- بیان مسئله PAGEREF _Toc417577185 h 31-2- ضرورت و اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc417577186 h 61-3- سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc417577187 h 71-4- هدف کلی تحقیق PAGEREF _Toc417577188 h 81-5- اهداف جزئی PAGEREF _Toc417577189 h 8فصل دوم PAGEREF _Toc417577190 h 112- PAGEREF _Toc417577191 h 112-1- مقدمه PAGEREF _Toc417577192 h 112-2- پیشینهی تحقیق PAGEREF _Toc417577193 h 122-2-1- تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc417577194 h 122-2-2- تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc417577195 h 162-3- مبانی نظری PAGEREF _Toc417577196 h 212-3-1- مقدمه PAGEREF _Toc417577197 h 212-3-2- سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577198 h 212-3-3- نظام اجتماعی قدیم و جدید PAGEREF _Toc417577199 h 232-3-4- محیط اجتماعی PAGEREF _Toc417577200 h 272-3-4-1- دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577201 h 272-3-4-2- تعاریف دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577202 h 282-3-4-2-1- نظریات دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577203 h 292-3-4-3- مدلهای دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577204 h 332-3-4-4- عوامل مؤثر بر دلبستگی اجتماعی PAGEREF _Toc417577205 h 342-3-4-4-1- عوامل کالبدی PAGEREF _Toc417577206 h 342-3-4-4-2- عوامل اجتماعی PAGEREF _Toc417577207 h 352-3-5- امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577208 h 372-3-5-1- رویکرد سنتی به امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577209 h 382-3-5-2- رویکرد مدرن امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577210 h 382-3-5-3- امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577211 h 392-3-6- محیط فیزیکی PAGEREF _Toc417577212 h 482-3-6-1- قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577213 h 482-3-6-2- کاربردهای پیاده‌راه‌ها PAGEREF _Toc417577214 h 492-3-6-3- الگوهای رفتاری پیاده PAGEREF _Toc417577215 h 502-3-6-4- عوامل اجتماعی پیادهراهها PAGEREF _Toc417577216 h 542-3-6-5- امنیت پیادهراهها PAGEREF _Toc417577217 h 562-3-7- امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577218 h 582-3-7-1- تفاوت بین مکان و فضا PAGEREF _Toc417577219 h 592-3-7-2- روابط مردم در مکان PAGEREF _Toc417577220 h 592-3-8- چارچوب نظری PAGEREF _Toc417577221 h 672-3-9- مدل نظری تحقیق PAGEREF _Toc417577222 h 712-4- فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc417577223 h 72فصل سوم PAGEREF _Toc417577224 h 113- PAGEREF _Toc417577225 h 113-1- مقدمه PAGEREF _Toc417577226 h 753-2- نوع روش پژوهش PAGEREF _Toc417577227 h 753-3- جامعه آماری PAGEREF _Toc417577228 h 763-4- حجم نمونه PAGEREF _Toc417577229 h 763-5- روش نمونه‌گیری PAGEREF _Toc417577230 h 763-6- ابزار پژوهش PAGEREF _Toc417577231 h 773-7- واحد تحلیل PAGEREF _Toc417577232 h 773-8- سطح تحلیل PAGEREF _Toc417577233 h 773-9- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی PAGEREF _Toc417577234 h 783-9-1- سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577235 h 783-9-2- امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577236 h 833-9-3- دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577237 h 833-9-3-1- مؤلفههای دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577238 h 843-9-3-1-1- وابستگی مکانی PAGEREF _Toc417577239 h 843-9-3-1-2- هویت مکانی PAGEREF _Toc417577240 h 853-9-4- قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577241 h 863-9-5- امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577242 h 883-10- پایایی (قابلیت اعتماد) PAGEREF _Toc417577243 h 893-11- روایی (اعتبار) PAGEREF _Toc417577244 h 89فصل چهارم PAGEREF _Toc417577245 h 994- PAGEREF _Toc417577246 h 994-1- مقدمه PAGEREF _Toc417577247 h 934-2- یافتههای توصیفی PAGEREF _Toc417577248 h 944-2-1- جنسیت PAGEREF _Toc417577249 h 944-2-2- سن پاسخگویان PAGEREF _Toc417577250 h 944-2-3- متغیر سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577251 h 954-2-4- متغیر امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577252 h 954-2-5- متغیر دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577253 h 964-2-6- متغیر قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577254 h 974-2-7- متغیر امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577255 h 974-3- تجزیه و تحلیل دو متغیره PAGEREF _Toc417577256 h 994-3-1-1- فرضیه اول PAGEREF _Toc417577257 h 994-3-1-2- فرضیه دوم PAGEREF _Toc417577258 h 1004-3-1-3- فرضیه سوم PAGEREF _Toc417577259 h 1034-3-1-4- فرضیه چهارم PAGEREF _Toc417577260 h 1054-3-1-5- فرضیه پنجم PAGEREF _Toc417577261 h 1064-3-2- مدل معادله ساختاری محلهی لبخندق PAGEREF _Toc417577262 h 1084-3-2-1- شاخصهای کلی برازش مدل محلهی لبخندق PAGEREF _Toc417577263 h 1104-3-3- مدل معادله ساختاری محلهی مهرآوران PAGEREF _Toc417577264 h 1114-3-3-1- شاخصهای کلی برازش مدل محلهی مهرآوران PAGEREF _Toc417577265 h 1134-3-4- تأثیر محیط فیزیکی بر روی سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577266 h 1144-3-5- تأثیر محیط اجتماعی بر روی سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577267 h 116فصل پنجم PAGEREF _Toc417577268 h 15- PAGEREF _Toc417577269 h 15-1- مقدمه PAGEREF _Toc417577270 h 1215-2- نتایج حاصل از توصیف دادهها PAGEREF _Toc417577271 h 1235-3- نتایج حاصل از تحلیل و تبیین دادهها PAGEREF _Toc417577272 h 1245-4- پیشنهاد‌ها PAGEREF _Toc417577273 h 127منابع PAGEREF _Toc417577274 h 139ضمائم PAGEREF _Toc417577275 h 150
فهرست جدولها
TOC h z t “Caption” c جدول 2-1- جدول متنخوانی خلاصه تحقیقات داخلی و خارجی انجام‌شده PAGEREF _Toc417577325 h 18جدول 2-2- سهم حضور مردم در محیط فیزیکی بر اساس کیفیت آن. PAGEREF _Toc417577326 h 53جدول 2-3- نظریات و فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc417577327 h 65جدول 3-1- ساختارهای سلامت اجتماعی با توجه به سطوح تحلیل و پیوستار اندازه‌گیری PAGEREF _Toc417577328 h 78جدول 3-2- شاخصهها و گویههای متغیر وابسته (سلامت اجتماعی) PAGEREF _Toc417577329 h 82جدول 3-3- تعریف مفهومی و گویههای متغیر امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577330 h 83جدول 3-4- گویههای شاخصهای متغیر دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577331 h 86جدول 3-5- شاخصها و معیارهای متغیر قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577332 h 87جدول 3-6- تعریف مفهومی و شاخصهای متغیر امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577333 h 88جدول 3-7- جدول آلفای کرونباخ برای مفاهیم مورد استفاده در تحقیق PAGEREF _Toc417577334 h 89جدول 4-1- جنسیت PAGEREF _Toc417577335 h 94جدول 4-2- فراوانی و درصد سن پاسخگویان به تفکیک محله PAGEREF _Toc417577336 h 94جدول 4-3- توزیع فراوانی نمونه بر اساس سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577337 h 95جدول 4-4- توزیع فراوانی نمونه بر اساس امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577338 h 95جدول 4-5- توزیع فراوانی نمونه بر اساس دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577339 h 96جدول 4-6- توزیع فراوانی نمونه بر اساس قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577340 h 97جدول 4-7- توزیع فراوانی نمونه بر اساس امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577341 h 97جدول 4-8- آمارههای گروه مورد آزمون PAGEREF _Toc417577342 h 99جدول 4-9- آزمون فرضیهی مقایسهی بین دو محله ازلحاظ سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577343 h 99جدول 4-10- آزمون کولموگروف-اسمیرنف PAGEREF _Toc417577344 h 100جدول 4-11- خلاصه آماره‏های مربوط به برازش مدل دلبستگی مکانی PAGEREF _Toc417577345 h 100جدول 4-12- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577346 h 101جدول 4-13- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی دلبستگی مکانی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577347 h 102جدول 4-14- خلاصه آمارههای مربوط به برازش مدل امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577348 h 103جدول 4-15- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577349 h 103جدول 4-16- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577350 h 104جدول 4-17- خلاصه آماره‏های مربوط به برازش مدل قابلیت پیادهمداری PAGEREF _Toc417577351 h 105جدول 4-18- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577352 h 105جدول 4-19- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی قابلیت پیادهمداری و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577353 h 106جدول 4-20- خلاصه آماره‏های مربوط به برازش مدل امکانات ارتباطی PAGEREF _Toc417577354 h 106جدول 4-21- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577355 h 106جدول 4-22- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی امکانات ارتباطی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577356 h 107جدول 4-23- آزمون فرضیات در دو محله PAGEREF _Toc417577357 h 108جدول 4-24- نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری محلهی لبخندق PAGEREF _Toc417577358 h 110جدول 4-25- نتایج حاصل از مدل معادله ساختاری محلهی مهرآوران PAGEREF _Toc417577359 h 113جدول 4-26- خلاصه آمارههای مربوط به برازش مدل محیط فیزیکی PAGEREF _Toc417577360 h 114جدول 4-27- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577361 h 115جدول 4-28- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی محیط فیزیکی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577362 h 115جدول 4-29- خلاصه آمارههای مربوط به برازش مدل محیط اجتماعی PAGEREF _Toc417577363 h 116جدول 4-30- نتایج تحلیل واریانس PAGEREF _Toc417577364 h 116جدول 4-31- نتایج مربوط به ضرایب رگرسیونی محیط اجتماعی و سلامت اجتماعی PAGEREF _Toc417577365 h 116جدول 4-32- تأثیر محیط فیزیکی و اجتماعی بر روی سلامت اجتماعی به تفکیک محله PAGEREF _Toc417577366 h 117
فهرست شکلها
TOC h z t “Heading 8;شکل ها و نمودار ها” c شکل 2-1- رابطه الگوی سلامت و رویکردهای امنیت اجتماعی PAGEREF _Toc417577367 h 39شکل 2-2- سلسله‌مراتب نیازهای مازلو PAGEREF _Toc417577368 h 43شکل 2-3- مدل روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته برگرفته از چارچوب نظری PAGEREF _Toc417577369 h 71
فهرست نمودارها
TOC h z t “نمو” c نمودار4-1- مدل معادله ساختاری محلهی لبخندق PAGEREF _Toc417577370 h 109نمودار4-2- مدل معادله ساختاری محلهی مهرآوران PAGEREF _Toc417577371 h 111
کلیات
شهر محل تجمع انسانها کنار هم است؛ همراه با امکاناتی که ساختهی دست خودشان میباشد. انسانها در کنار یکدیگر جمع شدهاند تا نیازها و مشکلات خود را سریعتر و بهتر رفع کنند. یکی از نیازهای انسان، نیاز برقراری ارتباط با دیگران است. انسان موجودی اجتماعی است و امکان زندگی منفرد برایش دشوار است. شهرهای امروزی که مملو از ساختمانهای کوچک و بزرگ و سر به فلک کشیده است، از وسایل موتوری پُرشده و مکان مناسبی برای انسان و تأمین نیازهای اجتماعیاش نیست. امروزه انسانمدار بودن شهرها جای خود را به ماشینمدار بودن داده است و این خود باعث مشکلاتی در سلامت روانی و اجتماعی انسانها شده است. طبق تعریفی که سازمان جهانی بهداشت (1948) ارائه داده است، سلامت انسانها تنها مربوط به جسم آنها نمیشود، بلکه دارای پیچیدگیهای بیشتری است. طبق تعریف این سازمان، سلامتی انسانها علاوه بر وجوه جسمی و فیزیکی آنها، بر وجوه یا ابعاد روانی و اجتماعی آنها هم مربوط میشود. این ابعاد اجتماعی و روانی در محیط زندگی انسانها (شهر) مورد تهدید واقع‌شده است و کمتر موردتوجه میباشد.
وجوهی که یک شهر میتواند بر روی شهروندان خود تأثیر بگذارد، ابعاد فیزیکی و اجتماعی آن شهر است. انسان در شهر هم در یک فضای فیزیکی قرار دارد و هم در یک فضای اجتماعی که این دو عوامل تأثیرگذار بر انسانها میباشند. انسانها روزانه با سپری کردن عمر خود، از آنها تأثیرهای مثبت و یا منفی دریافت میکنند. این محیطهای فیزیکی و اجتماعی جزو عوامل تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی شهروندان میباشد و با تغییر در شرایط این دو محیط میتوان به تغییر در شرایط شهروندان به سمت بهبود آن کمک کرد. درواقع، شهر پدیده‌ای اجتماعی- مکانی است، با بُعدی زمانی که مدنی است. هر مکان، محل زندگی مردمی است که تحرک، رمز تشکیل، توسعه و استمرار آنان است. این تحرک‌ها در تمامی مکان‌های شهر اثر ملموس می‌گذارد و سازندهی شکلی جدید از معادله‌ای می‌شود که هیچ‌گاه پایدار نمی‌ماند؛ همچنین در این صورت، کیفیت ساختار شهر بیش از هر چیز به میزان انطباق سازمان کالبدی آن با سازمان اجتماعی شهر مربوط می‌شود.
شالودهی سازماندهی کالبدی-اجتماعی در شهرهای قدیم بر نظام محلهبندی و سلسله‌مراتب تقسیمات آن (بازار و مرکز شهر، محله، کوی و…) استوار بوده که هم به روابط اجتماعی و اقتصادی شهر و هم به روابط اداری، ارتباطی و خدماتی شهر، سازمان می‌داده است؛ بنابراین، محله بخشی از تقسیم‌بندی کالبدی-فرهنگی شهر با حوزه یا فضای جغرافیایی مشخص، وابستگی‌ها، علاقه‌ها، احساسات، تعلقات اجتماعی، روابط همسایگی و الگوی مشترک زندگی است که در استیلای سلسله‌مراتب فضای شهر قرار دارد. از گذشتههای دور، محلات به‌عنوان سلولهای حیات شهری دارای نقش اساسی در زندگی ساکنان آن‌ها داشته‌اند. با توجه به اینکه درگذشته محلات شهری، مکانی برای گردآمدن افراد با ویژگیهای قومی، نژادی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی مشترک بوده است؛ به دنبال تجمع بیشتر افراد با ویژگیهای مشترک در یک محدوده، آن بخش از شهر دارای هویت خاص و شناخته‌شده‌ای بوده که سبب تمایز آن از دیگر بافتهای اطراف میگردید (وحیدا، 1391: 36).
نقش محلات شهری در پاسخ به نیاز ارتباط رودرروی انسانها با یکدیگر بسیار بااهمیت است. ارتباط چهره به چهره از نیازهای مهم انسان اجتماعی است و فقدان چنین ارتباطات بیواسطهای میتواند تبعات منفی زیادی بر سلامت روانی و اجتماعی افراد داشته باشد. به‌طور سنتی، فضاهای باز شهری محل چنین ارتباطاتی بودهاند. با پیشرفت سریع ارتباطات در چند دهه گذشته نیاز به رابطه رودررو به‌عنوان عاملی کاربردی تقلیل یافته است، ولی نیاز اجتماعی-فرهنگی و روانی به این نوع ارتباط هنوز جایگاه رفیع خود را حفظ کرده است (و خواهد کرد). مفهوم «محل» از همه بهتر با تصور جایگاه مشخص میشود که اطلاق میشود به محیط مادی فعالیت اجتماعی که به‌گونه‌ای جغرافیایی مشخص شده باشد. در جوامع پیش از مدرن، مکان و محل غالباً بر هم منطبق بودند، زیرا ابعاد مکانی زندگی اجتماعی برای بیشتر آدمها و از بیشتر جهات، تحت چیرگی حضور یا تحت تسلط فعالیتهای محلی بود. پیدایش مدرنیت با تقویت روابط میان دیگرانِ غایب، بیش‌ازپیش مکان را از محل جدا ساخت؛ این دیگران از جهت محلی از هرگونه موقعیت همکنش رودررو به دورند (گیدنز، 1387: 23). شهر در هرلحظه و زمان کیفیت زندگی خود را وامدار تعامل میان محیط انسانی با ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی خاص خود از یک‌سو و محیط کالبدی به مفهوم فضای ساخته‌شده از سوی دیگر است و این در حالی است که هردوی این عرصه‌ها با ارتباطی متقابل، فضای طبیعی شهر را از طریق تصمیمات و دخالت‌هایی که در آن به اقتضای نیازهایشان داشته، دگرگون ساختهاند (فلامکی، 1367: 57).
تردیدی نیست که کمرنگ شدن ارتباطات دوستانهی همسایگی به‌عنوان تضعیف سنتی مطلوب و تخریب یک نهاد اجتماعی با کارکردهای مثبت و مفید متعدد، برای جامعهی بشری عموماً و در کشور ما بخصوص، امری اجتناب‌ناپذیر است.
این پایان‌نامه به پنج فصل تقسیم شده است. فصل اول به بیان مسئله مورد تحقیق و اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته شده است. در فصل دوم به بیان پیشینهی تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور و آوردن نظریات مرتبط و بدست آوردن مدل نظری که از چارچوب نظری گرفته شده است، پرداخته شده است. در فصل سوم تحقیق به بیان روش و ابزار تحقیق، نمونه گیری، روایی و پایایی ابزار تحقیق و تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی، پرداخته شده است. فصل چهارم شامل یافتههای تحقیق است و در فصل پنجم به نتیجهگیری و ارائهی پیشنهادات تحقیق پرداخته شده است.
فصل اولکلیات
بیان مسئلههرگاه از مفهوم سلامت سخن به میان میآید بیشتر به بعد جسمانی آن توجّه میشود. درحالی‌که رشد و تعالی جامعه در گروی تندرستی آن جامعه از ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی است. گلداسمیت سلامت اجتماعی را «ارزیابی رفتارهای معنیدار مثبت و منفی فرد در ارتباط با دیگران» تعریف می‌نماید و آن را یکی از اساسی‌ترین شاخص‌های سلامت هر کشوری معرفی میکند که منجر به کارا بودن فرد در جامعه میگردد (لارسون، 1993: 285). داشتن تعاملات اجتماعی مثبت و برخورداری فرد از اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و شبکه روابط بالا برای داشتن زندگی اجتماعی بهتر، اولین و مهم‌ترین مرحله از سلامت اجتماعی می‌باشد که متأسفانه توجّه کافی به آن در محیط شهری نشده است. ازآنجایی‌که سلامت اجتماعی مفهومی است که در بستر اجتماع و روابط بین افراد در شبکه‌های اجتماعی نمود و ظهور پیدا می‌کند، می‌توان گفت که محیط اجتماعی و فیزیکی سالم و استاندارد محلات در شکل‌گیری آن می‌توانند نقش اساسی ایفا کنند.
در فضاهای شهری با ساختمانهای چندطبقه، فاصلههای زیاد بین ساختمانها و فعالیتها و افرادی که اغلب با یکدیگر به‌عنوان یک غریبه رفتار میکنند؛ این شرایط، آنها را بیشتر به اعمال جرم هدایت میکند؛ زیرا احتمال کنترل کمتری از سوی ساکنان بر رفتارهای افراد وجود دارد. همهی این موارد باعث بروز شرایط استرسزا در افراد میشود که آن‌هم به‌نوبهی خود سلامت روانی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین فضاهای شهری فقط ساختمانها و ماشینها دیده میشوند، مردم اگر هم باشند بسیار انگشت‌شمارند، زیرا حرکت پیاده تقریباً غیرممکن بوده و شرایط برای حضور در فضاهای عمومی مجاور ساختمانها بسیار نامطلوب است. فضاهای خارجی، بزرگ و غیرانسانی‌اند. باوجود فاصله‌های زیاد در طرح این فضاها، چیزی برای تجربهی خارجی وجود ندارد و فعالیتهای محدودی هم که به چشم میخورند در فضا و زمان پراکنده گشتهاند. در چنین شرایطی بیشتر شهروندان ترجیح میدهند در داخل خانه و جلوی تلویزیون یا در بالکن و یا در هر فضای خصوصی خارجی اینچنینی، باقی بمانند؛ ولی در فضاهای شهری با ساختمانهای کوتاه و به هم چسبیده، با چیدمانی برای عبور و مرور پیاده و فضاهایی خوب برای حضور فرد در خارج از خانه؛ در خیابانها و در کنار سکونتگاهها، ساختمانهای عمومی، محلهای کار و غیره. در اینجا میتوان ساختمانها، مردم در حال رفت‌وآمد و مردمی که در فضاهای خارجی در نزدیک ساختمانها میایستند را دید، زیرا در اینجا فضاهای خارجی احساس راحتی به مردم داده و آنها را دعوت به استفاده میکنند. چنین شهری، شهری سرزنده است. شهری که فضاهای داخلی ساختمانهایش با فضاهای خارجی قابل‌استفاده تکمیل‌شده‌اند و شهری که فضاهای عمومیاش به مردم اجازه میدهند تا از آنها استفاده کنند.
در شهرهای سنتی ایران مانند شهر یزد نیز به اعتبار وجود ویژگیهای کالبدی خاص زمانهشان، وجود همبستگی اجتماعی میان ساکنان، نوعی حس تعلق‌خاطر و امنیت را برای اهالی هر محله به همراه داشته که خود سرچشمهی ایجاد سرمایه اجتماعی موجود در این محلهها بوده است. وجود اعتماد، همبستگی و روح تعاون و همکاری در ادارهی امور محله ازجمله نشانگرهای وجود این ویژگی هستند. در حقیقت، رشد بطئی کالبد محلهها درگذشته، ضمن حفظ ارزش‌های محیط اجتماعی خود، پاسخگوی نیازهای ساکنان خود نیز بودند. مثل نیاز ارتباط برقرار کردن که آن توسط وجود امکانات ارتباطی، اعم از مسجد، حسینیه، سالنهای ورزشی و غیره میباشد. با گذر زمان، ایجاد گسست در سازمان فضایی محلهها و به‌تبع آن از میان رفتن اعتبار و هویت کالبدی، درنهایت از بین رفتن سازمان اجتماعی موجود در محلههای شهری را به دنبال داشته است. به دنبال این مسئله، کاهش کمی و کیفی تعاملات اجتماعی اتفاق افتاد و این در حالی است که در مباحث نظری، میزان و نحوه تعاملات اجتماعی میان ساکنان، وجود یا عدم وجود سرمایه اجتماعی را رقم می‌زند. نبود فضاهای جمعی متناسب با نیاز امروز ساکنان، کاهش تعاملات اجتماعی و ارتباطات چهره به چهره را در میان آنها به دنبال داشت تا آنجا که ساکنان را نسبت به یکدیگر بیگانه ساخت. این در شرایطی است که تجربه نشان میدهد که بهبود کیفیت محیط فیزیکی و اجتماعی و فضای پیاده‌راه‌های محله، به‌گونه‌ای که شرایط را برای افزایش تعاملات اجتماعی در آن فراهم آورد، میتواند رنگ تعلق، حس هویت، حس اعتماد و درنتیجهی آن همبستگی اجتماعی را در میان ساکنان تقویت کنند که همگی از مؤلفههای مؤثر در شکل‌گیری سلامت اجتماعی به شمار می‌روند.
در این تحقیق، پژوهنده برآن است تا به بررسی و مقایسه دو محله با بافت متفاوت از یکدیگر یعنی محلهی لبخندق با بافت سنتی و محلهی مهرآوران با بافت جدید در شهر یزد بپردازد و میزان سلامت اجتماعی ساکنین این دو بافت را مقایسه نماید. بنابراین به بررسی ساختار محیط اجتماعی و فیزیکی امروز شهر یزد و رابطهی میان این دو محیط و اینکه آیا این عوامل میتوانند بر روی سلامت اجتماعی افراد در دو محیط فیزیکی متفاوت تأثیر بگذارند، پرداخته میشود. ارائه راهکار برای تقویت نقاط مثبت و رفع موانع موجود و بالا بردن سطح سلامت اجتماعی محلات ازجمله نیازهای زندگی در شهر است.
ضرورت و اهمیت تحقیقزمانی یک شهر را شهر سالم مینامند که دارای شهروندانی سالم باشد. سلامت شهروندان فقط به بُعد جسمانی و روانی آنها خلاصه نمیشود، بلکه طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی در سال 1948 میلادی سلامت، حالت رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی است، نه صرفاً فقدان بیماری؛ بنابراین بُعد اجتماعی سلامت دارای اهمیتی خاص میباشد که باید موردتوجه سیاستگذاران حوزه شهری قرار بگیرد. طبق گفتهی اندیشمندان حوزه‌ی روان‌شناسی و جامعهشناسی مانند کییز، لارسون، جیکوب و غیره، سلامت اجتماعی به روابط بین فرد با دیگران و جامعه ارتباط دارد و کسی که دارای کیفیت بالایی از روابط با دیگران شامل دوستان، همسایگان، آشنایان و … باشد، فردی سالم ازنظر اجتماعی است.
اگر محیط شهری را به دو بُعد فیزیکی و اجتماعی تقسیم کنیم، هر دو دارای اهمیتی خاص برای سلامت اجتماعی شهروندان هستند. ناسالم بودن هر دو محیط منجر به پایین آمدن کیفیت سلامت اجتماعی شهروندان خواهد شد. ازیک‌طرف وجود خیابانها و کوچههایی که صرفاً برای عبور و مرور خودروها طراحی‌شده است و اگر هم پیادهرویی وجود داشته باشد، جایگاهی برای گذار موتورسیکلتها و سد معبرهای مغازهها میباشد و پیادهروها دیگر جایگاهی برای مردمی که خواستار پیادهروی در شهر هستند، نیست. از طرف دیگر از بعد اجتماعی آن نگاه کنیم، کم شدن رفتوآمد مردم در کوچه و خیابان و پایین آمدن حضور فیزیکی آنها در فضای شهری باعث مشکلاتی جبرانناپذیر در شهر میشود؛ که یکی از آنها فرصت دادن به کسانی که درصدد به وجود آوردن ناامنی در شهر هستند، میشود و خود باعث احساس ناامنی در مردم میشود و سلسه‌وار تلفاتی دیگر ازجمله کم شدن علاقه یا دلبستگی آنها به محیطی که زندگی میکنند یا محیط شهری میشود.
طبیعی است که سلامت محیط منحصر به دوری از آلودگی‌های محیطی نیست بلکه بسیاری از مقولات دیگر چون زیبایی، تناسبات فضایی، تعادل بین محیط طبیعی و محیط مصنوع، احساس هویت، فقدان فشارهای روانی، آرامش و آسایش، عدم تفاخر و خودنمایی و وجود امنیت در شکل‌گیری محیط و درواقع در تعادل آن نقشی اساسی ایفا می‌نمایند. به‌این‌ترتیب است که می‌توان گفت هرگونه عدم تعادل محیطی بر ذهن و رفتار و درنتیجه بر آداب و سنن و فرهنگ و روابط اجتماعی و حتی جهان‌بینی انسان تأثیر خواهد داشت.
از دیگر امکاناتی که میتواند باعث رونق گرفتن شهر و سرزندگی آن شود، مکانهای مذهبی اعم از مساجد، حسینیهها، تکایا و … میباشد. این قبیل امکانات را بیشتر میتوان در محلات قدیمی یا سنتی شهر مشاهده کرد که این دلیلی برای زندهتر بودن این محلات نسبت به دیگر محلات به‌خصوص محلات جدید شکل گرفته‌شده‌ی شهر است.
اشخاصی که از سلامت اجتماعی برخوردارند، با موفقیت بیشتری می‌توانند با چالش‌های ناشی از ایفای نقش‌های اصلی اجتماعی کنار بیایند. آنان می‌توانند مشارکت بیشتری در فعالیت‌های جمعی داشته باشند. باید انتظار داشت تطابق آنان با هنجارهای اجتماعی بیشتر باشد، شرایطی که می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از انحراف که ابعادی فراتر از قلمروی رفتارهای فردی دارد، داشته باشد (محمد نبى، 1387).
سؤالات تحقیقآیا بین سلامت اجتماعی ساکنین محلات جدید و قدیم یزد تفاوت معنی‌داری وجود دارد؟
آیا بین میزان دلبستگی فرد به محلهی سکونت خود و سلامت اجتماعی وی رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان امنیت اجتماعی محل سکونت و سلامت اجتماعی فرد رابطه وجود دارد؟
آیا بین میزان قابلیت پیادهمداری محیط محله و سلامت اجتماعی افراد رابطه وجود دارد؟
آیا امکانات ارتباطی محل مورد زندگی (امکان ارتباط با همسایگان با مساجد و تکایا و …) بر سلامت اجتماعی آنها اثر میگذارد؟
هدف کلی تحقیقبررسی تأثیر عوامل محیط فیزیکی و اجتماعی محلّه با بافت سنتی و جدید بر روی سلامت اجتماعی ساکنین.
اهداف جزئیشناسایی میزان سلامت اجتماعی ساکنین محلات با بافت سنتی و جدید و تفاوت آنها.
شناسایی رابطهی میان دو متغیر سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی.
شناسایی رابطهی میان دو متغیر سلامت اجتماعی و دلبستگی مکانی.
شناسایی تأثیر میزان قابلیت پیادهمداری محله بر سلامت اجتماعی ساکنین.
شناسایی تأثیر امکانات ارتباطی محله بر سلامت اجتماعی ساکنین.
فصل دومپیشینهی تحقیق و چارچوب نظری
مقدمهدر این فصل از تحقیق، ابتدا با بیان پیشینهی تحقیق به ذکر کلیات و نقد و بررسی تحقیقات مجلات معتبر داخلی و خارجی مرتبط با متغیرهای وابسته و مستقل تحقیق حاضر، پرداخته شده است. سپس به بیان نظریههای مرتبط با متغیرهای سلامت اجتماعی، امنیت اجتماعی، دلبستگی مکانی، قابلیت پیاده‌مداری و امکانات ارتباطی و روابط بین متغیرها و در انتها به خلاصهسازی آنها در جدول و ارائه‌ی مدل نظری و بیان فرضیات تحقیق پرداخته شده است.
پیشینهی تحقیقهر پژوهش علمی تا حدود زیادی در تداوم پژوهش‌های قبل از خود به انجام می‌رسد و این امر به خاطر ویژگی انباشت علمی است. بررسی سابقه موضوع و تحقیقات پیشین، افق‌های نوین را به روی محقق می‌گشاید. بدین ترتیب غنای کار بالا می‌رود و از دوباره‌کاری پرهیز می‌شود.
تحقیقات داخلیسرائی و همکاران (1392) پژوهشی تحت عنوان «مقایسه تطبیقی کیفیت زندگی در بافتهای قدیم و جدید شهر یزد (مورد مطالعه محلهی شش بادگیری و شهرک دانشگاه)» انجام دادهاند. هدف این تحقیق آن است که با روش پیمایشی پس از تعریف مفهوم و نظریه‌های مرتبط با کیفیت زندگی اعم از مک کال و بروان، دو محلّهی شش بادگیری (از محلّات تاریخی) و محلّه شهرک دانشگاه (از محلّات جدید و برنامه‌ریزی‌شده( شهر یزد را از بعد ذهنی کیفیت زندگی بسنجد. جامعه آماری پژوهش 4020 نفر در محلّه شش بادگیری و 14555 در محلّه شهرک دانشگاه می‌باشد؛ که با استفاده از فرمول کوکران دو نمونه به ترتیب 300 و 330 تایی از هر محلّه انتخاب شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش می‌توان دریافت که محلّات قدیم شهری علی‌رغم برخورداری از اکولوژی بومی-ارگانیک، کیفیت زندگی پایینتری نسبت به مناطق برنامه‌ریزی‌شده دارد.
قدمی (1390) پژوهشی تحت عنوان «بررسی کیفیت زندگی در شهرهای کوچک با تأکید بر بعد سلامت فردی و اجتماعی» انجام داده است. هدف از این پژوهش بررسی کیفیت زندگی شهر نور به‌عنوان شهری کوچک، با تأکید بر بعد سلامت فردی و اجتماعی است. فرضیهی این تحقیق این است که به نظر میرسد شهر موردمطالعه به لحاظ شاخصهای سلامت فردی و اجتماعی در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. محقق در تحقیق از نظریههای کامینز و یونگ استفاده کرده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی است و حجم نمونه بالغ‌بر 320 خانوار جمعآوری شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که در شهر موردمطالعه مؤلفههای کیفیت محیط‌زیست، کیفیت محیط کارکردی در وضعیت پایینتر از سطح متوسط و کیفیت اجتماع در وضعیت متوسط قرار دارد.
میرزایی (1391) پژوهشی تحت عنوان «مسجد، خانواده، سلامت اجتماعی» انجام داده است. در این تحقیق تلاش گردیده است نقش مسجد در خانواده و سلامت اجتماعی بررسی شود و درنتیجه ضمن تأکید بر اهمیت و ضرورت مسجد و خانواده و نقش مسجد به‌عنوان جایگاه عبادت مسلمانان بر جایگاه مسجد به‌عنوان کانون فرهنگی-اجتماعی تأکید شود. این پژوهش با روش کیفی انجام شده است و شیوه جمع‌آوری اطلاعات و داده‌های آن از نوع اسنادی بوده است. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که مسجد به‌عنوان مهم‌ترین کانون اجتماع مسلمانان، علاوه بر کارکردهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، تبلیغی و… موجب تحکیم روابط و مناسبات درون خانوادگی و درنتیجه ارتقای سلامت اجتماعی می‌گردد.
موسوی (1389) پژوهشی با عنوان «بررسی نقش علاقهی اجتماعی و هویت موفق بر سلامت شهری» انجام داده است. هدف از این تحقیق مرور منابع معتبر داخلی و خارجی در مورد نقش همکاری و مشارکت و هویت موفق در افراد جامعه بر روی سلامت شهری است. در این تحقیق از نظریههای اریکسون، مارسیا، آدلر (1958)، دوویچ و فیشمن (1962) استفاده شده است. طبق بررسیهای به‌عمل‌آمده، با گسترش علاقه اجتماعی و هویت موفق، درواقع حس تعهد و مسئولیت، صمیمیت و نزدیکی، محبت و دلسوزی و مشارکت و همکاری افزایش مییابد و فرد یاد می‌گیرید که خود را از جامعه جدا نکند، درنتیجه سلامت شهری و سلامت روان یک جامعه می‌تواند تأمین شود. همچنین برای افزایش سلامت شهری، لازم است برنامه‌های آموزشی، فرهنگی برای خانواده‌ها و افراد یک جامعه به‌منظور گسترش علاقهی اجتماعی و هویت موفق در نظر گرفته شود.
سام آرام (1388) پژوهشی تحت عنوان «بررسی رابطهی سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تأکید بر رهیافت پلیس جامعه‌محور» انجام داده است. محقق از نظریههای کییز، دورکهیم، مانزو، لایکوک استفاده کرده است. در این تحقیق از روش توصیفی-اسنادی استفاده‌شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که رابطه مستقیمی بین افزایش ناامنی اجتماعی و کاهش میزان سلامت اجتماعی در جامعه وجود دارد. همچنین شاخص مشارکت اجتماعی یکی از ابعاد سلامت اجتماعی است که از مهم‌ترین عوامل تحقق هدف پلیس جامعهمحور یعنی توانمندسازی اجتماع به‌منظور کمک به رفع و حل مشکلات افزایش جرم و بینظمی در اجتماع است. امکان تحقق اهداف پلیس جامعهمحور در جامعهای با افرادی با سلامت اجتماعی بالا به دلیل سهولت مشارکت اجتماعی و افزایش اعتماد اجتماعی، بیشتر است.
خواجهشاهکوکی و همکاران (1392) پژوهشی تحت عنوان «ارزیابی و سنجش کیفیت زندگی و تأثیر آن بر مشارکت شهروندان در امور شهری مورد شناسی: شهر مینودشت» انجام دادهاند. در این پژوهش ابتدا کیفیت زندگی (ابعاد ذهنی) و همچنین کیفیت محیط شهری (ابعاد عینی) مورد ارزیابی و سنجش قرارگرفته و سپس رابطهی کیفیت محیط و زندگی با میزان مشارکت شهروندان در امور شهری مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق از نظریههای لینچ، لیو، داس استفاده شده است. روش تحقیق به‌صورت پیمایشی و با حجم نمونهی 250 نفر و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که ابعاد سلامت اجتماعی و روانی بالاتر از حد متوسط و ابعاد سلامت محیطی و جسمانی و همچنین کیفیت محیط شهری پایین‌تر از حد متوسط قرار دارند. همچنین نتایج آزمون آماری تحلیل واریانس نشان داد که افزایش کیفیت محیط و زندگی در شهر می‌تواند به افزایش مشارکت شهروندان در امور شهری منجر شود و بین این دو رابطهی مستقیم و معناداری وجود دارد.
رحیم رهنما و رضوی (1391) پژوهشی تحت عنوان «بررسی تأثیر حس تعلق مکانی بر سرمایه اجتماعی و مشارکت در محلات شهر مشهد» انجام داده است. در این تحقیق از نظریههای رلف، لینچ، جیکوبز و گهل استفاده شده است. حس تعلق مکانی بر مشارکت و سرمایه اجتماعی تأثیر می‌گذارد که تحلیل این فرآیند هدف این مقاله است و هدف دیگر معرفی کاربرد مدلهای ساختاری (به علت چندبُعدی بودن ابعاد بررسی و وجود متغیرهای مکنون) در حوزه مطالعات شهری است. در این تحقیق نمونهای 500 نفری انتخاب‌شده و هر یک از متغیرهای سهگانه تحقیق که عبارت‌اند از حس تعلق مکانی، مشارکت و سرمایه اجتماعی، با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مقاله نشان میدهد، مدل تأثیرگذاری حس تعلق مکانی در افزایش سرمایههای اجتماعی از طریق متغیر واسطهای مشارکت بهتر از بقیه این روابط را تبیین میکند، به‌عبارت‌دیگر در یک رابطهی علی غیرمستقیم تقویت حس تعلق مکانی باعث افزایش مشارکت و افزایش سرمایه اجتماعی میگردد.
راست بین و همکاران (1391) پژوهشی تحت عنوان «رابطه همبستگی بین کیفیتهای محیطی و تداوم حیات شهری در عرصههای عمومی (نمونه موردی: جلفای اصفهان)» انجام داده است. سؤال تحقیق این است که فضای شهری باید واجد چه کیفیتها و ویژگیهایی باشد تا بستر حفظ و ارتقای سرمایههای اجتماعی را فراهم سازد و تداوم حیات شهری را منجر شود؟ محقق از نظریه‌ها گهل، اپلیارد، کالن، آلتمن و غیرو استفاده کرده است. نتایج پژوهش مبنی بر وجود رابطه مستقیم بین سطح شاخص سرمایه اجتماعی و برآیند زیر سنجه‌های کیفیتهای محیطی در محلّه جلفای اصفهان به‌عنوان نمونه مطالعاتی است.
رفیعی و همکاران (1390) پژوهشی تحت عنوان «رابطهی سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی در ایران» انجام داده است. محقق از نظریه‌ها دورکهیم، اسکار لوئیس، ویلسون و هرنستین استفاده کرده است. در این تحقیق بین سرمایه اجتماعی و متغیرهای فقر، رشد طبیعی جمعیت، خشونت، میزان باسوادی، میزان بیکاری و پوشش بیمه به‌عنوان بیانگرهای سلامت اجتماعی رابطه آماری معنی‌داری به‌دست‌آمده است. همچنین جهت رابطه در مورد متغیرهای فقر، رشد جمعیت و میزان بیکاری مثبت است. درنتیجه میتوان اذعان داشت 0.30 تغییرات سلامت اجتماعی با تغییرات سرمایه اجتماعی قابل توضیح است.
تحقیقات خارجیرولرو و پیکولی (2010) تحقیقی تحت عنوان «آیا دلبستگی مکانی بر روی سلامت اجتماعی تأثیر دارد؟» انجام دادهاند. در این تحقیق از نظریه‌ها کییز، لو و آلتمن، فیرید استفاده شده است. تحقیق با روش پیمایشی و با حجم نمونهی 443 دانشجوی مقطع کارشناس سال اول میباشد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی تأثیر دلبستگی مکان –در رابطه با دو محدودهی مکانی مختلف (محله و شهرستان)- بر پنج مؤلفه از سلامت اجتماعی است. نتایج نشان داد که دلبستگی مکانی بر روی سلامت اجتماعی تأثیر میگذارد؛ اما تفاوت قابل‌توجهی در دو محدودهی مکانی و تفاوت ابعاد سلامت اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
کییز (1998) تحقیقی تحت عنوان «سلامت اجتماعی» انجام داده است. طرح پنج بُعد سلامت اجتماعی شامل انسجام اجتماعی، مشارکت اجتماعی، پذیرش اجتماعی، شکوفایی اجتماعی و همبستگی اجتماعی به‌صورت فرضیات علمی پذیرفته شده است. محقق از نظریه‌ها دورکهیم، مارکس، سیمن، ریف استفاده کرده است. تحلیل عاملی در دو مطالعه، مدل نظری سلامت اجتماعی را به اثبات رساند. مقیاسهای جدید به‌صورت همگرایی با متغیر آنومی، محدودیتهای اجتماعی درک شده، مشارکت اجتماعی و کیفیت محله همبستگی دارد. همچنین این مقیاسها به‌صورت مشخص با سنجش احساس ملالت و کسالت، سلامت جهانی، سلامت جسمی و خوشبینی رابطه دارد. تجزیه‌وتحلیل چند متغیره در هر دو مطالعه این ادعا را به اثبات رسانید که سلامت اجتماعی یک دستاوردی است که توسط پیشرفت تحصیلی و سن کمک میشود.
در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و متغیرهای جمعیتشناختی در سال 2004 بر روی نمونه وسیعی از جمعیت آمریکا، کییز و شاپیرو نشان دادند که وضعیت شغلی برای سلامت اجتماعی زنان مهمتر از مردان است و زنانی که وضعیت شغلی پایینتری داشتند سلامت اجتماعی کمتری نسبت به مردانی با همان جایگاه شغلی گزارش دادند. به‌طورکلی، همین‌طور که جایگاه شغلی افزایش مییابد، زنان نسبت به مردان، به‌طور فزایندهای سطوح بالاتری از پذیرش، مشارکت و انسجام اجتماعی را گزارش میکنند. در بررسی ابعاد سلامت اجتماعی، انسجام اجتماعی پایینترین مقدار را در بین جوانترها، افرادی که تجربه ازدواج نافرجام داشتند و افراد مجرد با جایگاه پایین شغلی داشت. بیشترین میزان مشارکت اجتماعی در زنان مجرد با جایگاه شغلی بالا و کمترین میزان در مردان مسن با جایگاه اجتماعی پایین گزارش شد. شکوفایی اجتماعی بیشترین میزان را در بزرگ‌سالان 54-45 سال و افراد دارای جایگاه شغلی بالا و کمترین میزان در جوانترها و افراد با جایگاه اجتماعی پایین به خود اختصاص داد. بیشترین میزان انطباق اجتماعی در مردان متأهل و دارای جایگاه اجتماعی بالا و کمترین میزان آن در زنان متأهل و مسن با وضعیت شغل پایین مشاهده شد. سرانجام پذیرش اجتماعی در زنان مسن با پایگاه شغلی بالا بیشترین میزان و در مردان جوان با پایگاه اجتماعی پایین کمترین میزان را به خود اختصاص داد (2004، کییز و شاپیرو).
جیسوس و همکاران (2010) پژوهشی تحت عنوان «ارتباط بین احساس محیط اجتماعی و امنیت محله: پیامدهای سلامت» انجام داده است. محقق از نظریه‌ها مانزو، کوهن، یونگ استفاده کرده است. در این مطالعه ارتباط بین شبکههای اجتماعی، حمایت اجتماعی، همبستگی اجتماعی و احساس امنیت محله در میان‌ یک نمونه ازلحاظ قومی متنوع از 1352 ساکنان که زندگی میکنند در 12 سایت‌های خانه‌های عمومی کم‌درآمد در بوستون، ماساچوست بررسی قرار گرفت. برای مردان و زنان، انسجام اجتماعی با احساس امنیت مرتبط بود. برای مردان، یک شبکه اجتماعی کوچک‌تر با احساسات بیشتری از امنیت همراه بود. حمایت اجتماعی یک پیش‌بینی معنی‌دار احساس امنیت نبود.
جدول متنخوانی خلاصه تحقیقات داخلی و خارجی انجام‌شدهعنوان تحقیق محققان سال انجام روش مهم‌ترین یافته
مقایسه تطبیقی کیفیت زندگی در بافتهای قدیم و جدید شهر یزد سرائی و همکاران 1392 پیمایشی محلّات قدیم شهری علی‌رغم برخورداری از اکولوژی بومی-ارگانیک، کیفیت زندگی پایینتری نسبت به مناطق برنامه‌ریزی‌شده دارد.
بررسی کیفیت زندگی در شهرهای کوچک با تأکید بر بعد سلامت فردی و اجتماعی قدمی 1390 پیمایشی در شهر موردمطالعه مؤلفههای کیفیت محیط‌زیست، کیفیت محیط کارکردی در وضعیت پایینتر از سطح متوسط و کیفیت اجتماع در وضعیت متوسط قرار دارد.
مسجد، خانواده، سلامت اجتماعی میرزایی 1391 کیفی مسجد به‌عنوان مهم‌ترین کانون اجتماع مسلمانان، علاوه بر کارکردهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، تبلیغی و… موجب تحکیم روابط و مناسبات درون خانوادگی و درنتیجه ارتقای سلامت اجتماعی می‌گردد.
بررسی نقش علاقهی اجتماعی و هویت موفق بر سلامت شهری موسوی 1389 توصیفی-اسنادی با گسترش علاقه اجتماعی و هویت موفق، درواقع حس تعهد و مسئولیت، صمیمیت و نزدیکی، محبت و دلسوزی و مشارکت و همکاری افزایش مییابد و فرد یاد می‌گیرید که خود را از جامعه جدا نکند، درنتیجه سلامت شهری و سلامت روان یک جامعه می‌تواند تأمین شود.
بررسی رابطه سلامت اجتماعی و امنیت اجتماعی با تأکید بر رهیافت پلیس جامعه‌محور سام آرام 1388 توصیفی-اسنادی رابطه مستقیمی بین افزایش ناامنی اجتماعی و کاهش میزان سلامت اجتماعی در جامعه وجود دارد.
ارزیابی و سنجش کیفیت زندگی و تأثیر آن بر مشارکت شهروندان در امور شهری مورد شناسی: شهر مینودشت خواجهشاهکوکی و همکاران 1392 پیمایشی افزایش کیفیت محیط و زندگی در شهر می‌تواند به افزایش مشارکت شهروندان در امور شهری منجر شود و بین این دو رابطهی مستقیم و معناداری وجود دارد.
بررسی تأثیر حس تعلق مکانی بر سرمایه اجتماعی و مشارکت در محلات شهر مشهد رحیم رهنما و رضوی 1391 پیمایشی در یک رابطهی علی غیرمستقیم تقویت حس تعلق مکانی باعث افزایش مشارکت و افزایش سرمایه اجتماعی میگردد.
رابطه همبستگی بین کیفیتهای محیطی و تداوم حیات شهری در عرصههای عمومی (نمونه موردی: جلفای اصفهان) راست بین و همکاران 1391 پیمایشی رابطه مستقیم بین سطح شاخص سرمایه اجتماعی و برآیند زیر سنجه‌های کیفیتهای محیطی در محلّه جلفای اصفهان
رابطهی سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی در ایران رفیعی و همکاران 1390 پیمایشی بین سرمایه اجتماعی و متغیرهای فقر، رشد طبیعی جمعیت، خشونت، میزان باسوادی، میزان بیکاری و پوشش بیمه به‌عنوان بیانگرهای سلامت اجتماعی رابطهی آماری معنیداری وجود دارد.
آیا دلبستگی مکانی بر روی سلامت اجتماعی تأثیر دارد؟ رولرو و پیکولی 2010 پیمایشی دلبستگی مکانی بر روی سلامت اجتماعی تأثیر میگذارد
سلامت اجتماعی کییز 1998 پیمایشی ابعاد سلامت اجتماعی به‌صورت همگرایی با متغیر آنومی، محدودیتهای اجتماعی درک شده، مشارکت اجتماعی و کیفیت محله همبستگی دارد.
بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و متغیرهای جمعیتشناختی کییز و شاپیرو 2004 پیمایشی تأثیر متغیرهای جمعیتشناختی بر سلامت اجتماعی
ارتباط بین احساس محیط اجتماعی و امنیت محله: پیامدهای سلامت جیسوس و همکاران 2010 پیمایشی برای مردان و زنان، انسجام اجتماعی بااحساس امنیت مرتبط بود. برای مردان، یک شبکه اجتماعی کوچک‌تر با احساسات بیشتری از امنیت همراه بود.
در تحقیقات آورده شده در پیشینه از متغیرهای کیفیت زندگی در شهر، مسجد و خانواده، علاقهی اجتماعی و هویت موفق، امنیت اجتماعی، حس تعلق مکانی، دلبستگی مکانی، عوامل فیزیکی و اجتماعی، کیفیتهای محیطی، سرمایه اجتماعی، سلامت اجتماعی و مشارکت اجتماعی در شهر استفاده شده است.
آنچه این تحقیق را از تحقیقات پیشین متمایز میکند این است که در این تحقیق از متغیر سلامت اجتماعی در سطح تحلیل فردی که کییز، لارسون و شاپیرو از آن به عنوان میزان و کیفیت رابطه و توانایی فرد در تعامل مؤثر با دیگران تعریف کردهاند، در حوزهی شهری مورد سنجش قرار گرفته شده است و همچنین عوامل محیط فیزیکی و اجتماعی شهری ‌که میتواند دو عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی شهروندان باشد مورد شناسایی و تبیین قرار گرفته شده است. نکتهی بعدی توجه به محلات و بافت و شرایط اجتماعی جدید و قدیم آن و مقایسهی دو محله از محلات جدید و قدیم شهر یزد است. همچنین تحقیقات گذشته بر روی سلامت جسمی و روانی شهروندان تأکید داشتند درصورتی‌که در این تحقیق به بُعد اجتماعی سلامت در سطح فردی توجه داشته و از نظریهپردازان مطرح در این حوزه اعم از کوری کییز و لارسن استفاده شده است. در مجموع این تحقیق یک نوع جامعنگری را در حوزهی مورد مطالعهی خود دارد و سعی شده تا به ابعاد مختلف و گوناگون و با توجه به متغیرهای تأثیرگذار که در تحقیقات پیشین، تنها به یک مورد آن اشاره داشتند، توجه کند و این خود باعث برتر بودن این تحقیق نسبت به تحقیقات پیشین درحوزهی خود میباشد.
مبانی نظریمقدمهدر این بخش به بیان نظریات از صاحب‌نظران حوزهی سلامت و شهری پرداخته میشود. نظریات دسته‌بندی‌شده از صاحب‌نظرانی چون لارسون، کییز، دورکیم، جیکوبز، گهل، مازلو، لو و آلتمن، بوزان، سنت و غیره آورده شده که در انتها فرضیات تحقیق از آنها استخراج میشود.
سلامت اجتماعیازآنجایی‌که سلامت جسمی و سلامت روانی به وضعیت عملکرد فرد ارتباط مستقیم پیدا میکند، سلامت اجتماعی با روابط بین فرد با دیگران و جامعه ارتباط دارد. دراین‌ارتباط مفاهیمی چون حمایت اجتماعی، اعتماد اجتماعی یا مفهوم مطرحتر امروزی سرمایه اجتماعی برای سلامت اجتماعی طرح میشوند.
لارسن و کییز سلامت اجتماعی را استنباط فرد از کیفیّت روابطش با افراد دیگر، نزدیکان و گروه‌های اجتماعی که وی عضوی از آن‌هاست، تعریف می‌کنند و معتقدند که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت و پاسخ‌های درونی فرد (احساس، تفکّر و رفتار) را می‌سنجد که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعی‌اش است که منجر به بهوجود آمدن شادی یا عدم آن میشود (لارسون، 1996: 183). ریشه سلامت اجتماعی در «محیط‌زیست مادی مثبت» یعنی متوجه بر موضوعهای اقتصادی و اقامتی و «محیط‌زیست انسانی مثبت» است که شبکه اجتماعی فرد را در نظر میگیرد (نیازی، 1390: 102). لایکوک سلامت اجتماعی را به‌صورت شرایط و رفاه افراد در شبکه روابط اجتماعی شامل خانواده، اجتماع و ملت تعریف میکند. برکمن نیز معتقد است که تأثیر شبکه اجتماعی بر سلامت فرد عبارت است از پرورش روحیهی مشارکت و درگیری اجتماعی فرد در فرایندهای اجتماعی، سپری کردن اوقات فراغت خود با دوستان، مشارکت در نقشهای اجتماعی و شغلی، گرایش به فعالیت‌های مذهبی و تفریح کردن به همراه گروه که از نمونههای بارز درگیری اجتماعی میباشند؛ بنابراین از طریق فرصتهایی که به‌واسطه عضویت در شبکههای اجتماعی برای فرد فراهم میشود تا در رویدادهای اجتماعی مشارکت کند، نقشهای اجتماعی معناداری از قبیل نقشهای اجتماعی شغلی، خانوادگی و والدینی را تعریف میشود و از این طریق سلامت اجتماعی فرد ارتقا مییابد (خیر اله پور، 1383: 43). مدل سلامت اجتماعی که توسط ریف مطرح‌شده است، مفهوم سلامت اجتماعی را شامل ابعاد عملکرد مثبت ذهن و روان میداند. این ابعاد عبارتاند از: پذیرش خود، رشد شخصی، روابط مثبت با دیگران، تسلط بر محیط، هدفمند بودن در زندگی و استقلال.
به اعتقاد کییز و شاپیرو آنچه بیشتر به زندگی غنا و معنا می‌بخشد، ارتباط با خویشاوندان، روابط و تجارب مشترک است. بنابراین آنان به توانایی فرد در تعامل مؤثر با دیگران و اجتماع به‌منظور ایجاد روابط ارضاکننده شخصی و به انجام رساندن نقش‌های اجتماعی، عنوان سلامت اجتماعی را می‌دهند.
بر اساس این دیدگاه، کییز سلامت اجتماعی را به‌عنوان کیفیّت روابط با دیگران که شامل دوستان، نزدیکان، آشنایان، همکاران و گروههای اجتماعی که فرد در آن‌ها عضویت دارد، موردمطالعه قرار میدهد. فرد سالم ازنظر اجتماعی زمانی عملکرد خوب دارد که اجتماع را به‌صورت یک مجموعه معنادار و قابل‌فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی بداند و احساس کند که متعلق به گروههای اجتماعی خود است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن سهیم بداند. سلامت اجتماعی فردی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همانند جامعه‌پذیری وی اشاره دارد (کییز، 1386: 10). سلامت اجتماعی بر ابعادی از سلامت تأکید دارد که به ارتباط فرد با افراد دیگر یا جامعهای که در آن زندگی میکند مربوط میشود. ازنظر تجربی، مفهوم سلامت اجتماعی ریشه در ادبیات جامعه‌شناسی مربوط به ناهنجاری و بیگانگی دارد، اما مطابق با مدل سلامت‌محور، فقدان احساس ناهنجاری و بیگانگی ممکن است، بیانگر حضور سلامت اجتماعی نباشد (کییز، 1386: 4). ازنظر دورکیم بهنجاری اجتماعی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همان جامعه‌پذیری وی اشاره دارد. ازنظر دورکیم هر نوع قطع ارتباطی بین فرد و جامعه به‌گونه‌ای که افراد در چارچوب‌های اجتماعی جذب نگردند، زمینه‌ای آنومیک و مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی می‌باشد. در چنین حالتی، نوعی فردگرایی افراطی، خواسته‌های فرد را در مقابل حیات اجتماعی قرار می‌دهد. ازنظر وی هر نوع فاصله بین فرد و جامعه که به عدم ادغام افراد در چارچوب‌های اجتماعی می‌انجامد، به انحرافات اجتماعی میدان می‌دهد (حسینی، 1387: 21). کییز از نظریه‌پردازان سلامت اجتماعی، به رابطه قوی بین سلامت اجتماعی، ازخودبیگانگی و ناهنجاری‌ها اشاره‌کرده است و در مطالعه سلامت اجتماعی در ایالات‌متحده نتایج زیر را به دست آورده است:
1-بین سلامت اجتماعی با رفتارهای اجتماعپسند و مسئولیت‌پذیری زندگی اجتماعی رابطه‌های مثبت زیادی مشاهده شد.
2-همچنین سطوح سلامت اجتماعی به‌خصوص انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی در افرادی که با اطرافیان خود برای حلّ مسائل و مشکلات همکاری و همفکری می‌کردند در مقایسه با افرادی که با اطرافیان خود ارتباط نداشتند میزان بالاتری داشت.
3-همچنین گرچه مشخص نیست سلامت اجتماعی، معلول یا علّت مسئولیت‌پذیری در برابر زندگی اجتماعی است، امّا به‌طور واضحی با جایگاه و رضایت از زندگی اجتماعی رابطه دارد (کییز، 2004: 48 به نقل از سام آرام، 1388: 12).
نظام اجتماعی قدیم و جدیدبا رشد سریع شهرنشینی در جوامع غرب، سؤالات مهمی ازجمله اینکه در جامعهی شهری زندگی چگونه سازمان می‌یابد و نظم اجتماعی چگونه برقرار می‌شود که فردیناند تونیس و امیل دورکیم بیش از همه به این زمینه پرداختند. آنان این سؤال را مطرح کردند که چه فرقی بین شیوه قدیم و جدید زندگی انسان‌ها وجود دارد؟ و معتقد بودند که نظم اجتماعی قدیم و جدید بسیار باهم فرق دارند.
فردیناند تونیس ریشهی جامعهی جدید را در انواع تازهی ارتباط میداند. به عبارتی، وی معیار تفکیک و تمایز میان جهان قدیم و جهان جدید را نه در سازمان یا ساخت نهادین و عوامل بیرونی، بلکه در روابط میان افراد جستجو می‌کند. تونیس با تمایز میان گمینشافت (اجتماع) و گزلشافت (جامعه) بر تحول روابط اجتماعی تأکید دارد. گمینشافت به‌نوعی سازمان اجتماعی گفته می‌شود که مشخصهی آن روابط نزدیکِ میان فردی و احساسات دوسویهی پیونددهنده‌ای است که انسان‌ها را به‌عنوان اعضای یک کلیت اجتماعی گرد هم می‌آورد. گمینشافت، کنترل اجتماعی قوی ولی غیررسمی است و از طریق سنت ازجمله سنت دینی، خانواده و دوستان عمل می‌کند. در مقابل، مشخصهی گزلشافت شکل بوروکراتیک‌تر و غیرشخصیتر سازمان‌دهی و کنترل اجتماعیِ ناشی از قرارداد [اجتماعی] به پشتیبانی دولت است (کازنو، 1387: 20).
به لحاظ ارتباطی، اجتماع و جامعه دارای سه «سطح یا گسترهی ارتباط»، «عمق ارتباط» و «نوع ارتباط» متفاوت هستند. در اجتماع (گمینشافت): 1. ارتباط محدود است. اجتماع با تراکم انسان‌ها روبرو نیست و تنهایی و بی‌خبری معنا ندارد؛ 2. ارتباط عمیق است. در اجتماع، ارتباط ناشی از سطح و فضای ظاهر نیست. اعضا همدیگر را می‌شناسند و واکنش‌های یکدیگر را پیش‌بینی می‌کنند. لذا ارتباط دارای پیشینه و عمق قابل‌توجهی است. حتی گذشته‌های خانوادگی افراد را دربر می‌گیرد و به ویژگی‌های آنی و کنونی محدود نمی‌شود؛ 3. ارتباط ارگانیک یا ذاتی و طبیعی است. اجتماع نوعی جامعهی معنوی است که در آن، هر حرکت نه در خدمت فرد و مصالح شخصی، بلکه در خدمت جمع است. وسیله و هدف از یکدیگر جدا نیست. مشارکت فراگیر و بی‌چون‌وچراست. همبستگی اجتماعی، وفاق و ذوق روانی در آن وجود دارد. ارادهی ارگانیک بر پایهی احساس و تجربهی مشترک مثل سلیقه و سنت بنا میشود.در جامعه (گزلشافت): 1. ارتباط گسترده است. جامعه از انسان‌های فراوان در فضای محدود تشکیل می‌شود که خود موجب عدم امکان شناخت متقابل می‌شود. این نوع تجمع، روابط صوری و قراردادی و نهایتاً تنهایی انسان را در پی دارد؛ 2. ارتباط در جامعه سطحی و گذراست و اعضا بیشتر به‌ظاهر و اطلاعات محدود و موردنیاز اکتفا می‌کنند؛ 3. ارتباط سنجیده است. در گزلشافت هر عمل انسان، تابعی از عقلگرایی و مصلحتاندیشی است. اعضا در گزلشافت برای دستیابی به هدف که عمدتاً اقتصادی است باهم قرارداد می‌بندند و روح حسابگری میان وسایل و اهداف، تعیین‌کننده‌ی رابطهی بین اعضاست. دوگانهی گمینشافت و گزلشافت را باید به لحاظ مفهومی، دو قطب یک پیوستار دانست؛ چراکه کلیت واقعیتِ تاریخی و اجتماعی بین این دو قطب در نوسان است. تونیس می‌نویسد: «هیچ فرهنگ یا جامعه‌ای را سراغ ندارد که در آن عناصر گمینشافت و گزلشافت به‌طور همزمان حضور نداشته باشند».
تقریباً تمامی نظریه‌پردازان اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم فرض می‌کردند که با آغاز دوره مدرنیته، پیوندهای مردم تغییرات اساسی کرده است و برای این منظور به تقابل‌های گمن‌شافت با گزل‌شافت، فئودالیسم با کاپیتالیسم، همبستگی مکانیکی با همبستگی ارگانیکی اشاره می‌کردند. سرانجام در اواسط قرن بیستم، ایدهی از دست رفتن اجتماع به کلیشه جامعه‌شناسی تبدیل و علل بروز بسیاری از مسائل اجتماعی در فقدان اجتماع (بدون در نظر گرفتن مسئلهی اجتماع) ارائه شد. در چهار دهه اول قرن بیستم تفکر حاکم در مطالعات شهری این بود که زندگی شهری ازخودبیگانگی عمیقی پدید می‌آورد. این موضوع بیش از همه در نظریه لوییس ورث مطرح شد (شارعپور، 1391: 191).
نوع‌بندی ورث متأثر از نظریات جورج زیمل و مخصوصاً تونیس است که از حرکت عمومی اجتماع به‌سوی جامعه سخن گفته است. واژهی اول معادل تعریفی است که ورث‌‌ آن را اجتماع کوچک (جامعه کوچک، یکپارچه و واحد) می‌نامد با ویژگی ظهور و بروز خودانگیخته و واژه دوم به جامعه‌ای اطلاق می‌شود که به روابط اجتماعی ابزاری و غیرشخصی نیاز دارد که در مقیاس جوامع بزرگ نوین، جایگزین اجتماع می‌شود. به نظر لوییس ورث در مقابلهی مذکور، شهر موجب تحلیل بردن روابط صمیمی، خویشاوندی و همسایگی و ازهم‌گسیختگی اتحاد و پیوندهای اجتماعی می‌شود. به نظر او با از میان رفتن مفهوم اجتماع یک نوع بیگانگی بر شهر حاکم می‌شود (توسلی، 1385: 91).
لوییس ورث مفهوم “شهرنشینی به‌مثابهی روش زندگی” را پرورانید و این استدلال را مطرح کرد که زندگی شهری زایندهی روابط غیرشخصی و فاصلهی اجتماعی است. این رهیافت‌ها مورد چالش قرارگرفته‌اند، اما یکسره رد نشده‌اند. منتقدان خاطرنشان ساخته‌اند که زندگی شهری همیشه هم غیرشخصی نیست. در محله‌های شهری پیوندهای شخصی نزدیک و صمیمانه می‌تواند شکل بگیرد و پابرجا بماند (گیدنز، 1386: 866)؛ زیرا در چند دههی بعد تک‌نگاری‌های زیادی انجام شد که اکثراً به این نتیجه می‌رسیدند که هنوز در شهرها روابط اجتماعی قوی وجود دارد و هنوز مفهوم اجتماع زنده است. بعد از جنگ جهانی دوم و با عبور از مکتب شیکاگو برخی از جامعه‌شناسان شهری معتقد شدند که علی‌رغم آثار منزوی‌کنندهی مدرنیزاسیون هنوز اجتماع به قوت خود باقی است. به‌عبارت‌دیگر در مراحل بعدی تحقیقات جامعه‌شناختی، کاملاً ثابت کرد که در شهر چیزی هم به نام اجتماع وجود دارد. به‌طور خلاصه گرچه اغلب محققان معتقدند که انزوا و ازخودبیگانگی ویژگی‌های غالب زندگی شهری هستند، گرایش‌‌ آنان به رهیافت مطالعه اجتماع سبب شد تا محققان به وجود دوستی و خویشاوندی و مرزهای همسایگی در زندگی شهری پی ببرند. درنتیجه‌‌ آنان به این نتیجه رسیدند که تفسیر ورث از شهرگرایی چندان نیز درست نبوده است (شارعپور، 1391: 193).
محیط اجتماعیکولکوهن (1989) واژهی فضای شهری را به دو گونه تعریف میکند: فضای اجتماعی و فضای ساخته‌شده و مصنوع. فضای اجتماعی تداعیهای فضاییِ نهادهای اجتماعی است. تمایل این دیدگاه، دیدنِ ویژگیهای فیزیکی محیط مصنوع، به‌عنوان فراپدیدهای است. از سوی دیگر، فضای مصنوع متوجه فضای فیزیکی است. طریقی که فضا بر ادراک ما اثر میگذارد و شیوه‌ی به‌کارگیری فضا و معانی که از آن میتوان استخراج کرد. به گفتهی کولکوهن این دیدگاه به دو رویکرد میانجامد، آن‌که فرمها را مستقل از کارکرد میبیند و آن‌که کارکردها را تعیینکنندهی فرمها میداند و در ارتباط متقابل فرم و کارکرد است که دیدگاه دوم به رویکرد جغرافیدانان و جامعهشناسان نزدیک میشود؛ اما بیشباهت به آنها، معمار همواره عاقبت به فرم علاقه دارد، به هر نحوی که این فرمها تولید شوند.
ارتباط میان فضای فیزیکی و اجتماعی یا به زبان معماری مدرنیستی، فرم و کارکرد، یکی از موضوعات اساسی چالش پست‌مدرنیست‌ها با مدرنیست بوده است. دستورالعمل مدرنیستیِ “فرم پیروی کارکرد است” به روشی نسبتاً سادهگیرانه و جبری، فضای اجتماعی و فیزیکی را به هم مرتبط میکند. برعکس، معارضهی پستمدرن کوشیده است این رابطه را قطع کند و توجهش را معطوف به فضای فیزیکی نماید (مدنیپور، 1384: 14).
دلبستگی مکانیمطالعات درزمینهی دلبستگی برای اولین بار در ارتباط بین کادر درمان و کودک و اینکه چگونه کودکان در فرایند درمان، اعتماد خود را به کادر درمان توسعه میدهند، موردبررسی قرار گرفت (مریز، 1996: 35). به‌طورکلی دلبستگی به یک موضوع مثل شیء، مکان، فرد و سایر موضوعاتی که فرد در زندگی روزمرهی خود با آن روبروست؛ مبتنی بر تجارب قبلی زندگی، ساختارهای رفتاری، شناختی، حسی و اجتماعی فرد میباشد. چراکه افراد بر این اساس طرح رفتاری، شناختی، حسی و اجتماعی از “خود”، ساخته و تمام تجارب و رویاروییهای تازهی خود با موضوعی نو را بر پایهی این طرح، ادراک، ساماندهی و طبقهبندی نموده و به خاطر میسپارند. به‌علاوه این طرح از “خود”، محرک انگیزههای رفتاری فرد نیز میباشد؛ بنابراین در همان هنگام که “خود” ساخته میشود، نیازها و توقعات فرد نیز بناشده و هنگامی‌که شیء یا موضوعی این نیازها را برآورده میکند، فرد احساس آسایش و امنیت نموده و به برآوردن نیازهایش به‌صورت عینی و ذهنی ادامه میدهد. به‌این‌ترتیب فرد به آن شیء یا موضوع جذب‌شده و بر این اساس بابیان عواطف خود، از این جذبه، توجه و مراقبت میکند. نتیجهی آن یعنی دلبستگی، اشتیاق به زندگی با دیگران و رفتار هدفمند را ثابت نگاه میدارد (هاشاس، 2003: 5). همچنین تماسهای چهره به چهره همسایگان و دوام آن، باعث وابستگی عاطفی میشود، دوستیهای متقابل را بیشتر میکند و اعتماد اجتماعی را افزایش میدهد. درعین‌حال، تماسها، اتصال احساسی مشترک را در بین ساکنین تقویت میکند که این امر موجب حفظ حس اجتماع میشود.
تعاریف دلبستگی مکانیبه عقیدهی فیرید (2000)، “مفهوم دلبستگی از معنای بدیهی آن یعنی توجه به روابط عاطفی به محیطهای محلی گرفته‌شده است”. ساختار نظریه دلبستگی، شامل رفتارهای مربوط به مکان، اشاره به منشأ و معنای روابط نزدیک و محلی در دسترس مردم و به مکان‌های تعامل رابطه دارد. بااین‌حال، یک منطقه، اول باید یک مکان (ارتباط مؤثر بین یک فرد و یک محیط خاص) باشد، قبل از اینکه دلبستگی به این منطقه شکل بگیرد؛ پس آن منطقه درخور یک شی است که افراد به‌صورت عاطفی ارتباط برقرار کنند (میلیگان، 1998: 14).
اصطلاح “وابستگی” به روابط عاطفی مؤثر، اشاره دارد؛ بنابراین، “دلبستگی مکانی” می‌تواند به‌عنوان اندازه‌گیری روابط تأثیرگذار و چندبعدی که بین افراد و مکانهای معنیدارشان اتفاق میافتد، تعریف شود. لو (1992) این تعریف را شرح و تفصیل میدهد؛ وی نشان می‌دهد که دلبستگی مکانی، رابطهی نمادینی است که توسط افرادی که به‌صورت فرهنگی، معانی عاطفی و هیجانی را به فضای خاصی به اشتراک میگذارند، شکل‌گرفته است. دلبستگی مکانی در ادبیات روانشناسی محیطی به‌عنوان رابطهی میان خود و مکان، وجهی از اجتماعی شدن فرد و بخشی از هویت جمعی، انگاشته میشود (ماه، 2009: 307).
نظریات دلبستگی مکانیپروشانسکی و همکاران (1983) اظهار میکنند که عملکرد اولیهی مکان، ایجاد یک احساس تعلق و پیوستگی است. از طریق دلبستگی شخصی به مکان‌های جغرافیایی مشخص، فرد احساس تعلق و هدف به دست میآورد که به‌نوبهی خود، معانی را به زندگی فرد میدهد. این “تعلق” می‌تواند به‌عنوان ‌یک پیوند اجتماعی یا احساس عضویت و وابستگی به یک مکان، تعریف شود (همیت و همکاران، 2009: 61). دلبستگی مکانی و هویت مکانی به‌عنوان موضوع اصلی در جغرافیای انسانی در ارتباط با تحرک محلی، پیوندهای اجتماعی و روابط جنسیتی، پدید آمده است (ماه، 2009: 305).
دلبستگی مکانی به‌عنوان‌ یک ساختار مردم-مکان، با ارتباط بین مردم و مکان فیزیکی آنها و آنچه که آنها را تشویق به تعهد این کار، پیوند و اقامت طولانی در محلهی خود میکند، مربوط است که می‌تواند تأثیر بر سرزندگی و پایداری یک محله داشته باشد؛ بنابراین مهم است که چگونگی ایجاد و ارتقاء این ارتباط با مکان درک شود (میتچل، 2013: 30).
شومیکر و تیلور (1983) بر این باورند که قدرت اتصال به یک مکان خاص با امکانات شهری فیزیکی و اجتماعی آن مکان، انتخابهای مسکونی، شبکههای اجتماعی محلی، نیازهای فردی و سبکهای شخصیتی تعیین میشود؛ همچنین دلبستگی مکانی از طریق برخورد روزانه با محیط و همسایه‌ها و احساسات عاطفی و باورهایی مربوط به خانه و محله، تغذیه میشود (براون و پرکینز، 2003: 349). “دلبستگی” معمولاً در طول زمان‌ بر اساس انباشت تجربهای که فرد در مکان به دست میآورد، شکل میگیرد (میلیگان، 1998: 15)؛ بنابراین، دلبستگی مکانی یک پدیدهی پویایی است که مطابق با تغییرات در افراد، فعالیتها، زمان، فرآیندها، تجارب و مکان تغییر می‌کند (مانزو، 2003: 54).
اسکانل و جیفورد (2010) یک چارچوبی از دلبستگی مکانی پیشنهاد میدهد که بر مفاهیم “فرد-فرایند-مکان” متمرکز است. آنها نشان می‌دهند که ارتباط و پیوند بین یک فرد یا یک گروه و یک مکان میتواند ازلحاظ میزان خاص بودن و ویژگیهای اجتماعی و فیزیکی مکان، متفاوت باشد. این چارچوب از طریق فرایندهای روان‌شناختی عاطفی، شناختی و رفتاری بازنمود پیدا میکند و شامل خاطرات، تجربیات دوران کودکی، مشارکت خانوادگی، ارجاع تاریخی، معانی، دوستان موردعلاقه، جنبه‌های فرهنگی و مؤلفههای علمی است. میلیگان بیان میکند که دلبستگی در یک مکان به علت معنیدار بودن تعاملاتی که در درون محدودههایی رخ می‌دهد، اتفاق میافتد. علاوه بر این، فرهنگ، نقشی در شکلگیری دلبستگی به مکان بازی میکند، زمانی که اعضا با مکان از طریق تجربیات مشترک تاریخی، ارزشها و نمادها ارتباط پیدا میکنند.
دلبستگی مکانی در سطح فرد میتواند تجربهی فرد را در برداشته باشد که ممکن است پایه و اساس دلبستگی را تشکیل دهد. بااین‌حال، در سطح گروه، دلبستگی شامل معانی نمادین از یک مکان است که در میان اعضای جامعه یا گروه به اشتراک گذاشته میشود. فیرید (2000) ادعا میکند که دلبستگی اجتماع، آزادی بیشتر رفتار، اعتماد و واکنش تأثیرگذار در اجتماع محلی را تقویت میکند.
علاوه بر این، دلبستگی مکانی شامل ارتباطات تجربه‌شده، گاهی اوقات اتفاق افتاده و توسعه‌یافته در طول زمان از طریق ارتباطات و پیوندهای رفتاری، عاطفی و شناختی بین افراد یا گروهها و محیط فیزیکی و اجتماعی آنها است (لو و آلتمن، 1992: 7). این روابط، یک چارچوب برای هر دو جنبههای هویت فردی و جمعی ایجاد میکند و هر دو ویژگیهای ثابت و پویایی را دارند (براون و پرکینز، 2003: 264). آنها همچنین جنبههای شناختی، انگیزشی و رفتاری را در برمی‌گیرند که در ارزشها بازتاب میشوند، شامل ارزیابی مطلوب از محل خانه، دلایلی برای بهبود آن و عدم تمایل به ترک آن (بونایوتو و همکاران، 2003).
اکثر تحقیقات مربوط به دلبستگی مکانی بر دیدگاه اجتماعی و پدیدارشناختی دلبستگی متمرکزشده است. عقیده بر این است که مردم دلبسته به مکانهایی هستند که روابط اجتماعی و هویت گروهی تسهیل شده است. شوماکر و تیلور (1983) استدلال می‌کنند که شبکه‌های اجتماعی و روابط اجتماعی نیازهای مهم و یا قابل‌توجه بشر را برآورده میکند و هنگامی‌که این جنبه‌های اجتماعی با موقعیت جغرافیایی آمیخته شود، اهمیت این منطقه و یا یک محیط افزایش پیدا میکند. مطالعهی مارک فیرید (1963) بر روی محلهی “وِست اِند” در بوستون یک حس قوی از دلبستگی و تعلق به یک مکان یا یک محله، هرچند محله نیاز به بازسازی و احیا داشته باشد و رو به وخامت باشد را اثبات کرد. بااین‌حال، دلبستگی به مکان ناشی از تعاملات بین فردی و اجتماعی در بین ساکنان است.

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *