–129

فرم شماره 1 : طرح روی جلد

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر
گروه :علوم تربیتی
عنوان:
رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن
پایان نامه ارائه شده به مدیریت تحصیلات تکمیلی به عنوان بخشی از فعالیت های تحصیلی لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
دررشته: علوم تربیتی
استاد راهنما:
دکتر حسن دیناروند
استاد مشاور:
دکتر سعید آریا پوران
نگارش:
شهرزاد حیدری
مرداد1394
-139001-346075
فرم شماره 3 : منشور اخلاق پژوهش

2171700-685800
فرم شماره 4
تعهد نامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب شهرزاد حیدری دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته در رشته علوم تربیتی که در تاریخ 17/5/94 از پایان نامه خود تحت عنوان “بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن”
با کسب نمره 75/17و درجه بسیارخوب دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1 ) این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که ازدستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران ( اعم از پایان نامه ، کتاب ، مقاله و ….) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود ،نام منبع مورد استفاده و سایرمشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2 )این پایان نامه / رساله قبلاَ برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح ،پایین تر یا بالا تر ) در سایر دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3 ) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل ،قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب ،ثبت اختراع و…….از این پایان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4 ) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
18046702540نام و نام خانوادگی:
تاریخ و امضا:
تقدیر وتشکر
پروردگارا
تو را سپاس ای یکتای جاودانه، ای قادر متعال، تویی که با الطاف بی کرانت هر لحظه مرا صبورانه یاری نمودی تا به این جایگاه رسانیدی.
پروردگارا
باز هم مرا یاری کن تا خود را به هدفهایم در قله های موفقیت برسانم و قدر دان و سپاس گوی زحمات استادان و تمامی کسانی که در این راه مرا کمک نموده اند باشم و دوست بدارم و سپاس گوی انسانهایی را که با شرافت خود چراغ انسانیت و دانش و آگاهی را شعله ور نگه داشته اند،باشم.
پروردگارا
پدر و مادر و فرزندم را به دست مهربانت می سپارم تا حافظ فرشته های زندگیم باشی که از بهشت برایم هدیه فرستاده ای برای آنانی که برای مهربانیشان مرزی نیست و همیشه تا آنجا که توانستن راه را برایم هموار نموده اند و سپاس گویی مرا از آنها حد و مرزی نیست .
پروردگارا
برای تمام نعمات بی انتهایت سپاس،سپاس،سپاس
فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
TOC o “1-3” h z u فصل اول PAGEREF _Toc427428797 h 21-1 مقدمه PAGEREF _Toc427428798 h 31-2 بیان مسئله: PAGEREF _Toc427428799 h 61-3 اهمیت و ضرورت پژوهش: PAGEREF _Toc427428800 h 71-4 اهداف پژوهش : PAGEREF _Toc427428801 h 91-5 سوالات پژوهش: PAGEREF _Toc427428802 h 101-7 تعاریف متغیر ها : PAGEREF _Toc427428803 h 111-7-1 تعریف لغوی شخصیت: PAGEREF _Toc427428804 h 111-7-2 تعریف نظری شخصیت: PAGEREF _Toc427428805 h 121-7-4 تعریف لغوی فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428806 h 121-7-5 تعریف نظری فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428807 h 121-7-6 تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428808 h 12فصل دوم PAGEREF _Toc427428809 h 142-1 مقدمه: PAGEREF _Toc427428810 h 152-2 شخصیت: PAGEREF _Toc427428811 h 162-3 مفهوم شخصیت: PAGEREF _Toc427428812 h 172-4شخصیت از لحاظ ریشه و واژه: PAGEREF _Toc427428813 h 182-5شخصیت از دیدگاه مردم: PAGEREF _Toc427428814 h 182-6 شخصیت از دیدگاه روانشناسی: PAGEREF _Toc427428815 h 192-7 شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان : PAGEREF _Toc427428816 h 192-8 ماهیت شخصیت: PAGEREF _Toc427428817 h 212-9 اصطلاحات معادل شخصیت : PAGEREF _Toc427428818 h 212-10 روان شناسی رشد شخصیت: PAGEREF _Toc427428819 h 222-11 اختلالات شخصیت : PAGEREF _Toc427428820 h 232-12نظریه ویژگی های شخصیت: PAGEREF _Toc427428821 h 242-13 انواع شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان : PAGEREF _Toc427428822 h 252-13-1 انواع شخصیت از نظر کتل: PAGEREF _Toc427428823 h 252-13-2 انواع شخصیت از نظر کرچر: PAGEREF _Toc427428824 h 262-13-3انواع شخصیت از نظر آیزنک: PAGEREF _Toc427428825 h 272-13-4 انواع شخصیت از نظر بقراط وجالینوس: PAGEREF _Toc427428826 h 282-13-5 انواع شخصیت از نظر یونگ: PAGEREF _Toc427428827 h 292-13-6انواع شخصیت از نظر فروید : PAGEREF _Toc427428828 h 302-13-7 انواع شخصیت از نظر ویلیام شلدون: PAGEREF _Toc427428829 h 312-13-8انواع شخصیت از دیدگاه گلدبرگ : PAGEREF _Toc427428830 h 312-13-8-1مروری بر تاریخچه مدل پنج عاملی شخصیت: PAGEREF _Toc427428831 h 322-13-8-2آشنایی با پنج عامل بزرگ شخصیت PAGEREF _Toc427428832 h 362-13-8-3نام گذاری های انواع شخصیت ازنظرگلدبرگ: PAGEREF _Toc427428833 h 382-14نتیجه گیری شخصیت: PAGEREF _Toc427428834 h 402-15رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428835 h 412-16 تعریف فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428836 h 422-17 فرسودگی شغلی چیست؟ PAGEREF _Toc427428837 h 432-18 علائم ونشانه های فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428838 h 442-19 نشانگان فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428839 h 452-20مراحل فرسودگی شغلی مسلچ PAGEREF _Toc427428840 h 452-21نشانه های فرسودگی شغلی موس PAGEREF _Toc427428841 h 462-22 علل فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428842 h 472-23مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428843 h 532-24 اثرات فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428844 h 542-25پیشگیری از فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428845 h 552-26 درمان فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428846 h 562-27 راه حل های کوتاه مدت برای مقابله با فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428847 h 582-28راه حل های طولانی مدت برای مقابله با فرسودگی شغلی: PAGEREF _Toc427428848 h 592-29 نتیجه گیری فرسودگی شغلی : PAGEREF _Toc427428849 h 602-30 پیشینه پژوهش: PAGEREF _Toc427428850 h 61فصل سوم PAGEREF _Toc427428851 h 663-1 مقدمه: PAGEREF _Toc427428852 h 673-2 روش پژوهش: PAGEREF _Toc427428853 h 673-3 جامعه آماری: PAGEREF _Toc427428854 h 673-4 حجم نمونه و روش نمونه گیری و نمونه آماری: PAGEREF _Toc427428855 h 683-5 ابزار گرد آوری داده ها: PAGEREF _Toc427428856 h 683-5-1 پرسشنامه مسلچ: PAGEREF _Toc427428857 h 683-5-2 پرسشنامه شخصیت گلدبرگ: PAGEREF _Toc427428858 h 713-6 اعتبار و پایایی و روایی پرسشنامه شخصیت: PAGEREF _Toc427428859 h 723-7 روش جمع آوری اطلاعات: PAGEREF _Toc427428860 h 733-8 روش اجرا: PAGEREF _Toc427428861 h 743-9 روش آماری تحلیل داده ها: PAGEREF _Toc427428862 h 75فصل چهارم PAGEREF _Toc427428863 h 764-2یافته های توصیفی PAGEREF _Toc427428864 h 774-3 یافته های مربوط به فرضیه ها PAGEREF _Toc427428865 h 79فصل پنجم PAGEREF _Toc427428866 h 845-1 مقدمه PAGEREF _Toc427428867 h 855-2 بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc427428868 h 855-3 محدودیت ها و پیشنهادات PAGEREF _Toc427428869 h 905-3-1 محدودیت ها PAGEREF _Toc427428870 h 905-3-2 پیشنهادات PAGEREF _Toc427428871 h 905-3-2-1پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc427428872 h 905-3-2-2 پیشنهادات پژوهشی PAGEREF _Toc427428873 h 91منابع و مأخذ PAGEREF _Toc427428874 h 92پیوست ها PAGEREF _Toc427428875 h 96

فهرست جدولها
عنوان شماره صفحه
جدول 2-1:نشانه های فرسودگی شغلی موس45
جدول 2-2:عوامل فشار روانی47
جدول 4-1: میانگین و انحراف استاندارد ابعاد شخصیتی در معلمان زن دوره ابتدایی76
جدول 4-2: میانگین و انحراف استاندارد فرسودگی شغلی و ابعاد آن76
جدول 4-3: نتایج آزمون گلموگروف-اسمیرنف جهت نرمال یا غیرنرمال بودن توزیع ابعاد ویژگی های شخصیتی77
جدول 4-4: نتایج آزمون گلموگروف-اسمیرنف جهت نرمال یا غیرنرمال بودن فرسودگی شغلی و ابعاد آن77
جدول 4-5: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه برونگرایی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان78
جدول 4-6: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه پایداری هیجانی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان79
جدول 4-7: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه گشودگی به تجربه با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان79
جدول 4-8: نتایج همبستگی پیرسون برای بررسی رابطه توافق با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان80
جدول 4-9: نتایج همبستگی اسپیرمن برای بررسی رابطه وظیفه شناسی با فرسودگی شغلی و ابعاد آن در معلمان81
فهرست شکلها
عنوان شماره صفحه
شکل 2-1ابعاد شخصیتی گلدبرگ 35
شکل 2-2برخی از علل اصلی فرسودگی شغلی 51
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن بود.
جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن تشکیل می داد که 90نفر آنهابه عنوان نمونه آماری انتخاب شده و از این تعداد 75نفر به پرسشنامه ها پاسخ داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود که اطلاعات آن به صورت میدانی وکتابخانه ای جمع آوری شده و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه مسلچ برای تحلیل رفتگی شغلی از پرسشنامه گلدبرگ برای ابعاد شخصیت استفاده شده است.
نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین برون گرایی با خستگی شغلی، بین گشودگی به تجربه با مسخ شخصیت، فقدان موفقیت فردی و فرسودگی شغلی، بین توافق با مسخ شخصیت، فقدان موفقیت فردی و فرسودگی شغلی رابطه منفی معنی دار وجود داشت. ودر سایر موارد ارتباط معناداری مشاهده نشد.
استفاده از نتایج به دست آمده می تواند در طراحی مداخله های پیشگیری از فرسودگی شغلی به صورت مستقیم وغیر مستقیم نقش موثری داشته باشد
کلید واژه ها:ابعاد شخصیت،فرسودگی شغلی،معلمان زن دوره آموزش ابتدایی منطقه سامن

فصل اولکلیات پژوهش

1-1 مقدمهشخصیت نقش تعیین کننده ای بر رفتار مشهود و آشکارفرد دارد آلپورت شخصیت را سازمان پویای نظام های روانی فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاری منحصر به فرد او را نسبت به جهان تعیین می کند. هیلگار شخصیت را الگوی معینی از رفتار و شیوه های تفکر تعریف می کند که سازگاری فرد را با محیط تعیین می نماید.مدل پنج عاملی شخصیت یکی از مسلط ترین و تاریخی ترین مدل های ساختار شخصیت است و بسیاری از روانشناسان بیان کرده اند که مدل پنج عاملی بسیاری از متغیرهای شخصیت را در بر میگیرد.مطابق نظر مکدونالد (1993) این مدل ابتدا توسط گالتن (1884) مطرح شد. پنج عاملی که در مطالعات انجام شده به وفور آمده اند،عبارتند از:( ثبات هیجانی،برونگرایی،گشودگی به تجربه،همسازی و وظیفه شناسی).
بدیهی است که بخش زیادی از زندگی بزرگسالان صرف کار می شود و به نظر می رسد که فعالیت کاری از نظر سلامت روانی شخص،فعالیتی مهم به شمار می رود و حتی برای بسیاری از مردم عامل رضایت از زندگی می باشد. کار صرف نظر از تامین مالی می تواند برخی از نیازهای اساسی نظیر تحرک روانی و بدنی تماس اجتماعی،احساس خود ارزشی، اعتماد و توانمندی را ارضا کند با این وجود می تواند منبع نارضایتی تبدیل شود و شخص را در جهت فرسودگی شغلی سوق دهد (بختیاری،1387)
فشارهای روانی و آثار آن در سازمان ها،در دهه اخیر مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است با افزایش شدت و مداومت فشار روانی،پدیده روانی جدیدی تحت عنوان فرسودگی شغلی به وقوع میپیوندد.فشار روانی شدید ناشی از ماهیت،نوع یا وضعیت نامناسب کار به پیدایش حالتی در کارکنان منجر می شود که فرسودگی شغلی نام دارد(زارعیان ،1385).
در این وضعیت فرد اهمیت معنای خود را در کار از دست می دهد،دائم خسته است،پرخاشگری دارد،بد گمان،منفی باف،بدبین و عصبانی است و هم چنین فرد دچار فرسودگی شغلی به زودی تمامی همکاران خود را مبتلا می کند (طلایی ودیگران ،1386).
فرسودگی شغلی نه تنها موجب بروز آسیب های جدی جسمی و روانی در افراد می شود،بلکه با افزایش میزان غیبت،کاهش انرژی و بازده کاری به افت کاری نیز می انجامد. تحقیقات نشان داده است که اثرات فیزیولوژیکی فرسودگی شغلی برفرد عبارتند از: بی نظمی ضربان قلب،افت فشار خون،کاهش عملکردکلیوی، فراموشی، ضعف و حتی سکته قلبی می باشد. سایر نشانه های جسمی عبارتند از خستگی،کاهش یا افزایش وزن، بی اشتهایی سردرد و بی خوابی (فیلیان ،1371).
به طوری که سازمان بهداشت جهانی (1987)اعلام کرده است که نصف جمعیت کارمندی از شغل خود ناراضی هستند 90در صد آنان معتقدند شغلشان در جهت اهداف زندگی آنها نیست و 75٪کسانی هستند که به دلیل عدم رضایت شغل و عدم توانایی به دنبال کمک های روان شناسی می باشند. با افزایش مطالعات در زمینه فرسودگی شغلی پیشرفت های زیادی در این زمینه به دست آمده است و تعداد زیادی از این مطالعات اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده اند .
فرویدنبرگر و همکاران(2001)معتقدند که فرسودگی شغلی یک مفهوم سه بعدی است که بعد مرکزی و آشکار آن فرسودگی هیجانی است. وقتی افراد در مورد فرسودگی شغلی خود سخن می گویند بیشتر به بعد خستگی تاکید دارند در شرایطی که بین ارائه دهنده خدمت وگیرنده آن فاصله ایجاد شود به آن مسخ شخصیت می گویند که بعد دوم فرسودگی شغلی است. بعد فقدان موفقیت فردی بعد سوم فرسودگی شغلی است که در شرایط فرسودگی کاهش می یابد.(فیلیان ،1371)
در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگاتنگی با گیرندگان خدمت دارند،فشارهای زیادی به شخص ارائه کننده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می ـ نماید.عامل دیگری که به عنوان یک فاکتور تعیین کننده در فرسودگی شغلی است تفاوتهای فردی مانند ویژگی های شخصیتی فرد است(وحدانی ودیگران ،1391).
وجود فرسودگی شغلی در مربیان و دست اندر کاران تعلیم و تربیت عوارض نامطلوبی در دانش آموزان، شخصیت و پیشرفت آنان بر جایی می گذارد،بی شک می توان ادعا نمود که جامعه ای می تواند به توسعه پایدار دست یابد که مردم آن جامعه،سالم و آموزش دیده،خلاق و مسئولیت پذیر و آگاه باشند.
بی شک پرورش این مردم آگاه و مسئولیت پذیر برعهده نظام آموزش و پرورش است.امروزه آموزش و پرورش بیشتر به صورت رسمی و سازمان یافته در سطح گسترده جریان دارد که با رشد اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، توسعه علمی،صنعتی و اقتصادی بسیار مرتبط است با چنین اهمیت و ارزشی که برای آموزش و معلم در جامعه تصور می شود، سرمایه گذاری در جهت تربیت و تامین این رکن مهم، سودمندترین سرمایه گذاری ها است و در این میان، بهبود کیفیت آموزش در نظام آموزشی،سلامت روانی معلمان و تاثیر آن برنحوه رفتار، تدریس وکارآیی معلم و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، موضوعی است که بیشتر متخصصان آموزش وپرورش بر اهمیت آن تاکید دارند .
در نهایت بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی اطلاعات مناسبی رادر جهت برنامه ـ ریزی و مدیریت پیشگیری در احتمال بروز فرسودگی شغلی در بدو استخدام یا حین کار فراهم می ـ آورد.
1-2 بیان مسئله:شخصیت نقش تعیین کننده ای بر رفتار مشهود و آشکار فرد دارد. آلپورت شخصیت را سازمان پویایی نظام های روانی – فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند،که سازگاری منحصر به فرد او نسبت به جهان را تعیین می نماید. در دهه های اخیر توجه به استرس شغلی و مطالعه آن گسترش روز افزونی یافته است.از جمله دلایل آن تاثیر استرس شغلی در بروز بیماریهای روان تنی مانند فشار خون،مشکلات گوارشی و هم چنین شیوع استرس شغلی در سطح وسیع جامعه است و اگر در مراحل اولیه آن شناخته شود به راحتی قابل درمان است.در مشاغلی مانند شغل معلمی که فرد شاغل ارتباط تنگانگی با گیرندگان خدمت دارند، فشارهای زیادی به شخص ارائه دهنده خدمت وارد می شود و از این رو شخص را دچار فرسودگی شغلی می نماید. به طور کلی با افزایش مطالعات،اهمیت این عارضه را در رابطه با تولید و اثر بخشی شغلی،کارگریزی،علل بیماری ها و آسیب شناسی روانی و نیز ارتباطات نا مناسب اجتماعی و خانوادگی را نشان داده اند(شمالی اسکویی،1384).
نظام آموزشی هر کشوری وابسته به معلمان محبوب و حرفه ای است تا با تربیت نسل آینده و سازنده کشور بپردازند .بنابراین به وجود آوردن رضایتمندی شغلی در معلمان و جلوگیری از فرسودگی شغلی ایشان یک تعهد سازمانی است که می توان با تقویت رضایت شغلی و افزایش فرسودگی شغلی به تمام جامعه خدمت کرد. لذا محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال کلی است که چه رابطه ای بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن شهر سامن وجود دارد ؟تا با پاسخ به این سوال،نظر برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت را به ابعاد شخصیت به عنوان یک متغییر در جذب و استخدام معلمان ابتدایی و هم چنین بهبود عملکرد شغلی آنها و نیز کم نمودن آثار فرسودگی شغلی معلمان جلب کند. بنا بر آنچه ذکر گردید مساله اصلی تحقیق، بررسی ارتباط بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن می باشد.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش:فرسودگی شغلی تنها مسئله ای برخاسته از ضعف یا ناتوانی محض در کارکنان نیست. بلکه مرتبط با محیط کار و عدم هماهنگی بین خصوصیات ذاتی افراد و ماهیت شغلشان نیز هست.به هر میزان عدم هماهنگی بیشتر باشد به همان میزان پتانسیل فرسودگی شغلی بالاتر می رود (مسلچ ،لیتر، 2005)و باعث کاهش اهمیت ارزش ها،ضعیف شدن اراده و روحیه می شود (سوارس ،جابلونسکا ،2004).فرسودگی شغلی نه تنها با بهداشت روانی یک شخص بلکه با میزان بهره وری او نیز رابطه دارد. از این رو آشنا شدن با روش های مقابله موثر با فشار روانی و غلبه برفرسودگی شغلی می تواند به ارتقای بهداشت روانی و افزایش اثر بخشی و بهره وری نیروی انسانی کمک کند.در گذشته صاحب -نظران تصور می کردند سندرم فرسودگی شغلی بیشتر در مشاغل خدمات اجتماعی از قبیل پزشکان، معلمان ،پرستاران ،کارگران اجتماعی ،مشاوران و ماموران پلیس رایج است (شیروم، ملامد،توکر،برلینر،شاپیرا 2004).اما امروزه این تصور وجود دارد که فرسودگی شغلی ممکن است در هر شغلی ایجاد شود (سیا ،2003)و شواهد بیانگر آن است که این سندرم برای همه افرادی که در انواع مشاغل فعالیت می کنند،می تواند تهدید بزرگی به شمار آید (واتسون ،2004).هم چنین برخی از صاحب نظران معتقدند فرسودگی شغلی بدون در نظر گرفتن نوع شغل و محیط افرادی که با مردم کار می کنند به میزان متفاوت اتفاق می افتد (هاکانن،باکر،سچوفلی ،2006).بنابراین می توان گفت فرسودگی شغلی مشکلی بالقوه درتمام مشاغل به ویژه مشاغل خدماتی به شمار می آید.فرسودگی شغلی باعث غیبت کارمندان از محل کار،کاهش کیفیت کار،تعارضات بین فردی با همکاران و مشکلات جسمی روانی تغییر شغل و سر انجام ترک خدمت می شود و ترک خدمت هزینه های زیادی برای سازمان و جامعه دارد بنابراین توجه به موضوع فرسودگی شغلی سبب ارتقای سلامت روانی و بهبود روابط بین فردی افزایش کیفیت کار و ارایه خدمات و کاهش هزینه های ناشی از غیبت،باز نشستگی پیش از موعد و ترک شغل می شود (مارتین ،2003).هم چنین مطالعات انجام شده در خصوص فرسودگی شغلی معلمان در کشور ما محدود نیست،ولی با بررسی هایی مشخص شده که محققان به بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی در فرسودگی شغلی معلمان نپرداخته اند و خلا چنین پژوهشی کاملا احساس می شد به همین دلیل محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال کلی است که چه رابطه ای بین ابعاد شخصیت و فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن وجود دارد؟ می باشد تا با پاسخ به این سوال،نظر برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت را به ابعاد شخصیت به عنوان یک متغییر در جذب و استخدام معلمان و هم چنین بهبود عملکرد شغلی آنها جلب کند.به همین دلیل در پژوهش حاضر تلاش می شود. تا ابعاد شخصیت، بعدهایی که با فرسودگی شغلی، ارتباط کمتری (در صورت داشتن ارتباط)داشتند، را مشخص سازد. تا در آزمون های استخدام وگزینش معلمان به عنوان یکی از متغیرها مورد توجه قرار گیرد.ضمن اینکه با بررسی و شناسایی وضعیت موجود معلمان زن از لحاظ بعد قالب شخصیتی در میزان فرسودگی شغلی،اطلاعات مفیدی در اختیار مدیران سازمان آموزش و پرورش قرار می گیرد تا آنها بتوانند در برنامه ریزی های آتی خود با لحاظ کردن این اطلاعات زمینه پویایی و ارتقاء سیستم تعلم وتربیت را فراهم آورند.
بنابر مطالب ذکر شده اهمیت وضرورت این تحقیق از دو جنبه دارای ضرورت است.
الف: از دیدگاه کاربردی که نتایج حاصله از این تحقیق می تواند از طریق مسئولین در تصمیم گیری ها مورد استفاده قرار گیرد.
ب: از دیدگاه نظری که نتایج این پژوهش به خزائن دانش در این زمینه افزوده می شود.
1-4 اهداف پژوهش :1-4-1هدف کلی پژوهش:
بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی معلمان زن دوره ابتدایی منطقه سامن.
1-4-2اهداف جزئی پژوهش:
1- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
2- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
3- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
4- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
5- شناسایی رابطه بین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی).
1-4-3اهداف کاربردی:
دانشجویان کارشناسی وکارشناسی ارشد تمام رشته های وابسته به آموزش وپرورش
نهادهای تعلیم وتربیت معلمان و شناسایی ابعاد شخصیتی که بر فرسودگی شغلی است و استفاده از آن موارد در گزینش معلمان
سازمان آموزش و پرورش با توجه به آن ابعاد در برنامه ریزی آتی خود با لحاظ کردن این اطلاعات در ارتقائ سیستم تعلیم و تربیت
کلیه معلمان با توجه به شناخت ابعاد شخصیتی و اصلاح کردن رفتارهای فردی و پیشگیری از فرسودگی شغلی

1-5 سوالات پژوهش:1- آیا بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
2- آیا بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
3- آیا بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟
4- آیابین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی)رابطه وجود دارد؟
5-آیابین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد؟

1-6 فرضیه های پژوهش:
1-بین ویژگی شخصیتی برون گرایی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
2- بین ویژگی شخصیتی پایداری هیجانی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
3- بین ویژگی شخصیتی گشودگی به تجربه معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
4- بین ویژگی شخصیتی توافق معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی)رابطه وجود دارد.
5-بین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی معلمان با فرسودگی شغلی (خستگی شغلی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی) رابطه وجود دارد.
1-7 تعاریف متغیر ها :1-7-1 تعریف لغوی شخصیت:طبق تعریف دکتر محمد قریب کلمه شخصیت به مجموعه عوامل باطنی یک شخص،خوی و عادات یک شخص،احساسات و عواطف و افکار یک فرد را گویند و مطابق نظر دکتر محمد معین مجموعه افکار،گفتار و کردار آدمی را شخصیت می گویند .
1-7-2 تعریف نظری شخصیت:شخصیت نقش تعین کننده ای بررفتار مشهود و آشکار فرد دارد. آلپورت شخصیت را سازمان پویای نظام های روانی ـ فیزیولوژیکی درون فرد تعریف می کند که سازگاری فرد را با محیط تعیین می نماید.
1-7-3 تعریف عملیاتی شخصیت:
در این پژوهش ابعاد شخصیت بوسیله پرسشنامه پنج عاملی گلدبرگ سنجیده شده که شامل ابعاد (ثبات هیجانی، برونگرایی، گشودگی به تجربه، همسازی و وظیفه شناسی)می باشد
1-7-4 تعریف لغوی فرسودگی شغلی:فرسای در ترکیب به معنای فرساینده آید،خسته کننده، جانفرسایی، طاقت فرسایی وکلمه فرساییدن (مص)،کهنه ساختن،خسته کردن (محمد قریب )و مطابق نظر دکتر محمد معین فرسودن به معنای کهنه کردن،پوسیده کردن،آزار رسانیدن،ساییده شدن وکاسته وکم کردن و پایمال کردن آمده است.
1-7-5 تعریف نظری فرسودگی شغلی:فرسودگی شغلی،خستگی عاطفی ناشی از کار واکنشی ممتد به محرکهای تنش زای مزمن عاطفی و بین فردی در کار می باشد که به کمک سه بعد خستگی عاطفی،مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی (حس کار آمدی ) توصیف می شود (مسلچ 2003)در جایی دیگر مسلچ وجکسون (1993) میگویند فرسودگی شغلی کاهش قدرت سازگاری فرد با عوامل فشارزا و نشانگان مرکب از خستگی جسمی و عاطفی است که به ایجاد خود پنداره و نگرش منفی به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظیفه منجر می شود .
1-7-6 تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی:در این پژوهش منظور از فرسودگی شغلی میزان کاهش کار آیی، خستگی ناشی از کار و واکنشهای عاطفی کاهش مقاومت روانی است .در این پژوهش فرسودگی شغلی بوسیله پرسشنامه مسلچ سنجیده شده است که شامل سه مقیاس خستگی عاطفی ،مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی است.
فرویدنبرگر و همکارانش (2001)معتقدند که تحلیل رفتگی شغلی یک مفهوم سه بعدی است که بعد مرکزی و آشکار آن فرسودگی هیجانی است. وقتی افراد در مورد فرسودگی شغلی خود سخن می گویند بیشتر به بعد خستگی تاکید دارند،در شرایطی که بین ارئه دهنده خدمت وگیرنده آن ایجاد شود به آن مسخ شخصیت می گویند که بعد دوم فرسودگی شغلی می باشد و بعد فقدان موفقیت فردی بعد سوم فرسودگی شغلی است که در شرایط فرسودگی کاهش می یابد.
فصل دومپیشینه وادبیات پژوهش

2-1 مقدمه:در سه ربع اول قرن حاضر درباره شخصیت نظریه های متعدد وگوناگونی آورده شده است به طوری که تعاریف مختلفی برای شخصیت ارائه شده است که ناشی از گوناگونی این نظریه هاست که صاحبانشان نظرات متفاوتی از چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. نظریه های مربوط به شخصیت هر چند که با هم فرق دارند.در مواردی و در اصولی نزدیک به یکدیگرند و تا حدودی همانند هستند.از این رو چنین به نظر می رسد که می توان آن ها را با توجه عامل یا عواملی که در هر کدام مهم تر از عوامل دیگر پنداشته شده اند ،طبقه بندی کرد.ولی لازم است خاطر نشان سازیم که هیچ طبقه بندی،به خصوص در مورد نظریه های مربوط به شخصیت نمی تواند خالی از عیب و نقص باشد و قطعی محسوب شود. نظریه ای که به یک اعتبار در طبقه ای آمده است،ممکن است به اعتباری دیگر در طبقه ای دیگر قرار گیرد و این خود دلیل اختلاف طبقه بندی هایی است که تا کنون صورت گرفته است. سوال اصلی در نظریه های شخصیت این است که شخصیت چیست؟باوجود مطالعات و تحقیقات زیاد به دلیل پیچیدگی که ناشی از پیچیدگی انسان است هنوز پاسخ واحد یکسانی به این سوال داده نشده است و به همین دلیل نظریه های مختلفی پیرامون این موضوع شکل گرفته است و هم چنین همین خصوصیات شخصیتی باعث بوجود آمدن نوعی رفتار کاری در هر فرد می گردد که این رفتارها ممکن است باعث ارتقاء یا فرسودگی شغلی گردد و همان طور که می دانیم محیط بشر شامل عوامل فیزیکی، اجتماعی و روانی است که هر کدام در وضعیت سلامتی بشر نقش مهمی دارند.یکی ازعوامل تنیدگی زا در انسان،محیط کار وی است که می تواند دیگر حیطه های زندگی اورا تحت تاثیر قرار دهد قسمت عمده ای از زندگی روزانه هر شخص صرف اشتغال به کار می شود. یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر،توجه روانشناسان کار،روان شناسان بهره وری و روان شناسان صنعتی و سازمانی را به خود معطوف داشته نشانه ها،علل وآثار فرسودگی شغلی است .به نظر می آید فرسودگی شغلی بافشارهای روانی ارتباط داشته باشد.فشارهای روانی وقتی رخ می دهد که عدم تعادل بین مطالبات و خواسته های محیطی افزایش یابد و توانایی فرد برای پاسخ دادن به آنها کاهش یابد فشار روانی ایجاد می شود که باعث تجربه منفی در فرد و فرسودگی شغلی می گردد در واقع فرسودگی شغلی در اثر فشار مداوم روانی پدید می آید فرسودگی شغلی موجب تباهی در کیفیت خدماتی می شود که به وسیله کارکنان ارائه می گردد. بسیاری از ویژگی ها ی شخصیتی منجر به فرسودگی شغلی می شود که در صورت آگاه بودن از علایم و نشانه ها و آثار آن می توان به مقابله با فرسودگی شغلی پرداخت(ساعتچی ،1382).
2-2 شخصیت:همان طور که می دانیم مقصود از شخصیت یک مفهوم پویا می باشد که بیانگر رشد و تکامل کل سیستم روند مشخص و یکی از عوامل موثر، در ایجاد تفاوتهای فردی است.هم چنین سالواتوره مادی شخصیت را، مجموعه ای از ویژگی ها و تمایلات نسبتا پایدار،می داند که مشترکات و تفاوتها در رفتار روانی افراد را، که دارای استمرار زمانی است را، مشخص می سازد و ممکن است در همان لحظه به آسانی به عنوان پیامد مجرد فشارهای اجتماعی و زیستی درک نشود.شخصیت حوزه بسیار گسترده ای است،زیرا شخصیت خود موضوعی پیچیده و دارای ابعاد و جنبه های گوناگونی است. برای شناخت شخصیت، انسان از دیر باز کوشش های فراوانی به عمل آورده،که برخی از آن ها غیرعلمی،برخی خرافی و معدودی دیگر علمی وکاربردی و معتبر است.در زبان عامه،شخصیت معانی دیگری دارد. مثلا وقتی گفته می شود،که کسی با شخصیت است.یعنی اینکه او دارای ویژگی هایی است،که می تواند افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهد. یا متانت و وقار ویژه ای دارد. همین طور در برابر آن بی شخصیت،به معنی داشتن ویژگی های منفی است. هم چنین کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور وصاحب صلاحیت در حوزه هایی همچون شخصیت سیاسی،علمی ،هنری و از این قبیل به کار می رود از این رو شخصیت،یک مفهوم انتزاعی است،یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک است،که قابل مشاهده نیست، ولی در افراد باعث وجود تفاوتها و ویژگی ها و خصوصیاتی می شود. برخی افراد در برخی رفتارها شبیه به هم هستند و در برخی متفاوت می باشند و از جهت اینکه در چه چیزهایی به هم شباهت دارند،را می توان بررسی کرد (شمالی اسکویی،1384).
این تنوع در دیدگاه ها،به تفاوت در تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او مربوط می شود.هرجامعه ای برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد،را پرورش می دهد.در حالی که برخی تجربه ها بین همه فرهنگ ها مشترک است،بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد(مرادی بانیار،1384).
2-3 مفهوم شخصیت:گر چه همه نظریه پردازن شخصیت،با یک تعریف واحد از آن موافق نیستند اما می توان گفت: شخصیت عبارت است از الگوی نسبتا پایدار صفات،گرایش ها و ویژگی هایی که تا اندازهای به رفتار افراد دوام می بخشد.به طور اختصاصی تر شخصیت از صفات یا گرایش هایی تشکیل می شود که به تفاوتهای فردی در رفتار،ثبات رفتار در طول زمان و تداوم رفتار در موقعیت های گوناگون می انجامد،که این صفات می توانند منحصر به فرد یا در برخی از گروه ها مشترک و یا کل اعضای گروه در آن سهیم باشند (شولتز،دوان؛2002ترجمه :سید محمدی 1386).
2-4شخصیت از لحاظ ریشه و واژه:از نظر ریشه ای گفته می شود که از کلمه Personal))در انگلیسی گرفته شده است. در حقیقت از ریشه لاتین (Personality) است .که کلمه شخصیت که معادل کلمه نقاب یا ماسکی بود،که در یونان قدیم بازیگران تئاتر برچهره می گذاشتند.این تعبیر تلویحا اشاره براین مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که او بر چهره خود می زند تا وجه تمایز او از دیگران باشد.
شخصیت به همه خصلت ها و ویژگی هایی اطلاق می شود، که معرف رفتار یک شخص است، از جمله می توان این خصلت هارا شامل:اندیشه،احساسات،ادراک شخصی از خود وجه نظرها،طرز فکر و بسیاری عادات دانست،اصطلاح ویژگی های شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می شود.
در واژه نامه تعریف شخصیت چنین آمده است .که شخصیت به جنبه های عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیک فرد گفته می شود .به عبارت دیگر به مجموعه مولفه هایی که انسان راسر پا نگه می دارد.
در این تعریف مجموعه عوامل در کنار هم قرار داده شده اما اشاره ای به یکپارچگی این عوامل و پویایی آنها نشده است .
2-5شخصیت از دیدگاه مردم:واژه شخصیت در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد.یکی از معانی آن مربوط به هر نوع صفت اخلاقی برجسته است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می شود مثلا وقتی گفته می شود او با شخصیت است یعنی او فردی با ویژگی هایی است که می تواند افراد دیگر را با کار آیی و جاذبه اجتماعی خود تحت تاثیر قرار دهد .در درس هایی که باعنوان پرورش شخصیت تبلیغ و دایر می شود، سعی براین است که به افراد مهارتهای اجتماعی به خصوص یاد داده،وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند،با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند.هم چنین در برابر این کلمه،کلمه (بی شخصیت) قرار دارد که به معنی داشتن (ویژگی های منفی )است که البته همدیگر را در جهت منفی تحت تاثیر قرار می دهند(فیلیان ،1371).
2-6 شخصیت از دیدگاه روانشناسی:دیدگاه روانشناسی در مورد شخصیت، چیزی متفاوت از دیدگاه مردم و جامعه است .در روانشناسی، افراد به گروه هایی با شخصیت و بی شخصیت یا شخصیت خوب یا شخصیت بد تقسیم نمی شوند،بلکه ازنظر این علم همه افراد دارای شخصیت هستند که باید به صورت علمی مورد مطالعه قرار گیرند. این دیدگاه به شخصیت و انسان باعث پیدایش نظریه های متعددی از جمله نظریه روانکاوی نوین، نظریه روان کاوی کلاسیک، نظریه انسان گرایی،نظریه شناختی،نظریه یادگیری اجتماعی و…در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است (مرادی بانیار،1384).
2-7 شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان :2-7-1 شخصیت از دیدگاه آلپورت: از محققین بزرگ در زمینه شخصیت است،سازمان یابی نظام های بدنی و روانی به عنوان ویژگی های رفتاری و فکری در فرد را شخصیت می نامد.در این تعریف به یک عامل مهم یعنی سازمان یابی عوامل تشکیل دهنده شخصیت اشاره شد.اما جنبه های رفتاری و فکری انسان از هم متمایز گردیده است در حالی که این امر با مفهوم رفتار از نظر روانشناسی مغایر است (پروین 2000،ترجمه کدیور وجوادی،1382).
2-7-2 شخصیت از دیدگاه شلدون:پویا بودن شخصیت را در تعریف خود مطرح نموده و چنین عنوان می کند،سازمان یافتگی،پویش ادراکی،عاطفی،انگیزشی و بدنی فرد را شخصیت گویند.(سیاسی 1377).تعریف دیگر از شخصیت چنین است که شخصیت به وحدت یافتگی نام تمام یک فرد همراه با ویژگی های افتراقی داریم،مثل هوش و مزاج و رفتار گفته می شود.(پروین 2000،ترجمه کدیور وجوادی،1382)
2-7-3 شخصیت از دیدگاه کتل:از مقوله محتوایی در شخصیت خارج شده و جنبه کاربردی شخصیت را درتعریف خود عنوان می کند و آن ها را چنین تعریف می نماید.شخصیت چیزی است که به ما اجازه می دهد پیش بینی کنیم که شخص در یک موقعیت معین چه خواهد کرد وچه عملی از او سر خواهد زد.(شولتز،وشولتز 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382).
2-7-4 شخصیت از دیدگاه هیلگار در تعریف خود از شخصیت فاصله گرفته و نوعی برگشت به قوای ذهنی را در تعریف خود نشان داده است،او شخصیت را چنین تعریف می کند .شخصیت الگوی معینی از رفتارها و شیوه های تفکر است،که نحوی سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند(فکوهی،1381).
2-7-5 شخصیت از دیدگاه آیزنک :نظریه خودرا درباره شخصیت از تحقیقات بالینی خود استنتاج می کند و در تعریف شخصیت می گوید مجموع کل الگو های رفتاری یا نهانی موجود زنده،که به وسیله دو عامل وراثت و محیط تعیین می شود (شولتز،وشولتز 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382).آیزنک تیپ های شخصیتی را به صورت مستقل و مجزا از هم که بتوان مردم را براساس آنها طبقه بندی کرد تقسیم بندی نمی کند،بلکه معتقد است که تیپ های شخصیتی به شکل ابعاد بهم پیوسته ای هستند که در راستای آن مردم با هم تفاوت دارند .درواقع این اصطلاح دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو حد قرار گیرند (پروین 2000،ترجمه :جوادی وکدیور ،1384).
2-8 ماهیت شخصیت:شخصیت عبارت است از مجموعه ثابتی از خصلت ها وگرایش هایی که آندسته از وجوه اشتراک و تفاوت های رفتار و روانشناختی افراد (افکار ،احساسات و اعمال ) راتعیین می کند که استمرار زمانی دارد و ممکن نیست بسادگی آنها را به عنوان نتیجه اختصاصی فشارهای اجتماعی و زیست شناختی موقتی فهم کنیم .تنها بخشی از این جمله که ممکن است نیازمند توضیح باشد،گرایشها وخصلت ـ هاست.
گرایش ها :عبارتند از فرایندی که جهت گیری در افکار ،احساسات واعمالی را معین می کنند.
خصلت ها:برای تبیین افکار،احساسات و اعمالی که علی الظاهر بیش از آنکه جهت دار باشند در طبیعت تکرار می شوند، به کار می روند.
نمونه ای از یک گرایش می تواند تلاش برای وصول به کمال در زندگی باشد در حالی که خصلت ها مرتبط به آرمان ها می باشند مثل زیبایی،بزرگواری که کما ل را معین می کنند(گروسی فرشی،1380).
2-9 اصطلاحات معادل شخصیت :2-9-1مزاج:از قدیمی ترین الفاظ به کار رفته به جای شخصیت است که به عنوان میل سرشتی شخص برای واکنش به محیط به گونه ای خاص و وسیله ای در تعیین ساختمان شخصیتی فرد در نظر گرفته می شود.مزاج نوعی استعداد ارثی قلمداد می شود و مفهومی پایدارتر نسبت به منش است. واژه مزاج مترادف خلق وخوی قلمداد می شود.(فکوهی، 1381)
2-9-2منش:در کشورهای اروپایی منش را مترادف شخصیت به کار می برند اما در میان اختلالات از واژه شخصیت استفاده می کنند و آن را اختلالات شخصیتی می نامند.در تعریف منش گفته می شود.هر نوع علامت،کیفیت،خاصیت وصفتی که چیزی یا شخصی یا جریانی را از چیزها و اشخاص و حوادث دیگر جدا می کنند. هر کس دارای منش است ولی این منش به اعتبار خصوصیتی که درهر فردی پیدا می کند،به او وضع و حالی مخصوص می دهد و از دیگران ممتازش می سازد، که آن را منش یا شخصیت اختصاصی می نامند.(گروسی فرشی ،1380)
2-9-3خلق:حالت هیجانی پایدار را گویند که برتجربه کلی شخص تاثیر می گذارد،اما عاطفه به حالت های ناپایدار و واکنش های کوتاه مدت گفته می شود .
2-9-4نفس:در علوم و فرهنگ اسلامی علم النفس در مفهومی معادل شخصیت به کار رفته،منتهی در این زمینه دو خط حرکت وجود داشته است. یکی خط وابسته به منابع اصیل مذهبی چون قرآن و دیگری آراء و عقاید دانشمندان اسلامی(گروسی فرشی ،1380).
2-10 روان شناسی رشد شخصیت:تاریخچه زندگی یک فرد در واقع مدت ها پیش از تولد او آغاز می شود. زیرا تاثیر عوامل ژنتیکی و محیطی پیش از تولد آغاز می شود.معمولا رشد شخصیت را پس از تولد طی چند دوره مورد مطالعه قرار می دهند. که عبارتند از دوره شیر خوارگی (از تولد تا دو سالگی )،دوره پیش دبستانی (دو تا شش سالگی )،دوره کودکی میانه (شش تا دوازده سالگی )و دوران بلوغ.
دوران شیر خوارگی از جهات گونا گون بر رشد شخصیت در دوره بزرگسالی تاثیر می گذارد. مثلا وجود واکنش مانع محرک در بعضی از نوزادان است، که در نهایت منجر به اختلال شخصیتی در خود ضروری می شود .وابستگی یکی از واکنش هایی است، که در دوران نوزادی در نوزاد نسبت به مادر ایجاد میشود، که حاکی از احساس امنیت خاطر در نوزاد براثر وجود حضور مادر است. این الگوی رفتاری در حیوانات نیز مشاهده می شود و در دوره پیش دبستانی بسیاری از الگوهای رفتاری نظیر رفتار اکتشافی،اظطراب،سخنگویی که در دوره شیر خوارگی آغاز شده، دراین دوره به تکامل خود ادامه داده و شکل گیری شخصیت را در مرحله ای بالاتر امکان پذیر می سازندو دوره کودکی میانه را روانکاوان دوره نهفتگی از نظر رشد جنسی می دانند. در این دوره کودک در محیط مدرسه با کودکان دارای شخصیتهای گوناگون درتماس و مراوده است و مدرسه نقش مهمی در اجتماعی کردن کودک ایفا می کند.هم چنین دوره بلوغ با رشد سریع وتغییرات بارز جسمی مشخص می شود.ظهور علائم ثانوی جنسی در پسران و دختران مختص این دوره است.این تغییرات جسمی با تغییرات روانی مختلفی همراه است(گروسی فرشی،1380)
2-11 اختلالات شخصیت :اختلالات شخصیت با اختلالات روانی از قبیل روان رنجوری و روان پریشی تفاوت دارند.این الگوهای اختلالی،رفتارهایی هستند،که برای دیگران زیان آور بوده،یا منبع پاداش دهنده آنها،از نظر اجتماعی مضر یا غیر قانونی شناخته شده است.
عمده ترین اختلالات شخصیت عبارتند از:
– شخصیت نا فعال :پرخاشگری با وجود ظاهری همکاری کننده و پذیرش همراه با طفره رفتن ،سماجت ونا کار آمدی مشخص می شود.
-شخصیت نا کار آمد :عدم کار آیی او است نه خصومت داشتن که مختص شخصیت نافعال پرخاشگر است.
-شخصیت هیستر یابی: با عدم ثبات عاطفی ،خود نمایشی ،خود محوری و اتکا به دیگران مشخص میشود.
-شخصیت ادواری خوی:که بیشتر در مردان دیده می شود از یک سو به شخصیت هیستر یابی و از سوی دیگر شبیه به شخصیت اسکینروئیدی است در واقع این تیپ شخصیتی نمایشگر شکل ملایمی از شیدایی افسردگی است .
– شخصیت اسکینروئیدی:که عملا با خود بیگانه است .خجول بودن ،حساسیت بیش از حد و مردم گریزی بعضی از دیگر مشخصات شخص اسکینروئید هستند،شخصیت ضعیف علاوه بر داشتن حالت اسکینروئیدی علائم دیگری چون زود خسته شدن،فقدان اشتیاق و علاقه و سطح انرژی پایین را دارند.
شخصیت پارانویایی: ویژگی هایی از جمله حسادت،مشکوک بودن،خشک و انعطاف ناپذیر بودن و حساس بودن بیش از حد را دارند(گروسی فرشی،1380).
2-12نظریه ویژگی های شخصیت:نظریه ویژگی های شخصیت یکی از مهم ترین محدوده های نظری در مطالعه شخصیت است. براساس این نظریه،شخصیت افراد از خصوصیات و صفات گسترده ای ترکیب یافته است.برای مثال،در نظر بگیرید که خودتان چگونه شخصیت یک دوست نزدیکتان را توصیف می کنید.به احتمال زیاد،از تعدادی از ویژگی های او مانند اجتماعی بودن،مهربانی و خونسردی نام می برید.منظور از ویژگی یک خصوصیت نسبتا پایدار است که باعث می شود افراد به شیوه ای خاص رفتار کنند.از نظر میگنا دات آی آر،نظریه ویژگی شخصیت برخلاف سایر نظریه ها ی شخصیت مانند نظریه های روانکاوانه و انسان گرایانه،بر تفاوت های بین افراد تمرکز دارند.ترکیب و تعامل ویژگی های مختلف است که شخصیت یک فرد را تشکیل می دهد و این برای هر شخص یگانه و منحصر به فرد است.نظریه های ویژگی های شخصیت برتعیین واندازه گیری این خصوصیات فردی شخصیت تمرکز دارد(گروسی فرشی،1380).

2-13 انواع شخصیت از دیدگاه نظریه پردازان :این تصور که مردم را می توان به انواع متفاوتی تقسیم کرد،دست کم به زمان بقراط (400سال قبل ازمیلاد) که جالینوس (حدود 150 میلادی)بعد ها به عقاید وی شاخ و برگ داد باز می گردد (ایرانی،1383)و رویکرد تیپ با این فرض آغاز می شود،که شخصیت از خصوصیات درونی ثابتی تشکیل می شود که در رفتار منعکس می شوند.انواع طبقه بندی ناپیوسته ای از شخصیت هستند و هر فرد درون یک طبقه یا طبقه ای دیگر قرار می گیرد(فکوهی ،1381).
2-13-1 انواع شخصیت از نظر کتل:کتل کسی است که نخستین بار روش تحلیل عاطفی را در حوزه شخصیت به کار برد،هدف کتل از مطالعه شخصیت پیش بینی رفتار است.وی نظریه اش را از مطالعه بر روی افراد بهنجار استخراج کرده و از بیماران یا موقعیت های بالینی استفاده نکرده است.کتل صفات را به صورت گرایشات و واکنش های نسبتا دائمی که واحدهای ساختاری بنیادی شخصیت هستند،تعریف کرده است.او صفات را به چهار دسته طبقه بندی می نمایدالف)-صفات مشترک و صفات خاص ب)-صفات توانشی، صفات خلقی وصفات پویشی ج)-صفات سطحی و صفات عمقی د)-صفات سرشتی وصفات محیط ساخته .هریک از شیوه های طبقه بندی،نگاه خاصی به یک صفت دارند و هر صفت را از زوایای مختلف طبقه بندی می کنند.بنابراین همه صفات قابل طبقه بندی به هر چهار شیوه هستند و به عنوان مثال هوش می تواند صفتی مشترک ،توانشی ،عمقی ویا سرشتی باشد.شاید مهمترین شیوه طبقه بندی در نظریه کتل با تقسیم صفات به نوع سطحی و عمقی باشد و از این دو نیز مطمئنا صفات عمقی یا عوامل بنیادی شخصیت از اهمیت بیشتری برخوردارند و البته توان بیشتری در بر آوردن هدف روانشناسی شخصیت یعنی پیش بینی رفتار خواهند داشت(شمالی، اسکویی،1384)
2-13-2 انواع شخصیت از نظر کرچر:طبقه بندی کرچر،که یاد آور انسان شناسی جنایی لومبروزست،بیش از هر طبقه بندی دیگری مورد توجه جرم شناسان واقع شده و به کار رفته است .سه تیپ اصلی کرچر که در کتاب او به نام ساخت بدن و منش مورد بررسی قرار گرفته است عبارتند از:
الف:تیپ استخوانی یا لاغر اندامان:افراد این تیپ دارای قدی بلند،بدنی لاغر و ضعیف،شانه های باریک و چهره کشیده می باشند از نظر اخلاق و منش دیر جوش،گوشه گیر و منزوی هستند (کی نیا 1376).
ب:فربه تنان: افراداین تیپ تنومند،دارای شکمی بر آمده،سینه ای فراخ،عضلانی نرم و بدنی پر مو و میانه بالا هستند از لحاظ اخلاقی،بذله گو خوش برخورد،اجتماعی،خوش گذران،خوشبین و فعال هستند این تیپ در زمره برون گرایان یونگ قرار دارند (کی نیا ،1376) .
ج:تیپ سخت پیکران یا تیپ عضلانی:افراداین تیپ دارای عضلات و ماهیچه های نیرومند استخوان بندی محکم،شانه های پهن وسینه ای فراخ هستند،غالبا افرادی حادثه جو پرخاشگر،زوگو وسیادت طلب هستند (کی نیا ،1376).
2-13-3انواع شخصیت از نظر آیزنک:آیزنک برای شناخت حدود اصلی شخصیت و در نتیجه تعیین انواع شخصیت ها یعنی برای تیپ شناسی،به نظرات یونگ وکرچر توجه داشته و نتایجی که از تحقیقات خود حاصل کرده است،بسیاری از نظرات یونگ را تایید می کند (سیاسی 1374).آیزنک با استفاده از روش تحلیل عاملی،اطلاعاتی که از 700 سرباز جنگی که توسط روانپزشکان از حیث بسیاری از صفات بررسی و ارزیابی شده و روان نژد تشخیص داده شده بودند مورد تجزیه و تحلیل قرار داد نتایج این تجزیه وتحلیل باعث شد که او برای شخصیت دو بعد( برونگرایی، درونگرایی) و(روان نژد استوار) در نظر بگیرد به نظر وی بیشتر افراد عادی در حد وسط این دو بعد قرار دارند .اعتقاد آیزنک بر این است که شخصیت به صورت مرتبه ای سازماندهی شده است. یک سلسله مراتب شبیه یک هرم است این هرم یک قاعده پهن ویک راس باریک دارد. آیزنک تیپ های شخصیتی را به صورت مستقل ومجزا از هم که بتوان مردم رابر اساس آنها طبقه بندی کرد تقسیم بندی نمی کند،بلکه معتقد است که تیپ های شخصیتی به شکل ابعاد بهم پیوسته ای هستند که در راستای آن مردم باهم تفاوت دارند .در واقع این اصطلاح دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو حد قرار گیرند. سه بعد معرفی شده توسط آیزنک عبارتند از:
الف )درون گرایی /برون ـ گرایی:درون گرایی مستلزم جهت دهی توجه و تمرکز بر روی تجربیات درونی است در حالی که برون گرایی به تمرکز و توجه به سایر مردم و محیط ارتباط دارد.بنابراین یک فرد درون گرا معمولا فردی ساکت و خوددار است و یک فرد برون گرا بیشتر خونگرم و اجتماعی است.
ب) تهیج پذیری /پایداری هیجانی:این بعد از نظریه ویژگی های شخصیت آیزنک به دمدمی مزاجی در مقابل خونسردی و آرامی مربوط است .فرد تهیج پذیر،زود ناراحت و هیجان زده می شود در حالی که منظور از پایداری هیجانی یعنی از نظر هیجانی ثابت و یکنواخت باقی می ماند.
ج)روان پریش گرایی:
آیزنک بعدا پس از مطالعه افرادی که از بیماری روانی رنج می بردند،بعد دیگری از شخصیت را به نظر خود افزود اواین بعد راروان پریشی گرایی نامید.کسانی که این ویژگی در آن ها برجسته است در برخورد با واقعیت ها مشکل دارند و معمولا جامعه ستیز، مخالف،غیر همدل و عوام فریب هستند. (پروین2000 ترجمه کدیور وجوادی 1382).
2-13-4 انواع شخصیت از نظر بقراط وجالینوس:بقراط بدن انسان را آمیزه ای از چهار خلط:خون،بلغم،صفرا و سودا می دانست که این چهار خلط در رابطه با عناصر چهارگانه طبیعت،آب،خاک،آتش و هوا است و بنا به نظر این پزشک یونانی،خون شخص بهنجار،هر چهار عنصر را به مقدار مساوی دارد.درسده دوم میلادی جالینوس بر پایه نظر بقراط این عقیده را پیدا کرد که مردم بر حسب غلبه هر یک از چهار خلط ذکر شده دربدن دارای یکی از چهار مزاج صفراوی،دموی،بلغمی و سوداوی خواهند بود که هر یک از این مزاج ها همراه صورت و سیرت خاص خود به این شرح است.
الف )صفراوی مزاج:باریک اندام و پوست بدنشان معمولا گرم و خشک است. تنفس تند،اخلاقا تند خو،زود خشم،جاه طلب و برتری جو،حسود و ثابت قدم هستند.
ب)دموی مزاج:سینه فراخ دارد،خونش تند و ظاهرش خوش آب و رنگ است.اخلاقا خوشگذران وخوشبین، فعال و از نظر ذهنی سطحی است.
ج) بلغمی مزاج:تنومند وپر چربی و با شکمی برآمده و عضلاتش سست است. اخلاقا زود آشنا،اجتماعی وکم فعالیت هستند.
د)سوداوی مزاج:دراز اندام،سیه چرده،بدنی ضعیف دارد.از نظر اخلاقی مضطرب و بدبین هستند پر جنب و جوش ولی پایداری و استقامت ندارند.(کی نیا ،1376).
2-13-5 انواع شخصیت از نظر یونگ:یونگ تعریف فروید را از لیبیدو گسترش داد و آن را به صورت نیروی پویشی کلی تر توصیف کرد. یونگ معتقد بود شخصیت علاوه برگذشته توسط آینده نیز شکل می گیرد و برناهشیار تاکید کرد. یونگ اصطلاح لیبیدو را به دو صورت مورد استفاده قرار داد: انرژی پراکنده وکلی و انرژی محدودتری که به کار شخصیت سوخت می رساند.و آن را روان نامید. مقدار انرژی که در یک فکر یا احساس صرف می شود.ارزش نام دارد. برای مثال اگر انگیزه زیادی برای کسب قدرت داشته باشید در این صورت بیشتر انرژی روانی خود را صرف جستجو کردن قدرت می کنید. انرژی روانی مطابق با اصول اضداد،هم ارزی و آنتروپی عمل می کند.اصل اضداد اعلام می دارد،که هر جنبه ای از روان ضد خود را دارد و این ضدیت انرژی روانی تولید می کند.اصل هم ارزی اعلام می دارد،که انرژی هرگز در شخصیت از بین نمی رود. بلکه از یک قسمت به قسمت دیگر جا به جا می شودواصل آنتروپی اعلام می دارد که در شخصیت گرایش به آرامش و تعادل وجود دارد .یونگ معتقد است که مردم دریکی از این دو دسته قرارمی گیرند. به عقیده یونگ همه افراد قابلیت هر دو گرایش را دارند. ولی فقط یکی در شخصیت مسلط می شود.
الف)برونگرایان افرادی خون گرم ،زود آشنا اهل معاشرت وگفت و شنود هستند. به آنچه دیده و شنیده می شود و به طور کلی به آنچه محسوس یا به اصطلاح قابل لمس است، توجه و علاقه دارند. به سیر آفاق و انفاس می پردازند و به اشخاص و اشیا دل می بندند و به آسانی هم، بر می کنند.چندان اهل تفکر و تامل نیستند. عمل را دوست دارند.به سرعت و سهولت عزم می کنند.و تصمیم می گیرند و به اقدام می پردازند و در زمان حال زندگی می کنند و برای دارائی خود و پیروزیهای اجتماعی خود ارزش قائلند .
ب):درونگرایان افرادی دیر آشنا،محافظه کار،مردم گریز،خیال پرداز و غالبا از یک احساس حقارت رنج می برند به دیگران به نظر بد گمانی و احتیاط می نگرند،به نیرو های مرئی طبیعت علاقه دارند وبیشتر اهل نظرند(فکوهی،1381).
2-13-6انواع شخصیت از نظر فروید :فروید به عنوان پیشتاز و بنیانگذار نظریه های روانکاوی شناخته شده است. وی به عنوان پزشک در بعضی از بیماران خود متوجه ناراحتی ها حاصل و تحت کنترل مغز دوم شد و بعدها از آن به عنوان ناخود آگاه یا ضمیر ناهشیار نام برد .شخصیت از نظر فروید شامل سه وجه است:
الف)نهاد که نماینده تمایلات و غرایز کور است و تابع اصل لذت است.
ب)خود یا من که نماینده واقعیت هاست و تابع اصل واقعیت است.
ج)فراخود یا من برترکه نماینده سانسور های اجتماعی و وجدان شخصی است و مانع ارضای تمایلات می شود.و به وسیله وجدان رفتارهایی که فرد را از درون تنبیه می کند و خود آرمانی رفتارهایی که فرد به خاطر آنها در درون خود را تحسین می کند تشکیل می شود.و خود بین نهاد و فشارهای واقعیت و احکام فراخودی میانجی گری می کند و اضطراب زمانی ایجاد می شود،که خود زیاد تحت فشار قرار گرفته باشد.خود برای محافظت از خودش چند گزینه دارد.گریختن از موقعیت تهدید کننده،جلوگیری از نیاز تکانشی که علت خطر است یا اطاعت کردن از احکام وجدان.اگر هیچ کدام از این روشهای منطقی موثر نباشد. فرد ممکن است به مکانیزم های دفاعی متوسل شودکه راهبردهای غیر منطقی طراحی شده برای دفاع کردن از خود است.مکانیزم های دفاعی به صورت ناهشیار عمل می کنند. آنها تحریف های واقعیت هستند که از خود در برابر تهدید اضطراب محافظت می کنند.به عقیده فروید هر شخصی برای حفظ و انسجام شخصیت خود از یک رشته مکانیزم های دفاعی که عبارتند از:سرکوبی، انکار،واکنش وارونه، فرافکنی، واپس زنی،جابجایی، بروناخنکی،همانند سازی، درون فکنی بازگشت، تثبیت، انکار، دلیل تراشی،تبدیل وجبران استفاده می کند(کی نیا ،1376).
2-13-7 انواع شخصیت از نظر ویلیام شلدون:به نظر شلدون یک ساختمان فرضی فیزیولوژیک درانسان وجود دارد که آن را تیپ مور فوژنی یا تیپ بیولوژیک می نامند. شلدون پس از مدتها بررسی دقیق ترکیب جسمانی افراد را بر اساس عنصر به سه دسته تقسیم نمود :
الف)عنصر اندرمورفی نام دارد که افراد دارای این عنصر بدنی صاف،نرم و غالبا چاق دارند. اجتماعی، ملایم در رفتار و گفتار، راحت طلب از خود راضی و خوشبین هستند.
ب)عنصر مزومورفی نام دارد که عضلات بدن این اشخاص سخت است و استخوان آنها تکامل یافته،
این افراد خود را در رفتار جدی می باشند ،فعال،حادثه جو،متجاوز،پرخاشگر و خشن نشان می دهند. .
ج )عنصر اکتومورفی نام دارد که چنین افراد اندامی لاغر و ظریف و استخوانی و بدون چربی دارند، از لحاظ اخلاقی متفکر،خود دار و انزوا طلب هستند (کی نیا ،1376).
2-13-8انواع شخصیت از دیدگاه گلدبرگ :طبقه بندی ویژگی های شخصیتی در روان شناسی شخصیت مشکل تر از طبقه بندی گونه های حیوانی وگیاهی در زیست شناسی است . به عنوان یکی از دلایل این امر می توان به انتزاعی بودن ویژگی های شخصیتی اشاره کرد(جان وهمکاران، 1998).خوش بختانه علی رغم وجود چنین دشواری ـ هایی، می توان ادعا کرد پس از چندین دهه تحقیق، روان شناسان شخصیت در حال نزدیک شدن به یک وفاق عمومی در مورد ویژگی های شخصیتی انسان می باشند . مدل ۵ عاملی یا پنج عامل اصلی شخصیت(جان و سریواستاوا،1999).بر اساس این مدل، شخصیت از پنج بعد اصلی تشکیل شده است.که عبارتند از:( نوروز گرایی(N) یا از وجه دیگر، پایداری هیجانی)،( برون گرایی(E) یا فعالیت)،(گشودگی به تجربه(O)یا فرهنگ یا روشنفکری)،(همسازی (A)،( وظیفه شناسی(C) ).از این پنج عامل،دو عامل برونگرایی و توافق به صفات شخصیتی و دارای ماهیتی بین شخصی مربوط اند. عامل وظیفه شناسی اساساً صفات رفتاری هدف گرا و نیز کنترل تکانه ها به شکلی جامعه پسند را در بر می گیرد. در عامل نوروز گرایی، پایداری هیجانی در برابر گستره ای از هیجانات منفی مانند غم، تحریک پذیری، تنش عصبی، و … قرار می گیرد و عامل گشودگی نیز به گستردگی، عمق،پیچیدگی وجوه فکری، ذهنی، و تجربیات فرد مربوط است.حجم انبوهی از تحقیقات در زبان های مختلف و با ابزارها و نمونه های متفاوت، اصلی بودن این پنج عامل را تایید کرده اند و نشان داده اند که هر پنج عامل مذکور از اعتبار همگرا و تفکیکی بین ابزار و بین ناظر خوبی برخوردارند و در طی تحول فرد نیز نسبتاً پایدار می مانند. هر کدام از عامل ها یک بعد هستند، نه یک گونه یا نوع ( مانند تیپ های شخصیت )، بدین معنا که تفاوت افراد در هر بعد و مولفه، تفاوتی کمی و درجاتی است. در این مدل هر عامل از شش مولفه تشکیل شده است که به صفات مختلف تحت پوشش آن عامل اشاره دارند(جان و پروین،2003).
2-13-8-1مروری بر تاریخچه مدل پنج عاملی شخصیت:پرداختن به زبان طبیعی برای توصیف شخصیت با کارهای کلاگس ( ۱۹۲۶ ) و باومگارتن( ۱۹۳۳) آغاز گردید. پس از آنها، در سال ۱۹۳۶، آلپورت و ادبرت در یک مطالعه ی جریان ساز به بررسی صفات مربوط به شخصیت در دیکشنری های جامع انگلیسی پرداختند. فهرست اصطلاحات و صفاتی که آنها تهیه کردند تقریباً ۱۸۰۰۰واژه را در بر می گرفت. آنها کوشیدند این واژه ها را دسته بندی کنند، کاری که به گفته ی خودشان یک عمر وقت می برد و به واقع هم برای ۶۰ سال روانشناسان شخصیت را سرگرم ساخت (جان، پروین ،2003).
کار آلپورت و ادبرت چهارچوب اولیه ای برای واژه شناسی شخصیت فراهم آورد و پس از آن کتل با استفاده از این فهرست، مدلی چند بعدی از ساختار شخصیت ارائه داد. کتل در فهرست مذکور تنها صفات شخصیتی را مورد توجه قرار داد که بالغ بر ۴۵۰۰ صفت بودند و آنها را به ۳۵ متغیر شخصیتی تقلیل داد. در واقع او ۹۹ ٪ صفاتی را که آلپورت گردآوری کرده بود، کنار نهاد و علت این کار محدودیت روش های آماری برای تحلیل عاملی در زمان او بود. کتل با انجام چندین تحلیل عاملی روی این مجموعه ی اندک، به ۱۲ عامل شخصیت دست یافت، که بعدتر بخشی از پرسشنامه ۱۶عاملی او را تشکیل دادند(کتل،ایبروتاتسوکو،۱۹۷۰). کتل مدعی بود که این ۱۶ عامل از انسجام و پایداری بین ابزاری بالایی برخوردارند. اما تحلیل های مجدد همان ماتریس همبستگی کتل توسط روانشناسان دیگر، تعداد و ماهیت عامل های پیشنهادی او را تایید نکرده اند( به نقل از پروین وجان ،2003).پس از کار کتل محققان بسیاری به ادامه کار او علاقه نشان دادند. در این میان فیسکه ( ۱۹۴۹ ) با بررسی ۲۲ متغیر از ۳۵ متغیر اولیه ی کتل در پرسشنامه های خود سنج و دگر سنج و سایر ابزارها، به ساختاری عاملی دست یافت که بسیار شبیه پنج عامل بزرگ کنونی است. برای وضوح بخشیدن به عامل های فیسکه، کریستال و توپس (۱۹۶۱ ) ماتریس های همبستگی او را در هشت نمونه ی بسیار مختلف مورد تحلیل مجدد قرار دادند و در تمام آنها بطور نسبتاً پایدار و تکرار پذیری به همان پنج عامل دست یافتند.-برونگرایی یا شادخوی-پایداری هیجانی-همسازی- گشودگی به تجربه-وظیفه شناسی یا مسئولیت پذیری (قابلیت اطمینان ).اینها عواملی هستند که تحت عنوان “پنج عامل بزرگ ” شناخته شده اند ( گلدبرگ ، 1981).متاسفانه مطالعات توپس و کریستال ناشناخته ماند، و این زمانی بود که انتشارات کتل و آیزنک بر ادبیات ساخت شخصیت، مدلهای اتخاذ شده از روش تحلیل عوامل غلبه داشتند. اما نورمن ( ۱۹۶۳)ساخت پنج عاملی را دوباره به عنوان پیشنهادی برای ابعاد تحت عنوان ” قدمی به سوی طبقه بندی مناسب صفات ویژه شخصیت”منتشر نمود (به نقل از دیگمن،1990).این عامل ها درکارهای روانشناسان بعدی نیز تکرار شدند و سرانجام به پنج عامل بزرگ شهرت یافتند . واژه ی بزرگ در اینجا به وسعت و گستردگی عامل ها اشاره دارد و بدین معناست که در این مدل، تفاوتهای شخصیتی به پنج صفت تقلیل نیافته اند، بلکه هر عامل جنبه ای وسیع از شخصیت است و صفات بسیاری را تحت پوشش قرار می دهد( پروین و جان 1993.(

این نوشته در مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *