*106

-220345251269500
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به اینکه عالم محضر خداوند است وهمواره ناظر بر اعمال انسان وبه منظور پاس داشت مقام بلند دانش پژوهش ونظر به اهمیت جایگاه ودانشگاه در اعتلای فرهنگ وتمدن بشری ما دانشجویان واعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم.
اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده واز آن تخطی نکنیم:
1-اصل برائت:التزام به برائت جویی ازهرگونه رفتار غیر حرفه ای واعلام موضوع نسبت به کسانی که حوزه علم وپژوهش را به شائب های غیر علمی می پالایند.
2-اصل رعایت انصاف وامانت:تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داری غیر علمی وحفاظت از اموال تجهیزات ومنابع در اختیار.
3-اصل ترویج:تعهد به رواج دانش واشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آنبه همکاران علمی ودانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4-اصل احترام:تعهد به رعایت حریم ها وحرمت ها در انجام تحقیقات ورعایت جانب نقد وخودداری از هرگونه حرمت شکنی.
5-اصل رعایت حقوق:التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران وپژوهیدگان (انسان حیوان ونبات) وسایر صاحبان حق.
6-اصل راز داری:تعهد به صیانت از اسرار واطلاعات محرمانه افراد سازمان ها وکشورهاوکلیه افراد ونهادهای مرتبط با تحقیق.
7-اصل حقیقت جویی:تلاش در راستای پی جویی حقیقت ووفاداری به آن ودوری از هر گونه پنهان سازی حقیقت.
8-اصل مالکیت مادی ومعنوی:تعهد به رعایت کامل حقوق مادی ومعنوی دانشگاه وکلیه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملی:تعهد به رعایت مصالح ملی ودر نظر داشتن پیشبرد وتوسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
امضاء پژوهشگر:
2439670-78867000
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشکده اقتصاد و حسابداري
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A )
رشته:حسابداری
گرایش : حسابداری
عنوان :
اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره های قبل بر رفتار نامتقارن هزینه ها
استاد راهنما :
دکتر آزیتا جهانشاد
استاد مشاور :
دکتر علی نعمتی
پژوهشگر :
لیلا معتمدی لموکی
زمستان 1392

تقدیم به پدر و مادر عزیزم:
ناتوان شدند تا من به توانایی برسم، موهایشان سپید شد تا من در اجتماع رو سپید شوم و عاشقانه سوختند تا روشنگر راهم باشند و گرمابخش وجودم.
تقدیم به همسر و فرزند عزیزم : به پاس مهربانی هایشان تا بنگارم.
تقدیم به گنجینه های محبت : خواهر و برادران عزیزم .
تشکر و قدردانی :
سپاس مر خدای را جل و جلاله که آثار قدرت او بر چهره روز روشن و نمایان و انوار حکمت او در دل شب تار درخشان. آفریدگاری که خویشتن را برما شناساند و درهای دانش را بر ما گشود و عمر و فرصتی عطا فرمود تا بندهحقیر خویش را در راه علم و معرفت بیازماید.
پژوهش حاضر ثمره تلاش و تدبیر دلسوزانه اساتید و صاحبنظران متعددی است که با صرف گوهر گرانبهای زمان مرا در گردآوری و تنظیم آن یاری نمودند که جای دارد از زحمات استاد بزرگوار سرکار خانم دکتر آزیتا جهانشاد که وقت متعلق به خانواده خود را در این راه صرف نمودند قدردانی نمایم.
اززحمات استاد گرامی جناب آقای علی نعمتی که زحمت مشاوره این اثر را پذیرفتند نهایت سپاس را دارم.
همچنین از زحمات سرکار خانم دکتر زهرا پورزمانی که با مهربانی هر چه بیشتر قضاوت این اثر را به عهده گرفتند قدر دانم.
در پایان از زحمات همسرو فرزند عزیزم که با مهربانی هر چه بیشتر بنده را در راستای خلق این اثر یاری رسانده اند و همچنین از تمامی عزیزانی که بنده را از دانش خویش به فیض رسانده اند سپاسگزارم.
تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب لیلا معتمدی لموکی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته به شماره دانشجویی 891252128 در رشته حسابداری که در تاریخ 30/11/1392از پایان نامه خود تحت عنوان : اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره های قبل بر رفتار نامتقارن هزینه ها با کسب نمره 18 و درجه بسیار خوب دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه ،کتاب ،مقاله و…) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رویه های موجود ، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
این پایان نامه قبلاً برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی (هم سطح ،پایین تر یا بالاتر )در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
چنانچه بعد از فراغت ازتحصیل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب،
ثبت اختراع و …. از این پایان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشی از آن را بپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی :
تاریخ و امضاء :

233045-15557500
بسمه تعالی
در تاریخ :30/11/1392
دانشجوی کارشناسی ارشد خانم لیلا معتمدی لموکی از پایان نامه خود دفاع نموده و با نمره 18 بحروف هجده و با درجه بسیار خوب مورد تصویب قرار گرفت .
امضاء استاد راهنما :
بسمه تعالي
دانشكده اقتصاد و حسابداري
-34226514414400
(اين چكيده به منظور چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تهيه شده است»
نام واحد دانشگاهي: تهران مركزي کد واحد: 101 كد شناسايي پايان‌نامه: 10121301921024
عنوان پايان‌نامه: اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل بر رفتار نامتقارن هزینه ها
نام و نام خانوادگي دانشجو: لیلا معتمدی لموکی
شماره دانشجوئي: 891252128
رشته تحصیلی:حسابداری تاريخ شروع پايان‌نامه: نیمسال اول 91-92
تاريخ اتمام پايان‌نامه:30/11/1392
استاد / استادان راهنما: دکتر آزیتا جهانشاد
استاد/استادان مشاور:دکتر علی نعمتی
چکیده پایان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش های اجرا و نتایج به دست آمده): تحقیقات اخیر درباره رفتار هزینه بیان می کنندکه اگر اندازه افزایش هزینه ها در زمان افزایش فعالیت ها، بیشتراز اندازه کاهش آنها در زمان کاهش فعالیت ها به همان میزان باشد، هزینه ها، چسبنده نامیده می شوند . در این پژوهش به بررسی اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل بر رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به انتظارات خوش بینانه مدیریت نسب به فروش آتی و انگیزه مدیریت سود می پردازیم. در این تحقیق تعداد 193 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در طول سال های 1387 الی 1391 به طور تجربی و با بهره گیری از روش رگرسیون داده های پانل مورد بررسی قرار می دهیم.
شواهد تجربی بدست آمده از آزمون فرضیات حاکی از این است که در میان شرکت‌های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران تغییرات فروش اثر نامتقارنی بر رفتار هزینه ها دارد. با این وجود نتایج نشان می‌دهد که دیدگاه مثبت مدیران نسبت به فروش آتی اثر معنی داری بر رفتار نامتقارن هزینه ها ندارد. همچنین یافته‌ها مؤید آن است که انگیزه مدیریت سود اثر معنی داری بر کاهش چسبندگی هزینه ها هم در زمانی که فروش دوره قبل افزایش می یابد و هم در زمانی که فروش دوره قبل کاهش می یابد ندارد.
کلمات کلیدی: انتظارات خوشبینانه مدیران، چسبندگی هزینه، ضد چسبندگی هزینه، رفتار هزینه
19145255969000 مناسب است
19380207112000نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاريخ و امضاء:
18859504000500 مناسب نيست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC o “1-3” h z u فصل اول: کلیات تحقیق PAGEREF _Toc421314381 h 11-1مقدمه PAGEREF _Toc421314383 h 21-2 بیان مساله تحقیق PAGEREF _Toc421314384 h 31-3 ضرورت انجام تحقیق PAGEREF _Toc421314385 h 41-4 هدفهای تحقیق PAGEREF _Toc421314386 h 51-5 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc421314387 h 51-6 مدل پایه چسبندگي PAGEREF _Toc421314388 h 51-7 تبیین فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc421314389 h 61-8- روش تحقیق PAGEREF _Toc421314390 h 91-9- قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc421314391 h 91-10- برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری PAGEREF _Toc421314392 h 101-11- روش گرد آوری اطلاعات PAGEREF _Toc421314393 h 101-12- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات PAGEREF _Toc421314394 h 101-13- متغیرها و واژه های کلیدی PAGEREF _Toc421314395 h 111-14- ساختار پایان‌نامه PAGEREF _Toc421314396 h 12فصل دوم: الف) مبانی نظری، ب) پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc421314397 h 132-1- مقدمه PAGEREF _Toc421314400 h 142-2 – پیش بینی فروش PAGEREF _Toc421314401 h 142-2-1- اهمیت و تعریف پیش بینی فروش PAGEREF _Toc421314402 h 142 -2 -2 – روش های پیش بینی فروش PAGEREF _Toc421314403 h 182- 3 – مديريت سود PAGEREF _Toc421314404 h 182 -3 -1- تعریف مدیریت سود PAGEREF _Toc421314405 h 182-3-2 – انگيزه های مديريت سود PAGEREF _Toc421314406 h 202-4- فرضيه تصميمات سنجيده مدیران PAGEREF _Toc421314407 h 242-5 – تأثير پيش بيني مديريت بر چسبندگي هزينه ها PAGEREF _Toc421314408 h 252-6- تصمیمگیری و کنترل PAGEREF _Toc421314409 h 262-7- طراحی و استفاده از سیستمهای هزینه یابی PAGEREF _Toc421314411 h 282-8- تعریف هزینه PAGEREF _Toc421314412 h 292-8-1- ماهیت هزینه ها PAGEREF _Toc421314413 h 302-8-2- طبقه بندی کلی هزینه ها PAGEREF _Toc421314414 h 302-8-3- هزینه های تولیدی PAGEREF _Toc421314415 h 312-8-4- هزینه غیر تولید PAGEREF _Toc421314416 h 312-8-5- تغییر ساختار هزینه ها در طول زمان PAGEREF _Toc421314418 h 322-8-6- محرک های هزینه PAGEREF _Toc421314419 h 332-9- رفتار هزینه PAGEREF _Toc421314420 h 332-9-1- مفروضات اصلی الگوی رفتار هزینه PAGEREF _Toc421314421 h 342-9-2 – انواع دیدگاه ها درباره رفتار هزینه PAGEREF _Toc421314422 h 352-10-مبانی نظری چسبندگی هزینه ها PAGEREF _Toc421314423 h 362-10-1- چسبندگی هزینه ها PAGEREF _Toc421314424 h 362-10-2- اهمیت در کاهش چسبندگی هزینه PAGEREF _Toc421314426 h 382-10-3- تاثیر چسبندگی هزینه بر پیشبینی تحلیلگران PAGEREF _Toc421314427 h 382-10-4- اهمیت چسبندگی هزینه ها برای سرمایه گذاران PAGEREF _Toc421314428 h 392-10-5- اهمیت چسبندگی هزینه در روشهای تحلیل حسابرسی PAGEREF _Toc421314429 h 402-10-6- دلایل چسبندگی هزینه ها PAGEREF _Toc421314430 h 402-10-7- عوامل موثر بر چسبندگی هزینه PAGEREF _Toc421314431 h 412-11 – پیشینه تحقیق PAGEREF _Toc421314432 h 422-11-1- تحقیق خارجی PAGEREF _Toc421314433 h 422-11-2- تحقیق های داخلی PAGEREF _Toc421314434 h 49فصل سوم: روش شناسی تحقیق PAGEREF _Toc421314435 h 523-1 مقدمه PAGEREF _Toc421314437 h 533-2 روش تحقیق PAGEREF _Toc421314438 h 543-3 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc421314439 h 553-4 جامعه و نمونه آماری تحقیق PAGEREF _Toc421314440 h 553-5 ابزار جمع آوري داده هاي تحقيق PAGEREF _Toc421314443 h 583-6 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc421314444 h 583-7 مدل ها و متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc421314445 h 593-8 روش تجزيه و تحليل و آزمون فرضيات PAGEREF _Toc421314446 h 613-8-1 روش داده های پانل PAGEREF _Toc421314447 h 613-8-2 روش اثراث ثابت PAGEREF _Toc421314448 h 633-8-3 روش اثرات تصادفی PAGEREF _Toc421314449 h 633-8-4 آزمون چاو یا F لیمر PAGEREF _Toc421314450 h 643-8-5 آزمون هاسمن PAGEREF _Toc421314451 h 653-8-6 آزمون معنی دار بودن مدل PAGEREF _Toc421314452 h 663-8-7 آزمون معنی دار بودن متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc421314453 h 673-8-8 آزمون های مربوط به مفروضات مدل رگرسیون خطی PAGEREF _Toc421314454 h 673-8-9 فرض نرمال بودن متغیرها و باقیمانده ها PAGEREF _Toc421314455 h 683-8-10 فرض عدم وجود همخطي بين متغيرهاي مستقل PAGEREF _Toc421314456 h 683-8-11 فرض مستقل بودن باقیمانده ها PAGEREF _Toc421314457 h 693-8-12 فرض همسانی واریانس باقیمانده ها PAGEREF _Toc421314458 h 693-8-13 تصمیم گیری برای رد یا پذیرش فرضیه ها PAGEREF _Toc421314459 h 71فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها PAGEREF _Toc421314460 h 724-1 مقدمه PAGEREF _Toc421314462 h 734-2 آمار توصیفی متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc421314463 h 734-3 آزمون نرمال بودن توزيع متغيرهای وابسته تحقیق PAGEREF _Toc421314467 h 764-4 بررسي همبستگي ميان متغيرهاي تحقيق PAGEREF _Toc421314470 h 784-5 بررسی همخطی بین متغیرهای مستقل تحقیق PAGEREF _Toc421314472 h 794-6 نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc421314473 h 804-6-1 نتايج حاصل از آزمون فرضيه اول تحقيق PAGEREF _Toc421314474 h 804-6-2 نتايج حاصل از آزمون فرضيه دوم تحقيق PAGEREF _Toc421314478 h 834-6-3 نتايج حاصل از آزمون فرضيه سوم تحقيق PAGEREF _Toc421314482 h 874-7 خلاصه فصل PAGEREF _Toc421314486 h 91فصل پنجم: نتیجه گیری، بحث و پیشنهادات PAGEREF _Toc421314487 h 925-1- مقدمه PAGEREF _Toc421314489 h 935-2- نتایج آزمون فرضیه ها PAGEREF _Toc421314490 h 945-2-1 نتایج فرضیه اول PAGEREF _Toc421314491 h 945-2-2 نتایج فرضیه دوم PAGEREF _Toc421314492 h 955-2-3 نتایج فرضیه سوم PAGEREF _Toc421314493 h 955-3 بحث ونتیجه گیری کلی PAGEREF _Toc421314494 h 965-4 بررسی تطبیقی یافته های تحقیق PAGEREF _Toc421314495 h 975-5 پیشنهادها PAGEREF _Toc421314496 h 985-5-1 پیشنهادات منتج از نتایج تحقیق PAGEREF _Toc421314497 h 985-5-2 پیشنهادات برای تحقیق های آتی PAGEREF _Toc421314498 h 98منابع و مآخذ PAGEREF _Toc421314499 h 99پیوست ها PAGEREF _Toc421314500 h 102
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1) روند انتخاب نمونه آماری پژوهش PAGEREF _Toc421314441 h 56جدول 3-2) توزيع فراواني شركت هاي نمونه بر حسب صنعت PAGEREF _Toc421314442 h 57جدول 4-1) آمار توصيفي متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc421314464 h 74جدول 4-2) نتايج آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته تحقیق PAGEREF _Toc421314468 h 76جدول 4-3) نتايج آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای وابسته تحقیق بعد از فرآیند نرمال سازی PAGEREF _Toc421314469 h 77جدول 4-4) ماتریس ضرایب همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقيق PAGEREF _Toc421314471 h 78جدول 4-5) نتایج انتخاب الگو برای برآورد مدل (1) تحقیق PAGEREF _Toc421314475 h 81جدول 4-6) نتایج برآورد مدل (1) تحقیق PAGEREF _Toc421314476 h 81جدول 4-7) نتایج انتخاب الگو برای برآورد مدل (2) تحقیق PAGEREF _Toc421314479 h 84جدول 4-8) نتایج برآورد مدل (2) تحقیق PAGEREF _Toc421314480 h 85جدول 4-9) نتایج انتخاب الگو برای برآورد مدل (3) تحقیق PAGEREF _Toc421314483 h 88جدول 4-10) نتایج برآورد مدل (3) تحقیق PAGEREF _Toc421314484 h 89فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1) روند متوسط لگاریتم طبیعی هزینه های اداری، عمومی و فروش و هزین های عملیاتی PAGEREF _Toc421314465 h 75نمودار 4-2) متوسط روند سالانه لگاریتم طبیعی تغییرات فروش و اختلاف فروش های پیش بینی شده و فروش های واقعی PAGEREF _Toc421314466 h 75نمودار 4-3) توزیع فراوانی باقیمانده های مدل (1) تحقیق PAGEREF _Toc421314477 h 82نمودار 4-4) توزیع فراوانی باقیمانده های مدل (2) تحقیق PAGEREF _Toc421314481 h 86نمودار 4-5) توزیع فراوانی باقیمانده های مدل (3) تحقیق PAGEREF _Toc421314485 h 90فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 2-1 مهمترین اجزاء سیستم کنترل بصورت متوالی…………………………………………………….. PAGEREF _Toc421314410 h 27شکل 2-2 طبقبندی کلی هزینه………………………………………………………………………….. PAGEREF _Toc421314417 h 32شکل 2-3 عدم تقارن هزینه ها……………………………………………………………………………………….. PAGEREF _Toc421314425 h 38فصل اول:کلیات تحقیق1-1مقدمهآگاهي از چگونگي رفتار هزينه ها نسبت به تغييرات سطح فعاليت و یا سطح فروش از اطلاعات مهم براي تصميم گيري مديران درخصوص برنامه ريزي و بودجه بندي، قيمت گذاري محصولات، تعيين نقطه سربه سر و ساير موارد مديريتي است) نمازی و دوانی پور 1389).
در مرحله برنامه ريزي مديران به اطلاعات مربوط به هزينه ها جهت پيش بيني هزينه هاي آتي نياز دارند. با توجه به آن که تغييرات هزينه هاي آتي را مي توان در ارتباط با تغييرات درآمد فروش تعيين کرد با مشخص شدن اين ارتباط مي توان ميزان هزينه ها را با توجه به ارتباط آنها با درآمد فروش پيش بيني کرد. بنابراين تحليل ارتباط درآمد فروش با هزينه هاي يک شرکت ضروري به نظر مي رسد.
در مدل هاي سنتي رفتار هزينه ها در حسابداري مديريت، هزينه هاي متغير نسبت به تغييرات حجم فعاليت به طور متناسب افزايش يا كاهش مي يابند؛ به اين معنا كه بزرگي تغييرات در هزينه ها تنها به بزرگي تغييرات در حجم فعاليت وابسته است و جهت تغييرات )افزايش يا كاهش ( در حجم فعاليت تأثيري روي بزرگي تغييرات در هزينه ها ندارد. اما نتايج پژوهش هاي برخي از پژوهشگران در سالهاي اخير بيانگر آن است كه ميزان افزايش در هزينه ها هنگام افزايش در سطح فعاليت، بيشتر از ميزان كاهش در هزينه ها هنگام كاهش درحجم فعاليت است. چنين رفتار هزينه ها را “چسبندگي هزينه ها ” مي ناميم. چسبندگي هزينه ها يكي از ويژگيهاي رفتار هزينه ها نسبت به تغييرات سطح فعاليت است و بيانگر آن است كه بزرگي افزايش در هزينه ها هنگام افزايش سطح فعاليت، بيشتر از بزرگي كاهش هزينه ها در هنگام كاهش در سطح فعاليت است.
بنابراین در پژوهش حاضر ” اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل بر رفتار نا متقارن هزینه ها ” مورد بررسی قرار می گیرد.
در این فصل به کلیات تحقیق می پردازیم. بدین منظور پس از بیان مسئله و ضرورت و دلایل توجیهی تحقیق، اهداف تحقیق و فرضیه ها بیان می شوند. سپس به ترتیب: مدل , روش ,جامعه آماری , روش گردآوری اطلاعات , روش تجزیه و تحلیل اطلاعات , قلمرو و تعریف متغیرهای تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد. و در انتهای این فصل، ساختار تحقیق آورده می شود.
1-2 بیان مساله تحقیق :
آگاهي از چگونگي رفتار هزينه ها نسبت به تغييرات سطح فعاليت و یا سطح فروش از اطلاعات مهم حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مدیریت براي تصميم گيري مديران درخصوص برنامه ريزي و بودجه بندي، قيمت گذاري محصولات، تعيين نقطه سربه سر و ساير موارد مديريتي است.
در مدل سنتی رفتار هزینه، هزینه ها متناسب با تغییر محرک هزینه تغییر می کند یعنی میزان تغییر هزینه ها به میزان تغییر در سطح فعالیت بستگی دارد، نه به جهت تغییر . اما هزینه ها در واقع نشان دهنده مصرف منابع هستند و منابع نیز به منظور انجام فعالیت های گوناگون فراهم می شوند. چون فعالیتها در راستای تولید کالاها و خدمات صورت می گیرد، منابع بر مبنای انتظارات از تقاضا تحصیل می شوند و به همین دلیل، هزینه ها از تقاضای واقعی تبعیت نمی کنند. تحقیقات قبلی نیز نشان می دهد که شدت کاهش هزینه ها بر اثر کاهش حجم فعالیت، کمتر از شدت افزایش هزینه ها بر اثر افزایش حجم فعالیت ها است. به این نوع رفتار هزینه ها ،” رفتار چسبنده ” گفته می شود.
زمانی که مدیران با کاهش فروش مواجه می شوند، ممکن است این وضعیت را موقعیتی تصور کرده و انتظار بازگشت فروش به حالت اولیه را داشته باشند. از این رو ، برخی از مدیران در دوره هایی که فروش ، روند نزولی دارد ، منابع لازم برای انجام فعالیتهای عملیاتی را کاهش نمی دهند . این رفتار از آنجا قابل توجیه است که حفظ منابع ، موجب کاهش هزینه ها در بلند مدت می شود ،زیرا در صورت کاهش منابع در واکنش به کاهش فروش ، اگر فروش در دوره های آتی افزایش یابد ، هزینه هایی بابت تحصیل مجدد همان منابع به شرکت تحمیل می شود .از این رو ، مدیران برای کاهش هزینه ها و در نتیجه افزایش سود شرکت ها در بلند مدت اقدام به حفظ منابع می کنند (کردستانی و مرتضوی 1391).
یکی از اهم وظایف مدیریت ،کنترل عملیات و امور مالی سازمان است .مدیران باید اطلاعات خوبی برای تصمیم گیری داشته باشند تا با استفاده از توانایی های رهبری خود نیرو های شرکت را به اجرای این تصمیمات تشویق نمایند . آنها می توانند با توجه به حساسیت تغییرات هزینه به کاهش فروش ، سهم هزینه های چسبنده از کل هزینه ها را ارزیابی کرده و در صورت لزوم با تجدید نظر در قرارداد های شرکت ، حساسیت هزینه ها نسبت به حجم فروش را افزایش دهند و از این طریق موجب کاهش هزینه های تعدیل منابع شوند.
در این تحقیق چگونگی اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل بر رفتار نامتقارن هزینه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را برای دوه 5 ساله مورد بررسی قرار می گیرد و برای این منظور تاثیر انتظارات خوش بینانه مدیران نسبت به فروش های آتی و انگیزه مدیریت سود را نیز مورد بررسی قرار می دهیم.
1-3 ضرورت انجام تحقیق :آگاهي از چگونگي رفتار هزينه ها نسبت به تغييرات سطح فعاليت و یا سطح فروش از اطلاعات مهم براي تصميم گيري مديران در خصوص برنامه ريزي و بودجه بندي، قيمت گذاري محصولات، تعيين نقطه سربه سر و ساير موارد مديريتي است و برخلاف روش سنتی، در تجزیه و تحلیل های بنیادی باید رفتار چسبنده هزینه ها را نیز برای تصمیم گیری بکار ببریم.
اهمیت این تحقیق از آن جهت می باشد که ما قصد داریم چگونگی اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل را بر رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به انتظارات خوشبینانه مدیران نسبت به فروش آتی و انگیزه مدیریت سود مورد بررسی قرار دهیم تا نتایج تحقیق بتواند برای سرمایه‌گذارانی که از پیش‌بینی سود برای ارزش دهی به شرکت‌ها استفاده می‌کنند، سودمند باشد و آگاهی از نتایج این تحقیق، در ارزیابی دقیق تر عملکرد مالی، پیش بینی سودآوری شرکت ها و تصمیم گیری دقیق تر مدیران حائز اهمیت می باشد.
1-4 هدفهای تحقیق :در این تحقیق، با توجه به اینکه حیطه مطالعه و بررسی رفتار چسبندگي هزینه را بیشتر توضیح و بسط می‌دهیم ، برآنیم تا اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل بر رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به انتظارات خوشبینانه مدیران و انگیزه مدیریت سود مورد بررسی قرار دهیم. بررسی این موضوع در درک این مطلب به ما کمک می‌کند که تحلیل‌گران چگونه از اطلاعات عمومی و گزارش‌های جامع در زمینه مالی برای تشخیص رفتار هزینه استفاده می‌کنند.
1-5 فرضیه های تحقیق:فرضیه 1- به دنبال افزایش در فروش دوره قبل نسبت به کاهش فروش در دوره قبل ، با همان مقدار افزایش فروش در دوره جاری هزینه ها به مقدار بیشتری افزایش خواهند یافت.
فرضیه 2- زمانی که مدیران نسبت به فروش در آینده نظر خوش بینانه تری دارند چسبندگی در دوره جاری در صورت افزایش فروش در دوره قبل افزایش می یابد و ضد چسبندگی در دوره جاری در صورت کاهش فروش دوره قبل کاهش می یابد.
فرضیه 3- کاهش در چسبندگی هزینه ها ناشی از انگیزه مدیریت سود، زمانی که فروش دوره قبل افزایش می یابد نسبت به زمانیکه فروش دوره قبل کاهش می یابد کمتر است.
1-6 مدل پایه چسبندگي:
با استفاده از مدل زير كه توسط آندرسون و بنکر و جاناکیرامان در سال 2003 (مدلABJ) ارايه شده است و پژوهشگران ديگر نيز آن را به كار گرفته اند مي توان چگونگي رفتار هزينه ها نسبت به تغييرات سطح فروش را در دوره هاي افزايش و كاهش درآمد به طور جداگانه ارزيابي كرد. چنين رفتار هزينه ها را “چسبندگي هزينه ها ” مي ناميم.
مدلABJ :
ΔlnSGAi,t = β0 + β1 ΔlnSalesi,t +β2 Di,t ΔlnSalesi,t + ε i,t
ΔlnSGAi,t :لگاریتم تغییرات هزينه هاي اداري، عمومي و فروش شركت i در سال t
Salesi,t :خالص فروش شركت i در سال t
ΔlnSalesi,t : لگاریتمی که درصد تغییرات درآمد فروش شرکتi را در سال t نشان می دهد.
ε i,t : مقدار خطا
Di,t : اگر Sales t < Sales t-1مقدار آن برابر 1 و در غير اينصورت برابر صفر است. چون ارزش متغير Di,t در زمان افزایش درآمد صفر است؛ بنابراين ضريب β1درصد افزا يش در هزينه هاي اداري، عمومي و فروش را در نتيجه 1% افزايش در درآمد فروش نشان مي دهد همچنين از آنجا كه ضريب متغير Di,t در هنگامي كه درآمد كاهش مي يابد، برابر 1 است؛ بنابراين مجموع ضرايب β2 + β1 بيانگر درصد كاهش در هزينه هاي اداري، عمومي و فروش در نتيجه 1% كاهش در درآمد فروش است. اگر هزينه هاي اداري، عمومي و فروش چسبنده باشند، بايد درصد افزايش در هزينه ها در دوره هاي افزايش درآمد بيشتر از درصد كاهش هزينه ها در دوره هاي كاهش درآمد باشد. به عبارت ديگر بايد o< β1و 0 > β2باشد.
1-7 تبیین فرضیه های تحقیق:جهت آزمون فرضیه اول از مدل زیر استفاده می شود:
“به دنبال افزایش در فروش دوره قبل نسبت به کاهش فروش در دوره قبل ، با همان مقدار افزایش فروش در دوره جاری هزینه ها به مقدار بیشتری افزایش خواهند یافت.”
ΔlnSGAi,t = β0 + β1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t
+ β1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t + ε i,t
Ii,t-1 : متغیر مجازی افزایش فروش در دوره قبل است . اگر فروش در سال t-1 نسبت به سال t-2 افزایش یابد برابر یک است، در غیر اینصورت برابر صفر است.
Di,t : متغیر مجازی کاهش فروش می باشد . اگر درآمد فروش شرکت i در سال t کاهش یابد برابر 1 است .
در آزمون فرضیه اول با استفاده از مدل فوق ، ضرایب PIncr β1 و β1 PDecr مورد بررسی قرار می گیرد در صورتی که β1PIncr > PDecr β1 با شد فرضیه ما مورد قبول است و در غیر اینصورت رد خواهد شد.
جهت آزمون فرضیه دوم از مدل زیر استفاده می شود:
“زمانی که مدیران نسبت به فروش در آینده نظر خوش بینانه تری دارند چسبندگی در دوره جاری در صورت افزایش فروش در دوره قبل افزایش می یابد و ضد چسبندگی در دوره جاری در صورت کاهش فروش دوره قبل کاهش می یابد.”
ΔlnSGAi,t = β0 + β1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t+
+ δ1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t ΔORDi,t + δ2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t ΔORDi,t +
+ λ1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t ΔGDPt + λ2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t ΔGDPt +
+ β1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t +
+ δ1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t ΔORDi,t + δ2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t ΔORDi,t +
+ λ1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t ΔGDPt + λ2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t ΔGDPt +
+ β3 ΔlnSalesi,t ASINTi,t + β4 ΔlnSalesi,t EMPINTi,t + ε i,t
ΔORDi,t : اختلاف بین پیش بینی فروش سال t با فروش واقعی t
ΔGDPt : نرخ رشد تولید ناخالص داخلی در سال t
ASINTi,t : کثرت دارایی که با لگاریتم نسبت کل دارایی ها به فروش بدست می آید .
EMPINTi,t : کثرت کارکنان که با لگاریتم نسبت تعداد کارکنان به فروش محاسبه می شود.
در این مدل هر چه اختلاف بین پیش بینی فروش سال t با فروش واقعی t و رشد تولید ناخالص داخلی بیشتر باشد ، نشان دهنده انتظارات خوشبینانه بالاتری برای فروش در آینده است.
در آزمون فرضیه دوم در صورتی ضرایب δ 2 PIncr و PDecr δ 2 برای اختلاف بین پیش بینی فروش سال t با فروش واقعی t و ضرایب λ2 PIncr و λ2 PDecr برای رشد تولید ناخالص داخلی منفی باشند فرضیه ما مورد قبول است و در غیر اینصورت رد می شود.
جهت آزمون فرضیه سوم از مدل زیر استفاده می شود:
“کاهش در چسبندگی هزینه ها ناشی از انگیزه مدیریت سود، زمانی که فروش دوره قبل افزایش می یابد نسبت به زمانیکه فروش دوره قبل کاهش می یابد کمتر است.”
ΔlnOPCOSTi,t = β0 + β1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t +
+ β1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t + β2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t+ + δ1 PIncr Ii,t-1 ΔlnSalesi,t AVOIDi,t + δ 2 PIncr Ii,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t AVOIDi,t +
+ δ1 PDecr Di,t-1 ΔlnSalesi,t AVOIDi,t + δ2 PDecr Di,t-1 Di,t ΔlnSalesi,t AVOIDi,t + ε i,t
ΔlnOPCOSTi,t : لگاریت تغییرات در هزینه های عملیاتی که با فروش منهای درآمد عملیاتی پس از کسر استهلاک محاسبه می شود
AVOIDi,t : برابر 1 است اگر شرکت i انگیزه قوی برای جلوگیری از زیان در سال t داشته باشد .برای این متغیر شرکتهایی با انگیزه جلوگیری از زیان در نظر گرفته می شوند اگر سود در سال t بین 0 و 01/0 ارزش بازار حقوق صاحبان سهام در پایان سال t-1 باشد.
با استفاده از این مدل جهت آزمون فرضیه سوم در صورتی که δ2 PDecr >0 و PIncr δ2>0 باشد فرضیه موردقبول است و در غیر اینصورت رد می شود.
1-8- روش تحقیق :این تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی می باشد و از لحاظ ماهیت، توصیفی است. با توجه به اینکه این تحقیق جهت کسب اطلاع از وجود رابطه میان متغیرها انجام میپذیرد، روش آن از نوع تحقیق همبستگی می باشد و روش شناسی آن پس رویدادی است که از اطلاعات گذشته استفاده می شود.
1-9- قلمرو تحقیق:یکی از مباحث مهم در هر تحقیق که برای ممانعت از وارد شدن به حوزه‌هایی غیرمرتبط با موضوع تحقیق و همچنین خارج شدن از محدوده‌ی زمانی و مکانی، باید مد نظر محقق قرار گیرد، قلمرو تحقیق می‌باشد. قلمرو این تحقيق، که به بررسی اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل را بر رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به انتظارات خوشبینانه مدیران نسبت به فروش آتی و انگیزه مدیریت سود می پردازد شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است به سه بخش تقسیم شده است که عبارتند از:
قلمرو زماني:
محدوده‌ی زماني تحقيق، اطلاعات مالي مربوط به عملكرد سال‌هاي مالی 1387 الي 1391 شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي‌باشد.
قلمرو موضوعي:
به بررسی اثر تعدیل کننده تغییرات فروش دوره قبل را بر رفتار نامتقارن هزینه ها با توجه به انتظارات خوشبینانه مدیران نسبت به فروش آتی و انگیزه مدیریت سود می پردازد شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
قلمرو مكاني:
قلمرو مكاني تحقيق شامل شرکت‌هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي‌باشد.
1-10- برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری:در این تحقیق با توجه به ماهیت تحقیق بر آن هستیم تا شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق
بهادار تهران که حائز شرایط ذیل باشند را مورد بررسی قرار دهیم:
شركت قبل از سال 1387 در بورس اوراق بهادار تهران پذيرفته شده باشد.
شركت تا پايان سال 1391 در بورس فعال باشد.
شركت طي سال هاي 1387 تا 1391 تغيير سال مالي نداده باشد و سال مالي شرکت به پايان اسفند ماه منتهي شود.
شرکت در گروه شرکت هاي سرمايه گذاري، هلدینگ يا واسطه گري هاي مالي نباشد.
اطلاعات مورد نياز شركت در دسترس باشد.
1-11- روش گرد آوری اطلاعات :در این تحقیق برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده می شود. در بخش کتابخانه ای، مبانی نظری و پیشینه ی تحقیق عمدتاً از مقالات اخذ شده از اینترنت و کتاب ها، پایان نامه ها و مجلات تخصصی فارسی و لاتین که در دسترس می باشند جمع آوری می شود. در بخش میدانی به منظور تجزيه و تحليل داده ها از نرم افزار هايي كه در زمينه شركت های بورسي اطلاعاتي ارائه مي نمايد استفاده می شود.
1-12- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :در این تحقیق، برای تجزیه و تحلیل داده‌های بدست آمده کلیه اطلاعات مورد نیاز وارد نرم افزار Excel شده ، سپس اطلاعات وارد نرم افزار SPSSو Eviews شده و مورد آزمون و تحلیل قرار خواهد گرفت.
1-13- متغیرها و واژه های کلیدی :تولید ناخالص داخلی : تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مقیاس‌های اندازهی اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی در برگیرنده ارزش مجموع کالاها و خدماتی است که طی یک دوران معین، معمولاً یک سال، در یک کشور تولید می‌شود.
در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفته‌اند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمی‌شوند روش های مختلفی برای محاسبه تولید ناخالص ملی وجود دارد. محاسبه مجموع ارزش افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.
چسبندگی هزینه : يعني با افزايش درآمد فروش، هزينه با سرعت بيشتري افزايش مي يابد نسبت به زماني كه با كاهش درآمد فروش (معادل افزايش درآمد فروش) كاهش مي يابد . به طور مثال اگر درآمد فروش %10 افزايش يابد هزينه %8 افزايش مي يابد اما اگر درآمد فروش %10 كاهش يابد (معادل ميزان افزايش ) هزينه %6 كاهش مي يابد، در چنين وضعيتي هزينه مورد نظر چسبنده خواهد بود.
ضد چسبندگی هزینه ها: يعني با کاهش درآمد فروش، هزينه با سرعت بيشتري کاهش مي يابد نسبت به زماني كه با افزایش درآمد فروش افزایش مي يابد . به طور مثال اگر درآمد فروش %10 افزايش يابد هزينه %8 افزايش مي يابد اما اگر درآمد فروش %10 كاهش يابد (معادل ميزان افزايش ) هزينه %9 كاهش مي يابد، در چنين وضعيتي هزينه مورد نظر ضد چسبنده خواهد بود.
1-14- ساختار پایان‌نامه:این تحقیق در پنج فصل ارائه شده است.
فصل اول به کلیات تحقیق، شامل مقدمه، بیان مسئله، بیان ضرورت و اهمیت موضوع، اهداف علمی و کاربردی تحقیق، فرضيه‌هاي تحقيق، قلمرو تحقیق، تعریف متغیرهای تحقیق،اختصاص داده شده است.
در فصل دوم ضمن مروری فشرده بر ادبیات موضوع تحقیق ومبانی نظری، سوابق داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه مورد بررسی قرار میگیرد و چارچوب لازم جهت حمایت از فرضیه‌های تحقیق ارائه می‌شود.
در فصل سوم اختصاص دارد به روش شناسی تحقیق شامل توضیحات در زمینه جامعه و نمونه آماری، روش تحقیق و روش تجزیه و تحلیل دادهها و در آخر فصل سوم به تعریف متغیرهای تحقیق و روش آماری آزمون فرضیات خواهیم پرداخت.
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیههای تحقیق توسط روشهای آماری مناسب پرداخته خواهد شد.
در فصل پنجم ضمن بیان خلاصهای از موضوع تحقیق و روش تحقیق، نتایج آزمون فرضیات تحلیل خواهد شد. همچنین پیشنهاداتی که میتواند در تحقیقات آتی مورد استفاده قرار گیرد، ارائه میشود.
فصل دوم:الف) مبانی نظریب) پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه: بررسی پیشینه تحقیق معمولاً نقدی از دانش موجود پیرامون موضوع پژوهش است. بررسی پیشینه تحقیق، یافتههای تحقیق را به پژوهشهای قبلی متصل میسازد (جهانشاد و پیشروچی، 1391). پژوهشگر برای بررسی پیشینه تحقیق باید پژوهشهای قبلی را که درباره موضوع انجام شده، مورد توجه قرار دهد و در دو بعد، شامل؛ مروری بر نظریات و مروری بر تحقیقات کار کند (جهانشاد و پیشروچی، 1391).
در این فصل ابتدا به بیان تعاریف و مبانی نظری متغیر های تحقیق می پردازیم .سپس در پیشینه تحقیق به تفکیک تحقیق های خارجی و داخلی بیان می گردد.
2 – 2 – پیش بینی فروش2-2- 1 – اهمیت و تعریف پیش بینی فروشپیش بینی فروش عبارت است از تعیین حجم فروش یا روند وگرایش بازار برای یک محصول خاص وتعیین میزان از فروش در کل اقتصاد.
با پیش بینی فروش در کل اقتصاد و در یک شرکت، می توانیم سهم بازار این شرکت را تعیین نموده وبرنامه ریزی لازم در جهت اصلاح عملکرد را انجام دهیم. یکی از ابتدایی ترین مراحل برنامه ریزی بودجه ای، پیش بینی فروش است، با پیش بینی فروش، درآمد یک بنگاه تعیین شده وهزینه های این بنگاه بر مبنای درآمد پیش بینی شده، تعیین می گردند، بنابراین اگر پیش بینی انجام شده از دقت کافی برخوردار نباشد، این موضوع بر سایر متغیرهای وابسته تاثیر گذاشته وسایر پیش بینی ها نیز نادرست خواهد بود. همچنین با پیش بینی فروش وتعیین فاصله آن از واقعیت، مدیریت می تواند به وسیله تجزیه وتحلیل فاصله وبکارگیری برنامه های استراتژیک وتاکتیکی، فاصله احتمالی را برای دستیابی به سطح سودآوری مطلوب پر نماید.
هدف های پیش بینی فروش در واحدهای سازمانی :
هدف های پیش بینی در واحد تحقیق و توسعه
هدف های پیش بینی و خرید مواد اولیه
هدف های پیش بینی و محصول
هدف های پیش بینی و کارکنان
هدف های پیش بینی وبازاریابی
هدف های پیش بینی و امور مالی
پیش بینی زیر بنای بودجه جامع بوده وبه مدیر مالی در انجام وظایف او یاری می رساند. در این قسمت هدف های پیش بینی عبارت است از:
– پیش بینی جریانات نقدی
– پیش بینی بازده سرمایه گذاری
– پیش بینی گردش موجودی
– پیش بینی سود سهام
تکنیک های پیش بینی
تکنیک های پیش بینی را می توانیم به دو دسته کیفی وکمی طبقه بندی کنیم. تکنیک های کیفی عموما بر اساس قضاوت و تجربه شخصی مدیران بوده وشامل تکنیک های زیر است:
بررسی نظرات مدیران : این روش برای پیش بینی کوتاه مدت مدت می تواند روش خوبی باشد ولی اگر اطلاعات مدیران محدود بوده ویا فاقد تخصص کافی ومسولیت پذیری لازم باشند نتایج بدست آمده از این روش گمراه کننده خواهد بود.
روش دلفی : استفاده از پاسخ گروهی جمعی از متخصصین وقت گیر بوده و هزینه زیادی را بدنبال دارد ولی اگر این متخصصین دارای صلاحیت لازم باشند این روش از بهترین روش های کیفی است.
بررسی نظرات نیروی فروش : در این روش، اگر فروشندگان شناخت کافی از بازار ونیازها نداشته باشند و یامنافعشان را در خطر ببینند، نتایج بدست آمده گمراه خواهد بود.
بررسی نظرات خریداران : اگر تعداد خریداران وپراکندگی آن زیاد بوده ویا دسترسی به آن دشوار باشد، این روش عملی نخواهد بود.
شبیه سازی : در این روش به منظور رفتار خریداران، نمایشی از فرایند خرید یک محصول طراحی می شود. اشکال این روش در احتمال قابل تعمیم نبودن نظرات جمع آوری شده است.
روشهای کمی پیش بینی براساس داده های گذشته پارامترهایی را پیش بینی میکنند شامل موارد زیر است:
سریهای زمانی : سری های زمانی مجموعه کمی مقادیر یک متغیر بامقادیر کمی ترکیبی از متغیرهاست که برحسب زمان وقوعشان مرتب شده اند. برای تجزیه وتحلیل سری های زمانی معمولا فرض می کنیم که تغییرات شامل 4جزء اصلی می باشند. این اجزا عبارت از روند کلی یا دراز مدت، تغییرات فصلی، تغییرات دوره ای و تغییرات بی قاعده می باشند.
ضریب همبستگی ورگرسیون : ضریب همبستگی، پارامتری است که امکان وجود ارتباط بین دو یاچند متغیر را بیان می کند، مانند رابطه بین فروش وقیمت. معادله رگرسیون، معادله ای است که کلیه خواص داده ها را نشان می دهد مانند معادله تقاضا که مبین رابطه بین قیمت ومقدار تقاضا است.(جهانشاد و سرایی ، 1392)
پیش بینی فروش وهزینه بدان سبب که مبنایی برای پیش بینی سود فراهم می کند مورد توجه است.
در تحقیقی که توسط هاشمی در سال 1389 انجام شد اثبات کرد که بین فروش سال جاری وهزینه های سال آتی رابطه وجود دارد.
پیش‌بینی‌های فروش محصولات جدید، مهم و در عین حال وظیفه‌ای سنگین می‌باشد. در حالی که برخی ابداعات، بازارهای در حال رشد را تسخیر می‌کنند و ثروتمندان بیشماری را به وجود می‌آورند، برخی دیگر مطلقاً نمی‌توانند حتی در یک بازار، موفقیت کسب کنند.
مدل‌های مفید زیادی برای پیش‌بینی فروش محصول جدید پیشنهاد می‌گردد.
برخی از این روش‌های ویژه عبارتند از:
گروه‌های خاص، بررسی‌های رسمی در خصوص مشتریان، آزمون‌های مفهومی، روش دلفی، ارزیابی نظر کارشناسان، مصاحبه با کادر فروش، قضاوت‌های مدیریت و هدایت‌ های مشتری.
این روش‌ها به خصوص در ابتدای فرآیند نوآوری، قبل از آن که اطلاعات فروش‌های واقعی به دست آید، مفید واقع می‌شوند.
دیگر روش‌‌های پیش‌بینی فروش در مراحل بعدی فرآیند نوآوری استفاده می‌شود. زمانی که یک محصول یا خدمات در بازار جایی باز کرده است، می‌توان از روش‌های ذیل استفاده کرد: آزمون میدانی، تحلیل سری‌های زمانی، معرفی یک کالای تجاری به یک بازار محدود، منحنی رشد، تعمیم مدلِ توزیع، بازارهای شبیه‌سازی شده.
یکی از مشکلات کلیدی که در مدل‌های پیش‌بینی فروش محصول جدید با آن رو به رو هستیم، وجود تعداد فراوانی از مدل‌های پیش‌بینی است که معیارهای اندکی در انتخاب مؤثرترین آنها برای یک استفاده خاص وجود دارد. احتمالاً هنوز هم انتخاب مدل بیش از هر چیز به ویژگی‌های بازار و محصول وابسته است.
در صنایع با فناوری پیشرفته مانند رایانه‌ها و ارتباطات راه دور، تغییر سریع است، معرفی محصول از سرعت بالایی برخوردار می‌باشد، تعداد این معرفی‌ها فراوان است و مجموعه اطلاعات مفید اغلب کم هستند یا اصلاً وجود ندارند. به علاوه از آنجا که نوآوری‌ها ماهیتشان به طور ریشه‌ای جدید می‌باشد، پذیرش آنها توسط مشتری به زمان نیاز دارد. منطقی به نظر می‌رسد که انتظار داشته باشیم که همه مدل‌های پیش‌بینی فروش محصول جدید صرف نظر از ویژگی‌های محصول و بازار، از کارآیی مساوی برخوردار باشند.
مسئله پیچیدة دیگری که در فرآیند انتخاب با آن رو به رو هستیم، تشخیص تفاوت بین کالاهای مصرفی و صنعتی می‌باشد. دالریپل، مردی از نسل قبل، خاطر نشان می‌کند که:
به طور قابل ملاحظه‌‌ای برآورد بازار بالقوه و پیش‌بینی فروش محصولات با فناوری پیشرفته در کالاهای صنعتی نسبت به کالاهای مصرفی مشکل‌تر است. (جهانشاد و سرایی ، 1392)
2 -2 -2 – روش های پیش بینی فروشقبل از انجام پیش بینی لازم است که هزینه های آن ومخصوصا هزینه عدم صحت آن برآورد شود. اگر پیش بینی فروش بیشتر از واقعیت باشد، منابع استفاده شده تلف شده واگر پیش بینی فروش کمتر از واقعیت باشد، فرصتهای فروشی که وجود داشته از بین می رود.
-پیش بینی بر اساس زمان
-پیش بینی کوتاه مدت
– پیش بینی میان مدت
– پیش بینی بلند مدت
مرز بین این زمان ها به روشنی مشخص نبوده وطول هر یک از این زمان ها با توجه به ماهیت یک رویداد تغییر می کند. (جهانشاد و سرایی ، 1392)
2 – 3 – مديريت سود2 -3 – 1 – تعریف مدیریت سوداسکات : “مديريت سود عبارتست از انتخاب خط مشی های حسابداری توسط مديريت ، تا به واسطه اين انتخابها به اهداف خود دست يابد.”
دانکن : “صورت سود و زيان به جای آنکه بيانگر عملکرد واقعی مدير و شرکت باشد، تمايلات و خواسته های مدير را نشان می دهد.”
جکسون و پيت من : “مديريت سود عبارتست از انتخاب روش خاصی از گزارشگری به منظور اثرگذاری بر نتيجه”
نقش اصلی گزارشگری مالی ارائه اطلاعات معتبر و به موقع به استفاده کنندگان از اطلاعات مالی به منظور سودمندی در تصميم گيری است ( هيئت استانداردهای حسابداری ١٩٨۴) . برای اين منظوربه مديران اجازه داده می شود تا در برخی مواقع با توجه به قضاوتهای شخصی خود بهترين روش را انتخاب کنند .دراين بين ممکن است مديران به منظور برآورده کردن منافع شخصی خود از روشهايی استفاده کنند که منجر به گمراهی استفاده کنندگان از صورتهای مالی شود و يا منافع مالکان را برآورده نسازد. اين مسئله خود منجر به مديريت سود مي شود. يکی از ايراداتی که طرفداران استانداردهای مبتنی بر قواعد به استانداردهای مبتنی بر اصول وارد مي کنند نيز همين است. آنها اعتقاد دارند که استانداردهای مبتنی بر اصول، دست مدير را برای انجام کارهای فرصت طلبانه باز مي گذارد. درواقع مديريت سود نوعی رفتار فرصت طلبانه مدير با گروههای مختلف طرف قرداد است.
گروهی معتقدند که تمايزی بين مديريت سود و تقلب وجود ندارد اما واقعيت اين است که مديريت سود در چارچوب اصول پذيرفته شده حسابداری انجام ميشود و مديران ضمن رعايت استانداردهای حسابداری سود را مديريت ميکنند. (وکیلی فرد و علی اکبری، 1387)
تقلب عبارتست ازهرگونه اقدام عمدی يا فريبکارانه يک يا چند نفر از مديران ،کارکنان يا اشخاص غيرقانونی. (استانداردهای حسابرسی ، ١٣٨۵ ،شماره ٢۴ ،بند ۴)
ديچو و ديگران( ٢٠٠٠ ) معتقدند که مديريت سود گسترده تر از تقلب مالی است. انتخاب روشهای گزارشگری مالی که تخطی آشکار از اصول پذيرفته شده حسابداری باشد در دامنه تقلب و مديريت سود قرار مي گيرد. به نظر می رسد در پاره ای اوقات انتخاب روشهای منظم بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداری نيز می تواند مديريت سود محسوب شود.
در ايران نيز تعريف روشنی از مديريت سود و هموارسازی سود از طرف مقامات قانون گذار در بورس اوراق بهادار تهران ارايه نشده است. اما مهمترين تفاوتی که بين “تقلب” و “مديريت سود” وجود دارد اين است که “تقلب” ناشی از تخطی ازاصول پذيرفته شده حسابداری است اما “مديريت سود” ناشی از برخی قضاوتها و برآوردهای مجاز توسط مديراست که بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداری انجام می شود. رييس کميسيون بورس اوراق بهادار ،آرتور لويت، مديريت سود شرکتها را مورد مواخذه قرارداد و بيان کرد که اين مسئله ممکن است منجر به بروز بحران در کيفيت گزارشگری مالی شود.
آرتور لويت معتقد است که شرکتهای سهامی عام برای اعمال مديريت بر سود از شش روش حسابداری استفاده می کنند؛
١ – ارائه بيش از واقع ارقام ناشی از تغييرات، با هدف پاکسازی ترازنامه
٢ – طبقه بندی بخش مهمی از بهای يک واحد خريداری شده به عنوان مخارج تحقيق و توسعه و در نظر گرفتن آن به عنوان يک هزينه جاری، به گونه ای که بتوان اين مبلغ را به يکباره به عنوان هزينه دوره ثبت کرد.
٣ – ايجاد بدهی های سنگين به منظور شناخت هزينه در دوره های آتی
۴ – برآوردهای غير واقعی نظير برآوردهای برگشت از فروش يا هزينه های تضمين به طوری که بتوان در دوره های آتی با معکوس کردن تعهدات بلند مدت، سودخالص را بهبود بخشيد.
۵ – انجام اشتباهات عمدی در دفاتر شرکت و سپس عدم اصلاح آن به دليل بی اهميت بودن
۶ – شناسايی و ثبت درآمد پيش از اينکه فرايند تحصيل درآمد کامل شود.(وکیلی فرد و علی اکبری، 1387)
2 – 3 – 2 – انگيزه های مديريت سود
فشار برای کسب سود از عوامل متعددی ناشی می شود. انگيزه های مديريت سود را می توان از دو ديدگاه مورد بررسی قرار داد.
ابتدا اين انگيزه ها را با توجه به فرضيه های تئوری اثباتی توجيه می نماييم.
١ – اگر مبالغ پرداختی به مديران به عنوان پاداش مستقيما برمبنای اعداد و ارقام حسابداری نظير سود خالص محاسبه شود، هرگونه تغيير در روشهای حسابداری می تواند بر ميزان اين مبلغ اثر گذار باشد. اين احتمال وجود دارد که مديران به منظور دريافت پاداش بيشتر اقدام به مديريت سود نمايند و با انتخاب رويه های خاصی از حسابداری سود را افزايش دهند (فرضيه پاداش).
٢ – زمانی که شرکتها برای انجام فعاليتهای خود جهت دريافت وام با اعتباردهنده وارد مذاکره می شوند، اگر انعقاد قرارداد بدهی مبتنی بر اعداد وارقام حسابداری باشد، مثلا در قرارداد، وام گيرنده ملزم به داشتن حد معينی از نسبت بدهی به سرمايه يا نسبت بدهی به دارايی گردد، در آن صورت مديران اين انگيزه را دارند تا از روشهايی در حسابداری استفاده کنند که الزامات قرارداد را فراهم نمايد .به عنوان مثال از روشهايی استفاده کنند که سود و دارايی را افزايش دهند(فرضيه بدهی).
٣ – اندازه و بزرگی شرکتها شاخصی برای توجه و تمرکز سياسی است .شرکتهای بزرگ معمولا به منظور کاهش فشارهای سياسی (مثلا افزايش دستمزد ناشی از افزايش سودآوری واحد تجاری که توسط اتحاديه های کارگری به واحد تجاری تحميل می شود) از روشهايی استفاده می کنند که سود را کاهش دهند(فرضيه هزينه سياسی).
در نوع ديگری از طبقه بندی می توان انگيزه های مديريت سود را به سه دسته تقسيم نمود؛
عوامل و فشارهای خارجی، جو و محيط سازمانی و عوامل شخصی
عوامل و فشارهای خارجی
1 – پيش بينی تحليل گران مالی . اگر شرکتها نتوانند به آنچه که تحليل گران مالی پيش بينی کردند دست يابند، ارزش سهام آنها به شدت سقوط می کند. بنابراين مديران برای جلوگيری از اين کاهش ارزش سود را مديريت می کنند تا به آنچه پيش بينی کرده بودند دست يابند.
2 – دسترسی به بازارهای تامين مالی . بسياری از واحدهای تجاری به اهرمهای مالی برای ارائه بازده مطلوب به ذينفعان خود ، وابسته هستند. در اين بين آژانسهايی وجود دارند که شرکتها را از نظر بدهی رتبه بندی ميکنند [اين عمل به منظور توان پرداخت بدهی شرکتها و همچنين رتبه تامين مالی آنها انجام می شود] اين آژانسها از اطلاعاتی مشابه اطلاعات تحليل گران مالی استفاده می کنند. شرکتها برای اينکه ارزش و اعتبار خود را حفظ کنند سود را دستکاری مي کنند. زيرا يک کاهش جزيی در سود يا عدم دستيابی به پيش بينی ها می تواند منجر به کاهش رتبه شرکت از نظر بدهی وافزايش هزينه سرمايه شود و واحد تجاری ديگر قادر به صدور اوراق قرضه جديد نخواهد بود.
3 – رقابت . شرکتهايی که در سطح بالايی از رقابت صنعتی قرار دارند، ممکن است بخواهند حاشيه ايی از درآمد يا بازار سرمايه را در اختيار خود داشته باشند. تمايل برای حفظ توان رقابت می تواند منجر به مديريت سود شود.
4 – انعقاد قرارداد . زمانيکه قراردادهای شرکت با ساير واحدهای تجاری بر مبنای نتايج و ارقام حسابداری منعقد شود، انگيزه مديران برای مديريت سود افزايش می يابد. مديران با دستکاری جزيی در سود و مديريت نتايج عمليات، ميتوانند نسبتهای مالی را بهبود بخشند و مانع از دست دادن قراردادها شوند.
5- حفظ روند سودآوری . در بازارهای پررونق سهام، شرکتهای سودآور تمايل دارند تا روند سودآوری خود را حفظ نمايند، از اين رو اقدام به مديريت سود می نمايند. اين شرکتها برای حفظ افزايش ارزش سهام خود ، با ثبت نادرست فروشها و يا ثبت فروش پيش از آنکه مشتريان با خريد موافقت نمايند، درآمدهای خود را به مبلغی بيش از واقع ثبت می نمايند.
6 – ابزارهای جديد مالی . به وجود آمدن ابزارهای جديد مالی باعث شد که نسبت به معاملات حسابداری مشابه رفتارهای متفاوتی بروز پيدا کند. ارائه يک رهنمود معتبر برای حسابداری ابزارهای مالی ،کاری دشوار و پيچيده است.موسسات مختلف با داشتن ابزارهای مالی مشابه ، ممکن است روشهای مختلفی را برای ثبت آنها به کارگيرند تا از اين طريق بتوانند به نتايج مطلوب خود دست يابند.
7 – بی اعتنايی بازار نسبت به هزينه های عمده غير عملياتی . بازارهای مالی نسبت به هزينه های غيرعملياتی که از نظر مقداری بزرگ می باشند، بی توجه هستند. اين مسئله خود موجب ايجاد انگيزه در مديران می شود تا هزينه های غيرعملياتی را افزايش دهند. به عبارتی مديران هزينه های عملياتی را به عنوان غيرعملياتی ثبت می کنند تا سود عملياتی خود را بيش از واقع نشان دهند.
جو و محيط سازمانی
1 – جاذبيت های ادغام . عملکرد خوب مالی می تواند جاذبيت های ترکيب را افزايش دهد. اين امر
باعث می شود مديران برای جذب شرکتها به منظور ترکيب، عمليات خود را به نحو مطلوب نشان دهند.
2 – پاداش مديريت . شرکتها اغلب با طرحهای اختيار خريد سهام و پاداش برای دستيابی به سود مورد نظر در ارتباط هستند. همسو کردن اهداف و منافع مديران و صاحبان سهام ، انگيزه قوی برای مديريت سود و دستکاری آن توسط مديران را فراهم می آورد. حتی برخی از شرکتها به کارمندان خود وام می دهند تا کارکنان بتوانند سهام شرکت را خريداری کنند.
3 – تمرکز بر طرحهای کوتاه مدت . تمرکز برخی از واحدهای تجاری برروی عملکرد کوتاه مدت، بدون توجه به اثرات آن در آينده است. به عنوان مثال مخارج هزينه شده را معوق يا سرمايه ايی می کنند . با اين کار مبلغ کمتری را به عنوان هزينه دوره جاری ثبت می نمايند.
4 – بودجه های افراطی وغير واقعی . در برخی موارد شرکتها برای انجام فعاليتهای خود بودجه هايی بيش از مقدار لازم تنظيم می کنند. تعيين بودجه بيش ازحد مورد نياز مديران را تشويق مي کند تا اعداد وارقام را به گونه ايی سرهم بندی کنند تا نشان دهند کل بودجه را صرف عمليات کرده اند و از اين طريق تا حد امکان منافع خود را تامين کنند.
5 – پنهان کردن معاملات نامشروع و غير قانونی . شرکتها معاملات غير قانونی خود را افشا نمی کنند چراکه افشای اينگونه معاملات به اعتبار وشهرت آنها ضربه خواهد زد. اين شرکتها برای پنهان سازی معاملات غيرقانونی خود از روشهای متفاوتی چون دستکاری سود، رشوه دهی ، تقلب استفاده می کنند و يا مستنداتی را برای معاملات خود به وجود می آورند.
عوامل و انگيزه های شخصی
1 – پاداش های شخصی . مديرانی که در آستانه بازنشستگی قرار دارند، برای دريافت پاداش بيشتر ممکن است سود را دستکاری کرده و اعداد را به گونه ای سرهم بندی کنند که سود رابيش از واقع نشان دهند و از اين طريق پاداش بيشتری کسب کنند.
2 – ترفيع . برخی از افراد هرکاری که باعث ترفيع آنها شود انجام می دهند. آنها صرفا به دنبال رسيدن به موقعيتهای شغلی بهتر و بالاتر هستند و ممکن است برای رسيدن به منافع شخصی، سود را دستکاری کنند.
3 – حفظ شغل . اخراج کارکنان به منظور کاهش هزينه و افزايش سودآوری باعث شد تا مديران اجرايی نسبت به از دست دادن شغلشان احساس خطر کنند. يک دستکاری کوچک و زيرکانه در سود می تواند ضمن ارائه تصوير بهتر و مطلوب تر از عملکرد مديريت،امنيت شغلی وی را نيز تضمين نمايد.
4 – بی توجهی نسبت به توانمندی حسابرسان . در کل مديران نسبت به توانايی حسابرسان درکشف دستکاری های سود اهميت کمی قايل هستند. مديرانی که از طرق مختلف سود را مديريت می کنند ، معتقدند که حسابرسان قادر به کشف اينگونه تحريفها نيستند حتی اگر آنها بتوانند اين سوء استفاده ها را کشف کنند، مديران به گونه ايی قابل قبول می توانندحسابرسان را توجيه نمايند.
اما حسابرسان از بهترين کسانی هستند که می توانند مانع دستکاری سود و محدود کردن نسبی آن شوند. حسابرسان مستقل علاوه بر اطلاعاتی که در اختيار همگان قرار می گيرد، به کميته حسابرسی شرکتها و همچنين هيئت مديره که مسئول تصميم گيری در مورد فعاليت واحد تجاری است، نيز دسترسی دارند و از اين طريق می توانند انگيزه مديران برای مديريت سود را کنترل کنند. (وکیلی فرد و علی اکبری، 1387)
2 – 4 – فرضيه تصميمات سنجيده مدیرانمطابق فرضيه تصميمات سنجيده، چسبندگي هزينه ها نتيجه تصميمات سنجيده مديران است .براي مثال مطابق استدلال اندرسون و همكاران، چسبندگي هزينه ها به اين علت رخ ميدهد كه مديران، منابع مرتبط با فعاليت هاي عملياتي را به طور سنجيده تعديل ميكنند. زمانيكه مديران،كاهش فروش را موقتي پيشبيني كرده و انتظار بازگشت فروش به سطح قبلي را دارند، حذف منابع متناسب با كاهش فروش و تحصيل مجدد آن در آينده، به افزايش هزينه ها و در نتيجه كاهش سود در بلندمدت منجر مي شود.
در مقابل، با وجود آنكه حفظ منابع اضافي در دوره هاي كاهش فروش، به تحمل هزينه هاي بيشتر و در نتيجه، كاهش سود دوره جاري منجر مي شود، موجب كاهش هزينه ها و افزايش سود در بلندمدت مي شود(اندرسون وهمکاران ،2003)
علاوه بر اين، اگر مديران منابع مرتبط با فعاليتهاي عملياتي را متناسب با كاهش فروش،كاهش دهند، تحصيل و آماده سازي مجدد منابع در آينده، نيازمند زمان است . بنابراين چنانچه منابع و در نتيجه، هزينه ها متناسب با كاهش فروش كاهش يابد، شركت فرصت هاي توسعه فروش را از دست مي دهد؛ زيرا نمي تواند منابع لازم براي گسترش فروش را با سرعت كافي به منظور استفاده از فرصتها به خدمت بگيرد. به همين علت، مديران ناگزيرند براي انتخاب يكي ازگزينه هاي كاهش هزينه ها از طريق حذف منابع يا تحمل هزينه هاي بيشتر براي بهره برداري كامل از افزايش فروش آتي تصميم گيري كنند و يكي از اساسي ترين علل چسبندگي هزينه ها، تصميمات سنجيده مديراني است كه مي كوشند با توجه به پيش بيني فروش آتي، سود را در بلندمدت افزايش دهند(اندرسون وهمکاران ،2003)
ياسوكاتا و كاجيواراسال 2011 به بررسي ارتباط تصميمات سنجيده مديران با چسبندگي هزينه ها پرداخته و نشان دادند اگر مديران انتظار افزايش فروش در آينده را داشته باشند، چسبندگي هزينه ها افزايش ميابد نتايج اين مطالعه همچنين نشان داد، میزان خوش بيني مديران درپيش بيني فروش آتي، رابطه معناداري با چسبندگي بهاي تمام شده فروش ندارد، اما با چسبندگي هزينه هاي فروش، عمومي و اداري ارتباط مثبت دارد.
2 – 5 – تأثير پيش بيني مديريت بر چسبندگي هزينه هاچسبندگي هزينه ها كه در دوره هاي كاهش فروش مشاهده مي شود، موجب كاهش سود يك دوره مي شود اما وقوع چسبندگي هزينه ها نشان مي دهد، مديران تأكيد بيشتري بر سودهاي بلندمدت دارند. تحمل هزينه منابع اضافي در دورههاي كاهش فروش كه به منظور آمادگي براي افزايش فروش در آينده انجام مي شود، موجب تحمل بار هزينه هاي كمتري در بلندمدت شده و اين توانايي را به شركت مي دهد تا فرصتهاي افزايش فروش در آينده را از دست ندهد. اما لازمه ي حفظ منابع براي دستيابي به سودهاي بيشتر در آينده، آن است كه مديران كاهش تقاضا را موقتي پيش بيني كرده و انتظار افزايش فروش آتي را داشته باشند(یاسوکاتا،2011)
در دوره هاي كاهش فروش، چنانچه مديران افزايش فروش آتي را زياد پيش بيني كنند، منابع بيشتري را براي بهره گيري از افزايش تقاضا حفظ مي كنند؛ زيرا در صورت كاهش منابع، شركت به هنگام افزايش فروش، منابع كافي در اختيار نخواهد داشت كه به از دست دادن فرصتها منجرمي شود. ميزان فرصت از دست رفته نيز متناسب با افزايش پيش بيني شده فروش است؛ بنابراين در صورت كاهش فروش در دوره جاري، هرچه پيش بيني مديريت از فروش دوره آتي با خوش بيني بيشتري همراه باشد، نشان مي دهد كاهش فروش از نظر مديريت، موقتي تر است . به همين دليل، منابع بيشتري به منظور آمادگي براي افزايش فروش در آينده حفظ مي شود .(یاسوکاتا،2011)
2 – 6 – تصمیمگیری و کنترلمدیران باید تصمیم بگیرند کدام محصولات را تولید کنند، میزان تولید هر یک از محصولات با توجه به قیمت معین آنها چقدر باشد و چگونه این محصولات را تولید کنند، کدام قطعات محصول در داخل شرکت تولید شود و تولید کدام قطعات برون سپاری شود. آنها علاوه بر تصمیمگیری درباره بازاریابی و توزیع و در مورد کمیت و کیفیت ورودیهای مختلف نیز تصمیم میگیرند. اما چگونه میتوان درآمدها و هزینههای آتی را برآورد کرد؟ به طرز مشابهی تحلیلگران در تصمیمگیری برای پذیرش یا رد یک پروژه سرمایهگذاری، بودجهبندی سرمایهای را مبنای کار خود قرار میدهند و برای بودجهبندی سرمایهای به اطلاعاتی درباره جریانهای نقدی آتی نیاز دارند. این اعداد چگونه محاسبه میشود ؟

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *