طراحی مدلی برای استفاده از سیستم های اطلاعاتی در نظام های چابک مطالعه موردی شرکت کشتیرانی ج. ا. ا و شرکت های تابعه

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات (هرمزگان)
پایان نامه کارشناسی ارشد ناپیوسته رشته
موضوع
طراحی مدلی برای استفاده از سیستم های اطلاعاتی در نظام های چابک مطالعه موردی: شرکت کشتیرانی ج. ا. ا و شرکت های تابعه
استاد راهنما
دکتر حمید رضا عسکر پور
استاد مشاور
دکتر رضا احمدی کهنعلی
نگارنده
محمدحسین مهریزدان
سال تحصیلی1392-1391

تشکر وتقدیم

تقدیم به
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1)مقدمه
1-2)بیان مسأله
1-3)اهمیت و ضرورت تحقیق
1-4)اهداف تحقیق
1-5)سؤال‌های تحقیق
1-6)تعاریف نظری و عملیاتی
فصل دوم: مرور بر ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1-1)پیشینه تحقیق درجهان
2-1-2)پیشینه تحقیق درایران
2-2) مبانی نظری تحقیق
2-3) چارچوب نظری و مؤلفه های مستخرجه از مرور بر ادبیات و پیشینه تحقیق
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
3-1)روش تحقیق
3-2)جامعه تحقیق
3-3)نمونه و روش نمونه‌گیری
3-4)ابزار اندازه گیری
3-5)روش جمع آوری داده ها
3-6) روش تجزیه و تحلیل داده ها
3-7)خلاصه مراحل اجرای تحقیق
3-8)ملاحظات اخلاقی
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق
4-1)توصیف آماری و تجزیه و تحلیل داده‌های توصیفی
4-2)تجزیه و تحلیل داده ها در ارتباط با پرسش های تحقیق
4-2-1)تجزیه وتحلیل داده هادرارتباط با سؤال اول تحقیق
4-2-2)تجزیه وتحلیل داده هادرارتباط با سؤال دوم تحقیق
4-2-3)تجزیه وتحلیل داده هادرارتباط با سؤال سوم تحقیق
4-2-4)تجزیه وتحلیل داده هادرارتباط با سؤال چهارم تحقیق
فصل پنجم:جمع بندی، یافته های پژوهشی، مدل پیشنهادی، بحث وتفسیر و نتیجه‌گیری
5-1)جمع بندی
5-2)یافته های تحقیق
5-2-1)یافته های اصلی
5-2-2)یافته های جانبی
5-3)بحث و تفسیر
5-4)نتیجه گیری
5-5)محدودیت های تحقیق
5-6-1) پیشنهادهای مبتنی بر یافته‌های تحقیق
5-6-2)توصیه های کاربردی
5-6-3)پیشنهاد برای تحقیق های بعدی
منابع و مآخذ
پیوست‌ها
چکیده انگلیسی
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2-1:
جدول2-2:
جدول2-3:
جدول2-4:
جدول2-5:
جدول2- 6:
جدول2-7:
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل2-1:
شکل2-2:
شکل 2-3:
شکل 2-4:
شکل 2-5:
شکل 2- 6:
شکل 2-7:……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
چکیده:
در این پژوهش نخست 28 معیار گوناگون که در ارتباط با کارایی سیستم های اطلاعاتی هستند، شناسایی شده است. پس از جمع بندی نظرهای خبرگان و کارشناسان سرانجام 15 معیار به عنوان معیارهای اثرگذار بر کارایی سیستم های اطلاعاتی در چابکی تعیین شده است این 15 معیار به عنوان معیارهای فرعی در مدل عملیاتی قرار داده شده اند. درادامه این معیارها (معیارهای فرعی) در پنج معیار کلان که در این پژوهش از آن ها به عنوان معیارهای اساسی یاد شده است، طبقه بندی شده اند. به عبارت دیگر جایگاه هر یک از معیارهای فرعی و اساسی در مدل عملیاتی مشخص گردیده است. در این راستا معیارهای فرعی در طبقه سوم از مدل عملیاتی و معیارهای اساسی در طبقه دوم مدل عملیاتی براساس نظر خبرگان قرار داده شده اند.. پس از انجام مقایسه زوجی با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، وزن های نسبی گزینه ها از نظر هر یک از معیارها و وزن های نسبی ناشی از مقایسه زوجی میان معیارهای تشکیل دهنده هر یک طبقه های تشکیل دهنده درخت تحلیل سلسله مراتبی مشخص شده است. این وزن های نسبی در طبقه های بالاتر درخت تحلیل سلسله مراتبی مورد استفاده قرار گرفته است. سرانجام با گذر از پنج طبقه یا سطح مختلف در درخت تحلیل سلسله مراتبی، وزن نهایی هر یک از گزینه ها که در سطح پنجم درخت تحلیل سلسله مراتبی قرار دارند، با در نظر گرفتن وزن های نسبی تمام معیارهای پژوهش مشخص گردیده است.
با توجه به وزن های نهایی به دست آمده سرانجام مشخص شد، شرکت کشتیرانی حمل کانتینری از نظر رعایت و به کارگیری معیارهایی که سبب افزایش کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام چابک می شوند در رده نخست قرار می گیرد.
در این پژوهش، روش تحلیل سلسله مراتبی به همنظور ارائه یک روش سازمان یافته برای انتخاب شرکت برتر از نظر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در چابکی میان پنج شرکت مستقر در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی که در زمینه تولید محصولات حمل و نقل دریایی و فعال در حوزه کشتیرانی فعال هستند، پیشنهاد شده است. که این پنج شرکت به ترتیب عبارت هستند از:
شرکت کشتیرانی حمل کانینری
شرکت کشتیرانی حمل فله
شرکت خدمات نمایندگی کشتیرانی هوپاد دریا
شرکت کشتیرانی ایران و هند
شرکت حمل و نقل ترکیبی
کلید واژه:
چابکی؛سیستم اطلاعاتی؛روش تحلبل سلسله مراتبی(AHP).
Agility
Information Sys–
Analytical Hierarchical Process, AHP
فصــل اول کلــیات
1-1- مقدمه
هم زمان با شروع قرن بیست ویکم دستیابی به موفقیت و بقاء سازمان ها دشوارتر می گردد و این واقعیتناشی از ظهور عصر تجاری جدیدی است که تغییر و عدم اطمینان یکی از ویژگی های اصلی آناست. این موقعیت بحرانی سبب بازنگری اساسی در اولویتهای تجارت،دیدگاه های راهبردی، توانایی بقاءالگوها و روش های قراردادی و موقتی شده استکهتا به حالتوسعهیافتهاند. در جهان امروز بیشتر تاکید بر توانایی سازگاری همراه با تغییر در محیط تجاریاست.
یک روش پیشکنشی برای درک نیازهای مشتریان و بازار، شیوه های تازه همکاری مانند سازمانهای مجازیاستکه با تکیه برمفهوم هایی نوین مانند دیدگاه تعاملی جهانی، سازمان چابک، شاهراه های اطلاعاتی و توانمندسازهایی مانند سیستم های اطلاعاتی؛ راهبرد ها و منابع انسانی چندمهارته امکان پذیر است.
از دیدگاه تام برنز و جی ام استاکر دو تن از اندیشمندان مدیریت، محیط ها به این علت اهمیت می یابند که همه آن ها از نظر ماهیت و ویژگی های اصلی خود یکسان نیستند. محیط ها براساس آن چه که عدم اطمینان محیطی نامیده می شود، نسبت به یکدیگر به شدت متفاوت هستند[3].
برخی سازمان ها با محیط های نسبتا ایستا مواجه هستند. درمحیط چنین سازمان هایی نیروهای اندکی درحال تغییر است، رقبای جدیدی وجود ندارد، به طور پیوسته محدودیت های فناورانه جدید توسط رقبا ایجاد نمی شود و فعالیت های محدودی به وسیله گروه های عمومی فشار برای نفوذ بر سازمان صورت می گیرد. سایر سازمان ها با محیط های بسیار پویا مواجه هستند؛ در این سازمان ها قوانین دولتی موثر برکسب وکار به شدت درحال تغییر است، به طورپیوسته رقبای جدیدی ظهور می کند، درجذب مواد اولیه برای تولید کالا پیوسته مشکلاتی ایجاد می شود و همواره سلیقه های مصرف کنندگان نسبت به محصول آن ها تغییر می کند. به اعتقاد این دو اندیشمند محیط های ایستا نسبت به محیط های پویا عدم اطمینان کمتری برای مدیران ایجاد می کنند.
بنابراین از آن جا که عدم اطمینان محیطی مانعی برای اثربخشی سازمانی تلقی می شود؛ مدیریت تلاش دارد تا این عدم اطمینان را به حداقل برساند[3]. شیوه تفکری که از مدت ها پیش توسط اندیشمندانی مانند تام برنز و جی ام استاکردر قالب مواردی مانند عدم اطمینان محیطی به آن اشاره شده است هم اکنون با ظهور عصر فراصنعتی که پیروی از الگوهای نظریه پردازان فراصنعتی است؛ در سال های آغازین قرن بیست و یکم شکلی جدید و کاربردی به خود گرفته است. از ویژگی های بارز سازمان های موجود در این عصر، تلفیق بهینه عنصر چابکی با پدیده پردازش اطلاعات برای رویارویی با تغییرات پیش بینی نشده در بازارهای جهانی است.
منظور از چابکی دارا بودن مجموعه ای از شایستگی ها و توانمندی ها است که باعث بقاء و پیشرفت سازمان ها در محیط های کسب و کار می شود[3]. چابکی مفهومی چندوجهی است که هر یک از ابعاد آن دارای جنبه های کیفی متعددی است، به طوری که سنجش و ارزیابی آن ها با روش های رایج با چالش مواجه می شود. یکی از این ابعاد یا توانمندسازها سیستم های اطلاعاتی کارآمد و موثری است که در جلوه های مختلف منشور سازمانی در قالب موسسه مجازی،تجارت الکترونیکی، تبادل الکترونیکی داده ها و تمرکز یا عدم تمرکز سازمانی تاثیرگذاری خود را نشان می دهد.
بنابراین می توان گفت که در سازمان های مورد نظر این پژوهش، توجه نکردن به معیارهایی که افزایش کارآیی سیستم های اطلاعاتی درنظام تولید چابک را به دنبال دارند، سبب بروز مشکلات و وقفه هایی در جریان تولید و عرضه محصول را می شوند. تازمانی که این سازمان ها نقاط ضعف و ریشه های بروز این مشکلات را شناسایی و رفع نکنند، نمی توانند نسبت به دستیابی به یک سیستم اطلاعاتی کارآمد امیدوار باشند.
مشکلات و پیامدهای متعددی که به دلیل نبود چنین پژوهشی و نادیده انگاشتن معیارهای پیشنهادی آن دامنگیر سازمان های مورد نظر خواهد شد، بسیار گوناگون است که در این پژوهش به آن ها پرداخته می شود و معیارهای مناسبی برای رفع آن ها نیز پیشنهادمی شود.
در این راستا می توان در زمینه سیستم های اطلاعاتی سازمان های مورد بررسی بیان داشت که درحال حاضر این سازمان ها با رعایت نکردن معیارهایی که به پدیده سرعت و دقت برای دریافت و پالایش اطلاعات محیطی اثر می گذارند، مواجه هستند. به دلیل ضعفی که سیستم های اطلاعات سازمان های مورد نظر از این بابت دارند؛ بیشتر اطلاعات دریافتی اطلاعاتی کهنه و قدیمی هستند و ازاین رو کارآیی خود را برای به کارگیری اطلاعات مناسب در جریان تصمیم گیری از دست می دهند.
نادیده گرفتن معیارهایی که استفاده بهینه از منابع بسیار مهم را به دنبال دارند و جریانی هماهنگ و یکپارچه از دارایی های فیزیکی و غیرفیزیکی را برقرار می سازند سبب از بین رفتن منابع بسیار مهم شرکت های مورد بررسی می شود.
نبود آموزش بموقع و مناسب افراد و کاربران درونی سیستم های اطلاعات سبب شده است تا کارکنان در استفاده بهینه از اطلاعات وتجزیه و تحلیل آن به شکلی صحیح باز بمانند و نتوانند از کل توان و ظرفیت سیستم برای پاسخگویی به تقاضای بازار بهره گیرند. بنابراین توسعه جامعه کاربران درونی می تواند به عنوان معیاری مهم برای کارآمدسازی سیستم های اطلاعاتی آن ها به شمار آید.
مشکلات و تاخیرهایی که از زمان سفارش دهی مواد خام تا لحظه دریافت پول دیده می شود به دلیل رکودها و تاخیرهایی است که بیشتر ناشی از جریان های بالادستی یا پایین دستی چرخه تولید هستند. بنابراین توجه به یکپارچه سازی و ایجاد هماهنگی میان این سه حلقه یعنی جریان های بالادستی ،جریان های پایین دستی و چرخه تولید و معیارهایی که این هدف را تامین می کند، می تواند در رفع تاخیرها و رکودهای ناگهانی که ممکن است درجریان تولید و عرضه کالا به مشتری نهایی بروز کنند، بسیار موثر واقع شود.
از دیگر مسائلی که به دلیل رعایت نکردن معیارهایی مانند توانایی سازگاری ،اصلاح و تغییر گریبانگیر این سازمان هاست، ناهم خوانی و ناسازگاری بین نرم افزارهای آن ها با یکدیگر و ضعف این سازمان ها در به هم مرتبط کردن نرم افزارها، بانک های اطلاعاتی وپایگاه های داده قدیمی با یکدیگر یا با نرم افزارهای جدیدتر است. بنابراین نپرداختن به معیارهایی که این پژوهش پیشنهاد می کند پیامدهای نامناسب بالا را به دنبال خواهد داشت.
1-2-بیان مسئله پژوهش
مسئله اصلی پژوهش این است که آیا می توان الگویی را برای تعیین معیارهای موثر بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی طراحی کرد ؟ چگونه می توان این معیارها را ارزش گذاری و اهمیت سنجی کرد ؟ با توجه به مطالعاتی که در زمینه چابکی صورت گرفته اند تاکنون الگوی مناسبی برای تعیین معیارهای تاثیرگذار بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولید چابک شناسایی نشده است. این پژوهش سعی دارد این معیارها را شناسایی کرده و سپس به ارزیابی و وزن دهی آن ها بپردازد تا براساس آن بتواند اقدام به رتبه بندی شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا مورد نظر نماید.
نادیده گرفتن معیارهایی که برمبنای نیازهای منحصربفرد کسب وکار مجموعه ای از راه حل های پیشنهادی و محلی را امکان پذیر سازد و درعین حال بتواند ارتباط های الکترونیکی آتی با مشتریان و تامین کنندگان راپیش بینی کند، سبب شده است بیشتر شرکت های تولیدی در دریافت سریع و پالایش دقیق اطلاعات محیطی ناتوان باشند.
ناتوانی در دریافت و پالایش اطلاعات محیطی خود به طور پی در پی پیامدهای دیگری را به دنبال دارد که ازجمله آن ها می توان به واکنش نامناسب یا کُند نسبت به تقاضای بازار، تشخیص ضعیف نیازهای مشتری و ارسال نکردن بموقع محصول اشاره داشت. درنتیجه احتمال از دست دادن بازارهای بالقوه تقویت می شود.
بنابراین سوال اساسی این است که با توجه به مطالعاتی که در زمینه چابکی صورت گرفته است آیا می توان الگوی مناسبی را برای تعیین معیارهای تاثیرگذار بر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولید چابک شناسایی کرد ؟
1-3- ضرورت انجام پژوهش
در محیط های به شدت رقابتی امروز که کارآیی در استفاده از منابع و سرعت و انعطاف پذیری حرف اول را می زند، به نظر می رسد تنها راه برای بقاءی شرکتها و سازمانهای تولیدی و خدماتی درون کشور چابکی است.
امروزه چابکی درسازمانهای تولیدی درون کشور به عنوان یک ضرورت مطرح میشود. از آنجاییکه یکی از مهم ترین توانمندسازهایی که در دستیابی به پدیده چابکی بسیار ضروری می باشند، سیستم های اطلاعاتی کارآمد است و با توجه به این که تاکنون در داخل کشور پژوهش خاصی که بر هر دوجنبه چابکی و سیستم های اطلاعاتی درکنار یکدیگر تمرکز کرده باشد یافت نشد؛ می توان بیان داشت که ترکیب این دو موضوع حداقل در داخل کشور موضوعی تازه است و می تواند برای رفع مشکلاتی که هم اکنون گریبانگیر شرکت های تولیدی است؛ بسیار موثر واقع شود. البته در خارج از کشور پژوهشگران متعددی به این دو موضوع پرداخته اند که در فصل ادبیات پژوهش به طور کامل به آن ها اشاره می شود.
به اعتقاد هوانگ و نوف[1] دو نفر از اندیشمندان چابکی منظور از توانمندسازهای چابکی، فرآیندها و ویژگی هایی است که تولیدکنندگان چابک را با توجه به عدم اطمینان محیطی قادر می سازد نسبت به:
1- تغییرسریع بازارها
2- فشارهای رقابت جهانی
3- کاهش زمان رسیدن به بازار
4- افزایش همکاری بین و داخل بنگاهها
5-روابطتعاملی زنجیره ارزش
6- افزایش ارزش اطلاعات محیطی
پاسخی مناسب از خود نشان دهند.
بنابراین می توان به سیستم های اطلاعاتی به عنوان توانمندسازها و تسهیل کننده هایی در نظام تولید چابک نگریست که امکان تحقق هدف تولید چابک را که دستیابی به انعطاف پذیری سازمانی، مزیت رقابتی وتوانایی سازگاری است، فراهم می کند.
شناسایی و تعیین معیارهای مرتبط با کارآیی سیستم های اطلاعاتی و وزن دهی آن ها کمک می کند تاثیرگذارترین متغیرهایی که در سازمان های مورد پیمایش می توانند امکان افزایش بازدهی و کارآیی سیستم های اطلاعاتی را فراهم سازند؛ شناسایی کرد. به این صورت می توان در راستای رفع نواقص و مشکلات به وجود آمده در این سازمان ها که در بخش مسئله پژوهش به طور کامل مورد اشاره قرار می گیرند، حرکت کرد. شناسایی، وزن دهی و ارزش گذاری این معیارها می تواند در تشخیص، اولویت بندی و کمک به حل مشکلاتی مانند تاخیر در دریافت و پالایش اطلاعات محیطی، واکنش پذیری نامناسب نسبت به تقاضای بازار،تشخیص کُند نیازهای رو به تغییر مشتریان؛ به هدر رفتن منابع بسیار مهم و استفاده غیربهینه از آن ها ،نبود آموزش و مهارت کافی نیروی انسانی و کاربران سیستم ها، رکودها و وقفه های به وجود آمده در فرآیندهای بالادستی و پایین دستی و ناهماهنگی و ناهم خوانی بین نرم افزارهای قدیمی با نرم افزارهای جدید، بسیارموثر واقع شود.
با تعیین معیارهای مربوط و حل مسائل موجود می توان برای دستیابی به یک سیستم اطلاعاتی کارآمد که می تواند نیازهای تولید را بموقع شناسایی کند، در راستای رفع نیازهای رو به تغییر بازار به سازمان انعطاف پذیری خاصی بخشد و سبب کاهش قابل توجه هزینه تعامل ها از طریق بهبود سرعت و دقت در سفارشها شود؛ گام برداشت.
از جمله پیامدهای ناشی از به کارگیری یک سیستم اطلاعاتی کارآمد وموثر در سازمان ها تسهیل واکنش سریع بین شرکای مؤسسه و تأمین کنندگان و مشتریان و یکپارچگی درون سازمان می باشد. یکپارچه سازی مؤسسه یا سازمان در قالب نظمی بیان می شود که افراد، فرآیندها، سیستم ها و فناوری ها را به هم دیگر وصل کرده و در هم تلفیق می کند تا اطمینان حاصل شود که شرکت های تولیدی می توانند به عنوان یک کل هماهنگ با خود و سایر سازمان ها برخورد کنند.
یک سیستم های اطلاعاتی کارآمد که معیارهای آن دراین پژوهش شناسایی و تعیین می شود یک زیرساز محاسبه ای و عددی است که کلیه ی کارکردها و واحد های موجود در درون یک شرکت را یکپارچه سازی می کند و می تواند کیفیت برتر ،کاهش هزینه ها و توان پاسخگویی فزاینده را تضمین کند.
رعایت معیارهای کارآیی سیستم های اطلاعاتی که دراین پژوهش پیشنهاد می شوند سیستم اطلاعاتی را عرضه خواهد کرد که بر مبنای توانایی تحویل سریع تر محصول، خلاصه سازی چرخه از زمان سفارش دهی تا لحظه دریافت پول طراحی شده است، ضمن آن که از ویژگی یکپارچه سازی عملیات با مشتریان، سازگاری با تغییرهای صورت گرفته در شرایط کسب وکار و انعطاف پذیری به منظور طراحی مجدد کسب و کارها برخوردار است.
1-4- اهداف پژوهش
هدف از انجام این پژوهش و نتایج مورد انتظار این پژوهش را می توان به سه بخش تقسیم کرد که این سه بخش عبارت هستند از:
1. شناسایی و تعیین معیارهای کمی و کیفی کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولیدچابک برای ارزیابی شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا براساس آن
2. سنجش میزان اهمیت هر یک از معیارها و شناسایی وزن های هر معیار و تعیین جایگاه معیارها
3. ارزیابی و رتبه بندی شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا از نظر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در نظام تولید چابک
1-5- قلمرو پژوهش
1-5-1- دوره زمانی پژوهش
این پژوهش در سال 92 آغاز شده است و داده های مورد نیاز آن از ابتدای این دوره گردآوری شده است.
1-5-2- مکان پژوهش
این پژوهش در شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا، با مراجعه حضوری پژوهشگر به این شرکت ها و مصاحبه با متخصصان و کارشناسان فعال درآن شرکت ها و توزیع جدول های (ماتریس های) نظرسنجی روش تحلیل سلسله مراتبی فازیانجام شده است.
1-6- جامعه آماری
جامعه آماری شرکتهای فعال در حوزه کشتیرانی است.
1-7- نمونه آماری
به منظور شناسایی و تعیین معیارها و سپس ارزیابی آن ها از میان شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا، پنج شرکت فعال در زمینه حمل و نقل دریایی انتخاب شده است .
1-8- فرایند انجام پژوهش
1. شناسایی و تعیین معیارها
مطالعه مبانی نظری
جمع آوری مدارک و اسناد سازمانی
مراجعه به نظرهای کارشناسان و خبرگان
2. تهیه یک صورت مصاحبه و چک لیست برای نظرسنجی از خبرگان و کارشناسان
3. تعیین اولویت و شناسایی وزن های هر معیار
4. طراحی جدول های مقایسه های زوجی برای اجرای روش تحلیل سلسله مراتبی فازی
5. تعیین جایگاه معیارها بر اساس نظر کارشناسان مرتبط با فرآیند تولید
6. اجرای روش تحلیل سلسله مراتبی فازی و روش بردار ویژه برای ارزیابی شرکت ها
6. رتبه بندی شرکت ها از نظر کارآیی سیستم های اطلاعاتی در تولید چابک
7. برگرداندن پاسخ خبرگان ونتائج تحلیل معیارها (بازنگری واصلاح داده ها)
8. تجزیه و تحلیل، نتیجه گیری و تدوین گزارش نهایی

اولویت بندی و شناسایی وزن های هر معیار
تهیه صورت مصاحبه و چک لیست برای نظرسنجی ازخبرگان و کارشناسان
شناسایی معیار ها
مطالعه مبانی نظری
جمع آوری مدارک و اسناد سازمانی
مراجعه به نظرات کارشناسان و خبرگان

تعیین جایگاه معیار ها
طراحی جدول های مقایسات زوجی فازی برای اجرای فن تحلیل سلسله مراتبی فازیو ارزیابی صنایع موردنظر

اجرای تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی و فن بردار ویژه در ارزیابی

رتبه بندی شرکت ها از نظر کارایی سیستم های اطلاعاتی در تولید چابک

تدوین گزارش نهایی
برگرداندن پاسخ خبرگان ونتائج تحلیل معیار ها (بازنگری)

شکل 1-1 فرایند انجام پژوهش
1-9-تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی
چابکی
چابکی دارا بودن مجموعهای از توانمندیها و شایستگیها است که باعث بقاء و پیشرفت سازمان در محیط های کسب و کار(ویژگی اساسی این محیط ها عدم اطمینان و تغییرهای دائمی می باشد) میشود[3].
سیستم اطلاعاتی :
سیستم اطلاعاتی نظامی دربرگیرنده کانال های ارتباطی است که به منظور انجام عملیاتی مانند : ورود داده ها، پردازش وتبدیل داده ها به اطلاعات، ذخیره سازی داده ها و سرانجام تولید خروجی هایی مانند گزارش های مدیریتی در سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.
روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP ) : روش تجزیه یک مسئله بزرگ به عناصر جزیی آن با استفاده از یک ساختار رده ای است که می تواند به درک راحت تر و تصمیم گیری دقیق تر کمک کند. دراین روش باید ارتباط هر عنصر با سایر عناصر موجود در ساختار رده ای و در سطوح مختلف مشخص شود و ارتباط هدف اصلی موجود از مسئله با پائین ترین رده موجود از سلسله مراتب تشکیل شده دقیقا روشن و مشخص شود[3].
کارآیی (در صنعت شرکت های تابعه در شرکت کشتیرانی. ا.ا : با توجه به این که تولید چابک به معنای توانایی ایجاد تغییر سریع در خط تولید است؛ بنابراین در این پژوهش منظور از کارآیی حرکت سریع از مونتاژ یک محصول شیمیایی به محصولی دیگر در کمترین زمان ممکن همراه با کمترین تعویض در ابزارها و نرم افزارهای کاربردی است.

فصل دوم
ادبیـــات
تحقیق
2-1- مقدمـه
درمحیط پرچالشی که شرکت‌ها در آن مشغول فعالیتهستند، یکی از مهمترین عوامل بقاء و پیشرفت؛ چابکی آنها است. ویژگی اساسی ایننوع محیط ها تغییر و عدم اطمینان است. شرکت‌ها در این محیط رقابتی باید به گونه ای عمل کنند کهبتوانند همراه با حفظ خود، از تغییرها حداکثر سود راکسب کرده و پیشرفت کنند.
نظام تولید چابک راه حل جدیدی است که در اواخر دهه 1990 برای مقابله بااین چالش مطرح شده است. واژه چابک در فرهنگ لغت به معنای”حرکت سریع، چالاک و فعال” یا “توانایی حرکت به صورت سریع و آسان” یا ” فکر کردن سریع با یکروش هوشمندانه” تعریف شده است [16] .
مفهوم چابکی ناشی از تولید چابکاست و تولید چابکمفهومی است که طی دهه 1990 میلادی گسترش یافته است و به عنوان یکراهبرد موفق، توسط تولیدکنندگانی که خودشان را برای افزایش عملکرد به طور قابل‌ملاحظه‌ایآماده می‌کنند، پذیرفته شده است[5]. هدف این تولیدکنندگان مطرح شدن به عنوان رهبردرسطح ملی و بین المللیدر یک بازار رقابتی است که نیازهای مشتریان درآن به صورت دائم در حالتغییر وتحول می‌باشد. صنعت حمل و نقل دریایی و کشتیرانی نیز از چنین شرایطی، جدا نیست و شرط موفقیت و بالندگی آن در عرصه جهانی، چابک بودن آن در راستای سازگاری با تغییرهای فزاینده و سریع جهانی است. در چنین محیطی، نظام تولید تولیدکنندگان جهانی باید توان تولیدهم زمان محصول های متفاوت با طول عمر کوتاه، تغییر روش ‌هایتولید محصول و پاسخگویی کارآ به تغییر را داشته باشد. در صورت داشتن چنینتوانمندساز‌هایی است کهشرایط و پیش زمینه های استقراریک نظام تولید چابک فراهم خواهد شد. برخی از اندیشمندان چابکی تعاریف متعددی از چابکی و سیستم های تولید چابک ارائه کرده اند. داو[17] چابکی را”توانایی شرکت هابرای بقاء و پیشرفت در یک محیط کسب و کار غیر قابلپیش بینیو پیوسته در حال تغییر و تحول”تعریف می‌کند .
چابکی توانایی تغییر یک شرکت برای سازگاری یافتن با تغییرها وشکار فرصت هایی است که به دلیل بروز تغییرها به دست می آیند [1]. پی تیکید[16] چابکی را تحت عنوان توانایی انجام تغییر سریع، هوشمندانه و پویا تعریف می کند. از نظر او چابکی هرگز به معنای انعطاف پذیری نیست و در مفهوم تولید بر توانایی سازگاری و تغییرکردن نیز میتواند دلالت داشته باشد. البته باید به این نکته توجه داشت که هرچند انعطاف پذیری یکی ازپیش زمینه های جدید رقابت است اما به تنهایی سبب ایجاد یک نظام تولید چابک نخواهد شد. به عقیده گاناسکاران[6]تولید چابک توان بقاء و دستیابی به برتری دریک محیط رقابتی آکنده از تغییر مستمر و غیرقابل پیش بینی است که با واکنش سریع وموثر نسبت به تغییر بازار همراه بوده و برخواسته از محصول ها و خدمات طراحی شده براساس نظر مشتری است.
از دید گاناسکاران[6]موسسه چابک به طور پیوسته در جستجوی راه های جدید راهبری خود برای واکنش نشان دادن سریع و موثر نسبت به تغییرات بازار است که برخواسته از محصولات و خدمات سفارشی می باشد. از جمله پایه های یک موسسه چابک، یکپارچه سازی فناوری ها و سیستم های اطلاعاتی، افراد، فرآیندها و تسهیلات کسب و کار درقالب یک شرکت انعطاف پذیر و هماهنگ است[18]. به عبارت دیگر می توان از موسسه چابک تحت عنوان پارادایم موسسات قرن بیست ویکم و یک راهبرد موفق برای تبدیل شدن به رهبری ملی و بین المللی در بازارهای بسیار رقابتی یاد کرد که همراه با نیازمندی های رو به تغییر مشتری می باشد [24] .
2-2- سیستم های تولیدی
2-2-1-ترتیب زمانی وقایع تولید
صنعت تولید پیوسته در شُرُف تغییر بوده است. این تغییراز صنعت دستی به تولید انبوه و سپس تولید ناب و در عصر حاضر به تولید چابکدرحال گذر بوده است. دوره اول تولید دستی بوده است. از ویژگی‌های این دوره؛ سطح تولید بسیار پایین، نظاماستاد- شاگردی، کیفیت پایین محصول، وجود کارگران ماهر، ماشین‌های چند منظوره،نظام تولید کارگاهی، وجود سازماندهی غیرمتمرکز و قیمت بالای محصول است[7] .
دورهدوم، دوره تولید انبوه هنری فورد بوده است که می توان از خط مونتاژ متحرک، توانایی تعویضکامل قطعه ها، راحتی اتصال قطعه های مختلف به یکدیگر، کاهش زمانچرخه کاری، تعویض‌پذیریکارگران، پیدایششغل های جدیدی مانند تعمیرکاری و مهندسی صنایع و کاهش زمان راه‌اندازیدستگاه ها به عنوانویژگی‌های اساسی این دوره نام برد. البته نباید از نام اسلون کسیکه تکمیل کننده کارهای فورد بوده، به سادگی گذشت؛ زیرا هنری فورد با موفقیت تولید انبوه رادر کارخانه به ثمر رساند امّا هرگز نتوانست دستگاه سازماندهی و مدیریتی به وجود آوردکه بتواند سیستم کلی کارخانه ها، فعالیت های مهندسی و سیاست‌های بازاریابی، یعنی همهدستاوردهای تولید انبوه را اداره کند. اسلون سیستمی را که فورد پیشگام آن است تکمیلکرده و به شکل امروزی آن درآورده است.
دوره سوم فلسفه تولید ناب(نظام تولیدی تویوتا) کهبنیانگذار و مغز متفکر آن مهندس ژاپنی به نام تاییچی اوهنو بود. فلسفه تولید ناب به مبنای حذف هر نوعفعالیت بدون ارزش افزوده است. تولید ناب اصولی دارد که عبارت هستند از : حذف اتلاف ها، خرابی های(شکست های) صفر، تیم‌هایچند منظوره، کاهش لایههای سازمانی، رهبری تیمی، سیستم‌هایاطلاعاتی عمودی، بهبود مستمر و سیستم کششی.
دوره چهارم، تولید چابکاست که هدفآن اغنای مشتری، تقویت اثر اطلاعات و افراد، تسلط بر پدیده تغییر و عدم اطمینان وافزایش رقابت‌پذیری از طریق همکاری است که در این زمینه در ادامه به طور کامل پرداخته می شود[20].
سال 2000 1990 1975 1903 1850
میزان غالب بودن پارادایم
تولید چابک تولید ناب تولیدانبوه تولید دستی

شکل2-1- ترتیب زمانی سیستم های تولید[18، 20]
2-2-2- تاریخچه چابکی
تاریخچه چابکی به دوره رکود صنایع ایالات متحده آمریکا برمی‌گردد. با توجه به رکود صنایع تولیدی ایالات متحده و از دست دادن رقابت‌پذیری درطول دهه 1980، در سال 1990 کنگره آمریکا تصمیم گرفت که اقدام هایی ضروری در این مورد انجام دهد. در نتیجه کنگره به وزارت دفاع دستور دادآژانسی را ایجاد کند تا صنعت تولید ایالات متحده را با هدف رقابتی‌تر کردن، مورد بررسی قرار دهد.
در واقع با مشاهده این که نرخ تغییر درمحیط کسب و کاربیشتر از نرخ سازگاری با محیط است؛ گروهی از متخصصان و دانشگاهیان در دانشگاهلی‌های در ایالت پنسیلوانیااز طرف وزارت دفاع با این هدف که چه نوع نظام هایا راهبردهایی موفق خواهند بود، گردهم آمدند تا صنعت تولید ایالات متحدهرا مورد بررسیقرار دهند. نتیجه تلاش‌های این گروه گزارش دو جلدی با عنوان”راهبرد بنگاه های تولیدی قرن بیست ویکم “بود که در پائیز 1991، به وسیله موسسه یاکوکا دردانشگاه لی‌های منتشر شد و درهمان زمان نام چابک برروی آن قرار گرفت[19] .
قبل از آنکه نخستین تلاش‌های فورد برای تولید خودروهایش در سال 1903 شروع شود،تولید به صورت دستی و با ابزارهای ساده امّا انعطاف‌پذیر انجام می شد. تا این که در بهار 1913 در کارخانهای جدیددر هایلندپارک دیترویتواقع در ایالات متحده خط متحرک تولید، شروعبه کارکرد. فورد در سال 1926 لغت “تولید انبوه”را مطرح کرد و نام سیستم جدید خودرا”تولید انبوه”نام نهاد، دیگران شیوه اورا”رویکرد فوردیسم”نام نهادند. اوج شکوفایی تولیدانبوه دهه 1950 است. این دهه شاهد پیشرفت‌های زیادی از جمله بالا رفتن سطحزندگی مردم و شکوفایی اقتصاد آمریکا است .
شرکت تویوتا موتورزدر بهار 1950 شروع به انجام تغییرهایی در ساختار و عملیاتخود نمود. این تغییرها از فکر آی‌جی تویودا و تاییچی اوهنو نابغه تولید تویوتاسرچشمه گرفت. در سال 1950 طی سفری سه ماهه به دیترویت، آن ها کارخانه فورد را ازنزدیک مورد بررسی قرار دادند. پس از بازگشت، به این نتیجه رسیدند که تولید انبوههرگز نمی تواند در ژاپن انجام شود. در واقع این آزمون شروعی بود برای ظهور سیستمیکه آن را نظام تولیدتویوتا نامیده اند. این سیستم سرانجام به تولید ناب معروفشد. در دهه 1980 و اوایل 1990 پارادایم غالب،تولید ناب بود که منشاء آن ژاپن و شرکت تویوتا موتورز بوده است.در سال 1991 درکنفرانسی که در دانشگاه لی‌های با نام”راهبرد‌های تولید برای قرن بیست و یکم” ‌برگزارشد، واژه تولید چابکمطرح گردید که اکنون آن را پارادایم قرن بیست و یکم به حسابمی‌آورند.
در سال 1991 گروهی از متخصصان صنعتی مشاهده کردند که نرخ افزایشتغییر در محیط تجاری از توانایی‌های شرکت‌های تولیدی سنتی به منظور تطبیق با آن سریعتر است. این شرکت‌ها در استفاده از مزایای فرصت‌هایی که برای آن ها ارائه می‌شدناتوان بودند و این ناتوانی در سازگاری با شرایط تغییر ممکن بود در بلندمدت باعثورشکستگی آن ها شود.
از اینرو دولت آمریکا تشخیص داد که مشکلی در بخش تولید وجود دارد و اگرایالات متحده بخواهد در میدان رقابت جهانی باقی بماند، باید این واقعیت را بپذیرد کهنیازمند دنبال کردن رویکردهای متفاوتی در تولید است .پسدولت مطالعه روی نقاط ضعف و قوت تولیدایالات متحده را به موسسه های دولتی و خصوصی مانندگروه مشاوران بوستن، گروه مشاورین ایالات متحده در رقابت‌پذیری واگذار کرد و در این راستا در سال 1991 براساس اطلاعاتجمع‌آوری شده، متخصصان دانشگاهی و صنعتی در دانشگاه لی‌های به این نتیجهرسیدند که تولید چابک بهترین راه برای ادامه زندگی صنعت ایالات متحده است [10] .
بنابراین پارادایمی جدید برای اولین باردر گزارشی که نام آن “راهبرد بنگاه های تولیدی در قرن بیست ویکم” از دیدگاه متخصصانصنعتی بود به وسیله موسسه یاکوکا منتشر شد و به مردم معرفی شد.
آمریکا و اروپا تغییرپارادایم در تولید(از تولید انبوه به تولید ناب)را به آهستگی پذیرفتند و این امر سبب از دست دادن سود و سهم زیادی از بازار در ابتدای کار در گروهی از صنایع شد. اما هم اکنون این صنایع به طرز دیوانه‌واری برای پیاده‌سازی تولید ناب/بموقع و رقابت در سطح جهانیتلاش می‌کنند[19] .
پیتردراکر اندیشمند و متفکر مشهور مدیریت، اولین کسی است که مفهوم سازمان چابک را مطرح کرد. در آن زمان وی ساختارشرکت‌های تولیدی را به ناوی سنگین به ویژه از بُعدیکپارچگی در ماهیت تشبیهکرد. دراکر بیان کرد که یک ناو بزرگ تنها می تواند به وسیله مجموعه‌ای از ناوگانکوچکتر جایگزین شود، و شرکت‌ها باید به کمک ماهیت ساختار خود،بهافزایش انعطاف پذیری و پاسخگویی مجهز شوند.
براساس دگرگونی های زمانی که نظام های تولیدی تاکنون داشته اند شاید بتوان تاحدودی به تفاوت های بین این سیستم ها پی برد .اما بین سه نوع تولید ناب، انعطاف پذیر و چابک تفاوت های اندکی وجود دارد که برای درک فلسفه وجودی هریک، اطلاع داشتن از آن ها لازم است [28] .
2-2-3- تقسیم بندی فرآیندهای تولید شرکت ها
در یک تقسیم بندی، می توان کارخانه ها را از نظر پیوستگیفرآیند تولید به چهار گروه اصلی تقسیم بندی کرد :
صنایع تولید گسسته (برای مثال صنعت خودروسازی )
صنایع تولید پیوسته (برای مثال صنعت پتروشیمی )
هریک از این دونوع سیستم با توجه به ویژگی هایی که دارند دارای دوره برنامه ریزی و زمان بندی متفاوتی هستند و نیازمند سیستم های اطلاعاتی ویژه خود هستند.
2-2-3-1- سیستمهای تولید گسسته
این بخش را می توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد :
سیستم های تولید انبوه
در این نوع نظام ها، معمولاًیک نوع فرآورده (یا انواع مختلف) به مقدار زیاد تولید می شود. در جریان تولید، مواد و قطعه با عبور از مراحل مختلف به شکل دلخواه درآمده و سرانجام بر روی یکدیگر مونتاژ می شوند. در کارخانه های با نظام تولید انبوه نیز ممکن است عملیات تولیدبه طور مستمر در شبانهروز ادامه داشته باشد، ولی از نظر مسائل فنی و فناوری تولید، کارشبانه روزی و استمرار کار در تمام روزهای سال در این نوع کارخانه ها لازم نیست. صنایع تولید اتومبیل و کارخانههای تولید لوازم خانگی نمونه هائی از کارخانه های دارای نظام تولید انبوه هستند.
سیستم های تولید دسته ای
در سیستم های تولید دسته ای، تعداد فرآورده های تولیدی زیاد است و حجم هر بار تولید در مقایسه با دو سیستم قبلی به مراتب کمتر است. در این سیستم ها هر چند مدت یک بار دستگاه ها برای تولید فرآوردهای آماده و تنظیم می شوند و پس از تولید مقدار تعیین شده ای از این فرآورده، دوباره برای تولید فرآورده دیگری آماده و تنظیم می شوند. کارخانه هایتولیدفرآورده های دارویی معمولأ از نظر نظام تولیدی در طبقه کارخانه های دارای تولید دسته ای قرار می گیرند.
سیستم های تولید سفارشی
این نوع سیستم ها به طور معمول بر نوع خاصی از فعالیت های تولیدی برای ساخت یک یا چند واحد محدود از یک دستگاه بزرگ که بر اساس سفارش و شرایط خواسته شده توسط مشتری تولید می شود، متمرکز می شود. بنابراین در این نوع سیستم ها، تنوع محصول قابل تولید زیاد بوده، و تولید یک فرآورده ویژه به صورت مستمر ادامه ندارد بلکه هر چند گاه یک بار بر اساس درخواست و سفارش خریدار، کارخانه محصول جدیدی را تولید می کند. کارخانه های سازنده کشتی های بزرگ و شرکت های ساختمان سازییا حمل و نقل دریایی و کشتیرانی در طبقه نظام های تولیدی سفارشی قرارمی گیرند.
2-2-3-2- طبقه بندی تولید گسسته براساس مراحل برنامه ریزی و زمان بندی
در تولید گسسته می توان بین سه نوع متفاوت از عملیات تفاوت قائل شد :
عملیات تبدیل اولیه در تولید گسسته
عملیات تبدیل اولیه تا حدی شبیه به عملیات تمام کاری در صنایع فرآیندی و تولید پیوسته هستندخروجی چنین عملیاتی اغلب قطعات خاصی است که بریده می شود و به صورت شکل مشخصی در می آید. مسیر طی شده توسط این اقلام معمولا پیچیده نیست و محصول نهایی که از یک تبدیل اولیه خارج می شود، اغلب محصول تمام شده نیست.
عملیات تولید اصلی در تولید گسسته
عملیات تولید اصلی به دستگاه هایی متفاوت نیاز دارد و درآن محصول (و اجزای آن) یک مسیر معین را از بین دستگاه های مختلف و مراکز کاری مختلف طی می کند. در این مراحل سرمایه گذاری ثابتی برای خرید ماشین آلات مختلف باید انجام گیرد. در این نوع عملیات اغلب فعالیت های معینی باید به طور مجدد تکرار شده و در نتیجه برخی از سفارش ها چندین بار به برخی از مراکز کاری وارد می شوند.
عملیات مونتاژ در تولید گسسته
هدف اصلی عملیات مونتاژ، گرد آوردن و یکپارچه کردن اجزای متفاوت با یکدیگر است. یک خط مونتاژ معمولا شکل هیچ یک از اجزا را تغییر نمی دهد.عملیات مونتاژ به سرمایه گذاری زیادی در زمینه ماشین آلات نیاز ندارد، ولی به سرمایه گذاری هایی در سیستم های مدیریت مواد و دستگاه های مونتاژ خودکار نیاز دارند.
عملیات مونتاژ می تواند به شیوه های مختلف سازمان دهی شود:
سلول های کاری : مثل رایانه های شخصی
خطوط مونتاژ : مثل خودرو، تلویزیون
ترکیبی از سلول های کاری و خط مونتاژ
بین معیارها و مشخصه های عملکردی نظام های تولید پیوسته و گسسته تفاوت هایی وجود دارد که برخی از این تفاوت ها روی برنامه ریزی و زمان بندی فرآیندها تاثیرگذار هستند مانند:
1- افق برنامه ریزی
افق برنامه ریزی در نظام تولید پیوسته معمولا بلندتر از افق برنامه ریزی نظام تولید گسسته است.
2- نرخ تغییر
نرخ تغییر در نظام تولیدی گسسته بیشتر از نرخ تغییر در نظام تولیدی پیوسته است.
3- سطح متمایز سازی محصول
در تولید گسسته سفارش سازی انبوه و متمایز سازی محصول به شدت مورد استفاده قرار می گیرند، ولی در تولید پیوسته سفارش سازی انبوه نقش مهمی ایفاء نمی کند.
به دلیل چنین تفاوت هایی، برنامه ریزی و زمان بندی در تولید گسسته و پیوسته می تواند به طور کامل متفاوت باشد.
2-2-3-3- سیستمهای تولید پیوسته
در این نوع نظام های تولیدی معمولاً یک نوع یا انواع محدودی از مواد اولیه از یک سریماشینآلات، به طور زنجیره ای عبور می کند و پس از ایجاد تغییرهایی در مواد اولیه که شامل تغییر در شرایط شیمیائی و فیزیکی می باشد، به یک یا چند محصول محدود تبدیل می شوند.کارخانه های دارای نظام تولیدی پیوسته معمولأ باید به طور شبانه روزی و در تمام روزهای سال در حال کار باشند. دراین نوع نظام های تولیدی از آنجا که هزینه راه اندازی و بهره برداری دوباره بسیار بالا است تا حد ممکن از خاموشی کل سیستم خودداری می شود. کارخانه هایذوب آهن، پالایشگاه ها و صنایع پتروشیمی، نمونه هائی از کارخانه های دارای نظام تولید پیوسته هستند.
مراحل فرآیندهای تولید پیوسته را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد :
عملیات پردازش اصلی در تولید پیوسته
عملیات پردازش اصلی در تولید تولید پیوسته برای تولید محصولاتی مانند محصولات شیمیایی در پالایشگاه ها، کاغذ، نورد، فولاد، آلومینیوم، مواد شیمیایی استفاده می شود. از جمله ویژگی های این مرحله هزینه های راه اندازی و خاموش کردن بسیار بالا برای ماشین آلات و دستگاه ها می باشد. دستگاه هایی که در این عملیات مورد استفاده قرار می گیرند بسیار گران بها و هزینه بر بوده و دارای هزینه های جانبی و تعمیرات و نگهداری بسیار بالایی هستند. در صورت تغییر تولید از محصولی به محصول دیگر هزینه زیادی به سیستم وارد می شود.
عملیات تمام کاری یا تبدیلدر تولید پیوسته
دراین مرحله خروجی عملیات اصلی با انجام فعالیت های فرعی دیگری مانند برش مواد، خم کردن، تا کردن و رنگ کردن یا چاپ کردن؛ تبدیل یا تکمیل می شود. این مرحله بسیار مهم است و سبب عرضه محصول های متنوع و متناسب با نیاز های گوناگون بازار می شود. این مرحله برای تولید انواع محصول هایی که تقاضا برای آن ها زیاد است؛ لازم است .در این مرحله ممکن است از یک محصول چندین محصول فرعی ایجاد شود که در برخی موارد سود ناشی از فروش آن ها از خود محصول اصلی بیشتر می شود .
به عنوان مثال از محصولی مانند اوره که یکی از محصول های اصلی خط تولید پتروشیمی است می توان محصول های فرعی گوناگونی مانند نیترات، کود شیمیایی ومحصول های دیگری تهیه کرد که دارای ارزش افزوده به مراتب بیشتری نسبت به محصول اولیه هستند .
2-2-4- تفاوت تولید چابک، ناب و انعطاف پذیر در سیستم های تولید گسسته و پیوسته
تولید ناب به تولید کارا، بدون اتلاف و با هزینه پایین میگویند در صورتی که تولید چابک، نظام تولیدی است که برای برآورده کردنتغییرات تقاضا وفرصت های نهفته بازار به سرعت اقدام به شکلدهی و بازسازی مجدد خود می نماید. منظور از تولید انعطاف پذیر نیز نظام تولیدی است که دارای توان سازگاری با ترجیح های گوناگونمشتری است. به طور کلیانعطاف پذیری یک پاسخبرنامهریزیشده به انحراف هایی است که از قبلقابل پیش بینی هستند، در حالی که چابکی مبتنی بر تغییر پیشبینینشده است و عواملی را که مانع بروز تغییر می شوند به حداقل می رساند[4].
تولید چابکیک مفهوم جدید است که ممکناست از روش های جدیدی تشکیل نشده باشد. در تولید چابکروشهایی مانند تولید ناب و انعطاف پذیر در یک روش متمرکز شده اجرا میشوند. از اینرو بهبود زیادیدر محصول، پاسخدهی به مشتریان، نوآوری و انعطافپذیری فراهم می



قیمت: 11200 تومان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *