شناسایی معیار های طراحی مجموعه های فرهنگی -تاریخی در بافت تاریخی در ارتباط با بافت جدید

فصل اول
معرفی موضوع
شناسایی معیار های طراحی مجموعه های فرهنگی -تاریخی در بافت تاریخی در ارتباط با بافت جدید
1- 1- مقدمه
بافت حد فاصل میدان صاحب الامر و رد پای باروی قدیمی شهر تبریز به صورت مکانی بلااستفاده، متروک و فراموش شده تبدیل گشته، مکانی با کاربری های ناسازگار شهری مانند انبار ، کارگاه … ، در صورتی که این قسمت در قلب بافت تاریخی تبریز و در امتداد محور تاریخی- فرهنگی تبریز باید پذیرای بهترین و مجلل ترین کاربری ها باشد، به طوریکه مردم بجای گریز از این محلات و دوری از آنها ، باید به آنها روی بیاورند و دارای کارکردی شایسته جایگاهی که در خاطرات و اذهان تاریخی مردم دارد، باشد.
در این تحقیق سعی شده که با بیان مسئله و پی بردن به این مشکلات، طرحی را برای ایجاد یک مرکز تاریخی- فرهنگی بر اساس پتانسیل های موجود پیشنهاد بدهیم که هم بتواند گسست ایجاد شده بین این بافت و بافت جدید شهر را حل کند و هم با تعریف پروژه معماری و وارد کردن کاربری های فرهنگی- تاریخی بتواند این بافت را به هویت اصلی خود بازگرداند و آن را به یک فضای سرزنده و دارای رونق تبدیل نماید.
1-2- بیان مسأله تحقیق
ما انسانها در دنيايي زندگي مي کنيم که اساس و جوهره آن بر تمدن هاي گوناگون بشري است که طي ادوار مختلف به وجود آمده و پي ريزي شده است . در طول اين دوره ها وسالها اقوام و ملل مختلفي هر کدام تمدني را بنا نهاده که در پيشرفت و تکامل انسان سهم بسزايي داشته و دارند که شاهد اين کلام همانا بشر امروزي است که آخرين ثمره تمدن گذشتگان مي باشد .
شناخت هرچه بيشتر تمدنمان و آنچه از گذشته برايمان به ارث رسيده است، باعث حفاظت و پاسداري بهتر آنان شده و اين باور را در ما به وجود مي آورد که آثار باستاني و کهن هر شهر به مثابه هويت تاريخي و فرهنگي آن شهر بوده و آسيب رساندن به آن ، در واقع صدمه زدن به هويت اجتماعي و فرهنگي خودمان مي باشد (عمراني و اسمعيلي سنگري، 1385، ص 12) .
هويت اجتماعي و حافظه جمعي در جايي حفظ مي شود که وقتي فرد درآنجاست، حس کند فضايي که در آن مستقر است که با جاهاي ديگر فرق دارد. اگر شما احساس کنيد در جايي هستيد که در آن تداوم تاريخي وجود ندارد، يکي از ارکان مهم زندگي اجتماعي زير سوال مي رود واحساس عدم تعلق به جامعه و عدم هويت مي کنيد ) خسرو خاور، 1383(.
در جهان امروز ، تلاش براي حفظ هويت يکي از منازعات اصلي ملتها است . هويت کالبدي به معناي صفات و خصوصياتي است که جسم شهر را از غير متمايز کرده و شباهتش را با خودي آشکار مي کند. اين صفات بايد به گونه اي باشند که جسم شهر ، در عين حفظ تداوم زماني، در حال تحول و تکامل نيز باشد و نهايتا به پيدايش يک کل منجر شود (مير مقتدايي، 1383).
مهم اين است که هر مکاني در ضمن هرگونه تغييري ، هويت خود را نيز حفظ کند ، تداوم و دگرگوني بر اين امر دلالت دارد که به رغم همه تغيير ها و دگرگشت ها چيزي پا بر جا و ثابت ميماند. مکان هم ثبات دارد و هم برخوردار از تغيير پذيري است، و اين نکته اي نيست که به آساني دريافتني باشد. ثبات همان روح مکان است و به تعبيري همان ارتباط ويژه آن مکان با فضا، فرم و صورتهاي به کار رفته در آن، و تغيير پذيري و بي ثباتي مکان به دليل نياز به تاويل و باز تاويل مکان به شيوه هاي مختلف و چه بسا متضاد است (نوربرگ شولتز ، 1381، ص 61-60).
1-2-1- معرفی موضوع
در سالهاي اخير با ورود مدرنيته به ايران و به تبع آن شهر تبريز، توجه به بافت جديد منجر به بي تفاوتي و گاهي بي توجهي به بافت با ارزش کهن شهر تبريز شده است. در دوران پهلوي و نيز اوايل انقلاب اسلامي احداث خيابانهاي جديد در اطراف و محدوده بافت تاريخي شهر منجر به آن شد که شهر قديم ، يکپارچگي و انسجام خود را از دست بدهد، به شکلي که محوطه هاي پوسيده و تخريب شده در آن روز به روز بيشتر مشاهده مي گردد. به اين ترتيب قسمتهايي از بافت تاريخي که در بر دارنده هويت شهر و خاطرات تاريخي – فرهنگي با ارزش مي باشند و در نقشه ذهني مردم شهر از جايگاه ويژه اي برخوردارند، عملا رنگ باخته و به صورت فضاهايي بدون استفاده در آمده اند.
بدين سان شهر کم کم مناظر فرهنگي خود را که آشکارا مبين تاريخ و سنت هاي فرهنگي آن است را از دست مي دهد. بافت تاريخي شهر تبريز نيز از آن مناظر فرهنگي است که در جستجوي زماني از دست رفته و در سخن گفتن با زبان گذشته به آن گونه که به زبان همه مردمان شنيدني است دچار گسيختگي از بافت جديد و پوياي شهر امروزي شده است و به اين ترتيب حيات شهري در قسمتهايي از آن تحليل يافته و يا از بين رفته است .
1 -2-2-دلایل انتخاب موضوع
در مورد بافت تاريخي تبريز مطالعات مفصلي صورت گرفته است که در اين ميان مطالعات مهندسين مشاور نقش جهان پارس و عرصه شاخص ترند و در طرح هاي بالا دست پيش بيني شده در طرح تفصيلي شهر تبريز، بافت مرکزي شهر به عنوان منطقه تاريخي- فرهنگي در نظر گرفته شده است و طرح جامع نيز اين منطقه را با توجه به اهداف راهبردي خود به عنوان منطقه تاريخي – فرهنگي تعيين نموده که در آن به بازسازی بافت و پالايش فعاليت هاي مزاحم و آلوده کننده تاکيد شده است.
يکي از عواملي که مي تواند گسست ايجاد شده بين قسمتهاي داراي اقبال عمومي در بافت جديد و قسمتهايي از بافت که حيات خود را بنا به دلايلي که اشاره شد از دست داده اند را از بين ببرد و موجب پيوند بين اين دو بافت گردد، استفاده از مناظر و پتانسيل هاي بافت تاريخي – فرهنگي شهر مي باشد که يکي از اين موارد و مهمترين آنها محور تاريخي – فرهنگي تبريز است.
1 -2-2- 1 جمع بندی
با توجه به مطالبي که ذکر شد و چالشي که در دنياي امروزي در مورد مسئله هويت، تاريخ و فرهنگ پيش آمده، مي توان به نياز امروزي جامعه به يک مرکز تاريخي – فرهنگي اشاره کرد که نه تنها وظيفه شناساندن تاريخ و فرهنگ غني اين مرز و بوم و دستاورد هاي آداب و رسوم و سنن اين منطقه را بر عهده دارد، بلکه به نوعي ايجاد کننده پيوند کالبدي و اجتماعي بين بافت قديم و جديد اين شهر مي باشد . اين محور به عنوان يک محور تاريخي ، فرهنگي مي تواند بستر مناسبي را جهت ايجاد چنين مرکزي براي ما به وجود بياورد ، به گونه اي که هم گوياي تاريخ سير تحول و فرهنگ و هويت شهر باشد و هم به حضور شهروند در اين فضا استمرار و انسجام بخشيده و کانون مدني گرمي را به وجود بياورد.
1-3- پرسش تحقیق
چگونه می توان با طراحی یک مرکز تاریخی- فرهنگی، بافت با ارزش و کهن شهر تبریز را به بافت جدید پیوند داد؟
1-4- اهداف تحقیقطراحی مرکز تاریخی – فرهنگی که بتواند نیازهای جامعه مورد پژوهش (تبریز) را با رعایت احترام به بافت قدیم وتاکید بر بر گرداندن حیات به آن قسمت از این بافت که کارکرد خود را در طول زمان از دست داده است را بر اساس طرح های بالا دست که مطالعات آن در طرح تفصیلی تبریز مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است بر آورده سازد.
شناسایی معیار های طراحی مجموعه های فرهنگی -تاریخی در بافت تاریخی در ارتباط با بافت جدید.
1-5- روش تحقیق
الف – روش تحقیق از نوع کیفی بوده و در مراحل مختلف از روشهای تاریخی و اکتشافی استفاده خواهد شد و در مجموع تحقیق حاضر یک تحقیق پروژه ای می باشد.
ب ـ روش گردآوري اطلاعات:
یکی از اصلی ترین بخش های هر کار پژوهشی را جمع آوری اطلاعات تشکیل می دهد. چنانچه این کار به شکل منظم و صحیح صورت پذیرد کار تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری از داده ها با سرعت و دقت خوبی انجام خواهد شد . از نظر متد، روش و تکنیکهای پژوهشی با استفاده از روش جمع آوری اطلاعات ، روش مورد استفاده به صورت میدانی و کتابخانه ای و روشهای ترکیبی انتخاب شده است .
1-6- فرضیههای تحقیق
طراحی در بافت های تاریخی با در نظر گرفتن اصول و معیار های مربوطه موجب رونق و احیای این بافت ها می گردد.
– استفاده از پتانسیل های سایت های کهن می تواند در ارتقای کیفیت طراحی مراکز فرهنگی نقش داشته باشد.
فصل دوم
شناخت
2-1- مقدمه
بعد از مشخص شدن مسئله ایجاد تحقیق و بیان آن و نیز مشخص شدن روش تحقیق نوبت به ایده های فکری محقق از طرح مسئله است. یعنی نکات مهمی که در تعریف اصطلاحات با عنوان زیر بنای فکری محقق مطرح و قابل بسط می باشد.
در این فصل به بررسی مبانی فکری و نظری طراح در رابطه با طرح و مفاهیم پایه مورد نظر پرداخته و در این مسیر به نمونه های مرتبط با ایده طرح با دید منتقدانه نگاه افکند، سپس به ارائه چهارچوب نظری می پردازد. در طراحی مرکز تاریخی فرهنگی تبریز با رویکرد پیوند دهی بافت قدیم و بافت جدید مبانی نظری طراح بازگرداندن زندگی دوباره به این بافت و تزریق کاربری های هم شان با بافت تاریخی-فرهنگی منطقه برای ارتقای کیفی آن می باشد.
بنابر این واژه بافت، سپس مشکلات بافت، راه حل پیشنهادی،فضای شهری و فضای عمومی در معماری مورد بررسی قرار می گیرد.
برای روشن شدن مفاهیم پایه از نظرات بزرگان و دانشمندان این فن(معماران و شهر سازان) استفاده گردیده است و سپس با بر گرفتن از نظریات آنها به بیان نظریه پرداخت.
در بخش بعدی معرفی نمونه های طرح از لحاظ عنوان و سایت مورد بررسی قرار می گیرد و با بررسی آنها به نتایجی برای ارائه یک ایده مناسب برای طرح می رسیم.
2-2- فرهنگ:
2-2-1- واژه فرهنگ:
فرهنگ از متن قديمي اوستايي و پهلوي فَرَهَنگ است . فَرَ به معناي پيش و هَنگ به معناي قصد و آهنگ است . هنجيدن و انجيدن به معناي بيرون کشيدن و بيرون آوردن : هنج و هنگ در دودهنگ يا دو دهنج به معناي دودکش است . واژه آهنگ به معني قصد و اراده و عزم و همچنين موزوني در ساز و آواز است . فرهيختن و فرهختن و فرهنجيدن از همين ريشه است . به معناي آموختن ادب ، تربيت کردن. کلمه فرهنگ در متون قديمي پهلوي ، از جمله کارنامه اردشير بابکان و دينکرت و غيره هم آمده است، در فرهنگ رشيدي آمده است : ” فرهنج و فرهنگ ادب و اندازه و حد هر چيزي ، و ادب کننده و امر به ادب کردن بر اين قياس فرهنجيدن و فرهنجيده و فرهنجيد .
چند دهه است که واژه فرهنگ مجدداً وارد زبان فارسي شده است و در مقابل: Culture و education بکار گرفته شده است. جوامع غرب ، تمدن مدرن را با شوق کشف همه چيز بنيان نهادند . آنها محدوده طبيعت و کره زمين را براي شناسائي پديده ها و جوامع گوناگون درنور ديدند . واژه کولتور را که در اصل به معني کشت و کار بود ، ابتدا در آلماني به کار گرفتند، تا آن که به علوم اجتماعي رسيد . آشنايي ايرانيان با مفاهيم اساسي جامعه شناسي از جمله کولتور ، آنها را به واژه فرهنگ هدايت کرد . واژه فرهنگ در زبان فارسي قدمتي کهن و ديرينه دارد، و نه تنها در اولين نثرهاي فارسي دري ، که در زبان پهلوي هم بسيار ديده شده است . در زبان فارسي از مصدر فرهيختن ، کلمات بسياري جدا شده است ، از جمله خود کلمه فرهنگ است. فرهيختن به معناي علم و ادب و هنر مي باشد ، و اساساً در زبان پهلوي فرهنگستان به معني محل آموزش ، يا آموزشگاه بوده است . واژه فرهنگ براي مدتي از يادها رفته بود تا آن که در سال 1314 با تأسيس فرهنگستان ايران ، و تبديل وزارت معارف به وزارت فرهنگ مجدداً در سطح جامعه مطرح شد ، واژه فرهنگ در ايران در ابتدا در مقابل education ، آموزش و تربيت مطرح شد. فرهنگيان کساني بودند که در کار آموزش و پرورش جامعه بودند ، تا آن که فرهنگ در مقابل Culture مطرح شد . و آموزش در مقابل education رفت .
2-2-2- تعريف فرهنگ:
فرهنگ چيست ؟
انسان موجودي است که با تمام موجودات و حيوانات غير هم نوع خود تفاوت هاي اساسي دارد ، از جمله تفاوتهاي مهم انسان که در منابع و کتب علوم اجتماعي به آن اشاره شده است . گروه جويي و زيست اجتماعي ، سخن گفتن ، ابزار سازي ، انديشمندي ، و هدف داري مي باشد . انسان از ابتداي حضور خود در زمين نيازهايي داشته تا به کمک آنها ، تا ادامه حيات دهد . براي ادامه حيات کار کرده ، ابزار ساخته و با وسايل و امکانات مختلف اقدام به توليد کرده است ، توليد تلاش آدمي براي فراهم کردن و ساختن ، چيزهايي است که مورد دلخواه انسان است و در طبيعت و يا توليد نيازمند وسايل و ابزار است ، لذا انسان ابزار سازي را پيشه کرده است ، ابزار سازي و ايجاد امنيت ، لزوم همکاري با ديگر انسانها را مورد توجه قرار داد ، از اين رو آدمي به جمع توجه مي کند . در جهت ايجاد ارتباط با همنوعان سخن گفتن ضروري مي شود و سخن گفتن ، علاوه بر ايجاد ارتباط به تقويت و انتقال تجربه افراد مي انجامد . به اين ترتيب هر گروه اجتماعي ، اقدام به ساختن ابزارها و توليد مشترک مي کنند . تا به حيات مورد نظر و دلخواه خود ادامه دهند .
ساده ترين عنصر زندگي جمعي کنش اجتماعي است ، کنش اجتماعي مجموعه حرکات مشخصي است که يک فرد براي تحقق هدف نسبت به فرد ديگر نشان مي دهد . کنش اجتماعي در برگيرنده برخوردهاي اجتماعي است ، برخورد اجتماعي اولين اثري است که در قالب جسمي يا روحي توسط يک انسان بر انسان ديگر بوجود مي آيد . چنين کنشي کار تحريک صورت مي گيرد . به دنبال هر تحريک انسان اول پاسخ يا واکنش انسان دوم بوجود مي آيد . چنين کنشي مداوم است ، لذا تحريک متقابل اجتماعي بوجود مي آيد ، که جريان دو سويه و مداومي است ، تحريک متقابل اجتماعي به ارتباط متقابل اجتماعي منجر مي شود ، ارتباطي است که به شکل هاي مختلف مثل تقليد ، تلقين ، سخن گفتن و انتقال تجربه از انساني به انساني ، و از نسلي به نسلي بعد منتقل مي شود ، و به تدريج نوعي هماهنگي در کنش هاي متقابل اجتماعي بوجود مي آيد . که سبب مي شود ، آدمي از هنگام زادن ، از جامعه آموزش گرفته و متکي به آن گردد . و لذا خواسته يا ناخواسته به حفظ جامعه و استقرار نظم در آن کمک کند .
2-2-3- معماري به عنوان بستر فرهنگ
هر جامعه‌اي با هر سيستمي كه اداره شود و هر نوع ايدئولوژي كه بر آن حاكم باشد داراي اهداف و آرمانهاي خاص خود

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *