شته مومی کلم (Brevicoryne brassicae)

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: TOC \o “1-4” \h \z \u مقدمه PAGEREF _Toc310541000 \h 1فصل دوم: مروری بر تحقیقات پیشین PAGEREF _Toc310541001 \h 62-1- شته مومی کلم PAGEREF _Toc310541002 \h 62-1-1- معرفی شته مومی کلم PAGEREF _Toc310541003 \h 62-1-2- پراکندگی PAGEREF _Toc310541004 \h 72-1-3- مرفولوژی PAGEREF _Toc310541005 \h 92-1-4- بیولوژی PAGEREF _Toc310541006 \h 102-2- زنبور پارازیتویید Diaeretialla rapae PAGEREF _Toc310541007 \h 112-2-1- معرفی زنبور Diaeretialla rapae PAGEREF _Toc310541008 \h 112-2-2- شکل شناسی PAGEREF _Toc310541009 \h 122-2-3- پراکندگی PAGEREF _Toc310541010 \h 132-2-4- زیست شناسی و میزبان ها PAGEREF _Toc310541011 \h 142-3- کلزا PAGEREF _Toc310541012 \h 142-4- زیست سنجی یا Bioassay: PAGEREF _Toc310541013 \h 152-4-1- اصول زیست سنجی PAGEREF _Toc310541014 \h 162-4-2- تکنیکهای زیست سنجی: PAGEREF _Toc310541015 \h 172-4-2-1- کاربرد مستقیم PAGEREF _Toc310541016 \h 182-4-2-2- کاربرد غیرمستقیم PAGEREF _Toc310541017 \h 19عنوان صفحه
2-4-2-3- ترکیب روشهای مستقیم و غیرمستقیم PAGEREF _Toc310541018 \h 202-4-4- عوامل موثر بر دقت آزمایشهای زیست سنجی PAGEREF _Toc310541019 \h 202-5- عصاره های گیاهی PAGEREF _Toc310541020 \h 212-6- اثرات زیرکشندگی آفت کش ها PAGEREF _Toc310541021 \h 22فصل سوم: مواد و روش ها PAGEREF _Toc310541022 \h 323-1-کلنی‌شته PAGEREF _Toc310541023 \h 323-1-1- هم‌سن‌سازی شته‌ها PAGEREF _Toc310541024 \h 333-2- کلنی دشمن طبیعی PAGEREF _Toc310541025 \h 333-2-1- هم‌سن‌سازی زنبورها PAGEREF _Toc310541026 \h 353-3- تهیه‌ی عصاره‌های گیاهی PAGEREF _Toc310541027 \h 363-4- آزمایش‌های زیست‌سنجی PAGEREF _Toc310541028 \h 383-4-1- تعیین حلال‌مناسب PAGEREF _Toc310541029 \h 383-4-2- تعیین غلظت مناسب PAGEREF _Toc310541030 \h 393-4-3- زیست‌سنجی حشرات با عصاره روناس PAGEREF _Toc310541031 \h 443-4-4- زیست‌سنجی حشرات با عصاره‌ی کلپوره PAGEREF _Toc310541032 \h 443-5- بررسی دز زیر کشنده‌ی عصاره‌ها PAGEREF _Toc310541033 \h 463-5-1- باروری زنبورها: PAGEREF _Toc310541034 \h 463-5-2- طول عمر زنبورهای بالغ PAGEREF _Toc310541035 \h 473-5-3- بررسی رفتار میزبان‌یابی زنبورهای ماده PAGEREF _Toc310541036 \h 47فصل چهارم: نتایج PAGEREF _Toc310541037 \h 514-1- آزمایشهای زیست سنجی PAGEREF _Toc310541038 \h 514-1-1- تعیین حلال مناسب برای عصاره ها PAGEREF _Toc310541039 \h 51عنوان صفحه
4-1-2- آزمایش های مقدماتی PAGEREF _Toc310541040 \h 514-1-3- آزمایش های اصلی زیست سنجی PAGEREF _Toc310541041 \h 554-1-3-1- بررسی اثرات کشندگی عصاره کلپوره روی شته B. brassicae PAGEREF _Toc310541042 \h 554-1-3-2- بررسی اثرات کشندگی عصاره روناس روی شته B. brassicae PAGEREF _Toc310541043 \h 594-1-3-3- بررسی اثرات کشندگی عصاره کلپوره روی زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310541044 \h 604-1-3-4- بررسی اثرات کشندگی عصاره روناس روی زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310541045 \h 624-2- بررسی دز زیرکشنده (LC25) عصاره ها روی بیولوژی و رفتار میزبان یابی زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310541046 \h 644-2-1- تاثیر دز زیر کشنده عصاره های روناس و کلپوره روی طول عمر زنبور D. Rapae PAGEREF _Toc310541047 \h 664-2-2- تاثیر دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره روی باروری زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310541048 \h 674-2-3- تاثیر دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره روی ظهور زنبورهای بالغD. rapae از شته های پارازیته شده B. brassicae PAGEREF _Toc310541049 \h 684-2-4- بررسی اثر دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره روی نرخ جنسی زنبورهای نسل بعد PAGEREF _Toc310541050 \h 694-2-5- بررسی تاثیر دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره روی رفتار میزبان یابی زنبورهای ماده PAGEREF _Toc310541051 \h 70فصل پنجم: بحث PAGEREF _Toc310541052 \h 72فهرست منابع و مآخذ
منابع PAGEREF _Toc310541053 \h 78
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
TOC \o “1-1” \h \z \u جدول 4-1 درصد تلفات اصلاح شده از اثر عصاره های گیاهی بر شته مومی کلم PAGEREF _Toc310599617 \h 52جدول 4-2 درصد تلفات اصلاح شده از اثر عصاره های گیاهی بر زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310599618 \h 53جدول 4-3 میانگین درصد تلفات اصلاح شده حشرات کامل شته مومی کلم ناشی از اثر عصاره ها در غلظت 800 میکرولیتر بر میلی لیتر در آزمایشگاه PAGEREF _Toc310599619 \h 54جدول 4-4 میانگین درصد تلفات اصلاح شده حشرات کامل زنبور D. rapae ناشی از اثر عصاره ها در غلظت 800 میکرولیتر بر میلی لیتر در آزمایشگاه PAGEREF _Toc310599620 \h 54جدول 4-5 دز بالا و دز پایین به همراه سه غلظت بدست آمده در بین آنها بصورت فاصله های لگاریتمی که برای تعیین دزهای کشنده استفاده گردیدند56جدول 4-6 عکس العمل حشرات کامل شته B. brassicae نسبت به عصاره ی کلپوره و محاسبه دزهای کشنده 25، 50، 70 و 90 درصد PAGEREF _Toc310599622 \h 57جدول 4-7 عکس العمل حشرات کامل شته B. brassicae نسبت به عصاره ی روناس و محاسبه دزهای کشنده 25، 50، 70 و 90 درصد PAGEREF _Toc310599623 \h 60جدول 4-8 عکس العمل حشرات کامل شته D. rapae نسبت به عصاره ی کلپوره و محاسبه دزهای کشنده 25، 50، 70 و 90 درصد PAGEREF _Toc310599624 \h 62جدول 4-9 عکس العمل حشرات کامل شته D. rapae نسبت به عصاره ی روناس و محاسبه دزهای کشنده 25، 50، 70 و 90 درصد PAGEREF _Toc310599625 \h 64عنوان صفحه
جدول 4-10 مقایسه LC50 عصاره های روناس و کلپوره روی شته مومی کلم و زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310599626 \h 65جدول 4-11 تجزیه واریانس مربوط به آزمایشهای بویایی سنجی…………………………70

فهرست شکل ها و نمودارها
عنوان صفحه
TOC \o “1-1” \h \z \u شکل 2-1 پراکنش شته مومی کلم Brevicoryne brassicae PAGEREF _Toc310603030 \h 8شکل 2-2 مشخصات مرفولوژیکی شته مومی کلم Brevicoryne brassicae PAGEREF _Toc310603031 \h 9شکل 2-3 سیکل زندگی شته مومی کلم Brevicoryne brassicae PAGEREF _Toc310603032 \h 11شکل 2-4 مشخصات مرفولوژیکی زنبور Diaeretiella rapae PAGEREF _Toc310603033 \h 13شکل 3-1 مزارع کلزای آلوده به شته مومی کلم در شهرستان اقلید PAGEREF _Toc310603034 \h 32شکل 3-2 گیاهان کلزا در مرحله چهار برگی برای ایجاد کلنی PAGEREF _Toc310603035 \h 33شکل 3-3 قفس های استفاده شده برای پرورش زنبور Diaeretiella rapae PAGEREF _Toc310603036 \h 34شکل 3-4 قفس های استفاده شده برای پرورش زنبور Diaeretiella rapae PAGEREF _Toc310603037 \h 35شکل 3-5 آسیاب برقی استفاده شده برای پودر کردن گیاهان روناس و کلپوره PAGEREF _Toc310603038 \h 37شکل 3-6 مگنستایر مورد استفاده جهت عصاره گیری PAGEREF _Toc310603039 \h 37شکل 3-7 دستگاه روتاری مورد استفاده برای عصاره گیری PAGEREF _Toc310603040 \h 38شکل 3-8 دستگاه Potter spray tower مورد استفاده در آزمایشهای زیست سنج PAGEREF _Toc310603042 \h 42شکل 3-9 آسپیراتور مورد استفاده جهت انتقال زنبورهای D. rapae PAGEREF _Toc310603043 \h 43شکل 3-10 پتری دیش های استفاده شده در آزمایش های زیست سنجی PAGEREF _Toc310603044 \h 43شکل 3-11 اتاقک رشد مورد استفاده در آزمایشهای زیست سنجی PAGEREF _Toc310603045 \h 45عنوان صفحه
شکل 3-12 دستگاه بویایی سنج استفاده شده در آزمایش های رفتاری زنبور D. rapae PAGEREF _Toc310603046 \h 49نمودار4-1 خط دز- پاسخ حشرات کامل شته B. brassicae نسبت به عصاره کلپوره PAGEREF _Toc310603047 \h 58نمودار4-2 خط دز-پاسخ حشرات کامل شته B. brassicae نسبت به عصاره روناس PAGEREF _Toc310603048 \h 59نمودار4-3 خط دز-پاسخ حشرات کامل زنبور D. rapae نسبت به عصاره کلپوره PAGEREF _Toc310603049 \h 61نمودار 4-4 خط دز-پاسخ حشرات کامل زنبور D. rapae نسبت به عصاره روناس PAGEREF _Toc310603050 \h 63نمودار 4-5 میزان طول عمر زنبورهای ماده ی تیمار شده با دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره PAGEREF _Toc310603051 \h 66نمودار 4-6 درصد شته های پارازیته شده توسط زنبورهای ماده تیمار شده با دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره PAGEREF _Toc310603052 \h 67نمودار 4-7 تعداد زنبورهای خارج شده از شته های پارازیته شده توسط زنبورهای ماده تیمار شده با دز زیرکشنده عصاره های روناس و کلپوره PAGEREF _Toc310603053 \h 68نمودار 4-8 نرخ جنسی (درصد افراد ماده) در نسل جدید زنبورهای تیمار شده با عصارههای روناس و کلپوره PAGEREF _Toc310603054 \h 69
فصل اول

مقدمه
شته مومی کلم (Brevicoryne brassicae) که به شته کلزا نیز معروف است، یکی از مهمترین آفات گیاهان خانواده چلیپاییان بوده و باعث ایجاد خسارت مستقیم از طریق تغذیه از شیره گیاهی ، وخسارت غیر مستقیم به وسیله انتقال ویروسهای بیماری زای گیاهی مختلف می گردد (Dubey et al., 1981 و Costello and Altieri, 1995 و Blackman and Eastop, 2000 و Schielphake et al., 2000). این شته در بسیاری از نقاط جهان روی محصولات مختلف بویژه کلم خسارت وارد می کند. در ایران نیز در اغلب نواحی به ویژه در مناطق شمالی ومرکزی کشور فعالیت دارد. این آفت در ایران برای اولین بار در سال 1317 گزارش شده و در تمام نواحی کشور بر روی انو اع کلم، شلغم، تربچه و چلیپاییان وحشی انتشار دارد (افشار، 1317). این آفت، هر چند روی کلزا به شدت خسارت زا است ولی کلم معمولی، گل کلم و کلم بروکسل را به سایر ارقام کلم ترجیح می دهد (خانجانی، 1383).
با تو جه به اینکه محصولاتی نظیر کلم به طور مستقیم مورد استفاده انسان قرار می گیرند، باید به باقیمانده سموم موجود بر روی آنها، توجه خاصی مبذول گردد . با توجه به این مطلب و نیز افزایش روز افزون هزینه های سم پاشی و مخرب بودن آنها از نظر محیط زیست، می توان از روش کنترل بیولوژیک به عنوان یکی از روشهای جایگزین مناسب استفاده نمود (Flickinger et al., 1991).
پارازیتوئید مهم شتههای گیاهان خانواده چلیپاییان، زنبور Diarretiella rapae (Mcintosh) از خانواده Aphidiidae می باشد. شته مومی کلم میزبان مطلوب این پارازیتوئید می باشد (Hafez, 1961). این زنبور زمانیکه شته مومی کلم در دسترس نباشد می تواند دیگر کونه های شته ها را نیز پارازیته کند (Nemec and Stary, 1984).
طیف وسیعی از آفت کش ها برای بسیاری از دشمنان طبیعی مضر می باشند (Croft, 1990). همواره مزارع کلم نیاز به حمایت از دشمنان طبیعی در احساس شده است زیرا این موجودات مفید در کنترل بسیاری دیگر از گونه های آفات نیز نقش دارند (Croft, 1990). به دلیل باقی ماندن بقایای سموم روی محصولات و خطراتی که برای سلامتی مصرف کنندگان در اثر استفاده از حشره کشها ایجاد می شود، جایگزینی این روش مبارزه با روشهای مبارزه سالمتر امری اجتناب ناپذیر است . گیاهان منبع غنی ترکیباتی هستند که دارای خواص حشره کشی اند (Arnason et al., 1989). شواهدی وجود دارند که نشان می دهد متابولیت های ثانویه گیاهی به جهت حمایت گیاه در مقابل حشرات و پاتوژنهای میکروبی در روند تکامل گیاه شکل گرفته اند (Benner, 1993).اسانسهای گیاهی حامل طیف وسیعی از متابولیتهای ثانویه فرار هستند که در روابط متقابل گیاه و حشره نقش مهمی دارند. تحقیقات نشان میدهد که قسمت عمده اسانس گیاهان را ترپنوئیدها بهخصوص مونوترپنوئیدها و سسکویترپنوئیدها تشکیل میدهند که اثرات حشرهکشی و دورکنندگی قابل توجهی دارند (شاکرمی و همکاران، 1383).
با توجه به ناگزیر بودن بشر در استفاده ازمواد شیمیایی آفت کش، حشره کشهای گیاهی به جهت داشتن خصوصیاتی نظیر کمترین تأثیر روی دشمنان طبیعی، عدم ایجاد گیاه سوزی، حداقل سمیت روی مهره داران و تجزیه سریع در محیط که مهمترین مزایای این نوع حشره کش هاست می توانند تا حدی جایگزین حشره کشهای مصنوعی گردند (Isman, 1996). تدوین یک برنامه مدیریتی مناسب و بر اساس روش های کنترل تلفیقی وابسته به مطالعاتمنطقه ای از بیواکولوژی آفات و دشمنان طبیعی آن ها می باشد (Morgan et al., 2001).
خیلی از دشمنان طبیعی حشرات گیاه خوار را زنبورها تشکیل می دهند که اکثراً در مرحله لاروی پارازیت بوده و باعث مرگ میزبان خود می شوند. از این طریق اینها می توانند باعث کاهش خسارت و در برخی مواقع باعث جلوگیری از طغیان یک آفت بخصوص شوند (Van Drische and Bellows, 1996). در بین عوامل مرگ و میر پارازیتوئید ها باعث ایجاد بیشترین مرگ و میر در حشرات هستند (Hawkins et al., 1997). پارازیتوئیدها چه بطور مستقیم (Jepson, 1989) و چه در هنگام برخورد با باقیمانده سموم، در زمان جستجو برای یافتن میزبان ممکن است در معرض آنها قرار بگیرند (Jepson, 1989., Longley and Jepson, 1996). پارازیتوئید ها قسمت عمده زندگی خود را صرف جستجو برای یافتن میزبان می کنند و به سمت بوی میزبان و بوی گیاه کشیده می شوند (Vinson, 1998). با توجه به اینکه در این میان حس بویایی نقش مهمی ایفا می کند، این حس می تواند تحت تاثیر سموم قرار گرفته و در آن تداخل ایجاد گردد که بسته به مکانیزم عمل سم و میزان در معرض قرارگیری است (Salgado, 1997).
اهداف:
تعیین مقدار دزهای کشنده و زیر کشنده عصاره های روناس و کلپوره
تعیین اثر این عصاره های گیاهی بر روی شته مومی کلم و زنبور Diaeretiella rapae
بررسی اثرات جانبی این عصاره ها در رفتار میزبان یابی و بیولوژی زنبور D. rapae
بررسی امکان تلفیق کنترل بیولوژیک شته مومی کلم توسط زنبور D. rapae با عصاره های ذکر شده
فصل دوم

مروری بر تحقیقات پیشین2-1- شته مومی کلم2-1-1- معرفی شته مومی کلمشته مومی کلم یکی از آفات مهم گیاهان خانواده چلیپاییان بوده و باعث ایجاد خسارت مستقیم از طریق تغذیه از شیره گیاهی و خسارات غیر مستقیم از طریق انتقال ویروسهای گیاهی مختلف می گردد (Blackman & Eastop. 2000و Costello & Altieri. 1995و Bhardhwaj & Prakash,. 1981و Ellis et al., 1998و Schliephake et al., 2000).
شته مومی کلم یکی از آفات مهم گیاه کلزا در اکثر مناطق ایران و بسیاری از نقاط دیگر جهان است(بهداد، ١٣٧٧ و خانجانی، 1383).
این آفت علاوه بر مکیدن شیره گیاهی و ایجاد ضعف در گیاه و کاهش کیفیت و کمیت دانه کلزا، با ترشح عسلک باعث رشد قارچ سیاه مولد فوماژین روی برگ ها شده و سطح فتوسنتز را کاهش می دهد. از سوی دیگر ناقل 23 بیماری ویروسی در گیاهان خانواده چلیپاییان می باشد (بهداد، ١٣٧٧و Pinnegar, 1998 Tatchell, 2000و Hughes, 1963).
شته مومی کلم در سراسر ایران پراکنده بوده و در برخی مناطق حالت طغیانی دارد و در صورت عدم مدیریت دقیق، خسارت آن به سرعت انتشار میابد. مطالعات نشان داده است که عوامل مختلفی چون گونه میزبان گیاهی، کیفیت گیاه میزبان مانند مقدار کربن، نیتروژن و متابولیت های دفاعی و نیز خصوصیات فیزیکی گیاه مانند صافی، سفتی برگ، وجود کرک ها یا شکل و رنگ، میتوانند بر عملکرد حشرات گیاهخوار از جمله شته مومی کلم تاثیر گذارند (Awmack et al., 2002).
انبوهی این شته در بوته ها به حدی می رسد که مبارزه علیه آن اجتناب ناپذیر است و کشاورزان مجبور به استفاده از حشره کش ها میشوند (سپهر و شهیدی، 1381).
شته مومی کلم در طی 70 سال اخیر اثرات مخربی روی کلزا و سایر گیاهان تیره کلمیان (Brassicaceae) داشته، و به عنوان آفت کلیدی این گیاهان مطرح شده است (Ellis and Singh, 1993 و Singh and Ellis, 1993 و Ellis and Farrel, 1995 و Aslam et al., 2005).
در گیاهان آلوده، رشد کند می شود و عملکرد محصول بین 9 تا 77 درصد و میزان روغن محصول در حدود 11 درصد کاهش می یابد (Kelm and Gadomski, 1995).
یو و لیو (2000) برای غلبه بر مشکل شته مومی کلم روش های کنترل بیولوژیک و نیز استفاده از واریته های مقاوم را پیشنهاد می کردند.
تعداد نسل شته مومی کلم به شرایط آب وهو ایی منطقه بستگی دارد و ممکن است 20- 15 نسل در سال و گاهی بیشتر، تولید نماید. دوره تکامل این شته در زمستان 30- 19 روز و در تابستان 28- 8 روز است (Rivany, 1962).
طی بررسی های به عمل آمده در منطقه تربت حیدریه در سال 72-1371 در مجموع ۷۲ گونه شته از روی نباتات زراعی ، درختان، درختچه ها، علف های هرز و گیاهان دیگر جمع آوری شده است که در بین آنها شته مومی کلم به عنوان یک شته مهم و با جمعیت بالا روی انواع صیفی نام برده شده است (شادمهری و رضوانی، ۱۳۷۴).
2-1-2- پراکندگی
شته مومی کلم بومی اروپا بوده و در بسیاری از مناطق جهان یافت می شود. در نواحی گرمسیری اغلب محدود به قسمتهای مرتفع تر می شود. شته مومی کلم برای اولین بار در سال 1970 در Oaho گزارش شده است(Hill, 1983 و Metcalf and Flint, 1963 و Zimmerman, 1948). این شته در ایران اولین بار توسط افشار در سال 1317 شرح داده شده است (بهداد، ١٣٧٧).
این حشره یک حشره پالئارکتیک بوده و در اروپا، مدیترانه، آسیا، استرالیا، آفریقا، آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین در منطقه خاور نزدیک وجود دارد (شکل 2-1). در ایران شته مومی کلم در اغلب نواحی بالاخص در منطقه شمالی و مرکزی خسارت وارد می نماید (بهداد، ١٣٧٧).
26670320675شکل 2-1 پراکنش شته مومی کلم در جهان (Amin and ElDefray, 1981)
2-1-3- مرفولوژی
تخم ها سیاه و بیضوی، شته های ماده بی بال به رنگ سبز روشن تا تیره که سر نسبت به بدن تیره تر است و این تیرگی به صورت نواری تا انتهای شکم ادامه دارد. بدن از ماده مومی آردمانندی پوشیده شده است. ماده های بالدار کاملاً سبزرنگ و پوشیده از ماده مومی می باشند. سروسینه آنها خاکستری تیره است که تا روی شکم امتداد دارد. شاخک شش مفصلی و کورنیکول ها قهوه ای هستند (شکل 2-2). طول بدن حشره بالغ بی بال 3/2میلی متر، طول شاخک 6/1 میلی متر، طول کورنیکول 16/0 میلی متر و طول دم 2/0 میلی متر است (بهداد، ١٣٧٧).
1320165210185
شکل 2-2 شکل عمومی از شته مومی کلم Brevicoryne brassicae (Amin and ElDefray, 1981)
2-1-4- بیولوژیدر پاییز شته های بالدار روی خاک اطراف طوقه بوته های چلیپائیان جمع شده و افراد نر وماده را تشکیل می دهند و شته های ماده به طریق بکر زایی شته های ماده دیگری را به وجود می آورند که با نرهای موجود جفتگیری می نمایند وشته های ماده پس از جفتگیری قادرند 4-3 تخم زیربرگها و دمبرگها و یا در جوانه انتهایی بگذارند که تخم ها درحالت دیاپوز شرایط نامساعد زمستان را می گذرانند و در بهار تفریخ می شوند و شته های موسس را به وجود می آورند که آنها به طریق پارتنوژنز (زنده زایی) تولیدمثل کرده و در مدت کوتاهی جمعیت زیادی را تشکیل می دهند (شکل 2-3).
شته های ماده در دوره زندگی کوتاه خود (زمستان 30-19روز و بهار-تابستان25-8 روز) تعداد 100-80 عدد پوره می زایند و پوره ها نیز پس از گذشت چند روز و تغذیه کافی شروع به زاد و ولد می نمایند. بدین ترتیب درسال 20-15 نسل دارند درنتیجه جمعیت آنها در مدت کوتاهی به شدت افزایش پیدا می کند.
شته مومی کلم یا کلزا به دلیل پوشش مومی مقاوم، شرایط نامناسب طبیعی 35+ الی 14- درجه سانتی گراد را تحمل می کنند و دربرابر سموم شیمیایی تماسی و بعضی از دشمنان طبیعی مقاوم اسن و آستانه فعالیت آن بطور میانگین 5+ درجه سانتی گراد می باشد.
بنابراین حتی در زمستان نیز جمعیت شته مومی در زراعت کلزا به نحو باورنکردنی افزایش می یابد (شهیدی و همکاران، 1381).
شکل 2-3 سیکل زندگی شته مومی کلم B. brassicae (Flint, 1985)
-10207-2711
2-2- زنبور پارازیتویید Diaeretialla rapae
2-2-1- معرفی زنبور Diaeretialla rapaeزنبور Diaeretiella rapae (Mc´Intosh) (Hymenoptera:Aphidiidae) یکی از پارازیتوئیدهای پلی فاژ شته ها می باشد (Farid et al., 1998).
بیولوژی و پارامترهای جمعیتی زنبور D. rapae روی میزبان های متعدد و شرایط مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است (Fukui & Takada, 1988و Hayakawa & Stehr, 1990و Hsieh & Allen, 1986و Reed & Elliot, 1992و Shalaby & Rabasse, 1979و Shijko, 1989).
واکنش تابعی زنبور D.rapae نسبت به تراکم های مختلف گونه های دیگری از شته ها توسط برخی محققین مورد مطالعه قرار گرفته است (Bernal et al., 1994 و Lester et al., 2002و Shukla & Singh, 1992و Yu & Zhang, 1993).
این محققین یکی از اهداف اصلی تحقیق خود را ارزیابی میزان کارایی زنبور پارازیتوئید مورد مطالعه در کنترل شته میزبان بیان کرده اند . مطالعه ترجیح مراحل مختلف سنی شته میزبان توسط زنبور D.rapae یکی دیگر از موضوعاتی است که مورد علاقه محققین بوده و آنها را در ارزیابی میزان کارایی زنبور و تعیین مرحله سنی ترجیح میزبان کمک می نماید (Dhiman & Kumar, 1987و Liu, 1989وQayyum).
تاثیر تراکم های مختلف زنبور پارازیتوئید روی قدرت جستجوی آن ها که اصطلاحاً تداخل نامیده می شود موضوعی است که هر چند به اعتقاد برخی، فقط می تواند در بهبود تکنیک های تولید انبوه در آزمایشگاه موثر باشد ولی در رهاسازی پارازیتوئیدها با تراکم بالا در واحد سطح نیز می تواند مورد استفاده قرار گرفته و در ارزیابی میزان کارایی پارازیتوئید و افزایش این کارایی موثر واقع شود (Shukla et al., 1997).
2-2-2- شکل شناسی زنبور D. rapaeسر و قفس سینه سیاه رنگ، قفس سینه در محل اتصال به شکم به رنگ قهوه ای متمایل به زرد می باشد، شاخک ها به جز سه بند اول قهوه ای تیره هستند. بال ها شفاف بوده و رگبال ها به رنگ قهوه ای روشن یا قهوه ای متمایل به سبز دیده می شوند. در گونه های تازه متولد شده پترو استیگما متمایل به سبز می باشد و بعداً به رنگ قهوه ای در می آید. شاخک بصورت نخی بوده و دارای 14 تا 17 بند می باشد. پروپودئوم دارای یک کارینا یا یک هاله در قسمت میانی عقبی می باشد. بال های جلو دارای رگبندی کاهش یافته بوده، سلول مارجینال باز می باشد، Rs به حاشیه بال نمی رسد، r و Rs دارای انحنا می باشند. این زنبور تنها گونه شناخته شده این جنس است (شکل 2-4).

شکل 2-4 مشخصات مرفولوژیکی بال و شکل عمومی زنبور Diaeretiella rapae (Raychaudhuri, 1990)
2-2-3- پراکندگیاین موجود مفید یک حشره همه جایی بوده و در اکثر مناطق جهان از جمله آسیای مرکزی، اروپای شرقی و غربی، منطقه مدیترانه، خاورمیانه، آفریقای شمالی، آمریکای جنوبی و آمریکای شمالی فعالیت می نماید( Bernel et al., 2001وFeng et al., 1992).2-2-4- زیست شناسی و میزبان هاDiaeretiella rapae یک اندوپارازیت انفرادی میباشد که شته های بالغ و نابالغ را پارازیته می کند، اما اغلب روی شته های چلیپاییان مثل شته مومی کلم و شته ی سبز هلو فعالیت دارد. این زنبور اغلب به بوی گیاهان چلیپاییان جذب می شود(Vaughn et al., 1996). از دیگر میزبان های این زنبور می توان به Aphis craccivora, A. fabae, A. gossypii, Brachycaudus helichrysi, Hysteroneura setariae, و Schizaphis graminum اشاره نمود (Raychaudhuri, 1990).
زنبورهای بالغ ماده هر کدام یک تخم منفرد مستقیماً داخل بدن شته قرار می دهند. شته ی پارازیته شده به مدت 3 الی 4 روز در همان محلی که مورد حمله قرار گرفته بود به تغذیه ادامه می دهد. لارو این زنبور دارای 4 سن بوده و از بافت داخلی بدن شته تغذیه می کند و نهایتاً باعث مرگ آن می شود. شته های پارازیته شده را به آسانی با چشم غیر مسلح می توان از روی ظاهرشان تشخیص داد یعنی زمانی که میزبان میمیرد تبدیل به یک مومی شامل اسکلت خارجی سخت شته می شود، مرحله تخم تا حشره بالغ در این زنبور 9 تا 10 روز به طول می انجامد (Vaughn et al., 1996).
2-3- کلزاامروزه، روغن های گیاهی حاصل از دانه های روغنی پر مصرف ترین روغن های مورد استفاده در صنایع غذایی می باشند. کلزا یکی از دانه های روغنی مهم است که حاوی 35 تا 45 درصد روغن می باشد ( ناصری، 1991). روغن این گیاه به علت دارا بودن کلسترول پایین، داشتن خاصیت آنتی اکسیدانی و اثرات بیولوژیکی مفید و ضدسرطان، برای سلامتی انسان مطلوب می باشد (Syed et al., 1999).
کلزا به دلیل دارا بودن کمتر از 2 درصد اسید اروسیک 1 در صد روغن و نیز کمتر از 30 میکرومول گلوکوزینولات در کنجاله خود برتری خاصی نسبت به سایر گیاهان روغنی دارد. این دو ویژگی، روغن کلزا را برای تغذیه انسان و کنجاله آن را به عنوان منبع پروتئین برای تغذیه دام مناسب کرده است (احمدی و جاویدفر، 2000). سطح زیر کشت کلزا در سال زراعی 84-1383 در حدود 130554 هکتار بوده است (صنیعی، 2005). مصرف سرانه روغن در ایران 15 کیلوگرم می باشد که بیش از 93 درصد از این مقدار از طریق واردات تأمین می شود (آروین، 2005). با توجه به نیاز فزاینده کشور به واردات روغن خام و سیاست های حمایتی اتخاذ شده از سوی دولت در مورد دانه های روغنی، سطح زیر کشت کلزا در کشور به سرعت در حال افزایش است. افزایش سطح زیر کشت کلزا در اکوسیستم های زراعی باعث ایجاد شرایط مساعد برای فعالیت آفات این گیاه خواهد شد. از جمله این آفات گونه های مختلف شته از قبیل Brevicoryne brassicae L. و Lipaphis erysimi Kalt. می باشند (رحمان و همکاران، 1987).
2-4- زیست سنجی (Bioassay)
دوونشیر و رایس (1988) می نویسند زیست سنجی را به وسیعترین معنای آن میتوان به عنوان سنجش توانایی هر محرک از طریق واکنشهایی که در ارگانیزم زنده ایجاد می کند تعریف نمود در زمینه حشره کشها این تعریف شکل ارزیابی مقدار مواد شیمیایی لازم برای کشتن یک حشره را به خود میگیرد، ولی ممکن است سایر پاسخها مانند رفتار یا باروری را نیز مورد سنجش قرار دهد. زیست سنجی نهایی هر آفتکش باید تحت شرایط مزرعه ارزیابی گردد. ولی چنین آزمایشاتی عملی نیست زیرا از لحاظ زمان و هزینه کار، گران تمام میشود و منوط به وضع آب و هوا و شدت آفت زدگی میباشد، بنابراین ضروری است که سمیت ماده شیمیایی تحت شرایط دقیق و نظارت شده بعنوان شرط لازم برای آزمایشات عملی و گسترده مورد ارزیابی قرار گیرد.
روبرتسون و پریسلر (1992) بیان میکنند که آزمونهایی که برای تخمین احتمال واکنش یک جمعیت از موجود زنده نسبت به یک ترکیب انجام میشود را زیست سنجی میگویند که این واکنش میتواند مرگ و عقیم شدن و غیره باشد. جهت انجام هر نوع آزمایش زیست سنجی که هدف آن بررسی اثرات کوتاه مدت سموم می باشد ملاحظات مختلفی لازم است، تا بتوان نتایج قابل اعتمادی از آزمایشها بدست آورد. این ملاحظات شامل طراحی دقیق آزمایشها به لحاظ تعداد نمونههای مورد آزمایش، تعداد غلظت و انتخاب صحیح آنها و مشخص نمودن عواملی که می توانند به عنوان متغیر مستقل مانند دز سم، درجه حرارت، رطوبت نسبی و… و متغیرهای وابسته که در مدلهای رگرسیونی مطرح هستند مانند عکس العمل حشره به مرگ ومیر میباشند. انتخاب درست شاهد و تکرار مناسب از مجموعه عواملی هستند که می توانند بر دقت آزمایشها تاثیر بگذارند.
2-4-1- اصول زیست سنجیروبرتسون و پریسلر (1992) بیان میکنند شواهد آزمایشگاهی حاکی از آن است که وزن موجود تحت آزمایش، دما، رطوبت محیط و ماده مورد تغذیه میتوانند در نتایج زیست سنجی تاثیر داشته باشند. زیست سنجی صحیح باید بر اساس طرح آزمایشی انجام گیرد. در این طرح چهارچوب آزمون زیست سنجی مشخص میگردد و چهار جنبه عمومی در کلیه طرحهای آزمایشی باید رعایت شود:
1- انتخاب تصادفی جمعیت: گروه هدف مورد استفاده در هر زیست سنجی باید قبل از شروع کار به دقت تعریف و شناخته شود مثلاً لاروهای سنین مشخص یک آفت. سپس نمونه های مورد آزمایش باید بصورت تصادفی از بین کلیه افراد موجود گروه هدف انتخاب گردد. اگر انتخاب تصادفی نباشد نتایج تنها برای آن بخش از جمعیت قابل تعمیم خواهد بود که آزمون روی آن انجام شده است.
2- دارا بودن تیمار شاهد: بدون وجود این تیمار نمی توان تاثیرات مشاهده شده را با اطمینان به آفتکش نسبت داد. اگر گروههای مورد آزمایش در معرض آفتکش قرار بگیرند که در آب حل شده است گروه شاهد باید با آب و یا هر حلال دیگر مورد استفاده در آزمایش تیمار گردد انتخاب این گروه نیز بصورت تصادفی صورت میگیرد.
3- وجود تکرار در آزمایش: هدف از تکرار، تصادفی کردن تاثیرات مربوط به شرایط غیرقابل کنترل آزمایشگاهی است به طوری که بتوان خطای آزمایش را تخمین زد. وجود تکرار برای تخمین دامنه ای که این عوامل میتواند در واکنش تغییر ایجاد نمایند ضروری است. تا زمانی که گروههای مختلف موجود با محلول سمی که تازه تهیه شده باشد در فواصل زمانی تیمار نشوند، نمیتوان آنرا تکرار محسوب نمود. با این وجود استفاده از محلول سمی تازه، معیار مناسبتری از زمان است و در صورت نیاز میتوان تکرارها را در فاصله زمانی کوتاه ولی با محلولهای سمی که مجدداً تهیه شده باشند انجام داد. این عمل موجب میگردد تا اشتباهات احتمالی در تهیه غلظت های مختلف محلول مورد نظر به حداقل برسد.
4- ترتیب تیمارها در تکرار: در هر دو جنبه نظری و عملی، ترتیب کاربرد غلظت های آفتکش باید از غلظت کم شروع و به غلظت های بیشتر ختم شود. در هنگام کاربرد بیش از یک ترکیب در آزمایش باید انتخاب ترکیب بر اساس تصادف باشد تا از تاثیرات احتمالی یک آفتکش بر آفتکش دیگر اجتناب گردد.
دوونشیر و رایس (1988) اظهار داشته اند از زیست سنجی عمدتاً به دو منظور استفاده می شود.
1- اندازه گیری توانایی نسبی حشره کشهای مختلف در یک جمعیت استاندارد که در زمان معرفی ترکیبات جدید انجام میگیرد.
2- در نظر گرفتن مقاومت حشره کش ها یا دیگر عوامل فیزیولوژیکی یا زیست محیطی اثرگذار برای تعیین پاسخ جمعیتهای مختلف حشره به حشره کش مورد نظر.
2-4-2- تکنیکهای زیست سنجی:دوونشیر و رایس (1988) اظهار داشته اند، تکنیکهای زیست سنجی دارای تنوع زیادی بوده و به طور کلی به سه دسته تقسیم بندی میشوند:
کاربرد مستقیم حشره کش (Direcrt application)
کاربرد غیرمستقیم (Indirect application)
تلفیقی از کاربرد مستقیم و غیرمستقیم
2-4-2-1- کاربرد مستقیمدر این نوع از زیست سنجی شته ها در معرض مستقیم حشره کش قرار میگیرند و بعد به ظرفی منتقل میشوند که هیچگونه تماس با ماده حشره کش نداشته باشد. چنین آزمون هایی سمیت ذاتی ماده شیمیایی را مورد سنجش قرار داده و از هرگونه عوارض رفتاری روی حشره جلوگیری مینماید (Devonshire and Rice, 1988).
الف- کاربرد موضعی (Topical application)
سودرودین (1973) و برانک (1974) برای کاربرد مقدار مشخص از یک حشره کش با غلظت معلوم از یک میکرو اپلیکاتور استفاده نمودند. در حال حاضر میکرو سرنگهای مجهز به میکرومتر موجود است که توسط فائو (1970) برای زیست سنجی شته ها مورد توجه قرار گرفته است. البته باید در نظر داشت که تکنیک کاربرد موضعی دارای تنوع بسیار زیادی است و به صورت گسترده استفاده میشود.
ب- غوطه ور کردن (Dipping)
در این روش شته ها در محلول آماده شده حشره کش فرو برده میشوند. این تکنیک توسط سازمان خواربار جهانی (FAO) بعنوان روشی استاندارد برای مشخص کردن و سنجش مقاومت حشره کشها برای شته ها توصیه می شود (Fao, 1979; Nanuen et al., 2008; Nanuen et al., 2003; Nanuen et al., 1996; Sadeghi et al., 2009). در تکنیک فروبری بکار رفته توسط پدرسن (1984) شته در محلول رقیقی از فرمولاسیون تجاری مایع حشره کش غوطه ور شده، سپس به کاغذهای صافی منتقل گردیده و نهایتاً به دیسکهای برگی انتقال داده میشود و 24 ساعت بعد تعداد مرگ و میر مورد ارزیابی قرار میگیرد. نائوئن و همکاران (2008) در آزمایش زیست سنجی اثر کشندگی حشره کش ایمیداکلوپراید را روی دو شته Aphis gossypii و Myzus persicae توسط دو روش غوطه ور کردن برگ و غوطه ور کردن شتهها در محلول سمی بررسی نمود نتایج آزمایش وی نشان میدهد که میزان LD50 از روش غوطهور نمودن شته به مراتب پایینتر از غوطهور نمودن برگ میباشد.
ج- سمپاشی (Sprying)
بر خلاف تکنیک فروبری، سم پاشی دقیق، تجهیزات نسبتاً پیچیدهای را لازم دارد. امروزه از برج سم پاش که وسیلهای برای پوشش یکنواخت روی یک سطح مفروض است بطور گستردهای برای ارزیابی سمیت شته کشها استفاده میشود (Muir, 1979; Workman etal., 2004). از این روش به گستردگی برای زیست سنجی کنهها نیز استفاده میشود (Ay, 2005; Kabir et al, 1997; Sokel et al., 2007).2-4-2-2- کاربرد غیرمستقیمدر این تکنیک شتهها، حشرهکش را از طریق تماس با یک سطح تیمار شده یا با تغذیه کردن و یا از طریق بخار جذب میکنند ( Devonshire and Rice, 1988). ولی در این صورت قراردادن شتهها روی برگهای تیمار شده ممکن است هر سه روش بکار رود. در این روش از دیسکهای برگی استفاده میشود که یا سم پاشی شده و یا توسط غوطه وری در محلول سمی تیمار شده اند. قبل از قرار دادن شته ها روی دیسکهای برگی سطح بایستی خشک شود. این تکنیک توسط فائو (1979) به عنوان یک روش جایگزین برای آزمون زیست سنجی به روش فروبری، برای آشکارسازی مقاومت به حشره کش ها توصیه میگردد. این تکنیک دارای تنوع زیادی میباشد. در یکی از این تکنیکها برگها از محصولات سمپاشی شده در مزرعه و حشرات از جمعیت استاندارد شده گرفته میشود. سپس شته ها روی دیسکهای برگی محبوس میگردند. ساویکی و رایس (1978) بیان میکند که با استفاده از این متد مشخص میشود که شته های زنده مانده مقاوم بوده یا در اثر سم پاشی ناکافی از بین نرفته اند.
2-4-2-3- ترکیب روشهای مستقیم و غیرمستقیماین روش به نزدیکترین وجه وضعیت مزرعه را تخمین میزند و احتمالاًَ بطور گسترده ای برای غربال کردن تجاری حشرهکشها از آن استفاده می شود (Devonshire and Rice,1988).
2-4-4- عوامل موثر بر دقت آزمایشهای زیست سنجیجهت انجام آزمایشهای زیست سنجی نکات مختلفی باید رعایت شود تا بتوان نتایج قابل اعتمادی را بدست آورد و از آن جمله طراحی دقیق از لحاظ تعداد نمونه های مورد آزمایش، انتخاب صحیح غلظت و تعداد آنها، انتخاب درست شاهد و تکرار مناسب مشخص نمودن عواملی که می توانند به عنوان متغیر مستقل مثل دز سم، وزن حشره، درجه حرارت، رطوبت نسبی و… و متغیرهای وابسته مثل عکس العمل حشره به شکل مرگ ومیر و غیره مطرح باشند. در بررسیها مشخص شده است که تعداد نمونه (Sample size) 120 عددی حداقل نیاز برای تخمین قابل قبول دزهای کشنده در یک آزمایش Dose – response میباشد. فاصله اطمینان (Confidence limits) در سطح 95 درصد به عنوان معیار برای بررسی دقت محاسبات مورد استفاده قرار گرفته است. برای افزایش دقت، تعداد نمونه برابر با 240 یا بیشتر مورد نیاز است. نتایج نشان دادهاست که افزایش تعداد نمونه از 480 تا 720 عدد دقت آزمایش را چندان افزایش نمی دهد لذا برای صرفه جویی در وقت و هزینه توصیه نمی شود. در این بررسی ها دقیق ترین LD50 زمانی بدست میآید که عکس العمل حشرات مورد مطالعه بین 25 تا 75 درصد بوده و یک یا دو غلظت برای مرگ ومیر زیر 10 درصد و غالب آنها بین 75 تا 95 درصد باشد. ایشان همچنین برای دزهای کشنده حداقل پنج غلظت را توصیه نمودهاند (Robertson and Presisler, 1992).
2-5- عصاره های گیاهیگیاهان دارویی، تنها تسکین دهنده آلام انسان نیستند بلکه به عنوان حشره کش نیز مورد استفاده قرار میگیرند و سابقه استفاده از مشتقات گیاهی یا به عبارتی حشره کشهای گیاهی به چند صد سال پیش در چین، مصر، یونان و هند باستان بر میگردد (یزدانی و همکاران، 1383).
رستگاری (1389) با بررسی اثر سمیت دز زیرکشنده عصاره های روناس و حنا روی شته Rhopalosiphum padi نشان دادند که طول عمر حشرات کامل در تیمارهای مختلف نسبت به تیمار شاهد به طور معنی داری کاهش مییابد. ساتو و همکاران (1991) با بررسی ریشه گیاه روناس به این نتیجه رسیدند که دو ماده 3-ایندول استیک اسید و انتراکوینون به مقدار زیادی در ریشه این گیاه وجود دارند. لازم به ذکر است که هر دو این مواد دارای خاصیت دورکنندگی حشرات می باشند. دیوایود و ماتور (2000) اثر عصاره استونی گیاه کلپوره را در بازدارندگی تخم پروانه پشت الماسی Plutella xylostella بررسی نمودند و درصد بازدارندگی تفریخ تخم توسط این عصاره را در غلظت 58 درصد گزارش کردند.
گیاهان از حدود 400 میلیون سال قبل تاکنون در حال تکامل و گسترش بر پهنه زمین هستند. گیاهان مکانسیم های مختلفی را جهت حفظ خود در مقابل دشمنان طبیعی در طی زمان به وجودآورده اند. از جمله آنها میتوان به موادی با خاصیت دورکنندهگی و حشرهکشی که طی فرایندهای پیچیده بیوشیمیایی در گیاهان ساخته میشود، اشاره کرد (Addor, 1995).
در حقیقت گیاهان در مسیر تکامل به یک سیستم دفاعی کارا در مقابل بیشتر حشرات دست یافتهاند، به طوری که برخی از گیاهان به یک منبع غنی از ترکیبات با خاصیت زیستکشی تبدیل شده اند. برای مثال میتوان به ترکیباتی با خاصیت سمی (Pavela, 2006)، ترکیباتی با اثرات ضد تغذیهای (Wheeler and Isman, 2001; Pavela, 2004)، ترکیبات محدود کننده رشد حشرات (Akhtar and Isman, 2004; Pavela, 2004b; Pavela, 2005)، ترکیبات ممانعت کننده از تخمگذاری حشرات (Dimock and Renwick,1991. Zhao et al; 1998) و ترکیبات تنظیم کننده باروری و تولید مثل حشرات (Pavela et al., 2005) اشاره نمود. خانواده های گیاهی خاص به ویژه خانواده های Maliaceae, Asteraceae, Lamiaceae, Annonaceae Canellaceae, Rutaceae, منابع استثنایی و قابل توجهی از حشرهکشهای گیاهی هستند (Pavela, 2007). با این حال امروزه در سرتاسر جهان تمایل برای پیدا کردن گیاهان جدید که دارای منابع غنی از حشره کشهای بیولوژیک هستند، افزایش یافتهاست. این اقدام گامی موثر در جهت حفظ و سلامت محیط زیست است. گرفتن عصاره و اسانس از تعداد بیشماری از گیاهان منفعت های زیادی را برای بشر دربر داشته است. در برنامه های مدیریت آفات اولویت نخستین حتی پیش از اقتصادی بودن هر فعالیت سالم نگه داشتن محیط زیست است. در نتیجه امروزه جامعه بشری با یک تضاد و دوگانگی مواجه شده است. از یک طرف احتیاج روز افزون بشر به مواد غذایی و از طرف دیگر استفاده از برخی از روشهای جاری مبارزه، از جمله مبارزه شیمیایی علیه آفات که مشکلات متعددی را برای انسان ایجاد نموده است (Schmidt and Streloke, 1994). متخصصین جهت یافتن راههای سالمتر و مطمئنتر به منظور مقابله با این معضل و به منظور امکان استفاده از ترکیبهای طبیعی، تحقیقات گستردهای را آغاز کردهاند. اگرچه تاکنون تاثیر نزدیک به هزار گیاه روی حشرات بررسی شده است ولی فقط تعداد اندکی از آنها به طور عملی مورد استفاده قرار گرفته اند (Golob etal., 1999). از مهمترین آنها می توان گیاه چریش Azariacha indica، گونههایی از گیاهان گل داوودی ((Chrysanthemum spp. و توتون Nicotiana spp.)) را نام برد که جزء موفقترین عوامل کنترل حشرات آفت محسوب میشوند.2-6- اثرات زیرکشندگی آفت کش هاپلوکا و همکاران دریافتند (1975) که زنبور Trichograma evanescens تیمار شده با متاسیستوکس، یک کاهش موقت در تخمریزی را نشان


شته مومی کلم (Brevicoryne brassicae) پایان نامه ها
قیمت: 11200 تومان

این نوشته در پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *