(ارزیابی مدلهای تبین گر طراحی معماری به منظور ارتقاء جایگاه محتوا در آنها)

دانشگاه آزاداسلامی
پایان نامه برای دریافت درجۀ کارشناسی ارشد در رشتۀ معماری
عنوان
(ارزیابی مدلهای تبین گر طراحی معماری به منظور ارتقاء جایگاه محتوا در آنها)
استاد راهنما
دکتر حسن سجاد زاده
استادیاردانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا همدان
نگارش
یونس ویسی
1393
فهرست
چکیده……………………………………………………………………………………………………1
فصل1:کلیات
1-1-بیان مسأله………………………………………………………………………………………2
1-2-اهمیت وضرورت امجام تحقیق………………………………………………………….3
1-3-اهداف تحقیق………………………………………………………………………………..3
1-4-سؤالات تحقیق………………………………………………………………………………..3
1-5-فرضیه های تحقیق……………………………………………………………………………4
1-6-روش شناسی تحقیق…………………………………………………………………………..4
فصل 2پیشینه تحقیق:
بخش1
2-1-1-تعاریف………………………………………………………………………………….6
2-1-2-سوابق موضوع………………………………………………………………………..7
بخش2
دیدگاه سنتی آموزش
2-2-1-مقدمه………………………………………………………………………………….10
2-2-2-منابع گذشته………………………………………………………………………..10
2-2-3-نتیجه گیری…………………………………………………………………………15
بخش3
دیدگاه امروز آموزش
2-3-1-مقدمه……………………………………………………………………………..18
2-3-2-مدرسۀ بوزار……………………………………………………………………..18
2-3-3-مدرسۀ باهاوس………………………………………………………………….21
2-3-4-آموزش هنر و معماری در ایران…………………………………………….24
2-3-5-قیاس معماری امروز و دیروز ایران…………………………………………26
2-3-6-نتیجه گیری……………………………………………………………………..27
فصل3:مبانی نظری
بخش1:تربیت مکمل تعلیم
در جستجوی روح زندگی از طریق آموزش(هنر)
3-1-1-مقدمه…………………………………………………………………………..30
3-1-2-تفسیر یک آیه………………………………………………………………..30
3-1-3-تربیت مکمل تعلیم………………………………………………………….32
3-1-4-نتیجه گیری………………………………………………………………….42
بخش2(تحلیل چند شبهه)
الف:زیبایی و حقیقت در تقابل عینیت و ذهنیت
3-2-1-1-مقدمه…………………………………………………………………….44
3-2-1-2-عینیت و ذهنیت……………………………………………44
3-2-1-3-زیبایی و حقیقت در تقابل عین و ذهن……………..46
3-2-1-4-نتیجه گیری………………………………………………..49
ب:هنر برای هنر،سقوط یا اوج
3-2-2-1-مقدمه………………………………………………………………………52
3-2-2-2-موافقان نظریۀ هنر برای هنر………………………………………..52
3-2-2-3-نقد مخالفان(هنر برای هنر:سقوط ارزشها)………………………53
3-2-2-4-هنر برای هنر (رسیدن به مقصود)…………………………………63
3-2-2-5-نتیجه گیری……………………………………………………………65
بخش3:شیوۀ صحیح آموزش هنر ومعماری(بازگشت معنا)
3-3-1-مقدمه……………………………………………………………………..67
3-3-2-بازگشت معنا…………………………………………………………….68
3-3-3-نتیجه گیری……………………………………………………………..87
بخش4:هنر پیشرو در کنار مردم برای احیای جامعه
3-4-1-مقدمه……………………………………………………………………..90
3-4-2-مشکلات هنر در جامعۀ امروز……………………………………….90
3-4-3-جستجوی معنا در کنار مردم……………………………………………….98
3-4-4-نتیجه گیری…………………………………………………………………..109
فصل 4:نتیجه گیری
نتایج تحقیق……………………………………………………………………………110
منابع:
کتابها…………………………………………………………………………………….113
مقالات…………………………………………………………………………………..113
اینترنت…………………………………………………………………………………114
فهرست ومنابع عکسها…………………………………………………………………..114
فهرست شکلها…………………………………………………………………………….114
چکیده انگلیسی………………………………………………………………………..116
پیوست(مدارک چاپ کتاب)………………………………………………………117

چکیده:
در این نوشتار ابتدا به بررسی آموزش سنتی می پردازیم و سپس آموزش مدرن و دانشگاهی یا مدرسه ای که از چارچوب نظر و عمل در کنار هم به عمل یا نظر صرف نزدیک گشته است. به دنبال مجهولی که میتواند مهره گم شده و اصلی نابسامانیهای معاصر باشد،از تربیت معمار صحبت می شود.همچنانکه در فتوت نامه ها تعلیم در کنار تربیت معنا داشته است.برای تکمیل منظور به بیان چند شبهه پرداخته می شود.از جمله، فلسفه هنر برای هنر (وحی ای خیالی که اعتقاد به آن که ممکن است یکی دیگر از علل پیچیدگی جامعه امروز باشد)ونیز ذهنیت و عینیت و تفاوت برداشت از بیرون و عین یا درون و ذهن تحلیل میشود. و سپس پیشنهاداتی برای آموزش بهتر معماری و هنر بیان می شود.وازچگونگی دریافت ایده و خلاقیت در ذهن و تبدیل آن به هنر یا به طور خلاصه چگونگی نزدیک کردن ذهنیت به عینیت صحبت می شود، عینیتی واقعی و فراتر از دید تک بعدی این جهانی، بگونه ای که تمام جوانب را در خود داشته باشد.
فصل1:کلیات
1-1-بيان مسأله اساسي تحقيق به طور كلي:
باورود به دوران جدید و تعریف کثرت هر علمی در جایگاهی قرار گرفت .شاید علوم پزشکی و شناخت ظاهر بدن سر راست ترین مسیر را دنبال کرد وخارج از فلسفه های مدرن و سنت راه خود را پیمود.علوم مهندسی نیز در ضرب و تقسیم وپیچیدگیهای کمی خود آنچنان گرفتار شد که مجبور به پذیرش بی چون و چرای مدرنیسم گشت.در علوم انسانی نیز دیدگاههای سنت یا مدرن جدای از هم تداوم یافت.اما در معماری که هم در حیطۀ تئوری و فلسفه و علوم انسانی وارد شده است،هم در عرصۀ عمل و علوم مهندسی چنین نیست.تکلیف عده ای که در هر دو زمینه معماری مدرن را انتخاب کردند مشخص بود.اما عده ای که در فکر وفادار به سنت هستند بلاتکلیف ماندند.چرا که پذیرش اینکه انسان پرومته وار از اصول کلی خود سرپیچی کند برایش دشوار بودو از طرفی ابزار،مصالح و نیازهای روز با عقاید سنتی آمیخته نشده بودند.با گسترش و تبلیغات مدرنیسم مخصوصاً در کشورهای سنتی،این تنشها بسیار پررنگ تر شد. نارسایی مدلهای آموزشی وتدریس آن در محیطهای آکادمیک باعث خلق فضاهای بی هویت گشته اند. وپس از چند دهه اکنون سیل عظیم دانشجویان و مهندسان معمار را داریم که عاری از هرگونه شخصیت هنری،دنبال سود و منافع بیشتر هستند.ووضعیت پرتنش ساختمانها و شهرهای سنتی که روزگاری و حتی اکنون الگوی زندگی سالم بوده و هستند،گویای بیشتر این نابسامانی است.به نظر می رسد که اکنون چارۀ کار در بازگشت به خویشتن اصیل سنتی ،فارغ از دغدغۀ شهرت و مقام و تبلیغات،در کنار تکنولوژی روزباشد.شاید بتوان با نگاهی به گذشته و تفکر عمیق در سنتهای اصیل که از طریق منابع وحیانی در نظر گرفته شده است،به بازگشت به خود رسید و هنرمند و حیات معقول را احیا کرد.و به انسانی در تمدن و فرهنگ با تعریفی درست از خوشبختی دست یافت.سنت پیامی ازلی و ابدی است که در چند دهۀ اخیر بحثهای عمیقی توسط نظریه پردازان سنت گرا بیان شده است.شاید بتوان از نظریات آنها برای ترمیم بی هویتی و نیز خویش بیگانگی امروزی،مخصوصاً در حیطۀ هنر و معماری بطور عملی استفاده کرد.
1-2-اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
امروزه تدریس اکثر دروس و مخصوصاً معماری در دانشگاههای ما از کاربرد خارج شده و وارد دور باطل استاد و شاگرد صرف گشته است.بدین ترتیب که دانشجو درس می خواند که صرفاً استاد شود و تدریس کندو لاغیر.وجنبۀ مشارکتی در جامعه و نقش اصلی ای در ساختمان سازی ندارد.وساختن صرفاً در ساختمان ساز،بنا و گارگر خلاصه می شود.و اگر هم نقشی هر چند ضعیف باشد،صرفاً برای سود بیشتر و رفاه شخصی بیشتر است و نه رفاه جامعه.به نظر می رسد تحقیقاتی از این گونه که در جستجوی کمال انسان و تعریف واقعی هنرمند هستند،از ضروری ترین مقتضیات زمان برای ایجاد تعادل بین کمیت و کیفیت فضا سازی باشد.بطور خلاصه می توان موارد زیر را از ضرورتهای تحقیق پیش رو برشمرد:
1-ضرورت اهمیت ارتباط میان محیط کار و دانشگاه
2-ضرورت توجه به ارتقاء کیفیت هویتی فضاها و ضرورت کارآمدی مدلهای آموزشی
3-ضرورت تعامل بیشتر میان هنرمند معمار و بنای معماری
1-3-اهداف مشخص تحقيق:
1-احیای مدلهای کارآمد سنتی ومعاصر سازی آن در مدلهای آموزشی معاصر
2-پرورش در کنار آموزش هنر و معماری
3-غنا بخشی به کیفیت طراحی فضاهای معماری در محیطهای علمی
1-4-سؤالات تحقیق:
1-نارسایی مدلهای ارائه شده در ارتباط با فرآیند آموزش در کدام ابعاد آن نهفته است؟
2-ارتباط بین نظر و عمل در دیدگاه سنتی وجدید هنر و معماری چگونه است؟
3- نقش اخلاق در کنار آموزش هنر و معماری محیطهای آکادمیک چقدر است؟
1-5-فرضيه‏هاي تحقیق:
1-به نظر می رسد کم توجهی به لا یه های پنهان فرهنگی و حکمی در متنها و زمینه های مختلف موجبات ناکارآمدی برخی مدلهای آموزشی را فراهم آورده است.
2-به نظر می رسد شیوۀ آموزشی،به صورت تعلیم و تربیت هم زمان باشد.
3-شاید بهتر باشد برای اعتلای هنر و معماری نظر و عمل به هم مرتبط شوند.
1-6-روش شناسی تحقیق:
روش تحقیق بر اساس روش کیفی و مرور تحلیلی بل استفاده از رویۀ استدلالی و تحلیل محتوا صورت گرفته است. که رساله حاضر با مطالعات كتابخانه‌اي، مخصوصاً مراجعه به قرآن وتفاسیر،و اقوال سنت گراها از جمله گنون،شوان،
کوماراسوامی و بوکهارت انجام شده است که مباحث سنت گرایی را در الفاظی سنگین و پیچیده مطرح کرده اند.بدیهی است که طولانی شدن مدت تحقیق از 6ماه به دو سال برای فهم و جمع بندی اقوال ایشان که سختی های خاص خودش را دارد باعث شده که سطح مطالب را از یک پایان نامه صرف بالاتر باشد. سعی شده با افراد مختلف مشورت شود و از اقوال اساتید دانشگاههای مختلف کتبی و شفاهی نهایت بهره برده شده است.
فصل2:پیشینه تحقیق
بخش1: تعاریف و سوابق
بخش2: دیدگاه سنتی آموزش
بخش3: دیدگاه امروز آموزش
بخش1:
2-1-1-تعاریف:
عالم ذهن:تصورات ذهن برای رسیدن به حقایق عالم.و آنچه در عالم ذهن مورد تجزیه تحلیل قرار می گیرد،ذهنیت است.
عینیت:حقیقت موضوع یا امری که ممکن است با واقعیت وجودی آن مطابقت داشته باشد،یا کاملاً متفاوت با آن باشد.
سنت:در دو مفهوم به کار می رود. اول آرای قدیمی که به دلیل پذیرش توسط پیشینیان،چشم بسته پذیرفته شده است و از این رو حاوی آداب خرافی،اذکار و اوراد و طلسم وجادو و از این قبیل است که متاسفانه در این عصر روشنگری نیز برای خود پیروانی دارد.گنون از آن با عنوان روحانیت معکوس نام می برد.در مفهوم دوم سنت به معنای پذیرش معنویت است که حاوی قوانین ازلی و ابدی است و بر خلاف نگاه انسان مدرن (به اکنونیت انسان)،به گذشته و آینده و ماوراء انسان و خدا نظر دارد.وبیشتر دنبال آرامش باطن و تعالی روح است تا تشویش بیرون و انباشت خودخواهانه مادیات بدون در نظر گرفتن دیگر انسانهای حاضر و آینده.در این نوشته منظور از سنت قسمت دوم تعریف است.بنا به تعریف شوان(سنت، رسم یا عادت نیست؛شیوۀ متداول و مقطعی یک دورۀ گذرا هم نیست.سنت که مذهب به معنای اعم مهمترین جزء آن است،همراه و همگام با تمدنی است که از آن نشأت گرفته و قومی که آنرا چون چراغ هدایت خویش برگزیده اند،باقی و پایدار است وحتی آن گاه که ظاهراً پرتوی نمی افکند،هرگز کاملاً به خاموشی نگراییده است.برعکس،تنها سایۀ زمینی آن ناپایدار شده و هستی ذاتی و روحانی اش به سرچشمۀ آسمانی خود پیوسته است.)[ شوان،1980،ص24و25]
سنت گرایی: که به خودی خود هیچ مفهوم و هم آمیزی ندارد اما وقتی آنرا به حسرت از برای گذشته ها معنا می کنیم ، عملاً باعث سلب ارزش آن گشته ایم . بدیهی است که اگر ارزشی متعلق به گذشته باشد نمی توان نفس ارزش را رد کرد فقط بخاطر اینکه مربوط به زمانی است که پایان یافته و مربوط به زمانی که از لحاظ پیشرفت عقب تر بوده است . درست مثل اینکه بگوییم کسی که 2 بعلاوه 2 را 4

Author:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *