پايان نامه با موضوع نقش تاثير قيمت بر وفاداري به برند

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 عوامل و عناصر متفاوت آميخته بازاريابي به جهت دستيابي به مدل مناسب براي بازاريابي صنعت نرم افزار

قسمتی از متن پایان نامه :

1 آگاهي از برند

 

يكي از ابعاد اصلي و مهم اين مدل آگاهي از برند مي‌باشد كه اشاره به قدرت يك برند در ذهن مصرف‌كنندگان دارد. (اكر 1991،41، كلر 1993 ، 6) شناخت برند از توانايي تشخيص، شناسائي و به يادآوري آن توسط مشتريان و همچنين تمايز آن از برند‌هاي ديگر بعد از معرفي، مشاهده و يا شنيدن در مورد برند يا نشانه‌ها و يا بسته‌بندي آن تشكيل مي‌شود.(1996,aker) آگاهي و شناخت نسبت به برند اغلب بدهي فرض مي‌شود اما مي‌توان آن را در بازارهاي كه محصولات مشابه دارند يك مزيت رقابتي قلمداد كرد . آگاهي نسبت به نام تجاري مي‌تواند منجر به احساس نزديكي و آشنايي نسبت به برند نزد مشتريان شود همچنين مي‌تواند بيانگر وجود تعهد ، محتوا و ويژگي‌هاي باشد كه براي خريداران صنعتي با اهميت باشد . از طرف ديگر نام تجاري شناخته شده در فرآيند خريد مشتري كاربرد خواهد داشت. (2001,aker).مفهوم آگاهي از برند در ديدگاه آكر چند سطحي در نظر گرفته شده است . وي آگاهي را به درجات مختلف از صرفاً شناخت برند[1] تا استيلاي كامل برند[2] كه در آن مشتري تنها در مواجه با طبقه كالا برند را به ياد مي‌آورد تقسيم بندي نموده است. ( راسيستر[3] و برسي ، 1987 ،56) . آكر آگاهي از برند را توانايي مصرف كننده در شناخت و تشخيص برند تعريف نموده است . ولي كلر توانائي يادآوري برند را نيز بر آگاهي از برند موثر مي‌داند. ( كلر ، 1993،3) همچنين كلر آگاهي از برند را از سه طريق موثر بر تصميم خريد مشتري مي‌داند :

 

  • مزيت‌هاي يادگيري[4]
  • مزيت‌هاي توجه و بررسي[5]
  • مزيت‌هاي انتخابي [6]َ

 

با در نظر گرفتن آگاهي از برند به عنوان يكي از اجزاء مدل ، فرض مي‌شود هنگامي ارزش ويژه برند خلق مي‌شود كه مشتري آگاهي ، شناخت و تشخيص بالاي از برند داشته باشد و همچنين بتواند در هنگام مواجه با طبقه كالا ، نيازهاي مرتبط با طبقه كالا و يا هر تداعي و نشانه ديگري از برند ، آن را به ياد آورد . در پژوهش حاضر نيز آگاهي از برند با توجه به دو بعد شناخت از برند و يادآوري آن اندازه گيري شده است.

براي ارزيابي آگاهي از برند از پنج بعد 1- عدم شناخت و يادآوري برند 2- شناخت ساده 3- عدم شناخت ساده 4- در بالاي ذهن ماندن 5- استيلاي برند مي‌توان استفاده كرد. به عنوان مثال اگر برند ماكروسافت  را در نظر بگيريم و مشتريان بتوانند با شنيدن نام ماكروسافت اين نام را به مجموعه نرم‌افزارهاي رايانه‌اي ارتباط دهند ، برند ماكروسافت از شناخت ساده برخوردار است. در نوع بعدي آگاهي مشتري نام نرم افزار را مي‌شنود و مجموعه‌اي از نرم‌افزارها را كه محصول ماكروسافت هم بين آنها است را به ياد مي‌آورد به اين سطح آگاهي عدم شناخت ساده گفته مي‌شود. در بالاي ذهن بودن هنگامي است كه مشتري هر زمان به نرم‌افزار فكر كند اولين برند  ماكروسافت باشد كه در ذهن وي تداعي شود. بالاترين سطح از شناخت استيلاي برند است يعني تنها برندي كه مشتري به ياد مي‌آورد ماكروسافت است.   ( اكر 1991)

تاثير زياد آگاهي از برند بر تصميمات خريد و همچنين ارزش شركت باعث شده‌است هدف اصلي مديريت برند ايجاد و حفظ آگاهي نسبت به برند تعريف شود.

به اعتقاد مك دونالد و شارپ[7](2003) آگاهي از برند يكي از بخش‌هاي اصلي مدل هاي معروف سلسله مراتب تاثير تبليغات و از اهداف مهم فعاليت هاي ارتباطي براي مديران بازاريابي مي‌باشد و آنها از اين مفهوم به عنوان ابزاري براي اندازه گيري اثربخشي فعاليت‌هاي بازاريابي و تبليغات استفاده مي‌نمايند.  زماني كه يك  مشتري با تعداد زيادي نام تجاري هماهنگ با معيارها و ارزش‌هايش  آشنا است بعيد به نظر مي‌رسد براي جستجوي اطلاعات در مورد نام هاي تجاري ناآشناي رقبا تلاش زيادي انجام . يكي ديگر از كاركردهاي آگاهي از برند افزايش كيفيت ادراك شده از محصول يا خدمات توسط مشتري مي‌باشد.

[1] – Recognition of Brand

[2] – Dominance

[3] – Rossister

[4] – Learning Advantage

[5] – consideration Advantage

[6] – Choice Advantage

[7] – Macdonald & Sharp

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

 

مهمترين هدف پژوهش حاضر بررسي ميزان تاثير اجراء مختلف آميخته بازاريابي بر ابعاد ارزش ويژه برند و در نهايت خود ارزش ويژه برند شركت‌هاي توليد كننده نرم‌افزار  مي‌باشد. بطور خاص اهداف اين پژوهش به دو دسته اهداف اصلي و اهداف فرعي به شرح زير تقسيم‌بندي شده‌اند .

1-5-1- اهداف اصلي

 

تعيين ميزان تاثير اجزاء مختلف آميخته بازاريابي بر ارزش ويژه برند در صنعت توليد نرم‌افزار (نرم‌افزارهاي مالي، اداري ).

1-5-2- اهداف فرعي

 

اهداف فرعي پژوهش نيز به‌ صورت زير مجموعه اهداف اصلي  و بر مبناي  ارتباط بين اجزاء آميخته‌بازاريابي و ابعاد ارزش ويژه برند ( مطابق با مدل آكر) است . اين اهداف در شش  گروه دسته‌بندي شده‌اند كه تمامي آنها در مورد برند شركت‌هاي توليد كننده نرم‌افزارهاي مالي اداري مورد بررسي قرار خواهند گرفت :

گروه الف :

  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  كيفيت ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  آگاهي و تداعي‌ها از برند.

گروه ب :

  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  كيف ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  آگاهي از برند.

گروه ج :

  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  كيف ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  آگاهي از برند.

گروه د :

  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  كيفيت ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  آگاهي از برند.

گروه ه :

  • تعيين ميزان تاثير وفاداري به برند بر  ارزش ويژه برند .
  • تعيين ميزان تاثير كيفيت ادراك شده از برند بر ارزش ويژه برند .
  • تعيين ميزان تاثير آگاهي از برند بر ارزش ويژه برند .

Author:

پايان نامه با موضوع نقش تاثير قيمت بر وفاداري به برند

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 عوامل و عناصر متفاوت آميخته بازاريابي به جهت دستيابي به مدل مناسب براي بازاريابي صنعت نرم افزار

قسمتی از متن پایان نامه :

1 آگاهي از برند

 

يكي از ابعاد اصلي و مهم اين مدل آگاهي از برند مي‌باشد كه اشاره به قدرت يك برند در ذهن مصرف‌كنندگان دارد. (اكر 1991،41، كلر 1993 ، 6) شناخت برند از توانايي تشخيص، شناسائي و به يادآوري آن توسط مشتريان و همچنين تمايز آن از برند‌هاي ديگر بعد از معرفي، مشاهده و يا شنيدن در مورد برند يا نشانه‌ها و يا بسته‌بندي آن تشكيل مي‌شود.(1996,aker) آگاهي و شناخت نسبت به برند اغلب بدهي فرض مي‌شود اما مي‌توان آن را در بازارهاي كه محصولات مشابه دارند يك مزيت رقابتي قلمداد كرد . آگاهي نسبت به نام تجاري مي‌تواند منجر به احساس نزديكي و آشنايي نسبت به برند نزد مشتريان شود همچنين مي‌تواند بيانگر وجود تعهد ، محتوا و ويژگي‌هاي باشد كه براي خريداران صنعتي با اهميت باشد . از طرف ديگر نام تجاري شناخته شده در فرآيند خريد مشتري كاربرد خواهد داشت. (2001,aker).مفهوم آگاهي از برند در ديدگاه آكر چند سطحي در نظر گرفته شده است . وي آگاهي را به درجات مختلف از صرفاً شناخت برند[1] تا استيلاي كامل برند[2] كه در آن مشتري تنها در مواجه با طبقه كالا برند را به ياد مي‌آورد تقسيم بندي نموده است. ( راسيستر[3] و برسي ، 1987 ،56) . آكر آگاهي از برند را توانايي مصرف كننده در شناخت و تشخيص برند تعريف نموده است . ولي كلر توانائي يادآوري برند را نيز بر آگاهي از برند موثر مي‌داند. ( كلر ، 1993،3) همچنين كلر آگاهي از برند را از سه طريق موثر بر تصميم خريد مشتري مي‌داند :

 

  • مزيت‌هاي يادگيري[4]
  • مزيت‌هاي توجه و بررسي[5]
  • مزيت‌هاي انتخابي [6]َ

 

با در نظر گرفتن آگاهي از برند به عنوان يكي از اجزاء مدل ، فرض مي‌شود هنگامي ارزش ويژه برند خلق مي‌شود كه مشتري آگاهي ، شناخت و تشخيص بالاي از برند داشته باشد و همچنين بتواند در هنگام مواجه با طبقه كالا ، نيازهاي مرتبط با طبقه كالا و يا هر تداعي و نشانه ديگري از برند ، آن را به ياد آورد . در پژوهش حاضر نيز آگاهي از برند با توجه به دو بعد شناخت از برند و يادآوري آن اندازه گيري شده است.

براي ارزيابي آگاهي از برند از پنج بعد 1- عدم شناخت و يادآوري برند 2- شناخت ساده 3- عدم شناخت ساده 4- در بالاي ذهن ماندن 5- استيلاي برند مي‌توان استفاده كرد. به عنوان مثال اگر برند ماكروسافت  را در نظر بگيريم و مشتريان بتوانند با شنيدن نام ماكروسافت اين نام را به مجموعه نرم‌افزارهاي رايانه‌اي ارتباط دهند ، برند ماكروسافت از شناخت ساده برخوردار است. در نوع بعدي آگاهي مشتري نام نرم افزار را مي‌شنود و مجموعه‌اي از نرم‌افزارها را كه محصول ماكروسافت هم بين آنها است را به ياد مي‌آورد به اين سطح آگاهي عدم شناخت ساده گفته مي‌شود. در بالاي ذهن بودن هنگامي است كه مشتري هر زمان به نرم‌افزار فكر كند اولين برند  ماكروسافت باشد كه در ذهن وي تداعي شود. بالاترين سطح از شناخت استيلاي برند است يعني تنها برندي كه مشتري به ياد مي‌آورد ماكروسافت است.   ( اكر 1991)

تاثير زياد آگاهي از برند بر تصميمات خريد و همچنين ارزش شركت باعث شده‌است هدف اصلي مديريت برند ايجاد و حفظ آگاهي نسبت به برند تعريف شود.

به اعتقاد مك دونالد و شارپ[7](2003) آگاهي از برند يكي از بخش‌هاي اصلي مدل هاي معروف سلسله مراتب تاثير تبليغات و از اهداف مهم فعاليت هاي ارتباطي براي مديران بازاريابي مي‌باشد و آنها از اين مفهوم به عنوان ابزاري براي اندازه گيري اثربخشي فعاليت‌هاي بازاريابي و تبليغات استفاده مي‌نمايند.  زماني كه يك  مشتري با تعداد زيادي نام تجاري هماهنگ با معيارها و ارزش‌هايش  آشنا است بعيد به نظر مي‌رسد براي جستجوي اطلاعات در مورد نام هاي تجاري ناآشناي رقبا تلاش زيادي انجام . يكي ديگر از كاركردهاي آگاهي از برند افزايش كيفيت ادراك شده از محصول يا خدمات توسط مشتري مي‌باشد.

[1] – Recognition of Brand

[2] – Dominance

[3] – Rossister

[4] – Learning Advantage

[5] – consideration Advantage

[6] – Choice Advantage

[7] – Macdonald & Sharp

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

 

مهمترين هدف پژوهش حاضر بررسي ميزان تاثير اجراء مختلف آميخته بازاريابي بر ابعاد ارزش ويژه برند و در نهايت خود ارزش ويژه برند شركت‌هاي توليد كننده نرم‌افزار  مي‌باشد. بطور خاص اهداف اين پژوهش به دو دسته اهداف اصلي و اهداف فرعي به شرح زير تقسيم‌بندي شده‌اند .

1-5-1- اهداف اصلي

 

تعيين ميزان تاثير اجزاء مختلف آميخته بازاريابي بر ارزش ويژه برند در صنعت توليد نرم‌افزار (نرم‌افزارهاي مالي، اداري ).

1-5-2- اهداف فرعي

 

اهداف فرعي پژوهش نيز به‌ صورت زير مجموعه اهداف اصلي  و بر مبناي  ارتباط بين اجزاء آميخته‌بازاريابي و ابعاد ارزش ويژه برند ( مطابق با مدل آكر) است . اين اهداف در شش  گروه دسته‌بندي شده‌اند كه تمامي آنها در مورد برند شركت‌هاي توليد كننده نرم‌افزارهاي مالي اداري مورد بررسي قرار خواهند گرفت :

گروه الف :

  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  كيفيت ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير محصول بر  آگاهي و تداعي‌ها از برند.

گروه ب :

  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  كيف ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير قيمت بر  آگاهي از برند.

گروه ج :

  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  كيف ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير توزيع  بر  آگاهي از برند.

گروه د :

  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  وفاداري به برند.
  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  كيفيت ادراك شده از برند.
  • تعيين ميزان تاثير فعاليت‌هاي پيشبردي بر  آگاهي از برند.

گروه ه :

  • تعيين ميزان تاثير وفاداري به برند بر  ارزش ويژه برند .
  • تعيين ميزان تاثير كيفيت ادراك شده از برند بر ارزش ويژه برند .
  • تعيين ميزان تاثير آگاهي از برند بر ارزش ويژه برند .

Author: