پایان نامه تعیین تاثیر پرستیژ برند بر قصد خرید مجدد می باشد.

-7- 2) پرستیژ برند[1]

منظور از پرستیژ برند این است که برند از منظر افرادی که نظرشان برای مصرف کنندگان مهم است، شناخته شده، قابل احترام و تحسین برانگیز باشد. پرستیز برند مي­تواند نشان دهنده جايگاه نسبتاً بالاي موقعيت محصول همراه با يک نام تجاري باشد. استین کمپ و باتراو الدن[2] (2003) چگونگي انجام منحصر به فرد که با نشانهاي خاص  يا کيفيت کلي و عملکرد محصول در ارتباط است معياري کليدي براي قضاوت در مورد پرستیژ يک برند مي­باشد. با اين وجود پرستیژ برند به صورتي يکسان بر همه افراد تأثير گذار نيست به عبارت ديگر، مصرف نام­هاي تجاري معتبر ممکن است براساس قابليت­ها متفاوت باشد ( ویگنرون و جانسون[3]، 1999).

1-7-3) تصویر برند[4]

از دید  بو و همکارانش[5] (2009) تصویر برند همان ادراک های احساسی و دقیق مشتریان از برند خاص است. آنها معتقدند که تصویر ذهنی برند یکی از منابع مهم ارزش ویژه برند است. کلر[6] ( 1998) چهار منبع شناسایی شده برای ارزش برند (وفاداری، تداعیات، ارزش درک شده و آگاهی برند) را به دو بخش آگاهی برند و تصویر ذهنی برند ترکیب می­کند .کلر تصویر برند را شامل 1- نمایش کاربرد     2- موقعیت استفاده و خرید 3- شخصیت و ارزش 4- تاریخچه، میراث و تجربه می داند. درواقع ارزش برند از کل تصویر ذهنی برند که به وسیله تداعیات درک شده به وسیله فرد صورت گرفته، حاصل   می­شود.

1-7-4) کیفیت درک شده[7]

کیفیت ادراک شده به عنوان « ادراک مشتری از کیفیت یا برتری کلی یک محصول یا خدمات با توجه به هدفی که آن محصول یا خدمات داشته و نسبت به سایر محصولات و خدمات موجود در بازار» تعریف شده است. این مساله یک الزام رقابتی است و بسیاری از شرکت ها امروزه، کیفیت مشتری مدار را به ابزار استراتژیک نیرومندی مبدل ساخته اند. آنها رضایت و ارزش مشتری را از طریق برآورد مداوم و سودمند نیازها و ترجیات مشتری در مورد کیفیت ارضا کرده­اند. کاتلر ارتباط درونی بین کیفیت محصول و خدمت، رضایت مشتری و سودآوری شرکت را مورد توجه قرار داده است.

1-7- 5) صرفه جویی در هزینه اطلاعات[8]

اردم و اسویت[9] در سال ( 1998) گفته اند صرفه جويي در هزينه اطلاعات را مي­توان از طریق کاهش جمع آوري اطلاعات و هزينه­هاي پردازش که شامل صرف هزينه­هاي زمان، پولي و رواني است مفهوم سازي کرد. به عنوان مثال، آکر[10] اشاره مي­کندکه: کيفيت درک شده بيشتر، هزينه­هاي اطلاعات کمتر، و خطرات کمتر همراه با نام­هاي­تجاري معتبر مي­توانند ارزيابي مصرف­کننده از نام­هاي تجاري را افزايش دهند. در رابطه با مبحث فوق اردم و اسویت(1998) مي­گويند که اعتبار برند باعث افزايش کيفيت درک شده، کاهش خطر درک شده و هزينه اطلاع رساني شده و بنابراين انتظارات مشتريان را افزايش مي­دهد (يعني تمايل به خريد يک نام تجاري).

[1] Brand Prestige

[2] Steenkamp&Batra& Alden

[3] Vigneron & Johnson

[4] brand image

[5] Boo et al

[6] Keller

[7] Perceived Quality

[8] Information Costs Saved

[9] Erdem & Swait

[10] Aaker

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

Author: